@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

جستار: هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

  1. #1
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,999
    سپاسگزاری
    32,476
    سپاسگزاری شده : 49,655 بار در 3,900 پست
    قدرت امتیازدهی
    512
    Array

    Arrow هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

    بنام خداوند ایران زمین

    درود بر ایرانیان درستکار


    هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر



    معماران و تشکیل دهندگان ) آچار فرانسه پرنده )هوانیروز چه کسانی بوده اند ؟

    این خانواده نظامی همه فن حریف اصلا به چه منظوری بوجود آمد ؟

    نخستین خلبان و اولین فنی و اولین کارمند و اولین فرمانده این یگان دیر آشنا چه کسانی بودند ؟

    اصلا کلمه هوانیروز یعنی چه و کار و بارش توی اینهمه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی چیست ؟

    تاریخچه اش به کی وکجا برمی گردد ؟

    حالا دارند چکار می کنند و ماموریتشان چیست ؟

    راستی آن دلاور مردان هشت سال دفاع مقدس هوانیروز که همگی به افتخار خانه نشینی نائل آمده اند و دوران بازنشستگی را طی می نمایند الان کجا هستند و چکار می کنند ؟

    حال و احوالشون خوبه ؟

    آیا ناگفته های جنگ را بازگو می کنند یا در دل خود نگه می دارند ؟

    اصلا اتل متل تو توله راستی حال همه آن آهنین بالان میادین هشت سال نبرد علیه متجاوزان بعثی چطوره ؟
    خونه و کاشانه دارند ؟
    با اوضاع و احوال بازنشستگی چگونه سر می کنند ؟
    تجربه سی ساله خدمت و هشت ساله جنگ را منتقل می کنند یا اینکه آنهمه ایثار و نوآوری تو مخشون داره خاک می خوره ؟

    کسی سراغی حالی احوالی از اونها می گیره , اونهایی که امام (ره) در همان نامه تاریخی که در مورخه 6/5/1367 خطاب به تیمسار ستاری فرماندهی وقت نیروی هوایی و تیمسار انصاری فرمانده وقت هوانیروز نوشت و تقدیر نمود و گفت شجاعتتون دل تمامی میهن دوستان و اسلام باوران را شاد کرده است و دست یکایک آنها را فشرد و از صمیم جان دعاشون کرد , نکنه اونها هم مانند هنرمندان و علما و پیش کسوتان به پاتیل فراموشی سپرده شده باشند ؟

    با هم برویم توی تاریخ هوانیروز و نیروی هوایی و دورکی بزنیم و سرکی بکشیم .

    اول : یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود زیر گنبد کبود اون قدیم ندیم ها مراد علی یک فرد یاغی بود که با تعدادی تفنگچی در منطقه ای به وسعت هیجده هزار کیلومتر مربع بین سیرجان و حاجی آباد و نیریز و شهر بابک به راهزنی و آزار اهالی می پرداخت , ژاندارمری وقت به علت کمبود در وسایل و نفرات و سخت گذر بودن راه و نبودن جاده توان دستگیری او را نداشت ,پس از ارتش کمک خواست و لشکر کرمان به این درخواست پاسخ همکاری داد و دو سه بار او را دور گیری نمود اما او شانس اورد و گریخت و لشکردچار چالش شد و از مرکز درخواست هواپیما برای ردگیری اونمود .


    دوم
    : تا قبل از سال 1324 کل نیروهای مسلح ایران تابع ستاد کل ارتش بودند و نیروی هوایی و زمینی و دریایی بشکل امروزی آن وجود نداشت که با تجدید سازمان ارتش در بیست و دوم بهمن ماه سال هزار و سیصد و سی و شش عملا پست فرماندهی هر سه نیرو تشکیل و با فرماندهی مستقل گمارشهای واگذاری را شروع نمود , با استقلال نیروهای دریایی و هوایی و زمینی نیاز به سامانه های نوین و مورد نیاز بیش از پیش احساس گردید , این نیروها به گسترش سازمانی خود اقدام نمودند و با این گسترش دولت وقت به خریداری تدریجی ادوات نظامی و واگذاری آنها اقدام نمود , همان تجهیزاتی که فرمانده لشکر کرمان برای دستگیری فرد یاغی یعنی هواپیما اعلام نیاز نموده بود و همان موقع فرمانده لشکر از دنبال کردن یاغی در کوهستان و دشت منصرف شده و به کاربرد وسیله هوایی در ایجاد امنیت پی برده بود .

    ادامه دارد
    برای اینکه بخشی از نوشتار بسان گذشته از بین نرود در چند بخش این مقاله خواندنی را که جناب ملایری انرا نوشته اند را در تارنما قرار می دهم


    بن پایه:گنج جنگ
    نویسنده: دلاور ارتش ایران علی ولایری

    ویرایش توسط kermanshahy : 26-12-2011 در ساعت 20:52 دلیل: بن پایه



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  2. #2
    Aviation Structural Mechanic
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    189
    سپاسگزاری
    6,009
    سپاسگزاری شده : 1,868 بار در 193 پست
    قدرت امتیازدهی
    30
    Array

    Thumbs up پاسخ : هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

    با تشكر دوباره از شما كاربر گرامي بابت اطلاعات ارائه شده و اگر امكان داره اطلاعاتي هم در دسترس داريد در خصوص شكل گيري و مهمتر از آن اولين تجهيزات پرنده اي كه در اختيار اين نيرو قرار گرفت هم اطلاعاتي ارائه كنيد.
    مثل ساحل آرام باش , تا مثل دريا بي قرارت باشند

  3. سپاسگزاری ها (5):


  4. #3
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,999
    سپاسگزاری
    32,476
    سپاسگزاری شده : 49,655 بار در 3,900 پست
    قدرت امتیازدهی
    512
    Array

    پیش فرض پاسخ : هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

    بنام خداوند ایران زمین

    درودبرایرانیان نیکو پندار


    هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر
    بخش دوم
    سوم : بالگرد این پرنده آهنین همه فن حریف بدنبال طرح لیوناردو داوینچی اختراع گردید و تکمیل و ساخته شد و در هنگامه جنگ جهانی دوم راه تکامل را پیمود و بعد از جنگ دوم جهانی تا حال حاضر به سرعت راه پیشرفت را طی نمود تا جایی که امروز نوع بسیار پیشرفته آن بنام آپاچی بصورت یک زرادخانه پرنده و ترسناک هوایی برتر و بالاتر از تمامی سامانه ها و جنگ افزار های نظامی در میادین نبرد خود را به رخ می کشد .
    بالگرد با قدرت سد در سد متحرک هوایی آزمایش و کارایی خود را در هنگام نبردهای آمریکا در کره , ویتنام , جنگ خلیج پارس, در عراق , افغانستان و در قالب گمارشهای سازمانی ینی رزم و تازش هوایی و فراسازمانی یعنی در سیل و زلزله و توفان و آتش جنگلها و پلیس و خلاصه دهها گمارش اثبات نموده است .


    در درازای بیشتر جنگهای آمریکا بالگرد داروی درد سربازان و دست دراز فرماندهان در میادین رزم بوده اند , این سنجاقک فلزی نفرات را با جنگ افزارهای آنها و آذوقه و مهمات مورد نیاز به اسودگی در دورترین نقاط سخت گذر و دور از چشم دشمن و با تندی بسیار خوب جابجا نموده و حتی گاهی در نبود جت های جنگی کار آنها را هم انجام می دهند و همانند فرشته مهربانی با جابجایی پزشک و دارو به یاری زخمی ها واسیب دیدگان جنگ می پردازند .


    چهارم : یادتونه اون بالا گفتم لشکر کرمان برای مبارزه با یاغیان نیاز به وسیله هوایی داشت تا آنها را از راه هوا تعقیب کند و دستگیر کند و این نیاز را اعلام نمود ؟



    بدنبال این نیاز نیروی زمینی در سال هزار و سیصد و سی نیاز خود را به یک واحد هوایی به مقامات ارتش شاهنشاهی عنوان نمود البته نیروی هوایی تعدادی هواپیمای جنگی داشت اما بکار نیروی زمینی نمی امد و در کل گمارشهایشان باهم یکسان نبود . نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی با توجه به رویدادها وپیشرفتهای تاکتیکی و تکنیکی درارتشهای جهان دیگر نمی توانست با اسب و قاطر ادوات را جابجا کند و تازه برای کشوری چند هزار ساله افت داشت که از فناوری تخت روان لئوناردو داوینچی که طرح نخست بالگرد بود استفاده نکند , از سویی پهنه بسیار بزرگ ایران و نبودن جاده مراصلاتی و کوهستانی بودن کشور و وجود سخت گذر فراوان بیش از پیش نیاز به واحد هوایی برای نیروی زمینی احساس می گردید و فرمانده هان ارتش شاهنشاهی را به فکر انداخته بود تا همانند ارتشهای پیشرفته جهان نیروی زمینی ارتش را به پرنده آهنین مجهز نماید.
    پنجم : بالاخره هسته نخستین دسته هوانیروز در 1339با هماهنگی کارشناسان آمریکایی بنا گشت و با نام هواپیمایی نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران تصویب گردید و سرهنگ وحدانی بعنوان نخستین فرمانده و سرهنگ طاهری بعنوان معاون او و استوار افندی مسئول پذیرش و گزینش انتخاب شدند.


    پس از چندی سرهنگ موسوی از نیروی هوایی بجای وحدانی مسئول سر و سامان دادن به هوانیروز شد , همین سه نفر در اتاق کوچکی در ستاد نیروی زمینی ارتش واقع در خیابان سوم اسفند ( سرهنگ سخایی فعلی ) هوانیروز را تشکیل دادند .
    پذیرش شروع شد و از بین سیصد داوطلب از لشکرهای نیروی زمینی شش نفر برای خلبانی بنامهای لاینصرف , گرانمایه , حقی , تابش , مستور و نوروزی و چهار نفر افسر فنی بنامهای فرخ سرشت , عمادی , نوذر و کیخانزاده و چهار نفر برای درجه دار فنی بنامهای کوشا , کاکا سلیمی , سلطانلو و جمشیدی پس از معاینات جسمانی و آزمون زبان و غیره در سال 1340 برای دوره مقدماتی پرواز به دوشان تپه رفتند و با هواپیمای استر پرواز آموزش مقدماتی خود را شروع کردند.


    استادان این باشگاه آموزشی از خلبانان جنگ دوم جهانی بنامهای مرحوم هاشمی , مرحوم واثقی , مرحوم امیر فضلی و مرحوم نوروز ناصر بودند , بالاخره خلبانان با پایان دوره مقدماتی پرواز در ایران و فنی ها با پایان آموزش مقدماتی فنی راهی آمریکا شدند .
    ششم : سرلشکر عباس قندهاری در سال 1293 در محله سنگلج تهران به دنیا آمد و پس از گرفتن دیپلم دبیرستان نظام در سال 1315 و دانشکده افسری در سال 1317 و دانشکده دیده بان هوایی در سال 1318 و خلبانی در سال 1320 و استاد خلبانی در سال 1326 بالاخره بعنوان نخستین فرمانده هوانیروز معرفی شد.
    اشنا نبودن فرماندهان وقت نیروی زمینی نسبت به ساختار هوانیروز (بشوند نوپا بودن این ساختارو همچنین چالشهای ورود به تمدن سده بیستم در جامعه)چالشهای فراوانی را برای انان بوجود آورد .
    از جمله اینکه تمایلی برای بوجود آمدن هوانیروز از خود نشان نمی دادند و بهمین خاطر تعدادی هواپیمای L19 و L20 بصورت کمک نظامی به نیروی زمینی واگذار شده بود که به هوانیروز بدهند اما به همان علت عدم اشتیاق فرماندهان وقت نیروی زمینی هواپیماها به نیروی هوایی داده شد لذا این عدم علاقه باعث شده بود که قدمی در راه تشکیل هوانیروز برندارند و حتی با قندهاری هم مخالفت می کردند و زمانی که هواپیماهای ملخی تک موتوره سسنا به هوانیروز داده شد برای آنها قطعه تامین نمی کردند , اما سرلشکر قندهاری با استواری و شکیبایی و حوصله برای رشد و شکوفایی هوانیروز قدم برمیداشت .
    فرماندهان نیروی زمینی آنموقع حتی دل خوشی از سروان علی تراب ترکی که هوابرد را پایه گذاری نمود نداشتند و این تنگ نظری آنها تشکیل و گسترش این نیروهای حیاتی را عقب می انداخت , خوشبختانه این انسان پاک و وارسته و سخت کوش و شجاع در برابر همه مشکلات قد علم کرد و هوانیروز را پا برجا نمود , او در سال 1350 به هواپیمایی ملی مامور گردید و در سال 1357 چشم از جهان فروبست که روحش شاد باد .
    هفتم : در ماهنامه نیروی هوایی مورخه 1352 نحوه تشکیل نیروی هوایی هم چنین آمده است : در سال 1301 دفتری به نام دفتر هواپیمایی در ستاد ارتش وقت تشکیل شد که همین دفتر هسته اولیه هواپیمایی نظامی در ایران بود , یکسال بعد ارتش ایران یک فروند هواپیمای یک باله و یک پیشرانه ساخت کارخانه یونکرس آلمان خریداری و در قلعه مرغی نگهداری نمود و ارتش فقط همین یک فروند را داشت , در یازدهم خرداد 1302 رضا شاه دستور پایه گذاری هواپیمایی کل قشون را داد , حکم بدین شرح بود :

    مقرر می دارم طیارات جدید الابتیاع قشونی تشکیل 3 گروه اسکادران تحت ریاست سرهنگ نمزه 509 احمد خان نخجوان که نمره جدید 200 را خواهد داشت به شرح زیر دهد :
    گروه اول نائب اول نمره 105 سعید میرزا عضو دایره عملیات کل مامور خواهد بود
    گروه دوم به ماموریت امیر اعتضاد که ذیل نمره 198 به رتبه نائب اولی قلمی با حقوق سابق منسوب می شود
    گروه سوم به ماموریت میرزا محمد خان حکیمی که مقام و حقوقش بعد از ورود تعیین خواهد شد و سلطان نمره 201 نصرت الله خان سمینو ریاست قرارگاه را عهده دار خواهد بود و سرهنگ نمره 197 سیف الله خان صاحب منصب ارکان حزب کل به ریاست مدرسه هواپیمایی مامور می گردد بتاریخ 11 جوزا 1303 تهران وزیر جنگ .




    بن پایه:گنج جنگ
    نویسنده: دلاور ارتش ایران علی ولایری



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  5. #4
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,999
    سپاسگزاری
    32,476
    سپاسگزاری شده : 49,655 بار در 3,900 پست
    قدرت امتیازدهی
    512
    Array

    پیش فرض پاسخ : هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

    بنام خداوند ایران زمین

    درودبرایرانیان نیکو کردار


    هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر
    بخش پایانی




    هشتم : همان دوازده نفر خلبان و فنی که برای نخستین بار گزینش شده بودند و در بالا گفته شد پس از طی دوره در لکلند آمریکا به ایران بازگشتند که گفته شد از نخستین ها بودند , هنوز هوانیروز در ساختمان کنونی سازمان بیمه بازنشستگی نیروهای مسلح یک اتاق داشت که کل هوانیروز را تشکیل می داد و در آن اتاق بسان گذشته سرهنگ موسوی و سرهنگ طاهری و استوار افندی مسئولین هوانیروز بودند و کار گزینش را انجام می دادند .

    تا پایان سال 1341 هنوز وسیله پرنده ای به هوانیروز نداده بودند و خلبانان و فنی های از آمریکا برگشته در نیروی هوایی آموزش می دیدند و در نیروی زمینی کار دفتری انجام می دادند , در حالی که گروه دوم و سوم هم به آمریکا اعزام شدند اما کماکان هوانیروز با یک دفتر در دل نیروی زمینی ارتش مشغول بود .
    خلبانان هم با هواپیمای T6 در نیروی هوایی پرواز می کردند تا پرواز یادشان نرود اما در همان سالهای 1341 تا 1345 کارکنان نیروی هوایی برخوردهای غیر متعارفی از خود نشان می دادند و باورشان نمی شد که نیروی زمینی هم صاحب هواپیما شود و لذا همیشه بعنوان رقیب باعث آذار و اذیت هوانیروزیها می شدند.
    نیروی زمینی هم از آنطرف حق و فنی و حق پرواز نمی داد و طفره می رفت , خلاصه هوانیروز بین این دو نیرو گیر کرده بود و آن یک اتاق و دو سه نفر کارکنان و چند نفر خلبان و فنی توان رویارویی با آنهمه چالشها را نداشتند , همه آنها در یک اتاق کار می کردند.
    قندهاری با اینکه لباسش آبی بود اما برای هواپیمایی نیروی زمینی خیلی دل می سوزاند , در پایان آنهمه نا ملایمتها باعث شد تا هوانیروز ستادی برای خود دست و پا کند لذا در خیابان قوام السلطنه ( سی تیر فعلی ) نبش کوچه ایرج و بغل دست استودیو میثاقیه ساختمان سه طبقه ای مال نیروی زمینی بود که چهار اتاق در طبقه دوم آن به اجاره هوانیروز درآمد و عملا هوانیروز دارای ستادجداگانه ایی شد .
    یکی از اتاقها دفتر فرماندهی و بقیه دفاتر ارکان شدند , رئیس رکن یکم کیخانزاده و رکن دوم فرخ سرشت و رکن سوم عمادی و رکن چهارم توحیدی که بعنوان اولین های ستادی هوانیروز بودند, تنها وسیله ترابری هوانیروز یک جیپ آمریکایی بود , هوانیروز می خواست تا از نیروی زمینی فاصله بگیرد لذا ساختمان دو طبقه ای در همان حوالی را برای خود کرایه کرد و تعدادی آقا و خانم ماشین نویس هم استخدام نمودند , با توجه به چاشهای تلگراف برای هماهنگیهای پروازی هوانیروز در پایان مجهز به یک دستگاه بی سیم شد و نیروی زمینی هم چون دید هوانیروز خودش مستقل شده است کمتر دخالت می کرد.
    میله پرچمی در حیاط خانه اجاره ای تعبیه شد و مراسم صبحگاهی شکل گرفت , بهر حال این وضع ادامه داشت تا اینکه گردان هوانیروز در اصفهان تشکیل گردید , کم کم هلیکوپترهایی از ایتالیا خریداری شد و آموزشهای فنی و خلبانی به ایتالیا هم واگذار شد , برای نخستین بارآگهی رسمی در روزنامه ها برای استخدام داده شد , آموزشهای مقدماتی در دوشان تپه و تکمیلی در آمریکا و ایتالیا بود.
    هوانیروز ساختمان دیگری را هم در سال 1348 که در بخش 3 تهران واقع در خیابان رافایل در قوام السلطنه و در کوچه مشکاتی به مالکیت حاج رضا ساسانی و فولادوری بود کرایه کرد , این ساختمان دارای هشت باب آپارتمان بود که درب آن داخل کوچه ایران باز می شد که به قرار ماهی شش هزار تومان کرایه شده بود و مردم محل هم آسایش نداشتند و باید شش صبح بیدار می شدند, ستاد هوانیروز بعد ها به باغشاه منتقل گردید و سر و سامان تازه ای پیدا نمود .
    نهم : فرودگاه قلعه مرغی از سال 1301 با یک فروند هواپیمای ساخت آلمان بنام یونکرس آغاز بکار کرد , درسال 1304 اولین هواپیمای (برگه 19) فعالیت خود را آغاز نمود , بین سالهای 1315 تا 1320 این فرودگاه پویاترین پایگاه آموزش خلبانی در ایران بود .

    تا سال 1340 فرودگاه بدلیل جنگ جهانی دوم و واقعه بیست شهریور تعطیل گردید , از سال 1340 هواپیمای داکوتا و هرکولس وارد این پایگاه گردید , در سال 1342 هوانیروز با سی نفر پرسنل خلبان و فنی در این پایگاه پویاگردید .

    با افزایش کارکنان هوانیروز هواپیماهای سسنا با شش دستگاه تریلی وارد قلعه مرغی شده و به پس از سر هم کردن آنها توسط دو نفر آمریکایی که نخستین کارشناسان در هوانیروز بودند بنامهای جک مارتین و باب پنبلتون ازمایش شدند و برای آموزش آماده گردیدند.

    هنوز هم نیروی هوایی و نیروی زمینی کمکی به هوانیروز نمی کرد و کارکنان حتی صندلی و میز هم نداشتند , در پانزدهم آّبان 1342 بالاخره گردان هوانیروز به اصفهان نقل مکان کرد , اصفهان هم از نظر تجهیزات و امکانات وضعیت ناگواری داشت .

    نخستین فرمانده گردان هوانیروز سرگرد محبی بود و زمانی که با شش فروند هواپیما به اصفهان رسیدند مسئولین استان برای خوشامد گویی آمدند و حلقه گلی به گردن محبی انداختند

    کارکنان هوانیروز با هواپیماهایشان و خانواده آنها در اصفهان جا گرفتند وضع پایگاه آنقدر خراب بود که اجبارا رکن سوم را زیر گنبد مقبره میرزا رفیع که اکنون هنوز پا بر جاست دایر نمودند , بالاخره تعدادی انبار اسکلت چوبی از زواره اصفهان حمل و توسط سرگرد محبی و بقیه کارکنان در پایگاه برای اتاق و انبار سر هم شد.


    دهم : سرانجام هوانیروز در سال 1343 مجهز به نخستین بالگرد H43 گردیده که سری نخست آن شش فروند بودند , بالگرده از داخل جعبه توسط نماینده کارخانه سازنده ( لایکومینگ ) بنامهای کراوس و اشی مونتاژ شدند , جنس ملخ این نوع بالگرد چوبی بود , بعدا تعداد این بالگردها به هفده فروند رسید.

    از سال 1345 جهت گسترش و تقویت هوانیروز استخدام رسمی شروع می شود و گردان اصفهان به هنگ بهینه یافت.

    این هنگ دارای 30 فروند سسنا و 17 فروند بالگرد بود , در این زمان قرار داد خرید هلیکوپترهای 205 و 206 با ایتالیا بسته شده و تعدادی هم هلیکوپتر بازسازی شده از آمریکا خریداری و به خدمت گرفته شد.

    از این پس دانشجویان جهت دوره خلبانی علاوه بر آمریکا به ایتالیا هم فرستاده شدند , در سال 1348 پس از بازگشت استاد خلبانان ایرانی از کشور ایتالیا آموزشگاه خلبانی در اصفهان بنا گشت.

    در این آموزشگاه فقط با بالگرد جت رنجر آموزش داده می شد , با ورودبالگرد های آمریکایی 205 و 206 و شینوک و کبری و 214 کم کم بالگرد H43 و هواپیمای سسنا از رده خارج شدند

    در پایان بزرگترین مرکز آموزش هوانیروز خاورمیانه در اصفهان شکل گرفت , میان سالهای 1351 تا 1357 کارکنان فنی و خلبان بسیار زیادی گزینش شدند تا جاییکه مرکز آموزش هوانیروز سه شیفته کار می کرد ,(خدا به بانی این کار خیر بده وگرنه تازیان عراقی می خوردنمان-پ ن کرمانشاهی) انواع و اقسام تخصص ها در مرکز آموزش هوانیروز توسط آمریکائیان و ایرانیان آموزش داده می شد حتی دانشجویان سایر کشورها هم به این مرکز اعزام می شدند .
    یازدهم : با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و خروج کارشناسان آمریکایی عملا آموزش بالگردها بدست توانمند اساتید خلبان ایرانی انجام شد و کار بزرگ و حساس تعمیرات هم بدست توانمند فنی های هوانیروز افتاد , همه خارجیان انتظار داشتند که چرخ این ناوگان عظیم هلیکوپتری در خاور میانه با خروج مستشاران از چرخش بایستد اما کارکنان غیور هوانیروز با خلاقیت و عرق ملی ثابت نمودند که اگر چه فناوری مال خارجیان است و با توجه به تحریم نظامی و اقتصادی همین کارکنان آموزش دیده بودند با تمام توان هرگز اجازه ندادند ملخ این بالگرد ها از چرخش باز ایستد و نمونه بارز این ایثار و از خودگذشتگی و نوآوری و عرق ملی و میهنی و مردانگی چهار صد هزار ساعت پرواز در دفاع مقدس از کشورمان بود , همین مقدار ساعت پرواز چندین برابر ساعت کار فنی را برده است و همین خلبانان و فنی های هوانیروز توانستند در میادین نبرد با حمله به تانکهای دشمن و حمل مجروح و آماد رسانی و هلی برد نیروهای ارتش و سپاه و بسیج بعنوان یورش هوایی و تازش هوایی تعجب تمامی محافل نظامی جهان را به ارمغان آورد و برای اولین بار نظامیان جهان شاهد شکار جت های جنگی توسط بالگرد کبری بودند و تاکتیک و تکنیک هوانیروز در این نبرد باعث شد تا ارتشهای جهان در ساختار هوانیروزخود تجدید نظر کنند , این آچار فرانسه هوایی ایران علاوه بر ماموریتهای سازمانی خود که به دهها نوع می رسد همزمان با نبرد به ماموریتهای فراسازمانی می پرداخت و در مردم یاری و کمک به زلزله زدگان نقش فرشته نجات هوایی را بازی نموده است و همواره اولین امید برای صدمه دیدگان از بلایای طبیعی بوده است , اولین جرقه امید در وجود صدمه دیدگان از بلایای طبیعی صدای ملخ بالگردهای هوانیروز بوده و هست , بدون اغراق باید اذعان نمود که جنگ ایران و عراق بدون هوانیروز معلوم نبود به چه بر سرنوشتی دچار می شد , تیم هوانیروز بود که در بحبوحه یورش بی امان تانکهای عراقی با توجه به از هم پاشیدگی ارتش در سر پل ذهاب تانکهای عراقی را زمین گیر و بعضا به فرار وادار نمود , حمل صندوقهای رای در نقاط صعب العبور , ترابری شخصیتهای مهم مملکتی ( VIP ), کمک به برق رسانی و آبرسانی , شناسایی معادن و منابع آب , کمک به دامهای گرفتار در برف با بردن علوفه برای آنها , نجات کوهنوردان ، حتی ریختن گوشت الاغ برای گرگهای گرسنه جهت جلوگیری از حمله آنها به روستائیان در برف زمستان و کمک رسانی در بلایای طبیعی و بالاخره بیش از بیست مورد ماموریتهای فراسازمانی و از همه مهمتر مبارزه با سوداگران مرگ در شرق کشور و دنبال نمودن راهزنان ( همانند ظاهر ببری مشهور به ببر کوهستان در غرب کشور) از گمارشهای گوناگون این آچارفرانسه پرنده است , این یگان همیشه سرافراز بیش از دویست و بیست و پنج نفر شهید همانند شیرودیها و کشوریها و گمنامانی که نام آنها هم برده نمی شود تقدیم ایران دوستان کرده است , بدون شک هر چه راجع به این یگان سرافراز نیروی زمینی ارتش گفته شود کم است که همگان مخصوصا بازماندگان جنگ از ارتش و سپاه و بسیج و دولتمردان از کاربرد و گمارشهای حیاتی آن اگاهند که شوربختانه با این اندک نوشتار نمی توان حق مطلب را در مورد این دریا دلان میادین رزم و کمک رسانی و مبارزه با سوداگران مرگ ادا نمود .
    دوازدهم : براستی معماران هوانیروز کجا هستند ؟
    آنهمه ایثار و از خود گذشتگی آنها در نبرد هشت ساله چه شد ؟
    حاکمانبی چون وچرای هوایی ( بعد از نیروی هوایی ) میادین نبرد و پیکار گران دفاع مقدس از وطن و شکارچیان تانک و هواپیمای دشمن الان در چه وضعی هستند ؟
    ایا نیاز به کمکی هر چقدر اندک دارند ؟
    گرفتاری آنها چیست و چه انتظاری دارند ؟
    آیا همه آنها سرپناهی دارند ؟
    از وضعیت آنها چه اطلاعی داریم ؟
    آیا توانسته ایم گوشه ای از آنهمه ایثار آنها را جبران کنیم ؟
    براستی تجربه آنها مورد استفاده قرار می گیرد ؟
    اگر چه مسئولین کنونی هوانیروز بصورت خودجوش در اصفهان و بعضا در تهران مکانی بعنوان گردهمایی پیش کسوتان هوانیروز با نهاری و خوش و بشی برقرار می نمایند که برای خود روبوسی و تعریف خاطرات و غیره کلا حال و هوایی دارد و دو سه بار پیش کسوتان قدیمی هوانیروز را در ستاد تهران گرد هم آوردند و از آنها قدردانی نمودند که جای تشکر و قدردانی فراوان هم دارد اما آیا کافی است ؟
    بهتر نیست جویای حال و احوال آنان شد که در این دوران کهولت و تورم اوحشتناک اقتصادی چه نیازمندیهایی دارند که مسئولین اداره بازنشستگی نیروهای مسلح از عهده آنها بر آید ؟
    آیا همه حق و حقوق و طلبکاری آنان پرداخت شده است ؟
    شاید حفظ حرمت و آبروی بازماندگان و شاهدان دوران سخت نبرد هشت ساله انگیزه ای باشد برای رزمندگان جوان , بیائید تلاش حافظان امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را در هر لباس و نوعی و شکلی پاس بداریم که موجب خشنودی خداوند خواهد شد کاری که همه دنیا در باره رزمندگان خود و افتخار آفرینان خود و نخبگان خود و بازماندگان جنگهای خود و سربازان گمنام خود و نام آوران و پیش کسوتان خود چه نظامی و چه شخصی چه هنری و چه علمی و چه ورزشی انجام می دهند و فرهنگ حفظ ارزشها و حرمتها را ارج می نهند ،
    خداوندا همه خدمتگزاران به مملکت را در پناه خود حفظ فرما آمین
    زیاد بود و خسته شدید عذر میخوام بخدا خیلی خلاصه اش کرده ام ببخشید بازنشسته ملایری
    منابع : تاریخچه هوانیروز



    بن پایه:گنج جنگ
    نویسنده: دلاور ارتش ایران علی ولایری



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  6. #5
    Aviation Structural Mechanic
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    189
    سپاسگزاری
    6,009
    سپاسگزاری شده : 1,868 بار در 193 پست
    قدرت امتیازدهی
    30
    Array

    Thumbs up پاسخ : هوانیروز از نبش کوچه ایرج در لاله زار تا حی حاضر

    استفاده كرديم.بازهم تشكر ويژه دارم.خيلي لطف فرموديد.در ضمن نوع سسنا هاي هوانيروز چي بوده ؟

    اين عكس رو در خصوص H43 پيدا كردم كه طبق نوشته هاي پست جناب kermanshahy اولين پرنده عملياتي به كار گرفته شده در هوانيروز بوده.
    مثل ساحل آرام باش , تا مثل دريا بي قرارت باشند

  7. سپاسگزاری ها (6):


جستارهای مشابه

  1. هوانیروز قهرمان
    توسط JSF در انجمن تاریخچه هوانیروز
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 08-10-2010, 16:05
  2. شکارچی بی همنای اسمان لاله سیاه یا بوبی
    توسط kingofmasada در انجمن تاریخ هوانوردی نظامی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 06-02-2009, 00:45
  3. گمارش سلطان؛ بمباران پایگاه هوریه میزبان کارشناسان فرانسوی
    توسط Co-Pilot در انجمن عملیاتهای نیروی هوایی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 27-10-2008, 08:52

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •