@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 86

جستار: عقابان خونین بال

  1. #41
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    شهدای روز 25 مهر ماه سال 1359

    72 - شهید سرلشکر خلبان داریوش ندیمی



    در آذر ماه سال 1324 در تهران متولد شد پس از پایان تحصیلات در آبان ماه سال 1344 وارد نیروی هوایی گردید پس از پایان دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 4 انتخاب گردید خیلی زود مدارج ترقی را طی نمود و خلبان کابین جلو و سپس معلم خلبان اف 4 گردید . همزمان با پرواز ورزش فوتبال را نیز به صورت حرفه ای دنبال می کرد . ابتدا در تهران سپس در شیراز و با تشکیل گردان شکاری پایگاه نهم به این پایگاه منتقل شد . با شروع جنگ علی رغم اینکه معاون عملیات پایگاه بود در اکثر پروازها شرکت می جست و پروازهای بی نظیری را انجام داد . ساعت 10 صبح روز بیست و پنجم مهرماه سال 1359 یک فروند اف 4 ئی به خلبانی سرگرد داریوش ندیمی و کمک ستوانیکم علی رضا رستمیان جهت بمباران پل موصلاتی العماره به پرواز در می آید خلبانان با حداقل ارتفاع از مرز گذشته و به خوبی پل را بمباران می نمایند ولی در همین منطقه هواپیمایشان مورد اصابت یک تیر موشک سام 2 قرار می گیرد سیستم اجکت کابین جلو از کار می افتد خلبان تلاش بسیار در هدایت جنگنده می نماید ولی این غول آهنی قابل کنترل نیست هواپیما در حالی که خلبان کابین جلو در داخل کاکپیت است با زمین برخورد می کند و داریوش ندیمی در دم به شهادت می رسد ولی از سرنوشت کابین عقب هیچ اطلاعی در دسترس نیست . عراق تا مدتها منکر این پرواز می شد و از سرنوشت خلبانان اظهار بی اطلاعی می کرد . با پایان جنگ دقیقا در روز 25 مهر ماه سال 1370 بقایای پیکر شهید داریوش ندیمی به مقامات ایرانی تحویل داده می شود . به همراه پیکر ایشان چندین قطعه عکس بسیار دلخراش در حالی که شهید ندیمی در میان آهن پاره های کابین هواپیما قرار دارند تحویل ایران می گردد .



    73 - شهید سرلشکر خلبان علی رضا رستمیان



    در اردیبهشت ماه سال 1332 در اصفهان متولد شد پس از پایان تحصیلات در فروردین ماه سال 1353 وارد نیروی هوایی گردید و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 4 انتخاب گردید و به پایگاه نهم شکاری بندرعباس منتقل گردید . ساعت 10 صبح روز بیست و پنجم مهرماه سال 1359 یک فروند اف 4 ئی به خلبانی سرگرد داریوش ندیمی و کمک ستوانیکم علی رضا رستمیان جهت بمباران پل موصلاتی العماره به پرواز در می آید خلبانان با حداقل ارتفاع از مرز گذشته و به خوبی پل را بمباران می نمایند ولی در همین منطقه هواپیمایشان مورد اصابت یک تیر موشک سام 2 قرار می گیرد سیستم اجکت کابین جلو از کار می افتد خلبان تلاش بسیار در هدایت جنگنده می نماید ولی این غول آهنی قابل کنترل نیست هواپیما در حالی که خلبان کابین جلو در داخل کاکپیت است با زمین برخورد می کند و داریوش ندیمی در دم به شهادت می رسد ولی از سرنوشت کابین عقب هیچ اطلاعی در دسترس نیست . عراق تا مدتها منکر این پرواز می شد و از سرنوشت خلبانان اظهار بی اطلاعی می کرد . پیکر پاک ایشان هنوز به میهن بازنگشته است .


    74 - شهید سرلشکر خلبان محمد میر



    در اسفند ماه سال 1330 در زابل متولد شد پس از پایان تحصیلات در آذر ماه سال 1349 وارد نیروی هوایی گردید با باز گشت از آمریکا بعنوان خلبان اف 4 انتخاب گردید کمتر از دوسال بعد دوره کابین جلو را طی و در نهایت به پایگاه نهم شکالری منتقل گردید . با شروع جنگ پروازهای خوبی انجام داد کمتر از ده روز از قبل از شهادت به پایگاه ششم شکاری مامور گردید . خبرهای خوبی از سوسنگرد و بستان به گوش نمی رسد تانکهای دشمن در حال پیشروی به سمت شهر می باشند . صبح روز بیست و پنجم مهرماه سال 1359 دو فروند اف 4 ئی هر دو مجهز به موشکهای ماوریک ، شماره یک به خلبانی شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و کمک شهید سرهنگ خلبان منصور سالارصدیق و شماره دو به خلبانی سروان محمد میر و کمک ستوانیکم علی رنجبر طره ای جهت انهدام تانکهای دشمن به پرواز در می آیند . در ده مایلی هدف دوران اعلام پاپ آپ می کند هواپیماها در ارتفاع 9000 پایی شروع به پایین دادن جنگنده کردند که دوران سریع تانکهای دشمن را می بیند و اعلام شیرجه می کند در همان یورش اول سه موشک به سمت فانتومها شلیک می شود که خلبانان با مهارت هر سه موشک را منحرف می کنند . در دو مرحله حمله چهار فروند تانک منهدم می شود . دوران اعلام می کند وضعیت خطرناک است بهتره برگردیم . در حین گردش به سمت راست سه تیر موشک مجددا به سمت جنگنده ها شلیک می شود که هواپیمای شماره دو در حین گردش هدف موشک قرار می گیرد کمک خلبان بلافاصله اجکت می کند ولی صندلی پران خلبان کار نمی کند هنوز چهارتیر موشک ماوریک زیر جنگنده است میر تلاش در هدایت هواپیما می کند و دوران مرتب فریاد ریکاوری می زند ولی هیچ کاری از دست خلبان برنمی آید ثانیه های بعد جنگنده با زمین برخورد می کند و میر آسمانی می شود .


    75 - شهید سرلشکر خلبان علی رنجبر طره ای



    در خرداد ماه سال 1332 در کاشان به دنیا می آید پس از پایان تحصیلات در اسفند ماه سال 1352 وارد نیروی هوایی می شود پس از پایان دوره تکمیلی در آمریکا به ایران باز می گردد و بعنوان خلبان اف 4 انتخاب و به پایگاه ششم شکاری منتقل می شود با شروع جنگ پروازهای خود را از روزآغازین جنگ پیگیری می کند . صبح روز بیست و پنجم مهرماه سال 1359 دو فروند اف 4 ئی هر دو مجهز به موشکهای ماوریک ، شماره یک به خلبانی شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و کمک شهید سرهنگ خلبان منصور سالارصدیق و شماره دو به خلبانی سروان محمد میر و کمک ستوانیکم علی رنجبر طره ای جهت انهدام تانکهای دشمن به پرواز در می آیند . در ده مایلی هدف دوران اعلام پاپ آپ می کند هواپیماها در ارتفاع 9000 پایی شروع به پایین دادن جنگنده کردند که دوران سریع تانکهای دشمن را می بیند و اعلام شیرجه می کند در همان یورش اول سه موشک به سمت فانتومها شلیک می شود که خلبانان با مهارت هر سه موشک را منحرف می کنند . در دو مرحله حمله چهار فروند تانک منهدم می شود . دوران اعلام می کند وضعیت خطرناک است بهتره برگردیم . در حین گردش به سمت راست سه تیر موشک مجددا به سمت جنگنده ها شلیک می شود که هواپیمای شماره دو در حین گردش هدف موشک قرار می گیرد کمک خلبان بلافاصله اجکت می کند ولی صندلی پران خلبان کار نمی کند هنوز چهارتیر موشک ماوریک زیر جنگنده است میر تلاش در هدایت هواپیما می کند و دوران مرتب فریاد ریکاوری می زند ولی هیچ کاری از دست خلبان برنمی آید ثانیه های بعد جنگنده با زمین برخورد می کند و میر آسمانی می شود . رنجبر با چتر در حال فرود می باشد ولی پدافند سنگین دشمن قصد ندارد اجازه فرود راحت را به او بدهد و ایشان در آسمان هدف پدافند قرار می گیرند و به شهادت می رسند .




    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  2. #42
    Aviation Storekeeper
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    48
    سپاسگزاری
    91
    سپاسگزاری شده : 514 بار در 47 پست
    قدرت امتیازدهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    روحشان شاد

  3. سپاسگزاری ها (2):


  4. #43
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    با سلام

    مهرماه خونین سال 1359 به پایان رسید نیروی هوایی ایران در این ماه بجز روز اول مهر ماه حدود 1000 سورتی پرواز انجام داد و در این مدت تلفات سنگینی بر پیکره تمامی نیروهای دشمن وارد آورد . شهدای بسیاری تقدیم این مرز و بوم نمود بجز آن تعدادی زیادی از خلبانان اسیر شدند و تعدادی هم چه در خاک خودمان و چه در خاک دشمن توسط تیم رسیکیو نیروی هوایی ، دریایی و زمینی نجات پیدا نمودند .


    از شروع درگیری ها نیروی هوایی 67 خلبان شهید را تقدیم نمود و پس از شروع رسمی جنگ تحمیلی :

    61 عقاب تیزپرواز نیروی هوایی پرواز ابدی خود را آغاز نمودند از این تعداد 39 نفر خلبان اف 4 و 22 نفر خلبان اف 5 بودند

    شهید فیروز شیخ حسنی اولین خلبان شهید نیروی هوایی پس از شروع رسمی جنگ است و ایشان اولین خلبان شهید نیروی هوایی پس از شروع رسمی جنگ است که بدون جنگنده و روی باند هدف گلوله دشمن قرار گرفته است

    شهیدان محمد صالحی و خالد حیدری اولین خلبانان شهید نیروی هوایی در خاک دشمن می باشند


    30 نفر از خلبانان شهید در خاک خودمان چه توسط پدافند خودی و چه توسط پدافند دشمن هدف قرار گرفتند و 31 نفر از خلبانان شهید در خاک دشمن هدف قرار گرفتند

    پیکر پاک 32 نفر از خلبانان شهید از مجموع 61 نفر تاکنون کشف نگردیده است


    شهیدان شوقی ، عزیزی مقدم و حاجی بعد از اسارت جهت تضعیف روحیه دیگر خلبانان به طرز فجیهی به شهادت رسیده اند



    تا پایان جنگ تحمیلی این آمار خوشبختانه هیچ وقت تکرار نشد و نیروی هوایی هرگز این تعداد شهید نداد


    روحشان شاد و یادشان گرامی باد
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  5. #44
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    شهدای روز اول آبان ماه سال 1359


    76 - شهید سرلشکر خلبان علی اقبالی دوکاهه



    در مهر ماه سال 1328 در رودبار متولد شد پس از پایان تحصیلات در سن 18 سالگی در آذر ماه سال 1346 وارد نیروی هوایی گردید . پس طی دوره مقدماتی پرواز در مرداد ماه سال 47 جهت طی دوره پیشرفته پرواز عازم آمریکا می شود و با پایان دوره در بهمن ماه سال 1348 به ایران باز می گردد و به عنوان خلبان اف 5 انتخاب می گردد خیلی زود مدارج ترقی را طی و به درجه لیدر دومی می رسد همزمان در طی چهارسال 10 باز تضویق کتبی می شود . در سال 1353 او که یکی از بهترین خلبانان اف 5 می باشد برای طی دوره اطلاعات و عملیات مجددا به آمریکا اعزام می شود پس از پایان دوره به ایران باز می گردد و بعنوان افسر اطلاعات و عملیات به پایگاه ششم شکاری منتقل می شود پس از مدتی به عنوان فرمانده گردان 23 شکاری تبریز انتخاب می گردد و همزمان مسئولیت اطلاعات و عملیات پایگاه را نیز بر عهده دارد . با شروع جنگ در حالی که در معاونت طرح و برنامه نیرو خدمت می کند همراه با بزرگان اف 5 چون مرحوم دانشپور ، شهید ذوقی مقدم ، آغاسی بیک ، لطفعلی ، جواد پور ، سلیمانی و ... جهت کمک به پایگاه دوم شکاری می آیند . صدای غرش سهمگین مرکب آهنین بالش لرزه بر دل دشمنان می اندازد . صبح روز یکم آبان ماه 15 روز ماموریت ایشان در تبریز به اتمام می رسد و برای مرخصی آماده سفر به تهران می باشد ( در آن زمان در چندین پایگاه 15 روز حضور و 15 روز مرخصی در نظر گرفته می شد ) ولی سی 130 چهارساعت تاخیر دارد . ایشان به گردان بر می گردد و می گوید یک پرواز می روم و برمی گردم اگر سی 130 آمد نگه اش دارید تا بر گردم . حدود ساعت 10 صبح روز یکم مهر ماه سال 59 دوفروند اف 5 ئی به خلبانی شماره یک سرگرد علی اقبالی و شماره دو ستوان شفیع حسین پور جهت بمباران پایگاه موصل به پرواز در می آیند . با رسیدن روی هدف به دلیل حجم بالای پدافند و کشف توسط شکاری های دشمن لیدر تصمیم به گردش به سمت هدف دوم می کند . هدف دوم بمباران پادگان العقره عراق در نزدیکی موصل است که محل تجمع یک تیپ از سربازهای اردنی می باشد که به کمک صدام حسین آمده اند . با رسیدن روی هدف پادگان به خوبی بمباران می شود و تلفات سنگینی از دشمن گرفته می شود . ولی روی همین منطقه هواپیمای لیدر هدف قرار می گیرد و شماره دوم باز می گردد و در گزارش خود می نویسد به وضوح اجکت و باز شدن چتر ایشان را دیده است . ولی عراق منکر این قضیه می شود و اعلام می کند چنین شخصی را دستگیر نکرده و یا جنازه و حتی لاشه هواپیمایش را ندیده است . ولی داستان چیز دیگری است . بافرود ایشان یک گروه سریعا برای دستگیری او اعزام می شوند و در حدود 10 تا 15 کیلومتری شمال شرق پادگان ایشان دستگیره می شود . دژخیمان از خدا بی خبر در همانجا ضمن شکنجه ، او را در میان دو جیپ می بندند و او را به دو نیم می کنند بازهم از روی قصاوت و سنگدلی نیمی از بدن را در نینوا و نیم دیگر را در موصل دفن می کنند . در نهایت پیکر پاک ایشان در سال 81 از هر دو محل خارج و در تاریخ سی ام تیرماه سال 81 تحویل مقامات ایرانی می گردد .


    77 - شهید سرلشکر خلبان غلامعلی خجسته نیکو



    در فروردین ماه سال 1326 در تهران متولد شد پس از پایان تحصیلات در مرداد ماه سال 1347 وارد نیروی هوایی گردید و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایاران بازگشت و بعنوان خلبان اف 4 انتخاب گردید . با شروع جنگ از عملیات 140 فروندی شروع به پرواز نمود . ساعت 5 بعداز ظهر روز یکم آبان ماه سال 1359 یک فروند اف 4 ئی به خلبانی سروان ابراهیم حسنی (هنرجو) و کابین عقب سروان غلامعلی خجسته (معلم خلبان) به قصد گشت هوایی از پایگاه سوم شکاری به پرواز در می آیند و بعد از حدود 15 دقیقه ارتباط آنها با رادار سوباپی قطع می شود تا اینکه حدود 30 دقیقه پس از قطع ارتباط بوسیله ژاندارمری شهر گرم آب از توابع استان زنجان به نیروی هوایی اطلاع داده می شود هواپیمای مذکور به یکی از تپه های اطراف که حدود 150 پا ارتفاع داشته برخورد و متلاشی شده است . با بررسی سانحه مشخص می شود هواپیما در ارتفاع 100 پایی با سرعت 550 نات به دلایل نامعلومی با تپه برخورد کرده است خلبان کابین جلو در دم به شهادت رسیده است و در لحظه برخورد صندلی پران کابین عقب فعال و ایشان به بیرون پرتاب شده و در دم به شهادت رسیده است .


    78 - شهید سرلشکر خلبان ابراهیم حسنی



    در اسفند ماه سال 1325 در گلپایگان به دنیا آمد و در حالی که مدرک سیکل خود را گرفته بود در تیرماه سال 44 به استخدام درجه داری نیروی هوایی در آمد . با جدیت در حالی که در مهرآباد خدمت می کرد مدرک دیپلم خود را گرفت و در سال 51 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی گردید و پس از پایان دوره تکمیلی پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 4 انتخاب و به پایگاه سوم شکاری منتقل گردید .
    با شروع جنگ از عملیات 140 فروندی شروع به پرواز نمود . ساعت 5 بعداز ظهر روز یکم آبان ماه سال 1359 یک فروند اف 4 ئی به خلبانی سروان ابراهیم حسنی (هنرجو) و کابین عقب سروان غلامعلی خجسته (معلم خلبان) به قصد گشت هوایی از پایگاه سوم شکاری به پرواز در می آیند و بعد از حدود 15 دقیقه ارتباط آنها با رادار سوباپی قطع می شود تا اینکه حدود 30 دقیقه پس از قطع ارتباط بوسیله ژاندارمری شهر گرم آب از توابع استان زنجان به نیروی هوایی اطلاع داده می شود هواپیمای مذکور به یکی از تپه های اطراف که حدود 150 پا ارتفاع داشته برخورد و متلاشی شده است . با بررسی سانحه مشخص می شود هواپیما در ارتفاع 100 پایی با سرعت 550 نات به دلایل نامعلومی با تپه برخورد کرده است و ایشان در دم به شهادت می رسند



    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  6. #45
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    79 - شهید سرلشکر خلبان عبدالحسین حاتمی




    در بهمن ماه سال 1331 در رشت متولد شد با پایان تحصیلات در مهرماه سال 1350 وارد نیروی هوایی گردید و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا بهمن ماه سال 1352 به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف5 انتخاب و به پایگاه چهارم شکاری منتقل گردید . باشروع جنگ شجاعانه به نبرد با دشمن پرداخت . ساعت 8/30 صبح روز دوم آبان ماه سال 1359 دو فروند اف 5 ئی به لیدری سروان عبدالحسین حاتمی جهت بمباران نیروهای دشمن در هویزه از پایگاه چهارم شکاری به پرواز در می آید و در همین منطقه شماره یک هدف اصابت گلوله ضدهوایی قرار می گیرد شماره دو آتش هواپیمای شماره یک را می بیند و روی رادیو جویای حال او می شود که حاتمی جواب می دهد خوب هستم در همین موقع هم موفق به خروج اضطراری از هواپیما می گردد ولی سرنوشت خلبان علی رغم پیگیریهای متعدد نامعلوم اعلام می گردد .
    حاتمی دقیقا در حاشیه روستای کرخه از توابع شهرستان هویزه فرود می آید و روستائیان که همگی عرب زبانان ایرانی خوزستانی می باشند سریع خلبان را مخفی می کنند در آنسوی قضیه عراقی ها به وضوح چتر نجات خلبان را دیده اند به روستا می آیند و اهالی را تهدید به مرگ می کنند ولی آنها شجاعانه خلبان را تحویل نمی دهند . تا اینکه موضوع توسط دو نفر از عوامل خودفروخته لو می رود صبح روز هجدهم آبان ماه سال 1359 در حالی که روستائیان در حال برگزاری چشن عروسی می باشند دشمن بی رحم با تانک به روستا هجوم می آورد و در جستجوی خانه به خانه خلبان را پیدا می کنند . آنان خلبان را به همراه 29 تن از مردان روستا دستگیر و با خود می برند . در حالی که نظامیان اجازه خروج اهالی را از روستا نمی دادند در فاصله یک کیلومتری روستا بیست و نه نفر روستایی را دست بسته در یک گور دسته جمعی زنده به گور می کنند این در حالی است که حاتمی نیز در فاصله 100 متری آنان دست بسته به تنهایی زنده به گور شده است .
    بی سیم چی عراقی که یک شیعه می باشد نظاره گر تمامی وقایع می باشد . پنج سال بعد در عملیات والفجر 8 او اسیر رزمندگان اسلام می شود . فروردین ماه سال 1365 است در اردوگاه اسرا او متوجه پیرمردی می شود که عکس پسرش را نشان همه می دهد تا شاید بتواند نشانی از او به دست بیاورد کنجکاو می شود که او کیست عکس را می بیند در همان نگاه اول یاد صورت رنگ پریده خلبان می افتد که باور ندارد می خواهند او را که اسیر می باشد زنده به گور کنند که بعثیان وحشیانه او را زنده به گور کردند . با خود فکر می کند که آیا باید این مطلب را بگوید یا پنهانش کند خوابی می بیند و تصمیم می گیرد موضوع را اطلاع دهد ولی هراس دارد بگوید او را زنده بگور کرده اند سریع پدر شهید را می خواهند و او شروع به تعریف می کند و می گوید در شهر هویزه بودیم که متوجه صدای هواپیما شدیم کمی بعد هواپیما هدف قرار گرفت و خلبان بیرون پرید فرمانده عده ای را برای دستگیری خلبان فرستاد ولی آنها دست خالی بازگشتند چند روز بعد عامل نفوذی ما خبر آورد خلبان در روستا است به روستا ریختیم و اکثر جوانان و همچنین خلبان را دستگیر کردند فرمانده دستور داد همه را زنده به گور کنند و خلبان را هم بکشند حدود یک ساعت بعد سربازی آمد و گفت روی اتیکت خلبان نوشته بود عبدالحسن ، عبدالحسین ، پدر شهید گریه می کرد و از او می خواست قبر پسرش را نشان دهد همزمان از روستای کرخه هم خبرهای می رسد یکی از کشاورزان در هنگام شخم زمین به یک گور دسته جمعی رسیده است
    بیست و هفتم فروردین ماه سال 1365 پاسگاه حمید خبر کشف گور دسته جمعی را تایید می کند و با نشانی هایی که اسیر عراقی می دهد قبر خلبان نیز کشف می گردد بلافاصله افسر ایمنی پرواز به محل اعزام می شود لباس خلبان تقریبا سالم است و روی اتیکت آن نوشته شده عبدالحسین حاتمی .
    پیکر شهید به معراج شهداء در سوسنگرد و سپس به اهواز انتقال پیدا می کند و سرهنگ هوشیار ضمن حضور در محل از پیکر بازدید می کند و در گزارش می نویسد پیکر خلبان همراه با تمام تجهیزات دفن شده بود

    این جنایت دیگری از عراقی های بعثی می باشد .



    تصویر از حضور خلبانان پایگاه چهارم شکاری در معراج شهداء اهواز برای تحویل پیکر شهید حاتمی : آقایان نجفی ، طیبی و قوامی در تصویر حضور دارند




    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما

    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  7. #46
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    80 - شهید سرلشکر خلبان ابوالفضل مهدیار

    در خردادماه سال 1327 در قم متولد شد پس از پایان تحصیلات در بهمن ماه سال 1347 وارد نیروی هوایی گردید پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف4 انتخاب و به پایگاه یکم شکاری منتقل گردید در سال 53 پس از طی دوره کابین جاو به پایگاه هفتم شکاری منتقل گردید در سال 56 مجددا به تهران منتقل گردید با پیروزی انقلاب به پایگاه ششم شکاری منتقل شد . تیرماه سال 1359 او را به جرم شرکت در کودتای نقاب بازداشت کردند ولی اسنادی مبنی بر دخالت وی در کودتا یافت نشد جنگ تحمیلی آغاز شد و او درخواست پرواز نمود که با درخواستش موافقت شد پروازهای بی نظیری را در یک ماه اول جنگ انجام داد روز یکم آبان ماه در حمله در دو پرواز جهت حمله به بندر فاو و اسکله ام القصر به عنوان لیدر شرکت نمود و ضربات سهمگینی بر پیکره دشمن وارد نمود . ساعت 12 شهر روز دوم آبان ماه سال 1359 دو فروند اف 4 ئی به لیدری شماره یک سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمک سروان محمود شادمان بخت و شماره دو به خلبانی سرگرد محمود شرابی و کمک ستوانیکم اسماعیل پیروان جهت بمباران اسکله ام القصر به پرواز در می آیند با رسیدن روی هدف خلبانان ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار ومی دهند و سپس بمبهای mk82 خود را روی اسکله می ریزند و در حال گردش به سمت مرز هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن قرار می گیرد به گواه شماره 2 پرواز هر دو خلبان اقدام به اجکت می نمایند و هواپیما در دهانه فاو به داخل خلیج فارس سقوط می کند ولی دژخیمان بعثی هر دو خلبان را در آسمان به رگبار می بندند و پیکر بی جان آنان در خلیج همیشه فارس آرام می گیرد .


    81 - شهید سرلشکر خلبان محمود شادمان بخت



    در آذر ماه سال 1327 در تهران متولد شد پس از پایان تحصیلات در مردادماه سال 1348 وارد نیروی زمینی گردید با توجه به علاقه ای که به پرواز داشت در سال 1351 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی گردید پس از طی دوره مقدماتی جهت طی دوره شکاری به آمریکا اعزام گردید و پس از بازگشت بعنوان خلبان اف 4 انتخاب و به پایگاه ششم شکاری منتقل گردید ابتدا بعنوان ناوبر و در سال 57 به جرگه خلبان شکاری پیوست . با شروع جنگ به مقابله با دشمن پرداخت . ساعت 12 شهر روز دوم آبان ماه سال 1359 دو فروند اف 4 ئی به لیدری شماره یک سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمک سروان محمود شادمان بخت و شماره دو به خلبانی سرگرد محمود شرابی و کمک ستوانیکم اسماعیل پیروان جهت بمباران اسکله ام القصر به پرواز در می آیند با رسیدن روی هدف خلبانان ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار ومی دهند و سپس بمبهای mk82 خود را روی اسکله می ریزند و در حال گردش به سمت مرز هواپیمای لیدر مورد اصابت موشک دشمن قرار می گیرد به گواه شماره 2 پرواز هر دو خلبان اقدام به اجکت می نمایند و هواپیما در دهانه فاو به داخل خلیج فارس سقوط می کند ولی دژخیمان بعثی هر دو خلبان را در آسمان به رگبار می بندند و پیکر بی جان آنان در خلیج همیشه فارس آرام می گیرد . چندی بعد بقایای پیکر این خلبان قهرمان در ساحل فاد کشف و در قبرستان زبیر عراق آرام می گیرد .


    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  8. #47
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    شهدای روزهای سوم ، چهارم و ششم آبان ماه 1359




    82 - شهید سرلشکر خلبان نصرالله اصیل ادب



    در فروردین ماه سال 1332 در ورامین به دنیا آمد با پایان تحصیلات در شهریور ماه سال 1352 وارد نیروی هوایی گردید و پس از پایان دوره تکمیلی پرواز در آمریکا در آذر ماه سال 1355 به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 5 انتخاب و به پایگاه چهارم شکاری منتقل گردید . با شروع جنگ به مقابله دشمن پرداخت و تا روز سوم آبان ماه سیزده ماموریت جنگی انجام داد . صبح روز سوم آبان دو فروند اف 5 ئی جهت بمباران شهرک مارد عراق در آنسوی آبادان به پرواز در می آیند که هواپیمای شماره دو به خلبانی ستوانیکم نصرالله اصیل ادب روی منطقه هدف پدافند قرار می گیرد و ایشان مجبور به خروج اضطراری می شوند . باد در منطقه در حال وزیدن می باشد و خلبان که به چتر آویزان است را به سمت شرق هدایت می کند ولی متاسفانه محل فرود ایشان دقیقا در میدان مین می باشد با اولین برخورد از ناحیه پهلو با مین برخورد می کنند و در دم به شهادت می رسد . روز بعد دو نفر بسیجی که ناظر فرود خلبان بودند برای انتقال پیکر ایشان که معلوم نبود شهید شدند یا خیر وارد میدان مین می شوند که متاسفانه هر دو نفر به دلیل برخورد با مین به شهادت می رسند . پیکر این شهید بزرگوار یک هفته توسط نیروهای عراقی کشف و در قبرستان زبیر عراق به خاک سپرده می شود


    83 - شهید سرلشکر خلبان محمد علی فرزین



    در اردیبهشت ماه سال 1328 در تهران متولد شد پس از پایان تحصیلات در آبان ماه سال 48 وارد نیروی هوایی گردید و پس از طی دوره پیشرفته پرواز در آمریکا به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 5 انتخاب و به پایگاه ششم کاری منتقل شد با گسترش اف 4 به بوشهر به پایگاه چهارم شکاری منتقل گردید در سال 1355 برای طی دوره معلم خلبانی مجددا به آمریکا اعزام گردید و پس از بازگشت به ایران به آموزش خلبانان جوان پرداخت . با شروع جنگ به مقابله با دشمن پرداخت و در تاریخ سوم مهر ماه 59 در دهلران هواپیمایش مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت ولی موفق به خروج اضطراری گردید و با طی ماجرای خاصی توانست از مهلکه نجات پیدا کند پس از طی دوران نقاهت مجددا به گردان پروازی بازگشت . روز سوم آبان ماه سال 59 سه روز مرخصی می گیرد تا به خانواده سر بزند . فردا صبح هواپیمای سی 130 تاخیر دارد و او از فرصت استفاده می کند تا به ماموریت جنگی برود تا هواپیمای سی 130 به دزفول برسد . صبح روز چهارم آبان ماه سال 1359 یک فروند اف 5 ئی به خلبانی سروان محمد علی فرزین جهت بمباران نیروهای دشمن در حوالی اهواز به پرواز در می آید پس از بمباران هدف هواپیمایش از ناحیه چرخ عقب ، خروجی موتور و چتر دم هدف پدافند دشمن قرار می گیرد و جنگنده شعله ور می شود خلبان بلافاصله اقدام به اجکت می کند و به فاصله 5 متری از محل سقوط هواپیما فرود می آید . فرزین که شدیدا اسیب دیده و لنگان لنگان راه می رود با یک نفر ایرانی برخورد می کند که او را به چادرش دعوت می کند غافل از اینکه او نفر ستون پنجم دشمن می باشد با رسیدن به چادر او که بسیار خون ریزی داشته بی حال دراز می کشد منافق سنگ دل در یک لحظه باجهش به سمت او بند چترنجات را دور گردنش می پیچد و این خلبان دلاور را به شهادت می رساند سپس پیکر بی جانش را داخل بیابان رها می کند فقط اسلحه کمری و تعدادی از ملحقات پروازی شهید را با خود می برد . یک ماه بعد در درگیری نیرهای خودی با منافقین شخص مورد نظر دستگیر می شود و اسلحه کمری از او گرفته می شود که شماره سریال آن با اسلحه شهید هم خوانی دارد و اینجاست که او به عمل ننگین خود اعتراف می کند و با حکم قاضی در محل تولد شهید فرزین او اعدام می شود .


    84 - شهید سرلشکر خلبان حمید فضیلت



    در اسفند ماه سال 1347 در تبریز متولد شد با پایان تحصیلات در آبان ماه سال 1347 وارد نیروی هوایی گردید و وارد رسته همافری مشغول به خدمت شد پس از طی دوره همافری در پایگاه های هوایی مشغول به خدمت گردید ولی به دلیل علاقه ای که به فن خلبانی داشت وارد دانشکده خلبانی شد و پس از پایان دوره پیشرفته پرواز در آذر ماه سال 1355 به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 5 انتخاب و به پایگاه دوم شکاری منتقل گردید با شروع جنگ به مقابله با دشمن پرداخت . یک ماه از شروع جنگ گذشته بود که بعنوان مامور به پایگاه چهارم شکاری اعزام گردید . صبح روز ششم آبان ماه سال 1359 دو فروند اف ئی به خلبانی سروان محمد ورتوان و شماره دو سروان حمید فضیلت جهت بمباران پارکینگ خودروهای زرهی دشمن در دشت موسیان به پرواز در می آیند که پس از بمباران هدف در راه بازگشت هواپیمای شماره دو مورد اصابت موشک قرار می گیرد و ایشان به درجه رفیع شهادت نائل می آیند




    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  9. #48
    Aircrew Survival Equipmentman
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    463
    سپاسگزاری
    10,160
    سپاسگزاری شده : 4,449 بار در 462 پست
    قدرت امتیازدهی
    51
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    جناب moh-597؛

    با سلام و تشکر به خاطر این جستار با ارزش.
    چرا درجه همه این عقابان همیشه سرافراز سرلشگره؟
    آیا به خاطر اینه که این عزیزان شهید شدند؟


  10. #49
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    نقل قول نوشته اصلی توسط sourena نمایش نوشته ها
    جناب moh-597؛

    با سلام و تشکر به خاطر این جستار با ارزش.
    چرا درجه همه این عقابان همیشه سرافراز سرلشگره؟
    آیا به خاطر اینه که این عزیزان شهید شدند؟

    سلام دوست عزیز
    برای احترام به شهیدان بزرگ سرلشکر می گویم
    وگرنه تمامی شهدای عزیز را در متن با درجه واقعی معرفی کردم

    برای بعضی از شهدا هم که مفقودالاثر می باشند نیروی هوایی چند سال پیش همه را با درجه سرلشکری شهید اعلام کردند
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


  11. #50
    مدیر انجمن نیروی هوایی ایران
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    518
    سپاسگزاری
    3,583
    سپاسگزاری شده : 6,663 بار در 505 پست
    قدرت امتیازدهی
    77
    Array

    پیش فرض پاسخ : عقابان خونین بال

    85 - شهید سرلشکر خلبان اصغر صدری نوشاد




    در بهمن ماه سال 1329 در تبریز متولد شد با پایان تحصیلات در مرداد ماه سال 1349 به دانشکده افسری نیروی زمینی پس از پایان دانشکده با علاقه ای که به فن پرواز داشت به نیروی هوایی پیوست و پس از طی دوره تکمیلی پرواز در آمریکا در آذرماه سال 1355 به ایران بازگشت و بعنوان خلبان اف 5 انتخاب و به پایگاه چهارم شکاری منتقل گردید . با شروع جنگ به مقابله با دشمن پرداخت ظهر روز 17 آبان ماه سال 1359 یک فروند اف 5 ئی به خلبانی سروان اصغر صدری نوشاد جهت بمباران مواضع دشمن در حد فاصل شوش تا هورالهویزه به پرواز در می آید ولی در حوالی کوه های الله اکبر مورد اصابت پدافند دشمن قرار می گیرد و از آن تاریخ مفقود الاثر می گردد


    86 - شهید سرلشکر خلبان غفور جدی اردبیلی


    در بهمن ماه سال 1324 در اردبیل متولد شد پس از پایان تحصیلات و خدمت سربازی در اسفند ماه سال 1346 به نیروی هوایی پیوست و برای طی دوره پیشرفته پرواز عازم آمریکا گردید و در سال 1349 به ایران بازگشت و به دلیل کسب نمره ممتاز مختار برای انتخاب هواپمایش بود که ایشان هواپیمای اف4 را انتخاب و در پایگاه یکم شکاری مشغول به خدمت گردید چند ماه بعد به گردان 72 تاکتیکی شیراز منتقل گردید . در سال 1351 با طی دوره کابین جلو بعنوان خلبان اول اف 4 مشغول به خدمت می شود .
    بیست و سوم اردیبهشت ماه سال 1352 عقربه های ساعت حدود 2 بعدازظهر را نشان می دهند که ستوانیکم غفور جدی خود را برای یک پرواز آزمایشی آماده می کند . هوابسیار گرم بود و دسته فانتوم ها برروی باند قرار گرفتند و ثانیه هایی بعد همگی در دل آسمان جای گرفتند . غفور به محض این که چرخ ها را می بندد متوجه تکان های خفیفی در هواپیما می شود که تصور می کند این تکان بخاطر گردابه های به جای مانده از جنگنده های جلویی باشد روی همین اصل به آن توجهی نمی کند ولی به محض خارج کردن هواپیما از حالت پس سوز نه تنها لرزش ها کم نمی شود بلکه بر شدت آن نیز افزوده می شود . در کمتر از یک دقیقه همه چراغ های قرمز رنگ کابین خلبان شروع به چشمک زدن می کند که همه آنها نشان از نقص فنی در هواپیما را می داد ولی غفور نمی دانست هواپیما چه ایرادی پیدا کرده است و کدام سامانه دچار مشکل شده است . در همین اثنا هواپیما تکان شدیدی می خورد و با زاویه زیاد شروع به اوج گیری می نماید . ستوان جدی سعی می کند به هر شکل ممکن هواپیما را از این حالت خارج نماید چون اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد احتمال استل موتور (خفگی کمپرسور) زیاد بود غفور هرچقدر تلاش می کند اهرم هدایت هواپیما را به جلو فشار دهد موفق نمی شود در همین کش و قوس وضع بدتر هم می شود. موتور جنگنده دچار واماندگی می شود و هواپیما به شدت شروع به کم کردن ارتفاع می نماید. ستوان جدی بی درنگ با هماهنگی خلبان کابین عقب اهرم خروج اضطراری را فعال می کند و خلبان کابین عقب موفق به خروج اضطراری از هواپیما می شود و با کمک چتر نجات سالم به زمین می رسد ولی قهرمان اردبیلی قصد خروج از هواپیما را ندارد غفور مصمم است به هرشکل ممکن هواپیما را نجات بدهد . تلاش او نتیجه می دهد و سرانجام موفق می شود جنگنده سرکش را در اختیار بگیرد درنگ جایز نبود بلافاصله به سمت پایگاه گردش کرد که ناگهان
    هواپیما دوباره شروع به تکان خوردن می کند ولی این بار هم ستوان موفق می شود جنگنده را در اختیار بگیرد و آن را بر روی باند پروازی به زمین بنشاند .
    به دلیل این پرواز و نجات حتمی جنگنده او به یک درجه بالاتر مفتخر و سه ماه مرخصی تشویقی می گیرد که با سفر به آمریکا دوره هواپیمای مسافربری 747 را طی می کند پس از بازگشت به پایگاه سوم شکاری همدان منتقل می گردد . تا شهریور ماه سال 1355 به خدمت خود در این پایگاه ادامه می دهد تا این که در این ماه نیروی هوایی نام او را برای طی دوره امنیت پرواز در لیست اعزامی به آمریکا قرار می دهد و ستوان جدی در آذر ماه سال 1355 برای بار سوم به آمریکا می رود. غفور این دوره را نیز با موفقیت کامل پشت سر می گذارد و در مرداد ماه سال 1356 به ایران باز می گردد . پس از بازگشت ستوان جدی از آمریکا او به پایگاه شکاری بوشهر منتقل می شود که این آخرین پایگاهی بود که این شهید بزرگوار در آن خدمت می کرد .
    انقلاب به پیروزی رسید غفور در این زمان به عنوان استاد خلبان و معلم هواپیمای اف 4 در پایگاه بوشهر مشغول به خدمت بود همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت و غفور که یک افسر منظبط و سخت گیر بود بعنوان فرمانده بازرسی و امنیت پرواز پایگاه بود تا این که سال 1359 آغاز شد . دست های دسیسه گر کمر به بدنامی غفور بسته بودند و بدلیل اوضاعی که در آن زمان بدلیل وقوع انقلاب بر نیروی هوایی حاکم بود و عناصری فرصت طلب به دنبال تسویه حساب های شخصی خود بودند و این باعث شد اوضاع برای غفور به خوبی به پیش نرود و نام او ناخواسته در لیست خلبانانی قرار گیرد که باید از نیروی هوایی تسویه حساب کنند . غفور با دلی رنجور شروع به تسویه از نیروی هوایی نمود و در مراحل نهایی تسویه او عراق از زمین هوا به ایران حمله ور شد . با شروع جنگ غفور تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه به نیروی هوایی بازگردد ولی تعدادی از خائنین او را تشویق به ترک ایران نمودند که غفور در جواب آنها می گوید : این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده ، ما برای چنین روزهایی آموزش دیده ایم . ستوان جدی به دفتر فرماندهی وقت پایگاه مرحوم سرتیپ خلبان "مهدی دادپی" می رود و می گوید : اکنون زمان آن رسیده که جواب گوی خرجی باشم که برای من شده است. می خواهم بجنگم برایم مهم نیست چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیافتد. دینی به مملکتم دارم که باید آن را ادا نمایم. درجه هایم را هم نمی خواهم فقط می خواهم بجنگم نمی توانم دوستانم را تنها بگذارم . مرحوم دادپی خواهش غفور را می پذیرد و با فرماندهی وقت نیرو شهید سرتیپ خلبان جواد فکوری تماس می گیرد و ایشان ضمن موافقت با درخواست غفور دستور می دهند درجه های او نیز بازگردانده شود .
    عقاب تیز پرواز آسمان پروازهای بیشماری را انجام می دهد تا به روز موعود می رسد صبح روز هفدهم آبان ماه سال 1359 دو فروند اف 4 ئی به خلبانی شماره یک سروان اصغر سپیدموی آذر و کمک ستوان محمدعلی اعظمی و شماره دو سرگرد غفورجدی و کمک ستوان عبدالکریم خلج جهت بمباران مواضع دشمن در بصره به پرواز در می آیند . جنگنده ها با کم کردن ارتفاع از جنوب خرمشهر و سمت چپ فاو وارد خاک عراق می شوند و سمت بصره را در پیش می گیرند ولی در طول مسیر هیچ نیروی مشاهده نمی شود . جنگنده ها با رسیدن به بصره با گردش به سمت راست به سمت مرزهای ایران گردش می کنند. در همین اثنا غفور متوجه یک نخلستان در نزدیکی بصره می شود که تعدادی پدافند در میان آن استتار شده است. با دقت بیشتر خلبانان متوجه حدود 40 فروند تانک می شوند که کاملا استتار شده و لوله های آن طوری استتار شده که به نظر دودکش خانه روستایی به نظر می رسد. هواپیمای شماره یک جناب سفیدمو روی رادیو اعلام می کند که شما از من فاصله بگیرد اول من بمباران می کنم سپس شما حمله ور شوید . شماره یک بمب های خود را روی هدف رها می کند . اینک نوبت غفور است که تیرهای خشم ملت ایران را بر سر دشمن فرود آرد. سرهنگ با شیرجه برروی هدف با دقت فراوان بمب هایش را رها می کند. دود غلیظ ناشی از سوختن تانک ها دشمن فضا را پر کرده بود . ناگهان هواپیما تکان شدیدی می خورد و ثانیه هایی بعد با یک تکان شدید دیگر به بالا پرتاب می شود. خلبان کابین عقب متوجه نشان دهنده دور موتور سمت راست می شود که عقربه آن به صفر می رسد و موتور سمت راست از کار می افتد . چراغ های قرمز چشمک زن همراه با بوق های ممتد نشان از وضعیت وخیم جنگنده می داد. غفور همچنان ساکت و مصمم به سمت مرز پرواز می کرد. او مصمم بود به هر شکل ممکن از مرز عبور نماید. بعد از گذشتن جنگنده از بهمنشیر وارد مرزهای ایران می شوند که غفور روی رادیو اعلام می کند که هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفته و یکی از موتورها از کار افتاده ، هیدرولیک هواپیما هم دیگر جواب نمی دهد ، با این شرایط به پایگاه نمی رسیم و باید هواپیما را ترک کنیم . سرعت هواپیما زیاد و ارتفاع آن کم بود. در این شرایط امکان اجکت وجود نداشت. غفور با خلبان کابین عقب صحبت می کند که آماده باش ارتفاع می گیریم و سپس بیرون می پریم . در 15 مایلی جنوب شرقی آبادان هواپیما از کنترل خارج می شود و شروع به کم کردن ارتفاع می نماید و هر دو خلبان در جاده ماهشهر – آبادان از هواپیما خارج می شوند .
    اما راکت های صندلی شهید چتر غفور جدی در ارتفاع پایین تری فعال می شود و متاسفانه نه چتر فرصت گرفتن سرعت عمودی سقوط جدی را پیدا می کند و نه صندلی مجال جدا شدن از خلبان را می یابد. در نتیجه غفور با سرعت بالایی به زمین برخورد می کند.
    ستوان خلج به سلامت به زمین می رسد ولی از ناحیه گردن و دست زخمی می شود و به دنبال غفور می گردد. از دور دودی را مشاهده می کند که نمایانگر محل سقوط هواپیماست. کمی که جلوتر می رود چتر غفور جدی را می بیند ند. چند متر آن طرف تر غفور را می بیند که صندلیش جدا نشده است و کمربندهایش هنوز بسته است . در نگاه اول خلج فکر می کند غفور بی هوش شده صدایش می زند غفور غفور ! همزمان با دست به صورت غفور می زند. نبضش را می گیرد ولی قلب غفور از تپیدن ایستاده است. غفور نفس نمی کشد . ستوان ناگهان متوجه سینه غفور می شود که بالا آمده مچ پایش هم در اثر برخورد با زمین شکسته است . بی اختیار به زمین می افتد غفور بال کشیده بود و پرواز دیگری را آغاز نموده بود . منطقه خیلی ناامن بود و ستوان باید منطقه را ترک می کرد ولی با پیکر غفور باید چه کار می کرد. نمی توانست او را همان جا رها کند . در همین افکار بود که متوجه دو ماشین جیپ شده که به طرف آنها می آمدند پیش خود تصور نمود که شاید عراقی باشند کلت کمری را برداشت تا با آنها مبارزه کند ولی هیچ پناه گاهی وجود نداشت او داخل یک بیابان مسطح سقوط کرده بود .
    ماشین ها در 500 متری خلجی ایستادند و نفراتی از آن پیاده شدند و اسلحه های شان را به طرف او گرفتند . کمی جلوتر رفت که یکی از آنها به فارسی گفت جلو نیا ! خوشحال از این که آنها ایرانی هستند فریاد زد من هم ایرانی هستم و به طرف آنها دوید که ناگهان یکی از آنها تیر هوایی شلیک کرد و گفت : بخواب روی زمین . ستوان کارت خود را از جیبش بیرون آورد و گفت من خلبان ایرانی هستم دوستم هم شهید شده است نفرات جلو آمدند و پیکر غفور را به پایگاه ششم منتقل شد و آنجا بود که وصیت آن شهید بزرگوار خوانده شد که در قسمتی از آن نوشته شده بود :

    " دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد "


    زندگی نامه کامل شهید غفور جدی اردبیلی در لینک زیر
    http://iranian-airforce.blogfa.com/cat-39.aspx

    هرگونه نقل قول و برداشت منوط به ذکر منبع می باشد
    محمدمعما
    پاينده باد ايران زنده باد ايراني

    وبلاگ من
    http://www.iranian-airforce.blogfa.com

    صفحه اینستاگرام
    https://instagram.com/iranian_airforce_pilots_martyr


صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. عقابان و جنگنده هاي از دست رفته ...
    توسط moh-597 در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: 28-08-2012, 13:57
  2. عقابان خونین بال
    توسط moh-597 در انجمن عملیاتهای نیروی هوایی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 28-08-2012, 07:02
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 25-07-2012, 20:41
  4. 99 عکس ناب از "خرمشهر" ، زمانی که "خونین شهر" بود
    توسط AMG در انجمن دفاع مقدس و شهدا
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 25-05-2010, 09:07

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •