PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حکايت تحقير و توهين به زائران ايرانی در فرودگاه بغداد



mojtaba447
29-10-2011, 22:45
یکی از کاربران عصر ایران با ارسال گزارشی از تحقیر و توهین به مسافران ایرانی در فرودگاه بغداد انتقاد کرده است. - متن این گزارش به این شرح است:
من يکي از صدها زائر ايراني بودم که جمعه هشتم مهرماه با پرواز ايران اير از فرودگاه امام خميني راهي زيارت عتبات عاليات در کشور عراق شدم و با پرواز مشابهي در روز 15 مهر ماه به ميهن اسلامي مراجعت کردم.

در طول اين سفر کمبودها و مشکلات مختلفي وجود دارد که عموما ناشي از تخريب زيرساخت هاي عراق، کمبود امکانات، مشکلات اقتصادي و فقر فرهنگي عميق مردم اين کشور است که البته شوق زيارت تحمل همه اينها را راحت مي کند. اما حکايت برخوردهايي که در زمان مراجعت به کشور در فرودگاه بغداد با ما شد و با هدف تحقير و توهين به زائران انجام مي شد مساله جداگانه اي است به نظر مي رسد بايد مورد توجه جدي سازمان حج و زيارت قرار بگيرد.

پرواز گروه 38 نفره ما همراه با چند گروه ديگر براي ساعت 17:50 دقيقه روز جمعه 15 مهر ماه به مقصد تهران برنامه ريزي شده بود. اما تا قبل از آنکه با تاخير دوساعته حدود ساعت 20 به سمت ايران پرواز کنيم به اسم بازرسي و تفتيش اقدامات عجيب و غيرمتعارفي صورت گرفت که خلاصه اي از آنها به شرح زير است:

1- در فاصله چند صد متري فرودگاه بغداد همه زائران را از اتوبوس پياده کرده و مجبور به تخليه ساکهايشان کردند. سپس افسر عراقي از ما خواست ساک هايمان را به صف کنيم و خودمان هم مثل بچه مدرسه اي ها در دو صف در طرفين اتوبوس بايستيم تا يک سگ ساکهايمان را بازرسي کند. همزمان با ما يک گروه آمريکايي هم از راه رسيد که البته عراقي ها مشابه همين بازرسي را به صورت سرهم بندي شده وبه سرعت در مورد آنها انجام دادند. اما تا توانستند گروه ايراني را معطل کردند. بعد از چند دقيقه اي انتظار جناب سگ! از راه رسيد و در حالي که آب دهان نجسش به روي ساک زائران ايراني پاشيده مي شد، تمامي ساک ها را بو کشيد تا اطمينان حاصل شود زائران محترم از عراق به ايران مواد مخدر قاچاق نکرده باشند!!!

2- بعد از پايان اين مرحله دوباره ساک ها را داخل بخش بار اتوبوس جاي داديم که البته با توجه به مسن بودن اکثر اعضای گروه این کار وقت زیادی گرفت. کمی جلوتر که رفتیم مجددا از اتوبوس پیاده مان کردند و یک افسر عراقي همه گذرنامه ها را کنترل کرد.

3- مجددا سوار اتوبوس شدیم و کمی جلوتر که رفتیم اتوبوس باز هم متوقف شد و این بار افسر عراقی دیگری وارد اتوبوس شد و همه گذرنامه ها را از نو کنترل کرد. برای ما مشخص نشد که وقتی در کنترل قبلی هیچ مشکلی وجود نشده به چه علت باید مجددا گذرنامه های همه زائران کنترل شود.

4- چند متر جلوتر اتوبوس متوقف شد و مسافران پیاده شدند و در حالی که چرخ دستی وجود نداشت ساک ها را به زحمت تا نزدیکی در ورودی ترمینال حمل کردند. عراقی ها اجازه نمی دادند اتوبوس تا برابر درب ورودی ترمینال فرودگاه حرکت کند و اصرار داشتند ایرانی ها بارهایشان را چند ده متری پیاده حمل کنند.

5- در برابر ترمینال با استفاده از بلوک های مرتفع سیمانی دو کریدور ایجاد شده بود که در یکی ساک هایمان را به صف کردیم و سپس از ما خواسته شد در کریدور دیگری منتظر بمانیم تا باز هم یک سگ برای بررسی و تفتیش ساک هایمان از راه برسد. این بار ما نمی توانستیم ساک هایمان را ببینیم و این نگرانی وجود داشت که برخی اموال زائران سرقت شود. در همین حین مسافران هم به طور مفصل تفتیش شدند. بعد از مدتی معطلی این مرحله هم به پایان رسید و مسافران باز هم ساکهایشان را چند ده متری تا برابر در ورودی ترمینال حمل کردند.

6- برای دهها مسافری که می خواستند وارد سالن فرودگاه شوند کمتر از 10 چرخ دستی وجود داشت که برخی معیوب بود و بقیه هم اکثرا در کنترل تعدادی کارگر عراقی بود که می گفتند چرخ هایشان را لازم دارند و نمی توانند آنها را در اختیار مسافران بگذارند. البته هدف آنها از این کار دریافت پول در ازای حمل بار بود. این بار زائران ایرانی که از این همه توهین و معطلی عصبانی شده بودند کارگران عراقی را عقب زدند و با چند بار رفت و آمد توانستند بارهایشان را به داخل سالن فرودگاه منتقل کنند.

7- در برابر در ورودی سالن هم صف طویل دیگری برای کنترل و بازرسي تشکیل شده بود و در حالی که چندین مامور عراقی بیکار بودند تنها یکی از آنها با وسواس بسیار پاسپورت های زائران را کنترل می کرد و با تکبر فراوان از اینکه مسافران ایرانی زیاد هستند و باعث شده اند او فرصت نکند ناهار بخورد و استراحت بکند گله می کردند. البته زائران ایرانی به او یادآوری کردند که اگر آنها به عراق مسافرت نمی کردند بودجه ای در کار نبود که اقتصاد عراق را بچرخاند و ناهاری برای وی تهیه شود!

8- بعد از کنترل ساک ها از طريق دستگاه و بازرسي بدنی و ورود به سالن انتظار مجددا گذرنامه ها برای ورود به بخش تحویل بار کنترل شد که این بار هم فقط یک مامور عراقی برای حجم انبوه مسافران در نظر گرفته شده بود. در بخش تحویل بار هم در حالی که همه گیت ها خالی بود ابتدا یک گیت و به دنبال اعتراضات شدید دو گیت دیگر به تحویل بار اختصاص یافت.

9- برای ورود به سالن انتظار پرواز و کنترل نهایی گذرنامه و زدن مهر خروج از کشور عراق هم در ابتدا تنها یک مامور در نظر گرفته شد و همین مساله صف طویلی را به وجود آورد. اما باز هم اعتراض شدید زائران عصبانی منجر به مداخله مدیران آمریکایی فرودگاه شد که تا به حال خودشان را به مسافران ایرانی نشان نداده بودند. در نهایت سه مامور دیگر برای کنترل گذرنامه و زدن مهر خروج اضافه شدند.

10- در مرحله آخر و قبل از ورود به هواپیما هم بازرسي عجيب و مضحک ديگري صورت گرفت و مامور عراقي از زائران مي خواست کفش ها و کمربندهايشان را درآورند، دستهايشان را باز کنند و سپس وي تمامي بخش هاي بدن زائران را چندين بار بازرسي کرد. همين رويه در مورد زنان در بخش سرپوشيده اي اعمال مي شد. عراقي ها در جريان اين بازرسي تمامي نوشيدني ها، مواد خوراکي، فندک و ... را از زائران ايراني مصادره کرده و به بهانه نگراني هاي امنيتي مانع از انتقال آنها به هواپيماي ايران اير شدند. ظاهرا آنها تصور مي کردند ايراني ها با استفاده از آب ميوه و کيک و فندک به دنبال اقدامات تروريستي در هواپيماي متعلق به کشور خودشان هستند! مامور عراقي حتي آچار دستي کوچک ويلچر يکي از زائران مسن را مشکوک دانست و آن را هم توقیف کرد!

بعد از طي کردن همه اين مراحل بالاخره وارد هواپيماي ايران اير شديم و برخورد خوب و صميمي مهمانداران و صفاي دل زائران حسيني در طول پرواز خستگيمان را تا حدي برطرف کرد. اما ضروري است سازمان حج و زيارت براي حفظ شان و احترام ايرانيان زائر عتبات عاليات اقدامات جدي تري صورت دهد و برخورد قاطعي با طرف عراقي داشته باشد.

در ضمن موارد ياد شده تنها مربوط به چهار ساعت پاياني اين سفر بود و مشکلات جدي ديگري در مورد کيفيت پايين خدمات در هتل هاي عراق، برخورد بد رانندگان، خدمه هتل و حتي خدام حرم ها، کيفيت نامناسب غذاها، وضعيت بد بهداشتي، انگشت نگاري و عکس برداري از چشم زائران در زمان ورود به عراق و .... وجود دارد که شرح آنها نياز به فرصت جداگانه اي دارد.

mojtaba447
29-10-2011, 22:46
تحقیر و ضرب و شتم مسافران ایرانی توسط بازمانده بعثی در نجف

رفتار ناشایست و همراه با توهین و ضرب و شتم نیروهای امنیتی فرودگاه نجف اشرف با زایران ایرانی پرواز 113 روز چهارشنبه، هفدهم خرداد ماه جاری نجف اشرف ـ تهران و دیرکرد دوازده ساعته این پرواز، تاکنون با هیچ واکنشی از سوی عراقی ها برای عذرخواهی و برخورد با عوامل این رفتار همراه نبوده است.

به گزارش «تابناک»، پرواز 113 هواپیمایی «العراقیه» که قرار بود، ساعت 10 صبح روز چهارشنبه از نجف اشرف به سوی تهران حرکت کند، پس از آنکه ساعت ها با دیرکرد همراه شد، با اعتراض مسافران ایرانی روبه رو شد که این اعتراض برحق به توهین، تحقیر و ضرب و شتم برخی مسافرین منجر شد و تأسف بارتر اینکه یکی از مسافرین به شکل وحشیانه ای مورد اذیت قرار گرفت و اگر پا درمیانی مقامات کنسولگری و یکی از شخصیت های سیاسی ـ مذهبی عراق نبود، وی در حال بازداشت شدن به دست نیروهای امنیتی بود.

شاهدان عینی ماجرا را اینگونه برای خبرنگار ما شرح دادند:

«پرواز 113 العراقیه، طبق بلیت قرار بود ساعت 10 صبح به وقت عراق ـ 11/30 به وقت ایران ـ به سوی تهران پرواز کند که در همین حین به ما اعلام کردند برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، از ساعت 6 در فرودگاه حاضر باشید. پس از گذشت چند ساعت، هنگامی که مسافران، گذرنامه هایشان مهر خروج از عراق خورد، به سالن خروجی برای پرواز وارد شدند. این در حالی بود که فرودگاه، دارای کمترین امکانات رفاهی بود و جز یک بوفه کوچک، هیچ امکانی برای تهیه غذا و حتی آب نبود.

این بوفه لیوان های آب را به قیمت بیش از هزار تومان عرضه می کرد که البته گرم هم بود. سالن فرودگاه بسیار گرم بود و به نظر نمی رسید دستگاه خنک کننده ای داشته باشد. برخی مسافران که کودکانی به همراه خود داشتند، به شدت در عذاب بودند.
خلاصه، ساعت ها از زمان اعلام شده برای حرکت هواپیما گذشته بود، ولی از انجام پرواز خبری نبود. وقتی هیچ اطلاع رسانی به مسافران نشد، چند تن از مسافران با مراجعه به تنها شخصی که احتمال می رفت آگاه باشد، وضعیت را جویا شدند. وی نیز با بی اعتنایی و بی احترامی تمام می گفت: به من ربطی ندارد و نمی دانم پرواز کی انجام می شود.

در همین هنگام بود که به دلیل این بی احترامی میان آنان بحثی در گرفت و وقتی یکی از مسافران معترض شد که: « فرودگاه هیچ امکاناتی ندارد و زن و بچه های ما با اینکه دوازده ساعت اینجا هستند، نه پذیرایی شده اند و نه فروشگاهی هست که بتوانیم آب و غذا تهیه کنیم»، نیروهای امنیتی فرودگاه شروع کردند به ضرب و شتم این مسافر ایرانی و یکی دو نفر که می خواستند به او کمک کنند.
همچنین در همین حین، وقتی همسر این مسافر ـ که به گفته خودش، پدر و برادرش شهید جنگ تحمیلی بودند ـ به سویش آمد، با لگد به شکمش زدند و به دنبال این رخداد، جو متشنج شد و نیروهای امنیتی خواستند این مسافر را با خود به سوی دیگر سالن ببرند که مردم در برابر آنها مقاومت کردند و شعار «الله اکبر» و «یا حسین» سر دادند که باعث شد نیروهای امنیتی او را رها کنند.

لحظاتی بعد شخصی که او را ژنرال خطاب می کردند و گفته می شد رئیس فرودگاه است، در جمع معترضین حاضر شد و گفت: تا این فرد را تحویل ندهید، اجازه نمی دهم پرواز انجام شود! و لحظاتی بعد با نیروهای بیشتری آمدند و گفتند که حتما باید این فرد را برای پاره ای از توضیحات ببرند؛ اما مسافران گفتند: ما یا همه می آییم یا نمی گذاریم وی را ببرید. در این میان، شخص ژنرال و نیروهای همراهش، شروع به توهین به ایرانیان و حتی برخی از مقامات کشورمان کردند، به گونه ای که گویی از تحقیر ما لذت می برند.

وقتی فضا خیلی متشنج شد، نزدیک ساعت 10 شب، مقداری مواد غذایی آوردند، ولی مسافران به نشانه اعتراض حاضر نشدند آنها را تحویل بگیرند.

گاه اذان مغرب رسید و مسافران گرسنه و تشنه در بلاتکلیفی، در گوشه و کنار سالن فرودگاه به اقامه نماز ایستادند، زیرا نمازخانه یا محل مناسبی برای خواندن نماز نبود. در همین حال، مأموران امنیتی از فرصت استفاده کرده و به رغم مقاومت فردی که با آنها درگیر شده بود و برخی مسافران که نزدیک وی بودند، او را روی دست گرفته و سپس با ضرب و شتم به سوی دیگر سالن یعنی سالن انتظار بردند، اما گذرنامه وی نزد همسرش مانده بود.

در این هنگام، اعتراض مسافران خسته و بی رمق بالا گرفت. پیش از این نیز برخی افراد که به نظر می رسید از مقامات باشند، با کنسولگری و برخی افراد تماس گرفته بودند که به دنبال آن، یکی از مقامات کنسولگری نیز در بین مسافران حاضر شد. نیروهای امنیتی فرودگاه خواهان حضور یکی از مسافران که به انگلیسی تسلط داشت شدند. وی می گفت وقتی به این مسافر رسیدم، دیدم از شدت ضرب و شتم در حالت نیمه بی هوشی است و حتی نیروهای امنیتی فرودگاه نیز از این وضع نگران شده بودند تا جایی که یکی از مقامات فرودگاهی، نزد ژنرال رفته و خواهان فیصله موضوع شد، اما او دست بردار نبود.

متأسفانه، به رغم آنکه همه گونه توهین و بی حرمتی به ما شده بود، برای جلوگیری از ایجاد دردسر برای هموطن بازداشت شده مان، حاضر به عذرخواهی شدیم تا موضوع پایان یابد؛ اما ژنرال عراقی که شمایلش به بعثی های زمان جنگ می ماند، حاضر به این کار نشد و می گفت باید گذرنامه او را تحویل بدهید.

در همین حال، یکی از فرزندان شهید حکیم وارد فرودگاه شد. وی که گویی پیشتر از موضوع آگاه شده بود، به همراه مقام کنسولگری پیگیر موضوع شد و تأکید کرد تا این موضوع حل نشود حاضر به ترک محل نیست.

سرانجام مقام کنسولگری اطمینان داد که اجازه نمی دهد این مسافر ایرانی را نگه دارند و با گرو گذاشتن گذرنامه سیاسی خود نزد مسافران، گذرنامه این مسافر را گرفت و تحویل طرف عراقی داد که ساعتی بعد پس از تصویر برداری از گذرنامه و پرسش و پاسخ هایی که برای تحقیر مسافر ایرانی بود و با پافشاری مقام کنسولی و آقای حکیم وی را آزاد کردند.

و این گونه بود که پرواز ساعت 11 شب به وقت عراق، در حالی که به مسافران به شدت تحقیر شده و وضعیت روانی بدی داشتند انجام شد؛ اما دشمنی ژنرال به همینجا ختم نشد و وقتی که هواپیما در فرودگاه امام به زمین نشست، مشخص شد که بار هیچ یک از مسافران این 113 فرستاده نشده بود».

پیگیری های خبرنگار «تابناک» در پی وقوع این رخداد، حکایت از آن دارد که مسافران استشهادی درباره چگونگی ماجرا، تهیه کرده و در اختیار کنسولگری ایران در نجف قرار داده اند.

این رفتار اخیر و رفتارهای مشابه با زایران ایرانی از سوی برخی مأمورین عراقی، در حالی صورت می گیرد که در سال گذشته، بیش از يك ميليون و دويست هزار زایر ايراني به عراق سفر کرده اند و درآمدی بیش از ششصد میلیون دلار را نصیب عراقی ها کرده است.

ناگفته نماند، با توجه به این سودرسانی ایرانی ها به عراق، جدای از کمک های دولت ایران به این کشور و نذوراتی که به عتبات عالیات اهدا می شود، منطق حکم نمی کند که مردم عراق، قدر این نعمت را دست کم برای حفظ منافع خود ندانند. برای همین گفته می شود برخی باقی مانده های حزب بعث ـ که بعید نیست ژنرال فرودگاه نجف نیز یکی از آنها باشد ـ از حضور ایرانی ها در عراق و گسترش این رابطه به شدت خشمگین بوده و از هر راهی با چنین برخوردهایی، در پی ایجاد اشکال در توسعه این رابطه هستند؛ رابطه ای که بیش از ایران، عراق و مردمش از آن سود می برند.

اما اکنون باید پرسید، آیا ایرانیانی که چنین باعث رونق عراق شده اند و حضورشان سود سرشاری برای عراقی ها دارد، شایسته چنین برخوردهایی هستند؟ اکنون خواست مسافران پرواز 113 نجف ـ تهران و دیگر ایرانیان این است که دولت ایران با جدیت این موضوع را پیگیری کرده و خواهان برخورد شدید از سوی دولت عراق با فرد خاطی شوند و همچنین به طرف عراقی هشدار دهند که سهل انگاری در برخورد با چنین رفتارهایی برای آنها هزینه های بسیاری خواهد داشت.

این موضوع نباید فراموش شود که هر چند مردم ایران حساب دولت و حکومت جدید عراق را کاملا جدا از حکومت دوران صدام معدوم می دانند، در کنار گسترش روابط با همسایه خود، خواهان حفظ عزت و شأن ایرانیان در کشور همسایه شیعی خود هستند.

amir566
30-10-2011, 12:28
خوب نرید اونجا مگه زوریه!!! خربزه خوردی پای لرزشم بشین کسی که میره کشوری که 8 سال باهاش جنگیدیم و کینه عمیقی بین دو طرف هست تعجبی نداره