@aerospacetalk
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 45

جستار: سرلشگر خلبان علی اکبر قربان شیرودی ؛ Major General Ali-akbar-shirodi

  1. #31
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,470
    سپاسگزاری
    48,189
    سپاسگزاری شده : 55,215 بار در 4,427 پست
    قدرت امتیازدهی
    542
    Array

    پیش فرض پاسخ : تاپيک تصاوير خلبانان شهيد نيروي هوايي

    نقل قول نوشته اصلی توسط kermanshahy نمایش نوشته ها

    این گفته های واقعن از دهان شیرودیست؟؟!!!!
    با عقل جور درنمیاد
    kermanshahy جان

    بهرروی اون دوست هم از مشرق بازگو کرده و راستی و نادرستی ِ خبر هم با مشرقی ها خواهد بود.

    ولی بیگمان یکی از چالشهایی که گریبانگیر زندگینامه نویسی دربارۀ دلیران ِ ایران هست, همین نادرستپراکنی, گاه گزاف گویی و بستن ِ داستانهای آنچنانی بپای این دلاوران هست ...کاری که بسیار نابخردانه هست و چندیست میبینیم برخی سردمداران کشوری و لشگری نیز درباره اش هشدار داده اند.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  2. #32
    مدیر بخش هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    محل سکونت
    کرمانشاه هان
    سن
    39
    نوشته ها
    3,986
    سپاسگزاری
    32,362
    سپاسگزاری شده : 49,526 بار در 3,887 پست
    قدرت امتیازدهی
    509
    Array

    پیش فرض سرلشگر خلبان علی اکبر قربان شیرودی ؛ Major General Ali-akbar-shirodi

    بنام خدا
    درود بر ایران وایرانیان اریایی

    برافراشته باد درفش سرفراز کاویانی


    خاطره ای از قهرمان جنگ سرهنگ خلبان فرید علی پور درباره (شجاعت سرلشگر شیرودی)


    پیش از شروع جنگ تحمیلی نیرو های ضد انقلاب با تهاجم وسیعی که به پادگان مهاباد داشتند توانسته بودند مقدار زیادی ادوات زرهی از جمله تانک و نفر بر را از این پادگان به یغما برده و آنها را در روستایی به نام اشکان در نزدیکی مرز عراق مستقر کرده و با همین امکانات در چندین مورد با حمله به پادگان سردشت که در اختیار نیروهای ژاندارمری بود صدمات و تلفاتی به نیروهای ما وارد سازند .


    تا آن روز ما تجربه ای در رویارویی با تانک ها و دیگر ادوات زرهی نداشتیم و نمی دانستیم چگونه می توانیم به آنها صدمات جدی وارد نماییم . متخصصان موشک های ضد تانک ما هنوز موفق نشده بودند سیستم سلاح بالگرد ها را آماده به کار کنند تا ما بتوانیم با توانی مضاعف در عملیات حاضر شویم . همه می دانستیم در مقابل تانک ها از راکت و گلوله های 20 میلیمتری کار زیادی ساخته نیست به همین دلیل در برخورد های روز اول شاید کمی سردرگم بودیم.





    با توجه به ضعف شدیدی که داشتیم عملیات را شروع کردیم سعی کردیم از آنچه داریم به نحو احسنت استفاده کنیم . اگر راکت نمی توانست بدنه تانک را بشکافت نقطه دیگری را که فکر می کردیم حساس تر است هدف قرار می دادیم .



    تلاش ما بی فایده نبود و توانستیم تا آخرین لحظه ای که مهمات داشتیم با افراد ضد انقلاب مبارزه کرده و کلیه ادوات زرهی آنان را از کار انداخته یا منهدم کنیم. پس از اتمام عملیات من و خلبان شیرودی با دو بالگرد کبرا پروازی هم روی منطقه انجام دادیم تا از نتیجه کار گزارش دقیقی تهیه کرده و به مسئولان بدهیم .
    در حین پرواز ناگهان از میان صخره ها یک ددستگاه خودروی پژو با سرعتی سرسام آور بیرون آمد و شروع به تیر اندازی کرد شیرودی بلا فاصله اقدام به تعقیب آن پژو نمود و در موقعیتی مناسب روی آن شیرجه زد . اما یکباره در حین پرواز اعلام کرد مهماتی ندارد. و از من خواست آن خودرو را قبل از فرار هدف قرار دهم . وقتی به او اطلاع دادم من هم مهمات ندارم با ناراحتی فریاد کشید ما باید هر طور شده از حرکت آن خودرو جلوگیری کنیم



    یکی دو باری از بالای سر خودرو پرواز کرد . یک بار هم در مسیر حرکت آن ایستاد تا راننده را متوقف کند . اما راننده خلاف آنچه ما تصور می کردیم مسیرش را تغییر داد و بر سرعت خود افزود . شیرودی وقتی دید راننده به هشدار های او توجهی نمی کند از راه دیگری وارد شد . ابتدا پشت سر خودرو قرار گرفت و سپس سرعت بالگرد را آرم آرام کم کرد. وقتی سرعتش به سرعت آن پژو رسید ارتفاع خود را کم کرد و در ارتفاع نیم متری بالای سر آن قرار گرفت . اکبر لحظاتی را به همین شکل پرواز کرد تا بلکه بتواند راننده خودرو را متوقف کند اما این اقدام هم کارگر نیفتاد و خودرو بر سرعت خود افزود .


    شیرودی هم وقتی وضع را چنین دید پایین تر آمد و با پایه های بالگرد (اسکید) چند ضربه محکم روی سقف خودرو زد . با ضریه های اسکید بالگرد خودرو از کنترل راننده خارج شده بود و به چپ و راست کشیده می شد راننده سعی داشت از واژگون شدن خودرو جلوگیری کند . اما شیرودی این فرصت را به او نمی داد و هر بار ضربه جدیدی به سقف خودرو می کوبید ضربه ها طوری بود که سقف پژو به داخل فرو رفت اما راننده هنوز هم تسلیم نمی شد . این بار شیرودی ارتفاع خود را کم کرد و پایه های بالگرد را از شیشه پشت به داخل اتاق خودرو فرو کرد .

    در این لحظه سر بالگرد با شدت پایین آمد و قسمت عقب خودرو از زمین فاصله گرفت سپس اکبر ارتفاع بالگرد را زیاد کرد . با این عمل ابر خودرو پژو از زمین کنده شد و دیگر راننده هیچ کنترلی روی آن نداشت لحظه ای بعد با افزایش ارتفاع بالگرد به طور ناگهانی پایه های بالگرد از قسمت جلوی بدنه آن جدا شد اما نوک اسکید ها همچنان در داخل خودرو باقی مانده و مثل قلابی تیز و محکم سقف خودرو را در چنگال داشت .




    وضعیت بالگرد و خودرو را به شیرودی اطلاع دادم و از او خواستم مراقب دره مقابلش باشد. هیچ امیدی نداشتم که بتواند خودرو و بالگردش را از آن موقعیت خطرناک نجات دهد . اما او آنقدر سماجت به خرج داد که سرانجام در لبه پرتگاه پایه های فرود بالگرد بر اثر سنگینی وزن خودرو به طور کامل از بدنه بالگرد جدا شدند و خودروی نگون بخت همراه با سرنشینانش به قعر دره سقوط کردند وقتی به بالای آسمان پایگاه رسیدیم شیرودی دقایقی را در آسمان چرخید تا نیرو های فنی بتوانند با لاستیک های کهنه محل فرود خود و بالگردش را آماده کنند ...




    دوستان عزیز این مقاله را تقدیم به روح پاک شهید ناو استوار براتی می کنم حیفم آمد صحبت از غیرت و مردانگی با شد و نام او را نیاورم

    ظاهرا هیچ کس در ناو حضور نداشت تنها ناو استوار براتی پشت تیر بار دوشکا در بالای پل فرماندهی ناو ایستاده بود از داخل هلی کوپتر نردبان نجات را به طرف او انداختم و از او خواستم بالا بیاید اما او گفت تا تیر بار مرا هم بالا نکشید نخواهم آمد اول تیر بار مرا بالا ببرید بعد من هم خواهم آمد چه معنی دارد تیر بارم را جا بگذارم و با شما به بوشهر بیایم به من نمی گن خودش اومده تیر بارش رو جا گذاشته می دانم که به زودی شهید خواهم شد پس اجازه دهید با تفنگم با هم باشیم این اسلحه ناموس منه من نمی توانم آن را تنها بگذارم





    بن پایه:Ali-akbar-shirodi
    ویرایش توسط kermanshahy : 17-03-2014 در ساعت 18:12 دلیل: بن پایه



    یادواره مردانگی و فروتنی و میهن دوستی
    پاسارگاد

    نوروز1395

    چه خوشه بال گرفتن
    پر و بالی اگه باشه
    رو سر بان نشتن
    شور و حالی اگه باشه
    چه خوشه عاشقی و حال پریشانی و شیتی
    هم ازو خالِ قدیما
    خط و خالی اگه باشه
    چه خوشه پیری و دل خوش کنکِ یاد جوانی
    هم پیاله ی قدرِ هم سن و سالی اگه باشه
    چه خوشه میلِ جوانی و بهار و پرِ باغی
    خرم سر چمن و آو زلالی اگه باشه
    چه خوشه حرف دل اَ دهن ساز شنیدن
    سینه سوخته ی بزنه ش
    سازِ بنالی اگه باشه
    چه خوشه با تو بنیشم دمی و وخته بمیرم
    سیر سیلت بکنم
    سیرمجالی اگه باشه





  3. #33
    مدیر انجمن اخبار عمومی هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    Shahsavar
    سن
    23
    نوشته ها
    1,986
    سپاسگزاری
    21,638
    سپاسگزاری شده : 20,049 بار در 2,028 پست
    قدرت امتیازدهی
    211
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان بالگرد جهان

    (شهید نظر میکند به وجه الله)

    با سلام...

    جمعه این هفته مورخ هشت اردیبهشت,,, سی و یکمین سالگرد شهادت همشهری عزیز و گرانقدرمان علی اکبر قربان شیرودی هست..ولی با توجه به اینکه در روز جمعه با نماز جمعه تداخل ساعت داره...سالگرد این شهید بزرگوار در روز پنجشنبه ساعت 3 بعد از ظهر بر سر مزار آن شهید کنار امامزاده سید حسین شیرود برگزار میشه..احتمالا جز اولین نفراتی هستم که به این مراسم خواهم رفت..پارسال یک فروند Bell 206(هوانیروز نبود) از روی مزار شهید شیرودی گذر کرد...که در اون مراسم همرزم شهید شیرودی خلبان میرزایی برای سخنرانی اومدن.و با لهجه زیبای آذری(فکر کنم ایشون ترک زنجان باشن)مداحی کردن که واقعا اشک همه رو در آورده بود...دلیرمردان نیروی دریایی احتمالا از نوشهر به این مراسم اومده بودن تا در مراسم حضور داشته باشن...

    بزودی خبر جدیدی خواهید شنید از سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی


  4. #34
    مدیر انجمن اخبار عمومی هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    Shahsavar
    سن
    23
    نوشته ها
    1,986
    سپاسگزاری
    21,638
    سپاسگزاری شده : 20,049 بار در 2,028 پست
    قدرت امتیازدهی
    211
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان بالگرد جهان

    با سلام خدمت دوستان...

    دیروز به مراسم شهید شیرودی رفتم...امسال برعکس سالهای قبل چندان بهم خوش نگذشت...چون واقعا اون چیزی که در شان شهید شیرودی بود رو اجرا نکردن..یا شایدم Bell 206 نیومد من حالم گرفته شد!در این مراسم تا یک ساعت و نیم که من اونجا بودم در اول مراسم دکلمه مجری و آهنگ جمهوری اسلامی با کمک دلاورمردان نیروی دریایی پخش شد...بعد از آن امیر یاری فرمانده محترم هوانیروز برای سخنرانی به روی سن تشریف آوردن...نکته جالب در سخنرانی ایشان این بود که گفتن ما در طول بیست سال باید تلاش کنیم تا به درجه شهید شیرودی یعنی امیر سرلشگر برسیم که شهید شیرودی با دلاوری هاشون تونستن در مدت دوسال به 5 مقام تشویقی و سرلشگری برسن..متاسفانه بازم نشد که ابوذر شیرودی رو از نزدیک ببینم چون یه کاری داشتم باید میرفتم...مثل اینکه ایشون به ماهان انتقال پیدا کردن..یادی شد از شهید شمشادیان و اگه اشتباه نکنم شهید سهیلیان.که امیر یاری این بزرگواران رو معرفی کردن...یه فاتحه ای هم به روی بزرگوارشون فرستادیم...آهااا قرار بود که روی مزار شهید شیرودی گلباران بشه که قرار شد این کار توسط پاراگلایدر فرودگاه رامسر که پروازهای تفریحی رامسر به عهده اون هستش این کار رو انجام بده...این گلایدر یه چند باری دور زدچند تا گل انداخت که معلوم نشد کجا رفت من دیدم که دیگه خبری ازش نیست...
    مثل این که تو آخرین دورش به سیم برق میخوره و سقوط میکنه..وتا اونجایی که من شنیدم حال خلبانش خوبه.و بخیر گذشت..

    بزودی خبر جدیدی خواهید شنید از سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی


  5. #35
    مدیر انجمن اخبار عمومی هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    محل سکونت
    Shahsavar
    سن
    23
    نوشته ها
    1,986
    سپاسگزاری
    21,638
    سپاسگزاری شده : 20,049 بار در 2,028 پست
    قدرت امتیازدهی
    211
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان بالگرد جهان

    غیرت دینی شیرودی زبانزد هوانیروز بود

    تنکابن - خبرگزاری مهر: فرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به رشادت های خلبان رشید ارتش اسلام گفت: غیرت دینی شهید شیرودی زبانزد هوانیروز بوده است.

    به گزارش خبرنگار مهر، امیر خلبان هوشنگ یاری شامگاه پنجشنبه در سی امین سالگرد شهادت امیر خلبان شهید علی اکبر قربان شیرودی، با یادآوری خصوصیات بارز شهید شیرودی اظهار داشت: برخی از شهدا آن چنان با اعمال و رشادتهای خود در ذهن و خاطر خود ریشه دوانده اند که لحظه ای از یاد و خاطره آنان نخواهند رفت.
    وی با اشاره به اینکه امام راحل (ره) وجود ارتش را پس از انقلاب، برای تثبیت و تقویت نظام لازم دانستند، گفت: شهید شیرودی تنها دو سال از دوران خدمت خود را در نظام جمهوری اسلامی گذراند که زبانزد بوده است.
    فرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: از خود گذشتگی، تعهد، غیرت دینی در شهید شیرودی بارز و نمایان بوده است.
    امام جمعه تنکابن نیز با با ذکر یاد و نام شهید شیرودی و بیان رشادتهای این شهید والامقام گفت: آنچه که امروز ارتش جمهوری اسلامی ایران را در دنیا مقتدر و شاخص ساخته، رهبری ولی فقیه است.
    حجت الاسلام قدوسی افزود: بار سنگینی بر دوش همه و جوانان گذاشته شده و باید پاسدار و امانتدار دستاوردهای این شهدا باشیم.
    به گزارش مهر، شهید خلبان علی اکبر قربان شیرودی در دیماه 1334 در روستای بالا شیرود از توابع شهرستان تنکابن در خانواده ای کشاورز و متدین دیده به جهان گشود.
    وی پس از گذراندن سال سوم متوسطه در زادگاه خویش، برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و همراه با کار به تحصیل خود ادامه داد. شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند.
    شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش، باز سرسختانه می جنگید.
    شهید شیرودی پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود در هشتم اردیبهشت ماه 60 در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات بازی دراز به سوی سر پل ذهاب گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.
    صاحب نظران جنگ های هوایی او را نامدارترین خلبان جهان نامیده چنان که شهید تیمسار فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش وی را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر توصیف کرده و می گوید: او غیر ممکن ها را ممکن ساخت. کسی بود که وقتی خبر شهادتش را به امام دادم، امام در مورد وی فرمود: او آمرزیده است.
    بن پایه

    بزودی خبر جدیدی خواهید شنید از سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی

  6. سپاسگزاری ها (4):


  7. #36
    Aviation Electrician's Mate
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    136
    سپاسگزاری
    523
    سپاسگزاری شده : 907 بار در 118 پست
    قدرت امتیازدهی
    17
    Array

    پیش فرض از ابوذر تا سیمرغ ( گفتگویی با خلبان شیرودی فرزند خلبان شهید شیرودی )

    منبع ( خبرگزاری فارس )
    "خلبان شهید شیرودی" از آن افرادی است که هرچه بیشتر دنبال او میگشتم، بیشتر ناپیدا مییافتمش. جوانی چهارشانه، محجوب، با محاسنی کوتاه، لباس گتر کرده و تسبیحی در دست کنار یک بالگرد جنگی که گویا با آن شاهکارهایی عجیب خلق کرده است؛ اینها تمام دانستههایم از این ابر مرد بود اما با این حال برایم بس محترم و عزیز بود.
    حال تصور کنید مسافر پرواز مشهد ـ تهران باشی و اتفاقاً هوا هم مساعد نباشد و هر از چند گاهی از تکانهای شدید بینصیب نمانی. انصافاً اگر بگویند "شیرودی" هواپیما را هدایت میکند چه حسی پیدا میکنید؟ خیلی هیجان انگیزه است... دقیقاً این قصه برای ما مجسم شد و دقیقاً "شیرودی" خلبان هواپیما بود. فرصت را از دست نداده و بعد از پرواز به دیدنش رفتم. وقتی از کابین خارج شد، تمام تصورات ذهنیام را به سرعت مرور کردم؛ دیدم با واقعیت فاصلهای ندارد؛ او خود "شیرودی" بود! جوانی چهارشانه، محجوب و ... البته گویا نامش اغلب با پسوندی همراه است که شاید کمتر شنیده باشید: "خلبان ابوذر شیرودی، پسر خلبان شهید علیاکبر شیرودی"!!آشنایی ما با او منشأ خیرات زیادی بود، چراکه به این واسطه با همسر و دختر شهید شیرودی نیز آشنا شدیم اما راضی کردن خود او برای یک مصاحبه کوتاه بسیار سخت بود! با ذهنیتی که از پدرش داشتم، این رفتار زیاد هم برایم دور از انتظار نبود. آنقدر از مصاحبه فراری بود که راستش تا حدی هم ناامید شده بودم. اما بالآخره در روزهای سالگرد شهادت خلبان شهید شیرودی، خلبان شیرودی بعد از ماهها پیگیری، دعوت ما را پذیرفت و به خبرگزاری آمد. راستی او اکنون دختری 8 - 9 ماهه به نام "همراز" دارد که تنها نوه شهید شیرودی است. سمت نخست این گفتوگوی صمیمی با خلبان شیرودی تقدیم مخاطبان خبرگزاری فارس میشود.
    با بسمالله شروع کرد.
    فارس: خودتان را معرفی بفرماید؟ ابوذر شیرودی فرزند خلبان شهید علیاکبر شیرودی هستم. 31 سال سن دارم و در حال حاضر خلبان شرکت هواپیمایی ماهان هستم و با هواپیمای ایرباس پرواز میکنم.فارس: گویا هنگام شهادت پدرتان، یک ساله بودید؟بله. تقریباً کمتر از یک سال چون من شهریور ماه به دنیا آمدم و پدرم اردیبهشت ماه شهید شد. تقریباً 8.5 یا 9 ماهه بودم.فارس: از فضای شهر و بازیهایتان چیزی در خاطر دارید؟مادرم اصالتاً کرمانشاهیاند. به همین خاطر بعد از شهادت پدر در کرمانشاه ماندگار شدیم. در یک شهرک زندگی میکردیم که اکثر ساکنان آن خانواده شهدا بودند و این فصل مشترک بین خانوادهها باعث رفاقت بیشتر بین آنها بود. تا کلاس دوم دبستان، هنوز جنگ در شهر جریان داشت و حتی بمباران شهر در سال 67 و اواخر جنگ هنوز در خاطرم هست. بالطبع بازیهای بچهها هم حال و هوای جنگ داشت. از بچگی دلم میخواست جبههای بسازم که دو طرف در آن جنگ میکنند.فارس: مادرتان هم یکی از این بازیها را برایمان گفتهاند.اتفاقاً همیشه از مادر میخواهم این موضوع را جایی تعریف نکند اما ظاهراً زیاد در این کار موفق نبودم که باز هم مادرم برای شما گفته است! واقعیتش این است که در منزل ما هم همیشه فضای سنگربندی جنگی برقرار بود و علیالقاعده این فضا به جنگ ایران و عراق ارتباط داشت. تیر و ترکشهای آن که از وسایل بازی بود معمولاً همیشه زیر دست و پای اعضای خانواده میماند و تبعاً با این اوضاع منزل ما همیشه بهم ریخته بود!
    *هیچکس از خلبان شدنم استقبال نمیکرد!
    فارس: اکثر بچهها - مخصوصاً پسر بچهها - آرزو دارند خلبان یا فضانورد شوند و در این فضاها سیر میکنند. این جزء آرزوهای شما هم بود؟بله، خیلی هم دوست داشتم، اما به لحاظ اتفاقاتی که در خانواده افتاده بود اصلاً کسی از این خواسته من استقبال نمیکرد! به محض اینکه میگفتم میخواهم خلبان شوم، همه ناراحت میشدند و به یک نحوی ما را سرکوب میکردند!فارس: بیشتر چه کسی مخالف بود؟مادر اصلاً موافقت نمیکرد، بقیه فامیل و اعضای خانواده هم موافق نبودند. البته در بحث خلبانی، خلبانی نظامی و کشوری با هم فرق دارد؛ با این حال ابتدا با نفس شغل خلبانی کسی موافق نبود! من هم اوایل، پیگیر خلبانی بودم اما بعد که این مسائل پیش آمد، موضوع از ذهنم خارج شد. فکر کردم اگر این کار را انجام ندهم بهتر است. بعدها واقعاً به صورت اتفاقی در این شرایط قرار گرفتم.
    *ورودی متالوژی، خروجی خلبانی!
    فارس: مگر خلبانی رشته تحصیلیتان نیست؟رشته دانشگاهیام، متالوژی دانشگاه امیرکبیر بود. بعد از چند ترم شرکت ماهان دانشجوی بورسیه خلبانی گرفت. از شدت ذوق و شوق، گفتم فعلاً درس را کنار بگذارم تا بعد از بورسیه ادامه دهم. شکر خدا دوره موفقیتآمیز بود و از آنجا دیگر از دانشگاه جدا شدم.فارس: پس تحصیلات خلبانیتان آکادمیک نبوده؟خلبانی تجاری معمولاً در ایران اینطور است. البته دانشگاه هواپیمایی کشوری وجود دارد اما معمولاً به لحاظ اینکه بچهها به صورت آزاد درس خلبانی را میخوانند و ساعت پروازها را پر میکنند مثل درس دانشگاهی آکادمیک نیست اما خودش درس و بحث خیلی زیاد دارد.فارس: کی به تهران آمدید؟وقتی من و خواهرم دانشگاههای تهران قبول شدیم، مادرم هم به اینجا آمد و دیگر در تهران ماندیم. البته خواهرم یک سال از من بزرگتر بود، اما به لحاظ شناسنامهیی از اول با هم شروع به تحصیل کردیم. بگذریم که اصلاً با هم درس نمیخواندیم و همیشه این لج و لجبازیها بینمان بود، اما با هم دانشگاه تهران قبول شدیم، او دانشگاه علم و صنعت و من دانشگاه امیرکبیر. وقتی ما به تهران آمدیم، مادرم هم دیگر در کرمانشاه نماند و تقریباً او هم از سال 77 به تهران نقل مکان کرد.فارس: از چه سالی پرواز را شروع کردید؟سال 81 بورسیه هواپیمای ماهان شدم و یکسال و چند ماه کلاسهای زمینی و یک تا دو سال هم برنامه پروازی داشتم و از سال 86 به صورت حرفهای پرواز را در شرکت هواپیمایی ماهان انجام دادم.
    *هنوز هم صدای خلبانان هلیکوپتر توجهم را جلب میکند
    فارس: در این دورانی که طی کردید و خلبان شدید، زمانی بوده که حضور پدر را احساس کنید؟واقعیتش در مدت زمان آموزشی برخی پروازها را باید تنها انجام میدادیم. این مسائل آنجا بیشتر بود و ناخودآگاه احساس و تمرکز آدم را به خود جلب میکند.فارس: یعنی چی؟راستش، شاید زیاد گفتی نباشد. یک حس خاصی است. من هنوز هم وقتی در حین پرواز صدای خلبان هلیکوپتر که پشت رادیو صحبت میکند را میشنوم، ناخودآگاه توجهام به آن جلب میشود، هنوز هم این حس هست. هرچند الآن با درگیریهایی که در محیط کاری هست یک مقدار کمتر شده اما زمان آموزشی که تازه پرواز را شروع کرده بودم، خیلی بیشتر بود. قابل گفتن نیست، برایم صحبت از آن حس و حال خیلی سخت است.فارس: فکر میکنید اگر مردم بفهمند خلبان هواپیمایی که با آن پرواز میکنند پسر شهید شیروی است، چه حسی پیدا میکنند؟یکی دوبار اتفاق افتاده که فهمیدند و اصرار داشتند که بیرون بیایم و براشان صحبت کنم! اما حس آن را باید از مردم بپرسید، نمیدانم، اما فکر میکنم اکثراً خوشحال میشوند. شاید احساس خوبی به آدم دست میدهد چرا که اگر خودم را جای آنها بگذارم فکر میکنم یک احساس خوبی به من دست میدهد و خوشحال میشوم که مثلاً این راه، ادامه پیدا کرده. البته این خوشحالی را در ابراز علاقه مردم دیدهام.
    *"سیمرغ" برخی جاها از واقعیت کمی فاصله گرفت
    فارس: به نظر شما سریال سیمرغ راضی کننده بود؟من خیلی سیمرغ را به عنوان یک سریال قوی قبول نداشتم. فکر میکنم به جز اوایل فیلم که نشان میداد پدر شمالی هستند، شاید بقیه مسائل قدری به دور از واقعیت بود. من خودم خیلی از این موضوع ناراحت بودم و نمیدانم چرا این اتفاق افتاد. متأسفانه من راضی نبودم و به مسئولین کار هم گفتم.فارس: مگر هنگام ساخت فیلم با خانواده شما مشورت نکرده بودند؟قبل از شروع کار با خانواده مشورت کردند اما برخی مسائلی که مطرح شد، دور از واقعیت بود و شخصاً نظرم این است که شهید شیرودی آنقدر اتفاقات بزرگ در زندگیاش رخ داده بود که یک سریال 13- 14 قسمتی زمان برای بیان خاطراتش کم باشد؛ چه رسد به اینکه از خاطرات دیگران برای بزرگ نشان دادن او استفاده شود! من به شخصه راضی نبودم و امیدوارم اگر زمانی این صحبتها را میشنوند از بنده ناراحت نشوند اما به نظرم کار قوی نبود.فارس: مثلاً چه صحنههایی؟پدر من و شهید کشوری تا قبل از درگیری جنگ کرمانشاه همدیگر را ندیده بودند، اما در این سریال نشان میداد اینها از بچگی با هم بودند! یکسری مسائلش اینگونه بود که به نظرم خیلی واقعیت نداشت.فارس: "شوق پرواز" را دیدید؟"شوق پرواز" را تا جایی که توانستم دیدم، چون خیلی علاقه داشتم ببینم اما متأسفانه گرفتاریها طوری بود که همه قسمتها را ندیدم. البته پیگیر اتفاقات رخ داده در سریال بودم. فکر میکنم شوق پرواز خیلی قویتر از سیمرغ بود و البته انتخاب بازیگرها از سیمرغ بهتر بود.
    *از همرزمان پدرم گلایه دارم
    فارس: از همرزمان پدرتان با کسی در ارتباط هستید؟متاسفأنه خیر. از آنها گلایهمندم! البته آنها هم یکسری بهانههای خاصی دارند که من قبول ندارم.فارس: گلایه شما از چیست؟گلایهام از این است که عرفاً باید بیشتر به فرزندان همرزم شهیدشان سرکشی و احوالپرسی میکردند اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. البته اینطور نیست که اصلاً ارتباط نداشته باشیم، بعضاً در مراسمهای سالگرد و برخی مراسمات خاص همدیگر را میبینیم اما ارتباط تنگاتنگ نداریم.فارس: در این قصه بحث رسیدگی ارتش و غیره هم پیش آمد؟نسبت به رسیدگی ارتش و بنیاد شهید، رسیدگیها خیلی روتین بود و بعضاً شاید هیچ تفاوتی بین خانواده شهید شیرودی و دیگر خانواده های شهدا نبود و من هم از این قضیه گله ندارم. اما از لحاظ سرکشی و دلجویی، کمکاری شده. من بیشتر از دوستان و همرزمان پدرم گله دارم. الآن که دیگر زمانش نیست اما وقتی کوچکتر بودم احساس میکردم اگر دوستان بابا باشند خیلی بهتر است. آن زمان علاقه زیادی به خاطرات پدر داشتیم که به ما بگویند چه اتفاقاتی افتاد و ... ولی متاسفانه خیلی کم اتفاق افتاده و شاید به ندرت با یکی دو نفر از دوستان ارتباط داشتیم. حداقل فکر میکنم اگر برای یکی از دوستانم چنین اتفاقی رخ میداد، در حد دلجویی هم شده بود به خانوادهاش سرکشی میکردم.
    *جنگ امتحان بزرگی بود
    فارس: نظرتان راجع به جنگ چیه؟جنگ خیلی ابعاد زیادی دارد که شاید در این زمان کم، نتوان آن را بررسی کرد اما به دور از حرفهای کلیشهای، به نظر من جنگ یک امتحان خیلی بزرگ بود که قشر خیلی خاصی از این امتحان سربلند بیرون آمدند. الآن بعد از سالها برخی میگویند اشتباه کردیم و باید جنگ را قطع میکردیم و یا حرفهای دیگر؛ اما به نظر من یک امتحان خیلی بزرگ بود که در آن سربلندترین آدمها، جوانان بودند. فکر میکنم متوسط سن فرماندهان دفاع مقدس و شاید 80 درصد آنها کمتر از 30 سال داشتند. اتفاقی بسیار عجیب و به نظر من خیلی بزرگ در برههای از زمان بود، شرایطی که تازه انقلاب پیروز شد و هنوز هیچکس نمیدانست چهکاری باید انجام دهد. به هر حال امتحان خیلی بزرگی بود. حالا یک قشر زیاد و البته کم سن و سال و جوان از آن سربلند بیرون آمدند. ای کاش الآن هم عبرت بگیرند و بیشتر به جوانان بها داده شود.فارس: آیا اهدافی که امثال شهید شیرودیها برای آن فداکاری کردهاند تأمین شده است؟شاید خیلی از آنها اتفاق نیفتاده باشد اما مهم این است که فکر و نیت این باشد که این اهداف پیاده شود.فارس: فکر میکنید چه چیزی در ذهنشان بود؟ چه میخواستید؟هر کس در ذهن خودش آرمانهایی را ترسیم میکند که به سمت آن حرکت کند. شاید شهدا هم برای برپاداشتن جامعهای میجنگیدند که قرار است جامعهای نمونه باشد تا وقتی دیگر کشورهای مسلمان به آن به عنوان کشوری که انقلاب کرده و البته انقلابش اسلامیست نگاه میکنند، بگویند ای کاش ما هم به اینجا برسیم.
    * اگر باز هم جنگی رخ دهد دفاع از کشور به تصمیم نیاز ندارد
    فارس: تصور کنید جنگ دیگری رخ داده. شما در آن شرکت میکنید؟این سؤال پاسخ اختیاری ندارد، برهمه لازم است که دفاع کنند و حتماً و اجباراً شرکت کنند! مگر میشود به کشور ما دست درازی شود و ما بگوییم تصمیم میگیریم که برویم یا بمانیم! یا اینکه چون پدرانمان رفتهاند و دینشان را ادا کردهاند ما نمیرویم! اصلاً اینگونه نیست. من خودم شک ندارم که اینگونه تصمیم نمیگیرد.فارس: الآن دختر شما هم سن و سال شما در زمان شهادت پدرتان است. شیطنتهای او و علاقه شما چندین برابر شده. فکر میکنید میتوان از او دست کشید و به جنگ رفت؟واقعیتش خیلی سخت است! حتی گاهی که یک تا دو روز به سفر کاری میروم، بسیار دلتنگ میشوم. هنوز خیلی از مسایل را برای خود حل نکردهام و نمیدانم آن زمان چطور میشود از همه زیباییهای دنیا گذشت؟ انسانها باید برای برخی از اعتقاداتشان از همه چیز بگذرند که کار بسیار سختی است. حال فکر میکنم چطور میشود که رزمندهها 4 - 5 ماه و حتی بیشتر، جبهه بودند و فرزندانشان را مدتهای زیادی نمیدیدند! به نظرم کار بسیار بزرگ و سختی است. خودم وقتی این صحبت را میکنم، میلرزم که آیا میتوانم این کار را انجام دهم یا نه؟
    *شهدا انسانهای محکمی بودند
    فارس: نظرتان درباره شهدا چیست؟فکر میکنم شهدا آدمهای خاصی بودند. مثلاً در هر خانواده 7 - 8 نفره مثل خانواده پدرم و خیلیهای دیگر، که 3 - 4 فرزندشان حتی جبهه رفتند و برخی هم نرفتند، میبینیم آنها که رزمنده شدند عقاید خاص و محکمی داشتند، انسانهای محکمی بودند.فارس: اما شهید شیرودی و حتی بسیاری دیگر از شهدا اینگونه نبودند! البته در یک مدت زمان کوتاهی رشد کردند. با این حساب پدرتان از ابتدا شاید آدم خاص یا ویژهای نبوده است.بله حق با شماست، شرایط جنگ و دانشگاهی که حضرت امام(ره) فرمودند، شرایط را اینگونه ایجاب میکرد، واقعاً همینطور بود که تعدادی از افراد به جبهه رفتند. البته تعدادی رفتند و در جبهه تغییر کردند و برگشتند، برخی هم از ابتدای جنگ تا انتها در جبههها بودند، اما هیچ تحولی در آنها رخ نداد. فکر میکنم پدر جزء گروه اول بود که در جنگ عقایدش محکمتر و چشمانش بازتر شد. به هر حال فضای دور از مادیات خیلی از اتفاقات معنوی را میتواند ترسیم کند که در دنیای مادی و زندگی ماشینی شاید نتواند محقق شود. به هر حال همه رزمندهها آدمهای بزرگیاند. همیشه نسبت به افرادی که برای این انقلاب به هر نحوی زحمت کشیدهاند، از جانباز، آزاده یا خانواده شهدا در دلم بینهایت به آنها احساس علاقه میکنم. نه به این دلیل که خودم فرزند شهیدم، هنوز هم هر وقت این افراد را میبینم، بسیار برایشان احترام قائلم. چون مطمئنم آنها کاری کردند که خیلیها زمان خودشان نتوانستند انجام دهند.
    *روز تولد دخترم بیش از هر زمان نبود بابا را حس کردم
    فارس: در ازدواجتان معیارهای خاصی داشتید؟همسرم فرزند شهید است، پدرش پزشک بود که در منطقه ایلام شهید شد. فکر میکنم این موضوع در انتخابم تأثیر داشت. اینگونه راحتتر همدیگر را درک کرده و احساسات هم را میفهمیم.فارس: چه وقتهایی نبود پدر را احساس میکنید؟شاید باورتان نشود، از کودکی تا وقتی که بزرگ شدم، به دلیل تلاش مادر، زیاد عدم حضور پدرم را احساس نمیکردم. نه اینکه اصلاً احساس نشود، اما شدتش به اندازه نیاز الآنم نبود! هر چه بزرگتر شدیم احساس کمبود پدرم برایم پررنگتر شد، مثلاً زمان ازدواجم میگفتم اگر بابا بود شاید بهتر بود. اما وقتی دخترم به دنیا آمد خیلی احساس دلتنگی کردم، آن روز واقعاً برایم روز سختی بود.فارس: در زندگی شخصی خودتان چقدر با پدر ارتباط برقرار میکنید؟زمانهایی که آدم احساس کمبود میکند، فکر میکنم بیشتر به فکر آنهاست. بارها برایم اتفاق افتاده زمانی که به مشکل و گرفتاری برخورد میکنم، اولین گزینهای که بعد از توکل به خدا به ذهنم میآید، حضور بابا است و از ایشان کمک میگیرم.
    *میهمانان خارجی هم به پدر ابراز علاقه میکنند
    فارس: الآن منزل مادری شهید شیرودی به نوعی زیارتگاه شده، خود شما به این موضوع واقفید؟ از این قصه چیزی دیدهاید؟در خانه مادربزرگ، دفترچهای گذاشتیم تا افرادی که به آنجا میآیند در صورت تمایل آن را امضاء کرده و اگر بخواهد چیزی بنویسند. به تورق و خواندن این دفتر علاقه زیادی دارم. گاهی پیش آمده که از صحبتهای عجیب یک فرد از کشوری دیگر در مورد شهدای ما بسیار متعجبم کرده است. منزل مادربزرگ به خاطر نگهداری عکسها و وسایل پدر، حال و هوای او را دارد. برایم جالب است که میبینم ما مهمانانی از الجزیره، لبنان، تونس و کشورهای دیگر داشتهایم و همه آنها شهید شیرودی را میشناسند و وقتی اینجا میآیند، نسبت به او ابراز احساسات میکنند.فارس: از آن نوشتهها، موردی در ذهنتان مانده که برایمان بگویید؟
    زیاد در خاطرم نیست، البته یکی از بچههای حزبالله لبنان آنجا نوشته بود؛ "ما هنوز به ایشان و کارهایی که انجام داده نگاه میکنیم و در بسیاری از اتفاقات که با آن مواجه میشویم از شهید شیرودی کمک میخواهیم."
    این مسائل به شخصه برای من خیلی جالب است.
    *تجربه پرواز در هیچجای دیگر تکرار نمیشود
    فارس: از پرواز چه ذهنیتی دارید؟ تاکنون به لحظات خلبانهای جنگی فکر کردهاید؟به نظرم پرواز بیشتر از اینکه یک علم و فن باشد، یک عشق است، در پرواز چیزهایی تجربه میکنیم که در هیچ جای دیگر در روی زمین پیش نمیآید. بزرگترین حسنش این است که انسان از زندگی ماشینی و اتفاقاتی که رخ میدهد، دور میشود. اما هیچوقت نمیتوان تصور کرد که در آن زمان به رزمندگان چه گذشته و آنها چه لذتی بردهاند. به هرحال فضا بسیار متفاوتتر شده اما هنوز هم گاهی لحظات، احساس آنها به ذهنم خطور میکند.فارس: تصور میکنم آدم وقتی روی آسمان سیر میکند انگار دنیا را خیلی ریز میبیند، همینطور است؟دقیقاً همینطوره! خیلی از مواقع که از روی شهرها عبور میکنم با خود میگویم الآن روی زمین اتفاقات زیادی در جریان است. از زاویهای که شما نگاه میکنید دیگر از بسیاری از این مسائل فارغ شدهاید. دیگر بحث، بحث زندگی زمینی نیست. این موضوع برای من بسیار جذاب است که هر از چندگاهی از فضای هیاهوی شهر، سر و صدای ماشین و غیره دور میشوم و طور دیگری به زمین نگاه میکنم. آنجا آدم میفهمد که چقدر در زندگی روزمره درگیر است و واقعاً از بسیاری از مسائل غافل است.
    *دنیای کوچک از زاویه آسمان
    فارس: وقتی از آن بالا نگاه میکنید خیلی از مسائل برایتان خندهدار نمیشود؟ و حتی زمانی که به زمین برمیگردید و درگیر مشکلات زندگی میشوید، یاد پرواز نمیافتید؟واقعیتاش گاهی که در زندگی درگیر میشوم، با خودم میگویم فراموش کردهای که روزهای پیش که از بالای شهرها عبور میکردی میگفتی الآن آن پایین چه خبر است و مردم در سر و کله هم میزنند و اصلاً برایت خندهدار بود؟! اما نمیدانم زمین چه خصلتی دارد که وقتی روی آن برمیگردیم دوباره همان اتفاقها ادامه مییابد (میخندد).
    من یک ایرانیم


  8. #37
    مدیر انجمن اخبار هوافضا و عضو گروه خبری
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    سرزمین مادری
    نوشته ها
    13,374
    سپاسگزاری
    45,406
    سپاسگزاری شده : 94,825 بار در 11,424 پست
    قدرت امتیازدهی
    711
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان بالگرد جهان

    شمال نیوز نوشت:

    در جریان سفر معاون اول رییس جمهور به مازندران، محمد رضا رحیمی با حضور در منزل خلبان شهید شیرودی از مادر بزرگوار این شهید والا مقام عیادت کرد.




  9. #38
    عضو گروه هوانوردی غیر نظامی
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,046
    سپاسگزاری
    12,856
    سپاسگزاری شده : 13,491 بار در 1,045 پست
    قدرت امتیازدهی
    123
    Array

    پیش فرض مادر شهید شیرودی به دیار باقی شتافت

    مادر شهید علی اکبر شیرودی شامگاه امروز دار فانی را وداع گفت.

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از شهرستان تنکابن، مادر شهید علی اکبر شیرودی شامگاه جمعه دار فانی را وداع گفت.


    سید ابراهیمی هاشمی معاون استاندار و فرماندار ویژه تنکابن در گفتوگو با خبرنگار فارس با تایید این خبر خاطرنشان کرد: شهربانو حسین شیرودی شامگاه امروز در سن 87 سالگی به علت کهولت سن در منزل خود دعوت حق را لیگ گفت.
    بنپايه: تابناك
    I think Beautiful is just a word, and words can't really describe what we feel when we leave the ground to take to the air...
    Diamond for ever




  10. #39
    هوانورد کوشا
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    623
    سپاسگزاری
    25,630
    سپاسگزاری شده : 5,693 بار در 621 پست
    قدرت امتیازدهی
    63
    Array

    پیش فرض پاسخ : مادر شهید شیرودی به دیار باقی شتافت

    فارس گزارش می دهد
    خداحافظی کره خاکی با مادر نامدارترین خلبان جهان
    خبرگزاری فارس: مادر نامدارترین خلبان جهان به فرزند شهیدش پیوست.

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، خبر در چند کلمه عنوان شد که مادر شهید شیرودی به دیار باقی شتافت، مادری که بعد از آخرین پرواز علی اکبرش از آسمان ها سراغش را می گرفت.

    شهربانو حسین شیرودی خود نیز بعد از 32 سال به اوج رسید و به فرزند شهیدش پیوست.


    مادر شهید شیرودی یکی از شیرزنان عرصه جهاد بود که به فرزندش اصول دلاوری را آموخت.مادر شهید شیرودی در سن 87 سالگی شامگاه جمعه چهارم اسفند به دیار باقی شتافت.فرماندار ویژه تنکابن با تأیید این خبر به فارس گفت: تشییع پیکر مادر امیر خلبان شهید
    شیرودی یکشنبه ساعت 9 صبح انجام می شود.


    به گفته سید ابراهیمی هاشمی، فرماندار ویژه تنکابن، بر اساس هماهنگی با خانواده مادر شهید شیرودی، پیکر این مادر شهید از مصلی شهید بهشتی شهرستان تنکابن به سمت شهر شیرود زادگاه امیر خلبان شیرودی تشییع می شود.وی تصریح کرد: پیکر مادر شهید شیرودی در صحن آقا سید حسین شیرود در جوار مرقد فرزندش دفن می شود.

    بن پایه


  11. #40
    هوانورد کوشا
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    623
    سپاسگزاری
    25,630
    سپاسگزاری شده : 5,693 بار در 621 پست
    قدرت امتیازدهی
    63
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان بالگرد جهان

    خلبانی که از چند سقوط هلی کوپتر جان سالم به در برد+عکس
    خبرگزاری فارس: سروان شیرودی از خلبانانی بود که از ستاره های درخشان مبارزات کردستان به شمار می رفت و با هلی کوپتر خود مثل یک جت عمل میکرد. در خطرناک ترین حمله ها و جنگ ها پیشقدم بود به همین علت چند بار هلی کوپتر او سقوط کرد، ولی به طور معجزه آسایی نجات یافت.




    به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، از مقامات عالی فرزند این مادر فداکار همین بس که وقتی سرلشکر شهید فلاحی خبر شهادت فرزندش (خلبان شیرودی) را محضر حضرت امام(ره) بردند، امام با اندکی مکث و تأمل فرمودند: «شیرودی از قبل آمرزیده شده بود.»

    رهبر فرزانه انقلاب، حضرت امام خامنه ای بعد از شهادت فرزند این مادر دلیر فرمودند: «او اولین فرد نظامی بود که من در نماز به او اقتدا کردم.»

    به مناسبت درگذشت مادر شهید شیرودی، ذکر خاطراتی از این دلاور آسمانی ایران زمین نشان خواهد داد که از دامن شهربانو که دامن پاکی بوده است رزمنده ای برای دفاع از کیان و ناموسمان متولد شد.



    «سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی اش و از روحانیون متعهد کرمانشاه است گفته بود، فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می دانم که باید شهید بشوم. این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود نه، شهید کشوری را در خواب دیدم که به من گفت: شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته ام، باید بیایی توی این عمارت بنشینی، می دانم که رفتنی هستم. به یکی از برادران هم گفته بود که دعا کن تا شهید شوم، از بعضی جریانات سیاسی دلم گرفته است. درگیری های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار آشفته و ناراحت کرده بود.



    شهید دکتر چمران نیز درباره شجاعت و جسارت شهید شیرودی می گوید: من خاطرات بسیاری از سروان شیرودی دارم. آشنایی ما از روزهای اولی که در کردستان شروع به مبارزه کردیم آغاز شد. او از طرف هوانیروز با ما همکاری می کرد و در بزرگ ترین نبرد نظامی که از پاوه شروع و به نوسود، مریوان، بسطام، بانه، سردشت و مرزهای عراق ختم می شد، با ما بود. در این عملیات ها بزرگ ترین حماسه توسط خلبانان هوانیروز انجام می شد و در بیشترین نبردهای ما که به صورت هلی کوپتر در ارتفاعات بالا انجام می گرفت، این برادر حضور داشت و بزرگ ترین پیروزی ها را برای اسلام به دست آورد.

    یکی از این خلبانان سروان شیرودی بود که واقعاً از ستاره های درخشان مبارزات کردستان بود و با هلی کوپتر خود مثل یک جت عمل می کرد. هنگام هجوم به دشمن با هلی کوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل یک جت جنگنده فانتوم مانور می داد. او با آن وحشتی که در دل دشمن ایجاد می کرد بزرگ ترین ضربات را به آنها می زد. در خطرناک ترین حمله ها و جنگ ها پیشقدم بود به همین علت چند بار هلی کوپتر او سقوط کرد، ولی به طور معجزه آسایی نجات یافت.



    روزی در مریوان باخبر شدیم نیروهای ارتش در نزدیکی سقز در محاصره و کمین دشمن قرار گرفته اند. در این محاصره حدود 30 تن از برادران ارتشی به شهادت رسیدند و عده زیادی هم مجروح شدند. وضع آنجا بسیار وخیم بود. به سروان شیرودی گفتم به این منطقه عزیمت کند و برادران ارتشی را نجات دهد. به سرعت به سمت سقز حرکت کرد و با تاکتیک های شجاعانه دشمن را زیر آتش گلوله خود گرفت. قسمتی از نیروهای دشمن زیر پل سقز مستقر بودند و سروان شیرودی برای ضربه زدن به آنها چنان شیرجه می رفت تا بتواند زیر پل را هدف قرار دهد. آن قدر به حملات خود ادامه داد تا توانست مقاومت دشمن را در هم شکند و نیروهای ارتش را از کمین آنها نجات دهد. در همین عملیات هلی کوپتر وی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سقوط کرد اما توانست با شجاعت تمام خود را از محاصره دشمن نجات دهد.

    بن پایه


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. طولانی ترین و کوتاه ترین پروازهای بدون توقف جهان
    توسط vahidpm در انجمن ناوگان مسافربری ارلاینهای جهان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-06-2011, 18:37
  2. شهید خلبان حسن ستاری
    توسط javadfakoori در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان هوانیروز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-11-2010, 23:49
  3. جنوبی ترین فرودگاه جهان
    توسط komeil در انجمن فرودگاه های خارجی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 24-04-2010, 00:25

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •