@aerospacetalk
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

جستار: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

  1. #1
    شورای هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    نوشته ها
    381
    سپاسگزاری
    12,855
    سپاسگزاری شده : 5,542 بار در 363 پست
    قدرت امتیازدهی
    67
    Array

    پیش فرض ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    با سلام
    این تاپیک در باره ی یکی از آس های مشهور نیروی هوایی آمریکا است که دو سال پش از این از دنیا رفت. فکر می کنم این شخص نمونه ی خوبی باشد برای اینکه بگوییم یک خلبان آس می تواند بسیار فراتر از یک آس باشد.
    در باره ی سبک نگارش به کار رفته نیز باید بگویم که این کار برای ایجاد تنوع انجام شده و اگر بی مزه بود به بزرگواری خودتان ببخشید.




    درگیری وقتی آغاز شد که MiG ها از پوشش ابر بیرون آمدند. از بخت بد، اولین MiG در ساعت شش من ظاهر شد. فکر می کنم این بیش تر یک اتفاق بود تا یک تاکتیک طرح ریزی شده. در چند دقیقه، MiG های دیگر بسیاری از موقعیت های متفاوتی شروع به بیرون آمدن از ابرها کردند، و این واقعیت داشت.
    من خوش شانس بودم. پرواز پشت سرم آن MiG را دید و کوشید تا توجه او را به خود جلب کند. من با سرعت کافی به چپ منحرف شدم در حالی که امید داشتم که وینگمنم (Wingman) مراقب آن MiG خواهد بود. در این اثناء بود که یک MiG دیگر از ابرها بیرون آمد، در حالی که در فاصله ی دو هزار یاردی (1828 متر) و در ساعت یازده ی من با زاویه ای باز گردش می کرد. او دوباره به درون ابرها رفت و من کارم را ادامه دادم.
    سومین هواپیمای دشمن، در ساعت ده من ظاهر شد، در حالی که از راست به چپ ، یعنی تقریبآ در مسیر مخالف حرکت می کرد. اولین MiG به سرعت دور شد و من پس سوز را به کار انداختم تا علیه این دشمن جدید (سومین MiG) وضعیت حمله به خود بگیرم. من جنگنده ام را با زاویه ی 45 درجه بالا کشیده؛ آن را به درون انحنای گردش آن هواپیما راندم. او در حال گردش به چپ بود، بنا بر این من استیک را کشیده؛ به سرعت به راست چرخیدم. به واسطه ی این مانور، من خود را بالای سر او دیدم، در حالی که حالت نیمه وارونه داشتم. من این موقعیت را حفظ کردم تا اینکه آن MiG گردشش را تمام کرد. در آن حالت و با محاسبه ی زمان؛ اگر می توانستم به گردش در پشت سر او ادامه دهم، این امکان را می یافتم تا تحت زاویه ی 20 درجه و در فاصله ی 1500 یاردی (1371 متر) به دم آن تسلط یابم. و این دقیقآ آن چیزی بود که اتفاق افتاد. او هرگز مرا ندید. من پشت سر و پایین تر از او بودم و هنگامی که دو سایدوایندر (Sidewinder) را رها کردم، می توانستم به وضوح شبح سیاهش را در برابر خورشید ببینم. یکی از سایدوایندر ها به او خورد و بالش را تکه کرد.



    آن آس علی الاطلاق، آن افسر ارشد مشتاق، آن آواره ی آسمان، آن ستاره ی اسکادران، آن خلبان بزرگ، آن فرماند ه ی سترگ، آن ستوده ی رجال، آن ربوده ی جلال، آن آدم باحال، آن غافل از اجر و مزد، ژنرال سرتیپ رابین اولدز؛ رحمة الله علیه.

    (تصویر زیر سرهنگ "اولدز" را در جنوب شرقی آسیا و در جریان جنگ ویتنام نشان می دهد. او مشغول بررسی مقدمات پرواز با F-4C است. این عکس در حدود سال 1967 گرفته شده است.)


    از جمله ی خلبانان جنگی بود، و از قدمای این طایفه بود، و مشارٌ الیه قوم بود، و شأنی رفیع داشت، و همتی عالی داشت، و صاحب سبیل کلفت بود؛ بر صفتی که در عهد خویش همتا نداشت. در پرواز و نبرد قدمی راسخ او را بود، و به دوربینی و فراست مخصوص بود، و به صفا و جذبه موصوف، و در شجاعت و مهارت آیتی بود، و نزدیک او فرماندهی از احوال است، نه از مقامات، و شرح این سخن طولی دارد. در پرواز حالی تمام داشت، و در هدایت F-4 حظّی وافر داشت، و هیچ کس از متأخران آن وقت در تحقق هدف آن مرتبه نبود که او را بود، و بزرگ همت تر از او کس نشان نداد در کار جنگ، و هیچ کس بر ظاهر و باطن او انگشت نتوانست نهادن به سستی و خام دستی، چنان که اهل تیپ هشتم جنگنده جمله او را خاضع بودند و بر تقدیم او متّفق. آن نظر که او را بود در جدال تاکتیکی هوایی در عهد او کس را نبود، و قاعده ی روش اش آن است که جنگنده را بر بمب افکنِ سنگین تفضیل نهد و از نوادر شیوه اش آن است که بر آموزش تأکیدی عظیم داشت. ژنرال "موزلی" در شأن او گفت: " His influence upon who we are as an Air Force today can hardly be overstated" یعنی که اگر ما را قدمی است در قفای اوست.
    او را حکایات بسیار است و شیفتگانش از او داستان ها ساخته؛ در کار او مبالغتی کرده اند، تا آن جا که داستان های ایشان را تناقضی است و نفی است و الله أَعلَم. لیکن آنچه که جمله ی اقارب و شیفتگان بر آن متفقند آنست که این مرد جگاوری بود که پیوسته از جلو رهبری می کرد، و سربازانش را مراقبتی داشت، و هرگز در ذکر آن چه که بدان اندیشه می کرد شک نکرد.
    در 14جولای 1922 در هانالولو (Honolulu) و در خاندانی نظامی به دنیا آمد. پدرش سرلشکر "رابرت اولدز"؛ از مشایخ جوّیه (نیروی هوایی) و از خلبانان جنگ بین الملل اولا و زمانی آجودان ژنرال سرتیپ "بیلی میچل" (Billy Mitchell) بود. "رابین" چهارسال داشت که مادرش (Eloise) وفات یافت. اوّل حال او آن بود که در هشت سالگی پدرش او را در اتاقک بی سرپوش و در پوش یک طیّاره ی دوباله نشاند و به اوجش رساند. در همان روزگار بود که او از زبان پدر داستان ها از ژنرال سرتیپ "بیلی میچل" شنیده بود. و در خانه ی پدر بسی لیدر های (Leader) کبار دیده بود چون Ira C. Eaker و Carl A. Spaatz و مانند آن.
    12 ساله بود که به "وست پوینت" (West Point = آکادمی نظامی معروف آمریکا در ایالت نیویورک) رفت و آن جا دانشجو بود و در فنون علوم احوالی پسندیده داشت، و در فوتبال آمریکایی یگانه بود، چنان که او را All American گفتند. در سال 1943 از دست ژنرال Henry H. نشان وینگز بگرفت و این همان سالی بود که پدرش وفات یافت.



    نقل است که در جنگ بین الملل ثانی به اروپا رفت و در آن وقت ستوان جوانی بود که بسیار آموزش دیده بود و هم آنجا بود که 107 پرواز جنگی بکرد و 12 ظفر هوایی یافت و 11 هواگرد دشمن را بر زمین هلاک کرد و یکی را نیمه هلاک، و در 22 سالگی فرمانده اسکادران بود، و به سبب این ظفرها و فتوحات بود که او را دانشی پدید آمد در حقایق و دقایق جدال هوایی. و هم این بود که نظر ها داد در خلاف دکترین های زمانه.

    (تصویر زیر "رابین اولدز" را در جریان جنگ جهانی دوم نشان می دهد. او در 22 سلگی فرمانده ی اسکادران شد.)


    گفته اند که در ستیز هوایی با محاربان نازی – خزلهم الله – مشاهدت کرد که حمله های دقیق بمب افکن ها به حمله های منطقه ای تبدیل می شد و سبب آن باد، و هوا، و تقلّای دشمن بود، اگر که بود. پس مکاشفتی کرد که هفتاد فروند P-51 با بمب های 500 پوندی را در کار اهداف دقیق، تفضیل است بر دسته ای هزار فروندی از بمب افکن های B-17، و این ردّی بود بر فلسفه ی نیروی هوایی ایالات متحده، و نظری بود از نظرهای عظیمِ دقیق او که از زمانه ی خویش پیش بود. لیکن این نظر ها و اشارات که او را بود در کار ستیز هوایی هیچ مُقر نیافت، و پیوسته مردود بود، و او را از این پریشانی عظیم که پدید آمد و کردار آتشین که از او دیده شد. او نشان های (مدال) بسیار از دست مشایخ جوّیه گرفته بود و هم او بود که در 22 سالگی فرمانده ی اسکادران بود و این ردّ و طرد او را سخت می آمد. رحمة الله علیه.
    نقل است که چون جنگ بین الملل ثانی سرآمد به اسکادرانی رفت که جدیدترین هواگرد های جت Lockheed P-80 را در خدمت داشت. و با جماعت نمایش آکروباتیک هوایی پرید. و این جمع بود که بنیان اولین جماعت نمایش هوایی آمریکا با نام Thunderbirds بود. و بعد از آن (در سال 1946) باز او در لشکر جت های Thompson Trophy Race پرواز کرد و این پاداشی بود. و به انگلستان رفت و در نیروی هوایی سلطنتی (/ RAF Royal Air Force) مقام گزید و این مبادله ای بود. در RAF جنگنده جت Gloster Meteor را پرواز داد و در مقام معتبر فرماندهی اسکادران یکم در RAF خدمتی کرد. و آنجا بود که با سرهنگ "دانیل جیمز" (Daniel James Jr.) افتاد و "جیمز" معاون عملیاتی او بود و این دو بعد از آن در جنگ ویتنام باز همکار شدند و آنان را "مرد سیاه و رابین" گفتند و حال آن بود که سرهنگ "جیمز" سیاه پوست بود.

    (در تصویر زیر "رابین اولدز" و "دانیل جیمز" در کنار یکدیگر و در جریان جنگ ویتنام دیده می شوند.)


    نقل است که چون جنگ کُره آغاز شد، خواست تا به جنگ برود و جهدی عظیم کرد. لیکن مافوق اش به الزام به او گفت که یا "رابین" : "اگر مرا به جنگ راهی نیست، تو نیز إذن جنگ نداری." و بعد از آن جنگ بود که نیروی تاکتیکی هوایی بر مأموریت های هسته ای تمرکزی عظیم کرد و "اولدز" را از این ناخشنودی پدید آمد. و پیوسته مقاله ها و تصانیف نوشت در آموزش های فشرده برای جدال هوا به هوا، و پشتیبانی هوایی نزدیک، و دقت جرّاحانه در بمباران بر همان طریق که خود در جنگ بین الملل ثانی کرده بود. با این حال پیوسته پرواز های درخشان می کرد که مافوق هایش از او در عجب بودند. و اگر چه او به مقام ها و مرتبه ها رسید که خلبانان را آرزوی آن بود لیکن از شغل خویش ناخرسند شد. و اگر چه در ترفیعات خویش نیک پیش رفت و اگرچه مردم داوطلب و افسرانش او را ارادتی داشتند و اگر چه از رهبری بهترین یگان های پروازی خشنود بود، لیکن او میلی وافر بود به آنکه در جامه ی اهل تفکر نیز قبول شود. اما نظر های او برای رجعت به رزم متعارفِ آموزش محور رد شد.
    نقل است که او را ترفیعی ای قریب الوقوع به مرتبه ی سرتیپی بود لیکن اشتیاقش به ماندن در شغل پروازی فعّال بیش از این مرتبه ها بود. و او در آن وقت فرمانده ی اسکادران هشتاد و یکم بود که جنگنده بمب افکن های McDonnell F-101 Voodoo را پرواز می داد. و هم در آن مقام بود که جماعتی برای نمایش هوایی گرد آورد و نمایشی آکروباتیک کرد در ارتفاعی پست و از این دست نمایش ها خلاف مقررات بود. و رئیسش او را توبیخی کرد و کاغذهای ترفیعش به مرتبه ی سرتیپی را بدرید. بعد از آن به پایگاه هوایی Shaw در کالیفورنیای جنوبی برفت و گویی که دوران خدمتش سرآمده بود. لیکن او آن مقام یافته بود که به جنگ بازش گرداند و معروفش بکرد.



    گفته اند که چون جنگ ویتنام آغاز شد، او در تیپ آموزشی 4453 در پایگاه هوایی Davis-Monthan آریزونا با یار قدیمی اش "دانیل جیمز" و سرگرد " ویلیام کریک" خدمتی می کردند. در 30 سبتامبر 1966 فرمانده ی "تیپ جنگنده ی تاکتیکی" هشتم شد و در پایگاهی هوایی در Uban تایلند مقام گزید و با کفّار کمونیست ویتنام شمالی جهادی عظیم کرد.

    (در تصویر زیر اعضای تیپ هشتم جنگنده به "اولدز" آخرین پروازش در Uban را تبریک می گویند. نفر دوم ایستاده از چپ سرگرد "ویلیام کریک" می باشد.)


    نقل است آن هنگام که خویش را به خلبانان معرفی می کرد، جماعتی دید بس افسرده و خسته. مشکل دیگر آن بود که او قصد آن داشت تا چون تازه واردی پرواز کرده، کار را بیاموزد و آن گاه دسته ی هوایی را از جلو رهبری کند. و مشکل دیگر آن بود که در بین اهل تیپ هشتم جنگنده در صلاحیت او شکی بود. لیکن زود بود که از او مهارتی و امیدی دیدند، و او نشان داد که در جسم و روان و پرواز مانند دیگر اصحاب بلکه عالی تر است. و در آن وقت 44 ساله بود که در تیپ هشتم جنگنده اشتیاقی از او پیدا شد و کارکنان پشتیبانی را برانگیخت و آنان را چون جنگاوران در شب و روز به کار گماشت. و پیوسته بر کارشان نظارتی می کرد و در حلّ مسائلشان جدّی عظیم داشت. و او آن نبود که با خلبانانش ماءالشعیر نوشد و از طرح عملیات گوید، و از ارباب پشتیبانی غافل آید. پیوسته به دوستی در نوشگاه (بار) امر می کرد، و سبیلی غیر مجاز (خلاف مقررات) نهاد، و پیوسته در اندیشه ی آسایش زیردستان بود، و مانند بسیاری از معاصرانش در نوشیدن مشروب افراطی می کرد و این را نیک می پنداشت.
    نظر های عظیم و اشارات عالی که او را بود در انواع آموزش های جدال هوایی از نظرها و اشارات مافوق هایش بسا که عالی تر بود. لیکن این نظرهای او را کسی وزن ننهاد و به سبب آن که خلاف دکترین زمانه بود پیوسته مطرود بود تا سال ها رفت و جنگ ویتنام آمد. و در آن جنگ او را بسی رضا و شادمانی بود از آن که می دید تا در این سال ها نظراهای او راست بوده اند و این را اثبات حقانیت خویش می دید.
    در جنگ ویتنام، "اولدز" را صبری بر این دشمن بی میل و محتاط نبود. و حال آن بود که او می خواست تا MiG شکار کند لیکن ویتنامی های شمالی احتیاطی می کردند و به ندرت به دسته های F-105 حمله می کردند و اگر چنین می کردند آن هنگامی بود که امنیتی داشتند. این ویتنامی های شمالی قناعتی داشتند و چون محافظه کاران تنها F-105 ها را وا می داشتند تا بمب هایشان را قبل از هدف رها کنند و "اولدز" را بر این شکیبایی نبود و قصد شکار داشت. پس طرح عملیات "بولو" را درانداخت که مهم ترین طرح هوا به هوای جنگ شد. و در این عملیات بود که بهترین ثبت آمریکاییان در جنگ به کف آمده؛ هفت MiG-21 را زدند. "اولدز" در این جدال اولین MiG از چهار MiG اش را شکار کرد و به سیزدهمین ظفر هوایی خود را ثبت کرد. (در پست بعدی درباره ی عملیات "بولو" توضیح مختصری آمده است).
    پس از جنگ، فرمانده ی دانشجویان آکادمی نیروی هوایی بود. و فرماندهی بود که سخت می گرفت و دل می سوزاند. در همان ایام بود که او را حبّی و قبولی عظیم در نیروی هوایی بود. و در سال 1968به مرتبه ی "ژنرال سرتیپی" رسید. و از آن پس پیوسته به جایگاه هایی بود که ترفیعی نداشت. و گفته اند که سبب ناتوانی او در ترفیع بیش تر، نظر های مستقل و افراط در الکل بود.



    نقل است که در آن سال ها، تأثیر او منتشر می شد و پیوسته مقاله ها و تصانیف می نوشت در جدال هوایی و در جمله ی بلاد آمریکا و در جماعات مجلس می گفت و غالب آن بود که سخن را به کلمات ناپسند می آغازید و این نشانه ای بود که نیک شخصیت او را می نمود.
    نقل است که چون فناوری به آن مرتبه رسید که نظرهای او را منسوخ می کرد، مانند مردان راستین به تغییر و دیگرگونی سلام گفت.
    عاقبت، ژنرال سرتیپ "رابین اولدز" در در 14 جون 2007 به علت نارسایی احتقانی قلب وفات یافت. و او را به احترامی و تعزیزی و افتخاری تمام به خاکش سپردند. و چهار فانتوم بر فراز واقعه در خروش آمدند.



    نقل است که او شرح حالی از خود نگاشت که ناتمام ماند. لیکن همان نیز در خیل شیفتگانش پراکنده شد.

    سخن اوست که گفت: " There are pilots and there are pilots; with the good ones, it is inborn. You can't teach it. If you are a fighter pilot, you have to be willing to take risks." " یعنی که خلبانان جنگی راستین را جوهری است خدادادی و کار کردگار است نه کار آموزگار.




  2. #2
    شورای هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    نوشته ها
    381
    سپاسگزاری
    12,855
    سپاسگزاری شده : 5,542 بار در 363 پست
    قدرت امتیازدهی
    67
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات



    در جنگ ویتنام، "اولدز" که حوصله ی این دشمن بی میل را نداشت، عملیات بولو (bolo = قداره) را طراحی کرد، عملیاتی که مهارت و حیله گری سران تیپ هوایی او را طلب می کرد. طرح عملیات ساده و هوشمندانه بود. بر پایه ی این طرح، F-4های مدرن، کد ها، مسیر ها و طرح های پروازی F-105 های آسیب پذیر تر را تقلید می کردند تا اینکه جنگنده های ویتنامی (شمالی) را وسوسه کرده و به دام اندازند. این تاکتیک جواب داد، به گونه ای که نیروی هوایی ویتنام شمالی یک دسته F-4 را با یک دسته F-105 اشتباه گرفت و MiG-21 هایش را به سوی آنان روانه کرد که در نتیجه ی این نبرد، آمریکایی ها به بهترین رکورد خود در جنگ دست یافتند؛ آنان هفت MiG-21 ویتنامی را زدند. "اولدز" در این نبرد اولین MiG از چهار MiG اش را زد و سیزدهمین پیروزی هوایی از شانزده پیروزیش را به ثبت رساند.




  3. #3
    شورای هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    نوشته ها
    381
    سپاسگزاری
    12,855
    سپاسگزاری شده : 5,542 بار در 363 پست
    قدرت امتیازدهی
    67
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    TIR عزیز؛ امیدوارم از من خیلی ناراحت نشده باشی.
    من این متن رو درباره ی این شخص نوشتم، نه به خاطر این که اونو قهرمان می دونستم، بلکه به این خاطر که او در دوران خدمتش یک عنصر کارا و تأثیرگذار بود. اگر دقت کرده باشید در ابتدای تاپیک نوشتم "فکر می کنم این شخص نمونه ی خوبی باشد برای اینکه بگوییم یک خلبان آس می تواند بسیار فراتر از یک آس باشد." و ننوشتم که فکر می کنم اون یه قهرمانه. همچنین نوشتم که نوع نگارش بکار رفته برای تنوع بوده، به هر حال این متن برای مدح و ستایش ایشون نبوده، اگرچه که معتقدم که این شخص از جهاتی ستودنی است. ضمنن همه نظامی های دنیا (مگر تعداد کمی) aggressor هستند (البته من خیلی خودشونو مقصر نمیدونم.) به هر حال از توجهتون ممنونم.



  4. کاربر مقابل از نوشته someone else گرامی سپاسگزاری کرده است:


  5. #4
    شورای هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    نوشته ها
    381
    سپاسگزاری
    12,855
    سپاسگزاری شده : 5,542 بار در 363 پست
    قدرت امتیازدهی
    67
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    .
    فریده خانم، هم وبسایتی گرامی؛ از ابراز لطفتون نسبت به این نوشته تشکر میکنم.


    به هر حال این سایت در میان انبوهی از تاپیک های جنجالی و مشاجره انگیز، گاهی نیاز به تنوع و طنز هم داره.


    راستی، چرا خودتون این منطق الطیر رو نمینویسین. "منطق الطیر" قدیمی رو "فرید الدین عطار نیشابوری" نوشت. "منطق الطیر" جدید رو هم "فریدة الدین اِرو اِسپیسی" می نویسه. چطوره؟



  6. کاربر مقابل از نوشته someone else گرامی سپاسگزاری کرده است:


  7. #5
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    نوشته ها
    99
    سپاسگزاری
    42
    سپاسگزاری شده : 182 بار در 51 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    فریده الدین گوید:یا هم وبسایتی!! حال که شروع کردی ادامه اش هم گردن خودت است تشابه اسمی را هم بهانه میاور که از این عذرها نپذیریم.ادامه بده شاید که در این درگاه مقبول افتد.ما یکجورایی با این جناب عطار همکاریم و نخواهیم که روی دستش بلند شویم که ان دنیا یخه مان بگیرد.ترجیح میدهیم (یک نفر دیگر)این کار را بکند.

  8. کاربر مقابل از نوشته faride گرامی سپاسگزاری کرده است:


  9. #6
    شورای هوانوردی
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    نوشته ها
    381
    سپاسگزاری
    12,855
    سپاسگزاری شده : 5,542 بار در 363 پست
    قدرت امتیازدهی
    67
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    ژنرال سرتیپ رابین اولدز (Robin Olds) مردی است که نسل های خلبان را تحت تأثیر خود قرار داد و همیشه گروهش را از جلو رهبری کرد. تاریخ نگاران هوانوردی و همتایانش او را بهترین فرمانده ی تیپ هوایی در دوران جنگ ویتنام می دانند. که این هم به خاطر مهارت او بالای او در نبرد هوایی و هم به خاطر اعتبار او در کسوت رهبر جنگی است. او واقعآ یک نیروی پویا بود، نیرویی که برای شسصت سال تأثیری مثبت بر نیروی هوایی آمریکا گذاشت.
    رابین اولدز نیروی هوایی آمریکا را هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ مراحل زمانی تحت تأثیر خود قرار داد. دوران خدمت او را می توان به آسانی به دو دوره تقسیم کرد. دوره ی اول خدمت او که از West Point (آکادمی نظامی معروف آمریکا در ایالت نیویورک) آغاز شد و تا بازنشستگی او ادامه یافت، دوره ای بود که تأثیر او به طور عمده شناخته شد. در این دوره او به پیروزی های جنگی قابل توجهی دست یافت که همتایان و زیردستانش را تحت تأثیر قرار داد و اغلب مافوق هایش را به مخالفت و دشمنی واداشت. دوره ی دوم، دوران پس از بازنشستگی اوست که تأثیر او پراکنده شد و او تقریبآ مقبولیتی فراگیر یافت؛ حتی نزد کسانی که پیش تر نظرات او را رد کرده بودند.
    او به واسطه ی ازدواجش با ستاره ی سینما؛ Ella Raines؛ بیشتر مورد توجه قرار گرفت. "رابین" و "الا" در سال 1975 از هم جدا شدند ولی تا هنگام مرگِ "الا" در سال 1988 همچنان زوج قانونی باقی ماندند.

    وبسایت ویکیپیدیا ( en.wikipedia.org ) ، مدال ها و نشان های روی یونیفورم "رابین اولدز" در هنگام بازنشستگی را به شرح زیر نوشته است:

    From top, and from left to right: Command pilot.
    • Row 1: Air Force Cross; Air Force Distinguished Service Medal.
    • Row 2: Silver Star, three oak leaf clusters; Legion of Merit; Distinguished Flying Cross, five oak leaf clusters.
    • Row 3: Air Medals, with 39 oak leaf clusters.
    • Row 4: Air Force Commendation Medal; American Defense Service Medal; European-African-Middle Eastern Campaign Medal.
    • Row 5: World War II Victory Medal; National Defense Service Medal; Vietnam Service Medal.
    • Row 6: Air Force Cross (United Kingdom); Croix de Guerre with Palm (France); Vietnam Air Force Distinguished Service Order.
    • Row 7: Vietnam Air Force Meritorious Service Medal; Vietnam Air Gallantry Medal with Gold Wings; Republic of Vietnam Campaign Medal.[46]


    در دو تصویر زیر "اولدز" به همرا یار قدیمی خود "جیمز" دیده می شود




    در تصویر زیر خلبانان تیپ هشتم جنگنده او را پس از صدمین پرواز جنگی، در کنار جنگنده ی "فانتوم" بر شانه های خود سوار کرده اند.














  10. سپاسگزاری ها (5):


  11. #7
    Aviation Machinist's Mate
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    نوشته ها
    99
    سپاسگزاری
    42
    سپاسگزاری شده : 182 بار در 51 پست
    قدرت امتیازدهی
    12
    Array

    پیش فرض Re: ذکر "رابین اولدز" / تذکرة الطیارات

    درسته.ایشون از اسطوره های پرواز در امریکا محسوب میشود و به معنای واقعی یک مرد جنگی است.درباره اش خوندم.خیلی محبوبه.

  12. کاربر مقابل از نوشته faride گرامی سپاسگزاری کرده است:


جستارهای مشابه

  1. نظرسنجي "اسكاي تركس" از مسافران شركت "ايران اير"
    توسط Capello در انجمن اخبار ایران ایر (هما)
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: 29-08-2015, 14:03
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 18-12-2008, 17:17
  3. ايران طي رزمايشي موشک "زلزال" و "فجر-5"
    توسط Amir2022 در انجمن رزمایش های نیروی هوایی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 24-01-2007, 20:21

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •