@aerospacetalk
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

جستار: هم سنجی Mirage F-1 و JAGUAR

  1. #1
    Aerographer's Mate
    تاریخ عضویت
    Feb 2005
    نوشته ها
    364
    سپاسگزاری
    408
    سپاسگزاری شده : 2,279 بار در 158 پست
    قدرت امتیازدهی
    37
    Array

    پیش فرض هم سنجی Mirage F-1 و JAGUAR

    بنام خدا


    هم سنجی
    ميراژF-1 و جگوار



    ميراژF-1


    تکميل همزمان 2 هواپيماي داسو ميراژ اف 1 و جگوار منجر به ورود همزمان آن دو در سال 1974 شد.ابتدا تصور ميشد که ايندو رقباي سرسختي برايهم باشند .در اين رقابت که تصور ميشد اف1 به مراتب کاميابي بيشتري به دست آورد مشخص شد که درخواست براي هواپيماي داراي انعطاف پذيري عملياتي گسترده تر بيشتر است و اين ويژگي ميتوانست به بهترين شکل به وسيله هواپيمايي که در آغاز براي نقش برتري هوايي و ماموريتهاي هوا به هوا طراحي شده ،فراهم نمايد(همان گونه که با عرضه جنرال دايناميکس F-16به بازار جهاني نيز ثابت شد).

    هردو هواپيماي جگوار و ميراژ F1در برگيرنده گوشه هايي از تجربيات برنامه جنگنده ضربت ينوبک/ع(نشست/برخاست کوتاه و عمودي)شکست خورده فرانسه بودند که در سالهاي پاياني دهه 1950 آغاز شد.

    ميراژIIIV تنها هواپيماي نوبک/ع جهان بود که به سرعت 2ماخ دست يافت. با وجود اين،کمي پيش از اين که اين هواپيما به پرواز در آيد نيروي هوايي فرانسه درباره هزينه بالاي اين جنگنده ابراز نگراني کرد.بنابراين داسو تشويق شد که به بررسي ديگر طرحهاي جايگزين نوبک بپردازد.هدف کلي توليد هواپيمايي با سرعت 2.2ماخ بود که بتوان آن را در ماموريتهاي ضريتي هسته اي با شعاع عمل پايين-پايين(lo-lo radius of action)550 کيلو متري نيز به کار گرفت و توانايي نشست و برخاست از باندهاي 800متري را نيز داشته باشد.


    کاميابي نسبي ميراژIII پيشگام که صنايع هواپيمايي فرانسه را در 10 سال و اندي پس از پايان جنگ به طور ناگهاني از هيچ به سطح جهاني رساند،مارسل داسو را در موقعيت استثنايي فرار داد.

    در ماه مارس 1967 فرانسويان به اين نتيجه رسيدند که گزينش جنگنده اي داراي بال هندسه متغير براي جايگزيني ميراژIIIپاسخگوي افزايش هزينه بالاي آن نيست و به کارگيري طرح بال پسگراي متوسط در هواپيما مناسبتر تشخيص داده شد.در 18 مه 1967 پيش نمونه ميراژF1سقوط کرد که علت اصلي آن اهتزاز(Flutter) گزارش شد.اما اين طرح پيش برگزيده شده بود و قرار داد توليد 3 پيش نمونه (که قرار بود 2نمونه آخر داراي موتور 9K-50باشد) در سپتامبر همان سال امضا شد.

    جگوار


    جگوار در برابرF1به عنوان مکملي براي ميرلژIIIVطراحي شد چرا که احتمال ميرفت بهايIIIVآنقدر بالا برود که تعداد کمي از آن سفارش داده شود و از سوي ديگر برنامه توليد جگوار با نياز به يک هواپيماي آموزشي براي جايگزينيT-33 و مايسترIV همزمان شد که به ترتيب در نقش آموزش پرواز پيشرفته و آموزش جنگ افزار به کار ميرفتند.

    بنابراين نياز مشترکي با نام هواپيماي آموزشي پشتيباني رزم تاکتيکي (Ecole de Combat dAppui Tactique) ECAT ايجاد شد و از همان آغاز برنامه ورود به خدمت 60 فروند از اين هواپيما براي پيش از سال 1968 طرح ريزي شد.قرار بودECATتوانايي حمل موشک AS30 با شعاع پايين-پايين 500کيلومتر(270 ناتيکال مايل)،سرعت پيمايشيKM/H835 و 5 دقيقه پرواز نفوذي با سرعت 0.9 ماخ را داشته باشد.اين هواپيما ميبايست در هنگام برخاست دماي 30درجه سانتيگراد پس از پيمودن 800متر به ارتفاع 15 متري برسد و در همين مسافت بنشيند و داراي برد عبوري (Ferry rang) 4260کيلومتر باشد.براي کاهش تلفات مقرر شد هواپيما 2 موتوره شود.

    جالب توجه که در زمينه توانايهاي ECAT هيچ اشاره اي به سرعت زير صوت نشده بود. فرانسه خواهان هواپيمايي بود که از نظر برخاست و ترکيب شعاع عمل جنگافزار ها شبيه به AV-8BهرييرII باشد.يعني هواپيمايي نوبک براي حملات زميني با سرعتي زير صوت که براي آموزش پرواز پيشرفته و آموزش به کارگيري جنگ افزارهاي تاکتيکي نيز به کار ميرود.از سوي ديگر نيروي هوايي انگليس نيز به يک هواپيماي جت آموزشي نوين نياز داشت تا جايگزين نتT1و هاوکر هانترT7شود.

    سنجش


    ميراژF1 و جگوار هر دو در يک سال به خدمت گرفته شدند.F1هواپيمايي رهگير و به طور کامل فرانسوي با توانايي پرواز در ارتفاع بالا و در تمام شرايط آب و هوايي و(در برخي نمونه ها)داراي تجهيزات کافي براي حمله زميني و شناسايي بود.جگوار هواپيمايي انگليسي-فرانسوي بود که براي برتري در حمله به سطح و انجام عمليات هسته ايي طراحي شد و داراي توانايي بالقوه و محدود دفاع هوايي نيز بود.البته نقش دفاع هوايي جگوار بيشتر از نياز نخستين آن براي انجام نفش آموزشي پيشرفته سرچشمه گرفته است.براي انجام عمليات ضد کشتي با موشکهاي هدايت شونده هر دو هواپيما از رادار Agavaتامسون CFS موجود در هواپيماي سوپر اتندارد بهره ميبرند.هر دو هواپيما داراي اندازه و وزن بسيار شبيه بودند.همچنين بالهاي نصب شده در بالاي بدنه و ارابه فرود بلند هر دو هواپيما امکان حمل 3 جنگ افزار هدايت شونده بزرگ را به آنها ميدهد.اين دو هواپيما در کلاس طراحي،پيشرانه ها و ترکيب تجهيزات کاملا با هم تفاوت داشتند.

    براي جگوار 2 موتور توربوفن آدور در نظر گرفته شده بود.اين موتور ويژه جگوار طراحي شده بود و طراحي آن بگونه اي بود که بتواند کارايي برخاست،سرعت نفوذ به منطقه دشمن و نفوذ با سرعت زبر صوت در ارتفاع را انجام دهد.ابتدا قرار بود(به دليل اصرار فرانسه) موتور آدور داراي رانش 19.6 کيلونيوتن(4400پاوند) در حالت خشک و 29.4 کيلونيوتن(6600پاوند) با پس سوز باشد.با وجود اين ،تا زمان نصب نخستين موتور گونه MK101اين اعداد به ترتيب تا 22.8 کيلونيوتن(5125پاوند) و 32.5کيلونيوتن(7305پاوند) افزايش داده شده بودند.در سال 1978 نيروي هوايي انگليس جايگزين کردن موتور MK104را با آدور آغاز نمود که داراي رانش 23.4 کيلو نيوتن)7900پاوند) با پسوز بود.از نظر ملاکهاي مهندسي MK104همسان موتور MK804 هست که در نمونه صادراتي جگوار به کار گرفته شد و رولزرويس ميزان رانش آن را به حد 25 کيلونيوتن(5620پاوند)در حالت خشک و 35.8کيلو نيوتن(8040پاوند)با پس سوز رسانيد.توانمندترين موتور اين سري MK811/815بود که نيروي رانش آن به 24.6 کيلو نيوتن (5530پاوند)و بيشينه رانش آن به 37.4کيلو نيوتن (8400پاوند) ميرسيد.اينکه آيا دو موتوره بودن هواپيما به واقع فرانسه و انگلستان تاييد کرده بودند قابل بحث هست. با توليد هر هواپيماي جديد،قابليت اطمينان موتورها افزايش و ميزان سقوط کاهش مي يابد لذا پيچيدگي و هزينه و قيمت بالا در هواپيماها چندان توجيه پذير نيست.پيشرفت موتورها همانطور که براي هواپيماهاي مسافربري 2 موتوره امکان پرواز بر فراز مسيرهاي آبي را فراهم ساخت،هواپيماهاي جنگنده تک موتئره را نيز به اندازه نمونه هاي 2 موتوره قابل اطمينان ساخته است.در هنگام جنگ، هواپيماهاي 2 موتوره برتري آشکاري دارند و از اين نظر اثر آتش دشمن به يک موتور محدود ميشود و اين مستلزم آن است که بين موتورها فاصله کافي وجود داشته باشد و اين شرط درباره جگوار صدق نميکند.

    رانش موتور اسنکما آتار 9K-50 به کار رفته در ميراژ F1 در حدود 49.2 کيلو نيوتن (11060پاوند) در حالت خشک و 70.6 کيلونيوتن(15875 پاوند) با پس سوز است. اين موتور از دو ورودي هواي نيمه مخروطي با هسته جابه جا شونده تغذيه ميشود. نمونه9K-50 آخرين نمونه توسعه يافته موتورهاي توربوجت آتار تک محوري قديمي است.پس از پايان جنگ،هرمان اوستريش آلماني از شرکت BMW گروهي از کارشناسان با تجربه آلماني را گرد هم آورد تا بر روي تکميل يک موتور توربيني گازي براي صنايع هواپيمايي فرانسه کار کند.در نتيجه اين گرد همايي در سال 1948 آتار 101 نخستين آزمايش زميني خود را با رانش خشک 16.7 کيلونيوتن (3750پاوند) انجام داد.تا سال 1960 سريهاي توليدي اين موتور به رانش خشک 46.1 کيلو نيوتن (10360 پاوند) و 68.6 کيلو نيوتن(15420پاوند) با پس سوز رسيدند.

    تا ميانه دهه 1970 موتورهاي خانواده آتار به طور کامل شناخته شده بودند.اين موتور ها در زمينه مصرف سوخت نميتوانستند با موتور هاي توربوفن آدور رقابت کنند.مصرف ويژه سوخت موترهاي آدور MK 811 ،24% کمتر از آتار 9K-50 و مسبت رانش به وزن آن نيز 13.4% بيشتر از آتار ميباشد.از سوي ديگر به نظر ميرسد هزينه يک موتور آتار کمتر از دو موتور آدور باشد.

    به نظر ميرسد F1 کمي سنگينتر از جگوار باشد ولي با اين وجود سوخت داخلي آن اندکي بيشتر است.در يک ماموريت پايين-پايين-پايين(LO-LO-LO) جگوار ميتواند با سوخت داخلي خود 6 بمب 450کيلويي را تا شعاع بيش از 555 کيلومتر حمل نمايد.اما با جايگزيني 2 مخزن 1200ليتري به جاي 4 بمب ميتوان اين شعاع را به بيش از 910 کيلومتر رساند.با دو مخزن همسان ميراژ F1 ميتوان 6 بمب 250 کيلويي را تا شعاع بيش از 600 کيلومتر يا يک اگزوسه (EXOCET AM-39) را تا شعاع تقريبي 650 کيلومتري حمل ميکند.به طر خلاصه به نظر ميرسد جگوار با سوخت داخلي خود ميتواند به شعاع حمله اي دست يابد که F1 براي رسيدن به آن به دو مخزن اضافي نياز دارد.البته بايد پذيرفت که احتمالا تفاوتهايي ميان ماموريت،ذخيره سوخت و فوقالعاده هاي لحاظ شده براي سامانه هاي پدافند موشکي و غلافهاي ECM وجود دارد.

    در يک نوبت پرواز بالا-پايين-پايين-بالا(HI-LO-LO-HI) شعاع عمل جگوار با 6 بمب و سوخت داخلي 800کيلومتر و با دو بمب و دو منبع سوخت 1400 کيلومتر است.در يک نوبت پرواز بالا-پايين-بالا(يعني حمله به منطقه هدف بدون پرواز پيمايشي در ارتفاع پايين) ميراژF1 ميتواند با سوخت داخلي و حمل 14 بمب 250 کيلويي به شعاع 430 کيلومتري دست يابد يا به شعاع 1400 کيلومتري با دو بمب 250 کيلويي و سه مخزن دست يابد.

    از سوي ديگر در عمليات هوا به هوا F1 بهتر عمل ميکند.در ارتفاع پايين F1 با سرعت 1.2 ماخ در مقايسه با جگوار با سرعت 1.1ماخ سريعتر است(اين اختلاف در حدود 120کيلومتر است)البته ورودي هواي هندسه متغير با عملکرد چند مج ضربه اي،امکان رسيدن سرعت F1 را به 2.2 ماخ فراهم مينماييد در حالي که جگوار در ارتفاع بالا از 1.6 ماخ فراتر نمرود.

    ادعا ميشود که سوخت داخلي ميراژ براي سه پرواز 5 دقيقه اي براي رزم در ارتفاع متوسط و با سرعت 1.5ماخ يا پرواز سناسايي در ارتفاع بالا و با شعاع 315 کيلومتر و با سرعت 2.2 ماخ کافي است.با يک مخزن مرکزي و دو موشک سوپر 530 ميراژ ميتواند در گشت هوايي به مدت دو ساعت و 15 دقيقه پرواز کرده و هدف را تا ارتفاع 20000 متري رهگيري کند.

    رادار رهگير سايرانو IV ساخت تامسون CSF از تجهيزات استاندارد F1 هست که در برخي از نمونه ها داراي توانايي نقشه برداري زميني/دريايي و دوري از عوارض زمين ميباشد. در هواپيماي ويژه حمله زميني F1A (که تنها ليبي و افريقاي جنوبي آن را خريداري کرده اند) رادار مسافت ياب آيدا ((AIDAساخت شرکت داسو نصب شده است و در F-1EQ5/6هاي عراقي رادار AGAVE تامسون CSF جايگزين سايرانو4 شد.رادار سايرانو M 4 داراي حالت هوا به سطح،يک سامانه حمله-ناوبري اينرسيايي شرکت ساژم،نشاندهنده سربالاي ساخت شرکت تامسون CSF و مسافت ياب ليزري از جمله تجهيزات هواپيماي چند ماموريته F1E (که عراق از اين مدل زياد داشت) ميباشند

  2. سپاسگزاری ها (3):


  3. #2
    Air Commodore
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    ایران Varna
    نوشته ها
    2,225
    سپاسگزاری
    19,213
    سپاسگزاری شده : 20,949 بار در 2,229 پست
    قدرت امتیازدهی
    222
    Array

    پیش فرض هم سنجی Mirage F-1 و JAGUAR

    درود بر ایران و ایرانیان آریایی

    برافراشته باد درفش سرفراز کاویانی




















جستارهای مشابه

  1. جنگنده ؛ SEPECAT Jaguar
    توسط sina_2006_p در انجمن هواپیماهای جنگنده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 05-09-2015, 07:32
  2. سقوط جنگنده جگوار در هند
    توسط ماه در انجمن سوانح و حوادث نظامی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 27-10-2007, 03:58
  3. Su-30 Mk VS Mirage 2000-5 ؛ هم سنجی
    توسط Arman در انجمن هواپیماهای جنگنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-06-2005, 06:40

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید جستار جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان فرستادن پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در نوشته خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید نوشته های خود را ویرایش کنید
  •