@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
Seomoz
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45

جستار: سرلشگر خلبان علی اکبر قربان شیرودی ؛ Major General Ali-akbar-shirodi

  1. #11
    هوانورد دوست داشتنی!
    تاریخ عضویت
    Aug 2005
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    796
    سپاسگزاری
    452
    سپاسگزاری شده : 875 بار در 249 پست
    قدرت امتیازدهی
    18
    Array

    پیش فرض شهید شیرودی؛ شجاع ترین خلبان جهان و ستاره درخشان جنگ کردستان

    هشتم اردیبهشت ماه، سالروز شهادت امیر سرتیپ خلبان علی اکبر قربان شیرودی است. خلبان تیز پرواز آسمان ایران که ساعتی از جنگ فاصله نگرفت و چنان جنگید که شهید دکتر چمران او را «ستاره درخشان جنگ کردستان» نامید و شهید تیمسار فلاحی او را «ناجی غرب و فاتح گردنه ها» خواند.شهید خلبان علی اکبر قربان شیرودی در دیماه 1334 در روستای بالا شیرود از توابع شهرستان تنکابن در خانواده ای کشاورز و متدین دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن سال سوم متوسطه در زادگاه خویش، برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و همراه با کار به تحصیل خود ادامه داد. شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند. سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان گذراند و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد.



    وی پس از سه سال خدمت در ارتش به کرمانشاه رفت و با شهید خلبان احمد کشوری آشنا شد. شهید شیرودی از ارتشیانی بود که با اوج گیری جریانات انقلاب اسلامی به صفوف راهپیمایان پیوست و به دستور حضرت امام(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، او نیزخارج شد. پس از خروج از پادگان درصدد تشکیل گروهی چریکی بر آمد و با تعدادی از دوستانش در کرمانشاه در این زمینه اقدام کرد تا اینکه امام خمینی(ره) به میهن بازگشتند و انقلاب به پیروزی رسید.

    شهید شیرودی که در جریانات پیروزی انقلاب با پیشمرگان کرد مسلمان همکاری کرده بود، با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست. وی که با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور1359 به منطقه کرمانشاه رهسپار شده بود در جریان یکی از مأموریت های خود با سرپیچی از فرمان بنی صدر مبنی بر تخلیه پادگان و انهدام انبار مهمات منطقه، به همراه دو خلبان همفکر خود و با دو هلیکوپتری که در اختیار داشتند، در طول 12 ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک که وی به عنوان تنها موشک اندازپیشاپیش دو خلبان دیگربه قلب دشمن یورش برد، توانست مهمات دشمن رادرهم کوبیده وخسارات سنگینی بر دشمن وارد آورد.

    شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما وی درجه تشویقی را نپذیرفت وتنها خواسته اش را دیدار با حضرت امام و بیان کارشکنی های بنی صدر وبی تفاوتی برخی ازفرماندهان اعلام کرد.

    درهمان ایام به دستورفرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9 مهر 1359 چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم وتا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبرعزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".با اوج گیری جنگ کردستان شهید شیرودی و چند تن دیگر از خلبانان وارد جنگ شدند. وی در عملیاتهای پروازی خود تلفات سنگینی را به نیروها و تجهیزات دشمن در نقاط استراتژیکی غرب کشور وارد کرد. در 13 دی ماه 1359 وقتی خیانت های آشکار بنی صدر را دید به افشاگری پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ایمان و اسلحه و چنگ و دندان از میهن اسلامی دفاع کنند. در همین ایام شهید علی اکبر شیرودی را به خاطر باز پس گیری ارتفاعات بازی دراز بازداشت تنبیهی کردند و در واکنش به این مساله روحانیون متعهد و اعضای سپاه کرمانشاه مراتب ناراحتی خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضای شورای عالی دفاع از جمله آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رساندند و حکم بازداشت وی منتفی شد.شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش، باز سرسختانه می جنگید. شهید شیرودی پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود (8 اردیبهشت 1360) در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سر پل ذهاب گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.



    خلبان یاراحمد آرش که به همراه شهید شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی شهادت این خلبان دلاور چنین می گوید: " بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می گرفت. درآخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز به شهادت رسید."


    پیکر مطهر شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده شد. پس از شهادت خلبان علی اکبر شیرودی، شخصیت های مملکتی نسبت به شخصیت والا و سلوک اخلاقی وی اظهارات مختلفی نموده اند از جمله حضرت آیت الله خامنه ای او را مکتبی، مومن و جنگنده در راه خدا توصیف می کنند. آیت ا...هاشمی رفسنجانی در مورد وی می گوید: " من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم."صاحب نظران جنگ های هوایی او را "نامدارترین خلبان جهان" نامیده اند؛ چنان که شهید تیمسار فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش وی را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر توصیف کرده و می گوید:" او غیر ممکن ها را ممکن ساخت. کسی بود که وقتی خبر شهادتش را به امام دادم، امام در مورد وی فرمود:" او آمرزیده است".

    www.mehrnews.com

  2. سپاسگزاری ها (6):


  3. #12
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    نوشته ها
    443
    سپاسگزاری
    2,034
    سپاسگزاری شده : 913 بار در 199 پست
    قدرت امتیازدهی
    17
    Array

    پیش فرض

    واقعا این دلاور مردان رستم های زمانه ی خود بودند
    روحشان شاد و قرین رحمت باد
    با تشکر از امین عزیز بخاطر بازگویی رشادتهای ایشان
    دیدم تشکر خالی کفایت نمیکنه
    عکس آخر دل آدم رو ریش میکنه
    قربون مرام و معرفت و سبیلش که کلی حرف با آدم میزنه
    ايران عزيز سربلند باشي

  4. سپاسگزاری ها (7):


  5. #13
    Aircrew Survival Equipmentman
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    محل سکونت
    اراك
    سن
    28
    نوشته ها
    476
    سپاسگزاری
    2,711
    سپاسگزاری شده : 2,451 بار در 396 پست
    قدرت امتیازدهی
    21
    Array

    پیش فرض شهید شیرودی بیباک ترین خلبان بالگرد

    شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش، باز سرسختانه می جنگید.
    شیرودی با انجام چند هزار مأموریت هوایی بالاترین پروازهای جنگی در دنیا را در کارنامه داشت و در این ماموریتها ٣۶٠ بار با مرگ رودرو شد.

    شهید خلبان علی اکبر قربان شیرودی در دیماه 1334 در روستای بالا شیرود از توابع شهرستان تنکابن در خانواده ای کشاورز و متدین دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن سال سوم متوسطه در زادگاه خویش، برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و همراه با کار به تحصیل خود ادامه داد. شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند. سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان گذراند و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد.

    وی پس از سه سال خدمت در ارتش به کرمانشاه رفت و با شهید خلبان احمد کشوری آشنا شد. شهید شیرودی از ارتشیانی بود که با اوج گیری جریانات انقلاب اسلامی به صفوف راهپیمایان پیوست و به دستور حضرت امام(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، او نیزخارج شد. پس از خروج از پادگان درصدد تشکیل گروهی چریکی بر آمد و با تعدادی از دوستانش در کرمانشاه در این زمینه اقدام کرد تا اینکه امام خمینی(ره) به میهن بازگشتند و انقلاب به پیروزی رسید.
    شهید شیرودی که در جریانات پیروزی انقلاب با پیشمرگان کرد مسلمان همکاری کرده بود، با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست. وی که با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور1359 به منطقه کرمانشاه رهسپار شده بود در جریان یکی از مأموریت های خود با سرپیچی از فرمان بنی صدر مبنی بر تخلیه پادگان و انهدام انبار مهمات منطقه، به همراه دو خلبان همفکر خود و با دو هلیکوپتری که در اختیار داشتند، در طول 12 ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک که وی به عنوان تنها موشک اندازپیشاپیش دو خلبان دیگربه قلب دشمن یورش برد، توانست مهمات دشمن رادرهم کوبیده وخسارات سنگینی بر دشمن وارد آورد.

    شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما وی درجه تشویقی را نپذیرفت وتنها خواسته اش را دیدار با حضرت امام و بیان کارشکنی های بنی صدر وبی تفاوتی برخی ازفرماندهان اعلام کرد.
    درهمان ایام به دستورفرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9 مهر 1359 چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم وتا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبرعزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".

    با اوج گیری جنگ کردستان شهید شیرودی و چند تن دیگر از خلبانان وارد جنگ شدند. وی در عملیاتهای پروازی خود تلفات سنگینی را به نیروها و تجهیزات دشمن در نقاط استراتژیکی غرب کشور وارد کرد. در 13 دی ماه 1359 وقتی خیانت های آشکار بنی صدر را دید به افشاگری پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ایمان و اسلحه و چنگ و دندان از میهن اسلامی دفاع کنند. در همین ایام شهید علی اکبر شیرودی را به خاطر باز پس گیری ارتفاعات بازی دراز بازداشت تنبیهی کردند و در واکنش به این مساله روحانیون متعهد و اعضای سپاه کرمانشاه مراتب ناراحتی خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضای شورای عالی دفاع از جمله آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رساندند و حکم بازداشت وی منتفی شد.

    شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش، باز سرسختانه می جنگید. شهید شیرودی پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود (8 اردیبهشت 1360) در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سر پل ذهاب گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.

    خلبان یاراحمد آرش که به همراه شهید شیرودی در این عملیات پروازی شرکت داشت، درمورد چگونگی شهادت این خلبان دلاور چنین می گوید: " بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز مسلسل به دست می گرفت. درآخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به همان تانک شلیلک کرده و آن را منهدم نمود و خود نیز به شهادت رسید."

    پیکر مطهر شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده شد. پس از شهادت خلبان علی اکبر شیرودی، شخصیت های مملکتی نسبت به شخصیت والا و سلوک اخلاقی وی اظهارات مختلفی نموده اند از جمله حضرت آیت الله خامنه ای او را مکتبی، مومن و جنگنده در راه خدا توصیف می کنند. آیت ا...هاشمی رفسنجانی در مورد وی می گوید: " من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم."

    صاحب نظران جنگ های هوایی او را "نامدارترین خلبان جهان" نامیده اند؛ چنان که شهید امیر فلاحی، رئیس ستاد مشترک ارتش وی را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر توصیف کرده و می گوید:" او غیر ممکن ها را ممکن ساخت. کسی بود که وقتی خبر شهادتش را به امام دادم، امام در مورد وی فرمود:" او آمرزیده است".



    منبع: avia.ir
    امیری حسین(ع) و نِعم الامیر
    حسین(ع) مولای من و بهترین امیر است




  6. #14
    Wing Commander
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    محل سکونت
    Tehran/Kish Island
    سن
    29
    نوشته ها
    1,483
    سپاسگزاری
    22,108
    سپاسگزاری شده : 26,551 بار در 1,517 پست
    قدرت امتیازدهی
    262
    Array

    پیش فرض رکورد دار بیشترین پرواز جنگی

    رکورد دار بیشترین پرواز جنگی

    نام و نام خانوادگی: علی اكبر قربان شیرودی
    تاریخ تولد: 1334
    نام پدر :محمد علی
    تاریخ شهادت : 08/02/1360
    محل تولد : مازندران/حومه تنكابن/بالاشیرود
    محل شهادت : سیه قره بلاغ دشت ذهاب (اطراف تنگه حاجیان)




    آشنایی با شهید شیرودی :
    در دی ماه سال 1334 در قریه «بالا شیرود» واقع در حومه تنكابن نوزادی متولد شد كه او را علی اكبر نامیدند. او كودكی را در زیر سایه پرمهر و زحمتكش پدر كشاورز خویش گذراند ، علوم و قرآن را از او آموخت. علی اكبر تا سال سوم دبیرستان در مدرسه روستای مجاور تحصیل نمود و سپس عازم تهران شد. شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طی دوره مقدماتی خلبانی و دوره خلبانی هلیكوپتر كبرا با درجه «ستوانیاری» فارغالتحصیل گشت. در رژیم منحوس پهلوی صبر و انتظار پیشه كرد. زمانیكه راهپیمایی مردم در خیابان ها شروع شد وی از اولین ارتشیانی بود كه به صفوف مردم پیوست و به فرمان امام پادگان را ترک كرد و اقدام به تشكیل گروه چریكی نمود. علی اكبر در تشكیل كمیته استقبال از امام در كرمانشاه نقش مهمی را ایفا نمود و سرپرستی گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت. شیرودی پس ازا نقلاب از بنیان گذاران كمیته در كرمانشاه بود و همكاری بسیاری با سپاه پاسداران داشت و با شروع جنگ تحمیلی ساعتی از جبهه فاصله نگرفت . 40 بار سانحه دید و 300 بار هلیكوپترش مورد اصابت گلوله قرار گرفت او با دارا بودن بالاترین ساعت پرواز جنگی در جهان ارتفاعات غرب را جولانگاه خویش قرار داد و سرسختانه میجنگید. ستاره درخشان غرب در هشتم اردیبهشت سال 1360 در قره بلاغ دشت ذهاب پس از انهدام چند تانک ، هلی كوپترش از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پس از 27 ماه مبارزه عاشقانه به شهادت رسید و دریای مواج انقلاب را با خون خویش متلاطم ساخت. شیرودی دو فرزند به نامهای ابوذر و عادله از خود به یادگار نهاد.

    خاطرات شهيد شيرودي:
    او به مانند موسی مدتی را در دستگاه فرعون گذراند و سپس در خدمت انقلاب در آمد.
    ارتش چرا ؟ :
    اواسط سال تحصیلی 1351 بود اكبر حاضر بود با درآمد ناچیز زندگی كند ولی از فعالیت های سیاسی مذهبی خود در تهران دور نشود. تقریباً تمام تلاش هایش بینتیجه ماند. عدهای به او پیشنهاد می كردند كه وارد ارتش شود. اما او با خود میاندیشید. كدام ارتش؟ ارتشی كه آمریكا آن را تشكیل داده و ضامن حكومت طاغوت است. این سؤال و صدها سؤال دیگر ذهن علی اكبر را به خود مشغول ساخته بود. كه ناگهان جرقه ای در فكرش آرامش را برای او به ارمغان آورد. او میتوانست به مانند موسی مدتی را در دستگاه فرعون بگذراند و سپس در خدمت انقلاب باشد.
    آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
    آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
    آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند


  7. #15
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    محل سکونت
    اهواز-تهران
    نوشته ها
    1,511
    سپاسگزاری
    9,154
    سپاسگزاری شده : 13,266 بار در 1,378 پست
    قدرت امتیازدهی
    96
    Array

    پیش فرض پاسخ : رکورد دار بیشترین پرواز جنگی

    اگر اشتباه نکنم پسر شهید شیرودی هم خلبان هستند.
    در انتهای هر راهی رویاییست چشم انتظار

  8. سپاسگزاری ها (5):


  9. #16
    Junior Flying Officer
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    تبرستان
    نوشته ها
    705
    سپاسگزاری
    3,352
    سپاسگزاری شده : 5,892 بار در 687 پست
    قدرت امتیازدهی
    44
    Array

    پیش فرض پاسخ : رکورد دار بیشترین پرواز جنگی

    دوست گرامی این نوشتار رو از کجا برداشت کرده اید ؟ بن پایه را قرار دهید تا ماهیت نویسنده و نوشتار بیشتر مشخص شود.
    بلند آسمان جایگاه من است هر کجا هستم و باشم آسمان مال من است

  10. سپاسگزاری ها (5):


  11. #17
    مدیر انجمن اخبار نیروی هوایی و عضو گروه هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    دور از سرزمين پدری
    نوشته ها
    521
    سپاسگزاری
    8,211
    سپاسگزاری شده : 8,895 بار در 534 پست
    قدرت امتیازدهی
    99
    Array

    پیش فرض پاسخ : رکورد دار بیشترین پرواز جنگی

    با ســلام،
    ممنونن بابت پست اين تاپيک. اين شهيد بزرگوار کمتر از يک سال (کمتر از 300 روز) پس از آغاز جنگ با عراق به فيض شهادت نائل گشتند، بنابراين آن 27 ماه خدمت و 300 مورد آسيب ديدگی را احتمالاً از بهمن 1357 و درگيريهای داخلی پس از آن منظور کرده اند و نه از آغاز جنگ با عراق. همچنين در سال 1351 که ايشان به ارتش پيوستند که خبری از انقلاب نبود تا ايشان به دليل خدمت آتی به انقلاب به ارتش بپيوندند. خدمت به کشور و مردم در هر زمانی و جايگاهی امکانپذير است و نيازی نيست که آن را با مسائل سياسی پيوند زد. نامگذاری ورزشگاه امجديه به نام ايشان، امر شايسته ای بود که شايد باعث بيشتر زنده ماندن نام ايشان در زندگی روزمره انسانهايی باشد که هر روز از جلوی اين مکان عبور ميکنند و يا اوقات ورزشی خود را در آن ميگذرانند.

  12. سپاسگزاری ها (7):


  13. #18
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,591
    سپاسگزاری
    49,699
    سپاسگزاری شده : 56,388 بار در 4,549 پست
    قدرت امتیازدهی
    553
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهيد شيرودي

    چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷

    گفت وگو با آسيه شيرودى، خواهر شهيد شیرودی


    شهيد شيرودى علاقه عجيبى به امام(ره) داشت
    با ياد همه آن ها كه بر بال ملائك نشستند، قدمى برداشتيم و بر بال سيمرغ نشستيم. خواستيم با پروازمان به «قاف» قله «عشق» برسيم، اما هر چه پيموديم، قدمى بود از فرسنگ ها راه. به ناچار از همان نقطه، چشم را به انتهاى نور كشانديم و تنها نظاره گر حماسه هاى به جا مانده از شهدا گشتيم.
    مرغ افسانه اى گستره ادبيات ما، سيمرغ است، پرنده اى كه فردوسى شاعر حماسه سراى ايرانى آن را خلق كرد، مرغى دست نيافتنى كه تنها تركيبى از هيبتش را در ذهن داريم.
    اما سيمرغ ما افسانه نيست، وهم و خيال هم نيست. سيمرغ هوانيروز، اسوه اى است كه تمامى تاريخ اين مرز و بوم به آن مى بالد. سيمرغ ما همان بال گشوده آسمان عشق الهى است كه تنها يادگارش خاطرات او است.
    على اكبر قربان شيرودى، بزرگمردى كه خود را شاگرد مكتب اسلام مى دانست و حتى نامش براى دشمن غاصب رعب انگيز بود.
    به همين بهانه با «آسيه شيرودى» خواهر كوچك تر شهيد به گفت وگو نشستيم.
    * در رابطه با شخصيت معنوى شهيد شيرودى و حضورشان در خانواده صحبت بفرماييد.
    ** عاطفه و محبت خاصى نسبت به خانواده داشت. از همان دوره ابتدايى همراه با تحصيل در كار كشاورزى به پدر و مادرم كمك مى كرد. بعد از اين كه ديپلم گرفت به تهران آمد وارد هوانيروز شد و طى مدتى كوتاه به عنوان خلبان نمونه معرفى شد. سه سال هم در كرمانشاه درگير جنگ هاى كردستان بود، با همه مشغله كارى اش، ولى مرخصى هايش را طورى تنظيم مى كرد كه بتواند در كار كشاورزى كمك كند.
    خيلى خوش قد و قامت بود. وقتى مى آمد لباس ساده اى به تن مى كرد و شلوارش را تا زانو بالا مى زد و سرزمين مى رفت. همسايه ها مى گفتند وقتى اكبر با اين ابهت قدم برمى دارد زمين زير پايش به لرزه درمى آيد. اين طورى مى خواست بگويد من كسى نيستم و همان دهقان زاده ساده هستم.
    جناب آقاى رفسنجانى او را با نام «مالك اشتر زمان» مى خواندند. شهيد فلاحى از او به عنوان «ستاره غرب» ياد مى كردند و مقام معظم رهبرى هم فرمودند: «شيرودى اولين نظامى بود كه من در نماز به او اقتدا كردم.»
    با همه عناوين والقابى كه به او داده بودند، اما هميشه خودش را سرباز كوچك اسلام مى دانست. همه مردم تنكابن به او علاقه داشتند. هر وقت به مرخصى مى آمد جمع مى شدند و از او مى خواستند برايشان صحبت كند. از جبهه و جنگ مى گفت از ضدانقلاب ها و از هوشيارى ما نسبت به آنان صحبت مى كرد از استكبار جهانى حرف مى زد.
    از نظر اخلاق نمونه بود. در دوران تحصيل جزو شاگردهاى ممتاز بود. وجودش در خانواده ما خير و بركتى داشت. با اين كه فرزند پنجم خانواده بود، اما پدرم در كارها با او مشورت مى كرد. تا اين اندازه به هوش و ذكاوتش اعتقاد داشت.
    * از همان ابتدا با ديگران متفاوت بود يا طى دوران انقلاب و جنگ تغيير كرد؟
    ** از همان ابتدا با بقيه فرق مى كرد. اصلاً براى دنيا ساخته نشده بود. دنيا برايش كوچك بود. ايمان قوى داشت. نماز و روزه اش ترك نمى شد. شجاعت خاصى داشت. رزمندگانى كه در غرب كشور بودند، مى گفتند: وقتى هلى كوپتر شيرودى بالاى سر ما پرواز مى كند، نفس راحتى مى كشيم و خيالمان راحت مى شود و مطمئن هستيم كه شيرودى عراقى ها را به درك واصل مى كند.
    دشمن هم از وجودش مى ترسيد. براى سرش جايزه گذاشته بود. به همين خاطر سپاه برايش محافظ شخصى گذاشته بود. يكبار وقتى پرواز داشته، مهماتش تمام مى شود. با خودش مى گويد اگر برگردم و مهمات بزنم، فرصت از دست مى رود. همانطور پيش مى رود و با هلى كوپترش آن قدر روى يك ماشين عراقى مى زند كه به دره پرتاب مى شود يك ماشين ديگر را هم با اسكيدهاى هلى كوپتر از روى زمين بلند كرده و از آن بالا رهايش مى كند.
    سه سال پيش من و برادرم رفتيم مكانى كه هلى كوپترش در آنجا سقوط كرده بود، ببينيم. تكه هاى هلى كوپترش هنوز آنجا بود. وقتى آن صحنه را ديدم، گريه ام گرفت. يكى از روستايى ها داشت از آنجا رد مى شد. وقتى متوجه شد ما از خانواده شيرودى هستيم، رفت به اهالى روستا خبر داد. آن ها آمدند دورمان حلقه زدند و پرسيدند: چرا گريه مى كنيد؟
    گفتم: برادرم غريب شهيد شد.
    گفتند اصلاً اين حرف را نزنيد. شيرودى براى شما نبود. او براى ما بود. شيرودى فقط يك رزمنده نبود كه در جبهه ها بجنگد. او براى ما آذوقه مى آورد و در جمع آورى محصول به ما كمك مى كرد. مشكلاتمان را برايمان حل مى كرد. ما هر شب جمعه اينجا كنار هلى كوپترش برايش شمع روشن مى كنيم و فاتحه مى خوانيم. فكر نكنيد شيرودى غريب شهيد شد. وقتى هلى كوپتر شيرودى بالاى سر ما پرواز مى كرد مى دانستيم شهرمان به دست عراقى ها نمى افتد و مى توانستيم شب را با خيال راحت بخوابيم. وقتى هلى كوپتر او سقوط كرد، آن قدر به سر و صورتمان زديم كه اگر شما اينجا بوديد، اينقدر خودتان را نمى زديد.
    آن قدر از او صحبت كردند كه من احساس مى كنم ما نسبت به آن ها از او خاطره كمترى داريم.
    در رابطه با قضيه پادگان ابوذر كمتر در جايى صحبت شده است. آن زمان بنى صدر فرمانده كل قوا بود و دستور تخليه پادگان را داده بود و گفته بود زاغه مهمات را با راكت بزنند كه دست دشمن نيفتد.
    اما شيرودى قبول نكرد. گفت به جاى اين كه مهمات را از بين ببريم آن ها را روى سر عراقى ها مى ريزيم.به او گفتند اطاعت از دستورات فرماندهى واجب است.
    گفت: من از اين امر اطاعت نمى كنم.
    يكى از خلبانان به او مى گويد دشمن در حال پيشروى است و او جواب داده بود در مناطق ديگر هم دشمن در حال پيشروى است، پس ما بايد عقب نشينى كنيم.
    و به سرعت همراه با شهيد سهليان و چند خلبان ديگر پرواز مى كنند. در آن عمليات آن ها آن قدر خشمگين بودند و با قدرت عمل مى كنند كه ستون تانك هاى عراقى به هم مى ريزد و خودشان هم نمى فهمند با چه درگير شدند و متوجه نمى شوند از كجا مورد حمله قرار گرفته اند. گيج شده بودند. از برادرم شنيدم وقتى مى خواستند برگردند، به هم برخورد مى كردند و بى هدف شليك مى كردند.
    آن روز به شهيد سهليان گفته بود به خاطر اين سرپيچى، امكان دارد ما را بازداشت و يا حتى اخراج كنند، اما ارزش دارد چون نگذاشتيم پادگان ابوذر دست دشمن بيفتد.
    * تا آنجا كه من اطلاع دارم، به خاطر حفظ پادگان به آن ها درجه تشويقى هم دادند ولى آن ها قبول نكردند.
    ** بله درجه تشويقى هم به او داده بودند. در دوران قبل از انقلاب هم در مانورى كه يكى از اعضاى خاندان طاغوت در آن شركت داشت، تصميم گرفت با هلى كوپتر خود به جايگاه بزند تا با اين عمل ضمن شهيد شدن خود، آن عنصر ناپاك پهلوى را از بين ببرد، اما اين مانور هرگز برگزار نشد.
    اصلاً به ماديات اهميت نمى داد. خيلى معنوى فكر مى كرد. بر اثر بمباران خانه اش خراب شده بود به او گفته بودند بيا لوازم و اثاث خانه را جمع كن.
    اما او جواب داد جنگ مهم تر است و فقط چند سرباز را براى جمع آورى وسايل فرستاده بود. يادم مى آيد پسرش ابوذر كه آن موقع تازه به دنيا آمده بود سخت مريض شده بود. خانمش تماس مى گيرد و از او مى خواهد كه مرخصى بگيرد و ابوذر را به بيمارستان ببرد. ولى او مى گويد به حضور من در اينجا بيشتر نياز دارند. اگر يك وجب از اين خاك از دست برود براى پس گرفتنش معلوم نيست خون چند نفر بايد ريخته شود.
    * رابطه شما با او چطور بود؟
    ** خيلى خوب بود. خيلى با محبت بود.
    * مى توانيد نمونه هايش را ذكر كنيد.
    ** شايد براى خودم مهم باشد، اما هر وقت صدايش مى كرديم در جواب مى گفت: «جانم» اين يكى از خصلت هايش بود.
    * پيش آمده بود سر يك مساله اى بنشينيد با هم صحبت كنيد؟
    ** هر وقت از جبهه مى آمد، از آنجا برايمان صحبت مى كرد. آخرين بار كه مرخصى آمد چهره اش خيلى نورانى شده بود، تو فكر بود. هر وقت صدايش مى زديم بار اول جواب مى داد. ولى آن روز آن قدر تو فكر بود كه با وجود اين كه چند بار صدايش زدم، نشنيد. ديگر روحش پرواز كرده بود. جسمش پيش ما بود. وقتى متوجه شد، از اين كه دير جوابم را داده بود، شرمنده شد، اما او آن قدر نورانى بود كه من محو تماشاى او شده بودم و يادم رفت چه مى خواستم به او بگويم. به برادرم گفته بود خواب كشورى را ديده و شهيد كشورى به او گفته كه اينجا برايت عمارتى ساخته اند. گفته بود آن ها منتظرم هستند و من زياد عمر نمى كنم.
    * در رابطه با نوع احساس و رابطه اش با امام بگوييد.
    ** علاقه عجيبى داشت، اما به دليل اين كه هميشه درگير جنگ بود اصلاً فرصت پيدا نكرد خدمت امام برسد. ولى بعد از شهادتش از دلاورى هايش و شجاعتش براى امام گفته بودند وقتى خبر شهادت شيرودى را به امام دادند، امام مكث طولانى كردند و گفتند: «شيرودى آمرزيده شده است.»
    * در صورتى كه براى ديگر شهدا مى گفتند: «خدا آن ها را بيامرزد.»
    ** بله، درست است.
    * رشد مراتب روحى اش را احساس مى كرديد؟
    ** بله، وقتى پاى صحبت هايش مى نشستى متوجه مى شدى كه روزبه روز به طرف خدا كشيده مى شود. اصلاً از زمين فاصله گرفته بود. او با خدا معامله كرد.
    * از رابطه اش با شهيد كشورى بگوييد.
    ** خيلى به هم علاقه داشتند. بعد از شهادت كشورى خيلى گرفته بود. بعضى مواقع كه صحبت مى كرد مى گفت كه خوابش را ديده. كشورى و سهليان و شيرودى خيلى به هم علاقه داشتند و بيشتر عمليات ها با هم بودند. وقتى آن دو تا شهيد شدند، شيرودى خيلى تنها شده بود و اين تنهايى برايش سخت بود.
    * چه چيزى باعث شد به اين مرتبه برسد؟
    ** ايمان، نه فقط شيرودى همه شهدايى كه زندگى شان را صرف انقلاب كردند اين بازى را بردند، ضرر نكردند. شايد يك سرى چيزها را از دست داده باشند، اما بهترين راه را انتخاب كردند و به والاترين مقام ها رسيدند.
    * فكر مى كرديد، شهيد شود؟
    ** علاقه اى كه نسبت به او داشتيم و محبتى كه به ما مى كرد. فكرش را هم برايمان سخت مى كرد. با خودم مى گفتم پدر و مادرم آن قدر كه ازش محبت ديدند و به او علاقه دارند كه بعد از او نمى توانند زندگى كنند. خيلى به او وابسته بودند. با محبت و خوشرويى كه داشت هر كسى را به خودش جذب مى كرد، اوج محبت و عاطفه بود. خيلى درباره حجاب تاكيد داشت. شب قبل از شهادتش به او خبر دادند تانك ها در حال پيشروى هستند. نمى توانست طاقت بياورد، اما پرواز در شب هم برايش امكان پذير نبود. آن شب را تا صبح نماز خواند و گريه كرد.
    * فكر مى كنيد اگر شهيد شيرودى در اين دوران بودند چه مى كردند؟
    ** نسبت به مفاسد اجتماعى، سياسى و... بى توجه نبود.
    * جوان ها را به چه سفارش مى كردند؟
    ** به اطاعت از رهبرى، ديندارى و احترام خانواده. خودش هميشه پيرو رهبر بود. الان هم وظيفه ما همين است. حرمت خون شهدا را نگه داريم و از ارزش هايى كه آن ها بخاطرش به شهادت رسيدند، پاسدارى كنيم.
    * خبر شهادت ايشان را چطور به شما دادند؟
    ** خيلى عجيب از تلويزيون شنيديم.
    * چه احساسى به شما دست داد؟
    ** مادرم كه اصلاً نه مى توانست گريه كند و نه حرف بزند. من هم اصلاً باورم نمى شد.
    * اگر شهيد را ببينيد چه به او مى گوييد؟
    ** نمى دانم، فكر نكردم.
    * حرف آخر...
    ** او بهترين راه را انتخاب كرد و رفت. اين ما هستيم كه بايد راهش را ادامه دهيم تا در صحراى محشر شرمنده اش نباشيم.
    - فاطمه كهربايى

    ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان

    بنپایه:ساجد
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  14. #19
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,591
    سپاسگزاری
    49,699
    سپاسگزاری شده : 56,388 بار در 4,549 پست
    قدرت امتیازدهی
    553
    Array

    پیش فرض پاسخ : شهيد شيرودي

    چند فرتور از شهید شیرودی:














    بنپایه ها : تابناک
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  15. #20
    Aviation Electrician's Mate
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    bandar abbas
    نوشته ها
    105
    سپاسگزاری
    76
    سپاسگزاری شده : 1,965 بار در 111 پست
    قدرت امتیازدهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : تاپيک تصاوير خلبانان شهيد نيروي هوايي

    مصاحبه با خلبانی که رکورد دار بیشترین پرواز جنگی در جهان است در حال حاضر اگر تعریف از خودم نباشد فکر می کنم بالاترین پرواز جنگ در دنیا را داشته باشم و تا به حال 360 بار از خطر گلوله های دشمن جان سالم به در برده ام.




    به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید سرتیپ خلبان علی اکبر قربان شیرودی در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد. علی اکبر با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند . سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد .
    زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی چنان می جنگید که شهید دکتر چمران او را ستاره درخشان جنگ کردستان می نامید و شهید تیمسار فلاحی نیز او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا، بازی دراز، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد.
    شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40بار سانحه و یش از 360 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید.
    شهید علی اکبر شیرودی سرانجام در هشتم اردیبهشت 1360 در حالیکه تانک های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند با هلی کوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید .
    تیمسار فلاحی بعد از شهادت وی گفت : «وقتی خبر شهادت شیرودی رابه امام دادم یک ربع به فکر فرو رفتند و حضرت امام در مورد همه شهدا می گفتند: خدا آنها را بیامرزد ولی در مورد شیرودی گفتند: او آمرزیده است.»
    روحمان با یادش شاد
    *آنچه در ادامه خواهید خواند مصاحبه ای است با شهید سرتیپ خلبان علی اکبر قربان شیرودی که دو هفته قبل از شهادتش در غرب کشوراین گفتگو انجام شده است.

    *سوال: بفرمائید تقریبا تاکنون چند پرواز داشته اید و تا به حال چند بار با خطر رو به رو شده اید؟

    *شیرودی: بسم الله. در حال حاضر اگر تعریف از خودم نباشد فکر می کنم بالاترین پرواز جنگ در دنیا را داشته باشم و تا به حال 360 بار از خطر گلوله های دشمن جان سالم به در برده ام و در حدود بیش از 40 هلی کوپتر که من خلبان آن بوده ام تیر خورده که البته همه آنها قابل تعمیر بوده و هم اکنون قابل استفاده اند.
    در حال حاضر فکر می کنم، بیش از بیست هزار ماموریت انجام داده باشم و آنچه که مسلم است قدرت خداست که تا به حال من زنده مانده ام و امیدوارم تا روزی که اسلام به پیروزی کامل می رسد زنده بمانم.

    *سوال: وقتی که برای در هم کوبیدن مواضع دشمن به شما ماموریت داده می شود چه احساسی دارید؟

    *شیرودی: وقتی که پرواز می کنم حالتی دارم که یک نفر عاشق، به طرف معشوق خود می رود، هر آن فکر می کنم که به معشوق خودم نزدیک تر می شوم، به آن آرزوی قلبی که دارم نزدیک تر می شوم و وقتی در حال برگشتن هستم هر چند که پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، باز مقداری غمگین هستم. چون احساس می کنم هنوز آن طور که باید خالص نشده ام تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگیرم.

    *سوال: در رابطه با فعالیت کلی برادران هوانیروز اگر توضیحی دارید بفرمائید؟

    *شیرودی: فعالیت کلی برادران ما در جبهه غرب در اثر هماهنگی هائی است که با نیروهای دیگر خصوصا با سپاه داریم و من فکر می کنم بیشتر پیشرفت در جبهه غرب، مدیون همین هماهنگی سپاه و ارتش باشد و ما هم در عمل پشتیبانی آتش و پشتیبانی رساندن وسایل (آذوقه و مهمات) به برادران نظامی و سپاه را به عهده داریم.
    کلا وظیفه هوانیروز محدود بود. اما برادران مومن ما در هوانیروز پارافراتر گذاشته اند و تمام آن قوانین را به هم زده اند. که خود آمریکا هم در تعجب مانده، که این هلی کوپتر، چقدر قدرت دارد؟ خود سازنده اش از این قدرت نا آگاه است.

    *سوال: در رژیم گذشته چه محدودیت هائی داشتید که آن محدودیت ها اکنون برداشته شده است؟

    *شیرودی: ما در رژیم گذشته پروازی نداشتیم. پروازهائی هم که بعضی افراد انجام می دادند، همه طبق استاندارد پروازی آمریکا بود که هیچ وقت موفق نبود. و من باید بگویم وسیله مهم نیست. مهم کسی است که می خواهد از آن وسیله استفاده کند. هوانیروزی که این عملیات را از خود نشان داده فقط وسیله نبوده، این فرد مومن بوده که پشت هلی کوپتر نشسته و این همه رشادت از خود نشان داده و امیدواریم با هماهنگی بیشتری همگام با نیروهای دیگر از همین جبهه غرب دروازه بغداد را باز کنیم و صدام را به سقوط بکشانیم. البته نظر ما گرفتن چند متر خاک نیست، نظر مومنین و متعهدین ارتش و سپاه، سقوط رژیم صدام است نه پس گرفتن چند وجب خاک. پیروزی ما روزیست که صدام سقوط کند.

    *سوال: یکی از هزاران خاطره ای که تا کنون داشته اید برای ما تعریف کنید.

    *شیرودی: اوایل جنگ بود، عراق در یکی از جبهه ها با 3 لشکر کامل حمله کرد. ما با کمترین وسایل و با کمترین نفرات این 3 لشکر عراق را همراه با 80 درصد وسایلشان از بین بردیم و تعداد کمی از نفراتشان که باقی مانده بودند مجبور به فرار شدند و این بهترین خاطره من است که در 24 ساعت مقاومت مردانه، عراق را آنچنان از آن فکری که 3 روزه می خواست به تهران برسد پشیمان کردیم که دیگر راهی برایش باقی نمانده بود.

    *سوال: نظر شما در مرود شهدایی که تاکنون در هوانیروز داشته اید چیست؟

    *شیرودی: ما در مدت جنگ دو ساله کشور جمهوری اسلامی ایران با ابر قدرتهای دنیا چه در کردستان و چه در غرب و جنوب عزیزان متعهد و مومنی را از دست داده ایم.
    خاک منطقه غرب و جنوب به خون بهترین فرزندان اسلام آغشته شده. تا قبل از جنگ من برای خاک هیچ ارزشی قائل نبودم و همیشه می گفتم هیچ وقت برای خاک نخواهم جنگید. اما حالا یک مشت خاک این منطقه به خاطر حفظ اسلام برای من عزیز ترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال این ها آغشته شده، با پوست و گوشت و استخوان این شهیدان و شهدای دیگر آغشته شده است. من در اینجا مطلبی را می خواهم به عرض ملت برسانم که متوجه باشند این شهیدان ما، این شمع های سوخته ما که باعث روشنی قلب این انقلاب شده اند سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام می جنگیدند و در اختیار و تحت فرمان امام. آنها جز به فرمان امام و طبق وجدان اسلامی به منطقه نیامده اند، تحت فرمان هیچ کس و هیچ گروهی نبوده اند، جز امام. آنها سرباز اسلام و مطیع امام بودند و همیشه هم می گفتند که ما سرباز امام، سرباز نائب امام زمانیم و من از مردم خواهش می کنم که به این عزیزان ما مثل سهیلیان و کشوری ها مارک های دیگر غیر از سرباز اسلام نچسبانید. چون فقط سرباز اسلام بودند و طبق فرمان امام می جنگیدند.
    آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قائل بودند، می گفتند ما حاضریم طبق دستور امام فرزندانمان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم.

    *سوال: شما که یکی از عقابان تیز پرواز هوانیروز هستید وضعیت جنگ را به چه صورتی می بینید؟

    *شیرودی: ما هر چه که جنگ ادامه پیدا می کند، قدم های بیشتری به طرف پیروزی بر می داریم، هر چند که تنها در جای خودمان باشیم و فقط دفاع بکنیم. چون ادامه جنگ کم کم مثل خوره ای ریشه کثیف بعث را می کند. ما هر چه به جنگ ادامه بدهیم حزب بعث ضعیف تر و مردم عراق هوشیار تر می شوند. بالاخره روزی این مردم از صدام خواهند پرسید جوانان ما را کجا بردی؟ و برای چه؟ و آن روز نزدیک است و اگر ما، برای پیروزی اسلام و برای سقوط صدام می جنگیم، هیچ وقت صلح و سازشی نباید در کار باشد. چون اسلام با کفر سازش ندارد و نمونه اش سرورمان امام حسین است. اگر سازشی در کار بود، پس چرا امام حسین شهید شد؟ اگر ما خود را سرباز امام حسین می دانیم نباید تن به صلح و سازش بدهیم.

    *سوال: در پایان اگر پیامی برای مردم دارید بفرمائید.

    *شیرودی: از شما مردم می خواهم مواظب حرف ها باشید، مواظب شایعات باشید، سپاه را بشناسید، ارتش را بشناسید و ببینید سپاهی که از قلب این ملت برخاسته و ارتشی که این همه حر تحویل جامعه قهرمان قهرمان پرور ایران داده تا به حال چه حماسه هایی آفریده اند.
    ببینید ما در چه وضعی هستیم و شما اینقدر شایعات را قبول نکنید، به ستون پنجم کمک نکنید. من فکر نمی کنم در تاریخ جنگ های دنیا در هیچ جبهه ای به خاطر کمک بی شائبه مردم این وفور نعمت باشد.
    ایده من و تمامی آنهایی که در دنیا جنگ را دیده اند و در این مورد نوشته اند این است که: ارتشی اگر پشتیبانش ملت باشد حتما پیروز است. مخصوصا وقتی که این ارتش مکتبی باشد و ما امیدواریم تمامی پرسنل ارتش ما روزی مکتبی بشوند و آن روزی است که آمریکا باید بر خودش بلرزد چون یک ارتش مکتبی می تواند دنیا را به زانو در بیاورد.
    به امید آن روز
    انتهای خبر / کد خبر

    ۴۱۰۲۹


صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. طولانی ترین و کوتاه ترین پروازهای بدون توقف جهان
    توسط vahidpm در انجمن ناوگان مسافربری ارلاینهای جهان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-06-2011, 18:37
  2. شهید خلبان حسن ستاری
    توسط javadfakoori در انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان هوانیروز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17-11-2010, 23:49
  3. جنوبی ترین فرودگاه جهان
    توسط komeil در انجمن فرودگاه های خارجی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 24-04-2010, 00:25

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •