@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

جستار: سرلشگر خلبان منوچهر خسروداد؛Major general Manochehr-e-khosrodad

  1. #1
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,999
    سپاسگزاری
    32,476
    سپاسگزاری شده : 49,648 بار در 3,900 پست
    قدرت امتیازدهی
    512
    Array

    پیش فرض سرلشگر خلبان منوچهر خسروداد؛Major general Manochehr-e-khosrodad

    بنام خدا
    درود بر ایران وایرانـــــیان آریـــــــایی

    برافراشته باددرفش سرفرازکاویانی







    سرلشگر خلبان منوچهر خسروداد
    Major general Manochehr-e-khosrodad







    همچنانکه در دیگر جستارها،در انجمنهای دو گانه حماسه افرینان و تیز پروازان نیروی هوایی و هوانیروز به شناسایی و اشنا نمودن هم میهنانمان با عقابان تیز پرواز ایرانی پرداخته ایم،در این جستار نیز دیباچه ایی کوتاه از زندگی تیمسار خسروداد را مرور میکنیم.
    جدا از هرگونه جبهه گیری ،چرا که اینکار ما نیست و هرکس برای کشورش کاری کرده،تنها وظیفه اش را انجام داده و هرکس هم خیانتی کرده،مورد دادگری قرار گرفته است ویا خواهد گرفت
    پس در این جستار تنها ارمان مان اشنایی بیشتر با آرتشیان کشورمان است
    خوب و بد بودنشان را به کاردانش بسپریم و تنها پیگیر رخدادها و کنشگران گستره جنگاوری هوایی کشورمان باشیم


    سرلشکر منوچهر خسروداد زاده ۱۳۰۶ خورشیدی واپسین فرمانده هوانیروز شاهنشاهی ایران بود که پس از زمستان57 و به شوند شوایی( احتمال) بروز کودتا بر ضد انقلابی ها، جزو نخستین گروه افسران ارشد ارتش شاهنشاهی بودند که در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ در پشت بام مدرسه رفاه اعدام شد.

    منوچهر خسروداد فرزند محمدعلی به سال ۱۳۰۶ شمسی در آمل زاده شد. پس از گرفتن دستک کاردانی(دیپلم) در ۱۳۲۵ با وارد دبیرستان نظام آرتش شد..

    در 1328 با درجه ستوان دومی دانشکده افسری را به پایان رساندو با گذراندن دوره دانشکده ویژه در 1330 درجه ستوان یکمی دریافت کرد.
    خسروداد در 1332 با درجه سروانی دورة آموزشگاه چتربازی را سپری کرد و از سوی ارتش، راهی فرانسه شد و دوره چتربازی و ترابری هوایی را گذراند. پس از آن به امریکا رفت تا دوره استاد چتربازی پیاده نظام و اموزشکده کماندویی (رنجر) را بگذراند.
    وی در دانشگاه جنگ انگلستان نیز به فراگیری دانش و فنون جنگ هوایی پرداخت.
    افزون بر اینها در کشور سویس دوره پیاده نظام کوهستانی و جنگهای کوهستانی را آموخت.
    او در 1338 در درجه سرگردی، فرماندهی گردان چتربازان ارتش را بر دوش گرفت.




    دوره سرهنگی خسروداد

    در ماجرای برنامه اصلاحات ارضی، خانها و فیودالهای عشایر جنوب که نمی خواستند رعیت را به ادم شمارده و دسترنج سالیان سال کار وتلاش انها را بر روی زمینی که در ان جان کنده بودند را بدهند و به لفت و لیس خود عادت داشتند، شورش و نارامی و ناسازگاری و ناامنی خوانین جنوب را که هنوز باد فرمانروایی و وغرتگری و همکاری با انگلیسی ها را در سر داشتند رادر پی داشت.
    در هفته نخست اردیبهشت 1342 یک گروهان چترباز، یک رسته رنجر و چهل تن چریک به فرماندهی سرهنگ ناظم و جانشینی سرگرد خسروداد برای سرکوب خانهای یاغی عازم پادگان یاسوج شدند.در این گمارش که با همکاری نیروی هوایی و شناسایی یاغیان و یورش ژاندارمری و نیروهای گستردهای از ارتش همراه بود ارامش بازگشته و یاغیان دستگیر شدند.
    خسروداد زمانی که سرهنگ 2 بود به فرماندهی یگان نیروهای مخصوص (هوابرد) برگزیده شد و در خرداد1346 در چهل سالگی به درجه سرهنگی رسید.
    اداره کارشناسان اموزشگر امریکایی ارتش در 1954 ترسایی بر آن شد که سازوکار آموزشی و شیوههای آموزش نیروی هوایی ارتش بر پایه آموزش در امریکا باشد.

    پس از فرستادن افسران و دیدن آموزشهای مورد نیاز ،فرمان بنیان گزاری" نیروهای ویژه هوابرد" درایران داده شد. تیپ هوابرد و آموزشگاه چتربازی با سازوکار و روش امریکایی در شیراز گشایش یافت و در ادامه همین آرمان منوچهر خسروداد در آذر 1348 با درجه سرهنگ توپخانه به عنوان نخستین فرمانده نیروهای ویژه هوابرد برگزیده شد.

    وی در اسفند سال بعد به درجه سرتیپی رسید و فرمانده تیپ 55 هوابرد شد.
    او همچنین در اردیبهشت 1350 به آجودانی کل نیروی زمینی ارتش رسید.
    هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی) برای پشتیبانی و اسودگی و دستیابی هر چه بهتر نیروی زمینی به نیازمندی های خود ازدید تندی انجام کار و واپایش فرماندهی در 25 بهمن 1341 بنیان گزاری شد و نخستین بالگرد را در امرداد 1345 به خدمت گرفت.


    خسروداد پس از گذران دورههای گوناگون جنگاوری در هوانیروز نیروی زمینی شاهنشاهی ایران به خدمت پرداخت و جایگاه های ویژهای را بر دوش داشت.

    سرلشکر خسروداد دومین فرماندهِ هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی) بود.
    در ۲۵ بهمن ۱۳۴۱ پس از بنیان گذاری هوانیروز، به همراه پیشرفت و گسترش آن سازمان، نیروی زمینی به این ره آورد رسید که افسران دارای توانایی را برای فرماندهی هوانیروز اموزش داده و اماده کند، منوچهر خسروداد برای این گمارش برگزیده و به آمریکا فرستاده شد،.

    وی در آنجا دانشنامه ها و دستورکارهای در آییننامه ارتش امریکا را گذراند و پس از گذراندن دوره خلبانی ترابری او-اچ-۵۸ و چندین دوره دیگر در آلاباما دستک(مدرک) خلبانی ارتش امریکا را بدست اورد.





    تیمسار خسروداد و سرگرد مرتضا قربانی به همراه دو امریکایی
    او پس از بازگشت به ایران در اسفند ۱۳۵۰ به فرماندهی هواپیمایی نیروی زمینی گمارده شد و در فروردین ۱۳۵۴ به درجه سرلشکری رسید.

    منوچهر خسروداد در ۲۹ آوریل ۱۹۷۵ (نه اردیبهشت ۱۳۵۴) در اهواز همراه با کلم ای بیلی خلبان آزمایشگر ارشد شرکت بل هلیکوپتر ۵ رکورد تازه پروازی را با نخستین فروند از گونه تولیدیBell-214 به ثبت برساند. بالگرد آنها که سه روز پیش به ایران داده شده بود.
    در ۱ دقیقه و ۵۸ ثانیه به ارتفاع ۳ هزار متری رسید
    پس از ۵ دقیقه و ۱۳ ثانیه در ارتفاع ۶ هزار متر از سطح دریا قرار گرفت
    در ۱۵ دقیقه و ۵ ثانیه از ۹ هزار متر گذر کرد
    ۳۰ ثانیه در ارتفاع ۹۰۱۰ متری دوام آورد
    بیشترین ارتفاعی که توانست لمس کند ۹۰۷۰ متر بود
    که ۵ رکورد نوین در کلاس بالگردهای متوسط محسوب میشد.


    دانش وری و رده های آرتشی

    • ۱۳۲۸ از دانشکده افسری با درجه ستوان دومی
    • دوره ترابری او اچ ۵۸ و چندین دوره دیگر در آلاباما و دریافت دستک خلبانی ارتش امریکا
    • ۱۳۳۲ با درجه سروانی دوره آموزشگاه چتربازی
    • دوره چتربازی و ترابری هوایی در فرانسه
    • دوره استاد چتربازی پیاده نظام و مدرسه کماندویی (رنجر) درامریکا
    • فراگیری دانش و فنون جنگ هوایی در دانشگاه جنگ انگلستان
    • دوره پیاده نظام کوهستانی و جنگهای کوهستانی در کشور سوییس


    نشانها


    • پاس درجه ۳ و ۱
    • افتخار درجه ۳
    • خدمت درجه ۳
    • همایون درجه ۵
    • لیاقت درجه ۳
    • سیه درجه ۳
    • سیه درجه


    جایگاه ها


    • ۱۳۳۹ فرماندهی گردان چتربازان ارتش
    • رماندهی مهمات ارتش در سلطنتآباد
    • فرنشینی ژاندارمری فارس و جانشین ژاندارمری کشور
    • آذر ۱۳۴۸ نخستین فرمانده نیروهای ویژه هوابرد
    • اسفند ۱۳۴۹ فرمانده تیپ ۵۵ هوابرد
    • اردیبهشت ۱۳۵۰ آجودانی کل نیروی زمینی ارتش
    • اسفند ۱۳۵۰ فرمانده هواپیمایی نیروی زمینی (هوانیروز)



    پس از پیروزی انقلاب وی از ایران نرفت و توسط نیروهای انقلابی دستگیر شد و به دادگاه انقلاب سپرده شد، سر انجام پس از محکومیت در دادگاه مفسد فی الارض شناخته و در کاری پرشتاب نیمه شب پنج شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ ساعت ۲۳:۴۵ در کنار ارتشبد نعمت الله نصیری رییس ساواک، سرلشکر رضا ناجی فرماندار نظامی اصفهان، و سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران رییس شهربانی ، جزو نخستین گروه افسران ارشد ارتش شاهنشاهی بودند که بر روی پشت بام مدرسه رفاه تیرباران شدند،

    وی درتاریخ پنجم اسفندماه در گورستان بهشت زهرا تهران در قطعه ۸۲ ردیف ۲۹ شماره ۵۰ به خاک سپرده شد.









    روزنامه اطلاعات در خبر ویژه خود به تاریخ آدینه ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ ماجرا را اینگونهاورده است:

    نیمه شب دیشب ۴ ژنرال عالیرتبه ارتش شاه که در قتل و کشتار مردم ایران مشارکت مستقیم داشتند بر اساس حکم صادره دادگاه انقلابی تیرباران شدند.

    در حالیکه یک ربع به ساعت ۲۴ مانده بود ارتشبد نعمت الله نصیری رییس ساواک، سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران و رییس شهربانی سابق، سرلشکر رضا ناجی و سرلشکر خسروداد در دسته اول با چشمها و دستهای بسته روبروی جوخه آتش قرار گرفتند و با گلولههای چهار جوان مسلح در کمیته امام به رگبار مسلسل بسته شدند. جلسه دادگاه از صبح دیروز در محل دبیرستان شماره ۲ علوی تشکیل شد و تا ساعت ۷ بعد از ظهر ادامه یافت. این دادگاه برای بررسی کارنامه ۲۶ تن از مقامات برجسته رژیم سابق که اکنون در زندان بسر میبرند تشکیل شد. پس از پایان جلسه اعضای دادگاه به حضور امام خمینی رفتند و امام حکم اعدام ۴ نفر از متهمین ردیف یکم را به حکم آیه شریفه «مفسدین فی الارض» تایید کرد.




    بلافاصله پس از اعدام انقلابی عناصر رژیم سابق جوانان مستقر در اطراف کمیته انقلاب و خیابانهای ایران و ژاله شروع به تیراندازی هوایی کردند و رسیدن روز جزا روز عدل الهی را جشن گرفتند. خبر اعدام این گروه بوسیله بلندگو به اطلاع ساکنان خیابانهای اطراف کمیته انقلاب رسید



    پیرامون دادگاه:
    در زمان تیرباران تیمسار رحیمی سلامنظامی داد و «جاوید شاه» گفت و همچنین «پاینده ایران». و تیمسار خسروداد گفت چون من در اینجا ارشد هستم خودش حکم تیر خودش را به خودش صادر کرد. هیچ کدام اجازه ندادند چشمهایشان را ببندند.

    سرلشگر خسروداد را، سپس، با چشم بسته به حیاط دبیرستان آوردند و"مراسم تیرباران" در ساعت ١١ و ۴۵ دقیقه روز محاکمه به اجرا گذاشته شد.تیمسار خسروداد هنگام اعدام اجازه نداد چشمهایش را ببندند وهطاب به جوخهاعدام گفت: چون من در اینجا ارشد هستم خودم حکم تیر را صادر میکنم






    بن پایگان:
    wikipedia.org
    www.cloob.com
    new4life.persianblog.ir
    www.tirpress.ir



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  2. #2
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,999
    سپاسگزاری
    32,476
    سپاسگزاری شده : 49,648 بار در 3,900 پست
    قدرت امتیازدهی
    512
    Array

    پیش فرض پاسخ : سرلشگر خلبان منوچهر خسروداد؛Major general Manochehr-e-khosrodad

    بنام خدا
    درود بر ایران وایرانـــــیان آریـــــــایی

    برافراشته باددرفش سرفرازکاویانی



    در مجموعه هوانیروز ، آمریکایی ها از تیمسارخسروداد به شدت می ترسیدند ، همین که خبر آمدن او به یکی از پادگان ها با مراکز آموزش هوانیروز می رسید به قول معروف همه ماست ها را کیسه می کردند .

    یک روز طی یکی از بازدید ها ، در حضور تمام دانشجویان خلبانی ، هنرجویان فنی ، اساتید ایرانی و نیروهای کادر ، در مراسم صبح گاه مطالبی را عنوان کرد که با توجه به زشتی کلمات ، همه آنها را نمی توانم بازگو کنم . اما در بحث خودکفایی و عدم وابستگی ، در مقابل چند آمریکایی حاضر در مراسم جملاتی را اظهار کرد که هنوز هم باورم نمی شود از زبان او جاری شده است . مسلما تمام کسانی که آن روز در مراسم صبح گاه حضور داشتند این اظهارات او را هنوز به یاد می آوردند ، او گفت :

    ( این پدر سوخته ها می گویند ، خلبان های ایرانی یک مشت چوپان هستند که از دهات آمدند . راست می گویند ، اما چشمشان کور است که ببینند همین چوپان ها دارند اساتید آمریکایی را آموزش می دهند . من به شما حقوق خوب می دهم تا خوب بخورید ، خوب بخوابید و خوب درس بخوانید و خوب یاد بگیرید ، خوب بپوشید و خانواده شما در رفاه کامل باشند برای این که تلاش کنید تا از اینها کار را یاد بگیرید ، تا این بی پدر و مادرهای مادر ق ......ه را که پول و نفت این مملکت را به یغما می برند بیرون کنیم . اینها مفت اینجا نیامده اند . من همین قدر که بدانم شما کار را یاد گرفته اید ، با لگد این مفت خورهای بی پدر و مادر را از مملکت بیرون می ریزم )
    حرفهایش را صادقانه می زد در آن زمان نیاز نبود برای ما جانماز آب بکشد ، از قدرت خوبی برخوردار بود و رو در روی آمریکایی ها حتی روسای شرکت بل و ژنرال های آمریکایی می ایستاد و حرفش را میزد . شاید همین حضور و قدرت او بود که موجب احترام ما می شد . اما این ما بودیم که با رعایت نکردن اصول اساسی فرهنگ و مذهبمان ، نخواستیم و نتوانستیم شایسته عمل کنیم.
    چهار سال پیاپی از نزدیک با کسانی کار کردم که مسلمان نبودند اما تعهد داشتند . عوامل شرکت بل واقعا در اجرای کار متعهد و با وجدان بودند و چماق بالای سر نیاز نداشتند ، در روزهایی که خودشان آموزش می دادند و خودشان امتحان می گرفتند ، آیا نمی توانستند در کارشان تقلب کنند و نیروی ضعیف تحویل ارتش بدهند ؟ به راحتی این کار برایشان امکان پذیر بود اما تعهدشان مانع از این کار می شد .

    خسرو داد در روش فرماندهی ، مدیر خوبی بود و از یگان و نیروهایش خوب دفاع می کرد و در عوض ، توقع داشت که ما هم مثل نیروهای آمریکایی خواسته هایش را برآورده کنیم .
    حسن ستاری یکی از خلبان های هوانیروز بود که قبل از انقلاب برخوردی با یکی از امرای ارتش داشت که شرح آن را زبان خوش می گویم :
    ( به من ابلاغ کردند که با یک فروند 206 یکی از امرای ارتش را به جایی برسانم ، وقتی او را دیدم ، پرسیدم مقصدش کجاست ؟ ، متاسفانه با تکبر خاصی گفت بعدا می گویم ، داخل هلی کوپتر که نشستم ، سوالم را دوباره پرسیدم ، این بار با چوب تعلیمی توی سرم زد و همان جواب را داد . موتور را که روشن کردم ، دوباره پرسیدم و او دوباره با تعلیمی اش توی سرم زد و همان جواب را داد . از زمین که بلند شدم باز سوالم را پرسیدم ، متاسفانه ذوق پرواز و مقام آنچنان ایشان را در خود گرفته بود که فکر می کرد تاکسی سوار است ، نه حرمت قایل می شد و نه به قوانین پرواز احترام می ذاشت . برای اینکه او را به نوعی سرزنش کرده باشم ، با چند بار جابجایی سریغ فرامین موجب شدم که هلی کوپتر تکان های شدیدی بخورد . این مسله که اتفاق افتاد ، ترسید و پرسید : جناب سروان اتفاقی افتاده؟
    جواب دادم : بله متاسفانه هلی کوپتر دچار اشکال شده و باید برگردیم . ایشان که نمی خواست موقعیت دلپذیرش را از دست بدهد ، پرسید : آیا کاری از دستم بر می آید که انجام بدهم ؟ من هم یکی از سوییچ های بالای سرم را نشان دادم و گفتم اگر می خواهید به پرواز ادامه بدهیم باید تا مقصد این انگشتش را روی آن سوییچ نگه دارد. هم موقع رفتن و هم موقع بر گشت مجبوش کردم که این کار را بکند. موقع پیاده شدن رو کرد و گفت : به تیمسار می گویم که با چه هلی کوپتر خرابی مرا به پرواز برده ای تا شما و مسولان را تنبیه کند .
    چند روز بعد آجودان خسروداد مرا احضار کرد. حقیقتا ترسیده بودم و بر روی ادامه خدمتم خط قرمز کشیده بودم . وقتی به دفتر فرماندهی رفتم ، خسرو داد گفت : یکی از امرای ارتش را با هلی کوپتری به پرواز برده ای که اشکال داشته است . ایشان به من گفته اند این وسایلی که خریده ام به درد نمی خورد و باید آنها را پس بدهم .
    بعد از من توضیح خواستند و من هم تمام اتفاق را آنطور که بود برای ایشان تعریف کردم و آماده بودم تا دستور شدیدترین تنبیه را بدهد . بر عکس آنچه که فکر می کردم ، وقتی حرفم تمام شد ، خندید و گفت : حقش بوده ، برو سر کارت و نگران نباش کسی که برای خلبان من احترام قایل نمی شود و فرماندهی او را در پرواز به زیر سوال می برد و جواب سوالش را نمی دهد ، نباید از این بهتر باهاش برخورد کرد .
    قبل از پیروز انقلاب ، جضور و قدرت خسرو داد باعث شکوفایی هوانیروز شده بود و این در حالی بود که نیروی زمینی هیچ گاه نگاه مثبت و سازنده ای به هوانیروز نداشت .
    شاید اگر توسعه هوانیروز با انقلاب هم زمان نمی شد ، امروز این یگان می توانست خدمات بهتری به انقلاب و جنگ و کشور بکند .
    خاطره ای که خودم از برخورد با خسرو داد دارم این است که در زمانی که تازه پروازهای عملیاتی ام را هلی کوپتر 205 شروع کرده بودم ، مانوری در منطقه دارنگون شیراز برگزار شد ، صبح روز شروع عملیات ابلاغ کردند که با ستوان خسرو صالحی که خلبان یکم 205 بود به دارنگون بروم . بعد هم اطلاع دادند که تیمسار خسرو داد با هواپیما به فرودگاه شیراز خواهند آمد و باید از آنجا ایشان را به منطقه مانور ببریم.
    صالحی از خلبانان قدیمی هوانیروز بود و چندین بار اینگونه ماموریت ها را انجام داده بود پس تمام حواسم را جمع کردم و گوش به حرف های او سپردم :
    ( قبل ار فرود هواپیما ، ما باید موتور هلی کوپتر را روشن کنیم . هواپیما که وارد پارکینگ شد و موتورش را خاموش کرد ، ما باید پرواز کنیم و هلی کوپتر را نزدیک هواپیما ببریم . وقتی تیمسار خواستند سوار هلی کوپتر شوند ، من پیاده می شوم شما کنترل ها را در اختیار می گیرید تا تیمسار روی صندلی خلبان یکم بنشینند.
    با تعجب پرسیدم : مپر خودشان پرواز می کنند؟
    صالحی بعد از اینکه به سوالم جواب مثبت داد ، توضیحاتش را این گونه دنبال کرد :
    تیمسار به عنوان فرمانده هوانیروز با تمام وسایل پرنده هوانیروز می تواند پرواز کند . برابر قوانین استاندارد پرواز ، باید با استاد خلبان یا خلبان یکم با تجربه پروازشان انجام شود تا اگر خدای نکرده هلی کوپتر دچار مشکل شد ، سالم روی زمین بنشینند. وقتی تیمسار روی صندلی نشست من در هلی کوپتر را می بندم و به طرف شما می آیم . شما هم وقتی تیمسار کلاه پروازشان را روی سرشان گذاشتند ، کنترل ها را در اختیارشان قرار داده و پیاده می شوید تا من جای شما بنشینم ، خودت هم می روی کابین عقب و قسمت پشت سوار می شوی . از زمان شروع پرواز تا برگشت حق صحبت با کسی را نداری و اگر همراهان تیمسار سوالی داشتند ، می گویی از من بپرسند.
    توضیحات صالحی کامل بود و سعی کردم به گونه ای رفتار کنم تا مورد ایراد قرار نگیرم.
    هواپیما که داخل پارکینگ شد ، هلی کوپتر را نزدیکش بردیم و طبق برنامه صالحی پیاده شد تا تیمسار را به سمت هلی کوپتر هدایت کند . من هم با دلهره فرامین را در اختیار گرفتم تا وقتی خسروداد کلاه پروازش را گذاشت ، آنها را تحویل او بدهم . وقتی رو صندلی نشست ، تعدادی از فرماندهان ارشد و معاونتهای هوانیروز در کابین عقب نشستند . ستوان صالحی بعد از اینکه مطمین شد که تیمسار کمربندش را بسته و کلاه پرواز را به سر گذاشته ، در را بست و به سمت من آمد . من هم منتظر بودم تا خسروداد فرامین را به دست گیرد تا طبق قرار جایم را به صالحی بدهم.
    زمانی که تیمسار کلاهش را گذاشت، به او سلام کردم و خواستم فرامین را در دست بگیرد ، جواب سلامم را داد اما فرامین را در دست نگرفت ، وقتی دیدم صالحی منتظر است تا من پیاده شوم ، با صدای بلند گفتم : ببخشید قربان ! کنترل ها با شما ، من خلبان دوم هستم . باید پیاده شوم تا خلبان یکم بنشیند .
    خونسرد جواب داد : نمی خواهد پیاده شوی ، خودت بنشین .
    صالحی هم هر چند لحظه یکبار با دست به پهلویم می کوبید تا پیاده شوم . به او اشارهکردم و گفتم : تیمسار می گویند ، پیاده نشو ، خودت بنشین .
    باورش نمی شد ، بازهم فشار آورد تا به خسرو داد بگویم و پیاده شوم ، اما دیگر جرات نداشتم که حرفم را تکرار کنم. صالحی که این طور دید ، به کابین عقب رفت و موضوع را با معاون خسرو داد در میان گذاشت ، او هم به اتفاق بقیه سرش را از بین دو صندلی جلو آورد و با صدای بلند گفت : قربان ایشان تازه خلبان شده . تجربه پرواز را ندارد ، طبق مقررات شما باید با یک نفر که ساعت پرواز بالا دارد پرواز کنید .
    خسرو داد با چشمانی خشم آلود نگاهش کرد و مشغول بازدید سوییچ ها شد ، معاونش برای بار دوم حرفش را تکرار کرد و جوابی نگرفت . دفعه بعد یکی دیگر از همراهانش موضوع را مطرح کرد ، خسروداد ، دستش را زیر گلوی او گذاشت و وی را به عقب هل داد و با عصبانیت فریاد کشید :
    سر جاتون بنشینید ، مگه خلبان نیست ؟ ! خودش باید پرواز کنه . من می خواهم همین تازه خلبان شده ها پرواز کنند . می خوام ببینم چقدر یاد گرفته ، عرضه داره فرمانده هوانیروز رو پرواز ببره یا پولای این مملکت رو به باد دادیم؟ چه موقع اینها باید تجربه پیدا کنند ؟ تمام کارها رو خودتون قبضه کردید و نمی ذارید جوونا خودشون رو نشون بدن . مانور مال ایناست و باید از حالا یاد بگیرن.
    خسرو داد هنگام بلند شدن از زمین ، چند بار تلاش کرد با برج مراقبت شیراز ارتباط برقرار کند و اجازه پرواز را بگیرد ، اما جوابی نگرفت ، دست آخر هم بدون اینکه موفق به کسب اجازه شود ، با چند ناسزای زشت ، از روی باند بلند شد ، حین برخاست زیر چشمی نگاهی به رادیو انداختم ، فرکانس ها درست بودند . آرام دست بردم و صدای آن را زیاد کردم . هم زمان صدای برج به گوشمان رسید که عاجزانه عذر خواهی می کرد و طلب بخشایش داشت ، خسرو داد هم هرچه بر زبانش آمد نثار روح اموات آن بیچاره کرد.


    بن پایه: کتاب وقتی که پلنگ خواب است
    (پیرامون یادواره های سرهنگ خلبان حسین وکیلی از استاد خلبانان بنام بالگرد کبرا)
    نوشته:حجت شاهمحمدی

    برگرفته برای این جستار از :رهروان آرتش



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  3. #3
    Aviation Electronics Technician
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    THR
    نوشته ها
    323
    سپاسگزاری
    3,326
    سپاسگزاری شده : 1,131 بار در 170 پست
    قدرت امتیازدهی
    16
    Array

    پیش فرض پاسخ : سرلشگر خلبان منوچهر خسروداد؛Major general Manochehr-e-khosrodad

    علی رضا نوریزاده که درآن زمان اگراشتباه نکنم روزنامه نگار روزنامه اطلاعات بودن در آن شب در مدرسه حضور داشته و از نزدیک شاهد اتفاقات بوده . قضایای مربوط به شجاعت خسروداد و رحیمی هنگام اعدام و جوید شاه و پاینده باد ایران و ... را ایشون نقل کرده اند . حتی نقل کرده اند که ایت الله خمینی هم از شجاعت رحیمی زمان اعدام تمجید کردن !
    I have a dream

  4. سپاسگزاری ها (3):


جستارهای مشابه

  1. سرلشگر خلبان عباس بابایی / Major General Abbas Babaei
    توسط Persian Phoenix در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 99
    آخرين نوشته: 05-08-2016, 09:27
  2. سرلشگر خلبان سید علیرضا یاسینی /Major General Alireza Yasini
    توسط Co-Pilot در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: 17-08-2014, 16:42
  3. سرلشگر خلبان حسین لشگری ؛ Major General Hossein Lashgari
    توسط kpars در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: 14-08-2014, 15:39
  4. سرلشگر خلبان مصطفا اردستانی ؛ Major General Mostafa Ardestani
    توسط Co-Pilot در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: 26-07-2014, 23:53
  5. سرلشگر خلبان خالد حیدری / Major General Khaled Heidari
    توسط IRIAF-P69 در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 30-01-2014, 19:10

برچسب ها برای این جستار

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •