@aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk @aerospacetalk
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

جستار: دیباچه رشد و شکوفایی جنگنده ها

  1. #1
    هوانورد افتخاری
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    نوشته ها
    610
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 179 بار در 63 پست
    قدرت امتیازدهی
    14
    Array

    پیش فرض دیباچه رشد و شکوفایی جنگنده ها

    بنام خدا


    1-مانور پذيری:يعني توانايي شيرجه زدن سريع و ناگهاني-اوجگيري قدرتمندانه و گردش كردن تند و بسته براي پيشدستي نمودن در متوجه كردن دماغه هواپيما بسوي هواپيماي دشمن


    2-ديد:با وجود تمامي امكانات راداري-كنترل كنندگان زميني و هواپيماهاي AWACS(هشدار زود هنگام)خلبان جنگنده براي پيروزي در نبرد هوايي نزديك به آنچه ميبيند متكي است. ديدن بدون مانع به خلبان امكان برتري بيشتري ميدهد.نمونه هاي موفق اين ديدگاه هواپيماهاي P-51D موستانگ و F-16 فايتينگ فالكن ميباشد.



    3-برد:يعني توانايي حمل سوخت كافي براي نبرد از بلند شدن از پايگاه يا ناو و جنگيدن و بازگشت دوباره به خانه.



    4-پایداری:يعني توانايي تحمل و جذب صدمات قابل توجه حين نبرد و بازگشتن به پايگاه مادر يا نهايتا يك مكان امن.



    5-قدرت آتش:
    قدرت آتش يك جنگنده نيز عاملي تعيين كننده در پيروزي است.



    6-بلندای پرواز:بيشترين ارتفاعي كه يك جنگنده از آن به گونه اي موثر به اجراي ماموريت بپردازد.



    7-سرعت:سرعت يك جنگنده به آن كمك ميكند كه در كمترين زمان ممكن وارد صحنه نبرد شده يا آن را ترك نمايد.



    8-نسبت شكار:عبارتند از نسبت هواپيماهاي سرنگون شده دشمن توسط يك نمونه خاص از هواپيماهاي خودي به نسبت تعداد سرنگون شده همان نوع هواپيماي خودي.
    ققنوسي ديگر از ميان شعله هاي آتش خواهد روييد........

  2. سپاسگزاری ها (3):


  3. #2
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Feb 2005
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    341
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 409 بار در 120 پست
    قدرت امتیازدهی
    16
    Array

    پیش فرض بررسي نسل های گوناگون جنگنده های جهان

    بنام خدا

    معرفی نسل های مختلف جنگنده ها



    شاید شما نیز واژه های نسل پنجم، نسل چهارم و غیره در مورد جنگنده ها بسیار شنیده باشید. این شیوه دسته بندی جنگنده ها و نسل های مختلف آنان، به هیچ وجه گروه بندی رسمی نبوده و تنها روشی برای شناسایی بهتر جنگنده ها بر اساس تاریخ ساخت و توانایی هایشان است. حال در ادامه این مطلب، شما را با نسل های گوناگون جنگنده ها از ابتدا آشنا می سازیم.



    هواپیماهای اف-86 سابر و میگ-15، جنگنده های نسل اول

    نسل اول جنگنده ها، بیشتر به جنگنده هایی اطلاق می گردد که در ابتدای عصر جت و در سال های 1945تا 1955، یعنی درست بعد از جنگ جهانی دوم و تا زمان پایان جنگ کره تولید شده و در حقیقت، اولین هواپیماهایی بودند که به موتورهای توربوجت مجهز شدند ام با این وصف، قادر به شکستن دیوار صوتی نبودند. این هواپیماها، اگرچه به موتور جت مجهز بودند، اما از نقطه نظر توانایی و قابلیت های جانبی، بسیار به همان هواپیماهای پیستونی جنگ جهانی دوم شباهت داشتند و تنها وجه مثبت آنان، توانایی سرعت گیری سریع تر بود. این هواپیماها که از معروفترین آنان می توان اف-86 سابر آمریکایی، که در اختیار نیروی هوایی ایران نیز بود و هواپیمای میگ-15 روسی نام برد؛ اغلب مجهز به رادار نبوده و از همان سلاح های معمولی توپ، بمب های فری فال و غیر دقیق و راکت های هدایت نشونده معمولی استفاده می نمودند.






    هواپیماهای اف-104 ستارفایتر و خانواده آن، جنگنده های نسل دوم



    جنگنده های نسل دوم که در طی سال های 1955 تا 1960 تولید شدند، هواپیماهایی بودند که سرعت بیشتر، سیستم های راداری تشخیص هدف و اولین موشک های هوا به هوای هدایت شونده که سایدوایندر نام داشت و هم اکنون نیز از آن به گستردگی استفاده می شود، دارا بودند. این جنگنده ها، در حقیقت با به عمل گیری درس هایی که در جنگ کره آموخته شد، طراحی و تولید شدند. جنگنده های نسل دوم اولین هواپیماهایی بودند که قادر به حفظ سرعت های مافوق صوت در پرواز مستقیم بودند. پیشرفت های چشم گیر در صنعت موشک های هوا به هوا، موجب شد که برای اولین بار در جهان هواپیمایی از این موشک ها به عنوان سلاح اولیه و اصلی هواپیما به جای همان توپ معمولی یاد شود.





    هواپیمای اف-4 فانتوم، جنگنده نسل سوم



    در حدود سال های 1960 تا 1970، نسل سوم جنگنده ها که بیشتر جنگنده هایی را که در جنگ ویتنام شرکت جستند، پوشش می دهد، متولد شدند. بیشتر این جنگنده ها، اولین هواپیماهایی بودند که چند مأموریتی بوده و قادر به انجام ماموریت های هوا به هوا و هوا به زمین به طور همزمان بودند. مشهور ترین هواپیمای این نسل که قطعاً همه شما با آن آشنایی کامل دارید، هواپیمای فانتوم اف-4 در نمونه های مختلف است که به خدمت نیروی هوایی کشورهای بسیاری از جهان از جمله ایران در آمد.



    هواپیمای اف-15 ایگل، جنگنده نسل چهارم

    در طی سال های 1970 تا 1990، روند رو به رشد تولید جنگنده های چند مأموریتی به طرز قابل توجهی ادامه یافته و سرانجام منجر به تولید هواپیماهای مشهوری چون اف-14 تامکت، اف-15 ایگل، اف-16 فالکون، اف-18 هورنت و میگ 29 شد. در این هواپیماها، تأکید بیشتر بر روی قابلیت مانوردهی هوایی و نبرد های نزدیک یا داگ فایت بود تا سرعت های بالاتر، به همین جهت این جنگنده ها در نبرد های هوا به هوا بسیار چابک و چالاک هستند.



    هواپیمای اف/ای-22 رپتور، جنگنده نسل پنجم


    مابین سال های 1990 تا 2000 نیز جنگنده هایی بسیار مشابه جنگنده های نسل چهارم، اما با قابلیت های بهبود یافته و سیستم های پیشرفته تر مانند هواپیماهای سوپر هورنت، یوروفایتر تایفون و رافال تولید گشتند که به جنگنده های نسل چهار و نیم مشهورند.از سال 2000 تا زمانی که هنوز مشخص نیست، نسل بسیار جدید با نام نسل پنجم جنگنده ها پدید آمده که به واقعیت باید اعتراف کرد که این جنگنده ها، سلطان واقعی آسمان هستند. در جنگنده های نسل پنجم، که به طور نمونه می توان به اف ای-22 رپتور و اف-35 جی اس اف آمریکایی و سوخو 47 روسی اشاره نمود،خلبان دید کاملی را از صحنه نبرد به وسیله دستگاه های اویونیکی پیشرفته پیش روی خود داشته و میدان را کاملاً در کنترل خود دارد. مهمترین ویژگی جنگنده های نسل پنجم، همان ویژگی پنهان کاری و رادار - مخفی است که به بقا پذیری جنگنده کمک شایانی می نماید.


    بن پایه:ارمان سید احمدی


  4. کاربر مقابل از نوشته Arman گرامی سپاسگزاری کرده است:


  5. #3
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Aug 2005
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    398
    سپاسگزاری
    3
    سپاسگزاری شده : 121 بار در 69 پست
    قدرت امتیازدهی
    14
    Array

    پیش فرض هواپيما در جنگ جهاني اول

    هواپیما در جنگ جهانی اول

    وقتی برادران رایت در روز 17 دسامبر 1903 در کیتی هاوک واقع در کارولینای شمالی آمریکا، نخستین پرواز با هواپیمای موتور دار را انجام دادند، هیچکس تصور آنرا نمی کرد که این وسیله نوظهور و تا حدی ظریف و شکننده تبدیل به ابزاری مهلک و یکی از سلاح های مهم در ارتش های جهان گردد.

    8 سال پس از پرواز برادران رایت، ایتالیایی ها اولین کشوری بودند که از هواپیما برای مقاصد جنگی سود بردند. 23 اکتبر 1911 یک خلیان ایتالیایی به نام کاپیتان پیزا در جریان جنگ ایتالیا و عثمانی، حین یک پرواز برفراز مواضع نیروهای عثمانی واقع در طرابلس لیبی، چند بمب دستی کوچک پرتاب کرد. عثمانی ها ادعا کردند این بمب به یک بیمارستان اصابت کرده و ایتالیایی ها را متهم به جنایت کردند اما این موضوعی نبود که توجه سران و فرماندهان نظامی کشورهای اروپایی را جلب کند. آنها به موضوعی مهم تر پی بردند و آن امکان استفاده از هواپیما در ارتش و بهره برداری از آن بعنوان یک وسیله اکتشافی بود.



    با این اوصاف صنعت هواپیمایی صنعتی جوان بود، هواپیما ها به صورتی ابتدایی ساخته می شدند اسکلت بدنه و بالها از چوب بود که روکشی پارچه ای بر آن کشیده می شد. بعضی از مدلهای دو نفره حداکثر توانایی حمل یک دوربین عکاسی را داشتند و هیچ محلی برای حمل اسلحه پیش بینی نشده بود. در رده های بالای فرماندهی ارتش های اروپا نیز بر سر نوع و چگونگی استفاده از هواپیما برای مقاصد نظامی اختلاف نظر بود.

    دلیل عمده مخالفان وجود اسب در یگان های سواره نظام بود که سروصدای موتور هواپیما باعث ترسیدن و رمیدن اسب ها می گردد. و موافقان آن معتقد بودند که هواپیما برخلاف بالن های شناسایی، توانایی تحت پوشش قرار دادن مناطق بیشتری از جبهه های نبرد احتمالی را دارا خواهد بود. فراموش نکنیم که آن زمان اروپا جوی ملتهب داشت و هر آینه احتمال وقوع جنگ می رفت. سرانجام کفه ترازو به نفع موافقان هواپیما سنگینی کرد و در ارتش های اروپایی یگان جدیدی برای تجهیز شدن به هواپیما تشکیل شد. هر چند که یگانی مستقل نبود و به عنوان زیر مجموعه نیروی زمینی و نیروی دریایی هر ارتش به شمار می رفت؛ انگلیسی ها آنرا سپاه سلطنتی پرواز، فرانسوی ها سپاه هوایی و آلمان ها به آن هواپیمایی ارتش نام نهادند.



    روزهای آغازین

    وقتی در روز 28 ژوییه 1914 با اعلان جنگ امپراتوری اتریش – مجارستان به صربستان، جنگ جهانی اول آغاز شد (که در فرصتی دیگر به دلایل شروع آن خواهیم پرداخت)، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپیما قدرت اول اروپا به شمار می رفت، پس از آن فرانسه و انگلیس قرار داشتند. در ماه های اول جنگ سه وظیفه برای هواپیما تعریف شده بود :



    1. شناسایی و دیده بانی نقل و انتقالات نیروهای دشمن

    2. شناسایی نقاط حساس و مهم مواضع دشمن

    3. تنظیم و تصحیح آتش توپخانه خودی



    هواپیماهای شناسایی یا اکتشافی معمولا دو نفره بودند که خلبان وظیفه هدایت هواپیما و دیده بان وظیفه شناسایی را بر عهده داشتند. در هواپیماهای اکتشافی وجود دوربین عکاسی ضرورت داشت اما وجود اسلحه چندان ضروری به نظر نمی رسید، چون یگان های پیاده نظام وظیفه جنگیدن را بر عهده داشتند و در سنگرها مشغول نبرد بودند.

    تا مدتها خلبان ها بر اساس یک همیت حرفه ای سعی داشتند از صدمه زدن به همکاران خلبان خود پرهیز کنند. حتی اگر این همکار، خلبانی هواپیمای دشمن را بر عهده داشته باشد. اما سرانجام یک خلبان به این رسم حرفه ای پشت پا زد و با تپانچه ای که همراه داشت به سمت هواپیمای دشمن شلیک کرد ...

    از آن پس بود که دیده بان ها به تپانچه و تفنگ مسلح شدند اما با وجود این امکان هدف گیری دقیق و رساندن آسیب جدی به هواپیمای دشمن مقدور نبود. در مرحله بعد مسلسل های جدیدی که برای حمل توسط هواپیما ساخته شده بود وارد کارزار شدند اما هواپیما ها آنقدر قدرتمند و محکم نبودند که بتوانند این بار اضافی را حمل کنند. پس در مرحله بعد موتور و بدنه هواپیما ها نیز قوی تر و محکم تر ساخته شدند. حال مشکل بعدی محل نصب و چگونگی نشانه روی آن توسط خلبان یا دیده بان بود.



    ابتدا پایه مسلسل را روی بال هواپیما نصب کردند که توسط خلبان شلیک می شد. اما خلبان تسلط کافی بر آن نداشت و هدفگیری با آن مشکل بود. سازندگان هواپیما در آن زمان معتقد بودند که خلبان باید بتواند به راحتی بر سلاح هواپیمای خود تسلط داشته باشد و مستقیما شلیک کند. به عبارت دیگر خلبان باید بتواند هواپیمای خود را در مسیر هواپیمای دشمن قرار داده و شلیک کند. اما با ملخ موتور هواپیما چه باید کرد؟

    یک خلبان فرانسوی به نام رولان گارو دست به ابتکار جالبی زد. او به این نتیجه رسیده بود که اگر بخواهد مسلسل هواپیمایش را در جلوی هواپیما و پشت ملخ موتور نصب کند حدود 7 درصد از گلوله هایی که شلیک می کند به ملخ هواپیما برخورد خواهند کرد. او برای اجتناب از برخورد گلوله با ملخ، ملخ موتور هواپیمایش را مجهز به سپرهای فلزی سه گوشی کرد که گلوله پس از برخورد به سپرها از مسیر منحرف شده و کمانه کنند. به این ترتیب به خود ملخ آسیبی نمی رسید.

    او با این وسیله ابداعی که بر روی هواپیمای یک باله موران سولینه خود نصب کرده بود در اوایل آوریل 1915 وارد عرصه کارزار شد و در مدت اندکی موفق شد 5 هواپیمای آلمانی را سرنگون کند.



    رولان گارو اولین تکخال تاریخ هوانوردی بود.



    در آن ایام تکخال به کسی اتلاق می شد که کاری خارق العاده انجام دهد. نظیر پیروزی در مسابقات دوچرخه سواری تور دو فرانس . اما از جنگ جهانی اول به بعد کلمه تکخال مفهومی تازه پیدا کرد و تکخال پرنده به کسی گفته می شد که 5 هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد.



    انتقام فوکرها

    رولان گارو و هواپیمایش سردرگمی و دلسردی عجیبی میان خلبانان و دیده بانهای آلمانی پدید آورد. آنها شاهد پیروزیهای او بودند و می گفتند گویی از لابلای ملخهای هواپیمایش شلیک می کند. اما مگر چنین چیزی ممکن است؟

    ممکن یا غیر ممکن گلوله های مسلسل گارو هدف خود را از لابلای ملخها پیدا می کردند و خلبان های آلمانی مراقب بودند که به منطقه پروازی گارو وارد نشوند. هفته ها گارو یکه تاز آسمانهای جبهه های نبرد در فرانسه بود. تا اینکه روز نوزدهم آوریل 1915 بخاطر نقص فنی، رولان گارو مجبور به فرود اضطراری در پشت خطوط آلمانها شد.

    خلبانهای طرفین درگیر نبرد دستور داشتند تا به محض فرود در خاک دشمن، هواپیمای خود را آتش بزنند تا به دست دشمن نیافتد. آتش زدن هواپیمای گارو نیز اهمیت ویژه ای داشت. چون در صورت سالم ماندن هواپیما، آلمانها به اسرار سپر پشت ملخ پی می بردند و آنها نیز از این ابتکار سود می بردند... اما گویی مقدر نبود که هواپیما آتش بگیرد، بدنه پارچه ای هواپیما بخاطر باران خیس بود و آتش گرفتنش غیر ممکن. رولان گارو و هواپیمایش سالم به دست آلمانها افتادند. و هواپیمای موران سولنیه او تحت مراقبت شدید به برلین فرستاده شد تا مورد بررسی قرار گیرد.

    فرماندهان عالی ارتش آلمان از آنتونی فوکر(1939-1890) طراح هلندی هواپیما که در خدمت ارتش امپراتوری آلمان بود، خواستند تا هواپیمای گارو و سیستم سپر پشت ملخ را مورد مطالعه قرار دهد. آنها از فوکر خواستند تا اگر امکان دارد مکانیزمی مشابه هواپیمای گارو برای هواپیمایی ارتش آلمان بسازد. اما فوکر که ذهنی خلاق و مبتکر داشت معتقد بود که در سیستم گارو، دیر یا زود بر اثر ضربات گلوله های مسلسل، ملخ هواپیما خواهد شکست. پس باید راه حل دیگری پیدا کرد. او طی محاسباتش به این نتیجه رسید که دو پره ملخ هواپیما در مدت یک دقیقه 2400 بار از مقابل لوله مسلسل عبور می کنند. پس اگر به طریقی بتوان مسلسل را تنها موقعی به کار انداخت که ملخ هواپیما در سر راه آن واقع نشده باشد به نتیجه مطلوب خواهد رسید.

    آنتونی فوکر و همکارش هاینریش لوبه روی مکانیزمی کار می کردند که بر اساس آن بتوان مسلسل را به هنگامی که ملخ هواپیما روبروی آن قرار گرفته است، از شلیک باز داشت. فقط کافی بود زمانهایی که پره های ملخ از مقابل لوله مسلسل عبور می کند، ماشه مسلسل چکانده نشود. بنابر این در تمام مدتی که مسلسل شلیک می کند ملخ در سر راه آن قرار نمی گیرد. دستگاه قطع کننده شلیک مسلسل ظرف 48 ساعت ساخته و آماده کار شد.

    سپس فوکر آنرا با موفقیت روی یکی از هواپیماهای یک باله ای که طراحی و ساخته بود آزمایش کرد. هواپیماهای یک نفره، یک باله فوکر در مدتی کمتر از یک ماه به این مکانیزم مجهز شدند و در آسمان به شکار هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی پرداختند.



    اولین پیروزی تایید شده با این سیستم نوظهور متعلق به ماکس ایملمن (1916-1890)، خلبان آلمانی بود که در تاریخ اول آگوست 1915 هنگامی که با یک فروند هواپیمای فوکر یک باله پرواز می کرد موفق شد یک هواپیمای انگلیسی از نوع B.E.2c دو نفره را سرنگون کند.

    مطبوعات انگلیسی این دوره یعنی شروع یکه تازی فوکرهای آلمانی در تابستان 1915 را "انتقام فوکر" نامیدند که این واژه در تاریخ نگاری جنگ جهانی اول به عنوان یک لغت کلیدی شناخته شده است. دورانی که خلبانهای دو طرف با مشاهده یکدیگر برای هم دست تکان می دادند تمام شد. اکنون نبرد سختی میان نیروهای هوایی دو طرف در جریان بود و تعداد هواپیماهای شناسایی و بمب افکن، روزبه روز بیشتر می گشت.

    هواپیماهای یک نفره مسلح به مسلسل که هواپیمای پیشاهنگ (جنگده های امروزی) نامیده می شدند، برای محافظت از هواپیماهای شناسایی و بمب افکن خودی و سرنگون کردن هواپیماهای شناسایی و یا بمب افکن دشمن به پرواز درمی آمدند. پرواز با این نوع هواپیماها به مهارت و شهامت زیادی احتیاج داشت و بهترین خلبانانی که با این نوع پرواز می کردند به عنوان تکخالهای پرنده جنگ جهانی اول شناخته شده و به شهرت رسیدند.



    قبل از اینکه به ماجراهای نبردهای هوایی و تکخال های هوایی در جنگ جهانی اول بپردازیم، ذکر این نکته لازم است که چگونه تشخیص هواپیماهای خودی از هواپیمای دشمن میسر گشت؟

    در ابتدا تقریبا همه هواپیماها شبیه یکدیگر بودند و هیچ علامتی هم برای مشخص شدن ملیت هواپیما بر روی آنها موجود نبود. به همین خاطر اغلب هواپیما ها هدف توپخانه و مسلسل های ضد هوایی خودی قرار می گرفتند بخصوص که نیروهای زمینی عادت کرده بودند برای جلوگیری از خطرات احتمالی بمحض مشاهده هواپیما (چه خودی و چه دشمن) بدون آنکه وقت خود را صرف شناسایی آن کنند، آنرا هدف قرار دهند. همچنین بارها اتفاق افتاد که خلبانان خودی با یکدیگر درگیر می شدند.

    برای همین، فرانسوی ها در ابتدا به فکر حل این مشکل افتادند. پس از بررسی راه حل را رسم سه دایره تو در تو به رنگهای پرچم فرانسه (سرخ، سفید، آبی) روی قسمت رویی و زیری بالهای هواپیما دانستند بطوریکه دایره بیرونی سرخ، دایره وسطی سفید و دایره بیرونی آبی رنگ بود. به این ترتیب نیروهای زمینی فرانسوی قادر به شناسایی هواپیماهای خودی شده و از تیراندازی به سوی آنها خودداری می کردند. همچنین خلبانان فرانسوی نیز از درگیری با یکدیگر اجتناب می ورزیدند.

    چون از این کار نتیجه خوبی گرفته شد، آلمانها نیز یک صلیب سیاه رنگ روی بدنه، سکان عمودی و زیر و روی بالهای هواپیماهای خود رسم کردند. واحد های هوایی اتریش- مجارستان نیز از همان صلیب آلمانها استفاده کردند.

    انگلیسیها نیز تصمیم به این کار گرفتند و پرچم انگلیس را روی بدنه هواپیما کشیده و دو دایره تو در تو به رنگ سرخ و سفید روی بالها رسم کردند. ولی پس از مدت کوتاهی این علامت ها را عوض کرده و مانند فرانسوی ها سه دایره تو در تو با همان رنگ های سرخ و سفید و آبی را روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب کردند با این تفاوت که دایره بیرونی به رنگ آبی و دایره درونی به رنگ سرخ بود.

    دیگر کشورهای درگیر جنگ نیز با استفاده از رنگهای پرچم خود علامت هایی شبیه به علامت های بالا به وجود آورده و روی بدنه و بالهای هواپیماهای خود نصب نمودند.



    در حال حاضر برخی کشورها هنوز هم ازهمان علامتهای دوران جنگ جهانی اول استفاده می کنند مانند فرانسه و بلژیک اما علایم نیروی هوایی بسیاری از کشورها نظیر آمریکا و انگلیس طی سالها دستخوش تغییرات گشت و علایم نیروی هوایی برخی دیگر از کشورها مانند آلمان و ایتالیا در سالهای بعد از جنگ جهانی اول پس از تغییراتی، مجددا به همان صورت اولیه مورد استفاده قرار گرفته است.





    منبع : farya.com

  6. کاربر مقابل از نوشته Saeid12345 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  7. #4
    هوانورد ارشد
    تاریخ عضویت
    Nov 2005
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    1,218
    سپاسگزاری
    4,545
    سپاسگزاری شده : 7,996 بار در 618 پست
    قدرت امتیازدهی
    81
    Array

    پیش فرض نحوه گسترش هواپيماهاي جنگنده

    در اوايل جنگ جهاني اول، بعضي از هواپيماهاي شناسايي، خود را به مسلسل يا سلاح هاي ديگر مجهز مي كردند. حدود سال 1915 چندين فروند هواپيما فقط براي شليك به مناطق زميني دشمن ساخته شدند. حتي ملخ هاي آنها را در عقب هواپيما تعبيه مي كردند تا خلبان براحتي بتواند از كابين به دشمن نشانه گيري كند و ديگر فشنگ ها به ملخ اصابت نكند و اين مسئله (قرارگيري ملخ در قسمت انتهايي) باعث كاهش سرعت هواپيما بود.

    با پيشرفت و گسترش هوافضا و علم مكانيك، شليك مسلسل ها زمان بندي و با چرخش ملخ هواپيما تنظيم شد. به همين دليل ديگر مي توانستند هم ملخ و هم مسلسل را در قسمت جلويي (دماغه=nose) قرار دهند.

    از سال 1916 تا 1935 ميلادي اكثر هواپيماهاي جنگنده با بيشينه سرعت 150مايل در ساعت حركت مي كردند و به دو مسلسل مجهز بودند.

    در نسل بعدي هواپيماهاي جنگنده( از 1935 به بعد) قدرت موتورها افزايش يافت و از 500 اسب بخار به يكهزار رسيد و به واسطه آن، سرعت ها نيز دو برابر شد و به 300 مايل در ساعت رسيد و به جاي دو مسلسل، چهار مسلسل با كاليبر 20 ميليمتري به هواپيماها متصل شد كه قدرت نفوذ به هر هواپيمايي را داشت.

    با اختراع موتور جت از سال 1945 به بعد، ادامه http://iran-airforce.blogfa.com

  8. کاربر مقابل از نوشته عشق پرواز گرامی سپاسگزاری کرده است:


  9. #5
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض ايروديناميك هواپيماي جنگنده

    برادران رایت برای هواپیمای خود از ترکیب دو باله استفاده کردند با این استدلال که به ازای اندازة ثابت هواپیما، دو برابر سطح بال را به دست میآوردند. ولی در عمل، تداخلات آیرودینامیک بین بالها مقدار «برا» را به کمتر از دو برابر میرساند. با این حال از سال 1912 طراحان به استفاده از ترکیب بندی دوباله تمایل زیادی داشتند، چون این ترکیب نسبت به پیکربندی یک باله دارای «برّا»ی بیشتر و پیکربندی جمع وجورتر و همچنین نسبت استحکام به وزن سازه آن بیشتر بود. در آن زمان به سطح مقطع بال (ایرفویل) اهمیت کمی داده می شد. در بریتانیا مقامات نسبت به پیکربندی یک باله (به دلیل عدم درک صحیح از علل سقوط چند فروند هواپیمای یک باله نظر خوبی نداشتند). برای اولین بار یک آیرودینامیست آلمانی به نام «باسمان»(Basemann)استفاده از زاویه پس گرد بال را بمنظور کاهش پسای سرعتهای مافوق صوت پیشنهاد کرد. او در سال 1935 نظریة خود را در «سمینار پرواز در سرعتهای بالا » در «رم» ارائه داد. با اینکه نیروی هوائی آلمان استفادة عملی از این ایده را ممکن قلمداد نمی کرد ولی تمام مدارک مربوط به این نظریه را محرمانه اعلام کرد.



    « آلبرت بتز»(A.Betz)سوئیسی در سال 1929 طی تحقیقاتی نشان داد که زاویة پس گرد بال باعث به تأخیر افتادن اثر تراکم هوا(Compressibiliy)در سرعتهای میان صوت(transonic Speed)و مافوق صوت(Super Sonic Speed)می شود. از سال 1940 تعدادی از هواپیماهای آلمانی با بال پس گرد وارد صحنه شدند که مشهورترین این هواپیماها، جنگندة مسراشمیت 163 کامت«Messerscmitt Me-163Komet)بود. این جنگنده بدون دم دارای موتور موشکی بود که سرعتی نزدیک به سرعت صوت به آن میداد. البته زاویه پسگرد بال در این جنگنده نه به دلیل محسنات آیرودینامیک آن، بلکه به منظور به دست آوردن فاصله لازمه بین مرکز آیرودینامیکی هواپیما(Aerodynamic Centre)و مرکز ثقل(Centre of Gravity)آن مورد توجه قرار گرفته بود. از سوی دیگر زاویة پسگرد بال، طول بازوی گشتاور(Moment Arm)سطوح فرمان را در لبة فرار بال افزایش میداد. پس چنین به نظر می رسد که فواید آیرودینامیک زاویه پسگرد بال کاملاً تصادفی به دست آمده اند.



    در دهة1950 خواص زاویة متغیر بال در امریکا مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور از دو هواپیما استفاده شد. هواپیمای اول X-5 ساخت کارخانة بِل بود که منشاء آلمانی داشت و هواپیمای دوم به نامXF10F-1 ، طراحی و ساخت شرکت «گرومن»(Gramman Corp)بود. در انگلستان ، محقق معروف «بارنز والیس»(Barnes Walles)از شرکت ویکرز آرمسترانگ«Vickers-Armstrong)طرحهایی برای بال متغیر ارائه کرد و حتی تا مرحلة آزمایش در تونل باد و پرواز آزاد نیز رساند، اما در آن مرحله متوقف شد.

    منبع اينترنت :)

  10. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  11. #6
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض معرفي برترين جنگنده هاي قرن 21

    من اين مقاله رو در مجله ي صنايع هوايي خوندم براي خودم جالب بود اميدوارم براي شما هم جالب باشه :)

    برترين جنگنده هاي قرن 21

    1)اءرو L_159 ALCA

    L_159اگر چه از نظر ظاهری تفاوت چندانی با نمونه ی قدیمی تر L_39الباتروس ندارد اما از نظر داخلی بسیار کاملتر از ان می باشد.به کار کیری موتور توربوفن F124_GA_100ساختشرکت اینترنشالتوربین انجین که از سامانه ی کنترل دیجیتال بهره می برد مهمترین تغییرL_159 نسبت به شماره ی پیشین به شمار می رود.F124_GA_100باتوانایی تولید رانش 02/28 کیلو نیوتن حدود 6/1 بار توانمندتر از موتور ایوچنکو/پراگرسAI_25 نمونه ی اصلی الباتروس می باشد.

    یک مجموعه ی الکترونیک پروازی یک پارچه ساخت بویینگ یک صفحه ی نمایش سر بالا و دو صفحه ی نمایش رنگی کریستال مایع چند کاره سرپایین رااز طریق یک داده بر MIL_STD_1553B به کار می اندازد.این داده بر (data bus) همچنین رایانه های ماموریتی دوگانه و سامانه ناوبری اینرسیایی جایرو حلقه لیزری و سامانه ی مکانیابی جهانی ( GPS) را به یکدیگر مرتبط می کند.یک رادار چند حالته پالس داپلر باند Lاز نوع FIAR (گریفو)با توانایی نگاه به پایین/شلیک به پایین و نقشه برداری از عوارض زمین از دیگر تجهیزات ان می باشد.کنترل های هوتاس یک گیرنده ی هشدار رادار (ًًٌRWR) و سامانه ی پخش شراره /باریکه نیز این جنکنده را از حالت یک جت اموزشی خارج کرده و امکان تبدیل ان به یک هواپیمای رزمی روز امد را فراهم می اورند.

    کابین خلبان دارای صفحات زرهی می باشد و مخازن سوخت ان به یک سامانه ی خنثی کننده برای افزایش بقاپذیری مجهز می باشند.

    ادامه دارد...

  12. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  13. #7
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض

    AIDC F_CK_1A/B چینگ کو:

    چینگ کو در طرح برنامه ی خود شباهت مختصری با F_16 دارد اما نصب ورودی های هوای ان در زیر ریشه های بال در دو طرف بدنه شبیه طرح به کار گرفته شده در F_18 می باشد.

    این هواپیما دارای سامانه کنترل با فرامین الکتریکی می باشد و با کمک یک دسته هدایت جانبی پرواز می کند.

    چینگ کو به عنوان جنکنده ای که برای دفاع هوایی مدنظر است مجهز به رادار پالس داپلر چند حالته گلدن دراگن (GD_53) می باشد که نمونه ی تکمیل شده رادار لاکهید مارتین AN/APG_67)V) به شمار می رود .این جنگنده در عین حال که ویزگی ساخت داخل بدون خود را حفظ می کند مجهز به 4موشک هوا به هوای هدایت فروسرخ (اسکای اسورد_1) یا دو موشک هدایت راداری نیمه فعال (اسکای اسورد_2)به همراه 4تیر اسکای اسورد_1 میباشد .چینگ کو برای حملات ضد کشتی با 3موشک ضد کشتی ساخت داخل هسیونگ فنگ 2(مالی بی 2) در زیر بالها و بدنه و دو موشک (اسکای اسورد 1) برای دفاع از خود تجهیز می شود.موشکهای هوا به سطح ماوریک انواع بمبها و راکتها از دیگر تجهیزاتی هستند که می توان در این جنگنده به کار گرفت یک توپ 20میلیمتری ولکان M61A1 نیز در قسمت امتداد یافته ریشه لبه حمله بال نصب می شود.

    چینگ کو از دو موتور توربوفن TFE1042_70(F125)ITEC نیرو می گیرد که هر یک از ان ها از توانایی تولید 6025 پاوند رانش در حالت خشک و 9400 پاوند با پس سوز برخوردار می باشند.

    ادامه دارد...

  14. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  15. #8
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض

    BAE هاوک 200:ناحیه ی عقب کابین هاوک 200 تقریبا همانند نمونه های تولیدی اموزشی دو سرنشینه می باشد.دماغه از نو طراحی شده که خطوط زیبای پیشین در ان به چشم نمی خورد.دربردارنده رادار چند حالته لاکهید مارتین APG_66H (همانند F_16) می باشد که این نمونه را به رزمی ترین نمونه ی هاوک تبدیل نموده است.

    یک بال پیشرفته جدید با افتادگی در لبه حمله برای افزایش چابکی ریلهای نوک بال برای حمل موشکهای هوا به هوای سایدوایندر و چهار جایگاه زیر بال و زیر بدنه حمل 3493 کیلوگرم انواع مهمات را ممکن می سازند.

    مجموعه الکترونیک پروازی جدید هاوک 200 شامل این موارد می شود:

    سامانه ی ناوبری اینرسیایی ناوبری هوایی تاکتیکی (TACAN) و برد رادیویی همه جهته بسامد بسیار زیاد /سامانه فرود با الات دقیق به همراه یک صفحه نمایش چند کاره

    127*127 میلیمتر.

    تمام کار اطلاعات کابین خلبان نیز به وسیله ی داده بر MIL_STD_1553B یکپارچه می شود .نصب کنترل های هوتاس اختیاری می باشد و یک واحد کنترل و نمایش ارتباطات/ناوبری کنترل تمامی اعمال مربوط را از یک پنل را ممکن می سازد که بدین ترتیب کنترل هواپیما و مدیریت رادیویی ان ساده تر می شود.

    نصب گیرنده هشدار رادار نیز بنا به خواست مشتری انجام می شود و پخش کننده های شراره/باریکه را می توان بر روی ریشه بال هواپیما نصب کرد.برای کمک به کنترل هواپیما در زوایای حمله زیاد در هنگام نبرد صفحات کوچکی با نام (اسمورف) در قسمت جلویی دم هواپیما نصب می شوند که روی سطح دم یک گردابه تقویت کننده برار ایجاد می کنند.

    موتور توربوفن رویلزرویس ادور MK871 این جنگنده از توانایی تولید 5845 پاوند برخوردار است.

  16. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  17. #9
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض

    بویینگ F/A_18E/F سوپر هورنت

    سوپر هورنت حدود 25 در صد بزرگتر از نمونه ی اصلی F/A_18C/D می باشد.در حالی که میزان قطعات سازه ای ان 24 درصد کمتر است.از نظر ظاهری بارزترین تفاوت سوپرهورنت در ورودیهای هوای ان می باشد که برای افزایش میزان هوای ورودی به موتور توانمندتر ان از نو طراحی شده اند.در نمونه ی جدید اندازه ی بالها بزرگتر بدنه کشیده تر و کشیدگی ریشه لبه حمله (LERX) بیشتر شده که تغییر اخری جهت حفظ کارایی بالای این جنگنده در زمینه زاویه حمله قابل دستیابی و نرخ گردش انی اعمال گردیده است.افزایش 33درصدی میزان سوخت قابل حمل اصلی ترین سودمندی بزرگتر شدن بدنه سوپرهورنت می باشد که بدین ترتیب میزان برد ان نسبت به نمونه ی اصلی F/A_18C حدود 40درصد افزایش می یابد.

    در داخل کابین خلبان سوپرهورنت دارای 90درصد وجه اشتراک با F/A_18C می باشد و از همان رادار AN/APG_73 استفاده می کند.اگر چه بخش صفحات نمایش ان با افزودن سه صفحه (منوکروم) و یک صفحه ی رنگی کریستال مایع برای اطلاعات تاکتیکی و یک صفحه کریستال مایع که با لمس خود صفحه نمایش اعمال مربوطه انجام می گیرند بهسازی شده است.

    همچنین فضای کابین برای همخوانی با عینک های دید در شب طراحی شده است.شرکت ری تیان بر روی ارتقای رادار و جایگزینی یک رادار ارایه کاوش الکترونیکی فعال (احتمالا با نام APG_79) به جای APG_73 کار می کند.این رادار همچنین بر روی 18 فروند جنگنده F_15C ارتقایافته نیروی هوایی امریکا نصب شده و افزایش دقت در زمینه نقشه کشی زمینی افزایش برد کشف و ردگیری هوا به هوا از جمله مزیتهای ان است.

    این رادار از سال 2006 بر روی سوپر هونت نصب شد.از سال 2006 نیز نصب غلاف هدف گیزری دقیق (ATFLIR) اغاز شده است.این غلاف دارای یک ارایه صفحه کانونی از هسگرهای فروسرخ عمل کننده در طول موج 3 تا 5 میکرون هدفگیری یک مسافت یاب و نشانه گذار لیزری واحد جلونگر فروسرخ و یک دوربین تلوزیونی می باشد.نصب این غلاف به همراه به کارگیری موشک AIM_9X و سامانه اشاره ای نصب شده روی کلاه خلبان مشترک (JHMCS) از نتایج ازمایشهای OPEVAL در سال 1999 بود.

    سوپر هونت در کل دارای 11 جایگاه نصب جنگ افزار می باشد.و از توانایی پرتاب موشک هوا به هوای AIM_9 , AIM_7 , AIM _120 امرام و گسترده ی وسیعی از جنگ افزارهای هوا به سطح شامل GBU_10 , AGM_65, AGM_88 هارم و موشک تهاجم زمینی دورایستا (SLAM) برخوردار است.همچنین انواع بمب های هدایت ناپذیر به همراه جنگ افزار های هدایت دقیق JSOW و JDAM خواهند بود.

    در جریان ازمایشهای تایید عملیاتی تاثیرات ایرودینامیکی حاصل از قسمت زیرین بال جدید مشکلاتی را در روند جداشدن جنگ افزار ایجاد کرد که رفته رفته برطرف شدند.جداسازی کابین خلبان جلویی و عقبی در نمونه F/A_18F که به هریک از انها توانایی کنترل همزمان حملات هوا به هوا و هوا به زمین به تنهایی را می دهد از موارد جالب توجه در برنامه سوپرهونت می باشد.

    این جنگنده از یک جفت موتور توربوفن جنرال الکتریک F414_GE_400 نیرو می گیرد که هریک از توانای تولید 22000 پاوند رانش کامل برخوردارند.

    ادامه دارد....

    شماره ی 177 صنایع هوایی

  18. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


  19. #10
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    نوشته ها
    96
    سپاسگزاری
    0
    سپاسگزاری شده : 57 بار در 23 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض

    بویینگ F_15 E/S/I/K استرایک ایگل

    این خانواده در کل دارای طرح ایرودینامیکی عالی را با کارامدی بالا اما ساده از نظر مکانیکی هستند که تنها از بالچه های لبه فرار به عنوان مهمترین بخش تولید نیروی برار استفاده می کند.در نمونه (استرایک ایگل) یک رادار چند کاره ری تیان AN/APG_70 با یک حالت روزنه ساختگی برای فراهم ساختن امکان حمله به اهداف زمینی و در عین حال حفظ توانمندی هوا به هوای خود به کار گرفته شده است.این نمونه همچنین دارای یک صفحه نمایش سربالا (هالوگرافیک) با زاویه دید بالا سه صفحه نمایش چند کاره با لامپ اشعه کاتدی CRT در کابین جلویی و چهار صفحه نمایش در جایگاه مخصوص افسر جنگ افزار می باشد.

    مخازن سوخت تطبیقی CFT تکمیل شده برای نمونه های تک سرنشین F_15 نیز همچون نقاط مخصوص نصب مخازن (که امکان نصب تا شش بمب به جای هر مخزن نیز وجود دارد) از جمله بخش های ثابت استرایک ایگل هستند.افزودن غلاف های ناوبری و تعیین هدف لانتیرن مهمترین تغییر در زمینه افزایش توانمندی های این جنگنده می باشد.

    غلاف AN/AAQ_13 لانتیرن در سمت چپ زیر ورودی هوا نصب می شود و در بردارنده ی یک حسگر جلونگر فروسرخ با زاویه دید گسترده و رادار تعقیب عوارض زمین می باشد.در حالی که نمونه AAQ_14 نصب شده در سمت راست ورودی هوا شامل یک جلونگر فروسرخ یک مسافت یاب لیزری و جستجوگر هدف علامتگذاری شده می شود.

    استرایک ایگل های در خدمت عربستان سعودی و اسراییل نیز به غلاف های لانتیرن مخصوص این کشورها و رادار APG_70 مجهز هستند که برای عربستان شناسه APG_70S و برای اسراییل APG_70I اختصاص داده شده است.

    نمونه APG_70S تا حدودی ضعیف تر می باشد و سامانه نقشه برداری زمین را ندارد و نمونه های F_15S نیز به جای سامانه AAQ_14 به غلاف شارپ شوتر ساخت لاکهید مارتین مجهز می باشند.یک سامانه جنگ الکترونیک یکپارچه SPS_2100 اسراییلی نیز بخشی از مجموعه الکترونیک پروازی F_15I است.در حالی که جنگنده های عربستان از نمونه های تغییر یافته سامانه محافظت از خود(اصلی که در نیروی هوایی ایالات متحده نیز بر روی ان ها نصب بوده است) استفاده می کنند.

    استرایک ایگل می توان به مجموعه گسترده ای از جنگ افزارهای تدافعی و تهاجمی مجهز گردد.از جمله توپ 20 میلیمتری M61A1 ولکان و موشک های هوا به هوای AIM_9 سایدوایندر AIM_7 اسپارو و AIM_120 امرام.

    برای حملات هوا به زمین نیز بمب های هدایت لیزری GBU"_24, GBU_12 ,GBU_10 و هدایت تلوزیونی GBU_15 بمب های متعارف بمب های خوشه ای موشک ضد تشعشع پرسرعتAGM_88 و موشک AGM_85 ماوریک قابل استفاده هستند و به کارگیری مهمات تهاجم مستقیم مشترک JDAM جنگ افزار دورایستای مشترک JSOW و پخش کننده مهمات WMCD نیز با اجرای برنامه های ارتقا گیری ممکن شده است.بیشتر جنگ افزار های یاد شده در نمونه های صادراتی F_15 نیز فابل به کار گیری هستند.در حالی که نمونه F_15I اسراییلی از توانایی حمل چهار فروند موشک هوا به هوای پایتون4 ساخت شرکت اسراییلی رافال نیز بهره مند می باشد.

    نمونه F_15K کره جنوبی به جای رادار APG_70 به نمونه پیشرفته تر AN/APG_63(V)1 مجهز می باشد.این جنگنده از دو موتور توربوفن پرات اندویتنی F100_PW_229 نیرو می گیردکه هریک از توانایی تولید رانش خشک17800 پاوند با پس سوز29100 پاوند برخوردارند. :)

  20. کاربر مقابل از نوشته Icielo_1368 گرامی سپاسگزاری کرده است:


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

جستارهای مشابه

  1. تاريخچه تابان ار
    توسط ماه در انجمن ناوگان هواپیمایی تابان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 04-11-2016, 12:06
  2. تاريخچه شرکت Boeing
    توسط FaFa در انجمن بوئينگ
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: 29-08-2015, 12:13
  3. پیشینه ساخت بالگرد
    توسط چازان در انجمن بالگرد
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 13-08-2006, 10:40

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •