@aerospacetalk
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 11 , از مجموع 11

جستار: لزوم "درست نویسی" در انجمن !

  1. #11
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    42
    نوشته ها
    3,814
    سپاسگزاری
    31,402
    سپاسگزاری شده : 48,413 بار در 3,713 پست
    قدرت امتیازدهی
    501
    Array

    پیش فرض پاسخ : لزوم "درست نویسی" در انجمن !

    بنام خدا
    درود بر ایران وایرانــــــــیان اریــــــایی

    برافراشته باد درفش سرفراز کاویانی



    نقل قول نوشته اصلی توسط goolih نمایش نوشته ها
    جناب کرمانشاهی عزیز
    ..... خواستِ من، پوزش شما نبود دوست ..... تنها خواستم یادآوری کنم که برای تشویق دیگران به دقت در نوشتار و گفتار، بهتر است دقت در نوشتار و گفتار خود را بالا ببریم و الان، جز شرمندگی برایم باقی نماند از پیام فروتنانه ی شما.
    در مورد واژه ی "مچکرم" خیلی دور از ذهن من است که واژه ای فارسی با قواعد عربی پیوند خورده به صورت وزن معرب، تغییر شکل دهد و دور از ذهن من است که واژه ی چاکر، پس از صرف مصادر عربی به شکل مچکرم در آید. میدانم که عرب زبانان، وارونه ی این رفتار را برای تبدیل چ به حروف خودشان انجام میدهند. برای مثال ریچارد را مینویسند ریتشارد. اما ای قاعده ای که شما فرمودید برای من بسیار دور از ذهن است.

    .... و باز میگویم که عرق بر پیشانی من نشست از پیام فروتنانه و بزرگوارانه ی شما


    جنابgoolih نازنین مرا ببخشید و دیرکرد مرا ،بر بی انگیزگیم در برابر شخصیت اکانت خود معنا نکنید(چون هرکسی در خور پاسخ دادن نیست)
    شوربختانه این روزها خیلی سرگرم ....

    دوست من این چه سخنیست،من کی باشم،شرمسار نفرمایید
    **************************
    ...."مچکرم"....
    اری درسته،خودم هم به این مورد اندیشیده ام
    به هر روی من که جایی نگفته ام که جناب کسروی ویا دکترکوروش آریامنش هستم
    من نیز خود شاگردی هستم که در رکاب ،بزرگواری که در همین تارنما از پیشکسوتان است،یاد میگیرم.(می ترسم اگر نام جناب دکتر را ببرم ،از من برنجند ،چون بسیار افتاده و بسیار دانا هستند)
    اما یک پرسشی من از شما دارم
    اگر بجای همین چاکرم ویا مچکرم می نوشتم :مرسی،ممنونم،مر30،متشکرم،اجرکم عندا...،من ا... توفیق،شکرا جزیلا
    ایا اصلن برای شما پرسشی ایجاد می کرد؟
    به هر روی خیلی از واژگان نیز از سرزمین اریایی به دل دبیره(ادبیات) تازی رخنه نموده است
    برای نمونه "ارگ یا ارک" و"داریک"که تازیان وخیلی از نژادها "دینار" و برخی دیگر دراخما و شاید درهم خواندند و نامیدند و "کتاب"
    در گویشهای بومی ایران برخی به "آب" میگویند"اُوی" aOoo
    در همین گویشها به کتاب نیز "کِتُو"
    KETOyگفته میشود
    در گذشته باستان نیز مردم ایران زمین به کتاب "کِتُوو"می گفتند
    برای اشنایی بیشتر به خاک نرم
    گوودالهایی که از پی باران ،اب در ان ها تلمبار میشد،"کوز" میگفتند و کاسه ،بشقابی را هم از این خاک درست میکردند که ما امروزه به بخشی از فراورده های این سازوکار(صنعت) "کوزه" می گوییم.
    اما همه واژگان از آنِ دبیره باستانی کشورمان نیستند
    خیلی از انها در پس از پویشی که در اغاز سده 13 خورشیدی در کشورمان و پس از پایان افت قهقرایی قاجاری،, تاخت کشور با وجو ناسازگاری و دست انداز سازی خشک مغزان پا گرفت
    مانند نام گزاری رده نیروها و یگان ها در آرتش،سازمانها و....
    سروان،استوار،ناوی ،ملوان(که از دل دبیره پارسی یافته و گرداوری و برگزیده شد)
    هواپیما،بالگرد،یا برگزیدن ویا ساخته شدن واژه "تفنگ" یا "فشنگ"

    اگر شما همانند بسیاری از نوجوانان کشورمان زاده شهرهای بزرگ هستید و در دامان خانواده ایی که کمترین پیوند را با شهرستانها و دهستانها ویا تیره هایی که هنوز گویشهای بومی خود را نگاه داشته اند را دارید،خب کمی سخت میشود،برای شما شناخت این مورد را گفت:
    در پارسی به کسی که اگاه و دانا است "فرزانه"می گویند
    در پارسی پهلوی(خشگ مغزان ،سکته نکنند،هیچ پیوندی به دودمان پهلوی1300 تا1357 ندارد،بلکه زبانی باستانیست) که امروزه رد انرا در کردی کردستان و پیرامون کرمانشاه و بخشهایی از کتاب ورجاوند اوستا میبینیم،به چنین کسی میگویند: فِرَ زانِد---feraَ zanِd ----خب " فِرَ " که برگرفته از همان "فَر" که به چمِ (معنی) بزرگواری،توانمندی،جایگاه بالاتر و بیشتر وگاهی بهتر و "زاند" به چمِ "می داند" میباشد که بشوند دیگردیسی های زیتسی و روش ادای متفاوت برزنهای گوناگون در گویشها "دانَد" در بخشهای باختری کشورمان "زانِد" گفته و خوانده میشود
    بنابراین تفنگ و فشنگ نیز از همین رو و در پی روشی که در گذشته بر شکار انجام میگرفت،که بالای درختی کمین می نمودند و با بکار بردن نی ایی لوله مانند و بلند که یک تیر(دارت مانند) دست ساز و الوده به زهر در ان جای داده بودند را بسوی هدف نشانه گرفته و با پف یا فوت کردن در سر لوله نی که در دهان گذاشته میشد،هدف را از پای در می اوردند.
    حالا
    در زمان پف کردن یا فوت کردن و برای اینکار ویا اگاهی دادن به هم برای این که زمان شلیک رسیده،به همدیگر(اگر شکارچی ها بیش از یک تن بودند) از واژه "تفک"
    " بهره میبردند و تیر نیز پس از شلیک و پرتاب شدن پژواکی همچون "فِششَک" داشت. اهسته اهسته امیختگی این دو واژه باهم برای اسان نمودن گفتگو ها میان دوستان نزدیک و همچنین افزودن "ن" برای ادای بهتر و اسان تر ان واژه تفنگ را ایجاد نمود.

    یکی از کارهای ناپسندی که از زمان امویان و پس گول خوردن "ابو مسلم" و واگذاری فرمانروایی که بدست ملی گرایان ایران بدست امد به تازیان "عباسی" تا دوره قاجار(بجز اقا محمد خان ،بنیان گذار قاجار) بکار بردن واژگان قلمبه تازی در نامه ها و گفتگوهای اداری و درباری ،برای خود شیرینی برخی خود فروختگان و سوداگران میهن بود
    اگر دیده باشید در دوره قاجار،و از پادشاهی میرزا باباخان جهانسوز با دریافت رشوه،به برخی سران ،پیشوندهای نامی تازی می دادند(فلان السلطنه) ویا در نامه نگاریها که از دوره امویان روال شده بود و با وجود ،فرهنگ سازی پسندیده سامانیان،صفاریان،طاهریان،زیاریان ...بویژه غزنویان(که زبان و دبیره پارسی را تا کرانه های هند گسترانیدن) اما این زخم چرکین،همچنان بر دامن پاک دبیره(ادبیات) پارسی ماندگار شد و بگویشی ،برای چرک مرده شدن با کمک سست اندیشان میهن ،تلاشها نمود.


    این ماجرای "چ " نوشتن تازیان ،برای من نیز بسیار شگفت انگیز است
    برای نمونه "چارلی" را می نویسند"تشارلی"
    خیلی دوست دارم بدانم چگونه می خوانندش

    من از شما دوست ارجمندم ،ازرده نمیشوم
    شما خیلی سنایشمندانه(محترمانه) پرسشی درست را واگویه نمودید و بامنشی افتاده،پست حود را نوشتید
    می دانید گره و چالش کجاست
    برخی که دوست دارند بر دیگران بباورانند که می دانند و هیچ تلاشی هم برای ان نمی کنند که دستکم مانند عوام از یک مقاله ویا کتاب فرنام ودو خط از اغاز و پایان یا فراز و فرود کتاب یا مقاله را بخوانند،تا که دستکم شناختی برابر با دانشکده های مانند صف مرغ و نان و یا در تاکسی را برای خود بدست اورند و اهسته اهسته با این باور میرسند که می دانند

    ای وای
    اینها همانهایی هستند که پس از اسمانی شدن پیامبر دست به زدن پنبه دوران نادانی خود زدند،همانهایی که از جرگه سرخ پرچمان بادیه های تازی بودند که از سوی پیامبر برای هرگونه دادو ستد ویا پیوند زناشویی حرام شناخته میشدند و در برابر مولا علی بر تبل نیرنگ پسر عاص کوبیده و پژواک انرا 100 چندان نمودند

    اینها همانهایی بودند،که بنام روشن اندیشی و برابری و برابری در دامان کرملین افتاده و برای تکه پاره کردن ایران ،از هیچ کاری کوتاهی نکردند
    اینها همانهایی هستند که اگر در روسیه دوران استالین زاده میشدند،روی دست "بریا" میزدند و اگر در رکاب صدام تکریتی بودند،روی سعد الصحاف را در کور اندیشی و نادرست پراکنی و پشتیبانی از خودکامگی بعثی های لاییک به هزینه نمودن از نام پروردگار و قران و پیامبر ،سپید می نمودند

    جان دلم می تواند خیلی بهتر سخن بگوید،اما گفتم
    توپ بابل هم نمی تواند این نفرها را بیدار کند
    می داند چرا
    چون بیداری را برابر با ازدست دادن فیش و رانت و جایگاه خود که برپایه همان پیوندها بدست اوردند می دانند




    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه




  2. سپاسگزاری ها (5):


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

جستارهای مشابه

  1. نظرسنجي "اسكاي تركس" از مسافران شركت "ايران اير"
    توسط Capello در انجمن اخبار ایران ایر (هما)
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: 29-08-2015, 14:03
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-09-2014, 09:32
  3. جستار "ارتقای" کاربران همکار در بخش انگلیسی انجمن
    توسط روابط عمومی در انجمن اخبار داخلي سايت و قوانين
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: 02-10-2012, 16:18
  4. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 01-02-2011, 08:44
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-08-2010, 21:15

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •