@aerospacetalk
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

جستار: آیا می دانید "بلازار" چیست؟

  1. #1
    Air Commodore
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    ایران Varna
    نوشته ها
    2,229
    سپاسگزاری
    19,223
    سپاسگزاری شده : 21,000 بار در 2,233 پست
    قدرت امتیازدهی
    224
    Array

    پیش فرض آیا می دانید "بلازار" چیست؟

    درود بر ایران و ایرانیان آریایی

    برافراشته باد درفش سرفراز کاویانی
















    بلازارها در واقع اختروش های (کوازار) بسیار فشرده و بسیار فعال هستند که یک ابرسیاهچاله مرکزی ِ ابرپرجرم داشته و خودشان در مرکز یک کهکشان میزبان قرار دارند.

    این آفریده ها یکی از پر انرژی ترین رویداد های کیهان محسوب می شوند.

    از دیگر ویژگی ِ این موجودات میتوان به تابش شدید در ناحیه رادیویی طیف الکترومغناطیس اشاره کرد که البته نسبت به بقیه ی اختروش ها و کهکشان های رادیویی کمتر است.

    این اجسام در طیف پرتو ایکس هم تابش قابل توجه دارند.

    دلیل نام گذاری این اشیا به خاطر داستان کشفشان است. نخست گمان می رفت این ها ستاره های متغییر معمولی در کهکشان خودمان هستند اما بعدها تابش رادیویی شدیدی از این اجرام دریافت شد که ماهیت ستاره ای شان را زیر سوال می برد.
    یکی از این اجرام، ستاره بی ال سوسمار بود که بعد ها این اجرام نیز به این نام (بی ال سوسماری) نامیده شدند. در زبان انگلیسی به این اشیا
    BL Lacمی گویند که چون نوعی اختروش است BL Lac quasar نامیده می شد که به مرور به blazer تغییر کرد.


    از دیگر ویژگی های بلازار ها میتوان به جتهای نسبیتی (خیلی سریع) اشاره کرد که جزو مشخصه های همه بلازار هاست.

    آغاز...

    یک میلیون سال بعد از انفجار بزرگ، تمام موادی که هم اکنون در هستی وجود دارند، چیزی بیشتر از ابرهای سترگ و تیره هیدروژن خنثی نبودند.
    جهانی که به سرعت از هم گشوده و گسترده می شد، کم کم سردتر شد و نور نخستین آن، در نخستین شوربای کیهانی، در تاریکی فرو رفت:

    "عصر تاریکی" شروع شده بود.


    هر چند سخن گفتن درباره جهان نخستین بسیار دشوار می نماید و نیز اختلاف آراها و نظریه ها در مورد آن فراوان است، اما دانشمندان بسیاری با بررسی دقیق نشانه های هر چند کوچک از آن دوران، سعی در یافتن رازهای سر به مهر "جهان نوزاد" دارند.

    در این میان یکی از رازآلود ترین بخشهای تاریخ هستی، زمانی ست که به "عصر تاریکی" معروف شده است.

    دوره ای در حدود یک میلیارد سال که هیچ جرمی که بتواند از خود نور تولید کند، هنوز به وجود نیامده بود: زمانی که اتمها در حال شکل گیری بودند و چون نوری از آن دوران در اختیار نداریم، بررسی و کنکاش در موردش بسیار سخت و همراه با گمانه زنی های فراوان خواهد بود.

    در واقع سلطه تاریکی بر عالم تا هنگام شکل گیری نخستین ستاره ها در کهکشان های نخستین ادامه داشت. بعد از این بود که امواج فرابنفش ستاره های تازه زاده شده، باعث یونیزه شدن گازهای خنثی میان کهکشانها شد و آنها را به درخشش و روشنایی واداشت.







    با این حال هنوز این " دوران گذار" در تاریخ کیهان شناسی بخشهای راز آلود بسیاری دارد: آغاز این دوره چه هنگام بود و عمرش کی به پایان رسید؟ این تغییرات چگونه رخ دادند؟ ستاره های نخستین در کجا و به چه هنگام شکل گرفتند و چه بر سرشان آمده است؟...

    این چنین است که اگر جرمی در لبه این "گودال تاریک" زندگانی هستی یافته شود، آینه ای تمام نما خواهد بود از دوران پیش از خود، و نشانه ای از ابتدای ماده، چیزی که امروز به آن اینگونه می نگریم... .

    و چنین جرمی یافت شد: کهکشان LALA J142442.24+353400.2 در
    پیکره آسمانی گاوران (عوا). این کهکشان با استفاده از وسیله ای که به اختصار به آن "لالا" (Large Area Lyman Alpha) می گویند، و توسط اخترفیزیکدانهای دانشگاه استنفورد کشف شد.

    گروهی از دانشمندان این دانشگاه موفق شدند جرم بسیار بزرگی را در مرز این دوران تاریخی کشف کنند. آنها اَبَرسیاهچاله ای را در مرکز این کهکشان نخستین یافته اند که بیش از 10 میلیارد برابر خورشید ما جرم دارد. نور این کهکشان جوان و البته بسیار دور، از زمانی به ما رسیده است که جهان تنها 6 درسد عمر کنونی خویش را داشت. هنگامی که جهان برای نخستین بار، نور ستاره ها و کهکشانها را به خود می دید.!!

    کهکشان یاد شده در طرحی که آسمان را برای یافتن اجرامی که خط های نشری قوی ای در طیف خود دارند، بررسی می کرد، یافت شد. نور ستاره های کهکشان هایی که طیفی تقریبا یکدست و صاف دارند (مثل طیفی که از نور لامپهای سفید بدست می آید) نشان دهنده آن است که آن کهکشانها، محل زایش ستاره های جدیدی هستند که میتوانند درسد قابل توجهی از نور خود را در چند طول موج مشخص تابش کنند.

    این طول موجها به صورت خط های پررنگی در طیف شان مشخص می شود. چنین خط های نشری ای هنگامی در یک طیف بوجود می آیند که هیدروژن ( یا چند عنصر دیگر) میان ستاره ای، بر اثر تابش پرتو فرابنفش ستاره های تازه زاده شده در پشت خود، برانگیخته شوند و انرژی مازاد را در طول موجهای خاصی دوباره بتابانند. (لامپهای نئون نیز رنگهای زیبای خود را از طریق فرآیندی همانند تولید می کنند.)

    کار نقشه بردار "لالا" تهیه فرتورهایی ست از آسمان شب که تنها در رنگهای خاصی قرار دارند. رنگهایی که با استفاده از فیلترهایی ویژه ، که به محدوده کوچکی از رنگها اجازه عبور می دهد، به دست می آیند.

    کهکشان هایی که محل شکل گیری ستاره های جوان است، در فرتورهایی که بدین صورت تهیه می شوند بسیار درخشانتر از فرتورهایی هستند که به صورت معمولی تهیه می شوند.

    چون حرکت نور در هستی که در حال گسترش است شوند تغییر در رنگ اصلی اش می شود، انتخاب رنگ فیلتر، نشان دهنده میزان فاصله جرم با ما هم خواهد بود.
    علاوه بر این، این رنگهای ویژه را میتوان در "پنجره" های خاصی نیز دید: جاهایی از آسمان شب که به طور خاصی تاریک هستند. این تاریکی باعث می شود که کهکشان های کم نور دوردست خیلی راحت تر دیده شوند و نتیجه جستجو بهتر و موثرتر باشد.

    طیفی که با استفاده از تلسکوپ جمینی (دوپیکر) از این جرم تهیه شد خط های نشری قوی ای از هیدروژن در خود آشکار کرد که با کمک آن فاصله کهکشان در حدود 12.8 میلیارد سال نوری به دست آمد. ( انتقال به سرخ یا Z = 6.535) چیزی حدود 850 میلیون سال بعد از انفجار بزرگ! دورانی که کهکشان LALA J142442.24+353400.2 در آن قرار دارد، همزمان است با پایان عصری که به تاریکی مشهور است.

    در همین زمانها بود که پرتوی فرابنفش ستاره های تازه زاده شده ، هیدروژنی را که فضای میان کهکشانی را پر کرده بود، یونیزه می کرد و در این مرحله به تدریج دمای گازی که تنها 20 درجه بالاتر از صفر مطلق بود (منهای 253 سلسیوس) به بیشتر از 10 هزار درجه سلسیوس رسید. فرآیندی که به "بازیونیده شدن" (reionization ) معروف است.

    خط های نشری ای که در کهکشان لالا دیده شده است جزو خط های آلفا-لیمان است و بوسیله هیدروژن خنثی تولید می شود.
    پیش از بازیونیده شدن، هیدروژن خنثی ای که در میان کهکشانها وجود داشت، همانند "مه" ای تیره عمل می کرد و شوند پراکندگی در خط های آلفا – لیمان طیف می شد. این مه تاریک در طول موجی که لالا بر روی آن کار کرد می بایست تاثیر زیادی می گذاشت و فرتورهای آن را تار و مبهم می کرد. با این وجود فرتوری که از کهکشان فوق تهیه شده است فرتور بسیار روشنی ست و این نشان می دهد در دوره ای که ما به این کهکشان نگاه می کنیم، باز یونیده شدن بطور کامل اتفاق افتاده است.

    سیاهچاله ای که در مرکز کهکشان لالا قرار گرفته است، صفحه ای از ستاره ها و گازهای درخشان را به دور خود می چرخاند. ستاره هایی که سرانجامی جز فرو افتادن در این غول سیاه را پیش روی ندارند.
    این نیروی کشندی شدید و این فرو ریزش مواد بر روی سیاهچاله، انرژی چرخشی گرانشی بسیار قوی ای تولید می کند که حتی از همجوشی های هستی نیز به مراتب قدرتمند تر است. به واقع این نیروگاههای عظیم گرانشی، توانمندترین سرچشمه های شناخته شده ی انرژی در هستی اند.

    در میان سیاهچاله های شناخته شده، این یکی از پرخورترین آنهاست.!! در واقع سیاهچاله با سرعت بسیار زیادی در حال بلعیدن کهکشان خود است.

    هر چیزی که در گلوی این غول فرو می افتد، به نقطه ای می رود که دیگر هرگز امکان بازگشت از آن را نخواهد داشت: "افق رویداد". جایی که حتی نور را هم توان گریز از آن نیست. این فرو ریزش عظیم ذرات، باعث تولید انرژی زیادی در سیاهچاله می شود، سیاهچاله برای حفظ وضعیت خود در یک حالت پایدار، ناگزیر است انرژی درونی اش را کاهش دهد. این برون داد انرژی به صورت فورانهایی از ذرات پرشتاب که از سیاهچاله خارج می گردند، دیده می شوند.

    چنین "جت" هایی، به صورت رشته هایی باریک در فضا گسترده می شوند و تنها به صورت اتفاقی ممکن است زمین در راستای یکی از این فورانها باشد و ما بتوانیم آن را ببنیم. در صورت رخ دادن چنین رویدادی، اخترشناسان به این جرم در حال فوران "بلازار" می گویند.
    جالب است که بلازارها تقریبا در تمامی سطوح انرژی، حتی پرتوهای پرانرژی گاما، قابل تشخیص اند. در واقع به نظر می رسد که بلازارهای دور دست، به خصوص، بر آسمان پرتو گاما حکومت می کنند و اجرام دیگر در مقابل شان ، درخشندگی چندانی ندارند.
    هرچند که تپ اخترها (پل سارها)، ستاره ای نوترونی چرخانی که حتی در نزدیکی خودمان در کهکشان راه شیری نیز یافت می شوند، هم میتوانند پرتوهای گاما تولید کنند، اما تا کنون تعداد بسیار کمی از آنها یافت شده اند.

    قرار است برای بررسی این منابع پرتو گاما، که چندان شناخته شده هم نیستند، در سال 2007 کاوشگری به فضا پرتاب شود. این فضاپیما نخست اقدام به بررسی 200 بلازار می کند. اما دانشمندان امیدوارند با کمک این طرح در نهایت 2 هزار منبع گاما بررسی و کنکاش شود.

    در این گمارش از تلسکوپ فضایی پرتوگاما با نام GLAST استفاده خواهد شد تا بر روی منابع تابشی پرانرژی جهان مطالعه کنند. منابعی همچون سیاهچاله های بسیار سنگین، ستاره های نوترونی در حال ادغام و جریانهای بسیار گرم از گاز که با سرعتهای نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند.



    شکار یک بلازار

    در فرتورهای معمولی بلازار همانند یک ستاره است. پس چگونه ستاره شناسان آنها را کشف می کنند؟

    آنها نخست پرتوهای گاما را با استفاده از "تلسکوپ آزمایشگاه پرتوهای پرانرژی گاما" (EGRET) شناسایی می کنند. این تلسکوپ پیش نمایی از GLAST است که در دهه 1970 ساخته شده است.
    بعد، کوشش می شود با استفاده از آرایه ای از تلسکوپها به نام "VLBA" از فورانهای بلازار فرتور تهیه کنند.
    در واقع VLBA یک دوربین فرتوربرداری رادیویی بسیار بزرگ است. این آرایه مرکب از 10 آنتن بشقابی 25 متری ست که در سراسر امریکا از هاوایی تا کرویکس گسترده شده است. این آنتها با کمک رایانه با هم در پیوند هستند و با ترکیب فرتورهای آنها با یکدیگر میتوان فرتورهایی با کیفیت بسیار بالا تهیه کرد. توان این آرایه به اندازه بشقابی به بزرگی تمام قاره امریکا است!

    برای یافتن فاصله بلازار تا زمین، آنها از تلسکوپ هوبی – ابرلی (HET) استفاده می کنند. یک ابزار نوری که در ناحیه ای دورافتاده در تگزاس قرار دارد، خط های طیفی جرم را در نور مریی و نور فرو سرخ تهیه می کند.
    طیف نمایی، تغییرات عناصر گازی مختلف در یک کهکشان را مشخص می کند.
    عناصری همچون هیدروژن، نیتروژن، کربن و اکسیژن در سطوح انرژی یا طول موج مشخصی تابش می کنند. تاثیر گسترش هستی بر اجرامی که از ما دور می شوند، شوند آن می شود که این خط ها کمی به سوی سرخ طیف حرکت کنند.
    در واقع به این اثر "انتقال به سرخ" می گویند. انتقال به سرخ با سن جرم برابر است.
    بزرگ بودن این عدد نشان می دهند وقتی که نور از آنجا به راه افتاده بود، هستی کوچکتر بوده است و این بدان معناست که به جهان جوانتری نگاه می کنیم.
    عدد بزرگی که برای انتقال به سرخ بلازار مورد اشاره بدست آمد بدان معناست که در آن زمان که بر پشت بامهایمان ستاره های چندانی نمی درخشیدند، این بلازار منبع عظیمی از نور و انرژی را در سراسر هستی تابانیده است. البته آن هنگام هنوز خورشید و سامانه خورشیدی ای در هستی وجود نداشت!








    پدیده ای به نام بلازار

    اخترشناسان سیاهچاله ای را در مرکز کهکشانی بسیار دوردست در فاصله حدود 12.5 میلیارد سال نوری یافته اند که بیش از 10 میلیارد برابر خورشید جرم دارد.

    این سیاهچاله سنگین وزن چنان دوردست است که تصور می شود در دورانی دیده می شود که عالم فقط 7 درسد سن فعلی اش را داشته است. سیاهچاله در مرکز کهکشان، قرص گاز و غبار اطراف خود را می بلعد. اجرام با سرعت و حرکتی مارپیچی به مرز سیاهچاله نزدیک می شوند، جائی که به افق رویداد نزدیک است و پس از آن کشش گرانشی چنان زیاد است که حتی نور هم نمیتواند بگریزد.
    اما سیاهچاله نمیتواند تمام مواد در حال سقوط را یک جا ببلعد و بخشی از مواد در نزدیکی افق رویداد با سرعتی نزدیک به سرعت نور به صورت فوران( جت ) ذرات از دو سو به فضا پرتاب می شوند. اگر یک سر باریکه ذارات در امتداد خط دید ما باشد اخترشناسان این جرم را " بلازار " می نامند.
    این جرم، تابش شدیدی در تمام طیف های الکترومغناطیس دارد که به دلیل جت رو به ماست. تابش آنها در طول موج گاما بسیار شدید است به طوری که دیگر اجرام در این تابش ممکن است در فروغ بلازارها رنگ ببازند و در آسمان پیدا نشوند.
    یکی از دلایل جست و جوی بلازار ها این است که که پس از شناسایی آنها میتوان منابع پرتوی گامای دیگر مثل ستاره های نوترونی را در کهکشان خودمان تمیز داد. امسال با پرتاب تلسکوپ فضائی پرتو گامایی به نام " گلاست " این چشمه های پرتو گاما به خوبی شناسایی خواهند شد.










  2. سپاسگزاری ها (4):


جستارهای مشابه

  1. آیا می دانید "ابر مولکولی" چیست؟
    توسط antheus در انجمن اصطلاحات و واژه های ستاره شناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 22-03-2014, 02:12
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 01-02-2011, 08:44
  3. "بمباران استراتژیک" چیست؟
    توسط Behrang در انجمن هواپیماهای بمب افکن
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-11-2010, 21:27
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-08-2010, 21:15

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •