PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : روانشناسي هوانوردی



Maryam Mehri
15-01-2012, 23:14
مقدمه:

مديريت منابع انساني
روانشناسي مهندسي چيست؟

روان شناسی مهندسی دانشی است که ضمن مطالعه رفتار وفرآینده ای ذهنی انسان حین کار با دستگاه ها ،سیستم ها وروشهای مدیریت انطباق انسان با محیط ،دستگاه ،ابزار وروشهای مدیریتی را میسر می سازد واز پرتو آن می توان به حصول اهداف آن مطمئن بود.
روان شناسی مهندسی جدید ترین بستر ایجاد شده توسط روان شناسی صنعتی وسازمانی است که با آمیختگی با دانش روان شناسی تجربی در صنایع وسازمانها از جمله صنایع نظامی ،هوائی ،هسته ای وشیمیائی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. کشورهای پیشرفته این دانش را تحت عنوان مهندسی عوامل انسانی،ارگونومي (مهندسي فاكتور هاي انساني)هم یاد می کنند.
.به روایت دیگر روان شناسی مهندسی دانشی است سازمان یافته که با هدف بررسی وتحلیل تمام فعالیتهای انسان( ویژگی های جسمی ،هوش ،حافظه ،احساس وادارک ، عوامل شناختی و..... ) نقش آنها در محیط کار در برخورد با دستگاهها وروشهای کار ومدیریت (از زمان شکل گیری تفکر اولیه تا مرحله طراحی ،راه اندازی وبهره برداری ) به کار می پردازد .

موضوع روان شناسی مهندسی
روان شناسی مهندسی دانشی است نوپا که با محوریت تعامل انسان وتکنولوژی ، بازبینی سیستم های کاری ، ایمنی ،کارآئی ورضایت به کار می پردازد به زعم نویسندگان .روان شناسان مهندسی دانش کافی در خصوص انسان وخصوصیات آن چون توانائی حافظه ،استعداد ،ویژگیهای شخصیتی ،ویژگیهای جسمی ،نحوه تصمیم گیری ها ،محدویت های شناختی ،نگرشها ،ادارک واحساس و..... خواهند داشت حضور در کنار قابلترین مهندسان ابزار دقیق ،صنایع ،مکانیک و..نیز .سبب تحقق اهداف این دانش خواهد شد.
حضور روان شناسان صنعتی که این بار در چالش جنگ جهانی دوم قرار گرفته بودند و استفاده هر چه بیشتر از هواپیماهای جنگی ،رادارها ،تانکها وسلاحهای نوین در طول جنگ سبب شد. نیاز به دانشی احساس شود که بطور مستقل بحث تعامل انسان وماشین را محور مطالعات خود قرار داده تااز پرتوآن کارآیی لازم حصول یابد .
آغاز حرکت
سقوط پی در پی مدل بوئینگ B-17 بدون درگیر شدن درجنگ ودر بسیاری اوقات با چرخهای بسته روی باند فرود سبب شد متخصصان به بررسی موضوع پرداخته ودلایل زیادی را مطرح کنند ،خطای فنی ویا خطای خلبانان پیوستار توضیح برای علت سقوط بود .تا آنکه پرفسور چاپانیزاستاد دانشگاه جان هاپگینز موضوع را بررسی كرد .چاپانیز در آزمایشگاه روان شناسی صنعتی خلبانان را مورد آزمایش قرار داد وپی برد شباهت دو سکان در هواپیما عامل اصلی سقوط با چرخهای بسته وکشته شدن خلبانان است. انتقال اهرمها در مكانهاي مناسب سبب نجات جان ديگر خلبانان گرديد.
استقبال از یافته های نوین به رهبری چاپانیز که امروزه به نام پدر ارگونومی از او یاد می شود سبب گردید این دانش بطرز روز افزونی در طراحی دستگاههای پیشرفته ای چون (اتاق خلبانان ،ایستگاههای کار کنترل ترافیک هوائی ،ایستگاههای کاری اپراتورهای اتاق فرمان ،پیشنهاداتی برای طراحی؛شهرهای بازی ،طراحی ابزارکار ، شاتل های فضای و..... ) مورد استفاده قرار گیرد .



روانشناسي مهندسي مقدمه روانشناسي پرواز است انشاالله در روزهاي اينده بيشتر به روانشناسي پرواز و خلبانان خواهم پرداخت.

Maryam Mehri
20-01-2012, 15:03
ادامه روانشناسي پرواز و خلباني

حتما تا کنون همه ما داستان های زیادی از روایات واقعی پروازهایی شنیده ایم که نباید به مقصد می رسیدند. بارها دیده شده که هواپیماهای ترابری - مسافربری و جنگنده ها در شرایط بسیار بسیار پیچیده و دشوار و مرگباری به لطف خداوند وبا مهارت خلبانان خود به مقصد رسیده اند . حتی شرایطی که علم هوانوردی در ان سکوت اختیار کرده و همه چیز را به شانس و تقدیر می سپارد . مطمئنا اگر از تمام خلبانانی که در شرایط دشوار موفق به کنترل هواپیمای خود شده اند پرسیده شود که .. چگونه موفق به انجام چنین کاری شده اند !؟ ان ها اولین رمز موفقیت در این کار را (حفظ خونسردی)خواهند دانست. خونسردی یکی از شاخصه های مهمی است که یک داوطلب خلبانی باید واجد ان باشد تا بتواند در شغل خود موفق باشد .در واقع تجربه وعلم ثابت کرده اند که علاوه بر شرایط علمی و هوشی که خلبانان باید واجد ان باشند شرایط روحی مانند اعتماد به نفس و خونسردی قدرت تصمیم گیری سریع و دقیق بسیار در بهبود عملکرد خلبانان هواپیما و یا بالگرد موثرند. به عبارتی .. گاهی اوقات حفظ اعتماد به نفس وخونسردی می تواند یکسری معادلات را به هم بزند و شما را از چند قدمی مرگ به زندگی باز گرداند این موضوع یک فرضیه نیست که فقط بر روی کاغذ مطرح شده باشد بلکه عملا ثابت شده است با نگاهی به بسیاری از سوانح هوایی می شود به دو نکته اساسی دست یافت.
۱. در بعضی از سوانح حفظ خونسردی و قدرت تصمیم گیری صحیح به خلبانان کمک کرده که در سخت ترین شرایط بهترین تصمیم را بگیرند و خود و هواپیمایشان را نجات دهند.
۲. بعضی دیگر از سوانح همواره عدم عملکرد صحیح خلبان را به علت ازدست دادن کنترل رفتاری وخونسردی به عنوان یکی از فاکتورهای مهم سانحه در خود جای داده اند.

حفظ خونسردی در پرواز


این دو نکته به خوبی یک نتیجه را به ما گوشزد می کند و ان این که (خلبانان وعملکرد ان ها هنوز یکی از مهم ترین فاکتورها در بررسی وتحلیل سوانح هوایی است که باید بر روی ان به عنوان تاثیر گذار ترین عامل در وقوع یا عدم وقوع تراژدی های هوانوردی در حوزه ایمنی پرواز به خوبی بحث وبررسی صورت بگیرد که این امر با بررسی ابعاد علمی و شخصیتی خلبانان امکان پذیر است.)

بعد علمی و بعد شخصیتی خلبان
در حوزه مربوط به مسائل فنی پرواز و تاثیر خلبانان در ایمنی پرواز برای این که ما بتوانیم به یک نتیجه منطقی و علمی تر برسیم باید خلبانان را از دیدگاه شخصیتی نیز انالیز کرد تا بتوان در کنار بررسی و ضعیت علمی وفنی وی به یک نتیجه گیری درست رسید.زیرا شخصیت و خصوصیات روحی خلبان یا دیگر خدمه پرواز و پرسنل سیستم هوانوردی همواره به اندازه وضعیت علمی و فنی انان در تعیین سرنوشت یک پرواز دخیل است. در واقع در بسیاری از شرایط خاص پروازی خصوصیاتی مانند قدرت تصمیم گیری-تمرکز بالا-شجاعت-صبرو...بر عملکرد خلبانان به اندازه پارامترهای فنی وعلمی پرواز تاثیر دارند گاهی اوقات در شرایط خاص این شخصیت و روحیات خلبانان است که تایین کننده می شود در واقع خلبانانی با روحیات ناسالم هواپیماهای سالم را به خطر می اندازند و خلبانانی با روحیات و افکار مثبت و خصوصیات روانی مناسب هواپیماهایی را به مقصد می رسانند که امیدی به بازگشت انان نیست.
خونسردی در پرواز
یکی از بهترین پارامترهای روحی یک خلبان موفق مسئله خونسردی و کنترل این خصوصیت ویژه روحی در شرایط سخت محیطی و کاری است . خونسردی خصوصیت روانی مهمی است که در هر کاری میتواند شما را از دیگران متمایز کند.بهترین دروازه بان های فوتبال در جهان ان هایی نیستند که بلندتر می پرند یا هیکل بزرگتری دارند بلکه ان هایی هستند که در ضد حمله های حریف یا ضربات پنالتی می توانند در حضور صدها هزار تماشاگر هم چنان خونسرد و معقولانه به وظایف خود عمل کنند.
در تمام مشاغل پراسترس مانند خلبانی هم خونسردی و نحوه کنترل هیجانات روحی عامل مهم تمایز یک خلبان خوب از یک خلبان متوسط است . یک خلبان باید به خاطر داشته باشد که همیشه در کابین نمی تواند مثل یک جنتلمن سر جایش بنشیند و فقط اینسترومنت را چک کند و هر از گاهی ارتباط رادیویی با ایستگاه های زمینی داشته باشد در عین حال هر چند دقیقه مهمانداری شیک و مهربان برای وی کیک و قهوه بیاورد . ..
در واقع گاهی اوقات همه چیز در کاکپیت به جنگ با خلبان می اید.شرایط تغییر می کند انقدر سریع غافلگیرتان می کند که حتی فرصت بستن کمربند خود را ندارید خیلی سخت است که یک جت بوئینگ۷۴۷ که در حال پروازی معمولی و همیشگی است و خلبان ان فکر می کند که همه چیز در بهترین وضعیت ممکن قرار دارد ناگهان با زاویه ۳۰درجه منفی بدون ان که شما بتوانید فکرش راهم بکنید به سمت زمین شیرجه بزند. (ایا واقعا هر خلبانی امادگی مواجه شدن با چنین وضعیتی را دارد؟!)
اگر فکر میکنید این مسئله غیر ممکن است یا برای شما پیش نمی اید به امار سوانح هوایی نگاهی بیندازید .شما با وسیله ای پرواز می کنید که افرادی مثل شما ان را ساخته اند نقص و کمبود جزء لاینفک طراحی ان است و ممکن است هر لحظه موقعیتی پیش روی شما قرار بگیرد که شما را وارد شرایط دشواری کند و دیگر هواپیمای شما یک معجزه فناوری وایمنی نباشد بلکه تبدیل به ماشین پیچیده ای شود که دیگر هیچ دستوری را به سادگی ازشما نخواهد پذیرفت. مسئله غیر ممکن و دوری نیست . معادله بسیار ساده است .هواپیما در پرواز تحت تاثیر چهار نیرو حرکت میکند که خلبان و سیستم های هواپیما این چهار نیرو را کنترل می کنند.فقط کافی است که شما به هر دلیلی کنترل یکی از این چهار نیروی مهم را از دست بدهید ... کافی است یکی از این نیرو ها سرکش شود ان جا دیگر نقطه ایست که همه چیز به علم وعمل خلبان بستگی دارد علمی که اموخته و عملی که باید در جهت بازگرداندن هواپیما به شرایط ایمن به ان بپردازد. اما سوال مهم این جاست:
ایا هر خلبانی به همان خوبی که در شرایط عادی به اموخته های خود عمل می کند در شرایط دشوار نیز می تواند به اموخته های خود جامه عمل بپوشاند یا در ان جا دیگر تمام داشته هایش را باید با خود به ان دنیا ببرد؟! جواب این سوال راباید این گونه داد .
(در شرایطی که هواپیما در یک وضعیت خطرناک قرار بگیرد خلبانانی که خونسردتر هستند در مقایسه با دیگر همکاران خود می توانند به طرز شگفت اوری اموزه ها و دانست های خود را برای مقابله با چنین شرایطی بهتر و کارامدتر اجرا کنند اما خلبانانی که نتوانند خونسردی خود را حفظ کنند ومدیریت بحران مناسب را در کاکپیت اجراکنند شانس کمتری برای بازگرداندن هواپیمای خود به شرایط عادی دارند.)
در واقع این نتیجه گیری نشان دهنده این است که نقش حفظ خونسردی در کنترل شرایط خاص ودشوار بسیار برای خلبانان مهم است و این اهمیت نشان دهنده این است که خلبانان باید برای ارتقای اعتماد به نفس و مهارت های حفظ خونسردی تلاش بیشتری کنند تا در طول پروازهای خود همواره امادگی ذهنی وروحی برای مواجهه با خطرات احتمالی پرواز داشته باشند. در زیر به چند فاکتور مهم و اساسی که در میزان حفظ خونسردی در خلبانان تاثیر دارد پرداخته می شود.
فاکتورهای موثر در حفظ روحیه و خونسردی خلبانان

۱. دید گاه در مورد مرگ:
شاید در ابتدا دور از ذهن باشد اما واقعیت است!!!
در واقع میزان اعتقادات خلبانان به مسائل مذهبی و میزان اعتقاد ان ها در مورد مرگ وجهان بعد از این جهان باعث این می شود که در حین وقوع شرایط خطرناک خلبان با توجه به ارامش نسبی که اعتقادات درونی - شخصی یا مذهبی وی در مورد مرگ دارد با ارامش بیشتری با شرایط خاص برخورد کند.
خلبانانی که بیشتر به مرگ فکر کنند و یا به ان ایمان قلبی داشته باشند و در کل انسان های معتقدی به جهان دیگر باشند در شرایط مرگبار ی که ممکن است به طور ناگهانی برای ان ها پیش بیاید به طرز عقلانی تر و با ارامش بیشتری با شرایط بوجود امده برخورد می کنند و به خاطر وجود یک حس وحشت کمتر نسبت به مرگ کمتر کنترل رفتاری خود را از دست می دهند-مدیریت بحران بهتری دارند وارامش بیشتری که در شرایط خاص همین فاکتورها می تواند به طرز شگفت اوری در بهبود عملکرد انان واتخاذ تصمیم صحیح به ان ها کمک کند.
خاطر نشان می شود این اصل یک اصل ثابت شده است که از لحاظ روانشناسی نیز قابل اثبات است در واقع انسان هایی که دیدگاه مثبت تری نسبت به مرگ دارند در رویارویی با ان بسیار معقولانه تر و خونسردتر عمل می کنند که گاهی همین امر باعث می شود که ان ها با خونسردی موفق شوند این شرایط مرگبار را تبدیل به یک فرصت کرده و از ان براحتی با یک مدیریت علم محور و عمل محور عبور کنند.
برای مثال این مسئله می توان موارد زیادی را پیدا کرد که خلبانان با توجه به این روحیه ودیدگاه موفق شده اند با بدست اوردن خونسردی و (کنترل ترس خود) شرایط سخت را پشت سر بگذارند و با موفقیت هواپیمای خود را به زمین برسانند.همچنین نمونه هایی بسیار از تاثیر این دیدگاه در عملکرد خلبانان را میتوان در تاریخ دفاع مقدس دید که خلبانان در بسیاری اوقات با شجاعت بسیار زیاد و خونسردی ناشی از این تفکر موفق شده اند در سخت ترین شرایط ومرگبارترین عملیات ها با موفقیت عبور کنند.
شاید نتوان با قلم تاثیر این فاکتور را به خوبی تشریح کرد اما لااقل خلبانانی که خود در چنین شرایطی با داشتن این دیدگاه موفق شده اند با حفظ خونسردی از بروز فجایع جلو گیری کنند میتوانند این فاکتور وتاثیر انرا در مدیریت بحران در کابین خلبان به نحو احسن درک کنند.


۲. امادگی علمی خلبانان

فاکتور دوم موثر در حفظ روحیه وخونسردی خلبانان امادگی علمی و فنی انان برای مواجهه با شرایط اضطراری پرواز است . این قاعده بسیار ساده است:
هر چقدر خلبانان از لحاظ فنی و علمی بر شرایط بحرانی به وجود امده در هواپیما مسلط تر باشند و امادگی عملی برخورد با این شرایط را قبلا کسب کرده باشند در کنترل خونسردی و انجام تصمیم صحیح و عمل مناسب بهتر عمل می کنند. در واقع میزان سواد و امادگی علمی به خلبانان در شرایط اضطراری این توانایی را می دهد که با اعتماد به نفس بیشتر و در نتیجه خونسردی بیشتر در هدایت هواپیما-ارتباط با دیگر خدمه و کنترل ترافیک هوایی از قواعد علمی و فنی پیروی کند که علمی تر است و موفق به کنترل هواپیما یا به حداقل رساندن خسارات ناشی از سانحه شود.
امادگی علمی خلبانان بیشتر با مطالعه گسترده وعمیق خصوصا در حوزه ایمنی پرواز-استفاده از شبیه ساز وشبیه سازی شرایط سخت وپیچیده احتمالی و کسب تجربه عملی پرواز به دست میاید. وهر چقدر این امادگی بیشتر باشد احتمال اشتباه خلبانان در شرایط خاص کمتر می شود.
کارشناسان خلبانی وپرواز کار با شبیه ساز پرواز و مطالعه بر روی حوادث و سوانح هوایی را به عنوان دو راهکار اصلی ومهم تر برای بالا بردن این مهارت توصیه می کنند و سعی شده که این مطالعات به عنوان یک دغدغه مهم و اصلی برای خلبانان به عنوان یک هنجار شغلی پذیرفته شود.به همین دلیل مراکزی علمی و تحقیقاتی مانند (نشنال جئوگرافی) ومراکز ساخت نرم افزارهای پیشرفته شبیه ساز پرواز مانند(مایکروسافت) با تمام قوا از اوایل دهه ۹۰ میلادی وارد عرصه شدند و موفق شدند که خدمات بزرگی را برای پیشبرد ایمنی در هوانوردی جهان ارائه کنند .
امروزه خلبانان می توانند با تهیه مستندهای زیبا و کاملا علمی تهیه شده در مورد سوانح هوایی و انجام تمرینات گسترده در(فلایت سیمولاتور) میزان امادگی خود را در مواجهه با انواع شرایط اضطراری بالا ببرند . واین امر به خلبانان وخصوصا دانشجویان خلبانی در کشورمان به جدیت توصیه می شود که میزان مطالعات خود را به شدت در این زمینه بالا ببرند امروزه براحتی میتوان از طریق اینترنت در جریان تمام جزئیات علمی وفنی سوانح هوایی قرار گرفت و از این سوانح درسهای بزرگی را اموخت .
تسلط علمی روی هرموضوعی باعث می شود که خلبانان با شناخت بیشتر ازکاری که درحال انجام ان است دایره تردید خود را کم کند وبا ارامش و اطمینان بیشتری با مشکلات بوجود امده که در طول خدمت ممکن است بارها برای یک خلبان پیش بیاید برخورد کند وهمین امر میتواند ازبروز استرس های شدید که کار را تحت تاثیر خود قرار میدهد جلوگیری شود.
۳. شرایط فنی هواپیما وامكانات درون کاکپیت
مسئله استاندارد بودن وامروزی بودن تجهیزات وسیستم های درون کابین خلبان هم جزء مواردی است که به خلبان کمک می کند تا فشار روحی کمتری را در شرایط خاص احساس کند که همین کاهش فشار شدید روحی باعث می شود که خلبان با خونسردی بیشتری عکس العمل نشان دهد.
در هواپیماهای امروزی کامپیوترایز شدن بسیاری از سیستمهای درون کابین وپیشرفت در دقت وسرعت بسیاری از ایندکیتورها و انالیزورهای کابین خلبان باعث شده که در تمامی شرایط پروازی بخشی از کاری را که برعهده خلبانان است این سیستم های فوق پیشرفته به طور کامل یا نسبی انجام دهند که همین امر خصوصا در شرایطی که هواپیما از وضعیت معمول خارج شده است می تواند یک نقطه اتکاء برای خلبان باشد و شرایط را برای وی در جهت بازگرداندن هواپیما به حالت نرمال اسانتر کند.
اگر چه بعضی نظریات در حوزه پروازی به بیش از حد کامپیوترایز شدن سیستمهای هواپیما نیز ایراد وارد می کنند و خود این موضوع را نوعی خطر عنوان می کنند.اما تجربه ثابت کرده که در شرایط سخت و اضطراری کامپیوتر به خاطر نداشتن دغدغه های روحی و جسمی وفشارهای محیطی بهتر از انسان عمل میکند .برای درک این موضوع به سراغ یک مثال میرویم.
فرض کنید یک هواپیمای (a.330)در ارتفاع 35000پایی ناگهان با مشكل حفظ پایداری مواجه می شود ان هم به دلیل ازدست رفتن موتور سمت چپ واتش سوزی در این موتور.در چنین شرایطی خلبان این هواپیما با سیستم های بسیار مدرن هشدار دهنده وهمین طور سیستم اطفای حریق پیشرفته كه چند ملیون دلار قیمت ان است بسیار احساس امنیت بیشتری می كند در مقایسه با خلبان یك(tu.154)یا(b.727)كه در شرایطی مشابه قرار دارند.
هواپیماهای جدید خصوصیاتی مثل (وزن كمتر - قدرت مانور بیشتر - بهبود سیستم های هشدار دهنده -الكترونیك پروازی مدرن - خدمه كمتر در درون كاكپیت -ا سان تر بودن دسترسی به جزئی ترین اطلاعات فنی پرواز- اتوپایلوت پیشرفته و فضای بازتر وارامش بخش كابین خلبان ) و....دارند كه تمام این امكانات باعث می شود خدمه با حساس امنیت بیشتری با ان ها پرواز كنند و در حین وقوع هر نوع مشكل یا نقص فنی نیز خلبانان و دیگر خدمه با خونسردی بیشتری شرایط را درك كنند.
شغل خلبانی در كل وبالذات یك شغل پراسترس و سخت است شما با هر هواپیمایی كه پرواز كنید بازهم فشار كاری واسترس با شما خواهد بود اما باید به این نكته نیز اعتراف كرد كه استرس در كابین خلبان یك جت ایرباس 330یا بوئینگ 777 كمتر از فشار واسترسی است كه یك خلبانtu.154یا بوئینگ 727در شرایط عادی و اضطراری متحمل ان می شود وهرچه استرس وفشار بالاتر باشد خونسردی كاهش می یابد و احتمال عملكرد اشتباه و خطرناك در درون كابین خلبان افزایش می یابد.
چند توصیه برای خلبانان در شرایط اضطراری
۱. سعی کنید اگر خودتان توانایی انتخاب کروی پرواز خصوصا کمک خلبان را دارید کسی را برای پرواز درکنارتان انتخاب کنید که در کنار او احساس امنیت و ارامش بیشتر و همکاری صمیمی تری دارید و به یاد داشته باشید هر چقدر از لحاظ روحی دو خلبان به هم نزدیک تر باشند در شرایط خاص پروازی که نیاز به ارتباط روحی قوی بین خدمه وجود دارد می توانند با ارامش بیشتری کار کنند و خونسردی و عقلانیت را در این شرایط افزایش دهند.
۲. هنگامی که هواپیمای شما ناگهان وارد یک وضعیت غیر نرمال می شود مهم ترین وظیفه شما حفظ سه فاکتور ( (پایداری-سرعت و ارتفاع )) در این شرایط شما در اولین گام فقط دنبال حفظ این سه فاکتور باشید و در مرحله بعد به سراغ پیدا کردن عامل این وضعیت بروید.
در توضیح این مسئله باید گفت:
در لحظات اولیه بروز هرگونه مشکل به جای این که درگیر فرایند شناسایی مشکل باشید در ابتدا تمام تلاش خود را معطوف به حفظ ((پایداری-سرعت وارتفاع ایمن))کنید و در مرحله بعد به سراغ شناسایی و رفع نقص فنی احتمالی یا اعلام وضعیت (emergency)بروید.
در سانحه اخیر برای یک فروند هواپیمای نیروی هوایی امریکا خلبان و کمک خلبان در حال بررسی و رفع نقص فنی و چک لیست موتور هواپیما بودند و از حفظ زاویه(pitch)هواپیما غافل شدند که ناگهان هواپیما وارد (stall)شده و سقوط کرد .در این حادثه خلبانان هواپیما به جای حفظ وضعیت هواپیما سرگرم بررسی نقص به وجود امده بودند وبه قول ما ایرانی ها(از چاله یه چاه افتادند).!!!!
۳.خونسردی یک فاکتور قابل انتقال است اگر شما کاپیتان پرواز هستید از دست دادن خونسردی برای شما مساوی است با از دست دادن ان برای تمام همکارانتان و خصوصا کمک خلبانی که در کنا ر شما حضور دارد شدیدا از نحوه برخورد شما با وضعیت به وجود امده تاثیر میپذیرد .
در شرایط اضطراری همه نگاه ها به سمت کاپیتان پرواز معطوف است و همه حرکات بر طبق عملکرد وی انجام می شود حال تصور کنید که این فرمانده مقتدر هم نتواند به خودش مسلط باشد و کنترل روانی خود را ازدست بدهد!در چنین شرایطی دیگر نمی توان انتظار داشت که کمک خلبان یا دیگر خدمه بتوانند به خوبی وظایف خود عمل کنند.
کسی از خلبان انتظار ندارد که نترسد بلکه مسئله مهم کنترل ترس و هیجاناتی است که در ان شرایط بروز می کند بروز دادن استرس و فشار از سوی خلبان می تواند ضمن این که تمرکز را از خلبان گرفته و امکان اشتباه را افزایش می دهد هم چنین همین تاثیر را برروی کمک خلبان و دیگر خدمه می گذارد و شرایط را در داخل کابین خلبان بقدری پیچیده می کند که همه چیز را از کنترل شما خارج کرده و هواپیما را در مستعد ترین حالت ممکن برای وقوع سانحه قرار می دهد.
سخن پایانی
در یک نتیجه گیری کلی می توان به این مسئله اشاره کرد که هنر حفظ خونسردی در پرواز بسیار مهم است و یکی از تاثیر گذارترین مهارت های خلبانی به شمار می رود.خونسردی بیشتر مساوی است با عملکرد عقلانی تر وصحیح تر وعملکرد عقلانی تر مساوی است با ایمنی بیشتر برای هواپپیما وخلبان.
ثابت شده است که خونسردی تاثیر معجزه اسایی در بهبود عملکرد خلبانان دارد.
شاید در بعضی از شرایط به وجود امده برای یک هواپیما هیچ راهی برای سالم بازگرداندن هواپیما وجود نداشته باشد یا سانحه حتمی باشد اما به نظر من یک خلبان باید طوری در مقابله با این شرایط عمل کند که حتی اگر هواپیمای وی سقوط کرد و ......(وقتی که همکاران وی جعبه سیاه هواپیمایش را بررسی می کنند به خاطر تلاش وخونسردی وی در جهت نجات هواپیما -خود و مسافرانش به وی افتخار کنند.)

Maryam Mehri
27-01-2012, 19:14
اين قسمت مربوط به روانشناسي مسافران پرواز است

فوبي پرواز و روشهاي مقابله با ان

فوبي پرواز چيست؟
همه ما کم و بیش کلمه فوبی را شنیده ایم و تا حدودی نیز با معنای آن آشنا هستیم.
فوبی در لغت به معنای نفرت و ترس بیمارگونه است.
از لحاظ علمی، فوبی به ترس مفرط و غیرمنطقی از شیء یا موقعیت و شرایط خاص و معینی اطلاق می شود که در کارکردهای معمول شخصی و اجتماعی فرد تداخل ایجاد کند.
بیمار مبتلا به این اختلال به غیرمنطقی بودن ترس خود ، آگاه است ولی در عین حال قادر به مقابله با آن نیز نیست. این ترس به حدی نافذ است که باعث اجتناب فرد از موقعیت های هراس آور می شود یا حداقل به سختی می تواند موقعیت مذکور را تحمل کند و در صورت مواجهه نیز اضطراب فراوانی در او ایجاد مي كند.

فرد مبتلا به فوبی ممکن است حتی از تصور قرار گرفتن در موقعیت خاص هراس آور یا تصور نتایج ناشی از مواجهه با موقعیت هراس آور نیز دچار اضطراب شود. مثلاً فردی که از ارتفاع می ترسد، ممکن است از تصور سرگیجه ناشی از قرار گرفتن در ارتفاع نیز دچار اضطراب شود. فوبی ها شایع ترین اختلال روان پزشکی هستند و به طور متوسط بین 5 تا 10 درصد و حتی طبق برخی گزارشات تا 25 درصد افراد جامعه به یکی از انواع فوبی مبتلا هستند. البته در بسیاری از موارد شدت اختلال در حدی نیست که بیمار جهت درمان به پزشک مراجعه کند. به نظر می رسد که این اختلال در زنان شیوع بیشتری از مردان دارد.
یمار مبتلا به این اختلال به غیرمنطقی بودن ترس خود ، آگاه است ولی در عین حال قادر به مقابله با آن نیز نیست. این ترس به حدی نافذ است که باعث اجتناب فرد از موقعیت های هراس آور می شود یا حداقل به سختی می تواند موقعیت مذکور را تحمل کند و در صورت مواجهه نیز اضطراب (http://aerospacetalk.ir/newindex.aspx?pid=591) فراوانی در او ایجاد می کند.

فرد مبتلا به فوبی ممکن است حتی از تصور قرار گرفتن در موقعیت خاص هراس آور یا تصور نتایج ناشی از مواجهه با موقعیت هراس آور نیز دچار اضطراب شود. مثلاً فردی که از ارتفاع می ترسد، ممکن است از تصور سرگیجه ناشی از قرار گرفتن در ارتفاع نیز دچار اضطراب (http://aerospacetalk.ir/newindex.aspx?pid=9906) شود.
فوبی ها شایع ترین اختلال روان پزشکی هستند و به طور متوسط بین 5 تا 10 درصد و حتی طبق برخی گزارشات تا 25 درصد افراد جامعه به یکی از انواع فوبی مبتلا هستند. البته در بسیاری از موارد شدت اختلال در حدی نیست که بیمار جهت درمان به پزشک مراجعه کند. به نظر می رسد که این اختلال در زنان شیوع بیشتری از مردان دارد.

علت فوبي چيست؟
درباره علت فوبی مجموعه ای از عوامل زیستی و وراثتی در کنار عوامل محیطی و روان شناختی مطرح شده است، به طوری که به نظر می رسد در برخی از بچه ها که ذاتاً مستعد فوبی هستند، وجود نوعی فشار مزمن محیطی یا روان شناختی لازم است تا یک اختلال فوبی کامل شکل بگیرد.
برخی از این عوامل محیطی شامل تحقیر از سوی برادر یا خواهر بزرگتر، دعوای والدین ، از دست دادن یا جدا شدن از والدین و .. هستند که در کودکی ذاتاً خجالتی است، می توانند باعث ایجاد نوعی فوبی شوند.
عده ای از روان شناسان نیز معتقد به اصل یادگیری هستند و فوبی را نوعی واکنش شرطی تلقی می کنند، به گونه ای که بروز اضطراب و ناراحتی به دلیلی مشخص در حضور شیء یا یک موقعیت معمولی در آینده منجر به ترس (http://aerospacetalk.ir/newindex.aspx?pid=8038) از آن شیء یا موقعیت خنثای اولیه می شود.
انواع فوبي:
فوبي انواع گوناگون دارد يكي از انواع ان فوبي مكان هاي بسته است
مثل اسانسو و هواپيما بعضی افراد به دلیل ترس از هواپیما مسافت های طولانی بین شهری را با وسایل دیگر به چه سختی و مشقتی طی می کنند و هرگز سوار هواپیما نمی شوند. ( دنیس برگ کمپ بازیکن هلندی تیم آرسنال از این دسته افراد است . او تا به حال بسیاری از بازی های مهم تیمش را به دلیل هراسش از دست داده و حتی مبلغ قراردادش با تیم نیز به همین سبب کمتر از حد معمول است).
روشهاي مقابله و درمان فوبي پرواز:
برای مبارزه با این ترس راههای گوناگونی وجود داره و بیشتر به نوعی خود درمانی شبیه هستن تا درمان های دارویی بی فایده . در زیر بعضی از روش های موثر مقابله با ترس از هواپیما رو مینویسم :

- وقتی سوار هواپیما میشین این موضوع رو حتما مد نظر بگیرید که این تنها شما نیستین که در حال حاضر سوار هواپیما هستین . بجز شما دهها نفر دیگه هم هستن پس اگه قرار به مرگ و نیستی باشه شما تنها نفر این حادثه نیستین ! معمولا آگاهی از اینکه انسان تنها نیست , حتا در موقع مرگ میتونه کمی آرامش بخش باشه .- خوبه بدونن احتمال سقوط کردن و مرگ با هواپیما نسبت به اتومبیل یک به ده میلیون هست . این نشون میده که سطح ایمنی سفر با هواپیما از اتومبیل بسیار بالاتره .- سعی کنید حداقل 2 ساعت قبل از پرواز غذا میل نکنید . اگر هم چیزی میخورید سعی کنید یک غذای نسبتا سبک بخورین که فقط ته دلتون رو بگیره . علت این هست که پرواز و اوج گیری هواپیما فشار به معده و روده ها وارد میاره و حالت دل به هم خوردگی در افرادی که پر خوری کردن ایجاد میکنه . از طرفی فشار هوا در ارتفاع بالا باعث ایجاد نفخ طبیعی در روده ها میشه و همه این فشارها میتونه فردی رو که وحشت زده هست بیشتر دچار استرس و دل آشوبی کنه .- نسبت به سفر با هواپیما اطلاعات جمع کنین . آگاه بودن نسبت به وسیله سفر میتونه تا حد زیادی استرس شما رو کم کنه . از دوستان و آشنایانتون که با هواپیما سفر کردن در مورد سفرهای هوایی اطلاعات بگیرید. نوع غذاهایی که به شما داده میشه و امکانات سفر و راحتی و آسایش و .. میتونه به شما تا حدی آرامش خیال بده .- تمرین و باز هم تمرین ! هر چقدر تعداد سفرهای شما بیشتر بشه , ترستون هم کمتر میشه ! پس اگه قراره دائم سفر کنید مطمئن باشین ترستون در دراز مدت ریخته میشه .- افراد زیادی هستن که از تکان های هواپیما وحشت دارن و این مورد باعث هراس اونها میشه . خوبه اگر بتونيد با يك خلبان يا شخصي كه با مراحل پرواز اشنايي دارند در ارتباط باشيد كه به شما كمك مي كنند تا بدونید تمام هواپیماها بدون استثنا دچار لرزش و گاه تکان های شدید میشوند . علت این امر ربطی به خرابی یا نامناسب بودن هواپیما یا ناشی بودن خلبان نداره . بلکه علت در تغییر لایه های هوا و اختلاف سطح و هوای گرم و سرد و وجود باد و رطوبت و ابر در آسمان هست و دقیقا به عادی بودن وجود دست انداز در کف جاده هاست و هیچ جای نگرانی و ترس وجود نداره چون برای تمام این تکانها از قبل برنامه ریزی شده و تدابیر امنیتی رو منظور کردن .- اگه از هشدارهای گاه و بیگاه خلبان نسبت به بستن کمربند ایمنی دچار وحشت میشین , بدونین که این فقط یک فرمان پیشگیری کننده ست و دلیل وجود خطر نیست . بر اثر تکانها ممکنه با صندلی جلو برخورد کنین و دچار آسیب بشین و به همین علت خلبان در مواقعی که از روی رادار متوجه وجود جریان نامناسب هوا یا چاه هوایی میشه , این فرمان رو برای ایمنی شما صادر میکنه و جای هیچ نگرانی ای وجود نداره .- افرادی که ترس از هواپیما دارن پیشنهاد میشه بهشون که سعی کنن قسمت عقب و وسط هواپیما رو برای سفرشون انتخاب کنن . قسمت عقب هواپیما به علت دنج بودن و دید نداشتن به پنجره ها و اغلب خلوت بودن و نزدیکی به دستشویی , میتونه کمی در آرامش خیال افرادی که میترسند کمک کنه . از طرفی دور بودن از بال و موتور هواپیما و کم صداتر بودن نسبت به قسمت وسط عامل مهم دیگه ای میتونه باشه .- تمرینات مدیتیت میتونن اثر بسیار موثری در حفظ آرامش و بر طرف کردن ترس و وحشت در شما داشته باشن . این تمرینات رو میتونین از پزشک روانشناس یا موسسات آموزش یوگا بپرسین و اونها شما رو در این رابطه راهنمایی خواهند کرد . تمرینات بسیار ساده ذهنی که قدم به قدم شما رو به آرامش فرو میبرن و به نوعی خود هیپنوتیزمی هست . کافیه چشم ها رو ببندین و بدنتون رو شل کنین و سعی کنین مرحله به مرحله عضلات بدنتون و تک تک نواحی بدن رو شل کنین و بهش آرامش ببخشین . اگه فرصتش رو دارین یکماه قبل از سفر اقدام به اجرای روزانه این تمرینات 15 دقیقه ای در روز بکنین و مطمئن باشین بهتر از هر داروی آرام بخشی به شما کمک میکنه .- استفاده از قرص های آرام بخش یک میلی گرمی مثل دیازپام , اکسازپام , ایمی پرامین و ... رو برای راه حل آخر بذارین و قبلش حتمن با یک پزشک عمومی در مورد مصرف اونها صحبت کنید .

و سخن آخر اینکه مرگ یک روند طبیعی زندگی و بخشی از زندگی ما انسانهاست و هر موجود زنده ای باید روزی بمیره . اگر قرار باشه شما کشته بشید این اتفاق می افته و به هیچ صورت قادر به پیشگیری از اون نیستید . شرط عقل فقط احتیاط کردنه و انتخاب هواپیمای مناسب . ولی در اینکه بتونین جلوی تقدیر خودتون رو بگیرین , این محاله . پس با علم به اینکه مرگ دست شما نیست ، همونطوری که تولدتون هم دست شما نبوده , تمام نگرانی ها رو از دلتون خارج کنین و در عوض از سفرتون لذت ببرین . اینو در نظر بگیرین که اگه قرار باشه اتفاقی بیافته شما تنها نیستین و همه مسافران هم با شما هستن . پیر و جوون و نوزاد و بچه و تازه عروس و آدمهایی که هزار آرزو دارند .خوبه اینو بدونیم که همیشه یک قدرت برتر و نیرویی عظیم و زندگی بخش در کنار ما هست و حافظ ماست . خدا , الله , روح جهان , روح پاک , قدرت برتر و خلاصه هر اسمی که دلتون میخواد بسته به اعتقادتون روش بذارین !! اگه به اون اعتقاد داشته باشید و به اینکه حضور داره و همیشه هست و تقدیر شما دست اونه ، پس نباید از چیزی بترسین چون مرگ و زندگی ما دست اونه نه دست ما



هر چيز جز ذات پاك او نابودشدني است و به سوي او رجوع داده مي شويد.سوره القصص 88

پس مدتي را براي همه مقرر كردو اجل معين و حتمي نزد اوست.سوره انعام 2

Maryam Mehri
05-02-2012, 18:17
یک نمونه از تستهای روانشناسی از افرادی که در ازمون خلبانی شرکت می کنند گرفته می شود.

اشنایی با تست شخصیت MMPI:

نویسنده:الهام فرحناک

آزمون MMPI
پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا(MMPI)، پرسشنامه استانداردی برای فراخوانی دامنه گستردهای از ویژگیهای خود – توصیفی و نمرهگذاری آنهاست که یک شاخصی کمی از سازگاری هیجانی فرد و نگرش وی نسبت به شرکت در آزمون را به دست میدهد.
آزمون MMPI، مشهورترین و پرمصرفترین پرسشنامه شخصیتی است که به عنوان یک ابزار عینی برای تشخیص بیماریهای روانی تدوین شده است. این آزمون، یک پرسشنامه خودسنجی با پاسخهای "آری" یا "نه" است. این آزمون دارای سه مقیاس روایی و ده مقیاس بالینی است. مقیاسهای روایی، اطلاعاتی را در مورد رویکرد آزمودنی نسبت به آزمون فراهم میکنند. ده مقیاس اولیه بالینی نیز برای تشخیص اختلالهای روانی به کار میرود.
باارزشترین کاربرد MMPI، در تفکیک افراد نابهنجار به طور عام و تعیین شدت کلی ناراحتی به طور خاص است. ولی MMPI در تمییز دقیقتر اشکال مختلف آسیبهای روانی توفیق کمتری داشته است.
سوابق تاریخی و تدوین

تدوین اولیه MMPI در 1939 توسط استارک آر. هته وی(Starke- R.Hetheway) و جی – چارنلی مک کین لی(J.Chanley Mckinley) در دانشگاه مینه سوتا آغاز شد.
آنان به ابزاری نیاز داشتند که بتواند به سنجش بیماران بزرگسال در حوزه درمانهای موردی روانپزشکی کمک کرده و شدت اختلال را به دقت مشخص کند، به علاوه آنان به تدوین یک روش عینی برای برآورد تغییر حاصل از رواندرمانی یا دیگر متغیرهای زندگی بیمار علاقمند بودند.
انتقادهای وارد شده بر فرم اولیه MMPI که شامل 504 ماده بود در درجه نخست به کهنگی فزاینده، اشکال در ساخت مقیاس اولیه، نابسنده بودن نمونه هنجاریابی و اشکال در بسیاری از مادههای آن معطوف بوده است. از جمله مشکلات مربوط به مادهها، میتوان به استفاده از کلمات شهوتانگیز، احتمال سوگیری نژادی، عبارتهای قدیمی و غیرمصطلح و محتوای ناشایست و قابل ایراد اشاره کرد. هنجارهای اولیه فاقد نمونه کافی و معرف از اقلیتها بوده و برای مقایسه با آزمودنیهای زمان حال نامناسب بود. انتقادهای مذکور به هنجاریابی گسترده و مجدد آزمون MMPI در سال 1982 منجر شد. در هنجاریابی مجدد، یک فرم پژوهشی با عنوان 2- MMPI با 704 ماده که شامل 550 ماده اصلی و 154 ماده موقتی بود، تدوین شد. اجرا کنندگان MMPI متوجه شده بودند که مقیاسهای برافراشته در مورد بزرگسالان با برافراشتگی در مقیاسهای نوجوانان متفاوت است. این امر موجب شد که برای جمعیتهای نوجوان، هنجارهای متفاوت تدوین شود. اما بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران احساس کردند که حتی با اجرای هنجارهای نوجوانان باز هم مشکلات قابل ملاحظهای وجود دارد که از آن جمله این موارد است: طول آزمون به طور اخص زیاد است، سطح دشواری محتوا برای خوانندگان خیلی بالاست، به هنجارهای جدید نیاز دارد، مقداری از زبان آزمون منسوخ و نامربوط است. در پاسخ به این مسایل بود که کمیته استاندارد مجدد 2- MMPI در سال 1989 تصمیم گرفت MMPI نوجوانان به نام MMPI-A را که شامل 478 ماده است و برای نخستین بار در سال 1992 منتشر شد تدوین کند.
ساختار
چهارچوب اصلی آزمون 1943 از 504 جمله مثبت تشکیل شده بود که به صورت "صحیح" یا "غلط" به آنها پاسخ داده میشد. بعدها با اندک تغییراتی در آن و حذف یا افزودن بعضی مادهها، تعداد مادهها در یک فرم به 566 و در فرم سال 1989 به 567 تغییر یافت. خود جزوه MMPI که در دسترس قرار داشته و مورد استفاده واقع میشود دارای همین 567 ماده است.
این پرسشنامه در حال حاضر بیشتر از سایر پرسشنامهها رواج دارد. علت رواج آن به خاطر داشتن ریشههای بالینی و برتر فنی نسبت به سایر پرسشنامههاست که آزمایش شونده باید جواب خود را در یکی از سه گروه صحیح، غلط یا نمیدانم طبقهبندی کند. در فرم انفرادی، هر یک از سؤالات بر روی یک کارت چاپ شده است. آزمایشکننده هر یک از کارتها را در مقابل آزمایششونده قرار میدهد تا یکی یکی به آنها پاسخ دهد. در فرم گروهی، سؤالات به صورت دفترچه در اختیار آزمودنی قرار میگیرد و پاسخها بر روی برگ جداگانهای نوشته میشود. محتوای این آزمون بر این دیدگاهها استوار است: سلامت عمومی بدن، اختلالات عصبی، تحرک و هماهنگی، علایم بیماریهای روانی – بدنی، نگرشهای جنسی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی؛ مسایل تربیتی، شغلی، خانوادگی، زناشویی؛ حالات اضطراب، ترسهای مرضی؛ تمایلات خودآزاری، دیگر آزاری، اندیشههای ثابت و ...
مزایای آزمون MMPI
یک امتیاز مهم MMPI، شهرت زیاد و آشنایی گسترده با آن در درون حوزه روانشناسی است. پژوهشهای گستردهای در حوزههای متفاوت به عمل آمده است. تحولات جدید به تدوین فرمهای کوتاه، مقیاسهای جدید، استفاده از مادههای بحرانی و نظامهای تفسیر رایانهای منجر شده است. آزمون MMPI به بیش از 50 زبان ترجمه شده و در بسیاری از کشورهای مختلف در دسترس متخصصان است. پژوهشهای هنجاری و روایی بر روی چندین گروه فرهنگی مختلف صورت گرفته است و امکان مقایسه دادههای جمعآوری شده از فرهنگ­های گوناگون را فراهم میسازد.
آزمون MMPI نخستین پرسشنامه جامعی است که علاوه بر مقیاسهای محتوایی، تعدادی مقیاس اعتبار یا روایی نیز دارد. هدف از گنجاندن این مقیاسها آن بود که معلوم شود آیا فرد به سؤالهای آزمون با دقت و صداقت جواب داده یا نه. هرگاه نمره فرد در هر یک از این مقیاسها خیلی زیاد باشد، نمرات مقیاسهای محتوایی او را نیز باید با احتیاط تفسیر کرد یا اساسا از آنها صرفنظر کرد.
محدودیتهای آزمون MMPI
از آنجا که MMPI وسیلهای پیچیده است، پیامدهای سوء تعبیر و تفسیر آن بسیار زیانبار است. به همین جهت استفاده از آن مستلزم وجود اجرا کنندگان و تفسیرکنندگان آموزش دیده و با تجربه است و همچنین قویا توصیه شده است که این آزمون از سوی پرسنل مدارس مورد استفاده قرار نگیرد. در این آزمون، پاسخهای یک فرد با گروههای مختلفی از بیماران روانی مقایسه میشود که خود این گروهها به قدر کافی و با اصطلاحات روشن تعریف نشده است.
در MMPI به سبب همپوشی مادهها، ضرایب همبستگی متقابل مقیاسها فوقالعاده بالاست و این سبب میشود که روایی تحلیل الگو، زیر سؤال برود. همپوشی مادهها بدین معنی است که گاهی بعضی از مادهها همزمان برای اندازهگیری در چند مقیاس مختلف به کار میروند و تعداد زیادی از مادهها در بیشتر مقیاسها مشترکند. به طور مثال؛ جواب مثبت به یک سؤال میتواند نشانگر چندین مقیاس یا اختلال باشد.
یکی دیگر از مسایل آزمون MMPI، عدم تعادل در روش کلیدیابی مادههاست. بسیاری از افراد در پاسخ دادن به آزمونهای عینی، سبک پاسخ یا سوگیری خاص خود را دارند. بدین معنی که آزمودنی گرایش دارد بدون توجه به محتوای پرسشها به شیوه خاص خود به آنها پاسخ بدهد. یکی از این گرایشها، تصدیق یا دادن پاسخ مثبت به پرسشهاست. برای اجتناب از سوگیری ناشی از سبک پاسخ دادن، لازم است که در همه مقیاسهای آزمون، بین تعداد پاسخهای کلید آری و نه تعادل برقرار باشد، در صورتی که این تعادل در مقیاسهای مختلف MMPI وجود ندارد. همچنین یکی از نخستین مشکلات در تعبیر و تفسیر نیمرخ روانی آزمودنیها این است که نمره خام زنان و مردان بهنجار در مقیاسهای مختلف با یکدیگر متفاوت هستند. بنابراین هنجار زنان با مردان از نظر تعبیر و تفسیر نمرهها باید متفاوت باشد.
روش اجرای MMPI
این آزمون را میتوان در مورد افرادی که سنشان 16 یا بالاتر است و از توانایی خواندن در سطح کلاس هشتم برخوردارند اجرا کرد. البته در مورد افراد 18-14 ساله بهتر است MMPI-A مورد استفاده قرار گیرد. قبل از اجرای آزمون، آزمایشکننده میتواند روش استاندارد اجرای آزمون را در کتاب راهنمای این آزمون مطالعه کند. آزمایندگان به ویژه باید دلیل اجرای آزمون و نحوه استفاده از نتایج را برای آزمودنیها توضیح دهند. همچنین مراجعان باید آزمون را در یک موقعیت نظارت شده تکمیل کنند.

پر کاربرد ترین موارد استفاده از ازمون MMPI:از کارکنان انرژی هسته ای ,افسران پلیس ,پزشکان و خلبانان هواپیما است

فرم کوتاه (MMPI 1) و نرم افزار محاسبه ان:
http://sps.blogsky.com/1389/04/24/post-200/ (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fsps.blogsky.com%2F1389%2F04%2F24%2Fpost-200%2F)
فرم بلند (MMPI 2):
http://www.ravansanji.ir/ (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.ravansanji.ir%2F)




مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن/نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن
زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست/بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن

Maryam Mehri
19-02-2012, 12:49
بهداشت رواني خدمه پرواز

خلبانان برای ادامه فعاليت خود ملزم هستند تا هر 4 ماه يكبار مورد معاينه های پزشكي قرار گيرند. اين معاينات پزشكي شامل مجموعه ای از ارزيابي ها از جمله وضعيت روحياست كه بررسي ترس از پرواز و فشارهای عصبي ازجمله ارزيابي های شرایط روحي تلقي مي گردند، بهرحال، پس از بيماريهای قلب و عروق ، مسائل مربوط به بهداشت رواني خلبانان به عنوان شايع ترين دليل جهت عدم صدور مجوز پرواز آنها محسوب مي شود.
اهميت تأثير بيماريهای روانشناختي در عملكرد خلبانان مي بايست در نظر گرفته شود. اين موضوع مي تواند برايمني حوزه هوائي و همچنين كيفيت زندگي آنها تأثير گذار باشد. البته بين اضطراب هيجانيكه تأثيرگذار بر ايمني پرواز است با همان اضطراب هيجاني كه بر ايمني پرواز تأثيرگذار نيست ، تفاوت وجود دارد. در واقع در زندگی روزمره بعضي از استرس ها كه به وجود آورنده احساس نگراني يا اضطراب هستند عادی است.

آن چيزی كه اين نوع شرايط روانشناختي را بر ايمني پرواز تأثيرگذار يا بدون تأثير مي كند، موضوع دوره زماني و شدت آنهاست. اغلب ،در تمام شركت های هواپيمائي، اگر خلبانان دارای شرائط مناسب بهداشت رواني نباشند، مي بايست تبديل به كارمندان زميني شوند.
بديهي است كه پس از دوره زميني، آنها مي بايست جهت مجوز پرواز از ارزيابي و مشاهدات زيادی عبوركنند.
اگر چه مسائل شديد روانشناختي در بين خدمه پرواز شيوع كمتری دارد، اما همين درصد كم نيز، مي تواند بين ترس اضطرابي از پرواز تا تفكر خودكشي درحين پرواز با نوسان همراه باشد.
التبه مسائل ديگر روانشناختي مانند افسردگی اختلالات خلقی ، اضطراب، استرسهای شغلي، مسائل مرتبط با روابط، اختلالات جنسی،استفاده از الكل، اختلالات خواب نبايستي در ارزيابي های خدمه پرواز از نظر روانشناسان دور بماند.
از بین 6100 خلبان فوت شده بين سالهای 1337 تا 8007 ، نزديك به 1 % آنان دارای مسائل روانشناختي بودند كه براساس بررسي پرونده آنها مشخص شد هرگز موضوعات روانپريشي خود را به اداره هوانوردی فدرال گزارش نكرده بودند. ضمن اين كه اغلب آنها موضوع بيماری خود را به دكترهای شخصي خود گزارش كرده وروشن شد كه ترس از عدم صدور مجوز پرواز، باعث چنين عملي گشته است. در مجموع ، بايد گفت بهداشت رواني هوائي شامل شش وظيفه به شرح زير است:

- خارج كردن افراد دارای مسائل روانشناختي خاص از ادامه پرواز.
-نظارت بر بهداشت رواني افرادی كه برای دوره های آموزشي اوليه شروع به كار كرده اند و يا آنهائي كه درحال كار هستند.
- كمك و مداوای افرادی كه در حين كار دچار مشكلات روانشناختي شده اند.
- تعيين اين كه تا چه زماني يك فرد به دليل مسائل روانشناختي مي بايست پرواز نكند.
- حمايت های روحي و رواني كوتاه مدت و دراز مدت از افرادی كه از پرواز كنار گذاشته شده اند.
- جلوگيری از ايجاد مسائل بهداشت رواني به واسطه انجام پژوهشهای سازماني، انجام برنامه های ارتقاءسلامتیو ممانعت از تداخل پيش گستر وظائف محوله به آنها.




افزون بر آن،مي توان به پنج منبع ايجاد مسائل بهداشت رواني كاركنان در بخش هوائي به شرح زيراشاره كرد:

- استرسهای ناشي از قرار گرفتن در حاشيه ايمني و بقاء زندگي.
- استرسهای ناشي از جو سازماني، ساختار كار و وظائف محوله مانند تعداد پروازهای محوله، پرواز زدگي ،پاداشها و مسائل مالي، جدول نوبت كاری مسائل شخصي كه دراسترسهای شغلي تأثير گذارند.
-نگراني از عدم صدور مجوز پرواز پس از آزمايشهای دوره ای.
-مسائل روانشناختي معمولي و طبيعي كه برای هر فرد عادی در جامعه ممكن است، بوجود آيد.
-خلبانان نه تنها، تحت تأثير مسائل خاص شغلي خود هستند بلكه تحت عدم امنيت شغلي و فشار ناشي از مسائل عمومي كه مردم با آن روبرو هستند نيز قرار دارند.
در حال حاضر پژوهشهايي كه نشان دهنده وزن تأثيرگذاری هريك از مسائل تأثيرگذار بر بهداشت رواني خدمه پرواز باشد، يافت نشده است.








منبع:http://www.sid.ir/fa/index.asp (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.aerospacetalk.ir%2Fvb%2Fredirector.php%3Furl%3Dhttp%253A%252F%252Fwww.aerospacetalk.ir%252Fvb%252Fredirector.php%253Furl%253Dhttp%25253A%25252F%25252Fwww.aerospacetalk.ir%25252Fvb%25252Fredirector.php%25253Furl%25253Dhttp%2525253A%2525252F%2525252Fwww.aerospacetalk.ir%2525252Fvb%2525252Fredirector.php%2525253Furl%2525253Dhttp%252525253A%252525252F%252525252Fwww.aerospacetalk.ir%252525252Fvb%252525252Fredirector.php%252525253Furl%252525253Dhttp%25252525253A%25252525252F%25252525252Fwww.aerospacetalk.ir%25252525252Fvb%25252525252Fredirector.php%25252525253Furl%25252525253Dhttp%2525252525253A%2525252525252F%2525252525252Fwww.aerospacetalk.ir%2525252525252Fvb%2525252525252Fredirector.php%2525252525253Furl%2525252525253Dhttp%252525252525253A%252525252525252F%252525252525252Fwww.sid.ir%252525252525252Ffa%252525252525252Findex.asp)
عنوان مقاله:روانشناسی پرواز رویکرد بالینی
نویسنده:دکتر داود صادقی

Maryam Mehri
28-03-2012, 20:44
داشتن اموزش مهارت های ارتباطی و حمایت های روانی با اسیب دیدگان سوانح هوایی
در رویاروی با آسیب دیدگان سوانح هوایی بازماندگان را آنچنان تحت تاثیر قرارمی دهد که روند مقابله و سازگاری افراد را با سانحه مشکل می سازد. افراد مصیبت دیده از سوانح هوایی برای سازگاری با شرایط بحرانی بعد از سانحه و از سر گرفتن فعالیت های عادی خود، نیازمند حمایت های روانی - اجتماعی هستند . این خدمات حمایتی می تواند به افراد برای مقابله با بحران های روحی و روانی کمک نماید.
اگر بحران به صورت حل نشده باقی بماند اثرات روانی و عاطفی جبران ناپذیری بر ساختار شخصیتی افراد وارد می کند که ممکن است تا پنج و یا شش سال ادامه یابد.
** تاثیرات روانی سوانح هوایی
خسارات روحی بازماندگان سوانح هوایی به مراتب بیشتراز خسارات مالی و جانی آن است.به طورمثال سانحه سقوط هواپیما و بالگرد یکی ازمخرب ترین و خانمان سوزترین حوادث هوایی است، که تنها در قرن بیستم بیش از هزاران انسان را به کام مرگ فرو برده است.
حوادث و سوانح ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری خسارات روحی جبران ناپذیری را بر پیکره بازماندگان از سانحه وارد می سازد، اغلب انسان ها در اثر شوک روحی حاصل از این نوع سوانح دقیقا نمی دانند که چه اتفاقی برای آنها رخ داده است و مدام علت آن را از افراد دیگر جویا می شوند .
انسان های بسیاری در اثر وقوع سانحه هوایی خانواده، دوستان و بستگان یا به عبارتی منابع مالی و عاطفی خود را از دست می دهند، سانحه دیدگان با از دست دادن خانواده و آشنایان خود تمام این مفاهیم و معانی را به یک باره از دست می دهند.
آنها بعد از وقوع این نوع سوانح نیاز به مراقبت، حمایت و آگاهی دارند.
اما شدت این واکنش های روحی در برخی افراد بسته به نوع شخصیت آنها و عمق مصیبت وارده بیشتر است.
** شوک سوانح ناشی از سوانح هوایی
درابتدا باید گفت که چنین سوانحی ،شوک بزرگی به روان افراد بازمانده وارد می آورد و کارکرد عادی روح و روان آنان را به کل مختل می کند و کنترل فرد را بر رفتار خود، دیگران و محیط اطراف به طرز چشمگیری کاهش می دهد.
چنین حالتی در فرد به چند دلیل ایجاد می شود:
سانحه ای مثل سقوط هواپیمای مسافربری که موجب از دست دادن بستگان فرد می شود، در حقیقت واقعه ای با شدت و عواقب وخیم بسیار است که در مدتی بسیار کوتاه رخ می دهد. مسئله زمان کوتاه و شدت واقعه تاثیری کاری بر کارکرد روان دارد.
نکته مهم دیگر این است که چنین پیش آمدی به شکل ناگهانی و غیرقابل پیش بینی رخ می دهد و فرد را به شدت غافلگیر می کند. چنین اتفاقاتی تاثیر خود را بر تمامی سیستم ( روحی و بدنی ) بر جای می گذارد.
مراحل شوک به این ترتیب است که سانحه دیدگان سوانح هوایی ابتدا دچار شوک روحی می شوند، ترس تمام وجود آنها را فرا می گیرد وبا ناباوری به محیط اطراف خود نگاه می کنند .برخی از آنها دچار اختلالات مربوط به خواب و کابوس های شبانه می شوند ؟ بعضی مدام وقایع گذشته را در ذهن خود مرور می کنند و برخی به گذشته برمی گردند و احساس می کنند سانحه همچنان ادامه دارد.
این افراد برای رسیدن به یک تعادل نسبی سعی می کنند از چیزهایی که یادآور آن لحظات است دوری کنند.در مورد سانحه مطلقا صحبت نمی کنند؟ از قرار گرفتن در معرض بوها و صداهای موجود در فضای سانحه خودداری می کنند و از مصاحبت با افرادی که آنها را به یاد روزهای تلخ سانحه می اندازند، امتناع می ورزند.
همچنین مشاهده می شود که این افراد از انواع دردهای فیزیکی هم شکایت می کنند، اما زمانی که به پزشکان مراجعه می کنند هیچ علائم و نشانه ای در بدن آنها مشاهده نمی شود. با وقوع سانحه ای مثل سقوط هواپیما رفتار کودکان نیز تغییر می کند نسبت به روزهای عادی بی قرارتر، زودرنج تر و پرخاشگرتر و ساکت تر می شوند. در تمام لحظات دوست دارند درکنار والدین باشند،از بی خوابی رنج می برند و در برخی موارد نیز عادت های کودکی مانند شب ادراری و مکیدن انگشتان مجددا در آنها نمود پیدا می کند.
کودکان حاضر و شاهد در سوانح هوایی ممکن است در آینده دچار ترس های متعددی از قبیل ترس از مدرسه،حیوانات ، تاریکی واماکن محصورشوند. البته این واکنش ها در هنگام وقوع سوانح هوایی یا اعلام اخبار مربوط به آن کاملا طبیعی است و اکثر افراد با گذشت یک ماه به حال طبیعی باز می گردند، با این حال با وجود طبیعی بودن این حالات افراد آسیب دیده ناخودآگاه نگران می شوند و احساس می کنند دیوانه شده اند . در این موارد این افراد حتما باید با یک روان پزشک مشورت کرد تا اقدامات لازم جهت آنها انجام گیرد.
برای ارتباط با افراد آسیب در سوانح هوایی موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
1- شرایطی را فراهم آوریم تا افراد آسیب دیده بتوانند احساسات و عواطف مثبت یا منفی خود را بروز دهند. تشویق کردن افراد به صحبت در مورد واقعه پیش آمده باعث تخلیه هیجانی می شود و از مزمن شدن بحران جلوگیری می کند.
۲-اعتقادات و بیانات و احساسات فرد را مورد سئوال قرار ندهیم ، حتی اگر این بیانات واقع بینانه نباشد.
۳-به صحبت های افراد آسیب دیده به دقت گوش داده و درخواست هایی را که از ما دارند یادداشت نماییم.
۴-به فرد آسیب دیده کمک کنیم تا شناخت درست و درک صحیحی از حادثه به دست آورده و افکار اشتباه درباره خود، متوفی و دیگران را شناسایی کرده و در جهت تغییر آنها اقدام نماید.
۵- تلاش کنیم تا افراد حس نمایند سوانح هوایی از حوادث خاص است و اتفاق خیلی نادری رخ نداده است .
مثال : بیان سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران ،مقامات رده بالای نظامی و دولتی که در سایر نقاط دنیا اتفاق افتاده است.
6- شرایطی را فراهم کنیم تا افراد آسیب دیده بتوانند از حمایت های عاطفی یکدیگر برخوردار شوند زیرا با این کار حس همبستگی گروهی را فراهم آورده ایم ، از این رو سعی شود که افراد در منطقه خود مورد حمایت های اجتماعی قرار گیرند.
‪ ۷شرایطی را فراهم آوریم تا افراد آسیب دیده بتوانند انتظارات ، تخیلات و خیال بافی های خود را بروز دهند.
۸-نگرش های منفی آسیب دیدگان نسبت به خود، محیط و آینده را تغییر دهیم تا فرد خود و محیط را آسیب پذیر نداند و بتواند تصورات مبهم نسبت به آینده را اصلاح نماید.
‪ ۹مقدمات فعالیت های جسمی نظیر ورزش ، بازی و فعالیت های بدنی را برای آسیب دیدگان فراهم آوریم.
‪ ۱۰حتی الامکان از افراد در مورد خود ، خانواده و اتفاقاتی که رخ داده است ، سئوال کنیم.
11- برای آرام کردن فرد و دوری از رنج ، داروهای آرام بخش را توصیه ننماییم ، زیرا عبور از مرحله بحران با لمس درد و رنج بهتر صورت می گیرد.
‪ 12به بازماندگان این فرصت داده شود تا در مراسم سوگواری عزیزانشان شرکت نمایند . این امر به سازگاری بهتر فرد با موقعیت بحران کمک می نماید
۱۳-شرایطی را فراهم آوریم تا افراد بتوانند از طریق دعا و نیایش ارتباطات معنوی خود را تقویت نمایند و به آرامش روحی برسند.
۱۴-به منظور تخلیه هیجانات افراد، می توان آنها را تشویق نمود تا احساسات خود را نسبت به فرد متوفی به صورت نامه ، شعر، نقاشی و یا داستان ابراز نمایند.
۱۵-در برخورد با صحبت های قالبی یا کلیشه ای آسیب دیدگان ( مثل افکار و احساسات تکرارشونده ) سعی کنیم حاشیه برویم و یا گریز بزنیم.
۱۶-خاطر نشان کنیم که احتمال بروز علائمی مثل افسردگی ، اضطراب و خشم در آینده قابل پیش بینی است این امر افراد را برای رویارویی با مشکلات بعدی آماده می سازد.
‪ ۱۷از توانمندی های آسیب دیدگان برای کمک به خود و دیگران استفاده کنیم‪.
۱8- با استفاده از جملات و کلمات مناسب می توانیم احساسات همدلانه خود را نسبت به فرد سوگوار ابراز نماییم.
۱9-افراد آسیب دیده را در جریان وقایع و اخبار مربوط به حادثه قرار دهیم.
۲۰- سعی کنیم نگرش بازماندگانی را که به نوعی خود را مقصر یا گنهکار قلمداد می کنند، تغییر دهیم.

منبع : http://forum.freedownload.ir/thread-166887.html (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fforum.freedownload.ir%2Fthread-166887.html)

Maryam Mehri
30-05-2012, 23:21
از آنجایی که بیماری افسردگی ریشه بسیاری از اختلالات روانی است و بیماری بسیار موذی هست شخص ممکن است سالها مبتلا به افسردگی باشد اما خود و اطرافیانش از آن مطلع نباشند قاعدتا خلبانان و دیگر خدمه پرواز هم از این اشخاص مستثنی نیستند و ممکن است در معرض ابتلا به این بیماری باشند در دنیای امروز با پیشرفت تکنولوژی و کم شدن روابط بین فردی متاسفانه شیوع این اختلال افزایش یافته است تشخیص صحیح و زود هنگام این اختلال از حاد شدن آن جلوگیری می کند. و به بهبودی کامل شخص بینجامد.

آزمون تشخیص افسردگی بک معتبرترین آزمون برای تشخیص این اختلال است.

تست افسردگی بک

افسردگی دارای جلوه های گوناگونی است که افراد به آسانی از تشخیص آن غافل می شوند. این اختلال دارای طیف وسیعی از نشانه ها از قبیل سردرد، یبوست، کم شدن اشتها، کمر درد، یا فقط خستگی مزمن است. این تست به شما در رسیدن به این مهم کمک می کند. در این پرسشنامه 21 سوال مطرح شده و هر سوال از چهار عبارت تشکیل شده است. هر یک از این عبارت ها در هر سوال بیان کننده حالتی از شخص است. شما باید عبارت های هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید. سپس در هر گروه عبارتی را انتخاب کنید که بهتر از همه، طرز احساس کنونی شما را بیان می کند. یعنی آنچه را که درست هم اکنون احساس می کنید. پس از انتخاب داخل دایره را تیک بزنید. ا گر در هر سوال بیش از یک عبارت را وصف خود می دانید، سعی کنید عبارتی را که ممکن است بیشتر درباره شما صادق باشد را انتخاب کنید. اگر از بین دو یا چند عبارت مربوطه به یک گروه نتوانستید انتخابی را به عمل آورید به حدس و گمان متوسل شوید در هر صورت هیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید. این آزمون مخصوص افراد بالای 16 سال هست .

1
...
0 )من غمگین نیستم

1) من غمگینم

2)غم و غصه از زندگی من دست بر نمی دارد

3) دیگر تحمل این زندگی را ندارم

2

0) من به آینده خوشبینم

1)امیدی به آینده ندارم

2)احساس می كنم كه آینده خوبی در انتظارم نیست

3)هیچ روزنه امیدی در زندگی ام نیست

3

0)من ناكام نیستم

1)من از دیگران ناكام ترم

2)وقتی به گذشته نگاه می كنم می بینم تمام زندگی ام شكست و ناكامی بوده است

3)من یك شكست خورده تمام عیارم

4

0)مثل گذشته از زندگی ام رضایت دارم

1)مثل گذشته از زندگی لذت نمی برم

2) از زندگی ام رضایت واقعی ندارم

3)از همه چیز و همه كس ناراضی ام

5

0)احساس گناه و تقصیر نمی كنم

1)گاهی اوقات احساس گناه می كنم

2)اغلب اوقات احساس گناه و تقصیر دارم

3)همیشه احساس گناه و تقصیر در من است

6

0)انتظار مجازات ندارم

1)احساس می كنم ممكن است مجازات شوم

2)انتظار مجازات دارم

3)مطمئنم مجازات می شوم

7

0)من از خودم رضایت دارم

1)من از خودم ناراضی ام

2)از خودم بدم می آید

3)من از خودم متنفرم

8

0)من بدتر از دیگران نیستم

1)گاهی از خودم به خاطر خطاهایم انتقاد می كنم

2)همیشه به خاطر خطاهایم خودم را سرزنش می كنم

3)برای هر اتفاق و حادثه ای خودم را سرزنش می كنم

9

0)هیچ وقت به خودكشی فكر نمی كنم

1) فكر خودكشی به سرم زده ولی هیچ وقت اقدام به خود كشی نكرده ام

2)به فكر خودكشی هستم

3)اگر بتوانم خودكشی می كنم

10

0)بیش از حد معمول گریه نمی كنم

1)بیشتر از گذشته گریه می كنم

2)همیشه در حال گریه كردنم

3)قبلا زیاد گریه می كردم اما حال با آن كه دلم می خواهد نمی توانم گریه كنم

11

0)كم حوصله تر از گذشته ام

1) از گذشته كم حوصله ترم

2)اغلب اوقات كم حوصله ام

3) همیشه كم حوصله ام

12

0)مثل همیشه مردم را دوست دارم

1)كمتر از گذشته به مردم علاقمندم

2)تا حدود زیادی علاقه ام را به مردم از دست داده ام

3)از همه مردم سیر شده ام و دیگر به هیچ كس علاقه ای ندارم

13

0)مثل گذشته تصمیم می گیرم

1)كمتر از گذشته تصمیم می گیرم

2)نسبت به گذشته تصمیم گیری برایم سخت تر شده است

3) قدرت تصمیم گیری ام را كاملا از دست داده ام

14

0)جذابیت گذشته را دارم

1)نگرانم كه جذابیتم را از دست بدهم

2) احساس می كنم كه جذابینم را روز به روز بیشتر از دست می دهم

3)من زشت هستم

15

0)به خوبی گذشته كار می كنم

1) به خوبی گذشته كار نمی كنم

2)برای هر كاری مجبورم به خودم فشار بیاورم

3)دستم به هیچ كاری نمیرود

16

0) مثل گذشته خوب می خوابم

1)مثل گذشته خوابم نمیبرد

2)یكی دو ساعت زودتر از معمول از خواب می پرم و دوباره خوابیدن برایم سخت می شود

3)چند ساعت زودتر از معمول از خواب می پرم و دیگر خوابم نمی برد

17

0)بیشتر از گذشته خسته نمی شوم

1)بیشتر از گذشته خسته می شوم

2)از انجام هر كاری خسته می شوم

3)از شدت خستگی هیچ كاری نمی توانم انجام دهم

18

0)اشتهایم هیچ تغیری نكرده است

1)اشتهایم به خوبی گذشته نیست

2)اشتهایم خیلی كم شده است

3)تازگی ها هیچ اشتهایی به غذا ندارم

19

0)اخیرا وزن كم نكرده ام

1)تازگی بیش از دو و نیم كیلو وزن كم كرده ام

2)تازگی بیش از پنج كیلو وزن كم كرده ام

3) تازگی بیش ازهفت كیلو وزن كم كرده ام

20

0)بیش از گذشته بیمار نمی شوم

1) سردرد و دل درد و یبوست دارد اذیتم می كند

2)به شدت نگران سلامتم هسنم

3)آنقدر نگران سلامت خود هستم كه دست و دلم به هیچ كاری نمی رود

21

0)میل ج.... ام هیچ تغیری نكرده است

1) میل ج.... ام تازگی كمتر شده است

2)میل ج.... ام خیلی كم شده است

3)اصلا هیچ میل ج.... در من باقی نمانده است

تفسیر تست

ابتدا باید نمره ها را با هم جمع كنید

10-1شما افسرده نیستید

16-11با روانپزشك یا روانشناس مشورت كنید افسردگی شما خفیف است

30-17 بهتر است هر چه زودتر با روانشناس مشورت كنید

40-31 افسردگی شما شدید است مشورت با روانشناس را فراموش نكنید

بیشتر از 40 افسردگی شما بسیار است حتما با روان پزشك مشورت نمایید.

مرجع: آسیب شناسی روانی,نوشته:سلیگمن,ترجمه:یحیی سید محمدی

http://www.tebyan.net

Maryam Mehri
12-06-2012, 19:34
?What Is Aviation Psychology


There are many specialized areas of psychology designed to help specific groups. Aviation psychology is an area that has been practiced since since World War II. Psychologists who work in aviation are trained to help pilots and flight crews to make sure they are as emotionally and mentally healthy as possible. Their main objective is to make air flight safe.



http://img.ehowcdn.com/article-new/ehow/images/a04/ls/5i/what-aviation-psychology-800x800.jpg


Read more: What Is Aviation Psychology? | eHow.com (http://www.ehow.com/facts_4911282_what-aviation-psychology.html#ixzz1xb5nlHYw) http://www.ehow.com/facts_4911282_what-aviation-psychology.html#ixzz1xb5nlHYw



Significance



Aviation psychology is the study of pilot and flight crew behavior with the objective of maintaining flight safety. Aviation psychologists must be knowledgeable in both psychology and aviation.

History



Aviation psychology was founded in the early 1940s during World War II to ensure the safety and performance of fighter planes. There is a higher demand for aviation psychology during wartime.
Sponsored Links (http://www.google.com/url?ct=abg&q=https://www.google.com/adsense/support/bin/request.py%3Fcontact%3Dabg_afc%26url%3Dhttp://www.ehow.com/facts_4911282_what-aviation-psychology.html%26hl%3Den%26client%3Dca-ehow_300x250%26adU%3Dwww.ism.edu%26adT%3DIntl%2BSchool%2Bof%2BManagement%26gl%3DNL%26hideleadgen%3D1&usg=AFQjCNHh0lac0DmKqvRoK-toQT5iiMiYCw)

Intl School of Management (http://www.googleadservices.com/pagead/aclk?sa=L&ai=BTT6yoWTXT5vaKcne_AaksemMA4_b454Ch6-B-jzAjbcBwMhQEAEYASCpia0GOABQ2ouJhfj_____AWCRBKABhfbR_AOyAQx3d3cuZWhvdy5jb23IAQHaAT9odHRwOi8vd3d3LmVob3cuY29tL2ZhY3RzXzQ5MTEyODJfd2hhdC1hdmlhdGlvbi1wc3ljaG9sb2d5Lmh0bWyAAgGpAsttYErb-rQ-qAMB6AOWBegDDvUDAAwAhvUDEAAAEYgGAQ&num=1&cid=5GgIf7mIBfnwUqUre2Y-yJM2&sig=AOD64_0-nKpQ78WRMHy4jNsbXIJkiJ5ygA&client=ca-ehow_300x250&adurl=http://www.ism.edu/Ph.D/ISM-PhD-Overview.html) Intl PHD Program Integrating Field Experience & Academics. Info Here!
www.ism.edu (http://www.googleadservices.com/pagead/aclk?sa=L&ai=BTT6yoWTXT5vaKcne_AaksemMA4_b454Ch6-B-jzAjbcBwMhQEAEYASCpia0GOABQ2ouJhfj_____AWCRBKABhfbR_AOyAQx3d3cuZWhvdy5jb23IAQHaAT9odHRwOi8vd3d3LmVob3cuY29tL2ZhY3RzXzQ5MTEyODJfd2hhdC1hdmlhdGlvbi1wc3ljaG9sb2d5Lmh0bWyAAgGpAsttYErb-rQ-qAMB6AOWBegDDvUDAAwAhvUDEAAAEYgGAQ&num=1&cid=5GgIf7mIBfnwUqUre2Y-yJM2&sig=AOD64_0-nKpQ78WRMHy4jNsbXIJkiJ5ygA&client=ca-ehow_300x250&adurl=http://www.ism.edu/Ph.D/ISM-PhD-Overview.html)






Phobias



Aviation psychologists talk to pilots and flight crew members if they develop a fear of flying and help them overcome it. They can also give pilots and crew members advice on getting over airsickness.

Anxiety



Aviation psychologists help train prospective pilots. They teach pilots techniques on how to handle anxiety to ensure they can fly safely under pressure.

Stress



The ability to deal with stress is imperative in flight safety. Aviation psychologists help all crew members, from pilot to air traffic controllers, learn to deal with stress so they don't "burn out" and suffer poor performances.

Accident Counseling



After an accident, aviation psychologists counsel pilots and flight crew members to ensure they properly recover before going back to work.

Management



Aviation psychology also focuses on researching to maintain the quickest and most efficient way to relay information to the pilot in the cockpit. This can improve flight safety by making sure pilots learn of weather conditions or equipment malfunction.



Read more: What Is Aviation Psychology? | eHow.com (http://www.ehow.com/facts_4911282_what-aviation-psychology.html#ixzz1xb5nlHYw) http://www.ehow.com/facts_4911282_what-aviation-psychology.html#ixzz1xb5nlHYw




ترجمه:

روانشناسی حمل و نقل هوایی چیست؟
زمینه های تخصصی روانشناسی طراحی شده زیادی را برای کمک به گروه های خاص وجود دارد.
روانشناسی حمل و نقل هوایی موضوعی است که از جنگ جهانی دوم تا امروز اجرا شده است روانشناسانی که در حمل و نقل هوایی کار می کنند برای کمک به خلبانان و خدمه پرواز تربیت می شوند. تا مطمئن شوند آنها از لحاظ احساسی و ذهنی در سلامت کامل هستند.هدف اصلی آنها این است که پرواز هوایی امنی داشته باشند.
اهمیت:
اهمیت روانشناسی حمل و نقل هوایی مطالعه رفتار خلبانان و خدمه پرواز با هدف حفظ ایمنی پرواز می باشد. روانشناسان حمل و نقل هوایی باید هم در زمینه روانشناسی هم در زمینه حمل و نقل هوایی مهارت داشته باشند.
تاریخچه:
تاریخچه روانشناسی حمل و نقل هوایی به دهه 1940 یعنی سالهای اولیه جنگ جهانی اول بر می گردد. تا از ایمنی و عملکرد هواپیماهای جنگنده اطمینان حاصل کند. و در طول جنگ تقاضاهای بیشتری برای روانشناسان حمل و نقل هوایی به وجود آمد.
ترس یا هراس:
روانشناسان حمل و نقل هوایی با صحبت با خلبانان و خدمه پرواز کمک می کنند تا آنها بر ترس توسعه یافته خود از پرواز غلبه کنند.آنها همچنین می توانند از طریق مشاوره با خلبانان و خدمه پرواز بر هوازدگی آنها هم غلبه نمایند.
اضطراب:
روانشناسان حمل و نقل هوایی کمک به تربیت خلبانان آینده نگر می نمایند.
آنها به خلبانان تکنیک هایی را می آموزند در مورد چگونگی مقابله با اضطراب تا اطمینان یابند که آنها می توانند با خیال راحت تحت فشار پرواز نمایند.
استرس:
توانایی مقابله با استرس در ایمنی پرواز ضروری است.روانشناسان حمل و نقل هوایی به تمام خدمه از خلبانان گرفته تا کنترلر ترافیک هوایی می آموزند که چگونه با استرس مقابله نمایند در صورتی که آنها از سوختن و عملکرد ضعیف رنج می برند.
مشاوره حوادث پس از یک سانحه:
روانشناسان حمل و نقل هوایی مشاوره می کنند با خلبانان و اعضای خدمه پرواز تا اطمینان حاصل کنند که آنها به درستی بهبود یافته اند قبل از برگشتن به سر کار.
مدیریت:
روانشناسی مدیریت حمل و نقل هوایی نیز در تحقیق برای حفظ سریعترین و کارآمدترین راه در رساندن اطلاعات به خلبانان در کابین خلبان تمرکز دارند و این می تواند امنیت پرواز را با اطمینان دادن خلبانان به یادگیری شرایط آب و هوایی یا خرابی تجهیزات را بهبود بخشد.

Maryam Mehri
16-07-2012, 14:37
سلام راستش من امروز قراره برای اولین بار در عمرم به تنهایی سوار هواپیما بشم تا حالا همیشه یکی از اعضای خانواده وفامیل و دوستان همراه من بودند و از اونجایی که هر کاری که برای اولین بار قراره انجام بدی هیجان انگیز است منم یک هیجان عجیبی دارم یادم میاد چند سال قبل دکترمجد روانشناس خانواده در یک برنامه ای یک روش برای کنترل و کاهش اضطراب بیان کردندو اونم اینکه هر موقع دچار اضطراب شدید در جایی که اشخاص دیگری حضور دارند مثلااگر اضطراب امتحان دارید در حضور دوستانتان فریاد بزنید من اضطراب دارممممممممممممممم همین تخلیه هیجانی شما رو آرام تر می کند حالا منم دارم از روش دکتر مجد استفاده می کنم و می گم من اضطراب دارممممممممممممممممم .:-SS
دوستان هم گاهی اگر به خاطر مسائل مختلف دچار اضطراب شدند می تونند از این روش استفاده کنند ترس و اضطرابتون رو فرو نبردید تخلیه کنید تا از بدنتون خارج بشود.


راستی پروازمم با ایران ایر است .:01 (27):

erfan-a
16-07-2012, 15:14
سلام راستش من امروز قراره برای اولین بار در عمرم به تنهایی سوار هواپیما بشم تا حالا همیشه یکی از اعضای خانواده وفامیل و دوستان همراه من بودند و از اونجایی که هر کاری که برای اولین بار قراره انجام بدی هیجان انگیز است منم یک هیجان عجیبی دارم یادم میاد چند سال قبل دکترمجد روانشناس خانواده در یک برنامه ای یک روش برای کنترل و کاهش اضطراب بیان کردندو اونم اینکه هر موقع دچار اضطراب شدید در جایی که اشخاص دیگری حضور دارند مثلااگر اضطراب امتحان دارید در حضور دوستانتان فریاد بزنید من اضطراب دارممممممممممممممم همین تخلیه هیجانی شما رو آرام تر می کند حالا منم دارم از روش دکتر مجد استفاده می کنم و می گم من اضطراب دارممممممممممممممممم .:-SS
دوستان هم گاهی اگر به خاطر مسائل مختلف دچار اضطراب شدند می تونند از این روش استفاده کنند ترس و اضطرابتون رو فرو نبردید تخلیه کنید تا از بدنتون خارج بشود.


راستی پروازمم با ایران ایر است .:01 (27):

سلام
اصلاً استرس نداشته باشید،تازه خیلی هم خوش حال باشیدکه دارید یه تجربه ی نو پیدا می کنید.من اولین و آخرین باری که تنها سوار هواپیما شدم خیلی بهم خوش گذشت تازه کاکپیت رو هم دیدم!(EP-CFK)


پ.ن:البته واسه خیلی ها دیدن کاکپیت عادیه ولی واسه یک پسر15 ساله مثل من بسیار جالب و هیجان انگیزه.

Maryam Mehri
17-07-2012, 11:39
با سلام
مرسی از دوستانی که هم حسی کردند پرواز بسیار عالی بود من اولش یکم هیجان زده بودم اما همین که وارد فرودگاه شدم خیلی آروم بودم .
پروازم همین طور که گفتم با ایران ایر بود از رشت به تهران طول پرواز 35 دقیقه بود البته من باید این مطلب رو در گزارش پرواز می نوشتم اما چون دیروز به خاطر فرمایش دکتر مجد اینجا عنوان کردم امروزم خواستم در همین جا ادامه بدم
پذیرایی هم یک ساندویچ مرغ که خیلی خوشمزه بود به همراه آب میوه که برای یک پرواز 35 دقیقه ای خیلی خوب بود .
اما اتفاق جالبی که افتاد و خیلی هم خوشایند نبود این بود که بین مهماندار خانم و چند خانم ورزشکار که مسافر بودند دعوا شد من در ردیف یکی مانده به آخر بودم دختر خانم های ورزشکار ردیف آخر نشسته بودند و خیلی هم هیکلی درشت اندام بودند خانم مهماندار نه اینکه بد اخلاق باشند اما خیلی گرم برخورد نمی کردند و من فکر کرده بودم که خیلی خسته هستند به هر حال من زیاد اهمیت ندادم اما گویا برای خانم های ورزشکار خیلی اهمیت داشت کلی پشت سر من حرف می زندند و از خانم مهماندار گله داشتند تا ایتکه مشخص شد این خانم ها چند شیشه ترشی همراه خود به داخل هواپیما آوردند تا مهماندار متوجه شد خیلی عصبانی شد و این خا نم ها هم که ورزشکار بودند سرشون درد می کرد برای دعوا خلاصه گیس و گیس کشی فحش و فحش دهی که واقعا در شان یک خانم نیست شیشه ترشی و پرت کردند و ......................تمام طول سفرم جناب سر مهماندار که بسیار انسان معقول و منطقی بودند در حال نصیحت کردن بودند که کار به کلانتری و سپاه نکشه که البته کشید و در آخر گویا خانم مهماندار می خواستن به خاطر فحاشی از خانم های ورزشکار شکایت کنند و حقیقتش به من گفتن که شما اخر نشسته یودید ماجرا رو دیدید و شنیدید حاضری شهادت بدی اما من قبول نکردم چون واقعا حوصله دردسر نداشتم که حالا به خاطر یک شیشه ترشی کلی معطل بشم به هر حال قبول نکردم و اومدم سوار اتوبوس شدم و داخل اتوبوس همه داشتند از ورزشکارا انتقاد می کردند که چقدر زشت بود حتی هم تیمیهاشون کلی دلخور بودند که اینها آبروی تیم ما رو بردند. واقعا هم خیلی زشت بود من شنیدم که چه فحش های رکیکی دادند و اینجا جا دارد از مهمانداران عزیز تشکر کنم و خسته نباشید بگم که با تمام فشار و خستگی کار این جور مسافران بی ملاحظه هم باید تحمل کنند.

اما تجربه تنها سوار هواپیما شدن من با این خاطره دیگه هیچ وقت از یادم نمی ره خیلی خاطره خوبی نبود اما به هر حال خاطره بود.

و یک موضوع جالب این بود که من 35 دقیقه طول پروازم بود اما دو ساعت تو ترافیک تهران بودم تا به خونه خالم برسم و این موضوع خیلی من و کلافه کرد ایشا الله این ترافیک تهرانم به زودی بهتر بشه

می بخشید اینجا کیبورد فارسی نداشتم خیلی خوب نتونستم بنویسم .

Maryam Mehri
21-07-2012, 22:04
وحشت از پرواز: چه طور درمان می شود؟بهترین راه درمان یک ترس، مواجه شدن با آن است.
وحشت از پرواز خیلی خوب درمان می شود، خصوصاً به کمک یک نیروی خارجی. ایزابل داوید، متخصص وضعیت استرس هوایی در ایر فرانس به ما اعلام می کند 85% از کسانی که دورۀ «ضد استرس» را می گذرانند، می توانند بر ترس شان از پرواز غلبه کنند.
برای مقابله با وحشت از هواپیما، هواپیما را رام کنیداز نظر ایزابل داوید قبل از هر چیز، وقتی که می خواهیم بر ترس مان از پرواز غلبه کنیم، باید بدانیم که نوع ترس مان دقیقاً چیست و آن را تشخیص بدهیم.
برای این امر، در ابتدا، مرحلۀ آموزشی، از یک تمرین روانی شخصی شروع می شود.در مرحلۀ دوم، فرد به یک گروه چهار نفره می پیوندد و در کلاس ابتدایی هوانوردی شرکت می کند، و توسط خلبان ها می فهمد که یک هواپیما چگونه کار می کند.
زیرا آن طور که ایزابل داوید خاطر نشان می کند، «شخص به خاطر نداستن و عدم آگاهی نگران است، بنابراین مهم است که او با دنیای فنی هواپیما آشنا شود... و تمام صداهای ممکن را بشنود.»
وحشت از پرواز: آرام بمانیدیک بخش مهم از دورۀ ضد استرس به یادگیری مدیریت می گذرد.
روش های ریلکسیشن عموماً خوب جواب می دهند و به افرادی که ترس از پرواز دارند اجازه می دهد که جلو بیافتند و بتوانند واکنش های وحشت شان را کنترل کنند.یک تئوری هم دربارۀ شبیه سازی شرایط پرواز وجود دارد، که در آن فرد در ابتدا در شبیه ساز (سیمیلاتور) پرواز قرار می گیرد.
ایزابل داوید این نکته را هم اضافه می کند که: «سپس، بعد از پایان دوره فرد باید خیلی سریع سوار هواپیما شود و سفر هوایی داشته باشد، بعد از آن هم باید دفعات متوالی چندین پرواز داشته باشد.»اگر این راه حل رضایت بخش نبود، روان درمانی های رفتاری در بیشتر موارد، در کوتاه ترین مدت بسیار مفید بوده اند.

https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn1/s480x480/528897_449556488411325_1925943271_n.jpg

منبع: http://www.farsigap.com/

Maryam Mehri
01-08-2012, 15:47
مطالعه این مقاله برای هر شخصی می تواند مفید باشد.

روانشناسی اعتیاد

اختلال های مربوط به مصرف مواد روانگردان

در قرن حاضر معتاد به عنوان یک قربانی یا بیمار در نظر گرفته میشود که البته نظریه بیماری اعتیاد مخالفانی نیز دارد.برای مثال استانتون پیل معتقد است مفهوم بیماری عملا باعث شده است که رفتار اعتیاد آور افزایش یابد زیرا این مفهوم رفتارهای کنترل نشده را موجه میسازد و به افراد امکان میدهد که فقدان کنترل خود را به عنوان حالتی از بیماری تعبیر کنند که کاری برای آن نمیتوانند انجام دهند.
WHOسازمان بهداشت جهانی مفهوم نشانگان وابستگی را بجای اعتیاد به دارو و سوءمصرف دارو به اینصورت تعریف میکند:
مجموعه ای از پدیده های فیزیولوژیکی رفتاری و شناختی که طی آن مصرف یک ماده یا طبقه ای از مواد برای یک فرد اولویت بسیار بیشتری از رفتارهای دیگری میابند که زمانی ارزش والاتری داشتند.همچنین این الگو فراوانی زیاد رفتارهای ناسازگارانه ،فقدان کنترل،بی توجهی به لذات دیگر و تمایلات دیگر به نفع مصرف ماده را مورد تاکید قرار میدهد.
دارو هر نوع ماده شیمیایی است که میتواند دستگاه زیستی را تغییر دهد.
دارو میبایست از طریق گردش خون به مغز برسد که یا از طریق تنفس یا خوردن و جذب توسط دستگاه گوارشی و یا از تریق تزریق به خون وارد میشود به همین دلیل معتادان هروئین تزریق را بر راههای دیگر ترجیح میدهند زیرا سریعتر هروئین را به مغزشان میرسانند.
همه داروها باید از چنیدن غشاءزیستی مثل جداره معده و مویرگهای ششها بگذرند و از آنجایی که غشاهای سلولی عمدتا از مواد چربی ساخته شده اند دارویی که در چربی نسبتا حل شدنی باشد سریعتر جذب خواهد شد برای مثال اندکی تغییر در مورفین هروئین بدست میدهد که بیشتر از مورفین در چربی حل میشود و به همین دلیل معتادان هروئین را به مورفین ترجیح میدهند.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بین مردان مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد شایعترین اختلال روان پزشکی همایند است.
در بحث دیدگاه های روان پویشی دیدگاه های اولیه به تمرکز بر وابستگی دهانی و سایقهای لیبیدویی گرایش داشتند اما دیدگاه های جدیدتر اعتیاد ها را بیانگر کمبودهای اساسی در رشد و عاطفه خود میداند .داروها برای کاستن از حالتهای هیجانی آزارنده یا به عنوان یک مکانیزم دفاعی در ارتباط با تعارض درونی مصرف میشوند..به اظهار یکی از مصرف کنندگان کوکائین وسیله ای بود برای فلج کردن احساسها .
اگر در مدت سالهای رشد در برقراری روابط مثبت تجربه کمی وجود داشته باشد برقرار کردن رابطه صمیمی در بزرگسالی میتواند استرس زا باشد مصرف داروها برای کنار امدن با اضطراب مربوط به صمیمیت بخصوص در مدت نوجوانی توسط چندین نظریه پرداز مورد توجه قرار رگفته است.
تعداد کمی از افراد هنگامیکه مصرف داروها را شروع کردند اعتیاد به آنها را پیش بینی میکرده اند.گرچه افراد بسیاری از داروها یا الکل را بصورت کنترل شده یا به شیوه ای که از نظر اجتماعی مقبول است مصرف میکنند ولی عده ای دیگر در دام چرخه وابستگی گرفتار میشوند.
با محدود کردن دسترسی به دارو میتوان مصرف آن را در جامعه کاهش داد ولی به نظر نمیرسد جامعه ما آمادگی کامل حذف داروها را داشته باشد و بنا بر این باید قوانینی اعمال شوند که الکل و سیگار را غیر مجاز کنند.اما این سناریو بعید به نظر میرسد پس حداقل سیاستهایی باید به اجرا درآیند که مصرف را کاهش دهند مثلا افزایش مالیات الکل و سیگار باعث کاهش مصرف خواهد شد.یکی دیگر از موثرترین عوامل بازدارنده مصرف دارو آموزش و نشر آگاهی درباره داروها و الکل و آثار آنهاست که بویژه برای کودکان و نوجوانان اهمیت دارد..اموختن مهارتهای تصمیم گیری و شیوه هایی برای برخورد با همسالان برای مصرف داروها ضروری است.

همه میدانیم خوردن فقط یک چیپس کار دشواری است زیرا بعد از خوردن یک چیپس انگیزش خوردن بیشتر افزایش میابد گویی این تجربه لذتبخش با یک چیپس نیازها و احساسهایی را حساس میکند که قبل از چشیدن آن وجود نداشتند و این پدیده در مورد داروهای روان گردان نیز صدق میکند یعنی میل به مصرف دارو که قبل از تجربه آن وجود نداشت در اثر مصرف آن فزونی میابد.
بر اساس نظریه متضاد این افزایش بر اساس سه پدیده مهم قرار دارد:1-مصرف آن موجب انواع لذتهای روانی میشود2-در اثر مصرف مکرر لذتهای بعدی همانند لذت اولیه نیستند و برای رسیدن به لذت اولیه مقدار دارو را باید بیشتر کرد3-در اثر ترک دارو مثلا هروئین فرد با احساسهای وحشت و اضطراب همراه میشود.
بزرگترین مشکل در درمان سوءمصرف مواد نگه داشتن فرد در حالت پرهیز است.
آبراهام ویکلر وقتی با بیماران معتاد به افیون خود که چند ماه بود ترک کرده بودند و کلیه علائم ترک افیون در انها وجود نداشت در جلسات گروهی به صحبت کردن درباره مواد مخدر میپرداخت برخی از آنها علائم ترک افیون مثل آبریزش بینی، عرق کردن و خمیازه کشیدن،را نشان میدادند.او اعلام کرد که محرکهای محیطی از طریق شرطی سازی کلاسیک توانایی فراخوانی نشانه های ترک دارو را کسب میکنند.لذا همین شرطی سازی میتواند اشتیاق به مصرف دوباره دارو را ازدیاد بخشد.

الکل
فرزندان الکلی 4 برابر بیشتر از افراد کل جمعیت به الکل وابسته میشوند.یک دیدگاه درباره سوءمصرف مواد این است که این اقدام نوعی خود درمانی است و افراد برای اصلاح کردن (ناآگاهانه)عدم توازن زیست شیمیایی در مغز که آمادگی آن را به ارث برده اند داروها را مصرف میکنند.
غذا جذب الکل راکند و گاز کربنیک نوشابه آن را افزایش میدهد و به مقدار بسیار کم از طریق تنفس ، ادرار و مدفوع و عرق دفع میشود اما90درصد آن راکبد میسوزاند. به همین دلیل مصرف کنندگان مزمن الکل از آسیب کبد رنج میبرند زیرا کبد زمان زیادی را صرف سوزاندن آن میکند.داروهای بنزودیازپین در درمان بسیار موفقیت آمیز بوده اند.
در یک آزمایش به دو گروه مشروب داده شد و نتیجه این بود که پسران خانواده الکلی پس از نوشیدن مقدار متعادلی الکل به نحو چشمگیری کمتر از مردانی که فاقد الکلیسم در خانواده بودند خود را مست ارزیابی کردند.در مطالعات دیگری نشان داده شد پاسخ فیزیولوژیکی و ذهنی کم نسبت به الکل میتواند پیش بینی کننده قدرتمندی برای الکلیسم در آتی باشد.
شاید افرادی که در مصرف الکل زیاده روی میکنند از اضطراب یا تنش زیادی رنج میبرند.بیماران فوبیک برای کنار آمدن با فوبی هایشان الکل مصرف میکنند.
شخصیت ضد اجتماعی بر سن شروع دوره پاسخ به درمان و برگشت به الکلیسم تاثیر دارد.مصرف الکل در دوران حاملگی میتواند موجب بروز نشانگان الکل جنینی شود که طی ان نوزاد به نابهنجاریهای جسمانی و ذهنی مبتلا میشود.
برخی الکلیها در جهت درمان در صدد حمایت سازمانی بنام الکلیهای گمنام AA برمی آیند.دیسولفیرام دارویی است که اگر در حضور آن الکل نوشیده شود فرد به شدت احساس بیماری میکند لذا بدلیل تجربه ناخوشایند فرد از مشروبخوری بیشتر منصرف میشود و داروی جدید دیگری بنام نالترکسون میتواند در کاهش اشتیاق و پیشگیری از برگشت موثر باشد.هیچ درمانی نشان نداده است که به تنهایی در دراز مدت میزان برگشت بیماری را بطور قابل ملاحظه ای کاهش دهدو قاعده اینست که تقریبا یک سوم افراد الکلی خواه از برنامه های درمانی پیروی کرده باشند یا نه بهبود میابند.

داروهای محرک
کوکائین و امفتامین نمونه نخستین داروهای غیر مجاز محرک هستند ولی ان را در چای و قهوه و نوشابه های غیر مجاز و شکلات هم میتوان یافت.
کوکائین از برگ گیاه کوکا ساخته میشود که بصورت وحشی رشد میکند و هزاران سال است که در امریکای جنوبی آن را پرورش میدهند و شکل خالص آن را کراک میگوییم و به طرق تزریق وریدی یا انفیه یعنی به داخل کشیدن بینی یا بصورت کشیدن کراک مصرف میشود.مشهور ترین طرفدار کوکائین فروید بود که مطالب زیادی درباره مزایای آن نوشت و معتقد بود که کوکائین میتواند اعتیاد به الکل و مورفین را کاهش دهد و شگفت آور نیست که او گرفتار اعتیاد شدید به کوکائین بود.

گفته شده کوکائین و داروهای محرک دیگر تجربه لذت در اغلب فعالیتها را بزرگنمایی میکنند و مصرف مقادیر زیاد آن موجب ملالت و اضطراب شدید شده و و مصرف مزمن آن میتواند موجب حملات وحشتزدگی ، پرخاشگری شدید ، بی خوابی کامل ، تحریک پذیری شود.فرد معتاد به کوکائین به رفتارهایی میپردازد که مستلزم خطرات فوق العاده ای برای سلامتی و پایداری اجتماعی است.مصرف سنگین کوکائین میتواند به رویدادهای روان پریشی و رفتار پارانوئید و تحریک پذیری شدید و مشکلات توجه و تمرکز بینجامد.
گرچه انگیزش ترک کوکائین بسیار بالاست ولی برگشت به مصرف آن بزرگترین مشکل است.همانگونه که قبلا گفته شد قرار گرفتن در معرض نشانه های موجود در محیط میتواند اشتیاق را بر انگیزد و در افرادی که حتی مدت طولانی در حالت پرهیز قرار داشته اند موجب برگشت شود.این محرکهای قدرتمند تداعی شده با دارو ، پاسخهای فیزیولوژیکی نظیر ضربان قلب یا کاهش دمای پوست را ایجاد میکند.هدف درمان مبتنی بر الگوی یادگیری مواجهه مکرر با محرکهای مربوط به دارو در محیطی امن و کنترل شده است.با قرار دادن مکرر بیمار در معرض یاداورهای کوکائین بدون کوکائین قاعدتا باید خاموش کردن پاسخهای شرطی که میتوانند موجب برگشت شوند امکان پذیر باشد.بطور خلاصه ابتدا باید چرخه وابستگی قطع گردد و در طول مرحله ترک دارو با استفاده از داروهای ضد افسردگی به کاهش افسردگی کمک کرد و با کمک رویکردهای درمان رفتاری انگیزش بیمار را برای ماندن در حالت پرهیز تقویت کنند.

افیونها (داروهای مخدر)
طبقه ای از داروها که از گیاه خشخاش بدست می آیند مانند تریاک ،مورفین ،کدئین و مشتقات ترکیبی انها مانند هروئین و مپریدین(دمرول).
عنصر اصلی تریاک مورفین است.آثار جسمانی عمده افیونها کاستن از درد است و عموما با اولین استعمال موجب استفراغ و تهوع خواهند شد و موجب تنگی آشکار مردمک چشم میشوند و چون حرکت غذا را در مسیر گوارشی کند میکند موجب یبوست شده لذا سالها به عنوان درمانی برای اسهال استفاده میشده است.اثر زیادی روی قلب ندارند ولی فشار خون را کاهش داده و موجب عرق کردن میشوند.گرچه اثر اولیه هروئین به ارگاسم جنسی شباهت داردولی مصرف مزمن ان با کاهش سائق جنسی و کژکاری جنسی همراه است و جدی ترین اثر فیزیولوژیکی آن افت تنفسی است.وقفه تنفسی رایجترین علت مرگ ناشی از مصرف بیش از حد است.
مصرف کننده با تکرار مصرف به تدریج مقدار بیشتری از آن را مصرف میکند.البته کسانی هستند که افیونها را امتحان کرده ولی به آن عادت نمیکنند.نمونه ای از ممصرف افیون کنترل شده به زبان حرفه ای دارویی تراشیدن chipping نامیده میشود.تراشنده های هروئین گاه و بیگاه بسیار شبیه کسی که گاه و بیگاه ماری جوانا میکشد یا الکل مینوشد به مصرف هروئین میپردازند.این افراد میتوانند زندگی شغل و خانواده های پایداری داشته باشند اما با این حال در تعطیلات اخر هفته با برخی گروه ها یا دوستان هروئین مصرف میکنند.
درمان اصلی معمولا دارویی بوده و مصرف دهانی متادون را معمولا جایگزین هروئین داخل وریدی میکنند.پژوهشگران دریافتند که مقادیر نسبتا زیاد متادون از کاهش قابل توجه اشتیاق معتادین به هروئین خبر میدهد.با اینکه در اثر ترک متادون نشانگان پرهیز وجود دارد ولی شدت آن از ترک هروئین کمتر است.در یک گزارش بدبینانه برگشت به مصرف افیون غیر مجاز در بیمارانی که قبلا متادون مصرف میکرده اند70تا80درصد اعلام شده است.به عبارت دیگر زمانیکه متادون متوقف شود احتمال پرهیز دراز مدت کم است.بسیاری از بیماران متادون ترجیح میدهند بطور نامحدود متادون مصرف کنند که مطمئنا از نظر پزشکی امکان پذیر است.
مساله اجتماعی مصرف این داروها این است که چون غیر قانونی و گران هستند بسیاری از معتادان را بر آن میدارند که برای تهیه داروهایشان به جرمهای سنگینی چون دزدی یا روسپی گری روی آورند.


داروهای توهم زا مشخصه ای که این داروها را از داروهای دیگر مجزا میکند توانایی آنها در تغییر ادراک حسی و اگاهی و افکار است.
مسکالین از پیلوت نوعی گیاه کاکتوس بدست می آید.سیلوسیبین در گونه های متعدد قارچ یافت میشود.
LSD: نوعی داروی ترکیبی است که از نظر شیمیایی به چند ترکیب شیمیایی مربوط است که در قارچ آرگوت یافت میشود و مصرف ان در اوایل دهه 1970 در خرده فرهنگ هیپی به اوج خودش میرسد.سولومن اسنیدر داروشناس عصبی بعد از مصرف LSD اظهار داشت دو ساعت بعد از مصرف این دارو احساس کردم گویی هزاران سال است تحت تاثیر این دارو قرار دارم و باقی زندگی من تا بینهایت روی کره زمین ادامه خواهد یافت لذا یکی از رایجترین گزارش ها به تغییرات عمیق حسی مانند دیداری لامسه ای یا شنوایی مربوط میشود و یا احساسها میتوانند از حالتی به حالت دیگر جابجا شوند.مثلا اسنیدر نوشت :من دستهایم را به هم زدم و دیدم امواج صوتی از جلوی چشمانم میگذرند.
این داروها برخلاف کوکائین یا هروئین احساس شدید لذت ایجاد نمیکنند و افراد فقط انها را بخاطر آثار پیچیده آنها بر ذهن دوست دارند.مصرف این داروها مدام یا مزمن نیست و افراد آن را فقط در مواقع استثنایی مصرف میکنند.لذا به انها معتاد نشده و وابستگی جسمانی ایجاد نمیکند و موجب اشتیاق و مصرف وسواسی و بی اختیار نشده و لی همچنان غیر قانونی هستند.مطالعات نشان داد این داروها آثار بازداشتی نیرومندی بر سیستم سروتونین و آثار برانگیختگی غیر مستقیم بر سیستم نوراپی نفرین دارند.رایجترین پیامد ناگوار واکنش روان پریش حاد یا پرواز بد است که طی آن مصرف کننده دچار وحشتزدگی شدید شده و احساس میکند که دیوانه خواهد شد.و در موارد نادر موجب خودکشی شده است.یکی دیگر از عوارض جدی LSDپدیده ای است بنام "فلش بک" که عبارتست از وقایع کوتاه مدت آثار دارو که مدتها پس از اخرین مواجه با آن روی میدهد و تقریبا در 5درصد مصرف کنندگان بروز میکند و بصورت ادواری حتی سالها بعد از مصرف LSD عود میکند.
PCP : (فن سایکلیدین یا گرد فرشته) و کتامین بنام هوشبرهای تجزیه ای هستند که فرد را بیهوش کرده ولی بیدار نگه میدارد که قطع شده از محیطشان به نظر میرسند.این دارو را بصورت سیگار میکشند و از طریق انفیه و تزریق وریدی هم قابل استفاده است.مصرف این دارو موجب احساسهاس ذهنی سرخوشی گرمی و سوزش و کرخی در دست و پا شده و برخلاف توهم دیداری که مشخصه مسمومیت LSD است تغییر شکل در تصویر بدن و احساس دگرسان بینی شدید خود از ویزگیهای حالت PCP است.در برخی افراد روان پریشی های شبه اسکیزوفرنی ظاهر میشود که میتواند چند هفته یا چند ماه ادامه یابد.
MDMA : معروف به خلسه از نظر شیمیایی به امفتامین مربوط میشود و چون موجب تغییرات در اگاهی ادراکی میشود در داروهای توهم زا طبقه بندی میشود.و موجب احساس شنگولی سوزش و احساس مردم آمیزی شدید میشود حتی بعد از اینکه آثار حاد این دارو فروکش کرد آنها بینش همدلی و اگاهی بیشتری احساس میکنند.تعدادی از روان پزشکان اظهار داشتند که این دارو ارتباط و ابزار هیجانها را تسهیل میکند ولی متاسفانه معلوم شده است که این دارو آثار سمی عصبی بر مغز و بویژه بر نورونهای سروتونین مرکزی دارد.
ماری جوانا : فرآورده برگهای گیاه شاهدانه است و در قرن 19 به عنوان داروی محرک اشتها و و داروی ضد تشنج و درمان انواع میگرن و آسم و درد قاعدگی استفاده میشده است.عنصر روانگردان TCT موجود در رزین گیاه شاهدانه متمرکز است و ماری جوانا فراورده برگها و غنچه ها ست و حشیش رزین تقریبا خالص و از این رو بسیار قوی است.معمولا ماری جوانا و حشیش را دود میکند و بعد از 30 دقیقه آثار ان به اوج خود میرسد. البته گاهی افراد با پختن این ماده در شکلات یا شیرینی ان را مصرف میکنند.
معمولا وقتی ماری جوانا در ارتباط با افراد مصرف میشود قهقهه شادی و خنده در افراد وجود دارد.موسیقی و مزه ها بهتر احساس میشوندو با این همه ممکن است یعد از مصرف مقادیر بسیار زیاد توهمات و اححساسهای پارانویا روی دهند.بعد از مصرف ماری جوانا افراد ممکن است از هم پاشیدگی زودگذر نشان دهند یعنی توانایی نگهداری و هماهنگ کردن اطلاعات برای منظور خاص را از دست بدهند مثلا در جمله ای را که شروع به گفتن آن کردند چون آنچه گفته اند را فراموش میکنند نمیتوانند ان را به اتمام برسانند و زمان برای این افراد بسیار کند میگذرد.

***بسیار بعید است ماری جوانا وابستگی جسمانی ایجاد کند.با این حال مشخص شده بعد از قطع مصرف بسیار زیاد ممکن است نشانگان پرهیز روی دهد که مشخصه آن تحریک پذیری بیقراری و بی خوابی رعشه و افزایش حرارت بدن است .
***مصرف وسواسی و بی اختیار این دارو به مراتب کمتر از کوکائین افیون و الکل است.شاید مهمترین آثار این دارو بخاطر استنشاق تار و مواد دیگری که در سیگار ماری جوانا یافت میشود بر ششها باشد.میتواند بر قضاوت رانندگی آسیب برساند.مصرف کنندگان مزمن ماری جوانا کند ذهنی بی تفاوتی و کاستی های شناختی و حافظه و بی علاقگی به ظاهر شخصی و دنبال کردن اهداف زندگی را نشان میدهند ولی شواهدی که نشان دهد مصرف سنگین ماری جوانا آسیب مغزی دائمی یا اختلال شناختی درازمدت ایجاد کند وجود ندارد.

نیکوتین و سیگار کشیدن
امروزه میدانیم بیش از 3000ترکیبات شیمیایی در دود سیگار موجود است و افراد نیکوتین را هم بخاطر تاثیر تحریک کننده و هم آرام کننده اش مصرف میکنند.دو تن از کارشناسان پیشتاز در این زمینه نیکوتین را از نظر مسمومیتی که ایجاد میکند کمترین و از نظر وابستگی قویترین دارو میدانند و 70 درصد کسانی که سیگار را ترک کرده اند ظرف سه ماه برگشت کرده اند.رئیس بهداری امریکا نیکوتین را همانند هروئین اعتیاد اور میداند و این موضوع برای کسانی که بارها سعی در ترک سیگار کردهاند شگفت اور نیست و به قول مارک تواین اگر سعی کنم میتوانم سیگار را ترک کنم ، من این کار را بارها کرده ام.
البته برخی افراد خیلی کم و فقط گاهی سیگار میکشند که این موقعیت نسبتا نادر است.نشانگان ترک که از فردی به فرد دیگر متفاوت ست از قبیل تحریک پذیری، اضطراب ،بی قراری ،سردرد، بی خوابی و اشتیاق به توتون ظرف چند روز یا چند ماه کاهش میابد اما میل و اشتیاق به سیگار معمولا بیشتر از شکایتهای جسمانی دوام می آورد.افزایش اشتها و وزن مشکلات رایج ترک سیگار هستند و کاهش انگیزش برای ترک بویژه در خانمها ایجاد میکنند.
وابستگی به سیگار در سالهای نوجوانی از طریق عوامل اجتماعی مانند فشار همالان ، سرمشق گیری از والدین و امتحان کردن میتوانند به شروع این رفتار کمک کنند.
انگیزه های متعددی به جهت سیگار کشیدن وجود دارند سه الگوی مهم عبارتند از
1-افراد سیگار را یک فعالیتی که هم تاثیر آرام بخش و هم تاثیر لذتبخش و محرک دارد میدانند
2-الگوی مهم دیگر رفتار سیگار کشیدن موضوع کنار آمدن است.بررسیهای متعدد معلوم کرده اند افراد زمانیکه نگران ، عصبی ،مضطرب هستند بیشتر سیگار میکشند و معتقدند سیگار به تسکین این احساسها کمک میکند.
3-الگوی کارکردی بر قابلیت بهتر کردن عملکرد ، تمرکز میکند و تاکید میکند که افراد برای کنترل کردن حالت روانی خود و دستیابی به کارکرد ذهنی مطلوب سیگار میکشند.به نظر میرسد که نیکوتین واقعا عملکرد را بهبود میبخشد.
نزدیک به دو سوم سیگاریها هر سال برای ترک سیگار تلاش جدی میکنند اما ظرف چند هفته یا ماه برمیگردند.جانشن سازی نیکوتین از طریق آدامس نیکوتین یا چسب نیکوتین موثر است. منطق بکار رفته در چسب نیکوتین شبیه متادون برای هروئینی هاست و عوارض جانبی کمتری از ادامس نیکوتین ایجاد میکند.
به گفته رئیس بهداری آمریکا سیگار کشدن مهمترین و تنها علت قابل اجتناب مرگ و میر در جامعه ما و مهمترین مساله بهداشت عمومی زمان ماست.و براورد شده هر ساله350,000 مرگ در رابطه با سیگار کشیدن و 10,000 مرگ در ارتباط با الکل و 35,000 مرگ ناشی از ایدز وجود دارد.سرطان ریه ،بیماری قلبی کرنوی،پرتنشی،بیماریهای مزمن ریوی مثل آمفیزمبیماریهایی هستند که احتمال ابتلا شدن به انها با مصرف سیگار افزایش میابد.براورد شده است سیگار کشیدن در 30درصد کلیه مرگهای ناشی از سرطان و مرگهای ناشی از بیماریهای قلبی عروقی دخالت دارد.نوزادان مادران سیگاری به هنگام تولد وزن کمتری نسبت به مادران غیر سیگاری دارند.

****هر یک نخ سیگار بین 7 تا 9 دقیقه عمر شما رو کم میکنه و تو سیگار بیش از 2500 تا سم و زهر وجود دارد و خوشبختانه امروز علاوه بر همه تکنیکها دارویی بوجود آمده بنام chantix که برای بسیاری چون گیرنده های مغز رو قطع میکنه برای همیشه سیگار رو کنار میگذارند چون سیگار براشون بیفایده میشه و افراد بسیاری وجود دارند با وجودیکه 20یا 40 سال سیگار کشیده اند با کمک این دارو سیگار رو برای همیشه ترک کرده اند.در آمریکا 400000 نفر در سال بخاطر کشیدن سیگار میمیرند.


داروهای مسکن- خواب آور و آرامبخشها
آثار اصلی این داروها کند کردن فعالیت دستگاه عصبی مرکزی است.
باربیتوراتها نظیر پنتوباربیتال(نمبوتال)سکوباربیتال(سکونال)آموباربیتال(آمیتال)فنوباربیتال(لومینال) برای بیهوشی تسکین و کنترل اختلالهای حمله تشنجی تجویز میشوند
بنزودیازپینها نظیر آلپرازولام(اکساناکس)دیازپام(والیوم)کلرودیازپوکساید(لیبریوم)تریازولام(هالیسون)و اکزازپام (ترانکسن)برای درمان حالتهای اضطرابی و بی خوابی عرضه میشوند.
آثار جسمانی باربیتوراتها بسیار شبیه الکل است و در مقادیر کم موجب شنگولی ملایم و منگی جزئی و ناهماهنگی حرکتی میشود مقادیر مصرف زیاد موجب مسمومیت شده که ویژگی آن دشواری در تفکر ،گفتار نامفهوم ، درک و حافظه ضعیف ، نا استواری هیجانی و رفتار پرخاشگرانه است. این داروها در واقع برای ارتکاب به خودکشی داروهای مفیدی هستند از ترکیب باربیتوراتها یا بنزودیازپینها با الکل مرگهای غیر عمدی روی میدهد زیرا آثار این داروها افزونی پذیرند.
بنزودیازپینها در مجموع آثار ملایمتر و سمیت کمتری نسبت به باربیتوراتها دارند و مقادیر مصرف بیشتر انها موجب تسکین و خواب میشود.مصرف بنزودیازپینها میتواند موجب کاستی حافظه و مواردی از یادزدودگی کامل ناشی از مصرف تریازولام گزارش شده است.
GABA یک انتقال دهنده عصبی بازداشتی است که در چند قسمت مغز یافت میشود.باربیتوراتها و بنزودیازپینها و الکل همگی با گیرنده های GABA تعامل میکنند
همه بنزودیازپینها پتانسیل اعتیاد کمتری نسبت به باربیتوراتها دارند و نشانگان ترک باربیتوراتها شبیه ترک الکل هستند.رعشه ،اضطراب، بیخوابی ،روان آشفتگی و حالت تشنجی بعد از توقف مصرف مزمن باربیتوراتها روی میدهند. درمان وابستگی به باربیتورات و بنزودیازپینها معمولا با کاهش تدریجی مقدار مصرف و ظرف مدت چند هفته یا چند ماه همراه با روان درمانی حمایتی صورت میگیرد.


منبع : آسیب شناسی روانی نوشته سیلگمن ترجمه: یحیی سید محمدی
بن پایه (http://mehdigoudarzi.blogfa.com/category/37/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86)

Maryam Mehri
03-08-2012, 22:26
آشنایی با اختلال افسردگی و روشهای درمان آن:
بسیاری از بیماران روانی یا جسمیاز افسردگی رنج میبرند و با توجه، به آمار میتوان گفت که بخش چشمگیری از بیماریهای روانپزشکی را افسردگی تشکیل میدهد. افسردگی اساسی از رایجترین اختلالات خلقی است که با توجه به فراوانی آن و اثرات نامطلوبی که در زندگی آدمیان دارد پژوهشهای بسیاری برای پی بردن به علل آن صورت گرفته است و در رشتههای مختلف معانی متفاوتی دارد. به عنوان مثال در فیزیولوژی اعصاب، مراد، کاهش فعالیت فیزیولوژیک و در داروشناسی به معنای کاهش فعالیت یک عنصر شیمیایی و در روان شناسی منظور از آن حالتی هیجانی است که منجر به کاهش قابلیتها میشود. در این مقاله سعی شده است که بر روی معانی اولیه این اختلال توجه بیشتری گردد. در واقع افسردگی واکنشی نسبت به یک عامل بیرونی است که فرد نسبت به آن آگاه است ولی به نوعی از آن محروم است. عدم موفقیت در تحصیل یا کار، از دست دادن یکی از عزیزان، پیری، بیماری و. . . اغلب باعث بروز افسردگی میشود.

شرح اختلال افسردگی اساسی

افسردگی عبارت از احساس غم، دلسردی، یا نا امیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، همراه با انواع علایم جسمانی و روانی است که برجستهترین علامت در این واکنشها از دست دادن شوق و کندی فعالیتهای روانی و بدنی است، بیمار خود را مطرود و د لسرد احساس میکند و کار و فعالیت به نظر او مستلزم کوشش فراوان است و در نظرش انجام دادن هیچ کاری به زحمتش نمیارزد. افسردگی اساسی به دو صورت همراه با علایم روانپریش مانند هذیان و توهم و بدون علایم روانپریشی یعنی بدون هذیان و توهم دیده میشود.
افسردگی معمولاً در زنها دو تا سه برابر شایع تر از مردهاست و در بچههای دبستانی میزان افسردگی در پسرها شایعتر است و در افراد مجرد و طلاق گرفته بیشتر از افراد متاهل دیده میشود. و در طبقات اجتماعی- اقتصادی پایین بیشتر است.
افسردگی معمولاً در خردسالان به صورت نخوردن غذا و در کودکان بزرگتر بصورت بی حسی عاطفی و مشکلات جسمانی و در نوجوانان به صورت ترشرویی، منفیگرایی، گوشهگیری، شکایت از درک نشدن و احتمالاً رفتارهای ضداجتماعی مشخص میشود.
البته قابل ذکر است که افسردگی در برخورد با بسیاری از رفتارهای روانی زندگی پاسخی محسوب میشود و در واقع افسردگی وقتی نابهنجار تلقی میشود که واقعه افسرده ساز برای فرد خارج از اندازه باشد و فراتر از حدی باشد که برای اکثر مردم قابل برگشت و بهبودپذیر است.

ویژگیهای تشخیصی افسردگی اساسی (Major Depression)

معمولاً برای تشخیص افسردگی اساسی، حداقل یکی از دو علامت « خلق افسرده» یا « از دست دادن علاقه و احساس لذت» حتماً باید وجود داشته باشد، به همراه حداقل 4 علامت از نشانههای زیر به مدت حداقل یک هفته: 1) کاهش قابل ملاحظه و غیر عمدی وزن و یا کاهش یا افزایش اشتها 2) بیخوابی یا خوابزدگی 3) بی قراری یا کندی روانی - حرکتی 4) خستگی یا از دست دادن انرژی 5) احساس بی ارزشی یا گناه بی مورد 6) مشکل تمرکز یا بیتصمیمی7) افکار مکرر مرگ یا گرایش به خودکشی 8) کاهش توانایی تفکر یا تمرکز 9) نشانههای پریشانی یا اختلالهای قابل ملاحظه 10) گوشه گیری اجتماعی 11) دردهای مختلف مثل سردرد، درد قفسه سینه بدون شواهدی از بیماری جسمی12) خلق پایین یا غمگین در بیشتر ساعات روز 13) کاهش قابل ملاحظه میل جنسی
عوامل افسردگی متعدد هستند که پارهای از آنها عبارتند از:

الف- عوامل زیستی افسردگی

1) تغییرات هورمونی: غدد آدرنال یا فوق کلیوی از جمله غددی هستند که ترشحات خود را مستقیماً در جریان خون میریزند. آدرنال کورتکس مقدار زیادی از هورمونهای استروئید نظیر هیدروکورتیزول را ترشح میکنند. مطالعات فراوان از جمله پژوهشهای روبین و مندن (1967) نشان داده است که مقدار کورتیزول در بیماران افسرده افزایش مییابد وحتی ادعا شده است که میزان افزایش به عمق و سیر پیشرفت بیماری نیز بستگی دارد. شاید بتوان گفت که افزایش کورتیزول یکی از واکنشهای افراد افسرده نسبت به فشارها و ناراحتیها است. در این مورد آقای سشار نشان داده که افزایش سطح کورتیزول در بیماران افسرده با تجربه شخصی و ذهنی فشارها و ناراحتیها همبستگی مستقیم و قابل ملاحظه ای داشته است.
معمولاً افسردگی با نوسانات هورمونهای جنسی به ویژه در زنان ارتباط دارد؛ مطا لعاتی چند نشان داده است که پروژسترون و استروژن آرام بخش نیز میباشند و به همین علت است که قرصهای ضدحاملگی که ترکیبی از هورمونهای استروئید هستند، اگرچه موجب افسردگی میشوند اما بعضی از عوارض افسردگی را نیز التیام میبخشند با وجود این موضوع میتوان گفت معمولاً تغییر در میزان این هورمونها به تغییراتی در حالت و رفتار میانجامد - هورمونهای غده تیروئید نیز میتواند در افسردگی نقش داشته باشد، در ارتباط با این موضوع کولت ریشتر اولین کسی بود که به این نتیجه رسید که اساس دورههای افسردگی ممکن است به دلیل اختلال در بخشی از غدد درونریز به خصوص غده تیروئید باشد هورمونهای دیگر در ایجاد افسردگی هنوز به طور دقیق و منظم مورد مطالعه قرار نگرفته است.
2) وراثت: براساس پژوهشهای انجام شده، برخی از متخصصان شواهد تجربی برای تایید عوامل ارثی در افسردگی را کافی، قانع کننده و قابل ملاحظه میدانند. اکثر مطالعات انجام شده در این زمینه بر روی دوقلوها بوده است. مثلاً استیتز وجود افسردگی را در 38 دوقلو مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که میزان همبستگی افسردگی در دوقلوهای یک تخمکی 57 درصد و در دوقلوهای دو تخمکی 25 درصد است یا مثلاً دفاسکا این میزان هبستگی را در مورد دوقلوهای یک تخمکی 21 درصد و برای دوقلوهای دو تخمکی 6 درصد گزارش کرده است.
براساس تحقیقات انجام گرفته مشخص شده است که فرزند خواندههایی که افسردگی داشته اند به طور متوسط بستگان ژنتیکی آنها افسرده تر از بستگان اکتسابی آنها بوده اند.
3) رویدادهای استرس زا: به طور اجمالی میتوان گفت رویدادهای استرسزای، فعالساز دستگاه عصبی سمپاتیک، تشکیلات تورنیه ای و سایر قسمتهای دستگاه عصبی میباشد و آزاد سازی نوراپی نفرین، دوپامین و بعضی انتقال دهندههای دیگر را افزایش میدهد. استرس شدید این انتقال دهندهها را سریعتر از اینکه آنها بتوانند مجدداً ساخته شوند، آزاد میسازد. در نتیجه میزان انتقال دهندهها را کاهش میدهد. هر چند که یکی از موانع ارزیابی این فرضیه مشکل اندازهگیری استرس است ولی معمولاً استرس افسردگی را تشدید میکند.
4) ویروسها: برخی از محققان ویروس برنا را در بروز افسردگی دخیل میدانند. در واقع این ویروس، دستگاه عصبی را عفونی میسازد و تغییرات بارزی در رفتار ایجاد میکند که معمولاً یکی از این تغییرات، ایجاد افسردگی است.
5) انتقال دهندههای عصبی: به طور اجمالی میتوان گفت کاهش فعالیت انتقال دهندههای عصبی سروتونین و نور اپینفرین با افسردگی رابطه دارد.

ب- عوامل روانی- جسمی افسردگی

سنجش وارزیابی تغییرات حاصله از یک کنش جسمیبه دنبال تغییر رفتار، حالت و عواطف از دیر باز، به منظور شناخت عوامل روانی- جسمیدخیل در افسردگی مورد بررسی بوده است که ما در اینجا به اختصار به آنها اشاره میکنیم.
1) فعالیتهای الکتریکی مغز: ثبت الکتریکی امواج مغزی از روی پوست سر، الکترو آنسفالو گرافی (EEG) نامیده میشود. این علائم، منعکس کننده درجات متنوعی از فعالیتهای بخشهای گوناگون مغز در یک زمان مشخص میباشد. اگرچه فعالیت سلولهای عصبی محیطی به وسیله (EEG) قابل مطالعه نیستند، اما میتوانیم با تحریک مکرر اعصاب محیطی با ریتم و آهنگ مشخص و با کاربرد دو محرک جداگانه در همان قسمت از بدن، زمان لازم برای احساس دو محرک را مورد سنجش قرار دهیم.
این زمان در افراد سالم حدود 20 هزارم ثانیه است که به دنبال آن پاسخ دهی به محرک دیگر با فاصله 120 هزارم ثانیه قابل مشاهده میباشد. صرف نظر از آن که نوعی ثبات در امواج مغزی بیماران افسرده گزارش شده است، پژوهشها موید این یافته هستند که بیماران افسرده قادر به رسیدن به حد پاسخدهی بعد از بیست هزارم ثانیه نمیباشند، و یا به عبارت دیگر میتوان گفت که بیماران افسرده در حالتی هستند که آستانه تحریکپذیری عصبی در آنها پایین تر از حد عادی میباشد. این بدان معنی است که محرکهای ضعیف تری برای شروع تحریک و ایجاد جریانهای عصبی در این افراد لازم است این یافته امکان افزایش فعایت سیستم رتیکولار را نیز به ذهن میآورد.
2) فعالیت سلولهای عضلانی: تنش ماهیچه ای و بار تحرکی عضلات را میتوان به هنگام استراحت به وسیله دستگاه الکترومیوگراف(EMG) اندازه گرفت. مطالعات فراوانی نابهنجاری این فعالیت را در بیماران افسرده نشان میدهند.
3) کنش هیپوتالاموس: پژوهشگرانی نظیر کرنیز بر این باور هستند که افسردگی ممکن است ناشی از اختلال کنشهای هیپوتالاموس، که نقش موثری را در تمامیت بخشیدن به کنشهای مراکز عمده عصبی ایفا میکند باشد. کرنیز شواهد زیر را در تایید نظر خود و این پیشنهاد که افسردگی یک بازداری هیپوتالاموسی است ارایه میدهد: الف- صدماتی که به هیپوتالاموس وارد گشته به اختلالات عاطفی منجر شده است ب- هیپوتالاموس کرتکس را به هیپوفیز، تیروئید و آدرنال که کنشهای آنها در بیماران افسرده ممکن است دارای اختلالاتی باشد، پیوند میدهد. ج- هیپوتالاموس در تنظیم اشتها، فعالیتهای جنسی، و عادت ماهانه که در بیماران افسرده دستخوش اختلالاتی شده است دخیل میباشد.
4) کنش اعصاب خودکار: عده ای از متخصصان وجود اختلال در کنش اعصاب خودکار را در بیماران افسرده باور دارند. وجود نابهنجاریهایی نظیر برافروختگی، ضربان شدید قلب، اشکال در تنفس، احساس ضعف عمومی، دردها و احساس ناشناخته و مبهم در گردن و دستها و پاها، سر درد و احساس فشار در سر، اختلالات گوارشی، کم اشتهایی، اختلال عادت ماهانه، یبوست، اسهال و کاهش میل جنسی را میتوان معلول این اختلال دانست.
5) الگوهای خواب در افراد افسرده: اختلال خواب به صورت بی خوابی و بدخوابی نیز از علایم بارز افسردگی میباشد. بیشتر بیماران از اینکه دیر به خواب میروند و یا زود بیدار میشوند و دیگر قادر به خوابیدن نیستند شکایت دارند. در واقع، در افرادی که دوره افسردگی اساسی را تجربه میکنند، تغییرات چشمگیر در الگوهای خواب، بیانگر آشفتگیهایی در تداوم خواب، بیخوابی متناوب، و بیداری صبح زود است.

ج- نابهنجاریهای نیمکره غالب در افسردگی

در این زمینه میتوان به چند نکته توجه کرد 1) میزان سوخت و ساز گلوکز نشانگر خوبی از فعالیت کلی مغز است که عملکرد را در دوره شیدایی (اختلال شیدایی یا مانیا نوعی اختلال عاطفی است که در نقطهی مقابل افسردگی قرار دارد و علایمی نظیر پرتحرکی، کمخوابی، خلق بالاتر از عادی، رفتارهای پرخطر و... حداقل به مدت یک هفته از جمله علایم آن است) و افسردگی از هم متمایز میسازد، طی شیدایی فعالیت بالاتر از بهنجار و طی دوره افسردگی بخصوص در لب پیشانی چپ پایین تر از بهنجاراست. 2) افراد افسرده موقعی که با یک سوال شناختی برخورد میکنند، معمولاً چشمانشان به طرف چپ خیره میشود. حال آنکه در بیشتر افراد چشمها به طرف راست خیره میشود 3) افراد مبتلا به آسیب مغزی در لب پیشانی نیمکره چپ، معمولاً افسرده یا حداقل بدبین هستند.
4) افراد با آسیب در کرتکس پیشانی راست، از نظر هیجانی بیتفاوت و یا احتمالاً سرخوش هستند که در واقع نکات بالا موید این نکته مهم هستند که معمولاً در افراد افسرده نیمکره چپ به طور نسبی نسبت به نیمکره راست نافعالتر است.

درمانهای رایج افسردگی

1) درمانهای دارویی: معمولاً داروهای ضد افسردگی برای حدود دو سوم بیماران افسرده موثرند، اما این داروها عوارض جانبی ناخوشایندی مانند خشکی دهان، تاری دید، و گاهی اوقات کاهش توانایی جنسی را در بر دارند. به طور کلی میتوان داروهای ضد افسردگی را به 3 طبقه تقسیم کرد: الف- داروهای سه حلقه ای و چهار حلقهای: داروهای کلاسیک در درمان افسردگی هستند مانند ایمی پرامین، کلومیپرامین، آمیتریپ تیلین ب- داروهای MAOI (بازدارندههای مونو آمینواکسیداز): مصرف این داروها مستلزم رعایت رژیم غذایی خاص است مانند فنلزین. ج- داروهای SSRI (مهار کنندههای اختصاصی جذب مجدد سروتونین): این داروها، داروهای نسل جدید برای درمان افسردگی هستند مانند فلوکسی تین.
قابل ذکر است که درمان با داروهای ضد افسردگی، حداقل 6 ماه باید ادامه یابد.
2) درمان با الکتروشوک (ECT): در موارد زیر برای درمان افسردگی اساسی از الکتروشوک استفاده میشود: الف- عدم پاسخ دارو درمانی ب- عدم تحمل دارو توسط بیمارج-شدت بیماری که بهبودی سریع را ایجاب میکند.
گفته میشود الکتروشوک به طریق مختلفی در مغز تاثیر میگذارد مثلاً آزاد سازی هورمونهایی از هیپوتالاموس و هیپوفیز را افزایش میدهد و قابل ذکر است که الکتروشوک ممکن است در بیماران برای مدت 1 تا 6 ماه بعد از بهبودی نقص در حافظه آشکار ایجاد کند.
3) محرو میت از خواب REM (مرحلهی حرکات سریع چشم یا REM بین 60 تا 90 دقیقه پس از به خواب رفتن شروع میشود و از مشخصات آن شل شدن عضلانی، حرکات سریع چشمها، وجود فعالیتهای مغزی نظیر حافظه، تفکر و... است): در بعضی از افراد افسرده فاصله بین خواب رفتن و شروع اولین دوره REM کوتاه تر است. محروم ساختن افراد افسرده از خواب REM میتواند افسردگی آنان را کاهش دهد.
4) رواندرمانی: در این زمینه، رویکردهای درمانی متعددی به چشم میخورد که از آن جمله میتوان به رویکردهای روانکاوی، رفتاردرمانی، شناختی- رفتاری، انسانگرایی و شناختی اشاره نمود، که از این میان، رویکردهای
شناختی- رفتاری بیشترین اثربخشی را نشان دادهاند.




روشهای درمان افسردگی خفیف :
ـ از رختخواب خارج شوید: یكی از كارهای بسیار مهمی كه میتوانیدانجام دهید، بیدار شدن در ساعت مشخصی از صبح است. داشتن نظم به كاركرد طبیعی بدنشما كمك كرده و در نتیجه احساسهای بهنجاری خواهید داشت.

ـ نور: نور به بهتر شدن كاركرد بدن كمك میكند. بنابراینبه محض بیدار شدن، پردهها را كنار بزنید تا نور بیشتری به درون اتاق بتابد. ازآن بهتر، هرچه سریعتر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشید قرار گیرید.

ـ حركت: فعال باشید و اكسیژن جذب كنید!به این معنا كهبیدار شوید و به مدت 5 الی 10 دقیقه راه بروید. ورزش ملایم به جریان خون كمككرده و اكسیژن بیشتری را به بدنتــان ـ بویژه مغز ـ میرساند و هشیاری و سرزندگیرا در شما تقویت میکند . ورزش باعث ترشح غده ای به نام اپی فیز می شود که ترشحاین غده مانع از ابتلا به افسردگی می شود پس ورزش را فراموش نکنید همین فردا دریک باشگاه ورزشی نام نویسی کنید.
ـ صبحانه : صبحانه خود را با پروتئین ـ تخم مرغ، كره ،بادام زمینی، آجیل ، پنیر ـ شروع كنید. هنگامی كه بیدار میشوید، اندامهای بدنشما جهت تأمین نیروی لازم، آماده جذب غذا و بویژه پروتئینهاست حتما صبحانه میلکنید حتی به زور .

-با كسی صحبت كنید: یكی از سریعترین راهها برای مبارزه باافسردگیها، ایجاد ارتباط با دیگران است. نباید فكر كنید كه به هنگام افسردگیباید از دیگران دوری كرد. بنابراین مسأله را برای خود آسان بگیرید. با كسی كهدوستش دارید در مورد موضوعی لذتبخش صحبت كنیدو هفته یکبار با دوستانتان و کساییکه دوستشان دارید بیرون روید فعالیت هایی که علاقه دارید به صورت گروهی انجامدهید..

-مصرف قند را محدود كنید: قند در آغاز، نیروی خوبی به شمامیدهد اما بعـد از یك ساعت قند خون كاهش مییابد و وقتی كه قند خون پایین باشدشما نیز احساس خوبی نخواهید داشت.

ـ از غذاهای فیبردار استفاده كنید: مواد فیبری باعث میشودكه غذا در سیتم گوارشی به اندازه مناسب جذب شده و نیرویــی پایدارتر تولید گردد. از طریقخوردن یك پرتقالیا گریبفروت ـ نه فقط نوشیدن آب آنها ـ میتوانید موادفیبری مورد نیاز را وارد بدنتان كنید. سبزیجات و میوههای تازه و غلات و حبوباترا نیز مصرف كنید.

-علت یا علل افسردگی خود را شناسایی نموده و با خوش بینی وشناخت افكار منفی، سعی كنید به جایگزینی افكار مثبت بپردازید. برای این كارجدولی از فعالیتهای روزمره هفتگی تهیه كنید و بر میزان فعالیتهای اجتماعی خودبیفزایید.



هرگاه احساس تنش میكنید، از روشهای خود آرام بخشی استفادهكنید. تنفس عمیق و پرداختن به امور تفریحی میتواند كمك كننده باشد.

ـ لبخند بزنید و تظاهر كنید كه خوشحال هستید. راستبایستید و قامت خمیده و افسردهوار به خود نگیرید. تحقیقات نشان میدهد كه شكلبیان چهرهای، واقعاً نوع احساس شما را تغییر میدهدو وانمود كردن به تجربه یكحالت عاطفی، واقعاًآن حالت را در شما ایجاد میكند
-شبها زود بخوابید حدود ساعت 12 و صبح ها هم سحر خیز باشیدتا 7 بیدار شوید.
-فیلم ها وموزیک شاد ببینید و گوش کنید.
-از مصرف سیگار و الکل جدا خودداری فرمایید.









بحث و نتیجه گیری
هر چند که بررسی ارتباط بین نظام زیستی و افسردگی بنا به دلایل ذکر شده ذیل مشکل است: 1) شناخت ما از ساخت مغز و کنشهای پیچیده آن، که به طور قطع در ایجاد تغییرات زیستی دخیل هستند، محدود میباشد و پژوهش درباره اینگونه کنشها همواره با خطاهای پژوهشی همراه بوده است 2) متغییرهای غیر قابل کنترلی نظام زیستی را تحت تاثیر دارند که مشکلات پژوهشی و در نتیجه نقص روشهای تحقیقی را افزایش میدهند.
اما میتوان گفت: افسردگی علل متعدی دارد که ممکن است تقریباً به طور کامل به علت یک نابهنجاری زیست شیمیایی ارثی ایجاد شود، یا کاملاً نتیجه عوامل روان شناختی یا محیطی باشد. بیشتر موارد بین این دو حد قرار میگیرد و تلفیقی از عوامل ورائتی، عوامل رشدی اولیه و عوامل محیطی است.
افسردگی با چندین نابهنجاری بیولوژیک همراه است که دامنه آن از نقایص هورمونی تا نافعالی نسبی نیمکره چپ متغیر است. در افسردگی نابهنجاریهای در انتقال دهندههای عصبی، نوراپی نفرین، دوپامین، و یا سیناپسهای سروتنین مشاهده شده است. و در پایان باید گفت که بسیاری از درمانهای بیولوژیکی در برابر موارد معینی از افسردگی موثرند، از جمله داروها، شوک الکتریکی، تغییر الگوهای خواب.

منابع :
اتکینسون - اسمیت - بم - هکما- اتکینسون / زمینه روان شناسی هیلگارد / ترجمه: حسن رفیعی، مرسده سمیعی، محسن ارجمند، / جلد دوم/ انتشارات: ارجمند
اخوت، ولی الله - جلیلی، احمد- /افسردگی / انتشارات: رز / چاپ اول، 1362
ایوی ام. بلاکبرن/مقابله با افسردگی/ترجمه گیتی شمس/ انتشارات رشد 1380
بیرجندی پروین / روان شناسی رفتار غیر عادی (مرضی)/ انتشارات: دانشگاه تهران
دیویدآل. روزنهان، مارتین ای. پی -سیلگمن/روان شناسی نابهنجاری/ترجمه یحیی سید محمدی/نشر ساوالان1381
شبکه اطلاع رسانی بهداشتی جوان / جستجوی اینترنتی مورخه 25/11/2006/School Health in Formation center by HIC
کلایتون - پلاجی و بارت - جیمزای/ درمان افسردگی اختلاف نظرهای گذشته و نگرش جدید/ترجمه حسن سلطانی فر/ نشر: آستان قدس رضوی.
مرادی، علیرضا/ شناخت وهیجان/ دانشگاه تربیت معلم/

بن پایه (http://atcce.com/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%8C_%D8%B9%D9%84%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_-242.htm)

C-130_Pilot
04-08-2012, 08:54
سلام دوست عزیز.
بابت این مقالات روانشناسی شما ازتون تشکر میکنم.
اما روشهای درمانی که شما بدان اشاره فرمودید بیشتر میتوان در جوامعی در نظر گرفت که امکانات و وسایلی که بتعث این افسردگی در افراد میشود مهیا باشد تا طول درمان در کوتاهترین زمان انجام گردد و برای کسانیکه با ان دچار میشوند اهمیت درمان مطرح شده باشه.
اما شما در نظر بگیرید که( در قشر هوانوردی ایران بطور مثال عرض میکنم) اکثر کسانیکه بنا بدلایلی به ایرلاین راه پیدا نکردند چون اون بند معروف رو ندارند،چه توقعی میتوان داشت که اینها به حالت عادی برگردند در صورتی هر روزه میبینند از دوستان یا اشنایان خودشون رو که با اینکه از نظر علمی و پروازی از انها پایین تر بودند اما الان در یک ایرلاین مشغول به پرواز هستند.(منظور من تنگ نظری نمیباشد).
این تبعیضات نه تنها در ایرلاینها بلکه حتی در نیروی هوایی هم وقتی من مشغول بودم وجود داشت و نشان دهنده این میباشد مشکل هوتنوردی ما تنها مربوط به بخش تجاری نمیشود و در بخش میلیتاری هم وجود دارد.
حال بیاییم روشهای درمانی شما رو با یکدیگر مرور کنیم :
1- از رختخواب خارج شوید:
باید این نکته را بگم اکثر کسانیکه پشت در ایرلاینها مانده اند برای تامین معاش یا دلایل دیگر مجبورند از خانه بیرون بزنند و درامد کسب کنند.اما روح و فکرشان در جستجوی یک هواپیما برای پریدن میباشد.(یادمه یکی از دوستانم چند سال پیش از برجسته ترین دانشجویان خلبانی و با سوادترین انها بود و چون از نعمت پدر و مادر محروم بود و وضع مالی درستی نداشت علی رغم قبولی در امتحانات ایرلاینها اما استخدام نمیشد تا اینکه به دست فروشی روی اورد چون تمام پس انداز خود را برای خلبانی داده بود اما درس خوندن رو رها نکرد تا اینکه بعد سالها توانست به یه شرکت درجه 3 راه پیدا کنه)

2- نور:
ما هر روزه نور رو به اندازه کافی در ا شهرهای دیگر به وسیله ریزگردها محاصره شده اند، میبینیم اما فقط گرمای ان را لمس میکنیم.البته جنبه دیگر هم دارد و اینکه بهتر میتوانیم نا جوانمردی بعضی افراد و شرکتها رو بخوبی ببینیم.
3-حرکت:
روزانه یا شاید ساعتها در پی یک روزنه برای ورود به شرکتها این خلبانهای بیکار میدوند اما تنها جوابهای سربالا و درهای بسته نصیبشون میشه.
4-با کسی صحبت کنید:
این مورد رو که نگین چون برای هر کسی که بویی از هوانوردی استشمام کرده این جوانان عزیز حرف زدند و درد دل کردندو بخوبی همه افراد شناخت کافی نسبت به انها پیدا کرده اند.
......
و موارد دیگه رو در زمان دیگر مو شکافی خواهیم کرد......

Maryam Mehri
04-08-2012, 11:23
با عرض سلام خدمت شما
خیلی ممنون و سپاسگزارم که اهمیت دادید و این مقاله را موشکافانه مطالعه کردید واقعا خوشحال شدم من همیشه شعارم این هست حتی اگر یک نفر باشد که مطلب من و مطالعه کند من برای همون یک نفر این مقاله ها روگرد آوری می کنم و اینجا قرار میدهم .
در ابتدا عرض کنم تمام این روشهای درمانی در کشور ما کاربرد دارد فقط دو روش الکترو شوک و محرومیت از خواب کمتراستفاده می شود چون هنوز تجهیزات پیشرفته آن در کشور ما نیست و هم اینکه این دوروش برای افسردگی های خیلی شدید به کار برده می شود که چندین بار دست به خودکشی میزنند و روشهای رواندرمانی و دارویی بی تاثیر است.
یک مطلبی رو عنوان کنم ما دو دسته افسردگی داریم افسردگی که بدون هیچ علت بیرونی است که شخص حالت آنرمال دارد و برایدرمان از درمانهای بالا استفاده می شود.
و دوم افسردگی با یک علت بیرونی که یک عاملی موجب افسردگی شخص می شود و تا زمانیکه آن عامل برطرف نشود باقی می ماند.البته با توجه به عامل ایجاد کننده افسردگی می شود افسردگی را تا حدودی با توجه به روشهای بالا درمان کرد.که موضوع شما دراین دسته قرار می گیرد.
علت افسردگی که شما عنوان کردید بیکاری بود یعنی برای بدست آوردن شغل و حرفه ای تلاش کردن و در نهایت سرخورده شدن ونرسیدن به هدفی که هم علاقه داشتید و هم نتوانستید در آن رشته به جایی برسید که دوست داشتید. که در این زمینه شما باید به حرفه های نزدیک و هم خانواده که امکان دسترسی شما وجود دارد مشغول باشید حتی اگر خواسته واقعی شما نبوده باشد. و بعد شما نباید با کسانی در ارتباط باشید که به قول شما علم کمتری دارند ولی به مراتب بالاتری رسیدند همیشه داستان خرگوش و لاکپشت و به یاد بیاورید در زندگی همیشه کسیکه تند تر می دود به مقصد نمی رسد .
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود//////////رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
هیچ انرژی در طبیعت هرز نمی رود مطمئن باشید هر تلاشی که می کنید جوابش را به اندازه تلاش خود بدست خواهید آورد فقط ممکن است زمان بیشتری صرف شود.
شما به این موضوع توجه داشته باشید که مثل شما زیاد است این تنها شما نیستید که در این حرفه به بن بست رسیده کسایی هستندهمین طور که خودتون عنوان کردید شاید از شما باهوش تر و حتی تلاش بیشتری کردند امابه قول شما باید به درجه 3 بودن قناعت کنند اما حتی اون شخص با اینکه پدر و مادرش را از دست داد باز از حرکت باز نایستاد همیشه این موضوع یادتون باشد هیچ وقت ناامید نشوید و از حرکت باز نمانید چون این قانون طبیعت است هر چیزی که راکد باشد راپس می زند آب اگر راکد بماند می گندد کسایی که زیاد در بستر بمانند زخم بستر میگیرند برای همین عرض کردم حرکت .........
می تونید در گروه هایی شرکت کنید که شرایطشون مانند شما باشد تحت عنوان هوانوردان بیکار هفته ای چند بار دور هم جمعشوید و با هم صحبت کنید از مشکلاتتون بگید از گذشته خودتون دانستن مسائل و مشکلات دیگران که شرایطشون مثل شماست خیلی به حس اعتماد به نفس شما کمک خواهد کرد.
لزومی ندارد در نور که فرمودید چیزهایبد و زشت و نگاه کنید ناصر عبداللهی یک آهنگی دارد که بسیار زیباست ( در مسیر زندگی هر جا که دیدنی نیست چشمام و می بندم و جاش یک رویا میذارم).
شما هم سعی کنید به مسائل مثبت فکر کنید تا طبیعت براتون مثبت به وجود آورد شما هر چیزی که در طبیعت فریاد بزنید همون صدای شما رو منعکس می کند پس امواج مثبت بفرستید اگر فکر می کنید این امواج حقیقت ندارد به این موضوع فکر کنید که آیا گذشتگان ما هیچ موقع تصور می کردند این تکه پلاستیک که الان بهش می گن موبایل و خالقش بندگان خدا هستند بتونه از از طریق یک امواج نامعلوم چنین کابردی داشته باشد. بعد بدن ما که خالق به این توانایی دارد مگر می شوداز خود امواج صادر نکند پس امواج مثبت صادر کنید تا همون رو برداشت کنید.نمی دانم شنیدید یا نه ژاپنیها یک تحقیقی انجام دادند که روی آب بود می آمدند با آب سخن میگفتند وقتی فحش و نا سزا به آب گفتند آب با بلور های نا منظم یخ زد وقتی حرفهایزیبا به آب می گفتند آب با بلور های زیبا و شفاف یخ زد بدن ما را هم 80 درصد آب تشکیل می دهد اگر حرفهای زیبا به خودبگویید بدنتان همان نقش را می گیرد برای همین عرض کردم لبخند بزنید یا تظاهر به لبخند زدن کنید .
در مورد نور یک نکته دیگری را عرض کنم که نور طیف زرد مثل خورشید باعث ترشح هورمون سرتونین بدنتان می شود که چندین برابر بیشتر از موادمخدر در بدن ما شادی و شعف ایجاد می کند.برای همین در کشور هایی مثل سوئد به خاطرنبود ن آفتاب از نور درمانی استفاده می کنند برای جلوگیری از بروز افسردگی یادرمان آن.

در آخر تاکید دارم به ورزش یعنی تحرکیکه باعث شود عرق شما از بدنتان خارج شود به همراه آن تمام سموم هم از بدنتان دفع می شود در بالا اشاره کردم ورزش موجب می شود هورمون دیگری در بدن ترشح شود به نام اپی فیز که این ماده هم مانع از ابتلا به افسردگی در افراد می شود.
یادتان باشد همیشه انسانهای باهوش راهی برای فرار از مخمصه پیدا خواهند کرد .
یک ضرب و المثل فرانسوی است که می گوید:البته من انگلیسیشو می گم
Impossible dosen't exist غیر ممکن وجود ندارد.

موفق باشید باز هم اگر سوالی بود درخدمتم البته امروز کمی سرم شلوغ است اما حتما پاسخ گو خواهم بود.

C-130_Pilot
04-08-2012, 14:54
بابت توضیحاتتون ممنونم.
خیلی جالب بود.اما کمی بیایم واق گرا باشیم تا ارمان گرا.
میگن توی ژاپن از 10 نفر تست هوش گرفتن و 9 نفر از استعداد کمی برخوردار بودند و تنها یکنفر باهوش است و برای همین همان یک نفر را پیدا کرده و برای ریاست بر اون 9 نفر انتخاب کردن در محیطهای که بصورت workshop کار میکنند.
اما در بررسیها در ایران برعکس میباشد.9 نفر دارای استعداد فراوان میباشند و تنها یکنفر دارای بهره هوشی کمتر میباشد و از همان یکنفر برای ریاست بر اون 9 نفر استفاده میکنند!!!!!
این تحقیق یک جامعه شناس بود که در برای گردانهای پروازی در نیروی هوایی سخنرانی میکرد.
ما مشکلامان درمان نیست یا وسیله درمان بلکه کسانیکه درمان را انجام میدهند شایستگی این کار رو ندارند و به همین جهت روز به روز وضعیت بدتر میشود تا به جای ارمانی برسد.
در جامعه هوانوردی مشکل اساسی نداشتن مدیر مدبر است و کسیکه کاردان باشد. و هر روز شاهد بی برنامهگی اساسی در این شاخه از سیستم حمل و نقل کشور هستیم.در صورتی که دنیا به سمتی سیر میکند که حمل و نقل هوایی رو بعنوان رکن اول در پیشرفت خود در نظر گرفته اند.
من منکر تحریمهای اساسی به این سیستم هوانوردی نیستم اما از نیروی انسانی که بال یک کشور و قلب تپنده اون میباشد باید به گونه ای رفتار کنیم که به چیزی غیر از درمان افسردگی بحث و گفنگو کنند.
یادمه یه استاد توی دوره pc7 داشتیم که میگفت جوان یعنی گلوله اتش!!!!!
اما تا چه حد از این گلوله های اتشین در جایگاههای واقعی خودشون استفاده کردیم؟
بله شما درست فرمودید در مورد مثبت اندیشی و ادامه کار و دوندگی تا رسیدن به هدف غایی و نهایی اما دکتر شریعتی نکته جالبی گفتند: انکه مسئول است ،مسئول ساختن . نباید ویران کردن را یاد دهد....

اما شما به راحتی در بین مسولین دروغ و ریا و پارتی بازی رو به وفور مشاهده میکنین و همان افراد جوانهای ما رو با یه نگاه توامان با مذهب و خود برتر بینی خطاب میکنند که ای جوانها به تلاش خود ادامه دهید ،اگر این لاین نشد ان شاالله در لاین دیگه.....
و چیزهای دیگه.
و ادامه دارد........

Maryam Mehri
04-08-2012, 20:58
با سلام مجدد خدمت شما
در ابتدا عرض کنم شما یک بحث روانشناختی رو به یک بحث تقریبا سیاسی تبدیل کردید وبحث سیاسی هم متاسفانه چه در این انجمن و چه در جامعه ما در همه قسمت ها ممنوع است و من هم در این زمینه بحثی نمی کنم.
اما همین قدر عنوان کنم صحبت های شما کاملا درست است این مسائل و مشکلات است اما برای همه نه فقط برای شما یا رشته وحرفه شما من و جوون های امثال من هم هر روز با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنیم البته قبول دارم شرایط برای آقایون سخت تر از خانم هاست اما ما فعلا نمی تونیم وضعیت موجود رو تغییر دهیم باید این مسائل و مشکلات و بپذیریم و سعی کنیم با توجه به این مسائل راهکار پیدا کنیم.
اگر هر کدام از ما سعی کنیم وظیفه خودمون و به درستی انجام دهیم باز شرایط بهتر می شود نباید همه مسولیت ها رو گردن شرایطی گذاشت که دست ما نیست و بگوییم پس من هم کاری نمی تونم بکنم همه جا پارتی بازی است کار نیست و.........
همین الان من یک مراجعی داشتم که حدود 1سال است در یک شرکت در و پنجره سازی کار می کند از 8 صبح می ره تا 8 شب فوق لیسانس زبان انگلیسی هم هست میگه تا حالا یک قرون حقوق نگرفته شرکت پول نداره بهش گفتم چرا وقتتو هدر میدی میگه مهم نیست حداقل کار یاد می گیرم خواب این یک طرز فکر مثبت است آرمان گرایی هم نیست کاملا واقع بینانه بود.
من احساس می کنم کمی ما برای فرار ازمشکلات کاستی ها رو بزرگ نمایی هم می کنیم من خودم قبل از اینکه عضو این انجمن شوم یک تفکر بد بینانه نسبت به صنعت هوایی ایران داشتم که هر چی نقص فنی و تاخیر وسانحه هوایی است مال ماست اما وقتی خیلی از مطالب و سوانح هوایی سایر کشور ها روخوندم متوجه شدم در تمام دنیا این اتفاقات میفته و فقط مربوط به کشور من نیست.شماهر چقدر بدیها و مشکلات و برای خودتون بزرگ کنید هیچ تاثیری در حل این مسائل نداردو کمکی به خودتون نمی کنید مشکلات باقی می ماند اما اگر دیدگاه و نگاه تون و عوض کنید و خوشبینانه به آینده و مسائل نگاه کنید حداقل فایده این است که با دلخوشی واحساس شعف بیشتری زندگی خواهید کرد .
من به شخصه رفتن از ایران و هم جایز نمیدونم چون رفتن یعنی فرار کردن با فرار کردن مشکلات حل نمی شود بلکه در یک دنیای دیگری با نوع و جنس دیگری از مشکلات دست و پنجه نرم خواهید کرد اگر اینجا با اینوضع موجود خودتون و تطبیق دادید که هیچ اگر ندادید در هیچ کجای دیگر هم نمی توانید کنار بیایید.( البته شما نفرمودید که می خواید از ایران برید من کلی گفتم)
من همیشه این جمله رو به مراجعین خودم می گم زندگی یک جنگه ما برای آسایش و راحتی به این دنیا نیامدیم آمدیم که مبارزه کنیم و چه شیرین است که در این مبارزه پیروز شویم اون موقع همه چیز زیبا تر است وبرای ما ارزشمند تر خواهد بود تا غم و ناراحتی نباشد خوشی ارزش پیدا نمی کنم.

با آروزی موفقیت و سلامتی و شادکامی برای شما

C-130_Pilot
05-08-2012, 08:14
سلام و صبح بخیر.
صحبتهای من جنبه سیاسی نداشت ،چون از لحاظ درون ساختی من این موضوع را بررسی کردم.البته من فقط به بیان مشکلات و در مورد راه حلهایی که در مقاله شما بود صحبت و بیان کردم.
بزارین یه چیزایی را بگم، من هم با صحبت شما کاملا موافقم که فرار از مشکلات خودش کوچک بودن روح انسان را میرساند. وبه این اعتقاد دارم که لیس لانسان الا ما سعی
و هیچوقت به خارج رفتن فکر نمیکنم چون هیچ جایی به اندازه وطن خودم به من بها داده نمیشود و دوست دارم اگر دانش و فنی رو که یاد گرفتم در این کشور عزیز بکار بندم.
من بیشتر صحبتم در این تاکید دارد که درمان روی کاغذ با درمان در واقعیت خیلی فرق دارد.
و نمیتوان به طور کامل بیان کرد با توجه به تحقیقات که بصورت تجربی بدست اومده ،میتوان درمان کامل و جامعی بر اتفاقات داشت.
ما بهتر است زیر ساختهایی را که منجر به این مشکلات از جمله افسردگی میشود را درست کرده و بعد توقع درمان داشته باشیم.
شما در صحبتهاتون اشاره به جوان فوق لیسانسی که در یک شرکت کار کرده و پول نگرفته و بیان نموده که برای کسب تجربه این کار رو ادامه میدهد و در امد برایش مهم نیست ،کردید. بله این حرف این شخص خیلی قابل احترام بوده و تحسین دارد اما فکر این باشین اگر یه فارغ التحصیل خلبانی بخواد به تجربه پروازی خود اضافه کند باید در ایران چه کاری را انجام دهد؟؟؟؟
خیلی از دوستان خلبان که الان بیکار هستند شاید وضع مالی خوبی نداشته باشند اما حاضرند حتی بصورت کاملا رایگان در یک شرکت کار کنند و پرواز کرده و به تجربه پروازی خود افزون کنند.
پس مشکل را نمیتوان به ان مقوله سوق دهیم که کسی حاضر به کار نیست برای فقط کسب تجربه!!!
من خودمم در وقتی پرواز میکردم یادمه که با هرکولس در یک روز 12 ساعت پرواز داشتیم یعنی از ساعت 6 صبح که به گردان وارد شدیم و بریفینگ داشتیم تا ساعت 12 شب بودیم و هیچ احساس خستگی نکردم و از تهران به بندرعباس و از انجا به جزایر پرواز داشتیم و بعد به تهران برگشتیم، و احساس خستگی نداشتم و هوای شرجی تابستان جزایر رو بخوبی تحمل میکردیم و هیچگاه کسی از کرو گله و شکایتی نداشت چون به به پرواز وبه اون کار خود عشق میورزید.
پس باید بیان کنم که مشکل ما جوونها علاقه و پشتکار و پیگیر نبودن نیست ،مشکل در زیرساختها و جنبه سخت افزاری است.اگر این مشکلات حل شود میتوان به اینده امیدوار بود(گرچه خود ناامیدی گناه کبیره میباشد).
نتیجه صحبتهای من این جملات میباشد:
1-هیچ کس نا میدانه به سمت جلو حرکت نمیکند در این شغل
2-هرکس با توجه به توان و کوشش خود به سمت هدفش که خلبان شدن هست پیشروی میکند و گلایه کردن به معنای تنبلی و یکجا نشستن نیست بلکه رساندن درد به گوش مسولین است.
3-کسانیکه در این شغل گام برداشتند وظیفه خود بدرستی انجام داده و پس منتظر بازخورد کار خود میباشند.
4-کسی اگر بیان مشکلات میکند به معنای بزرگنمایی انها و در نتیجه فرار از انها نیست چون همه ما مسلمانیم و پیرو حضرت علی ع که میفرمایند: شکوه کردن کار شبه مردان است.
5-شاید تعدادی از دوستان برای کار به خارج از ایران رفتن (که این خود ضعف امکانات و اگر سیاسی نباشد مسولین) به این معنا نیست که انهایی که ماندند توان رفتن به خارج را ندارند بلکه مثل من به کشور خود عشق میورزند و حاضرند با جون و دل برای ارتقای ان و با تمام قوای جوانی خود تلاش کنند البته اگر در جایگاه مناسب خود قرار گیرند.
6- کسی ان دنیا را میدان کار زار نمیداند بلکه با توجه به ایات الهی اینجا مکان امن و قرار برای انسان قرار داده شده ، و فقط برای هرکس مشکلات و امتحانهایی را قرار دادند که خود خداوند فرمودن که لا یکلف الله نفسا الا وسعها
7- همیشه پایان این مشکلات شیرینی و حلاوت نیست پس باید به مراجعین خود علاوه بر اینکه توصیه به امید و تلاش بیشتر میدهید به این نکته نیز اشاره کنید تا امادگی در صورت شکست احتمالی را داشته باشند.(البته شکست پل پیروزی میباشد و ناپلئون هم میگه : انقدر شکست خوردم تا راه پیروز شدن را اموختم.)
8- در پایان ضمن قبولی طاعات و عبادات شما، از اینکه دغدغه های ما جوون ها برای شما مهم بوده و به بیان راهکارهای ان پرداختین از شما تشکر کرده .

Maryam Mehri
05-08-2012, 14:14
سلام
بله شما بحث سیاسی نکردید اما به نکاتی در صحبت هاتون اشاره کردید که من در تایید فرمایشات شما اگر مطالبی عنوان می کردم می شد بحث سیاسی حالا بگذریم
ما حصل صحبت های شما چیزی جز حرف های من نبود در واقع شما به یک زبان دیگری عنوان کردید که بسیار جالب بود.
اینکه شما در یک مکان تقریبا عمومی که به هر حال به غیر از من و شما مخاطبین دیگری هم دارد از دغدغه ها و مشکلاتتون گفتید این نشانه جرات و شهامت شما و قدرت بالای شما برای مقابله با مشکلاتتون هست.چون هر کسی این جرات و ندارد که در مورد مسائل شخصی خودش در یک جای عمومی صحبت کند و مطرح کردن این موضوعات یعنی شما 70 درصد اون مشکل رو در وجودتون حل کردید.
یک موضوعی رو در مورد شغل خلبانی عرض کنم به نظر من در بهترین شرایط که همه چیز به قول معروف پرفکت هست باز شغل خلبانی از پر استرس ترین مشاغل است چه برسد که اوضاع نا بسامان هم باشد اما من فکر می کنم کسایی که خلبان می شوند دارای روح بزرگی هستند و این حرفه نیاز به انسانهای والایی دارد مثل جناب کاپیتان شهبازی بزرگ که برای من یک اسطوره هستند همه میگن مهارت بالای ایشون باعث شد هواپیما سالم فرود بیاید اما من میگم علاوه بر مهارت اول روح بزرگ ایشون بود که باعث شد در آن شرایط سخت بر استرس خودشون غلبه کنند که اگراسترس می داشتند مهارتشون کاربردی پیدا نمی کرد پس حتما شما هم انسان وارسته وبزرگی هستید که برای این شغل انتخاب شدید و این موضوع رو بدونید دعای همه همیشه بدرقه راهتون هست.

یک پیشنهادی برای شما داشتم امیدوارم منطقی قبول کنید در دنیای جدید چه کسانی که شغل های پر استرس دارند مثل شما و چه آنهایی که زندگی عادی دارند با یک روانشناس و یا یک روانپزشک در ارتباط حضوری هستند. این نشانه پیشرفت و ترقی است نه اینکه فکر کنیم آن شخص اختلال خاصی دارد که در آن صورتم به نظر من مسئله ای نیست ما همان طور که جسممون بیمار می شود و نیازبه پزشک دارد روحمان نیز ممکن است بیمار شود و این موضوع کاملا طبیعی است. من خودم به عنوان یک روانشناس در خیلی از مواقع در زندگی شخصی خودم نیاز دارم با یک شخص مطلع صحبت کنم و این کار رو هم انجام می دهم شاید به مطب یک روانشناس به صورت رسمی نرفته باشم اما مرتب با دوستانم که مثل من فوق لیسانس روانشناسی هستند یا بعضی هادکترا قبول شدن دانشجوی دکترا هستند و یا در مواقع حساس تر با اساتیدم مرتب مشورت می کنم و درباره مسائل و موضوعات مختلف ازشون کمک می خوام.
یک نمونه مثال می زنم خدمتتون یک خانم دکتر جراح لثه به من مراجع کرده البته من این مثال ها رو عنوان می کنم برای اینکه بدونید اشخاص دیگری هستند چه مشکلاتی دارند با خودتون مقایسه کنید و قدر حال و روزخودتون و بدونید ایشون یک ازدواج نا موفق داشتند که منجر به طلاق شد هنوز بعد ازگذشت سالیان اونقدر تبعات اون ناکامی براشون بزرگ بوده که هر دفعه میان یک قسمت ازبدنشون از کار افتاده البته این یک بیماری خاصی هست و به من میگن ای کاش اون زمان قبل از ازدواج با یک روانشناس مشورت می کردم و الان جوری شده که آب می خوان بخورن باید با یک روانشناس مشورت کنند البته دیگه به این صورتم خوب نیست ایشون یکم وسواس پیدا کردند.

به هر حال همیشه این مشکلات هست منم منظورم از این حرفها کمک بیشتر اول از همه به خودم به شما و همه کسایی که به نوعی درگیری دارند و شاید این مطالب یک سر سوزن بتونه بهشون کمک کند هست.

خیلی از مصاحبت با شما خوشحال شدم و به خاطر بیان نقطه نظراتتون ازتون ممنون و سپاسگزارم

C-130_Pilot
05-08-2012, 16:03
سلام مجدد به شما دوست روانشناس.
از اینکه این شاگرد خودتونو راهنمایی میکنین ممنونم.اما بزارین در مورد این صحبت اخیرتون نظر خودمو بیان کنم و پیشاپیش از صبر و حوصله شما تقدیر و تشکر کنم.

1- من خیلی به خوندن کتابهای روانشناختی و شخصیت شناسی علاقه دارم و وقتی دوره دانشجویی بودم ماهیانه یه قسمت از پولمو بابت خرید کتاب میدادم.و از تمامی کسانیکه روانشناسی و روانپزشکی خوندن همیشه خوشم اومده و دیدگاه مثبتی نسبت به انها دارم.چون فکر میکنم راه تعالی یک انسان ابتدا در شناخت خودش میباشد (همونطور که مولا علی ع میفرمایند: من عرفه نفسه فقد عرف ربه) و این میسر نمیشود مگر اینکه یا خود انسان طالب ان شناخت باشد و به جستجوی علمش رود و یا اینکه از کسانیکه در این حوزه اطلاعات کافی دارند کمک بگیرد، که همان روانشناسان و روانپزشکان عزیز میباشند.این در مورد پیشنهادی بود که داده بودین.

2-تمامی کسانیکه در این سایت عضو هستند یا درد و مشکلات منو داشته اند یا همدرد کنونی من هستند ،پس اینجا من بیان مشکلات شخصی نکردم.و یک خلبان بزرگ همیشه دارای شجاعت و انضباط کاری است.پس کسانیکه خلبانی رو انتخاب کردند دارای جسارت کافی و شهامت بالا در عین خضوع و خشوع هستند.
این مطلب در مورد اون بحثی که از شهامت و شجاعت من کرده بودین و از اینجا بابت احساستون تشکر میکنم.

3- در ایران خلبانهای امثال کاپیتان شهبازی زیاد هست.و این نشاندهنده همون خضوع و خشوع یک خلبان در عین بزرگ بودن میباشد.شاید این سخن جبران خلیل جبران رو شنیده باشید که میگه:یک انسان میتواند ازاد باشد بی بزرگ بودن اما هیچ انسانی نمیتواند بزرگ باشد بدون ازاد بودن...
پس این انسانها امثال کاپیتان شهبازی علاوه بر اینکه روح بزرگی دارند ،ازادگی در وجودشون هست.در اینجا من باید یاد کنم از خلبانان بزرگ نیروی هوایی چه در زمان جنگ و چه در عصر کنونی که هر کشوری ارزوی داشتن انها را دارد.کسانیکه هواپیمای عظیم و جنگنده فانتوم را در فقط چند متری زمین با سرعت بالا هزاران مایل پرواز میدن حتی با چشمان بسته.شاید کلیپ انرا دیده باشین.
پس امثال کاپتیان شهبازی کم نیست در ایران ولی ناشناخته هستند و وظیفه خود را که همان حراست از کیان این مرز و بوم هست را بخوبی انجام میدهند.

این مطلب در مورد اون قسمتی که اشاره به یکنفر کرده بودین و بدانید که اگر به همین جوونهایکه در پشت در ایرلاینها هستند بهای کافی داده شود میتوان توقع داشت که بیش از صد تا امثال کاپیتان شهبازی رو در اینده در هوانوردی خواهید دید.

4-اما در مورد اون خانم دکتر جراح باید عرض کنم که اونی درس و علمی که سالها ایشان برایش زحمت کشیدند کمکی به تعالی روحشان نکرده و تنها بهره دنیایی از ان برده اند که دچار این مشکل شده اند.عالم بدون عمل یعنی زنبور بی عسل این چیزیه که از دوران دبستان به ما یاد دادند.اگر همان جراح با نگاه دقیق به دندان و عصبهای ان میکردند اولا پی به قدرت خدا میبردند دوما به اینکه یک روز شاید این دندان که روزی سالم و زیبا میباشد دچار مشکل شود و شاید فنا شود و باید ان را کشید و بیرون انداخت.پس نباید به چیزایی که روزی فنا میشوند چنان دل ببندیم که اگه روزی حتی به اختیار از انها جدا شدیم چنین دچار مشکل شویم. این حرف من بدان معنا نیست که نسبت به داشته هایمان غیرت و حس دوست داشتن نداشته باشیم بلکه باید به انها تعلق نداشته باشیم. به قول حافظ که میگه
: خوشحالم که زیر این چرخ کبود از هرچه رنگ تعلق گیرد ازادم.

5-در پایان به یک جمله از دکتر علی شریعتی بسنده میکنم:
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد، آبی اسمان که میبینم و میدانم نیست و خدایی که نمیبینم و میدانم که هست.


از دعای خیرتان نسبت به تمامی هوانوردان کمال تشکر دارم.

Maryam Mehri
05-08-2012, 23:02
فعلا ما داریم در محضر شما درس یاد میگیریم
بسیار زیبا صحبت کردید تقریبا با گفتمان شما موافقم فقط برای این که بحث به درازا کشیده نشود ادامه نمی دهم که تاثیر گفته های شما باقی بماند انشاالله در این قسمت و قسمت های دیگر انجمن باز با شما همکلام خواهم شد و از نقطه نظراتتون استفاده خواهم کرد.
همواره تندرست و شادمان باشید.

C-130_Pilot
06-08-2012, 09:10
با عرض سلام و قبولی طاعات شما.

از اینکه در حیطه تخصص شما ما وارد میشویم و به خودمان اجازه میدهیم نظرات و افکار درونی خودمان را بیان کنیم ، از شما پوزش میطلبیم.
اما همیشه برای خود من این ابهام وجود داشت چرا کسانیکه در تخصص هوانوردی فعالیت دارند و کارهای پر استرس و هیجانی انجام میدهند از دروسی و یا کارگاههای تشخیصی روانشناختی بی بهره هستند؟؟؟
چون یادمه که یک فیلمی حتی تلویزیون نشان داد در مورد زندگی یک کنترلر برج فرودگاه فرانکفورت که یکی از پر ترافیک ترین فرودگاههای دنیاست،که این شخص بعد چند وقت حالت طبیعی زندگی خود را از دست داد و دچار افسردگی و حتی جنون های انی شد.
و کارشناسان در مورد شغل هوانوردی و تاثیر ان بر زندگی افراد شروع به تحقیقات کردند. و این برای من خیلی جالب بود.چیزی که در ایران یا من ندیدم یا اینکه اینقدر کمرنگ هست که اثری از ان دیده نمیشود.
و در این انجمن مجازی وقتی همچین تاپیکی رو دیدم خیلی خوشحال شدم. از مقالات شما حتی برای خودم پرینت گرفتم( البته با اجازه شما.چون من در منزل کامپیوتر و اینترنت ندارم و بهمین جهت مجبور به پرینت شدم که در منزل مطالعه کنم)

من میتونم ازتون خواهش کنم در مورد بحث روانشاسی در پرواز و کارها و تحقیقاتی که در کشورهای مختلف و ایران انجام شده اطلاعاتی بیشتر به ما دوستان بدهید.

بابت همه مطالب مفید شما در این تاپیک تشکر میکنم.

Maryam Mehri
06-08-2012, 09:57
سلام
نه متاسفانه در کشور ما خیلی هنوز به این رشته بها داده نمی شود البته بهتر شده اما هنوز کاملا جا نیفتاده که در هررشته و حرفه ای نیاز به کارگاه های روانشناسی دارند.
و اینکه روح و روان انسانها اگر نگوییم اهمیت بیشتری اما همپای سایر موارد مثل کسب علم و مهارت و .....اهمیت دارد.همین دیشب کشتی حمید سوریان و دیدید روحیه بالا و اعتماد به نفس فوق العاده اش که کاملا در چهره اش مشخص بود عامل اصلی پیروزی او بود به خودش وتوانایی هایش ایمان داشت حالا اگر شخصی تمرین می کرد مهارت کافی پیدا می کرد اما اعتماد به نفس ضعیفی می داشت همون کشتی اول می باخت منظورم این است این دو بعد یعنی روح و روان و کسب مهارت وعلم در هر حرفه ای لازم و ملزوم همدیگر هستند.
راستش من وقتی اولین بار این تاپیک و میخواستم ایجاد کنم خیلی با احتیاط بود چون نمی دانستم واکنش دیگران یا مدیران محترم به چه صورت است اما باز قبلا هم عرض کردم گفتم حتی اگر یک نفر هم این مطالب وبخونه و براش مفید واقع شود برام کافیست.
و البته من برای اینکه بیشتر به این تاپیک بپردازم علاوه بر بعد روانشناسی باید در زمینه هوانوردی هم اطلاعات بیشتری کسب کنم که با کمک شما دوستان و این انجمن انشاالله بتونم این کار رو بهتر وکاملتر انجام دهم.

بازم ممنون که اهمیت دادید در واقع شماجون دوباره ای به این تاپیک بخشیدید امیدوارم که موفق باشید.

Maryam Mehri
06-08-2012, 10:15
http://www.aftabir.com/glossaries/book/images/b8ea66be38924d2934c2d863f92c3dd02.jpg

مقدمه ای بر روانشناسی هوانوردی
نویسنده: احمد فاضلی ,غلامرضا محمودی, سید رضا ابطحی, علیرضادهباش
محل نشر تهران

مطالعه این کتاب هم میتونه مفید وسودمند باشد تعداد صفحاتشم 176 است.

C-130_Pilot
06-08-2012, 15:08
و اینکه روح و روان انسانها اگر نگوییم اهمیت بیشتری اما همپای سایر موارد مثل کسب علم و مهارت و .....اهمیت دارد.

با عرض سلام مجدد.

من میخواستم در ابتدا به مصاحبه یان بولت دونده بزرگ دوی 100 متر که امروز صبح هم اول شد و هم رکورد قبلی خودشو بهبود بخشید اشاره کنم
:ایشون در بخشی از حرفهاش گفته بود که همه قبل از مسابقات المپیک بمن میگفتن که تو حتی نمیتوانی رکورد قبلی خود را بزنی و تکرار کنی اما من از این جملات تازه انگیزه و حس بهتری گرفتم و تونستم قهرمان المپیک شوم.

این جمله برای من خیلی زیبا بود و تاثیر مثبتی داشت. ایا در کشورهای دیگر هم شما تحقیقی کردید که ببینید چه برنامه هایی در این مقوله داشته و یا دارند؟
ایا ایرلاینهای خارجی از افرادی بعنوان روانشناس در سیستم کاری خود بهره میبرند؟

من دیدم که شما در تاپیکهای دیگر که عمدتا تخصصی هوانوردی میباشد شرکت کرده و مطالعه کرده و نظر خود را با سپاسگزاری داده اید، و این نشان از علاقه شما به هوانوردی و کاربرد تخصص خود در علم هوانوردی میدهد و با بیان مقالات خود در این تاپیک چراغی روشن برای ما که کمتر به این مقوله فکری کرده بودیم ،فروزان کردید.

Maryam Mehri
07-08-2012, 09:35
سلام
من در این زمینه تحقیقی نکردم امکاناتشم ندارم که تحقیقی انجام بدم و نتیجه ی معتبری بدست بیاد اما در چند مقاله ای که خوندم یک نمونه اش هم در زیر قرار دادم که وظایف یک روانشناس هوانوردی رو مشخص کرده است نشون میده خیلی بیشتر از ما به این موضوع اهمیت می دهند و از روانشناسان بیشتر در این حرفه بهره می برند .

این هم متن مقاله می بخشید من فرصت ترجمه ندارم






An aviation psychologist provides counseling and other related services to airline pilots and flight crews. Many major airlines require their airborne personnel to regularly meet with these specialists to address any problems, anxieties or job-related stress. An aviation psychologist who works for a country's military often spends time counseling fighter pilots, helping them work through the trauma of combat. Similarly, psychologists usually also are on hand to counsel all victims, but particularly staff members, in the event of air crashes, terror threats and other calamities.

There are many arenas in which an aviation psychologist can work, but nearly all professionals have the same training and perform the same sorts of tasks. The psychologist's main job is to ensure the safety and peace of mind of those who operate aircraft. This often involves a combination of individual counseling and group therapy.

Piloting a plane, even with advanced technology and autopilot capabilities, is often a stressful job and requires a lot of focus. Commercial airlines have an obligation to their passengers to provide pilots who are not only physically healthy but also mentally acute. Anxiety, stress and frustration can lead a pilot to perform badly, which can have disastrous consequences. One of the main ways that airlines support their pilots is by providing access to aviation psychology services.
Aviation psychologist duties in this context are many. First, they must maintain a safe space where they can counsel airline professionals. They also must work toward establishing a rapport with the employees who have been assigned to their services. This requires the aviation psychologist to take time getting to know each patient and to ask not only about job-related stresses but also matters of more personal concern. Doctors usually must have an understanding of the patient as a whole to effectively help him or her manage stress and avoid job-taxing conflict.

Depending on airline needs, a psychologist might also be responsible for organizing support groups or group counseling sessions for similarly situated employees. These kinds of programs might be required on an ongoing basis but are especially useful after some sort of trauma — a crash, a security threat or a crew member’s death, for instance. The aviation psychologist will help each affected professional process the trauma. He or she might also be responsible for individually assessing employees to be sure that they are mentally fit to return to work after such an event.

Aviation psychologist jobs in the military setting are similar, although the training required is often a bit more specialized. Fighter pilots often have a unique set of mental hurdles, particularly those who are engaged in active combat. Armed forces units all over the world usually require their pilots to attend regular therapy sessions with specially trained aviation psychologists to process the burdens of what they do each day as well as to quell anxiety. Aviation psychologist requirements for this kind of position usually include certifications in post-traumatic stress disorder and military family counseling.

source:www.wisegeek.com (http://www.wisegeek.com)








راستی در مورد اون دونده در المپیک به نکته جالبی اشاره کردید من این جمله رو شنیدم و خیلی برام جالب بود حالا نکته دیگری که می خوام عرض کنم از وزنه برداری دیشب بود که وقتی نواب نصیر شلال وزنه رو برد بالا بعد نقره گرفت انگار راضی بود در چهره اش دیدم که به نقره رضایت داد به خاطر همین مدال طلا رو که فقط یک کیلو اضافه تر بود و نتونست ببره بالا چون در خودش نمی دید که مدال طلا بگیره اگر قبل از بالا بردن وزنه برای کسب مدال طلا یکی روش کار کرده بود مطمئن باشید مدال طلا رو می گرفت .

با سپاس از شما

C-130_Pilot
07-08-2012, 17:08
با عرض سلام و قبولی طاعات دوستان.
این مقاله که ابتدا در مورد روانشناس هوانوردی صحبت کرده و وظایف انرا در ادامه بیان کرده ،خیلی جالب و درس بزرگی برای جامعه هوانوردی ما میباشد.جاییکه واقعا نیازمند این است که توجه بیشتر و پر رنگ تری به ان گردد.
پارسال ما استاد بزرگی در عرصه اموزش خلبانی از دست دادیم که ایشان از دوستان بنده بود،این اواخر عمر ایشان دقیقا یادمه که درونگرا و منزوی و کم حرف شده بود ،شاید گاهی اوقات گله میکرد نسبت به اوضاع اموزش و اموزشگاه اما الان که فکر میکنم میبینم اگه در اموزشگاههای خلبانی از یک فرد متخصص در امر روانشناسی پرواز بهره برده میشد شاید این استاد جوان سکته قلبی نمیکرد و الان هم شاهد اموزش دادن ایشان به هنرجویانش بودیم و هم اینکه غم فراق را بر اسمان دل مادرش نمودار نمیکرد.
یا از جنبه دیگر به ان بنگریم میتوانیم این را ببینیم برای کسانیکه پرواز را ابتدا به ساکن درحال یادگیری هستند نیازمند روحیه دادن و کلا اموزش روانشناسی پرواز هستند تا یک دیدگاه مثبتی به این تخصص پیدا کرده و اگر حتی مشکلات زیادی هم بر سر راه انها نمایان گردید،میدان را خالی نکرده و به مسیر خود ادامه دهند.
حال سوال من این است که تا چه حد در مورد این موضوع در کشور ما سرمایه گذاری شده و ایا برنامه ای برای ان چه در این تخصص و چه در مشاغل دیگر شده است؟
سوال دیگر من این است که روشهای مقابله با استرس ناشی از حواشی حرفه و شغل انسان چیست؟چون مثلا در بین خلبانهای نیروی هوایی(با توجه به نامه یک خلبان نبروی هوایی در سالگرد سانحه شهرک توحید) جنبه مالی و معیشتی و خیلی چیزهای دیگر بیشتر از خود پرواز حتی با جنگنده استرس زا بوده و هست!!!!

Maryam Mehri
08-08-2012, 10:54
در مورد سوال اول باید خدمتون عرض کنم چون خیلی در این مقوله کار نشدهدقیقا نمی تونم بیان کنم اما حتما سعی می کنم در این زمینه بیشتر تحقیق کنم و درهمین جستار قرار دهم .
اما در مورد پرسش دوم من در پست دومم در همین جستار در باره حفظ آرامشخلبانان مقاله های قرار دادم اما از آنجایی که اضطراب ریشه همه اختلالهای روانیستوبسیار مهم است من خودم قصد داشتم مقالهای کامل تر در زمینه استرس و روشهای مقابله با آن قرار دهم که در اینجا استرس محلکار و روشهای مبارزه با آن هم اضافه کردم و در انتها یک آزمونی برای سنجش مبزان اضطرابافراد قرار دادم که معیار معتبری است روش نمره گذاری هم عنوان کردم اگر مطالعهبفرمایید کاملا مشخص است .


استرس وراههای مبارزه با آن


دنیای امروز جهانی است پرتنش ؛فشارهای روحی و عصبی ، اندوه و افسردگی ، دلهره و تشویش ، و به زبان ساده تر غم وغصهدست از سر ما برنمی دارد. نگرانی های بیش از حد مشكلی است كه میلیون ها نفر به آن گرفتارند اما دلنگرانی ( استرس) همیشه مخرب و زیانبار نیست ! در واقعگاهی اوقات بهتر است نگران باشیم. در یك كلام می توانگفت استرس واكنش لازم و حیاتی است، اما با گذشت زمان ویرانگر می شود. استرس یافشار روانی ، فراگیرترین عارضه در مردم جهان ، و ریشه اكثر بیماری های جسمی وروانی است.
استرس چیست؟
از بسیاری جهات استرس مانند عشقاست كه هر كس آن را به گونه ای درك می كند و خودش را از راه های عجیب نشان می دهد. در یك كلام ، استرس نیرویی قوی است كه قادر است خوبی ها و بدی های بسیاری را سببشود.
از نظر علمی ، استرس عبارت است ازعدمتناسب بینتقاضاها در زندگی ما و منابعی كه برای برآوردن آنها داریم . در حقیقت استرس یكواقعه است. این پاسخ غیر ارادی به خطر ، از اولین روزهای زندگی در ما به وجود میآید. وقتی ما از استرس حرف می زنیم ، آنچه معمولاً شرح می دهیم یك سری نشانه هاهستند كه ممكن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند. بیماری های قلبی ، زخم هایگوارشی ، احساس فرسودگی و خستگی مداوم ، از دست دادن حافظه ، گرفتگی عضلات گردن ،افسردگی و سردرد، تعدادی از نشانه های عمومی استرس هستند. استرس مزمندر بسیاری از افراد سبب چاقی میشود كه همین امر به نوبه خود از طول عمر می كاهد. حتی بیماری های خطرناكی مانندسرطان با استرس در ارتباطهستند .
تحقیقات نشان داده است كه بدن زنانو مردان به گونه ی متفاوتی به تنش های روانی پاسخ می دهد. همچنین مدارك غیر قابلانكاری درباره چگونگی اثر آن بر رشد و تكامل كودكان از نخستین هفته های زندگیارائه شده است . واكنش استرس در برابر خطر ، در دو مرحله مجزا عمل می كند. درمرحله ی نخست ، مغز احساس خطر را دریافت می كند و با ارسال پیام به مركز غدد فوقكلیوی ، سبب ترشح آدرنالین می شود. آدرنالین به خون می ریزد، تنفس كوتاه می شود،ماهیچه ها سفت می شوند و بدن برای عمل آماده می گردد. مرحله دوم واكنش استرس ، طی5 تا 10 دقیقه بعد اتفاق می افتد. به نظر می رسد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- قشرغدد فوق كلیه رابطه ی نزدیكتری با استرس های هیجانی و فكری داشته باشد.
استرس به گونه شگفت آوری می تواندشكل بدن ما را عوض كند. واكنش استرس بلافاصله ذخایر چربی بدن را برای تولید انرژیو متابولیسم در عضلات به حركت در می آورد . با اطمینان می توان گفت كه سلول های چربی شكم به اینهورمون حساس اند و افرادیكه مقادیر زیاد این هورمون ها را دارند،مستعد تجمع چربی در ناحیه میانیبدن هستند، حتی اگر سایر نواحی بدن لاغر باشند. پاسخ به استرس در زنان و مرداناختلافات فاحشی دارد. فشار خون زنان در این شرایط كمتر از مردان افزایش می یابد ،هر چند پس از یائسگی یا برداشتن رحماین تفاوت كمتر خواهد شد. این امر مطرح كننده ی اثرحمایتی ناشی از استروژن است. اما واكنش زنان نسبت به استرس زاهای بیرونی ، طیفوسیعتری را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، زنان بیشتر تنش های خارجی را احساس میكنند واین به دلیل طرز نگاه خاص آنان به جنبه های مختلف زندگی است. در حقیقت مرداندر یك زمان تنها مراقب یك چیز هستند، اما زنان مراقب همه جا هستند. به نظر می رسدجدا از جنسیت ، تجارب اوایل دوران كودكی نیز اثر عمیقی بر شیوه برخورد با تنش هایخارجی داشته باشد.

والدین اغلب در مورد منشأ استرس درزندگی كودكان خود دچار اشتباه می شوند. آنها تصور می كنند كه اطفال ، بیشتر ازكارهای دوستان خود ناراحت می شوند. اما حقیقت چیز دیگری است. بزرگترین مسائلی كهفكر آنها را ناراحت می كند، بیمار شدن ، دعواو اختلافات خانوادگی ، و طلاق والدین است.كودكانی كه زندگی سالمی دارند و به خانواده هایشان عشق می ورزند، یاد می گیرند كهچگونه واكنش استرس را تعدیل كنند.
توماس هلمز در پژوهش های خود بهاین نتیجه رسید كه تنها عامل مشترك در ایجاد هر نوع استرس ، لزوم و اجبار در ایجادتغییر و تحول مهم در روند زندگی معمولی فرد است. این پژوهشگر مشاهده نمود كهدر بیماران مبتلا به سل ، شروعبیماری غالباً متعاقب یك سلسله اتفاقات و حوادث و بحران های مخرب مانند مرگ و میردر خانواده ، از دست دادن شغل یا تغییر آن ، ازدواج ، طلاق و مانند آن بوده است.البته باید متذكر شد كه استرس علت ایجاد سل نیست ، لیكن در شدت وخامت آن مؤثر است.در پژوهش دیگری مشخص گردید كه میزان سرماخوردگی در افرادی كه قدرت مقابله بافشارهای زندگی را ندارند به مراتب بیشتر از دیگران است. به منظور نشان دادن اثراسترس ناشی از تغییرات عمده زندگی كه عامل مشترك تمام استرس ها است ، هلمز وروانشناس دیگری به نام ریچارد ریهی، از پنج هزارنفر سئوالاتی مبنی بر اولویت دادنبه اتفاقات و حوادث و تغییرات مهم زندگی نمودند كه بر اساس آن مقیاس معروف هلمز-ریهی برای اندازه گیری درجه اهمیت وقایع زندگی ساخته شد. نتیجه این پژوهش اولویتوقایع اتفاقی را در زندگی این پنج هزار نفر نشان می دهد.
عوامل استرس زارا در خود شناسایی كنید
چه چیزهاییسبب استرس در شما می شوند؟ اولین چیزهایی كه معمولاً به نظر ما می رسندوقایعی هستند كه ما را عصبانی یادگرگون می سازند. اما راجع به مسائلی كه شما را متأثر می كنند، می ترسانند، هیجانزده یا خوشحال می كنند، چه می گویید؟ شما حتی ممكن است با افكار ، احساسات وانتظاراتتان موجب پیدایش استرس در خود شوید. هر رویداد یا فكری كه سبب ایجاداحساسات قویمنفییا مثبت گردد، می تواند باعث پیدایش استرس شود كه حتی گاهی ناشی از جمع شدن وقایعكوچك است.
كنترل استرس
آموزش كنترل استرس یك فرایند سهبخشی است: نخست نشانه ها و علت ها را تشخیص می دهید. سپس مهارت های كنترل را میآموزید و این كه چگونهآن مهارت ها را به كار ببرید. چگونگی برخورد شما بااسترس ، به منشأ آن بستگی دارد: اگر علت آن ، مسئله ای خارج از كنترل شماست، تنهاچاره می تواند آموزش پذیر باشد. در مواقع دیگر، مهارت های برخورد با آن می تواندبه شما كمك كند تا نسبت به استرس سازش پیدا كنید یا وضعیت را تغییر دهید.
برای كنترل استرس، چهار دسته از مهارتها باید آموخته شوند:
1.مهارتهای آگاهی
2.مهارتهای پذیرش
3.مهارتهای برخورد
4.مهارتهای عمل
بیاموزید كه گاهی شكست را تجربهكنید. زمانی كه مشكلی برایتان پیش می آید، به نظر می رسد می خواهید چیزی را كهاصلاً در حیطه اختیارات شما نیست، كنترل كنید. چه فكر می كنید؟ فكر می كنید قادرمطلق هستید؟ سعی كنید با روشهای گوناگون خود را آرام سازید. برای مدارا با نگرانیها ، همواره این عبارت را به خاطر داشته باشید : هیچگاه به تنهایی ناراحت و نگراننباش . انزوا و زانوی غم به بغل گرفتن سبب تشدیدنگرانی ها می شوند. اگر علت ناراحتی خود رابرای فرد دیگری شرح دهید، یقیناً می توانید به حقیقت و عمق مسائل پی ببرید.
با این كار حتی می آموزید كه چگونهبا خود نیز صحبت كنید. با استفاده از روش روان درمانی " شناختی " شخصتمامی عادت های فكری اش ر ا باز آموزی می كند و به جای این كه افكاری منفی مانند" من به آخر خط رسیده ام "را به مغز خود راه دهد، تفكرات پرثمر و بهعبارتی " مثبت اندیشی" را می آموزد. اگر به مشاهده و بررسی افكارناخودآگاه خود بپردازید ، می توانید دیدگاهی را كه همواره برای شما غصه و افسردگیبه دنبال دارد، اصلاح كنید. باید آغاز كنید و به طور مداوم تمرین نمایید. در واقعباید گفت : روان درمانی شناختی طناب نجاتی است كه با قلاب " حقیقت " ،انسان را از گودال " نگرانی ها " نجات می بخشد.
یك شیوه مؤثر دیگر ، دقت در منش افرادی است كه به طور طبیعی در برابر استرس مقاوم اند.
بعضی افراد تبعات آزاردهنده یبیماری ، فوت نزدیكان و اسارت و شكنجه را با آرامش عجیبی پشت سر می گذارند. اینافراد در یك چیز مشترك اند و آن ، شیوه برخورد و توجیه خوش بینانهنسبت به مسائل زندگی است. آنهاتمایل دارند بیشتر موضوعات مقطعی را مورد توجه قرار دهند ، تا این كه فكر خود رابه مسائل گسترده مشغول سازند.
در واقع این افراد مسائل زندگی رابه گونه ی خاصی تعبیر و تفسیر می كنند و آنها را به شكل موقتی و اختصاصی می بینندتا دائمی و فراگیر. به علاوه ایشان با فعالیت های مثبت برای خود كسب اعتبار میكنند ، در حالی كه ناتوانی شان را به خارج نسبت می دهند. به عبارت دیگر ویژگی هایشخصیتی مردمان مقاوم در برابر فشارهای روانی ، در قالب سه واژه یتعهد، كنترل ومبارزه جویی خلاصه شده است .
استرس ، بخشی از زندگی است ومعمولاً به دنبال حوادث روزمره به وجود می آید.
. برای مبارزه با استرس، راه های مختلفی وجود دارد كه به چند مورد آنها اشاره می كنیم :
1.منابع و موارد استرس زا را تا حد امكان از میان بردارید. برایمثال، اگر جمعیت و شلوغی موجب ناراحتی شما می شود، زمانی را برای خرید انتخاب كنیدكه خلوت باشد. اگر صف سینما یا تئاتر شلوغ است، در صف نایستید. می توانید ازنوارهای ویدئویی آن فیلم یا نمایش استفاده كنید.
.2 از شر وسایل اضافی و بی مصرفخلاص شوید و اطراف خود را خلوت كنید. می توانید این وسایل را حراج كنید یا اصلاًبه كسانی بدهید كه مورد نیازشان است.
.3اگر همیشه دیر به مقصد مورد نظرخود می رسید، كاغذ و قلمی در دست بگیرید و كارهای روزمره خود را یادداشت كنید. بااین كار در می یابید وقت خود را چگونه تنظیم كنید. برای مثال، اگر چهلدقیقه طول می كشد تا به محل كارخود برسید، آیا به موقع از خانه خارج می شوید؟ ، چنانچه منطقی و واقع بین باشید ،می توانید مشكلات خود را حل كنید و از استرس زندگی خود بكاهید، فقط اگر منطقی وواقع بین باشید. اگر وقت كافی برای انجام تمام فعالیت های مورد نظر و مهم خودندارید، پس شایدبیش از حد تلاش می كنید. از تمام فعالیت های روزمره ومدت زمان آنها ، یك فهرست تهیه كنید.
4.از موقعیت های استرس زا اجتناب كنید. اگر انجام یك ورزشیا بازی خاصسبب اضطراب شما می شود، از انجام آن خودداریكنید. هدف از انجام این تمرینات، بالا بردن روحیه و ایجاد نشاط است. اگر می دانیداین ورزشها احساس خوبی به شما نمی دهد، از انجام آنها بپرهیزید.
5.اگر نمی توانید استرس را از میان بردارید، سعی كنید عادت های خودرا عوض كنید. از ارتباط و معاشرت با افرادی كه سبب استرس و اضطراب شما می شوند،بپرهیزید. برای مثال، اگر با پدرهمسر خود رابطه خوبی ندارید، اما نمی خواهید اینامر مسئله ساز شود، به هنگام دعوت كردن از وی از دیگر اقوام همسر خود نیز دعوتكنید تا از فشار روحی و اضطراب شما كاسته شود.
6.رقابت با دیگران در كار، شغل، مقامو ظاهر، می تواند یكی از منابع اجتناب ناپذیراضطراب باشد. شاید هم افرادی را بشناسید كه كارمی كنند تا حسادت و خشم دیگرانرابرانگیزانند. اما در حقیقت باید به آنچه دارید، قانع باشید. چوناضطراب حاصل از حسادت و رقابت، بهخود فرد تحمیل می شود.
7.وسایلی مثل موبایل یا كامپیوتر باعث می شوند كه طی یك روز بیش ازحد كار و فعالیت انجام دهیم. قبل ازخرید وسایلو تجهیزات جدید مطمئن شوید كه این وسایل بهپیشرفت موقعیت فعلی شما كمك می كند.آگاه باشید كه مراقبت از دستگاه ، و تعمیر ونگهداری آن می تواند استرس زا باشد.
8.سعی كنید در هر زمان فقط یك كار را انجام دهید. برای مثال، بههنگام تمرین ورزشی دوچرخه زدن مجبور نیستید به رادیو گوش دهید یا تلویزیون همتماشا كنید. به یاد داشته باشید كه گاهی اوقات برای پرهیز از استرس بهتر است هیچكاری انجام ندهیم.
9.اگر شما از بی خوابی، سردرد و ناراحتی معده رنج می برید، در نظرداشته باشید كه استرس سبب این مشكلات است . اگر همزمان عصبانی ، ناامید و نگرانباشید، نیروی جسمانی شما تحلیل می رود و خسته و فرسوده می شوید.
10. اگر احساس می كنید كه استرس واضطراب شما بیش از حد است و كنترل آن خارج از توان خودتان است، باید از پزشك متخصصكمك بگیرید

تمریناتی برای كاهش استرس
1.خودرا سازمان دهید . برای این كه استرس خود را به روش اثربخشی اداره نمایید ، باید ازروشهای مناسب تخصیص زمان و انرژی برای انجام كارها بهره گیرید.
.2با نظارت بر افراد و اشیای اطراف خود بر خویشتن مسلط شوید. بدین ترتیب شمامیتوانید ضمن حمایت خویش ، از استرس رهایی یابید.
.3 با ارائه ی بازخوردهای مثبت بهخویش، عزت نفس خویشتن را افزایش دهید و خود را بهترین فرد برای انجام كارها در نظربگیرید.
4.با برنامه ریزی فعالیت های تفریحی در زندگی ، خود را تشویقنمایید. در واقع این امر به شما كمك میكند تا انگیزهای برای انجام كارهایتانداشته باشید.
5.ورزش كنید ، چون سلامتی شما به توانمندی سلول های بدنتان در جذباكسیژن و غذا بستگی دارد. ورزش هایی از قبیل پیاده روی ، دوچرخه سواری ، شنا و ...حداقل به مدت پانزدهتا سی دقیقه در سه روز هفته برای سلامتی قلب و پاهایتانمفید است.
6.با استفاده از تنفس عمیق و تمركز بر افكار مثبت، استرس و نگرانیرا از خود دور كرده و به خود آرامش دهید. خواب كافی همراه با تفكر مثبت ، استراحتبه صورت تدریجی، ورزش، گوش دادن به موسیقی ملایم، ارتباط با دوستان ، و دوستداشتن دیگران از عوامل ایجاد آرامش در افراد است.
7 .در حد امكان بعضی مواقع دست از كار بكشید. هفتالیهشت ساعت خواب در شب ضروریست. بین مطالعهاستراحت كنید، چون برای مدتی از زمان، ذهن شما توان یادگیری دارد و پس از آن،احتیاج به زمانی برای طبقه بندی و كامل كردن اطلاعات دارد. یك قانون كلی در اینزمینه میگوید: دهدقیقه استراحت برای هر یك ساعت مطالعه . به همان اندازهكه به ذهنتان استراحت میدهید به چشمانتان نیز استراحت دهید.
8.از وضعیت جسمی خودتان آگاه باشید. از نشانههای پریشانی در خوداز قبیل سردرد ، دلواپسی، آشفتگی، درد معده، نداشتن تمركز، سرماخوردگی، خستگی زیادو ... مطلع باشید. به خاطر داشته باشید این علائم میتوانند عاملی برای ایجاداختلالات جدیتر از قبیل زخم معده ، فشارخون بالا و بیماری های قلبی باشند.
9.به تغذیه خود توجه كنید. با یك رژیم غذایی متعادل غذا بخورید. ازغذاهایی كه چربی یا شكر زیاد دارند، اجتناب كنید و خود را به دارو و الكل عادتندهید. مواد كافئیندار با این كه شما را بیدار نگه میدارند، ولی در بسیاری مواقعسبب میشوند انسان نتواند روی مسائل تمركز داشته باشد ؛ و نیز به یاد داشته باشیدبیست دقیقه پیاده روی در روزبهتر از بسیاری از نسخههای دارویی در ایجاد آرامش بهشما كمك میكند.
-10 شاد زندگی كنید. آمار نشانداده كه افراد بانشاط ، عمر طولانی و مشكلات جسمی كمتری دارند و نسبت به دیگرانپركارتر هستند. در زندگی با چیزهایی كه به نظر بیمعنی میآیند با شوخ طبعی برخوردكنید. به خاطر داشته باشید شما انسان بسیار ویژهای بوده و لایق بهترین رفتارها باخودتان هستید.
توصیه مهم برایرسیدن به آرامش درونی:
-1 خداوند را ستایش كنید و همواره از گناهان مختلف مخصوصاًگناهان كوچك بیم داشته باشید
به همه ی عقاید احترام بگذارید
- 2به دیگران عشق بورزید
3.محیط خود را سلامت و بهداشتی نگه دارید.
4.بینوایان را دستگیری كنید.به گدا پول ندهید . فقط او را تغذیهكنید و تنبلی را از او دور نمائید.
5.فساد را رواج ندهید (مانند رشوه دادن وگرفتن
6.بینش خود را وسعت دهید واز حسادت بپرهیزید
- 7دیگران راببخشید وخوش رفتار باشید
-8 یك شهروند و یك انسان نمونهباشید.
-9 درون خود را از افكار بیهودهخالی كنید. واجازه ندهید دیگران با سخنان یاوهذهن شما را مشغول كنند
-10 ایثار را سرلوحه قراردهید واز غیبت و دروغ بپرهیزید.
.
به طور كلی احساس عدم سلامت و بیمیلی برای بلند شدن از خواب به هنگام صبح،نشانه های اولیه استرس و اضطراب بیش از حد است.
.
روش های ساده برای مقابله با استرس در محل كار وزندگی


استرس، فی نفسه خطرناك نیست، هر كسدر زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند،خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل كنترل را تشخیص دهید و از راه هایرفع آن مطلع شوید.
شناخت استرس
استرس، نقطه شروع ابتلا بهافسردگی (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=8219)است كه می تواند بر سلامت جسم و روح شما تأثیر بگذارد. از این روشناختعوامل استرس زا و آنچه را كه برای كاهش این عوامل می توانید انجام دهید، (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=7834)دارای اهمیت است.
اگر احساس میكنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفسآرام بكشید تا آرامش خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانهو خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط بهانجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتانفراهم می آورد.
هرگونه واقعه ای نظیر مرگ عزیزی،طلاق (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=11484)، یا جدایی، بیرون رفتن فرزند ازخانه درست مانند داشتن بیماری های طولانی مدت یا نقص عضو موجب استرس می شود. اماوقایعی هم نظیر ازدواج، خانه عوض كردن، پیداكردن شغل جدید و رفتن به تعطیلاتتقریباً استرس زیادی ایجاد می كنند. نگرانی درباره سررسیدها، موفق نبودن در رقابتدر انجام یك كار خاص نیز ممكن است موجب بروز علائم استرس، مثل كم طاقتی، تنش،احساسخستگی و اشكال در خوابیدن (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=13279)شوند.

برخی از نشانه های استرس عبارتند از:

.بی حوصلگی شدید1

2.حساسیت شدیدنسبت به انتقاد

.بروز اختلال درخواب3

4.علایم تنش نظیرجویدن ناخن

5.افزایش مصرفسیگار و الكل

6.سوء هاضمه

نداشتن تمركز (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=6970). 7


اقدام دركاستن استرس های زیان بار قبل از آن كه بر سلامت شما تأثیر بگذارند، بسیار مهماست. اگر احساس می كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كاربكشید و چند نفس آرام بكشید تاآرامش (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=278)خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهایروزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. اینروز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبیرا برایتان فراهم می آورد. این كار می تواند موجب كاهش خطری شود كه سلامت شما راتهدید می كند.
استرس پیامیاست كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را اززندگی خود دور كنید.

رفع استرس
معنی و مفهوم پوشیده استرس ، همانپیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زارا از زندگی خود دور كنید.برخی از راه های غلبه بر استرس به قرار زیر است:
1.در یك زمان فقط یك كاررا انجام دهید تا فشارهای وارد بر خود را كاهش دهید.
.2 پیشنهادهای دیگران در كمك به خود را بپذیرید.
.3 توانایی های خود را بشناسید و بیش از حد از خود انتظارنداشته باشید.
4.با یك نفر صحبت كنید.كارهایی را انجام دهید كه برایتان لذت بخش و شادی آفرینند.
.5 نیروی خشم خود را خالی كنید، مثلاً با فریاد زدن، جیغكشیدن یا مشت زدن بر بالش.
6.از موقعیت های پر استرسدوری كنید.
7.سعی كنید اوقات خود رابا كسانی بگذرانید كه مصاحبت با آنها برایتان لذت بخش باشد و نه با كسانی كهانتقاد كننده و خرده گیرند.
8.آرام نفس بكشید، به طوریكه قسمت پائینی شـُش های خود را به تحرك وادارید.
9.تكنیك های آرامش بخش رابه كار برید.
10.یك واكنش نسبت به استرس،خشمگین شدن است. درباره نحوه غلبه بر خشم خود بیشتر بیاموزید.


استرس در محیط كار
استرسی كه در محیط كار به شما دستمی دهد، دومین و بزرگترین مشكل شغلی است كه سلامت شما را تهدید می كند. در یكتحقیق انجام شده، نیم میلیون از افراد شاغل در انگلستان اظهار داشتند كه دچارمسایلی از قبیلاضطراب (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=2128)وافسردگی (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=1956)هستند. از آنجا كه هنوز هم بر چنین مسایلیبرچسب مشكلات روحی- روانی می زنند، اغلب افراد شاغل از درخواست كمك از دیگران رویگردانند، زیرا غالباً آنها را افرادی ناتوان تلقی می كنند:.در محیط كاری، موقعیت های زیادی هستند كه موجب استرسفرد می شوند، نظیر:
1..خویشاوند بودن با برخی از همكاران
2.حمایت نكردن مسئولین از كاركنان خود
-3 نبود مشاوره وارتباطات
-4 دخالت های زیادی در مسایل شخصی، اجتماعی و زندگیخانوادگی
-5 حجم زیاد كارها یا بیش از اندازه كم بودن كار
6.فشار بیش از حد ناشی از غیرواقعی بودن مهلت انجام كارها
7.انجام كارهایی كه بسیار مشكل اند و یا لزوم چندانی به انجام آنهانیست
- 8نداشتن مهارت كافی در نحوه انجام كار
- 9شرایط نامطلوب كاری
10.داشتن شغلی كه متناسب با شمانباشد
11.نداشتن امنیت شغلی و ترس از بیكار شدن
وقتی مردم در محیط كاری خود درفشار غیرقابل تحمل قرار گیرند، تمایل به سخت كار كردن در آنها ایجاد می شود تابدین وسیله فاصله آنچه را كه به دست می آورند با آنچه كه تصور می كنند باید به دستبیاورند، كم كنند. آنان از استفاده اوقات استراحت كاری خود صرف نظر می كنند و درنتیجه از نیازهای شخصی خود غافل می شوند.
روش های زیر می تواند در حل این مشكلات به شما كمك كند:
1.با كسی كه امین شماست، چه در محیط كار و چه در بیرون از آن،درباره آنچه كه موجب استرس شما می شود صحبت كنید.
2..نتایج مشاوره یا حمایت هایی راكه از شما می شود، به كار بندید
3.ساعات مقرر كاری را به كار پردازید و از اوقات استراحت و روزهایتعطیل كه حق شما است، استفاده كنید.
4.اگر مشغله كاری شما زیاد است، یك روز یا تعطیلات پایان هفته رابه استراحت بپردازید
5.برای پرهیز از گرفتاری های ساعات پر رفت و آمد یا برای این كهاوقات بیشتری را با خانواده و فرزندان خود باشید، از ساعات مناسب برای این كارهااستفاده كنید.
6.با ورزش ورژیم غذایی (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=234)مناسب، از خود مراقبت كنید.
.7تكنیكهای آرامش بخش (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=8867)را به كار بندید
8.مصرف سیگار و سایر داروهای مخدر را ترك كنید.

رفع استرس در محیط كار
1.محیط كارخود را راحت و متناسب با نیازهایتان درست كنید.
.2اعتمادبه نفس خود را تقویت كنید (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=11535) .2.این كار به شما كمك خواهد كرد تا خود را از تقاضاهای غیرمعقولانهای كه از شما می شود، حفظ كنید.
3.درباره مشكلات كاری خود با سرپرست بخش یا رئیس خود صحبت كنید.اگر مشكلات شما حل نشد، با قسمت كارگزینی، نماینده صنفی خود یا دیگر مسئولینی كهبه نوعی با مسایل كاركنان مربوطند، صحبت كنید.
4.با همكاران خود محترمانه رفتار كنید، همان گونه كه انتظار داریددیگران با شما رفتار كنند.
5.از سیاست های اداره خود درباره نحوه برخورد باایجاد مزاحمت، زورگویی و یا تبعیض، آگاهی داشته باشید. در این صورت خواهید دانستكه چگونه با رفتارهای غیرمعقولانه برخورد كنید و یا چه حمایتی از شما خواهد شد.

در اینجا از یک پرسشنامه جهت سنجش اضطراب شما استفاده می شود.
در این پرسشنامه 40 سوال مطرح می شود که اکثر مردم در زندگیخود با آنها روبرو می شوند . به همه سوالها با صداقت کامل پاسخ دهید .

در مقابل هر سوال سه پاسخ و زیر هر پاسخ یک مربع وجود دارد . سوال رابه دقت بخوانید و پاسخی را که با وضعیت شما بیشتر سازگاری دارد با علامت × در داخلمربع مشخص کنید . برای آشنایی ، دو سوال نمونه ذکر شده است .



مثال اول : من قدم زدن را دوست دارم .





بلی





گاهی





خیر




مثال دوم : من ترجیح می دهم عصرها . . . الف : باکسی گپ بزنم .ب : به سینما بروم .تلاش کنید که کمتر از پاسخ وسط استفاده کنید .به همه سوالها پاسخ دهید . برای هر سوال تنها یک پاسخ انتخاب کنید . پاسخ های شما محرمانه خواهد ماند .وقت خود را به تردید و دو دلی نگذرانید . پس از آن که سوال را خواندید ، بلافاصله بر اساس آن چه حالا فکر یا احساس می کنید ، پاسخ دهید . نه بر اساس آن چه که هفته گذشته فکر می کردید و یا معمولاً فکر می کنید .اکثر افراد در 5 دقیقه و تعداد کمی نیز در مدت 10 دقیقه به این سوالها پاسخ می دهند.



















الف





؟





ب





1-علاقه من به مردم یا سرگرمی ها خیلی زود عوض می شود .
درست ؟ غلط
2-حتی اگر اشخاص نظر خوبی به من نداشته باشند ، آرامش کامل خود را ازدست نمی دهم .
درست ؟ غلط
3-قبل از اظهار نظر تأمل می کنم تا مطمئن شوم آنچه می گویم درست است.
درست ؟ غلط
4-تمایل دارم حسادت کنم .
گاهی بندرت هرگز
5-اگر قرار باشد زندگیم را دوباره از سر بگیرم
:الف: آن را به گونه ای متفاوت سازمان می دادم .ب: دلم می خواست همین زندگی را داشته باشم .
الف ؟ ب
6-در همه مسایل با والدینم مشورت می کنم .
بله ؟ خیر
7-اگر پاسخ نه بشنوم ناراحت می شوم ، حتی اگر بدانم آنچه می خواهمغیر ممکن است .
درست ؟ غلط
8-در صداقت افرادی که با من رفتاری دوستانه تر از حد انتظار دارند ،تردید می کنم .
درست ؟ غلط
9-والدینم ( یا کسانی که مرا بزرگ کرده اند ) هر وقت دستور می دادندو می خواستند که من از آن ها اطاعت کنم
:الف: همیشه منطقی بودند .ب: اغلب غیر منطقی بودند .
الف ؟ ب
10-به نظر می رسد که نیاز من به دوستان ، بیشتر از نیاز آن ها به مناست .
گاهی بندرت هرگز
11-مطمئن هستم که می توانم در مقابل یک مشکل ناگهانی مقاومت کنم .
بندرت گاهی اغلب12
-وقتی بچه بودم از تاریکی می ترسیدم .
اغلب گاهی هرگز
13-گاهی دیگران می گویند که من هیجان خود را به آسانی اعمال و گفتارنشان می دهم
.بله ؟ خیر
14-اگر مردم از محبت و مهربانی من سوء استفاده کنند
:الف: ناراحت می شوم و کینه به دل می گیرم .ب: به زودی فراموش می کنم و می بخشم .
الف ؟ ب
15-انتقاد های مردم ، بیشتر از آن چه به من کمک کنند ، ناراحتم میکنند .
اغلب گاهی هرگز
16-برایم اتفاق می افتد که خیلی زود علیه مردم عصبانی می شوم .
بله ؟ خیر
17-درست مثل زمانی که چیزی را بخواهم و ندانم که چه می خواهم ، احساسنگرانی می کنم .
بندرت گاهی اغلب
18-گاهی از خود می پرسم که آیا مردم واقعاً به آنچه می گویمعلاقمندند ؟
درست ؟ غلط
19-هرگز دچار احساس های نامعلوم مثل درد های مبهم ، اختلالات هاضمه ،شنیدن صدای قلب و غیره نشده ام
.درست ؟ غلط
20-در موقع بحث با برخی مردم ، آن قدر ناراحت می شوم که به زحمت حرفمی زنم.
گاهی بندرت هرگز
21-وقتی کاری انجام می دهم ، بیشتر از دیگران انرژی صرف می کنم ، چونبا اضطراب کار می کنم .
درست ؟ غلط
22-شیوه ای به کار می برم که حواس پرتی نداشته باشم و جزئیات رافراموش نکنم
.درست ؟ غلط
23-موانع و دشواری ها هرچه باشد ، همیشه پشتکار نشان می دهم و اولین هدفهای خود را دنبال می کنم .
بله ؟ خیر
24-در موقعیت های دشوار برانگیخته می شوم و راه خود را گم می کنم .
بله ؟ خیر
25-گاهی خواب های آشفته می بینم
.بله ؟ خیر
26-وقتی خود را در مقابل یک مشکل می بینم ، همیشه احساس می کنم که بهقدر کافی انرژی دارم
.بله ؟ خیر
27-گاهی احساس می کنم که به اجبار و بدون دلیل و قانع کننده ای بایدچیزهایی بشمارم .
درست ؟ غلط
28-اکثر مردم ذهن عجیب و غریبی دارند ، هر چند که دوست ندارند آن راقبول کنند
.درست ؟ غلط
29-وقتی در میان جمع مرتکب یک رفتار ناشیانه می شوم ، می توانم آن رابه زودی فراموش کنم .
بله ؟ خیر
30-احساس می کنم که بد اخلاق هستم و نمی خواهم کسی را ببینم :الف: به مناسبت هایی ب: اغلب
الف ؟ ب
31-وقتی کارها خوب پیش نمی رود ، گریه ام می گیرد .
هرگز بندرت گاهی
32-حتی در میان جمع ، گاهی احساس تنهایی و بی ارزشی می کنم .
بله ؟ خیر
33-نصف شب بیدار می شوم و به علت اشتغالات ذهنی ، به دشواری می توانم دوباره بخوابم .
اغلب گاهی هرگز
34-دشواری ها هر چه باشد ، معمولاً ظاهر امر را حفظ می کنم .
بله ؟ خیر
35-گاهی بدون علت احساس گناه یا احساس پشیمانی می کنم
.بله ؟ خیر
36-اعصاب من به قدری خراب است که برخی صداها ، مثل صدای غرچ و غروچکردن در ، برایم غیر قابل تحمل می شود و ناراحتم می کند .
اغلب گاهی هرگز
37-اگر به علتی ناراحت شوم ، معمولاً خیلی زود آرامش خود را باز مییابم .
بله ؟ خیر
38-وقتی به یاد یک کار دشوار می افتم که باید انجام دهم ، معمولاًلرزه بر اندامم می افتد یا عرق می کنم
.بله ؟ خیر
39-وقتی می خواهم بخوابم ، معمولاً خیلی زود به خواب می روم ، در عرض چند دقیقه .
بله ؟ خیر
40-وقتی به چیزهایی فکر می کنم که قبلاً و به مدت خیلی کم به آنهاعلاقمند بودم ، گاهی حالت اضطراب یا برانگیختگی بیش از حد به من دست می دهد .
بله ؟ خیر

نمره گذاری :
بر اساس کلید تصحیح به پاسخ ها ی خود نمرات 0و1و2 می دهید.مجموع نمرات20سوال اول،مجموع نمرات 20سوال دوم ومجموع کل نمرات را به دست می آورید.الف:مجموع نمرات 20سوال اول اضطراب پنهان وپوشیده را نشان می دهد.ب:مجموع نمرات 20سوال دوم اضطراب آشکار را نشان می دهد.کلید تصحیح پاسخهای اضطراب کتل


نوع پاسخ ونمره آان

شماره سوال

نوع پاسخ ونمره آان

شماه سوال



پاسخ چپ

؟

پاسخ راست

پاسخ چپ

؟

پاسخ راست



2

1

-

11

-

1

2

1



-

1

2

12

2

1

-

2



-

1

2

13

2

1

-

3



2

1

-

14

-

1

2

4



-

1

2

15

-

1

2

5



-

1

2

16

2

1

-

6



2

1

-

17

-

1

2

7



-

1

2

18

-

1

2

8



2

1

-

19

2

1

-

9



-

1

2

20

2

1

-

10






نوع پاسخ ونمره آن

شماره سوال

نوع پاسخ ونمره آن

شماره سوال



پاسخ چپ

؟

پاسخ راست

پاسخ چپ

؟

پاسخ راست



2

1

-

31

-

1

2

21



-

1

2

32

2

1

-

22



-

1

2

33

2

1

-

23



2

1

-

34

-

1

2

24



-

1

2

35

-

1

2

25



-

1

2

36

2

1

-

26



2

1

-

37

-

1

2

27



-

1

2

38

-

1

2

28



2

1

-

39

2

1

-

29



-

1

2

40

2

1

-

30









تفسیر تقریبی نتایج





زنان





مردان







مستعد برای تحمل وظایفی که درلحظه های بحرانی وفشار روانی پیش می اید





14-0





10-0







// // //





18-15





14-11







احتمالا خونسرد





23-19





19-15







طبیعی از نظر اضطراب





27-24





23-20







طبیعی از نظر اضطراب





31-28





27-24







طبیعی از نظر اضطراب





36-33





32-28







طبیعی از نظر اضطراب





40-37





36-33







نورو تیک هایی که اضطراب کمی دارند





44-41





40-37







اضطراب متوسط





49-45





45-41







اضطراب شدید نیاز به مشاوره روان در مانی





53-50





49-46







اضطراب خیلی شدید نیاز به بستری شدن





80-54





80-50





بن پایه
(http://www.ravansanji.ir/?CattellAnx)بن پایه
(http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=2855)بن پایه (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=14458)

Maryam Mehri
08-08-2012, 19:41
شما لطف کنید دوباره پرینت بگیرید چون یک قسمتهایی رو من ویرایش کردم .
و یک نکته ای رو عرض کنم خدمتتون با تمام احترامی که برای شما قائلم اما از پاسخ گویی به سوالات شخصی معذورم من نمیتونم وقت این جستار و انجمن رو برای سوال هایی هدر دهم که خیلی مورد استفاده اعضا نخواهد بود .
اینکه من چه مقاله ها و تحقیقاتی کردم ویا در دفتر کارم به چه کار هایی می پردازم سود و استفاده ای برای صنعت هوای کشورمون و روانشناسی پرواز و خلبانی نخواهد داشت .و جستار را از موضوع اصلی به انحراف می کشاند و از طرف مدیران محترم انجمن به من تذکر داده می شود.
اما شما مقاله رو مطالعه بفرمایید دراون مقوله اگر سوالی بود در خدمتم .
با سپاس

C-130_Pilot
09-08-2012, 09:37
با عرض سلام و پوزش خدمت همه اساتید.
ان شالله باشد که این شاگرد کم تجربه را بابت بعضی قصوراتم بخشیده باشید.
در ادامه بحث در مورد روانشناسی پرواز من ابتدا به صحبتهای یک روانشناس معروف هوانوردی صحبتم را اغاز میکنم.

آقای داریوس ارمیناس، روانپزشک و متخصص طب هوایی معتقد است : " گاهی اوقات، داوطلبین خلبانی به سبب درونگرایی ، ناتوان هستند و یا در برخی موارد، حتی تمایل به کار گروهی ندارند که در اینصورت در آزمایشات روانی رد می شوند. آقای ارمیناس در ادامه می گوید: " به همین خاطر است که بشر مخلوق پرواز کردن را در طول تاریخ تکامل خود نیاموخته است، لذا خلبانان به همان اندازه که بایستی نسبت به روانشناسی کار گروهی آشنا باشند باید از جزئیات عملکردی انسان و ویژگیهای روانشناسی او در هوا نیز آگاهی داشته باشند.

حال با توجه به صحبتهای این استاد فن به اهمیت مقوله روانشناسی در پرواز بخوبی پی میبریم.
1-در اینجا باید به این نکته توجه شما را جلب کنم که روانشناسی در پرواز ایا فقط مربوط به خلبانان و کروی پروازی میشود؟
2-ایا خلبان تنها مسول وضعیت روحی خود میباشد؟
3-در هنگام رخدادهای پروازی در حین یا بعد از ان چه کسانی مسول هستند و ایا خلبان بعنوان مسول تامین ارامش مسافران میباشد؟

Maryam Mehri
10-08-2012, 10:59
با سلام خدمت شما
و سپاس از توجه و درک شما
باز یک نکته رو باید عرض کنم که من به عنوان یک روانشناس معتفدم مخاطب حجم زیادی از مطالب رو به یکباره نمی تواند بخواند و پردازش کنند . باید مطالب کم کم مخصوصا برای کسانی که اطلاعات کمتری دارند داده شود شما کتابهای روانشناسی زیادی مطالعه کردید برای شما درک این موضوعات شاید راحت تر باشداما من ترجیح می دهم با فاصله بیشتری اطلاعات داده شود برای همین چون هنوز به نظرمن پرونده اضطراب و استرس خلبانان بسته نشده و این موضوع اهمیت زیادی دارد مقاله های در این زمینه در قسمت انگلیسی انجمن قرار دادم که تاثیر استرس بر عملکرد خلبانان را نشان می دهد .و همچنین تاثیر کاکپیت در استرس خلبانان و عملکرد آنان وجود دارد می توانید مطالعه بفرمایید به سوالات دیگر شما انشاالله در فرصت دیگری پاسخ خواهم گفت هر چند جواب چند سوال شما در این مقاله ها و مقاله های پیشین در این جستار وجود دارد.اما باز بیشتر به این موضوعات درآینده خواهم پرداخت.

بخش انگلیسی سایت مرجع هوانوردی و هوا فضای پارسی (http://aerospacetalk.ir/en/viewtopic.php?p=140532#p140532)

Maryam Mehri
31-08-2012, 09:57
استرس و سلامت عمومی کارمندان برج کنترل و کارمندان دفتری هواپیمایی آسمان

دکتر عصمت دانش

برای مطالعه این مقاله به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://ijpcp.tums.ac.ir/browse.php?a_id=26&slc_lang=en&sid=1&ftxt=1 (http://ijpcp.tums.ac.ir/browse.php?a_id=26&slc_lang=en&sid=1&ftxt=1)

Maryam Mehri
10-10-2012, 11:46
بررسی مقایسه ای ویژگی های شخصیتی خلبانان ,پزشکان و معلمان

چکیده:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه نوع شغل و ویژگی های شخصیتی است. جامعه آماری پژوهش را خلبانان، پزشکان، و معلمان تشکیل می دهند، از هر یک از گروه های شغلی به روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر انتخاب و با پرسشنامه MMPI و مصاحبه تکمیلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA)، آزمون تعقیبی توکی، استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نوع شغل و ویژگی های شخصیتی افراد رابطه وجود دارد. بر این اساس، در بین خلبانان ميزان برافراشتگي مقياس های L و HY از سایر مقياس ها بیشتر بود ضمن این که برافراشتگي اين مقياس ها، در بين خلبانان بالاتر از دیگر گروه های شغلي است. ميزان برافراشتگي مقياس K در بين پزشکان از ساير مقياس ها بيشتر بود که برافراشتگي اين مقياس، در بين پزشكان نیز بالاتر از ديگر گروه های شغلي است. و معلمان نيز در مقياس های D, Pd, Pt, Pa برافراشتگي نشان دادند.
کلید واژه ها: شخصیت – شغل- پرسشنامه MMPI

Monir Sadeghian, M.A/ S.A Jalali, Ph.D The present research was conducted in order to compare the result obtain from administration of MMPI. In this study subjects (pilots, physicians, teachers) were randomly selected and tested. The subjects were also interviewed after the test administration. The results were analyzed using; descriptive statistics, One-way Anova, Post Hoc Tukey. The yielded result indicate that pilots were high in L & Hy factors, which also were significantly higher than factors of two other groups. The physicians were high in K factor, which also were significantly higher than other two groups. The teachers were high in Pa, Pt, Pd & D factorsKey Words: personality – Occupational -Minnesota Multiple Personality Inventory

چگونگی شخصیت افراد در سازگاری شغلی اهمیت زیادی دارد. بعضی مشاغل برای افراد سر به زیر و ساکت مناسب است درحالی که تعدادی از مشاغل برای افرادبرونگرا و سازگار مناسب به نظر میرسد. توانایی سازگاری اجتماعی سهم بزرگی در موفقیت شغلی دارد در بعضی از مشاغل روی انواع خاصی از مهارتهای اجتماعی تاکید میشود در مقابل برای برخی دیگر از شغلها افراد آرام ودرونگرا مناسب هستند (حسيني، 1379). سازش و هماهنگی بین نوع شخصیت و نوع محیط باعث سازگاری بیشتر با شغل و حرفه میگردد و این به نوبه خود به رضایت خاطر منجر میشود. از این رو تلاش می شود تا افراد در مشاغل مناسب گمارده شوند. (نادری، 1386).
نظر به اهمیت مطالعه شخصیت و نقش آن در شناخت رفتار، طبیعی است تصور کنیم در سراسر تاریخ روان شناسی جایگاه ویژه ای به شخصیت داده شده است. از شخصیت تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که هر کدام بر یک تئوری ویژه مبتنی است (شولتز، 1996). به موجب تعریف مورفی (1991) شخصیت عبارت است از مجموعه ای از ویژگی های مشخص که الگوی نسبتا پایداری از پاسخ به موقعیت های مختلف به دست می دهد. منظور این است که با وجود یکسان نبودن رفتار شخص در موقعیت های مختلف، الگوی رفتاری او از پایایی و ثبات نسبی برخوردار است.
صاحب نظران، قدیمیترین طبقه بندی تیپ شخصیتی را به بقراط و جالینوس از حکمای یونان باستان نسبت دادهاند. بقراط شخصیت افراد را تحت تاثیر 4 خلط (مایع) یعنی خون، بلغم، صفرا و سودا تصور میکرد و معتقد بود بر اساس این چهار خلط است که سنخ های مختلف شخصیت شکل می گیرد. او دموی مزاج ها را شاد و پر انرژی، بلغمی مزاج ها را راحت طلب و بی خیال، صفراوی مزاج ها را مالیخولیایی و افسرده، سودایی مزاج ها را عجول و عصبانی می دانست (کریمی، 1378).
در قرن نوزده رفته رفته تئوری جمجمه شناسی گال در اروپا شکل گرفت. وی به 37 نقطه مغز اشاره کرد و معتقد بود از روی برجستگی ها و فرورفتگی های جمجمه می توان به استعدادهای ویژه افراد پی برد. در اوایل قرن بیستم توجه روان شناسان به تیپ های بدنی جلب شد. کرچمر (1925)، و شلدون (1954) با اعتقاد به این که "بیماری های خاص روانی با ویژگی های خاص بدنی همراه است"، طبقه بندی هایی را ارائه دادند. با گرایش روان شناسی به سوی علمی شدن کوشش هایی در کارهای آن ها به عمل آمد تا این طبقه بندی جنبه علمی بخود بگیرد. ولی با وجود تمام تلاشها به سبب انتقادات صحیحی که به آنها وارد شد، اعتبار علمی آنها کاهش یافت (راس، 1386).
این وضعیت چندین دهه ادامه داشت تا با ظهور فروید در صحنه روان شناسی بحث درباره روان و ماهیت آن جانی تازه یافت. نظام روانکاوی او نخستین نظریه رسمی شخصیت بود و تا به امروز نیز شناخته شده ترین نظریه شخصیت محسوب می شود. فروید غرایز را نیروی محرک شخصیت معرفی می کند. از نظر فروید غرایز را می توان صرف نظر از تعدادشان در دو مقوله غرایز زندگی و غرایز مرگ گروه بندی کرد. در این رابطه او برای غریزه جنسی و پرخاشگری اهمیت بسیار قائل بود. فروید در تشریح ساختار شخصیت سه ساختار بنیادی را مطرح ساخت: نهاد، خود، فراخود. نهاد مطابق اصل لذت، خود مطابق اصل واقعیت و فراخود مطابق اصل وجدان عمل می کند. او با روش های تداعی آزاد اندیشه و تحلیل و تفسیر رویاها و تحلیل لغزش های کلامی به بررسی جنبه های ناخودآگاه ذهن پرداخت (شولتز، 1990).
در حال حاضر نیز بسیاری از آزمون های شخصیت و آزمون هایی که به عنوان ابزاری مناسب ارزیابی شخصیت محسوب می شوند، از نظریه فروید الهام گرفته اند (بوچر ، 2007).
دیدگاه های فروید مخالفان سرسختی هم داشت برای نمونه می توان به یونگ اشاره کرد. يونگ بر خلاف فروید زیست مایه (لیبیدو) را صرفا انرژی جنسی نمی دانست. نظام شخصیتی وی به 3 نظام خود، ناهوشیار شخصی و ناهوشیار جمعی تقسیم می شود. او در زمینه طبقه بندی شخصیت دو نگرش درونگرایی و برون گرایی و چهار کارکرد فکری، احساسی، حسی و شهودی را که بر اثر تعامل با هم هشت سنخ روان شناسی را به وجود می آورند ارائه کرد.
مزلو بنیانگذار و پدر معنوی جنبش انسان گرایی نیز، روانکاوی و رفتارگرایی را به شدت مورد انتقاد قرار داده و سلسله مراتبی از نیازها یا نردبانی از انگیزه ها را ارائه کرد، به باور او نیازهای روی پله های پایین نردبان باید ارضا شوند تا نیازهای پله های بعدی خودنمایی کنند. هر قدر رتبه نیازی در سلسله مراتب نیازها بالاتر باشد، قوت آن کمتر است. این نیازها به ترتیب عبارتند از: 1- نیازهای فیزیولوژیايي 2- نیاز به ایمنی 3- نیاز به عشق و تعلق داشتن 4- نیاز به احترام 5- نیاز به خود شکوفایی (شولتز، 1990).
کتل به تحلیل و طبقه بندی مفصلی درباره صفات شخصیت دست زده است.صفات، عواملی شخصیتی است که با روش تحلیل عاملی از توده انبوهی از اندازه گیری های انجام گرفته بر روی آزمودنی ها، استخراج شده است. صفات گرایش های واکنشی نسبتا پایدار یک شخص هستند، و واحدهای بنیادی شخصیت فرد را تشکیل می دهند. او صفات را به دو دسته صفات عمقی و صفات سطحی طبقه بندی کرده است. صفات عمقی از نظر او با ثبات و پایدار هستند و عناصر اساسی شخصیت فرد را تشکیل می دهند، پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت وی بر این اساس تدوین شده است (کوپر، 1998).
به اعتقاد بسیاری از نویسندگان، وجود تناسب بین شخصیت و ویژگیهای شغلی و سازمانی باعث ایجاد رضایت بیشتر فرد، ایجاد انگیزههای درونزا، افزایش کارایی،خلاقیت ومسوولیتپذیری خواهد شد. عوامل موقعیتی دو تاثیر عمده بر شخصیت دارند: 1- بر شخصیت فرد تاثیر میگذارند 2- باعث آشکار شدن ویژگیهای فرد میشوند به عبارت دیگر برخی ویژگیهای شخصیتی فقط در شرایط خاص خود را نشان میدهند (استيفن پي، 1381).
جان هالند معتقد است افراد از لحاظ استعدادها، علائق و تواناييها و ديگر خصوصیات شخصيتي با يكديگر متفاوتند. موفقيت در انجام كار نيز مستلزم توانايي و استعداد خاصي است. برنامهريزي دقيق و منظم جهت هدايت شغلي افراد نه تنها كمك ارزندهاي در جهت بازدهي و رونق اقتصادی جامعه است، بلكه سبب رضایت و موفقيت بيشتر در كارآيي فرد نیز هست (دعايي، 1377).
به نظر هالند رضایت شغلی به معنی میزان سازش بین نوع شخصیت و محیط شغلی است. هر چه میزان سازش بین این دو بیشتر باشد رضایت شغلی بیشتر است. ( شفيع آبادي ، 1378). رضايت شغلي يکي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي است . رضايت شغلي عاملي است که باعث افزايش کارايي و نيز احساس رضايت فردي مي گردد (شفيع آبادي ،1376) و همچنين موجب كاهش مشكلات ناشي از انتخاب و استخدام ناصحيح اوليه نيروي انساني در سازمانها مي شود (ميرسپاسي،1378).
آزمون ها به عنوان ابزاری براي پيش بيني موفقيت افراد در حرفه مورد نظر مورد استفاده قرار می گيرند. این آزمون ها اغلب در اختيار مديران مراكز و سازمان ها قرار می گیرند تا بر اساس شایستگی و استعداد و حتي خوي و منش اشخاص، مناسب ترین فرد را برای هر موقعیت شغلی انتخاب کنند. از آن جا كه از اين آزمون ها به عنوان دلیل محكمي براي اثبات مشخصه ها و گاها دليلي براي تبعيض قائل شدن بين افراد در موقعیت و مقام شغلي استفاده مي شود، بايد از اعتبار كافي برخوردار باشند. و اين بدان معناست كه نمي توان هر آزموني را براي پرداختن به اين امر مهم مورد استفاده قرار داد.
آزمون MMPI از جمله آزمون های معتبری است که ویژگی های یک آزمون استاندارد مناسب را دارا است كه به وسيله EEOC در رابطه با بررسي شخصيت افراد، جهت استخدام راهنمايي اجرايي دارد (کاریگان، 2007).
در پژوهش حاضر این فرض ها مورد بررسی قرار گرفته اند: 1- بین ویژگی های شخصیت و نوع شغل رابطه وجود دارد. 2- بین ویژگی های شخصیت افراد در مشاغل مختلف تفاوت وجود دارد.
تحقيقی که در رابطه با تاثیر نوع شغل بر ویژگی های شخصیتی می پردازم.روش شناسی
جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری این پژوهش را 120 مرد، شاغل در حرفه های خلبانی، پزشکی و معلمی تشکیل می دهد. سطح تحصیلات افراد انتخاب شده در مشاغل مورد نظر، کارشناسی ارشد و بالاتر بود (به استثنای خلبانان که بعد از اخذ دیپلم وارد دانشگاه ها و مراکز آموزشی خلبانی شده بودند و مدارک تحصیلی آن ها مرتبط با نوع آموزش آن ها بود). از هر یک از گروه های شغلی با روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب شدند.
ابزار پژوهش
به منظور ارزیابی و بررسی ویژگی های شخصیتی گروه های نمونه منتخب، از پرسشنامه MMPI استفاده شد. تدوین اولیه MMPI در 1939 توسط استارک آر.هته وی و جی. چارنلی مک کین لی در دانشگاه مینه سوتا آغاز شد.مهمترین رویکرد آنان هنگام ساختن MMPI، کلید یابی تجربی ملاکی بود. سوال های آزمون بر این اساس انتخاب می شد که آیا بین پاسخ های گروه ملاک و گروه مقایسه تفاوت وجود دارد یا نه (مارنات،2003). MMPI در سال های دهه 1930 و 1940 به عنوان یک ابزار پیچیده روان شناختی برای تشخیص بیماران روانی به صورت طبقه های مختلف افراد روان رنجور و روان پریش طراحی شد. از آن هنگام به بعد کاربرد آن به انواع موقعیت ها، از جمله سازمان های استخدامی، مراکز مشاوره دانشگاه ها، مدارس و صنعت گسترش یافت (ورث و آندرسون، 1994). یک پیشرفت جدید در مورد MMPI نشر نسخه تازه ای از این آزمون یعنی MMPI-2 است (بوچر ، دالستروم ، گراهام و همکاران، 1989).
پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا، پرسشنامه استانداردی برای فراخوانی دامنه گسترده ای از ویژگی های خود- توصیفی و نمره گذاری آن هاست. محتوای بیشتر پرسشنامه های MMPI نسبتاً آشکار است و عمدتاً به نشانه های بیماری روان پزشکی، روان شناختی، عصب شناختی و یا جسمانی مربوطند. پرسشنامه شامل سه مقياس روایی[دروغ پردازی (L)، نابسامدی (F)، اصلاح(K)]، و نُه مقیاس بالینی برای تشخیص اختلال های روانی [خودبيمار انگاري (HS)، افسردگي (D)، هيستري (HY)، انحراف جامعه ستيزي (PD)، مردانگي زنانگي (MF)، پارانويا(PA) ، ضعف رواني (PT)، اسكيزوفرني (SC)، مانيا (MA)] است (مارنات، 2003). پژوهش های انجام شده در مورد اعتبار MMPI نشان می دهند که از سطوح متوسط ثبات کوتاه مدت و همسانی درونی برخوردار است. به عنوان مثال هانسلی، هنسون و پارکر (1988) درباره مطالعات انجام شده در مورد MMPI بین 1970 تا 1980 یک مطالعه فراتحلیل انجام دادند و چنین نتیجه گرفتند که "همه مقیاس های MMPI کاملا پایا هستند، و دامنه تغییر ضرایب پایایی آن ها از 71/0 (مقیاس Ma) تا 84/0 (مقیاس Pt) است"(هانسلی ، 1988).
برای بررسی میزان انطباق پرسشنامه MMPI با راهنمايی های مندرج در رابطه با اختلالات شخصیت در DSMIII و DSMIIR ، اين آزمون روي 104 آزمودنی مرد انجام شد و نتايج آن با علائم درج شده در DSM مورد مقايسه و بررسی قرار گرفت كه نتايج به طور چشمگيري معنادار اعلام گشت (P<0.001) (شوفیلد ، پترسون ، بسیچ و جکسون ، 1994). همچنین بر طبق پژوهش های انجام گرفته، همبستگي مثبت و بالايي بين 9 مقياس از 11 مقياس اين پرسشنامه با پرسشنامه ميلون در رابطه با تشخيصتشخیص اختلالات شخصيتي مشاهده شده است (کینگ ، ریموند ، شوفیلد، پترسون، بسیچ، جکسون، 1994). با رسم پروفایل این پرسشنامه می توان الگوی قابل مشاهده ای از ویژگی های شخصیی به دست آورد و با توجه به آن اختلالات شخصیتی را بررسی نمود به عنوان مثال در پژوهشی که در مدرسه پزشکی ویرجنیا در سال 1999 صورت گرفت این نتایج حاصل شد که بالا بودن مقياس های 4-8/8-4 و 9-8/8-9 و 8-6/6-8 و 2 و 8 و پايين بودن مقياس های 9 و 4 مي تواند به عنوان اخطاري جهت تمايل فرد به خودكشي باشد. همچنین در پژوهشی مشخص شد که افراد ناسازگار در پرسشنامه MMPI در مقیاس های Hs و Pa نمره بالاتری نسبت به سایر افراد کسب می کنند (آرچر و همکارانش، 1999). در ایران نیز یاراحمدی و حقیقی در سال 1375 از طریق روش همزمان و با استفاده از MMPI و SCL90 اعتبار آن را به دست آوردند که همبستگی بین حیطه های آن به ترتیب 47/0=Sc، 31/0=Ma، 4/0=Pd، 27/0=Hy، 29/0=D، 32/0=Hs، 56/0=Pa، 49/0=Pt، 46/0=F، بود که همگی در سطح 001/0 معنادار بود (گردی، 1384)گشت. اين نتيجه نشان مي دهد از اين آزمون مي توان به عنوان ابزار قابل اعتماد جهت تشخيص اختلالات شخصيتي استفاده كرد.
مقیاس ها بر اساس کلید نمره گذاری هر مقیاس محاسبه می شود سپس هر نمره خام به یک نمره تراز شده بر حسب نمره T با میانگین 50 و انحراف معیار 10 تبدیل می شود. (مارنات، 2003) .
شیوه اجرای پژوهش
برافراشـتگی های خفیف در نیمـرخ یک فـرد بین «45T<>40»، برافراشـتگی متوسـط در نیمرخ یک فـرد بین «59T< >45» و برافراشتگی های بالا در نیمرخ یک فرد بین «70< T>65» است. پس از آن از هر یک از گروه های شغلی نمونه، 10 نفر به طور تصادفی انتخاب و در رابطه با نتایج حاصل از آزمون ها در گروه های شغلی مرتبط، با آن ها مصاحبه به عمل آمد. لازم به ذكر است كه (رابك ، استراسبرگ ، آينلي ، فينلايسون ، بلانكو ، نيوفيلد (2007)، بر روي پزشكان، بوچر (1994) بر روي خلبانان و كارولين (1971) بر روي معلمان قبلا اين تست را اجرا كرده اند.
تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش برای آزمون فرض تفاوت بین میانگین ها، داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و روش های آماری توصیفی و تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج
نتایج حاصل از پژوهش حاضر با توجه به آزمون فرضیه ها به شرح زیر ارائه می شود:
جدول شماره 1 مربوط به شرح آماره های توصیفی است که بر طبق آن؛ تعداد گروه نمونه، میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد نمره های خلبانان، پزشکان، کارمندان و معلمان، در مقیاس های پرسشنامه MMPI مشخص شده و مورد مقایسه قرار گرفته است.
با توجه به جدول 2، فرض عدم تفاوت ویژگی های شخصیتی در بین افراد در مشاغل مختلف رد می شود و بر طبق نتایج به دست آمده در تمامی مقیاس های MMPI، معنادار بودن اختلاف بین میانگین های مورد مقایسه (p<0.05) در بین خلبانان، پزشکان و معلمان تایید می شود.
برای بررسی معناداری تفاوت میانگین های مقیاس های MMPI در بین گروه های شغلی منتخب که در آزمون تحلیل واریانس یک راهه به دست آمد، از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
در مقياس L، معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان با پزشکان، خلبانان با معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان با معلمان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياسF، معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان، و پزشکان و معلمان در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقیاس K، معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان، و خلبانان و معلمان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Hs، معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و خلبانان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس D، معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Hy، معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Pd ، معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و خلبانان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Pa، معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و خلبانان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Pt معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و معلمان، خلبانان و معلمان، در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین پزشکان و خلبانان در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقياس Sc، معناداری تفاوت میانگین همه گروه های شغلی، در سطح (p<0.05) رد می شود.
در مقیاس Ma معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان، و پزشکان و معلمان در سطح (p<0.05) تایید می شود ولی معناداری تفاوت میانگین بین خلبانان و پزشکان در سطح (p<0.05) رد می شود.
نمودار مربوط به نمایش جایگاه هر یک از مقیاس های MMPI در بین گروه های شغلی
بحث و نتیجه گيري
محاسبات آماری و بررسی نتایج پژوهش وجود رابطه بین نوع شغل و ویژگی های شخصیت را نشان می دهد.
برافراشتگی مقیاس های پرسشنامه MMPI در گروه های شغلی مورد مطالعه به ترتیب زیر می باشد:
بیشترین برافراشتگی در بین خلبانان در مقیاس های L, k و HY مشاهده می شود ضمن این که برافراشتگي اين مقياس ها، در بين خلبانان بالاتر از دیگر گروه های شغلي است. برافراشتگی مقیاس F، در بين پزشكان نیز بالاتر از ديگر گروه های شغلي است. و در بین معلمان بیشترین برافراشتگی در مقیاس های Hs، D، Pd، Pa، Pt، Sc و مقیاس Ma مشاهده می شود.
برای بررسی علت های احتمالی نتایج به دست آمده از آزمون MMPI، 10 نفر انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه صورت گرفت:
میزان پاسخ های غیرصادقانه خلبانان به طور کلی بالاتر از میانگین دیگر گروه های آزمودنی است. آزمودنی ها علت عدم صداق خود را در پاسخ دادن به سووالات را داشتن تمایل به نشان دادن شخصیت مثبت از خود اذعان می کردند. این نکته که نمره مقیاس K نیز در بین خلبانان دارای برافراشتگی قابل ملاحظه ای است را می توان موید این ادعا دانست. همچنین بنا بر اظهارات، خلبانان دارای احساس خودبزرگ بینی کاذب و افراطی هستند، و به علت نوع شغل، خود را دارای قدرت و برتری فراتر از دیگران می دانند. به همین دلیل درباره توانایی ها و عملکردهای خود باوری غلو شده دارند. تصور و باور متفاوت بودن می تواند به عنوان دلیلی برای رفتارهای هیستری خلبانان می باشد. اهمیت دادن به بهداشت رواني خلبانان كاری بسيار ضروري است چرا كه فاكتورهاي هيجاني شخصيت و سلامت رواني مي تواند بر عملكرد خلبانان تاثيرگذار باشد (بوچر، 2002)
در بين پزشكان ميزان برافراشتگي مقياس F از ساير مقياس ها بيشتر بود. برافراشتگی این مقیاس در بین پزشکان غیر عادی نیست چرا که در مورد جمعیت دانشگاهی و افراد خلاق، درجه متوسطی از افکار متفاوت غیرمعمول نیست و F برابر 60 یا 65 کاملا عادی است (ورث و. آندرسون، 1994). همچنين نمره بالا در مقياس F نشانگر مسووليت پذيري بالاي افراد است (بوچر و همكاران، 1989).
علت برافراشتگی زیاد و غیر عادی این مقیاس به عللی مانند: "اعتقاد پزشکان به این که در میان مردم از احترام و اعتماد مورد انتظار برخوردار نیستند. پزشکان احساس می کنند احتمالا نگرش جامعه نسبت به آن ها مثبت نیست، همچنین محدودیت علم پزشکی و ناشناخته های این علم و عدم درمان برخی بیماران احساس منفی و عدم توانایی را در پزشک ایجاد می کند"، نسبت داد. در نهایت برداشت پزشکان و توقعات آن ها از موقعیت شغل پزشکی با آن چه در واقعیت به آن دست یافته اند متفاوت است، به طوری که حتی میزان احساس امنیت شغلی به عقیده آن ها پایین تر از انتظار است. چنانچه بنا به تحقیقات ( علاالديني و همکاران، 1384) شیوع بيكاري كامل در بين پزشكان ايران 9.4% است (دامنه اطمينان 95%: 8.3% -10.5%). شيوع بيكاري پزشكي يعني عدم اشتغال به حرفه پزشكي بالاتر بوده و به 13.7% مي رسد (دامنه اطمینان 95%: 12.4% -14.9%). علاوه بر بيكاري و كم كاري كيفي، ميزان كم كاري كمي نيز در بين پزشكان بالا است. (مارنات، 2003) نیز می گوید نمره بالا در این مقیاس نشان دهنده افرادی گم گشته ، بی قرار، دمدمی و ناخشنود است.
با توجه به برافراشتگي مقياس های D, Pd, Pt, Pa در بین معلمان، اظهارات معلمان در این زمینه نیز جالب توجه است: "فشار کاری بسیار، عدم دریافت حقوق و مزایای مناسب، برخوردهای ناصحیح برخی دانش آموزان و اولیای آن ها با معلمان، فشارهای اقتصادی و بعضاً مشکلات خانوادگی"، توجیهی برای بالا بودن این مقیاس ها در میان معلمان، از طرف خود آزمودنی ها بود.
بررسی رابطه بين ویژگی هاي شخصيتي و عملکرد شغلي مديران مدارس راهنمایي شهر همدان در سال تحصيلي 83- نشان مي دهد بين ويژگي هاي شخصيتي برونگرايي ، ثبات هيجاني و سازگاري با عملكرد شغلي(زمينه اي-وظيفه اي ) رابطه معناداري وجود دارد. در كل سه ويژگي برونگرايي ، ثبات هیجانی، سازگاری پیش بيني كننده معتبري از عملكرد شغلي هستند (خاکپور، 83).
تحقيقات متعدد نشان داده اند هنگامي كه رضايت شغلي بالاست احتمال ابتلاي افراد به بيماريهاي جسمي- رواني كم است و برعكس؛ فرنچ و كاپلان (1973) در تحقيقي نشان دادند كه استرس كاري اعم از كمي و كيفي نشانه مختلف بيماري رواني و جسمي است كه استرس كاري اعم از كمي و كيفي حداقل نه نشانه مختلف بيماري رواني و جسمي را به همراه داردکه عبارتند از: نارضايتي از كار، خستگي از كار، كمبود اعتماد به نفس، تهديد و نگراني، پريشاني، بالا بودن ميزان كلسترول- افزايش ضربان قلب، ناراحتيهاي تنفسي و نهايتاً افراط در سيگار كشيدن. سنترزو كانتريل (1946) دريافتند كه با ثابت نگه داشتن سطح شغل بين تحصيلات فرد و رضايت شغلي رابطه منفي وجود دارد. كوهلن (1963) در تحقيقي به بررسي ميزان رضايت شغلي و سلامت رواني كاركنان مشاغل مختلف در چندين سازمان پرداخت و نتيجه گرفت كه بين رضايت شغلي و سلامت رواني رابطه مثبت معنيداري وجود دارد. كوهلن و بيوسير (1992) در تحقيقي نتيجه گرفتند كه بين رضايت شغلي و استرس شغلي رابطه منفي معنيدار وجود دارد.
در پایان لازم به یادآوری است که گروه نمونه از افراد سالم و عادی اجتماع و نه بیمار انتخاب شده اند و نباید انتظار برافراشتگی مقیاس ها را که نشانگر علائم بیماری در آزمودنی ها است را داشت، به این وسیله تنها مقایسه ای بین مقیاس های آزمون MMPI در بین مشاغل منتخب صورت گرفته است، که شرح آن داده شد. .

بن پایه (http://pri.blogfa.com/post-40.aspx)

Maryam Mehri
21-10-2012, 18:06
بررسی سلامت روانی در خانواده خلبانان نظامی
Psychological health in military pilots' families

Abstract:
Introduction: One of the greatest sources of stress in
modern life is occupational stress. Family as the basic and
fundamental unit of society is not immune of negative
effects of occupational stress. Pilots have a lot of
occupational stress. So, this study compares the
psychological health level of military pilots' and normal
people families.
Method: Sample society was 30 military pilots' families
(30 wives, 47 daughters, 39 sons; total of 116) and 30
wives of normal people. The study performed with SCL-9-
R and demographic questionnaire. Achieved data analyzed
by T-test.
Results: Comparing psychological health level of wives
showed that differences in somatization, obsessivecompulsive,
interpersonal sensitivity, depression, anxiety,
hostility, phobic anxiety and psychoticism between two
groups are statistically significant (p<0.01 or p<0.05).
Comparing psychological health level of military pilots'
wives and progenies also showed significant differences
(p<0.01 or p<0.05) in somatization, obsessive-compulsive,
depression, anxiety, phobic anxiety and psychoticism.
Conclusion: Existence of significant differences in
psychological health level of pilots' and normal people's
wives showed the effect of occupational stress in pilots'
families. By this result, all responsible people should
notice more about negative effects of occupational stresses
in pilots' families.

.

برای مطالعه متن کامل این مقاله به فارسی به لینک زیر مراجعه فرمایید :

اینجا (http://www.ensani.ir/storage/Files/20101005112946-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%20%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%20%d8%af%d8%b1%20%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%20%d8%ae%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%20%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a.php.pdf)

Maryam Mehri
23-10-2012, 21:15
تضمين سلامت رواني مسافران مريخ

ايستگاه فضايي مجازي به كمك فضانوردان ميآيد.

درحالي كه ناسا خود را براي اعزام فضانورد به ماه و سپس مريخ آماده ميكند، روانشناسان مشغول بررسي چالشهايي هستند كه فضانوردان در ماموريتهاي طولانيتر و پرتقاضاتر از سفرهاي فضايي فعلي با آنها روبهرو نيستند. در اين راستا و بتازگي يكصد و شانزدهمين نشست انجمن روانشناسي آمريكا برگزار شد و در آن شركتكنندگان ضمن تاكيد بر اين چالشهاي تهديدكننده روان و سلامت فضانوردان، برنامه رايانهاي جديدي را ارائه كردند كه به بررسي و تشخيص اين دسته از چالشها در فضا كمك ميكند.
دكتر مارك شپنك از روانشناسان سرشناس اداره كل سلامت پزشكي در ناسا در اين زمينه ميگويد: درسهايي كه در گذشته گرفتهايم، تحقيقاتي كه در سختترين محيطها و شرايط انجام گرفتهاند، آموزشها و در نهايت بررسيهاي مرتبط با فشارهاي رواني، عواملي هستند كه ناسا در حال موشكافي آنها براي تسهيل در ساختن نسل بعدي اكتشافات فضايي است.

روانشناسان معتقدند ماموريتهاي فضايي طولانيمدتتر به معناي آن هستند كه فضانوردان در معرض فشارهاي رواني بيشتر و سرسختانهتري قرار خواهند گرفت. بيشك حضور طولانيمدت در فواصل بسيار دور از زمين به شكلگيري افسردگي و تنشهاي دروني در فضانوردان منجر خواهد شد.

با اين حال تجربه ثابت كرده است فضانورداني كه در ماموريتهاي فضايي شركت ميكنند، از ترس اين كه فرصت دوبارهاي براي حضور در فضا پيدا نكنند، تمايلي به پذيرش اين حقيقت ندارند كه در جريان اين ماموريتها با اختلالات رواني و بهداشتي روبهرو ميشوند. در حقيقت تا چند سال پيش توجه زيادي به مشكلات رواني فضانوردان نميشد اما با وقوع حوادثي نظير تلاش ليزا نواك (از فضانوردان ناسا) براي به قتل رساندن يكي ديگر از فضانوردان اين آژانس فضانوردي، اين نگراني رنگ و بوي جدي به خود گرفت.

هماكنون دكتر جيمز كارتر و همكارانش با استفاده از اطلاعات دريافتي از 13 فضانورد بازنشسته ناسا كه راهي ايستگاه فضايي بينالمللي، ايستگاه فضايي مير و Skylab شدهاند، در حال ارائه طيفي از برنامههاي نرمافزاري رايانهاي تعاملي موسوم به ايستگاه فضايي مجازي هستند. اين برنامههاي نرمافزاري كه در طيف راندم و البته كنترلشدهاي از درمانهاي كلينيكي مورد ارزيابي قرار ميگيرند به فضانوردان كمك خواهند كرد تا مشكلات و چالشهاي رواني پيش آمده در ماموريتهاي طولانيمدت در فضا را ارزيابي و مديريت كنند. فضانوردان همچنين ياد خواهند گرفت كه چگونه بر افسردگي غلبه كرده و همچنين چطور مشكلات و تعارضات ميان خود و ساير فضانوردان را برطرف كنند.

در برخي از گزارشهاي به ثبت رسيده از عملكرد فضانوردان در سفر به ايستگاه فضايي و همچنين اعترافات برخي فضانوردان بازنشسته ناسا، بروز پرخاشگري در ميان بعضي از فضانوردان به چشم ميخورد. اين فضانوردان گرچه شايد تنها 10 تا 15 روز از خانه و بستگان خود دور هستند، اما به سبب حضور در شرايط بيوزني و همچنين نوع سفري كه دارند، بيشتر در معرض اختلالات رواني و مشكلات در تصميمگيري هستند.

دكتر كارتر حرفهاي جالب توجهي دارد: مشكلات رفتاري بويژه در ماموريتهاي فضايي طولانيمدت به سوي ايستگاه فضايي بينالمللي، ماه و مريخ ميتوانند تاثير منفي بر موفقيتآميز بودن ماموريتها داشته باشند. اما اين نرمافزار خود راهنما ابزاري است كه امكان دسترسي فوري و خصوصي به درمانهاي لازم را فراهم ميكند هرچند كه ممكن است فضانورد كيلومترها از زمين دور باشد. «ايستگاه فضايي مجازي» بتازگي در منطقه يخزده آنتراكتيا مورد آزمايش قرار گرفته و نتايج اميدواركنندهاي نيز به همراه داشته است.

با اين حال و در حالي كه فضانوردان در تلاش هستند تا با رسيدن به جرم فضايي جديد به اكتشافاتي در آن بپردازند، سيارهاي كه در پشت سرشان قرار دارد (زمين) همواره در فكرشان تداعي ميشود. در واقع آنها در تمام مدت ماموريت به زمين و علايق خود در آن فكر ميكنند. آنها تماس محدودي با خانواده خود دارند و از آن گذشته ارتباطات راديويي با مركز كنترل نيز با تاخير همراه است. اين تاخير گاه تا 40 دقيقه نيز به طول خواهد انجاميد. در همين خصوص دكتر فيليس جانسون روانشناس خانواده، گفتگوهاي خود را با فضانورداني كه مدت قابلتوجهي در فضا بودهاند، مورد بررسي دقيق قرار داد. وي در جريان تجزيه و تحليل اين گفتگوها متوجه شد فضانوردان دريافته بودند آنچه به هنگام حضور در فضا احساس ميكردهاند در حقيقت نقش ناسا، تصميم خودشان و خانواده در خلق «خانهاي به دور از خانه زميني» در جايي ديگر بوده است. بهعنوان مثال فضانوردان در گفتگوهايي كه با اين روانشناس داشتهاند، بر اهميت برقراري ارتباطات منظم كاري، عمومي و آموزشي با زمين تاكيد داشتهاند. تمامي اين ارتباطات مستلزم گفتگو با زمين و در نتيجه كمك به كاهش انزواي آنها بوده است.

از سوي ديگر روانشناسان نيمنگاهي نيز به تجربيات ثبت شده در گذشته براي هدايت و راهنمايي فضانوردان در ماموريتهاي آتي فضايي دارند. دكتر روانشناس پيتر شفلد ميگويد: شبيهترين اكتشافات به ماموريت اكتشاف در مريخ، اكتشاف زمين است. در هر دو نوع اين اكتشافات، كاشفان براي سالهاي طولاني به منطقهاي ناشناخته وارد شده و به بررسي امور ميپرداختند. همچون كاشفان فضايي، كاشفان زميني نيز ارتباطات بسيار محدود و بعضا هيچ گونه ارتباطي با نزديكان نداشتند و مجبور بودند شيوههاي ابتكاري براي غلبه بر تنهايي و خطرات موجود در سر راه ارائه كنند.

از اين رو شايد تعجبآور نباشد كه بشنويم روانشناسان هماكنون در حال بررسي مجدد يادداشتهاي روزمره كاشفان مناطق خشكي و آبي زمين در گذشتههاي دور هستند. هدف اصلي اين بررسيها درك اين حقيقت است كه كاشفان گذشته زمين چگونه بر خطرات، مشكلات كلي، افسردگيهاي احتمالي ناشي از دور بودن از خانه، اختلافنظرها و حتي تمرد در ميان اعضاي گروه غلبه ميكردند. روانشناسان بر اين باور هستند كه بررسي اين دست نوشتهها ميتوانند بهترين راه براي پيشبيني برخي از جنبههاي گوناگون ماموريتهاي فضايي طولانيمدت باشد.

بشر هماكنون براي در هم شكستن مرزهاي فضا و حركت به سوي مريخ و حتي فراتر از آن، خود را آماده ميكند. در اين ميان فاكتور سلامت رواني و فيزيكي فضانوردان بيشك به عنوان مهمترين عامل در تصميمگيريها در نظر گرفته ميشود؛ اما نكته مهم حفظ اين شرايط در جايي است كه ديگر دسترسي مستقيم به آنها حداقل براي چندين ماه يا حتي سال وجود ندارد.



بن پایه (http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100948206835)

برای مطالعه بیشتر در زمینه روانشناسی فضانوردی به این بخش (http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php/34191-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86) از انجمن رجوع کنید.

Maryam Mehri
25-10-2012, 17:14
کنترل فعالیت مغزی خلبانان از زمین

http://www.farspatogh.com/Upload-Zemestan90/3b376589baa38b199a41afc0ae1b5bf5.jpg


دانش و سلامت: با استفاده از فناوری الکترو انسفالوگرافی و حسگر های بی سیم می توان فعالیت مغزی و حرکات افراد را پیش بینی کرد.

یک خلبان جنگنده پس از یک پرواز طولانی مدت و با خستگی زیاد قصد دارد به پایگاه باز گردد یک پیغام هشدار روی صفحه کنترل روشن می شود اما آیا خلبان می تواند متوجه این هشدار شود و مشکل را برطرف سازد.
به زودی فرماندهان قادر خواهند بود با استفاده از فناوری الکترو انسفالوگرافیEEGیا ثبت فعالیت امواج مغزی وضعیت روانی خلبانان را مورد ازریابی قرار دهند و نحوه واکنش وی به علایم هشدار دهنده را بررسی کنند.

به گفته اسکات مکیج رئیس مرکز محاسباتی علوم اعصاب شواتر وابسته به دانشگاه کالیفرنیا برای استفاده از فناوری الکترو انسفالوگرافی فرد باید بدون حرکت باشد و سیمهای سنگینی نیز به سر فرد متصل می شود.
تا فعالیت مغزی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد و هر گونه حرکت حتی حرکت ابرو باعث بروز اختلال در سیگنالهای دریافتی می شود.


در سیستم MOBIحسگر های بی سیم با دریافت سیگنال های مغزی و فرستادن آن به رایانه فعالیت مغزی فرد را مورد بررسی قرار می دهند .


محققان موفق شدند برای نخستین باربا استفاده ازاین سیستم تصمیم افراد برای حرکت را در دو گروه سالم و مبتلا به ناتوانایی هایی مانند اوتیسم پیش بینی کنند و بر خلاف فناوریEEGکه تنها امواج مغزی را ثبت می کنند سیستم MOBI می تواند همزمان با تصمیم فرد برای حرکت آن را شناسایی و تشخیص دهد. حسگر های این سیستم مانند میکروفون صدای سیگنال های مغزی را دریافت می کنند .

دکتر ماریا وسترفیلد متخصص اعصاب و روان و جین تاونستند محقق بررسی فناوری حرکتی نوجوانان مبتلا به اوتیسم ( سن دیه گو) در این پروژه با مکیج همکاری می کند .
در آزمایش این سیستم کلاه و لباس هایی با حسگر های EEG به نوجوانان مبتلا به اوتیسم پوشانده می شود وتصویری از یک سفینه فضایی بر روی دیوار نقش می بندد و از نوجوان خواسته می شود تغییر مکان سفینه روی دیوار را ردگیری کند .

اگرچه واکنش مبتلایان به اوتیسم در مقایسه با افراد سالم کندتر است و زمان بیشتری می طلبد اما این سیستم توانست تصمیم برای حرکت را به موقع تشخیص دهد به گفته جان فاکس متخصص علوم اعصاب مرکز آلبرت انیشتین نیویورک فناوری MOBI دانشمندان را قادر می کند که دید بهتری از فعالیت مغزی بدست آورند.


بن پایه : روزنامه ابتکار شماره 2234

www.ebtekarnews.com (http://www.ebtekarnews.com)



تعریف اوتیسم :
اوتیسم (در خودماندگی) عبارتست از ناتوانی کودک در برقراری ارتباط با مردم ویا موقعیت ها. اوتیسم یک معلولیت رشدی است که بر نحوه روابط فرد با افراد پیرامون خود تاثیر می گذارد کودکان وبزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است.

Maryam Mehri
28-10-2012, 19:13
استرس در خلبانان نظامی: بررسی شيوع علايم اختلالات روانشناختی و فرسودگی شغلی در خلبانان (http://www.aerospacetalk.ir/vb/browse.php?a_id=256&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1)



نويسندگان: ايرج ياسايی (http://www.aerospacetalk.ir/vb/search.php?slc_lang=fa&sid=1&auth=+%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%8A%DB%8C) *، خدابخش احمدی (http://www.aerospacetalk.ir/vb/search.php?slc_lang=fa&sid=1&auth=+%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C) ، عليرضا کوليوند (http://www.aerospacetalk.ir/vb/search.php?slc_lang=fa&sid=1&auth=%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%AF)



* - مرکز پزشکی نيروی هوايی سپاه ،


نوع مطالعه: پژوهشي (http://www.aerospacetalk.ir/vb/search.php?slc_lang=fa&slc_sid=1&atcl=1&type=10) | موضوع مقاله: طب نظامی (http://www.aerospacetalk.ir/vb/search.php?slc_lang=fa&slc_sid=1&atcl=1&abst_subject=11)




چکيده مقاله:



اين تحقيق با هدف شناسايی اختلالات روانی شايع و ميزان فرسودگی شغلی در بين خلبانان با انتخاب تصادفی تعداد 35 نفر از خلبانان سپاه انجام گرفت. برای جمعآوری اطلاعات از آزمون SCL90 و آزمون فرسودگی شغلی استفاده گرديد. اطلاعات بهدست آمده با استفاده از روشهای آمار توصيفی همچون ميانگين، انحراف استاندارد و ضريب همبستگی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت،

نتايج حاصل از تحقيق نشان داد، شاخص کلی شدت علايم بيماری در بين گروه مورد بررسی بيشتر از جامعه عادی است و بهطور کلی حدود 5/8% از افراد دارای علايم اختلالات روانی هستند. شيوع علايمی از اختلالات پارانوئيد، شکايات جسمانی، اضطراب و پرخاشگری بيش از ساير اختلالات است. ازسوی ديگر مطالعه نشان داد که بين فرسودگی شغلی و ميزان علايم اختلالات روانشناختی رابطه معنی داری وجود دارد . بهعلاوه همبستگی بين فرسودگی شغلی و اختلالات پارانوئيد، شکايات جسمانی ، اضطراب و افسردگی بيش از ساير اختلالات بود.
براساس نتايج حاصل، اصلاح و بهبود سيستم گزينش دانشجويان خلبانی و استفاده از ابزارهای معتبر روانشناختی در گزينش و ايجاد برنامههای مشاورهای برای کاهش ميزان استرس خلبانان و آموزش شيوههای مواجه با استرس برای خلبانان را پيشنهاد میدهند.

برای مطالعه متن کامل مقاله اینجا (http://www.militarymedj.ir/browse.php?a_id=256&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1) مراجعه فرمایید

بن پایه : مجله طب نظامی (http://www.militarymedj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-59&slc_lang=fa&sid=1)

Maryam Mehri
29-10-2012, 16:51
آیا خلبانان صرفا مسئول وضعیت روحی و روانی خویش هستند؟

ایمنی مسافران هوایی به موازات وضعیت فنی هواپیما، به عواملی چون : شرایط آب و هوایی، صلاحیت و تجربیات خلبانان و همچنین آمادگی روانی آنان، بستگی دارد.




http://up.aerospacetalk.ir/images/45769461346285634537.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/)

هر چند در 70 درصد سوانح هوایی، همچنان به خطاهای انسانی که عمدتا ناشی ازشرایط کاری پرتنش است، استناد می گردد. برخی خلبانان در هنگام رویارویی با شرایط بحرانی، با طیب خاطر عمل می نمایند در حالی که برخی دیگر قادر به کنترل و اجتناب از وحشت و اضطراب نبوده و به سادگی از دستیابی به توصیه های سایر خدمه های کابین باز می مانند . یکی از دلایل اصلی چنین سناریوهای تاسف بار، این حقیقت است که اکثر موسسات آموزشی خلبانی، خطوط هوایی وبخشهای پزشکی ، به خلبان بعنوان انسانی که بطور ضمنی از کلیه دستورالعمل ها و دستورات داده شده، تبعیت می کند، نگاه می کنند در حالی که شرایط عاطفی وی را نادیده می گیرند. در این میان، در میدان کار و پرواز، آمادگی روانی خدمه پروازی از کمترین ارزشی برخوردار است.

گاهی اوقات منطق خشک و اعصاب فولادی بر احساسات، ترس و حتی خشم غلبه کرده و رفتار خلبانان به شدت غیر قابل پیش بینی می گردد. هر چند، بر اساس آمارهای ارائه شده، این موارد استثنایی هستند همانطور که افراد در هنگام آموزش های عملی غیر قابل اعتماد بوده و براحتی تحت تاثیر احساسات قرارگرفته و دست از کار می کشند. بااین حال، دلایل احتمالی شکستهای عاطفی و واکنش های نامناسب را می توان در کار زیاد و بیماری جستجو کرد. با این وجود، این بحث همچنان به قوت خود باقی است که مسئولیت اجتناب از بروز مشکلات عاطفی و روانی، صرفا بر عهده خود خلبانان است.

پیش بینی اینکه آیا یک فرد، خلبان خوبی خواهد بود، عملا غیر ممکن است. عامل کلیدی در هنگام انتخاب داوطلبین، انگیزه آنان است. انگیزه فوری قابل سنجش است،گرچه، در دراز مدت، متاسفانه، این امکان غیر ممکن است. آقای نیزایت مدیر عامل شرکت هوایی سی وی کام می گوید: "یک خلبان خوب دارای پایداری عاطفی است و به مدد واکنش سریع خویش، به مثابه یک بازیکن با انگیزه در تیم، عمل می نماید.

خلبانان همواره تمایل دارند تا نگرانی هایشان را نسبت به آسیب پذیر های روانی شخصی خود، حفظ کنند، به همان اندازه نیز از ضعف عملکرد و از دست دادن شغل خود، ترس دارند. در این میان، شرکتهای هوایی بیشتر بر جنبه های فنی هواپیماها و مدارک خلبانی توجه دارند در حالی که موضوع ثبات عاطفی را نادیده می گیرند. آقای نیزایت در ادامه می گوید : " ثبات عاطفی موضوع بسیار مهمی است که در هنگام سنجش قابلیتهای هر داوطلب خلبانی، بایستی به آن توجه کافی نمود. خلبان خود نیز باید قادر به ارزیابی آمادگی های روانی خویش باشد.

خلبانان قبل از آغاز آموزش های پروازی، بایستی تعدادی آزمایشات پیچیده روانی را انجام دهند. ضریب هوشی داوطلبین نیز بسیار مهم است و نبایستی کمتر از 95 گردد. در این میان، قبل از شروع آموزشها، سلامت عمومی داوطلبین نیز مورد آزمایش قرار می گیرد. یک خلبان بایستی از هر حیث سالم باشد بعنوان مثال نبایستی مستعد ابتلاء به شرایطی باشد که منجر به بروز مشکلات شدید جسمی، روانی و کاهش قابلیتهای عملکردی آنان در طول پرواز گردد. کلیه آزمایشات پزشکی توسط کارکنان آموزش دیده مجرب و مطابق با استاندارد های JAR FLC3 ( الزامات هواپیمایی مشترک، مجوز خدمه پرواز، قسمت 3، پزشکی ) در کلیه اروپا صورت می گیرد. هر چند، انجام معاینات روانی اختیاری است، اما استانداردهای فوق نشان می دهد که اگر پزشک هوایی و یا روانپزشک نسبت به وضعیت احساسی خلبان شک نماید، وی بایستی تحت مشاوره روانی قرار گیرد. داوطلبین پذیرش شده در موسسات آموزشی خلبانی جهت انجام آموزشهای لازم، بایستی یک آزمون استعداد حرفه ای که شامل آگاهی فضایی، حافظه، مهارت های کار گروهی و همچنین ویژگیهای شخصی است را بگذرانند.

آقای داریوس ارمیناس، روانپزشک و متخصص طب هوایی معتقد است : " گاهی اوقات، داوطلبین خلبانی به سبب درونگرایی ، ناتوان هستند و یا در برخی موارد، حتی تمایل به کار گروهی ندارند که در اینصورت در آزمایشات روانی رد می شوند. آقای ارمیناس در ادامه می گوید: " به همین خاطر است که بشر مخلوق پرواز کردن را در طول تاریخ تکامل خود نیاموخته است، لذا خلبانان به همان اندازه که بایستی نسبت به روانشناسی کار گروهی آشنا باشند باید از جزئیات عملکردی انسان و ویژگیهای روانشناسی او در هوا نیز آگاهی داشته باشند.

تحقیق، ترجمه و ویرایش : حمید قناعتی

بن پایه (http://www.ghanaati41.ir/article397.html)

Maryam Mehri
01-11-2012, 17:54
رابطه استرس و نارضايتی شغلی در خلبانان نظامی (http://www.aerospacetalk.ir/vb/browse.php?a_id=74&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1)

چکیده مقاله




مقدمه: هدف اصلی پژوهش، يافتن پاسخ به اين سؤال است که نارضايتی شغلی در خلبانان نظامیبا چه عواملی در ارتباط است و نقش انواع استرس در اين زمينه چگونه است؟ پاسخ به اين سئوال میتواند به سازمانهای هوانوردی بويژه نيروی هوايی کشور کمک کند تا رضايت شغلی و به تبع آن کارايی شغلی را در بين خلبانان افزايش دهند و ميزان فرسودگی را کاهش دهند. روش: تحقيق به روش همبستگی انجام شد. انتخاب و مطالعه متغير از نظر فاصله زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش، خلبانان هواپيماهای نظامی شاغل در سپاه بودند. از اين تعداد مطابق معيارهای برآورد حجم نمونه، تعداد 89 نفر به روش تصادفی منظم انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه 32 سئوالی مربوط به سنجش استرس هوانوردی و پرسشنامه رضايت شغلی مينه سوتا (MSQ) را تکميل کردند. نتايج: نتايج حاصل از پژوهش نشان داد که 3/48 درصد دارای استرس متوسط و 5/13 درصد دارای استرس زياد بودند. استرس خلبانان بترتيب عبارت بودند از: استرس زندگی، استرس سازمانی، استرس پرواز يا هوانوردی و استرس برنامه پرواز. همچنين نتايج نشان داد که رضايت شغلی بين 53/0- تا 22/0- با انواع استرسهارابطه همبستگی معنی داری دارد. نتيجهگيری: لازم است برخی برنامه های آموزشی، اطلاع رسانی، ارزيابی و سنجش و ساير خدمات روانشناختی بويژه در رابطه با مهارتهای زندگی خانوادگی و سازمانی در دسترس و در اختيار خلبانان نظامی قرار گيرد.



برای مشاهده متن کامل مقاله اینجا (http://www.jbs.ir/browse.php?a_id=74&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1) رجوع کنید

بن پایه (http://www.jbs.ir/browse.php?a_id=74&sid=1&slc_lang=fa)

Maryam Mehri
04-11-2012, 18:01
بررسی میزان تنیدگی و سلامت عمومی در خلبانان مسافربری با توجه به شرایط محیط پروازی

چکیده مقاله :
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تنیدگی و سلامت عمومی خلبانان با توجه به شرایط محیط پروازی است. در این پژوهش تنیدگی به عنوان متغیر پیش بین و سلامت عمومی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده اند. جامعه پژوهش متشکل از 500 نفر از خلبانان و کمک خلبانان مسافربری کشور در سال 82 ـ 1381 می باشند که به تمامی آنها پرسشنامه داده شد، اما در نهایت روی 300 پرسشنامه بازگردانده شده تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت. پژوهش مذکور یک پژوهش کاربردی از نوع توصیفی با روش همبستگی است. ابزار پژوهش عبارتند از آزمون تنیدگی کودرون، پرسشنامه سلامت عمومی GHQ و پرسشنامه جمعیت شناختی می باشند که بطور همزمان توسط آزمودنیها تکمیل گردیدند. برای تجزیه و تحلیل آماری فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T، و تحلیل واریانس توسط نرم افزار آماری SPSS استفاده گردید.
نتایج پژوهش نشان می دهند که: 1ـ بین میزان تنیدگی و سلامت عمومی خلبانان رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. 2ـ بین میزان تنیدگی خلبانانی که در مناطق بحرانی پرواز می کنند و خلبانانی که در مناطق غیر بحرانی پرواز می کنند تفاوت معناداری بدست نیامد. 3ـ بین میزان تنیدگی خلبانانی که پرواز بلند مدت دارند و خلبانانی که پرواز کوتاه مدت دارند تفاوت معناداری مشاهده نشد. 4ـ بین میزان تنیدگی خلبانانی که در شب پرواز می کنند و خلبانانی که در روز پرواز میکنند تفاوت معناداری حاصل نگردید. 5ـ بین عوامل تنیدگی زای اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و شغلی با میزان تنیدگی خلبانان ارتباط مثبت و معناداری مشاهده گردید.

متن کامل مقاله در اینجا (http://www.ensani.ir/storage/Files/20101004125841-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c%20%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86%20%d8%aa%d9%86%db%8c%d8%af%da%af%db%8c%20%d9%88%20%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%20%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c%20%d8%ae%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%20%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a8%d8%b1%db%8c.pdf)
(http://www.ensani.ir/storage/Files/20101004125841-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c%20%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86%20%d8%aa%d9%86%db%8c%d8%af%da%af%db%8c%20%d9%88%20%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%20%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c%20%d8%ae%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%20%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a8%d8%b1%db%8c.pdf)
بن پایه (http://www.mail.ensani.ir/fa/content/21420/default.aspx)

Maryam Mehri
11-11-2012, 23:41
هر از چند گاهی که سوانح هوایی و حوادث طبیعی اتفاق می افتد.همه ما تا چند روز ابراز ناراحتی می کنیم.و به اطلاع رسانی و کمک به افراد آسیب دیده می شتابیم.

اما بعد از مدتی همه فراموش می کنند و به زندگی عادی خود باز می گردند.در حالیکه کسانی که دچار این سوانح می شوند شاید هیچ گاه به زندگی عادی خود باز نگردند.

بعد از سانحه هوایی تهران ارومیه در تاریخ 19 دیماه 1389 یعنی بعد از گذشت حدودا دوسال از این سانحه مشاهده عینی از یکی از بازماندگان این سانحه داشتم البته به واسطه عموی بزرگوارم که در ارومیه زندگی می کنند و یکی از همسایگانشون در این هواپیما حضور داشتند و همه اعضای خانواده خود را در این سانحه از دست دادندو خودشان هم که زنده ماندند قطع نخاع هستند و در طول روز فقط چند کلمه صحبت می کنند. و آن هم فقط از سقوط ,هواپیما و پرواز می گویند.

و همچنین حادثه دلخراش زلزله آذربایجان شرقی در چند ماه قبل که باعث کشته شدن چندین تن از هموطنان عزیزمان شد و همچنان تبعات این حادثه دامنگیر این عزیزان است.که علاوه بر صدمات جسمی و از دست دادن خانه و کاشانه خود خیلی از این عزیزان دچار صدمات روحی و روانی بسیار عمیقی شدند و نیاز به حمایت ها و درمان های روحی و روانی بیشتری دارند.

در این جستار در پست های قدیمی تر اشاره ای به بازماندگان سوانح هوایی و حمایت های عاطفی از آنها داشته ام. اما در اینجا توجه گسترده تری به این اختلال یعنی اختلال استرس پس از سانحه Post traumatic stress disorde
و روش های درمان خواهم داشت.

اختلال استرس پس از سانحه

اختلالی است که تقریبا 000/50 نفر از نیروهای نظامی در جنگ عراق و افغانستان به آن مبتلا شدند. این ارقام شگفت آور نیست. مطالعات قبلی نشان داده اند که 31 درصد از نظامیان در فاصله کوتاهی پس از جنگ ویتنام به این اختلال مبتلا گردیده اند.

همچنین آمار و ارقام به دست آمده حاکی از آن است که درصد قابل توجهی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس از این بیماری رنج می برند.
اختلال استرس پس از سانحه نوعی اختلال اضطرابی است که با یک رویداد شدید آسیب زا شروع می شود؛ رویدادی که تهدید کننده زندگی و سلامتی فرد یا اطرافیان و نزدیکان وی بوده و واکنش فرد نسبت به آن با ترس و اضطراب شدید همراه است.
بسیاری از افرادیکه این رویداد آسیب زا را
تجربه می کنند، یک دوره کوتاه مشکلات سازگاری و مقابله را از خود نشان می دهند اما با گذشت زمان و استفاده از روشهای مقابله سالم معمولا واکنش آسیب زا در آنها بهتر می شود اما در برخی موارد علائم بدتر شده و ماهها و حتی سالها ادامه پیدا می کند و گاهی تمامی گستره عمر را در بر می گیرد و فرد همواره گرفتار این علائم باقی می ماند و تشخیص اختلال استرس پس از سانحه را دریافت می کند.
اختلال استرس پس از سانحه ممکن است نجات یافتگان از رویدادهای آسیب زایی مانند جنگ، سیل، زلزله، تصادفات رانندگی ، سانحه هوایی، آسیب جسمانی، تجاوز جنسی و ... را تحت تاثیر قرار دهد.
علائم و نشانه های PTSD معمولا درسه ماهه اول پس از رویداد آسیب زا شروع می شوند . البته در برخی موارد معدود ، علائم ممکن است تا سالها پس از رویداد بروز پیدا نکنند.
عمده ترین نشانه های PTSD شامل : زنده شده خاطرات مربوط به رویداد آسیب وتجربه مجدد آن برای چند دقیقه یا حتی چند روز ، احساس شرم یا گناه ، رویاهای غم انگیز در مورد رویداد آسیب زا ، احساس کرختی هیجانی ، خشم ، روابط بین فردی ضعیف ، رفتارهای خود آسیب رسان ، ناامیدی نسبت به آینده، خوابهای وحشتناک ، مشکلات حافظه ، ضعف در تمرکز و زود از جا پریدن و ترسیدن ، عدم لذت از فعالیتهایی که قبلا لذتبخش بوده و دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود ندارند.
عوامل متعددی از قبیل آمادگی ژنتیکی ، تجربیات فردی، خلق و خوی فرد و تغییر سطوح انتقال دهنده های عصبی مغز می توانند منجر به افزایش احتمال ابتلا به PTSD گردد ولیکن تا کنون پژوهشگران عامل خطرساز مشخصی را پیدا نکرده اند. عمده ترین عوامل خطر ساز عبارتند از :


رویداد آسیب زای مستمر
داشتن سابقه از دست دادن سلامت روانی
فقدان سیستم حمایتی مناسب از طرف خانواده و دوستان
رویداد آسیب زایی که مشخصا جدی و شدید است
سابقه خانوادگی PTSD
سابقه خانوادگی افسردگی

ابتلا به PTSD می تواند تمام زندگی ، روابط شغلی ، روابط بین فردی و تفریحات و لذتهای روزمره فرد را تحت تاثیر قرار داده و فرد را مستعد برخی اختلالات روانی از قبیل افسردگی ، سوء مصرف مواد و دارو ، اختلال خوردن ، افکار خود کشی و اقدام به خود کشی نماید.
درمانهای PTSD :
درمان اختلال استرس پس از سانحه می تواند بسیار موثر واقع شده و کمک می کند فرد احساس کنترل بر زندگی را مجددا بدست آورد . با درمان موفقیت آمیز فرد می تواند احساس بهتری از خودش داشته باشد و راههایی را فرا بگیرد که در صورت بروز مجدد علائم جهت مقابله با آنها سودمند هستند.
درمان PTSD معمولا هم درمانهای دارویی و هم روان درمانی را شامل می شود که بهترین نتیجه از ترکیب همزمان هردوی اینها بدست می آید.چندین نوع درمان دارویی در بهبود علائم PTSD کمک می کنند ؛ ضد افسردگی ها می توانند علائم افسردگی و اضطراب را بهبود بخشند و مشکلات خواب را برطرف نمایند . آنها همچنین توجه و تمرکز فرد را بهتر می کنند. داروهای ضد اضطرابی نیز می توانند احساسات اضطراب و استرس را بهبود دهند. بهترین نوع درمانهای دارویی بستگی به علائم و موقعیت خاص هر بیمار دارد . پزشک و بیمار با هم تصمیم می گیرند که کدام دارو بهتر بوده و کم ترین اثرات جانبی را در پی دارد ؛ و شاید بیمار مجبور شود چندین داروی مختلف را تجربه کرده تا بهترین نتیجه درمانی را بدست آورد.
درمانهای غیر دارویی مانند روان درمانی نیز ممکن است جهت درمان کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بکار برده شود که بهترین نوع روان درمانی بستگی به علائم و موقعیت دارد . روان درمانی اختلال استرس پس از سانحه می تواند بصورت فردی یا گروهی صورت گیرد . برخی از روان درمانی های شایع برای PTSD عبارتند از :
- درمان شناختی
- رفتار درمانی شناختی
- مواجهه درمانی
تمامی این درمانها می تواند به فرد کمک کند پس از وقوع یک رویداد آسیب زا کنترلش را بر ترس و آشفتگی بدست آورد . فرد می تواند درباره اینکه " چرا احساسات یا افکار خاصی دارد؟" ، به درک و بینش بهتری دست یابد و آنها را با تفکر مثبت و واقع گرایانه تری جایگزین سازد. در جلسات روان درمانی همچنین مهارتهای مدیریت استرس و مقابله سالم را ایجاد می کنند و بهبود می بخشند.نتایج پژوهشهای اخیر حاکی از آن است که ترکیب دارو درمانی و روان درمانی بیشترین اثرات درمانی را در پی خواهد داشت . بیمار در جلسات اولیه درمان با کمک دارو بر علائم بیماری غلبه کرده و سپس طی جلسات روان درمانی تغییر در شناخت ، تفکر و باورهای فرد ایجاد شده و مواجهه منجر به افزایش توانمندی بیمار شده و درمان امکان پذیر می گردد.
مقابله با اختلال استرس پس از سانحه، حمایت از بیمار:
اگر پریشانی حاصل از رویداد آسیب زا زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد ، جستجوی درمان تخصصی اولین گام محسوب می شود؛ با وجود این خود فرد نیز می تواند اعمالی را جهت مقابله با اختلال در حین درمان انجام دهد که برخی از آنها عبارتند از :


پیگیری دقیق دستورات درمانگر متخصص: هر چند ممکن است پس از گذشت چند هفته از شروع درمان بیمار احساس بهتر شدن کرده و خود را بی نیاز از ادامه درمان بداند لیکن باید توجه داشت که اگرچه طول دوره درمان شاید طولانی باشد ولی تا پایان باید ادامه داده شود و از رها کردن درمان پرهیز گردد.
مراقبت از خود: استراحت کافی ، رژیم غذایی متعادل ، ورزش و تمرینات آرامش بخش و پرهیز از کافئین و نیکوتین که می تواند اضطراب را افزایش دهد .
پرهیز از خود درمانی : پناه بردن به الکل یا داروهای بدون نسخه جهت فرار از احساسات ناخوشایند کمکی به درمان و سلامتی فرد نمی کند و حتی ممکن است به نتیجه عکس آن چیزی که فرد انتظار دارد منجر شود و مشکلات بیشتری را ایجاد نماید.
شکستن چرخه : هنگامیکه احساس می کنید مضطرب هستید برای دوری از این اضطراب و تمرکز مجدد پیاده روی کنید یا به سرگرمی مورد علاقه تان بپردازید.
گفتگو با دیگری : با افراد خانواده، دوستان ، رهبران وفادار یا کسان دیگری که از شما حمایت می کنند و مراقب شما هستند در تماس باشید . اگر نمی خواهید ، مجبور نیستید درباره آنچه رخ داده صحبت کنید . وقت گذرانی و قسمت کردن زمان با کسانیکه دوستشان دارید برای شما راحتی و آسایش به ارمغان می آورد.
یافتن یک گروه حمایتی : بسیاری از انجمن ها و جوامع برای شرایط خاص دارای گروههای حمایتی هستند. از متخصص سلامت خود بخواهید یکی از این گروهها را برای کمک پیدا کند یا در دفتر راهنمای تلفن محلی جستجو کنید و یا با سیستم خدمات رسانی اجتماعی انجمن خود تماس بگیرید.
راه حل پیدا کنید و به دنبال پاسخ باشید : برای بسیاری از افراد ، زندگی کردن با یک حادثه اضطراب آور باعث ایجاد تغییرات مثبت در زندگی آنان می شود و منجر به رشد هیجانی و روان شناختی آنها می گردد؛ برای مثال برخی از افرادیکه با یک حادثه تصادف جدی رانندگی زندگی می کنند که این تصادف در اثر مصرف الکل رخ داده ، باعث می شود آنها این مشکل را حل کرده و با نوشیدن الکل هنگام رانندگی مبارزه کنند.


بن پایه (http://afsharian.blogfa.com/post-19.aspx)

Maryam Mehri
14-11-2012, 22:48
http://www.aftabir.com/glossaries/book/images/b8ea66be38924d2934c2d863f92c3dd02.jpg

مقدمه ای بر روانشناسی هوانوردی
نویسنده: احمد فاضلی ,غلامرضا محمودی, سید رضا ابطحی, علیرضادهباش
محل نشر تهران

مطالعه این کتاب هم میتونه مفید وسودمند باشد تعداد صفحاتشم 176 است.




مقدمه اي بر روانشناسي هوانوردي



موضوع:




پزشكي هوانوردي (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Subjectid&Code=117335)


پزشكي فضا (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Subjectid&Code=117336)


روانشناسي هوانوردي (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Subjectid&Code=117337)





پديدآورنده:




مترجم:غلامرضا محمودي (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Authorid&Code=73888)


مترجم:احمد فاضلي (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Authorid&Code=57349)


مترجم:سيدرضا ابطحي (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Authorid&Code=201059)


مترجم:عليرضا دهباش (http://www.aerospacetalk.ir/BookList.aspx?Type=Authorid&Code=201060)






معرفي مختصر كتاب:
امروزه گسترهي موضوعات تحت بررسي روانشناسان بسيار وسيع ميباشد. بسياري از مطالعات روانشناسي به دنبال كشف قوانين كلي يا اصول رفتار انسان هستند. در اين ميان روانشناسي هوانوردي از زمان جنگ جهاني دوم از ساير بخشها متمايز گشت و در كنار تكنولوژي هوانوردي پيشتاز روانشناسي كاربردي شد. دو ديدگاه مطرح در اين حيطه رويكرد قانوننگر يا كلنگر و رويكرد فردنگر است. روانشناسي هوانوردي اثبات ميكند كه احتياجات تكليف پرواز فراتر از قابليتهاي پردازش اطلاعات فرد نيست. نگارنده در كتاب حاضر طي هفت فصل موضوعاتي نظير نقش ادراك، بينايي و شنوايي، تواناييهاي شناختي، انگيزش، استرس، علم ارگونومي و... را در روانشناسي هوانوردي بررسي كرده است.


صفحات اولیه کتاب (http://www.ketab.ir/ViewPdf.aspx?FileName=86920046)

بن پایه (http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1340202)

Laya.H
17-11-2012, 09:26
سلام به دوست عزیز
میخواستم یک درخواست داشته باشم و ان این است که در حد امکان پیرامون مقالاتی که شما ارایه میفرمایید ،برداشتهای خود را نیز بیان دارید.چون شما دستی در اتش روانشناسی و روانشناختی دارید و این گونه,مطالب بصورت ملموس تر برای خوانندگان در میاید.
مچکرم

Maryam Mehri
17-11-2012, 17:58
درود بر شما دوست نازنینم
خیلی از توجه شما به این مطالب سپاسگزارم و اینکه نظر خودتون را ابراز کردید واقعا باعث شادی و افتخار من است.
اما در پاسخ باید به چند نکته اشاره کنم اول اینکه مقاله هایی که من در اینجا قرار داده ام مقاله هایی است که کاملا علمی هستند و دلیل علمی بودنشان این است که آزمایشی بر روی نمونه هایی (آزمودنی) که تعدادشان هم کاملا قابل توجه است و در نهایت به یک پاسخ واحدی رسیده اند انجام شده که در آینده این نتیجه قابل تعمیم و تکرار پذیر است و اساتید و داوران مختلفی بار ها این مقاله ها رو مطالعه می کنند تا کاملا میزان خطا کاهش پیدا کرده باشد .

و من نمی توانم هیچ برداشت شخصی داشته باشم برداشت های من باید پایه علمی داشته باشد در غیر این صورت بی ارزش است. مگر اینکه خودم تحقیقی انجام داده باشم و آن را به ثبت رسانده باشم و البته تمایل داشتم از تحقیقات خودم هم در این جستار استفاده کنم چون معتقدم هر کجا انسانی حضور دارد مانند (خدمه پرواز) بحث روح و روان هم حضور دارد و این بحث بسیار پیچیده است و قسمت های زیر بنایی زیادی دارد و من دوست داشتم به این بحث ها هم اشاره شود اما مشورتی که با مدیران انجمن انجام دادم به این نتیجه رسیدند که در این قسمت فقط مطالبی که به روانشناسی هوانوردی مربوط هست آورده شود. من هم نظرشان را ارج می نهم .

اگر شما در این جستار مطالعه بفرمایید در قسمت هایی که لازم بود نظر شخصی دادم مثل بحث درباره اختلال استرس پس از سانحه که بسیار مهم است و افرادی زیادی بعد از سوانح هوایی از این اختلال رنج می برند و من هم قبلش توضیح کوتاهی دادم اما باز نظر شخصی نبود مشاهده عینی من بود که لازم دیدم اشاره شود.

در مورد مقاله ها مشکل اصلی کمبود تحقیقات قابل توجه در این عرصه در ایران هست که هنوز اهمیت چندانی قائل نیستند و منابع بسیار کمی در مورد روانشناسی هوانوردی وجود دارد در حالیکه به زبان انگلیسی منابع بسیار وسیعی وجود دارد و من هم واقعا فرصت ترجمه این منابع را ندارم و هم اینکه ممکن است دقیقا نتوانم حق مطلب را ادا کنم اما در آینده اگر فرصت شد حتما این کار را انجام خواهم داد.

توضیح مختصری اگر بخواهم در مورد این پژوهش ها دهم این است که موضوعی انتخاب می شود و تعدادی آزمودنی که به عنوان جامعه آماری است که اینجا جامعه آماری خلبانان هستند انتخاب می شود و بعد روش های درمانی یا آموزشی مختلف بسته به موضوع بر روی این جامعه آماری اجرا می شود .و بعد تست های روانشناسی که باید کاملا معتبر باشد و اعتبار و روایی آن اثبات شده است و آن هم مراحل خاص خودش را دارد اجرا می شود. و معمولا این تست ها یک عددی به ما می دهند که این اعداد برای ما قابل تفسیر است و ما باید این اعداد را در روش های مختلف آماری قرار دهیم تا به یک نتیجه واحدی برسیم و در نهایت آن نتایج تفسیر می شود و نتیجه ای بدست می آید که به خاطر طی تمام این مراحل آن نتیجه کاملا علمی و قابل آزمایش است.و می شود از نظر علمی به آن اعتماد کرد.

اگر باز سوال و نکته ای است در خدمتم اما من فقط می توانم همان طور که شما هم اشاره کردید توضیحاتی بدهم که نتیجه برای مخاطب ملموس تر باشد. اما برداشت شخصی اصلا علمی نیست و اگر برداشت شخصی دارم باید این مراحل را طی کرده باشد در غیر این صورت این اجازه را ندارم.

سپاس فراوان از شما

Maryam Mehri
21-11-2012, 19:45
شما هم از پرواز میترسید؟ خواندن خبرهای سقوط هواپیما در روزنامهها شما را حسابی وحشتزده میکند و در هنگام پرواز هر لحظه میترسید که هواپیمای شما هم سقوط کند؟ ترس از پرواز یک پدیده پیچیده روانی است که با شنیدن خبرهای ناخوشایند در این زمینه بیشتر تحریک میشود. توربولانس یا جریانهای شدید هوا که گاه هواپیما در آن گرفتار میشود میتواند موجب بروز تکانهای شدید در هواپیما شود که ترس و اضطراب شما را از پرواز دامن میزند. فراموش نکنید این جریانهای هوا معمولا نمیتوانند مشکلی در پرواز هواپیما ایجاد کنند و پس از لحظاتی برطرف میشوند. در هنگام پرواز آرامش خودتان را حفظ کنید و به جای فکر کردن به صحنههای بد به آرامش و مدیتیشن فکر کنید. سرگرم کردن خودتان به مطالعه نیز میتواند حواس شما را از ترس منحرف کند. اگر هیچ یک از این روشها کارساز نیست با مشورت پزشک یک عدد قرص آرامبخش پیش از پرواز میل کنید.

سفرهاي هوايي براي انسان يك پديده معمول و عادي نيست و به همين دليل سبب ايجاد اختلالات رواني در بدن ميگردد. بيشترين مشكلات در رابطه با استرس و ترس از پرواز است كه ممكن است بتنهايي يا تواماَ قبل و در طول سفر ايجاد گردد.

ترس از پرواز(flight phobia)
بيشتر افرادي كه در جوامع صنعتي زندگي ميكنند ترس از پرواز را تجربه نموده اند كه ممكن است اثرات معكوسي در زندگي شخصي و حرفه اي شان ايجاد كرده باشد.
ترس از پرواز معمولاَ همراه با ساير ترس ها مانند ترس از فضاهاي بسته ياclaustrophobia و agoraphobia يا ترس از مكان هاي شلوغ همراه با نگراني و ساير عوامل استرس زا و يا اختلالات شخصيتي و رواني افزايش مي يابد.
درمان بستگي به علت آن دارد و استفاده از دارو هايdesensitize ( بي حس کننده ) معمول است . در مورد مسافريني كه ترس از پرواز را تجربه نموده ولي مجبور به استفاده از هواپيما مي باشند استفاده از دارو هاي آرام بخش بتا بلوكر موثر واقع خواهد شد . استفاده توام از داروهاي آرام بخش و الكل مجاز نمي باشد. ميزان مصرف داروي آرام بخش نبايد به حدي باشد كه از بيدار كردن مسافر در مواقع اورژانس جلوگيري بعمل آورد.
مسافرين مي بايست قبل از استفاده از داروهاي طولاني الاثر جهت جلوگيري از اثرات سايكولوژيك ( رواني ) مرتبط با سفرهاي هوايي ، با پزشك معالج خود مشورت نمايند.

ترس از پرواز(Air Rage)
پديده خشم اخيراَ بعنوان يك اختلال رفتار ي در اثر سفر هاي هوايي شناخته شده است كه بنظر مي رسد حد بالايي از استرس باشد تا ترس از پرواز .مصرف مشروبات الكلي در تشديد ايجاد اين حالت موثر است.

يك سوم مسافران هواپيماها ترس از پرواز دارند
تپش قلب و حالت تهوع برخي از علائم ترس از پرواز است كه يك سوم از مسافران هواپيماها حين پرواز دچار آن ميشوند.به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرگزاري آلمان؛ به گفته روانشناسان آلماني ترس از پرواز در برخي از مسافران به حدي شديد است كه براي مقابله با آن از دارو استفاده ميكنند.بنابراين گزارش؛ متخصصان به دنبال راههاي درماني هستند كه در آن با استفاده از تكنيكهاي تشنجزدايي و آرامبخش ترس اين مسافران را كاهش دهند.اين گزارش حاكيست؛ به مسافراني كه ترس از پرواز دارند بايد اطلاعات جامعي درباره تجهيزات تكنيكي يك هواپيما و ايمني آن داده شود.يادآور ميشود؛ به گفته روانشناسان اغلب مسافراني كه ترس از پرواز دارند ميترسند كه هواپيما سقوط كند.


دو پديده " ترس از پرواز " و " خشم در اثر پرواز " ، از جمله اختلالات شايع رواني هستند که در حين سفر هوايي ، تجربه مي شوند.

سفرهاي هوايي براي انسان يک پديده معمول و عادي نيست و به همين سبب موجب ايجاد اختلالات رواني و تاثير آن در بدن مي شود. بيشترين مشکلات مربوط به اضطراب و ترس از پرواز است که ممکن است به تنهايي يا تواما" قبل و در طول سفر ايجاد شود.

ترس از پرواز معمولا" همراه با ساير ترسها مانند ترس از فضاهاي بسته و يا ترس از مکانهاي شلوغ با نگراني و ساير عوامل استرس زا و يا در اثر اختلالات شخصيتي و رواني افزايش مي يابد.

- درمان قطعي پديده ترس از پرواز ، وابسته به علت آن است و استفاده از داروهاي ضد حساسيت در اين خصوص معمول است. آرامبخش هاي "بتا بلوکر " نيز موثر واقع مي شود فقط مصرف داروي آرام بخش نبايد به حدي باشد که از بيدار شدن مسافر در مواقع اورژانس جلوگيري کند.

- پديده " خشم دراثر پرواز " ، اخيرا" به عنوان يک اختلال رفتاري در اثر سفرهاي هوايي شناخته شده است که به نظر مي رسد عامل ايجاد آن حد بالايي از اضطراب باشد تا طولاني شدن مدت پرواز. در ضمن مصرف مشروبات الکلي نيز در تشديد ايجاد اين حالت موثر است .
گفتني است درمان وضعيت مزبور ، مانند " ترس از پرواز " است.

بعضی از افراد هنگام پرواز استرس دارند؛ این استرس به شكلهای مختلف خود را نشان میدهد. برخی هم از ساعتها و حتی روزها پیش از سفرهای هوایی هیجان شدیدی دارند. هر دوی این حالتها، سفر را با مشكلاتی روبهرو میكنند و گردشگران را از داشتن اوقاتی خوش، چه پیش و چه هنگام سفر محروم میكند. برای كنترل این استرس و داشتن سفری ایمن و سالم انجام كارهایی قبل و حین پرواز ضروری است.

چند راه حل:

قبل از پرواز

1. سعی كنید به خاطر ترافیك و شلوغی مسیر خانه یا محل كار تا فرودگاه و همچنین تاخیر در پرواز، خیلی حرص و جوش نخورید؛ چون با این كار در تمام طول مسیر، استرس و سر درد كلافهتان میكند.
2. زمان را برای پیادهرویهای داخل فرودگاه، راهروهای شلوغ و كنترل مدارك در گیتهای خروجی از 2 ساعت قبل از پرواز تنظیم كنید.
3.برای حمل چمدان ها از چرخ دستیهای فرودگاه استفاده كنید؛ خیلی به دست و گردنتان فشار وارد نكنید و در صورت لزوم از متصدیان این كار كمك بگیرید.
4. اگر استرستان زیاد است؛ میتوانید قبل از پرواز خود را با خواندن كتاب، مجله و روزنامه سرگرم كنید؛ با این كار تا حدی نگرانی شما فروكش میكند.
5. قبل از سوار شدن به هواپیما، كمی پیادهروی كنید؛ این هم روشی برای كم كردن استرس است. در ضمن با این كار خون در رگها به جریان میافتد و بدن تجدید قوا میكند.
6. با نوشیدن آب كافی قبل و حین پرواز از كمشدن آب بدن جلوگیری كنید.

هنگام پرواز

1. از مصرف نوشیدنیهای كافئیندار حین پرواز خودداری كنید؛ چون نوشیدن آنها سبب بروز تشنگی میشود.
2.قبل و حین سفر، غذاهای سنگین و پر حجم نخورید؛ ممكن است به دل پیچه و تهوع مبتلا شوید. در این اوقات از غذاهای سبك مثل سالاد یا میوه استفاده كنید.
3.در طول سفرهای طولانی هر یك یا 2 ساعت بلند شوید و 5 یا 10 دقیقه راه بروید.
4.هرگز چهار زانو روی صندلی هواپیما ننشینید.
5.با سفت و شل كردن ماهیچههای پا و حركت و فشار دادن آنها روی جا پایی از لخته شدن خون و عوارض آن پیشگیری كنید.
6.در سفرهای طولانی، حتما از جورابهای مخصوص هواپیما استفاده كنید.
7.وقتی هواپیما در حال بلند شدن یا نشستن است برای اینكه فشار سینوسها متعادل شود و گوش یا سینوس درد نگیرد بهتر است آبنبات بمكید یا چیزی قورت بدهید.
8.همیشه داروها یا نسخهتان را در كیف دستی همراه خود داشته باشید تا در مواقع ضرورت از آنها استفاده کنید.

منبع این مطلب خیلی قابل توجه نبود اما مطالبی که عنوان شد کاملا علمی و ثابت شده است

منبع : سایت گردشگری تبیان

Maryam Mehri
21-11-2012, 19:54
یک راه حل برای غلبه بر ترس از پرواز‎

http://up.aerospacetalk.ir/images/64689060615929350905.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/)

اگر شما هم از پرواز با هواپیما میترسید، شرکتهای هوایی با برنامههایی سعی میکنند به کاستن ترس مسافران از پرواز کمک کنند.
به گزارش خبرگزاری سینا به نقل از دویچه وله،با کمک این شرکتها مسافران در کلاسی ثبت نام میکنند تا بر این ترس غلبه کنند. در این کلاس که قبل از پرواز برگزار میشود تعدادی روانشناس هم به صورت گروهی و هم به صورت خصوصی با مسافران در خصوص شرایط پرواز، آنچه که باعث این ترس میشود و راههای مقابله با این ترس صحبت میکنند.
دکتر کیت استول روانشناس دانشگاه سلطنتی لندن در باره دلایل زیستشناسانه این ترس میگوید: اینطور به نظر میرسد عکس العمل ماهیچههایی که تحت فشار و تنش هستند، باعث تداوم اضطراب میشود. میدانیم که اضطراب واکنش دفاعی است که برای فرار از خطر در ما ایجاد میشود. به همین دلیل بدون فکر یا محاسبه همچنان از منبع خطر فرار و دوری میشود.
علاوه بر این شرکت هوایی بریتیش ایرویز ۲۵ سال است روزی بنام روز هوانوردان برگزار میکند. شرکتهای دیگر هم چنین برنامههایی دارند. در این برنامه نیز ابتدا خدمه پرواز و خلبان و یک روانشناس به مسافران توضیح مقدماتی داده و بعد شرایط پرواز را بازسازی میکنند.
با چنین تمریناتی میتوان ترس از پرواز را کاهش داد.

بن پایه (http://www.sinanews.ir/news/?id=9986)

Maryam Mehri
14-12-2012, 21:42
جبران آسيبهاي رواني وارد بر مسافران هوايي - دكتر عرفان لاجوردي (http://www.aerospacetalk.ir/vb/)

يكي از موضوعات بحث برانگيز در جريان تصويب كنوانسيون مونترال، مساله تعيين مسووليت ناشي از آسيب هاي ذهني و رواني بوده است كه در چارچوب تفسير و عبارت پردازي هاي ماده 17 كنوانسيون ورشو مورد بررسي قرار گرفت. هرچند كميته حقوقي ايكائو در متن پيشنهادي خود، انواع آسيب هاي قابل جبران براساس ماده 17 را به تفكيك مورد بحث قرار داده بود، اما نهايتا متن پيشنهادي به كنفرانس مونترال، آسيبهاي ذهني، جسمي و رواني را بصورت جداگانه مورد اشاره قرار نداد و از عبارت كل <آسيب بدني> بدون هرگونه توضيحي استفاده كرد.

به همين دليل نوروژ و سوئد در جريان كنفرانس اعلاميه صادر كردند و خواستار اصلاح متن پيشنهادي شدند بگونه اي كه <آسيب رواني> نيز همانند <فوت> و <آسيب بدني> قابل جبران تلقي شود.

در جريان كنفرانس بر سر تعيين معناي عبارت Lesion corporelle<> بحث هاي زيادي صورت گرفت. اين اصطلاح در متن فرانسه كنوانسيون ورشو مورد استفاده قرار گرفته است و در متن انگليسي به bodily injury<> و personal injury<> ترجمه ميشود. در جريان مذاكرات سه سوال اصلي مورد بررسي قرار گرفت: آيا مي بايست در متن كنوانسيون صراحتا به آسيب هاي رواني پايدار اشاره كرد؟ آيا ميبايست آسيب هاي ناشي از آسيب هاي بدني در متن تصريح شود؟ و اينكه آيا جبران خسارت آسيب هاي رواني مي بايست منوط به ورود آسيب بدني باشد يا خير؟

بعضي نمايندگان دول بر اين باور بودند كه اصطلاح Lesion corporelle<> در ماده 17 كنوانسيون ورشو مي تواند بگونه اي تفسير شود كه آسيب هاي رواني پايدار را نيز در بر گيرد. در عين حال عده اي ديگر بر اين باور بودند كه ضرورت دارد قابليت جبران خساراتي از اين دست در متن كنوانسيون تصريح شود؛ صرفنظر از آنكه جبران خسارت مستقلا امكان پذير باشد و يا منوط به ورود آسيب بدني شود. نياز به چنين اصلاحي در پيشنهاد دو كشور سوئد و نروژ آشكار است. پاره اي از كشورها بدون هيچ قيد و شرطي از پيشنهاد ارائه شده استقبال كردند و عده اي ديگر حمايت از آن را منوط به تعيين چارچوب و حدود مساله دانستند. سنگاپور پيشنهاد نمود جبران خسارت آسيبهاي رواني منوط به ورود خسارت بدني شود، اين پيشنهاد مورد استقبال كشورهاي آسيايي قرار گرفت. مستند چنين ديدگاهي رويه دادگاه هاي ايالات متحده آمريكا و استرالياست كه در چارچوب كنوانسيون ورشو ورود خسارت بدني را ضروري مي دانستند.

در جريان مذاكرات، نماينده استراليا اعلام نمود: <هرچند دادگاه هاي استراليا، بسان دادگاه هاي بسياري كشورهاي ديگر در سرتاسر جهان، آماده اند تا جبران خسارت آسيب هاي رواني را مستقل از آسيب هاي بدني مورد شناسايي قرار دهند، اما قادر به چنين كاري نيستند زيرا روشن است قصد تهيه كنندگان كنوانسيون ورشو در سال 1929 جبران چنين خساراتي نبوده است. چنين رويكردي در راي دادگاه New South Wales در دعواي Kotsambasis v. Singapore Airlines و متكي بر راي ديوان عالي ايالات متحده آمريكا در پرونده Eastern Airlines Inc v. Floyd آشكار است.>

در جريان مذاكرات چنين بنظر مي رسيد كه درج صريح <آسيب هاي رواني> در ماده 17 مورد حمايت جدي قرار داشت. در هفته پاياني مذاكرات، كماكان عباراتي در پيشنويس كنواسيون وجود داشت كه مقرر مي نمود: <در اين ماده اصطلاح <آسيب> به معناي آسيب بدني، آسيب رواني همراه با آسيب بدني يا ساير آسيب هاي ذهني است كه جدا سلامت مسافر و يا توان او در فعاليت هاي روزمره را صورت چشمگيري مختل مي كند.>

با اين حال عده اي از دولت ها بر اين باور بودند كه هرچند اصل موضوع قابل پذيرش است، اما عملا نميتوان قاعده اي طراحي نمود كه براساس آن بتوان ميان ادعاهاي مشروع و سوء استفاده و تقلب نسبت به قاعده تفكيك قائل شد. تا هفته آخر مذاكرات، ايالات متحده آمريكا از حاميان تصريح به <آسيب هاي رواني> بود؛ اما در نهايت، تحت فشار صنايع هوايي اين كشور، ايالات متحده از پيشنهاد خود مبني بر امكان جبران آسيب هاي رواني پايدار صرفنظر كرد؛ زيرا چنين مقررهاي خطوط هوايي را در نتيجه فرودهاي نامناسب، نقص فني موتور، حوادث حين پرواز و ساير وضعيتهايي كه جزئي از عمليات پروازي به شمار ميآيند در معرض ادعاهاي متنوعي قرار مي داد.
رئيس كنفرانس در جمع بندي نهايي خود اعلام داشت: <در جريان مذاكرات چشمگير ناظر بر مساله آسيب هاي رواني، حق شرط هاي زيادي درمورد آسيبهاي رواني طرح شد آنگاه كه اين آسيب ها مستقل از آسيب هاي بدني رخ مي دهند. پيروي پيشنهادهاي مختلفي كه براي حل مساله ارائه شد، اعضا به اين نتيجه رسيدد كه در حال حاضر نيز كنوانسيون ورشو ... براساس رويه قضايي موجود در زمينه جبران آسيب هاي رواني تنظيم شده است. همه بر اين باورند كه مفهوم آسيب هاي بدني بگونه اي است كه در چارچوب آن جبران خسارات رواني همراه با خسارات بدني مقدور است؛ همچنين اعضا بر اين باورند كه رويه قضايي موجود در حال توسعه است.

در نتيجه اين دستاورد كه با توجه به دغدغه هاي موجود درمورد رويه قضايي در حال توسعه مطرح است، تغيير اعمال شده در متن و روند مذاكرات، به هيچ وجه در صدد ايجاد مانع براي رويه قضايي موجود براساس كنوانسيون ورشو و كنوانسيون مونترال نيست. همچنين اعضا قصد ندارند اختلالي در رويه هاي قضايي آتي باتوجه به نيازهاي جامعه معاصر پديد آورند؛ خصوصا در مواردي كه رويه قضايي در حوزه هاي ديگري از حقوق ملي مورد توجه است.>

<بيانيه تفسيري> فوق در سوابق كنوانسيون مونترال به ثبت رسيده است و هرچند داراي ارزش تفسيري است؛ اما ابهاماتي را در دامنه ماده 17 كنوانسيون بدنبال دارد.

حال اين سوال مطرح است كه با تصميم در خصوص ابقاي ماده 17 كنوانسيون ورشو در زمينه استفاده از اصطلاح bodily injury<> و lesion corporelle<>، آيا كنوانسيون مونترال تاثيري در نحوه تفسير ماده 17 خواهد داشت؟

علماي حقوق بر اين باورند كه كنوانسيون مونترال به قاعده مندرج در كنوانسيون ورشو وفادار مانده است و ارائه تفسير صحيح درخصوص <آسيب بدني> و امكان توسعه آن به <آسيب رواني> را به دادگاه هاي ملي دول عضو واگذار كرده است.

مذاكرات كنفراس نشان مي دهد در ابتدا بسياري از دولت ها خواستار تغيير متن كنوانسيون و ارائه تفسيري شفاف از آن بودد؛ بگونه اي كه امكان جبران آسيب هاي رواني چه بصورت مستقل و چه به همراه آسيب هاي بدني در متن تصريح گردد. اما از ديگر سو آشكار بود كه در مورد دامنه اعمال چنين قاعده اي ميان اعضا توافق وجود ندارد و درنتيجه متن ماده 17 در كنوانسيون جديد نيز دست نخورده باقي ماند.

اين توضيحات بخوبي نشان مي دهد، تفسير ماده 17 بدون رجوع به رويه قضايي دادگاه هاي ملي ممكن نيست.

رويه قضايي ايالات متحده در اين زميه قابل توجه است. اين ميان راي ديوان عالي در پرونده Eastern Airlines v. Floyd از بيشترين اهميت برخوردار است. اين پرونده به ادعاي خسارات رواني اختصاص دارد كه مسافران مدعي بودند در اثر فرود اضطراري هواپيما متحمل شده اند، بي آنكه آسيب بدني چشمگيري رخ داده باشد.

ديوان عالي ايالات متحده پس از بررسي كامل تاريخچه كنوانسيون ورشو، متن فرانسه كنواسيون و نظرات انديشمندان فرانسوي اعلام كرد: <خط هوايي را نمي توان براساس ماده 17 در مواردي مسوول دانست كه مسافر دچار فوت، آسيب بدني يا عوارض جسماني آسيب نشده باشد. هرچد ماده 17 متصدي حمل را مسوول <خسارات وارده در نتيجه> بروز چنين آسيب هايي مي داند، ديوان نسبت به قابليت جبران خسارات رواني وارده در نتيجه خسارات بدني اعلام موضع نخواهد كرد.> ديوان افزود <حتي اگر ديوان موافق جبران خسارات صرفا رواني بعنوان يك هدف باشد، نمي توان چنين هدفي را بدون توجه به قصد امضاءكنندگان معاهده محقق كرد ... سياق كنوانسيون، تاريخچه مذاكرات و تفاسير ارائه شده از ماده 17، هيچيك وجود چنين قصدي را تاييد نميكنند.>

راي Floyd بعدها و در پرونده El Al v Tseng مورد تبعيت قرار گرفت؛ با اين حال سكوت قضات در پرونده Floyd ابهامات ناظر بر نحوه جبران خسارات رواني را باقي گذاشت. در سال 1994 دادگاه كاليفرنيا در پرونده Jack v TWA اعلام داشت، در موضوع جبران خسارات عاطفي چهار رويكرد قابل طرح است: عدم جبران خسارات؛ جبران كليه خسارات عاطفي اگر خسارات بدني نيز بوقوع پيوسته باشد؛ كليه خسارات عاطفي بعنوان نتايج خسارات بدني هستند و در نتيجه قابل جبران تلقي مي شوند؛ تنها خسارات عاطفي ناشي از خسارات بدني قابل جبران هستند؛ صرفنظر از آنكه رابطه عليت ميان اين دو بر چه اساسي استوار باشد. دادگاه سرانجام اعلام نمود تنها خسارات عاطفي ناشي از خسارات بدني قابل جبران هستند.

راي پرونده Jack در پاره اي دعاوي ديگر نيز مورد تبعيت قرار گرفت؛ با اين حال در سال 1997 دادگاه فدرال الينويز ضمن نقد راي Jack اعلام داشت: <اين راي به هيچوجه دلالت بر عدم امكان جبرات خسارات صرفا عاطفي ندارد ... بواقع دادگاه در پرونده مذكور بدقت بيان داشته است <خسارت بدني> پيش شرط مسووليت است. بنابراين به محض تحقق پيش شرظ و وقوع فوت يا آسيب بدني، خسارات عاطفي نيز قابل جبران خواهند بود.> همچنين دادگاه فدرال بيان داشت ماده 17 تنها مقرر مي دارد مي بايست ميان خسارات وارده و خود حادثه رابطه علي بر قرار باشد. اين رويكرد نظريه اي جديد بود كه از رويه قضايي پيشين فاصله مي گرفت.
در سال 1999 و 2000 در دو پرونده Weaver v. Delta Airlines Inc و Air Crash at Little Rock, Arkansas, Lloyd v American Airlines دو دادگاه فدرال ايالات متحده در خصوص جبران خسارت براساس ماده 17 به دستاوردهاي جديدي رسيدند. اين دو دادگاه به بررسي قابليت جبران خسارت <بي نظمي فشار رواني پسيني)post traumatic stress disorder( > يا PTSD پرداختند. در پرونده Weaver، خواهان در جريان پرواز از لندن به مونتانا و بعلت فرود اضطراري در ديتون با چنين مشكلي مواجه شد. دعواي او صرفا به جبران خسارات رواني محدود مي شد. دادگاه بخش مونتانا وقوع اين آسيب و مبناي جسماني آن را مورد تاييد قرار داد. دادگاه در راي خود بيان داشت <دعواي Weaver از دعاوي قبلي قابل تفكيك است، زيرا وي ادعاي خود را معطوف به جبرا خسارت بدني و متكي بر تحقيقات جديد علمي كرده است كه نشان مي دهد بي نظمي فشار رواني پسيني ريشه در آسيب مغزي دارد. فشار رواني خواهان نتيجه آسيب مغزي اوست و تنها نتيجه منطقي آن است كه چنين آسيبي را يك آسيب بدني بدانيم.

در پرونده Lloyd خواهان يكي از مسافران پرواز 1420 آمريكا بود كه در اول ژوئن 1999 در آركانزاس دچار حادثه شد. در هنگام حادثه وي تنها از قسمت پا دچار آسيب بود؛ اما متعاقبا به فشارهاي عصبي دچار شد. دادگاه آركانزاس با بررسي موضوع اعلام نمود آسيب بدني تنها يك پيش شرط ساده براي جبران آسيب هاي رواني است و با وقوع آسيب بدني، آسيب رواني كاملا قابل جبران است.
روانپزشك در جريان دادگاه شهادت داد خواهان بدليل آسيب مغزي دچار فشار عصبي شده است. وي با استناد به يك مقاله علمي اعلام داشت چنين آسيبي تعادل جسمي، فشار خون، دماي بدن و وزن را دستخوش اختلال مي كند و كاركرد نامتوازن مغز مي انجامد. با اين حال وي شهادت نداد كه آيا خوانده بواقع با كاركرد نامتوازن مغز مواجه است يا خير. هيات منصفه نهايتا خواهان را محق به دريافت شش و نيم ميليون دلار غرامت دانست.

American Airlines به راي صادره اعتراض كرد و بيان داشت هيچگونه رابطه معقولي ميان آسيب بدني و آسيب رواني برقرار نيست. شعبه هشتم دادگاه استيناف ديدگاه شعبه نهم را در پرونده Jack مورد تاييد قرار داد و اعلام داشت: <آسيب هاي رواني مي بايست بالنسبه از آسيب هاي جسمي ناشي شده باشند> و <جبران خسارات رواني بدون آنكه رابطه اي سببي ميان آن ها و خسارات بدني بر قرار باشد، متن و روح حاكم بر پرونده Floyd را نقض مي كند.> دادگاه اعلام داشت مدارك ارائه شده چندان دلالتي بر وجود رابطه سببيت ميان يك آسيب بدني جزئي و آسيب رواني عمده ندارند. بدين ترتيب دادگاه ميزان غرامت را از شش و نيم ميليون دلار به يك و نيم ميليون دلار تقليل داد.

در مارس 2004 و در پرونده Ehrlich v. American Airlines Inc شعبه دوم دادگاه استيناف ايالات متحده آمريكا اين موضوع را موردد بررسي قرار داد كه آيا خسارات رواني <همراه با> خسارات بدني، بي آنكه ميان اين دو رابطه علي برقرار باشد، قابل جبران است يا خير. در اين پرونده دادگاه، رويه قضايي ايالات متحده در خصوص ماده 17 و مباحث ناظر بر خسارات رواني را در كنفرانس 1999 مونترال مورد بررسي قرار داد.

خواهان هاي اين پرونده در فرودگاه جان اف كندي دچار آسيب هاي بدني و رواني شده بودند. شعبه دوم دادگاه استيناف در راي خود اعلام داشت نمي توان American Airlines Inc بموجب ماده 17 كنوانسيون ورشو مسوول جبران خسارت دانست زيرا رابطه سببي ميان خسارات بدني و خسارات رواني برقرار نيست.

در خصوص خسارات رواني <همراه با> خسارات بدني بدون وجود رابطه علي ميان اين دو، همانطور كه ذكر آن رفت ديوا عالي ايالات متحده در پرونده Floyd از اظهار نظر خودداري كرد. شعبه دوم دادگاه استيناف با بررسي رويه قضايي ايالات متحده اعلام داشت جز در دو مورد تمامي دادگاه هاي وجود رابطه علي ميان خسارت بدني و خسارت رواني را ضروري دانسته اند.

خواهان ها استدلال خود را بر راي Jack v. TWA استوار نمودند كه در آن وجود رابطه علي ميان آسيب جسمي و رواني ضروري دانسته نشده است. هرچند دادگاه در اين پرونده وجود رابطه <علي> را ضروري نمي داند، اما در عين حال تصريح دارد خسارت رواني مي بايست از خسارت جسمي <نشات گرفته باشد.>

شعبه دوم دادگاه استيناف به بررسي تفسير ماده 17، متن فرانسه كنوانسيون و نظريات حقوقدانان فرانسوي پرداخت. در فراسنه،پيش از سال 1929 هيچ پرونده اي، امكان جبران خسارت رواني را مورد شناسايي قرار نداده است. دادگاه پس از بررسي دقيق مذاكرات كنوانسيون ورشو ازجمله نظام هاي حقوقي قابل اجرا در مورد جبران خسارات رواني پايدار در زمان تصويب كنوانسيون اعلام داشت، اكثريت اين نظام هاي حقوقي امكان جبرا چنين خساراتي را مورد شناسايي قرار نداده اند و در نتيجه براي جبران خسارات رواني، وجود رابطه سببي ميان اين خسارات و آسيب هاي بدني ضروري است.

دادگاه شعبه دوم متعاقبا رويه قضايي ساير كشورها را مورد بررسي قرار داد. از جمله اين آرا مي توان به راي پرونده American Airlines v. Georgopoulos، راي پرونده Kotsambasis v Singapore Airlines و بويژه راي مجلس اعيان در پروندهMorris v. KLM and King v. Bristow Helicopters Ltd اشاره كرد.

پس از آن دادگاه مقررات كنوانسيون مونترال را مورد توجه قرار داد و اعلام داشت دولت ها نتوانسته اند در خصوص دامنه قابل جبران آسيب هاي رواني به توافق دست يابند. در عين حال دادگاه اعلام نمود نظر پاره اي از دولت ها بر اين بوده است كه دادگاه هاي ملي مي توانند ماده 17 را بگونه اي تفسير نمايند كه جبران خسارات رواني <همراه با> آسيب هاي بدني ممكن گردد؛ بي آنكه ميان اين دو رابطه سببي برقرار باشد.

در اين راستا اظهار نظر نمايندگان پاره اي كشورها قابل توجه است. نمايندگان آلمان و فرانسه خسارات رواني را مطلقا قابل جبران دانستند؛ اظهار نظر نمايندگان مصر و انگلستان در اين خصوص مبهم است و نمي توان دريافت در نظام حقوقي اين كشورها وجود رابطه سببي ضرورت دارد يا خير؛ اين ميان ايالات متحده آمريكا خود در ابتدا از حاميان نظريه امكان جبران خسارات رواني بصورت مستقل بوده است؛ گويي كه دولت دادگاه هاي ملي را به جبران چنين خساراتي تشويق مي نمايد.

با اين وجود دادگاه نهايتا خود را به چارچوب هاي ماده 17 كنوانسيون ورشو و مونترال محدود نمود و اعلام داشت بدون وجود رابطه علي ميان خسارات رواني و آسيب هاي بدني، جبران خسارات رواني ممكن نيست.

امروزه مي توان از تثبيت رويكرد اراده شده در پرونده Ehrlich سخن گفت. هرچند آرايي نظير راي مجلس اعيان در پرونده Morris and King و راي دادگاه استيناف ايالات متحده در پرونده Weaver v. Delta Airlines Inc نشان مي دهد، دادگاه ها تلاش دارند، منشا آسيب هاي رواني را در آسيب بدني جستجو كنند و اينچنين راه جبران خسارات رواني هموار شود.


بن پایه (http://www.iran-transportation.info/magazine/article/280/1075/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D8%B2)

Maryam Mehri
26-12-2012, 21:27
• مقاله تحقيقي

بررسي وضعيت بهداشت رواني كاركنان اداري مركز
آموزش هاي هوايي شهيد خضرايي

چكيده
زمينه و هدف : بهداشت رواني كه از پديد ه هاي قرن حاضر است يعني تأمين و حفظ سلامت
رواني فرد و اجتماع به نحوي كه فرد بتواند فعاليت روزمره خو د را به خوبي انجام داده و با
اطرافيان و محيط خود رابطه مناسب و منطقي برقرار نماي د . هدف اين مطالعه بررسي مشخصات
فردي با بهداشت رواني در كاركنان اداري مركز آموز ش هاي هواي شهيد خضرايي نيروي هوايي
بود.
روش بررسي :
اين مطالعه پژوهشي از نوع همبستگي است . در اين مطالعه به صورت تصادفي
60 نفر از كاركنان اداري انتخاب شد . با استفاده از چك ليست بهداشت رواني كه شامل دو بخش
رواني و جسماني بود مورد ارزيابي قرار گرفتند. داده ها پس از ورود به كامپيوتر توسط نرم افزار
مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. SPSS آماري
يافته ها:
نتايج بر رسي نشان داد بين سن با بهداشت رواني رابطه معني دار وجود دارد. همچنين
بين ميزان تحصيلات با بهداشت رواني رابطه معني داري وجود دار د . بين سابقه كار با بهداشت
رواني رابطه معني داري وجود دار د . بين ميزان درآمد با بهداشت رواني رابطه معني داري وجود
دارد. همچنين نتا يج نشان داد بين دو گروه مجرد و متأهل در نمره كل بهداشت رواني تفاوت
معني داري وجود ندارد.
بحث و نتيجه گيري:
نتايج پژوهش نقش و اهميت برخي عوامل تأثيرگذار بر بهداشت رواني
در بين كاركنان اداري مركز آموز ش هاي هوايي شهيد خضرايي نهاجا را تأييد مي نمايد كه با انجام
پژوهش هاي دقيق تر مي توان به شناسايي بيشتر عوامل مؤثر بر بهداشت رواني پرداخت و باعث
ارائه راهكارهايي در جهت ارتقاء سطح بهداشت رواني كاركنان شد.

كلمات كليدي: بهداشت رواني، كاركنان اداري، نظامي
( مجله علمي ابن سينا / اداره بهداشت و درمان نهاجا (سال يازدهم، شماره اول، پاييز 1387 ، مسلسل 29

1. كارشناس ارشد روانشناسي، معاونت بهداشت اداره
بهداشت و درمان نهاجا، دايره بهداشت رواني .
تلفن: 39954189 (*مؤلف مسؤول)
2. كارشناس پرستاري، هنرستان بهياري اداره بهداشت و
درمان نهاجا

References
1. اسلامي نسب، علي اصغر. روانشناسي سازگاري ( 1373 ). تهران، انتشارات چهر.

2. دباغي، پرويز. طرح ايجاد وادغام مراكز مشاوره روانشناسي در خدمات بهداشت عمومي يگان ها، ف بهدا پ آجا( 1383
1382 ). تهران. نشر سالمي. )
3 . محتشمي، جميله و همكاران. بهداشت روان 1


Study of mental health in the office
employees of the Shahid Khazraei military
educational center


Abstract
Background:
Mental health is currently one the much debated issues. It
aims at keeping the personal and social psyche safe and healthy
such that the everyday job is done with the highest degree of
efficiency and the subject has good interrelations with the society
about him or her. The purpose of this study was thus to compare
the personal specifications with the mental health in the office
employees of the Shahid Khazraei military education center of the
Islamic Republic of Iran Air Force.
Materials and Methods:
This research was a correlation study, in which 60
of the office personnel where chosen randomly and forms of mental
health containing physical and psychological fields were distributed
between them. Data were analyzed by the SPSS software.
Results:
The results revealed that there was a statistically significant
relation between age, education, duration of service and income
with mental health of an office employee. The study also revealed
that the marital status of the employee has no significant effect on
the mental health.
Conclusion:
We found some of the effective parameters on the mental
health of the office employees in the Shahid Khazraei military
educational center, by applying the results obtained there is hope
for a higher quality of mental health and thus a higher quality in
work.

keyword: Mental health, Office employee, military


1. MSc in Psychology, IRIAF Health
Administration.Tel:+9821-39954189
(*Corresponding Author)
2. BSc in Nursing, IRIAF Health
Administration


بن پایه


(http://www.esmjm.ir/browse.php?a_code=A-10-2-46&slc_lang=fa&sid=1)برای مطالعه متن کامل مقاله اینجا (http://www.esmjm.ir/browse.php?a_id=66&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1) رجوع کنید.

Maryam Mehri
08-01-2013, 20:04
روانشناسی صنعتی چیست؟

یکی از فعالترین و پررونق‏ترین شاخه‏های علوم روانشناختی جدید است. امریکا که به عنوان مهد روانشناسی مشهور است، علیرغم این که رتبه چهارم را در زمینه روانشناسی دارد، بالاترین تعداد فارغ‏التحصیلان را در رشته روانشناسی صنعتی دارد. در اغلب مؤسسات صنعتی و مراکز دولتی امریکا و همچنین اروپا، به راحتی می‏توان روانشناسان صنعتی را دید که با سایرین در حال انجام کار هستند. متاسفانه آمار قابل اعتمادی در مورد روانشناسی در کشور خودمان نداریم، اما شاید بتوان گفت که روانشناسی صنعتی یکی از شاخه‏های پرکار روانشناسی در کشور است. به نظر می‏رسد که در چند ساله اخیر توجه بیشتری نسبت به روانشناسی صنعتی و سازمانی معطوف شده است و علت آن است که صاحبان صنایع به این مساله آگاهی بیشتری پیدا کرده‏اند که انسان محور اصلی تمامی فعالیت‏های صنعتی است. روانشناسی صنعتی دربرگیرنده پهنه وسیعی است که سعی در شناخت مشکلات انسانی دارد، مشکلاتی که منتج از رشد روزافزون و گسترده صنعت در طی چند دهه اخیر است. اینکه روانشناسی صنعتی چگونه این مشکلات را حل می‏کند، موضوع مورد بحث مقاله حاضر است.

روانشناسی صنعتی؛ آموزه‏ها و کاربردها تعریف و ماهیت روانشناسی صنعتی

تعاریف متعددی از روانشناسی صنعتی از سوی روانشناسان ارائه شده است، اما یک تعریف ساده و قابل درک از روانشناسی صنعتی چنین است: “ کاربرد و توسعه اصول و یافته‏های روانشناختی برای حل مشکلات کاری نوع بشر در صنعت، تجارت، خدمات و سازمانهای پژوهشی“. چنین تعریفی ممکن است سئوالات زیادی در ذهن افراد مبتدی در این زمینه بوجود آورد. اولین سؤال ممکن است این باشد: روانشناسی چیست؟ بدون فهمیدن این موضوع که روانشناسی چیست، درک و معنی روانشناسی صنعتی- که به تعبیری همان کاربرد اصول روانشناسی در حل مشکلات آدمی در صنعت است- کار مشکلی است. در این مقاله هرگاه سخن از صنعت به میان می‏آید منظور تمامی انواع سازمانهای کاری اعم از تجاری، صنعتی، تربیتی، دولتی و مذهبی است.

ارتباط روانشناسی و روانشناسی صنعتی ارتباط بین روانشناسی و روانشناسی صنعتی چیست؟

روانشناسی در تعریف عبارت است از مطالعه انسان و رفتارهای او به کمک متدولوژی علمی. روانشناسی، روشهای علمی زیادی را جهت گردآوری حقایق درباره رفتار آدمی بکار می‏گیرد از جمله این روشها می‏توان به تجربه، مشاهده پیمایش و سنجش، مطالعات زمینه‏ای، مطالعات موردی و غیره اشاره کرد. بطور کلی این روشها، در اصل مشابه روشهایی هستند که در سایر علوم بکار گرفته می‏شوند ولی با این تفاوت که با مطالعه آدمی و رفتار او یعنی موضوع اصلی روانشناسی تطبیق داده شده‏اند. بنابراین وقتی صحبت از روانشناسی به میان می‏آید منظور، اختصاصا مطالعه اصول، قواعد و قوانینی هستند که بر رفتار آدمی در تمامی جنبه‏ها حاکم می‏باشند. همچنین باید در اینجا اشاره کنیم که روانشناسی موضوعی بسیار پیچیده است که با تخصصها و علائق زیادی سر و کار دارد. هر یک از این تخصصها باعث رشد شاخه‏ها یا زیرشاخه‏هایی می‏شود. از جمله به این زیرشاخه‏ها در بخش صنعت می‏پردازیم.

چشم انداز روانشناسی صنعتی

کاربرد اصول روانشناختی در مورد افرادی که در صنعت و تجارت مشغول بکار هستند، در طی بیش از هشتاد سال، فهم چشم‏انداز روانشناسی صنعتی را اکنون برای ما ساده‏تر و روشن‏تر می‏سازد. لیستی که در زیر آمده است حاصل مصاحبه‏های مک کالون با عده کثیری از روانشناسان صنعتی در امریکا درباره چشم‏انداز و کاربرد روانشناسی صنعتی است: 1- انتخاب پرسنل: انتخاب کارمندان و مدیران برای مشاغل مختلف. توسعه ابزارهای انتخاب پرسنل بوسیله هدایت تحقیقات مربوطه. 2- پیشرفت پرسنل: توسعه شیوه‏ها و روشهای ارزیابی عملکرد کارمندان، مدیران و غیره. توسعه و بهبود روشها و شیوه‏های اندازه‏گیری نگرش کارمندان. توسعه شیوه‏های مدیریت مؤثر و مدیریت پرسنل و مشاوره کارمندان، یعنی کمک کردن به کارمندان جهت سازگاری بهتر و بیشتر با خود و محیط خودشان. 3- مهندسی انسانی: ارائه پیشنهاد برای تغییر و نوآوری در طراحی ماشین‏ها و ابزارها با رویکرد دستیابی به عملکرد ساده‏تر و صرف هزینه‏ها و انرژی انسانی کمتر. 4- مطالعات بهره‏وری: فعالیت‏های مربوط به کاهش کارهای طاقت‏فرسا، بهبود شرایط محیطی نظیر نور، تهویه هوا، نظم و ترتیب کاری، برنامه کار و غیره با توجه به حداکثر بازده. 5- مدیریت: فعالیت‏هایی نظیر بهبود و بالابردن مهارتهای مدیریتی و سایر فعالیتهای مربوط به مدیران. 6- ایمنی: جلوگیری از وقوع حوادث و ایجاد اقدامات تامینی. 7- ارتباط: توسعه و بهبود روابط مؤثر بین کارکنان. بنابراین در برشمردن چشم‏اندازهای روانشناسی صنعتی می‏بینیم که از یک روانشناس صنعتی برای حل تمامی مشکلات مربوط به کارکنان در بخش صنعت استفاده می‏شود. البته در پاره‏ای موارد نیز از روانشناس صنعتی به طور اختصاصی در یک یا چند زمینه خاص استفاده می‏شود.

دشواری‏ها و موانع سد راه روانشناسی صنعتی

علیرغم نقش مؤثر و متنوع روانشناسی صنعتی در مدیریت بهتر و کارآمدی آن به عنوان نظام علمی پویا، برای بهبود موقعیت و شیوه‏های کاری انسان، هنوز بازدارنده‏هایی در استفاده از روانشناسان صنعتی در محیطهای صنعتی و تجاری وجود دارد. دلیل این امر را باید در مقاومت نوع آدمی در برابر هرگونه تغییر در وضعیت فعلی دانست. هرچند ممکن است وضعیت جدید کارآمدتر و سودمندتر باشد، ولی آدمی بر این مقاومت اصرار می‏ورزد. این تمایل حاکم و فراگیر، بزرگترین مانع در راه قبول روانشناسی صنعتی از سوی کارکنان و مدیران تمام کشورهای دنیا بوده است. چرا که بکارگیری رواشناسی صنعتی در بیشتر موارد مستلزم تغییرات اساسی در نگرش و باورهای کارکنان و کارفرمایان است. مقاومت کارکنان در برابر روانشناسی صنعتی از این واقعیت نشان می‏گیرد که این افراد تغییراتی که نیاز به ارائه ایده‏های جدید دارد را تهدیدی برای نگرشها و عادتهای کاری تثبیت شده خود می‏دانند.کارفرمایان نیز از بروز چنین تغییراتی بیزارند چرا که آنها اغلب نسبت به بازده ایده‏های جدید مطمئن نیستند و کمتر حاضر به خطر کردن در این زمینه‏اند. یکی دیگر از دلائل مقاومت و پرهیز کارفرمایان این است که آنها علیرغم سوددهی ایده‏های جدید، قادر به درک پیچیدگی رویکردهای جدید نیستند. کارفرمایان تمایل ندارند “امتیاز استخدام یا اخراج پرسنل“ که در انحصار خودشان است را با نظام علمی گزینش تعویض نمایند و یا حتی کسی را در آن شریک کنند. البته در حال حاضر با رشد روزافزون هنر و دانش مدیریت، بسیاری از کارفرمایان به ارزش و اهمیت عوامل روانشناختی در کار پی برده‏اند. این موضوع را به راحتی می‏توان در زمان پس از جنگ جهانی دوم و در اغلب کشورهای غربی و برخی کشورهای آسیایی ملاحظه کرد.

مفاهیم اساسی روانشناسی صنعتی

مفاهیم اساسی روانشناسی به نوبه خود علمی پیچیده است که مهمترین آنها به طور خلاصه با توجه به نمودار شماره 1 تشریح می‏شود. دلیل رفتار تمامی فعالیتهای آدمی اعم از یک رفتار ساده(پرهیز از آتش) یا پاسخهای عصبی و رفتارهای پیچیده(مثل انتخاب شغل یا انتخاب رشته تحصیلی) تصادفی نیستند و جملگی به واسطه حضور عوامل محرک یا شرایطی که انسان را وادار به عکس‏العمل می‏کند، بوجود می‏آیند. روانشناسی در واقع تلاش برای جداسازی و مشخص کردن این شرایط تحریکی (محرک‏ها) به عنوان علل زیربنایی رفتارهای نوعی است. در موقعیتهای صنعتی، بسیاری از این رفتارها نظیر از زیرکار دررفتن کارگران یا کم‏کاری، کاهش بازدهی در بخش فروش و یا تنش‏های صنعتی که پیامد کاهش تولید هستند، با این دیدگاه مورد کنکاش قرار می‏گیرند که عواملی (محرکهایی) که باعث بروز آنها شده‏اند چیست؟ فهم این شرایط و شناخت محرک‏ها از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است چرا که اولا ما را قادر می‏سازد تا دلائل ممکن، جهت بروز چنین پدیده‏های خاص را بشناسیم. ثانیا با مشخص شدن دلائل می‏توانیم ارزیابی‏های اصلاحی، جهت بهبود این موقعیت‏ها به عمل آوریم. البته یک روانشناس صنعتی تحلیل موقعیت را به وسیله برشمردن اصول و عوامل روانشناختی که در آنها خبره است، انجام می‏دهد.

بنابراین روانشناس صنعتی ممکن است آشوب و تنش در یک کارخانه را به راحتی ردیابی و دلائل آن را پیدا کند. دلائل این آشوب و هرج و مرج ممکن است آزردگی خاطر کارگران بواسطه تحکم سرکارگر، پائین بودن حقوق کارگران یا انتظار بیش از حد کارفرما و نظائر آن باشد. تحقیقاتی از این نوع که در آن از روشهای قابل اعتماد علمی استفاده شده است، منجر به شناسایی دقیق علل بروز رفتار کارمندان و کارگران در محیطهای صنعتی و تجاری می‏شود. به عبارت دیگر شناخت علل و رفتارهای فردی یا گروهی ما را قادر می‏سازد تا حد زیاد و قابل اطمینانی اقدام به پیش‏بینی، تغییر یا کنترل رفتارها کنیم و یا حتی این رفتارها را در جهت دلخواه هدایت کنیم. بنابراین، روانشناسی صنعتی مانند اغلب علوم دیگر سعی در شناخت علل و انگیزه حوادث دارد تا شاید بدین ترتیب بتوان شرایط را به نحو مطلوبتری کنترل کرد.

تفاوت‏های فردی

دومین عامل اساسی که روانشناسی صنعتی برآن تاکید می‏کند تفاوتهای فردی است. هیچ یک از افراد در ویژگیهای بدنی (فیزیکی) نظیر قد، وزن، ظاهر، قدرت عضلانی، حواس وغیره به یکدیگر شبیه نیستند.
این قضیه در مورد ویژگیهای روانی افراد نظیر هوش، علائق، نگرش‏ها، احوال شخصی مثل پرخاشگری، درونگرایی، استحکام شخصیت، صداقت، دوستی، بردباری و... نیز صادق است. تفاوتهای فردی در ویژگیهای فیزیکی و روانی و فیزیکی افراد قادر خواهیم بود آنها را در بهترین شرایط و موقعیت که متناسب با ویژگیهای آنهاست، قرار دهیم و قطعا پیامد این شناخت و جایگزینی، افزایش بهره‏وری است، بدین ترتیب مطالعه و اندازه‏گیری تفاوت‏های فردی، از اصول اساسی و مهم روانشناسی است و روانشناسی صنعتی از آن در انتخاب پرسنل، جایگزینی آنان، ارتقاء و تنزل مقام، جابجایی افراد و مواردی نظیر آن کمک می‏گیرد. هیچ شرکت معتبری، فردی که خوش لباس و خوش برخورد نباشد هوش پایین تر از سطح متوسط دارد، پرخاشگر و تاحدی کله شق است را به عنوان فروشنده استخدام نمی‏کند؛ همچنین در مورد مشابه راننده‏ای که بینایی یا هماهنگی حرکتی او ضعیف است، حواسش جمع نیست، فراموشکار است و یا مهارت کافی در رانندگی ندارد، از شانس کمتری برای انتخاب شدن برخوردار است. در انتخاب معقول و حساب شده، یک کارمند باید ویژگی‏های فیزکی و روانی او که ممکن است مؤثر در موفقیت شغلی او باشد را در نظر گرفت.
آنچه گفته شد فقط دو مثال ساده از کاربرد تفاوتهای فردی در انتخاب افراد بود. در عصر حاضر صنعت و تکنولوژی به قدری پیشرفت کرده‏اند که به دست آوردن موقعیتهای شغلی در کارخانجات و شرکتها مستلزم ویژگیهای فیزیکی و روانی فردی خاص و بالایی است. به همین دلیل است که بخش عمده تلاش روانشناسان صنعتی به جستجو پیرامون تفاوتهای موجود میان افراد و کاربرد این یافته‏ها در محیطهای صنعتی معطوف شده است. تلاش روانشناسان صنعتی در طول سالیان متمادی منجر به شناخت عمیق‏تر چنین تفاوتهایی شده است. از جمله موارد مهم تفاوتهای فردی به شرح زیر می‏باشند: 1 – تفاوت در ویژگیهای بدنی: خصیصه‏های بدنی نظیر وزن، قد، ظرفیت تنفسی، قدرت بدنی، تیزبینی، زمان واکنش نسبت به محرک‏ها و میزان خستگی ناپذیری از جمله ویژگیهایی هستند که در افراد مختلف متفاوت است. برخی از این ویژگیها با استفاده از ابزارهای مخصوصی قابل اندازه‏گیری هستند. مطالعه چنین ویژگی‏هایی در صنعت بسیار مهم است چرا که موفقیت در اجرای کار وابسته به همین خصوصیات است. پاره‏ای از مشاغل نیاز به حساسیت بالای شنیداری یا دیداری (تیزبینی)، قدرت عضلانی زیاد یا برعکس حرکت عضلانی ظریف ولی ماهرانه دارند. حتی ممکن است وزن بدن در بعضی مشاغل به عنوان یک فاکتور مهم در نظر گرفته شود. با توجه به پیشرفت روزافزون علم، در حال حاضر توانسته‏ایم اطلاعات بسیار زیادی درباره چنین تفاوتهای فردی و ویژگیهای بدنی بدست آوریم که اغلب این اطلاعات برای یک روانشناس که وظیفه مهم انتخاب و گزینش افراد را برای انجام فعالیتهای متناسب با وضعیت جسمانی آنها دارد، بسیار مفید است.

مطالعه تفاوتهای فردی مشخص می‏سازد که اغلب این تفاوتها خواه فیزیکی و یا روانی در بین مردم از یک توزیع پراکندگی مشترک و واحدی پیروی می‏کند. 2- تفاوت در هوش: افراد در جامعه دارای بهره هوشی (IQ) متفاوتی هستند. اما در مجموع توزیع افراد از نظر هوشبهر نیز بهنجار است. بدین معنی که عده کمی کم هوش و یا خیلی باهوش هستند، ولی غالب افراد از نظر بهره هوشی در حد متوسط هستند. هوش یک شخص غالبا شاخص بسیار خوبی از توانایی او در سازش با مشکلات متفاوت زندگی، یادگیری و تجربه اندوزی است. هوشبهر را می‏‏توان به وسیله آزمونهای مختلف هوشی که توسط روانشناسان سنجش و اندازه‏گیری کرد.

قطعا به سختی می‏توان نقش هوش را در مشاغل مختلف و به طور کلی در صنعت و تجارت نادیده گرفت. بدین ترتیب اگر بخواهیم در بخشهای یاد شده موفق باشیم، باید افرادی را به کار گرفت که حداقل از بهره هوشی متوسط و بالاتر از آن برخوردار باشند. 3- تفاوت در علائق: افراد دارای علائق و تمایلات متفاوتند. برخی از افراد ترجیح می‏دهند در محیطی کاملا آرام کار کنند و برخی دیگر برعکس محیطهای جمعی و پررفت و آمد را ترجیح می‏دهند.

برخی علاقه شدیدی به موسیقی، نقاشی، داروسازی، هنر، حقوق و سیاست دارند و برخی دیگر تمایل به کارهای تکراری دارند. در زندگی روزمره گاه به افرادی برمی‏خوریم که قادر نیستند علائق و تمایلات واقعی خود را بازگو کنند و نمی‏دانند به چه چیز علاقه بیشتری دارند. این افراد در واقع نسبت به علائق و تمایلات واقعی خود آگاهی ندارند. به هر حال چه افراد از تمایلات و علاقه‏مندیهای خود آگاه باشند و یا خیر، علائق در روانشناسی صنعتی اهمیت زیادی دارند، چه روانشناسان دریافته‏اند افرادی که در حیطه‏های متناسب با علائق و تمایلات خود کار می‏کنند، نسبت به سایرین از رضایت و خشنودی بسیار بالاتری برخوردارند؛ و درست به همین دلیل است که بیشتر تلاش روانشناسان صنعتی بر ابداع روشهای قابل اطمینان جهت ارزیابی علائق فردی و همچنین به کارگیری نتایج حاصل از این ارزیابی‏ها در گزینش افراد برای مشاغل مختلف، معطوف شده است. مطالعات روانشناختی همچنین نشان داده‏اند تا رسیدن به سن 25 سالگی، اغلب تمایلات و علائق افراد به خوبی شکل گرفته و تقریبا تا پایان عمر ثابت می‏مانند. این پایداری در الگوهای علاقه‏مندی کمک مؤثری در شناخت افراد و گزینش‏های شغلی آنان می‏کند. 4- تفاوت در ویژگیهای شخصیت: مردم در صفات و ویژگیهای شخصیتی نیز دارای تفاوتهای زیادی هستند.

واژه خصیصه‏های شخصیتی از نظر روانشناسان به معنای کیفیت‏های ذاتی یا هیجانی هستند که زمینه‏ساز رفتار می‏باشند. در اصطلاح عمومی ما افراد را سلطه‏جو، بشاش، خجالتی، ترسو، درستکار و... می‏نامیم و بسیاری از ویژگیهای شخصیتی و صفتهای متفاوت وجود دارد که با درجات و شدتهای متفاوت به افراد نسبت می‏دهیم؛ صفاتی نظیر سماجت، سلطه‏جویی، پرخاشگری، اجتماعی بودن، بدبینی، انضباط، سودمندی و... وقتی صحبت از صفات شخصیتی به میان می‏آید بین صفات منشی(Character traits) ، صفات هیجانی (Emotional trait) و صفات شخصی (Personal trait) تفاوت قائل می‏شویم. (جدول 1)

جدول شماره 1

صفات منشی(Character traits)
صداقت، درستکاری، دینداری و...


صفات هیجانی یا ذاتی (Emotional trait)
پرخاشگری، هیجانی بودن، شادابی، سرخوشی، بدبینی عصبی بودن و...


صفات شخصی (Personal trait)
سلطه جویی، فرمانبرداری، رخوت و..




لازم است در اینجا اشاره کنیم که آدمی اغلب این صفات را به واسطه تجربیات شخصیتی در زندگی و یا تقلید آنها از افراد موجه و معتبر که او را احاطه کرده‏اند، فراگرفته است. اما گاهی اوقات این صفات ارثی هستند. در پاره‏ای افراد، رفتارهایی نظیر نگرانی، رخوت، بیش فعالی و تندخویی به خاطر تاثیر غدد مترشحه داخلی یا عوامل ژنتیکی خاص مشاهده می‏شود. برای نمونه می‏دانیم که کم کاری غدد تیروئید که یکی از غدد مترشحه داخلی است باعث رخوت، بی حالی، خستگی زودهنگام و عدم توانایی در تمرکز می‏شود و برعکس در بیش فعالی این غدد، خستگی‏ناپذیری و جنب و جوش بیش از حد حادث می‏شود. این ویژگی‏ها که مربوط به دستگاه عصبی و یا غدد مترشحه داخلی می‏باشند، اغلب ارثی هستند. اما در بسیاری موارد همین صفات ممکن است بدون زیربنای ژنتیکی و در واقع براساس یادگیری و تقلید بروز کنند. به هر حال صفات شخصیتی بدون توجه به عوامل موجد آنها، افراد را از یکدیگر متفاوت می‏سازد و روانشناسان صنعتی در بسیاری از موقعیتهای صنعتی و تجاری به این تفاوتها توجه خاص دارند. 5- تفاوت در یادگیری: در مقایسه انواع موجودات مشخص می‏شود که نوع آدمی بالنسبه رفتارهای غریزی کمتری از خود بروز می‏‎دهد. بزرگترین موهبت آدمی توانایی یادگیری از طریق تجربه وقایع پیرامون اوست.

افراد از نظر یادگیری نیز با یکدیگر متفاوتند. در واقع می‏توان بدون هنچگونه مبالغه‏ای گفت که بیشتر به واسطه همین تفاوت در یادگیری است که ما افراد را می‏شناسیم. به همین دلیل مطالعه یادگیری جایگاه ویژه‏ای در روانشناسی دارد. تکلم، رسوم، نگرش‏ها حتی دوست داشتن یا تنفر خود را مدیون یادگیری هستیم. حتی یاد می‏گیریم که چه رفتار یا ویژگیهای شخصیتی را از خود بروز دهیم، چه مهارتهایی را کسب کنیم و چگونه درباره جهان پیرامون خود اندیشه کنیم. خلاصه اینکه آنچه آدمی هست و آنگونه که رفتار می‏کند، عمدتا توسط یادگیری در طول زندگی شکل می‏گیرد. حتی می‏توان هوش را به عنوان توانایی یادگیری و به کارگیری موفقیت‏آمیز آن در مواجهه با مسائل مختلف زندگی تعریف کرد. یادگیری از جمله موضوعاتی است که در روانشناسی عمومی بیش از سایر زیرشاخه‏های رواشناسی مورد بحث قرار می‏گیرد. یادگیری از نظر روانشناختی یعنی تغییرات نسبتا پایدار در رفتار آدمی که نتیجه تجربه یا تمرین است. تعریف فوق دربرگیرنده این ویژگیها است: الف) تغییر در رفتار(خوب یا بد). در واقع اگر تغییری در رفتار بوجود نیاید، یادگیری نیز صورت نگرفته است.
ب) یادگیری متاثر از تجربه وتمرین است. ج) تغییراتی که توسط یادگیری بوجود آمده‏اند نسبتا پایدار هستند. به عبارت دیگر آنچه یاد گرفته شده است برای مدت طولانی باقی خواهد ماند. یادگیری درموقعیت‏های صنعتی بسیار مهم است. اهمیت یادگیری بویژه وقتی با مشکلات آموزش در بخش صنعت روبه‏رو می‏شویم، نمایان‏تر می‏شود. توجه روانشناسان صنعتی به یادگیری بیشتر معطوف به روشهای یادگیری است که زیربنای نظری گسترده‏ای دارد. 6- تفاوت در نگرش: نگرش یکی دیگر از مفاهیم مهم در روانشناسی است که روانشناسان صنعتی باید به خوبی آن را دریابند چرا که همین واژه اغلب برای تشریح اشکال مختلف رفتارهای صنعتی به کار گرفته می‏شود. نگرش در واقع مفهوم پیچیده‏ای است از آن جهت که انواع بسیاری از رفتارها نظیر اعتقادات، نظرات، تفکر قالبی وتعصب و تبعیض ارتباط نزدیکی با آن دارند. شاید بهترین تعریف برای نگرش این باشد: “ تمایل یا گرایش اموخته شده نسبت به یک شیء، شخص، موقعیت و یا موضوع که فرد را وادار می‏کند نسبت به آنها در جهت مطلوب یا نامطلوب عکس‏العمل نشان دهد.“ این تعریف اولا بر این موضوع که نگرش‏ها رفتارهای آموخته‏ شده‏اند، تاکید می‏کند. ثانیا نگرش یک تمایل یا گرایش است که مثل همه عادتهای آدمی در همه حال با اوست. در یک لحظه خاص ممکن است نگرش آدمی نهفته باشد، ولی در هر حال آماده تجلی است. ثالثا وقتی شرایط برانگیزاننده مناسب مهیا باشد، نگرش فرد را به عکس‏العمل مطلوب یا نامطلوب وا می‏دارد.

برای نمونه، کارگری که تجربیات سخت و ناکامی و سرخوردگی در یک کارخانه داشته باشد، کم کم نگرش منفی نسبت به کارخانه پیدا می‏کند. از طرف دیگر فردی که تجربیات خوشایند و رضایت‏مند داشته است، نگرش مثبت و مطلوبی نسبت به محل کار خود پیدا می‏کند. برخی نیز ممکن است نگرش خاصی در این زمینه نداشته باشند. پرسنل و کارمندان اغلب احساس تنفر یا نارضایتی نسبت به مافوق خود، محل کار یا یکی از زیرواحدهای کارخانه، سیاست‏های پرداخت حقوق و... پیدا می‏کنند که در نهایت رفتارشان در ارتباط با مسئولین کارخانه همراه با دلخوری و بیزاری یا در صورتی که مجال یا شهامت آن را پیدا کنند تؤام با خشونت خواهد بود. برای شناخت و توضیح چنین مشکلات مهمی در بخش صنعت باید بدانیم که نگرش‏ها چگونه در این امر مؤثرند. نگرش و عقاید: گرچه دو واژه عقیده و نگرش معنای یکسانی ندارند اما بین آنها ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد. در واقع عقیده و نگرش دو تفاوت عمده دارند. اول اینکه عقیده به وسیله کلام از طریق گفتاری یا طرق دیگر بیان می‏شود، در حالی که نگرش این گونه نیست.


این موضوع را از این واقعیت می‏توان فهمید که ما نگرش‏هایی را که در زمانهای گذشته دور کسب کرده‏ایم، پنهان می‏کنیم و فقط وقتی با موقعیتهای مشابه روبه رو می‏شویم ممکن است آنها را آشکار کنیم. دوم اینکه عقاید، مسائل همگانی و عمومی هستند در حالی که نگرش‏ها مسائل خصوصی و شخصی هستند به همین دلیل ممکن است هیچگاه نگرش افراد در مورد موضوعی خاص را ندانیم، ولی عقیده او حتما ابراز شده است و ما نیز می‏توانیم آن را به صراحت دریابیم. نگرش و تبعیض: در متون جدید روانشاسی تبعیض برای بیان نگرش منفی یا نامطلوب نسبت به شخص یا گروهی از اشخاص به کار رفته است. برای نمونه، تبعیض بین سیاهپوستان و سفیدپوستان در امریکا یا رفتارهای متعصبانه افراد وابسته به گروهها و فرقه‏های مذهبی، فرهنگی و قومی خاص. تحقیقات زیادی نشان داده است فعالیت هماهنگ و به دور از برخورد و اصطکاک در یک کارخانه یا یک سازمان معمولا بستگی به نگرش‏های مطلوب یا نامطلوب کارگران و کارمندان دارد. حتی بازدهی یک واحد صنعتی با نگرش منفی و نامطلوب سازمان یا کارخانه ارتباط دارد. اینکه چگونه نگرش افراد یک سازمان را تغییر دهیم و چگونه فضای روانی حاکم بر یک واحد صنعتی را با مطالعه و تغییر نگرش افراد آن واحد بهبود بخشیم، از جمله مهمترین وظایف روانشناسان صنعتی است.

انگیزش

انگیزش رفتاری است که ریشه در نیازهای متفاوت و متنوع آدمی دارد و او را به سوی اهداف معین و ارضاء این نیازها رهنمون می‏سازد. برخی روانشناسان سه نوع انگیزش را مطرح کرده‏اند: 1-انگیزه‏های اولیه:‏ که از نیازهای زیست شناختی اولیه و اساسی آدمی نظیر نیاز به غذا، آب، استراحت و نیاز به امنیت سرچشمه می‏گیرند. پس نیازهای اولیه زمینه‏ساز انگیزه‏های اولیه هستند. این نیازها ممکن است در دو جهت قوی، روی آوردن (دوست داشتن) یا گریز (دست نداشتن) که به ترتیب آنها را رغبت و نفرت می‏نامیم، بروز کنند. این نیازها اغلب توسط عوامل اجتماعی فرهنگی یا سرشت زیشت‏شناختی تبیین می‏شوند. فردی ممکن است به یک رغبت خاص توجه بیشتری کند مثلا توجه به نوع خاص غذا و یا برعکس. مکانیزم روانشناختی یا فیزیولوژیکی که باعث فعال شدن انگیزه‏های اولیه می‏شود تا حد زیادی شناخته شده‏اند. 2-انگیزه‏های عمومی: که هم در حیوانات و هم در آدمی یافت شده‏اند.

به نظر می‏رسد که این انگیزه‏ها زیربنای زیست‏شناختی دارند، اما مکانیزم دقیق عمل آنها شناخته نشده‏ است. انگیزه‏هایی نظیر ذکاوت، هوشمندی و فعالیت از این دسته‏اند که هم در حیوانات و هم در انسانها دیده می‏شوند. 3-انگیزه‏های اکتسابی یا آموخته شده: که آنها را انگیزه‏های اجتماعی نیز می‏نامند. مهمترین نکته این است که آدمی این انگیزه‏ها را یاد گرفته است. این انگیزه‏ها پیچیده‏اند و فقط در آدمی یافت می‏شوند و در واقع حاصل تعامل افراد با اشخاص دیگر یا اشیاء موجود در پیرامون او هستند. بدین دلیل این انگیزه‏ها را اکتسابی یا آموخته شده می‏نامند که وقتی آدمی در یک گروه به صورت جمعی زندگی می‏کند این انگیزه‏ها هدف اصلی رفتار آدمی است و او را در جهت پیشرفت آنها هدایت می‏کند. بهترین نمونه این انگیزه‏ها عبارت است از انگیزه پیشرفت یا میل وافر به موفقیت در زمینه‏های مختلف زندگی. این انگیزه در برخی افراد بیشتر از سایرین است و این افراد اغلب هر آنچه در زندگی بخواهند، به دست می‏آورند. انگیزه‏های جلب رضایت دیگران، کسب قدرت، جاه و مقام و همچنین انگیزه کسب موقعیت برتر از جمله انگیزه‏های اکتسابی و آموخته شده‏اند که در موقعیت کاری افراد تاثیر بسزایی دارند.

به طور کلی انگیزه‏های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شغلی افراد دارند. این انگیزه‏ها از راههای مختلف در موقعیتهای صنعتی خود را نشان می‏دهند و یک روانشناس باید قادر به شناسایی و تعیین میزان غالبیت و چیرگی این نیازها در هر یک از افراد باشد چرا که ارضای این نیازها همواره سودمند است. نکته‏ای که باید همواره مدنظر داشت این است که افراط به طور قابل ملاحظه‏ای هم در نوع انگیزه‏ها و هم در شدت آنها با یکدیگر تفاوت دارند.

امکان اندازه‏گیری نیاز اجتماعی با استفاده از روشهای مختلف وجود دارد. نکته دیگر آن که شدت و ضعف یک انگیزه در یک فرد در زمانهای متفاوت وجود دارد. نکته دیگر آن که شدت و ضعف یک انگیزه در یک فرد در زمانهای متفاوت ممکن است متغیر باشد و این به علت اثر عوامل مختلف است.

شخصیت و رفتار

شخصیت مجموعه‏ای از ویژگیهای بدنی، روانی، ظرفیت‏ها و توانایی‏های یک فرد است. شخصیت پاسخی به این سؤال است که “یک فرد چیست؟“ و رفتار به این سؤال پاسخ می‏دهد که “یک فرد چه چیزی انجام می‏دهد؟“ شخصیت در یک فرد بالغ و بهنجار تقریبا ثابت است، ولی رفتار، قابل انعطاف است. رفتار مبتنی بر شخصیت است، اما به طور کلی وابسته به محیط و شرایط محیطی است، لذا فرد با داشتن یک شخصیت یا به عبارت صحیح‏تر یک تیپ شخصیتی بر حسب اینکه در چه محیطی قرار گیرد، رفتارهای متفاوتی را بروز می‏دهد.

نقش رفتاری

ما با نقش قهرمانان در فیلم‏ها و نمایشنامه‏ها آشنا هستیم. نقش‏ها در واقع بازیهایی هستند که توسط هنرپیشگان به اجرا در می‏آیند. هنرپیشگان الزاما قهرمان نیستند، ولی این “نقش“ است که از آنها در فیلم و داستان قهرمان می‏سازد. در زندگی واقعی نیز هر یک از ما نقش‏های متعددی انتخاب کرده و آنها را به اجرا در می‏آوریم. به عبارتی می‏توان دنیا را به مثابه صحنه نمایش فرض کرد که هر یک از ما نقشی در آن داریم.

ما با توجه به موقعیتی که در آن قرار داریم و یا موقعیتی که آن را خودمان انتخاب می‏کنیم، وضعیتی خاص به خود گرفته و نقش مورد انتظار (و گاه بدور از انتظار) را اجرا می‏کنیم. ما زندگی خود را با نقشی شروع می‏کنیم که اجبارا باید آن را بپذیریم و اختیاری در آن نداریم، مثل نقش جنسیتی (اینکه مرد یا زن هستیم)، نقش سنی (طفل، کودک، نوجوان، جوان، پیر و ...). این نقش‏ها پیش و بیش از آنکه ما اختیاری بر آنها داشته باشیم، بر ما تحمیل شده‏اند. در این راستا به نقش‏های دیگری نیز برمی‏خوریم که بر اثر تعامل وراثت و محیط، توانایی، نگرش‏ها و انتخاب‏هایمان به اجرا درمی‏آوریم. نقش‏های شغلی و حرفه‏ای از این دسته‏اند. در هر یک از نقش‏های حرفه‏ای، از ما انتظار می‏رود که الگوهای رفتارهای خاصی را ارائه کنیم. بنابراین نقش‏ها رفتارها را الگوسازی می‏کنند

بن پایه (http://www.mm2h.ir/page.php?id=806)

Maryam Mehri
25-02-2013, 21:22
ملاحظات عوامل انسانی برای فن آوریهای امنیت حمل و نقل هوایی

امنیت بدون مردم
تمامی تکنولوژی های امنیتی موجود در هوانوردی یک موضوع مشترک دارند و آن تصمیم نهایی در مورد این است که کیفی که در هواپیما قرار میگیرد، مشکلی نداشته باشد و با خیال راحت در هواپیما وارد شود. این مقاله در خصوص فیلد جدیدی از فاکتورهای انسانی امنیت هوانوردی در نظم روانشناسی هوایی بحث می کند.


حادثه فاجعه آمیز Pan Am 103 باعث شد که برنامه FAA با هدف بالا بردن کارآیی انسانها در زمینه های نقش انسان ، مسئولیت ها ، فعالیت ها و اثرات در سیستم امنیت هوانوردی بوجود آورد. در خصوص حذف انسان از فرآیند امنیت باید گفت که حذف انسان از چرخه امنیت نیاز به تکنولوژی 100% تشخیص درست و صفر درصد هشدار غلط دارد. به همین دلیل حذف انسان از چرخه امنیتی در حال حاظر خام، غیر واقعی و غیر قابل حصول است. در FAA در نظر گرفته شده که عاملهای انسانی در تمامی رخدادها، فعالیت ها و آثاری که بطور قابل توجهی تحت تاثیر قابلیت ها و محدودیت های عملیات انسانی قرار می گیرند شرکت داده شود.


برنامه فاکتورهای انسانی امنیت هوایی FAA

برنامه در حال حاظر دارای سه ابتکار می باشد: بالا بردن سطح مردم، بهبود تجهیزات و بیشینه ساختن توان عملیاتی. برنامه فاکتورهای انسانی امنیت هوانوردی هم اکنون روی بهبود کارآیی نمایش محتویات کیف ها و مسافران توسط اشعه X و تجهیزات CT به منظور متد های بهتر انتخاب آموزشی و کارآیی تلاش می کند. SPEARS یک رویکرد سه جانبه انسان محور به منظور بهبود کارآیی screener می باشد. سه مولفه SPEARS که همگی مبتنی بر وظایف شخصی می باشد شامل انتخاب، آموزش و مانیتورینگ کارایی می باشد.

آنالیز وظایف کاری: بطور کلی این کار شامل خرد کردن یک شغل به مولفه ها یا وظایف آن می باشد. این پروسه شامل در نظر گرفتن دقیق نیازها ، وظایف، مسئولیت ها، توابع، سازمان و شخص می باشد. خروجی فراهم کننده اطلاعات دقیق در مورد دانش، مهارت ها و قابلیت هایی است که برای اشخاص به منظور موفقیت در کار مورد نیاز می باشد. انتخاب کننده screener: اولین مولفه SPEARS تست انتخاب screener است. بطور خلاصه، وظیفه تشخیص تهدید نیازمند آن است که یک screener به سرعت یک کیف در هم و بر هم را اسکن کرده، جدا سازی ویژگی های مهم از پس زمینه های بی ربط را انجام دهد، شناسایی اجزا و کل اشیا را انجام داده ، تطبیق اشیا با یک کتابخانه اطلاعاتی و تصمیم گیری در خصوص اجازه ورود کیف به هواپیما را انجام دهد. پژوهش، تجربه میدانی ، و افزایش تهدید تروریسم نشان می دهد نیاز فوری به منظور ارتقاء آموزش در امنیت فرودگاه.بر اساس دانش لازم، مهارت، و توانایی های شناسایی شده توسط تجزیه و تحلیل وظیفه شغلی، یک سیستم آموزشی تعاملی چند رسانه ای مبتنی بر کامپیوتر، توسعه داده شد و در حال حاضر به منظور برآورده ساختن الزامات FAA افزایش یافته است. یکی از مهمترین مسائل در زمینه screener ها توانایی آموزش آنها برای یافتن تهدیدها از اشیای معمولی می¬باشد.

این مورد باید به گونه ای باشد که screener با مشاهده یک شئ بتواند موارد مهم منطقی که در خصوص تشخیص تهدید مهم می¬باشد را یاد بگیرد. پست های بازرسی حمل و نقل هوایی که از تکنولوژی X-Ray به منظور مکان یابی موثر اسلحه استفاده می کنند، طراحی و پیاده سازی شده اند برای اجرا و مقابله با تهدید ربودن. در طول دهه گذشته تهدید به هواپیمایی کشوری به تهدیدهای پیشرفته تر از قبیل دستگاه های انفجاری و کشتار جمعی تغییر کرده است. تکنولوژی X-Ray به تنهایی برای تشخیص و شناسایی اینگونه تهدیدات کافی نیست. گواهینامه اپراتور: پیشرفت در انتخاب، آموزش و نظارت بر عملکرد احتمال اینکه بهترین افراد آموزش دیده و با انگیزه مسئول امنیت حمل و نقل هوایی شوند را بالا می برد. برای تقویت بیشتر تشخیص تهدید افراد و مهارت عمل بسیار مهم است که تسلط خود را در مورد دانش مفهومی، روش های عملیاتی و مهارتهای تشخیص تهدید ارزیابی نمایند.


مسائل مداخله عوامل انسانی

در حالی که SPEARS نشان دهنده برنامه اولیه FAA به منظور افزایش عملکرد بشر و امنیت کلی، تعدادی از راه های دیگر در حال پیگیری است. بر اساس فلسفه ژاپنی بهبود مستمر شناخته شده به عنوان Kaizen، تلاش های مداوم در حال انجام به منظور افزایش مهارت های بین فردی، قابلیت استفاده و طراحی تجهیزات، عملکرد گروهی، و یکپارچه سازی انسان-سیستم می باشد.


مهارت های میان فردی

نا مطلوب بودن تعاملات میان فردی از جمله قوی ترین دلایل منجر به نارضایتی شغلی screener و گردش مالی کارمند باشد. بهبود screener و سرپرست مهارت های فردی، بر اساس تکنیک های ارتباطات ، به رسمیت شناختن موقعیت های فرار، و مهارت های مدیریتی و نظارتی منجر به بهبود تدریجی در امنیت می شود.

قابلیت ها و طراحی تجهیزات

قابلیت ها و عملکرد مسائل باید با توجه به در نظر گرفتن این موضوع که طراحی تجهیزات هنوز سیال است باشد. ارزیابی آزمایشگاهی و زمینه با استفاده از یک نمونه نماینده از بازرسی عملیاتی حیاتی به ارائه داده های عملکرد بسیار مورد نیاز اپراتور برای حل و فصل مسائل مربوط به عوامل انسانی موثر هستند. این مسائل عبارتند از صفحه نمایش اطلاعات ، عملیات ماشین، تخصیص از توابع، کنترل و قرار دادن صفحه نمایش ، کتابچه راهنمای کاربر، استانداردهای عملکرد، و قطعنامه زنگ خطر.

کارایی تیم

به طور سنتی، آموزش screener به صورت فردی انجام می شود. حتی در کار آموزش به طور کلی برای یک فرد در یک زمان انجام می گیرد. در واقع، حتی در یک ایستگاه بازرسی با یک دستگاه اشعه X، حدود شش نفر که باید به عنوان یک تیم با هم کار کنند وجود دارد.

امنیت یکپارچه سازی سیستم ها

فن آوری های جدید امنیتی به طور مستقل توسط تولید کنندگان در سراسر جهان توسعه یافته است. این در گسترش پایه تولید مفید است، اما اغلب باعث میشود جسته گریخته ای از تجهیزات جدید به فرودگاه برسد. با توجه به فقدان استاندارد صنعتی، یکپارچه سازی موثر فن آوری های متنوع جدید و سیستم های امنیتی تبدیل به مسئله حیاتی شده است.

بن پایه
(http://fa.wikibooks.org/wiki/%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%B8%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D9%86_%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D9%84_%D9%88_%D9%86%D9%82%D9%84_%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C)

Maryam Mehri
27-03-2013, 22:24
بررسی رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی باميزان بهره وری در خلبانان (http://journals.ajaums.ac.ir/browse.php?a_id=844&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1)



چکيده مقاله:



سابقه و هدف: فرسودگی شغلی يکی از عوامل اساسی در کاهش کارايی، از دست رفتن نيروی انسانی و ايجاد عوارض جسمی و روانی می باشد (1). هدف از اين مطالعه بررسی رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی با ميزان بهره وری در ميان خلبانان می باشد.


مواد و روش ها: در قالب يک پژوهش توصيفی – مقطعی، از بين جامعه آماری شامل کليه خلبانان نيروهای مسلح 150 نفر بر اساس روش نمونه گيری به صورت تصادفی منظم انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه اندازه گيری استرس شغلی ال رايس، فرسودگی شغلی مسلش و بهره وری مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با روش های آماری ضريب همبستگی پيرسون و رگرسيون چند متغيره مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.




يافته ها: نتايج حاکی از آن است همبستگی بين استرس شغلی و بهره وری در سطح P<0/01 معنادار است. يافته ها حاکی از وجود رابطه بين تحليل عاطفی و بهره وری در سطح P<0/01 ، مسخ شخصيت و بهره وری در سطح P<0/01 ، نابسندگی و بهره وری در سطح P<0/01 می باشد و همچنين تحليل عاطفی و نابسندگی سهم بيشتری در پيش بينی ميزان بهره وری دارد.



بحث و نتيجه گيری: براساس نتايج اين مطالعه می توان گفت بهره وری متغيری است که از استرس شغلی و فرسودگی شغلی تاثير می پذيرد و می توان از اين متغيرها به عنوان شاخص هايی در جهت پيش بينی بهره وری خلبانان نيروهای مسلح استفاده کرد. همچنين می توان با آموزش مهارت های لازم و فراهم آوردن امکانات شغلی ميزان بهره وری افراد را افزايش داد.






واژههاي كليدي: استرس شغلي (http://journals.ajaums.ac.ir/search.php?slc_lang=fa&sid=1&key=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3+%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%8A)، فرسودگي شغلي و بهره وري (http://journals.ajaums.ac.ir/search.php?slc_lang=fa&sid=1&key=%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%AF%DA%AF%D9%8A+%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%8A+%D9%88+%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87+%E2%80%8C+%D9%88%D8%B1%D9%8A)،



برای مطالعه متن کامل مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید.



متن كامل [PDF 345 kb] (http://journals.ajaums.ac.ir/browse.php?a_id=844&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1)

C-130_Pilot
21-07-2013, 16:42
سلام و درود بر استاد عزیز....
چند صباحی است که از مطالب مفید شما در این جستار بهره نمیبریم.امیدواریم که با مطالب پر بار این جستار را ادامه دهید.
استاد عزیز ایا امکانش وجود داره در مورد روانشناسی شاگرد و استاد در پرواز و راههای رسیدن به برقراری یک ارتباط موثر برای یادگیری شاگرد در پرواز توسط معلم خلبان مطالبی را بیان نمایید.
سپاس

Maryam Mehri
22-07-2013, 23:26
دوست گرامی سوالی که شما پرسیدید مربوط می شود به روانشناسی یاگیری که مطالب مفیدی هم موجود است که به صورت کلیست و می تواند شامل هوانوردی هم شود.که می توانید به اینجا (http://amouzeshtv.persianblog.ir/post/29) رجوع کنید.

اما مقاله ای که پاسخ شما رو دقیق تر می دهد فقط به زبان انگلیسی موجود بود. و من هم فرصت ترجمه ی این مقاله را ندارم اما خلبانان حتما زبانشون از من بهتر و قوی تر است.



To learn is to acquire knowledge or skill. Learning also may involve a change in attitude or behavior. Children learn to identify objects at an early age; teenagers may learn to improve study habits; and adults can learn to solve complex problems. Pilots and aviation maintenance technicians (AMTs) need to acquire the higher levels of knowledge and skill, including the ability to exercise judgment and solve problems. The challenge for the aviation instructor is to understand how people learn, and more importantly, to be able to apply that knowledge to the learning environment. This handbook is designed as a basic guide to educational psychology. This chapter addresses that branch of psychology directly concerned with how people learn.

Learning Theory

Learning theory may be described as a body of principles advocated by psychologists and educators to explain how people acquire skills, knowledge, and attitudes. Various branches of learning theory are used in formal training programs to improve and accelerate the learning process. Key concepts such as desired learning outcomes, objectives of the training, and depth of training also apply. When properly integrated, learning principles, derived from theories, can be useful to aviation instructors and developers of instructional programs for both pilots and maintenance technicians.
Over the years, many theories have attempted to explain how people learn. Even though psychologists and educators are not in complete agreement, most do agree that learning may be explained by a combination of two basic approaches: behaviorism and the cognitive theories.


Behaviorism

Behaviorists believe that animals, including humans, learn in about the same way. Behaviorism stresses the importance of having a particular form of behavior reinforced by someone, other than the student, to shape or control what is learned. In aviation training, the instructor provides the reinforcement. Frequent, positive reinforcement and rewards accelerate learning. This theory provides the instructor with ways to manipulate students with stimuli, induce the desired behavior or response, and reinforce the behavior with appropriate rewards. In general, the behaviorist theory emphasizes positive reinforcement rather than no reinforcement or punishment. Other features of behaviorism are considerably more complex than this simple explanation. Instructors who need more details should refer to psychology texts for a better understanding of behaviorism. As an instructor, it is important to keep in mind that behaviorism is still widely used today, because controlling learning experiences helps direct students toward specific learning outcomes.
Cognative Theory

Much of the recent psychological thinking and experimentation in education includes some facets of the cognitive theory. This is true in basic as well as more advanced training programs. Unlike behaviorism, the cognitive theory focuses on what is going on inside the student's mind. Learning is not just a change in behavior; it is a change in the way a student thinks, understands, or feels.
There are several branches of cognitive theory. Two of the major theories may broadly be classified as the information processing model and the social interaction model. The first says that the student's brain has internal structures which select and process incoming material, store and retrieve it, use it to produce behavior, and receive and process feedback on the results.
This involves a number of cognitive processes, including executive functions of recognizing expectancies, planning and monitoring performance, encoding and chunking information, and producing internal and external responses.

The social interaction theories gained prominence in the 1980s. They stress that learning and subsequent changes in behavior take place as a result of interaction between the student and the environment. Behavior is modeled either by people or symbolically. Cultural influences, peer pressure, group dynamics, and film and television are some of the significant factors. Thus, the social environment to which the student is exposed demonstrates or models behaviors, and the student cognitively processes the observed behaviors and consequences. The cognitive processes include attention, retention, motor responses, and motivation. Techniques for learning include direct modeling and verbal instruction. Behavior, personal factors, and environmental events all work together to produce learning.
Both models of the cognitive theory have common principles. For example, they both acknowledge the importance of reinforcing behavior and measuring changes. Positive reinforcement is important, particularly with cognitive concepts such as knowledge and understanding. The need to evaluate and measure behavior remains because it is the only way to get a clue about what the student understands. Evaluation is often limited to the kinds of knowledge or behavior that can be measured by a paper-and-pencil exam or a performance test. Although psychologists agree that there often are errors in evaluation, some means of measuring student knowledge, performance, and behavior is necessary.


Combined Approach


Both the behavioristic and the cognitive approaches are useful learning theories. A reasonable way to plan, manage, and conduct aviation training is to include the best features of each major theory. This provides a way to measure behavioral outcomes and promote cognitive learning. The combined approach is not simple, but neither is learning.
Definition of Learning

The ability to learn is one of the most outstanding human characteristics. Learning occurs continuously throughout a person's lifetime. To define learning, it is necessary to analyze what happens to the individual. For example, an individual's way of perceiving, thinking, feeling, and doing may change as a result of a learning experience. Thus, learning can be defined as a change in behavior as a result of experience. This can be physical and overt, or it may involve complex intellectual or attitudinal changes which affect behavior in more subtle ways. In spite of numerous theories and contrasting views, psychologists generally agree on many common characteristics of learning.


Characteristics of Learning




Aviation instructors need a good understanding of the general characteristics of learning in order to apply them in a learning situation. lf learning is a change in behavior as a result of experience, then instruction must include a careful and systematic creation of those experiences that promote learning. This process can be quite complex because, among other things, an individual's background strongly influences the way that person learns. To be effective, the learning situation also should be purposeful, based on experience, multifaceted, and involve an active process
.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-1.gif





Learning is Purposeful

Each student sees a learning situation from a different viewpoint. Each student is a unique individual whose past experiences affect readiness to learn and understanding of the requirements involved. For example, an instructor may give two aviation maintenance students the assignment of learning certain inspection procedures. One student may learn quickly and be able to competently present the assigned material. The combination of an aviation background and future goals may enable that student to realize the need and value of learning the procedures. A second student's goal may only be to comply with the instructor's assignment, and may result in only minimum preparation. The responses differ because each student ads in accordance with what he or she sees in the situation.


Most people have fairly definate ideas about what they want to do and achieve. Their goals sometimes are short term, involving a matter of days or weeks. On the other hand, their goals may be carefully planned for a career or a lifetime. Each student has specific intentions and goals. Some may be shared by other students. Students learn from any activity that tends to further their goals. Their individual needs and attitudes may determine what they learn as much as what the instruc- tor is trying to get them to learn. In the process of learning, the student's goals are of paramount significance. To be effective, aviation instructors need to find ways to relate new learning to the student's goals.

Learning is a Result of Experience

Since learning is an individual process, the instructor cannot do it for the student. The student can learn only from personal experiences; therefore, learning and knowledge cannot exist apart from a person. A person's knowledge is a result of experience, and no two people have had identical experiences. Even when observing the same event, two people react differently; they learn different things from it, according to the manner in which the situation affects their individual needs. Previous experience conditions a person to respond to some things and to ignore others.
All learning is by experience, but learning takes place in different forms and in varying degrees of richness and depth. For instance, some experiences involve the whole person while others may be based only on hearing and memory. Aviation instructors are faced with the problem of providing learning experiences that are meaningful, varied, and appropriate. As an example, students can learn to say a list of words through repeated drill, or they can learn to recite certain principles of flight by rote. However, they can make them meaningful only if they understand them well enough to apply them correctly to real situations. If an experience challenges the students, requires involvement with feelings, thoughts, memory of past experiences, and physical activity, it is more effective than a learning experience in which all the students have to do is commit something to memory.
It seems clear enough that the learning of a physical skill requires actual experience in performing that skill. Student pilots learn to fly aircraft only if their experiences include flying them; student aviation maintenance technicians learn to overhaul powerplants only by actually performing that task. Mental habits are also learned through practice. If students are to use sound judgment and develop decision-making skills, they need learning experiences that involve knowledge of general principles and require the use of judgment in salving realistic problems.


Learning is Multifaceted

If instructors see their objective as being only to train their students' memory and muscles, they are underestimating the potential of the teaching situation. Students may learn much more than expected if they fully exercise their minds and feelings. The fact that these items were not included in the instructor's plan does not prevent them from influencing the learning situation.
Psychologists sometimes classify learning by types, such as verbal, conceptual, perceptual, motor, problem solving, and emotional. Other classifications refer to intellectual skills, cognitive strategies, and attitudinal changes, along with descriptive terms like surface or deep learning. However useful these divisions may be, they are somewhat artificial. For example, a class learning to apply the scientific method of problem solving may learn the method by trying to solve real problems. But in doing so, the class also engages in verbal learning and sensory perception at the same time. Each student approaches the task with preconceived ideas and feelings, and for many students, these ideas change as a result of experience. Therefore, the learning process may include verbal elements, conceptual elements, perceptual elements, emotional elements, and problem solving elements all taking place at once. This aspect of learning will become more evident later in this handbook when lesson planning is discussed.
Learning is multifaceted in still another way. While learning the subject at hand, students may be learning other things as well. They may be developing attitudes about aviation-good or bad-depending on what they experience. Under a skillful instructor, they may learn self-reliance. The list is seemingly endless. This type of learning is sometimes referred to as incidental, but it may have a great impact on the total development of the student.


Learning is an Active Process

Students do not soak up knowledge like a sponge absorbs water. The instructor cannot assume that students remember something just because they were in the classroom, shop, or airplane when the instructor presented the material. Neither can the instructor assume that the students can apply what they know because they can quote the correct answer verbatim. For students to learn, they need to react and respond, perhaps outwardly, perhaps only inwardly, emotionally, or intellectually. But if learning is a process of changing behavior, clearly that process must be an active one.


Learning Styles

Although characteristics of learning and learning styles are related, there are distinctions between the two. Learning style is a concept that can play an important role in improving instruction and student success. It is concerned with student preferences and orientation at several levels. For example, a student's information processing technique, personality, social interaction tendencies and the instructional methods used are all significant factors which apply to how individual students learn. In addition, today's culturally diverse society, including international students, must be considered.
The key point is that all students are different, and training programs should be sensitive to the differences. Some students are fast learners and others have difficulties; and, as already mentioned, motivation, experience, and previous training affect learning style. Any number of adjectives may be used to describe learning styles. Some common examples include:

http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Right/left brain http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Holistic/serialist http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Dependent/independent http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Reflective/impulsive Theories abound concerning right- or left-brain dominance. In general, those with right-brain dominance are characterized as being spatially oriented, creative, intuitive, and emotional. Those with left-brain dominance are more verbal, analytical, and objective. However, the separate hemispheres of the brain do not function independently. For example, the right hemisphere may recognize a face, while the left associates a name to go with the face. The term dominance is probably misleading when applied to brain hemispheres; specialization would be a more appropriate word.

Learning style differences certainly depend on how students process information. Some rely heavily on visual references while others depend more on auditory presentations. For example, visual students learn readily through reading and graphic displays, and auditory students have more success if they hear the subject matter described. Another difference is that some learn more easily when an idea is presented in a mathematical equation, while others may prefer a verbal explanation of the same idea. In addition, where hands-on activities are involved, students also learn by feel. This is sometimes called kinesthetic learning.
Information processing theories contain several other useful classifications. As an example, in the holistic/serialist theory, the holist strategy is a top-down concept where students have a big picture, global perspective. These students seek overall comprehension, especially through the use of analogies. In contrast, the serialist student focuses more narrowly and needs well-defined, sequential steps where the overall picture is developed slowly, thoroughly, and logically. This is a bottom-up strategy.

Two additional information processing classifications describe deep-elaborative and the shallow-reiterative learners. Testing practices which demand comprehension, rather than a regurgitation of facts, obviously encourage students to adopt a deep-elaborative learning style. Detailed information on testing procedures, as well as curriculum design and instructor techniques, is included later in this handbook.
As indicated, personality also affects how students learn. Dependent students require a lot of guidance, direction, and external stimulation. These students tend to focus on the instructor. The more independent students require only a minimum amount of guidance and external stimulation. They are not overly concerned with how the lesson is presented.

Students with a reflective-type personality may be described as tentative. They tend to be uncertain in problem-solving exercises. The opposite applies to impulsive students. Typically, they dive right in with enthusiasm and are prone to make quick, and sometimes faulty, decisions.
The social interaction concept contains further classifications of student learning styles. Like most of the other information on learning styles, these classifications are derived from research on tendencies of undergraduate students.

Some generalizations about these classifications indicate that compliant students are typically task oriented, and anxious-dependent students usually score lower than others on standardized tests. Discouraged students often have depressed feelings about the future, and independent students tend to be older, intelligent, secure, and comfortable with the academic environment. Attention seekers have a strong social orientation and are frequently involved in joking, showing off, and bragging. In contrast, silent students usually are characterized by helplessness, vulnerability, and other disconcerting behaviorisms.
Other studies identify more categories that are easily recognized. Among these are collaborative, sharing students who enjoy working with others, and competitive students who are grade conscious and feel they must do better than their peers. Participant students normally have a desire to learn and enjoy attending class, and avoidant students do not take part in class activities and have little interest in learning.

The existing learning environment also influences learning style. In real life, most students find it necessary to adapt to a traditional style learning environment provided by a school, university, or other educational/training establishment. Thus, the student's learning style may or may not be compatible.
Instructors who can recognize student learning style differences and associated problems will be much more effective than those who do not understand this concept. Also, these instructors will be prepared to develop appropriate lesson plans and provide guidance, counseling, or other advisory services, as required.


Principles of Learning

Over the years, educational psychologists have identitied several principles which seem generally applicable to the learning process. They provide additional insight into what makes people learn most effectively.
Readiness

Individuals learn best when they are ready to learn, and they do not learn well if they see no reason for learning. Getting students ready to learn is usually the instructor's responsibility. If students have a strong purpose, a clear objective, and a definite reason for learning something, they make more progress than if they lack motivation. Readiness implies a degree of single-mindedness and eagerness. When students are ready to learn, they meet the instructor at least halfway, and this simplifies the instructor's job.

Under certain circumstances, the instructor can do little, if anything, to inspire in students a readiness to learn. If outside responsibilities, interests, or worries weigh too heavily on their minds, if their schedules are overcrowded, or if their personal problems seem insoluble, students may have little interest in learning.


Exercise

The principle of exercise states that those things most often repeated are best remembered. It is the basis of drill and practice. The human memory is fallible. The mind can rarely retain, evaluate, and apply new concepts or practices after a single exposure. Students do not learn to weld during one shop period or to perform crosswise landings during one instructional flight. They learn by applying what they have been told and shown. Every time practice occurs, learning continues. The instructor must provide opportunities for students to practice and, at the same time, make sure that this process is directed toward a goal.
Effect

The principle of effect is based on the emotional reaction of the student. It states that learning is strengthened when accompanied by a pleasant or satisfying feeling, and that learning is weakened when associated with an unpleasant feeling. Experiences that produce feelings of defeat, frustration, anger, confusion, or futility are unpleasant for the student. If, for example, an instructor attempts to teach landings during the first flight, the student is likely to feel inferior and be frustrated.

Instructors should be cautious. Impressing students with the difficulty of an aircraft maintenance problem, flight maneuver or flight crew duty can make the teaching task difficult. Usually it is better to tell students that a problem or maneuver, although difficult, is within their capability to understand or perform. Whatever the learning situation, it should contain elements that affect the students positively and give them a feeling of satisfaction.

Primacy

Primacy, the state of being first, often creates a strong, almost unshakable, impression. For the instructor, this means that what is taught must be right the first time. For the student, it means that learning must be right. Unteaching is more difficult than teaching. If, for example, a maintenance student learns a faulty riveting technique, the instructor will have a difficult task correcting bad habits and reteaching correct ones. Every student should be started right. The first experience should be positive, functional, and lay the foundation for all that is to follow.


Intensity

A vivid, dramatic, or exciting learning experience teaches more than a routine or boring experience. A student is likely to gain greater understanding of slow flight and stalls by performing them rather than merely reading about them. The principle of intensity implies that a student will learn more from the real thing than from a substitute. In contrast to flight instruction and shop instruction, the classroom imposes limitations on the amount of realism that can be brought into teaching. The aviation instructor should use imagination in approaching reality as closely as possible. Today, classroom instruction can benefit from a wide variety of instructional aids to improve realism, motivate learning, and challenge students. Chapter 7, Instructional Aids and Training Technologies, explores the wide range of teaching tools available for classroom use.
Recency

The principle of recency states that things most recently learned are best remembered. Conversely, the further a student is removed time-wise from a new fact or understanding, the more difficult it is to remember. It is easy, for example, for a student to recall a torque value used a few minutes earlier, but it is usually impossible to remember an unfamiliar one used a week earlier. Instructors recognize the principle of recency when they carefully plan a summary for a ground school lesson, a shop period, or a postflight critique. The instructor repeats, restates, or reemphasizes important points at the end of a lesson to help the student remember them. The principle of recency often determines the sequence of lectures within a course of instruction.


How People Learn




Initially, all learning comes from perceptions which are directed to the brain by one or more of the five senses: sight, hearing, touch, smell, and taste. Psychologists have also found that learning occurs most rapidly when information is received through more than one sense.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-2.gif





Perceptions

Perceiving involves more than the reception of stimuli from the five senses. Perceptions result when a person gives meaning to sensations. People base their actions on the way they believe things to be. The experienced aviation maintenance technician, for example, perceives an engine malfunction quite differently than does an inexperienced student. Real meaning comes only from within a person, even though the perceptions which evoke these meanings result from external stimuli. The meanings which are derived from perceptions are influenced not only by the individual's experience, but also by many other factors. Knowledge of the factors which affect the perceptual process is very important to the aviation instructor because perceptions are the basis of all learning.


Factors Which Affect Perception

There are several factors that affect an individual's ability to perceive. Some are internal to each person and some are external.
http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Physical organism http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Basic need http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Goals and values http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Self-concept http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Time and opportunity http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Element of threat

Physical Organism

The physical organism provides individuals with the perceptual apparatus for sensing the world around them. Pilots, for example, must be able to see, hear, feel, and respond adequately while they are in the air. A person whose perceptual apparatus distorts reality is denied the right to fly at the time of the first medical examination.

Basic Need

A person's basic need is to maintain and enhance the organized self. The self is a person's past, present, and future combined; it is both physical and psychological. A person's most fundamental, pressing need is to preserve and perpetuate the self. All perceptions are affected by this need.
Just as the food one eats and the air one breathes become part of the physical self, so do the sights one sees and the sounds one hears become part of the psychological self. Psychologically, we are what we perceive. A person has physical barriers which keep out those things that would be damaging to the physical being, such as blinking at an arc weld or flinching from a hot iron. Likewise, a person has perceptual barriers that block those sights, sounds, and feelings which pose a psychological threat.

Helping people learn requires finding ways to aid them in developing better perceptions in spite of their defense mechanisms. Since a person's basic need is to maintain and enhance the self, the instructor must recognize that anything that is asked of the student which may be interpreted by the student as imperiling the self will be resisted or denied. To teach effectively, it is necessary to work with this life force.
Goals and Values

Perceptions depend on one's goals and values. Every experience and sensation which is funneled into one's central nervous system is colored by the individual's own beliefs and value structures. Spectators at a ball game may see an infraction or foul differently depending on which team they support. The precise kinds of commitments and philosophical outlooks which the student holds are important for the instructor to know, since this knowledge will assist in predicting how the student will interpret experiences and instructions.
Goals are also a product of one's value structure. Those things which are more highly valued and cherished are pursued; those which are accorded less value and importance are not sought after.


Self-Concept

Self-concept is a powerful determinant in learning. A student's self-image, described in such terms as confident and insecure, has a great influence on the total perceptual process. lf a student's experiences tend to support a favorable self-image, the student tends to remain receptive to subsequent experiences. lf a student has negative experiences which tend to contradict self-concept, there is a tendency to reject additional training.
A negative self-concept inhibits the perceptual processes by introducing psychological barriers which tend to keep the student from perceiving. They may also inhibit the ability to properly implement that which is perceived. That is, self-concept affects the ability to actually perform or do things unfavorable. Students who view themselves positively, on the other hand, are less defensive and more receptive to new experiences, instructions, and demonstrations.


Time and Opportunity

It takes time and opportunity to perceive. Learning some things depends on other perceptions which have preceded these learnings, and on the availability of time to sense and relate these new things to the earlier perceptions. Thus, sequence and time are necessary.

A student could probably stall an airplane on the first attempt, regardless of previous experience. Stalls cannot really be learned, however, unless some experience in normal flight has been acquired. Even with such experience, time and practice are needed to relate the new sensations and experiences associated with stalls in order to develop a perception of the stall. In general, lengthening an experience and increasing its frequency are the most obvious ways to speed up learning, although this is not always effective. Many factors, in addition to the length and frequency of training periods, affect the rate of learning. The effectiveness of the use of a properly planned training syllabus is proportional to the consideration it gives to the time and opportunity factor in perception.


Element of Threat

The element of threat does not promote effective learning. In fact, fear adversely affects perception by narrowing the perceptual field. Confronted with threat, students tend to limit their attention to the threatening object or condition. The field of vision is reduced, for example, when an individual is frightened and all the perceptual faculties are focused on the thing that has generated fear.


Flight instruction provides many clear examples of this. During the initial practice of steep turns, a student pilot may focus attention on the altimeter and completely disregard outside visual references. Anything an instructor does that is interpreted as threatening makes the student less able to accept the experience the instructor is trying to provide. It adversely affects all the student's physical, emotional, and mental faculties.


Learning is a psychological process, not necessarily a logical one. Trying to frighten a student through threats of unsatisfactory reports or reprisals may seem logical, but is not effective psychologically. The effective instructor can organize teaching to fit the psychological needs of the student. If a situation seems overwhelming, the student feels unable to handle all of the factors involved, and a threat exists. So long as the student feels capable of coping with a situation, each new experience is viewed as a challenge.


A good instructor realizes that behavior is directly influenced by the way a student perceives, and perception is affected by all of these factors. Therefore, it is important for the instructor to facilitate the learning process by avoiding any actions which may inhibit or prevent the attainment of teaching goals. Teaching is consistently effective only when those factors which influence perceptions are recognized and taken into account.


Insight

Insight involves the grouping of perceptions into meaningful wholes. Creating insight is one of the instructor's major responsibilities. To ensure that this does occur, it is essential to keep each student constantly receptive to new experiences and to help the student realize the way each piece relates to all other pieces of the total pattern of the task to be learned.

As an example, during straight-and-level flight in an airplane with a fixed-pitch propeller, the RPM will increase when the throttle is opened and decrease when it is closed. On the other hand, RPM changes can also result from changes in airplane pitch attitude without changes in power setting. Obviously, engine speed, power setting, airspeed, and airplane attitude are all related.

True learning requires an understanding of how each of these factors may affect all of the others and, at the same time, knowledge of how a change in any one of them may affect all of the others. This mental relating and grouping of associated perceptions is called insight.
Insight will almost always occur eventually, whether or not instruction is provided. For this reason, it is possible for a person to become an electrician by trial and error, just as one may become a lawyer by reading law. Instruction, however, speeds this learning process by teaching the relationship of perceptions as they occur, thus promoting the development of the student's insight.

As perceptions increase in number and are assembled by the student into larger blocks of learning, they develop insight. As a result, learning becomes more meaningful and more permanent. Forgetting is less of a problem when there are more anchor points for tying insights together. It is a major responsibility of the instructor to organize demonstrations and explanations, and to direct practice, so that the student has better opportunities to understand the interrelationship of the many kinds of experiences that have been perceived. Pointing out the relationships as they occur, providing a secure and nonthreatening environment in which to learn, and helping the student acquire and maintain a favorable self-concept are key steps in fostering the development of insight.


Motivation

Motivation is probably the dominant force which governs the student's progress and ability to learn. Motivation may be negative or positive, tangible or intangible, subtle and difficult to identify, or it may be obvious.
Negative motivation may engender fear, and be perceived by the student as a threat. While negative motivation may be useful in certain situations, characteristically it is not as effective in promoting efficient learning as positive motivation.
Positive motivation is provided by the promise or achievement of rewards. These rewards may be personal or social; they may involve financial gain, satisfaction of the self-concept, or public recognition. Motivation which can be used to advantage by the instructor includes the desire for personal gain, the desire for personal comfort or security, the desire for group approval, and the achievement of a favorable self-image.
The desire for personal gain, either the acquisition of possessions or status, is a basic motivational factor for all human endeavor. An individual may be motivated to dig a ditch or to design a supersonic airplane solely by the desire for financial gain.

Students are like typical employees in wanting a tangible return for their efforts. For motivation to be effective, students must believe that their efforts will be suitably rewarded. These rewards must be constantly apparent to the student during instruction, whether they are to be financial, self-esteem, or public recognition.

Lessons often have objectives which are not obvious at first. Although these lessons will pay dividends during later instruction, the student may not appreciate this fact. It is important for the instructor to make the student aware of those applications which are not immediately apparent. Likewise, the devotion of too much time and effort to drill and practice on operations which do not directly contribute to competent performance should be avoided. The desire for personal comfort and security is a form of motivation which instructors often forget. All students want secure, pleasant conditions and a safe environment. If they recognize that what they are learning may promote these objectives, their attention is easier to attract and hold. Insecure and unpleasant training situations inhibit learning.
Everyone wants to avoid pain and injury. Students normally are eager to learn operations or procedures which help prevent injury or loss of life. This is especially true when the student knows that the ability to make timely decisions, or to act correctly in an emergency, is based on sound principles.

The attractive features of the activity to be learned also can be a strong motivational factor. Students are anxious to learn skills which may be used to their advantage. If they understand that each task will be useful in preparing for future activities, they will be more willing to pursue it.

Another strong motivating force is group approval. Every person wants the approval of peers and superiors. Interest can be stimulated and maintained by building on this natural desire. Most students enjoy the feeling of belonging to a group and are interested in accomplishment which will give them prestige among their fellow students.
Every person seeks to establish a favorable self-image. In certain instances, this self-image may be submerged in feelings of insecurity or despondency. Fortunately, most people engaged in a task believe that success is possible under the right combination of circumstances and good fortune. This belief can be a powerful motivating force for students. An instructor can effectively foster this motivation by the introduction of perceptions which are solidly based on previously learned factual information that is easily recognized by the student. Each additional block of learning should help formulate insight which contributes to the ultimate training goals. This promotes student confidence in the overall training program and, at the same time, helps the student develop a favorable self-image. As this confirmation progresses and confidence increases, advances will be more rapid and motivation will be strengthened.


Positive motivation is essential to true learning. Negative motivation in the form of reproofs or threats should be avoided with all but the most overconfident and impulsive students. Slumps in learning are often due to declining motivation. Motivation does not remain at a uniformly high level. It may be affected by outside influences, such as physical or mental disturbances or inadequate instruction. The instructor should strive to maintain motivation at the highest possible level. In addition, the instructor should be alert to detect and counter any lapses in motivation.


Levels of Learning

Levels of learning may be classified in any number of ways. Four basic levels have traditionally been included in aviation instructor training. The lowest level is the ability to repeat something which one has been taught, without understanding or being able to apply what has been learned. This is referred to as rote learning. Progressively higher levels of learning are understanding what has been taught, achieving the skill for application of what has been learned, and correlation of what has been learned with other things previously learned or subsequently encountered. Figure 1-3


For example, a flight instructor may explain to a beginning student the procedure for entering a level, left turn. The procedure may include several steps such as: (1) visually clear the area, (2) add a slight amount of power to maintain airspeed, (3) apply aileron control pressure to the left, (4) add sufficient rudder pressure in the direction of the turn to avoid slipping and skidding, and (5) increase back pressure to maintain altitude. A student who can verbally repeat this instruction has learned the procedure by rote. This will not be very useful to the student if there is never an opportunity to make a turn in flight, or if the student has no knowledge of the function of airplane controls.


With proper instruction on the effect and use of the flight controls, and experience in controlling the airplane during straight-and-level flight, the student can consolidate these old and new perceptions into an insight on how to make a turn. At this point, the student has developed an understanding of the procedure for turning the airplane in flight. This understanding is basic to effective learning, but may not necessarily enable the student to make a correct turn on the first attempt.

When the student understands the procedure for entering a turn, has had turns demonstrated, and has practiced turn entries until consistency has been achieved, the student has developed the skill to apply what has been learned. This is a major level of learning, and one at which the instructor is too often willing to stop. Discontinuing instruction on turn entries at this point and directing subsequent instruction exclusively to other elements of piloting performance is characteristic of piecemeal instruction, which is usually inefficient. It violates the building block concept of instruction by failing to apply what has been learned to future learning tasks. The building block concept will be covered later in more detail.


The correlation level of learning, which should be the objective of aviation instruction, is that level at which the student becomes able to associate an element which has been learned with other segments or blocks of learning. The other segments may be items or skills previously learned, or new learning tasks to be undertaken in the future. The student who has achieved this level of learning in turn entries, for example, has developed the ability to correlate the elements of turn entries with the performance of chandelier and lazy eights.


http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-3.gif
Domains of Learning

Besides the four basic levels of learning, educational psychologists have developed several additional levels. These classifications consider what is to be learned. Is it knowledge only, a change in attitude, a physical skill, or a combination of knowledge and skill? One of the more useful categorizations of learning objectives includes three domains: cognitive domain (knowledge), affective domain (attitudes, beliefs, and values), and psychomotor domain (physical skills). Each of the domains has a hierarchy of educational objectives.
The listing of the hierarchy of objectives is often called a taxonomy. A taxonomy of educational objectives is a systematic classification scheme for sorting learning outcomes into the three broad categories (cognitive, affective, and psychomotor) and ranking the desired outcomes in a developmental hierarchy from least complex to most complex.


Cognative Domain




The cognitive domain, described by Dr. Benjamin Bloom, is one of the best known educational domains. It contains additional levels of knowledge and understanding and is commonly referred to as Bloom's taxonomy of educational objectives. In aviation, educational objectives in the cognitive domain refer to knowledge which might be gained as the result of attending a ground school, reading about aircraft systems, listening to a preflight briefing, reviewing meteorological reports, or taking part in computer-based training. The highest educational objective level in this domain may also be illustrated by learning to correctly evaluate a flight maneuver, repair an airplane engine, or review a training syllabus for depth and completeness of training.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-4.gif




Affective Domain




The affective domain may be the least understood, and in many ways, the most important of the learning domains. A similar system for specifying attitudinal objectives has been developed by D.R. Krathwohl. Like the Bloom taxonomy, Krathwohl's hierarchy attempts to arrange these objectives in an order of difficulty. Since the affective domain is concerned with a student's attitudes, personal beliefs, and values, measuring educational objectives in this domain is not easy. For example, how is a positive attitude toward safety evaluated? Observable safety-related behavior indicates a positive attitude, but this is not like a simple pass/fail test that can be used to evaluate cognitive educational objective levels. Although a number of techniques are available for evaluation of achievement in the affective domain, most rely on indirect inferences.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-5.gif




Psychomotor Domain




There are several taxonomies which deal with the psychomotor domain (physical skills), but none are as popularly recognized as the Bloom and Krathwohl taxonomies. However, the taxonomy developed by E.J. Simpson also is generally acceptable. Psychomotor or physical skills always have been important in aviation. Typical activities involving these skills include learning to fly a precision instrument approach procedure, programming a GPS receiver, or using sophisticated maintenance equipment. As physical tasks and equipment become more complex, the requirement for integration of cognitive and physical skills increases.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-6.gif




Practical Application of Learning Objectives




The additional levels of learning definitely apply to aviation flight and maintenance training. A comparatively high level of knowledge and skill is required. The student also needs to have a well-developed, positive attitude. Thus, all three domains of learning, cognitive, affective, and psychomotor, are pertinent. These additional levels of learning are the basis of the knowledge, attitude, and skill learning objectives commonly used in advanced qualification programs for airline training. They also can be tied to the practical test standards to show the level of knowledge or skill required for a particular task. A list of action verbs for the three domains shows appropriate behavioral objectives at each level. Figure 1-7
Instructors who are familiar with curricula development will recognize that the action verbs are examples of performance-based objectives. Expanded coverage of the concept of performance-based objectives is included in Chapter 4 of this handbook.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-7.gif




Learning Physical Skills

Even though the process of learning is profound, the main objective or purpose of most instruction typically is teaching a concept, a generalization, an attitude, or a skill. The process of learning a psychomotor or physical skill is much the same, in many ways, as cognitive learning. To provide a real illustration of physical skill learning, try the following exercise:
On a separate sheet of paper, write the word "learning" 15 times with your left hand or with your right hand, if you are left handed. Try to improve the speed and quality of your writing as you go along.

Physical Skills Involve More Than Muscles

The above exercise contains a practical example of the multifaceted character of learning. It should be obvious that, while a muscular sequence was being learned, other things were happening as well. The perception changed as the sequence became easier. Concepts of how to perform the skill were developed and attitudes were changed.


Desire to Learn

Thinking back over their past experiences in learning to perform certain skills, students might be surprised at how much more readily they learned those skills that appealed to their own needs (principle of readiness). Shorter initial learning time and more rapid progress in improving the skill normally occurred. Conversely, where the desire to learn or improve was missing, little progress was made. A person may read dozens of books a year, but the reading rate will not increase unless there is a deliberate intent to increase it. In the preceding learning exercise, it is unlikely that any improvement occurred unless there was a clear intention to improve. To improve, one must not only recognize mistakes, but also make an effort to correct them. The person who lacks the desire to improve is not likely to make the effort and consequently will continue to practice errors. The skillful instructor relates the lesson objective to the student's intentions and needs and, in so doing, builds on the student's natural enthusiasm.


Patterns to Follow

Logically, the point has been emphasized that the best way to prepare the student to perform a task is to provide a clear, step-by-step example. Having a model to follow permits students to get a clear picture of each step in the sequence so they understand what is required and how to do it. In flight or maintenance training, the instructor provides the demonstration, emphasizing the steps and techniques. During classroom instruction, an outside expert may be used, either in person or in a video presentation. In any case, students need to have a clear impression of what they are to do.


Perform the Skill

After experiencing writing a word with the wrong hand, consider how difficult it would be to tell someone else how to do it. Even demonstrating how to do it would not result in that person learning the skill. Obviously, practice is necessary. The student needs coordination between muscles and visual and tactile senses. Learning to perform various aircraft maintenance skills or flight maneuvers requires this sort of practice. There is another benefit of practice. As the student gains proficiency in a skill, verbal instructions mean more. Whereas a long, detailed explanation is confusing before the student begins performing, specific comments are more meaningful and useful after the skill has been partially mastered.
Knowledge of Results

In learning some simple skills, students can discover their own errors quite easily. In other cases, such as learning complex aircraft maintenance skills, flight maneuvers, or flight crew duties, mistakes are not always apparent. A student may know that something is wrong, but not know how to correct it. In any case, the instructor provides a helpful and often critical function in making certain that the students are aware of their progress. It is perhaps as important for students to know when they are right as when they are wrong. They should be told as soon after the performance as possible, and should not be allowed to practice mistakes. It is more difficult to unlearn a mistake, and then learn it correctly, than to learn correctly in the first place. One way to make students aware of their progress is to repeat a demonstration or example and to show them the standards their performance must ultimately meet.


Progress Follows a Pattern




The experience of learning to write a word with the wrong hand probably confirmed what has been consistently demonstrated in laboratory experiments on skill learning. The first trials are slow, and coordination is lacking. Mistakes are frequent, but each trial provides clues for improvement in subsequent trials. The student modifies different aspects of the skill such as how to hold the pencil, or how to execute finger and hand movement. Graphs of the progress of skill learning, such as the one shown below, usually follow the same pattern. There is rapid improvement in the early stages, then the curve levels off and may stay level for a significant period of time. Further improvement may seem unlikely. This is a typical learning plateau.
A learning plateau may signify any number of conditions. For example, the student may have reached capability limits, may be consolidating levels of skill, interest may have waned, or the student may need a more efficient method for increasing progress. Keep in mind that the apparent lack of increasing proficiency does not necessarily mean that learning has ceased. The point is that, in learning motor skills, a leveling off process, or a plateau, is normal and should be expected after an initial period of rapid improvement. The instructor should prepare the student for this situation to avert discouragement. If the student is aware of this learning plateau, frustration may be minimized.
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-8.gif




Duration and Organization of a Lesson


In planning for student performance, a primary consideration is the length of time devoted to practice. A beginning student reaches a point where additional practice is not only unproductive, but may even be harmful. When this point is reached, errors increase, and motivation declines. As a student gains experience, longer periods of practice are profitable.
Another consideration is the problem of whether to divide the practice period. Perhaps even the related instruction should be broken down into segments, or it may be advantageous to plan one continuous, integrated sequence. The answer depends on the nature of the skill. Some skills are composed of closely related steps, each dependent on the preceding one. Learning to pack a parachute is a good example. Other skills are composed of related subgroups of skills. Learning to overhaul an aircraft engine is a good example.
Evaluation vs Critique

If an instructor were to evaluate the fifteenth writing of the word "learning," only limited help could be given toward further improvement. The instructor could judge whether the written word was legible and evaluate it against some criterion or standard, or perhaps even assign it a grade of some sort. None of these actions would be particularly useful to the beginning student. However, the student could profit by having someone watch the performance and critique constructively to help eliminate errors.
In the initial stages, practical suggestions are more valuable to the student than a grade. Early evaluation is usually teacher oriented. It provides a check on teaching effectiveness, can be used to predict eventual student learning proficiency, and can help the teacher locate special problem areas. The observations on which the evaluations are based also can identify the student's strengths and weaknesses, a prerequisite for making constructive criticism.


Application of Skill

The final and critical question is, Can the student use what has been learned? It is not uncommon to find that students devote weeks and months in school learning new abilities, and then fail to apply these abilities on the job. To solve this problem, two conditions must be present. First, the student must learn the skill so well that it becomes easy, even habitual; and second, the student must recognize the types of situations where it is appropriate to use the skill. This second condition involves the question of transfer of learning, which is briefly discussed later in this chapter.


Memory

Memory is an integral part of the learning process. Although there are several theories on how the memory works, a widely accepted view is the multi-stage concept which states that memory includes three parts: sensory, working or short-term, and long-term systems. As shown in figure 1-9 on the following page, the total system operates somewhat like an advanced computer that accepts input (stimuli) from an external source, contains a processing apparatus, a storage capability, and an output function.
Sensory Register

The sensory register receives input from the environment and quickly processes it according to the individual's preconceived concept of what is important. However, other factors can influence the reception of information by the sensory system. For example, if the input is dramatic and impacts more than one of the five senses, that information is more likely to make an impression. The sensory register processes inputs or stimuli from the environment within seconds, discards what is considered extraneous, and processes what is determined by the individual to be relevant. This is a selective process where the sensory register is set to recognize certain stimuli and immediately transmit them to the working memory for action. The process is called preceding. An example is sensory preceding to recognize a fire alarm. No matter what is happening at the time, when the sensory register detects a fire alarm, the working memory is immediatly made aware of the alarm and preset responses begin to take place.


Working or Short-Term Memory

Within seconds the relevant information is passed to the working or short-term memory where it may temporarily remain or rapidly fade, depending on the individual's priorities. Several common steps help retention in the short-term memory. These include rehearsal or repetition of the information and sorting or categorization into systematic chunks. The sorting process is usually called coding or chunking. A key limitation of the working memory is that it takes 5-10 seconds to properly code information. If the coding process is interrupted, that information is lost after about 20 seconds.

http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/1-9.gif
The working or short-term memory is not only time limited, it also has limited capacity, usually about seven bits or chunks of information. A seven-digit telephone number is an example. As indicated, the time limitation may be overcome by rehearsal. This means learning the information by a rote memorization process. Of course, rote memorization is subject to imperfections in both the duration of recall and in its accuracy. The coding process is more useful in a learning situation. In addition, the coding process may involve recoding to adjust the information to individual experiences. This is when actual learning begins to take place. Therefore, recoding may be described as a process of relating incoming information to concepts or knowledge already in memory.
Methods of coding vary with subject matter, but typically they include some type of association. Use of rhymes or mnemonics is common. An example of a useful mnemonic is the memory aid for one of the magnetic compass errors. The letters "ANDS'' indicate:
Accelerate
North
Decelerate
South

Variations of the coding process are practically endless. They may consist of the use of acronyms, the chronology of events, images, semantics, or an individually developed structure based on past experiences. Developing a logical strategy for coding information is a significant step in the learning process. In this brief discussion of memory, it may appear that sensory memory is distinct and separate from working or short-term memory. This is not the case. In fact, all of the memory systems are intimately related. Many of the functions of working or short-term memory are nearly identical to long-term memory functions.


Long-Term Memory

What then is distinctive about the long-term memory? This is where information is stored for future use. For the stored information to be useful, some special effort must have been expended during the coding process in working or short-term memory. The coding should have provided meaning and connections between old and new information. If initial coding is not properly accomplished, recall will be distorted and it may be impossible. The more effective the coding process, the easier the recall. However, it should be noted that the long-term memory is a reconstruction, not a pure recall of information or events. It also is subject to limitations, such as time, biases, and, in many cases, personal inaccuracies. This is why two people who view the same event will often have totally different recollections.
Memory also applies to psychomotor skills. For example, with practice, a tennis player may be able to serve a tennis ball at a high rate of speed and with accuracy. This may be accomplished with very little thought. For a pilot, the ability to instinctively perform certain maneuvers or other tasks which require manual dexterity and precision provides obvious benefits. For example, it allows the pilot more time to concentrate on other essential duties such as navigation, communications with air traffic control facilities, and visual scanning for other aircraft.
As implied, one of the major responsibilities of the instructor is to help students use their memories effectively. Strategies designed to aid students in retention and recall of information from the long-term memory are included later in this chapter. At the same time, an associated phenomenon, forgetting, cannot be ignored.


Theories of Forgetting

A consideration of why people forget may point the way to help them remember. Several theories account for forgetting, including disuse, interference, and
repression.


Disuse

The theory of disuse suggests that a person forgets those things which are not used. The high school or college graduate is saddened by the lack of factual data retained several years after graduation. Since the things which are remembered are those used on the job, a person concludes that forgetting is the result of disuse. But the explanation is not quite so simple. Experimental studies show, for example, that a hypnotized person can describe specific details of an event which normally is beyond recall. Apparently the memory is there, locked in the recesses of the mind. The difficulty is summoning it up to consciousness.


Interference

The basis of the interference theory is that people forget something because a certain experience has overshadowed it, or that the learning of similar things has intervened. This theory might explain how the range of experiences after graduation from school causes a person to forget or to lose knowledge. In other words, new events displace many things that had been learned. From experiments, at least two conclusions about interference may be drawn. First, similar material seems to interfere with memory more than dissimilar material; and second, material not well learned suffers most from interference.


Repression

Freudian psychology advances the view that some forgetting is repression due to the submersion of ideas into the subconscious mind. Material that is unpleasant or produces anxiety may be treated this way by the individual, but not intentionally. It is subconscious and protective. The repression theory does not appear to account for much forgetfulness of the kind discussed in this chapter, but it does tend to explain some cases.


Retention of Learning

Each of the theories implies that when a person forgets something, it is not actually lost. Rather, it is simply unavailable for recall. The instructor's problem is how to make certain that the student's learning is readily available for recall. The following suggestions can help.

Teach thoroughly and with meaning. Material thoroughly learned is highly resistant to forgetting. This is suggested by experimental studies and it also was pointed out in the sections on skill learning. Meaningful learning builds patterns of relationship in the student's consciousness. In contrast, rote learning is superficial and is not easily retained. Meaningful learning goes deep because it involves principles and concepts anchored in the student's own experiences. The following discussion emphasizes five principles which are generally accepted as having a direct application to remembering.

Praise Stimulates Learning

Responses which give a pleasurable return tend to be repeated. Absence of praise or recognition tends to discourage, and any form of negativism in the acceptance of a response tends to make its recall less likely.

Recall is Promoted by Association

As discussed earlier, each bit of information or action which is associated with something to be learned tends to facilitate its later recall by the student. Unique or disassociated facts tend to be forgotten unless they are of special interest or application.


Favorable Attitudes Aid Retention

People learn and remember only what they wish to know. Without motivation there is little chance for recall. The most effective motivation is based on positive or rewarding objectives.

Learning with All our Senses is most Effective

Although we generally receive what we learn through the eyes and ears, other senses also contribute to most perceptions. When several senses respond together, a fuller understanding and greater chance of recall is achieved.


Meaningful Repetition Aids Recall

Each repetition gives the student an opportunity to gain a clearer and more accurate perception of the subject to be learned, but mere repetition does not guarantee retention. Practice provides an opportunity for learning, but does not cause it. Further, some research indicates that three or four repetitions provide the maximum effect, after which the rate of learning and probability of retention fall off rapidly.


Along with these five principles, there is a considerable amount of additional literature on retention of learning during a typical academic lesson. After the first 10-15 minutes, the rate of retention drops significantly until about the last 5-10 minutes when students wake up again. Students passively listening to a lecture have roughly a five percent retention rate over a 24-hour period, but students actively engaged in the learning process have a much higher retention. This clearly reiterates the point that active learning is superior to just listening.


Transfer of Learning

During a learning experience, the student may be aided by things learned previously. On the other hand, it is sometimes apparent that previous learning interferes with the current learning task. Consider the learning of two skills. If the learning of skill A helps to learn skill B, positive transfer occurs. If learning skill A hinders the learning of skill B, negative transfer occurs. For example, the practice of slow flight (skill A) helps the student learn short-field landings (skill B). However, practice in making a landing approach in an airplane (skill A) may hinder learning to make an approach in a helicopter (skill B). It should be noted that the learning of skill B may affect the retention or proficiency of skill A, either positively or negatively. While these processes may help substantiate the interference theory of forgetting, they are still concerned with the transfer of learning.


It seems clear that some degree of transfer is involved in all learning. This is true because, except for certain inherent responses, all new learning is based upon previously learned Experience. People interpret new things in terms of what they already know.

Many aspects of teaching profit by this type of transfer. It may explain why students of apparently equal ability have differing success in certain areas. Negative transfer may hinder the learning of some; positive transfer may help others. This points to a need to know a student's past experience and what has already been learned. In lesson and syllabus development, instructtors should plan for transfer by organizing course materials and individual lesson materials in a meaningful sequence. Each phase should help the student learn what is to follow.

The cause of transfer and exactly how it occurs is difficult to determine, but no one disputes the fact that transfer does occur. The significance of this ability for the instructor is that the students can be helped to achieve it. The following suggestions are representative of what educational psychologists believe should be done.
http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Plan for transfer as a primary objective. As in all areas of teaching, the chance for success is increased if the teacher deliberately plans to achieve it. http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Make certain that the students understand that what is learned can be applied to other situations. Prepare them to seek other applications. http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Maintain high-order learning standards. Overlearning may even be appropriate. The more thoroughly the students understand the material, the more likely they are to see its relationship to new situations. Avoid unnecessary rote learning, since it does not foster transfer. http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Provide meaningful learning experiences that build students' confidence in their ability to transfer learning. This suggests activities that challenge them to exercise their imagination and ingenuity in applying their knowledge and skills. http://www.dynamicflight.com/images/Bluepin.gif Use instructional material that helps form valid concepts and generalizations. Use materials that make relationships clear.

Habit Formation

The formation of correct habit patterns from the beginning of any learning process is essential to further learning and for correct performance after the completion of training. Remember, primacy is one of the fundamental principles of learning. Therefore, it is the instructor's responsibility to insist on correct techniques and procedures from the outset of training to provide proper habit patterns. It is much easier to foster proper habits from the beginning of training than to correct faulty ones later.
Due to the high level of knowledge and skill required in aviation for both pilots and maintenance technicians, training traditionally has followed a building block concept. This means new learning and habit patterns are based on a solid foundation of experience and/or old learning. Everything from intricate cognitive processes to simple motor skills depends on what the student already knows and how that knowledge can be applied in the present. As knowledge and skill increase, there is an expanding base upon which to build for the future.

Source:
http://www.dynamicflight.com/avcfibook/learning_process/

Maryam Mehri
25-07-2013, 20:43
من مدتی بود در حال خواندن کتاب (شرح اصول کافی)از ملاصدرا و ترجمه ی مرحوم استاد محمد خواجوی بودم و امروزخیلی جالب بود در جلددوم این کتاب در صفحه ی 132 به قسمتی بر خوردم که تا حدی جواب سوال شما را خواهد داد البته نه از دید روانشناسی یا هوانوردی بلکه بیشتر از دیدگاه عرفانی وفلسفیست.
من خلاصه ای از این مطلب را تایپ می کنم.
شرح:

بدانکه برای هریک یعنی دانشمند در آموزشش وشاگرد در فراگیریش حقوقی بر دیگری و وظایفی نسبت به هم دارند.
حق استاد بر شاگردش:

حق استاد بر شاگردش از حق پدر بر فرزندش بیشتراست . نخست شفقت و دلسوزی است که هر چه بر فرزندانش روا می دارد برایشان هم روادارد.

دوم برای آموزش بر آنان منتی نداشته باشد. اگرچه منت داشتن بر آنان لازم است بلکه فضل هم بر آنان قائل شود.

سوم آنکه به میزان فهم شاگرد سخن بگوید. پس آنچه که خرد و فهمش بدان نمی رسد به او نگوید. که بیزاری جسته و یا آنکه عقلش بر آن آشفته گردد.

چهارم آنکه استاد شاگرد را از اخلاق زشت به گونه اشاره و کنایه تا آنجا که ممکن است باز دارد. و هیچگاه سریع و روشن به او نگوید وبه گونه مهربانی تذکر دهد. نه سرزش و نکوهش زیرا تصریح و روشن گویی پرده شکوه وبزرگی را دریده و باعث دلگیری و روی آوردن به خلاف کاری می شود.و او را بر اصراربر آن بر می انگیزد.

پنجم اینکه استاد به علم خویش عمل کند. و سخنش عملش را تکذیب ننماید. زیرا که علم با بینش ادراک می شود. و عمل با دیدگان وصاحبان دیده فراوانند پس چون عمل مخالف علم شد رشد و ترقی رخت بر می بندد.

این پنج وظیفه از وظایف استاد بود.

و اما وظایف شاگرد در مقابل استاد:

نخستین وظیفه آنکه پاکی نفس از اخلاق زشت و صفات نکوهیده را بر دیگر امور مقدم دارد.زیرا نفس پذیرای تجلی صورت های علمی همانندآینه ایست که صورت های حسی نقش پذیر است. و آینه اگر به سبب زنگار و یا پوشش وتباهی تیره شود. هیچ صورتی در آن نقش نمی پذیرد.

وظیفه دوم آنکه خواهان علم اندوزی باشد. و واجب است مقصد و هدفش یک چیز باشد تا چیزی او را از راهش باز ندارد.

وظیفه سوم اینکه شاگرد ارادتمند استاد باشد ودستور او را در امری از علم که برایش معین می کند. و مناسب رتبه و حال اوست گردننهد. تا جائیکه خود را همانند بیمار جاهل در حضور پزشک ماهر قرار دهد. تا وی را به هر دارویی که می داند. بهبودی بخشد. و خود را تسلیم استاد کرده تا از علمی به علمدیگر آموزشش دهد.

وظیفه چهارم : اینکه نه تنها در ظاهر استاد را فروتنی و تواضع و خدمت کند همان گون در باطن به او اعتقاد داشته و تسلیم او باشد.زیرا که اعمال ظاهری یاری دهنده ی حالات قلبی اند. پس پاداش را به سبب خدمت واطاعت او و رسیدن به مقامات عالی را به هم صحبتی او طلبد.

وظیفه پنجم: آنکه شاگرد در علمی که به آن آگاهی حاصل نموده براصول و فروع تمامی مسائل آن اگر عمرش کفاف دهد وقوف یافته و متبحر در آن گردد.

من وقتی داشتم این کتاب را مطالعه می کردم به نظرم کتاب بسیار غنی و مفیدی آمد خیلی دوست داشتم به کسانی که به علوم عرفانی علاقمند هستند معرفی کنم فکر کنم اینجا بهانه ی خوبی شد تا کمی از این کتاب بگویم:

نام کتاب: شرح اصول کافی

جلد دوم

کتاب فضل علم و کتاب حجت

تالیف: صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی(ملاصدرا)

ترجمه و تعلیق:

محمد خواجوی

پژوشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی1383

کلا این کتاب 4 جلد است.

جلد نخست کتاب عقل و جهل
جلد دوم کتاب فضل علم و کتاب حجت
جلد سوم کتاب توحید (بخش اول)
جلد چهارم کتاب توحید (بخش دوم)

Maryam Mehri
11-08-2013, 18:30
روان شناس و بشقاب های پرنده

نویسنده: جلال ستاری

نگاهی به کتاب «اسطوره ای نو» اثر کارل گوستاو یونگ

شرح مبسوط نظریات کارل گوستاو یونگ درباره اساطیر را باید در تألیف کلیدی وی دگردیسی های جان و نمادهای آن خواند که امیدوارم ترجمه اش به زبان فارسی با توضیحات و تعلیقات، پس از حدود پانزده سال سرگردانی و آهوگردانی، سرانجام به چاپ رسد. اما تا آن زمان که بی گمان باز مدتی طول خواهد کشید، به نظرم چنین رسید که حالیا بهتر است کتابی کم شناخته از یونگ که سراسر در شرح و تعلیل اسطوره ای نو یعنی به زعم وی بشقاب پرنده است، به زبان فارسی برگردد تا علاقه مندان با اندیشه هایش در این زمینه و نحوه بازخورد و تحلیل او بهتر آشنا شوند.

یونگ در بررسی روان شناختی بشقاب های پرنده، در مورد مسأله واقعیت مادی امر هیچ اظهار نظر قاطعی نمی کند، بلکه اساساً به بررسی بشقاب پرنده هایی می پردازد که بعضی مدعی اند «مشاهده کرده اند»، آنچنان که گویی« خواب دیده اند» و در وهله دوم، به مسأله واقعیت خارجی آنها توجه دارد. اما اگر هم بشقاب ها واقعیتی مادی داشته باشند که محمل پدیده روان شناختی تلقی گردد، یونگ نشان می دهد که این پدیده روان شناختی به مقدار زیاد، ثمره کار ویژه تخیل ناخودآگاهست.

خواننده درخواهد یافت چگونه پدیده و نقش آفرینی بشقاب های پرنده، به گونه ای کاملاً نامنتظر، مبین ناسازواری انسان مدرن با خود و با جهان و درماندگی ناشی از آن است و نیز بیانگر الکن چیزی که آشفته و پریشانی می کند، به زبانی که از واقعیات روزمره اخذ و اقتباس شده است. و نیز نمودگار کوششی برای آشتی دادن نیروهای متضادش.

به علاوه کارل گوستاویونگ در این کتاب، از حدود بررسی اش فراتر رفته، تفکرات و دانسته های شهودی و مکاشفات و نظریاتش را درباره جهان و آینده اش طرح می کند.

در تعریف کتاب اسطوره ای نو به طور خلاصه می توان گفت که این اسطوره نقطه اتصالی است میان دو بی نهایت، یکی عالم برون و دیگری عالمی که در باطن هر انسان نهفته و غنوده است و هر دو بیکران اند.
در باب بشقاب پرنده ها(1) که خاصه از سال 1946 یا 1947 به بعد، به کرات«دیده» شده اند، بسیار سخن گفته اند (در آمریکا، فرانسه، روسیه و اسپانیا و...) و آن سخن ها غالباً متضادند، تا آنجا که می توان گفت دست کم ما مردم کنجکاو، هیچ چیز قطعی درباره شان نمی دانیم، ولی بعضی بعید نمی دانند که ممکن است سرنشینان بشقاب پرنده ها موجوداتی باشند که از تمدن های ماوراء زمین به کره ارض سفر می کنند(2)، و بنابراین سفینه های انسان های ماورای زمینی اند.

یونگ در این کتاب، پدیده بشقاب های پرنده را از دیدگاه روان شناختی بررسی می کند و بر این باور است که مشاهده آن پدیده، در آینه روان و ذهن انسان، به منزله ظهور صورتی مثالی برای جبران سردرگمی و پریشانی ایست که انسان در آشفته بازار جهان امروز بدان گرفتار آمده است و از این لحاظ، نقشی مانند کار ویژه مندله (mandala)
پی نوشت ها :

1-OVNIS=objets Volants non identifies pour la science ufos= Unidentified Flying Objects

«اشیای پرنده ناشناخته».

« در ایران، نخستین بار مشاهده مستند بشقاب پرنده، مربوط به سال 1354 است که توسط نیروی هوایی ایران گزارش شد». دکتر ایرج ملک پور، انتخاب، 19 شهریور ماه 1381، ص 8.
2. نک به مقالهSerieuses soucoupes به قلمPierre- Charles Pathe در مجلهL evenement ، شماره مورخ ژوئن 1967 و مقاله « بشقاب پرنده ها، پدیده ای واقعی یا خیالی؟»، روزنامه ایران، 9 آذر 1381، ص 15.


منبع: یونگ، کارل گوستاو؛ (1382)، اسطوره ای نو، نشانه هایی در آسمان، جلال ستاری، تهران: نشر مرکز، چاپ چهارم 1390.


http://rasekhoon.net/article/show/689077/




https://sphotos-a-sjc.xx.fbcdn.net/hphotos-ash3/p480x480/539664_571361069572219_1031294113_n.jpg (https://www.facebook.com/photo.php?fbid=571361069572219&set=a.266298626745133.61143.244190058955990&type=1&relevant_count=1)






منبع : صفحه ی دانستنیهای نجوم و فیزیک

Maryam Mehri
17-09-2013, 20:32
کمبودخواب یکی از فاکتورهای خطای انسانی در عملیات هواپیمایی :

Lack of sleep (Operator's Guide to Human Factors in Aviation
1- مقدمه :

کمبود خواب یکی ازعوامل عمده خستگی میباشد که به نوبه خود میتواندایمنی پرواز را تحت تاثیر قرار دهد. خواب نا کافی می تواند به ضعف تمرکز ، افزایش تحریک پذیری و زودرنجی و رخوت و بی حالی منجر شود. با اینکه اکثر افراد این علایمرا تجربه کرده اند ، اما با وجوداین تجربیات، بسیاری همچنان با کاهش خواب درعملیات هواپیمایی شرکت میکنند وخود و دیگران را در معرض خطر قرار میدهند و به مخاطره میندازند.

تصور غلط مشترک این است که شروع خواب شبانه بر اساس الگو و عادات با شاخص های خارجی میباشد درصورتی که اگرهیچ شاخص مستقیم (به عنوان مثال ، ساعت ، رادیو ، روزنامه ها) و یا شاخص غیرمستقیم (به عنوان مثال ، نور ، سر و صدا ، دما ، ارتعاشات) وجود نداشته باشد نیزچرخه " خواب وبیداری " انجام میگردد. تداوم چرخه خواب و بیداری منعکس کننده وجود یک سیستم داخلی " ساعتبیولوژیکی "است که می تواند بدونوجود شاخص های زمانی مذکور نیزانجام گردد .


لذا درمطالب زیر مروری بر مواردمرتبط با خواب به شرح زیر خواهیم داشت :

* در مغز و بدن در طول خواب چه اتفاق می افتد ؟ * چرا انسانها میخوابند ؟ * مشکلات خواب کدامند؟

2- درک خواب :مراحل خواب :خواب حالتی است که موقتا" در آن حواس از قیدوبند رها میشوند. روش ها و تکنیکهای مختلفی برای مطالعه خواب استفاده می شود. این تکنیکهاعبارتنداز نظارت بر فعالیت الکتریکی در مغز ("دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق " EEG) ، عضلات ( "الکترومیوگرافی یا برق نگاری ماهیچه" EMG ) وحرکات چشم ("ضربان نگار عضلات چشم" E0G). تحقیقاتنشان داده است که خواب ، پنج مرحله ( مرحله N1 ، مرحله N2 ، مرحله N3 ،مرحله N4 ومرحله حرکت سریع چشم ) تقسیم شده است. مراحل N1 تا N4 بنام non-REM sleep نامیده می شوند زیرا چشم حرکت بسیار کم دارد ویابدون حرکت میباشد.


هنگام به خواب رفتن ، فرد وارد مرحله N1 میشود.این مرحله گذر بین بیداری و خواب عمیق است. فعالیت مغز کند شده و EEG تغییر امواج تند آلفا بهامواج کند تتا را نشان خواهد داد ، که نشان دهنده کاهش فعالیت مغز میباشد. در طولاین زمان ، فرد به شاخص های مانند صدا و هشدار های تصویری پاسخ نمیدهد. چشم بستهشده و شروع به حرکت دورانی به آرامی و غیر ارادی میکند و در مرحله N1 ، فردانقباضات عضلانی ناگهانی را تجربه میکند.

ودر این مرحله فرد ممکن است به نظر بیداربرسد.این مرحله به عنوان microsleep و یا microlapse شناخته میشود که اغلب در زمانرانندگی ، پرواز ، تماشای تلویزیون و یا در طی جلسه رخ میدهد . وقتی که بیش از 10دقیقه خواب طول می کشد ، حافظه از چند دقیقه قبل از خواب از دست میرود. خواب بعد از طریق مراحل N2 ، N3 و N4 پیشرفت می کند. در مرحله N2 ،فعالیت مغزی الگوی کلیشه ای از فعالیت هایبه اصطلاح روانشناسی دوکهای خواب و K-complexesرا نشان میدهد. مراحل N3 و N4 "امواج آهسته خواب " نامیده می شوند و دستگاه EEG فعالیت مغز را بصورت ، امواج دلتا طولانی تر و کندترنشان میدهد.


فرکانس این امواجآهسته مرحله N3 را از مرحله N4 متمایز میکند. در مرحله N3 ، امواج آهسته ، 20 درصد وتا50 درصد از فعالیت های مغز را شامل میشود و در مرحله N4 امواج آهسته به مدت بیش از 50٪ از فعالیت مغز را تشکیل می دهند. این تر می شود وقتی ا فراد از مرحله N1 خواب بهسمت مرحله N4 حرکت می کنند بیداریشان مشکل تر میشود. فرد هنگام بیدار شدن درمرحله خواب امواج آهسته ممکن است احساس آشفتگی و گیجی به مدت چند دقیقه نماید کهاین حالت را "سکون و ماند خواب "گفته می شود. مرحله پنجم خواب ، حرکات سریع چشم rapid eye movements (REM) ، از مراحل دیگر خواب در روشهای مختلف آن متفاوت است . چشم ها به سرعت در حال حرکت از یک سو به طرف وفعالیت مغز بسیار سریع و ناهمگام " desynchronous " و عضلات به صورت کاملاآرام می شود . خواب REM مرحله ای است که در طی آنمرحله رویا رخ می دهد و رویای زنده و شفاف دیده میشود.

آرامش و شلی عضلات از حرکتفرد به اطراف وخارج شدن از رویا را جلوگیری میکند.

2.2 ساختار و سبک خواب :در طول شب ، افراد از داخل این مراحل پنجگانه چندین بار عبور میکنند. این حالتها در یک الگوی قابل پیش بینی به نام چرخه خواب(شکل 1) روی میدهد. هر چرخه خواب به طور معمول 90-120 دقیقه طول میکشد . خواب دریک چرخه خواب از مرحله N1 که حدود 5 دقیقه طول می کشد آغاز می شود و سپس به مراحل پیشرفت N2 ، N3 و N4 ادامه یافته و با خواب مرحله REM sleep تداوم مییابد.
در طول نیمه اول شب non-REM یعنی مراحل چهار گانه خواب را شامل میشود. تقریباخواب عمیق در 4 ساعت اول به دست می آید.


همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است ، خواب REM طولانی تر و طولانی تر درساعت بعدی چرخه خواب ساخته شده است. آخرین دو مرحله چرخه خواب معمولا تا خواب REM و مراحل N1 و N2 ساخته شده است. گاه گاهى در طول خواب ، بیداری کوتاه رخ می دهد. مدت زمانکل این بیداری در طول شب به طور معمول حدود 10 دقیقه است و معمولا" دربزرگسالان دیده میشود و طبیعی است.


شکل 1 ساختار خواب file:///C:/DOCUME~1/JAMSHI~1/LOCALS~1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.jpg

فواید خواب :تحقیقات نشان داده است که خواب منافع زیادی رافراهم میکند . کفته میشود خواب REM به ترمیممواد زیر مربوط می شود : * توجهAttention *آموزش Learning *حافظه Memory *تعادل عاطفی و مکانیسم خلقی (وضع روانى ) . به نظر می رسد امواج آهسته و عمیق خواب ، اجازهبازسازی و یا تعمیر و نگهداری ،وضعیت جسمانی را از طریق سنتز پروتئین و تقسیم سلولی شبانه ، افزایش می دهد.


زمان بندی خواب :دو مولفه کنترل زمان خواب وجود دارد : * مولفه شبانه روزی یا دوره ای Circadian -- شروع خواب ، به دلیل ریتم شبانه روزی (ساعتبیولوژیک) ، پدیده ای دوره ای است که تقریبا در یک زمان در هر روزتکرار میشود.خواب معمولا در پایان روز شروع می شود وقتی دمای بدن شروع به افت میکند، و آن رابه مدت 6 تا 8 ساعت ادامه مییابد.


بیداری خودجوش در بخشی از چرخه گرمایی رخ می دهدکه درجه حرارت بدن در حال افزایش است ،و این مرحله افزایش دما 2 تا 3 ساعت پس از افتدمای بدن صورت میگیرد. به طور متوسط ،این افزایش دما حدودساعت 5:00 بعد از نصف شب صورت میگیرد. * مولفه هم ایستا Homeostatic – این مولفه اشاره به حفظ تعادل در عملکردفیزیولوژیکی و سوخت و سازدارد.
خواب آلودگی و سستی، طول زمانیکه فرد بیدار باقی میماند را افزایش میدهد. و فرد هر چه بیشتر بیدار باقی مانده باشد تمایل بیشتری به خواب رفتن خواهد داشت. تعامل این دو مولفه، زمان مطلوب برای خواب راتعیین میکند.


جزء circadian ، توانایی برای خوابیدن در زمان های غیر معمول رامحدودمیکند. چه مدتی طول خواب فرد طول میکشد بستگی دارد به زمانی که در چرخه دورهای circadian می افتد. بنابراین ، حتی زمانی که از خواب آلودگی شدید ، بی خوابی ایجاد میشود ، جزء homeostatic ممکن است قدرت کافی برای ایجاد خواب خوب نداشتهباشد زمانی تلاش برای خواب خارج از زمان مولفه دوره ای circadianباشد.

2.5 تفاوت های فردی متوسط طول مدت خواب بین 7 تا 8 ساعت میباشد. به طور گسترده ای توصیه می شود حداقل و حداکثر طول مدت خواب به 4 ساعت و 11 ساعت محدود شود.


درصد کمی از جمعیت (کمتر از 5 درصد) ، یا خیلی کوتاهیا خیلی طولانی میخوابند. افراد کم خواب به طور کلی کمتر از 5.5 ساعت ، و خوابندگانطولانی بیش از 9.5 ساعت میخوابند. تفاوت بین افراد کم خواب وافراد طولانی خواب ،در درجه اول توسط تفاوت در مرحله N2 و خواب REMتوضیح داده میشود.

خوابندگان طولانی مدت ، بیداری بیشتری نیز دارند ، خوابندگان کوتاه مدت ، مرحله REM بیشتری دارند و اما تقریبا در مقدار عمیق خواب یکسان هستند و امواج آهسته خواب (مراحل N3 و N4) در افراد کم خواب دیده میشود. آگاهی از چگونگی تاثیر سن در خواب می تواند کمک به بهتر شدن درک فرد درمورد احساس خستگی دردوران خاصی از روز و یا مشکلات خوابیدن نماید. با سن فرد ، تغییرات بسیاری را درنحوه خواب رخ می دهد.


تحقیقات نشان داده است که مسن ترها و بزرگسالان خواب شبانه کمتریدارند و برانگیختگی عاطفی arousal بیشتریدارند ، به این معنی که آنها به راحتی در طول شب بیدار میشوند. این در درجه اول به خاطر این واقعیت است که مسن ترها ،ا مواج آهسته خواب آنها کمتر است.

همچنین ،افراد مسن تر معمولا به خواب و بیدار در زمان کمتری عادت دارند. اگرچه فعلا"دقیقا" مشخص نیست ، ممکن است که ریتم circadian بزرگسالان مسن تر مشوش باشد ،که بر الگوی خواب تاثیر میگذارد. از سوی دیگر ، کودکان ، نوجوانان و جوانان ،تجربه دوره های بیشتر و طولانی تری از امواج آهسته خواب دارند، که برای همین بیدارکردن فرد جوانتر ، اغلب بسیار دشوارترمیشود.
همچنین مولفه circadian تاثیر بیشتری در افراد جوانتر دارد به همین علت ، احساس خستگی یا خواب آلودگی در طول زمان مشخصی از روزدرآنها دیده میشود.

3- مشکلات خواب :حدود 100نوع اختلال خواب وجود دارند که در 4 دسته ، طبقه بندی میشوند.در این بخش ،بر شایعترین مشکلات از قبیل موارد زیر تمرکز خواهیم کرد : *بیخوابی Insomnia * وقفهتنفسی در خواب Sleepapnea * حمله خواب (حالت خواب الودگى و ميل شديدبه خواب) Narcolepsy * جنبشاندام تناوبی (بی قراری سندرم پا) Periodic limb movement * نابهنجارى خواب Parasomnia. تشخیص طبی و درمان فراتر از محدوده مورد بحث در این بخش هستند.


لذا برای اطلاعات بیشتر http://www.nelmh.org/ یا http://www.helpguide.org/life/sleep_disorders.htm مراجعه شود.


بیخوابی Insomnia:بیخوابی به طور کلی اختلال در نظر گرفته نمیشود،بلکه آن بیشتر ،یک نشانه بیماری و یا شکایت از بیماری است. از خصوصیات بیخوابی ، کمبودخواب و نگرانی بیش از حد در مورد اختلالاتخواب میباشد. شکایات منعکس شده توسط افرادی که بی خوابی را تجربه کرده اندعبارتند از : * مشکلدر به خواب رفتن * مشکلدر خواب ماندن (بیدارشدن مکرر) * خیلیزود از خواب بیدارشدن *احساس اضطراب ، نگرانی ، افسردگی یا تحریک پذیری یا تند مزاجی ، به خصوص در موقعخواب * احساس خستگی جسمی و یا ذهنی در طول روز * بیخوابی در طول روز * عدمتمرکز *اختلال حافظه علل و انواع بیخوابی :انواع بی خوابی :الف - بی خوابی گذرا : تنها چند شب طول می کشد:

ب - بی خوابی کوتاه مدت : دو یا چهار هفته خواب کم علل دونوع بیخوابی فوق : * استرس * عوامل
فیزیکی محیطی : سر و صدا ، درجه حرارت * برنامه خواب / بیداری (تاخیر برنامه ای jet lag / کار شیفت shift work ) * اثرعوارض جانبی داروها ج - بی خوابی مزمن : کم خوابی در شب و ماندگاری آن یک ماه یا بیشتر میباشد.


علل این نوع بیخوابی : * اغلب نتایج حاصل از ترکیب عوامل فوق منجر به بی خوابی گذرا و کوتاه مدت است.


* یکی از شایعترین علل بی خوابی مزمن ، افسردگی است. * سایرعلل : آرتریت ، بیماری کلیوی ، نارسایی قلبی ، آسم ، مشکلات خواب (به عنوان مثال apnea ) ،عوامل رفتاری (به عنوان مثال ،مصرف کافئینو یا الکل) وقفه تنفسی در خواب Sleep apnea :

دراین اختلال خواب ، تنفس برای مدت کوتاهی در طول شب متوقف می شود . هروقفه تنفسی به طور معمول 10 تا 20 ثانیه یا در برخی موارد بیشتر طول می کشد . این مکث می تواند 20 تا 30باردرساعت اتفاق بافتد. Sleep apnea زمانی که عضلات گلو شل میگردد رخ میدهد و نتیجه آنخروپف با صدای بلند و تنفس زورکی میباشد.

زمانی که انسداد کامل راه هوایی رخ میدهد ، تنفس متوقف شده و یا مختل میشود و به شدت فردی را از رسیدن به مراحل عمیق تر خواب باز میدارد ،در نتیجه باعث خواب آلودگی و کسالت مفرط در طول روزمیشود. شایع ترین علائم بیماری عبارتند از :

*خروپف بلند *سردرد صبحگاهی * مشکل بیدار ماندن در طول روز * مشکلات حافظه و یادگیری *احساس تحریک پذیری و تند مزاجی / افسرده * عدمتوانایی در تمرکز کار * خشکی گلو هنگام بیدار شدن از خواب *ادرار کردن مکرر در شب * عرقکردن هنگام بیدارشدن انواع و علل Sleep apnea الف - Sleep apnea انسدادی : راه هوایی فوقانی به وسیله بافت اضافی در راههوایی مسدود میشود (به عنوان مثال ، لوزه بزرگ ، زبان بزرگ) و معمولا شامل شلی عضلات راه هوایی و غش هنگام خواب میشود.

یکی دیگر از محلهای انسداد را می توان معابر بینی نام برد. علل این نوع وقفع تنفسی درخواب موارد زیر است :

*استفاده از الکل یا داروهای آرامبخش ومسکن قبل از خواب * راههای هوایی باریک از لحاظ کالبدشناسی * بزرگ شدن لوزه ها و لوزه سوم *اضافه وزن / بیماری چاقی ب- Sleep apnea مرکزی : سیستم عصبی مرکزی به درستی کار نمیکند.


که علت آن میتواند بدلیل زیر باشد: *منطقه ای از مغز که کنترل تنفس را بر عهده دارد سیگنال های صحیح به عضلات تنفسیارسال نمیکند. و تلاش برای تنفس توسط ماهیچه ها برای مدت کوتاهی انجام نمیشود.حمله خواب Narcolepsy:افراد مبتلا به حمله خواب عملا هر زمان (به عنوانمثال ، در حالی که کار کردن ، صحبت کردن ، رانندگی) به خواب میروند.


این حملاتخواب می تواند از 30 ثانیه به بیش از 30 دقیقه طول بکشد. حمله خواب یک اختلال مزمنبوده و بر بخشی از مغز که تنظیم خواب و بیداری برعهده دارد تاثیر می گذارد. حملهخواب را می توان به عنوان دخالت خوابREM در حالت بیداری تصور کرد. اینباعث میشود که

: *فردناگهان کشيدگى طبيعى عضلانى ( تونوس عضلانى) وکنترل عضلات هنگام بیداری را ازدست دهد (هیپنوتیزم و خواب حیوانی یاکاتاپلکسى ) *فرددر حالی که به خواب رفته یا هنگام بیدار شدن از خواب ، قادر به حرکت و یا صحبت کردن نیست (فلج خواب) * در هنگامخواب یا هنگام بیدار شدن از خواب فرد رویاهای رنگی و واضح میبیند (توهم).

تحقیقات نشان می دهد که علت حمله خواب ، کمبود یکماده شیمیایی به نام hypocretin در مغز می باشد. این مواد شیمیایی ، سلول های مغزرا تحریک میکند و به ترفیع بیداری کمک می کند . هنوزمعلوم نیست که چرا در افرادمبتلا به بیماری حمله خواب ماده شیمیایی " hypocretin " دیده نمیشود. بعضی ازعواملی که ممکن است باعث فقدان hypocretin شوند عبارتند از

: *عفونت * از بینرفتن بعضی سلول های مغزی به علت صدمه بهمغز ، سموم و یا تخریب بافت بدن توسطدستگاه ایمنی بدن (واکنش خود ایمنی) *تغییرات هورمونی *استرس. شیوع بیماری حمله خواب در حدود 0.03 درصد از کل جمعیت محاسبه شده است.

آغاز آن می تواند در هر زمانی در طول زندگی انسان باشد اما اوج آن به طور معمول در طول سال های نوجوانیدیده میشود. حمله خواب بطور ارثی دیدهمیشود و نیزبا برخی از عوامل محیطی در ارتباط است. سندرم پای بیقرار Restless leg syndrome :سندرم پای بی قرار (RLS ) ، با تاثیر در پایین پاها دیده میشود که میتواند باعث ناراحتی فرد میشود وبه منظور تسکین ناراحتی ، فرد اصرار به حرکت اجباری و غیرقابل کنترل پاها دارد. RLS را می توانبه خواب رفتن و خواب ماندن با دشواری نامید.
افراد مبتلا به RLS اغلب خواب کافی ندارند و ممکن است احساس خستگی در طول روز داشته باشند.

این بیماری می تواند با استرس بدتر شود و در نتیجه باعث کاهش کیفیت خواب گردد. یک نوع از RLS عبارت است از" حرکات تناوبی اندامهای بدندر خواب (PLMS) است ، که توسط حرکات پا و یا انقباض ماهيچه ای که به طور معمول هر20 تا 40 ثانیه در هنگام خواب اتفاق می افتد و می تواند تا حد زیادی آن را مختل نماید.این جنبشها باعث قطعه قطعه شدن خواب وبی خوابی بیش از حد فرد هنگام روزشود. معمولا،اطرافیان فرد مبتلا به PLMSاین آگاهیرا دارند که مشکلی وجود دارد. انواع وعلل RLS :الف - RLS اولیه : که ارثی میباشد

: * هیچدلیلی را نمی توان در نظر گرفت * دراجزائ خانواده میباشد (ارتباط ژنتیکی دارد) ب - RLS ثانویه : ناشی از بیماری ، و سایر شرایط و یا یکدارو. * بعلتبیماری : کمبود آهن (با یا بدون کم خونی) ، نارسایی کلیه ، دیابت ، بیماریپارکینسون ، نوروپاتی محیطی ، آرتریت روماتوئید ، بارداری می باشد. *داروها که می توانند باعث ریال : داروهای ضد افسردگی ،داروی antiseizures 4- نکات مهم و نتیجه گیری :
* خواب پروسه فعال فیزیولوژیکی است که شامل 5مرحله N1 تا N4 و REM است *مراحل N3 و N4 در دوره نقاهت و خستگی مهم هستند .


*رویاها در طول خواب مرحله REM ، زنده وواضح هستند *بیشتر امواج آهسته در اول شب و خواب REM در بخش دوم خواب شبانه رخ می دهد * دومولفهزمان خواب را کنترل میکند : 1- مولفه homeostatic که بر اساس بیخوابی و شب زنده داری است.

وقتی فرد مدت زمانبیشتری بیدار می ماند بیشتر تمایل به خوابیدن خواهد داشت.

2- مولفه circadian ( ساعت بیولوژیکی )، تواناییخوابیدن در زمان های غیر معمول را محدود میکند. مدت طول خواب شخص بستگی به زمانی که فرد در چرخه circadian خواب می افتد دارد. *اختلالات موقت خواب (یک تا شش شب) اغلب در اثر استرس ، عوامل محیطی یا عوامل circadian میباشد * درمشکلات خواب دراز مدت (3 هفته یا بیشتر) در نتیجه یکی از انواع اختلالات خواب وعادات خواب بد میباشد *


صرفنظر از منبع مشکلات خواب ، خواب آلودگی در عرشه پرواز خطر ایمنی قابل توجه ای دارد.



منبع :سایت اینترنتی From SKYbraryWiki مطلب مربوطبه Sleep از عوامل Operator's Guide to Human Factorsin Aviation تصحیح شده در مورخه 2 August 2010 .

منبع (http://jmz.blogfa.com/category/3)

Maryam Mehri
15-10-2013, 22:22
با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم این جستار:
موضوعی را خواستم در اینجا عرض کنم و آن این است که مطالب و پست هایی که در این جستار مطالعه می فرمایید را بنده از سایت ها ومنابع معتبر جمع آوری کرده ام و خیلی از مطالب را با توجه به دانسته های خود ترکیب کرده ام و سعی کردم مقاله های علمی در دو بعد روانی و هوانوردی از بانک های اطلاعاتی مقالات علمی مانند SID و.... جمع آوری شود و بسیاری از این عناوین و عناوین مشابه در ذهن خودم بود باتوجه به آن جستجو کرده ام. و وقت زیادی صرف یافتن این مقالات شد . این موضوع را عنوان کردم تا خوانندگان این جستار اگر در سایت های دیگر هوانوردی پست های با این ترتیب مشاهده فرمودند به تاریخ گذاردن مطالب توجه بفرمایید. که حتما بعد از تاریخ بنده بوده است.چون امروز چند سایت مشاهده کردم که دقیقا با عنوانی که من قبلا برای این جستار انتخاب کرده بودم (روانشناسی پرواز وخلبانی ) و ترتیب پست های بنده حتی بعضی از توضیحات تکمیلی بنده هم اضافه کرده اند.

از توجه تان سپاسگزارم


موضوع:بررسی رابطه ی هوش، حافظه و سلامت روانی با کارآیی کنترلهای مراقبت پرواز







دانشگاه

شهیدبهشتی



دانشکده

علوم تربیتی وروان شناسی



عنوان پایان نامه

بررسی رابطه ی هوش، حافظه و سلامت روانی با کارایی کنترلرهای مراقبت پرواز شرکت فرودگاه های کشور



دوره

کارشناسی ارشد – تیرماه 1382



گروه

روان شناسی



رشته

روان شناسی عمومی



نام دانشجو

فرحناز فرهادی



استاد راهنما

دکتر محمود میناکاری



استاد مشاور

دکتر محمود حیدری











چکیده پژوهش :
موضوع: این پژوهش بررسی رابطه ی هوش، حافظه و سلامت روانی با کارآیی کنترلهای مراقبت پرواز می باشد.
فرضیه های این تحقیق عبارتند از: 1)کنترلرهای باهوش تر،کارایی بیشتری دارند. 2)کنترلرهایی که از سلامت روانی بیشتری برخوردارند، کارایی بیشتری دارند. 3)کنترلرهای با حافظه ی بیشتر، کارایی بیشتری دارند.

اهداف پژوهش: شناخت رابطه ی هوش با کارایی، حافظه با کارایی و سلامت روانی باکارآیی در کنترلرهای مراقبت پرواز است که در صورت تأیید، از نتایج برای گزینش بهینه ی داوطلبین و اشتغال در این حرفه استفاده شود.

نمونه ی این پژوهش بالغ بر 100 نفر است که از بین کنترلرهای مراقبت پرواز شرکت فرودگاه های کشور در شهر تهران در سال 81، با روش تصادفی ساده انتخاب شدند.ابزارهای اندازه گیری این پژوهش عبارتند از: فرم الف مقیاس 3 آزمون هوشی کتل، فرمالف آزمون حافظه ی آندره ری،

آزمون سلامت روانی SCL-90-R و فرم ارزشیابی متصدیان مشاغل اختصاصی.

روشپژوهش، مقطعی از نوع همبستگی است و بررسی آماری فرضیه ها از طریق آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، ازمون معناداری تفاوت ضرایب همبستگی و ازمون Tمستقل و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS صورت پذیرفت.

نتایج به دست آمده عبارتند از: هوش با کارایی رابطه ی منفی و معناداری دارد. حافظه با کارایی رابطه منفی و معناداری دارد. بین سلامت روانی با کارایی رابطه ی معناداری وجود ندارد. کنترلرهایی که هوش آنها از میانه کمتر می باشد، از نظر کارایی بیشتر ارزیابی شده اند. بین کارایی دو گروهی که از نظر سلامت روانی بالاتر و پایین تر از میانه هستند، تفاوت معناداری وجود ندارد.

هوش با عوامل فرایندی بیشتر از عوامل عملکردی ارتباط دارد. بین میزان کارایی نمونه با خرده مقیاس های آزمون SCL-90- R رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین عوامل عملکردی با خرده مقیاس های آزمون سلامت روانی رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین عوامل فرایندی با خرده مقیاس های آزمون سلامت روانی رابطه ی معناداری وجود ندارد.
به غیر از پارانویا که رابطه ی منفی و معناداری با رفتار شغلی دارد سایر خرده مقیاس های سلامت روانی رابطه معناداری با رفتار شغلی ندارند و به غیر از اضطراب وفوبیا که رابطه ی مثبت و معناداری با رفتار اخلاقی دارند،
سایر خرده مقیاس های سلامت روانی رابطه معناداری با رفتار اخلاقی ندراند. نتایج این تحقیق به عنوان یک تحقیق کاربردی جهت گزینش بهینه داوطلبین حرفه ی مراقبت پرواز می تواند به کار برده شود.

منبع: پایان نامه (http://www.pishnahade.blogfa.com/post/20)پروپوزال ارشد (http://www.pishnahade.blogfa.com/post/20)

Maryam Mehri
17-11-2013, 21:14
کاربردهای روان شناسی هوانوردی

علیرضا دهباش

دکترای تخصصی روان شناسی


تحولات ساختاری و فنی هواپیماهای جنگ جهانی دوم و اهمیت یافتن قابلیت های روانی – ذهنی خلبانان در کنترل هواپیما باعث شد که حوزه ای جدید به نام روان شناسی هوانوردی )هوایی( از سایر بخشها متمایز گشته و در کنار تکنولوژی هوانوردی پیشتازروان شناسی کاربردی گردد.

روانشناسی هوانوردی ( Aviation Psychology ) مربوط به افرادی هست که پرواز می کنند؛ یعنی خلبانان، هدایت کنندگان، مهندسان، خدمه هوایی و مسافران.

روان شناسی هوانوردی در حوزه های ا دراک، فرایندهای شناختی، تفاوتهای فردی، گزینش و آموزش، فشارروانی، تطابق توانمندی های فرد با هواپیما و شغل پرواز، قابلیتهای روانی-ذهنی خلبانان به بررسی و ارائه راهکار می پردازد.

از آنجایی که اتفاقات و سوانح هوایی به دلایل گوناگونی رخ می دهند، ممکن است یکی ازدلایل مشکلات شخصیتی، روابط اجتماعی ضعیف، کمبود ونقص در ادراک و مهارت، فشارخانوادگی یا محیطی و یا طراحی ضعیف تجهیزات باشد. از آنجا که درک تمامی آنها ضروری است، پس دخالت روان شناس می تواند پرواز را ایمن و موثر سازد.

این نکته را باید در نظر گرفت که آموزش خلبان همیشه پر هزینه بوده است و امروزه در قیاس با ارزش هواپیما، می ارزد. این هزینه ها وقتی تلف می شوند که خلبان و هواپیما در یک حادثه با هم از دست بروند و به همین خاطر روان شناسان هوایی دربررسی خطای انسانی شرکت می جویند.

در حوزه خطای انسانی در خلبانان برخی عوامل روان شناختی مانند شخصیت، استرس، انگیزش، تواناییهای شناختی نظیر حافظه و توجه و تمرکز، اعتماد به نفس و... می تواند مورد توجه قرار گیرد.

نیروهای مسلح کشورمان با توجه به ماموریت سخت و پیچیده ای که بر دوش دارند همواره با استرسهای شغلی مختلفی مواجه هستند و سایر عوامل روان شناختی که می تواند اثر مهمی در عملکرد آنها داشته باشد بایستی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

شاید یکی از مهمترین گروهها در این زمینه گروه پروازی و در راس آن خلبان باشد. بدون شک با توجه به شرایط کشورمان در عرصه بین المللی و با توجه به تحریمها و تهدیدات نظامی ، پیدا کردن مدلی در این زمینه که بتواند سهمی هر چند ناچیز در کاهش خطاهای انسانی و در نتیجه کاهش سوانح را بدنبال داشته باشد اهمیتی بیش از پیش می یابد و بر این اساس بهره گیری از روان شناسی هوانوردی ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد.

منبع: اینجا (http://eprints.ajaums.ac.ir/660/1/HavaFaza_Booklet_NewChanged.page044.pdf)

Maryam Mehri
15-04-2014, 20:47
مدیریت روان شناسی هوایی




تأكيد و تمر كز روان شناسي هو ايي بر شناخت چالش هاي رفتار ي و بهداشت روا ني مسافران و كليه كساني است كه در صنعت هو ايي كار مي كنند. امروزه روان شناسي هوايي از حوزه هاي مهم و مورد علاقه مديران شركت هايي هوايي مي باشد . علت اين موضوع هم، تأثيري است كه بر عملكرد اين شركت ها مي گذارد . مباحث روان شناسان هوايي شامل : موضوع ترس از پرواز ، رفتارهاي روان شناختي مرتبط با آن، كمك به مسافران بر اي كنترل ه يجانات و احساسات اي ن پد ي ده، كم ك به كاركنان شر كت هاي هوا پيمايي بر اي مد يريت كردن مسائل مرتبط با صنعت بمنظور كاهش استرس و افز ايش عمل كرد و ضر يب ايمني بهتر پرواز و نهايتا مشاوره و كمك بر اي انتخاب كرو مي باشد. اين فصل با بررس ي چالش ها ي روان شناختي تجربه شده توسط مسافران هو ايي و خدمه پرواز سعي مي نمايد تا نسبت به ارائه راهكارهايي براي بهداشت رواني آنها نيز اقدام نمايد.

روان شناسي پرواز و هوانوردي چيست؟
در زمان جنگ جها ني دوم ، علم روان شناسي جهت انتخاب خلبان ، به كمك صنعت هوايي آمده و از آن زمان به بعد در بخش هاي مختلف ، ك ارايي بس يار مطلو بي را داشته است. يكي از بخش هايي كه كمتر مورد شناخت قرار گرفته است ، موضوع روان شناسي هو ايي با رويكرد كلينيكي 1 است كه از طريق بررسي بهداشت روان ي 2 كاركنان اقدام به شناخت و پيش بيني رفتار گروه مسافران ، مهندسين، مكانيك ها ي پرواز، كنترل ترا فيك هو ايي و سا ير افراد درگ ي ر با ص نعت هو ايي مي نمايد . روان شناسان در بخش هو ايي، مسائل مربوط به مسافران ، خصوصاً آن عوامل ي كه بر بهداشت روا ني آنها تأثيرگذار بوده و راه ها ي بهبود و مداو اي آنان را بررس ي مي نمايند. همچنين روان شناسان تأثير پرواززدگي 3 و راه هاي خن ثي كردن آنرا بر اي مسافران و گروه پرواز انجام مي دهند. آنها مي دانند ك ه سفرها ي طولا ني مدت مي تواند بر چگونگ ي رفتار افراد ، تحت عنوان يك اختلال بهداشت روان ي 4
1. Clinical aviation psychology
2. mental health
3. Jet lag
4. mental health disorders
تأثيرگذار باشد . مسافران همچ نين در معرض ر يسك بيماري هاي روانپزش كي 1 ني ز قرار دارند . از جمله اين بيماري ها مي توان به غربت زدگ ي 2 و عدم تو ان از عهده برآمدن در مقابل تغييرات اشاره نمود. از د يگر حوزه هاي مهم و مورد علاقه روان شناسان، موضوع ترس از پرواز ، رفتارهاي روان شناختي مرتبط با آن ، كمك به مسافران بر اي كنترل ه يجانات و احساسات اين پ ديده، كمك به كاركنان شر كت هاي هوا پيمايي بر اي مد يريت كردن مسائل مرتبط با صنعت بمنظور كاهش استرس و افز ايش عمل كرد و ضر يب ايمن ي بهتر پرواز و نهايتا مشاوره و كم ك بر اي انتخاب كرو 3 مي باشد . همچن ين روان شناسان به مد يران ارشد شر كت هاي هوا پيمايي در اتخاذ تصم يم گي ري ها ي دقيق تر، مسائل مربوط به گروه هاي پرواز ، تيم ها ي ك اري، نحوه بهتر تخص يص منابع، نيز ياري رسان هستند . اين مهارت ها هم اكنون به عنوان ت يم ها ي مراقب بهداشتي 4 به كار گرفته شد ه اند. علاوه بر موارد فوق الذ كر، روان شناسان در مشاوره به بازماندگان بعد از حوادث هو ايي، اعضاء خانواده هاي كروپرواز ، پيگيري مسائل خدماتي كاركنان مرتبط با مصائب 5 نيز كمك مي نمايند.

استرس و مسافرت
بخش مهم ي از مسافرت هاي هو ايي بد ليل اين موضوع انجام مي گيرد ك ه مسافران بدنبال كسب آرامش و كاهش استرس هاي خودشان هستند . اما به نظر مي رسد ، مسافرت هاي هو ايي، خود ايجادكننده استرس باشند . حت ي د ي ده مي شود ك ه در بعضي موارد كوچ ك، عاد ي و ط بيع ي مانند ، تأخير ي كوتاه مدت ، استرس و واكنش هاي خاص ي از طرف مسافر ين بوقوع مي پيوندد. اين موضوع با فقدان ارائه اطلاعات مناسب از طرف كاركنان و كروپرواز مي تواند ايجادكننده شرائط بدتر ني ز
1. psychiatric illness
2. homesick illness
3. Crew
4. Teams Health Care
5. disaster
شود. مسافرت و خصوصا ، مسافرت هاي هو ايي، همچن ين مي تواند ايجادكننده افسردگي 1، اضطراب 2، حملات ناش ي از هراس 3 و يا ح تي روان پر ي شي 4 در افراد آسيب پذير گردد . انسان بلحاظ ط بيعي با پرواز تط بي ق و هماهنگ ي ندارد . شا يد بهمين د ليل باشد كه بموازات پيشرفت هاي مهندس ي در حوزه هوانورد ي، چن ين بيماري هاي ناشي از پرواز نيز رشد مي يابند. ترس جدا شدن از دوستان و افراد ي كه دوستشان دار يم، اضطراب از ايمني و گم گشتگ ي 5، نگراني در خصوص وضع يت هاي جار ي و در حال اتفاق ، ترس از وضعيت هو ا، چگونگي ارائه سرو يس غذا در ح ين سفر و ي ا نگران ي در مورد بارهاي تحو يلي از جمله مواردي مي باشد كه در همه وسائل سفر مشترك م يباشند. علاوه بر آن، بعضي افراد نسبت به نوع خاصي از روش هاي سفر، ترس هاي خاصي دارند مانند ترس از پرواز بلحاظ ترس از يك م كان بسته 6. اين نوع ترس ها، نه تنها از زمان آغاز پرواز 7، بلكه به مرور در كل مسير پرواز افزايش مي يابند.

چگونه مسافرت بر رفتار تأثير مي گذارد

مسافرت هاي هو ايي بطور مستق يم و غ ير مستق يم بر چگونگ ي رفتار افراد تأثيرگذار است. رفتار مسافران از طريق عواملي بشرح زير تأثير مي گيرد. 1. موارديكه پيش از ورود به هوا پيما اتفاق مي افتد ، مانند مسائل ي ك ه در فرودگاه حادث مي شود از جمله تأخيرات، چگونگي تخص يص صند لي، منظور ا مسافرت (تفريج، اداري، تجاري،... )، و سا ير مش كلات عموم ي ك ه ايجاد ترس مي كند مانند ندانستن زبان رايج درآن فرودگاه.
1. depression
2. anxiety
3. panic attacks
4. psychosis
5. disorientation
6. claustrophobia
7. boarding
2. موارديكه مسافران به محض ورود به هواپيما با آن مواجه مي گردند. مانند كيفيت سرگرم ي ها و غذ اي در ون پرواز ، چگونگي برخورد كرو پرواز با مسافران. 3. شرائط مح يطي خاص ي كه مسافران با آن مواجه مي گردند مانند چگونگ ي راحتي نشستن 1، درجه حرارت و دستگاه هاي تهويه، همچنين هرگونه تغييروانحراف از برنامه يا شرائط ط بيعي نيز مي تواند ايجادكننده حساس يت و زود رنجي 2 شود. 4. شرائط خاص فيزيكي و ذه ني افراد مخصوصاً در موارد يك ه تحت تأثير الكل يا تحت تأثير داروها ي خاص باشند وهمچنين بي خوا بي ها ي ناش ي از پروازهاي طولا ني مدت مي تواند شرائط فيزيكي و روان ي خاص ي بر اي مسافر بوجود آورد. 5. زمينه هاي فرهنگ ي، سن، جنس و د يگر عوامل دموگر افيكي مي تواند بر نوع ترس يا تجربه مسافرت تأثيرگذار باشد. 6. نوع شخص يت مسافر ين وچگونگ ي از عهده بر آمدن تغ ييرات بوجود آمده ، نوع ترس از پرواز و ي ا عوامل ي مانند از دست دادن دوستان بلحاظ مسافرت مي تواند بر چگونگي تجربه مسافرت تأثيرگذارباشد. 7. انتظارات و نگر ش هاي مسافران از پرواز ، مي تواند بر چگونگي رفتار آنها تأثيرگذار باشد . انتظارات مي تواند در قالب نوع يا تا ي پ هوا پيما ي مورد انتظار ، كلاس صند لي و تط بيق آن با شرائط ذه ني تصور شده آنان و مقا يسه پرواز فعلي با پروازهاي قبلي تجربه شده باشد. 8. متن اجتماع ي خاص 3 مس افر و مقصود و ي از پرواز ني ز مي تواند در شناخت رفتار مسافر كمك نما يد. گروهي از ورزش كاران كه بر اي مسابقات عازم هستند، گروهي كه بر اي مراسم تد فين يا عزادار ي مي روند، افرادي كه بر اي مراسم
1. comfort of seating
2. irritability
3. social context
ماه عسل يا جشن مي روند، افرادي كه براي امور تجاري سفر مي كنند يا كساني ك ه براي ارائه يك سخنرا ني يا جلسات ادار ي پرواز مي كنند از جمله مثال هايي هستند كه تفاوت اين متن اجتماع ي را نشان مي دهند . هر يك از اي ن گروه ها دار اي رفتارهاي خاص خودشان هستند. 9. افزايش بازديدهاي بدني (نظارت هاي قانو ني)، در ح ين فرايند شروع پرواز مي تواند بر رفتار مسافر تأثيرگذار باشد.


انواع طبقه بندي رفتارهاي ايزايي مسافران هوايي
خدمه هاي پرواز مي بايست آگاه باشند كه ممكن است رفتارهايي كه به نظر مي رسد تنها كمي خشونت آميز باشد ، به تهديدهاي لفظي و يا حتي درگيري ها ي فيزيكي منجر گردند . از اين رو ، به كارمندان خطو ط هوايي ، معيارها و شاخص ها ي شناسايي كننده ارائه گشته است تا به واسطه اين معيارها ، بتوانند ميزان خطر هر رفتار را بسنجند و واكنشي به جا و مناسب در برابر آنها داشته باشند . چنين رفتارهاي اخلال گرانه اي عبارتند از : حمله، اذيت و آزار جنسي (مانند پيشنهادات ، حركات و متلك هاي جنسي و نيز لمس و دست زدن )، خشونت يا تهديدهاي لفظي و عمل خشونت آميز. اكثر ادارات هوانوردي دنيا ، رفتارهاي ناشايست مسافران را به 3 گروه دسته بندي مي نمايند: گروه اول : ميهمان دار هواپيما ، توصيه ها و درخواس ت هايي از قبيل خاموش نمودن تلفن همراه و يا جمع كردن ميز به مسافران مي كند ولي فرد از انجام اين اقدامات امتناع مي ورزد. گروه دوم : مسافر نسبت به درخواست هاي ميهمان دار مبني بر رعايت نمودن قوانين سازمان هواپيمايي كشوري (اعلام شده توسط نماينده شركت هوايي - مهماندار)، مانند بستن كمربند ايمني يا پايان دادن به درگيري لفظي و خشونت آميزشان كه امنيت كابين را مختل مي نمايد، بي اعتنا مي باشد . در اين صورت ، فرد ميهماندار مي بايست دست به اقدامات ديگري زند . براي مثال از خلبان درخواست نمايد تا شخصا مسافر را به پيروي از ضوابط، ملزم كند. ابتدا ممكن است مسافر از انجام قوانين سرپيچي كند، اما نهايتاً مجبور به انجام اين كار خواهد گرديد. گروه سوم : اين گروه ، همان گروهي مي باشد كه ادرات هوانوردي دنيا ، از آن ياد مي كنند . در اين بخش ، جان شخصي air rage به عنوان خشونت در پرواز ممكن است در هواپيما به خطر بيفتد . در اين گروه ، مس ايل ذيل رخ مي دهد : رفتارهاي خشونت آميز يك مسافر تا حدي ادامه مي يابد كه مخل كار اعضاي خدمه مي گردد؛ رفتار چنين مسافري به اعضاي خدمه آسيب مي رساند و يا تهديد به آسيب مي نمايد؛ خلبان ملزم مي گردد تا فرودي بدون برنامه ريزي داشته باشد و / يا اينكه اعضاي خدمه لازم مي دانند تا به مسافر دستبند بزنند.
ريشه خشونت: چه چيزي باعث خشونت در هواپيما مي شود؟
ما، به منظور پي بردن به دلايل خشنوت در هواپيما ابتدا نيازمنديم تا مفهوم خود خشونت را درك كنيم. بهترين روش در درك اينكه چرا و چگونه خشونت مي تواند، ذهن و جسم ما را مور د هدف قرار دهد ، دانستن دليل بروز خشم مي باشد. ما در ادامه اين بخش ، مختصرا ريشه خشم و خشونت را مورد بررسي قرار خواهيم داد و در ادامه به شرح تفصيل آن خواهيم پرداخت.


فعل و انفعالات مغزو چگونگي ادراك مسافران در شرايط استرس زا


اكثريت ما در جامعه متمدن ، عصبانيت خويش را كنترل مي كنيم ، اما همه ما لحظاتي را به ياد داريم كه از شدت عصبانيت كنترل خود را از دست داده ايم ؛ زماني كه گويي چيزي براي تنها چند ثانيه ما را تسخير كرده است . روزهايي را به ياد مي آوريم كه توهين كرده ايم، و يا در ترافيك سر يكديگر فرياد زده ايم و به نشانه اعتراض دستمان را روي بوق خودرو خود گذاشته ايم . چنين حس خشم ناگهاني و غير منتظره از كجا سرچشمه مي گيرد؟ اين خشم و عصبانيت ، برخاسته از يك مكانيزم خشون ت آميز اوليه ، مي باشد كه باعث بقاي بشر در دوران ماقبل تاريخ شد و حال اين مكانيزم قادر است ما را بكشد. هنگامي كه در مورد چيزي مضطرب و يا عصباني مي شويم ، (از عصبانيت در مورد ترافيك انساني گرفته تا جنگ و دعوا با كارمند فروش بليط ) بدون آنكه مطلع باشيم ، اين واكنش اوليه بروز مي نمايد و باعث ترشح سيلي از هورمون ها ي ،adrenaline and cortisol استرس و نگراني اعم از هورمون آدرنالين و كورتيز ول در بدن ما مي شود كه ما را قادر مي سازد تا وارد درگيري شويم يا جان خود را به خطر بيندازيم ، درست مانند انسان ما قبل تاريخي كه از ببري با دندان ها يي شمشيرگونه فرار مي كرد يا با آن در گير مي شد. لحظه اي كه ذهنمان فرياد مي زند اين هورمون هاي قدرتمند در بدن ما جريان بيشتري مي يابند و به ،« آماده باش پ ضربان قلب، فشار خون و قند خون ما نيرويي تازه مي بخشند و از اين رو مي توانيم سريع تر بدويم و سرسختانه تر از هر زمان ديگر در زندگيمان مبارزه كنيم . زمانيكه اين دو هورمون وارد سيستم بدن ما مي گردند، ما ديگر قادر به درست فكر كردن و گرفتن تصميمات عاقلانه و به جا نخواهيم بود. در جهان امروزي كه كه ما ديگر در معرض خطر حمله ببرها نيستيم ، اين جريان هاي هورموني همچنان ما را مي توانند تحريك كنند، و سپس رهايمان كنند . اين انرژي كل بدن ما را فرا مي گيرد و برخي اوقات در هواپيما تخليه مي گردد . جريان هورمون ها مي تواند در يك چشم بر هم زدن ، حالت مسافران و يا اعضاي خدمه را تغيير داده وبه دليل محرك فيزيكي كه در درونشان ايجاد شده است باعث شود تا بدون فكر كردن دست به عمل بزنند. روان شناسان و متخصصين مديريت خشم ، سرچشمه خشم را دو چيز مي دانن د: الف) سرخوردگي: هنگامي كه فرد ، آن چيزي را كه مي خواهد دريافت نمي نمايد ، خصوصا زمانيكه انتظار دريافت آن چيز را داشته باشد ، و ب ) زمانيكه فرد احساس كند كه ديگران به وي احترام نمي گذارند و يا اينكه به احساسات وي توجه نمي كنند. ئ تنش و فشار روحي امري نسبي مي باشد، بدين معنا كه تأخير فاجعه انگيز در پرواز يك فرد ، ممكن است براي شخصي ديگر ، فرصتي باشد تا پيش از آنكه هواپيما به گيت نزديك گردد ، رمان ناتمام خويش را به پايان رساند . با اين حال ، بيشتر از آنكه مسافران از تأخير يك پرواز ناراحت يا خ وشحال باشند ، مسئولان بيش از آنها براي انجام به موقع پروازها نگران مي باشند . تحقيقات جديد نشان مي دهد كه سيستم مغزي افرادي كه در دوران كودكي دچار لطمات روحي شد ه اند، به گونه اي مي باشد كه باعث مي شود آنها هر رويدادي را هرچند ناچيز و كم اهميت، بسار نگران كننده و تنش زاتر از آن چه كه در واقعيت است تلقي نمايند.
چه كسي مقصر مي باشد: خطوط هوايي يا مسافران؟
در ابتدا با يك مثال واقعي شروع مي كنيم. زوجي كه به همراه فرزندانشان ، به علت برف شديد دچار تأخير شدند و هشت دقيقه مانده به زمان خروج هواپيما با عجله به سوي گ يت مي دويدند. زمانيكه بليط هاي خود را به مسئول بخش فروش بليط نشان دادند، وي با تمسخر گفت : شما از پرواز جا مانده ايد، و رزرواسيون شما باطل شده است، سپس بليط را به پدر بهت زده بازگردانيد . در ادامه و طبق رويه ها ي آموزش ديده گفت ، البته شما مي توانيد در ليست مسا فران جايگزيني در پرواز يا پروازهاي بعدي بمانيد اما ظرفيت آن پروازها نيز همه تكميل مي باشد . پدر كه هيچ متوجه گفته هاي كارمند ترافيك پرواز نمي شد، اعتراض نمود . سرپرست ترافيك پرواز كه با غرور و تكبر وارد شد و قصد داشت به اين مشاجره پايان دهد گفت : التماس نكنيد ، ما به اندازه كافي مشكل داريم شما از قانون پرواز كه در پشت جلد بليط نوشته شده است ده دقيقه سرپيچي كرده ايد . در همين حين ، كارمندترافيك پرواز كه كنار خانواده ايستاده بود ، در حال تكميل ليست انتظار بود . پدر كه به همراه خانواده خويش معطل مانده بودند ، صداي خود را بلند كرد و فرياد زنان گفت : اما آخر شما كه صندلي اضافه براي ما داريد چرا آنها را به ديگران مي دهيد؟ ما صندلي ها ي خود را رزور كرده ايم. در اين هنگام سرپرست ترافيك پروازبا تمسخر رو به مرد كرده و نخير، شما طبق قوانين پرواز عمل نكرده ايد، اگر يك بار ديگر صدايت را » : مي گويد .« روي من بلند كني دستور مي دهم تا دستگيرت كنند جامعه صاحبنظران خشم هوايي ، به دو گروه تقسيم مي گردند : گروه اول آن دسته از افرادي هستند كه گمان دارند بخش بيشتر اين خشم ، برخاسته از سياست هاي خودخواهانه و يا نا آگاهانه خطوط هوايي مي باشد كه با مسافران برخورد شايسته اي ندارند و گروه دوم افرادي مي باشند كه فكر مي كنند اين خشم، ناشي ازمواردي است كه در جامعه وجود داشته و مسافر ، آنها را با خود به پرواز مي آورد. به بياني ديگر ، آن دسته از افرادي كه خطوط هوايي را سرزنش مي كنند و آن دسته از افرادي كه مس افران را سرزنش مي نمايند . البته اگر شما به عنوان مخاطب اين فصل از كتاب ، به عنوان يك كارمند خطوط هوايي بوده و يا به عنوان مسافر ، تجربه پرواز در فرودگاه هاي ايران و يا خارج به نظر مي رسد » از كشور را داشته باشيد ، اين گزاره را تصديق خواهيد نمود كه هر دو عامل ش ركت هاي هوايي و خود مسافران در خشم يا عصبانيت فرايند .« پرواز، نقش داشته باشند عده اي از متخصصان صنعت هوايي اعتقاد دارند ، خشم يا پرخاشگري در فرايند پرواز زماني افزايش يافت كه خطوط هوايي شيوه خود را از فروش بليط به مسافران ثروتمند و سطح متوسط ملاحظه كار ، به فروش بليط بيشتر به جماعتي كم توقع و عامي كه كمتر به رفتارهاي جامعه پسند توجه مي نمودند ، تغيير داد (البته اين موضوع در ايران به موازات عدم افزايش نرخ بلي ط ها در مقايسه با افزايش سطح عمومي قيمت ها در كل ، طي سال هاي اخير اتفاق افتاده و يكي از دلايل برخي صاح بنظران در آزادسازي نر خ هاي پرواز نيز چنين عاملي مي تواند باشد )، اين گروه تازه ، از مسافران ، زمانيكه پروازشان بر طبق ميلشان پيش نمي رفت ، به راحتي آشوب به راه مي انداختند. رفتار اين گروه از مسافران كه قبلا با ديگر وسايل حمل و نقل مانند اتوموبي يا قطار سفر ك رده و هم اكنون با نرخ هاي پايين قادر به استفاده از هواپيما جهت مسافرت هاي خودشان شده بودند ، در مقايسه با آن افراد ثروتمند و مشهور كه گمان مي داشتند دنيا تنها متعلق به آنهاست ، از ديدگاه كاركنان پرواز متفاوت مي باشد. براي مثال ، زني ثروتمند كه ، تنها به اين د ليل كه نمي خواست كيف مارك جاسازي كنند ، پرواز را نزديك يك ،(take off) دارش را در هنگام تيك آف ساعت تمام به تأخير انداخت. معمولاً چنين مسافراني ، به ندرت براي رفتارهاي زشت وناپسند خود مؤاخذه و جريمه مي شوند. رفتار آنها اغلب ناديده گرفته شده و برخي اوقات حتي ب راي بستن دهانشان ، با دادن نوشيدني رايگان و يا ارتقا جايگاهشان به كلا س هاي بالاتر صندلي، آنها را عملاً تشويق نيز مي كنند. از طرف ديگر افرادي كه بيشتر به طبقات پايين تر در آمدي جامعه تعلق داشته و با هواپيما قادر به مسافرت مي گردند، در نوع برخورد با موضوعات داخل پرواز و كلا فرايند آن ، اگر چه در مقايسه با طبقه ثروتمند جامعه خودخواهانه عمل نمي كنند ولي در مقابل بعضي ناملايمات و يا ناكامي هاي فرايند پرواز واكنش ها ي پرخاشگرانه اي انجام داده و عمدتاً خدمه پرواز با اين گروه ها در گير مي شوند. همچنين گروه هايي هس تند كه اصولا علت درگيري هاي بين مسافران با خدمه پرواز را ناشي از مسافران ندانسته ، بلكه اين مشكلات را ناشي از سياست هاي غير قابل تحمل و غير انساني خطوط هوايي ، برعليه مردم عادي و متمدن مي دانند . در ادامه اين فصل ، نقش خطوط هوايي را در حوزه روان شناسي پرواز هو ايي مورد بررسي قرار خواهيم داد.


علل روان شناختي اختلالات عصبي در پرواز: سياست هاي خطوط هوايي


چيزي كه خطوط هوايي مي بايست بدانند ، اين است كه خشم هوايي ، يك مشكل اجتماعي بيروني كه در زمان پرواز يك هواپيما به سالن خروجي سرايت كرده ، اين خشم ، شرايطي است كه شايد به دليل فرايند ها و تصميمات غلط » . نيست شركت هاي هوايي گرفته شده و اغلب تا حدي مي تواند توسط خطوط هوايي .« كنترل شود خطوط هوايي همچنين مي توانند به شناسايي دلايل خشم هوايي پرداخته ، و يا اينكه براي كارمندان، دوره هاي آموزشي برقرارنمايند. براي اين منظور خطوط هوايي نياز دارند تا اقدامات و فعالي ت ها ي خويش را باز شناسي و ساماندهي نمايند . شايد خط مشي هاي كنوني يك خط هوايي ، نه تنها براي مشتريان ، بلكه براي كارمندان خدمه پرواز كه تلاش دارند بهترين خدمات را به مسافران ارائه نمايند ، توهين آميز باشد . هر روزه در پروازها مسافراني هستند كه دچار دردسر شد ه اند و با كاركنان خطوط هوايي مشاجره مي كنند اما مديران خطوط هوايي علت بروزچنين مسائل را پيدا نكرده و يا اصلا به آن اهميتي نمي دهند. در اين وضعيت مسافران و كارمندان خطوط هوايي ، هر دو قرباني هستند . مسافران ازاينكه خطوط هوايي با آنها بدرفتاري كنند، هراس داشته، و كارمندان نيز از اين مي ترسند كه عصبانيت مشتريان ، كار آنها را دشوارتر سازد . اين دو گروه ، در مكان هايي مانند پيشخوان هاي بليط فروشي ، گيت ها، وكابين هاي هواپيما با يكديگر درگير مي شوند. نتيجه اينكه ، سطح خدمات رساني و نيز رضايت مسافران ، به طرزي فاجعه بار پايين مي آيد. در حاليكه هيچ توجيهي براي رفتار ناشايست كاركنان خطوط هوايي وجود ندارد، اما طبق بررسي هاي بعمل آمده بسياري از مسافران خطوط هوايي احساس مي كنند كه برخي از كريرهاي اصلي، با آنها رفتاري تحقيرآميز داشته اند. اين تجربه بارها از طرف مسافران اظهار شده است كه فرد به اتفاق خانواده خود ر ا يك ساعت پيش از زمان پرواز به فرودگاه رسانيده تا خود را مثلاً به پرواز مشهد يا كيش برسانند . پس ازيك ساعت انتظار در يك صف براي بازرسي چمدان ها، به آنها گفته شده كه براي پرواز خود خيلي د ير حضور پيدا كرده ا ند . مسافران جا مانده از پرواز ادعا مي كنند، با اينكه هواپيما هنوز گيت را ترك نكرده ، كاركنان پرواز براحتي با ما بازي كرده و مانع پرواز ما شدند . هيچ كس حتي تلاش نكرد تا براي مشكل ما راه حلي پيدا كند و يا ما را به پروازي ديگر منتقل كند ، فقط .«. ... نه، نمي شود، امكان ندارد » : مي گفتند زمانيكه مسافري ، در برابر رفتار ناشايست خدمه پرواز اعتراض مي كند، براحتي انگ فردي دردسرساز را به وي مي زنند. به اين ترتيب مي توان به خطوط هوايي پيشنهاد نمود تا به جاي تأكيد بر كنترل مسافران پرخاشگر ، تمركز خود ر ا بيشتر بر روي ازبين بردن ريشه هاي خشم كاركنان خطوط هوايي خود ، بگذارند . به عنوان مثال اگر خطوط هوايي ، بر روي كاهش سطح نارضايتي كاركنان پروازي خود تمركز مي كردند، مي توانستند از تعداد مسافرين عصباني نيز بكاهند . با اين ادعا شايد بتوان .« كارمندان ناراضي مسافران ناراضي را بوجود مي آورند » نتيجه گيري كرد كه از طرف ديگر زمانيكه خود خطوط هوايي ، بلحاظ سيستم ها ي اجرايي و كنترلي دچار ناهماهنگي و عدم تعادل داخلي باشند ، رفتارهاي لجبازانه ، انتقام جويانه و حتي خائنانه كاركنان آن نيز، مزيد بر علت مي شود. ما مي دانيم كه مس افران، اطلاعات بسيار اندكي درباره عمليات پرواز دارند . زمانيكه مشكلي در سير طبيعي پرواز بروز كرده و هيچ قسمت يا شخصي از خدمه پرواز اطلاع رساني نمي كند، آنها كنترل خود را از دست داده و عصباني مي شوند ، و البته مي دانيم كه در مرحله بعدي چه اتفاقي خواهد افتاد. بدون شك ، در خطوط هوايي كاركنان بسيار درستكار و مودبي فعاليت دارند ، اما نهايتاً سعي آنها هميشه ب ي نتيجه مي ماند و يا حتي انگيز ه شان توسط بي تفاوتي مسئولان خطوط هوايي (برخي مديران اين بي تفاوتي را غرور تلقي مي كنند) ازبين مي رود. خطوط هوايي گمان مي كنند كه آسمان ها در اختيار خودشان است و تنها در آن زندگي مي كنند، غافل از آنكه اين مردم هستند كه بابت پروازها پول پرداخت كرد ه اند و در اصل مديران خطوط هوايي نمي دانند كه مسافران ، صاحبان اصلي آنها هستند.


رفتار ناشايست با مسافران هوايي


در اغلب اوقات ما مسافران خود را مجبور مي كنيم تا آنچه كه مي خواهيم انجام دهند. اين جمله را مي توان از اكثر مديران ارشد خطوط هوايي بزرگ شنيد. همين مسئله به عصبانيت مسافران ، و در برخي موارد به خشم هوايي منجر مي شود . مسافر مي بايست تابع هرآن چه ما مي گوييم » : دستورات يك شركت به پرسنل خود باشد؛ در غير اين صورت ، اگر هر مسافري با دستورات ما مخالفت نمود و يا .« چيزي را نفهميد، وي را به داخل گيت راه ندهيد هدف اين شركت هاي هوايي آن است كه به مسافران بفهمانند چه كسي در راس قدرت مي باشد و اينكه ، در آخر صراحتا به آنها بگويند كه كاري از دستشان بر نمي آيد، .« به حرف آن مسافر اعتنا نكن ما بايد برويم » : و نهايتاً به كاركنان پرواز خود بگويند اگر مديران خطوط هوايي معتقدند ، تنها روش ارزان براي نقل و انتقال تعداد زيادي از مسافران با سرعت بالا اين است كه اختيار و قدرت را از آنها سلب كنند ، و طوري با ايشان رفتا ر كنند كه بدون فكر كردن و تصميم گيري از دستوراتشان پيروي كنند ، اين راهبرد ، مي تواند نتيجه معكوس نيز داشته باشد . يكي از عوامل اصلي واكنش هاي پرخاشگرانه كه ميزان عصبانيت را به سرعت افزايش مي دهد ، ترس از دست دادن كنترل مي باشد. خطوط هوايي به جاي آنكه با مسافر ان مانند انسان هاي ماشيني كه نياز به كنترل دارند ، برخورد كنند ، مي بايست پرسنل و مسافران را دريك گروه يا تيم قرار داده تا با يكديگر سازش داشته و براي موفقيت عملكرد خويش، تلاش نمايند.


رويكرد ماشيني به مسافران هوايي


سيستم هاي هوايي ، براي درآمد زايي ، به فرود گاه، هواپيماها و مردمي وابسته هستند كه اين مردم بايد به آر امي و بدون ايجاد سر و صدا در صف ها حركت كنند . خطوط هوايي ، از مسافران مي خواهند تا از تعداد زيادي قوانين الزامي پيروي .« در اين جا ، مسافر براي مدتي محدود ، بخش اصلي اين سيستم مي شود » . نمايند خطوط هوايي به منظور اجراي سيست م هاي خود، مردم را به عنوان مهر هها يا اجزا در يك پروسه ماشيني فرض مي كنند كه از زمان سفارش بليط به صورت آن لاين ، مشاركتشان آغاز مي گردد. در اين سيستم از مسافران انتظارات مي رود كه: شناخت از فرايند پرواز داشته باشند ، و بدون دريافت كمك هاي كاركنان پرواز ● (يا حداقل كمك ها)، پرواز موفقي داشته باشند؛ با تمامي قوانين آشنايي داشته و از آنها تبعيت كنند. ● با كاركنان رفتاري محترمانه داشته باشند؛ ● تحت تأثير ترس ازپرواز، نيكوتين و يا مواد مخدر قرار نگيرند؛ ● نيازي به صندلي هاي بزرگ و راح ت، غذا و نوشيدني، غير از موارد سرو شده ، ● نداشته باشند؛ دركل طول پرواز ، درهمان حالت سخت ، در لا به لاي كمربند ايمني قرار داشته ، ● اما در عين حال آمادگي فرودي سريع و پر شتابرا نيز داشته باشند. تنها مشكل اين سيستم و ماشين روغن كاري شده خطوط هوايي اين مي باشد كه طبيعت هر چيزي ، چه آب و هوا باشد و چه هرچيز ديگري ، خصوصا انسان ، ماهيتي غير قابل پيش بيني داشته و اين ماهيت متغيير هميشه بر سر راه خطوط هوايي قرار دارد.


حجم بالاي اطلاعات


در حاليكه مسافران نسبت به مسائل مورد نياز خويش اطلاع رساني نمي شوند ، هنگام ورود به فرودگاه ها اغلب با موجي از اطلاعات رو برو مي شوند كه شايد به هيچ وجه نياز اصلي به آنها نداشته باشند . آنها مي بايست از نمايشگرهاي تاريك الكترونيكي زمان هاي ورود وخروج ، علامت هاي خطوط هوايي ، سالن و گيت ، هشدارهاي امنيتي ، مسير كيوسك هاي بار و آگهي هاي تبليغا تي، به سرعت متوجه شوند كه چگونه مراحل بليط و بار خود را طي كنند ، از قسمت بازرسي امنيتي عبور كنند ؛ خود را به گيت و سالن مورد نظر، در نقطه اي درست در كنار هواپيماي را با سرعت، در زمان معيني پيش از check in مقصد برسانند؛ اقدامات چك اين پرواز انجام دهند ؛ در صف درستي قرار بگيرند تا صندلي خود را از دست ندهند - تمام اينها در حالي رخ مي دهد كه مسافران توسط نور كوركننده چرا غ ها ي شب تاب، جريان متداومي از اطلاعيه ها، صداهاي مزاحم و سروصداي وسايل نقليه و در كل همهمه و ازدحام جمعيت مورد هجوم قرار گرفته اند. در اين ميان بايد، نگران اين هم باشند كه چمداني كه با خود مي آورند از لحاظ وزن و پهنا مناسب باشد، بطري هاي بزرگ شامپو و يا حتي ناخن گيرشان را بدون آنكه مارك تروريست بدان ها زده شود ، از بازرسي امنيتي عبور دهند . در نتيجه ، هزاران مسافر، در كمال پريشاني پرواز خود را از دست مي دهند، زيرا كارهاي مقدماتي خروج از گيت را كه تنها 10 تا 30 دقيقه زمان مي برد را سر موعد انجام نداده اند.


اتوماسيون بيش از اندازه
خطوط هوايي به منظور صرفه جويي در مخارج و هزينه ها، از محوريت بكارگيري Passenger – centric Equipment نيروي انساني به سمت تجهيزات مسافر محور در حال تغيير وضعيت مي باشند. مسافران بايد اين بار به جاي كارمنداني (PACE) واقعي، با كامپيوترها به بحث و مشاجره بپردازند . در حاليكه اين سيستم مي تواند سرعت مسافران را در فرودگاه ها بالا برد، گمان مي كند كه هيچ مسافري از ارتفاع و پرواز نمي ترسد، همه آنها مي توانند بخوانند ، سواد كامپيوتري داشته باشند ، از لحاظ فيزيكي و ذهني در شرايط مساعدي قرار داشته باشند ، استرس ندارند و داراي درجه اي از هشياري محيطي مي باشند كه آنها را بدون دردسر و تلاش به سمت فرودگاه و پروازهدايت مي نمايد. در چنين سيستم هايي احتمال بروز مشكل و خطا با بكارگيري سيست م ها ي خودكار فروش بليط ، بازرسي بار ، بازرسي امنيتي ، و... ، بسيار زياد است . بطوريكه حتي مسافري كه بالاترين سطح اطلاعات كامپيوتري را داشته باشد نيز ممكن است يك انسان زنده واقعي به من بدهيد تا پاسخ » : دست خود را بالا برده و بگويد .« سؤالاتم را بدهد براي مسافران در پروازهاي بين المللي كه تجربه و دانش متفاوتي درباره چنين محيط هايي دارند ، - مانند افراد سالخورده ، مردم كشورهاي جهان سوم ، افرادي كه مشكل زبان دارند ، آنهايي كه نمي توانند از عهده پيچيدگي هاي چنين محيط هايي مانند – خ طر بيگانگي ، استرس و نگراني بيش از حد ، احساس سردرگمي و عدم مهارت ، تنش هاي اجتماعي و فيزيولوژيكي بيشتري بوجود خواهد آمد.


صندلي هاي به هم چسبيده و واكنش رواني مسافران


پس از آنكه با سرعت به سمت هواپيماي خود مي دويد و چمدان خود را بارگيري مي كنيد، به عامل تنش زاي ديگري روبرو خواهيد شد : صندلي هاي كوچك خطوط هوايي. خطوط هوايي صندلي هاي كوچك تري در هواپيما گذاش ته اند و آنها را بسيار نزديك به هم قرار داد ه اند. صندلي ها آنقدر به هم نزديك هستند كه اگر فردي كه در صندلي جلو نشسته است ، تكيه دهد ، ميز غذاي فردي كه در پشت او نشسته است به سمت شكمش هل داده مي شود. به گفته خدمه پرواز ، در بعضي صندلي هايي كه به ما اختصاص » ، موارد حتي از بعضي مسافران شنيده مي شود كه .« داده شده است، فضاي كمتري از جاي حيوانات اهلي ما دارد صندلي هاي به هم چسبيده و تنگ، مي تواند باعث بروز رفتارهاي خشونت آميز گردد ، خصوصا در مسافراني كه در شرايط كارهاي روزانه به لحاظ فيزيكي دائماً در حال حركت هستند ، و يا بطور كلي مي بايست بلحاظ علل خاصي از جمله موارد باليني ، بدن خود را كمي تكان دهند . مسافران ممكن است براحتي از كوچك ترين تحركات مورد نيازشان مايوس شوند زير ا راهروها مسدود مي باشد، علامت كمربند ايمني روشن است ، و يا هيچ فضايي وجود ندارد تا بتوانند به راحتي بدن خويش را تكان دهند تا كمي شايد احساس آرامش كنند . در پروازهاي طولاني مدت ، اين وضعيت بدتر هم خواهد بود . از آنجايي كه مسافران براي مدت زيادي در جايي تنگ نشس ته اند، امكان خون مردگي در پاها بسيار بالا مي باشد ، نتيجتاً اين حالت مي تواند به چرخه عصبي شدن آنها كمك نمايد. تعجبي نيست كه همه براي داشتن فضايي بيشتر ، با يكديگر دعوا كنند . ترس از فضايي تنگ و باريك ، ممكن است حتي فردي را كه به لحاظ اخلاقي بسيار آرام باشد، را به دعوا تحريك نمايد . يكي از مديران ارشد يك شركت هوايي كه تصميم داشت، شخصاً تجربه مسافران در پروازهاي خودشان را داشته باشد ، نيز اين موضوع را تأييد مي نمايد. وي مي گفت من مجبور بودم تا در طول مسير پرواز خود از تهران تا استانبول تركيه ، به پهلو بنشينم، تنها به اين دليل كه فردي كه در كنار من نشسته بود بسيار چاق بود . وي مي گفت، من تنها سي سانتي متر فضا داشتم، اگر چه اصولا انسان صلح طلبي هستم ، و بهر حال مقداري هم تعصب شركت خود را داشتم ، اما فكر مي كنم اگربه جاي مسافر عادي بودم ، ممكن بود خود را آماده دعوا مي كردم.


ترس از پرواز و تأثير آن بر رفتار مسافران


1 انجمن (DSMIV) ترس از پرواز بر حسب طبقه بندي آمار ي اختلالات روان ي روانپزشكي آمر يكا به عنوان ترس مرض ي خاص با يك علامت مشخص ، پاي دار (درجا ماندگ ي) 2 و افراط ي 3 كه بوس يله تجربه گذشته يا شرائط حاضر مسافر تشد يد مي گردد، تعريف مي شود. در بعض ي موارد ترس مي تواند تا اندازه اي در يك مورد خاص زياد شود ك ه نهايتاً فرد در موارد بعد ي دچار بيماري اضطراب انتظار 4 گردد. اين حالت پس از ايجاد در فرد مي تواند در تصم يم گيري هاي آينده فرد جهت خر ي د بل يط مسافرت هوايي تأثيرگذار باشد . بسياري از مسافران بخش هو ايي، اي ن فو بي را خودشان تجربه كرده اند، در حا ليكه چهل و شش درصد مردم اين فو بي ا را از د يگران و ي ا شرائط مح يطي غ ير مرتبط در يافت نمود ه اند. از بيمار ي ها ي شا يع ناش ي از اي ن وضعيت ها، گذر هراس ي 5 و ترس از محبوس ماندن در م كان هاي بسته 6 مي باشد . يك ع كس العمل و اكنشي مي تواند اجتناب 7، افزايش ضربان قلب 8، ترشح آدرنا لين 9 و يا حتي حملات اضطرابي 10 باشد. بطور كلي روان شناسان با يكديگر در اين زمينه اجماع دارند كه ترس از پرواز
1. disorders manual of mental Diagnostic and statistical
2. persistent
3. excessive
4. anticipatory anxiety
5. agoraphobia
6. claustrophobia
7. avoidance
8. increased heart rate
9. adrenaline release
10. panic attack
عموماً از يك منشأ نبوده و از ترس هاي مختلف ي نشأت مي گيرد ك ه از جمله اي ن ترس ها مي توان به ترس از انهدام هوا پيما 1 ترس از ارتفاع 2، ترس از گرفتار شدن در يك شرائط خاص 3 و ترس از عدم ثبات 4 و فقدان كنترل 5 اشاره نمود . البته اي ن موضوع كه علت ترس از پرواز يا انتظارات اضطرا بي مم كن است ناش ي از وجود خود پرواز باشد ، تا حد ز يادي منسوخ شده است . به ع نوان مثال زما نيك ه بر اي مداواي بعض ي بيماران، اطلاعات پا يه اي مرتبط با دا يناميك پرواز 6، چگونگي پرواز هواپيما، چگونگي راهنما يي متخصصين كنترل به خلبانان بر اي نشست و برخاست هواپيما، چگونگي نگهدار ي و مراقبت مهندس ين از هوا پيما داده مي شود ، تا حد بسيار زيادي، اضطراب اين گونه افراد كاهش مي يابد__


بخشی از کتاب: دانش نوین در صنعت هواپیمایی
اثر: دکتر داود صادقی
ناشر: انتشارات نظری1392


منبعhttp://www.nashrenazari.com/index.php?route=article/article&article_id=242

Maryam Mehri
09-07-2014, 21:34
بررسی رابطه نشانه های جسمانی، اضطراب، افسردگی، کارکرد اجتماعی با هوش هيجانی در خلبانان (http://ebnesina.ajaums.ac.ir/files/site1/user_files_157a91/godadmin-A-10-2-123-443bd59.pdf)
رابطه ی سلامت روانی با هوش هیجانی در خلبانان (http://متن كامل [PDF 475 kb])
چکيده مقاله:
مقدمه: هوش هيجانی در بردارندهی آگاهی، تنظيم و بيان درست دامنه‎ای از هيجانات است. لذا توانايی شناخت، ابرازو کنترل اين هيجانات يکی از ابعاد مهم هوش هيجانی است و ناتوانی فرد در هر کدام از اين توانايي‎ها منجر به اختلالاتی نظير اختلالات اضطرابی و خلقی خواهد شد که حاکی از نقص خودگردانی هيجانی است که ويژگی کليدی هوش هيجانی است. بنابراين تا آنجا که ممکن است ما بايد مهارت‎های هوش هيجانی را که مبنای آنها شناخت دقيق هيجانات و کنترل و تنظيم آنها است به افراد آموزش دهيم تا احتمال بروز اختلالات را کاهش داده و از اين طريق عملکرد آنها بهبود يابد. هدف از اين مطالعه بررسی رابطه نشانه های جسمانی، اضطراب، افسردگی، کارکرد اجتماعی با هوش هيجانی در خلبانان میباشد.

روش بررسی: در قالب يک پژوهش توصيفی – مقطعی است. جامعه آماری شامل کليه خلبانان نيروهای مسلح بود که براساس روش نمونه گيری تصادفی ساده 60 نفر از ميان آنها انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه سلامت روانی GHQ-28 و پرسشنامه هوش هيجانی شيرينگ مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها به دست آمده با روش آماری همبستگی پيرسون و تحليل رگرسيون مورد تحليل قرار گرفت.

يافته ها: نتايج نشان داد همبستگی معنی داری بين هوش هيجانی و افسردگی، اضطراب، کارکرد اجتماعی، نشانه های جسمانی در سطح (01/0P<) وجود داشت. هيچ کدام از متغيرهای پيشبينی کننده هوش هيجانی نبودند.

بحث و نتيجه گيری: با مطالعه نتايج میتوان دريافت که بين هوش هيجانی و معيارهای سلامت روانی رابطه معناداری وجود دارد که میتوان با اجرای برنامههای آموزش هوش هيجانی به عنوان عامل مرتبط با سلامت روانی به ارتقا سلامت و عملکرد افراد پرداخت.


برای مطالعه متن کامل پژوهش اینجا مراجعه فرمایید : متن كامل (http://ebnesina.ajaums.ac.ir/browse.php?a_id=168&slc_lang=fa&sid=1&ftxt=1)[PDF 475 kb]

Maryam Mehri
19-08-2014, 17:21
انسان چگونه اجتماعی شد؟



تحقیقات تازه حاکی از این است که از وقتی بشر یاد گرفت چطور ابزار بسازد و تصمیم گرفت به جای دویدن به دنبال شکار، با الهام از نوک پرندگان شکاری، نیزه بسازد چهرهاش از زمختی درآمد و کمکم حالت امروزی​ و اجتماعی به خود گرفت.


http://up.aerospacetalk.ir/images/43748415304614430449_thumb.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/viewer.php?file=43748415304614430449.jpg)

به گزارش جام جم، طبق پژوهشی که روی بیش از ۱۴۰۰ جمجمه باستانی و امروزی صورت گرفته، مشخص شده پیشرفت جامعه بشری مرهون افت تستسترون بوده است. از نسل انسانهای مدرن فسیلهایی به قدمت ۲۰۰ هزار سال به دست آمده، اما​ از ۵۰ هزار سال پیش هنرمندی و ابزارسازی در بشر نمود پیدا کرده است. تغییرات رخ داده در جمجمههای انسان حاکی از کاهش تستسترون در عصر شکوفایی فرهنگ است.


به گفته محققان پس از اینکه بشر یاد گرفت رفتاری متمدنانهتر پیش بگیرد، ابروهای پرپشت رخت بر بست و سرهای گردتر عمومیتر شد و رد این تغییرات را میتوان در تاثیر تستسترون بر اسکلت یافت. فقط این پرسش باقی میماند که تغییرات پیش آمده به دلیل کمبود تستسترون بوده یا اینکه گیرندههای لازم برای دریافت تستسترون کم بودهاند؟نکته جالب اینجاست که یافتههای جدید با آنچه پیش از این در بررسی حیوانات به دست آمده بود، همخوانی دارد.


میمونهای با شخصیت و میمونهای وحشی


در یکی از بررسیهای قدیمی روی روباههای سیبری، نتیجه گرفته شد حیوانات نامتخاصمی که در مقابل بشر هجومی رفتار نمیکردند، به مرور زمان و گذر نسلها، چهره و رفتاری جوانانهتر پیدا میکنند. محققی که روی رفتار نزدیکترین گونههای میمون به انسان تحقیق میکند ـ گونه نسبتا وحشیخوی شامپانزه و گونه آرام و خونگرم بونوبو ـ عقیده دارد که اگر طی تحقیق روی جانوران بتوانیم روندی را که به این تغییرات منجر میشود، کشف کنیم، میتوانیم نتایج جالبی را نسبت به نسل خودمان و مسیر طی شده خود بهدست آوریم.


دو نوع میمون ذکر شده روند رشدی متفاوتی داشته و در مقابل اضطراب واکنشهای مجزایی دارند. تستسترون شامپانزهها در سن بلوغ سر به فلک میزند، اما برای بونوبوها چنین نیست. بونوبوها در چنین مواقعی کورتیزول بیشتری ترشح میکنند که هورمون مربوط به اضطراب است. برخوردهای اجتماعی این دو نوع میمون نیز در حقیقت متفاوت بوده و با این یافتهها همخوانی دارد؛ چهرههایشان نیز تفاوت چشمگیری دارند.

http://up.aerospacetalk.ir/images/75898383244731843939_thumb.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/viewer.php?file=75898383244731843939.jpg)

چهره های صیقلی تر


دانشمندان تیغه ابرو، حالت چهره و حجم درونی ۱۳ جمجمه انسان مدرن با قدمتی بیش از ۸۰ هزار سال، ۴۱ جمجمه از ۱۰هزار تا ۳۸ هزار سال پیش و ۱۳۶۷ نمونه جمجمه قرن بیستمی از ۳۰ جمعیت قومی مختلف را مقایسه کردند.نتیجه بهدست آمده حاکی از کم پشت شدن تیغه ابرو و کوتاه شدن قسمت فوقانی چهره بود؛ یعنی همان چیزهایی که خبر از کاهش فعالیت تستسترون میدهند.


نظریههای بسیاری در وصف این امر وجود دارد که چرا پس از ۱۵۰ هزار سال حیات، به یکباره پیشرفتی در زندگی بشر پدید آمد. مدارک فراوانی وجود دارد که دال بر استفاده بشر از شاخ گوزن، سنگ چخماق، سلاح پرتابی، سنگ آسیاب، ابزار ماهیگیری و شکار پرنده و احاطه بر استفاده از آتش است. دلیل این اوجگیری ناگهانی چیست؟ جهش مغزی؟ نیاز به غذای پخته؟ ظهور زبان یا صرفا تراکم جمعیتی؟ محققانی که روی تحقیق اخیر کار کردهاند، عقیده دارند این پیشرفت مرهون همنشینی و همکلامی انسانهای قدیمی در کنار یکدیگر بوده و این رفتار مسالمتآمیزتر موجبات پیشرفت آنها را فراهم کرده است.


منبع: live science (http://www.livescience.com/47355-why-humans-dont-look-like-cavemen.html)/ مترجم : سیاوش شهبازی


منبع (http://چهرههای صیقلیتردانشمندان تیغه ابرو، حالت چهره و حجم درونی ۱۳ جمجمه انسان مدرن با قدمتی بیش از ۸۰ هزار سال، ۴۱ جمجمه از ۱۰هزار تا ۳۸ هزار سال پیش و ۱۳۶۷ نمونه جمجمه قرن بیستمی از ۳۰ جمعیت قومی مختلف را مقایسه کردند.نتیجه بهدست آمده حاکی از کم پشت شدن تیغه ابرو و کوتاه شدن قسمت فوقانی چهره بود؛ یعنی همان چیزهایی که خبر از کاهش فعالیت تستسترون میدهند.نظریههای بسیاری در وصف این امر وجود دارد که چرا پس از ۱۵۰ هزار سال حیات، به یکباره پیشرفتی در زندگی بشر پدید آمد. مدارک فراوانی وجود دارد که دال بر استفاده بشر از شاخ گوزن، سنگ چخماق، سلاح پرتابی، سنگ آسیاب، ابزار ماهیگیری و شکار پرنده و احاطه بر استفاده از آتش است. دلیل این اوجگیری ناگهانی چیست؟ جهش مغزی؟ نیاز به غذای پخته؟ ظهور زبان یا صرفا تراکم جمعیتی؟ محققانی که روی تحقیق اخیر کار کردهاند، عقیده دارند این پیشرفت مرهون همنشینی و همکلامی انسانهای قدیمی در کنار یکدیگر بوده و این رفتار مسالمتآمیزتر موجبات پیشرفت آنها را فراهم کرده است.منبع: live science / مترجم : سیاوش شهبازی)

Maryam Mehri
24-08-2014, 17:48
عبور آدمیزاد از اوج هوش

فناوریهای هوشمندتر، انسانهای خنگتر


یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۰۰:۵۱




http://media.isna.ir/content/1408777951662_2.jpg/2 (http://www.isna.ir/fa/photo/93060200708/%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%B1)


بر اساس ادعای جدید دانشمندان، فناوری شاید هوشمندتر شده باشد، اما انسانها در حال خنگشدن هستند.



به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شواهد علمی نشان میدهد بهره هوشی مردم بریتانیا، دانمارک و استرالیا طی یک دهه اخیر افت کرده است. نتایج آزمون بهره هوشی برای بررسی احراز صلاحیت مردان دانمارکی نشان داد بهره هوشی آنها از سال 1998 تا 1.5 نمره کاهش یافته است. نتایج هوشآزمایی در بریتانیا و استرالیا نیز چنین نتایجی را نشان میدهند.



بدبینانهترین توضیح برای چنین موضوعی این است که انسانها پیشتر به اوج هوشی خود رسیدهاند. بین دهههای 1930 و 1980، بهره هوشی مردمان آمریکا تا سه نمره بالا رفت و در ژاپن و دانمارک پس از جنگ نیز نمرههای هوشی افزایش یافت. این واقعیت «اثر فلین» (Flynn) نام دارد. به گفته «جیمز فلین» از دانشگاه اوتاگو، این افزایش بهره هوشی به دلیل تغذیه خوب، شرایط زندگی و همچنین تحصیل بهتر بوده است.



هماکنون کارشناسان آغاز افول «اثر فلین» در کشورهای پیشرفته را اعلام کردهاند و این که بهرههای هوشی در حال کاهش است. دانشمندانی مانند دکتر فلین معتقدند تحصیلات بهتر میتواند این روند را معکوس کند، با این حال محققان دیگر چندان خوشبین نیستند. برخی معتقدند چنین موضوعی به این دلیل است که افراد تحصیلکرده تصمیم به داشتن فرزندان کمتری میگیرند و بنابراین نسلهای بعدی بیشتر از افراد دارای هوش کمتر تشکیل میشوند.


ریچارد لین، روانشناس دانشگاه اولستر، زوال هوشی را با استفاده از افت پتانسیل ژنتیکی انسان محاسبه کرد. وی با بهرهگیری از بهرههای هوشی متوسط مردم سراسر جهان در سالهای 1950 و 2000 نشان داد بهره هوشی جمعی تا یک نمره افت داشته است.


«لین» معتقد است در صورت ادامه همین روند، تا سال 2050 بهره هوشی انسان 1.3 نمره دیگر کاهش خواهد یافت.


به گفته «جان ته نیجنهیوس»، پروفسور روانشناسی دانشگاه آمستردام، غربیها از زمان عصر ویکتوریا تاکنون به طور متوسط 14 نمره هوشی از دست دادهاند.


منبع (http://www.isna.ir/fa/news/93060200708/%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%B1)

Maryam Mehri
03-09-2014, 18:11
حل معمای تَقدم مرغ یا تخم مرغ در نورون های مغز!

دانشمندان سوئیسی موفق به حل یک معمای قدیمی مرغ و تخم مرغی در مورد شکل پذیری سیناپسی مغز شدهاند که بر اساس آن، نورونها حتی در صورت ساکت بودن، در یک فعل و انفعال ارتباطی قرار میگیرند.


http://up.aerospacetalk.ir/images/94548549987216249925_thumb.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/viewer.php?file=94548549987216249925.jpg)

مطالعه صورت گرفته توسط محققان نشان میدهد، تحریک حسی در ترکیب با سایر فعالیتهای مغز به تقویت اتصالات سیناپسی منجر میشود. یک سلول عصبی که در ارتباط با سایر سلولها از همان نوع قرار دارد، پالسهای الکتریکی ساطع میکند که این پالسها با سیگنالهای دریافتی از سایر سلولها عصبی ترکیب شده و برای تحریک سیناپس مورد استفاده قرار میگیرند.


یادگیری و حافظه توسط مکانیسم تقویت ارتباط سیناپسی فرماندهی میشود. وقتی ما یک تجربه یادگیری را آغاز میکنیم، مغز یک تجربه حسی را به وسیله محرکی دیگر یا شکل خاصی از رفتار با آن مرتبط میکند. نورونهای قشر مخ مسؤول اطمینان یافتن از انتقال اطلاعات و سپس تغییر و اصلاح ارتباطات سیناپسی با دیگر نورونها هستند؛ این دقیقا چینشی است که متعاقبا مغز را قادر به بهینهسازی پردازش اطلاعات در زمان ملاقات مجدد سیناپسها و همچنین پیشبینی عواقب آنها میکند.

دانشمندان علوم اعصاب در مطالعات خود در زمینه مکانیسمهای سیناپسی، معمولا بطور مصنوعی پالسهای الکتریکی را در نورونها القا میکنند. این در حالیست که محققان علوم اعصاب پایه در دانشکده پزشکی دانشگاه ژنو یک رویکرد متفاوت را در تلاش برای کشف آنچه بطور طبیعی در نورونها در زمان دریافت محرک حسی رخ میدهد، انتخاب کردند. آنها پوسته مغزی موشهایی را مورد بررسی قرار دادند که سبیلهای آنها بطور مکانیکی و بدون پالسهای الکتریکی القاء مصنوعی، بارها و بارها تحریک میشد. موشها از سبیلهای خود به عنوان حسگری برای هدایت و تعامل استفاده میکنند، از این رو یک عنصر کلیدی برای ادراک در این جوندگان محسوب میشوند.


محققان با مشاهده این محرک طبیعی نشان دادند که محرکهای حسی به تنهایی میتوانند بدون تخلیه نورون توسط پالس الکتریکی مصنوعی یا طبیعی، تقویت سیناپسی طولانیمدت ایجاد کنند. در نتیجه و بر خلاف تصورات پیشین، سیناپسها حتی در صورت ساکت بودن نورونهای دخیل در یک محرک، تقویت خواهند شد. علاوه بر آن، اگر تحریک حسی ادامهدار باشد، سیناپسها بقدری قوی میشوند که متعاقبا نورونها فعال شده و کاملا در شبکه عصبی مشغول خواهند شد. هنگامی که نورون فعال شد، میتواند سیناپسها را در حرکات رو به پیش و پس تقویت کند.


این یافتهها میتوانند معمای «مرغ اول آمد یا تخم مرغ» را در مورد مغز حل کند چرا که همه مسیرهای سیناپسی مرتبط با حافظه را بجای تمرکز بر اینکه آیا سیناپس یا نورون به فعال کردن دیگری پرداخته، بررسی میکند. نتایج این مطالعه در مجله Nature (http://www.nature.com/nature/journal/vaop/ncurrent/full/nature13664.html) منتشر شده است.

مطالعه بیشتر در: sciencedaily (http://www.sciencedaily.com/releases/2014/08/140831150331.htm)
منبع (http://bigbangpage.com/?p=18436)

Maryam Mehri
02-11-2014, 21:24
بررسی اختلالات خواب و عوامل مرتبط با آن در کادر پروازي و کادر
زمینی سازمان هواپیمایی خصوصی کشور

چکیده


مقدمه: اختلال خواب در خلبنان به دلیل تأثیر عوارض ناشی از آن بر روي ایمنی پرواز و سلامت کادر پروازي و مسافران
از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش به منظور بررسی اختلالات خواب در خلبنان و کادر غیر پروازي
شرکتهاي هواپیمایی خصوصی ایران و عوامل موثر بر این اختلالات صورت گرفته است.


روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی و بر روي 250 پرسنل کادر زمینی و 250 نفر کادر پروازي سازمان هواپیمایی
خصوصی که به صورت تصادفی انتخاب شدهاند انجام شده است. از تمام شرکتکندگان خواسته شد تا دو پرسشنامه
نمره کسب .نمایند تکمیل را ES (Epworth Slepines Scale) و ISI (Insomnia Severity Index) استاندارد
کوچکتر از 10 براي پرسشنامه ES به عنوان معیار خوابآلودگی مفرط روزانه و کسب نمره کوچکتر و مساوي 8 براي
پرسشنامه ISI به عنوان بیخوابی در نظر گرفته شد.


یافته ها: شیوع بیخوابی در کادر زمینی 150) %60 نفر) و در کادر پروازي 16) %6 نفر) بوده و شیوع خواب آلودگی در
کادر زمینی 69) %27 نفر) و در کادر پروازي 60) %24 نفر) بوده است. در این مطالعه بین بیخوابی با دو متغیر سن بالاي
50 سال و سابقه کاري بیشتر از 20 سال رابطه معناداري مشاهده شد.


نتیجه گیري: در این مطالعه خوابآلودگی مفرط روزانه و همچنین بیخوابی به خصوص شکایت از مشکل در شروع
خواب، بیداري مکرر حین خواب و بیدار شدن زود هنگام صبحگاهی از شکیات شایع در بین خلبنان بود.




متن کامل مقاله (http://tkj.ssu.ac.ir/files/site1/user_files_a1524a/admin-A-10-1-28-6c3a447.pdf)

Maryam Mehri
26-01-2016, 18:43
افسردگی شدید، شبکه احساسی مغز را مختل می کند!

مطالعات محققان نشان می دهد، افسردگی شدید سبب قطع ارتباط بخش های مختلف مغز و اختلال در شبکه احساسی مغز می شود.

http://up.aerospacetalk.ir/images/92878398667987502961_thumb.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/viewer.php?file=92878398667987502961.jpg)

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایرنا، برای پردازش احساسات، بخش های مختلفی از مغز باید به طور همزمان فعالیت کنند. مطالعات محققان دانشگاه ایلینویز در شیکاگو نشان می دهد، ارتباط بخش های مختلف موثر در پردازش احساسات در افرادی که به افسردگی حاد مبتلا هستند، قطع می شود. این مطالعه همچنین نشان می دهد افسردگی در اتصالات خاص مغز نقش تداخلی دارد.


مطالعات قبلی نشان داد که برخی بیماری های روانی، شبکه های مغزی را که به طور همزمان فعالیت می کنند، مختل می کند که تاثیر آن بیشتر در احساسات و حل مسائل بروز می کند. از طرفی برخی از مطالعات دیگر نشان می دهد که شبکه استراحت مغز (ناحیه ای که هنگام استراحت فعال می شود) در افراد مبتلا به افسردگی، بیش از اندازه فعال است و اتصالات مغزی بیشتری دارد.

این مطالعه لزوم راهکار های موثر و سریع درمان افسردگی را بیش از پیش آشکار می کند، از طرفی برای تجویز درمان های انحصاری بر مبنای الگوی مغزی بیمار، ارزشمند است. افسردگی حاد یکی از شایع ترین اختلالت روانی محسوب می شود که سالیانه حدود ۱۴٫۸ میلیون نفر را در آمریکا تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج این تحقیقات در نشریه Psychological Medicine (http://journals.cambridge.org/action/displayAbstract?fromPage=online&aid=10117904&fileId=S0033291715002615) منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ (http://bigbangpage.com/) / منبع: sciencedaily.com (http://www.sciencedaily.com/releases/2016/01/160120143007.htm)










افسردگی شدید، شبکه احساسی مغز را مختل می کند!, ۵٫۰ out of 5 based on 2