@aerospacetalk
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

جستار: پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- فروردین ماه ۱۳۶۳

  1. #1
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- فروردین ماه ۱۳۶۳

    فردا٫ سالروز آغاز یورش صدامیان به خاک پاک ما و آغاز ۸ سال دلاوری و ازجانگذشتگی و فداکاری مردم ایرانزمین است.

    شایسته دیدم٫ فرنامی آغاز بشه که در آن یادداشتهایی از تاربرگ http://www.hashemirafsanjani.ir درباره نهاجا٫ نداجا٫ نزاجا و دیگر یادداشتهایی که در پیوند با نیروهای ما در آنزمان هستند٫ گرداوری بشه.

    همچنین , اگر در نوشتار ایشان یادداشتی دربارۀ هوانوردی "غیر نظامی" هم بود, آنرا نیز خواهیم داشت.

    در هر نوشته٫ یادداشتهای یکماه آورده خواهد شد.

    واژگان کلیدی سرخرنگ خواهند شد با بهنگام جستجو٫ ساده تر یافته شوند.

    در اینجا از دوستان خواهش میکنم از درج نوشته های بیپیوند با فرنام خودداری کنند و همچنین از زدن سخنانی که در چارچوب قانونهای انجمن نیست٫ پرهیز کنند.

    نوشتار بیپیوند و یا پایمال کنندهٔ قانونهای انجمن٫ ویرایش خواهد شد.

    بنا بر این نهاده شده که این فرنام همانند یک «مرجع» کوچک باشد ...امید است که اینگونه برای دوستانی که پیگیر ِ فراهم آوردن نوشتار تاریخی هستند٫ کار کمی ساده تر شود.

    شوربختانه دسترسی به یادداشتهای سال ۵۹ نداریم٫ پس نخستین نوشته ها از فروردین ۱۳۶۰ خواهد بود...


    با سپاس از همکاری و همیاری شما


    ---------------------------------------------------------------

    این کارِ زیبا از مردمک شاید در بهتر یافتن رشتهٔ سخن٫ بدرد بخور باشد:

    اینفوگرافی جنگ ایران و عراق

    در این صفحه ویژه به بررسی جنگ هشتساله میان ایران و عراق میپردازد که دومین جنگ طولانی قرن بیستم پس از جنگ ویتنام شناخته میشود. امسال سیامین سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق است. این صفحه ویژه با نمای تصویرسازی شده از رویدادهای مهم این دوره ایجاد شده است.
    توجه: مرزها و حدود جغرافیایی در نقشه ها و نمودارهای این صفحه، تقریبی است.


    روی خط زمان



    نقشه تصرفات و نفوذ طرفین در خاک دشمن


    این نقشه، محدوده پیشروی و تصرف قلمرو سرزمینی دو کشور توسط نیروهای نظامی هر دو طرف را در طول جنگ به طور تقریبی نشان می دهد.
    رنگ قرمز و رنگ زرد نشان می دهد که نیروهای دو کشور تا چه اندازه از حدود مرز خود به داخل خاک دشمن نفوذ کردند که در آن برخی شهرها اشغال شد.

    حمله به اچ-3


    عملیات حمله ایران به پایگاه هوایی الولید عراق (اچ-3) در نزدیک مرز اردن، گفته می شود که از بهترین و موفق ترین عملیات های هوایی جهان بوده است.
    در روز 15 فروردین 1360 شش جنگنده فانتوم اف-4 ایرانی کلاس دی و ای از پایگاه هوایی همدان با دو بار سوخت گیری از سوخت رسان های بویینگ 747 که یکی از آنها با کمک سوریه انجام شد، از طریق حریم هوایی سوریه وارد حریم هوایی عراق شدند و پایگاه هوایی الولید را بمباران کردند.
    در این عملیات نزدیک به 50 فروند هواپیما از انواع آنتونوف، میگ، سوخو و میراژ و چند بالگرد در پایگاه اچ-3 منهدم شد.

    جنگ نفتکشها

    در این جدول مجموعه عملیات های نیروهای ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران که به طور گسترده علیه ارتش عراق انجام شد همراه با زمان انجام آن نمایش داده شده است. به جز این عملیات ها، چندین عملیات نیمه گسترده و پراکنده دیگر توسط نیروهای ایرانی علیه عراق در طول هشت سال جنگ انجام شد.
    گذشته از عملیات های نظامی که دو طرف علیه یکدیگر انجام دادند، مجموعه درگیری های دریایی در طول جنگ ایران و عراق رخ داد که به جنگ نفتکش ها معروف شد.
    در این دوره طولانی، سه طرف اصلی شامل ایران، عراق و آمریکا، کشتی های تجاری، نفتکش ها و تاسیسات نفتی متعلق به دیگری را در خلیج فارس هدف میگرفتند. آمریکا در جنگ نفتکش ها، بیشتر در اسکورت کشتی ها با محموله های تجاری نقش فعال داشت.
    هدف طرفین از حمله به نفتکش ها و تاسیسات نفتی، جلوگیری از صادرات نفت و کنترل جریان آن بود، زیرا بخش زیادی از نفت جهان از طریق کشورهای حوزه خلیج فارس و از طریق همین مسیر دریایی تامین می شود.
    در اثر انفجار کشتی ها و سکوی های نفتی در خلیج فارس، مقدار بی سابقه ای نفت به دریا سرازیر شد که آلودگی گسترده زیست محیطی به بار آورد.
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg 01.JPG (38.8 کیلو بایت, 11 نمایش)
    • نوع فایل: jpg 02.JPG (16.4 کیلو بایت, 9 نمایش)
    • نوع فایل: jpg 03.JPG (12.0 کیلو بایت, 9 نمایش)
    • نوع فایل: jpg 04.JPG (59.5 کیلو بایت, 11 نمایش)
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  2. #2
    Aviation Electronics Technician
    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    290
    سپاسگزاری
    2,059
    سپاسگزاری شده : 2,442 بار در 318 پست
    قدرت امتیازدهی
    25
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ



  3. #3
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض فروردین ۱۳۶۰

    فروردین ۱۳۶۰

    فروردین ۱۳۶۰

    یکم: علی (اخوی زاده) از جبهه سرپل ذهاب آمد، خیلی خوشحالم کرد و خبر از روحیه خوب داوطلبان در جبهه میداد. علی خودش از داوطلبان است و مایل است دوباره به جبهه برود.چقدر بچه ها خوب و با گذشت شده اند!

    دوم: برای بازدید از جبهه و گذراندن ایام نوروز با رزمندگان، و بررسی راههای فعال کردن جبهه ها که راکد است، با قرار قبلی، ساعت هفت ونیم صبح به اتفاق عفت، فاطمه، یاسر،مهدی(۴) و چند پاسدار با هواپیمای کوچک جت فالکن، عازم خوزستان شدیم. در فرودگاه،آقای زابلی قاضی شرع بندرعباس را دیدیم که به آنجا میرفت. آقای بنیصدر هم عازم فسابود. ساعت نه ونیم صبح وارد اهواز شدیم. استاندار خوزستان، امام جمعه اهواز، فرمانده لشکرسپاه و جمعی از مردم در فرودگاه به استقبال آمده بودند. مصاحبه کوتاهی با تلویزیون اهوازکردم. خانواده به همراه آقای یحیوی به منزل خانواده شهید علمالهدی رفتند و به خانم رجائیپیوستند. من، استاندار و امام جمعه با اتومبیل به ماهشهر رفتیم.

    در ماهشهر در مرکز ستاد عملیات جنگ با فرمانده لشکر ۷۷ خراسان، سرهنگ جوادی که به تازگی به جای سرهنگ فروزان، جبهه اروند را اداره میکند ـ و نمایندگان نهادهایانقلابی، وضع جنگ و آوارگان را بررسی کردیم. سرهنگ کهتری، توضیحات خوبی دادند.مهمترین هدف سفر، اطلاع روشنتر از وضع جبهه است. گزارشها، هم امید میدهد و همنگرانی ایجاد میکند. در تهران هم این گونه گزارشها را داریم. با بازدیدها و مذاکره با نیروهایصف، گزارشها را ارزیابی میکنیم. بعد از ناهار و نماز، ساعت دو بعدازظهر با هلیکوپتر بهآبادان حرکت کردیم. هلیکوپترها برای اینکه از دید رادارهای دشمن مخفی بمانند، از چندمتری زمین، حرکت میکردند؛ خیلی جالب بود. سختترین نقطه هدف سفر، همین آباداناست. شهر در محاصره است و حضور مسئولان در بین نیروهای ایثارگر و داوطلب در چنیننقطهای باعث تقویت روحیه است. آن هم در روزهای تعطیلی عیدنوروز و تشخیص نیازها ونقاط ضعف وقوت، میتواند کارساز باشد.
    کنار بهمنشیر و نخلستانهای آبادان، در محل چوئبده پیاده شدیم. با اتومبیل به طرف آبادانحرکت کردیم، از کنار مخازن فراوان سوخته شده (تانک فارم آبادان) گذشتیم. ثروت هنگفتیاز دست رفته و بیش از نصف مخازن نابود شده است. مقداری با ماشین در شهر گشتیم. واردمرکز سپاه آبادان شدیم. پاسدارها خیلی ابراز احساسات کردند. سپس با همراهان به گشت درشهر پرداختیم و داخل پالایشگاه و خیابانهای شهر را گشتیم. امام جمعه آبادان آقای جمی همبه ما ملحق شدند. ستاد عملیات را دیدیم. سرهنگ شکرریز، توضیحاتی از روی نقشه داد. بهجبهه رفتیم، در ایستگاه هفت، نزدیک خرمشهر، سپاهیان ارومیه و شیراز مستقر بودند. چندسنگر خمپاره را دیدیم و من گلولهای در خمپاره گذاشته و پرتاب کردم؛ بچهها خیلی با ایمان وبا روحیه بودند. مرتب صدای انفجار گلولههای دشمن به گوش میرسید و ما روی زمین درازمیکشیدیم. در اتاقکهای محل زندگیشان نشستیم و عکس گرفتند. میخواستم نزدیک پلبروم، نگذاشتند.
    پالایشگاه آبادان خیلی خراب نشده ولی آسیبها کم نیست(۵). شهر آبادان، خالی از سکنه غیرنظامی است. فقط چند هزار نفری [در شهر] ماندهاند. در زیر زمین بزرگ کمیته ارزاق، نمازمغرب و عشا را خواندیم و برای حضار سخنرانی کردم(۶)، جواب سئوالاتشان را دادم و سپس بههتلی برای دیدن [نیروهای] سپاه خرمشهر رفتیم، با حال و جالب بودند. ساعت یازده شب بهمرکز اداره جنگ رفتیم و شام سربازی خوردیم و همان جا خوابیدیم. دشمن که گویا خبر ورودمن را شنیده بود، تحرک هوایی شدیدی در آن شب داشت و ضدهوایی ساختمان ما فعال بود.

    سوم: ساعت پنج صبح با صدای آتشبارهای ضدهوایی ساختمان، بیدار شدم(۷). پس از نماز وصبحانه برای عیادت مجروحان جنگ به بیمارستان شرکت نفت رفتم. دیشب یک شهید ویک مجروح آورده بودند. روحیه بیماران و وضع بیمارستان خوب بود. ساعت هشت ونیم بهدیدن فدائیان اسلام در هتل آبادان رفتم؛ اکثر مجروحان از [نیروهای] فدائیان بودند که بخشیاز جبهه ذوالفقار را اداره میکردند. در مجموع آنچه که از رشادت و ایثار مدافعان این جبههسرنوشتساز شنیده بودم کمتر از حقایق ملموس صف و میدان آبادان و خرمشهر است.
    من قبل از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب بارها به این جزیره آمده بودم و مقایسه آنرونق و آبادی با این خرابی و غربت به شدت آزرده خاطرم کرد. گرچه مردانگی و مقاومتنیروهای انقلاب امید آفرین است و نوید آیندهای درخشان میدهد.
    سپس با هلیکوپتر به ماهشهر برگشتیم و از آنجا با اتومبیل به اهواز آمدیم. ظهر به دشتهایوسیع و هموار ولی بایر خوزستان رسیدیم. آب فراوان و هرز آن، مایه حسرت شد(۸). بعد ازنماز، ناهار و استراحت به پادگان حمیدیه نزدیک سوسنگرد رفتیم. قرارگاه لشکر ۱۶ قزوین رابازدید کردیم و در مسجد پادگان برای سربازان صحبت کردم(۹). آنها شعارهای داغی به نفع خطامام دادند. فکر میکنم، فرماندهان از عکسالعملهای بعدی آقای بنیصدر وحشت داشتند(۱۰). ازسد در حال احداث بر روی کرخه بازدید به عمل آوردیم. این سد به پیشنهاد مهندس سبزواریبرای انحراف آب به سوی مراکز ارتش عراق، ایجاد میشود. میگویند، در سرنوشت جنگ اثرمهمی خواهد داشت. مراحل آخر کار بود. میخواستند، دریچه بزرگ را نصب کنند. نتوانستیماین مرحله جالب را تماشا کنیم.
    با دو ساعت تأخیر به فرودگاه رسیدیم. هواپیما منتظر بود. با عجله، مصاحبه کوتاهی باتلویزیون اهواز انجام دادم. شب وارد تهران شدیم. احتمال خطر هم بود، چون شبها هواپیما بامشکل بر فراز تهران حرکت میکند. احتمال شلیک دفاع خودمان زیاد است. وحشتی نداشتم و به خیر گذشت. بعضی از همراهان پس از رسیدن به خانه، در اثر غذای اهواز یا پذیراییداخل هواپیما، دچار دل درد و اسهال شده بودند.

    چهارم: -

    پنجم: -

    ششم: برای عیادت مجروحان جنگ به بیمارستان امداد شماره دو رفتیم. خبرنگار از خبرگزاریپارس و فیلمبردار از صداوسیما هم آمده بود. بیمارستان بزرگ است و بیش از پانصدتختخواب دارد. اکثر تختها خالی بود. جالب است که در جریان جنگ این همه تخت خالیبیمارستانی داریم. نزدیک یکصدوپنجاه مریض آنجا [بستری] بودند که از همه آنها عیادتکردم. حدود نصفشان مجروح جنگ یا جنگزده بودند. روحیهها خوب بود. دکترها وپرستارها، خوب کار کرده بودند. کمبود مهمی در بیمارستان به چشم نمیخورد و بعضی ازقلمهای دارو کمیاب بود که باید تهیه شود. انجمن اسلامی بیمارستان مسجدی ساخته بود ولیبودجه نداشتند، کمک خواستند، صد هزارتومان حواله اوقاف کردم؛ خدا کند که بپردازند.

    هفتم: -

    هشتم: از امام خواستم که به مسؤولیت فرماندهی کل قوا، توجه بیشتریبفرمایند و از عدم تحرک در جبههها ـ که نیروهای ما را به ستوه آورده است ـ شکایت کردم واینکه به ارتش، در آبادان، توپ ۱۷۵ داده نمیشود که بتوانند حمله به شهرها را تلافی کنند(۱۸).
    آقای خامنهای از اینکه طبق قانون نمیتوانند در ارتش نظارت مؤثری داشته باشند، ازخود سلب مسؤولیت کردند و از امام خواستند که خودشان توجه بیشتری در هدایت جنگ وارتش، مبذول دارند. امام از ایشان خواستند که اطلاعات کافی در اختیار امام گذارده شود کهبتوانند تصمیم مقتضی را بگیرند. آقای خامنهای، بار دیگر ضرر عزل سرهنگ [صیاد]شیرازیرا گوشزد کردند، ولی امام مطلب را بیاهمیت تلقی کردند.

    نهم: -

    دهم: -

    یازدهم:-

    دوازدهم: -

    سیزدهم: -

    چهاردهم: -

    پانزدهم: خبر حمله هواپیماهای ما به عمق خاک عراق و انهدام چهار پایگاه هواییبا سروصدا پخش شد. امید است که مؤثر باشد. [فردید٫ یورش تاریخی نهاجا به H3 میباشد.AMG ]

    شانزدهم: -

    هفدهم: آقای خامنهای عازم کردستان شدند. از فرودگاه سندی فرستادند در مورد اظهارات آقایبنیصدر در خدمت امام، در جواب اعتراض امام به عدم واگذاری توپ یکصدوهفتادوپنج بهآبادان(۴۴). (این [سند] در اصل شکایت سرهنگ شکرریز فرمانده واحد مستقر در آبادان است).
    آقای بنیصدر گفته بودند که از این توپها کم داریم و گلولههای آن هر یک ده هزار دلاراست و دلار را هم به نرخ آزاد بیست تومان حساب کرده بودند که قیمت هر گلوله دویستهزارتومان میشد.
    این سند میگوید سیوهفت اراده توپ و گلوله زیاد در انبار داریم و قیمت هر گلولههشتصدوپنجاه دلار است. گزارشی از مرز ترکیه با ایران، توسط [کامل عابدین زاده] نمایندهخوی رسید که نقل و انتقالات مشکوکی در آنجا دیده میشود. نسخهای از آن را برای امامفرستادم.
    آقای [حسین]حسینی[واعظ رامیانی] نماینده مینودشت [رامیان] که پای پسر سربازش قطعشده بود، برای انتقال ایشان از ارومیه میخواستند از هواپیماهای ارتشی استفاده کنند کهتماس برقرار شد.

    هجدهم: -

    نوزدهم: -

    بیستم: سپس ملاقاتی با سفیرایتالیا ـ که خواستار توسعه روابط اقتصادی بود ـ [انجام دادم] از اینکه بعد از انقلاب شرکتهایایتالیائی کارهایی در ایران انجام دادهاند، تشکر کردم و از اینکه هلیکوپترهای شنوک ما راتحویل ندادهاند، انتقاد کردم. گفت مسأله حل شده است(۴۷).

    به مرکز پاسداران منزل امام رفتم، با آنها نماز خواندم و سخنرانی کردم(۴۹) و مطالبی دربارهتوپ یکصدوهفتادوپنج و مرز ترکیه به خدمت امام فرستادم و شب را در منزل آقای بهشتی،مهمان بودیم .

    بیست و یکم: -

    بیست و دوم: -

    بیست و سوم: -

    بیست و چهارم: اول شب، در مجلس صدای توپهای ضدهوایی بلند شد، ولی بعدا گفتند که حملهای نبوده وبیجهت توپها را شلیک کردهاند.

    بیست و پنجم: خبری از پیروزی در جنگ در شوش داشتیم و موضوع کلاهبرداریپنجاهوشش میلیون دلاری در رابطه با خرید اسلحه مطرح گردید که از وزارت دفاع کسب اطلاعشد، معلوم شد صحت دارد، ولی اموال شرکت کلاهبردار و همین پولها را در بانک توقیفکردهاند؛ البته به ادعای آقای [جواد]فکوری وزیر دفاع. بنا شد گزارش کاملی بدهند.

    بیست و ششم: -

    بیست و هفتم: -

    بیست و هشتم: -

    بیست و نهم: -

    سی ام: -

    سی و یکم:
    -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  4. #4
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض اردیبهشت ۱۳۶۰

    اردیبهشت ۱۳۶۰


    یکم:-

    دوم: تیمسار افضلی فرمانده نیروی دریایی تلفن کرد که کار فوریدارد. آمد ولی کار مهمی نداشت. اطلاع داد که مؤسسه فیات ایتالیا مایل است که ایرانناسیونال را ـ که از انگلستان تغذیه میشود ـ از نظر بعضی نیازهای فنی و قطعات، با فیات تغذیهکند و همچنین کارخانه تراکتورسازی تبریز را؛ قرار شد با مسئولان صنایع صحبت کند.
    از قصد و تمایل فرماندهان به حذف اداره سیاسی ایدئولوژیک ارتش صحبت میکرد واینکه حکم اخیر امام، مبنی بر انتصاب آقای صفائی به ریاست این اداره، این توطئه را خنثیکرده، و صحبت از تجدید سازمان ارتش میکرد و اهداف انحرافی فرماندهان موجود، منجملهآقای بنیصدر در تضعیف عامل ایمان. مدعی بود که باید سپاه را مبنای ارتش قرار داد و ارتشرا رفته رفته در سپاه منحل کرد. شاید میخواست مرا بیازماید. گفتم که در خود ارتش،نیروهای سالم و مجرب و مسلمان و قابل تربیت فراوان است.

    سوم: -

    چهارم: -

    پنجم: -

    ششم: -

    هفتم: آقای باقری که در [واحد] سیاسی ایدئولوژی دانشکده افسریاست، از محیط اسلامی و حزب اللهی دانشکده و سرهنگ نامجو(۶۸)راضی است. بعد از انقلاب،دو دوره دانشجو گرفتهاند که مسلمان و انقلابیاند، و گفت سال سوم که از دانشجویان قبل ازپیروزی انقلابند، خیلی جالب نیستند و این روزها کارشان تمام است و به جبهه خواهند رفت.امیدوار بود که پس از گزینش امسال، محیط دانشکده یکپارچه اسلامی و انقلابی شود.

    هشتم: آقای محمد منتظری از خیانت فریور معاون تسلیحاتی وزارت دفاع گفت، حیدری پاکسازی شده رابه عنوان مسئول به خطر افتادن پنجاه و شش میلیون دلار که در خرید اسلحه کلاه سرش رفتهافشا کرد. از اینکه بعضی فرماندهان ارتش، میخواهند پاکسازی شدهها را برگردانند، انتقادکرد.

    نهم: با استانداری کرمانشاه درباره خبر حمله لشکر هفت زرهی عراق به نیروهای ما در بازیدراز صحبت کردم. به حمدالله دفاع نیروهای ما قوی بوده ولی فشار دشمن هم زیاد است.

    دهم: جلسه علنی مجلس داشتیم. نطقهای پیش از دستور خوب بود و اکثرا علیه فتنه مجاهدینخلق و من هم مشروحا درباره شهادت خلبان شیرودی، روزکارگر، فتنه مجاهدین و تعویقانتخابات میان دورهای صحبت کردم(۷۵)

    یازدهم:-

    دوازدهم: بعدازظهر از انجمناسلامی هلیکوپتر سازی آمدند و صحبت از برنامهای میکردند که بنااست هیأت مدیرهای از غیر مکتبیها، شرکت عظیم و کارهای فنی هواپیمائی را اداره کنند واز نمایندهای که از طرف کمیسیون دفاع مأمور تحقیق است، گله داشتند.
    سفیر لیبی آمد، از نتایج سفر قذافی به مسکو گفت و خواهان همکاری بیشتر بود و هواپیمایC-130 میخواست و از ابقای ایاذ ثابت صحبت میکرد، که قرار است اخراج شود.

    سیزدهم: سروان شریفالنسب آمد. او توصیه میکرد که تیمسار ظهیرنژاد را جذب کنیم، زیرا آدمسالمی است و نگذاریم بنیصدر ایشان را جذب کند.

    چهاردهم: -

    پانزدهم: بعدازظهر، فرمانده هوانیروز و جمعی از افسران مکتبی آمدند و از مکتب زدایی درونارتش نگران بودند. راه علاج را مکتبی بودن فرماندهان تا سطح تیپ میدانستند. چون آقایبنیصدر جانشین فرماندهی کل قوا است اینگونه مراجعات به ما زیاد است.

    شانزدهم: -

    هفدهم: -

    هجدهم: -

    نوزدهم: -

    بیستم: -

    بیست و یکم: -

    بیست و دوم: -

    بیست و سوم: -

    بیست و چهارم: -

    بیست و پنجم: -

    بیست و ششم: از جنگ صحبت شد. امام اجازه حمله به شهرهای مسکونی عراق را ندادند. کار مشکلیاست که عراق شهرهای ما را بکوبد و آواره جنگی درست کند، ولی خودش مشکل آوارگان رانداشته باشد. مشکل عمده ما آوارگانند.

    بیست و هفتم: -

    بیست و هشتم: -HBD F

    بیست و نهم: -

    سی ام: -

    سی و یکم: بهانتظار شنیدن خبر پیروزی امروز نیروهای اسلام بر عراقیها در جبهه دزفول؛ خبر فتح تپه اللهاکبر که میتواند در جنگ سرنوشت ساز باشد و اسارت صدها عراقی، امید بخش بود و من تانزدیک ساعت یک بامداد بیدار ماندم تا جزئیات اخبار ساعت ۱۲ شب را بشنوم.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  5. #5
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض خرداد ۱۳۶۰

    خرداد ۱۳۶۰


    یکم:-

    دوم: خبر پیروزی و فتح تپههای گامیشان، خبر خوشحال کننده صبح بود که رادیو گفت.
    برادر شهید شیرودی و همکارش خلبان میرزائی آمدند و از احتمال توطئه داخلی درشهادت او میگفتند. شب قبل از شهادتش تماس مشکوکی از دو سرهنگ و بنیصدر نقلمیکردند و مدعی بودند، جهت تیر از جلو که دشمن بوده، نیست و از کنار است. از من حمایتنیروهای خط امام ارتش را میخواستند.

    سوم: -

    چهارم: -

    پنجم: -

    ششم: -

    هفتم: -

    هشتم: -

    نهم: -

    دهم: -

    یازدهم: از سپاه قائم، آمده بودند و شکایت داشتند که ارتشیان تانکهایی را که سپاه گرفته و به پشتجبهه آورده، میخواهند بگیرند.
    عصر، با بچهها به پادگان سعدآباد، برای تمرین تیراندازی رفتیم و برای سپاهیان سخنرانیکردم(۱۰۳). شب از سپاه برای مشاوره به خانه آمدند.

    دوازدهم: ظهر، معلمان و مربیان فنی خلبانی آمدند. از وضع استخدامی خود شکایت داشتند. عصرآقای جمی امام جمعه آبادان آمد و از خط حرکت در مقابل بنیصدر میپرسید. از فرماندهلشکر هفتادوهفت خراسان ـ که فرمانده اروند هم هست ـ شکایت داشت.

    سیزدهم: -

    چهاردهم: -

    پانزدهم: -

    شانزدهم: -

    هفدهم: -

    هجدهم: -

    نوزدهم: آقای خامنهای، با اصرار احمدآقا از جبهه برگشته بودند، برای تدبیر در امر ارتش، درشرایط موجود.
    خبری از آماده شدن بنیصدر، برای خروج از کشور رسید و گویا در همین رابطه، دونفر ازدفتر ایشان بازداشت شدهاند.


    بیستم: ظهر، احمدآقا خمینی به مجلس آمدند که با آقای خامنهای، درباره آینده ارتش مشورتکنند و تصمیماتی اتخاذ کردند.


    بیست و یکم: در بین راه اخبار ساعت هفتصبح را گوش دادم. موضوع مهم، عزل آقای بنیصدر از فرماندهی نیروهای مسلح بود.

    بنیصدریها خیلی ترسیدهاند و احتمال فرارشان قوی است.
    یک نظر این است که مانع فرارشان نشویم، زیرا به کلی از اعتبار ساقط میشوند و چیزی برمدنی و بختیار و پهلویها نمیافزایند. نظر امام، این بوده که نگذاریم بگریزند؛ ولی دیشب ازاحمد آقا نقل شد که امام هم، دیگر مخالفتی ندارند.

    آخر شب، آقای رضائی تلفنی اطلاع داد که خبری میگوید، آقای بنیصدر هواپیمایبزرگی را خواسته، آماده داشته باشند و میگفت احمدآقا هم از امام کسب تکلیف کرده و امامهم مخالفتی ندارند. خودم از احمدآقا پرسیدم، ایشان تأیید کرد.

    بیست و دوم: -

    بیست و سوم: -

    بیست و چهارم: فرماندهان لشکرها و پایگاههای هوایی خدمت امام رسیدند، همراه آقای خامنهای؛ وامام مطالب مهمی، در جهت تقویت خط امام و تضعیف لیبرالها و به خصوص بنیصدر،فرمودند(۱۱۹).


    بیست و پنجم: -

    بیست و ششم: عصر، شورای فرماندهی سپاه پاسداران آمدند و پیشنهاد میکردند که شورای فرماندهیکل قوا که پس از عزل آقای بنیصدر، احتمالا تشکیل میشود، مرکب باشد از دونظامی و یکسپاهی؛ سرهنگ نامجو، سرهنگ فکوری و محسن رضائی را پیشنهاد میکردند. قرار شد باامام صحبت کنیم.

    خبرپیروزی سپاه و ارتش در دهلاویه خوشحال کننده است؛ ولی گویا خیلی مهم نیست.

    بیست و هفتم: -

    بیست و هشتم: آقایان فلاحی و فکوری را آنجا ملاقات کردم. نگران بودند ولی میگفتند، اگر ارتش درجریانات سیاسی دخالتی نکند، بهتر است و از این جهت عزل بنیصدر را خوب میدانستند.



    بیست و نهم: -

    سی ام: -

    سی و یکم: متأسفانه خبر شهادت آقای دکتر چمران در جبهه دهلاویه، حلاوت رأی موافق مجلس رااز کاممان بیرون برد و اعلان خبر شهادت را تا آخر شب برای اینکه خبر مجلس، تحتالشعاعقرار نگیرد، به عقب انداخیتم.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  6. #6
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض تير ۱۳۶۰

    تير ۱۳۶۰


    یکم: اطلاع دادند که ضد هواییهای نخست وزیری را جمع میکنند. اقدام مشکوکی به نظررسید. آقای خامنهای، تماس گرفتند، تأیید شد. ایشان ممانعت کردند. خبر فتح ما در آبادان وباز شدن جاده آبادان ـ ماهشهر، بعد از بیست ماه از اخبار خوب بود.

    دوم: آقای فلاحی، وضع جبههها و طرحهای آینده را گفت؛ رضایت بخش است. وتصمیماتی گرفتیم.

    سوم: -

    چهارم: سپس بهفرودگاه رفتم و با هواپیمای کوچک فالکن، همراه پاسداران، فاطی، مهدی و یاسر، به طرفکرمان به منظور رسیدگی به وضع زلزله زدگان گلباف کرمان، حرکت کردیم. ساعت ده درفرودگاه کرمان بودیم. جمع زیادی از عناصر انقلابی شهر، به استقبال آمده بودند. سخنرانیکوتاهی پس از خیرمقدم گفتن آنان انجام دادم(۱۳۲).
    با دو هلیکوپتر با همراهان به گلباف رفتیم. شهر کوچکی با حدود پانزده هزار جمعیت، کهتقریبا تمام ساختمانها یا به کلی ویران شده و یا غیر قابل سکونت. خوشبختانه اغلب خانههادر حیاط خودشان، درخت دارند و لذا چادرهایی در همان محیط نصب شده و مردم به آسانی،اسکان یافتهاند.

    پنجم: -

    ششم: صبح زود، آماده رفتن به جیرفت و کهنوج شدیم. به پادگان هوانیروز رفتیم. مقداری باپرسنل صحبت کردیم و سوار هلیکوپتر شدیم. پس از کمی انتظار پرواز برج مراقبت اعلان کردکه هوا برای پرواز مساعد نیست. ناچار برگشتیم. همافران و خلبانها جمع شدند و برایشانسخنرانی کردم و توضیحات کاری و روشنگر، که موثر و مفید است. سپس پایگاه را بازدیدکردیم و در جمع سربازان هم کمی صحبت کردم.
    ساعت شش بعدازظهر به فرودگاه رسیدیم. هواپیما عیبی داشت. مدتی معطل شدیم، تا رفع شد و سپس پرواز کردیم.

    هفتم: هفتم تیرماه

    هشتم: -

    نهم: -

    دهم: -

    یازدهم: -

    دوازدهم: آقای [ولی الله] فلاحی از اختلافات بین خودش و آقای ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینیصحبت داشت و چارهجویی کرد. مشکلی است که به جنگ ضربه میزند. قرار شد جدیبرخورد کنیم. گزارشی از وضع امکانات و نیروهایمان شنیدیم؛ مشکلات جدی برای تدارکاتداریم.

    سیزدهم: -

    چهاردهم: -

    پانزدهم: بعدازظهر، شورای عالی دفاع داشتیم. تیمسار ظهیرنژاد احضار شده بود. برای بررسیاختلاف نظرهای ایشان و آقای [ولی الله] فلاحی بحث زیادی شد. در رفع اختلاف پیشرفتینکردیم.

    قرار شد، در جبهه عمل کنند و حرکتی را خیلی زود برای سرکوب نیروهای متجاوز بعثیعراق آغاز نمایند. از کمبود مهمات میگفت که قول تأمین آن داده شد. بعد از سفر اول سالمن به خوزستان و مذاکره با فرماندهان در جبهه و سپس مشاورهها و پیگیریها طرحهایعملیاتی تهیه شده بود، ولی با وجود بنیصدر کارها کند بود.

    خبر آسیب دیدن و نیمه غرق شدن یکی از ناوهای نیروی دریائی در کنار خارک رسید کهآقای فلاحی گفت، در دریا تصادف کرده و مشغول تعمیرند. تلفات جانی نداشتهایم.

    شانزدهم: -

    هفدهم: -

    هجدهم: -

    نوزدهم: تیمسار فلاحیمیگوید آقای ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی، معتقد به حرکت ارتش نیست و بهتر میداند،وضع کنونی محفوظ بماند و نامهای از سرهنگ یعقوب حبشی از افسران ستاد نیروی زمینیخواند که ارتش را در وضع کنونی، قادر به اخراج ارتش عراق نمیداند و محتاج به دوسه لشکرجدید التأسیس میباشد که به این زودیها، امکان ایجاد آن نیست. گزارشی از وضع مهمات دادکه بد نبود.

    بیستم: -

    بیست و یکم: -

    بیست و دوم: عصر، در جلسه شورای عالی دفاع، در ستاد مشترک شرکت کردم. آقایان مهندس[محمد]غرضی و مهندس سرداری از برنامه استفاده از آب در مقابل دشمن، شرحی ارائه دادند.
    کارهای نسبتا جالبی انجام شده. فرماندهان لشکرهای ۸۱ و۹۲ و۱۶ و۲۱ و۷۷ نیروی زمینیدر جلسه شرکت کردند. ضمن تذکر، کمبود مهمات توپ (۱۵۵) و بعضی از مهمات و سلاحهایدیگر، برنامه آینده نزدیک خودشان را در جبههها گفتند. تحرک لازم در جبهههای جنوبنیست. با اینکه دشمن با اعتراف خود فرماندهان، ضعیف و آماده هزیمت است. عذرشان همکمبود مهمات و گرما است. ولی چون چند لشکر، قول حرکت دادند، شورا به انتظار حرکتنزدیک، فعلا اقدامی نکرد، اما اگر تحرک لازم دیده نشد، باید فکری بکینم.
    آقایان[ولیالله]فلاحی و [جواد] فکوری هم سخت طرفدار حرکت سریعاند. کوتاهی را از نیرویزمینی میدانند. آینده، حقیقت را روشن میکند.

    بیست و سوم: گروهی از نیروی هوائی آمدند و پیشنهادهائی داشتند برای تعویض کادر ستاد نیرو، پس ازسرهنگ[جواد] فکوری که احتمالا پست فرماندهی نیروی هوائی را برای پست وزارت[دفاع] از دست بدهد؛ چون قانون اساسی دو شغل را اجازه نمیدهد.

    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: -

    بیست و ششم: عصر، جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک داشتیم. سرهنگ افضلی [فرمانده نیرویدریائی] و سرتیپ ظهیرنژاد [فرمانده نیروی زمینی] هم شرکت نمودند، افضلی درباره علتآسیب دیدن ناو میلانیان و نیمه غرق شدن آن، توضیح داد و گفت چهارده نفر که در انجاموظایفشان کوتاهی کردهاند، تحت پیگرد قرار گرفتهاند. تا دوسه هفته دیگر، ناو اصلاح ومشغول کار میشود. از نیازهای نیروی دریائی شرحی داد.
    آقای ظهیرنژاد، از اختلاف خود با تیمسار فلاحی، در موضوع عزل سرهنگ ورشوی ازفرماندهی لشکر ۲۱ گفت و شکایت به شورا نمود و پس از دفاع آقای فلاحی، قرار شد تفاهم وهمکاری کنند.

    بیست و هفتم: -

    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: ساعتپنج بعدازظهر در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم، گزارشی از وضع جبههها که اکثراراکدند و در انتظار حرکت و طرحی برای طرد دشمن از اطراف آبادان و موضوع مذاکره باپاکستان و کمبود آب رود هیرمند، مطرح شد.

    سی ام: -

    سی و یکم: اول وقت سر کارم بودم. آخر شب خبر تصرف بیاره را دادند؛ شهر کوچکی از عراق که درمرز به تصرف نیروهای ما در آمده، ولی هنوز کاملا تائید نشده و معلوم نیست، مسلطبرجادههای شهرند یا داخل شهر. به هر حال نقطه عطفی در جنگ است و شروع پیشروی درخاک عراق، مهم است.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  7. #7
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض مرداد ۱۳۶۰

    مرداد ۱۳۶۰


    یکم: -

    دوم: بعدازظهر، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد ارتش، شرکت کردم. آقای فلاحی گزارشجبههها و آقای فکوری، گزارش رسیدن مهمات را ـ که نگران کمبود آنها بودیم ـ و آقایمهندس [میرحسین]موسوی، گزارش عادی شدن آب رودخانه هیرمند را ـ که در جلسه گذشتهفکر میشد، افغانها آن را منحرف کردهاند ـ دادند.

    فرماندهان لشکرها را دعوت کرده بودیم. از خوزستان آمدند. اعتراض کردیم که چرا بهوعدههای حمله، عمل نشده. عذرهائی مطرح کردند و وعده کردند به زودی عمل کنند. افطاررا در ستاد خوردیم و جلسه تا ساعت ده شب، ادامه داشت. برخوردهائی بین آقای[یوسف]کلاهدوز، قائم مقام فرمانده سپاه و ارتشیان پیش آمد که مهم نبود. مهندس[مهدی]چمران هم برای سرنوشت ستاد جنگهای نامنظم چمران، شرکت داشت. قرار شد تابعارتش باشد.

    سوم: افطار را در نخست وزیری، با آقایان رجائی، احمدخمینی، موسویاردبیلی، تیمسار فلاحی و سرهنگ فکوری، صرف کردم. فلاحی از عملکرد دادگاه انقلاب وانجمنهای اسلامی و سلب امنیت شغلی افسران، شکایت داشت و چارهجوئی میکرد. بعد ازبحث زیاد، قرار شد آنها با این نهادها گرم بگیرند و تعارضهای زمان بنیصدر، که عامل اینموضعگیریهاست، جبران شود و با هم کمک به رفع تضادها کنیم و به آنها اعتماد دادیم.
    درباره هواپیمای فراری به مصر، توسط خلبان خیرخواه که کودتاچی آزاد شده است، بحثشد. معلوم شد، فریب داده و به دروغ مدعی قفل شدن فرمانهای هواپیما شده و فرار کرده و بهمصر پناهنده شده و چهار نفر همراه او، خواهان مراجعت به ایراناند. فردا با هواپیمابرمیگردند.

    چهارم: -

    پنجم: ساعت پنج بعدازظهر، در شورای عالی دفاع در نخست وزیری، شرکت کردم. آقای فلاحیگزارش جبههها را داد. حمله لشکر ۱۶ موفق بوده و غنائم و اسرای زیادی گرفتهاند. دشمن رااز شمال کرخه کور، عقب راندهاند، ولی در دزفول لشکر ۲۱ فتح، عمل نکرده و در آبادان همحمله لشکر ۷۷ خراسان، بی نتیجه مانده است.
    سرهنگ دهقان، گزارشی از خریدهای موفق مهمات داد که از شرقیها و غربیها خریدهاند ومشغول وارد کردن هستند. ایشان مدعی است، از اول جنگ تاکنون نزدیک بیست میلیارددلار، مهمات مصرف کردهایم. رقم عظیمی است. احتمالا اغراق آمیز است.

    سرهنگ نامجو و کلاهدوز، گزارشی مبنی بر تقصیر نیروی هوائی، در عدم حمله به مرکزکنفرانس سران ضدانقلاب در کردستان که از طرف استاندار ارومیه خواسته شده بود، دادند وقرار شد پس از بررسی، تنبیه شوند.

    ششم: ساعت یازده، خبر فرار یک هواپیمای بوئینگ سوخت رسانی نظامی از فرودگاه تهرانرسید. دستور تعقیب و برگرداندن آن را دادیم. ساعت دوازده خبر دادند که وارد ترکیه شده و ازدست ما کاری برنمیآید و خلبان آن، همان سرهنگ معزی خلبان مخصوص شاه است کههواپیمای شاه را به ایران آورده بوده.

    هفتم: ساعت یازده گزارش رسید که بنیصدر و مسعود رجوی، سرنشین هواپیمای فراری هستندو امروز صبح به پاریس رسیدهاند و فرانسه به بنیصدر، پناهندگی سیاسی داده. خبر تلخیاست. مأموران میگفتند تا حدودی به سرنخهائی در مورد محل اخفای آنها رسیدهاند.

    ظهر گروهی ازهمافران آمدند و خیلی ناراحت بودند و خواهان تصفیه فوری در نیروی هوائی بودند.با توجهبه فرار بنیصدر با هواپیمایی از این نیرو.

    در دفتر آقای رجائی، فورا جلسه با حضور آقای موسوی اردبیلی و سرهنگ فکوریفرمانده نیروی هوائی تشکیل دادیم. سرهنگ فکوری خیلی ترسیده و تعادل خود را از دستداده [بود] و میگفت، نیروی هوائی با این دو مورد فرار هواپیما متزلزل شده است. گفتیم زمینهخوبی برای تصفیه ضدانقلاب در نیرو پیش آمده. با مشورت انجمناسلامی، سیاسی ـایدئولوژی نیرو و دادگاه انقلاب ارتش، تصمیمات مهمی گرفتیم. ستاد فرماندهی و فرماندهانپایگاهها را عوض کردیم. جانشین فرمانده را آقای سرهنگ معینی قراردادیم. اختیارات آقایفکوری را به معینی دادیم.

    هشتم: -

    نهم: عصر، در شورای امنیت شرکت کردم و گلههای ارتش را مطرح کردم و تصمیماتی اتخاذکردیم. توسط احمد آقا به امام پیغام دادیم و از امام نظر خواستیم. امام با تغییراتی در ارتش،برای اطمینان بیشتر، موافقت کردند.
    عصر، شورای عالی دفاع داشتیم. گزارش جبههها، صنایع نظامی و مهماتی را که در ایرانمیسازیم، دادند. رفته رفته، صنایع فعال میشود.

    دهم: -

    یازدهم: -

    دوازدهم: ساعت پنج بعدازظهر، در شورای عالی دفاع شرکت کردم. گزارش جبههها را دادند که راکداست. پیشنهاد فرماندهی غرب را برای آقای سرهنگ صیادشیرازی نمودیم که نظامیان راخوش نیامد و گزارشی از عدم پیشرفت کار تعمیر ناو میلانیان و حمله به تأسیسات نفتی تکریتعراق داده شد. آخر وقت آقای ظهیرنژاد، از پیشرفت تیپ ۸۲ خرم آباد در عین خوش و دهلیزخبر داد.

    سیزدهم: -

    چهاردهم: -

    پانزدهم: -

    شانزدهم: به جلسه شورای عالی دفاع، در ستاد مشترک ارتش رفتم. فرماندهان همه لشکرها آمدهبودند و گزارش عملیات را دادند. آقای صادق طباطبائی که در خارج برای خرید اسلحه به سرمیبرد، آمد و گزارشی از خریدها داد. گزارش برگشتن هواپیمای ربوده شده توسط بنیصدر ورجوی با دو خلبان را دادند. گزارشی هم از تحقیقات [داده شد]، درباره ربودن هواپیما و گفتهشد که مصر هواپیمای ربوده شده را پس نمیدهد.

    هفدهم: -

    هجدهم: -

    نوزدهم: سرهنگ معین پور آمد و گزارشی درباره نتیجه تحقیقاتدر موضوع فرار بنیصدر، رجوی، هواپیما و دو نفری که برگشتهاند، داد. پیشرفتی در تحقیقاتنکردهاند، شش نفر را بازداشت کردهاند. هواپیما برگشته، ولی اظهارات دو همافر خیلیراهگشا نیست. ضعیف است و به نظر تردید آمیز. شب به خانه آمدم.

    بیستم: -

    بیست و یکم: -

    بیست و دوم: سپس با شورای عالی دفاع به خدمت امام رسیدیم. امام گله داشتند که سریعا عمل نمیکنندو جبههها را راکد گذاشتهاند. تیمسار [ولیالله]فلاحی گزارشی از وضع نیروهای مهاجم وجبههها و تدبیری برای حرکت در جنگ داد و بحثهای زیادی شد. قرار شد با شرکت فرماندهنیروی زمینی، تیمسار ظهیرنژاد، روز شنبه طرحهای زمانبندی شده، برای اخراج دشمن وتحرک جبهه در محضر امام تصویب شود و فرماندهانی که آمادگی عملی ندارند، کنار بروند.

    بیست و سوم: آخر شب، آقای نظران اطلاع داد که در شورا، موضوع ربودن ناوچه توپدار فرانسوی ایرانو هواپیمای فرندشیپ نیروی دریایی مطرح بوده. رژیم شاه سه ناوچه توپدار از فرانسه خریدهبود که فرانسه، پس از مدتی تأخیر، به تازگی تحویل داده. در آبهای ساحلی اسپانیا در راه آمدنبه ایران یکی از ناوچهها ربوده شده و ظاهرا به مراکش رفته. بعضی از کارکنان ناوچه باربایندگان، همدستی و همکاری داشتهاند. اسپانیا اقدام کرده که ناوچه را پس بگیرد؛ چوناسپانیا مسئول حفاظت در آبهای خودش میباشد.
    هواپیمای فرندشیپ، در راه حرکت از بندرعباس به چاهبهار به طرف مسقط رفته و درفرودگاه مسقط فرود آمده. سیزده سرنشین داشته. گویا خلبان و کمک خلبان، قصد فرار از ایرانداشتهاند و این گونه فرار کردهاند.

    بیست و چهارم: صبح با شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی، خدمت امام قرار داشتیم که درباره آیندهجنگ و تحرک جبههها، تصمیم بگیریم.
    امام، ابتدا از فرار فرندشیپ و ناوچه پرسیدند. معلوم شد هواپیما برگشته و دو نفر خلبانماندهاند. امام دستور دادند که مراقبت بیشتر شود و افراد ناپاک تصفیه شوند که این گونه حوادث ـ که حیثیت ما را مخدوش میکند ـ پیش نیاید.
    در مورد جنگ، فرمودند جبههها را متحرک کنند. تیمسار ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینیاحتیاط بیش از حدنشان میداد و بیشتر تمایل به عدم حرکتهای سریع داشت. اصولا فرماندهانکلاسیک نظامی، با شیوههای مطمئنتر و حساب شدهتر، تمایل دارند و سپاهیان با شیوههایانقلابی و سریع و ضربتی؛ ولی اکثریت خواهان حرکت سریع بودیم و ادامه وضع موجود را بهصلاح نمیدانستیم. جنگ فرسایشی شده و دشمن انقلاب، همین را میخواهد؛ هم برای ما وهم برای عراق. در خاتمه تصمیم گرفته شد که به همین زودی در دو جبهه کاری شود. زمان همتعیین شد، باید تعقیب کنیم.


    بیست و پنجم: -

    بیست و ششم: -

    بیست و هفتم: شب را برای مراعات امنیت، به منزل احمد آقا رفتم. چون منطقه جماران، بهتر از هر جایدیگر محافظت میشود. اتفاقا ساعت سه بعد از نصف شب، ضد هوائیهای منطقه شروع بهآتش باری کرد و احمد آقا به تصور اینکه شایعه کودتا، تحقق پیدا کرده و یا به خاطر من بهمنطقه حمله شده، من را بیدار کرد. اما خیلی زود آتش خاموش شد. معلوم شد شیئی نورانی درفضا دیدهاند و احتیاط کردهاند و امام هم در همان لحظه، برای نماز شب بیدار بودهاند. دوبارهخوابیدیم.

    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: -

    سی ام: مسأله ربوده شدن ناوچهتوپدار فرانسوی، تقریبا حل شده و ربایندگان تسلیم شدهاند و فرانسه اعلام کرده که ناوچه راتحویل ایران میدهد، ایران به این مقدار قانع نیست، دزدان را میخواهد تحویل بگیرد، ولیفرانسه حاضر نیست تحویل بدهد.

    آقای ناخدا افضلی فرمانده نیروی دریائی گزارشی از کیفیت ربوده شدن ناوچه داد

    عصر ساعت پنج، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک شرکت کردم. تیمسارفلاحی گزارش وضع جبههها را داد. گزارش تحقیقات از متهمان و بازداشتیهای جریان فراربنیصدر و رجوی را شنیدیم. لیست نیازمندیهای لجستیکی ارتش مطرح شد که هزاران خودرواز انواع بولدوزر تا جیپ بود. گفتیم که وزارت دفاع تهیه کند، اما عملیات نظامی مقرر را نبایدموکول به رسیدن اینها کنند. از سد ابتکاری مهندس سرداری در شمال آبادان راضی بودند.ممکن است به زودی اثر قاطعی در جبهه داشته باشد. خرید تانک از کره شمالی، مطرح وتصویب شد.

    سی و یکم: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  8. #8
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض شهريور ۱۳۶۰

    شهريور ۱۳۶۰

    یکم: -


    دوم: -


    سوم: -


    چهارم: گزارشی از طرف نیروی زمینی آوردند که امضاء کنم. این گزارش میخواهد مسئولیت حملهایکه بناست به زودی شروع بشود، از نیرو سلب کند، به طور ناقص و یک طرفه مذاکراتی که منجربه تصمیم شده، آورده است؛ با توضیح امضاء کردم.


    پنجم: سپس دکترکوهیار، برادر سرلشکر باقری فرمانده سابق نیروی هوائی آمد و از من برای باقری که به اتهامخیانت در جریان تجاوز آمریکا به طبس، در زندان است، کمک میخواست. او متهم است کهضدهوائیهای اطراف تهران را برای ورود هواپیماهای آمریکائی، جمع کرده است و جوابدرستی برای عمل خودش ندارد.


    ششم: عصر، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک شرکت کردم، خیلی وضع جبههها بدنیست، قرار است به زودی تحرکی در جبههها به وجود آید، انشاءالله پیروزی داشته باشیم.امروز هواپیمائی که ربایندگانش آن را به مصر برده بودند، به ایران برگشت. خبر رسید کهناوچهها هم در راهند و سفارت شوروی اطلاع داده بود که آماده همکاری نظامی است؛ اسلحهبفروشد و کارخانه اسلحهسازی برایمان تأسیس کنند. روی هم رفته، وضع بد نیست.


    هفتم: -


    هشتم: ۸ شهریور۱۳۶۰


    نهم: -


    دهم: خبر رسید که ارتش در جبهه کرخهکور، حملهای موفق داشته و نیروی زمینی از حملهای کهقرار بود در جای دیگر بکند، طفره میرود. سرهنگ [جواد]فکوری از اهواز تلفن کرد و از منمیخواست که اصرار کنم، حمله شود. احمد آقا تلفن کرد و گفت ظهیرنژاد اصرار دارد که نشود.آن را موفقیت آمیز نمیداند.


    یازدهم: وضع جبهه خوب است.


    دوازدهم: با کرمانشاه تماس گرفتم و از وضع جبهه پرسیدم. فرمانده لشکرگفت: امروز عصر، وضعیتمان خوب است، کمی پیشرفت کردهایم. در قلاویزان، ضد حملهعراق، پیشرفت را خنثی کرده و در بستان، در خوزستان وضع خوب است.


    سیزدهم: عصر در مجلس، شورای عالی دفاع تشکیل شد. سرتیپ فلاحی، گزارش جبههها را داد. دریکی از جبههها، دشمن شکست خورده و ما نزدیک سی نفر شهید و یکصدوپنجاه نفر زخمیداشتهایم. در جبهه بستان، چهار کیلومتر پیشرفت کردهایم و چهلودو شهید و دویست وپنجاهزخمی و چهل مفقود داریم و دشمن تلفات سنگینی متحمل شده و در جبهه غرب هم پیشرفتداشتهایم و حدود پنجاه شهید و چهارصد زخمی دادهایم. دشمن در سه جبهه، بیش از دویستاسیر داده و تلفات زیادی داشته و عقبنشینی کرده است. آقای فلاحی از بی رغبتی و ضعفعملکرد فرماندهی در نیروی زمینی، در عملیات بستان شکایت داشت، چون در اصل با اینطرح مخالف بودهاند.

    در مورد اجازه دادن به لیبی برای خرید نیازمندیهای ما و معامله باشوروی که اخیرا پیشنهاد فروش چند قلم مهمات و اسلحه داده و تأسیس کارخانه ضدهوائی۲۳ میلیمتری، قرار شد تعقیب کنند. شب در مجلس ماندم.


    چهاردهم: پرونده کامل حمله آمریکا به طبس راکه آورده بودند، مطالعه کردم و بسیاری چیزها که از ذهنم بیرون رفته بود، تجدید خاطره شد،ولی مطلب مهم تازهای نیافتم. روی هم رفته به نظر میرسد، در ردههای بالا در ستاد ارتش ونیروی هوائی کسانی با آمریکا همراه بودهاند؛ من جمله سرتیپ باقری، فرمانده آن روز نیرویهوایی و تیمسار شادمهر رئیس ستاد آن زمان، اعمال مشکوکی انجام دادهاند؛ مثل جمع کردنضد هوائیهای فرودگاه تهران و دستور تخریب هلیکوپترهای آمریکائی مانده در طبس و....


    پانزدهم: اول وقت سرهنگ [جواد]فکوری فرمانده نیروی هوائی آمدو تذکراتی در مورد جنگ داشت. پیشنهاد برکناری فرمانده نیروی زمینی را میداد. در اینمورد با تیمسار فلاحی همراهند. این اختلافات قابل توجه است و مزاحم کار؛ از تصفیه نیروی هوائی گله داشت، این هم جالب توجه است.
    درباره اسلحه بارزانیها، صحبت شد. قرار شد در صورت جنگیدن با کردهای ضدانقلابایرانی، به آنها [اسلحه]بدهیم.


    شانزدهم: آقای صمدیان، رئیسهواپیمائی کشوری با دکتر [موسی]زرگر آمدند و وضع فرودگاه را گفت و میخواستند ازهواپیمای اختصاصی که بناست من را به کره ببرد، برای بردن نمایندگان عازم بینالمجالس،استفاده شود و به من پیشنهاد آموزش خلبانی میکرد.


    هفدهم: -


    هجدهم: بامقامات ارتش، درباره وضع جبههها تماس گرفتم. قرار بود در یکی از جبههها، امروز کارچشمگیری داشته باشیم که عمل نشد و به تأخیر افتاد. باید علت آن را توضیح دهند.

    فرمانده هوانیروز، سرهنگ سعدی نام هم با جمعی از نظامیانآمدند و از اینکه عدهای امرای بی خاصیت، در ردههای بالا هستند و مانع استفاده از نیروهایمکتبی جوانند، شکایت داشتند و اجازه میخواستند که مثل نیروی هوائی عمل شود و اینهاکنار زده شوند. باید رسیدگی کنیم. متأسفانه فشار برای تصفیه در ارتش، زیاد است و درستنیست که این نیروهای دوره دیده و باسواد، از دست بروند.


    نوزدهم: -


    بیستم: سرهنگ معینیپور را به عنوان فرمانده نیروی هوائی تعیین کردیم و سرهنگ [جواد]فکوری را مشاور ستاد.


    بیست و یکم: رئیس هواپیمائی [ملی ایران] آمد که درباره هواپیمای حامل من به کره شمالی صحبتکند. معلوم شد در اثر اشکالی که در هواپیمای حامل نمایندگان به بینالمجالس پیش آمده وپس از دو ساعت پرواز به ایران برگشته، ایشان چند ساعت بازداشت شده.


    بیست و دوم: ساعت نه شب، برای حرکت به کره شمالی به فرودگاه رفتم. مصاحبهای با صداوسیماکردم(۲۰۳). با یک ساعت ونیم تأخیر، پرواز ساعت دهوچهلوپنج دقیقه انجام شد. چند فروند جتشکاری ما را تا مرز اسکورت کردند. چون به طرف شرق میرفتیم، شب کوتاه میشد. بالاخره،در هواپیما خوابیدم. در فضای چین و پاکستان، پیامی به رؤسای دو کشور مخابره کردیم.
    همراهان، وزیر دفاع و آقایان [احمد]توکلی، [علیرضا]یارمحمدی و [اسدالله]بیات از مجلس وعدهای از وزارت خارجه و سپاه و خبرنگار، مجموعا سی نفریم. عفت و فاطی و مهدی و یاسرو سعید هم از افراد خانواده. هواپیمای جت بوئینگ ۷۰۷/


    بیست و سوم: هواپیما پس از هشت ونیم ساعت پرواز، در ساعت دوازده ونیم، به وقت پیونگ یانگ وهفت صبح، به وقت تهران، در فرودگاه پیونگ یانگ پایتخت کره شمالی به زمین نشست.


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: در جنگ پیروزیهائی داشتهایم.


    بیست و ششم: سپس، به یکی از پایگاههای نظامی رفتیم، تیراندازی با توپها را دیدیم و تانکهای ساختکره را مشاهده کردیم. بناست، تعدادی بخریم. به خاطر جنگ این یکی از اهداف مهم سفراست.


    بیست و هفتم: ساعت هشت صبح، برای حرکت از کره به فرودگاه آمدیم. رئیس مجلس ما را بدرقه کرد.بدرقه رسمی بود و با شکوه. از ما خواستند که حرکت را دو ساعت تأخیر بیندازیم، تا آنهابتوانند، طبق معمول ساعت خودشان بیایند، ما نپذیرفتیم که برنامه ما به هم نخورد؛ به خاطربرنامه تنظیم شده در مقصد بعدی.
    اجازه رفتن به فضای کره جنوبی ندادند. ناچار به شمال رفتیم و سپس به خاک چین و سپسبه جنوب و مقداری راهمان دور شد. بیست وپنج هزار دلار بابت بنزین و کرایه فرودگاه وسرویسهای دیگر پرداختیم. بنزین هر لیتر دو دلار، با اینکه مهمان با دعوت بودیم و معمولنیست از مهمان مدعو بگیرند.

    در هواپیما، دیگران خاطرات مینوشتند و من کارهای دیگر داشتم. خدمه هواپیما ازکره خوششان نیامده بود. ساعت یک ونیم بعدازظهر، با هفت ساعت پرواز به کوالالامپوررسیدیم،


    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: ساعت سه بعدازظهر، به فرودگاه آمدیم، برای حرکت به ایران. رئیس مجلس و جمعی ازرجال برای بدرقه آمده بودند؛ برای نماز هواپیما را معطل کردم و بدرقه کنندگان را. خبرنگارانهم مقداری دیر رسیدند، چون از راه معمولی فرودگاه آمده بودند، معطل تشریفات شده بودند.ساعت چهار پرواز کردیم. هشت ساعت در راه بودیم. از روی هند و پاکستان، پیامی به رؤسایدو کشور مخابره کردیم.
    اخبار ساعت دو بعدازظهر تهران را، از رادیوی هواپیما، در فضای اقیانوس هند گرفتیم. درهواپیما، مصاحبه رادیو تلویزیونی درباره نتایج سفر انجام دادم و نوار خاطرات را تکمیلکردم. ساعت هشت، به وقت تهران، در فرودگاه مهرآباد بودیم. وزیر خارجه و نظامیان بهاستقبال آمده بودند.


    سی ام: قرار بود، در یکی از جبههها، ارتش اقدام چشمگیری داشته باشد. عمل نشد. آقای موسویاردبیلی برای پیگیری به آنجا رفته بودند. تلفنی با ایشان و سرتیپ ظهیرنژاد و وزیر دفاع و...صحبت کردم. مدعی کمبودهایی بودند که نسبتا رفع شده.


    سی و یکم: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  9. #9
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض مهر ۱۳۶۰

    مهر ۱۳۶۰

    یکم: گزارشها را خواندم. با ارتش و جبهه تماس گرفتم.


    دوم: با سرتیپ ظهیرنژاد در جبهه،تماس گرفتم و از علت تأخیر عملیاتمورد قرار، پرسیدم. با رمز مقرر در اینگونه موارد صحبت میشد. قول داد که عمل شود. آقایری شهری اصرار دارد که فرماندهان سطح بالای ارتش، عوض شوند ولی امام و ماها مصلحتنمیدانیم؛ به خاطر وجود نقاط ضعف گذشته و با سوءظنها نیروهای کاردان رااز دست بدهیمو مشکل برای افراد و خانوادهها پیش آید.


    سوم: اکثر جبهههاراکد است. کاری که بنا بود بشود، هنوز نشده؛ قرار شد تعقیب کنم.
    آقای مهندس[میرحسین]موسوی گزارشسفر به لیبی، همکاری لیبی، سوریه و عدن برای حل مشکل در رابطه با کثرت تولید نفت عربستان سعودی و کمک به ما در تهیه نیازهای جنگی داد.


    چهارم: باز، کاریکه بنا بود در جبهه بشود، انجام نشده. تیمسارفلاحی ابتدا اطلاع داد که شروع شده، کمی بعدگفت، اشتباه شده. گروهی را بهجبهه فرستادیم تعقیب کنند.


    پنجم: اول وقت، تیمسار فلاحی از خوزستان تلفن کرد که دیشب، ساعت دوازده،عملیات طرححمله به نیروهای عراقی در شرق کارون شروع شده و در ساعتاول، دشمن از هر طرفمحاصره و در حال انهدام است. این همان چیزی استکه در یادداشتهای گذشته مکررخواندهاید و منتظرش بودیم. یازده ماه پیش،عراق با پل زدن روی کارون به شرق نفوذ کرد وجاده آبادان - اهواز و آبادان -ماهشهر را تصرف کرد و آبادان را محاصره نمود و امروزنیروهای ما با واردکردن ضربه کاری، آنها را شکست دادند. تا آخر شب، آخرین خبر این است که به کلی تارومار شدهاند. هزارها اسیر و مقدار زیادی غنائم و تعداد فراوانی کشته ومجروحدادهاند(۲۱۱). ممکن است این پیروزی، مقدمه شکست نهایی عراق وپیروزی کلی سیاسی و نظامیما بشود.


    ششم: با آقای ظهیرنژاد و سرهنگ نامجو در اهواز، تلفنیصحبت کردم. آمار اسرای عراقی در شرق کارونرا ۱۵۸۹ نفر و کشتهها و غنائم را هنوز آمارندارند؛ چون در صحنهای به وسعت۱۴۰ کیلو متر مربع، متفرقاند و همه اسرا هم هنوز جمعنشدهاند.


    هفتم: اول شب، خبر رسید که هواپیمای حامل تعدادی مجروح جنگی، جنازه و چندنفر از سراننظامی، تیمسار فلاحی رئیس ستاد، سرهنگ نامجو وزیر دفاع،کلاهدوز قائم مقام سپاه وسرهنگ فکوری و... نزدیک تهران [کهریزک] سقوط کرده، عدهای شهید و عدهای زخمیاند.تا آخر شب با مراکز نظامی در تماس C-130بودم. خبر روشنی، در علت سقوط و سرنوشت آقایانبه دست نیامد. احتمال خرابکاری میرود. امکان معمولی بودن حادثه هم هست؛ باید تحقیقشود.تلخی حوادث، فشار و سنگینی زیادی برایم آورد.


    هشتم: اول وقت با ستاد مشترک تماس گرفتم. حادثه هواپیما هنوز در ابهام است. احتمالشهادت فرماندهان نظامی زیادتر شده، چون جلوی هواپیما سوخته است، ولی خلبان و کمکخلبان زندهاند. تیمی برای تحقیق اعزام شدهاند. بااحمد آقا و جاهای دیگر هم تماس گرفتم.قرار شد اعلامیهای که فقط اصل خبررا میدهد، پخش شود.

    ساعت نه صبح، در دفتر آقای مهدوی [کنی] با حضور احمد آقا و آقایموسوی اردبیلی وآقای خامنهای جلسهای داشتیم. تحقیقات نشان میدهد که بهاحتمال قوی، خرابکاری نبوده وچهارنفر آقایان فلاحی، نامجو، کلاهدوز وفکوری جزو شهدا هستند. هواپیما حامل ۳۳ جنازه،۳۲ مجروح و ۲۵ نفر مسافردیگر بوده است که فقط ۲۳ نفر زنده ماندهاند.


    نهم: امروز صبح، در منزل آقای خامنهای جلسهای داشتیم که جانشینهای سرانارتش راـ که درسانحه هواپیما شهید شدهاند ـ تعیین کنیم. تیمسار ظهیرنژاد همشرکت داشت. آقایان[موسوی]اردبیلی، احمد آقا و مهدوی کنی هم بودند. آقایظهیرنژاد وضع جبههها و طرحهایآینده جنگ را گفت. به ایشان پیشنهاد سمتریاست ستاد شد. راضی نبود و نوعی حذف تلقیمیکرد و معتقد بود در نیرویزمینی، نقش بهتری دارد و در ستاد، نیرویش راکد است؛ ولی نظرایشان پذیرفتهنشد. برای ستاد، دولتمردان نظامی لازم است. سرانجام ایشان رئیسستادمشترک و آقای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی شدند. مسأله هماهنگیسپاه و ارتش،در انتخاب آقای صیاد نقش داشت؛ اختلاف این دو نیرو برایجنگ بسیار ضرر دارد وهماهنگیشان کار ساز است. سرهنگ سلیمی [به عنوان] وزیر دفاع معین شدند و احکام لازمتهیه شد.

    دولت کویت، شکایت کرده که هواپیماهای ما، یک مجتمعنفتی را در کویت بمباران کردهاند. مسئولانتکذیب کردهاند.


    دهم: ساعت پنج بعدازظهر، شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. گزارش فتح وبرنامههایآینده جنگ را دادند. فتح مهمی بوده(۲۱۶). باید مفصلا وارد تاریخ شود و در دانشگاه جنگتدریس گردد. چند نفر از فرماندهان لشکرها از انتصاب آقایصیاد شیرازی به فرماندهینیروی زمینی ناراضی بودند. فرمانده نیروی هوایی وآقای ری شهری آمدند و تا ساعت دهشب، درباره نیروی هوایی و برنامهعملیات و پاکسازی و اختلافاتشان با نیروی زمینی، مذاکرهداشتند.

    باز هم کویت اعلام کرده که هواپیماهای ما مرکز نفتی کویت را بمبارانکردهاند.


    یازدهم: امروز شهر بوکانکه مدتی در اختیار ضدانقلابکردستان بوده، آزاد شد(۲۱۸). حرکت آقای صیاد شیرازی درکردستان خیلی خوب اثر میدهد.


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: -


    پانزدهم: -


    شانزدهم: -


    هفدهم: گزارش جبههها را تیمسار ظهیرنژاد و سرهنگ صیادشیرازی دادند. شیرازی وضع بارزانیها و طالبانیها را گفت. معتقد است کردهای بارزانی نسبتابا صداقت همکاری میکنند و حتی با کردهای ضدانقلاب ایران، میجنگنند. طالبانیهادوروئی میکنند و میخواهند فریب بدهند. با کردهای ضدانقلاب داخلی همکاری دارند.اخیرا با ما درگیر شدهاند.
    برنامههای آینده جنگ، بررسی شد. طرح آقای ظهیرنژاد، سپاه و نیروی زمینیمطرحگردید. به طرحهای نیروی زمینی اولویت دادیم و طرح تیمسار ظهیرنژادهم تصویب شد.مسائل دیگر مربوط به جنگ هم مطرح شد.


    هجدهم: -


    نوزدهم: -


    بیستم: -


    بیست و یکم:


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم: وضع جبهه در این هفتهراکد است. چند کیلومتر ما پیشرویکردهایم که دوباره عراقیها پس گرفتهاند،نزدیک دزفول، دو تانک و چهار نفر بر از ما غنیمتگرفتهاند و یک نفر شهیدو ده نفر مفقود دادهایم.

    از لندن و بلژیک گزارشی بود که حاکی از تلاش برای فریب و تقلب در معاملهاسلحه میدادکه صندوقهای مشکوکی در کشتی گذاردهاند و با فشار و قبل ازاثبات صحت جنس، میخواهندپول بگیرند و ماموران ما را دزدیدهاند که از آنهاامضای تحویل جنس بگیرند، ولی نمایندهبانک، آقای مقدم، زرنگی کرده وجریان را اطلاع داده و خبر آخر این است که پلیس انگلیس،دزدها را توقیف کرده است. قرار شد هیأتی را مأمور به نظارت برخریدها کنیم.


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: احمد آقا تلفن کرد و به نقل از رئیس روزنامه اطلاعات، خبر از تصرف شهرشوش توسط عراق داد. تعجب کردم و با مقامات ارتش تماس گرفتم. تکذیبکردند. رادیو اسرائیل دیشباین خبر دروغ را پخش کرده. نقل و انتقال دراردوی دشمن در جبهه دزفول دیده میشود.


    بیست و هفتم: امروز، دشمن با هواپیما به بندر ماهشهر حمله کرده و به یک کشتی وتأسیسات مهمپتروشیمی و به چند اسکله و اتومبیل و راه آهن آسیب رسانده.گروهی برای تحقیق در تقصیردفاع ضد هوائی اعزام کردیم.


    بیست و هشتم: از جبهه جنوب، کسی آمد و مدعی بود گلولههای آرپی جی ۷ که از کره شمالیآمده، اثر خوبیندارد. قرار شد تحقیق کنم.


    بیست و نهم:-


    سی ام:-
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  10. #10
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,461
    سپاسگزاری
    48,094
    سپاسگزاری شده : 55,143 بار در 4,418 پست
    قدرت امتیازدهی
    541
    Array

    پیش فرض آبان ۱۳۶۰

    آبان ۱۳۶۰

    یکم: بعدازظهر، شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. گزارش جبهه، حکایت از رکودجبهه ها در هفته گذشته دارد. مخصوصا در ماهشهر و رقابیه، ما دو ضربهخوردهایم وفرماندهنیروی زمینی، هنوز آماده اجرای طرحهای تصویب شده نیست.
    یاسر عرفات، در مسکو به سفیر ما گفته صدام حاضر است پس از آتش بس،ظرف ۴۸ساعت بیرون برود؛ و چند شرط گفته که قابل قبول نیست.


    دوم: امروز عراق بهآبادان حمله هوائی کرده و یکصدوپنجاه خانه را با بمباران ویران کرده است؛پدافند ما ضعیف یا مقصر بوده است.


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم: بعدازظهر با فرمانده نیروی زمینی و فرمانده نیروی هوایی صحبت کردم و ازبمباران سهروز متوالی آبادان و غرق دوکشتی در خورموسی و سقوط یک هلیکوپتر و یک جت جنگی اف - ۴ پرسیدم. باز خواست کردم و تأکید برانجامبرنامه های طراحی شده نمودم.


    ششم: -


    هفتم: -


    هشتم: پیش از ظهر، سرهنگ صیاد شیرازی آمد و برنامه های آینده جنگ را گفت.طرح خوبی به نظر میرسد. کارهائی که بعد از انتصاب به فرماندهی نیروی زمینی کرده، در جنوب و در غرب،جبهه ها را نظام داده و آماده رفتن به جنوب، برایاجرای عملیات بود.
    عصر، برای شرکت در جلسه شورای عالی دفاع به مجلس رفتم. فرماندهان نیروی دریائی وهوائی هم شرکت کردند و مطالب زیادی درباره وضع دونیرو گفتند. از کمکهائی که اخیراعراق دریافت داشته و موشکهای پیشرفتهای که علیه ما به کار میبرد و راجع به کیفیت کمک به مجاهدان مسلمان داخل عراق صحبت شد.


    نهم: -


    دهم: -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: از اهواز آقای [محسن]رضایی فرمانده سپاهتلفن کرد. آماده برای حمله میشوند.


    چهاردهم: -


    پانزدهم: از اهواز، آقای محسن رضائی فرمانده سپاه تماس گرفت، درباره جنگمطالبی گفت.منتظر حمله به عراقیها هستیم، ولی به عللی عقب میاندازند. باید باپیروزی به جنگ خاتمهبدهیم.


    شانزدهم: پیش از ظهر آقای[یحیی]رحیم صفوی فرمانده عملیات سپاه در خوزستان آمد و سه طرح جنگی را در جنوب وغرب ارائه داد. حداقل دو هفته تا اجرای اولینطرح، وقت لازم است. از فرصتی که برایشانتعیین کرده بودیم، چند هفته تأخیر دارند.


    هفدهم: اول وقت، دکتر [حسن] روحانی آمد که گزارش مأموریت بازرسی جنوب رابدهد. ایشان باهیأتی به جبهه رفته بودند که مسأله بمباران بندر ماهشهر وآبادان و... را که اخیرا عراق انجامداده، و عدم فعالیت پدافند ما را بررسی کنند.در مجموع نظرشان این است که مدافعان ماهشهر،تقصیر یا قصور دارند. درآبادان ممکن است به خاطر نداشتن ابزار پیشرفته و مؤثر، قابل دفاعباشد.

    آقای ظهیرنژادرئیس ستاد به انتقال نیرو از آذربایجان به خوزستان،توسط نیروی زمینی اعتراض داشت. اعتراضش را وارد ندانستیم.


    هجدهم: -


    نوزدهم: -


    بیستم: از اینکهدر جبهه ها تحرک نیست،ناراحتیم، ولی در انتظار تحرک، صبر میکنیم.


    بیست و یکم:-


    بیست و دوم: تغییر مهمی در جنگ و جبهه نداشتیم.


    بیست و سوم: اول شب، اطلاع رسید، انبار مهمات سپاه پاسداران در اهواز منفجر شده. چند روز پیشهم چنین اتفاقی در آبادان برایشان افتاده؛ ناشی از بی نظمی است.امروز با مرکز فرماندهی نیروی زمینی در اهواز تماس گرفتم؛ گفتند وضع خوب است و برنامه ها درست انجام میشود.


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: دونفر ازدانشکده افسریآمدند و از آقای سرهنگ خاتمی فرمانده دانشکده، که به جای سرهنگ نامجو آمده، شکایتداشتند و از صیاد[شیرازی] نیز که او را گذاشته است.


    بیست و ششم: نزدیک ظهر، احمد آقا آمد و راجع به ارتش و اختلافات سیاسی ایدئولوژیک با انجمنهای اسلامی از یک طرف، با فرماندهان نیروی هوایی و زمینی از طرف دیگر، صحبت داشت وراجع به موضوعات متفرقه دیگر نیز تصمیم گرفتیم.



    بیست و هفتم: مسئولان سیاسیایدلوژیک،انجمنهای اسلامی، فرماندهان نیروهای زمینی، هوایی و دریایی،رئیس ستاد ارتش، وزیر دفاعو احمدآقا جمع بودند و اختلافات آنها مطرح بود. آنها را نصیحت کردیم. اختلافات ریشهدارنیست. گله مانند است. قرار شد جلسهمرتب داشته باشند. رئیس ستاد آقای ظهیرنژاد چونخواستهاش، تأمین نشد، با ناراحتی رفت و خبر رسید که تصمیم به استعفا گرفته؛ اگر استعفاندهد بهتراست.


    بیست و هشتم: از آبادان، آقای جمی،امام جمعه تلفن کردند و از بمباران هر روزه شهرتوسط هواپیماهای عراقی و عدم دفاع مؤثرما، شکایت داشتند. به نیروی هواییگفتم؛ معلوم شد کار مؤثری نمیتوانند بکنند و دیروز یک اف - چهارده از دستداده ایم. در فکر هستند، توپهای ضدهوایی با برد بیشتر، در آنجا مستقرنمایند. بهانتظار حمله وسیع نیروهای خودمان، این ضعفها را تحمل میکنیم.


    بیست و نهم: آقایان [محسن]رضایی، [علی]شمخانی و [یحییـ رحیم]صفویفرماندهان سپاهآمدند و شرح کارها و پیشرفت جبههها را گفتند و برنامه جنگرا توضیح دادند. روز حمله راتعیین کردهاند. نزدیک است و در انتخاب روزحمله، ذوق به خرج دادهاند. امید است، موفقشوند.


    سی ام: به ستاد ارتش رفتم که از دفتر مشاورت بازدید نمایم. این دفتر را آقایخامنهای موقعی که نماینده امام در شورای عالی دفاع بودهاند، تأسیس کردهبودند، برای نظارت بر امور ارتش؛ ومن فعلا باید آن را اداره کنم، چون مننماینده امام شدهام. فقط پنج نفر کارمند دارد و دفاع هوایی جماران، زیر نظر ایندفتر است. یک ساعت ونیم، به امور دفتر رسیدگی کردم.

    سپس در جلسه شورایعالی دفاع شرکت کردم، وضع جبهه ها و خرید ابزارجنگی و دفاع از جزایر لاوانو خارک و... مطرح بود.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. پروازهای عمره تا ۱۰ فروردین ۹۴ لغو شد
    توسط maryam.gh در انجمن سفر و خرید بلیط
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15-03-2015, 09:04
  2. چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟
    توسط boeing.747 در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-04-2013, 12:42
  3. استخدام خلبان در آتا ار / فروردین 91
    توسط Captain A در انجمن موقعیت های شغلی / استخدامی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: 12-12-2012, 12:33
  4. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 01-02-2012, 20:19
  5. ربایش یکفروند از C-130 های نهاجا در جنگ-فروردین ۱۳۶۲
    توسط AMG در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 29-12-2011, 21:58

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •