@aerospacetalk
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 53

جستار: زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

  1. #21
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    اروین رودولف یوزف آلکزاندر شرودینگر

    (به آلمانی: Erwin Rudolf Josef Alexander Schrödinger)‏ (زاده ۱۲ اوت۱۸۸۷ - درگذشته ۴ ژانویه۱۹۶۱) فیزیک‎دان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود.[۳] او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد.[۴] او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت.[۵] در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریهای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و به وسیله اروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمی‎دانان عرضه شد.[۶] در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسیترین معادله غیر نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند[۷] و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد.[۸][۹][۱۰] او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل دیراکفیزیکدانانگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه نوبل در فیزیک شد.[۵][۱۱] در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد.[۱۲] در سال ۱۹۳۶ او به سمت رییس دانشگاه گراتس اتریش درآمد.[۱۳] در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازیها به اتریش او اتریش را ترک کرد.[۱۴] او در ۴ ژانویه ۱۹۶۱ شرودینگر در وین در سن 73 سالگی به علت ابتلا به بیماری سل درگذشت.





    دوران کودکی

    اروین شروینگر تنها پسر رودولف شرودینگر (گیاه­شناس) و جئورجینا امیلا برندا (دختر الکساندرا بائر) بود.پدر او صاحب یک کارخانه پارچه در وین و پدربزرگ او یک پروفسور شیمی بود. شرودینگر در سال­های اولیه زندگی­اش به شدت تحت تاثیر آرتور شوپنهاور قرار گرفت در همین سال­ها وقت خود صرف مطالعه آثار او کرد و در طول زندگی علاقه وافری به تئوری رنگ و فلسفه عمیق داشت.[۱۶][۱۷]
    دوران جوانی و میانسالی

    اروین در سال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و زیر دست استادش فردریچ هاسنوهری فیزیک آموخت و در سال ۱۹۱۰ با مدرک دکترا فارغ التحصیل شد.[۱۸][۱۹]او در بین سال­های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ در جنگ جهانی اول به عنوان افسر جنگ در توپخانه قلعه اتریشی حضور داشت و پس از اتمام جنگ به وین بازگشت. در سال ۱۹۲۰ به عنوان دستیار ماکس وینفیزیکدانآلمانی در ینا انتخاب شد.[۲۰][۲۱][۲۲] در سال ۱۹۲۰ او به دانشگاه ینا دعوت شد و وین را ترک کرد و در آنجا با دختری به نام آنمری برتال، دختر یک شیمیدان ازدواج کرد.[۲۳][۲۴] در کریسمس سال ۱۹۲۱ او به وروتسلاو و سپس برای تدریس به دانشگاه زوریخ رفت.[۲۵] با این حال در سال ۱۹۳۳ شرودینگر به دلیل مخالفت بودن با نازی­ها مجبور به ترک آلمان شد. او شروع به همکاری در کالج ماگدالن در آکسفورد کرد و بعد از این بود که همراه پل دیراکجایزه نوبل فیزیک را دریافت کردند.[۲۶]



    مدل کوانتمی

    او در اوایل زندگی مهندسی برق و برق جویی را پی گرفت. او معمولا با معلم سابقش فرانتس اکسنر کار می کرد. در سال اول زندگی حرفه­ای شرودینگر با ایده های کوانتومی در آثار ماکس پلانک، آلبرت اینشتین، نیلس بور، آرنولد زومرفلد و دیگران آشنا شد.[۲۷] در سال ۱۹۲۶ میلادی، شرودینگر بر مبنای رفتار دو گانهی الکترون (موجی و ذرهای) و با تاکید بر رفتار موجی الکترون، محدود کردن الکترون به یک مدار دایره شکل را درست ندانست و از حضور الکترون در یک محیط سه بعدی سخن گفت. شرودینگر پس از انجام محاسبات پیچیدهی ریاضی، به این نتیجه رسید که همانطور که برای پیدا کردن یک جسم در فضا به سه عدد (طول، عرض و ارتفاع) نیاز داریم، برای پیدا کردن اوربیتال یک اتم هم به ۳ عدد کوانتمی نیاز داریم. در واقع شرودینگر با معرفی یک تابع موج (معادله دیفرانسیل) و حل انتگرال سه گانه آن به نتایجی دست یافت که پایه و اساس مدل کوانتومی شد. شرودینگر سه عدد کوانتومی را از روی معادلات دیفرانسیل و حساب انتگرال پیچیدهای به دست آورد. البته عدد کوانتومی چهارم (عدد کوانتومی مغناطیسی اسپینی)، بعداً توسط دیگران به دست آمد.
    افتخارات و جوایز

    جایزه نوبل فیزیک(۱۹۳۳) -

    برای
    معادله شرودینگر

    مدال ماکس پلانک(۱۹۳۷)

    جایزه فرهنگستان علوم اتریش (۱۹۵۶


    همچنین ببینید

    گربه شرودینگر

    معادله شرودینگر

    مکانیک کوانتوم


    منبع : ویکی پدیا دانشنامه آزاد

    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا






  2. #22
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    ت
    تصویری از ابرخس یا هیپارخوس


    طبق کتاب مجسطی که بطلمیوس در قرن دوم میلادی در اسکندریه نوشته است،
    اَبَرخس یا هیپارخوس منجم یونانی قرن دوم پیش از میلاد نخستین کسی است که حرکت تقدیمی را کشف کرده است.

    البته در آن زمان زمین را ساکن میدانستند و حرکت تقدیمی را به آسمان منتسب میکردند. هیپارخوس با اندازهگیری موقعیت ستارگان نسبت به نقطهی اعتدال بهاری متوجه شد که تمامی ستارگان در حرکتی رو به شرق نسبت به اعتدال بهاری همراهی میکنند. این حرکت به اعتقاد او ۱ درجه در هر صد سال بود. او موقعیت ستارهی سماک اعزل و قلب الاسد و بعضی دیگر ستارگان پُرنور را رصد کرد و آنرا با رصدهای پیشینیانش مقایسه کرد و از این طریق حرکت تقدیمی فلک ستارگان را کشف کرد.


    در دورۀ اسلامی منجمانی مثل بتانی و ثابت بن قره این مقدار را تصحیح کردند و نشان دادند که حرکت تقدیمی ۱ درجه در هر ۶۶ سال است. در قرن شانزدهم میلادی زمانی که کپرنیک به حرکت زمین معتقد شد، حرکت تقدیمی را نیز از آن زمین دانست و معتقد بود که این محور زمین است که دارای حرکت تقدیمی است نه آسمان. او برای ایجاد این حرکت از راه کاری به نام زوج طوسی استفاده کرد که میتوانست محور زمین را جابهجا کند.


    منبع
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا






  3. #23
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    آگوستین لوییز کوشی

    آگوستین لوییز کوشی ریاضیدان فرانسوی و از پایهگذاران آنالیز ریاضی بود. او همچنین در زمینه نظریه امواج در نور و قطبش نور تحقیقاتی انجام داد. در علم مکانیک محیطهای پیوسته نیز کوشی تانسور تنش کوشی را پیشنهاد داد.

    زندگی کوشی

    اگوستین کوشی در بیست و یکم اوت سال 1789 در پاریس متولد شد. پدرش مردی مقدس و مادرش زنی با تقوا بود. کوشی نزد پدر تعلیم دید. پدری که مقامهای اداری بالایی را برعهده داشت، از جمله نخستین منشی جلسه سنا بود. خانواده کوشی در «آرکوی» در همسایگی لاپلاس و برتوله زندگی می کردند. در سال 1800 که پدرش به سمت منشی مجلس سنا انتخاب شد اوگستن کوچک و فعال را همراه خود به آنجا برد. لاگرانژ متوجه استعداد او گردیده بود و به دوست خود لاپلاس گفته بود: او روزی ریاضی دان بزرگی خواهد شد و همگی ما را خواهد گرفت.
    طولی نکشید که کوشی در پانزده سالگی جایزه بزرگ امپراطور را در ادبیات قدیم برد. کوشی در سال 1805 به تحصیل در مدرسه پلی تکنیک و در سال 1807 در مدرسه پلها و راهها پرداخت و در همان سال با مقام شاگرد اولی فارغ التحصیل شد.
    در سال 1813 به پاریس برگشت و در سال 1815 موافقت کرد که (از طریق انتصاب) جای گاسپار مونژ جمهوری خواه و طرفدار بناپارت را که اخراج شده بود بگیرد. از سال 1814 در مدرسه پلی تکنیک تدریس کرد و کرسیهای دیگری را در دانشکده علوم و کولژ دوفرانس تصدی نمود.

    در سال 1817 و در سن 28 سالگی با آلوئیز دوبور، دختر ناشر اکثر آثارش ازدواج کرد. پس از انقلاب در ژوئیه سال 1830 او نه تنها از یاد کردن سوگند وفاداری – که معنایش از دست دادن کرسی استادی بود- سرپیچید بلکه جلای وطن کرد و معلوم نیست که چرا این کار را کرد. کوشی از سال 1820 تا 1830 تئوری توابع یک متغیر موهومی را بنا نهاد و همین تئوری است که امروزه بزرگترین عنوان افتخار او محسوب می شود. کوشی که کاتولیک مؤمنی بود نقش عمده ای در مؤسسات خیریه کلیسایی به عهده گرفت. شهرت او شهرت فردی متعصب، خودخواه و تنگ نظر بوده است. آبل او را دیوانه، بینهایت کاتولیک و متعصب می نامید.



    آثار و مقالات کوشی

    کوشی بر ریاضیات تسلط نیافت بلکه ریاضیات بر او مسلط شد. هرگاه فکری به ذهنش خطور می کرد نمی توانست برای نشر آن لحظه ای انتظار بکشد پیش از آن که ماهنامه «گزارشها» به وجود آید او مجله ای خصوصی به نام تمرینهای ریاضی بنیاد نهاد که دوازده شماره یک سال آن را خود او با نامحتملترین موضوعات و نظم پر کرده بود. در کمتر از بیست سال ماهنامه گزارشها 589 یادداشت از او منتشر کرد و بسیاری از نوشته های دیگر به چاپ نرسید.

    روی هم رفته کوشی دست کم هفت کتاب و 800 مقاله انتشار داد. در نقل قول از دیگران دقیقتر از همه ریاضیدانان روزگار خود بود. بیشتر آثار او حکایت از شتابزدگی دارند اما نامرتب یا شلخته وار نوشته نشده اند. کوشی شانزده مفهوم و قضیه فقط در مبحث کشسانی دارد یعنی تعداد مفاهیم و قضایای او از تعدادی که نام ریاضیدانان دیگر را بر خود دارند بیشتر است، همه آنها در شکل نهایی خود ساده و بنیادی اند.
    کتاب درسی وی به نام «دوره تحلیل ریاضی» که در سال 1821 منتشر شد تأثیر نیرومندی بر معاصرانش گذاشت. معیارهای همگرایی را کشف و بیان نمود و علامت حد را به کار برد، قضیه لاگرانژ و قضیه باقیمانده خود را به اثبات رسانید. نخست از راه انتگرال و سپس به وسیله «قضیه مقدار میانگین» که اندکی از حساب انتگرال کنار رفته بود در کتاب پرآوازه او به نام «حساب حدها» (1831-1832) مسائل مربوط به همگرایی به مسائل مربوط به رشته های هندسی تحویل داده شده اند.

    کوشی مفهومی را که ما از تداوم یا پیوستگی داریم اختراع کرد. او بر خلاف گائوس که اکتشافات خود را پنهان می داشت تمام اکتشافات خود را به آکادمی فرستاد. وی کسی بود که موفق شد اکتشافات گائوس را دو مرتبه کشف نماید. کتاب او به نام «نوشته ای درباره انتگرالهای معین که بین دو حد موهومی گرفته شده اند» و در سال 1825 منتشر شد گام بلندی بود به سوی آنچه اکنون قضیه انتگرال کوشی نامیده می شود او انتگرالها را در مسیرهای اختیاری در میدان مختلط تعریف کرد و از طریق معادله های دیفرانسیل کوشی- ریمان به وسیله حساب تغییرات این واقعیت را استنتاج نمود که در میدانی از مرتبه (F(z چنین انتگرالی فقط به نقطه های پایان مسیر بستگی دارد.

    محصول کار او «قضیه باقیمانده» در مورد قطبها بود که به وسیله پ. آ. لوران بسط یافت. کوشی برای امتحان همگرایی رشته توانی خاص برای تابعهای ضمنی که به رشته مکانیک آسمانی لاگرانژ موسوم بود، در سال 1827 روشی ابداع کرد. او از طریق این کار فرمول انتگرال خود را از قضیه انتگرال خود استنتاج نمود. در سال 1846 مسیرهای انتگرال گیری بسته اختیاری را شناسانید و قضیه انتگرال خود را بوسیله آنچه امروزه فرمول گرین نامیده می شود به اثبات رسانید.


    کوشی در سال 1822 ابزار اساسی ریاضی نظریه کشسانی را به وجود آورد (چیزی که عده ای آن را بزرگترین دستاورد او به شمار می آورند) او معادله خود درباره تعادل صفحه کشسان را برپایه نیرویی واحد یعنی «کشش یا فشار» استوار کرد. «نیرویی با همان ماهیت فشار ئیدرودینامیک... از سوی یک مایع بر سطح جسم جامد ... که از لحاظ اندازه و جهت ناشی از فشارها یا کششهایی بود که بر سه صفحه دو به دو عمود بر هم اعمال می شد.»
    خدمات فراوانی کوشی به مکانیک آسمانی مشتمل بودند بر اثبات این امر که رشته هایی نامتناهی که اخترشناسان به کار می بردند در یک جا به هم وصل می شوند. او کار بسیار مفصلی درباره رشته ها کرد بخصوص برای حل معادله کپلر و بسطهایی از تابع مربوط به آشفتگی.


    پاورقی : معادلات کوشی-ریمان

    معادلات کوشی-ریمان در آنالیز مختلط که به احترام آگوستین لوییز کوشی و برنارد ریمان نام گذاری شدهاند، دو معادلهٔ مشتق جزئی هستند که شرط لازم ولی نه کافی را برای هلومورفیک بودن یک تابع فراهم میکنند. با شرایط اضافی مانند اینکه بخشهای حقیقی و موهومی تابع – توابع حقیقی u و v – مشتقات جزئی پیوسته داشته باشند، برقراری معادلات، معادل میشود با تحلیلی بودن تابع مختلط. این مجموعه از معادلات اولین بار در کارهای دالامبر در ۱۷۵۲ ظاهر شد. بعداً در ۱۷۷۷، اویلر این مجموعه را به توابع تحلیلی متصل کرد. کوشی این معادلات را برای ساخت تئوری توابع خود در ۱۸۱۴ به کار برد. رسالهٔ کوشی در مورد تئوری توابع در ۱۸۵۱ منتشر شد.

    کوشی و اختر شناسی

    مشهورترین خدمت به او اخترشناسی در سال 1845 بررسی او راجع به محاسبه پرزحمت لووریه در مورد نابرابری بزرگ در حرکت متوسط پالاس (یکی از سیارکهای منظومه شمسی) به وسیله روشی بسیار ساده تر می باشد.


    مرگ او

    آگوستین کوشی پس از این اکتشافات بسیار مهم در ریاضی و فیزیک و مکانیک آسمانی سرانجام در بیست و سوم مه سال 1857 در سن شصت و هشت سالگی و در نزدیکی پاریس وفات یافت.


    منبع:http://pnuriazi.blogfa.com/tag/بیوگرافی-آگوستین-کوشی










    ·
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا






  4. #24
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    آیزاک آسیموف

    آیزاک آسیموف یا اسحق عاصماف (‎به روسی Исаак Юдович Озимов ‏) (۲ ژانویه ۱۹۲۰ - ۶ آوریل ۱۹۹۲) نویسندهٔ آمریکایی روسی تبار گونههای علمی، علمی-تخیلی، خیالپردازی، وحشت و دکتر در بیوشیمی بود. شهرت اصلی او بیشتر به خاطر سری بنیاد (در ایران سری امپراتوری کهکشانی) است. قوانین سهگانهٔ رباتیک وی از شهرت جهانی برخوردار است و دائرةالمعارف بریتانیکا وی را واضع واژه رباتیک در زبان انگلیسی میشناسد. وی بیش از ۵۰۰ عنوان کتاب در تمام دستههای اصلی ردهبندی دیوی (به جز فلسفه) دارد و سیارک آسیموف ۵۰۲۰ به افتخار وی نامگذاری شدهاست. آسیموف، کلارک و هاینلاین به عنوان سه نویسندهٔ بزرگ گونهٔ علمی-تخیلی شناخته میشوند.

    ایزاک آسیموف (Айзек Азимов)



    زندگی



    روونا موریل، آسیموف را نشسته بر تختی مزین به نقشهایی از حاصل عمرش تصویر کرده است.





    او در استان اسمالنسک در شوروی (روسیهٔ امروزی) در یک خانواده آسیابان یهودی متولد شد. در سن پنج سالگی خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کردند. از آنجا در خانه با او به زبانهای ییدیش (زبان یهودیان اروپای شرقی) و انگلیسی صحبت میکردند به هر دو زبان روان سخن میگفت، اما روسی نیاموخت.


    خواندن را از پنج سالگی آموخت و از آن هنگام در امور ادارهٔ مغازهٔ لبنیاتفروشی به خانواده کمک میکرد. خود وی سحرخیزیاش در سالهای آینده را مرهون همین کمکها و تلاشش برای راضی کردن پدر به اینکه تنبل نیست میدانست. در همان مغازه مجلههای علمی-تخیلی هم فروخته میشد و آیزاک کوچک آنها را میخواند. در حدود یازده سالگی او شروع به نوشتن داستان کرد و چند سالی بیشتر نگذشته بود که توانست داستانهایش را به مجلههای عامه پسند بفروشد. در ۱۸ سالگی نخستین داستانش را به نام «گشتی در حوالی سیارک وستا» نوشت که در شماره اکتبر ۱۹۳۸ مجله داستانهای حیرتآور چاپ شد.





    تصویر روی جلد ویژهنامهٔ مجلهٔ اسکپتیک، در گرامیداشت آسیموف





    سه سال بعد، در سال ۱۹۴۱ داستان دیگری با عنوان شبانگاه به مجله داستان علمی - تخیلی حیرتآور فروخت که در آن زمان برترین مجله در این عرصه بود. مجله داستان علمی - تخیلی حیرتآور برای هر کلمه یک سنت پرداخت میکرد. آسیموف در مورد این داستان چنین میگوید: "پس برای یک داستان ۱۲هزار کلمهای ۱۲۰ دلار باید میگرفتم ولی وقتی چک ۱۵۰ دلاری دریافت کردم گمان کردم اشتباه شده و پس از تماس با سردبیر دریافتم که او آنقدر از داستان خوشش آمده که یک چهارم سنت برای هر کلمه فوق العاده پرداخت کرده است.»




    او از ابتدا نبوغ خود را در آموختن نشان داد. او چند کلاس را یک مرتبه بالا رفت و در ۱۵ سالگی دیپلم گرفت. او در ۱۹۳۹ از دانشگاه کلمبیا فارغ التحصیل شد و به سال ۱۹۴۸ دکتری بیوشیمی اش را اخذ کرد. پس از اخذ مدرک عضو هیئت علمی دانشگاه بوستون شد. از سال ۱۹۵۸ تدریس را کنار گذاشت و به صورت تمام وقت به نوشتن پرداخت (درآمد نویسندگیاش از حقوق دانشگاه بیشتر شده بود). با داشتن حق تصدی حتی در چنین شرایطی عضو هیئت علمی باقیماند (همین حق تصدی در کتاب آزمایش مرگ نقش مهمی بازی میکند.). در ۱۹۷۹ دانشگاه به پاس نوشتههایش او بهاستاد کامل ارتقا داد. وی دوبار ازدواج کرد، بار دوم با جانت ا. جپسون (که او نیز یک نویسندهٔ سبک علمی-تخیلی نیز است) و دو فرزند داشت.



    زندگی عادی او چنین بود که راس ساعت ۶ صبح بیدار شود و در ساعت ۷:۳۰ پشت ماشین تحریر خود بنشیند و تا ۱۰ شب کار کند. آسیموف در جلد نخست زندگینامه خود با عنوان «خاطرهای هنوز سرسبز» که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد، توضیح داده که چگونه نویسندهای وقت شناس شدهاست.




    پدر روسی او در بروکلین چند دکان شیرینی فروشی داشت که از ساعت ۶ صبح تا ۱ نیمه شب باز بودند. آیزاک نوجوان هر صبح ساعت ۶ از خواب بر میخواست تا روزنامه پخش کند و هر بعد از ظهر تند از مدرسه باز میگشت تا به پدرش کمک کند و اگر چند دقیقه دیر میکرد پدرش او را سرزنش میکرد که بچه تنبلی است. پس از گذشت ۵۰ سال آسیموف در زندگینامهاش از این عادت چنین یاد میکند: «برای من مایه غرور است که هر چند ساعت شماطه داری دارم اما هیچ گاه آن را کوک نمیکنم و ساعت ۶ صبح خود از خواب بیدار میشوم، من هنوز به پدرم ثابت میکنم که آدم تنبلی نیستم.»

    آسیموف دچار ترس از فضاهای باز بود و جاهای کوچک و بسته را ترجیح میداد. اگر چه آسیموف درباره سفرهای فضایی در دنیاهای ناشناخته و به مدت سالهای نوری بیشمار نوشت، ولی خودش از پرواز کردن با هواپیما اکراه داشت. بن بوا، ویراستار آثار او گفتهاست: «آیزاک میگوید دوست دارد در فضا و در پهنه آسمانها پرواز کند، اما فقط در تخیلش.» جلوهٔ این ترس را میتوان در داستان غارهای پولادی (جزو سری روبوتی آسیموف) مشاهده کرد که در آن تمام جمعیت زمین در شهرهای بسته و زیرزمینی در فضاهای کوچک زندگی میکنند. آسیموف دچار ترس از پرواز هم بود و در تمام عمرش تنها دو بار با هواپیما مسافرت کرد، که هر دو بار آن اجباری و غیر قابل اجتناب بود. در همان کتاب غارهای پولادی، الیجاه بیلی (قهرمان اصلی این کتاب و کتابهای خورشید عریان و روبوتهای سپیدهدم) دچار ترس از پرواز است و آسیموف نیم صفحهای را به شرح چگونگی ترس و احساس بیلی میپردازد.




    او از ۱۹۸۵ تا پیش از مرگش رییس انجمن امانیستهای آمریکا بود. بعد از مرگش جای او را دوست و همکار نویسندهاش کورت وانگات گرفت. او همچنین دوست نزدیک جین رودنبری (نویسندهٔ اصلی داستانهای پیشتازان فضا Star Trek) هم بود و در وهلهٔ اول او علمی-تخیلی بودن ایدهٔهای رودنبری را برای مسوولان کمپانی پارامونت تایید کرد. بعدها در یکی از قسمتهای سریال شخصیتی روبوتی معرفی شد که به یاد آسیموف مغز پوزیترونی داشت، که البته این تنها شباهت آن به روبوتهای آسیموف بود.) هم بود.




    آیزاک آسیموف در ششم آوریل سال ۱۹۹۲ درگذشت. در آن هنگام، استنلی، برادر ایزاک آسیموف، علت مرگ او را نارسایی کلیه و قلب اعلام کرد. ۱۰ سال پس از مرگ آسیموف، همسرش، جنت، اعلام کرد در هنگام عمل قلب، به دلیل تزریق خون آلوده ایزاک آسیموف به بیماری ایدز مبتلا شده بود. اما در آن زمان پزشکان به دلیل نگرانی از واکنش عمومی و تنگ نظری برخی افراد نسبت به مبتلایان این بیماری، از خانواده او خواستند که از اعلام این خبر خودداری کنند. سرانجام ۱۰ سال پس از مرگ او در حالیکه بسیاری از پزشکان معالج او نیز درگذشته بودند، جنت و فرزند او، روبین تصمیم گرفتند، موضوع ابتلای او به بیماری ایدز را به اطلاع عموم برسانند.

    افتخارات


    داستانهای علمی - تخیلی آسیموف جایزههای متعددی برد: ۵ جایزه «هوگو» که با انتخاب خوانندگان اعطا میشود و سه جایزه «نیبولاً که از طرف نویسندگان علمی - تخیلی اعطا میشود. تریلوژی یا داستانهای سهگانه او که داستان یک امپراتوری کهکشانی در آیندهاست و از کتابهای»بنیاد«(۱۹۵۱)،»بنیاد امپراتوری«(۱۹۵۲)، و»بنیاد دوم" (۱۹۵۳) تشکیل یافتهاست جایزه هوگو سال ۱۹۶۶ را به عنوان بهترین مجموعه داستان علمی - تخیلی برای او به ارمغان آورد.

    او همچنین جایزه استاد بزرگ را که انجمن نویسندگان علمی تخیلی آمریکا به پاس یک عمر فعالیت موفقیت آمیز در زمینه داستان نویسی علمی-تخیلی اعطا میکرد در سال ۱۹۸۷ به دست آورد.


    آثار

    نوشتار اصلی: آثار ایزاک آسیموف
    پرکاری آسیموف حیرت آور است. وی نزدیک به ۵۰۰ کتاب در دامنه گستردهای از موضوعات، از کتابهای کودکان گرفته تا کتابهای درسی ئ دانشگاهی نوشتهاست.


    بیشترین شهرت وی شاید به خاطر داستانهای علمی - تخیلی بود و نقش پیشتازانه او در بالا بردن داستانهای علمی - تخیلی از سطح مجلات بیژرفا به سطح فکری مربوط به جامعهشناسی و تاریخ و ریاضیات و علم باشد. آسیموف همچنین داستانهای اسرار گونه و معما گونه[۲] نیز نوشتهاست. از وی کتابهایی در نقد مسائل فیزیک، شیمی، زیست شناسی، اخترشناسی، طنز، شکسپیر، کتاب مقدس و موضوعات زیاد دیگر نیز چاپ شدهاست.


    قوانین رباتیک


    نوشتار اصلی: قوانین رباتیک آسیموف

    آسیموف با کمک ویراستار انتشارات دابلدی سه قانون برای رباتهای پوزیترونی خود تدوین کرد که به قوانین رباتیک آسیموف مشهور شدند. قوانینی که همه رباتها در آثار آسیموف (و حتی بسیاری جاهای دیگر، حتی گاهی در صنعت) ملزم به پیروی از آنها به طور غریزی هستند:




    1. یک ربات نباید با ارتکاب عملی یا خودداری از انجام عملی باعث آسیبدیدن یک انسان شود.
    2. یک ربات باید از فرمانهای انسانها تبعیت کند مگر اینکه آن فرمانها در تعارض با قانون نخست باشد.
    3. تا هنگامی که قانون نخست یا دوم زیرپا گذاشته نشدهاست ربات باید وجود خود را حفظ کرده و در بقای خود بکوشد.

    گفتارها


    • هر دینی مانند یک خیالپردازی است برای دیگران، اما برای معتقدین آن حقیقت مقدس مطلق است.
    • من نیکبخت بودهام که با ذهنی پر تکاپو و کارآمد و با قدرتی برای واضح اندیشیدن و توانایی برای ابراز چنان اندیشه هایی زاده شده ام.
    • برای من مایه غرور است که هر چند ساعت شماطه داری دارم اما هیچ گاه آن را کوک نمیکنم و ساعت ۶ صبح خود از خواب بیدار میشوم، من هنوز به پدرم ثابت میکنم که آدم تنبلی نیستم.
    • اگر پزشکم به من بگوید، بیش از پنج دقیقه زنده نیستم، وقتم را تلف نخواهم کرد، سریعتر تایپ میکنم.



    منبع : ویکی پدیا

    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  5. سپاسگزاری ها (4):


  6. #25
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    درباره دکتر میچیو کاکو

    __________________

    میچیو کاکو (به انگلیسی: Michio Kaku) و (به ژاپنی: 加来 道雄) زادهٔ ۲۴ ژانویه ۱۹۴۷ در سن خوزه آمریکا ، فیزیکدان مشهور آمریکایی ژاپنی تبار است.
    وی شاگرد ادوارد تلر، و از نظریّهپردازان بزرگ فیزیک کنونی جهان است. دکتر کاکو از بنیانگذاران نظریه ریسمان است. او کتابهای درسی در زمینهٔ نظریه ریسمان و نظریهٔ کوانتومی میدان دارد.

    فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و دورهٔ دکتری فلسفه را در دانشگاه برکلی گذرانده. هم اکنون او استاد دانشگاه سیتی کالج نیویورک است.

    او از طرفداران محیط زیست و از مخالفان به کارگیری انرژی هستهای شکافت است.

    آثار علمی
    ======
    این دانشمند در طول فعالیت خود بیش از ۱۷۰ مقاله درباره فیزیک نظری، ۱۲ کتاب و برنامه های مختلف تلویزیونی و رادیویی درباره علم و آینده بشریت داشته است.

    مهمترين كتاب اين فيزيكدان، "فيزيك غيرممكن ها" نام دارد كه در ميان پرفروشترين كتابهاي علمي قرار گرفته است.

    ميچيكو كاكو به طرز شگفت انگيزي در بيان مفاهيم بسيار دشوار و پيچيده به زباني ساده مهارت دارد.

    سرنوشت آینده بشر از منظر کاکو
    ====================
    به اعتقاد كاكو، سرنوشت بشريت به سادگي مي تواند برپايه يك مدل توسعه توضيح داده شود. برپايه اين مدل توسعه، انسان در طول تكامل خود چهار مرحله تمدن را پشت سر مي گذارد:

    تمدن نوع 0 - در اين تمدن، خود ما، يعني انسانها وجود دارند كه برپايه سطح فناوري ما مي تواند گامهايي به عقب يا جلو بردارد.

    تمدن نوع 1- به اعتقاد "كاكو" تمدن نوع 1 آينده نزديك بشريت است. به گفته اين فيزيكدان، ما در مرحله گذار از نوع 0 به نوع 1 هستيم كه از نشانه هاي آن مي توان به فرهنگ بيش از هميشه جهاني شده، منابع جديد انرژي در حال توسعه و ... اشاره كرد.

    تمدن نوع 2- يك خيز واقعي كيفيت. به گفته اين دانشمند، يك تمدن نوع 2 به صورت مجازي كاملا جاودانه و ناميرا است. بنابراين در اين تمدن هيچ چيز از بين نمي رود.

    تمدن نوع 3- تمدني است كه بر تمام قوانين فيزيك و در نتيجه كنترل بر روي فضا و بر روي انرژي حاصل از هزاران ستاره تسلط دارد. كهكشان را بدون مشكل كاوش مي كند، سيارات را با استفاده از روباتهاي هوشمند مي بيند و مي تواند با سرعت هزاران سال نوري سفرهاي فضايي انجام دهد.

    “فیزیک غیرممکن” و “غیرممکن ها”
    =====================
    “میچیو کاکو” همچنین در کتاب “فیزیک غیرممکن”، “غیرممکن ها” را در سه مقوله تقسیم کرده است. به همین منظور روزنامه ایتالیایی “لاستمپا” مصاحبه ای را با این دانشمند فیزیک نظری انجام داده است که در ادامه می خوانید:

    * پروفسور؛ شما معتقدید که بسیاری از سناریوهای علمی تخیلی در حال تبدیل به واقعیت خستند. چرا شما این مورد را وارد مقوله ۱ می کنید. می توانید دلیل خود را با ذکر یک مثال بگویید؟

    - یکی از متحمل ترین “غیرممکن ها” نامرئی شدن است. خوب، امروز تحقیقات بسیاری در ناپدید کردن اجسام با پرتوهای میکروامواج انجام می شود و بنابراین من متقاعد شده ام که به زودی چیزی شبیه به شنل نامرئی کننده “هری پاتر” خواهیم داشت.

    * چه کشفی انتظار ما را می کشد؟

    - کشفیات زیادی هستند که انتظار ما را می کشند. یکی از آنها با “انتقال از دور” (Teletransport) ارتباط دارد. این کشف، در واقع توانایی ناپدید شدن و دوباره ظاهر شدن در نقطه ای دیگر است. در اتریش، در دانشگاه وین، ذرات مجزای نور، یعنی فوتونها را انتقال از دور کرده اند. درحال حاضر، رکورد این انتقال، ۶۰۰ متر در طول رودخانه دانوب است. یک روز از این تکنیک برای رفتن به ایستگاه فضایی و رفتن به روی ماه استفاده خواهیم کرد. البته برای رسیدن به این توانایی ما به زمان نیاز خواهیم داشت اما در دهه های آینده امیدواریم که انتقال از دور مولکولها و شاید DNA را آغاز کنیم.

    یک کشف هیجان انگیز دیگر، اتصال به هوش مصنوعی و به فرایندی به نام “تکنیگی” (singularity) است: زمانی فراخواهد رسید که در آن روباتها بیش از ما باهوش خواهند شد. بهتر است که یک تاریخ دقیق را مشخص نکنیم اما برخی از دانشمندان پیش بینی کرده اند که تا ۲۰ سال آینده و دیگران زمان آن را تا هزار سال آینده گفته اند و بعضی دیگر همچنان معتقدند که این اتفاق هرگز روی نخواهد داد.”

    * آیا سناریویی از هوش مصنوعی وجود دارد که شما را نگران کند؟

    - از یک سو، هوش مصنوعی منفعت خواهد داشت چرا که روباتها کارهایی را انجام خواهند داد که برای ما خطرناک هستند. مثل تصرف مریخ یا ماه. آنها می توانند تا اعماق اقیانوسها پایین بروند و یا افراد در خطر را نجات دهند. اما از سویی دیگر، اگر شروع به برابر کردن هوش روباتها با هوش خودمان کنیم، باید چه کار بکنیم؟ راههای زیادی وجود دارد. یکی اینکه یک تراشه را وارد مغز روباتها بکنیم تا زمانی که برای ما خطرناک شدند آنها را خاموش کند. روش دیگر این است که به آنها آموزش دهیم که خود را با جامعه ما انطباق دهند.

    * رویای یک دانشمند چیست؟ کدام تئوری آینده است که بتواند روش نگاه ما به جهان را تغییر دهد؟

    - زمانی که کودک بودم، انیشتین مدت کوتاهی بود که از دنیا رفته بود و موفق نشده بود نظریه خود (نظریه همه چیز) را کامل کند. معادله این نظریه بلندتر از دو سانتیمتر نیست، اما می تواند تمام قوانین فیزیک را شامل شود. امروز، معتقدم که ما سرانجام این تئوری را پردازش کرده ایم که همان “نظریه رشته ها” نام دارد و برخی از جنبه های این نظریه در “برخورد دهنده بزرگ هادرون” (LHC) در سرن آزمایش شده اند. هرچند، این ماشین برای ایجاد دوباره بیگ بنگ به اندازه کافی پرقدرت نیست اما امید است که بتواند برخی از ذرات جدید را کشف کند. فکر می کنیم که با کشف ماده تاریک، بیشترین توجه به نظریه رشته ها بشود.

    * استفاده از “نظریه همه چیز” به چه معنی است؟

    - معانی بسیاری دارد. پیش از هر چیز به ما خواهد گفت که قبل از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاده است. به نظر می رسد که نظریه رشته ای، یک چند – جهانی را به تصویر می کشد که در آنها “بیگ بنگها” تکرار می شوند. مسئله دیگری که می توانیم از آن نتیجه بگیریم سفر در زمان است. افراد زیادی این را نمی دانند اما در سال ۱۹۴۹ اولین راه حل سفر در زمان را انیشتین کشف کرد. امروز صدها راه حل مختلف وجود دارند اما نمی دانیم تا چه حد عملی هستند. نظریه رشته ها می تواند در این مورد به ما پاسخ دهد.

    * در راستای “غیر ممکن ها” بسیاری معتقدند که مسائل انرژی بیشتر به مقوله سه نزدیک هستند تا مقوله ۱٫ پاسخ شما در این مورد چیست؟

    - فکر می کنم که ۱۰ سال آینده بسیار آشفته خواهد شد. هیچ جایگزین مناسبی برای نفت ارائه نخواهد شد، هرچند فناوریهای بسیاری در این مورد در حال رقابت با هم هستند. فکر می کنم در حالی که قیمت سوختهای فسیلی به افزایش خود ادامه می دهد قیمت سوختهای خورشیدی کاهش می یابد و این دو در یک نقطه با هم تلاقی می کنند و در آن زمان وارد عصر هیدروژن خواهیم شد. سپس بین ۲۰ تا ۳۰ سال آینده گداخت هسته ای به یک شیوه امکانپذیر برای تولید انرژی تبدیل خواهد شد.









    منبع صفحه ی گزیده اخبار علمی
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  7. سپاسگزاری ها (3):


  8. #26
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    ادوارد ویکتور اپلتون (به انگلیسی: Edward Victor Appleton)‏ (متولد ۶ سپتامبر ۱۸۹۲، یورکشایر - درگذشته ۲۱ آوریل ۱۹۶۵، ادینبرا) فیزیکدان انگلیسی بود. او در سال ۱۹۴۷ به خاطر پژوهشهایش در مورد فیزیک جو بالایی، به خصوص به خاطر کشف لایه معروف به اپلتون، موفق به دریافت جایزه فیزیک نوبل گردید.

    ادوارد ویکتور اپلتون















    منبع : ویکی پدیا
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  9. سپاسگزاری ها (5):


  10. #27
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    هانس. هانس جرج دهملت

    (به آلمانی: Hans Georg Dehmelt) (زادهٔ ۹ سپتامبر ۱۹۲۲ در گرلیتس، آلمان) فیزیکدان آلمانی-آمریکایی است. دهملت و همکارش ولفگانگ پل توانستند «روشی برای به دام اندازی اتمهای منفرد» پیشنهاد کنند و برای همین کار بود که نیمی از جایزهٔ نوبل سال ۱۹۸۹ به آن تعلق گرفت.(نیم دیگر آن به نورمن فاستر داذه شد) از روش آنها برای اندازهگیری دقیق فاکتور g الکترون استفاده شد.

    دهملت پس از پایان دوران دبیرستان در سال ۱۹۴۰، داوطلبانه به ارتش آلمان پیوست، پس از آن در سال ۱۹۴۳ به او دستور داده شد تا برای مطالعهٔ فیزیک به دانشگاه برسلو برود. پس از یک سال فراگیری فیزیک او دوباره به ارتش بازگشت و در پی تهاجم آردن اسیر گرفته شد.

    در سال ۱۹۴۶ از زندان آمریکایی آزاد شد و دوباره به سمت یادگیری فیزیک بارگشت، او در ۱۹۴۸ کارشناسی ارشد و در ۱۹۵۰ دکتری خود را از دانشگاه گوتینگن دریافت کرد. وی در ۱۹۵۲ برای فوق دکتری به دانشگاه دوک دعوت شد.
    دهملت در ۱۹۵۵ به عنوان استادیار در دانشگاه واشینگتن در سیاتل پذیرفته شد، در ۱۹۵۸، در جایگاه دانشیار و در ۱۹۶۱ در جایگاه استاد تمام قرار گرفت. دهملت تا هنگام بازنشستگی اش، اکتبر ۲۰۰۲، در دانشگاه واشینگتن باقی ماند. در سال ۱۹۷۹ او سرپرست گروهی بود که نخستین عکس را از یک تک اتم گرفتند.










    منبع: ویکی پدیا
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  11. سپاسگزاری ها (5):


  12. #28
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    ایرن ژولیو-کوری (به فرانسوی: Irène Joliot-Curie)‏ ‏(۱۸۹۷–۱۹۵۶ میلادی) فیزیکدان و شیمیدان فرانسوی به خاطر کشف رادیواکتیویتهٔ مصنوعی در سال ۱۹۲۵ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد.
    ایرن ژولیو-کوری
    Irène Joliot-Curie
    زندگی

    ایرن کوری در پاریس به دنیا آمد و در همان شهر هم دیده از جهان فروبست. مادرش ماری کوری و پدرش پیئر کوری هر دو فیزیکدان برجستهای بودند. در ۴ اکتبر ۱۹۲۶ با فردریک ژولیو که در انستیتو رادیوم زیر نظر ماری کوری کار میکرد ازدواج کرد. فردریک پسر هانری ژولیو از انقلابیون کمون پاریس بود.
    فعالیت علمی

    در سال ۱۹۳۴ ایرن و فردریک توسط پرتو آلفا، آلومینیوم را بمباران کردند و نشان دادند با این عمل هستهٔ آلومینیوم با انتشار یک نوترون به هستهٔ فسفر تبدیل میشود ولی فسفر به دست آمده رادیوکتیو بود و به انتشار پوزیترون ادامه میداد. آنها در واقع رادیواکتیویته مصنوعی را کشف کرده بودند.





    در سال ۱۹۳۵ زوج ژولیو-کوری به خاطر کشف رادیوکتیویته مصنوعی جایزه نوبل شیمی را دریافت کردند.

    با قدرت گرفتن هیتلر در آلمان و فاشیستها در ایتالیا جناح چپ در فرانسه قویتر شد و در انتخابات ۱۹۳۶ با پیروزی جبههٔ خلق لئون بلوم رئیس جمهور شد و او از ایرن ژولیو کوری دعوت کرد پست وزارت آموزش و پرورش را بپذیرد و این نخستین باری بود که زنی به کابینهٔ فرانسه راه پیدا میکرد.

    در سال ۱۹۴۶ زوج ژولیو-کوری برنامهٔ تشکیل مرکز انرژیی اتمی را ارئه نمودند و دو سال بعد نخستین پیل اتمی فرانسه را به راه انداختند. اما در سال ۱۹۵۰ به دلیل آنچه تمایلات کمونیستی قلمداد شد، از این مرکز اخراج شدند و در ۱۹۵۴ که عضویت ایرن در انجمن شیمیدانان آمریکا پیشنهاد شد به دلیل همین تمایلات با آن مخالفت شد.

    ایرن ژولیو کوری در ۱۷ مارس ۱۹۵۶ بر اثر سرطان خون که به دلیل مجاورت با پرتوهای رادیواکتیو به آن مبتلا شده بود درگذشت.




    منبع: ویکی پدیا

    و صفحه ی دانستنیهای نجوم و فیزیک


    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  13. سپاسگزاری ها (6):


  14. #29
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    جیمز دیوئر

    (به انگلیسی: James Dewar) (۱۸۴۲ - ۱۹۲۳) فیزیکدان اسکاتلندی.
    بیوگرافی
    فیزیکدان و شیمیدان اسکاتلند در دانشگاه ادینبورگ تحصیل کرد و سالها استاد علوم طبعی و تجربی در کمبریج بود.وی در پهنه های وسیع و گوناگون فعالیت میکرد. و نظرات خود را در ضمن رساله هایی درباره شیمی آلی.اندازه گیری دماهای بالا٬تأثیر نور بر شبکیه چشم ٬طیفبینی و غیره انتشار داد.
    عمده ترین کار علمی او تحقیقاتی است که درباره خواص ماده در دماهای پایین و مایع شده گاز به عمل آورد. او با تلاش زیاد هیدوژن را مایع و سپس جامد کرد و توانست به دمای ۱۴ درجه کلوین برساند.((فلاسک دیوئر)) از ساخته های اوست.دراین فلاسک میتوان گازهای مایع شده را برای مدت طولانی نگهداری کرد.







    منبع : ویکی پدیا
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا






  15. #30
    مدیر انجمن کیهانشناسی
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    محل سکونت
    Rasht-IRAN
    نوشته ها
    2,037
    سپاسگزاری
    6,488
    سپاسگزاری شده : 17,286 بار در 2,055 پست
    قدرت امتیازدهی
    184
    Array

    پیش فرض پاسخ : زندگی نامه دانشمندان فیزیک کیهانی

    اوله رومر

    اوله رومر اخترشناس دانمارکی و نخستین کسی بود که سرعت نور را اندازه گرفت.

    زندگی

    او در در شهر بندری آرهوس متولد شد. و در سال ۱۷۱۰ درگذشت.

    نخستین بار سرعت نور در سال ۱۶۷۶ توسط رومر با استفاده از گرفتهای مشتری توسط اقمارش محاسبه شد و معلوم گشت که سرعت نور نیز محدود است. عددی که رومر به دست آورد ۲۱۵ هزار کیلومتر بر ثانیه بود. این عدد آنقدر بزرگ بود که معاصران وی آن را باور نمیکردند. در سال ۱۷۲۶ برادلی با استفاده از تغییر وضعیت ستارگان نسبت به زمین سرعت نور را محاسبه کرد و عدد سیصد هزار کیلومتر بر ثانیه را به دست آورد.


    منبع: ویکی پدیا










    منبع : صفحه ی دانستنیهای نجوم و فیزیک
    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری //// خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا
    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی /// خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    مولانا





  16. سپاسگزاری ها (5):


صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. زندگی نامه EP-AGB
    توسط sina_2006_p در انجمن ناوگان تشریفاتی دولت
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 07-05-2017, 22:10
  2. زندگی نامه امیران ارتش
    توسط n4v!d در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 15-05-2012, 09:43
  3. شهید موسی امیری
    توسط Ruslan در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان هوانیروز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 28-02-2010, 21:26

برچسب ها برای این جستار

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •