@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41

جستار: پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- فروردین ماه ۱۳۶۳

  1. #31
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ-تیر ۱۳۶۲

    تیر ۱۳۶۲


    یکم: -


    دوم: -


    سوم: امشب در غرب [کشور] در سردشت، عملیاتی علیه عراقیها و ضدانقلاب داشتیم. موفق بوده؛ارتفاعات مرزی را پس گرفته اند و چند نفری کشته و مجروح و اسیر نموده اند و تعدادی اسلحه سبک، به غنیمت گرفته اند.


    چهارم: -


    پنجم: -


    ششم: گزارش هیأت اعزامی سازمان ملل راخواندم؛ نسبتا واقع بینانه است: عراقیها، در کشورشان خرابی خیلی کم داشته اند. اکثرا در مورد غیرنظامیها و سکنه ـ به اعتراف هیأت ـ از طرف ما عمدی و هدفی نبوده است، اما خرابیهای غیرنظامی ما را زیاد، عمدی و غیرانسانی شناختهاند؛ البته مسئولان ما آنها را همه جا نبردهاند، مثلا به همدان، اهواز، گیلانغرب، کرمانشاه و حمیدیه [نبردهاند] و حتی میخواستند به قصرشیرین نیزنبرند که به اصرار خود هیأت تا نزدیکی آنجا رفتهاند؛ روی ـ هم رفته، خوب است.

    ساعت چهار بعدازظهر، به فرودگاه رفتم. همراه با آقایان [محیالدین]فاضل هرندی و[قربانعلی]دری [نجف آبادی] و [احمد]سالک [آشتیانی] به اصفهان پرواز کردیم؛ برای شرکت درمراسم شهدای هفتم تیر و ایجاد وحدت بین نیروهای متفرق شده و جناحها (حزب [جمهوریاسلامی] و [جامعه]روحانیت مبارز [اصفهان] و آقای [جلالالدین]طاهری و روحانیون دیگر وسپاه). استقبال رسمی در فرودگاه از طرف روحانیون و نهادهای انقلاب و روسای ادارات به عملآمد. ساعتدوازده ظهر به فرودگاه آمدیم و به تهران پرواز کردیم.


    هفتم: -


    هشتم: -


    نهم: سرگرد ترابی [از دفتر مشاورت ارتش] آمد و گزارشهایی از نیروهای زمینی و هوایی داد.مهندس صابری آمد و از نفوذ مخالفان در [شرکت پشتیبانی و نوسازی] هلیکوپتر[ایران] گفت. بهدفتر مشاورت [ارتش] گفتم، رسیدگی کنند.


    دهم: -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: عصر آقای نعمتزاده وزیر کار اسبق که در صنایع نظامی است، آمد. گزارشی از وضع صنایع نظامی داد و لزوم توجه بیشتر را خواست و راجع به ساختن موشک و مواد انفجاری و باروت گزارشی داد.

    دکتر رهنما آمد و گزارشی از وضع تعمیر مازهای [ بگمانم خودروهای سنگینی که برای جابجایی تانک و نفربر ووو بکار برده میشوند ....AMG] ارتش داد


    پانزدهم: در حین افطارخبردادند که هواپیمای جمبوجت حامل نزدیک به 400 نفر مسافر ـ که امروز عصر از آسمان شیرازربوده شده بود ـ در کویت به زمین نشسته است . آقای[عبدالکریم]شرعی [نماینده داراب] از قم تلفن کرد و از وجود آقای سید منیرالدین حسینی در میان مسافران هواپیمای ربوده شده، ناراحت بود. به شوخی گفتم، ناراحت نباشید، با نظرات اقتصادیشان، اقتصاد آنها را زیر سئوال میبرند و ناچار تحویلشان میدهند. از حادثه تلخ ربوده شدن هواپیما، ناراحت و عصبانی بودم.


    شانزدهم: کویتیها، برخلاف اصرار ما، سوخت وغذا به هواپیما ربایان داده اند و حدود نصف مسافران آزاد شده اند و با بقیه به طرف پاریس پروازکرده اند. [هواپیما ربایان] از باقیمانده منافقین هستند. کویتیها با آنها همکاری و به خواست ما بیتوجهی کرده اند.

    اطلاع رسید که فرانسه، هواپیمای ربوده شده را در فرودگاه اورلی [پاریس] پذیرفته و با حضورمسعود رجوی [رهبر سازمان مجاهدین خلق] مشغول مذاکره با هواپیما ربایان است؛ برخلاف خواست ما عمل میکنند.

    عصر سرگرد ترابی از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشی از هوانیروز وتعویض سعدی نام فرمانده آن داد و نوعی باندبازی میدانست؛ خود سعدینام هم آمد و گزارشی داد؛به ایشان به خاطر استعفایش که پذیرفته شده، انتقاد کردم و گفتم در حال جنگ، چگونه به خودشچنین اجازهای داده است. به خاطر تعویض مسئول حفاظت اطلاعات هوانیروز از طرف آقای[سرهنگ علی]صیاد[شیرازی فرمانده نیروی زمینی] چنین کرده است.

    آقای سرهنگ [عباس]بابایی فرمانده پایگاه هشتم [شکاری] آمد و وضع آمادگی پروازهواپیماهای اف ـ 14 و موشکهای مربوطه را، خوب توصیف کرد و گزارش برنامه های صرفهجویی پایگاه را داد. میخواست اجازه بگیرد که به پایگاه [شکاری] شیراز برود و آنجا را به همین نحو اصلاح کنند(168). وضع هواپیماهای اف ـ 14 خوب است؛ در جنگ خیلی کم آسیب دیده اند.


    جلسه خصوصی با آقایان رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر امور خارجه گرفتیم و درباره مقابله با کارهای ایذایی فرانسه و شیوخ خلیج فارس، در مسأله هواپیمای ربوده شده، تصمیماتیاتخاذ شد.


    هفدهم: -


    هجدهم: -


    نوزدهم: -


    بیستم: -


    بیست و یکم:


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: شخصی به نام حصاری از نیشابور آمد؛ طرحی برای حفاظت از مرزها با یک اسلحه اتوماتیک داشت. ایشان را به دفتر مشاورت [ارتش] معرفی کردم. آقای [جلال]ساداتیان اطلاع داد، تانکچه اتوماتیک آقای طهماسبی را در اصفهان، با موفقیت آزمایش کرده اند.

    آقای کمال خرازی [سرپرست تبلیغات جنگ] آمد و از حمله قریبالوقوع [رزمندگان اسلام] خبرداد؛ محور تبلیغات را تعیین کردیم.


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم: از دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] درباره استرداد خلبان فراری به ترکیه پرسیدم؛معلوم شد خواسته اند، ولی ضعیف حرکت کرده اند. احتمالا فشار ما بر ترکیه، موثر باشد. [ ؟؟؟؟ ....AMG]


    بیست و نهم: صبح زود،تلکسها خبر دادند که دیشب، در غرب پیرانشهر، نیروهای ما از قرارگاه حمزه سیدالشهداء، با هدف تسخیر پادگان حاج عمران عراق، حملهای را آغاز کرده اند(185). خبرهای اولیه میگفت که به نوددرصد اهداف رسیده اند و پادگان عراق محاصره شده و چند پاسگاه کوچک سقوط کرده اند
    نزدیک ظهر، خبر رسید که پیشرفت کمتر از اخبار صبح است و محاصره کامل نیست و عراقیها هنوز از پادگان دفاع میکنند. عصر هم آقای [علی]شمخانی[قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران] ، تلفنی از ارومیه تماس گرفت و گفت هفتاددرصد از اهداف تامین است و جنگ ادامه دارد؛ کردهای عراقی، بارزانیها و سوسیالیستها هم با ما همکاری میکنند. امید دارند، امشب تکمیل شود. ارتباط تلفنی منطقه جنگ، خوبنیست. آقای شمخانی برای ایجاد ارتباط به ارومیه آمده بود.


    سی ام: دیشب رزمندگان ما،پادگان حاج عمران را تصرف کردهاند. از تیمسار ظهیرنژاد پرسیدم؛ برعکس خبر از نتایج منفی داد. گزارش را به او گفتم، دستپاچه شد. چند دقیقه بعد، خبر مرا تایید کرد. خبر اول را ازژاندارمری منطقه نقل میکرد. با رئیس جمهور تماس گرفتم. ایشان خبر داشت که ارتفاع مهم«کینگ» را گرفته ایم، ولی محاصره را کامل نکردهایم و پادگان را هم نگرفتهایم. همین خبر،درست بود.


    سی و یکم: صبح زود، از وضع جبهه استفسار کردم. معلوم شد، تغییر مهمی پیش نیامده است. دوسه ارتفاع دیگر را هم گرفتهایم. رئیس جمهور از آقای سرهنگ صیاد [شیرازی] نقل میکردند که حدود سه هزار نفر از عراقیها کشته شده اند و وضع ما خوب است. به خاطر اشکالات میدان، اسیر کم گرفته میشود. عصر آقای رئیس جمهور، اطلاع دادند که در حاج عمران پیشرفت کردهایم. شب اطلاع دادند که پادگان حاج عمران را تصرف و تنگه دربند را گرفته ایم.

    پیامی از رئیس جمهور کرهجنوبی مبنی برآمادگی فروش اسلحه های ساخت کره و تحویل قطعات آمریکایی رسید.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  2. #32
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ-مرداد ۱۳۶۲

    مرداد ۱۳۶۲


    یکم: -


    دوم: در نطق قبل از دستور، درباره عملیات والفجر2 (192) صحبت کردم.


    سوم: شب، جلسه شورای عالی دفاع، در دفتر رئیس جمهور برگزار شد. گزارشهای مربوط بهعملیات والفجر2 را دادند؛ معلوم شد، غنائم زیاد است. پنجاه پاسگاه را در منطقهای کوهستانی، به مساحت تقریبا دویست کیلومتر مربع، گرفتهاند. حدود سیصد شهید و هزار و چهارصد مجروح داشتهایم که اکثرا جراحات سطحی بوده و هنوز هم درگیری ادامه دارد؛ آینده را خوب پیشبینیمیکنند. منطقه، نسبتا حساس است و عراق برای پس گرفتن آن کوشش زیادی خواهد کرد. تصمیم گرفتهاند، عملیات والفجر 3 را به زودی انجام دهند.


    چهارم: -


    پنجم: -


    ششم: آقای [کمال] خرازی [رئیس تبلیغات جنگ] آمد و راجع به محور تبلیغات در حمله آینده، مشورت کرد. نزدیک است و در جبهه میانه،محتمل است، عراقیها مطلع باشند؛ چون همان محور را امروز بمباران کردهاند.
    معاون نیروی زمینی [ارتش] اطلاع داد که امروز صدام به اربیل آمده و از طریق هلیبرد با چهل هلیکوپتر به منطقه حاج عمران، حمله کردهاند و شکست خوردهاند. سه هواپیما و هفت هلیکوپترعراقیها، سقوط کرده است


    هفتم: امروز صبح، سرهنگ صیاد[شیرازی] و [محسن]رضایی از جبهه اطلاع دادهاند که دیروز قسمتی از ارتفاعات دربند را، عراقیهاپس گرفتهاند. تماس گرفتم؛ صیاد گفت چیز مهمی نبوده و اطلاع داد که به زودی، در ادامه عملیات، حرکت موثری خواهیم داشت.
    لیستی از مهمات و اسلحه های کره ای که میتوانند به ما بدهند، رسید؛ ساخت خودشان است. گفتم، فردا به وزارت دفاع ارسال شود.


    هشتم: عملیات والفجر 3 در مهران آغاز شده و نسبتا موفق بوده است(203). لشکرهای نصر و ... به هدفها رسیدهاند و لشکر ثارالله به مشکل برخورد کرده است.
    چند تپه و سه پاسگاه در خاک عراق تصرف شده و حدود صد اسیر به پشت جبهه تخلیه کردهایم. تبلیغاتش را هنوز شروع نکردهاند.
    مغرب به دفترم آمدم؛ برای تعقیب اخبار جنگ ونتایج عملیات والفجرهای 2 و3 . از ساعت هفت، تبلیغات [عملیات] والفجر 3 شروع شد(204). عراقیهادر تبلیغ جلو افتادهاند و مدعی سرکوب حمله ما شدهاند.


    نهم: سرهنگ صیاد شیرازی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] تایید کرد که ارتفاع گردهمند را عراقیهاپس گرفتهاند؛ ولی ارتفاع نمه کلانبو، در دست ما است و برنامهای برای ادامه پیشرفت هم دارند.نیروها را به میدان بردهاند. اخبار والفجر 3 هم خوب است.


    دهم: -


    یازدهم: در جبهه والفجر2 و والفجر3 زد و خورد، بابرتری ما ادامه دارد. در شلمچه، عراقیها به خاکریز اول ما، حمله کردهاند. در ترکیه و کشورهای جنوب خلیج فارس، در رابطه با پیروزیهای ما، نگرانیهایی احساس میشود؛ هیاهوی احتمال بسته شدن خلیج فارس از طرف ما و بسته شدن لوله نفت عراق از ترکیه به مدیترانه را مسأله روزکردهاند.


    دوازدهم: فیلمی از جبهه مشاهده کردم. وضع در شمال و مرکز وجنوب جبهه، خوب است.


    سیزدهم: آقای محسنرضایی [فرمانده سپاه پاسداران] از پیرانشهر تلفن کرد و خبر فتح ارتفاع مهم گردهمند را داد واهمیت آن را یادآور شد. او گفت از اول شروع [عملیات] والفجر2 تاکنون، حدود دو هزار شهیددادهایم، ولی موفقیتها، خیلی زیاد است. گفت از فردا، تبلیغات شروع میشود.


    چهاردهم: -


    پانزدهم: امروز در جبهه مهران، عراقیها پاتک سنگین کردهاند؛ ولی بینتیجه بوده است و با تلفات عقب نشسته اند. در جبهه شمال هم، وضعمان خوب است


    شانزدهم: -


    هفدهم: اطلاع دادند امروز فشار عراق در مهران، زیاد بوده و در جنوب مهران مقداری جلوآمدهاند. گرچه اطلاعیه قرارگاه نجف ـ که شب منتشر شد ـ چیزی غیر از این را گفت


    هجدهم: به دفتر آقای خامنهای رفتم. ساعت شش صبح با ایشان و آقایان صیاد شیرازی و محسنرضایی، برای رسیدگی به نتیجه عملیات و برنامهریزی برای آینده، جلسه داشتیم. از نتیجه عملیاتوالفجر 2 و3 راضی بودند. هجوم وسیع عراق در مهران با نیروهایی که از اطراف آورده، کمی نگرانشان کرده است. با جبهه تماس گرفتند؛ معلوم شد، دیشب تپه های مهران را پاکسازی وسیصد نفر را اسیر و بقیه را تارومار کردهاند. برای عملیات آینده هم دو منطقه را مشخص کردیم.
    نزدیک ظهر، خبر رسید که عراقیها اعلان عقب نشینی از مهران کردهاند؛ خبرخوبی است. شکستشان را عقب نشینی اعلان کردهاند.


    نوزدهم: نخست وزیر اطلاع دادند که امروز عصر، عراقیها گیلانغرب را بمباران کرده و حدود پانصدنفر مجروح و پنجاه نفر شهید شدهاند(222)؛ از اینکه در مقابل حملات هوایی عراق، دفاع ما ضعیفاست، خیلی رنج میبرم؛ ولی چه میشود کرد؟ ابر قدرتها، امکانات دفاعی مدرن به ما نمیدهند وبه قراردادها، عمل نمیکنند و لجستیک سلاحهای مهم ما، که به عهده آنها است، از ما دریغ میشود.


    بیستم: -


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم: آقای [میرحسین موسوی]نخستوزیر، تلفنی اطلاع دادند که امروز دو موشک از طرف عراق به اندیمشک شلیک شده که یکی ازآنها خیلی خرابی به بار آورده است(226). تا شب، اخبار تکمیل شد؛ نزدیک 30 شهید و 200 نفرمجروح داشته است.
    آقای محمودی از گیلانغرب، تلفنی اطلاع داد که هواپیماهای عراقی، امروز روستاهایاطراف شهر را زدهاند و مردم از ضعف دفاع هوایی، گله دارند. با ستاد مشترک [ارتش] صحبتکردم. قرار شده، چند ضد هوایی اضافه کنند.


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: -


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: -


    سی ام: -


    سی و یکم: در کمیسیون دفاع مجلس، برای مشورت در طرح ارتش نوین شرکت کردم؛ مدتها است، رویاین طرح کار کردهاند. تکمیل شده و تغییرات عمدهای دادهاند. دو سه اعتراضی که از دفترمشاورت امام به من گفته بودند، مطرح کردم. تفاوت درجه دار و افسر و مشکل افسر شدن همافرانو عدم ورود دفتر مشاورت امام در سازمان ارتش و راجع به اینکه اصلا نظام وظیفه اجباری مجانی داشته باشیم یا اینکه کل ارتش حرفهای و داوطلبانه باشد، هم بحث شد. به جایی نرسید.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  3. #33
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ-شهریور ۱۳۶۲

    شهریور ۱۳۶۲


    یکم: -


    دوم: از دفترم اطلاع دادند که عراقیها یک کشتی ما را زده اند.


    سوم: کشتی ”ایران رشادت“، دیروز موشک خورده وهنوز میسوزد؛ با یدککش به خارک آورده اند.


    چهارم: -


    پنجم: سرهنگ صیاد شیرازی آمد. برنامه عملیات آینده را گفت؛ تایید کردیم. برنامههای خوبی است. از اداره عقیدتی ـ سیاسی گله داشت، قرار شد، جلسهای با آنها داشته باشیم. شام را همان جا خوردیم؛ سوپ و تاس کباب داشتند.
    برای خواب به مجلس رفتم. اخبار را خواندم؛ هواپیمایی از فرانسه در آسمان اتریش، ربوده شده است. از اخبار اولیه برمیآید که ربایندگان آن مسلمان باشند.


    ششم: گفته میشود، هواپیمایی که از ایرفرانس، ربوده شده، به طرف ایران در حرکت است. مسئولان، نمیدانند که اجازه فرود بدهند، یا نه؟ وزارت امورخارجه، مخالفت کرده است.
    شب دردفتر آقای رئیس جمهور، جلسهای برای تصمیم درباره کیفیت برخورد با هواپیما ربایان داشتیم.فرمانده سپاه، گزارشها را داد. در مجموع در رسانه های جهانی، ضربه به فرانسه و جواب ربودن وبردن هواپیمای ما به فرانسه دیده میشود. تصمیمات لازم اتخاذ شد.


    هفتم: مسأله هواپیمای ربوده شده فرانسوی، بحث روز است.


    هشتم: اخبار هواپیمای ربوده شده، در صدراخبار است؛ [هواپیما ربایان] تهدید به انفجار کرده اند.
    آقای محمدی نماینده دفتر مشاورت در نیروی هوایی آمد؛ گزارشی از لندن داد. از عدم صلاحیت کادر خرید نیروی دریایی و ضعف سفیر و .... شب [جلسه] شورای[عالی]دفاع داشتیم؛ تصمیماتی در مورد کنترل خرید اسلحه و بودجه جنگ گرفتیم. مصاحبه کردم


    نهم:
    با تلاش مسئولان ایرانی و مدیریت خوب،هواپیمای ربوده شده [ایرفرانس] امروز آزاد شد. هواپیماربایان تسلیم شدند.


    دهم: فرانسویها از اقدامات ما در پایان دادن به هواپیماربایی راضیند، ولی بعضی از شیاطین، تلاش دارند، ایران را متهم کنند؛ از تطابق بعضی خواسته های ربایندگان با سیاست ما حدس میزنند.
    از دفترم خواستند، نمایندهای به مریوان بفرستم که امروز توسط عراقیها بمباران شده و 45 نفر شهید و 200 نفر مجروح شدهاند(248). گفتم آقای [علی]ناریزاده، نماینده مریوان، با یکی دیگر از نمایندگان بروند.


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: -


    پانزدهم: -


    شانزدهم: -


    هفدهم: -


    هجدهم: خبر رسید که عراق، شهر مریوان را امروز هم بمباران کرده است.


    نوزدهم: با فرماندهان سپاه، درباره عملیات آینده صحبت کردم؛ گویا عراقیها از یک مورد آن مطلع هستند؛ مشغول پیگیری شده اند .


    بیستم: سرهنگ ایزدی، مسئول خریدنیروی زمینی [ارتش جمهوری اسلامی] آمد و از کارهای خودش دفاع میکرد. پیشنهاد کناره گیری داشت. مسئولان خرید اسلحه، در کارشان وحشت دارند؛ چون در مظان اتهامند.


    بیست و یکم: از دفتر نخست وزیر، اطلاع دادند که امروز حدود چهل کشتی از بندرماهشهر وارد و یا خارج شده است. در خورموسی، هواپیماهای عراقی حمله کرده اند و دویدککش، آسیب مختصری دیدهاند. معمولا، هنگام ورود یا خروج کاروانهای کشتی، عراقیها باموشک یا هواپیما، به آنها در خورموسی حمله میکنند. ما هم با نیروی هوایی و موشکهای ضدهوایی، از کاروانها حفاظت میکنیم.


    بیست و دوم:
    -


    بیست و سوم:
    با مسئولان یگان دریایی سپاه، ملاقاتی داشتم. توضیحات خوبی، درباره تاریخچه تشکیل این واحد دادند و پیشرفت کار راگفتند. طرح و رویه خوبی است؛ کسریهای نیروی دریایی را جبران خواهد کرد.


    بیست و چهارم: صبح زود، برای مسافرت به استانهای سیستان وبلوچستان و هرمزگان به فرودگاه رفتیم.[آقایان هادی نژاد حسینیان، حسن غفوری فرد، هادی منافی] وزرای راه و نیرو و بهداری، [محمدتقی بانکی وزیر مشاور و] رئیس سازمان برنامه و بودجه و معاون نخست وزیر و معاونان وزارتکشور و کشاورزی و [علی فلاحیان] سرپرست کمیتهها و رئیس ستاد نیروی هوایی و [سرگرد ترابی]رئیس دفتر مشاورت امام و [اسفندیار حسینی]فرمانده نیروی دریایی و گروه خبرنگاران و جمعی ازپاسداران و [جلال]ساداتیان [رئیس دفترم] و [عباس]عباسی [نماینده میناب] همراهم بودند.

    باهواپیمای سوخت رسانی و شکاری اف ـ 4 در فضا، نمایش سوختگیری هواپیمای اف ـ 4 رادادند؛ جالب است. ساعت هشت و نیم به فرودگاه زاهدان رسیدیم؛ استقبال رسمی به عمل آمد.
    به پادگان لشکر 88 زرهی زاهدان رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک ارتش و سپاه وژاندارمری و کمیته و شهربانی شرکت و سخنرانی کردم(257). سپس نیروها رژه رفتند. به اتاق جنگپادگان رفتم؛ توضیحات خوبی، درباره وضع دفاعی و نظامی خودمان و امکانات پاکستان وافغانستان دادند.


    بیست و پنجم: قرار بود، با هواپیما به زابل برویم؛ چون رادیو خبر را اعلان کرده بود، دفتر مشاورت [ارتش] ازلحاظ امنیتی ـ به خاطر خطر از داخل افغانستان ـ نگران شدند و تصمیم گرفتند که من از راه زمینبروم. ساعت شش و نیم صبح با چند ماشین مسلح حرکت کردیم.
    چون در باند فرودگاه زابل،[هواپیمای] شاهین نمیتواند بنشیند، با [هواپیمای] سی ـ 130 باری به زاهدان برگشتیم. از فضا،دریاچه هامون را خوب مشاهده کردم.

    به سوی [بندر]چابهار حرکت کردیم. در پایگاه چابهار، استقبال رسمی به عمل آمد. بلافاصله بااتومبیل، به طرف اسکله نصب سریع رفتیم
    شب به پایگاه برگشتیم. نماز جماعت خواندیم و شام را در رستوران خوردیم. جانشین فرماندهی پایگاه آقای سرگرد توانگریان، توضیحات خوبی از وضع آنجا داد. سپس از اتاق فرماندهی، دیدن کردیم. آخر شب، با خلبانها جلسه داشتیم. سئوالاتی درباره آینده نیروی هوایی ونوع هواپیماهای جنگی آینده نمودند. جواب دادم.


    بیست و ششم: با اینکه خسته بودم، از صبح زود، کارها شروع شد. بعد از نماز، مسئولان نیروی دریایی آمدند واز نیازهای نیروی دریایی گفتند و از اینکه طرح اسکله نیروی دریایی، در خلیج چابهار ـ کنارک تغییر یافته و به شکل غیرقابل اطمینانی، در دست اجرا است، شاکی بودند. [آقای هادی نژادحسینیان] وزیر راه [و ترابری] را خواستم؛ در مذاکرات شرکت کرد. قرار شد، تعقیب کنیم. بهتراست، همان طرح قبلی بندر اجرا شود که در آینده به سواحل بلوچستان در دریای آزاد، احتیاج داریم(263).

    در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، درباره اهمیت پایگاه و مردم و تقویت جنوب وشمال استان و توطئه شوروی و آمریکا حرف زدم. مصاحبه ای با صداوسیمای استان کردم و نتایج سفر را گفتم و در ساعت هفت ونیم به طرف بندرعباس پرواز کردیم.

    صبحانه را در هواپیماخوردیم و نتایج کار را با وزرا جمعبندی کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه [بندرعباس]شدیم. در استقبال رسمی نظامیان، علما و نهادها و مسئولان و مردم شرکت داشتند ـ معمولا چنین است ـ از فرودگاه، یکسره به پایگاه نیروی دریایی رفتیم. کمی استراحت کردیم، تا صحنه صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، آرایش یافت و موزیک چیها از فرودگاه برگشتند. مراسم انجام یافت و من سخنان مبسوطی، درباره اهمیت تنگه هرمز و قدرت ایران و اهمیت آنجا برای جهان و امکان ناامنی آن، در صورت آسیب دیدن خارک و تهدید متجاوزان، ایراد کردم(264). فرمانده ناوگان [خلیج فارس] ناخدا [قهرمان] ملک زاده ـ که فردی متین است ـ صحبت کرد؛ با قدردانی.

    به دیدار مرکز تعمیر کشتی پایگاه رفتیم؛ جالب است. حوضچه هایی که کشتیها در آن تعمیرمیشود و کارگاهها را بازدید کردیم. کارکنان، احساسات گرمی نشان دادند. قبل از این دیدار، دراتاق جنگ پایگاه، دو افسر، موقعیت دریا و نیروهای خودمان و دشمنان را توضیح دادند.اطلاعات مفیدی گرفتم. سپس با تمامی همراهان، برای دیدن دریا و عملیات دریایی حرکت کردیم. ما سوار بر ناوشکن زال [فردید ناوچه ی البرز ِ کنونی, بشناسه ی 72 هست...AMG] و بعضی همراهان سوار بر ناو فرامرز [فردید ناوچه ی سهند, بشناسه ی 74 هست که بدست آمریکاییها در زمان جنگ, نابود شد...AMG] شدند. در مدخل کشتی، مراسم استقبال رسمی به عمل آمد. کارکنان کشتی، خیلی منظم عمل کردند. از ساعت یازده صبح تا شش بعدازظهر، روی آب بودیم. هوا خیلی گرم بود.

    در اتاق فرماندهی و عملیات و عرشه کشتی و... توضیحات کافی دادند و قسمت عمده بخشهاو اسلحه ها و ابزار کشتی را معرفی کردند. عملیات جنگی را هم با استفاده از خمپاره انداز و توپها وپرتاب راکت منور، به نمایش گذاشتند؛ خیلی موفق نبود. استفاده از قایق اتوماتیک نجات را هم نمایش دادند که جالب بود. در سالن درجه دارها، ناهار خوردیم و برعرشه کشتی، نماز جماعتخواندیم. دکتر [محمد تقی] بانکی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] هم به دریا پرید و در صحنهاستفاده از قایق نجات شرکت کرد.

    شب، به مهمانسرای استانداری [هرمزگان] رفتیم. برق بندرعباس، خاموش بود. نیروگاه عظیم یکهزاروسیصد مگاواتی، به خاطر ترکیدن لوله گاز، از کار افتاده بود. احتمال خرابکاری، به خاطرسفر ما میرود؛ خیلی گرما شدید شد. ملاقاتی با روحانیون سنی و شیعه استان داشتیم که دو امام جمعه شیعه و سنی صحبت کردند و من هم مفصلا صحبت کردم(265). روسای نهادهای انقلاب هم
    آمدند و هماهنگ اند و مشکلاتشان را گفتند. در گرما، نتوانستم شام بخورم. دوش آب گرفتم وخوابیدم. خواب نمیرفتم؛ بالاخره با پیشنهاد پاسدارها، حدود ساعت دوازده شب، به محل نیروی دریایی ـ که برق داشت ـ رفتیم و خوابیدیم؛ یاسر و مهدی هم، طفلکها در گرما کلافه شده بودند. ازخواب بیدارشان کردیم و بردیم.


    بیست و هفتم:
    به پایگاه [نهم شکاری] نیروی هوایی [بندرعباس] رفتیم. در سالن بریفینگ، فرمانده پایگاه، گزارش وضع پایگاه و امکانات و کمبودها و خواستهها را مطرح کرد. من هم برای حضار ـکه جمعی از خلبانها بودند ـ درباره میراثهای رژیم گذشته بد و خوب از جمله، خلبانهای خوب صحبت کردم(267). جو خوبی حاکم بود. سپس با اتومبیل، از قسمتهای مختلف پایگاه بازدید کردیم ازجمله هواپیماهای اف 4.

    سوار هلیکوپتر شدیم و از بالا، همه نقاط مهم شهر را دیدیم
    و آقای [عباس ترکان] استاندار[هرمزگان] توضیحات لازم را داد. در اسکله شهید رجایی پیاده شدیم.

    از آنجا به فرودگاه رفتیم. ارگانها برایبدرقه، جمع شده بودند ملاقاتی با اعضای سپاه کردم و برایشان صحبت نمودم(269). مصاحبه ای باصداوسیمای استان در تشریح نتایج سفر انجام شد. خداحافظی کردیم و به طرف کرمان پرواز نمودیم. اول شب، با تاخیر وارد کرمان شدیم.

    خبر رسید که در جبهه غرب پیروزی داشته ایم؛


    بیست و هشتم:
    به فرودگاه [کرمان...AMG] رفتیم و با دو فروند هلیکوپتر، به مجتمع مس سرچشمه پرواز کردیم؛ استقبال رسمی به عمل آمد.


    بیست و نهم: دو هلیکوپتر از کرمان آمدند و ما را [از بهرمان ِ رفسنجان...AMG] به کرمان بردند.
    به فرودگاه رفتیم. مصاحبه ای باصداوسیما انجام شد.
    فرمانده لشکر ثارالله آمد و گزارش عملیات اخیر شمال مریوان را داد. معلوم شد، عراقیها ازترس، عقبنشینی کرده اند و چند قله مهم را از خاک خودشان در شیلر، تخلیه کرده اند که ما تصرفکرده ایم و مهمات زیادی جا گذاشته اند.
    از پاسداران محافظ و همراه تشکر و خداحافظی کردم و بهطرف تهران حرکت نمودیم. هواپیما به خاطر کوچکی باند فرودگاه کرمان از بندرعباس عوض شده و هواپیمای کوچکتر آورده بودند[بگمانم فردیدشان این است که بجای بویینگ707 , یا با 737 EP-AGA پرواز انجام شده و یا با فالکن یا جتستار یا فوکر 27 ...AMG]. شام را در هواپیما خوردیم؛ در فرودگاه تهران مصاحبه ای درباره اهداف و نتایج سفر کردم


    سی ام: -


    سی و یکم: روز اول هفته جنگ است و در بهشت زهرا، مراسم مفصلی برگزار میشود.
    شب، آقای دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفرش به چین و بنگلادش را داد. ازنفوذ انقلاب در میان مردم بنگلادش و لزوم تقویت روابط گفت و اینکه چینیها حاضر شدهاند، بهطور غیررسمی، از طریق شرکتهایی که در هنگکنگ دارند، به ما اسلحه بدهند. از سپاه [پاسداران]گله داشت که نیازهای لازم را به لبنان نفرستاده اند. پیشنهاد داشت که ریاست کمیته انقلاب شمیران، به آقای امام جمارانی محول شود. مقداری از وقت، صرف تماشای رژه نیروهای مسلحدر بهشت زهرا شد.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  4. #34
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ-مهر ۱۳۶۲

    مهر ۱۳۶۲


    یکم: -


    دوم: -


    سوم:
    آقایان معینپور و نماینده دفتر مشاورت در نیروی هوایی آمدند. گزارشی از نیروی هوایی دادند.
    آقای [رضا]امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمدو برای تخلیه اماکن انرژی اتمی بوشهر که توسط نیروی دریایی تصرف شده است، کمک خواست و خبر از مناقصه اتمام پروژه داد.


    چهارم: -


    پنجم: -


    ششم: شب، [جلسه]شورای عالی دفاع داشتیم. بحث مهم درباره بازرسی کشتیها و خلیجفارس و تنگه هرمز و توقیف کشتیهای عراق و تقویت بنیه دفاعی بود.


    هفتم: -


    هشتم: اخبار صبح گفت که دیشب عراقیها، چهار موشک از راه دور به دزفول و دو موشک بهاندیمشک زده اند و جمعی شهید و مجروح شده و حدود هشتصد خانه و مغازه ویران شده؛ قساوت عجیبی است که در دل شب، مردم را این چنین با موشکهای زمین به زمین، قتل عام کنند(289). نشان استیصال صدام است.
    آخرین آمار شهدای اندیمشک و دزفول 75 شهید و بیش از 200 مجروح،اعلان شد.

    نهم: قرار شد، جلسهای داشته باشیم و راجع به لزوم تسریع در دادن پاسخ به صدام، در مورد موشکباران اندیمشک و دزفول تصمیم بگیریم.


    دهم: -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: سرهنگ ترابی آمد و راجع به نیروی هوایی و دریایی و [هواپیماهای] سوپراتاندار(301) و فرانسه مطالبی گفت.خواهان چاره جویی برای نیروی هوایی بود.


    پانزدهم: -


    شانزدهم: مطلب مهم، خبر تایید نشده تحویل[هواپیماهای] سوپراتاندار فرانسه به عراق است که اگر صحیح باشد، ممکن است تحولی در جنگ و منطقه پیش بیاورد(302). با آقای [آیتالله]خامنهای تلفنی صحبت کردم و از عدم سرعت عمل درجبهه صحبت و ابراز نارضایتی شد.


    هفدهم: -


    هجدهم:
    شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. بیشتر درباره تحویل[هواپیماهای] سوپراتاندار فرانسوی به عراق و کیفیت برخورد تبلیغی و عملی با آن و درباره اسرا وآینده عراق و... بحث شد. تقریبا واضح است که اردوگاه شرق و غرب و ارتجاع نگران پیروزی ایرانند و با بذل پول و تبلیغات و سلاحهای مدرن و چشم پوشی از جنایات جنگی ارتش عراق علیه ایران و به نفع عراق عمل میکنند.


    نوزدهم: -


    بیستم: -


    بیست و یکم: آقای ترابی از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشی از مشخصات هواپیماهای سوپراتاندار و کیفیت دفاع داد و گزارش کرد که کاروانی از کشتیها را به ماهشهر برده و بیرونآوردهایم. شب در دفتر آقای خامنه ای، سرهنگ صیاد شیرازی از جبهه آمد و گزارشی از عملیات آینده گفت. یکی را فعلا معوق گذاشته اند و دیگری را در دو سه روز آینده انجام میدهند. به نظر من آن که معوق مانده، اگر انجام میشد، بهتر بود.


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: شب با [آیتالله]آقای خامنه ای صحبت کردم. اطلاع داد که امشب عملیات انجام نمیشود؛قرار بود انجام بشود.


    بیست و ششم: امروز عملیات وسیعی در سردشت، علیه مراکز اصلی ضدانقلاب داشته ایم که ضربه های کاری بر آنها وارد آمده است.


    بیست و هفتم:
    آقای [کمال]خرازی آمد و راجع به محور تبلیغات عملیات والفجر 4 مشورت کرد. امشب قرار است حمله آغاز شود.

    [والفجر 4 که از 27 مهرماه 62 تا 30 آبانماه 62 بدرازا کشید, با رمز "یاالله-یاالله-یاالله" با همکاری (و شوربختانه گاه آنچنان که در ادامه میخوانید, بدون همکاری) سپاه با ارتش انجام شد. ویکی آورده:"مقاومت بیش از انتظار ارتش عراق در منطقه باعث سرمایهگذاری فراوان دو طرف برای پیروزی در این نبرد بود و والفجر۴ را از یک عملیات محدود به یک عملیات گسترده تبدیل کرد. در طی این عملیات ۷۰۰ کیلومترمربع از خاک عراق به تصرف نیروهای ایرانی درآمد." همچنین .یکی آورده که عراقیها به بمباران هوایی و توپخانه ی گاز خردل در برابر نیروهای ایرانی دست زدند...AMG]


    بیست و هشتم: با جبهه و قرارگاه حمزه سیدالشهداء و لشکر 28 سنندج تماس گرفتم و از عملیات سئوال کردم.همه خبرها میگوید، مرحله اول حمله که از ساعت دوازده شب آغاز شده، موفق بوده است. از بانه و مریوان ـ از شمال و جنوب ـ به منطقه شیلر حمله کردهایم که بخش وسیعی از اراضی عراق وروستاها و شهرها و پادگانها و پایگاه هایی از آنها تصرف خواهد شد. میگویند تلفات ما هم خیلی کم است.
    با جبهه و رئیس جمهور و احمدآقا و ستاد تبلیغات جنگ تماس گرفتم. قرار شد ازساعت دو بعدازظهر، [اخبار مربوط به عملیات] والفجر 4 اعلان شود. عراقیها خبر حمله ما را باادعای شکست حمله دادهاند. قرار بود، فردا بگوییم. یعنی پس از اطمینان کامل از عملیات موفق.
    آقای[صادق]طباطبایی آمد و پیشنهاد یک شرکت ایتالیایی مبنی بر فروش گلوله [توپ155] را آورد. به وزارت دفاع ارجاع دادم.
    آقای محسن رضایی تلفن کرد و آخرین اخبار پیروزیها راداد؛ خیلی راضی است.


    بیست و نهم: با زنگ تلفن آقای محسن رضایی از جبهه، از خواب بیدار شدم. از مرحله دوم عملیات دیشبکه پیشرفتهایی داشتهاند،


    سی ام: تا ساعت سه ونیم عصر در خانه بودم. از مجلس، اخبار و گزارشها را آوردند. وضع جبهه هاخوب است. در سردشت ضربه های کاری به ضدانقلاب و عراق و در «شیلر» پیشرفتگی خاک عراق در ایران ـ میان بانه و مریوان ـ نیروهای ما به پیشرفت ادامه میدهند. اسرای عراقی به 700نفر رسیدهاند و تلفات ما خیلی کم و تلفات عراقیها خیلی زیاد است.
    عراقیها امروز عصر، سه موشک به دزفول و سه موشک به مسجد سلیمان زدهاند که طبق آخرین آمار، حدود 110 نفر در مسجد سلیمان و 35 نفر در دزفول شهید و صدها نفرمجروح و خرابیهای فراوان بار آمده است(310). معمولا عراقیها بعد از هر شکست در جبهه، این گونه شرارتها را دارند و گاهی منافقان به عنوان ستون پنجم دشمن عمل میکنند. از جبهه اطلاع گرفتم،وضعشان خوب بود. با آقای مهدوی کنی درباره [ستاد] کمک رسانی [به مناطق بمباران شده] واعزام نماینده به دزفول و مسجد سلیمان صحبت کردم(311).
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  5. #35
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- آبان ماه ۱۳۶۲

    آبان ماه ۱۳۶۲

    یکم: ساعت نه ونیم، برای تعقیب کار جنگ و شهرهای آسیب دیده به دفترم آمدم. آقای هادی آمد و راجع به نشان دادن عکسالعمل در مقابل شورویها ـ که این موشکها را در اختیارعراق گذاشتهاند ـ بحث شد. تظاهرات آرام دانشجویان دزفولی در مقابل سفارت شوروی را مطرحکرد؛ وزارت کشور هم کسب تکلیف کرد.

    آقای طهماسبی مخترع تانک کوچک خودکار ـ که با پیدا شدن مواد منفجره متحرک در فاصلهدو کیلو متری به صورت اتوماتیک به کار میافتد و به طرف آن تیراندازی میکند(313) ـ از اصفهان آمد. مشکلات کارش را گفت؛ برای رفع آن اقدام کردم. اختراع خوبی است. طلبه ای است که باذوق خودش عمل کرده است؛ حساس و زود رنج است و مسئولان ادارات، سخت میتوانند با اوهمکاری کنند. بیشتر مخارجش را از پولهای جنگ که در اختیار مجلس بوده، پرداخت کرده ام. با[آقای محسن رفیقدوست] وزیر سپاه صحبت کردم که بیشتر توجه کند.

    سرهنگ سلیمی [وزیردفاع] آمد و راجع به مسافرت به کره شمالی به همراه نخست وزیر، مشورت کرد. ظهر هیأت رئیسه کانون [اعضای]حزب [جمهوری اسلامی] در مجلس آمدند و درباره کار کانون مشاوره کردیم.

    ظهر در اخبار گفتند که دو مقر فرماندهی آمریکاییها و فرانسویها در بیروت منفجر شده و تعدادزیادی از تفنگداران آمریکا و فرانسه کشته و مجروح شدهاند. آمریکاییها، ایران را متهم به دست داشتن در این انفجار کرده اند و تهدید به انتقام نموده اند. قرار شد وزارت امور خارجه تکذیب کند(314).


    دوم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد که دیشب مرحله دوم عملیات والفجر چهار با هدف تسخیر شهر پنجوین [عراق] آغاز شده است. از شمال و شرق وجنوب به این شهر نزدیک شده ایم و در غرب آن عراقیها هستند. جنگ ادامه دارد
    آقای محسن رضایی از اهواز تلفن کرد که برای تهیه مقدمات کار مهمی به آنجا رفتهاند و از من خواست که علت پیشرفتگی شیلر در خاک ایران، هنگام تعیین مرزهای ایران و عراق را بررسی کنم؛ شاید ملاحظات نظامی و سیاسی یا اقتصادی و یا جغرافیایی در کار بوده است.


    سوم: وضع دیشب جبهه را پرسیدم. گفتند خوب است و پنجوین را از سه طرف در محاصره دارند.

    مسئول دفتر مشاورت [ارتش]، گزارشی ازوضع نیروی دریایی خودمان و کشورهای اطراف خلیج فارس آورده بود. بسیاری از امکانات ما به خاطر ضعف نگهداری و تعمیرات و نبودن قطعات، راکد است.

    شب در مجلس، جلسه شورای عالی دفاع تشکیل شد. آقای محسن رضایی شرح عملیات والفجر چهار را داد. سپس لغو عملیات والفجر پنج ـ که قرار بود در یکی از مراکز مهم اقتصادی انجام شود ـ اعلام کرد که باعث اوقات تلخی شد. تأکید کردیم، حتی الامکان تجدید نظر کنند.


    چهارم: اول شب اطلاع دادند که عراق، امروز عصر دو موشک به بهبهان و دو موشک به مسجد سلیمان زده است. کم کم خبر رسید که موشکهای مسجد سلیمان به جای حساس نخورده و فقط یک کشته داده است، اما در بهبهان موشکها به مدرسه راهنمایی و محلهای دیگر خورده و بیش از 95 نفرشهید و 400 نفر مجروح شده اند

    شب با آقایان خامنهای و [موسوی] اردبیلی مهمان احمدآقا بودیم؛ تقاضا کردیم، امام هم آمدند. در خدمت امام، راجع به زدن مناطق مسکونی عراق، بحث کردیم؛ قبول نکردند. گفتنداشکال شرعی و سیاسی دارد. با وضعی که عراق پیش گرفته است، بدون زدن شهرهای آن، مشکل است، که خیلی به جنگ ادامه داد. درباره پذیرش آتشبس در خلیج فارس، این گونه که میگویند،سازمان ملل میخواهد قطعنامه بدهد؛ بحث شد. نظر همه ما این بود که ارجح است بپذیریم.مطمئن نیستیم که امام بپذیرند. قرار شد، روی آن بحث کنیم.

    آقای [سیدمحمد] کیاوش از اهوازتلفن کرد که مجروحان بهبهان را به آنجا نبرند، چون جا ندارند. گفتم سه هواپیمای سی ـ 130 رفته که [مجروحین را] به جاهای دیگر منتقل کنند، ولی در بهبهان نمیتواند بنشیند؛ در امیدیه نشسته اند.


    پنجم: گزارشها را درباره بهبهان خواندم؛ وضع خیلی فجیع است. نمایندگان نامهای امضا کرده اند که اسرای عراقی را به شهرهای واقع در شعاع عملکرد موشکهای عراقی ببریم.


    ششم: -


    هفتم: قرار بود، عصر به دیدن عمل نیمچه تانک اتوماتیک تازه اختراع شده بروم؛ آماده نشده بود و به تأخیر افتاد.


    هشتم: قرار بود، امشب مرحله سوم عملیات والفجر چهار انجام شود.


    نهم: قرار بود، عملیات داشته باشیم اما انجام نشد.


    دهم: پرسنل نیروی هوایی هم که برای تماشا به مجلس آمده بودند، مبلغی پول برای جنگ آوردند. [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع آمد و گزارش سفر به کره شمالی و توفیق در خریداقلام نیازهای جنگی را داد؛ توپ 130 و گلولههای آر. پی. جی و خمپاره و ....


    یازدهم: در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با سران قوا جلسه داشتیم. قسمت عمده بحثها، درباره جنگ بود. بررسی قطعنامه شورای امنیت مبنی بر آتشبس در خلیج فارس و نزدن مراکز غیر نظامی ـمضمون این قطعنامه ـ مورد بررسی قرار گرفت

    اطلاع دادند که امشب مرحله سوم عملیات والفجر چهار در غرب پنجوین،انجام میشود.


    دوازدهم: اخبار جبهه میگوید، امروز پاتک دشمن خیلی شدید بوده ومقداری نیروهای ما را عقب رانده است. اما با فشار مجدد، نیروهای ما عقب نشستهاند.


    سیزدهم: با جبهه هم تماس گرفتم. گفتند وضعشان خوب است.

    بین سپاه و ارتش، مطالبی درباره عملکرد هلیکوپترها برای نجات مجروحان از میدان جنگ در کوهستانها که راه ندارد، پیش آمده که منجر به این شد، چند هلیکوپتر تحت فرمان سپاه در آید.

    دکتر سعید [لاهوتی] برای رفتن بهاهواز به فردوگاه رفت. گفتند هواپیماهای سی ـ 130 را امروز به انتقال مجروحان اختصاص دادهاند و به اهواز نمیرود. عصر، گزارشهای واصله را خواندم.


    چهاردهم: اخبار جبهه میگوید، عراقیها قله 1900 را پس گرفته اند و بر سر قلعه 1904 درگیر هستیم.نیروی تازه نفس آورده اند. ولی امیدوار هستیم که آنها را به زودی دوباره برگردانیم.

    خبر دادند که امروز عصر، عراق به سه شهر اندیمشک و مسجدسلیمان و بهبهان موشک زده وبه شهر نهاوند از هوا حمله کرده است. مجموعا در حدود 70 نفر شهید و صدها نفر مجروحشده اند

    عراق به خاطر ضعف نیروهایش، گارد ریاست جمهوری را به پنجوین فرستاده است. دراثر ضعف در جبهه ها، ناجوانمردانه به مراکز مسکونی و غیر نظامی با موشکهای دوربرد و هواپیماحمله میکنند.


    پانزدهم: دیشب ارتفاعات 1904 را از عراق گرفته اند و اختلاف بین ارتش وسپاه در شیوه عمل وجود دارد که هر دو شکایت داشتند.


    شانزدهم:
    با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب از نامنظمی لشکر عراق استفاده کرده اند و مقداری درغرب پنجوین، پیش رفته اند، ولی قله 1904 را از دست دادهاند.

    احمدآقا آمد و از امام پیغام آورد که به اختلافات بین عقیدتی سیاسی و فرماندهان نظامی رسیدگی کنم و بر پرونده آقای صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب ارتش در مورد خریدهای اسلحه در گذشته نظارت نمایم.


    هفدهم: با جبهه تماس گرفتم؛ گفتند که در غرب منطقه کانی مانگا تثبیت شده ایم.

    گزارشی میگوید، پریشب فرانسویها در بیروت، قصدانفجار سفارت ما را داشته اند که موفق نشده اند و قبل از دستور مجلس، این اقدام تروریستی فرانسهرا محکوم کردم

    اول شب با آقای رئیس جمهور، جلسه خصوصی راجع به فرماندهی نیروی هوایی داشتیم؛تصمیم گرفتیم و قرار شد برای حل اختلافات عقیدتی سیاسی با نیروی زمینی و مشکلات آموزش و پرورش و ضعفها رسیدگی و اقدام کنیم.[سخن درباره ی سرهنگ محمدحسین معینپور هست, AMG]


    هجدهم: -


    نوزدهم: ساعت هفت صبح در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با حضور آقایان محسن رضایی و رحیم صفوی جلسه داشتیم و درباره آینده جنگ بحث بود. طرحی تصویب شد و کیفیت همکاری ارتش و سپاه ـ که اخیرا دچار مشکلی شده ـ مشخص گردید. متأسفانه اختلافات فرماندهان ارتش و سپاه در شیوه جنگیدن، وقت زیادی از ما میگیرد و فرصتهایی را ضایع میکند.

    دکتر [حسن]روحانی رئیس کمیسیون دفاع آمد و راجع به تغییرات مورد نظر در نیروی هوایی نظراتی داد.

    ازدفتر مشاورت [ارتش] هم گزارش آوردند و نظریهای راجع به تغییرات در فرماندهی نیروی هوایی دادند.



    بیستم: -


    بیست و یکم: آقای سرهنگ صیاد شیرازی آمد. راجع به اختلافی که با سپاه بر سر ادامه عملیات والفجر چهار دارند، گفت؛ قرار شد رسیدگی کنم.

    شب،جلسه شورای عالی دفاع داشتیم و در همین باره بحث شد. نظر ارتش تأیید گردید.

    درباره حدودصلاحیت کمیسیون خرید اسلحه و حفاظت اطلاعات ارتش و مشکلات انرژی هستهای صحبت شد. بعد از جلسه مصاحبه کردم(335).

    سپس جلسهای با فرمانده نیروی زمینی برای عملیات آینده داشتیم. بحث و توافق شد.

    مشکل فرماندهی مشترک دو نیرو در یک قرارگاه به نحوی، موقتا رفع گردید؛ اما این مشکل همچنان مزاحم کار است.


    بیست و دوم:
    آقای[محمد]صالحی عضو حقوقدانان شورای نگهبان آمد و پیشنهادی از یک شرکت خارجی مبنی برآمادگی فروش 18 موشک اگزوسه آورده بود. به وزارت دفاع معرفی کردم که مذاکره کنند.


    بیست و سوم:
    [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع، تلفنی گزارش [خرید]موشکهای اگزوسه را داد؛ مذاکرات ادامه دارد.


    بیست و چهارم:
    -


    بیست و پنجم: اول وقت به ستاد مشترک ارتش رفتم و با رؤسای ادارات ستاد مذاکره کردم. سپس به دفترمشاورت امام در ارتش آمدم و از کارکنان احوالپرسی کردم. گزارشی از وضع نیروی دریایی دادند.


    بیست و ششم:
    با آقای خامنهای مشورت کردم که راجع بهبمباران مرکزی از ما در لبنان توسط اسرائیلیها ـ که چند شهید و چند مجروح داشته ـ صحبت کنیم.اما خودم صلاح ندانستم و قبل از دستور مجلس، چیزی نگفتم.


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم:
    [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع، تلفنی اطلاع داد که قرار داد معامله موشک اگزوسه نزدیک به انجام است، اما قیمت بالا است. گفتم در مورد قیمت، چانه بزند. باید به قیمت عادلانه باشد.

    شب در ادامه عملیات والفجر چهار، حمله داشتیم.


    بیست و نهم: پیش از دستور درباره حملات فرانسویها و اسرائیلیها در لبنان صحبت کردم

    اخبار جبهه میگوید که حمله دیشب در ابتدا موفق بوده ولی با فشار دشمن عقبنشینی کرده اند.


    سی ام:
    ساعت چهار بعد از ظهر آقای خامنهای به دفترم آمدند و راجع به تعویض فرمانده نیروی هوایی بحث کردیم و تصمیم گرفتیم. { بگمانم سخن از سرهنگ محمدحسین معین پور هست که از ۲۱ شهریور ۱۳۶۰ تا ۴ آذر ۱۳۶۲ فرمانده نیرو بودند ..بیشتر در «فهرست فرماندهان نیروی هوایی - از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا امروز » AMG }
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  6. #36
    مدیر انجمن اخبار نیروی هوایی و عضو گروه هوانوردی نظامی
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    محل سکونت
    دور از سرزمين پدری
    نوشته ها
    517
    سپاسگزاری
    8,022
    سپاسگزاری شده : 8,822 بار در 530 پست
    قدرت امتیازدهی
    99
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- آبان ۱۳۶۲

    سلام،

    ممنون از اين تاپيک. پس فعلاً از اردوگاه غرب، ايتاليا و کره جنوبی را هم به جمع آمريکا، کانادا، سوييس، اسراييل، ژاپن و سوئد اضافه کنيم تا ببينيم در سالهای بعدی چه شود.
    عاقبت خاک گل کـوزه گران خواهیــم شد.


  7. #37
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- آذر ۱۳۶۲

    آذر ماه ۱۳۶۲

    یکم: کارکنان هواپیمایی [جمهوری اسلامی "هما"] که در ارتباط با سفرحج فعال بودند، آمدند و گزارشی از موفقیتها دادند. اول شب با رئیس جمهور، جلسهای راجع به نیروی هوایی و وزرای جدید داشتیم؛ مشورت کردیم.


    دوم: شورای عالی دفاع جلسه داشت. قرار شد برای فرماندهی نیروی هوایی به جای سرهنگ معینپور، سرهنگ [هوشنگ]صدیق نصب شود. کسی در جلسه مخالفت نکرد.سرهنگ معینپور مریض است و اطرافیان او، مانع تحرک نیرو هستند.


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم:
    -


    ششم: -


    هفتم: -


    هشتم: اول شب با آقای رئیس جمهور، جلسه خصوصی داشتیم. درباره جبهه و عملیات آینده و توافق سپاه و ارتش بحث کردیم. { بگمانم فردید «عملیات خیبر» باشد که از ۳ اسفند ۱۳۶۲ تا ۲۲ اسفند ۱۳۶۲ در «هورالهویزه» انجام شد http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%...B1%D8%A7%D9%82, AMG }


    نهم: آقای [سید محمود]دعایی آمد. حامل پیشنهادی از یک کمپانی بود که پیشنهاد فروش اسلحه میداد. گفتم از این پیشنهادها فراوان است، ولی خیلیها صادق نیستند. یا میخواهند نیازهای مارا بفهمند یا میخواهند ما را سرگرم و امیدوار به معامله ای کنند و در آخر زیر حرفشان بزنند و یا میخواهند قراردادی ببندند و بروند، به دشمنان ما نشان بدهند و همان جنس را گرانتر به آنهابفروشند و بعضیها هم صادقند؛ به هر حال لازم است که ابتدا لیست اسلحه های آن کمپانی گرفته شود.


    دهم: از دفتر مشاورت امام آمدند. راجع به ارتش گزارشهایی دادند. از باند بازی در نیروی زمینی گله داشتند و از تعویض فرماندهی نیروی هوایی راضی بودند.


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم
    : صبح زود، در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با فرماندهان سپاه و نیروی زمینی، جلسه ای به منظور هماهنگ کردن و رفع اختلاف برای عملیات آینده داشتیم؛ جلسه موفقی بود.

    خبر دادند که یک هواپیماربا خواسته، هواپیمایی که از بوشهر به شیراز میرفته، به عربستان ببرد. یک دختر مهماندار هواپیما به او حمله کرده تا او را خلع سلاح کند، نارنجک منفجرشده و هر دو مجروح شده اند و هواپیما سالم به شیراز رفته است. هواپیماربا پاسپورت عراقی داشته و خودش ایرانی بوده است.


    چهاردهم: -


    پانزدهم: -


    شانزدهم: -


    هفدهم: آقای خسرو تهرانی آمد و راجع به[تأسیس وزارت] اطلاعات مطالبی داشت و در مورد سایتهای مهم باقی مانده از آمریکاییها دربهشهر و کبکان ـ که برای خبرگیری از شوروی درست شده ـ اطلاعاتی داد و پیشنهاد بازدید از آنجاو تعیین سیاست کار را داشت.


    هجدهم: -


    نوزدهم: -


    بیستم: -


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: اول شب، خبر رسید که عراق به بهانه تلافی انفجارهای کویت به شهرهای اندیمشک،دزفول، بهبهان و رامهرمز موشک زده و نهاوند را بمباران کرده است(364). بمبگذاری کویت هیچ ربطی به ایران ندارد و عراق موذیانه ایران را متهم میکند و خودش را مدافع اعراب معرفی مینماید. به همین جهت، شب به خانه نرفتم و در دفترم ماندم. با آقای خامنهای برای تلافی حمله و انتقام صحبت کردم. ایشان تازه از سفر برگشته بودند. خودم با سرهنگ صیاد [شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش] صحبت کردم.


    بیست و چهارم: گزارشهای مربوط به شهرهای موشک خورده اندیمشک، دزفول، بهبهان و رامهرمز و بمباران نهاوند را گرفتم؛ بیش از 30 نفر شهید و حدود 300نفر مجروح و دهها خانه و مغازه مخروب داشته ایم. پیش از دستور در این باره و بمبگذاریهای کویت صحبت کردم(365). به کویت اخطار کردم که عمل صدام را تقبیح کند و صادقانه حقیقت را بگویدو اجازه ندهد با لوث شدن حقیقت، به نام آنها تمام شود.


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: -


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم: کویتیها شروع به ایذاء ایرانیها کرده اند و عوامل انفجارها را پیدا نموده اند؛ عراقی و لبنانی اند. با اینکه معلوم شده ربطی به ایران ندارند، اما گویا مسلمان و طرفدار جمهوری اسلامی هستند؛ ممکن است [کویتیها]بدبین شوند(372).


    بیست و نهم: خصوصی باآقای صیاد [شیرازی] درباره عملیات آینده و زدن مراکز نظامی و صنعتی بصره صحبت شد.

    اول شب، فرمانده نیروی دریایی آمد و گزارشی از وضع نیرو و اصلاحات آن داد و مشکل دانشکده افسری نیروی دریایی را مطرح کرد. اختلافات و کمبود استاد و دانشجو و مشکل خودداری راهنماهای کشتیها را مطرح کرد که برای همراهی کاروانها باید باشند. چند کاروان عازم ماهشهر به خاطر آن معطل شده است. گفتم از نیروی دریایی بفرستید تا آنها را محاکمه کنند


    سی ام: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  8. #38
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- دی ماه ۱۳۶۲

    دی ماه ۱۳۶۲

    یکم
    : عصر احمد آقا آمد و اطلاع داد کاروان کشتیهای اعزامی به ماهشهر، مورد هجوم صدامیان قرارگرفته و دوکشتی گلوله خورده و یک هواپیمای[میگ] 23 عراقی ساقط شده است. معمولا هر ماه دو کاروان میآوریم و درگیری داریم؛ به خاطر محدودیت بنادر ناچاریم که از بندر ماهشهر استفاده کنیم و این خطر را بپذیریم.


    دوم: -


    سوم: -


    چهارم: اول شب خبر دادند که عراقیها به مسجد سلیمان موشکزده اند و گروهی شهید و گروهی زخمی و تعدادی از اماکن خراب شده است(379). جریان را تا آخرشب، تعقیب کردم. با سرهنگ صیاد شیرازی هم برای آماده شدن جهت نوعی عکس العمل دربصره صحبت کردم. اگر مراکز صنعتی آنجا را با توپ بزنیم، جواب مناسبی است.


    پنجم:
    شب، شورای عالی دفاع جلسه داشت. خرید شش [فروند] زیر دریایی از آلمان مطرح بود که در زمان طاغوت قرار داد بسته بودند و در زمان بنیصدر معلق شده و مذاکره برای احیای آن در جریان است؛ آلمان خسارت میخواهد. قرار شد تعقیب کنیم؛ ما باید خسارت بگیریم. در خصوص آمادگی بیشتر در تنگه هرمزهم تاکید شد. بعد از جلسه مصاحبه کردم


    ششم: سپس [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده جدید نیروی هوایی آمد و گزارشی داد. از وضع نیرو سئوالاتی کردم؛اولین نشانه های اختلاف بین تیم جدید پیدا شده است. با آقای سرهنگ [عباس]بابایی اختلاف پیدا کرده اند. تأکید بر دفاع از مرزها و آماده شدن برای ضربه زدن کردم.


    هفتم: -


    هشتم: شب در دفتر [آیتالله] آقای خامنهای جلسه داشتیم. کارهای نیروی زمینی و گزارشهای قدیمی مطرح شده بود و آقای خامنهای گفتند آقای اتابکی [دادستان انقلاب ارتش] درباره فرمانده جدید نیروی هوایی ملاحظاتی دارد.


    نهم: -


    دهم: -


    یازدهم: ساعت ده در دفتر آقای خامنهای با فرماندهان نیروی زمینی و سپاه جلسه داشتیم. بحث بر سر فرماندهی عملیات بود که از مدتی پیش به خاطردوگانگی، ضررهایی کرده ایم؛ اختلاف نظر دارند. سرهنگ صیاد شیرازی معتقد است، ارتش فرماندهی جبهه را داشته باشد و سپاه زیر فرمان آنها عمل کند؛ ولی عملی نیست. اکثریت با سپاه است. امام هم با تلخی دستور رفع اختلافات را داده اند. طرحهایی برای رفع اختلاف آورده بودندولی باز هم همان روح قبلی در کار بود. بالاخره برگشتیم به همان فرمول قبلی درباره فرماندهی عملیات آینده ـ تقسیم کار در دو قرارگاه و دو قسمت مجزا از یک عملیات


    دوازدهم: اول شب در دفترم با آقای خامنهای جلسهای با نظامیان برای عملیات آینده داشتیم


    سیزدهم
    : -


    چهاردهم: ساعت سه بعداز ظهرآقای طهماسبی از اصفهان آمد و اشکالات در راه پیاده کردن اختراع نیمچه تانک را داد؛ بهانه گیر ولی کارش مهم است، باید با او ساخت. طلبه ای است با روحیه ابتکاری.


    پانزدهم: -


    شانزدهم: -


    هفدهم: -


    هجدهم: -


    نوزدهم: مسئول دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمد و گزارشهای نظامی داد؛ از جمله به نتیجه نرسیدن کار ساخت موشکهای بالستیک و نصب موشکهای استاندارد روی فانتومها و از زورگویی سرهنگ ریاحی در نیروی زمینی گفت.


    بیستم: -


    بیست و یکم: چند نفر از بچه های جبهه آمدند که با فرماندهان سپاه اختلاف دارند و قهر کرده اند. توضیحاتی دادند که معلوم شد به خاطرعدم هماهنگی، عملیات حساس والفجر 5 انجام نشده است. گفتند که عدهای از فرماندهان عملیات، به خاطر همین اعتراضات با چوب به جنگ رفته اند و شهید شده اند؛ به عنوان اعتراض به فرماندهی جنگ. تکان دهنده بود. قرار شد، بیشتر رسیدگی کنم و قرار شد روز جمعه جمعی ازمعترضین دیگر بیایند.
    عصر با فرمانده سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش و آقای خامنهای، برای بحث درباره عملیات آینده جلسه داشتیم. آقای صیاد شیرازی برای وحدت فرماندهی و آن هم از سوی ارتش،تلاش دارند؛ با امام هم در اینباره ملاقات کرده و نتیجهای نگرفته و دلگرم به کار نیست. آقای[محسن]رضایی کوتاه میآید. به هر حال قاطع گفتیم که باید مشترک کار کنند؛ کارشان پیشرفتی نکرده است.

    گروهی از پاسداران بخشی از اطلاعات و عملیات آمدند؛ گله شدیدی از فرماندهی عملیات داشتند که به نظرات آنها توجهی نمیکنند. گفتند چند نفر به عنوان اعتراض با چوب به جنگ رفته وشهید شده اند و خود اینها هم از کار کنار رفته اند. نصیحتهای لازم را به آنها کردیم


    بیست و دوم: جلسه دیگری با نظامیان درباره عملیات آینده داشتیم؛ قرار شد با انتخاب ستادی، هماهنگی مدیریت عملیات را به عهده بگیریم. در ادامه هم جهت جلوگیری از اختلاف و ضایع شدن فرصتها برای هماهنگ کردن ارتش و سپاه ستاد فعال باشد.


    بیست و سوم: عصر گروهی از معترضان به فرماندهی عملیات جنگ آمدند؛ نصیحتشان کردم که به کارشان برگردند. صحنه های عجیبی از فداکاریهای اطلاعات و عملیات گفتند.


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: مسئول عقیدتی سیاسی نیروی دریایی آمد و از وضع بد روحیه های پرسنل وضعف مدیریت و مشکلات دانشکده نیروی دریایی گفت


    بیست و ششم: آقای [محسن]رفیق دوست وزیر سپاه پاسداران آمد و درباره اسلحه سازی و بعضی خریدهای جنگ مشورت کرد.


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم: اول شب به دفتر [آیتالله]آقای خامنهای برای کارهای مقدماتی قرارگاه مرکزی هدایت عملیات آینده رفتم. آقایان رحیم صفوی و سرهنگ قویدل، اسامی مسئولان اصلی قرارگاه وچارت ستاد را دادند؛ که قرار شد رسیدگی شود.


    بیست و نهم: راجع به راهنماهای کشتیهایی که به ماهشهر میآیند و اخیر اتخلف کرده اند و تنبیه شده اند، وساطت میکرد. گفتم کار زشتی کرده اند. مستحق عفو نیستند، مگراینکه مسلم شود که دیگر کار شکنی نمیکنند


    سی ام: آقایان محسن رضایی و [علی]شمخانی آمدند و راجع به عملیات آینده و کارهای لبنان مذاکره کردیم. احتمال عدم هماهنگی و عدم همکاری لازم در عملیات آینده را میدهند. نصیحت کردم که از طریق همکاری و گذشت، وحدت ایجاد کنند و اعتماد و اطمینان ارتشیها را جلب نمایند.خبر از ضربه کاری به ضدانقلاب در کردستان دادند.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  9. #39
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- بهمن ماه ۱۳۶۲

    بهمن ماه ۱۳۶۲


    یکم
    : آمریکاییها روی خطر ایران برای منافع آمریکا، کار تبلیغاتی میکنند؛ حتی ناوگان خود را درمدیترانه ـ نزدیک لبنان ـ به حال آماده باش در آورده اند؛ به عنوان احتمال حمله هواپیماهای انتحاری ـ که ادعا میکند از طرف ایران تحریک و تجهیز شده اند ـ شاید هم مقدمه و زمینه سازی برای یک حرکت خشن باشد.

    شب در دفتر رئیس جمهور با سران سپاه جلسه داشتیم. از گروه سرهنگ صیاد شیرازی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] وارتش و عدم همکاری آنها گله داشتند. راجع به عملیات آینده بحث کردیم


    دوم: -


    سوم: وزیر امور خارجه آمریکا، تهدید به عملیات پیشگیرانه در مورد عملیات هواپیماهای انتحاری مهاجم به نیروهایشان (خیالی) کرده است(409). باآقای رئیس جمهور مشورت کردم که در این مورد، ما هم اظهاری بکنیم و آنها را تهدید کنیم. پیش از دستور به این مطالب اعتراض کردم(410)و گفتم آمریکا یا دچار کابوس است و یا توطئه ای دارد .آقای خامنهای هم پنجشنبه این حرفها را در جایی زده اند.


    چهارم: -


    پنجم:
    -


    ششم:-


    هفتم: -


    هشتم: از پرواز دیروز هواپیماهای جنگی عراق بر فراز تهران و شهرهای دیگر، بهرهگیری تبلیغاتی میکنند...{ایکاش به گاهشمار نهاجا دسترسی داشتیم که چرایی و چگونگی داستان امروز رو میدیدیم, AMG}


    نهم: -


    دهم: ستاد عملیات آینده ـ خیبر ـ جلسه داشت. موضوع بحث، امکان اطلاع دشمن از منطقه عملیاتی بود. مصاحبه مقامات نظامی عراق، چنین احتمالی راپیش آورده است. برای حفاظت اطلاعات و برنامه عملیات، تصمیماتی اتخاذ شد. آقای صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی دلگرم نیست و دل به کار نمیدهد.

    عراقیها 190 نفر از اسرای ایرانی را ازطریق ترکیه به ما پس داده اند. بیشتر آنها غیر نظامیانی هستند که روزهای اول جنگ ـ هنگام اشغال خرمشهر ـ با خود برده اند و به اسم آزاد کردن نوجوانان، بهرهبرداری [تبلیغاتی] میکنند.


    یازدهم: -


    دوازدهم: خبر رسید که در جبهه غرب، نیروهای ما به طرف سد دربندیخان عراق، پانزده کیلومتر بدون برخورد با مانع پیشروی کرده و کنار دریاچه سد و در ده کیلومتری جاده سلیمانیه ـبغداد و خود سد رسیده اند. خبر آن را به عنوان عملیات تحریرالقدس به صداوسیما داده بودند. مشورت کردیم؛ صلاح ندیدیم که خبر پخش شود. چون برای عراق تحریکآمیز است و ممکن است دیوانه وار دست به پرتاب موشک به شهرها بزند؛ گرچه نفس عمل در این جهت بی اثر نیست.اگر بتوانند سد را تصرف کنند، ارزش دارد. به هر حال قرار شد صبر کنیم، تا وضع روشن شود. درباره عملیات آینده هم بحث شد.


    سیزدهم
    : صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. وضع به همان صورت دیشب بود. مشغول احداث جاده برای رساندن تدارکات و نیرو هستند


    چهاردهم: اول شب خانم دکتر لی ـ پزشک طب سوزنی ـ آمد. لیستی ازمهماتی که کره جنوبی حاضر است به ما بفروشد، آورده بود. گفتم به وزارت دفاع مراجعه کند. درسال اول انقلاب وقتی که در حادثه سوء قصد در بیمارستان شهدا[ی تجریش] بستری بودم و او دربیمارستان کار میکرد، با خانواده ما آشنا شده است. سپس احمدآقا آمد. درباره جنگ وعکسالعمل ما در برابر موشک پرانی احتمالی عراق و زدن بصره و مراکز صنعتی عراق مذاکره کردیم.


    پانزدهم: -


    شانزدهم: -


    هفدهم: [آیتالله]آقای خامنهای اطلاع دادند که خدمت امام رسیده اند و امام تجدید نظرکرده اند و موافقت نموده اند که اگر صدام شهرها را بزند، مقابله به مثل کنیم و ایشان با مشورتاحمد آقا مصاحبه ای کرده اند و این نظر را بدون انتساب به امام، اعلان نموده اند(420). خواستند که من هم تأیید و تأکید کنم؛ به امید این که صدام را [از زدن شهرها] منصرف نماید.


    هجدهم: شب در جلسه ستاد عملیات آینده شرکت کردیم. نظامیان هم بودند. سپاه آمادگی خوبی داردولی نیروی زمینی [ارتش] آمادگی خوبی ندارد؛ طرحها را اصلاح و تصویب کردیم.


    نوزدهم: شب، جلسه سران قوا مهمان آقای نخست وزیر بود. درباره عکسالعمل ما در مقابل تهدیدعراق به زدن شهرها و آثار مثبت آن و عملیات آینده بحث کردیم. ماهها است که عراق برخلاف مقررات جهانی مرتکب جنایات زدن شهرها و مراکز غیر نظامی میشود و بعد از هر عملیات موفق ما در جبهه، مدتی به این شرارتها دست میزند. ما امکان مقابله به مثل داریم ولی امام با ملاحظات اسلامی و انسانی و سیاسی با مقابله به مثل موافقت نداشتند و عراق حریص تر شده و رفته رفته نارضایتی مردم و نیروهای مسلح آشکار میشد. بالاخره امام دیروز در ملاقات رئیس جمهور ازمخالفت دست برداشتند؛ برای ما هم زدن غیر نظامیان عراق، تلخ است. علاوه بر ملاحظات انسانی آنها را همراهان آینده انقلاب اسلامی میبینیم ولی چارهای نمانده و فقط به منظور باز دارندگی، درمواردی عمل خواهد شد.


    بیستم: گزارشها رامیخواندم. به نظر میرسید عراقیها از اعلان مقابله به مثل ما در مورد زدن شهرها ترسیده اند ودستور تخلیه انبارهای مهم بصره را داده اند


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم: حدود طلوع فجر، آقای دانیالی از نخست وزیری، تلفنی اطلاع داد که ساعت پنج و نیم صبح، عراقیها با سه موشک به دزفول حمله کرده اند. یکی از موشکها به بیمارستان افشار خورده است(429). نزدیک ساعت هفت، از صداوسیما درباره پخش خبر مشورت کردند. من هم با نخست وزیر مشورت کردم. قرار شد پخش شود و شد.
    فرماندهان سپاه بعد از ملاقات با امام به منزل ما آمدند و گفتند که امام نظرشان این است،مقابله به مثل از طرف ما با اخطارهای مکرر و با مهلت 24 ساعته برای خروج مردم از شهرها انجام شود. من هم تأیید کردم و مراتب را به نیروی زمینی اطلاع دادم. رئیس جمهور در مشهد، ضمن سخنرانی گفته بودند که ساعت چهار بعد از ظهر امروز میزنیم. با ایشان تماس گرفتم. ایشان اصراربر نظر خودشان داشتند و دوباره با امام تماس گرفتیم و باز تأکید امام بر مهلت را به مشهد گفتم وقرار شد، ایشان هم رسما برای فردا صبح اعلام نمایند.

    با [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی برای روشن کردن فضای بصره در امشب صحبت کردم. گفت، خطر دارد. منصرف شدیم.
    با فرماندهان سپاه درباره عملیات آینده و زمان اعلان آنها مذاکره کردیم.

    نزدیک ظهر، خبر دادند که عراقیها دو موشک دیگر در ساعت یازده صبح به دزفول زده اند.مجموعا حدود 8 شهید و 100 مجروح داشته ایم. عجیب است که پنج موشک را به یک شهرزده اند؛ با اینکه یازده شهر را تهدید کرده اند.

    امشب، خبر انجام عملیات نفوذ به خاک عراق در نزدیکی سد در بندیخان پخش شد. اگر سدرا بگیریم، مشکل اقتصادی و روانی عظیمی به عراق وارد خواهد شد. لابد عراق عکسالعمل وحشیانه ای ابراز خواهد کرد. 15 کیلومتر بدون برخورد با موانع پیش رفته ایم و به شرق دریاچه سد رسیده ایم. هلیبرد عراقیها را خنثی کرده ایم و چند نفر از آنها را به اسارت گرفته ایم.


    بیست و سوم: به جلسه علنی رفتم. قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهای عراق صحبت کردم(431).لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره، مندلی و خانقین که بااخطارهای قبلی از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تأیید این تلافی،بیانیهای امضا کردند. مقابله به مثل در مردم شور عظیمی برپا کرده است. مردم از اینکه ما درگذشته، مقابله به مثل نمیکردیم، ناراحت بودند، ولی چون تصمیم امام بود، اعتراضی نمیکردند.

    از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند؛ گزارشی از وضع بد اداره دوم ـ اطلاعات ارتش ـ دادند وگفتند، امروز کاروانهای کشتیها به بندر امام آمد و رفت کرده اند. دو کشتی گلوله خورده ولی غرقنشده و یک ناوچه نیروی دریایی با ده پرسنل غرق و یک هواپیمای دشمن سرنگون شده است.معمولا در تردد کاروانها این درگیریها را داریم. بعدا معلوم شد، یک کشتی یونانی به دروغ برای استفاده از بیمه، ادعای گلوله خوردن کرده است؛ کشتیهای کهنه، چنین ادعاهایی میکنند.


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: با حضور آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] و رئیس جمهور تا غروب جلسهای راجع به عملیات آینده داشتیم. سپس به جلسه ستاد عملیات آینده رفتیم و زمان عملیات را مشخصکردیم.

    هواپیماهای عراق به شش شهر حمله کردند(432) و حدود 100 نفر شهید و 1000 نفر مجروح به جاگذاشتند {ایکاش به گاهشمار نهاجا دسترسی داشتیم که چرایی و چگونگی داستان امروز رو میدیدیم, AMG}
    و ریاست جمهوری اعلان کردند که از این پس در جواب شرارتهای بعث عراق به جزشهرهای متبرکه [شامل کربلا، نجف، کاظمین و سامرا] بقیه شهرهای عراق مورد حمله قرار خواهدگرفت.


    بیست و ششم: درباره عملیات آینده هم که قرار است امشب در غرب انجام شود، رسیدگیهایی انجام دادم.
    به تلاقی شرارتهای بعث عراق و به عنوان مقابله به مثل، شهرهای بصره و بغداد بمباران شدند.


    بیست و هفتم: گزارشها را ازجبهه گرفتم. معلوم شد دیشب ساعت دوازده، مرحله اول عملیات والفجر 5* در چنگوله آغاز شده وموفق هم بوده است. اما چون نتیجه خیلی روشن نبود، پیش از دستور در مجلس چیزی نگفتم
    شب در دفتر رئیس جمهور برای عملیات آینده جلسه داشتیم. ارتش آماده نیست ولی سپاه آماده است. قرار شد یک لشکر از سپاه بگیریم و به ارتش بدهیم و مقداری روی زمین منطقه، مسئولیت ارتش را کم کنیم که بتواند در موعد مقرر عمل کنند. قرار شد تا فرداشب مطالعه کنند و جواب بدهند.
    {* ویکی در این زمینه آورده: "عملیات والفجر ۵ عملیات تهاجمی با هدف ایجاد شکاف مابین تیپ سوم و چهارم ارتش عراق توسط پاسداران انجام شد. در مرحله اول عملیات نیروهای پاسدار و بسیج با استفاده از قایق های سبک و یا با پای پیاده به سمت بزرگراه بصره بغداد حرکت نمودند. نیروهای ایرانی فاقد پشتیبانی هوایی و توپخانه در مقابل نیروهای عراقی کاملاً مسلح قرار گرفتند", AMG}


    بیست و هشتم: تلفنی از رئیس جمهور، وضع جبهه ها را پرسیدم. گفتند که نیروی هوایی، شهر علیغربی عراق را هم زده است. باید به طور محدود به همان زدن شهر بصره با توپ اکتفا کرد که باعث تحریک بیشتر عراق و موجه شدن کارهای این قبیل او نشود.

    از نخست وزیری اطلاع دادند که از کویت اطلاع میرسد، اردوگاههایی برای آوارگان بصره دراثر گلوله باران ما درست کردهاند. [آیتالله]آقای خامنهای هم تلفن کردند و قرار شد فردا صبح برای [بررسی] مسائل جنگ به خانه ما بیایند. اخبار جنگ را گوش دادم. امروز هم در چنگوله پیشرفتهایی داشته ایم. از فیلم منظره کشته های عراقی ناراحت شدم.


    بیست و نهم: آقای محسن رضایی از جبهه تلفن کرد و گفت برادران ارتشی آمادگی برای عملیات در موعد مقرر را ندارند. تأکید داشت که مهلت بیش از دو روز تمدید نشود. با آقای خامنهای واحمد آقا در خانه ما جلسهای داشتیم. آقای خامنهای گفتند سپاه خودش هم آماده نیست. قرار شد امشب با حضور فرماندهانشان جلسه ای بگیریم و با واقعبینی تصمیم اتخاذ شود.
    در مورد زدن شهرها با توجه به این که عراقیها اعلان کرده اند که تا یک هفته نمیزنند و اگر ما زدیم آنها میزنند ومیخواهند در این موضوع هم که آنها متخلف بودند، ما را در آینده مقصر و خودشان را مخالف زدن شهرها نشان دهند؛ تصمیم گرفتیم اعلان کنیم که ما نمیزنیم و اگر عراقیها زدند، دوباره مقابله به مثل میکنیم.


    سی ام: در دفتر با جبهه تماس گرفتم. آقای رضایی با رمزی که داریم گفت، مردم منطقه از عملیات مطلع شده اند و صلاح نیست به تأخیر بیفتد و ارتشیها هم آماده نیستند؛ راه حل میخواست.

    به دفتر رئیس جمهوری رفتم. مشورت کردیم و صلاح دیدیم که من شخصا به قرارگاه در جبهه بروم و مشکل را رفع کنم. قبلا من و آقای خامنهای هر دو مایل بودیم، برویم. قرار شد از امام بپرسیم؛ امام از رفتن آقای خامنهای منع کردند. به این دلیل که ایشان از لحاظ جسمی، قدرت کمی دارند. به دفتر مشاورت [ارتش] گفتم تا وسائل سفر را آماده کنند. به جبهه هم اطلاع دادیم.

    عصر برای خداحافظی به خدمت امام رفتم. خیلی محبت کردند و دعای سفر در گوشم خواندند.فرصتی پیش آمد که امام را ببوسم. حکم فرماندهی عملیات را به نام من صادر کردند و احمدآقا به منزل آورد. در حکم امام از این به بعد فرماندهی عملیات در جبهه به من محول شده است. با توجه به مسئولیت مجلس و سایر امور، کار سنگینی است ولی وضع جبهه ها و اختلاف فرماندهان ارتش و سپاه، گویا راه حل را منحصر به این کار کرده است.
    اگر آقای خامنهای مشکل جسمی و مسئولیت ریاست جمهوری را نداشتند، ایشان انتخاب میشدند. استدلال دیگر امام این است که من [درمجلس] دو نائب رئیس دارم و در غیاب من کسانی هستند که مجلس را رو به راه کنند اما رئیس جمهور، معاون ندارد.

    عازم جبهه شدم. شوق زیادی دارم؛ البته قرارگاه امن است و احتمال شهادت کم و خودم را هم لایق این مقام نمیدانم. چون وقت کم است، چند جملهای به عنوان وصیت درصفحه مقابل همین صفحه یادداشت میکنم.

    ساعت هفت ونیم به طرف فرودگاه حرکت کردیم. به خاطر تردید در زمان حرکت، همراهان دو سه ساعت در فرودگاه معطل شده بودند. با اسکورت به دزفول پرواز کردیم. ساعت نه رسیدیم.شام را در هواپیما خوردیم. آقایان صیاد [شیرازی] و رحیم صفوی و جمعی در پایگاه بودند.یکسره با لندکروز به قرارگاه خاتمالانبیاء سابق رفتیم. قرارگاه اصلی در [پادگان]حمید است. تاکامل شدن، موقتا در اینجا خواهیم بود. قرارگاه با حضور فرماندهان صیاد[شیرازی] ، [محسن]رضایی، رحیم[صفوی]، حسنی سعدی، قویدل، دکتر [حسن]روحانی، بشیر ... تشکیل شد.
    محسن رضایی به خاطر اطلاع عمومی از حمله و تحرکات جدید دشمن، از تأخیر حمله ناراحت بود. بحث و بررسی طولانی نتیجه داد که در همان وقت معین شده گذشته عمل نشود. دیروقت خوابیدیم. با توجه به مشکلاتی که در کار جنگ در اثر اختلاف نظرها به وجود آمده است، پذیرفتن مسئولیت و اداره جنگ را یک فداکاری بزرگ میبینم که صرفا به خاطر نجات جنگ از بن بست ورد نکردن خواست امام است و اینکه هیچ راه حل دیگری به نظر نمیرسد.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  10. #40
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,521
    سپاسگزاری
    48,939
    سپاسگزاری شده : 55,707 بار در 4,479 پست
    قدرت امتیازدهی
    547
    Array

    پیش فرض یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- اسفندماه ۱۳۶۲

    اسفندماه ۱۳۶۲


    یکم
    : بعد از نماز صبح، آقای [حسین]خرازی فرمانده لشکر امام حسین7 آمد؛ معلوم شد آماده عمل است. دیشب به خاطر عدم آمادگی [انجام عملیات را] یک شب تأخیر انداخته بودیم. درجلسه صبح، هماهنگی قویتری شد. با کیفیت عمل قرارگاه کربلا آشنا شدم. با تلفن، خبر سلامتی به احمد آقا داده شد؛ امام شرط کرده اند مرتب اطلاع سلامتی را بدهم.

    صبحانه جبهه، از شهر و منزل و مجلس بهتر بود: سرشیر، مربا، کره و پنیر. بعد از صبحانه، محیط قرارگاه را دیدیم. مجهز است؛ مخصوصا خود ساختمان. با اتومبیل به طرف دهلران رفتیم. برای دیدن منطقه و مراکز نظامی تا پادگان عین خوش پیشرفتیم و از طرف منطقه نفتی ابوغریب برگشتیم. آثار حضور عراقیها را مشاهده کردیم.

    اطلاع رسید سه نفر از افراد شناسایی ما توسط دشمن اسیر شده اند. خطر لو رفتن کار از طریق اسرا وجود دارد. آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] ناراحت است. پیشنهاد تسریع درعمل کردیم، ولی ارتش موافق نیست. امشب باید تصمیم بگیریم.

    فرماندهان عملیات چنگوله هم آمدند. گزارش کارشان را دادند. جالب و شنیدنی بود. برای انجام برنامه های آینده آنها راهنمایی شد. کیفیت ناهار جبهه، از شهرها بهتر است: مرغ، پلو، ماست و پرتقال دزفولی.

    عصر عازم قرارگاه نجف شدیم. سه ساعت از قسمتهای آزاد شده خوزستان ـ از قرارگاه تاطلائیه ـ را در بین راه بازدید کردیم. آثار اشغال صدامیان، شامل تانکهای سوخته، سنگرها وجادههای نظامی را دیدیم. دو سه بار هم راه را گم کردیم. نیروهای حمله کننده عملیات خیبر درراه، گوشه و کنار اتراق کرده بودند و به جبهه وارد نشده بودند که مبادا دشمن از تجمع آنها، حمله راتشخیص دهد.

    اوائل شب به قرارگاه نجف رسیدیم. منتظرمان بودند. [این قرارگاه] مقر فرماندهی سپاه برای شمال جبهه [است] که باید از هور و طلائیه وارد عمل شود.

    بعد از نماز مغرب با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، آمادگیها و پیشرفت کارها و کمبودها و نقشه های عملیات را رسیدگی کردیم. اهداف عملیات، بسیار مهم و استراتژیک است. هدف مهم و اصلی، استقرار در ساحل شرقی دجله و قطع راه بصره به بغداد است که در این صورت اهرم لازم برای گرفتن خواسته های حق ما و ختم جنگ به دست میآید. با قطع این راه، حفظ شهر بصره برای عراق آسان نیست و بدون بصره، عراق بسیار ناتوان است.

    هدف دوم عملیات، تسلط بر منطقه نفتی مهم جزایر مجنون است که میتواندضامن غرامت جنگ باشد. حدود ساعت دوازده شب خوابیدیم. گفتند عراقیها، قرارگاه را هنگام اشغال این قسمت از خاک ایران ساختهاند. برای اولین بار، بحث مهمی را با آنها در میان گذاشتم که عکسالعملهای متفاوتی داشت؛ بعضی پسندیدند و بعضی نپسندیدند. گفتم، نظر من و بعضی ازمسئولان رده بالای نظام این است که اگر یک عملیات موفق در داخل خاک عراق انجام دهیم ومنطقهای از دشمن را تصرف نماییم که با آن بشود بعد از [پذیرش] آتشبس، بر عراق فشار آوریم وحقمان را بگیریم، باید با آتشبس موافقت شود.

    این منطقه میتواند همان باشد و چون هنوزچیزی در دست نداریم، مناسب نیست ولی اگر این هدف تأمین شود، قابل طرح با امام است. آنهاکه مخالف بودند، گفتند شعار ”جنگ جنگ تا پیروزی“ یا ”جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان“تبدیل به ”جنگ جنگ تا یک پیروزی“ شده و گفتند اظهار این نظر، ممکن است باعث دلسردی رزمندگانی شود که برای رسیدن به کربلا و قدس میجنگند. موافقان هم خوشحال شدند.


    دوم: صبح زود بعد از نماز به مذاکره درباره کارهای عملیات نشستیم. آقای طاهری [امام جمعه اصفهان] هم آمدند. چون قرار عملیات فریب و پشتیبانی در عین استقلال در شب آینده در چبیلات و چزابه بود، آقای طاهری برای تشویق رزمندگان به آنجا رفتند.

    برای مشاهده آمادگی نیروها، از ساحل هور دیدن کردیم. زحمات زیادی کشیده اند. حدودپانصد قایق، جادهها، هلیکوپترها، لنج و .... برای عبور از آب آماده شده و کانال وسیعی حفرکرده اند برای به آب انداختن قایقها، همانجا موتورها را روی قایقها سوار میکردند. حرکت«شناورها» را مشاهده کردیم. پرنشاط و پرامید بودند.

    از آنجا به قرارگاه خاتمالانبیاء رفتیم. اینجا را به تازگی برای عملیات خیبر ساخته اند. مفصل است. پدافند نیرومندی گذاشته اند؛ ولی تازه ساز، ناقص و سرد است؛ تا عصر ماندیم، سپس به خرمشهر رفتیم. اولین بار است که بعد از اشغال به خرمشهر میروم. با ماشین قسمتی از شهر راگشتیم. روی پل مخروبه آبادان ـ خرمشهر رفتیم و منظره غم بار شهر خرمشهر را دیدیم. بعد از مغرب به قرارگاه کربلا رسیدیم. نماز جماعت خوانده شد. برای حضار ـ فرماندهان ـصحبت کردم(437) و باز مسأله عملیات سرنوشت سازی که میتواند جنگ را تمام کند، مطرح کردم. آنگونه که انتظار داشتم، عنوان ختم جنگ مقبول نیفتاد. معلوم میشود، مسأله مهم برای بسیاری ازرزمندگان، ادامه جنگ است و همه چیز هم، همین را نشان میدهد و شاید به همین جهت، امام موافق طرح ختم جنگ نیستند و اگر در قلبشان هم قبول داشته باشند، بر زبان نمیآورند. شام خوردیم و جلسه مشاوره برای کل محورها تشکیل شد. فرماندهان کربلای 1 و کربلای 2 و کربلای3 گزارش کارشان را دادند و مانورشان را گفتند. بین لشکر امام حسین7 سپاه و لشکر 21حمزه8 ارتش تفاهم نبود؛ بنا شد با تفکیک قلمرو، جداگانه عمل کنند و صف شکن سپاه باشد.

    آخر شب اطلاع دادند که حدود هشت [فروند] موشک عراقی از بالای منطقه به طرف شهرهاگذشته اند. تحقیق کردیم، از جایی خبر فرود آن نرسید. فردا فهمیدیم که چهار عدد آن به دارخوین خورده و باقیمانده در بیابان افتاده است(438).


    سوم: صبح زود هنگام نماز صبح، چند موشک دشمن ـ گویا کاتیوشا ـ در اطراف قرارگاه به زمین خورد. پیش از ظهر در قرارگاه خاتمالانبیاء، تمشیت امور را دادیم. آقای [حسن]روحانی درقرارگاه ماندند و ما با بچه ها برای استحمام و بررسی وضع تدارکات به اهواز رفتیم.

    در پادگان محل تدارکات جبهه سپاه ـ که از نیروی هوایی ارتش به آنها واگذار شده است ـ ناهارخوردیم و استراحت کردیم و از وضع پادگان و وضع تدارکات مطلع شدیم. ساعت چهار بعد از ظهر به قرارگاه برگشتیم. دو ساعت قبل از شروع عملیات خیبر، با دوقرارگاه تاکتیکی مذاکره کردم و کارها را بررسی نمودم.

    ساعت شروع عملیات، شش ونیم بعد از ظهر است. قرارگاه نجف اطلاع داد که گروه پیشرو ـسی قایق ـ که دیروز اعزام شدند، به نقطههای تعیین شده رسیده و گزارش دادهاند. وضع عادی ودشمن غافل است.

    مغرب به قرارگاهها اطلاع دادم که عملیات را شروع کنند و منتظر مراسم رسمی پخش دستورقرارگاه مرکزی نباشند.
    خبرها میگوید، همه چیز به خوبی پیش میرود. میدانهای مین را برای رسیدن به دشمن پاک میکنند و از طرف هورالهویزه در کنار دجله و جزایر مجنون در خاک دشمن پیاده شده اند.

    ساعت هشت در اتاق مخصوص، دستور حمله عملیات خیبر را به طور رسمی ضبط کردیم ومراسم دعا برای پیروزی رزمندگان انجام شد. در مراسم دعا از خداوند درخواست کردم که این عملیات به گونهای موفق شود تا بتوانیم بااستفاده از دستاوردهای آن، به جنگ خاتمه دهیم و منابع دو کشور در راه خدمت به اسلام و میهنبه کار گرفته شود و رنجهای مردم دو کشور به پایان رسد.

    دشمن غافگیر شده است. شب در اتاق مخصوص از طریق بیسیمها و تلفنها، عملیات راتعقیب و کنترل میکردیم. قرارگاه کربلا از درگیر شدن کربلای 4 سپاه و درگیر نشدن کربلای 2ارتش خبر داد. قرارگاه نجف سپاه، توفیق را گزارش میداد(439). من رفتم خوابیدم و ازآقای[حسن]روحانی و [جلال]ساداتیان خواستم که عملیات را تعقیب کنند و اگر در تردیدند ومشکلی دارند، مرا بیدار کنند.


    چهارم: سحر بلند شدم. اخبار را در اتاق عملیات گرفتم. قرارگاه کربلا ناموفق و قرارگاه نجف موفق بودولی از عملکرد هلیکوپترهای هوانیروز ناراضی بودند. قرار بود هوانیروز، هزاران نفر نیرو را به آنطرف آب منتقل کند؛ اما کمتر از هزار نفر را برده بود. تأکید کردم که ادامه دهند ولی آنها باملاحظاتی که دارند، نمیتوانند به خواستهای پاسدارها عمل کنند.

    خبر از تلفات سنگین در قرارگاه کربلا میرسد. سرهنگ صیاد [شیرازی] گفت برای کسب تکلیف به اینجا میآید. ساعت حدود نه صبح، آقایان صیاد [شیرازی] و حسنی سعدی آمدند. جلسه قرارگاه خاتمالانبیاء تشکیل شد. پیشنهاد داد چون قرارگاه کربلا ناموفق بوده، عملیات متوقف شودو قسمتی از نیروهای خود را برای دفاع به کار گیرد و بقیه را در قرارگاه نجف به کار برد. پیشنهاد داشت که قرارگاه خاتمالانبیاء، عملیات را خودش زیرفرمان بگیرد و محسن رضایی وصیاد[شیرازی] به عنوان معاون عملیات عمل کنند. تا این حد نپذیرفتیم، ولی قبول کردیم که بخشی از نیروهای کربلا به صورت احتیاط در اختیار قرارگاه خاتم به کار گرفته شوند و بخشی در اختیارقرارگاه نجف قرار گیرند.

    سرهنگ حسنی سعدی را به قرارگاه کربلا اعزام کردیم تا نیروها را دلداری دهد و برای فشارمجدد آماده کند. به سرهنگ صیاد شیرازی هم گفتیم که به قرارگاه نجف برود و هوانیروز را برای ترابری نیروها به حرکت در آورد. روحیه ها را از دست داده اند و به تهران هم، ضعف خود را منتقل کرده اند. لازم دانستم به آنها روحیه بدهم. به تهران توضیح دادیم که فتح هورالهویزه و رسیدن به دجله و جزایر [مجنون] بسیار مهم است و میتواند دو سپاه 3 و 4 عراق را به خوبی تهدید کند.

    پدافند اطراف قرارگاه، چند بار فعال شد. رفتم و از نزدیک رسیدگی کردم، معلوم شد که احتیاطی عمل کرده اند. رادار چیزی نشان نداده است.

    برخلاف انتظار، نیروی هوایی دشمن فعال نیست؛ با اینکه در خوزستان و در بیابان، اهداف فراوان بیدفاع برای آنها هست. یک حمله هم کردند اما یک هواپیما از دست دادند؛ شاید به خاطر حضور خوب هواپیماهای اف ـ 14 است.

    یکی از کارهای جاری، نظارت براطلاعیه های نظامی است.

    برای نجات نیروهای قرارگاه نصرت که در الغدیر، گیر افتاده اند به نیروی هوایی گفتیم، دشمن را بزند. مرتب از قرارگاه نجف درخواست اعزام نیرو با هلیکوپتر میرسد و از کم کاری آنهاشکایت دارند. عصر اطلاع دادند که حضور من در قرارگاه نجف برای رفع مشکلات و رو به راهکردن کارها لازم است.


    غروب با ماشین و با لباس بسیجی حرکت کردیم. در راه فعالیت پدافند هوایی توجهمان راجلب کرد. اول شب به قرارگاه نجف رسیدیم. نماز مغرب را خواندیم. به جمعبندی نتایج عملیات نشستیم که قرارگاه نجف، پنجاه درصد موفق است و قرارگاه کربلا ناموفق. تغییراتی در مأموریتهاداده شد و ابلاغ کردم.

    آقای صیاد [شیرازی] مأمور راه انداختن هلیکوپترها و رفع این کمبود مهم شدند. برنامه عملیات فردا تنظیم شد. به طرف قرارگاه خاتم حرکت کردیم. در بین راه به یک واحد رزمنده ـ که در بیابان به انتظار هلیکوپتر بودند ـ رسیدیم. پیاده شدم و با آنها صحبت کردم. دیدن من با لباس بسیجی، برای آنها غیر منتظره و نشاطآور بود. منظره جالبی شد. شعارها دادند.

    در بین راه از نزدیک جبهه گذشتیم. منظره برق توپهای فعال و منورهای دشمن که حاکی ازوحشت آنها است، جالب بود. ساعت یازده به قرارگاه رسیدیم. تلویزیون عراق را دیدیم. گفت،فیلمی از جنگ در شرق بصره نشان میدهد. ولی بیش از یک ساعت، فقط سرودهای کهنه ومبتذل و رقص و آواز در وصف صدام و برای بزرگداشت او پخش کرد. نشان اختلال در برنامه ها است. فردای آن هم خبر از اختلال رسید.

    چند نفر از وزرا به قرارگاه آمدند. [آقای دکتر منافی] وزیر بهداری گفت در حدود هزار نفرمجروح به مراکز [درمانی] اعزام شده اند. در مقایسه با عملیاتهای دیگر کم است. حدود 150 شهیدشناخته شده و چند نفر مفقود داریم.
    فرماندهان لشکرها و تیپها و گردانهای عمل کننده کربلا را احضار کرده بودم؛ آمدند.سرخورده اند. دلداریشان دادم و اظهار آمادگی برای عمل میکردند ولی نه در همان محور.

    از اول،فرماندهی نیروی زمینی با این عملیات، نظر مساعدی نداشت و تقریبا در همه جلسات توجیهی درتهران، اما و اگر داشتند. طبیعتا این نظرها در کار عملیات میدان، مؤثر بود. ادغام سپاه و ارتش درعملیات، تحت فرماندهی ارتش نتیجه خوبی نداده است و سپاهیان از آن ناراضیند. با آن قسمت ازهوانیروز هم که تحت فرمان قرارگاه نجف قرارگرفته، مشکلات داشتیم و بالاخره با دخالت فرمانده نیروی زمینی [سرهنگ صیاد شیرازی]، تاحدودی حل شد.


    پنجم:
    صبح زود با خبر شدیم که دشمن دو شهر بروجرد و خرمآباد را با موشک زده است و نزدیک به100 نفر شهید و 350 نفر مجروح شده اند و خرابی بسیار بوجود آمده است. قرار شد خبر تصرف جزیره نفت خیز مجنون را برای جبران تبلیغات صدام اعلان کنند و شهرهای عراق را از پاوه بزنند. نیروی هوایی هم در این رابطه دو سه عملیات در العماره و رواندوز انجام داد. هلیکوپترها امروز با تأخیر فعال شدند و تا حدودی مشکلات آن طرف هور رفع شد. امروزوضع ستاد تبلیغات جنگ خوب نبود و کار اطلاعیه ها ناقص بود.

    عصر [آقای اسفندیار حسینی] فرمانده نیروی دریایی آمد تا بگوید هاورکرافتها را نمیشود ازخلیج فارس به هور آورد. دیشب از طریق آقای خامنهای خواستیم که بیاورند. برای حل مشکل ازآقای اسفندیار حسینی خواستم به قرارگاه نجف بروند و هور را ببیند و تصمیم نهایی را بگیرند.
    خبر رسید که با هواپیما، شهرهای کوهدشت، پل دختر و مهاباد را زده اند و جمعی را شهیدکرده اند(440). با نیروی هوایی صحبت شد که به تلافی آن، بغداد را بزنند.

    عصر، سوخت تانکر هواپیماهای اف ـ 14 که فضای جبهه را حفاظت میکنند، تمام شده بود. ساعت پنج بالاجبار به پایگاه رفتند. هوانیروز هم کارش را تعطیل کرد. به محض رفتن اف ـ 14ها هواپیماهای دشمن فعال شدند و جاده را زدند.


    اول شب، قرار بود با سه قرارگاه اینجا مشورت داشته باشیم. [قرارگاه] نجف گرفتار بود، نتوانست بیاید. [قرارگاه] کربلا آمد و با آقای صیاد مفصلا صحبت کردم. اعتراضهایی دارد.همچنان مشکل اختلافات را داریم. قسمت اعظم نیروهای ارتش، عملا راکد و مقداری وقت گیراست.

    پس از مشاورت در ستاد، تصمیم گرفتیم که [قرارگاه] کربلا، نیروهای خود را برای عبور از خط و استفاده از موفقیت [قرارگاه] نجف ـ در صورت باز شدن جاده طلائیه ـ آماده کنند. شام خوردند ورفتند.

    آقایان محسن رفیق دوست و رحیم صفوی آمدند. ناراحت بودند. در جبهه های قرارگاه نجف،مشکل پیش آمده است. الحاقی که قرار بود بین نیروهای مستقر در جزایر با جبهه طلائیه پیش آید وراه زمینی به جزایر باز شود، انجام نشده است. در عمل اشتباه بزرگی به این شرح مرتکب شده اند:
    دیشب در قرارگاه نجف، پیشنهاد شد از دو طرف عمل کنند و ملحق شوند. آقای صیاد [شیرازی]مخالفت کرد و پیشنهاد اعزام نیروی بیشتر و تازه نفس به جزیره و کسب استعداد لازم برای شب بعدکرد؛ فرماندهان سپاه هم پسندیدند. به واحدها دستور دادند که آن شب عمل نکنند، ولی زودفهمیدیم که از داخل جزیره، لشکر نجف اشرف به تنهایی عمل کرده و از پشت به دشمن زده وپیشرفت خوبی داشته که خود را نزدیک به طلائیه رسانده و پل طلائیه را هم گرفته است. مجبورشدیم به لشکر محمد رسولالله9 بگوییم که روز عمل کنند و ملحق شوند، ولی عملیات روزموفق نبود و به شب کشیده شد. از طرفی در تنگه العزیر هم دشمن، پل و تنگه را گرفته و به شرق دجله در کنار دجله از قرنه تا العزیر نفوذ کرده است و به جز یک نقطه، دشمن بر دجله مسلط است.به این ترتیب راه اصلی بصره ـ عماره را هم تأمین کرده و میتواند به خوبی نیرو برساند. با این خبرکه تاکنون ما را در جریان نگذاشته بودند، ما هم ناراحت شدیم.

    برنامه این بود که شب، با نیروهای تازه نفس که هلی برد شده بودند، عمل کنند و العزیر را پسبگیرند و در جنوب جزایر عمل کنند و الحاق صورت گیرد. این عملیات قبل از فرماندهی من درستادها و به خصوص ستاد مرکزی، تصویب شده است. ابتکار از سپاه بود. فرماندهی سپاه، معتقداست با عملیات کلاسیک عادی، نمیشود دشمن را شکست داد و باید از نقاطی که دشمن غافلاست، به شیوههای خاص سپاه وارد عمل شد. مثل همین هور، جزیره و ... اما فرماندهی ارتش اینگونه عملیات را با آموزشها، تجربهها، ابزار و پرسنل خود، منطبق نمیدانند و مایل نیستند در آن شرکت کنند. مستقلا هم نمیتوانند عملیات قابل توجهی انجام دهند. این تضاد، کار را به اینجا رسانده که فردی خارج از نیروهای مسلح ـ مثل من ـ مسئول هماهنگی و فرماندهی شود. دستور راعمل میکنند اما چون اعتقادی به آن ندارند، بازده مطلوبی ندارد.
    باید از این تجربه، برای عملیاتهای آینده از ابتدای طراحی و مقدمات استفاده کنیم.


    ششم: صبح خیلی زود بیدار شدیم. بعد از نماز، از قرارگاه نجف اطلاع گرفتیم. معلوم شد که دیشب عمل الحاق انجام نشده است؛ به خاطر اینکه در طلائیه، میدان مین را نتوانسته اند باز کنند. از داخل جزیره [مجنون] هم عمل نکرده اند. در کنار دجله، نیروهای شمال و جنوب ما، توانسته اند ملحق شوند ولی عزیر را پس نگرفته اند. در مجموع کار مهمی انجام نشده است. مراتب را به آقای خامنهای اطلاع دادم.

    قرار شد در [قرارگاه] نجف، جلسه مشورت برای حل مشکل داشته باشیم. خبر دادند که یکی ازدو هواپیمای ما که برای زدن بعقوبه رفته بودند، مورد اصابت قرار گرفته و در خاک خودمان سقوط کرده است. برای بررسی وضع جبهه ها و اتخاذ تصمیمات به قرارگاه نجف رفتیم. آقای صیاد [شیرازی] هم آمد.

    در بین راه از منطقه بارگیری و پرواز هلیکوپترها بازدید کردم؛ وسعت و عظمت کار، مرا تحت تأثیر قرار داد. سرهنگ جلالی را تحسین کردم. یک سایت هاگ را برای فعال کردن سایت دیگر،تعطیل کردیم؛ به خاطر کمبود قطعات.

    در قرارگاه نجف، وضع نیروهایمان در جزایر [مجنون] و کنار دجله را بررسی کردیم. اعتماد بهنفس بهتری به دست آورده اند. آقای صیاد [شیرازی] برای عملیات شب آینده که به منظور ایجادراه زمینی به جزایر و رخنه در دشمن، طراحی شده است، شرطهای غیر قابل حصول پیشنهاد میکرد که آقایان موسوی و لطفی ـ افسران گمارده شده خودش ـ رأی برخلاف او دادند.

    تصمیم برای عمل شب آینده گرفته شد و مرحله بعد از آن به عنوان عبور از خط تا پل نشوه، به قرارگاه کربلا واگذار شد. آقای صیاد پس از [اتخاذ] تصمیم، نظامی وار میپذیرد؛ گرچه در عمل،دلسردانه عمل میشود.

    آقای فخرالدین حجازی هم آمد. برای تقویت روحیه رزمندگان به جزایر [مجنون] رفت. یکیاز فرماندهان در لشکر نصر از تنگه عزیر آمد و گزارش خوبی داد. فرمانده نیروی دریایی هم امکاناتی را برای کمک در هور در اختیار گذاشت. خبر اینکه دوگردان از نیروهای عمل کننده دیروز، هنوز مقاومت میکنند، از غصه ما کاست؛ چون خبر از تلف شدنشان رسیده بود. گفتند شش هلیکوپتر دشمن را هم زده ایم و تعداد اسرای دشمن از مرز 800 نفر گذشته است.

    بعد از نماز به طرف قرارگاه آمدیم؛ از طرف هویزه آمدیم که آنجا را ببینیم و از خطر توپهای دشمن دور باشیم. ساختمانها بیش از حد منطقه لوکس است. تلفنهای شخصیتهای مرکز، حاکی ازشایعه تندی مبنی بر عقبنشینی از مراکز تصرفی و دادن تلفات زیاد است که صحیح نمیباشد.

    آقایان خرازی و قاسمزاده که به دیدن جزایر رفته بودند، گزارش از وضع آنجا دادند. دشمن باآتش از راه دور، اذیت میکند. آقای [عباس] بابایی ـ خلبان ـ آمد و گفت، چند شهر عراق را زدهایم و یک هواپیما از دست دادهایم. از فرمانده نیروی هوایی گلایه داشت. قرار گذاشتیم که امشب به تهران بروم؛ برای اینکه خیلی از صحنه مملکت غایب نباشم که منشأ شایعات شود و در جلسه مجلس شرکت کنم.


    هفتم: با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد در جنوب جزیره که قرار بود عملیات داشته باشیم، عمل نکرده اند؛ در جزیره عمل کرده اند و نسبتا موفق بوده اند و در القرنه نیمه موفق.

    ساعت ده صبح، در دفتر آقای رئیس جمهور در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم و شرح عملیات را دادم . از جبهه اطلاع دادند که عراقیها به جنوب جزیره مجنون حمله کرده و تانکهایشان وارد جزیره شدهاند. قرار شد امشب آنها را بیرون کنند. شب آقای صیاد [شیرازی] تأکید کرد که زودتر برگردم.

    با فرماندهی نیروی هوایی، درباره تداوم دفاع هواپیماهای اف ـ 14 صحبت کردم. آقای[محسن] رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] اطلاع داد، عراق بعد از ضربهای که در عزیر خورده، بمب شیمیایی مصرف کرده است. آقای سرهنگ ترابی [از دفتر مشاورت امام در ارتش] آمد و وقت حرکت را تعیین کردیم


    هشتم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. با رمز خبر دادند، از سه محوری که قرار بود عمل بکنند، درعزیر نسبتا موفق و در قرنه کمی پیشرفت و در محور طلائیه ـ جزیره اصلا عمل نشده بود. در جزیره به دلیل اینکه نیروهای دشمن داخل جزیره آمده بودند، نیرو فقط صرف اخراج آنان شده و انهدامی هم از دشمن صورت گرفته است.

    به مجلس رفتم و گزارشها را خواندم. دیروز هم دو شهر اسلام آباد غرب و کوهدشت را زده اند.پیش از دستور مطلبی در این باره گفتم(443). مجلس را به آقای یزدی سپردم و خدمت امام رفتم.گزارشی از وضع جنگ دادم. امام نگران بودند؛ از طرف آقای صیاد [شیرازی] گزارش ناراحتکنندهای دریافت کرده بودند. با توضیحات من، تخفیفی حاصل شد. برای امام، اهداف مهم عملیات را توضیح دادم. ایشان هم نظرشان این بود که قطع جاده بصره ـ بغداد، ضربه غیر قابل جبرانی به بعث عراق وارد میکند. به ایشان گفتم من از رهگذر این اهداف به ختم جنگ میاندیشم. ایشان لبخندی زدند و جوابی ندادند.

    ساعت یازده از فرودگاه به طرف دزفول پرواز کردیم. مهدی هم با من بود. از پایگاه وحدتی باهلیکوپتر به قرارگاه خاتمالانبیاء رفتیم. اطلاع دادند که [ارتش عراق] در منطقه عزیر، فشار زیادی وارد کرده و از بمب شیمیایی استفاده نموده است. استفاده از سلاح شیمیایی با این وسعت، نشاندهنده آن است که حامیان صدام، دست او را برای هر شرارت و جنایتی باز گذاشته اند. گویا متوجه شده اند که هدف عملیات خیبر، خیلی مهم و استراتژیک است. اگر نیروهای ما در ساحل دجله بمانند، راه اصلی بغداد ـ بصره قطع میشود و بصره به شدت در معرض خطر قرار میگیرد؛ امانیروهای ما نمیتوانند بمانند. همه فرماندهان در قرارگاه جمع شدند و تصمیماتی برای عقبنشینی از عزیر و حفظ جزیره و عمل برای باز کردن راه زمینی اتخاذ شد.

    اول شب، برای نظارت بر کارها به قرارگاه نجف رفتیم و تا نزدیک صبح، بیدار ماندیم. دراتاق بیسیمها، اخبار را کنترل میکردیم. تخلیه عزیر، خوب انجام شد؛ فرار موفق. عملیات داخل جزیره و طلائیه به خاطر گیر کردن در پشت کانال آب، شروع نشد. شب سختی بود. بعد از نماز صبح خوابیدم. از دفتر رئیس جمهور، بیت امام و نخست وزیری تماس میگرفتند. ناراحت بودند. تااواخر شب امیدوار بودیم، چون دیر شد، ماموریتها را لغو کردیم و خوابیدیم.


    نهم: آقایان حسین خرازی و ابراهیم همت فرماندهان لشکرهای امام حسین7 و محمدرسولالله9 را خواستیم و برای باز کردن راه زمینی جزیره مذاکره کردیم. ماموریت به دو لشکرداده شد. [آقای هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی را هم احضار کردیم و راجع به تامین فضای هور و جزیره با پیش کشیدن هواپیماهای اف ـ 14 اقدام شد.

    برای بررسی وضع جزیره، جهت فرود هواپیمای سی ـ 130 اقدام شد. معلوم گردید که باند مناسب وجود ندارد. دستور انتقال ضد هوایی اورلیکن را به جزیره دادیم. [آقای هادی نژادحسینیان] وزیر راه و ترابری هم برای کمک به ایجاد راه و پل تا جزیره مجنون حضور یافته بود. اگرپل سیزده کیلو متری وصل شود، ابتکار کم نظیر و فوقالعاده ای تحقق یافته است.

    هواپیماهای اف ـ 14 که برای حفاظت فضای جبهه از بالای سرما عبور میکنند، صداهای زیادی دارند و گاهی عابران جادهها را که اطلاع ندارند، میترساند اما از هجوم دشمن به جزیره مانع میشوند.


    عصر با گروهی از فرماندهان، در مورد طرح عملیات در منطقه سد در بندیخان مذاکره کردیم.قرار شد طرحشان را در دو بخش جداگانه بیاورند. دشمن اعلان کرده که جزیره خارک را میزند ومدعی شده کار را شروع کرده و سه کشتی نفتکش را غرق کرده است. دروغ میگوید؛ حمله کرده اما ناموفق بوده است.

    کمی اطراف قرارگاه قدم زدیم و پاسداران عکس برداشتند. قرار بود، شب عمل کنند اما به فرداشب موکول شد. از آقای صیاد [شیرازی] خواستم که در عملیات، یک محور را هم قرارگاه کربلا به عهده بگیرد؛ پذیرفت. نیروهای موجود در القرنه هم امکان ماندن ندارند. دستور عقبنشینی صادرشد؛ مشکل عقب نشینی دارند. چون باید به وسیله قایق بیایند و در عین حال، خطر حمله دشمن وجود دارد.

    عراق، بمب شیمیایی زیادی به کار برده و تاکنون بیش از 1000 نفر آسیب دیده، به بهداری مراجعه کرده اند. استفاده از سلاحهای شیمیایی کار ماندن در جزیره را برای رزمندگان بسیار مشکل میکند و منطقه برای عراق آن قدر حیاتی است که از ارتکاب هیچ جنایتی ابا نخواهد داشت. شب به قرارگاه خاتمالانبیاء آمدیم. تلویزیون بصره، فیلمی از شهدا و مجروحان و اسرای ما را در عزیر نشان داد؛ متأثر شدیم. شب با [آقای هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی درباره زدن مراکزعراق جلسه بود. تصمیماتی اتخاذ شد.

    دهم: صبح زود آقای [محمد باقر] حکیم و بعضی از اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق آمدند. در صددند برای مناطقی از عراق که به تصرف ما میآید، برنامهریزی کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. میگفتند عراقیهای مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها رو آورده اند.دستوری مبنی بر شرکت قرارگاه کربلا در عملیات آینده امضاء کردم.
    بنا شد از دستگاه ابتکاری یک افسر که میتواند بمبهای 750 پوندی را از زمین، علیه دشمن بهکار ببرد، استفاده کنیم. مقداری در اراضی اطراف قرارگاه قدم زدیم. یک گلوله توپ را که در زمان اشغال عراق در آنجا افتاده و کار نکرده بود، دیدیم. فرمانده نیروی هوایی اطلاع داد که منطقه شرق دجله را بمباران کرده است. اطلاع دادند عراقیها در جلوی راه نیروهای ما آب انداخته اند. مهدی وآقا جلال به اهواز رفتند.

    آقای نخست وزیر اطلاع داد که ده هزار ماسک ضد گاز ـ که در اختیار نیروی دریایی بوده ـبرای جبهه ارسال شده است. آقای اعلایی آمد و گزارش عملکرد هلیکوپترها در انتقال نیروها بهجزیره را داد.

    اول مغرب به قرارگاه نجف، برای کنترل عملیات رفتیم. قرار بود عملیات از اول شب در سه محور شروع شود، ولی در دو محور پیشرفت محسوسی نداشت و در یک محور ـ لشکر امام حسین7 ـ خوب بود. تا صبح بیدار ماندیم و مرتبا تماس داشتیم. از جزیره هم که قرار بود از پشت وارد شوند، نتوانستند بیایند. در مجموع مقداری از آنچه میخواستیم به دست آمد. خط شکسته شد ولی به پل طلائیه نرسیدند.


    یازدهم: بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را برای جمعبندی و تصمیم جدیدخواستیم. قرارگاه کربلا برای بار دوم در عمل ناموفق، ولی برای شب آینده آماده عمل بود؛ برخلاف دفعه قبل که به کلی از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود.

    در جلسه فرماندهان، برنامه شب آینده و نیروهای عمل کننده مشخص شد و اطلاع رسید دشمن با ترس و وحشت از پیروزی دیشب، ضد حمله وسیعی را آغاز کرده و اولین موج آن دفع شده است.

    تا نزدیک ظهر، چندین بار هواپیماهای عراقی به اطراف قرارگاه نفوذ کردند و پدافند قرارگاه عمل کرد. حدس زدیم دشمن از حضور من در قرارگاه ـ از طریق کنترل تلفنها یا جاسوسها ـ خبردارد. لذا به قرارگاه خاتمالانبیاء که از تیربرد دشمن دورتر است، آمدیم.

    آقای سرهنگ جلالی فرمانده هوانیروز آمد. خواسته بودم گزارشی درباره خلبانهایی که درجریان هلیبرد نیرو به جزایر، کوتاهی یا تمرد کرده اند، گزارشی تهیه شود. گزارشی آورد اما ترجیح داد که رسیدگی به بعد از عملیات موکول گردد؛ پذیرفتم.


    بهداری سپاه آمار مجروحان قرارگاه نجف را تا آخر روز هشتم اسفند، حدود چهار هزار نفرداد. از شهدا، آماری نداده است. مصدومان بمبهای شیمیایی، حدود هزار نفرند که اکثر آنها مداواشده اند.

    بعد از نماز، بدون خوردن ناهار، برای رفع خستگی دیشب خوابیدم. بعد از خواب خبر دادند درطلائیه، فشار توپخانه دشمن زیاد است. مهمات توپ و آتش توپخانه برای جواب میخواستند. به ارتش حواله کردم. آمادگی واحدها را برای عملیات امشب بررسی کردیم.

    عراق ترسیده و تبلیغات وسیعی آغاز کرده است. ما ترجیح دادیم در این مرحله، زیاد تبلیغ نکنیم. آقای [محمدحسن] زورق به جای آقای [کمال] خرازی، مسئولیت تبلیغات جنگ را دراینجا به عهده گرفته است. در نشستی، خط کار را مشخص کردیم؛ گرچه با عدم توفیق قرارگاه کربلاو نیز عدم استقرار نیروها در کنار دجله، هدف اصلی عملیات فعلا از دسترس دور شده ولی برای هدف درجه دوم باید برنامه تبلیغاتی مناسبی داشته باشیم. من در ذهن خودم، امید بسته بودم که بااین عملیات، راه ختم جنگ را باز کنم؛ به این صورت که با در دست داشتن نقاط استراتژیک، درصورت آتشبس، بتوانیم خواسته های خودمان را تأمین کنیم و فکر میکردم ارزش همه نقاطی که از خاک ایران در اختیار عراق است، کمتر از ارزش نقاط تصرفی ما در منطقه عملیات خیبر است؛از القرنه تا العزیر و راه بصره به بغداد و نیز منطقه نفت خیز جزایر مجنون.

    عصر آقای صیاد [شیرازی] آمد و بار دیگر مطرح کرد که نمیتواند از کانال عبور کند و خط رابشکند و مثل گذشته از عدم امکان پیشرفت در عملیات گفت. در همین موقع از جاهای دیگر هم اطلاع رسید که در شب گذشته پس از رسیدن به پل طلائیه، دوباره به نزدیک محل شروع عملیات برگشته اند و دشمن فشار فراوانی بر نیروهای ما وارد کرده است. بالاخره خبر رسید که به موضع سابق دیشب برگشته اند. اما امشب دوباره در همان محل با همان هدف، عملیاتی انجام میشود.
    خبر رسید که دشمن در جنوب جزیره، آب انداخته است. نشان وحشت از هجوم ما از جزیره است و متأسفانه در آن موضع، از ارتش استفاده درستی نشد. عملیات دیشب هم به خاطر عدم اطاعت از دستور تصرف پل توسط آقای [حسین]خرازی، ابتر ماند.

    آقای پرورش وزیر [آموزش و پرورش] هم آمد و ملاقاتی انجام شد. دو نفر از خلبانان سپاه هم آمدند. امروز کاروان کشتی هم داشته ایم که چهار کشتی و یک یدک کش گلوله خورده و چند نفرشهید شده اند. شب با منزل، تلفنی صحبت کردم. ساعت نه شب اطلاع دادند که نیروهای ما بادشمن درگیر شده اند. خدا کند که موفق بشویم. کم کم دارد وضع دشوار میشود.


    دوازدهم: بعد از نماز صبح، از قرارگاه نجف، درباره عملیات دیشب توضیح خواستم. معلوم شد در حد بازپس گیری همان خاکریز پریشب پیشرفت کرده اند. گفتند دشمن از بمب شیمیایی استفاده نموده وارتباطات بیسیم را ـ که وسیله هدایت و هماهنگی واحدهای درگیر است ـ مختل کرده است.

    از دو قرارگاه نجف و کربلا، خواستم برای تعیین تکلیف برنامه آینده عملیات خیبر به این قرارگاه بیایند و به آقای سرهنگ موسوی قویدل گفتم که برای کار، برنامهای تهیه کنند.

    پیشرفت جنگ، خیلی مشکل شده است. تبلیغات تلویزیونی و رادیویی عراق در نیروها تأثیرمنفی میگذارد و از ضعفها و عدم موفقیتهای ما، خیلی بد بهرهبرداری میکنند. فشار نیروی هوایی وایذاء بمبهای شیمیایی هم وجود دارد.

    وضع را به رئیس جمهوری گفتم و تذکر دادم که امروز در نمازجمعه، خیلی خوشبینانه صحبت نکند. مقداری اطراف قرارگاه با دکتر روحانی قدم زدیم و درباره وضع جنگ و مسائل دیگر بحث کردیم. حضور دکتر [حسن]روحانی در قرارگاه برای کار من مفید است. صدای توپهای جبهه جنگ، مرتبا به گوش میرسید؛ با اینکه بیش از صد کیلومتر فاصله است. حدس زدیم پاتک شدید دشمن در جریان است.

    وقتی که به مقر برگشتیم، از شنود مکالمات دشمن، گزارش رسید که آنها مدعی هستند خاکریزما را گرفته اند و نیروها را از موضعی که دیشب به دست آورده ایم، عقب زده اند. اگر درست باشد،برنامه ما را به هم میزند.

    فیلمی از عملیات در شرق دجله و دوران تصرف اطراف قرنه را با ویدئو دیدیم. حالت هجوم تانکها و هواپیماهای عراقی به نیروهای پیاده و پشت سنگرها را که دفاع میکردند، نشان میداد.

    عصر همه فرماندهان و مسئولین قرارگاههای سپاه و ارتش آمدند. جمعبندی از عملیات شد وبه این نتیجه رسیدیم که باید برای حفظ جزیره، خیلی ساعی باشیم. روی اهمیت جزیره تکیه شد و[مقرر گردید] برای ادامه عملیات، طرحی از طرف هر یک از قرارگاهها تهیه شود و پس از تصویب به اجرا در آید.

    آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضایی هم جداگانه مطالبی درباره فرماندهی و اشکالات طرف مقابل گفتند. در عمل واضح شد که ریشه مشکلات، فعلا در اختلاف نظرهای فرماندهان اصلی جبهه و ارتش و سپاه است؛ گرچه همه با اخلاص اند ولی بالاخره اختلاف نظرها جدی است؛دو شیوه کاملا مختلف در یک عملیات واحد وجود دارد. شب به تهران آمدیم. ساعت یازده شب رسیدیم.


    سیزدهم
    : به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. منابع خبری غربی، بر مبنای کذب شهدای زیاد در عزیر،تبلیغات شدیدی به نفع صدام و علیه ما به راه انداخته اند. با جبهه تماس گرفتم، تازه مهمی نداشتند.در جلسه علنی مجلس شرکت کردم. کلیات [لایحه] بودجه سال 63 مطرح است. ساعت ده برایانجام کارهای عقب مانده به دفترم آمدم. ظهر آقایان خامنهای، احمد آقا و [موسوی] اردبیلی ومهندس موسوی در مجلس مهمان من بودند. وضع جنگ و جبهه را برایشان توضیح دادم. چون درمرحله اول به همه اهداف نرسیده ایم، خیلیها نگرانند. ولی کم کم به اهمیت جزایر مجنون پیمیبرند. بعد از استراحت به انجام کارهای عقب مانده پرداختم. با جبهه هم تماس گرفتم. کارهاطبق برنامه پیش میرود. بیشتر برای تحکیم وضع جزایر تلاش میکنند.


    چهاردهم: ظهر آقای موسوی خوئینیها آمد و از طرف آقای منتظری، مطالبی را پیام آورد. معلوم میشود، گزارشهای نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتی دادم. ایشان فکر میکنند ارتش با طرح عملیات خیبر مخالف بوده و سپاه تحمیل کرده است. عملیات را کاملا شکست خورده میدانند،چون نجفآباد خیلی تلفات داشته است.

    شب در دفتر آقای رئیس جمهور جلسه داشتیم؛ فرماندهان نظامی و قرارگاه هم بودند. راجع بهعملیات آینده صحبت کردند و مذاکره کردیم اما به جایی نرسیدیم. نه سپاه طرحی آورده بوده و نه ارتش؛ آقایان [رحیم] صفوی و قویدل هم با اصل عمل در اطراف بصره ـ با این شرایط ـ موافق نبودند. سرهنگ صیاد هم روی همان وحدت فرماندهی تکیه داشت و بالاخره با اوقات تلخی جداشد و رفت.


    پانزدهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. پاتک دشمن به جزیره شروع شده ولی دفاع خوب است.مشکل حمل و نقل و تدارک نیروها را در جزیره داریم.

    با اعزام مجروحان بمبهای شیمیایی به اتریش و سوئد، محافل خبری غرب به قضیه جنایت صدام در استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ، توجه نشان داده اند.
    خبرمذاکره با سفیر سوئد را برای مطرح شدن مجروحان بمبهای شیمیایی به رسانهها دادیم(446). از وضع جبهه جویا شدم. خالی از نگرانی نیستند. خوب از جزیره دفاع میکنند. اما فشار عراق هم زیاداست. آخر شب به خانه رفتم. آقای محسن رضایی بعد از ملاقات با امام آمد و تردید داشت که بشود عملیات خیبر را در همان جا ادامه داد. مجموع شهدا و اسرای عملیات را حدود 3 هزار و500 نفر آمار داد.


    شانزدهم: اول وقت از قرارگاه نجف، احوال پرسیدم. گفتند دشمن از جنوب جزیره پاتک کرده ودرگیری شدید است. نمایندگان هم نگران جنگ هستند.

    از طرف واحد حفاظت آمدند و از بیاحتیاطی من در سفر به جبهه ها شکایت داشتند. قرار شد بیشتر احتیاط کنیم.

    آقایان محلاتی و دکتر روحانی آمدند و گفتند وزارت نفت میگوید جزیره مجنون، هفت میلیارد بشکه نفت ندارد و این آماری که در دوسه روز گذشته داده شده، درست نیست؛ خودوزارت نفت، مدتی پیش گزارش داده است. آقای شهاب از وزارت نفت آمد و گزارشی درباره نفت جزیره مجنون آورد. یک جا دو میلیارد بلکه یک میلیارد و دیگری هفت میلیارد گفته؛ قرارشد تعقیب شود.


    هفدهم: با جبهه تماس گرفتم. گفتند پاتک شدید عراق، امروز هم ادامه یافته است. قرار گاه نجف کمی نگران بود. عراق همه چیز را برای پس گرفتن جزیره [مجنون] تجهیز کرده و ما هم مشکل تدارک جزیره را داریم. پیشرفت کار پل، کند شده است. پلی برای عبور از آب هور ابتکار کرده اند که سیزده کیلو متر طول دارد و بدون پایه روی آب میماند و پنج تن وزن را تحمل میکند. در ظرف دو ماه ساخته و به محل حمل شده، اما نصب آن دچار مشکل و کندی شده است.

    برای شرکت در شورای عالی دفاع به دفتر آقای رئیس جمهور رفتم. در شورا مشکلات ارتش به خاطر کم شدن بودجه پیشنهادی مطرح بود. راه حلهای موقتی در نظر گرفتیم. گزارشی از قرارگاه مشترک ـ که در بندر عباس برای مقابله با خطرتهاجم دشمن به تنگه هرمز از سه نیرو[ی ارتش] و سپاه تشکیل شده ـ دادند. طرح ارائه شد، اما ازلحاظ عمل، عقب هستند. با رئیس جمهور هم جداگانه درباره مشکل اختلاف ارتش و سپاه واصرار ارتش بر به دست آوردن فرماندهی عملیات، بحث شد. فکر کردیم آقای ظهیرنژاد [رئیس ستاد مشترک ارتش] را به جنگ نزدیک کنیم.


    هجدهم: از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد دیشب در داخل جزیره[مجنون] ضربه ای به عراقیها وارد کرده اند و آنها عقب رفته اند. سوژه اغلب گزارشها، هنوز جزایرمجنون و اسلحه شیمیایی است. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. لایحه بودجه سال 63در دستور است. مراجعات نمایندگان، بیشتر در مورد جنگ و شهرهای غربی برای گرفتن ضدهوایی است.

    پیش از ظهر در دفتر از جبهه خبر گرفتم. معلوم شد از ساعت ده، عراق با دولشکر تازه نفس به جزیره [مجنون] حمله کرده است. آقای محسن رضایی روحیه خوبی نداشت. به قرارگاه کربلا و خاتم الانبیاء تأکید به همکاری بیشتر کردم. وسائل حمل و نقل هم خوب کارنمیکنند.

    شب با جبهه تماس گرفتم؛ نگرانی دارند و ناهماهنگی. رمزی برای مکالمه از راه دور تهیه شده که وقتگیر است. عراقیها کمی در جزیره [مجنون] پیشرفت کرده اند.


    نوزدهم: صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کاری نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه ای بزنند. تصمیم گرفتم برای نظارت بیشتر به جنوب بروم. با آقای رئیس جمهور صحبت کردم که اعلامیه نظامی ستاد مشترک ـ که به صورت یکنواخت و بی محتوا در آمده است ـ از این شکل در آید. از قرارگاه نجف هم اطلاع گرفتم، معلوم شد امروز دشمن حرکتی ندارد. قرار گذاشتم، شب همگی در قرارگاه خاتم الانبیاء در خوزستان باشیم.

    احمد آقا آمد ـ راجع به جنگ صحبت کرد. معتقد است، خیلی راه صلح احتمالی را نبندیم. از امام پیغام آورد که به گونه ای مشکل اختلاف آقایان صیاد [شیرازی] و محسن رضایی را حل کنم؛ گفتم مشکل است.

    آقای [محسن] رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز دشمن در جزیره [مجنون] تحرکی نداشته و به تعویض نیروها پرداخته ولی کنار اسکله را بمباران شیمیایی کرده است.

    شب برای کمک به رزمندگان و تمشیت امور جبهه، به اهواز و از آنجا به قرارگاه خاتمالانبیاءرفتیم. ساعت نه و نیم شب رسیدیم. فرماندهان دو قرارگاه هم آمدند. شرح وضع جزایر مجنون راگفتند؛ رضایت بخش بود. فشار دشمن زیاد است ولی قابل دفاع هم هست. راجع به عملیات آینده،طرح روشنی نداشتند. قرار شد فردا به قرارگاههای کربلا و نجف برویم. آنها ساعت دوازده و نیمشب رفتند و ما خوابیدیم(451).


    بیستم: کارهایی در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانی و سرهنگ موسوی قویدل و رحیمصفوی درباره جنگ، مشورتهایی انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات راخواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار مجروح داشته ایم که 90 در صد از مجروحان، سطحی بوده و مرخص شده اند و بیشتر آنها بسیجی وسپاهی اند. ارتش چون در عمل نبوده اند، تعداد کمی تلفات دارد. از فرماندهان سپاه، آقای محتاج هم آمده بود. راجع به عملیات سد دربندیخان یا دوبکان مذاکره و بنا شد روی دومی مطالعه کنند.

    خبر دادند دشمن در جزیره بمب شیمیایی به کار برده ولی خسارت عمده ای نداشته است.فرمانده نیروی دریایی را برای فعال کردن هاور کرافتها به هور فرستادیم.

    سرهنگ جلالی فرمانده هوانیروز هم آمد. از آسیب دیدن و فرسوده شدن هلیکوپترهایش ناراحت بود. یکی را امروز انداخته اند. قرار شد، دیگر روزها کار نکند.


    عصر به قرارگاه کربلا رفتیم. اول مغرب رسیدیم. بعد از نماز و شام، جلسه فرماندهان برای عملیات شب آینده تشکیل شد. طرح از نیروی زمینی است. فرماندهان سپاهی که تحت امر ارتش قرار گرفته اند، با عملیات موافق نبودند و در مخالفت صحبت کردند. ارتشیها جواب دادند. بالاخره پذیرفتند که همکاری کنند. آخر شب به فرودگاه اهواز آمدیم و ساعت دوازده شب به تهران آمدیم و در مجلس خوابیدیم. متأسفانه دو فرمانده شجاع آقایان ابراهیم همت و اکبر زجاجی به شهادت رسیدند.


    بیست و یکم: هیاهوی عراقیها زیاد است و وعده پس گرفتن جزایر رامیدهند. سروصدای استفاده از بمب شیمیایی با رفتن مجروحان به کشورهای اروپایی بلند شده(452) وآمریکا هم موضع منفی در این خصوص ـ علیه عراق ـ گرفته است. از قرارگاه نجف، آخرین وضعیت را گرفتم؛ بد نیست.

    تعدادی از نمایندگان، نظر مخالف با پذیرفتن فرماندهی جنگ ازسوی من مطرح کردند و حرفشان این بود، با توجه به اختلافهای سپاه و ارتش و نبودن راه کارمناسب برای هماهنگ کردن آنها و نیز با توجه به کارهای زیادی که در مجلس و حزب و امامت جمعه و سایر امور دارم، نبایستی میپذیرفتم و جواب من این است که چه پیشنهادی برای کم کردن اختلاف و فعال کردن جبهه و رسیدگی به این مهمترین مسأله کشور دارند و اینکه با خواست صریح امام، چگونه میشود نپذیرفت؟ اگر آبرویی که داریم برای حل مشکلات نظام صرف نشود، جواب خدا و وجدان را چه بدهیم؟ معمولا با اینگونه جوابها قانع میشوند.


    بیست و دوم: دشمن پاتک شروع نکرده و علت آن هم انجام عملیات محدود ما در شب گذشته بود. از چند نقطه، نیروهای ما خودشان را به دشمن نزدیک کرده اند. دشمن احساس خطر کرده و نمیتواند روی جزیره، بیشتر سرمایه گذاری کند


    بیست و سوم: هیأت نیکاراگوئه ایی به ملاقات آمد.حدود یک ساعت صحبت کردیم. از جبهه اطلاع گرفتم، تازه و تحول مهمی نبود.


    بیست و چهارم: اوائل شب آقای دکتر [حسن] روحانی آمد و طرحی برای استفاده از امکانات شرکت نفت در جبهه ارائه داد که مهم است. مطالب ایشان را در جلسه سران قوا مطرح کردم؛ موافق بودند. قرار شد تعقیب کنیم تا اگر عملی باشد، اجرا شود.
    مسئولان نظامی آمدند و راجع به طرحهای دو قرارگاه کربلا و نجف برای عملیات آینده مذاکره کردیم؛ به جایی نرسیدیم. قرار شد، فردا جلسه داشته باشیم.


    بیست و پنجم: کنفرانس وزرای خارجه 18 کشور عربی ـ دربغداد ـ به نفع عراق و علیه ما قطعنامه داده است.

    پیش از ظهر در دفتر آقای رئیس جمهور با حضور آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضایی و[رحیم]صفوی و قویدل راجع به عملیات آینده جلسه داشتیم. زمان عملیات و طرح عملیات وسازمان رزمی تصویب شد. قرار شد پس از تحکیم جزایر مجنون، ارتش، حفاظت آن را به عهده بگیرد.

    از قرارگاه نجف، آقای شمخانی اطلاع داد که دشمن در طلائیه به ما حمله کرده و با دادن تلفاتی در یک محور، عقب نشسته و در محور دیگری درگیریم.


    بیست و ششم: ضد حمله دیروز عراق را به خوبی سرکوب کرده اند.
    آقای محسن رفیقدوست که از جبهه آمده، اطلاع داد پل روی هور به جزیره تمام شده؛ ازکارهای مهم و ابتکاری و تحسین انگیز است. سیزده کیلومتر پل روی آب بدون پایه با ابتکار جهادو سپاه در مدت کوتاهی ساختند و زیر آتش دشمن نصب کردند. حدود شش تن را تحمل میکند وهر نقطهای که از حملات دشمن آسیب ببیند، فورا عوض میشود. تا حدودی، مشکل نداشتن راه خشکی به جزیره را ـ که قرار بود از جنوب جزیره تأمین شود ـ رفع کرده است.

    عصر یکی از سران کردهای عراق و عضوی از سپاه آمدند و راجع به عملیات علیه بعث عراق در [داخل خاک] عراق استمداد داشتند. مدعی بودند بعد از انحلال واحد نهضتهای سپاه، آنها راطرد کرده اند. با آقای [محمد باقر] حکیم [سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی] هم سازگاری ندارند. تصمیماتی اتخاذ شد.


    بیست و هفتم: با قرارگاه نجف تماس گرفتم. گفتند دیشب،دشمن در طلائیه حمله کرده ولی سرکوب و فراری شده و عدهای اسیر و کشته و مجروح داده است.

    آقای سرهنگ [عباس]بابایی آمد و از عدم همکاری سرهنگ هوشنگ صدیق فرمانده نیروی هوایی گله داشت.


    بیست و هشتم: از قرارگاه نجف، وضع جبهه ها را پرسیدم. شب، دشمن در طلائیه حمله کرده ولی شکست خورده و چند اسیر داده است. گفتند دیروز 400 نفر از نیروهای ما بر اثراستعمال سلاح شیمیایی از طرف عراق آسیب دیده اند. حدود 20 نفر حالشان خوب نیست. این بارنوع تازه ای به کار برده است که اعصاب را متشنج میکند. به ستاد تبلیغات جنگ و وزارت خارجه گفتم از هیأت بازرسی سازمان ملل بخواهد که به اهواز بروند و مصدومان جدید را ببینند. اطلاع دادند بازرسها به طور غیر رسمی، گفته اند که از آزمایش بمبهای سمی عمل نکرده، بدست آورده اندکه بمبها روسی است.


    بیست و نهم: اول وقت، آقای دکتر ولایتی آمد و گزارشی از سفر الجزایرو رومانی داد. در الجزایر درباره ایفای نقش فعال و درست میانجیگری الجزایر در بیانیه الجزایردر دادگاه لاهه موفق بوده اند. تا به حال الجزایریها مسامحه میکردند و تخلفات آمریکاییها رانادیده میگرفته و بدون معطلی احکام دادگاه را میپرداخته اند. در چند مورد اصولی، ما اعتراض به حق داشتیم، توجه نمیکردند و به آمریکاییها باج میدادند. به هر حال قرار خوبی گذاشته اند. دررومانی برای خریدهای ویژه موفق بوده ـ در حد قول و قرار ـ راجع به سیاستمان در مورد جنگهم بحث کردیم. من گفتم اگر بتوانیم عملیات خیبر را به تمامی اهدافش برسانیم، با دست پرمیتوانیم به مذاکره برای ختم جنگ و احقاق حقوقمان بپردازیم. خوشحال شد که چنین فکری وجود دارد.


    سی ام: آقای محسن رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز هم دشمن بمب شیمیایی به کار برده و نزدیک200 نفر آسیب دیده و 6 نفر شهید شده اند. با آقای رئیس جمهور تلفنی در این باره و هم درباره اختلافات فرمانده نیروی هوایی با سرهنگ [عباس] بابایی ـ که باعث مشکلات در کار میشود ـصحبت کردیم. مشخص است که عراقیها برای جلوگیری از موفقیت عملیات خیبر، هر چه در توان دارند، بکار میبرند. اطلاعاتی میگوید که مشاوران خارجی به آنها گفته اند که اگر ایران به اهداف این عملیات برسد، به معنای پیروزی مطلق در جنگ است.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. پروازهای عمره تا ۱۰ فروردین ۹۴ لغو شد
    توسط maryam.gh در انجمن سفر و خرید بلیط
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15-03-2015, 09:04
  2. چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟
    توسط boeing.747 در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-04-2013, 12:42
  3. استخدام خلبان در آتا ار / فروردین 91
    توسط Captain A در انجمن موقعیت های شغلی / استخدامی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: 12-12-2012, 12:33
  4. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 01-02-2012, 20:19
  5. ربایش یکفروند از C-130 های نهاجا در جنگ-فروردین ۱۳۶۲
    توسط AMG در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 29-12-2011, 21:58

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •