@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 41

جستار: پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- فروردین ماه ۱۳۶۳

  1. #11
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض آذر ۱۳۶۰

    آذر ۱۳۶۰

    یکم: -


    دوم: -


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم: آخرشب، از اهواز فرمانده سپاه و نیروی زمینی تلفن کردند و با رمز، خبراز یک روز تأخیر درشروع عملیات دادند. این تأخیرها به ضرر است، ولی عجلههم نمیشود کرد.


    ششم: -


    هفتم: ظهر سرهنگ بابائی فرمانده پایگاه [هشتم شکاری] خاتم اصفهان آمد که عدم دفاع قوی نیروی هوائی از آبادان را برایم توجیه کند.

    سپس شورای عالی دفاع تشکیل شد. ظهیرنژاد از بی توجهی نیروها به ایشان،گله داشت. ازجبهه ها خبر درستی نداشت. فرمانده نیروی دریایی، توضیحاتی ازعملیات نجات ناو میلانیان داد و نیروی هوایی اجازه بمباران شهرهای عراق رامیخواست، که ندادیم.
    شب در مجلس ماندم. نیمه شب با خوزستان تماس گرفتم. آماده حمله بهعراقیها، در جبهه بستان بودند. باران میآید. حمله شروع شد(۲۷۳) و با امید خوابیدم.آقای صیاد شیرازی از مقرفرماندهی در جبهه تلفنی خبر داد؛ برای پیروزی دعاکردم.


    هشتم: صبح زود پس از نماز، جویای وضع جنگ شدم. خبر دادند که پیشرفتکردهاند، بستان راگرفته و یک تیپ را منهدم کردهاند و تعدادی اسیر و غنائمگرفتهاند. با دو تیپ دیگر در حالنبردند و دشمن رو به هزیمت است. راه فرارهم ندارد؛ چون پلها را گرفتهاند. در شمال وجنوب جبهه و غرب هم باتلاق استو شرق هم نیروهای ما(۲۷۴).
    عصر معلوم شد، یک پل بر روی رود نیسان به طرف جنوب، در اختیارعراقیهاست وامکان فرار دارند. جلسه علنی داشتیم.

    خبرها خوب است وجنگ ادامه دارد.میگویند ما هم زخمی و شهید داریم. آمار هنوز معلوم نیست.به مراکز بهداری برای درمانمجروحان، آماده باش داده شد. به صداوسیما گفتیمکه اخبار جنگ را بگوید.

    ظهر، همافر عظیمی آمد و خبر از داشتن تعدادی رادار پیشرفته در انبارهامیداد که در اثرمسامحه از آنها استفاده نمیشود. قرار شد تعقیب کنیم.

    با جبهه تماس گرفتم. هنوز درگیری ادامه دارد، اخبار جنگ هنوز، خوب پخش نشده.


    نهم: از وضع جبهه جویا شدم. بخشی ازاهداف تأمین شده، در بخش دیگر دشمن مقاومت میکند و نیروی تازه نفس وارد جنگ کرده. ما هم نیروی جدید بردهایم.شمال جبهه که بستان است، خیلیخوب است. شهر بستان تصرف شده و تنگه چزابه که تنها راهدشمن از شمالاست، فتح شده. پل سابله والوان در جنوب و مرکز جبهه تصرف شده و دشمن باپل شیخ خزعل با جنوب مربوط است.


    دهم: آقای ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک اطلاع داد که عراق در بستان ضدحمله آغاز کرده، ولی عصر خبر رسید که صحت نداشته. به خاطر عدم هماهنگی ایشان با صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی،اطلاعات دقیق به ایشان نمیرسد.
    بعدازظهر از اهواز از مرکز سپاه و امام جمعه آبادان تلفن کردند و از تبلیغات ضعیفتلویزیون درباره پیروزی شکایت داشتند. با آقای زورق معاون اخویمحمد، تماس گرفتم.معلوم شد دیشب فیلمی از اهواز مخابره شده و با قصورمأمور گیرنده فیلم به دست سیما نرسیده و روز اول را هم صیاد[شیرازی] اجازه فیلمبرداری نداده. قرار شد امشب جبران شود و شد.یک ساعت ونیم فیلم نسبتاجالب پخش شد.


    یازدهم: ظهر آقای محسنرضائی از اهواز تلفن کرد و وضع جبهه ها را گفت.معلوم شد عراق نیروهایش را در بستانتقویت کرده، گردانی در محاصره ما داردو گردانی هم از تانکهای تی ۶۲ که پیشرفته است، بهجای گذاشتهاند.
    عصر از آقای ظهیرنژاد، وضع جبهه ها را پرسیدم. گفت: امروز دو واحدکماندوئی عراققتل عام شده که توسط دو نفر از عراقیها که تسلیم شدهاند، لورفته و حمله هوایی عراق شدیدبوده که هشت فروند هواپیمای عراق، سرنگون شده.


    دوازدهم: آقای صیادشیرازی از اهواز تلفن کرد و از وضع جبههها اظهار رضایتکرد.

    امروز در ایلام، جبهه میمک، حملهای از طرف نیروهای ایران شده و تلفاتفراوانی بهدشمن وارد شده و نیروی هوایی مدعی است، نه فروند هواپیمایدشمن ساقط شده و یک خلبان میراژ اسیر شده. با او مصاحبه کردند.


    سیزدهم: صبح آقای [محسن]رضائی از اهواز تلفن کرد و ازحمله شکست خورده دیشب عراق گفت که دو گردان آنها نابودشده.

    عصر از مواضع پدافندهوایی جماران ـ که زیر نظر دفتر مشاورت است ـبازدید کردم. از یک مرکز ضد هوائی ۲۳میلیمتری و یک مرکز توپ ضد هوائیاورلیکن با رادار، تشکیل شده است.


    چهاردهم: قرار بود، عصر جلسه شورای عالی دفاع داشتهباشیم. ولی چونفرمانده نیروی زمینی و فرمانده سپاه در جبهه هستند و قراراست در حضور امام، گزارش جنگرا بدهند، قرار شد این جلسه صبح یکشنبه درمحضر امام باشد.

    از کرمانشاه آقای صیاد [شیرازی] و محسن رضائیتلفنی صحبت کردند. خودشان را برای حملهای درغرب آماده میکنند و ضد حمله پریشبعراق در بستان را مهم میدانستند که بالطف خدا شکست خورده.

    اخبار جنگ حکایت از سقوط چهار هواپیمای عراقی در خوزستان دارد.عراق با شکست بستان در زمین میخواهد با نیروی هوایی کاری بکند که تلاشی عبث است.


    پانزدهم: در محضر امام، شورای عالی دفاع ساعت ده صبح تشکیل شد. آقایان صیادشیرازی ومحسن رضائی که از جبهه آمده بودند، گزارش پیروزی جبهه بستان رادادند. پیروزی مهمیاست. یکصد تانک و نفربر سالم، حدود یکصد ماشینبزرگ راه سازی، ماشینهای فراواندیگر و مهمات و سلاحهای فراوانگرفتهایم. دوهزاروپانصد نفر از دشمن کشته و پانصد نفراسیر شدهاند. راهتدارکاتی میان بر دشمن قطع شده و دشمن نیروی فراوانی برای جبران این شکست جمع کرده است.
    متأسفانه ما هم تلفات زیاد دادهایم. یکصدوبیست وپنج نفرنظامی شهید، چهارصد نظامیمجروح، هفتصد نفر از نیروهای مردمی شهید ویکهزار و هشتصدنفرمجروح داشتهایم. به دلیلاینکه نیروهای پیاده، عامل این فتح بودهاند وفداکارانه به قلب دشمن زدهاند، پیروز شدهایم وتلفات زیاد دادهایم. تاکیدکردیم که این گونه تلفات در حملههای دیگر، نباید داشته باشیم.برنامه بعدی به همین زودی، در غرب عمل میشود، ولی به وسعت بستان نیست. بین آقایانصیاد و ظهیرنژاد اختلاف است. به طور کلی اختلافات بین ستاد و نیروی زمینیو نیروی هواییمطرح شد و امام نصیحت کردند، همکاری کنند.

    امروز دو هواپیمایدشمن ساقط شدهاند. خلبانی از آنها اسیر [شده است].دیروز دو هواپیمای مهم اف - چهارده ما، سقوط کرده اند؛ خسارت مهمی است.


    شانزدهم: بعدازظهر، گزارشهای دو سه روز اخیر را خواندم. عراق با زور تبلیغات، تاحدودی اثرپیروزی ایران در بستان را کاسته و با اینکه شکست فاحشی خورده،در بیانیه خود از پیروزی وپیشرفت دم میزند و از شهدای زیاد ما، در اینپیروزی استفاده میکند. صدام شخصا به پشتجبهه رفته و اظهاراتی کرده.


    هفدهم: (امروز مسأله ربوده شدن سه هواپیمایونزوئلا و یکهواپیمای لیبی مسأله روز است. ربایندگان هواپیمای لیبیمیخواهند به ایران بیایند و لیبی همموافق است، ولی ایران راضی نیست.)


    هجدهم: (هواپیمای لیبییائی را به فرودگاه مهرآباد آوردهاند.)


    نوزدهم: در جلسه علنی در نطق پیش از دستور، بمباران دیروز مناطق مسکونی شهر ایلام توسطعراق را که ۲۱ نفر شهید و تعدادی زخمی داشته، محکوم کردم(۲۷۹).توطئه تبلیغاتی عراق را کهمیخواهد بگوید کشتههای عراقی در فتح بستان از اسرای عراقی بودهاند، فاش نمودم.

    قرار است کهامشب یا فردا شب در غرب، عملیات وحمله به عراقیها داشته باشیم. منتظر خبر از جبهه هستم.


    بیستم: آقای [علی]شمخانی قائم مقام فرماندهی سپاه پاسداران، در سخنرانی پیش ازنماز جمعه،خبر حمله عظیم نیروهای ما به ارتش عراق در گیلان غرب را داد.منتظر این حمله بودیم که باعنوان پفجرپ انجام شد. گفت بیش از هزار کشته،دویست اسیر و مقداری زمین از دشمنگرفتهایم. نبرد هنوز ادامه دارد(۲۸۱). اولشب هم آقای محسن رضائی از کرمانشاه تلفنی اطلاع دادکه قسمت اعظماهداف حمله تأمین شده و برای تأمین بقیه، نیروی تازه به میدان اعزامشده.اشتباه این بوده که نیروی احتیاط آماده نداشتهاند و نیروها خسته شدهاند.


    بیست و یکم:به ستاد ارتش رفتم. باتیمسار ظهیرنژاد ووزیر دفاع درباره برنامه و اخبار جنگ بحث کردیم. ظهیرنژاد از روی کار آمدن افسران جواندر سمتهای بالا ناراحت است و معتقد است،مغزهای ارتش، با این رویه کنار میروند و میگویند این خواست تودهایهاست؛مخصوصا از تصفیه نیروی هوایی. وزیر دفاع هم، ازاینکه نیروی زمینی او را درجریان عملیات خودش قرار نمیدهد، ناراحت است.
    ظهر به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. در جبهه، تحول مهمی نیست. مشغول تحکیممواضع تصرف شده هستند و در بخشی از اهداف تأمین نشده، درگیرند.عصر شورای عالی دفاعداشتیم. وضع جبههها رسیدگی شد. تیمسار ظهیرنژاد،وقت گرفت برای گفتن اعتراضاتش بهنیروهای سه گانه. گزارش خرید توپهایاورلیکن و اصلاح وضع صنایع نظامی، توسط وزیردفاع داده شد. سقوط دوهواپیمای دشمن و یک هواپیمای خودی و پیشنهاد همکاری بارئیس مجلساعلای شیعه [عراق] و سفر به افغانستان مطرح گردید.


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: آقای رضائی از جبهه تلفن کرد وگزارش جبهه را داد. کمی اثر ضعف و احتیاط دراظهاراتش بود. طرح گیلانغرب هم ۶۰درصد موفق بوده.


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: از جبهه، آقای صیاد شیرازی تلفن کرد و گفت امروز صبح، عملیات موفقیداشتهاند کهتلفات فراوانی به دشمن وارد شده و گفت دشمن تحرکی ندارد.


    بیست و ششم: ضدحمله عراق در ارتفاعات شیاکوه ـ که اخیرا تصرف شده ـ دفع شده است.


    بیست و هفتم: خبر مهمی درجبهه ها و حرکت ضدانقلاب نداشتیم.


    بیست و هشتم: عصر، آقایان سرهنگ صیاد شیرازی و محسن رضائی از جبهه آمدند، وضع جبههها راگزارش دادند. در گیلان غرب، پس از چند روز درگیری، حدود سیصدنفر شهید دادهایم و پنجاهدرصد هدف را به دست آوردهایم و برنامه آینده راگفتند. گرفتن شهرک کوچک عراق در مرزو حمله وسیع به عراق در جنوب درآینده نسبتا دور.
    صیاد، طرفدار سرعت در حمله بود، ولی سپاه مخالف عجله بود. برای اولین بار، فرمانده ارتشی را از سپاه انقلابیتر میبینم. سپاه به خاطر شهدای زیادش درحمله گذشته، محتاط شده ومعتقد شده تا افراد را کاملا تعلیم نداده، وارد جنگنشود


    بیست و نهم: -


    سی ام: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  2. #12
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض دی ۱۳۶۰

    دی ۱۳۶۰

    یکم: -


    دوم: درباره پیشنهاد نیروی دریایی مبنی برتوقیف کشتی های حامل اسلحه برای عراق از طریق شیخ نشینهای خلیج فارس بحث کردیم. بنا شد قبل از مذاکره با این دولتها، اقدام نشود.

    شب، آقای [محسن] رضائی تلفن کرد و اطلاع داد که ارتش عراق از شمال رودنیسان،عقب نشسته یا ترسیده اند و یا نقشهای دارند.


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم: اول شب، شورای عالی دفاع داشتیم. درباره وضع جبهه ها بحث شد و درباره احتمال دخالت بیشتر کشورهای عربی خلیج [فارس] به نفع عراق در جنگ.


    ششم: -


    هفتم: -


    هشتم: احمدآقا وصادق طباطبائی و [محسن] رفیق دوست آمدند. درباره خریدهای اسلحه صادق بحث داشتیم .صادق دفاع کرد. وضع بدی پیش آمده.


    نهم: نامه ای از فرمانده نیروی زمینی رسید، اطلاع میداد که امشب نیروهای ما درخاک عراق حمله ای دارند. طرح کربلای ۱ اجرا میشود.

    اول شب، از دفتر مشاورت و دبیرخانه شورای دفاع آمدند و
    گزارشهایی داشتند. اطلاع دادند که هیأتی فنی اعلان آمادگی کرده که رادارهایی که در انبارداریم و با رفتن کار شناسان آمریکائی عملیاتی نشده، عملیاتی کنند و نیاز نداشته باشیم که رادار از انگلستان بخریم.

    گزارشی بود که از مصر چند هزار سرباز بهکمک سربازان عراقی به عراق وارد شدهاند وچیزهای دیگر.


    دهم: فرمانده نیروی زمینی، تلفنی اطلاع داد که عملیات کربلای ۱به علت موانعی انجام نشده.


    یازدهم: بهرهبرداری از یک فاز، از پنج فاز ماهواره تحقیقاتی که با رفتن آمریکائی هاراکد مانده بود، با حضور نخست وزیر شروع شد و نویدی است برای قدرت فنی ایران؛

    شب صیاد [شیرازی] تلفنی اعلام کرد که امشب عملیات درخاک عراق داریم،[عملیات] کربلای ۱


    دوازدهم: تا عصر در منزل ماندم. خبر دادند که ارتش و سپاه، وارد خاک عراق شده اند وشهرک کوچکی بنام ”تویله“ را محاصره کردهاند. چون عملیات تمام نشده، اعلان نمیشود.


    سیزدهم: ظهر خبر عملیات تویله عراق پخش شد. نیروهای ما برای تصرف شهرک تویله وارد عراق شده اند. نتوانسته اند، هدف راتصرف کنند، ولی ضربهای به دشمن وارد آورده اند و ۱۲۴ اسیر گرفته اند. مرحله جدیدی درجنگ است. عراق و کشورهای حامیاش به وحشت افتادهاند.


    چهاردهم: سرهنگ کاکاوند فرمانده پایگاه هوائی بوشهر آمد و مطالبی در خصوصضعف عملکردنیروی دریایی و عدم استفاده از امکانات آنها داشت وپیشنهاداتی ارائه کرد.


    پانزدهم: -


    شانزدهم: امروز عراقیها شیاکوه را که چند روز پیشگرفتهایم، پس گرفته اند و ما حدود پانصد نفر تلفات داده ایم. مقامات نظامی هم این خبر راتأیید کردهاند. بسیار تلخ است. سپاه هم تأیید کرد.


    هفدهم: -


    هجدهم: آخر شب، فرمانده سپاه پاسداران و مسئول اطلاعات آمدند و برای تحکیمموقعیت سپاه،کمک میخواستند. گزارش عقب نشینی در شیاکوه و تلفات یک گردان ارتش و یک گردانسپاه را دادند که نزدیک به پانصد نفر شهید و مجروح و اسیر داشته ایم، در ۱۶ دی.


    نوزدهم: بعد از نماز، به دفتر رئیس جمهور رفتم و در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. آقایظهیرنژاد از ضربهای که در شیاکوه خورده ایم، انتقاد میکرد وضعفهای نیروی زمینی را مطرحنمود. درباره عملکرد نیروی دریایی، بحث شد و قرار شد هفته آینده بیایند و توضیح دهند.


    بیستم: ساعت یازده از خواب بیدارم کردند. نامه ای فوری و سری از نیروی هوایی رسیده بود، ولی مطلب مهمی نداشت. احمد آقا تلفن کرد و گفت دادگاه انقلابارتش، آقای صادق طباطبائی را به خاطر اشکالات خریدهای ایشان، احضارکرده، میخواست که در رسیدگی حق و عدل درنظر باشد. با آقای ریشهریتماس گرفتم، گفت، دهقان معاون لجستیکی، مطالبی گفته که بایداز ایشان بازجوئی شود.


    بیست و یکم:آخر شب، سرهنگ صیادشیرازی تلفن کرد و گفت در کردستان به پایش تیر خورده و سطحی زخمی شدهاست.


    بیست و دوم: از دفترم در مجلس، اطلاع دادند که در دشت عباس، نیروهای ما پیشروی داشته اند. هنوزتأیید نشده.

    (مسعود فرح بخش، خلبان هواپیماهای سمپاش آمده بود و از محیط غیرانقلابی خلبانهای آنجا میگفت و از لزوم ادغام آن در شرکت آسمان.)


    بیست و سوم:آقای محسن رضائی هم آمد. مطالبی درباره طرح عملیاتی آینده جنگ گفت.به نظرمیرسد، تأخیر داریم. تا آماده شدن همه شرایط، ما باید مدتی صبر کنیم.


    بیست و چهارم: امروز خبر مهمی، در جنگ و غیر جنگ نداشتیم. حمله کوچک ناموفقی داشتهایم.


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: در شورای عالی دفاع شرکت کردم. اختلافات ستاد مشترک با نیروها و مخصوصا نیروی زمینی مطرح بود.
    آقای ظهیرنژاد،معترض است که نیروها گزارشدرست به ستاد نمیدهند و حقوق اختیارات محوله از طرف امام به او را، مراعات نمیکنند وآنها دفاع کردند و چیزی ثابت نشد و آنها هم اعتراضاتی داشتند.

    وزیر خارجه گزارش داد که انگلستان، اظهار تمایل به انجام قراردادهایش رادارد ومیخواهد سفارتش را فعال کند و حاضر شده کشتی خارک را که خریدهشده و تحویل نمیداده، تحویل دهد. از فرمانده نیروی دریائی، درباره ضعف عملکرد، سئوال شد و او دفاعکرد و برنامهای برای دفاع از جزایر خلیج فارس،مطرح گردید. تا ساعت یازده شب، جلسهادامه داشت و من پس از جلسه،مصاحبه کردم.

    در جلسه شورای عالی دفاع، معلوم شد تلفات ما در شیاکوه کم بوده است.


    بیست و هفتم: بعداز جلسه با آقای خامنهای، درباره سفر آقای صادق طباطبائی به خارج،برای حل مسأله تانکها و تعقیب بیمه، بحث کردیم. قرار شد موافقت کنیم.


    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: -


    سی ام: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  3. #13
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض بهمن ۱۳۶۰

    بهمن ۱۳۶۰

    یکم: -


    دوم: -


    سوم: شورای عالی دفاع تشکیل شد. در جبهه ها تحرک نداشتیم. برای عملیات مهمی آماده میشوند [بگمانم فردید٫ فتح المبین باشد, AMG].
    اخبارمیگوید، عراق برای صلح دست و پامیزند. سازمان ملل خواسته میانجیگری کند. ما بر همان حرفها و شرایط سابق هستیم. خروج عراق، محاکمه متجاوز و پرداخت غرائم جنگ؛ اینهاسیاست امام است.

    در مورد رفتن خانواده اسرای ایرانی به عراق و آمدن خانواده های اسرای عراقی به ایران،موافقت شد و قرار شد، اعلان کنیم. راجع به خرید توپ ضدهوائی اورلیکن از سوئیس وخریدهای دیگر هم بحث شد.


    چهارم: آقای صیاد شیرازی آمد و از برنامه جنگ گفت. عازم جبهه است؛ به خاطر زخم گلوله باعصا راه میرود.


    پنجم: خبر رسید که در کردستان یک ستون نظامی ما، در کمین ضدانقلاب افتاده و۳۳ خودروی نظامی منهدم شده و ۱۴ نفر شهید و جمعی مجروح و اسیر شده اند ومقداری مهمات منهدم شده و مقداری را برده اند.


    ششم: -


    هفتم: صیاد شیرازی از جبهه تلفن کرد و جریان بوکان را گفت.


    هشتم: -


    نهم: -


    دهم: شب جلسه شورای عالی دفاع بود. آقای [محسن] رضائی گزارش حادثه آمل را داد. یک صد نفر ازاتحادیه کمونیستها به شهر حمله کرده اند.
    پایگاه شان در جنگل است و تقریباتارومار شده اند. تیمسار ظهیرنژاد حادثه راه بوکان را گفت که ضدانقلاب پنجاه وشش اتومبیل و چهارده نظامی و مقداری اسلحه و مهمات را در یک کمین نابود کرده و یا برده اند. گویا فرمانده ستون مسامحه کرده و در ساعت ممنوعه در راه ناامن حرکت کرده؛ و تصمیماتی در شورا اتخاذ شد.


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: -


    پانزدهم: ظهر گروهی از نیروی هوایی آمدند و درباره نواقص بیانیه الجزایر و اشتباهات عملکرد آنهاحرفهایی داشتند؛ منجمله اینکه ادعاهای دولت ایران بر اتباع آمریکا که بیشتر قرارداد ما چنین بوده است، در بیانیه نیست و اینکه حدودششصد قرار داد نیروی هوائی و ارتش که با شرکتهای آمریکائی بوده و اکنون معلق است، به مشکل برخورده کرده است، و چون طرف ایران، معتقداست روح بیانیه اینها را هم در برمیگیرد، آنها را در دیوان لاهه ثبت کرده و از طرفی، چون ادعاها در لاهه ثبت شده و این ثبت، ممکن است در نهایت قبول هم نشود، مانع از این است که به مراجع دیگر منجمله داوری که در خود قراردادها آمده، ارجاع شود و ممکن است شامل مرور زمان بشود.


    شانزدهم: -


    هفدهم: شب شورای عالی دفاع داشتیم. راجع به تنبیه مسئولان نابودی گردان نظامی در راه بوکان،پوشش دفاع هوایی خارک، ماهشهر و آبادان، ساخت قطعات حساس هواپیما، مسافرت خانوادههای اسرا به ایران و عراق و برنامه آینده جنگ بحث کردیم و تصمیماتی اتخاذ شد.


    هجدهم: -


    نوزدهم: نمایندگان مجلس با امام ملاقات داشتیم. روز نیروی هوائی بود. نیروی هوائی هم ملاقات داشتند، با اشتباه احمد آقا وقت ملاقات تداخل کرده بود. به زحمت افتادیم، بالاخره حل شد.اول نمایندگان ملاقات کردند، با محافظان؛ من و امام صحبت کردیم. سپس امام به استراحت رفتند.


    بیستم: -


    بیست و یکم:-


    بیست و دوم: وزیر دفاع پیش از ظهر آمد و ازموفقیتهای گروه فنی، در راه انداختن کارخانه های مهم و ساختن قطعات و تولیدمهمات توپهای ۱۳۰ و۱۵۵ و خمپاره های ۶۰ و ۸۱ و باطری و تعمیر موشک فونیکس(۳۳۰) گفت و توقع داشت تشویق کنم. پذیرفتم.


    بیست و سوم:-


    بیست و چهارم: شب شورای عالی دفاع در وزارت خارجه منعقد شد. در جبهه چزابه و نیسان دشمن حمله کرده و تلفات تحمل کرده و ما هم تلفات داده ایم، ولی موفقیتی ندارد. درباره آمدن و رفتن بستگان اسرای ایران یا عراق، مسافرت آقای دکترولایتی، دفاع هوائی آبادان و آمدن کسانیکه تقاضای میانجیگری کرده اند، مثلرومانی و سری لانکا و... بحث کردیم. قرار شد، من به جبهه های جنوب بروم؛برای دیدن پیشرفت طرح عملیات جنوب و تقویت روحیه رزمندگان وبررسی نیازهای جبهه از نزدیک


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: بعدازظهر، طبق قرار قبلی به فرودگاه رفتیم. هواپیمای شاهین ـ اختصاصی شاه حاضر بود،به طرف اهواز پرواز کردیم. یک فانتوم و یک اف - ۱۴ امنیت فضارا تأمین کردند. بااسکورت به خاطر جنگ به اهواز رسیدم.
    آقای رضائی فرمانده سپاه و عده ای از سپاهیان درفرودگاه منتظر بودند. بلافاصله به قرارگاه سپاه ـ گلف سابق ـ رفتیم. مشغول مذاکره با مسئولان سپاه خوزستان و فرماندهان عملیات شدیم. نماز مغرب و عشا را با سپاهیان قرارگاه خواندم وبرای آنهاسخنرانی کردم(۳۳۲).
    سپس به بررسی وضع جبهه ادامه دادیم. آخر شب آقای صیاد شیرازی هم آمد و مذاکراتی شد و تصمیماتی اتخاذ گردید و فیلمها و عکسهای فراوان دسته جمعی گرفته و فیلمهایی ازداخل خرمشهر گرفته بودند، نمایش دادند. عراقیها،خانه ها را خراب میکنند. مذاکره بافرماندهان عملیاتی، اطلاعاتم را خیلی زیادکرد و با واقعیتهای میدان جنگ آشناتر شدم.
    در تنگه چزابه، حدود ۳۵۰ شهید و بیش از هزار مجروح دادهایم. شانزده گردان سپاه شرکت داشته. ارتش چندان فعالیت نداشته و نظر آنها این بود که به منظور جلوگیری از عملیات وسیع ما در دزفول، عراق دست به آن حمله ها زده است. ساعت دوازده شب خوابیدیم؛ در همان اتاق عملیات جنگ.


    بیست و هفتم: ساعت پنج ونیم بیدار شدیم. پس از نماز صبح، عازم بستان شدیم. احساس بسیار خوبی دست داد، از ورود به شهری که ماهها در اشغال دشمن بوده و باجهاد نیروهای اسلام آزاد شده.در مسیر با گروههائی از مردم و عشایر برخوردکردیم که با دامها و اثاث خانه ها حرکت میکردند. گفتند به جاهای امن یا اردوگاهها میروند؛ میدانند که در این منطقه در آینده،برخوردهای وسیع نظامی خواهد بود. با جمعی از آنها صحبت کردم و از وضع زندگی ومشکلات وامیدهای آنها، سئوالات زیادی کردم.
    بعضیها، روحیه های خوب و امیدوار دارند و برخی ناراحتند و مأیوس. بسیاری از آنهاعربی صحبت میکردند و آنها را در اداره قافله و امور زندگی، فعال یافتم.
    ابتدا به مقر سپاه رفتیم. دو سه عرب را بازداشت کرده بودند، به اتهام جاسوسی برای عراق.در مسجد در اجتماع آنها صحبت کردم(۳۳۳) و مصاحبهای با مخبرتلویزیون. به محل شهربانی وژاندارمری رفتم. با آنها هم مذاکره نمودم. برای صبحانه به سپاه رفتیم. پس از صبحانه برای رزمندگان که در خیابان جمع شده بودند صحبت کردیم.
    به یکی از مراکز توپخانه ۱۳۰ رفتیم. یک گلوله شلیک کردند و توضیحاتی دادند. به جاده نزدیک چزابه رفتیم. و به محل پل سابله، آنجا که گردان تانک قتیبه عراق در جریان حمله بستان (عملیات طریق القدس) نابود شده بود، رفتیم و لاشه های منهدم شده تانکها را تماشاکردیم. از آنجا به محل انفجار مینهای عراق که منجر به شهادت هفتاد پاسدار شده بود، رفتم.این منطقه از اوایل جنگ تاکنون در اشغال عراقیها بود و صدام برای آنجا فرماندار تعیین نموده بود. وبرنامه الحاق کامل منطقه را به خاک عراق داشته اند و تابلوها و علامات براساس این فکرساخته بودند و اسم گذاریها و آموزشها در این مسیر بوده و بخشی ازاعراب هم با آنهاهمکاری کرده اند.
    آقای صیاد شیرازی، با گروهی از نظامیان هم آنجا به ما ملحق شدند و از آنجا به اهوازبرگشتیم. در بین راه از روستای مخروبه دهلاویه و شهر سوسنگرد که عراقیها نیمه ویرانکرده اند، عبور کردیم. گله های گاو و گاومیش را که از مناطق جنگی مهاجرت میکردند، در راه دیدیم.

    نماز ظهر را به جماعت در مسجد قرارگاه ارتش خواندیم و برای سربازانسخنرانی کردم(۳۳۴).فرماندهان ارتش توضیحاتی راجع به جبهه ها دادند. آقای ظهیرنژاد هم رسید و صیاد برای شرکت در سمینار به تهران رفت.
    عصر با هلیکوپتر به محل کشت وصنعت کارون رفتم. کارگران اجتماع کردند وبرای آنهاصحبت کردم. از کارخانه نیشکر دیدن کردم. توضیحاتی نسبت به طرح دادند. عدهای بامدیریت مخالف بودند و شعار مرگ بر لیبرال میدادند.
    از آنجا به هفت تپه رفتیم. ازدحام مردم دور میدان چمن مانع شد که به کارخانه برویم. به قرارگاه لشکر ۷۷ رفتیم. عده از سران شهر و کارخانه آمدند و مطالب شان را گفتند. نماز جماعت را با نظامیان خواندیم و برایشان سخنرانی کردم.توضیحاتی درباره جبهه دادند.

    انجمن اسلامی در مخالفت با مهندس قلی زاده حرفهایی داشت. خیلی منطقی نبود.خواستند شبانه ما را به دیدن کارخانه تصفیه شکر و کاغذسازی ببرند، دیروقت بود؛ شام رامهمان لشکر ۷۷ بودیم. فرماندهان ارتش از حضور ما در بین خودشان، اظهار شادمانی فراوان کردند و از اینکه بعد از حذف بنیصدر،روابطشان با نیروهای سپاه و مردمی صمیمانه شده،شکر گزارند و گفتند دیگر از آن بحثهای تفرقه انگیز در داخل ارتش و در رابطه با سپاه، خبرینیست. برای خواب به اهواز رفتیم.


    بیست و هشتم: شب را در اتاق جنگ مقر سپاه خوابیدیم. صبح حلیم داشتند. آقای ظهیرنژادهم رسید، بعداز صبحانه از راه دارخوین به سوی آبادان حرکت کردیم. میدان عملیات شرق کارون را تماشاکردیم. تمام تیرهای برق را عراقیها انداخته بودندو بیابان مملو از خاکریز و سنگر و لاشه تانک و خودروهای عراقی است. در چندنقطه از میدان عملیات ثامنالائمه و دارخوین توقف کردم و به توضیحات فرماندهان میدان در نحوه پیشرفت نیروها و شکستن خطوط دشمن وتصرف نقاط کلیدی و حساس و مقاومتهای دشمن و نیز نحوه محاصره و اسیر گرفتن دشمن ومخازن سلاح و مهمات در خط و ... گوش میکردم؛ دیدن آن منطقه وسیع آزاد شده، اطمینانم را به نیرومندی سپاه اسلام و امیدم را برای آینده تقویت کرد.
    دیدن آبادان بعد از رفع حصر از راه زمین، برایم سرور انگیز بود. در سفر قبلیکه آبادان۱آبادان، ۳۱ درمحاصره بود، هلیکوپتر از مسیر دریا رفته بود.

    روحیه نیروها ومردمی که مانده بودند، خیلی بهتر از گذشته است.
    در آبادان به مقر سپاه پاسداران و پاسداران خرمشهر و مرکز ارتش رفتیم.توضیحات نظامی را دادند. آقایان جمی و طرفی هم آمدند. قرار شد موقتا توپها شهر بصره را نکوبند. یک هفته است که آبادان نسبتا آرام است. گاهی صدای انفجار گلوله های توپ به گوش میرسید.
    این بار وضع امنیت بهتر از سفر یازده ماه پیش است و لذا توانستم نقاط بیشتری از شهر راببینم؛ قبل از انقلاب و بعداز انقلاب، قبل از جنگ و در حین جنگ به آبادان زیاد سفر کرده ام وشهر را خوب میشناسم. از ویران شدن آنهمه آبادی و صنعت و ساختمان، خیلی متأثر شدم ودیدن منظره خلوت ومخروبه ها و مقایسه آن با دوران نشاط و رونق و شلوغی آبادان، قلبم رافشرد.
    به مقر تیپ ۳۷ شیراز در راه ماهشهر رفتیم که قرار است، عملیات محدودی درروزهایآینده با هماهنگی تیپ توحید در خرمشهر داشته باشند. وضع دفاع زمینی شهر خوب است، اماوضع دفاع هوایی بداست.
    در سپاه برای سپاهیان و بسیج سخنرانی کردم. در بیابان برای ارتشیها نماز جماعت خواندم و ناهار را با تیپ ۳۷ خوردیم و مصاحبهای کردم و به اهوازبرگشتیم.
    ساعت چهار در قرارگاه نیروی زمینی در اهواز، فرماندهان تازه تیپها جمع بودند، برای آنها صحبت کردم و ضرورت عمل کردن سریع را به خاطر شرایط سیاسی، اقتصادی، نظامی وانسانی توضیح دادم و از آنها خواستم در کار تسریع نمایند(۳۳۵).

    ساعت پنج ونیم از فرودگاه اهواز با هواپیمای شاهین و اسکورت به سوی تهران حرکت کردیم. به مجلس رفتم برای انجام کارها. عفت تلفن کرد و از به خانه نرفتن من گله داشت.
    در مسیر برگشت، جمع بندی از مشاهدات و شنیده ها را داشتم. به نظر میرسد،بعد از چندپیروزی در جبهه ها و استقرار وضع سیاسی و تأمین امنیت نسبی درکشور، نیروها علاقهمند به جنگیدن هستند و مشکلات ناهماهنگی ارتش و سپاه کم شده و امید به پیروزیها بزرگتر و فتح نهائی قوی است، اما برای عملیات بزرگ احتیاج به نیروهای فراوان احتیاط و سلاح و مهمات زیاد است که احتیاج به زمان و پول دارد و شرایط سیاسی و مالی کشور، اجازه تأمین نظرات نیروها رانمیدهند؛ فشارهای منطقه ای و بینالمللی هم اجازه صبر زیاد را نخواهد داد وممکن است فرصت را از ما بگیرند.
    روحیه های قوی نیروهایمان و روحیه ضعیف نیروهای دشمن و به همخوردن تعادلی درطرف دشمن، ایجاب میکند که از فرصت سریعتر و بهتراستفاده کنیم. این نکات را تا حدودی برای نظامیان توضیح داده ام.


    بیست و نهم: -


    سی ام: -
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  4. #14
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض اسفند ۱۳۶۰

    اسفند ۱۳۶۰

    یکم: بعد از نماز، صبحانه و مطالعه به منزل امام رفتم. گزارش جبههها را خدمتشاندادم و توضیحاتی دربارهعملیات بزرگی که در پیش داریم [ بگمانم فردید «فتح المبین» باشد ٫ AMG] و نتیجه بررسیهائی که در سفرخوزستان دربارهاهداف و نیازها و عواقب این عملیات انجام شد، ارائه کردم؛ دعا کردند.

    ظهر سرهنگ صیاد شیرازی، تلفنی از اهواز اطلاع داد که نیروهای ما در تنگهچزابهحملهای کردهاند و پیروزمند به همه هدفهای خود رسیدهاند؛ ولی تا عصرمعلوم شد در ضدحمله عراق، دوباره عقب نشینی کردهاند.


    دوم: -


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم: -


    ششم: -


    هفتم: گزارشی خواندم از وضع سایتهای مهم آمریکایی که پس از انقلاب به دست ما افتادهولی بلااستفاده مانده و اکنون در صدد راه انداختن آنها هستیم، مثلسایتهای بهشهر، خجیر،کبکان و ....[بگمانم در پیوند با برنامهٔ IBEX بوده باشند٫ AMG]


    هشتم: شب در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. گزارش جبههها و بحث دربارهتهیه مهماتضروری و پیشنهادات پالمه بود. پالمه خروج عراقیها را پذیرفته.مذاکره درباره مرزها منجمله«اروند رود» میخواهد و حضور نیروهای ناظرانبینالمللی در مرزها و پرداخت غرایم جنگبه دو طرف از طرف دولتهایداوطلب. سپس مصاحبه کردم(۳۴۴). آقای سرهنگ سلیمی آمد و ازعدم همکاریصیاد [شیرازی] گله داشت؛ میگفت نیرو به ما نمیدهند.


    نهم: بعدازظهر آقایان [محسن] رفیق دوست و دکتر [علی اکبر] ولایتی آمدند. دربارهمسافرترفیق دوست به لیبی و گرفتن مهمات و طرح لیبی در خصوص منافعنفتی آنهائی که که درخدمت آمریکا و استعمار قرار گرفتهاند، مذاکره کردیم.


    دهم: -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: -


    پانزدهم: ناخداافضلی آمد و راجع به مینگذاری و مینروبیتوضیحاتی داد. اطلاع داد که وابسته نظامی ایتالیا گفته: کشورهای نفتخیز منطقه مایلندشصت میلیارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ایرانبدهند و ایران از شرط سوم کهکیفر صدام است، منصرف شود. خبر داد که چهلکانتینر از اجناسی که ما در آمریکا از پیش ازانقلاب داشتهایم وارد بنادر ایرانشده و گفت: غربیها از تحویل اسلحه توسط شوروی به ایراننگرانند. به صرفخیال و وهم.


    شانزدهم: عدهای ازاسلحه فروشها از اروپامیخواهند بیایند و ویزا میخواهند.


    هفدهم: -


    هجدهم: -


    نوزدهم: -


    بیستم: -


    بیست و یکم:-


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم:-


    بیست و چهارم:-


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم:خبری داشتیم که در غرب اهواز، پاسداران حمله محدودی کردهاند. جمعیاسیر گرفتهاند وعدهای را کشتهاند.


    بیست و هفتم: شب جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. طرح عملیات کربلای ۲ را بررسیکردیم. سپسبررسی ستادی برای توسعه ارتش مطرح شد که آماری از وضعارتشهای مجاور و منطقه دادند


    بیست و هشتم: آقایباقری از نابسامانیهای دانشکده افسری بعد از شهادت سرهنگ نامجو گفت.
    از جبهه تماس گرفتند و گفتند، دشمن از ناحیه جنوب کرخه کور حمله کرده وشکستخورده و اسیر داده است.


    بیست و نهم: ظهر آقای [محسن] رضایی از دزفول تلفن کرد و گفت عراق در ناحیه شوش از دیشب حملهکرده و از من میخواست که به جنوب بروم؛ برای مطلب مهمی که دارند. گفتم ایشان به تهرانبیاید که بتوانیم با امام و دیگران هم مشورت کنیم. ایشان با یک جت اف ۵ آمد. ساعت چهاربعدازظهر به اینجا رسید. نیم ساعت در راه بوده است، معلوم شد حمله عراق موفق نبوده وحدودصد اسیر از عراقیها گرفتهاند. صدها نفر از آنها را کشتهاند و آنها را متوقف کردهاند، ولی جنگادامه دارد و ممکن است نیروهای ما را مشغول کنند و مانع انجام طرح بزرگ کربلای ۲ بشوند.
    مشورت داشت که از محورهای دیگر حمله کنیم، پذیرفتیم.
    آخر شب آقای [محسن] رضائی اطلاع داد کهامشب عملیات نداریم.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  5. #15
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض فروردین ۱۳۶۱

    فروردین ۱۳۶۱

    یکم: آغاز عملیات فتح المبین


    دوم: صبح زود، حاج محسن رفیق دوست(۶) اطلاع داد که ساعت دوازده دیشب نیروهای ما درجبهه های دزفول به عراقیها حمله کرده اند(۷) و تاکنون دو هدف از چهار هدف را تسخیر کرده اند وحدود هزار و سیصد اسیر گرفته اند و در سایت و رقابیه درگیری شده است.

    با اتاق فرماندهی در جبهه تماس گرفتم و با آقایان [علی] صیاد شیرازی، [علی] شمخانی و[شیخ فضلالله]محلاتی صحبت کردم. اخبار رسیده تأیید شد. اسرا را تاکنون دو هزار نفر اعلاممیکنند. از ساعت نه صبح، خبر رسما اعلام شده و رادیو مشغول اجرای برنامه ویژه جنگ است.

    تا عصر و آخر شب با جبهه و چادر فرماندهی در تماس بودم. میگویند، حدود ده هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و مجروح شده اند. نزدیک سه هزار نفراسیر گرفته اند. در عینخوش دشمن پاتک کرده و ضربهای کوچک زده است. تلفات ما خیلی کم است(۸).


    سوم: صبح زود پیامی برای رزمندگان نوشتم(۱۰). با آقایان محسن رضائی و سرهنگ صیاد شیرازی تلفنی صحبت کردم. جنگ همچنان ادامه دارد. از وضع عینخوش کمی نگرانند ولی به پیروزی کامل امیدوار. گفتند، تعداد اسرا از مرز سه هزارو پانصد تن گذشته است و کمکم صحبت ازچهارهزارو هفتصد نفر میشود. ما بیش از دوهزار مجروح و نزدیک به چهارصد شهید داشته ایم.
    خبررسید که صدام میخواهد حدود صد اسیری را که اخیرا گرفتهاند، به انضمام اسرای قدیم در خیابانهای بغداد به نمایش بگذارد؛ برای کم اثر کردن ضربه مهمی که خورده است.
    از جبهه ها خبر دادند که امشب عملیات خواهیم داشت.


    چهارم: با اتاق فرمانده یجنگ در دزفول تماس مکرر گرفتم. رمز خوب و مطمئنی در این ارتباط داریم. عملیات دیشب وامروز خیلی موفق بوده؛ تنگه رقابیه و غنایم زیادی را از دشمن گرفته اند و میگویند بیش از سه هزار اسیر دیگر را. اگر خبر درست باشد، اسرای این عملیات به ده هزار نفر میرسد.
    شب، چند بار با جبهه تماس گرفتم. هنوز در عینخوش و رادار ودوسلک نیروهای عراق مقاومت میکنند. امشب همقرار است عملیات داشته باشیم.
    آخر شب، آقای [علی]شمخانی آمار تلفات نیروهای خودمان را تلفنی اطلاع داد. دراین سه روز حدود هفتصد پاسدار و بسیجی و دویست ارتشی شهید و نزدیک چهارهزاروپانصد نفر مجروحداشتهایم. عراق هشت هزار اسیر و نزدیک بیست هزار کشته ومجروح دارد و هشت فروندهواپیمای دشمن ساقط شده.


    پنجم: در تماس با اتاق فرماندهی جنگ، از جبهه ها سراغ گرفتم. گفتند، عملیاتی که قرار بود دیشب برای گرفتن سایتها بشود، به علتی انجام نشد.
    محسن رضائی خبر داد که چهارصدوپنجاه عراقی داوطلبانه تسلیم شدهاند. به نظر وی، بوی کودتای نظامی در عراق میآید و ما باید خودمان را آماده مسائل بعد کنیم.


    ششم: اول صبح از جبهه ها خبر گرفتم. عملیاتی که قرار بود دیشب انجام شود، انجام نشده است.
    احمد آقا آمد وگفت، امام با ورود ما به خاک عراق موافق نیستند و تشکیل شورای انقلابعراق در ایران را هم صلاح نمیدانند.


    هفتم: آقای فریدنیا اطلاع داد که شب گذشته، دشمن درمحل سایت پنج دزفول شکست خورده و سایت تصرف شده است. سپس آقای [شیخ فضلالله]محلاتی از دزفول تلفن کرد و خبر پس گرفتن سایت چهارم را هم اضافه کرد و این که در رقابیه تعدادی شهید داده ایم ولی وضع تثبیت شده است.

    خبر رسید که گروهی ضدانقلاب به ستاد مرکزی نیروی زمینی حمله کردهاند و سرهنگ خرسندی معاون فرمانده نیروی زمینی را با چند نفر دیگر مجروح و حدود شش نفر را شهیدکرده اند. گویا سربازی که عامل نفوذی و راننده یکی از افسران سطح بالا بوده، توانسته آنها را به ستاد ببرد. اخبار بعدی میگوید که یک نفر دستگیر و دو نفرشان کشته شده اند. معمولا پس ازپیروزیهای ما در جبهه، منافقان ـ که به صورت ستون پنجم دشمن عمل میکنند ـ با این گونهاقدامات تلاش میکنند، پیروزیها را در ذائقه مردم تلخ کنند و تحتالشعاع قرار دهند.

    از جبهه خبر میرسد که امروز هزاران عراقی اسیر شده اند که بسیاری از آنها خود را تسلیم کرده اند و غنایم فراوانی گرفته شده است. پنجاه نفر خود را تسلیم کرده اند. آن قدر عراقیها به سرعت منهدم میشوند که مسئولان نظامی جبهه به تردید افتاده اند که مبادا آمریکا دارد نقشه ای اجرا میکند. آقای [محمدعلی] نظران میگوید که یک لشکر در چنانه خود را تسلیم کرده است(۱۳).آقای [محمدحسن]زورق [معاون سیاسی صداوسیما] میگفت: جیشالشعبی(۱۴) عراق که خوب میجنگیده اخیرا زود تسلیم میشود و خوب است تشویق شود.

    هشتم: آقای محسن رضائی از جبهه تلفن کرد و گفت، در دو روز آینده کار در این جبهه تمام میشود و برای برنامه های آینده به تهران میآیند.

    در اخبار ساعت دوازده اعلام شد که عراقیها از تمام منطقه غرب دزفول پاکسازی شده و به مرز عقب نشسته اند و حدود هیجده هزار اسیر و بیش از این کشته داده اند.


    نهم: اعلامیهای از طرف ارتش و سپاه برای آماده باش نیروها برای حملات بعدی که از نیمه شب شروع میشود، آمده بود که با نظر ما اصلاح شد. امروز جمعی از خبرنگاران خارجی، به دعوت ما،برای دیدن فتوحات جدید به ایران آمدند(۱۶).


    دهم: بعدازظهر خبر رسید که صدام دستور عقبنشینی بعضی از نیروهایش را داده است. شایدمیخواهد همین شکست دزفول را به عنوان عقبنشینی معرفی کند.
    امروز رقم غنایم فتح اخیر اعلام شد،خیلی زیاد است. امام پیامی برای رزمندگان فرستاده اند و از مجاهدتهای آنان قدردانی کرده اند(۱۸).


    یازدهم: [سرهنگ سلیمی]وزیر دفاع به ملاقات آمد و مطالبی درباره دفترمشاورت و نیروی هوایی ابراز داشت.


    دوازدهم: بعدازظهر جلسه شورای عالی دفاع در دفتر امام تشکیل شد. آقایان [علی]صیاد شیرازی و محسن رضائی گزارش جبهه ها و پیروزی طرح فتح المبین را دادند و خیلی از امدادهای غیبی و الطاف الهی گفتند. با امام ملاقات کردیم و برای طرح عملیات و ورود به خاک عراق، قرار شد که تا فردا موضوع را بررسی کنند و نظرشان را بگویند. ساعت نه ونیم جلسه ختم شد و به عنوان سخنگوی شورایعالی دفاع،مصاحبه ای با تلویزیون انجام دادم


    سیزدهم: بعدازظهر، در دفتر شورای عالی دفاع، جلسه شورا تشکیل شد. نیروی زمینی و سپاه نظرشان رادرباره عملیات آینده و حدود پیشروی نیروهای ما گفتند و مورد تصویب شورا قرار گرفت. بعداخدمت امام رسیدیم و ایشان هم تأیید کردند


    چهاردهم: آقای دکتر ولایتی [وزیرامور خارجه] گزارش نتایج سفر به پاکستان را داد واین که استقبال شایانی کردهاند و به خواسته های ما توجه شده و تا حدودی حاضر به تأمین نیازهای نظامی ما شده اند


    پانزدهم: -


    شانزدهم: خبر رسید که نیروهای افغانی و روسی در تعقیب مجاهدین افغان به روستاهای زابل حمله کردهاند. احمد آقا برای مشورت پیرامون کیفیت برخورد نظامی و سیاسی آمد. ستاد ارتش دستورسرکوب داده و قرار شد فعلا اعلام نکنیم. با نخست وزیر و ستاد تبلیغات جنگ هم صحبت کردم.


    هفدهم: سفیر شوروی که مدت خدمتش تمام شده برای خداحافظی آمد و از تجاوز هلیکوپترهای روسی از مرز افغانستان به روستاهای مرزی سیستان عذرخواهی کرد و از ما ممنون بود که خبر آنرا پخش نکردیم. نیروهای ما اعلام کرده اند که چند فروند از هلیکوپترهای آنها را زده اند. ما شش شهید و بیست زخمی داده ایم. مدعی بود که برای سرکوب مجاهدان افغانی عملیات کرده، اشتباهااز مرز تجاوز کرده اند.

    پاکستان اجازه خواسته است که نیروهایش را از گوشهای از خاک ما عبور دهد تا به نقطه دیگر از خاک آنکشور بروند. پانزده کیلومتر از خاک ما عبور میکنند. اجازه داده شد.


    هجدهم: آقای طهماسبی از قم تلفن کرد و میخواست، اسلحه ابتکاریش را برای آزمایش به تهران بیاورد و گفت از اصفهان به قم آورده است. به او گفتم که شب در قم بماند و فردا بیاید.


    نوزدهم: آقای طهماسبی آمد. ترتیب آزمایش اسلحه را با سرهنگ سلیمی[وزیر دفاع] و دکتر [حسن]روحانی دادم.


    بیستم: -


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم: -


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم: -


    بیست و پنجم: -


    بیست و ششم: -


    بیست و هفتم: -


    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: به مناسبت روز ارتش صحبت کردم.


    سی ام: -


    سی و یکم: آقای محسن رضایی هم خبر داد که به زودی حمله وسیعی علیه عراق آغاز میکنیم و سپس درباره اساسنامه سپاه اطلاع داد که سپاهیان اعتراض دارند و میگویند سپاه را تضعیف میکند.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  6. #16
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض ارديبهشت ۱۳۶۱

    ارديبهشت ۱۳۶۱

    یکم: -


    دوم: -


    سوم: -


    چهارم: -


    پنجم: -


    ششم: آقای [محسن]رضائی فرمانده سپاه پاسداران اطلاع داد که به زودی عملیات تعرضی ما در جبهه های اهواز، خرمشهر، آبادان و کرخه نور آغاز میشود. ( فردید «عملیات بیتالمقدس» میباشد٫ که از ۱۰/۲/۱۳۶۱ آغاز شد و در ۳/۳/۱۳۶۱ با پیروزی بپایان رسیدAMG )


    هفتم: -


    هشتم: -


    نهم: -


    دهم: صبح زود خبر دادند که نیمه شب عملیات وسیع نیروهای ما علیه عراقیها در جنوب خوزستان شروع شده است(۶۳). میخواهند خرمشهر را بگیرند و آنها را از خوزستان بیرون کنند. آزادی خرمشهربرای ما خیلی مهم و سرنوشتساز است. همه امکانات را بسیج کرده ایم که نیروها بتوانند این شهراستراتژیک را از چنگ دشمن آزاد کنند. اطمینان دارم که در این عملیات خرمشهر را آزاد خواهیم کرد. فکر میکنم با آزادی خرمشهر سرنوشت جنگ به نفع ایران رقم خواهد خورد. با جبهه هاتماس گرفتم که معلوم شد، طبق برنامه پیش رفته اند ولی در جبهه کرخه نور تلفات دادهایم و متوقف شدهایم.

    در اخبار جنگ اعلام شد که بیش از سه هزار نفر اسیر گرفته ایم و اراضی بین کارون و جاده اهواز ـ خرمشهر را با هشتاد کیلومتر از همان جاده، آزاد کرده ایم. مصاحبه ای با مجله پاسدارانقلاب درباره جنگ انجام دادم(۶۴).


    یازدهم: (انگار از روی تارنمایشان پاک شده!)


    دوازدهم: با قرارگاه کربلا در جبهه صحبت کردم. قرار بود دیشب خرمشهر را باز پس بگیریم که به امشب یا فردا شب موکول شده است. در جبهه فکه هم عملیاتی داشته اند و هفتصد عراقی را اسیر کرده اند.

    آقای سرهنگ سلیمی وزیر دفاع، در مورد فرستادن کارآموز به شوروی برای دیدن دوره موشک ضد هوایی سام ۶ تلفنی نظر خواست که نظر موافق دادم.


    سیزدهم: اول وقت با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب عملیات محدودی در شمال خرمشهر داشته ایم و صدهااسیر گرفته ایم.



    چهاردهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. گفتند، دیشب از طرف ما فعالیتی نبوده و دشمن دو پاتک داشته که دفع شده است. دشمن در مدخل خرمشهر آب انداخته که از حمله محفوظ باشد.

    اول شب سرهنگ سلیمی وزیر دفاع تلفن کرد و گفت، هواپیمای حاملمحمدصدیقبنیحیی]وزیر خارجه الجزایر به محض ورود به خاک ایران مورد تعقیب دو جنگنده عراق قرار گرفته [ و باراهنمایی برج مراقبت پایگاه تبریز اطلاع خطر را به او داده است.


    پانزدهم: در بیانیه وزارت خارجه درباره سقوط هواپیمای الجزایری توسط عراق و کشته شدن سرنشینان آن ـ که چهارده نفر بودند ـ پخش شد. پیش از شروع جلسه علنی بامهندس [میرحسین]موسوی و دکتر ولایتی مذاکره تلفنی کردم و اخبار را گرفتم. پیش از دستور، این عمل زشت عراق را محکوم کردم و آن را نشان سردرگمی سران آن کشور دانستم(۶۷). پیش از آن که عراق چیزی بگوید، لازم بود که ما اعلام کنیم. نقص کار وزارت خارجه این بوده که سفارت الجزایررا دیر مطلع کرده است که مورد اعتراض آنهاست.



    شانزدهم: اخبار مربوط به سقوط هواپیمای الجزایری را تعقیب کردم.گروهی از الجزیره برای تحقیق و بردن جنازه ها آمده اند. سوریه مثل ما موضع گرفته و عراق رامسئول دانسته است. بعضی از کشورها موضع منفی گرفتهاند و بعضی بیطرفند. روزنامه های ترکیه هم شیطنت میکنند و بعضیها هم اعتراف دارند. مسئله مهمی است و اگر خوب روشن شود که عراق مقصر است، ضربه بزرگی به صدام است.


    هفدهم: قبل از دستور، راجع به سقوط طیاره الجزایری صحبت کردم(۶۸).جنازه های الجزایریها از مقابل مجلس تشییع میشد. به خاطر آنها تنفس اعلام و در مراسم شرکت کردیم. جمع زیادی از مردم بودند. گریه میکردند و شعار میدادند. آقای [حسن]روحانی نماینده سمنان و وزیر حمل ونقل الجزایر که سرپرست هیئت الجزایری بود صحبت کردند. ما صریحاعراق را عامل معرفی میکنیم ولی الجزایریها هنوز نظر ندادهاند.

    امروز در فکه عملیات داشتهایم که در آن هفتصد نفر اسیر شدهاند و نود تانک و نفربر غنیمت گرفتهایم.

    هجدهم:اوائل صحبت خبر دادند که مرحله دوم عملیات بیتالمقدس شروع شده و در غرب کارون، در محدودهای به عرض بیست کیلومتر به مرزرسیدهایم و به طرف شلمچه خواهیم رفت.
    بعد از ظهر احمد آقا به منزل ما آمد و خبر داد که عراقیها پاتک کرده اند و ما در شمال خرمشهر عقب نشسته ایم؛ موضوع را تلفنی پیگیری کردم که معلوم شد، خیلی مهم نیست و امشب جبران میشود.



    نوزدهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد که دوباره عراقیها را عقب زده ایم و به جای دیروزبرگشته ایم و [حدود] شصت نفر شهید و شصت نفر اسیر داده ایم.

    احمد آقا خبر داد که عراقیها از پادگان حمید و هویزه فرار کرده اند. در تماس باجبهه، این خبر تأیید شد. این حادثه مهمی است که نظامیان عراق فرار کرده اند و نیروهای ما آنها راتعقیب کردهاند. در جفیر نیز درگیر شدهایم.

    عصر ناخدا [دکتربهرام]افضلی و آقای [محمدعلی]الهی فرمانده نیروی دریایی و مسئول سیاسیایدئولوژیک آمدند و گزارشی از وضع نیروی دریایی دادند؛ گویا افرادی با آنها مخالفت دارند ومیخواستند زمینه سازی کنند که حرفهای آنها را نپذیریم.

    شب آقای منتظری تلفن کردند و پیشنهاد دادند که سریعا به منظور سقوط صدام وارد خاکعراق شویم. خبری تأیید نشده رسید که یک هلیکوپتر عراقی در خاک ایران، فرود آمده و عدهای ازمسئولین عراقی پناهنده شدهاند. گفتم که تحقیق کنند. شایعه ای مبنی بر ناپدید شدن صدام هم هست.


    بیستم: پیش از دستور، راجع به پیروزی عملیات بیتالمقدس و فرار نیروهای عراقی از پادگان حمید، هویزه و جفیر صحبت کردم(۷۰).

    آقای دکتر ولایتی گزارش سفر خود، به سوریه و الجزایر را داد. الجزایریها محافظه کاری میکنند و موضعشان را درباره سقوط هواپیمای[محمد صدیق]بن یحیی [وزیر خارجه الجزایر] مشخص نمیکنند. سوریها موضع خوبی گرفتهاند وقول همکاری بیشتری میدهند.

    امروز سومین مرحله عملیات ما برای پس گرفتن خرمشهر آغاز شده و مقداری پیش رویکرده ایم. میگویند که عراقیها دارند فرار میکنند. صدام سخنرانی کرده و از عقب نشینی به موقع نیروهایش تقدیر کرده است.

    بیست و یکم: -


    بیست و دوم: از جبهه ها اطلاع گرفتم. محاصره خرمشهر را تنگتر کرده ایم و کمی از مرز به طرف عراق رفته ایم.


    بیست و سوم: در دفتر امام گفته شد که عملیات بیتالمقدس تاکنون پانزدههزار مجروح و سه هزار شهیدداشته است. ولی شب که با آقای محسن رضایی صحبت کردم، رقم شهدا را چهارهزارو هفتصد ومجروحان را هفده هزار نفر اعلام کرد که اسفبار است.

    در جبهه خبر مهمی نبوده، مگر نفوذ مختصری در خاک عراق و خبرتظاهراتی در شهرهای عراق علیه حکومت آن کشور.

    بیست و چهارم: شب آقای ترابی از دفتر مشاورت امام آمد و راجع به ارتش مطالب جالبی داشت. مخصوصا ازمعاونت طرح و برنامه نیروی هوایی که توجهی به خودکفایی ساخت قطعات ندارد.(تنها برای آگاهی بگویم که در این زمان٫ فرماندهٔ نیرو جناب سرهنگ محمدحسین معین پور بوده اند٫ AMG)

    بیست و پنجم: با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد درطلائیه، عراق به ما حمله کرده و خاکریزی تصرف کرده و چند نفر از ما اسیر گرفته است. احتمالابرای منصرف کردن فکر ما از خرمشهر دست به این کار زده است.


    بیست و ششم: -


    بیست و هفتم: -

    بیست و هشتم: امروز درمنطقه کوشک حمله ای داشته ایم و ضربه ای به ارتش عراق وارد آمده است.


    بیست و نهم: جلسه شورای عالی دفاع داشتیم و راجع به عملیات بعدی برای آزادی خرمشهر و ورود بهخاک عراق، مشمولان ۱۳۳۷ و پیش از آن و خیلی چیزهای دیگر تصمیمگیری شد.


    سی ام: ظهر در تماس با قرارگاه کربلا در جبهه، بافرمانده نیروی زمینی صحبت کردم. اطلاع دادند که امروز عراق حمله کرده و با دادن تعدادی اسیرو انهدام سی تانک و نفربر و کشته های زیاد عقبنشینی کرده و ما نیز شش شهید داده ایم.

    سی و یکم: خبر موفقیتهای نظامی دیروز علیه عراقیها در منطقه کوشک اعلام شد. آنها حمله کردهاند وشکست خورده اند.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  7. #17
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض خرداد ۱۳۶۱ ---خرمشهر آزاد شد

    خرداد ۱۳۶۱

    یکم: با جبهه تماس گرفتم ؛ تحول مهمی نداشتهایم


    دوم: آخر شب از جبهه جنوب خبر گرفتم. معلوم شد، نیروهای ما قرار است برای محاصره کامل خرمشهر و گرفتن جادههای خاکی و پل عراق روی شطالعرب(۸۰){فردیدشون اروند رود است!!!!!!!AMG}، حمله کنند و التماس دعا داشتند.

    آقای [میرحسین] موسوی نخست وزیر تلفن کرد و گفت که صبح امروز، عراق به کارخانه گازمایع در ماهشهر حمله هوایی داشته؛ بخشی از کارخانه را خراب کرده اند. گفتم که باید مسئولان پدافند را تنبیه کرد{!!!!!!!AMG}، چون در ماهشهر، هم [موشک]هاگ داریم و هم اورلیکن و هم انواع دیگراسلحه پدافند هوایی و [هواپیمای شکاری] اف۱۴ هم در فضاست{!!!!!!!AMG}.


    سوم: اول وقت از جبهه اطلاع گرفتم. گزارش دادند که عملیات را دیشب آغاز و جاده خرمشهر وشلمچه را تصرف کرده ایم و به طرف پل ام الرصاص پیش میرویم.

    معلوم شد که خرمشهر کاملامحاصره شده و دشمن در حال تسلیم شدن است. پس از تنفس، این پیروزی را در شروع جلسه تبریک گفتم و از رزمندگان تقدیر کردم. تا شب، به طور مرتب خبر از کثرت اسرا میرسد و هم ازقلت شهدای ما. دشمن کشته و زخمی زیادی داشته و هم غنیمت فراوان به جا گذاشته است(۸۱).

    سرهنگ معینپورفرمانده نیروی هوایی استعفا داده بود که قرار شد آن را نپذیریم. درباره وضع جبهه و آینده جنگ هم بحث کردیم. شام را همانجا خوردم و برای خواب به مجلس رفتم. آخرین خبر را از جبهه گرفتم. معلوم شد که خرمشهر کاملا محاصره شده، هزاران نفر از دشمن در جریان کار کشته یا اسیرشده اند ولی عراقیها اخبار دروغ پخش میکنند.


    چهارم:
    وزیر دفاع آمد و گزارشی ازپیشرفت کارها در جبهه و صنعت نظامی داد.

    خرمشهر به طور کامل تسخیر گردید و دشمن تسلیم شد(۸۲)
    اول شب خدمت امام رفتیم و راجع به آینده جنگ مشورت کردیم. ایشان خیلی خوشحالند. باآقایان رئیس جمهور و نخست وزیر مهمان احمدآقا بودیم و مصاحبه مشترک انجام دادیم. فتح خرمشهر همه را با نشاط کرده است.


    پنجم: از جبهه اطلاع گرفتم که معلوم شد، بیش از چهارده هزار عراقی در خرمشهر اسیر شده اند. پس از محاصره خرمشهر اکثرا تسلیم شده اند و در کل منطقه،دشمن فقط در کنار پلی که روی اروندرود در مدخل رود خین زده باقی مانده است و از پل حفاظت میکند و تلاش رزمندگان ما برای گرفتن آنجا موفق نبوده است.



    ششم: از جبهه فرماندهان نیروی زمینی و سپاه تماس گرفتند و قرار شد فردا در دفتر امام جلسه شورای دفاع تشکیل شود.


    هفتم: ساعت ده صبح شورای عالی دفاع در دفتر امام تشکیل شد. آقایان [علی]صیاد شیرازی و[محسن]رضائی گزارش جبهه ها را دادند و گفتند. در عملیات بیتالمقدس مجموعا ما حدود ششهزار نفر شهید داشتهایم و نوزده هزارو هفتصد نفر اسیر گرفته ایم و بیش از بیست هزار نفر ازعراقیها کشته و مجروح شده اند.(۸۶) نسبت به آینده جنگ هم تصمیم اتخاذ شد. قرار شد در نقاط محدودی وارد خاک عراق شویم؛ برای تأمین شهرهای خودمان و گرفتن خسارت.


    هشتم: آقای سرهنگ [علی]صیاد [شیرازی] هم گزارشی از جنگ داد.


    نهم: -


    دهم: عراقیها به جزیره خارک حمله هوائی کرده و خسارت جزئی وارد نموده اند.


    یازدهم: ملاقاتی با سرهنگ کتیبه که از ستاد ارتش و شخص آقای ظهیرنژاد شکایت داشت


    دوازدهم: -


    سیزدهم: هواپیماهای جنگی عراق در ارتفاع بالا به فضای همدان رخنه کرده و با تعقیب جتهای جنگنده ما فرار کرده اند. کاری نمایشی برای دادن روحیه و بهرهبرداری سیاسی در کنفرانس هاواناست که هم اکنون با حضور وزرای خارجه کشورهای غیر متعهد جریان دارد و قرار است آخرین تصمیم رادر مورد محل کنفرانس آینده سران کشورهای غیر متعهد اتخاذ کند. قرار بوده این کنفرانس در بغدادتشکیل شود و ایران و سوریه و... با آن مخالفند.



    چهاردهم: -


    پانزدهم: -



    شانزدهم: [جنگندههای] عراق، شهر ایلام را در حین راهپیمایی مردم، بمباران کرده و چهار نفر شهید ودویست نفر مجروح شدهاند.


    هفدهم: -


    هجدهم: آقای [غلامرضا]صفائی و گروهی از همکاران ایشان از سیاسی ایدئولوژیک ارتش آمدند و ازعدم همکاری سرهنگ [علی]صیاد شیرازی گله داشتند.
    شورای عالی دفاع در مجلس جلسه داشت. راجع به برنامه آینده جنگ بحث کردیم



    نوزدهم: -


    بیستم: -



    بیست و یکم: نیمه شب جانشین فرمانده نیروی زمینی زنگ زد و اطلاع داد که عراق یک طرفه آتش بس اعلام کرده است. امروز در خبرها آمد که عراق اعلام کرده، حاضر است تا دو هفته دیگرنیروهایش را خارج کند و قضیه را به میانجیهای صلح واگذار کند.

    عصر شورای عالی دفاع در دفتر امام جلسه داشت. هیئت ما از سوریه برگشته و در جلسه شرکت داشتند. گزارش دادند که اسرائیل براکثر نقاط جنوب لبنان مسلط شده است و سوریه نمیتواند وارد جنگ شود. با فلسطینیها ملاقات نکرده بودند.
    تصمیم گرفتیم که کمکی به لبنان بشود. ترکیه حاضر نیست که از مسیر کشور او خیلی استفاده شود و با عبور یک هواپیمای حامل کمک در هر روز موافق است.
    راجع به مسائل جنگ تصمیم گرفتیم. امروز از منابع غربی شایع شد که صدام سقوط کرده وکشته شده است ولی تا آخر شب روشن شد که خبر نادرست است.
    امام در مورد ادامه جنگ قاطع اند و اجازه نمیدهند حتی به گونهای بحث شود که کوچکترین تردیدی در جامعه و نیروها بروز کند و اهداف جنگ را به گونه ای اعلام میکنند که همگی خودشان را برای مدت طولانی آماده کنند. و ضمنا توافقی برای ورود به خاک عراق هم نداشتند.
    در جلسه عصر هم خدمت امام، فرماندهان نظامی با حضور ما با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن در جاهای زیادی درخاک ما است و اگر مطمئن بشود که نظام ما به خاک او وارد نمیشود یا ورود جزئی خواهد داشتنه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت و هر وقت آمادگی پیدا کرد در خاک ما پیشروی میکند و با این استدلال امام را قانع کردند که با ورود به خاک عراق در جاهائی که مردم نیستند یا کم اند و آسیب نمیبینند، موافقت کنند.


    بیست و دوم: آقای محسن رضائی اطلاع داد که وضع جبهه فرقی نکرده است. حدس میزنیم که به خاطرتزلزل و ابهام وضع عراق و اعلام پذیرش آتش بس از طرف سرفرماندهی عراق (نه شخص صدام)،وضع عراقیها در جبهه مشوش باشد. جنگ در جنوب لبنان ادامه دارد.

    آقای [حسین] شیخالاسلام عصر تلفن کرد و گفت،ترکیه موافقت کرده است، روزی دو هواپیما از حریم هواییاش عبور کند، ولی مسئولان در اینزمینه اقدام نمیکنند.


    بیست و سوم:
    ظهر با فرماندهان لشکرها، تیپها و واحدهای مستقل نیروی زمینی ملاقاتداشتم و برای آنها صحبت کردم*. اظهار نگرانی کردند از احتمال قبول پیشنهادهای هیئت میانجیکه آقای سکوتوره ضمن نامهای توسط وزیر خارجه گینه به ایران فرستاده و گفتند این گونه اخبارروحیه رزمندگان را ضعیف میکند.

    اولین هواپیمای کمک عازم سوریه شد.



    بیست و چهارم: امروز یک هواپیما کمکهای ما را به سوریه منتقل کرد. ترکیه روزانه به یک هواپیما اجازه میدهد که از حریم هواییاش عبور کند.


    بیست و پنجم: سرهنگ صیاد شیرازی صبح زود آمد. نقشهای از بستان و وضعیت نیروهای متخاصم آورد ووضع جبهه های جنگ را در غرب و جنوب گفت و قرار شد که آماده اقدام به تصرف بخشی ازخاک عراق باشند که قبلا تصویب شده است. مشکل نیروی زمینی با سیاسی ایدئولوژیک را نیزمطرح کرد و کمک خواست که قرار شد جلسهای بگذاریم.


    بیست و ششم:
    -


    بیست و هفتم:
    ملاقاتی با ناخدا [بهرام]افضلی فرمانده نیروی دریایی داشتم. او از اختلافی که با افراد حزباللهی در نیرو پیدا کرده، نگران است و اتهاماتی نسبت به آنها دارد.


    بیست و هشتم:
    -


    بیست و نهم: -


    سی ام:
    -

    سی و یکم: در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نیروی زمینی، وزیر خارجه و وزیر دفاع که امروز از سفر سوریه آمدهاند، درباره جنگ لبنان و جنگ با عراق بحث کردیم. آقای دکتر ولایتی[وزیر امور خارجه] و آقای سلیمی[وزیر دفاع] در مذاکرات خود با سوریه به این نتیجه رسیده اند که سوریه مایل به جنگ است ولی باید مطمئن به کمک کشورهای اسلامی باشد. از ترکیه هم اجازه گرفته اند که بتوانیم کمکهای انسان دوستانه به سوریه منتقل کنیم.
    درباره حمله آینده ما به عراق و ورود به خاک عراق هم بحث شد. منتظر نیروهای مردمی هستند.

    اول شب آقای [سید جلال]ساداتیان اطلاع داد که صدام هماکنون مشغول نطق است و قرار است سیاست جنگی اش را به مناسبت ماه رمضان و جنگ لبنان اعلام کند؛ احتمالا اعلام آمادگی خروج از خاک ما و آتش بس است. معلوم شد که ضمن ادعاهای زیاد و ستایش از ارتش عراق و ادعای متجاوز بودن ما اعلام کرده است که تا ده روز دیگر از خاکما بیرون میرود(۱۰۱).
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  8. #18
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض تیر ۱۳۶۱

    تیر ۱۳۶۱

    یکم: -


    دوم:
    در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم؛ درباره مسائل متعددی تصمیم گرفتیم. امام گفته اند،در این ده روز که عراق مدعی عقب نشینی است، حمله نکنیم و به لبنان هم فعلا کسی را نفرستیم.درباره تحویل گرفتن ناو ”خارک“ که رژیم سابق، آن را از انگلیس خریده و نیز خرید رادار و تعمیررادارها و گسترش دفاع ضد هوایی تصمیم گیری شد.


    سوم:
    -


    چهارم:
    -


    پنجم:
    احمد آقا گفت که امام مخالف اعزام نیرو به لبنان هستند.


    ششم:
    رئیس جمهوری به منزل ما آمدند و با هم به زیارت امام رفتیم. راجع به کمک به سوریه درمقابل اسرائیل مذاکره کردیم. امام با حضور ما در آن جبهه با شرایط موجود مخالفت دارند ومعتقدند که عربها جنگ جدی نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما باعث میشود که در جبهه جنگ باعراق دچار وقفه شویم و در آنجا هم به جایی نرسیم. بالاخره قرار شد اگر به طور جدی از طرف سوریه جنگ شد، شرکت کنیم.

    سرهنگ [علی]صیاد شیرازی هم ماند و راجع به لبنان براساس نظر جدید امام تصمیماتی اتخاذ کردیم.


    هفتم: -


    هشتم: از دفتر آقای خامنه ای و دفتر امام اطلاع دادند که نظامیان عراق از قصر شیرین و مناطقاطراف بیرون رفته اند و با توجه به ملاقات سپاه و ارتش با امام و مذاکره درباره جنگ لبنان،خواستار تشکیل جلسه شورای عالی دفاع برای فردا شدند.

    آقای محسن رفیقدوست که دیشب از سوریه آمده، امروز به ملاقات آمد و از این که امکاناتدر سوریه راکد است، اظهار نگرانی نمود. قرار شد که این مطلب را خدمت امام بگوید.


    نهم: ساعت ده صبح در دفترآقای رئیس جمهور، شورای عالی دفاع جلسه داشت. عقب نشینی ارتش عراق از شهرها و نقاط مسکونی غرب کشور مورد رسیدگی قرار گرفت و معلوم شد که آنها در بخشی از ارتفاعات ایران درکنار مرزها مانده اند. همین موضوع، اهداف جنگطلبانه صدام را ثابت مینماید و اینگونهعقبنشینیها بیشتر جنبه تبلیغی دارد و برای تثبیت و تقویت نیروهای خود استفاده میکند. درعراق تغییراتی در کابینه انجام شده ولی سطحی است.
    در مورد عملیات آینده، موضع تبلیغاتی ما و عدم اعزام نیرو به سوریه هم تصمیماتی گرفتیم. درمجموع به این نتیجه رسیدیم که تصمیم بجایی است.

    سفیر سوریه آمد و از این که ما به جنگ با عراق اولویت داده ایم و با اعزام نیرو، به آنها فشاریبرای ادامه جنگ وارد نمیشود، خوشحال بود و میگفت که اسرائیل سلاحهای ناشناخته جدیدیبه کار گرفته و فعلا نمیخواهیم با آن بجنگیم.


    دهم:
    -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: آقای محسن رضائی تلفن کرد و گفت، کم کم آماده عملیات میشوند و داوطلبان زیادیمراجعه کرده اند.


    چهاردهم: -


    پانزدهم:
    -


    شانزدهم:
    سرهنگ کتیبه رئیس اداره دوم ستاد مشترک آمد و از ستاد گله داشت و پیشنهاد میکرد کهسرهنگ سلیمی رئیس ستاد و رحیمی معاونش وزیر دفاع شود.


    هفدهم: -


    هجدهم:
    -


    نوزدهم:
    منتظر شروع حمله به عراقیها هستیم.


    بیستم: -


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم:
    -


    بیست و سوم:
    هنگام افطار آقای کمال خرازی از اهواز تلفن کرد و با رمز اطلاع داد که امشب عملیات ورودنیروها به خاک عراق آغاز میشود و در مورد کیفیت تبلیغات آن مشورت کرد. ایشان رئیس[ستاد]تبلیغات جنگ است.

    بعد از اذان صبح، اطلاعیه سپاه و ارتش در خصوص عملیات رمضان و ورود به خاک عراق وشکستن خاکریز اول دشمن خوانده شد. مرحله مهمی از جنگ است و باید منتظر نتایج آن باشیم.


    بیست و چهارم:
    ساعت هفت صبح آقای محسن رضایی از قرارگاه تلفن کرد و گزارش جبهه را داد(۱۱۹) و گفت قرارگاه فتح به هدف خود رسیده ولی سایر قرارگاهها ضعیف عمل کرده اند. از دفتر امام هم تلفنیاز من اطلاعات خواستند. معلوم شد که تا ساعت شش صبح پانصد اسیر گرفتهایم.

    هواپیماهای عراق به شهرهای خرم آباد، باختران و ایلام حمله کرده و حدود چهل و پنج نفر راشهید و صدها نفر را مجروح و دهها خانه را ویران کرده اند. این عکسالعمل وضع نظامی عراق درجبهه است. تا شب خبرهای گوناگونی از جبهه ها میرسید.

    شب با قرارگاه صحبت کردم. معلوم شد در یک محور خوب عمل کرده اند، و تا بیست و پنجکیلومتر پیشرفت کرده اند ولی به خاطر ضعف عملکرد در سه محور دیگر عقب نشینی کردهایم و
    حدود ده کیلومتر در یک محور و سه کیلومتر در محور دیگر در خاک عراقیم.


    بیست و پنجم:
    اول وقت آقای سرهنگ سلیمی آمد و از اختلاف و کارشکنی سیاسی ایدئولوژیک گله داشت.از جبهه هم اطلاعاتی گرفتم. دشمن امروز پاتک ضعیف و ناموفقی داشته است. امشب اعلام شد که تعداد اسرای عراقی عملیات رمضان به هشتصد تن رسیده است.


    بیست و ششم: هواپیماهای عراق امروز دوسه بار به همدان حمله کردند و دهها شهید و صدها مجروح دادیم.موشکی هم به خارک زدند که خسارتی نداشت. یک هواپیمای اف ۴ در ایلام سقوط کرد. به فرمانده نیروی هوایی تلفن کردم و به عدم فعالیت دفاع هوایی اعتراض کردم. طبق معمول نداشتن ابزار لازم را بهانه کرد.{بهانه! نمیفهمم٫ مگر نهاجایی ها خوششان می آمده که عراقیها پیروز باشند؟ مگر نهاجایی ها تنبلی میکردند و آسوده لم میداده اند؟ نمیفهمم چرا چنین واژگانی بکار برده میشود/میشده. ایشان بهتر از هرکس میدانستند که کاستیها و کمبودها تا کجا بوده است.(در آغاز ِ جنگ٫ کمبود جنگ افزار چندان نداشتیم٫ فردیدم کمبود ِ ِ نیرو های کارآزموده و همچنین جابجایی شایسته جنگ افزار به جایی که نیاز است بود)!AMG }


    بیست و هفتم:
    جبهه آرام است و نیروهای ما نتوانستند به اهداف خود برسند. عراقمقاومت میکند و حملات هوایی خود را افزوده است. تعدادی در حدود پانصد نفر هم از ما اسیرگرفته اند و گویا همین مقدار یا بیشتر هم شهید داده ایم، مجروح هم زیاد است. ماشینهای سنگین مثل لودر، بولدوزر و کمپرسی و... میخواهند که قرار شد، وزارت راه به آنها بدهد.

    کم کم برای آنها که فشار می آوردند کار جنگ را با عملیات بی تأخیر یکسره کنیم روشن میشودکه کار به این آسانی نیست و دشمن در خاک خودش با انگیزه بیشتر دفاع میکند. چون توضیح اینگونه مسائل برای عموم مناسب نیست و باعث تضعیف روحیه رزمندگان و مردم میشود. خیلیهاهم هنوز به این باور نرسیدهاند و فکر میکنند سیاستی در کار است که عملیات کم است.


    بیست و هشتم: سرهنگ معینپور [فرمانده نیروی هوائی] هم طرحهایی برای حمله هوایی به مراکزی درداخل عراق آورده بود که با حضور رئیس جمهوری و در یک جلسه خصوصی مذاکره کردیم.بمباران پالایشگاه بغداد به عنوان مقابله به مثل تصویب شد و چهار طرح دیگر معوق ماند.


    بیست و نهم: -


    سی ام: -

    سی و یکم: ا جبهه تماس گرفتم. دارند برای حمله جدیدی آماده میشوند. نیروی هوایی پالایشگاهی را در بغداد بمباران کرده است. اطلاعات اولیه میگوید که یک هواپیمای ما هم ساقط شده. عراق هم متقابلا در شهر اهواز، مناطق مسکونی را بمباران کرده. ما مناطق مسکونی عراق را بمباران نمیکنیم ولی آنها از هیچ جنایتی دریغ ندارند.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  9. #19
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض مرداد ۱۳۶۱

    مرداد ۱۳۶۱

    یکم: دیشب در جبهه جنوب، نیروهای ما به دشمن حمله کردند و امروز صبح اعلام شد که نزدیک سیصدتانک و نفربر زرهی دشمن را منهدم کرده اند و دوهزارو صد نفر را کشته یا مجروح و دویست وپنجاه نفر را اسیر کردهاند. ولی منطقه عملیاتی را رها کردهاند، چون بولدوزر و لودرها نتوانسته اندسنگر و خاکریز برای ماندن در صحرا ایجاد کنند و خطر هجوم مجدد دشمن مثل چند روز پیش درمیان بوده است.


    دوم:
    با جبهه تماس گرفتم؛ معلوم شد که برای امشب عملیات محدودی دارند. میگویند دشمن از نظرنیروی پیاده خیلی ضعیف شده، با نیروی زرهی دفاع میکند و با ایجاد موانع طبیعی مثل خندق وباتلاق و میدان مین، مانع عبور نیروها میشود. اول شب هم تماس گرفتم، آقای محسن رضایی گفت که کار شروع شده و یک تیپ درگیر است.


    سوم:
    چون در اخبار ساعت هفت صبح از نتایج عملیات دیشب خبری نبود، با قرارگاه مرکزی کربلا در جبهه تماس گرفتم. تلفن اف ایکس دارند که مستقیمامیشود گرفت. معلوم شد که موفق نبودند و گفته شد که ما تعدادی مجروح هم، در حدود هفتصد تاهشتصد نفر داشته ایم ولی گزارش شهادت کسی را نداشتهاند. جزئیات را بعدا میگویند. در مجموع عملیات ناموفقی است. شاید غرور زیاد باعث عدم توفیق شده.


    چهارم:
    -


    پنجم:
    -


    ششم:
    -


    هفتم: عصر در شورای عالی دفاع شرکت کردم. تصمیماتی در مورد حمله به فرودگاه بغداد درصورت حمله عراق به شهرهای ایران گرفته شد. همچنین قرار شد دو کشتی نفربر که قبلا ازانگلستان خریدهایم و بعد از پیروزی [انقلاب تحویل آن] معلق مانده، مطالبه شود. معلوم شد که اگرفسخ کنیم، پول بیشتری بابت خسارت کمپانی باید پرداخت شود. طرحهای جنگی هم بررسی شد.


    هشتم: دیشب نیروهای ما در خاک عراق حمله به دشمن داشته اند. صبح با سرهنگ [علی]صیاد شیرازی تلفنی صحبت کردم. از نتیجه عملیات راضی بود.


    نهم: اول صبح از قرارگاه کربلا اطلاع دادند که نیروهای ما پس از انهدام نیروی دشمن، از ترس محاصره به محل قبلی برگشته اند. به این امر راضی نیستم و قرار شد که در شورای عالی دفاع بحثشود.


    دهم:
    پیش از ظهر آقای صادق طباطبائی آمد و نتیجهاقداماتش را در خصوص پس گرفتن پولهایی که بابت تانکهای M48 داده بود، گفت. دو نفر رابازداشت کرده و حدود سی میلیون دلار گرفته است. حدود شانزده میلیون دلار دیگر مانده که بایداز خود آنها یا بیمه لویدز بگیرد. به دادگاهی در سوئیس شکایت کرده و میگفت که خوب کارمیکنند.

    تلفنی با جبهه تماس گرفتم و خبر رفتن فرزندم محسن را به قرارگاه کربلا دادم. گفتند که امشب تکهایی به دشمن میزنند و امروز دشمن خواسته است، جلو بیاید که تلفاتی داده است.


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: شب شورای عالی دفاع داشتیم. در مجلس آقایان [علی]صیاد شیرازی ومحسن رضایی گزارش وضع جبهه و عملیات رمضان را دادند. موفق نبودند و عراقیها سخت دفاع میکنند و استحکامات عظیمی برای دفاع درست کرده اند.


    چهاردهم: در جلسه شورای عالی دفاع آقای ظهیرنژاد به نیروی زمینی و سپاه اعتراض داشت و خودش طرحی ارائه داد و آنها جواب دادند. کار و طرح آنها تأیید شد و من بعدازجلسه مصاحبه کردم*. عدم توفیق در عملیات رمضان باعث بروز انتقادات شده است. آنها که عجله داشتند و نسبت به تأخیر عملیات معترض بودند اکنون متوجه شده اند که جنگیدن در خاک دشمن به آسانی جنگ در زمین و خاک خودی نیست و بخصوص در رزمندگان که خود واقعیتهای جبهه رامیبینند واقع بینی بیشتر میشود.


    پانزدهم:
    -


    شانزدهم:
    -


    هفدهم: -


    هجدهم:
    -


    نوزدهم:
    -


    بیستم: امروز در رأس هیئتی چهل ودو نفره از مجلس، دولت، ارتش و صداوسیما عازم هند شدیم. ساعت نه ونیم صبح با یکساعت و نیم تأخیر از تهران با شاهین و اسکورت دو شکاری (به خاطر خطر جنگ) پرواز کردیم.علت تأخیر عدم هماهنگی نیرو و ستاد و فرودگاه بود. معلوم شد کاپیتان هواپیما ممنوعالخروج است؛ بینظمی!
    ساعت یک به وقت تهران و سه به وقت دهلی وارد دهلی شدیم.


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم:
    خلبانها بدون اجازه فرودگاه را برای دیدن تاج محل ترک کرده بودند و یک ساعت ما را درپایگاه هوایی معطل کردند. برق هم قطع شد و گرمای شدیدی در خاموشی کولرها هیئت را بهزحمت انداخت. بنا شد که عامل بی نظمی تنبیه شود. خلبانان گفتند که ما برنامه را نمیدانستیم ولیبعدا معلوم شد، کتابچه برنامه در اختیارشان بوده و بیتوجهی کردهاند.


    بیست و سوم: صبح کارها انجام شد و با هواپیما به طرف بمبئی رفتیم. دوساعت پرواز بود،


    بیست و چهارم:
    به فرودگاه رفتیم و برای رفتن به دهلی سوار هواپیما شدیم. در باند پرواز معلوم شد که یکموتور هواپیما قدرت لازم را نمیدهد و مهندسان هندی نتوانستند اصلاح کنند. دوسه ساعت درفرودگاه معطل شدیم. رؤسای دو مجلس ایالت و دانشجویان هم ماندند و با هم مذاکره طولانیکردیم. بنا شد که تعمیرکار یا هواپیمای هندی از دهلی بیاید.

    ساعت ده شب با هواپیمای اختصاصی هندی که برای ما فرستادند وارد دهلی شدیم.هواپیمای ما در بنگلور به انتظار تعمیر ماند.


    بیست و پنجم:
    ظهر به دعوت علمای لکنهو با هواپیمای نیروی هوایی هند به آنجا رفتم. استقبال گرمی کردند.



    بیست و ششم: ساعت شش بعد از ظهر برای حرکت به ایران به فرودگاه رفتیم. رئیس مجلس بدرقه کرد. چندآلبوم از عکسهای مراسم دیدار هند هدیه کرد. هواپیما دوباره عیب پیدا کرده بود و دوساعتیتأخیر شد متأسفانه در این سفر از ناحیه هواپیما چند اشکال پیش آمد. اول شب حرکت کردیم. پساز اوج گرفتن، شفق در هنگام غروب ظاهر شد و تا مرز ایران همراه شفق بودیم. در فرودگاه تهران،وزیران خارجه و دفاع و... به استقبال آمده بودند.


    بیست و هفتم:
    -


    بیست و هشتم: از وزارت نفت اطلاع دادند که عراق به جزیره خارک حمله کرده، دو انبار نفت آتش گرفته ونفت از اسکله قطع شده است ولی در اسکله آذرپاد دو کشتی مشغول بارگیری است که آنها هم ترسیده اند با ستاد نیروهای دریایی، هوایی و زمینی تماس گرفتیم و قرار شد که فردا مقابله به مثل شود. سرهنگ [علی]صیادشیرازی را احضار کردیم و قرار شد که در زمین فعالتر شویم.طرحهایشان در غرب و جنوب را توضیح داد.


    بیست و نهم: گروهی از وزارت نفت آمدند و وضع خارک را توضیح دادند و از مسامحه نیروی هوایی شکایت داشتند. (نمیفهمم این دوستان در آنزمان چگونه چنین سخنانی میزدند!!!AMG )


    سی ام: دفتر مشاورت [ارتش] تلفنی اطلاع داد که حمله پریروز به خارک با نوعی جدید از موشک هوابه زمین بوده، باز هم موشک انداخته اند که در دریا افتاده ولی آقای محسن رضایی گفت نیروهای ما در آبادان دقایقی قبل از خوردن گلوله به منابع خارک، حرکت دو موشک از جنوب بصره رادیدهاند که در هوا خطی آتشین ترسیم کرده. اگر این خبر صحیح باشد، عراقیها موشک زمین بهزمینی در اختیار دارند که بیش از دویست کیلومتر برد دارد و احتمالا اسکاد روسی است.(گمان بنده اینست که موشک خشکی به دریای «کرم ابریشم» بوده باشد , !AMG )

    سی و یکم: از جبهه آقای محسن رضایی تلفن کرد و از خارک گزارش داد و گفت تا به حال بیست وچهار موشک انداخته اند که فقط دوتا به هدف اصابت کرده.
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


  10. #20
    عضو گروه هوانوردی نظامی و سرپرست انجمن های هوانیروز و هوادریا
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    محل سکونت
    اَبَر خوشۀ سنبله
    نوشته ها
    4,551
    سپاسگزاری
    49,239
    سپاسگزاری شده : 56,012 بار در 4,509 پست
    قدرت امتیازدهی
    550
    Array

    پیش فرض شهریور ۱۳۶۱

    شهریور ۱۳۶۱

    یکم: عصر گروهی از اطلاعات نیروی هوایی آمدند که قبلا از همراهان آقای معین پور بودند و موردغضب و تصفیه قرار گرفته اند، شکایت داشتند و مدارکی از تخلفها آورده بودند.


    دوم:
    ساعت نه در یکی از مراکز نیروی هوایی در قصر فیروزه از کار گروهی از همافران که موفقشده اند یک رادار ADS4 را نصب کنند، دیدن کردم. کار بزرگی کرده اند تخصصی سطح بالا نیازداشته، خیلیها باور نمیکردند و کارشکنی میکردند. خودشان مدعی هستند که، نمونه آن راآمریکاییها در مدت طولانی با خرج زیاد در کرج نصب کرده اند و اینها فقط با مخارج پانصد هزارتومان نصب کرده اند. خیلی خوشحال به نظر میرسیدند که انقلاب این امکان را به آنها داده است؛در رژیم گذشته اجازه دستکاری به ابزار پیشرفته به ایرانیها داده نمیشده.


    سوم:
    -


    چهارم:
    امروز عراق دوسه موشک بهجزیره خارک انداخته که یکی به یک لوله نفت خورده و پس از مدت کوتاهی ترمیم شده است.دسترسی عراق به جزیره خارک نقطه ضعفی برای ماست.


    پنجم:
    -


    ششم:
    در حین خواندن خطبه های جمعه(۱۴۷) صدای انفجار مهیبی بلند شد و توپهای ضد هوایی تهران مشغول غرش و شلیک شدند خطبه را ادامه دادم و مردم خم به ابرو نیاوردند. از بیت امام و دفتررئیس جمهور اطلاع دادند که زودتر نماز را تمام کنم، ولی تقریبا به طور عادی تمام کردیم. بعدگفتند هواپیمای میگ ۲۵ عراق در ارتفاعات بالا دیده شده و تحت تعقیب قرار گرفته، درحین فراردیوار صوتی را شکسته که به صورت انفجار شنیده شده است.


    هفتم: آقای [سیدمحمد]غرضی [وزیرنفت] هم نگران وضع خارک و قطع صدور نفت آن در صورت ادامه حملات موشکی عراق به جزیره بود که قرار شد، تدابیر حفاظتی و دفاعی به کار گرفته شود.


    هشتم: -


    نهم: با فرمانده نیروی هوایی تلفنی صحبت کردم و درباره علت عدم فعالیت موشکهای هاگ در روز جمعه ـ که هواپیمای عراقی به تهران تجاوز کرده بود ـ توضیح خواستم. او گفت که هواپیما در ارتفاع بسیار بالا پرواز میکردند که از قلمرو هاگ بیرون است و در آن ارتفاع فقط ازسام ۲ و اف ۱۴ میتوان استفاده کرد و راجع به عملیات آینده در عراق مطالبی گفتیم.

    از خارک خبر دادند که دشمن سه فروند موشک پرتاب کرده که در بیابان افتاده.

    آقای دکتر رهنما آمد وپیشنهاد قطعات [فروش] هواپیماهای جنگی و چیفتن و... از شرکتی آورده بود که او را به وزارت دفاع معرفی کردم.


    دهم:
    -


    یازدهم: -


    دوازدهم: -


    سیزدهم: -


    چهاردهم: عصر شورای عالی دفاع دردفتر امام تشکیل شد. فرماندهان سپاه و نیروی زمینی برای انجام عملیات وسیع بعدی مهلت طولانی خواستند. گفتیم اگر قرار است این اندازه معطل شویم، بهتر است سعی کنیم که جنگ تمام شود. کشور تحمل طولانی شدن جنگ را ندارد و بحث داغ شد و تصمیماتی اتخاذ گردید. قبل از دوعملیات ناموفق اخیر فضای کشور برای طرح امکان ختم جنگ مناسب نبود و از سوئی رزمندگان هم آماده بحث در این مسئله نبودند ولی فعلا وضع به گونه ای است که در شورای عالی دفاع موردبحث قرار میگیرد.


    پانزدهم:
    -


    شانزدهم:
    -


    هفدهم: -


    هجدهم:
    -


    نوزدهم:
    عصر از دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمدند و گزارش جزیره خارک را آوردند و معلوم شده که جزیره را با موشکهای روسی دوربرد ـ که هدایت شونده نیست ـمیزنند و اکثرا به هدف نمیخورد و از نابسامانی نیروی هوایی گفتند.

    شورای عالی دفاع داشتیم. از موفقیتهایمان در کردستان و برنامه های آینده جنگ گفتند. بعد از جلسه مصاحبه کردم*.


    بیستم: -


    بیست و یکم: -


    بیست و دوم:
    گروه همافرانی که موفق شده اند رادار پیچیده ADS 4 را نصب کنند،آمدند. تشویقشان کردم و قرار شد که کارشان را ادامه دهند. کار بزرگی کرده اند و آمریکاییها باورنخواهند کرد.


    بیست و سوم: -


    بیست و چهارم:
    گزارشی از افسری از نیروی هوایی درباره کجرفتاریهای اطلاعات و ارشاد نیروی هوایی و نفوذ منافقین رسیده بود که مهم است و بایدرسیدگی کنیم.


    بیست و پنجم:
    -


    بیست و ششم: -


    بیست و هفتم:
    -


    بیست و هشتم: -


    بیست و نهم: سرهنگ [عباس]بابایی فرمانده پایگاه اصفهان (مرکز اف ۱۴) آمد و چند پیشنهاد خوب داشت وانتقاداتی هم به نیروی هوایی؛ آدم جالبی است.


    سی ام: -


    سی و یکم: - 551
    قانونهای انجمن هوانوردی و هوافضای پارسی
    همه را بخوانیم و به تکتکشان پایبند باشیم

    -----------------------------------------------------

    ایکاش هر ایرانی دستکم یکبار شاهنامۀ فردوسی رو بخونه...بویژه بخش "پادشاهی یزدگرد" رو (اینجا).

    استاد سخن, سعدی میفرماید:
    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
    بنپایه: (اینجا)

    اندازه ها از کوچکترین تا بزرگترین - بسیار دیدنی و اندیشه برانگیز


صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. پروازهای عمره تا ۱۰ فروردین ۹۴ لغو شد
    توسط maryam.gh در انجمن سفر و خرید بلیط
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15-03-2015, 09:04
  2. چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟
    توسط boeing.747 در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-04-2013, 12:42
  3. استخدام خلبان در آتا ار / فروردین 91
    توسط Captain A در انجمن موقعیت های شغلی / استخدامی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: 12-12-2012, 12:33
  4. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 01-02-2012, 20:19
  5. ربایش یکفروند از C-130 های نهاجا در جنگ-فروردین ۱۳۶۲
    توسط AMG در انجمن تاریخچه نیروی هوایی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 29-12-2011, 21:58

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •