@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

جستار: تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

  1. #1
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    Sep 2005
    محل سکونت
    آذرآبادگان سرزمين بابك
    نوشته ها
    9,015
    سپاسگزاری
    38,047
    سپاسگزاری شده : 94,076 بار در 5,754 پست
    قدرت امتیازدهی
    656
    Array

    پیش فرض تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

    بنام خدا



    ارتش ایران سقوط یک فروند جنگننده نیروی هوایی ارتش را تایید کرد
    یک جنگنده F14 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دیروز صبح ساعت 9:52 صبح دچار سانحه شد و سقوط کرد .
    به گزارش خبرنگار سیاسی مهر، روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن تایید این خبر اعلام کرد : این هواپیمای F14 در پایگاه 8 شکاری دچار سانحه شده و سقوط کرد و دو خلبان این هواپیمای جنگی نیز در این سانحه شهید شدند .
    اين سانحه مربوط به 31 خرداد 1383 شمسي مي باشد.
    تا اينجايي كه يادم مياد تو اين سانحه امير عطايي كه يكي از خلبانان ماهر اف14 بودن كشته شدن ...



    بن پایه:
    مجله صنايع هوايی
    http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=88831




    بلند آسمان جايگاه من است


    چو ايران نباشد تن من مباد



    گفته ها و شنیده ها >>> اخبار شرکت های هواپیمایی

    لیست کامل ناوگان غیرنظامی ایران

    سایت انگلیسی انجمن هوافضا
    www.Aerospacetalk.ir/en

  2. سپاسگزاری ها (5):


  3. #2
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Aug 2005
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    398
    سپاسگزاری
    3
    سپاسگزاری شده : 121 بار در 69 پست
    قدرت امتیازدهی
    13
    Array

    پیش فرض

    اف-14 امتحان خود را در جنگ تحميلي پس داد و طوري قبول شد كه حتي خود شركت گرومن هم از محصولش نداشت! البته يك عامل مهم هم اين بود كه خلبانان ايراني بهترين هستند و با توكل به خداوند توانستند حماسه هاي باور نكردني خلق كردند! به نظر من حالا كه اف-14هاي ما رو روسها دارند بهينه سازي ميكنند اگر بتوانيم روش رادار N-014 نصب كنيم براحتي ميتواند تا سال 2030 خدمت كند! واي كه اون زمون پدربزرگ شده! بجاي موشك AIM-54 هم ميتوان از موشك R-33 استفاده كرد. تامكت پرنده اي بي همتا در آسمان ايران ...

  4. سپاسگزاری ها (3):


  5. #3
    هوانورد دوست داشتنی!
    تاریخ عضویت
    Aug 2005
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    796
    سپاسگزاری
    452
    سپاسگزاری شده : 875 بار در 249 پست
    قدرت امتیازدهی
    17
    Array

    پیش فرض

    آرمان جان عالي بود =D>

    من در مورد تامكت يه مطلب نوشتم

    The TOMCAT is a bird

    It was flying with angels

    and once it fell down to the earth

    It became the king of the skies

  6. سپاسگزاری ها (2):


  7. #4
    هوانورد افتخاری
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    262
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 511 بار در 128 پست
    قدرت امتیازدهی
    13
    Array

    پیش فرض اولين IIAF) tomcat )

    اولين چهار فروند تام كت هاي ايران در يك روز جمعهبروي باند 29 فرودگاه مهر آباد بزمين نشستند ،چه روز زيبائي بود ، هواي صاف و آفتابي درخشان ، در اين روز من كه آماده آخر هفته بودم با دوستان روي خاكريز بين خط پرواز پايگاه يكم شكاري و باند فرودگاه ايستاده بوديم ، چهار فروند ابتدا با بالهاي بسته از روي پايگاه گذشتند و بعد براي نشستن از هم جدا شدند و بالها رو باز كردند ، نميتونم احساس افتخار و شعفي كه از ديدن اين هواپيماهاي باشكوه بما دست داده بود رو براتون تشريح كنم ( تام كت با بالهاي بسته واقعا با شكوهه ) هواپيما ها وارد خط پرواز شدند و در كنار آشيانه آلرت روبروي خاكريز متوقف شدند ، خلبانها در حالي كه كيسه هاي اورينشون دستشون بود پياده شدند كه اين موضوع خودش عنواني براي شوخي و خنده بچه ها شده بود ، چند تا از افسرهاي ارشد خلبان با خلبانهاي آمريكائي دست دادند و خوش آمد گفتند ، ما بي صبرانه منتظر بوديم كه مزاحم ها بروند ، خلبانهاي آمريكائي و استقبال كننده ها سوار ماشين هاي مارشال شدند و بطرف ساختمان عمليات پايگاه حركت كردند و ما هم كه بقول قديمها ( جوان بوديم و كنجكاو ! نه جوياي نام ) بطرف تام كت ها رفتيم و ميتونم بگم با عشق نازشون ميكرديم ! پرسنل نقاشي مثل برق پرچم ايران و حروف پر افتخار IIAF رو بروي بدنه هواپيما ها نقش زدند ، روي هواپيماها تنها شماره سريال بود و ستاره آمريكا البته بسيار كم رنگ، همين ، نيم ساعت هم طول نكشيد كه كار نقاشها به پايان رسيد ، بامداد روز شنبه اين چهار فروند توسط اولين خلبانهاي خودمون بسوي پايگاه خاتمي پرواز كردند ، بدوستان گفتم ببينيد در دل خلبانهائي كه اين هواپيماها رو بطرف اصفهان هدايت ميكنند چه ميگذره .
    تنها تام كت شماره 160377 3-8049 براي انجام يك سري آزمايشات در آمريكا باقي ماند .
    دوستان عزيز تصويرى از آخرين tomcat ايرانى با شماره سريال 160378 براتون گذاشتم كه هيچ وقت به ايران تحويل نشد مدتى در پایگاه هوايى tucson نگهدارى شده و بعد از صدور حكم به نيروى دريايى آمريكا ملحق شد.
    tomcat ها همراه هواييماى مادر C-135 امریکایی به ایران اورده شدند.


  8. #5
    Group Captain
    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    1,927
    سپاسگزاری
    1,185
    سپاسگزاری شده : 2,591 بار در 548 پست
    قدرت امتیازدهی
    0
    Array

    پیش فرض

    کد 160377 متعلق به تامکت به شمارهء 6079-3 میباشد که هم اکنون در اسکادران 82 شکاری مستقر میباشد.
    6049-3 هم متعلق به اسکادران 82 شکاری بوده و در تهران زیر تیغ اورهال است.

    اما 6080-3 با Cell Nomber اختصاصی H-80 و شماره ساخت 160378 هرگز تحویل ایران نگردید و هم اکنون در آن قبرستان بزرگ در نوادا پوشیده از نایلون های سفید هست.
    البته گفته میشود به زودی اوراق خواهد شد.


  9. #6
    Aviation Structural Mechanic
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    محل سکونت
    NSH/ OINN
    نوشته ها
    235
    سپاسگزاری
    524
    سپاسگزاری شده : 4,179 بار در 245 پست
    قدرت امتیازدهی
    45
    Array

    پیش فرض

    بسم الله النور
    سلام علیکم

    امروز داشتم یه بررسی درمورد آخرین وضعیت تامکت به شماره سریال(همون آخرین تامکتی که تحویل ایران نشد)160378می کردم که ببینم آیا شامل برنامهDisposalشده یانه؟؟؟



    Tomcat disposal
    که باتوجه به اطلاعات این پرنده هنوز درپایگاهTucson, Arizonaنگهداری میشه ولی متاسفانه هیچ عکسی از اون دردسترس نیست...(البته عکسی از استتار قدیمی وهمچنین دراستتار نیروی دریایی آمریکا رو درتاپیک تامکت های نیروی هوایی قرار دادم)

    طبق اطلاعاتی این پرنده درتاریخ20May1981به مرکز نگهداری AMARCرفته و تا23Sep، 1986درلباس نیروی هوایی شاهنشاهی درپایگاهTucsonنگهداری میشد،درسال1987 جهت برنامه های آموزشی به مرکز آزمایشات موشکی Pacificمنتقل شد ،آخرینباری که این جت جنگنده درلباس نیروی هوایی دیده شد درسال1994 بود....
    بعد از این،تامکت مذکور جهت انجام عملیات های رزمی به یگان Naval warfareمنتقل گردیده ودرآنجا مورد استفاده قرار گرفت...
    تنها عکسی که از این پرنده دراستتار نیروی دریایی ایالات متحده موجود است عکس زیر می باشد...


    پس از دوجابجایی آخرین تامکت سفارش نیروی هوایی ایران به اسکادران تست سلاح نیروی دریایی منتقل می شود وآخرین پرواز ها را دراین اسکادران انجام می دهد...
    این پرنده 21Aug2000برای بار دوم به AMARCمنتقل گردیده وبرای همیشه درآنجا آرام می گیرد...


    باگشتی درتاربرگ AMARC, or the Aerospace Maintenance And Regeneration Centerبا عکس های زیبایی مواجه شدم که نشانگر علاقه بسیار زیاد خلبانان نیروی دریایی آمریکا به(تامکت ها) بود...
    خالی از لطف ندیدم تااینعکس ها رو هم اینجا قرار بدم...







    انشاءالله که تامکت هاوهمینطور فانتوم های بی نظیر ما حالا حالها چرخشون برانیرو هوایی بچرخه...
    .................................
    درضمن درکتاب تام کوپر هم دررابطه با این پرنده اینگونه آمده




    The last Iranian Tomcat! Never delivered to Iran, it spent many years at AMARC before going to Naval Weapons Test Squadron Point Mugu
    October 8, 1999

    .




















    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان
    نام و نان برایم نیاورد
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را
    در خطر ایمانم افکنم
    تا از انهایی باشم که پول دنیا را میگیرند
    و برای دین کار می کنند
    نه از انهایی که پول دین را می گیرند
    و برای دنیا کار می کنند.

    ................................
    چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نه
    به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند


  10. #7
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    601
    سپاسگزاری
    3,922
    سپاسگزاری شده : 10,970 بار در 619 پست
    قدرت امتیازدهی
    94
    Array

    پیش فرض تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

    اين مقاله توسط جناب اقاى مهدى بابامحمودى ترجمه و منتشر شده است



    چرا تامكت؟!
    از ديد بسياري از كارشناسان غربي، عدم توانايي نيروي هوايي ايران براي جلوگيري از تجاوز هواپيماهاي شناسايي ميگ MiG-25R، عمدهترين علت خريد F-14 از سوي دولت و نيروي هوايي ارتش ايران بود. اما واقعيت تا حدودي با اين باور تفاوت داشت؛ در اواخر دهه 1950، نيروي هوايي ايالات متحده با همكاري نيروي هوايي ايران پروازهاي شناسايي محرمانهاي را بر فراز خاك شوروي آغاز كردند. در ابتدا، هواپيماهاي سبك و حتي هواپيماهاي ترابري براي اين كار مورد استفاده قرار گرفتند كه تعدادي از آنها توسط جنگندههاي اتحاد جماهير شوروي ساقط شدند. پس از تحويل F-4 و سپس RF-4E به نيروي هوايي ايران، ماموريتهاي اكتشافي شدت بيشتري به خود گرفت.
    شوروي آشكارا نارضايتي و نگراني خود را در وارد شدن حجم عظيم تسليحات به ايران ابراز ميكرد و به همين علت پروازهاي شناسايي خود را در آسمان ايران آغاز نمود.
    جنگنده ـ رهگيرهاي نيروي هوايي ايران و به ويژه F-4D تلاش زيادي براي دستيابي به فاكسبتهاي اكتشافي نمودند اما با توجه به مقدورات پرواز ميگ MiG-25 و مسيرهاي پرواز حساب شده آنها، فانتوم هرگز به اين مهم دست پيدا نكرد.
    «محمدرضاشاه پهلوي» كه تمايلي به درگيري مستقيم با شوروي نداشت و از طرفي پروازهاي جاسوسي طرفين شدت بيشتري يافته بود، پيشنهاد داد كه اگر روسها به همين رويه ادامه دهند، پروازهاي مشترك نيروي هوايي ايران و ايالات متحده خاتمه يابد. اين پيشنهاد چندين بار مطرح و توسط امريكاييها رد شد. پس از آن، نيروي هوايي ايران ماموريت يافت كه در ازاي هر پرواز فاكسبت به ايران، دو پرواز بر فراز خاك شوروي انجام دهد. اما اين مبارزه راه به جايي نبرد و تصميم بر آن شد كه مشكل به صورت اساسي حل شود. بايستي از پرواز متجاوز به خاك كشور جلوگيري ميشد ولي F-4هاي مجهز به موشكهاي اسپارو ناتواني خود را در اين امر به فرماندهان نيروي هوايي اعلام كردند؛ اسلحه پرقدرتتري مورد نياز بود!
    نيروي هوايي ايران از چند سال پيش برنامه عظيم تجهيز و تسليح خود به آخرين گونه تسليحات امريكايي را آغاز كرده بود. با توجه به پيش آمدن رويدادهاي مزبور، خريد يك جنگنده ـ رهگير پيشرفته كه توانايي مقابله با تهديدهاي قابل پيشبيني تا حداقل 20 سال آينده را داشته باشد، مدنظر قرار گرفت. اين هواپيما ميبايست با استفاده از رادار و تسليحات قدرتمند و مداومت پرواز جنگي بالا توانايي پوشش به فضاي وسيع كشور را ميداشت.

    رقابت براي گزينش
    در اوايل سال 1347، نيروي هوايي ارتش ايران تمايل خود براي خريد جنگنده F-111 را به شركت جنرال دايناميكس اعلام كرد اما با رد اين درخواست از طرف پنتاگون، وزارت دفاع امريكا خريد 32 فروند مكدانل F-4D را به ايران پيشنهاد كرد. در ادامه، پنتاگون با توجه به تجربيات به دست آمده از جنگ ويتنام، F-111B را براي استفاده به عنوان محافظ ناو هواپيمابر غيرمناسب اعلام نموده و نياز به يك رهگير دريايي جديد را اعلام كرد.
    در جواب، شركت هواپيماسازي «گرومن» طرح هواپيماي F-14 تامكت را ارايه كرد. اين طرح گوياي جنگندهاي بزرگ، سريع و پرقدرت بود كه بال متغير آن براي افزايش مداومت پروازي، انعطافپذيري و مانورپذيري در نبردهاي هوايي برعليه جنگندههاي ريزنقش و چابك ميگ، از 14 تا 68 درجه به صورت خودكار حركت ميكرد. دماغه هواپيما طوري طراحي شده بود كه توانايي حمل رادار غولپيكر پالس ـ داپلر هيوز AN/AWG-9 را داشته باشد. اين جنگنده در بيشترين آرايش، توانايي حمل 6 موشك هوا به هواي دوربرد هيوز AIM-54 فينيكس را داشت. موشك مزبور توسط نيروي دريايي ايالات متحده براي مقابله با بمبافكنهاي اتحاد شوروي (به عنوان بزرگترين تهديد براي ناوگان بزرگ ناوهاي هواپيمابر) سفارش داده شده بود. كار رادار AWG-9 و موشك فينيكس در واقع از چند سال پيش از روي ميز طراحان آغاز شده بود و زمان استفاده از آنها فرا رسيده بود. رادار مزبور نه تنها توانايي شناسايي هدف از فاصله فوق دوربرد را داشت بلكه به صورت همزمان 24 هدف متحرك را مسيريابي كرده و همزمان 6 موشك AIM-54 را به سمت آنها روانه ميكرد. اين رادار به جنگنده F-14 توانايي رهگيري موشكهاي كروز در ارتفاع پايين و اهداف بلندپرواز و پرسرعتي همچون MiG-25 را نيز ميداد.
    به كارگيري تمامي اين قابليتها در يك هواپيما، براي نخستين بار در دنيا منجر به تولد يك «ابرجنگنده» شد. رهگيري كه توانايي مقابله با تقريبا همه تهديدهاي آن زمان را داشت. تامكت همچنين پيچيدهترين و گرانترين جنگنده ساخته شده تا آن تاريخ بود. در حين فرايند طراحي و ساخت تامكت، رفته رفته مشكلات سر برآوردند؛ افزايش هزينه ساخت (با توجه به افزايش تورم) از جمله مشكلاتي بود كه سبب مباحثه و جرو بحثهاي فراواني شد مبني بر اينكه جنگندهاي به اين پيچيدگي و گراني آيا اصلا مورد نياز است؟!! به دنبال اين مناظرهها، گرومن و نيروي دريايي امريكا به عنوان 2 ذينفع در اين پروژه، براي ادامه حيات آن به پيدا كردن شريك ديگري براي تقسيم هزينهها روي آوردند.
    در آبان 1350 شركت گرومن نخستين تماس خود را با نيروي هوايي ايران برقرار نمود كه به دنبال آن، در اسفندماه همان سال فرمانده وقت نيروي هوايي، ارتشبد «حسن طوفانيان» براي اطلاع از چند و چون پروژه در جريان محرمانهترين اطلاعات قرار گرفت. وي به عنوان مشاور نظامي شاه، معاونت وزارت جنگ و رياست سازمان صنايع نظامي را نيز برعهده داشت. با اعلام نتايج سفر به شاه، وي نيز تمايل خود به خريد جنگنده F-14 را اعلام داشت.
    با اعلام اينكه «F-14 همان جنگنده مورد نياز نيروي هوايي است» از طرف فرمانده نيرو، نامهاي به پنتاگون براي گذراندن مراحل اداري خريد و فرستاده شد، اگرچه نيروي هوايي به شركت مكدانل داگلاس نيز شانس ارايه محصول خود يعني F-15A ايگل را داد.
    يكي از نخستين خلبانان F-14 در ايران درباره ميزان علاقهمندي نيروي هوايي به F-14 توضيح ميدهد: «چندين عامل براي گزينش F-14 به عنوان جنگنده مورد نظر تاثير داشتند؛ با وجود اينكه مرز شمالي ما با شوروي و مرز غرب و جنوب غرب ما با عراق به وسيله كوهستانهاي مرتفع محافظت ميشد و به علاوه فرماندهي دفاع هوايي تعداد زيادي پدافند هوايي بر روي قلههاي متعدد براي پوشش بيشتر نصب كرده بود، اما كشوري به وسعت ايران هرگز نميتوانست تنها به پدافند هوايي متكي باشد. تعداد قابل ملاحظهاي «نقطه كور» در فضاي راداري كشور وجود داشت و البته گنبد سفيد ايستگاههاي راداري ما هدف خوبي حتي از فاصله 90 كيلومتري بودند. اطلاعات به دست آمده حاكي از آن بود كه شوروي در آغاز تهاجم خود به ايران در ابتدا با تمام قدرت درصدد انهدام اين مراكز بر خواهد آمد. در جنوب و در امتداد ساحل خليج فارس، ايستگاههاي راداري ما به رادارهاي امريكايي مجهز شده بودند كه حتي پس از ارتقا، در شرايط مرطوب و گرم آن مناطق (كه 10 ماه از سال را به خود اختصاص ميدهد) كارايي چنداني نداشتند. تمامي رادارهايي كه در قالب كمكهاي نظامي از طريق ايالات متحده به ايران داده شده بود از فناوري روز فاصله زيادي داشتند. آنها آنچه ميخواستند به ما دادند نه آنچه كه ما نياز داشتيم!»
    در سالهاي 53 و 1352 يك گروه از كارشناسان رادار نيروي هوايي به مطالعه در زمينه مشكلات رادارهاي موجود و نحوه تقويت آنها پرداختند كه نتيجهاي دربر نداشت و در ادامه آنها به اين نتيجه رسيدند كه براي از بين بردن مشكل نقاط كور بايد از «رادار پرنده» استفاده شود، در عين حال اين هواپيما ميبايست توانايي دفاع از خود را داشته باشد. بدون شك اين رادار پرنده در جنگ تحميلي 8 ساله ايران و عراق نشان داد كه همان هواپيماي مورد نياز است.
    يكي ديگر از خلبانان توضيح ميدهد:
    «پيش از اينكه اين تحقيقات در نيروي هوايي انجام شود و در حالي كه ما از جنگندههاي F-5A/B و F-4D استفاده ميكرديم، به دنبال جنگندهاي با آخرين فناوري روز بوديم. نتيجه اين بررسيها تعيين الزامات هواپيماي هشدار زودهنگام مورد نياز بود. جلساتي كه با طرف امريكايي داشتيم و توضيحاتي كه آنها دادند كاملا نقاط قوت و ضعف F-14 و F-15 را براي ما مشخص كرد. طبق برنامه، قرار بود 8 فروند رادار پرنده خريداري شود (4 فروند در ابتدا و 4 فروند در ادامه). براين اساس، 4 قرارداد امضا شد. قرارداد اول براي خريد 30 فروند تامكت، قرارداد دوم براي خريد هواپيماي هشدار زودهنگام هوابرد (AWACS) بويينگ E-3 سنتري، قرارداد سوم براي خريد دو ماهواره ارتباطي كه ارتباط ايمن اين هواپيماها را با هم برقرار ميكرد و چهارمين قرارداد براي خريد 50 فروند F-14 ديگر.»
    كارشناسان نيروي دريايي ايالات متحده و متخصصان شركت گرومن غافل از اينكه ايران F-14 را به F-15 ترجيح داده و قصد خريد آن را دارد، طي مبارزهاي سخت و همهجانبه با شركت مكدانل داگلاس، گروهي مركب از فرمانده عمليات نيروي دريايي سروان «ميشل»، رييس برنامهريزي نيروي هوايي امريكا را دو بار به تهران فرستادند. اين رقابت با دعوت از شاه و گروهي از فرماندهان رده بالاي نيروي هوايي به پايگاه هوايي «اندروز» ايالت «مريلند» در مرداد 1352 براي پرواز با اين جنگنده جديد به اوج رسيد.
    اگرچه بسياري از صاحبنظران و افسران نيروي دريايي ايالات متحده بر اين باورند كه نمايش فوقالعاده F-14 توسط خلبانان آزمايشگر گرومن در گرفتن تصميم نهايي شاه بسيار موثر بود، خلبانان نيروي هوايي به شدت آن را تكذيب ميكنند. يكي از خلباناني كه از كهنهكاران فانتوم بوده و پروازهاي مشترك زيادي با خلبانان نيروي هوايي ايالات متحده، نيروي هوايي آلمان، نيروي دريايي ايالات متحده، نيروي هوايي انگلستان و نيروي هوايي پاكستان را در كارنامه خود دارد درباره چگونگي انتخاب F-14 توضيح ميدهد: «نيروي هوايي و شاه شخصا برنامه F-15A و F-14A را از آغاز برنامه مورد مطالعه قرار دادند. در سال 1351 و در اوايل همين بررسيها مشخص شد كه تركيب F-15A و موشك AIM-7E، تركيب مرگباري براي دشمنان است اما نه به مهلكي F-14Aهاي مسلح به موشك AIM-54 فينيكس. بر ما كاملا مبرهن شده بود كه تركيب رادار پالس ـ داپلر AWG-9 با موشك AIM-54 هيچ همتايي در دنيا ندارد، همانطور كه اكنون هم چنين است! رادار AWG-9 به خلبان F-14 قابليت دستيابي به چنان بردي را ميدهد كه خلبان F-15 در خواب هم آن را نميبيند. F-14 از موشكهاي اسپارو و سايدوايندر كه سلاح مشترك اين 2 جنگنده است در بردي بالاتر استفاده ميكند. با تمام اين تفاصيل، اين رادار و تسليحات همراهش در كاربري بسيار ساده هستند. خلبان F-15A براي استفاده بهينه از سامانه تسليحاتي جنگندهاش نياز به كار سخت و تمرين مداوم دارد. نيروي هوايي ايالات متحده با افزودن سامانههاي پيشرفتهتر نظير نمايشگر سربالا (كه در نيمه اول دهه 70 هنوز فناوري آن به وجود نيامده بود) به مرور اين مشكلات را حل كرد.
    البته نبايد ايگل را ناديده گرفت؛ در واقع ما تحت تاثير طراحي هر دو جنگنده قرار گرفتيم. هر دو جنگنده داراي كابين جادار با طراحي ويژه، الكترونيك پروازي فوقالعاده عالي، موتورهاي قدرتمند و مانورپذيري بسيار بالا بودند. هر دو هنگام نبرد هوايي مسيريابي دقيقي از هدف ارايه كرده و در واقع هيچ محدوديت زاويه حمله نداشتند (البته بجز در هنگام آموزش).
    F-15A با استفاده از سامانه بهبود كنترل پرواز كه جهش فناوري قابل توجهي در آن زمان محسوب ميشد، پرواز بسيار راحت و خوشايندي را ارايه ميكرد. با اين حال، طبق بررسي اوليه ما، مانورپذيري و انعطاف F-14A را نداشت. در عين چابكي فوقالعاده، تمايل تامكت به حفظ مسير پروازي مستقيم بسيار بالا بود كه نشان از شاهكار بودن طراحي ايروديناميك آن داشت. خلبانان فانتوم ما كه با آن پرواز نموده و مانورپذيري عجيب اين پرنده را لمس كردند تا به حال روياي آن را نيز در سر نميپروراندند. بال متغير و سطح مقطع بال پيشرفته به تامكت قابليتهايي ستودني داده بود. در ارتفاع پايين و در سرعتهاي فراصوت يا فروصوت، با وجود خلبانان با مهارت يكسان، F-14A برتري قابل ملاحظهاي نسبت به F-15A دارد.
    شدت گردش F-14A در نبردهاي نزديك هوايي، قابليتي منحصر به فرد در آن زمان بود. حتي امروز نيز F/A-18 يا F-22 به سختي ميتوانند در اين زمينه بر F-14 غلبه كنند. پس از تنها 100 ساعت آموزش، من ياد گرفتم كه چگونه دماغه جنگنده F-14A خود را در چند ثانيه به زاويه حمله 75 درجه رسانده، گردش كنم و هدف خود را با توپ يا موشك سايدوايندر مورد اصابت قرار دهم.
    اما اين ماشين جنگي نقاط ضعفي هم داشت؛ شايد بتوان گفت تنها مشكل اين جنگنده موتورهاي پرات اندويتني TF-30 آن است كه موتورهايي بسيار نامطمئن هستند. ما مجبور بوديم كه چگونگي پرواز با موتور جنگنده را ياد بگيريم نه خود تامكت را. اين موتور مشكلات زيادي حين پرواز براي خلبان ايجاد ميكند، با اين حال نبايد قدرت آن كه در شرايط خاصي هر موتور 20000 پاوند رانش را براي ما تامين ميكرد، ناديده گرفت. اين قدرت براي F-14A كافي بود تا در سرعتي زير 136 كيلومتر بر ساعت و زاويه حمله 40 درجهاي، قدرتمندانه به حركت خود ادامه دهد. F-14A اين پايداري فوقالعاده را مديون سكانهاي افقي و عمودي بزرگ خود است. بالچههاي سكان عمودي 2 تايي آن علاوه بر تامين گردش سمتي، كنترل غلت در زواياي حمله متوسط و بالا را نيز به عهده دارد.»
    مطالعات نيروي هوايي امتيازات طرح گرومن نسبت به طرح مكدانل داگلاس را مشخص كرد و شاه نيز برپايه همين مطالعات و با توضيحاتي كه افسران نيروي دريايي ايالات متحده به وي ارايه كردند از وجود چنين قابليتهايي مطمئن شد. در آن برهه، مباحثي در گرفت كه كدام هواپيما را بايد خريد؟! يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «ما نميتوانستيم درباره آنچه امريكاييها نام «نمايش فروش F-14» روي آن گذاشته بودند بيتفاوت باشيم. اين كاملا سادهلوحانه بود كه ما تحت تاثير اينگونه نمايشها قرار بگيريم. زيرا اگر در اين ميان عجله نموده، شتابزده عمل ميكرديم دچار اشتباه فاحشي ميشديم. انتخاب جنگنده جديد F-15 يا F-14 مستلزم صرف ميلياردها دلار هزينه جهت خريد و آموزش هزاران نفر از كاركنان و ساخت تاسيسات پشتيباني آن، حداقل براي 30 سال آينده بود. ما عاقلتر از آن بوديم كه تحت تاثير پرواز نمايشي خلبانان آزمايشگر امريكايي قرار بگيريم. در آن برهه، ما نه تنها دنبال جنگندهاي برتر از لحاظ مانورپذيري و تسليحات ميگشتيم بلكه انعطافپذيري آن در رهگيري و دفاع منطقهاي نكتهاي حايز اهميت محسوب ميشد. ما سلاحي كامل ميخواستيم، حسگرهاي برتر، تسليحات دوربرد موثر و سامانههاي خودكار كه در عين حال به پشتيباني كمي نياز داشته باشد. اين مشخصهها بدون نقص در F-14 بود. تصميمي كه تاثير سرنوشتساز خود را در جنگ ايران ـ عراق بهطور كامل نشان داد.»

    تحويل و آموزش كاركنان
    برنامه 300 ميليون دلاري «شاه پارسي» كه قرارداد آن در روز 17 دي 1353 امضا شد شامل تحويل 30 فروند F-14A-GR، مقدار متناابهي قطعات يدكي، موتورهاي جايگزين مجموعه كاملي از مهمات مشتمل بر 424 تير موشك AIM-54A بود. چند ماه بعد در تير 1354، نيروي هوايي 50 فروند F-14A و 290 تير موشك فينيكس ديگر سفارش داد. ارزش قرارداد شاه پارسي در نهايت به 2 ميليارد دلار رسيد و در آن زمان لقب بزرگترين معامله تسليحاتي تاريخ ايالات متحده با يك كشور خارجي را به خود اختصاص داد.
    با امضاي اين قرارداد، شركت در شرف تعطيلي گرومن جان تازهاي گرفت و پروژه تامكت كه رو به نابودي بود دوباره احيا شد. ايران نه تنها برنامه F-14 را دوباره زنده كرد و در بهترين زمان ممكن يعني هنگامي كه تامكت به علت افزايش هزينهها به شدت از برنامه زمانبندي شده عقب افتاده و فشار مقامات و رسانهها در حد اعلاي خود بود، به داد گرومن رسيد، بلكه پيروزي F-14 بر F-15 در رقابت فروش به ايران سبب كاهش اعتراضات و ايمان آوردن مطبوعات داخلي امريكا به اين جنگنده شد.
    در مرداد 1353 در حالي كه گرومن مشغول ساخت نخستين دسته بزرگ از جنگنده تامكت براي نيروي دريايي امريكا و نيروي هوايي ايران بود، كنگره امريكا تامين مالي برنامه F-14 را متوقف كرد. گرومن بلافاصله در آستانه ورشكستگي و تعطيلي قرار گرفت. به دستور محمدرضاشاه پهلوي، بانك ملي ايران پول مورد نياز گرومن را براي انجام تعهداتش به ايران به اين شركت قرض داد. با اين واكنش دولت ايران، ديگر سرمايهگذاران نيز به سرمايهگذاري در گرومن ترغيب شدند. در واقع اگر تزريق پول ايران در گرومن صورت نميگرفت، F-14 (مثل بسياري از برنامههاي قبلي و بعدي) براي هميشه به خاطرهاي كوتاه و نامفهوم در تاريخ بدل ميشد و نيروي دريايي ايالات متحده از داشتن بهترين محافظ ناوهاي هواپيمابر در طول ماموريتهاي خود محروم ميگرديد، به همين سادگي!
    پس از اتمام ساخت، تامكتهاي ايران با پوشش رنگ متفاوتي نسبت به نمونههاي امريكايي خود رنگآميزي شدند اما از لحاظ سامانههاي داخلي تفاوت چنداني با هم نداشتند. از همان زمان شايع شده بود سامانه پادكار و ضدپادكار الكترونيكي (ECM و ECCM) تامكتهاي ايراني نمونه ضعيفتر F-14هاي امريكايي است. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «روزنامهها و كتابها در آن زمان در غرب ادعا ميكردند كه رادار AWG-9 ساخته شده براي ايران تحت استاندارد ضعيفي توليد شده و تامكتهاي ايراني فاقد سامانههاي ECM نصب شده بر روي تامكتهاي نيروي دريايي هستند، اما اين گزارشها بيارزش و فاقد سنديت علمي بودند. رادار و موشك مزبور در خدمت نيروي هوايي ايران دقيقا داراي مشخصات و قابليتهاي نمونههاي در اختيار نيروي دريايي امريكا بود. آنها چه در آن زمان و چه حالا داراي استاندارد توليد بسيار بالايي بوده و هستند. تنها تفاوت جزيي در ميان اين تامكتها اين است كه سرعت تغيير بسامد رادار AWG-9 و موشك AIM-54 براي مقابله با اخلال الكترونيك در نمونههاي تحويلي به ايران كمي پايينتر است. اين در واقع حركتي سياسي در جواب به مخالفان فروش F-14 به ايران در ايالات متحده بود كه ميگفتند: «چرا سامانه تسليحاتي به اين حساسي بايد به ايران فروخته شود». اين تغيير سبب ميشد كه نيروي دريايي بهطور رسمي به كنگره اعلام كند كه سامانههاي فروخته شده به ايران از نمونههاي امريكاييشان ضعيفتر است. در عمل، پردازشگرهاي نصب شده بر روي تامكتهاي ما كمتر از يك صدم ثانيه كندتر از معادل امريكايي خود بودند.
    اين مسالهاي بود كه هيچوقت به صورت آزاد مورد بحث قرار نگرفت و من تعجب ميكنم كه برخي فكر ميكنند ما ميلياردها دلار پول بابت چيزي دادهايم كه نمونه كاملا ضعيف شده گونه اصلي است و تا قابليتهاي طراحي شده با ان فاصله زيادي دارد!»
    بايد اذعان كرد سامانههاي فوق محرمانهاي نيز بر روي F-14هاي نيروي هوايي نصب شده است. سامانه APX-81-MIE (همان سامانه APX-82-A كه بر روي تامكتهاي نيروي دريايي نصب گرديده) و سامانه تشخيص دوست از دشمن از اين دست محسوب ميشوند. اين سامانه «درخت جنگي» نه تنها قابليت كشف هواپيماي دشمن با بررسي تشخيص دوست از دشمن آن هواپيما و بدون استفاده از رادار را به F-14 ميدهد بلكه اطلاعاتي نظير سرعت واقعي و فاصله هدف را نيز در اختيار خلبان قرار ميدهد. تنها تفاوت APX-81MIE با APX-82-A در اين است كه سامانه در اختيار ايران تنها توانايي كشف سامانه تشخيص دوست از دشمن نصب شده بر روي هواپيماهاي روسي را دارد.
    برخلاف F-14هاي نيروي دريايي، جتهاي ايران فاقد سامانه جستجوگر / مسيرياب فروسرخ AN/ALR-23 نصب شده در زير دماغه هواپيما هستند. حتي نخستين تامكت ساخته شده براي ايران كه چندين بار به نمايش درآمد با اين غلاف زير دماغه به عموم نمايش داده شد. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «پنتاگون تلاش زيادي براي نصب ALR-23 روي تامكتهاي ايران كرد ولي كارشناسان نيروي هوايي ميدانستند كه اين سامانه برد محدودي دارد و دادههايي كه تهيه ميكند داراي اشتباهات فراواني است.»
    در مقابل، نيروي هوايي با توجه به نتايج فوقالعاده به دست آمده از سامانه حسگر الكترواپتيكي ASX-1 نصب شده بر روي آخرين نمونههاي F-4E، منتظر سامانه بسيار توانمندتر AN/AXX-1 ساخت نورثروپ ماند تا وارد خدمت شود. اما اين انتظار طولاني شد، F-14هاي ايران ساخته شدند و در نهايت در اوايل دهه 80 سامانه مزبور وقتي عملياتي شد كه در ايران انقلاب اسلامي به پيروزي رسيده بود.
    F-14هاي ايران افزون بر سامانه آلات دقيق فرود AN/ARA-62 (كه براي نشستن بر روي ناو هواپيمابر مورد استفاده قرار ميگيرد) رمزگذار / رمزگشاي K/T-1A، K/R-1A و KY-28 را نيز بر روي خود نميبيند. در نهايت، موشكهاي AIM-54A تحويلي به ايران داراي سامانه ECCM ضعيفتر شدهاي نسبت به همتايان امريكايي خود هستند كه توانايي مقابله با هواپيماهاي امريكايي و سامانههاي ECM آن را نداشته باشند. از طرفي، تامكتهاي ايران به موتورهاي TF30-PW-414 مجهزند كه نسبت به موتورهاي TF30-PW-412 تمايل كمتري به واماندگي كمپرسور دارند. اگرچه اين مشكل در 414 نيز پابر جامانده و موتور در حالت بيشينه رانش بدون پسسوز رد دود از خود به جاي ميگذارد.
    قبل از ورود F-14 به ايران، پايگاه هوايي بسيار بزرگي در كوير نزديك شهر اصفهان ساخته شد. پايگاه هشتم شكاري (TF88) پس از ورود تامكت و تشكيل 2 گردان 81 و 82 شكاري به مركز فعاليت و عمليات اين جنگنده در كشور تبديل شد. ديگر گردانهاي F-14 ايران گردانهاي 71 و 72 شكاري بودند كه در پايگاه هفتم شكاري در نزديكي شيراز مستقر شدند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «برخلاف آنچه در رسانهها انتشار يافت، آموزش خلبانان F-14 سرعت بسيار بالايي داشت. «كلارك» به عنوان مسوول هماهنگي بين نيروي هوايي ارتش ايران، نيروي دريايي ايالات متحده و گرومن بود. وي سازماندهي نخستين گروه 14 نفري خلبانان نيروي دريايي و شركت گرومن و كارشناسان فني كه قرار بود پس از ورود به ايران، نيروي هوايي را جهت پذيرايي از تامكتها آماده كنند، برعهده داشت. آنها از پايگاههاي در دست احداث بازديد كرده، با فرماندهان نيروي هوايي ملاقات نموده و بر اجراي دقيق دروس آموزش نظارت ميكردند. گزارش عملكرد اين گروه بهطور دايم مورد بررسي فرمانده وقت نيروي هوايي قرار ميگرفت.»
    در ارديبهشت 1353، نخستين گروه از خلبانان باتجربه جنگنده F-4 نيروي هوايي مركب از 4 نفر به پايگاه هوايي نيروي دريايي «ميرامار» در كاليفرنيا فرستاده شدند. آنها آموزش خود را به وسيله استاد خلبانان گردان آموزشي VF-124 در آن پايگاه آغاز نمودند. اين 4 خلبان در بازگشت، نخستين گروه استاد خلبانان F-14 در نيروي هوايي را تشكيل دادند. يك ماه بعد، دومين گروه شامل 80 افسر خلبان به پايگاه هوايي نيروي دريايي «اوشنا» در ويرجينيا وارد شدند. آموزش اين دسته از خلبانان را گردان آموزش VF-101 برعهده داشت. لازم به ذكر است اين خلبانان را گروه كوچكي از نفرات فني همراهي ميكردند. اين نفرات براي آموزش تعمير و نگهداري موتور TF30 به شركت پرات اندويتني فرستاده شدند. پس از آنها، 26 نفر ديگر از مهندسان به بخش تسليحات شركت هواپيماسازي هيوز اعزام شدند تا با نحوه تعمير و نگهداري رادار AWG-9 و سامانههاي مرتبط با آن نظير موشك AIM-54 آشنا گردند. نخستين گروه 4 نفري استاد خلبانان امريكايي در آبان 1354 به ايران وارد شدند و پس از بازديد از تاسيسات آموزشي و آمادهسازي طرح آموزشي، تا پيش از ورود F-14 به ايران براي گذراندن دوره بازآموزي به امريكا بازگشتند. از اوايل ارديبهشت 1355 تا بهمن 1357 تعداد 27 نفر استاد خلبان امريكايي در پايگاه هشتم شكاري حضور دايم داشتند. اين نفرات زير نظر فرمانده عملياتهاي نظامي ايالات متحده در ايران ژنرال «هوير» مشغول فعاليت بودند.
    در فروردين 1355، سومين دسته خلبانان نيروي هوايي براي آموزش به پايگاه هوايي ميرامار گسيل شدند. اين گروه كه در زمان پيشبيني شده آموزش خود را به اتمام رسانده بودند موفق گرديدند در تعدادي از مانورهاي مشترك به همراه خلبانان نيروي دريايي، نيروي هوايي، سپاه تفنگداران و گارد ساحلي ايالات متحده تمريناتي را انجام دهند.
    تا آذرماه 1355 آموزش نفرات فني تقريبا به اتمام رسيده بود. در طول 2 سال، 110 الي 120 نفر آموزش ديده و 100 نفر مشغول طي دوره آموزش بودند. با تمام اين اوصاف، در هنگام شروع زندگي F-14 در ايران، نفرات فني براي نگهداري اين جنگنده پيچيده به مشكلات زيادي برخورد كردند. با توجه به بروز مشكلات عمده در زمينه تعمير و نگهداري تامكت در ايران، گرومن بلافاصله گروههايي متشكل از كارشناسان فني را براي آموزش شيوههاي عيبيابي و فرايندهاي جلوگيري از ايجاد خسارات در سامانهها به ايران فرستاد. اين گروهها آموزشهاي ويژهاي در ايالات متحده ديده بودند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «امريكاييها به نفرات فني ما نكات حساس سامانههاي الكترونيكي را ياد نميدادند و همچنين نفرات ما حق انجام كاري را به تنهايي نداشتند. پنتاگون نه تنها اجازه آموزش نحوه تعمير و نگهداري سامانههاي حساس را به كاركنان ما نميداد بلكه اين سامانهها براي تعمير و نگهداري ميبايست حتما به خود امريكا ارسال ميشدند. تمامي اين سامانهها در محفظههاي مخصوصي بستهبندي شده و فرستاده ميشدند كه هزينههاي هنگفتي را براي نيروي هوايي داشت. بهطور طبيعي، معني اين كار اين بود كه در صورت وقوع هرگونه مشكلي در اين فرايندها، تمامي ناوگان F-14 ما زمينگير خواهد شد.»
    براي سازماندهي و ايجاد انضباط جهت استفاده بهينه از حجم عظيم قطعات يدكي كه از شركتهاي مختلف امريكايي وارد ايران ميشدند، يك سامانه يكپارچه رايانهاي با نام «ثبت صلح» با هزينه بسيار بالايي در سطح انبارهاي قطعات نيروي هوايي تشكيل شد. تنها نگراني امريكاييها در آن زمان محرمانه نگهداشتن سامانههاي حساس تامكت به هر قيمت ممكن بود، البته قيمتش را نيروي هوايي ميبايست پرداخت ميكرد!
    ديگر مشكل بزرگ فني كه با ورود F-14 خود را نشان داد، مشكلات موتور بود. در واقع موتور TF30 به عنوان راهحلي موقتي و البته ارزان براي پيشبرد پروژه به شمار ميرفت و قرار بود كه در ادامه (در نيمه دوم دهه 70) جايگزين مطمئن و مناسبي براي آن ساخته شود. برنامه موتور جديد به علت كمبود منابع مالي از حركت باز ايستاد و موتور TF30-PW-412 حتي با ارتقا به گونه 414 باز هم مرتب دچار واماندگي كمپرسور ميگرديد. در حين نخستين مراحل آموزش نبردهاي هوايي، وقوع واماندگي كمپرسور در موتور دو فروند تامكت سبب كشته شدن دو خلبان شد كه متاسفانه يكي از آنها ايراني بود.
    نيروي هوايي كه پيش از خريد از مشكلات موتور TF30 آگاه بود، در اقدامي سريع مستقيما به سراغ پرات اندويتني رفت و گفتگوهايي را براي جايگزيني موتور مزبور آغاز نمود. اين مساله از آنجا حايز اهميت است كه در ادامه، نيروي هوايي طي نامهاي تمايل خود مبني بر خريد 70 فروند F-14 ديگر را به اطلاع پنتاگون رساند. ادامه دارد...
    * In Memory Of RF-4 Martyrs *




  11. #8
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    601
    سپاسگزاری
    3,922
    سپاسگزاری شده : 10,970 بار در 619 پست
    قدرت امتیازدهی
    94
    Array

    پیش فرض پاسخ : تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

    در بخش نخست اين مقاله با نحوه گزينش جنگنده F-14 تامكت براي نيروي هوايي ايران و مراحلي كه اين جنگنده طي كرد تا توانست وارد خدمت اين نيرو شود، آشنا شديم. همچنين ديديم كه چگونه نيروي هوايي ايران با سرمايهگذاري و حمايت خود از برنامه F-14، از تعطيل شدن خط توليد اين جنگنده پرهزينه در شركت نورثروپ گرومن جلوگيري كرد.

    در بخش دوم اين مقاله ضمن ادامه بررسي روند جاافتادن اين جنگنده در نيروي هوايي كشورمان، وضعيت عملياتي آن را وقوع انقلاب اسلامي تشريح خواهيم نمود:
    با وجود سر ناسازگار موتور، F-14 همچنان يك پرنده تحسين برانگيز و تاثيرگذار است، هواپيمايي كه خلبانان نيروي هوايي حتي با چيزي شبيه به آن هم پرواز نكرده بودند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «به عنوان يك خلبان سابق فانتوم، در عين اينكهF-4 را يك شاهكار خلقت هوانوردي ميدانم و احترام زيادي براي آن قايلم بايد اذعان كرد كه از همان ساعات اول آغاز آموزش متوجه شدم كه F-14 به زمان ما تعلق ندارد! ما در حين آموزش به هيچ مشكلي برخورد نكرديم. من با آنكه قلبا عاشق F-4 هستم بيش از آن مجذوب F-14 شدم. خلبانان زيادي بودند كه هرگز حاضر نشدند فانتوم خود را رها كنند، اما من يك معشوقه جديد پيدا كرده بودم: تامكت رنگآميزي شده با الگوي استتار بيابان كه پرچم 3 رنگ كشور مورد علاقهام بر روي دم عريض دوتايي آن نقش بسته و كلمه زيباي نيروي هوايي ايران روي دماغه آن حك شده بود.

    هنگامي كه براي نخستين بار وارد كابين خلبان شدم حالت غرور عجيبي بر من غالب شده بود و از اينكه جزيي از اين برنامه بودم به خود افتخار ميكردم. بلافاصله پس از ورود تامكت به ايران، شاه به همراه ديگر فرماندهان نيروهاي مسلح براي بازديد از جنگنده جديد به پايگاه آمده بودند. من در لحظه سان ديدن شاه در درون كابين بودم. شاه نزديك هواپيما آمد و گفت: «جناب سروان، نظرت درباره جنگنده جديد نيروي هوايي چيه؟» من در جواب گفتم:«هيچ جنگندهاي بهتر از تامكت براي دفاع از حريم هوايي ايران نميشناسم.»

    تمامي نفرات گردان براي پيشبرد امور دست به دست هم داده بودند. برنامه آموزش بدون هيچ مشكلي پيش ميرفت. در درون كابين آلات دقيق و سوييچهاي مختلف به طور فوقالعادهاي كنار هم چيده شده و ديد خلبانان چه در جلو و چه در عقب نسبت به F-4 بهبود چشمگيري پيدا كرده بود.
    كابين F-14 بسيار راحت و آرام بود و ما براي آموزش با توجه به اينكه قبلا خلبان F-4 بوديم، مشكل چنداني نداشتيم، شايد به اين دليل كه هر دو اصلا براي نيروي دريايي طراحي شده بودند. توپ 20 ميليمتري ولكان، موشك اسپارو و سايدوايندر كاملا براي من شناخته شده بودند. تنها كار من اين بود كه ميبايست تمام وقتم را براي يادگيري سامانه كنترل آتش جديد آن و موشك AIM-54 اختصاص ميدادم.»

    در حالي كه استادان امريكايي مكررا ميگفتند كه كاهش سرعت پيشرفت عملياتي شدن تامكت در ايران به دليل كمبود نفرات مناسب در نيروي هوايي است، ولي نفرات براي انجام هرچه بهتر وظايفشان، نهايت تلاش خود را ميكردند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد: «ما به سرعت آموزشهاي اوليه را پشت سر گذاشته و آموزش نبردهاي هوايي را آغاز كرديم. در پروازهاي آموزش نبردهاي هوايي كه F-5E و F-4 ها نقش حريفان را بازي ميكردند، ما هرگز شكست نخورديم. حتي در نبردهايي كه يك فروند F-14 با 4 فروند F-4E درگير ميشد، تامكت پس از دقايقي، پيروز بود. خلاصه چه در نيروي هوايي خودمان و بعدها چه در نيروي هوايي عراق هيچ جنگندهاي نتوانست تامكت مرا شكست دهد». وي در ادامه گفت: «شاه و فرماندهان نيروي هوايي از اينكه فانتوم نميتوانست MiG-25 هاي نيروي هوايي شوروي را رهگيري كند بسيار نگران بودند. اما ما هم دست از تلاش بر نميداشتيم و فانتوم توانست با يك موشك اسپارو، فاكس بت متجاوز را دچار صدمات جدي كند اما آن جنگنده موفق شد كه فرار كند. هر دو طرف بازي خطرناكي را آغاز كرده بودند. بعد از اين واقعه شورويها يك فروند RF-4E ما را برفراز خاك كشورشان ساقط كردند.

    شرايط خطرناكي به وجود آمده بود. در سال 1355 نيروي هوايي 6 فروند پهپاد هدف AQM-37 از ايتاليا خريد تا F-14 را در عمل مورد آزمايش قرار دهد. از 5 پهپادي كه به عنوان شبيهساز فاكس بتهاي متجاوز مورد استفاده قرار گرفته و از فانتوم در آسمان پرتاب شدند، 4 فروند به وسيله موشكهاي AIM-54 مورد اصابت قرار گرفته و منهدم شدند. يك تير موشك به واسطه نقص در سامانه هدايت نتوانست هدف خود را پيدا كند. چند هفته بعد يكي از F-14 هاي ما با استفاده از رادار قدرتمند و AWG-9 خود روي فاكس بتي كه در ارتفاع 65000 پا با سرعت بيش از 2 ماخ پرواز ميكرد قفل كرد، اما خلبان نيروي هوايي شوروي بلافاصله دور زده و از مهلكه گريخت.»

    در چارچوب برنامه آموزش، خلبانان براي بازديد از خط توليد موشك AIM-54A كه براي نيروي هوايي ايران طراحي شده بود به شركت «هيوز» فرستاده شدند. يكي از خلبانان شركت كننده در اين بازديد ميگويد: «در طول اين بازديد ما مونتاژ فينيكسهاي خودمان و نيروي دريايي امريكا را از نزديك ديديم. موشكهاي ما با دست و با سرعت بسيار پاييني ساخته ميشوند در حالي كه موشكهاي نيروي دريايي امريكا با سرعت عجيبي مونتاژ ميشدند، به اين صورت كه حداقل 40 تير موشك در مراحل مختلف تكميل به سر ميبرند».
    از حدود 714 تير موشك AIM-54 سفارش داده شده توسط نيروي هوايي، تنها 284 تير تحويل داده شد كه شامل 10 تير موشك آموزشي بود. 40 تير موشك ديگر نيز آماده بارگيري به مقصد ايران بود كه با وقوع انقلاب اسلامي توقيف شد. يكي از خلبانان توضيح ميدهد: «AIM-54 موشكي است كه رحم ندارد. هيچ موشكي حتي در حال حاضر نميتواند با عملكرد فوقالعاده آن رقابت كند. درباره انواع موشكهاي هوا به هواو سرعت و مانورپذيري آنها حرف و حديثهاي بسياري در جريان بود اما در سال 1357 ما با هدفگيري يك پهپاد هدف توسط فينيكس، شليك آن از ارتفاع 79000 پا و سرعت 4/4 ماخ را آزمايش كرديم. اين موشك بزرگ و سنگين هيچ محدوديت خزش به بالا و پايين نداشته و مانورهايي با شدت g17 را انجام ميدهد. ما از اين موشك در زدن هدفي به فاصله 212 كيلومتر (1358) استفاده كرديم كه يك ركورد غيررسمي محسوب ميشود. تنها مشكل اين سلاح تعمير و نگهداري آن بود. فينيكس يك موشك بسيار پيچيده است».

    از توانايي F-14 در شليك همزمان 6 موشك به سمت 6 هدف متحرك بارها گفته و شنيدهايم، اما يكي از خلبانان درباره اين قابليت تامكت وقتي كه 6 موشك سنگين را به آسمان ميبرد شك دارد:
    «ما بندرت تامكتهايمان را به 6 موشك AIM-54 مسلح ميكرديم. من تنها 2 تامكت را در تمام عمر خود با چنين آرايشي مشاهده كردم كه قبل از جنگ ايران و عراق بود. در ارديبهشت 1357 من با يك F-14 مسلح به 6 تير موشك فينيكس پرواز كردم و از تاثير منفي كه اين موشكهاي بزرگ و سنگين بر روي سرعت، برد و مانورپذيري هواپيما ميگذارد شگفت زده شدم. يك تامكت مجهز به 6 موشك فينيكس نميتواند نبرد هوايي نزديك (تن به تن) انجام دهد و سرعت فرود آن نيز به حدود290 كيلومتر بر ساعت ميرسد كه هم براي هواپيما و هم براي خدمه سرعت خطرناكي است».

    تامكت اگرچه قابليت انهدام هدف از فواصل بسيار دور را داراست، اين جنگنده در عين حال يك رزمنده برتر نبردهاي تن به تن محسوب ميشود. يكي از خلبانان به نقل از استاد خلبانان نيروي دريايي ايالات متحده ميگويد: «وقتي امريكايي نحوه انجام نبرد تن به تن با F-4 را به ما آموختند به ما گفتند: «همواره دشمن را در ديد خود داشته باشيد. اگر به شما حمله كردند هميشه بهترين راه فرار كردن از دست آنها نيست. حريفان خود را شاخ به شاخ ملاقات كنيد زيرا فرار كردن از دست موشكي كه از روبه رو ميآيد بسيار آسانتر از موشكي است كه از پشت به شما نزديك ميشود». حين آموزش آنها همچنين ميگفتند: «همان طور كه حريف را در ديد خود داريد در شروع حمله پيش دستي كنيد كه حمله با F-14 كاري بسيار آسان است. در نبرد تن به تن به دم حريف بچسبيد كه موقعيت برتر همين است.» ما اين درسها را به خوبي فرا گرفتيم. در طول جنگ من بارها و بارها به جنگندههاي MiG-21و ميراژهاي مجهز به موشكهاي جديد هوا به هواي ماژيك برخورد كردم. دو حالت اتفاق ميافتاد: يا آنها قبل از اينكه متوجه حضور من شوند از بين ميرفتند يا اينكه متوجه حضور من شده و با سرعت هرچه تمامتر فرار ميكردند. مهم نبود چه جنگندهاي حريف ماست زيرا تامكتهاي ما ميتوانستند با يك مانور كوچك در موقعيت شليك قرار بگيرند. موشك سايدوايندر و توپ ولكان ثابت كردند كه در جنگهاي تن به تن تسليحاتي بسيار موفق هستند».
    يكي ديگر از خلبانان نتيجه گيري ميكند: «ما به همراه خلبانان نيروي دريايي در حالي آموزش ميديديم كه خلبانان اين نيرو بارها و بارها خلبانان نيروي هوايي ايالات متحده و نيروي هوايي رژيم صهيونيستي را در مانورها شكست داده بودند. آنها واقعا ما را به خوبي آموزش داده بودند».

    نيروي هوايي ارتش علاوه بر تجهيز به موشك AIM-54A تعداد 800 تير موشك AIM-9P سايدويندر نيز براي ناوگان تامكت خود خريداري نمود. اگرچه در اسناد آمده است كه نيروي هوايي موشك AIM-7F اسپارو نيز دريافت كرده در واقع هيچ موشكي از اين نوع به lhتحويل داده نشد زيرا نيروي هوايي ارتش تمايل داشت چه در نبردهاي هوايي دوربرد و چه ميان برد از موشك AIM-54 استفاده كند. اما در ادامه نيروي هوايي تعداد قابل ملاحظهاي موشك AIM-7E-2 و AIM-7E-4 دريافت كرد كه هر دو، نمونه به خصوصي از اسپارو بودند كه با رادار AWG-9 سازگاري داشتند.

    براي پشتيباني از ناوگان F-14 (در كنار F-4) نيروي هوايي بين سالهاي 1353 تا 1357 ، 14 فروند هواپيماي سوخترسان بويينگ KC707-3J9C خريداري نمود.

    6 فروند اوليه از اين هواپيماها براي سوخترساني هوايي (IFR) تنها به بوم مجهز شده بودند اما از سال 1355 بويينگ 6 فروند ديگر را با لولههاي سوخترساني نوك بال مدل «بيچ 1800» تحويل نيروي هوايي داد. اين 6 فروند كه به طور ويژه براي پشتيباني از تامكتها تجهيز شده بودند از سامانه سوخترساني استاندارد نيروي دريايي ايالات متحده استفاده ميكنند. به مرور 6 فروند اوليه نيز به چنين غلافهايي تجهيز شدند.
    در ادامه 2 فروند KC707 با نصب سامانههاي بخصوصي به هواپيماهاي جاسوسي الكترونيك / جاسوسي علائم تبديل شدند. اين هواپيماها براي شنود مكالمات دشمن، ثبت فعاليتهاي الكترونيكي آنها و فعاليت سامانههاي دفاع هوايي مورد استفاده قرار ميگيرند. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد:
    « در دهه 50 شمسي طبق قرارداد تعداد زيادي از KC707 هاي ما توسط خلبانان امريكايي پرواز داده ميشدند. اين مساله در جنگ تحميلي باعث بروز مشكلاتي شد زيرا خلبانان ما تنها توانايي استفاده از 6 فروند KC707 را داشتند. دو فروند كه براي امور ترابري آماده شده بودند همواره در حالت آماده باش قرار داشتند تا در صورت نياز قطعات يدكي را از هر نقطهاي از دنيا به انبارهاي نيروي هوايي برسانند».

    «انقلاب اسلامي به پيروزي ميرسد»
    پس از وقوع انقلاب بسياري از رسانههاي گفتاري و نوشتاري غرب به تحليل وضعيت نيروهاي مسلح ايران پرداختند. بيشتر آنها اظهار داشتند كه تعداد زيادي از خلبانان تامكت كشور را ترك گفتهاند. اما برخلاف گفته اين رسانهها و با وجود مشكلات زيادي كه گريبانگير اين دسته از نفرات نيروي هوايي بود، قسمت اعظم خلبانان برگزيده و با تجربه در كشور باقي مانده و به قسم سربازي وطن خود وفادار ماندند.

    در بهمن 1357، آموزش خلبانان و نفرات فني F-14 چه در ايران و چه در امريكا متوقف شد. شرايط، زماني بدتر شد كه امريكاييها قبل از مراجعت به كشور خود سعي در خرابكاري در سامانهها داشتند. يكي از خلبانان توضيح ميدهد: «تكنسينهاي شركت هيوز قبل از ترك ايران 16 تير موشك فينيكس را از كار انداختند. اين 16 موشك در بهترين شرايط آمادگي در نزديكي آشيانههاي مستحكم F-14 هاي آماده پرواز (آلرت) نگهداري ميشدند. بعدها رسانههاي غربي عنوان كردند كه امريكاييها تقريبا تمام ناوگان F-14 را از كار انداخته و آنهايي كه جان سالم به در بردهاند توانايي استفاده از موشك AIM-54 را ندارند. در واقع بقيه موشكها در انبارهاي امن، محافظت شده و بستهبنديهاي مخصوص نگهداري، در پايگاه هشتم شكاري آرميده بودند. در ادامه، برخلاف تصور امريكاييها با استفاده از قطعات يدكي، آن 16 موشك فينيكس را هم عملياتي كرديم».

    با وجود جنجال رسانههاي غرب درباره خرابكاري، نيروي دريايي ايالات متحده كه دقيقا ميدانست چه اتفاقي در حال وقوع است، بلافاصله پس از سقوط شاه، به مركز آزمايشهاي دريايي خود در «پوينت موگو» كاليفرنيا ماموريت داد كه يك سامانه پادكار الكترونيك طراحي كرده و بسازد كه موشكهاي AIM-54A فروخته شده به ايران را شكست داده و موفقيت موشكهاي AIM-54 نيروي دريايي عليه سامانههاي پادكار الكترونيك ايران را تضمين كند. به اين مركز همچنين ابلاغ شده بود كه رادار ICWD تامكتها را طوري بهينه سازي كند كه امواج ساطع شده از رادار AWG-9 تامكتهاي ايران را از فاصله بسيار دور شناسايي كند.

    لازم به ذكر است نيروي دريايي ايالات متحده كه از زمان آغاز برنامه F-14 هيچ اعتباري براي ارتقاي سامانههاي آن اختصاص نداده بود، با سقوط محمدرضا پهلوي فقط براي انجام اين دو برنامه، 200 ميليون دلار خرج كرد. به علاوه نيروي دريايي براي ورود به خدمت هرچه سريعتر نمونه ارتقا يافته فينيكس، AIM-54B دست به كار شد. كارها آن چنان با عجله پيش رفت كه مدتي بعد موشكها در حالي وارد خدمت شدند كه از كيفيت پايين ساخت رنج ميبردند. نگراني فرماندهان ارشد نيروي دريايي ايالات متحده كاملا به جا بود زيرا حضور F-14 در خليج فارس يك تهديد جدي عليه ناوگان ناوهاي هواپيما بر آنها محسوب ميشود.

    ديگر F-14 به بحث روز ايالات متحده و ايران تبديل شده بود. در برههاي زمزمههايي به گوش ميرسيد كه طي مذاكرات مقامات امريكايي با دولت ايران قرار شده كه تامكتها به ايالات متحده بازگردانده شده و در ادامه به نيروي هوايي ايالات متحده يا انگلستان و يا عربستان سعودي فروخته شود. در حالي كه هنوز تكليف واقعي رهگير پيچيده و پرهزينه نيروي هوايي در دولت جديد ايران هنوز روشن نشده بود تعداد زيادي از تامكتها زمينگير شده بودند.

    بحث بازگرداندن و فروش اف-14 هرگاه كه مطرح شد، شهيد فكوري فرمانده وقت نيروي هوايي به مخالفت از آن برخاست تا اينكه با اشغال سفارت امريكا در تهران توسط دانشجويان كه قطع ارتباط با آن كشور را در پي داشت تمام حرف و حديثها پايان يافت. در واقع بايد گفت اشغال سفارت ايالات متحده نقطه عطفي در زندگي تامكت در ايران محسوب ميشود.
    ادامه دارد...
    * In Memory Of RF-4 Martyrs *




  12. #9
    Aviation Storekeeper
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    نوشته ها
    41
    سپاسگزاری
    414
    سپاسگزاری شده : 420 بار در 39 پست
    قدرت امتیازدهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

    منبع اصلي:
    كتاب Iranian F-14 Tomcat Units in Combat
    نويسندگان: Tom Cooper & Farzad Bishop
    Published by Osprey Publishing

    ترجمه توسط مهدي بابامحمودي
    و چاپ در ماهنامه صنايع هوايي بدون در يافت اجازه از نويسندگان و ناشر كتاب!


  13. #10
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن حماسه آفرینان و تيزپروازان نيروي هوايي
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    601
    سپاسگزاری
    3,922
    سپاسگزاری شده : 10,970 بار در 619 پست
    قدرت امتیازدهی
    94
    Array

    پیش فرض پاسخ : تاريخچه ورود تامكت F-14 به ايران

    بخش سوم : پنجههاي تامكت


    روز 10 آذر 1359، خلبانان گردان 82 شكاري ادعاي سرنگوني 3 جنگنده عراقي را در درگيري كه نزديك آبادان اتفاق افتاد نمودند. همين گردان صبح روز بعد نيز بسيار موفق عمل كرد. يكي از F-14ها در يك پرواز گشت رزمي در 68 مايلي غرب بوشهر در حال پوشش هوايي بر روي جزيره خارك، سكوي نفتي نوروز و كوروش بود كه رادار كنترل زميني اعلام كرد چند فروند هواپيماي دشمن در 5/19 مايلي با سرعت بالا از سمت شمال نزديك ميشوند.
    عامل زمان، بسيار حياتي بود و سرعت عمل بسيار بالاي خلبانان را ميطلبيد. در فاصله 10 مايلي، موشك بر روي 2 فروند ميگ MiG-21 كه جلوتر از سوخوي Su-20ها و براي پوشش دادن به آنها حركت ميكردند، قفل شد. اين فاصله از كمينه فاصله شليك موشك فينيكس كمتر بود، اما اين موشك تنها سلاح در اختيار تامكت بود. افزون بر اين، تامكت مزبور سنگينتر از آن بود كه بتواند درگيري تن به تن انجام دهد.
    چارهاي نبود. كمك خلبان رادار را روي مسيريابي تكپالس تنظيم و يكي از موشكها را براي انهدام هدف آماده ميكند. خلبان بلافاصله موشك را در حالت تنظيم درگيري نزديك شليك ميكند. در اين حالت موشك مستقل از رادار هواپيما و با تكيه بر رادار خودش به سمت هدف حركت ميكند. موشك رها شده و دود سفيد آن نشانگر يورش بيامان آن به سمت هدف نگونبخت بود. لحظاتي بعد خلبانان مشاهده كردند كه قسمت وسيعي از سطح دريا را لاشه تكه تكه شده و در حال سوختن ميگ مزبور پوشانده است. هواپيماي دوم با مشاهده اين صحنه فرار را بر قرار ترجيح داده و دوستان پشت سرش را نيز به اين كار فرا ميخواند. در اوايل ديماه 1359 يگانهاي جنگنده تامكت كمي جابهجا شدند. F-14Aهاي گردان 72 به گردان 73 منتقل، به پايگاه يكم شكاري مهرآباد فرستاده شده و به گردان 83 شكاري تغيير نام دادند. گردان 72 نيز با ظرفيت كامل به F-4D مجهز شد كه البته خلبانان آن از انجام عمليات با گونه E نيز غافل نشدند.
    در همين زمان، خلبانان گردان 81 و 82 شكاري پرواز دايمي گشت رزمي را در منطقه شمالي خليج فارس به منظور محافظت از تاسيسات نفتي، بنادر و كشتيها آغاز كردند. F-14ها با تكيه بر تسليحات دوربرد خود به خوبي فضاي بين بوشهر و خارك را تحت پوشش قرار دادند. با توجه به افشا شدن نقاط ضعف و مناطق كور راداري ايران براي عراقيها توسط امريكاييها، رادار AWG-9 در اين برهه از جنگ شايستگي خود را بيش از پيش به نمايش گذاشت؛ نواقص آن را به پاي كمبود قطعاتش ميگذاريم.

    سه به يك
    در آبان 1359 تعدادي از عملياتها به علت وجود شرايط بد جوي لغو شد با اين حال تا دي 1360، F-14 هاي نيروي هوايي 33 فروند جنگنده و يك فروند بالگرد عراقي را ساقط كردند. حداقل 5 فقره از اين پيروزيها به وسيله موشك فينيكس به دست آمد.
    در صبح روز 17 دي ماه 1359، 2 فروند F-14 كه بين بوشهر و خارك پرواز گشت رزمي داشتند توسط رادار زميني از وجود 4 فروند MiG-23BN كه در يك آرايش جنگي جمع قصد حمله ايذايي به اهواز را داشتند مطلع شدند. رادار كار كشته AWG-9 بلافاصله هر 4 فروند ميگ را رديابي كرده و پارامترهاي هدفگيري به خلبان كابين منتقل ميكند. طبق معمول بازي با شليك يك تير موشك فينيكس آغاز ميشود. موشك از فاصله 50 كيلومتري شليك شده و رهبر دسته را به همراه جنگندهاش تكه تكه ميكند. همزمان با برخورد موشك از روبه رو به ميگ، انفجار مهيبي نيز رخ ميدهد كه ناشي از منفجر شدن بمبهاي نصب شده بر روي آن جنگنده بود. داستان تازه آغاز ميشود. بمبهايي كه به خيال خودشان براي انهدام تاسيسات زيربنايي ايران حمل ميكردند بلاي جان خودشان شد. در حين حركت به سمت ميگهاي مهاجم، خلبانان تامكتها سقوط دومين MiG-23BN را كه با تركشهاي جنگنده رهبر دسته آسيب ديده بود مشاهده كردند. سومين ميگ نيز كه به همين بلا دچار شده بود با يك حركت مارپيچ به قعر دريا فرو رفت. بعد از وقوع اين حماسه خبرهايي در نيروي هوايي شايع شد مبني بر اينكه يك فروند F-14 ديگر در يك درگيري 2 فروند ميگ را با يك شليك نابود كرده است. با اين حال درگيري توصيف شده نخستين نبرد هوايي بود كه يك موشك به تنهايي توانسته بود 3 جنگنده دشمن را ساقط نمايد كه البته تاكنون نيز بيرقيب مانده است. ناگفته نماند كه چهارمين متجاوز نيز با مشقت فراوان هواپيما را به سمت شمال گردانده و با يك خط دود غليظ فرار را بر قرار ترجيح ميدهد.
    سري بعدي جنگنده – بمب افكنهاي عراقي كه در 9 بهمن 1359 وارد مرزهاي هوايي ايران شدند كمي خوش شانستر بودند. اين هواپيماها حوالي ظهر در حالي كه در ارتفاع 30 متري از سطح زمين به سمت هدف حركت ميكردند توسط رادار زميني شناسايي ميشوند. 2 فروند تامكت كه در آن لحظه مشغول انجام گشت زني بر فراز بوشهر بودند بلافاصله سمت مهاجمين را پيش گرفته و پس از اينكه خلبانان كابين عقب تامكت شماره 1 با استفاده از سامانه تشخيص دوست از دشمن مطمئن ميشود كه هواپيماهاي مزبور جنگنده Su-20 هستند روي رهبر دسته قفل و يك تير موشك AIM-54 را شليك ميكند. موشك با موتور راكتي سوخت جامد قدرتمند «هركولس» زوزه كشان قلب هدف را نشانه گرفته و سوخوي مزبور را از وسط به دو نيم تبديل ميكند. اگرچه فيوز عمل نكرده و سرجنگي منفجر نميشود و به نصف كردن متجاوز بسنده ميكند، F-14 شماره 2 گزارش داد كه يك توپ آتش را كه در حال سقوط به سمت دريا بوده ديده است. با مشاهده اين صحنه بقيه جنگندهها فرار را بر قرار ترجيح ميدهند.
    در طول زمستان 59 و بهار 60، F-14 هاي نيروي هوايي با قدرت هرچه تمامتر به ماموريت خود ادامه دادند. بيشتر پروازهاي گشتي تامكت در اين برهه در قسمت شمالي خليج فارس صورت گرفت، يعني جايي كه تاسيسات عظيم نفتي ايران در جزيره خارك مستقر شده و 90 درصد صادرات نفت كشور از آنجا صورت ميگيرد.
    دو فروند MiG-23 در روز 15 فروردين در اين منطقه نابود شدند. سه هفته بعد در روز يكم ارديبهشت يك فروند F-14 در جريان يك پرواز گشتي در ارتفاع 24000 پا برفراز خارك، دو فروند MiG-23 مهاجم را شناسايي ميكند.
    ميگهاي متجاوز با سرعتي حدود 570 نات و ارتفاع 5000 پا در حال نزديكي به تاسيسات نفتي جزيره خارك بودند. تنها تامكت حاضر در صحنه در فاصله 32 كيلومتري آنها را شناسايي كرده و موشكهاي خود را بر روي متجاوزين قفل ميكند. با توجه به فاصله بسيار نزديك رقبا، ميگها حضور تامكت را حس كرده و با يك گردش به چپ شديد از صفحه رادار محافظ آسمانها ناپديد ميشوند. اين براي اولين بار بود كه خلبانان عراقي با انجام مانور «شاهين» و با يك گردش 90 درجهاي سعي بر شكستن قفل رادار AWG-9 داشتند.
    اين مانور موثر افتاد و قفل رادار F-14 در حالي كه در حالت پالس – داپلر تنظيم شده بود شكسته شد. عراقيها بعدها در سال 1991 اين مانور را به طور موثرتري بر روي F-15 هاي نيروي هوايي ايالات متحده پياده كردند. از لحاظ تئوري AWG-9 هنگامي كه هدفي در محدوده بردش ناپديد ميشود با ايجاد بسته دادهاي و پيشبيني مسير، براي پيدا كردن مجدد هدف تلاش ميكند. اما در اين درگيري فاصله آن قدر نزديك بود كه پردازشگر رايانه رادار هيچ زماني براي محاسبه و پيشبيني مسير هدف نداشت. خلبان تامكت بلافاصله براي مقابله با تاكتيك خلبان عراقي به 300 پا نزول كرده و سرعت را به 600 نات افزايش ميدهد. مثل هميشه دلاور كشورمان در موقعيت برتر قرار گرفته و بازي را آغاز ميكند. خلبان تامكت توضيح ميدهد: «ناگهان اولين ميگ در موقعيت ساعت 2 جلوي من سبز شد. 8 كيلومتر جلوتر و كمي بالاتر. بلافاصله به پشت نگاه كردم تا ميگ شماره 2 را پيدا كنم. در واقع در آن لحظه من دنبال شماره 2 بودم نه رهبر دسته. هيچ اثري از شماره 2 نبود. بنابراين تصميم گرفتم فعلا به خدمت رهبر دسته برسم تا سر و كله شماره 2 پيدا شود. پس سوز را روشن كردم و با گردش تندي جنگندهام را درست پشت ميگ قرار دادم. «توپ» را انتخاب كردم زيرا در بهترين موقعيت شليك در فاصله كمتر از 200 متر قرار داشتم. براي خاموش نگه داشتن آژير سامانه RWR دشمن نميبايست رادار را روشن ميكردم در غير اين صورت خلبان عراقي هشيار شده و كاملا از تيررس من خارج ميشد. دستم را روي ماشه فشار دادم و منتظر انفجار موتور ميگ مزبور شدم اما متاسفانه هيچكدام از گلولهها به هدف برخورد نكردند. با مشاهده گلولههاي توپ، خلبان عراقي كه گويي تازه از خواب غفلت بيدار شده بود گردش به چپ و راست را آغاز كرده، ارتفاع را كم كرده و سعي كرد تا با سرعت بالا مهلكه را ترك كند. با به خطا رفتن گلولههاي توپ ، رادار را روشن كردم . هواپيماي عراقي فاصله را به 5/2 كيلومتر رساند ولي با توجه به قدرت بالاتر موتور تامكت، به سرعت دوباره به حريف نزديك شدم . بلافاصله موشك حرارتي را انتخاب كردم و صداي قفل شدن موشك را از سامانه كنترل آتش گرفتم. به سرعت ماشه شليك را فشار دادم اما هيچ عكسيالعملي از موشك دريافت نكردم. موشك شليك نشد. زمان به سرعت ميگذشت، ميگ شماره 1 در حال خروج از تيررس من بود، ميگ شماره 2 جايي پشت سر من بود و موشكها هم دچار نقص فني شده بودند. كمتر از 2 ثانيه از فشار ماشه گذشته بود كه من نگاهي به بال چپ انداختم. در همين لحظه موشك از ريل جدا شد و مستقيم وارد موتور ميگ شد. اين مكث براي من چندين ساعت گذشت. بلافاصله پس از انفجارفلاگر شماره 1 به شدت بالا و به سمت راست كشيدم. داشتم دنبال ميگ شماره 2 ميگشتم كه ناگهان هواپيما تكاني خورد و چراغهاي هشدار دهنده روشن شدند. با مانوري خود را پشت سر حريف قرار دادم و توپ را دوباره انتخاب كردم. اين بار توپ نيز خراب بود».
    با خراب بودن توپ خلبان دوباره سامانه پرتاب موشك حرارتي را انتخاب ميكند كه اين سامانه هم از كار افتاده است. تامكت در اين حالت 2300 پا ارتفاع و 580 نات سرعت داشت. خلبان توضيح ميدهد: «من فكر ميكردم كه ستون دود متعلق به ميگ عراقيست كه توسط پدافند هوايي مورد اصابت قرار گرفته در صورتي كه آن ميگ جايي پشت سر ما بوده و حتي 2 موشك نيز به سمت ما روانه كرده بود. خلبان كابين عقب چندين بار تلاش كرده بود مرا از وجود آنها آگاه كند اما من به قدري در فكر شكست دادن دشمن بودم كه چيزي نميشنيدم. درگيري را رها كرده و به سمت پايگاه مبدا حركت كرديم. پس از فرود و بازديد هواپيما مشخص شد كه پرههاي كمپرسور موتور سمت چپ به شدت آسيب ديده، خساراتي به موتور سمت راست وارد شده و بدنه پر از تكههاي تركش است. واضح بود كه اين صدمات به وسيله انفجار بزرگي كه در فاصله بسيار نزديك تامكت صورت گرفته به وجود آمده بود».
    F-14 ها درگيري با نيروي هوايي عراق را با يك روال ثابت در تابستان و پاييز 1360 ادامه دادند. صدها سورتي پرواز در اين مرحله از جنگ انجام شد كه بيشتر آنها بيش از 6 ساعت به طول انجاميده و شامل چندين سوختگيري هوايي ميشد. يكي از خلبانان درباره عملياتي نگاه داشتن تامكتها توضيح ميدهد: «در طول جنگ سعي ما اين بود كه حداقل تعداد 60 فروند F-14 را عملياتي نگه داريم. در اوايل كم و بيش موفق شديم اما در ادامه با تلاش بسيار زياد و با وجود كمبود قطعات يدكي اين رقم را بين 40 تا 45 تثبيت كرديم. كار بسيار مشكلي بود. پايگاه اصلي تعمير و نگهداري، انبار اصلي قطعات يدكي و ماهرترين و بيشترين كارشناسان فني ما در پايگاه يكم شكاري تهران مستقر بودند. اين تمركز منابع در تهران واقعا به ضرر ما بود. با فرستادن قسمت اعظم اين منابع به پايگاه هشتم شكاري اصفهان، نيروي هوايي در يك فراخوان ملي از تمام دانشمندان و مهندسان كشور خواست تا در عملياتي نگاه داشتن F-14 ها به ياريش بشتابند».
    مشكل بعدي كمبود قطعات يدكي بود. ايالات متحده امريكا بسياري از قراردادهاي فروش تسليحات به ايران را به صورت يك جانبه فسخ كرده بود. براي به دست آوردن برخي قطعات حياتي و مهم، نيروي هوايي مجبور بود كه با پرداخت مبالغ چند برابر به وسيله واسطه آنها را تهيه كند.
    با وجود موفقيتهاي مكرر خلبانان تامكت در طول سال 1360 ، متاسفانه ناوگان اين جنگنده نخستين فروند خود را در 25 فروردين آن سال هنگامي كه تامكت سروان خلبان «جعفر مرداني» و كمك خلبانش ستوان يكم خلبان «غلامحسين عبدالشاهي» به درون خليج فارس سقوط كرد و هر دو خلبان به شهادت رسيدند از دست داد. علت اين سقوط هنوز هم مشخص نيست . ماجرا از اين قرار بود كه به مرداني كه در حال انجام عمليات سوختگيري از هواپيماي سوخترسان بود گزارش ورود هواپيماهاي دشمن به مرز را ميدهند. يك احتمال اين است كه وي بلافاصله گردش شديدي به سمت هدف كرده كه در نتيجه هواپيمايش متلاشي و منفجر شده است. احتمال ديگر ميگويد وي پس از جدايي از سوخترسان به چرخش افقي گرفتار شده و نتوانسته هواپيماي خود را بازيابي كند.

    پاپ*
    در اواخر پاييز 1360 تامكتهاي ايران رويارويي با نسل جديدي از دشمنان خود را تجربه كردند: جنگندههاي بسيار پيشرفته ميراژ F1 از فرانسه و ميكويان MiG-25 از شوروي. صد البته ميهمانان جديد نيز از چشمان تيزبين و چنگال قدرتمند يكهتاز بلامنازع آسمان ايران دور نماندند.
    اولين پذيرايي از ميراژهاي تازه از راه رسيده در روز 12 آذر 1360 هنگامي اتفاق افتاد كه يكي از 6 فروند ميراژ F1 كه به خط مقدم جبهه جنوب حمله كرده بودند توسط تامكت سرنگون شد. اين پيروزي، 2 هفته نبرد هوايي سنگين را براي هر دو طرف به دنبال داشت كه در پايان اين مدت، تامكتهاي نيروي هوايي ارتش 16 جنگنده عراقي شامل 6 فروند ميراژ F1 را سرنگون كردند. در اين برهه اگرچه تعداد زيادي از تامكتهاي موجود عملياتي باقيمانده و همچنان براي خصم مرگآور بودند، با اين حال موتور پراتاندويتني TF-30 ناسازگاريهاي زيادي از خود نشان داد. واماندگي موتور، درد مزمن اين موتور، باعث شد كه نيروي دريايي ايالات متحده 80 فروند از تامكتهاي خود را از دست بدهد. خلبانان ايراني نيز از اين قاعده مستثني نبوده و در برخي موارد نفرات كار كشته نيز دچار مشكل ميشدند. يكي از خلباناني كه بارها به چنين موردي برخورد كرده ميگويد: «در شيفت هشدار (آلرت) پايگاه هشتم همواره 2 فروند F-14 آماده پرواز بودند. شيفت شب واقعا كسل كننده بود چون در طول 8 سال جنگ ما حتي يك پرواز از هشدار شبانه نيز نداشتيم، چون اصلا خلبانان عراقي خلبانان شب پروازي نبودند. با اين حال استاد خلبانان روسي و آلمان شرقي آمده بودند تا تغييري در اين روند صورت دهند. در نيمه شب 2 فروردين 1361 رادار مرزي زميني يك فروند هواپيماي عراقي كه با سرعت بسيار بالايي در حال حركت به سوي مرز بود را شناسايي كرده و بلافاصله آژير هشدار و آماده باش به صدا درآمد. هواپيماي مهاجم يك فروند جنگنده شناسايي ميكويان MiG-25RB بود كه به منظور عكسبرداري از پايگاهها و پدافند هوايي ما از مبدا پايگاه هوايي «يوحي» بلند شده بود. رادار سرعتش را 2 ماخ تعيين و مسيرش را پايگاه يكم شكاري تهران پيشبيني كرد. شك نداشتيم كه خلبان آن روسي است يا آلماني اما اين باعث نشد كه ما در درگيري هيچ ترديدي به خود راه دهيم. از زماني كه آژير هشدار به صدا درميآيد تا هنگامي كه هواپيما به صورت كاملا آماده از آشيانه خارج شود، خلبانان 5 الي 6 دقيقه فرصت دارند. در اين داستان، تامكتها به آرايش «دوتايي» مسلح شده يعني از هر موشك AIM-54 ، AIM-7 و AIM-9 ، 2 تير به خود بسته بودند. فرمان پذيري اين جنگنده در زمين همانند آسمان بسيار دقيق و راحت است. پس از قرارگيري در اول باند هر 2 جنگنده F-14 پسسوزهاي خود را روشن كردند. هنوز جنگندهها از زمين بلند نشده بودند كه كمك خلبان هواپيماي شماره 1 فرياد زد: پاپ. موتور سمت چپ به علت واماندگي از دست رفت و رانش يك موتور به صورت نامتقارن به جنگنده وارد ميشد كه در حين برخاست فوقالعاده خطرناك است.
    خلبان شماره 1 خطاب به شماره 2 فرياد ميزند: «ماموريت لغو، ماموريت لغو». بلافاصله شماره 2 كه در حال دويدن روي باند بود هر 2 موتور را خاموش و ترمز چرخها را به كار مياندازد. ترمزها با چنان شدتي توسط خلبان فعال شد كه هواپيما نزديك بود كله كند. پس از دادن هشدار به شماره 2، رهبر دسته حواس خود را بر روي مشكل واماندگي موتور خود متمركز ميكند. تامكت وي با سرعت بسيار بالايي باند پرواز را ترك كرد. خلبان كه تمام تلاش خود را معطوف مهار كردن F-14 افسار گسيخته كرده بود با حدس اينكه احتمال برخورد با برج كنترل بسيار زياد است به كمك خلبان دستور داد كه با مشاهده نزديك شدن به برج آماده خروج اضطراري شود. پيشبيني وي درست از آب درآمد و قبل از برخورد تامكت با تجهيزات برج، هر 2 خلبان موفق به خروج از هواپيما ميشوند. هيچكس صدمه نديده و به طرز شگفتآوري تامكت پس از برخورد به زمين منفجر نميشود. F-14 مزبور 9 سال بعد تعمير اساسي شده و وارد خدمت ميشود.
    يكي از خلبانان درباره اين بلاي جان F-14 و راه حل نيروي هوايي ارتش براي آن توضيحاتي ارايه ميدهد: «اگرچه تامكتهاي ما برخلاف همتايان امريكايي شان زمين پايه بودند، با اين حال همواره از پس سوز براي برخاست استفاده ميكردند. موتور TF-30-PW-414 آنقدر هم مستعد واماندگي نبود كه با هر برخاست با پسسوزي دچار اين عارضه شود. واماندگي اصولا هنگامي در اين موتور روي ميدهد كه سوخت بر اثر تاخير سامانه جرقه زني در قسمت پس سوز انباشته شود. قسمت نازل يا خروجي موتور قبل از روشن شدن پس سوز تا حدود زيادي بسته است و هنگامي كه اين سوخت انبار شده مشتعل ميشود فشار برعكس زيادي به سمت جلوي موتور وارد ميكند كه بلافاصله باعث واماندگي كمپرسور ميشود. در سال 1362 ما با توجه به تجربيات به دست آمده متوجه شديم كه بايد قبل از بردن دسته گاز به روي پس سوز دهانه خروجي موتور را كمي باز كنيم كه بدين ترتيب از وقوع بسياري از سوانح جلوگيري كرديم.
    پينويس
    *اصطلاحي است كه خلبانان هنگام واماندگي موتور به كار ميبرند
    * In Memory Of RF-4 Martyrs *




صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. تاريخچه موشكي ايران
    توسط Alijafarizade در انجمن سيستمهاي موشكي و پدافندي
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: 23-02-2013, 03:19
  2. گراميداشت سي امين سالگرد ورود تامكت به ايران
    توسط Arman در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: 04-01-2007, 23:57

برچسب ها برای این جستار

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •