PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پاسخ : یادداشهایی از نهاجا و دیگر نیروهای ما در جنگ- فروردین ماه ۱۳۶۳



AMG
21-09-2010, 16:17
فردا٫ سالروز آغاز یورش صدامیان به خاک پاک ما و آغاز ۸ سال دلاوری و ازجانگذشتگی و فداکاری مردم ایرانزمین است.

شایسته دیدم٫ فرنامی آغاز بشه که در آن یادداشتهایی از تاربرگ http://www.hashemirafsanjani.ir (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.hashemirafsanjani.ir) درباره نهاجا٫ نداجا٫ نزاجا و دیگر یادداشتهایی که در پیوند با نیروهای ما در آنزمان هستند٫ گرداوری بشه.

همچنین , اگر در نوشتار ایشان یادداشتی دربارۀ هوانوردی "غیر نظامی" هم بود, آنرا نیز خواهیم داشت.

در هر نوشته٫ یادداشتهای یکماه آورده خواهد شد.

واژگان کلیدی سرخرنگ خواهند شد با بهنگام جستجو٫ ساده تر یافته شوند.

در اینجا از دوستان خواهش میکنم از درج نوشته های بیپیوند با فرنام خودداری کنند و همچنین از زدن سخنانی که در چارچوب قانونهای انجمن نیست٫ پرهیز کنند.

نوشتار بیپیوند و یا پایمال کنندهٔ قانونهای انجمن٫ ویرایش خواهد شد.

بنا بر این نهاده شده که این فرنام همانند یک «مرجع» کوچک باشد ...امید است که اینگونه برای دوستانی که پیگیر ِ فراهم آوردن نوشتار تاریخی هستند٫ کار کمی ساده تر شود.

شوربختانه دسترسی به یادداشتهای سال ۵۹ نداریم٫ پس نخستین نوشته ها از فروردین ۱۳۶۰ خواهد بود...


با سپاس از همکاری و همیاری شما


---------------------------------------------------------------

این کارِ زیبا از مردمک (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.mardomak.org%2Fspecial%2Firan_iraq_war%2F) شاید در بهتر یافتن رشتهٔ سخن٫ بدرد بخور باشد:

اینفوگرافی جنگ ایران و عراق

در این صفحه ویژه به بررسی جنگ هشتساله میان ایران و عراق میپردازد که دومین جنگ طولانی قرن بیستم پس از جنگ ویتنام شناخته میشود. امسال سیامین سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق است. این صفحه ویژه با نمای تصویرسازی شده از رویدادهای مهم این دوره ایجاد شده است.
توجه: مرزها و حدود جغرافیایی در نقشه ها و نمودارهای این صفحه، تقریبی است.


روی خط زمان
http://www.mardomak.org/uploads/images/template/v3/iran_iraq_war/01.jpg http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2144&stc=1&thumb=1&d=1294406804 (http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2144&d=1294406804)


نقشه تصرفات و نفوذ طرفین در خاک دشمن
http://www.mardomak.org/uploads/images/template/v3/iran_iraq_war/03.jpg http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2145&stc=1&thumb=1&d=1294406814 (http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2145&d=1294406814)

این نقشه، محدوده پیشروی و تصرف قلمرو سرزمینی دو کشور توسط نیروهای نظامی هر دو طرف را در طول جنگ به طور تقریبی نشان می دهد.
رنگ قرمز و رنگ زرد نشان می دهد که نیروهای دو کشور تا چه اندازه از حدود مرز خود به داخل خاک دشمن نفوذ کردند که در آن برخی شهرها اشغال شد.

حمله به اچ-3
http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2146&stc=1&thumb=1&d=1294406825 (http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2146&d=1294406825)
http://www.mardomak.org/uploads/images/template/v3/iran_iraq_war/04.jpg
عملیات حمله ایران به پایگاه هوایی الولید عراق (اچ-3) در نزدیک مرز اردن، گفته می شود که از بهترین و موفق ترین عملیات های هوایی جهان بوده است.
در روز 15 فروردین 1360 شش جنگنده فانتوم اف-4 ایرانی کلاس دی و ای از پایگاه هوایی همدان با دو بار سوخت گیری از سوخت رسان های بویینگ 747 که یکی از آنها با کمک سوریه انجام شد، از طریق حریم هوایی سوریه وارد حریم هوایی عراق شدند و پایگاه هوایی الولید را بمباران کردند.
در این عملیات نزدیک به 50 فروند هواپیما از انواع آنتونوف، میگ، سوخو و میراژ و چند بالگرد در پایگاه اچ-3 منهدم شد.

جنگ نفتکشها
http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2147&stc=1&thumb=1&d=1294406834 (http://aerospacetalk.ir/vb/attachment.php?attachmentid=2147&d=1294406834)
در این جدول مجموعه عملیات های نیروهای ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران که به طور گسترده علیه ارتش عراق انجام شد همراه با زمان انجام آن نمایش داده شده است. به جز این عملیات ها، چندین عملیات نیمه گسترده و پراکنده دیگر توسط نیروهای ایرانی علیه عراق در طول هشت سال جنگ انجام شد.
گذشته از عملیات های نظامی که دو طرف علیه یکدیگر انجام دادند، مجموعه درگیری های دریایی در طول جنگ ایران و عراق رخ داد که به جنگ نفتکش ها معروف شد.
در این دوره طولانی، سه طرف اصلی شامل ایران، عراق و آمریکا، کشتی های تجاری، نفتکش ها و تاسیسات نفتی متعلق به دیگری را در خلیج فارس هدف میگرفتند. آمریکا در جنگ نفتکش ها، بیشتر در اسکورت کشتی ها با محموله های تجاری نقش فعال داشت.
هدف طرفین از حمله به نفتکش ها و تاسیسات نفتی، جلوگیری از صادرات نفت و کنترل جریان آن بود، زیرا بخش زیادی از نفت جهان از طریق کشورهای حوزه خلیج فارس و از طریق همین مسیر دریایی تامین می شود.
در اثر انفجار کشتی ها و سکوی های نفتی در خلیج فارس، مقدار بی سابقه ای نفت به دریا سرازیر شد که آلودگی گسترده زیست محیطی به بار آورد.
http://www.mardomak.org/uploads/images/template/v3/iran_iraq_war/02.jpg

IRIAF
21-09-2010, 16:23
آغاز و پایان جنگ در گفتگو با جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح (http://aerospacetalk.ir/vb/showthread.php?p=294548#post294548)

AMG
21-09-2010, 16:43
فروردین ۱۳۶۰

فروردین ۱۳۶۰

یکم: علی (اخوی زاده) از جبهه سرپل ذهاب آمد، خیلی خوشحالم کرد و خبر از روحیه خوب داوطلبان در جبهه میداد. علی خودش از داوطلبان است و مایل است دوباره به جبهه برود.چقدر بچه ها خوب و با گذشت شده اند!

دوم: برای بازدید از جبهه و گذراندن ایام نوروز با رزمندگان، و بررسی راههای فعال کردن جبهه ها که راکد است، با قرار قبلی، ساعت هفت ونیم صبح به اتفاق عفت، فاطمه، یاسر،مهدی(۴) و چند پاسدار با هواپیمای کوچک جت فالکن، عازم خوزستان شدیم. در فرودگاه،آقای زابلی قاضی شرع بندرعباس را دیدیم که به آنجا میرفت. آقای بنیصدر هم عازم فسابود. ساعت نه ونیم صبح وارد اهواز شدیم. استاندار خوزستان، امام جمعه اهواز، فرمانده لشکرسپاه و جمعی از مردم در فرودگاه به استقبال آمده بودند. مصاحبه کوتاهی با تلویزیون اهوازکردم. خانواده به همراه آقای یحیوی به منزل خانواده شهید علمالهدی رفتند و به خانم رجائیپیوستند. من، استاندار و امام جمعه با اتومبیل به ماهشهر رفتیم.

در ماهشهر در مرکز ستاد عملیات جنگ با فرمانده لشکر ۷۷ خراسان، سرهنگ جوادی که به تازگی به جای سرهنگ فروزان، جبهه اروند را اداره میکند ـ و نمایندگان نهادهایانقلابی، وضع جنگ و آوارگان را بررسی کردیم. سرهنگ کهتری، توضیحات خوبی دادند.مهمترین هدف سفر، اطلاع روشنتر از وضع جبهه است. گزارشها، هم امید میدهد و همنگرانی ایجاد میکند. در تهران هم این گونه گزارشها را داریم. با بازدیدها و مذاکره با نیروهایصف، گزارشها را ارزیابی میکنیم. بعد از ناهار و نماز، ساعت دو بعدازظهر با هلیکوپتر بهآبادان حرکت کردیم. هلیکوپترها برای اینکه از دید رادارهای دشمن مخفی بمانند، از چندمتری زمین، حرکت میکردند؛ خیلی جالب بود. سختترین نقطه هدف سفر، همین آباداناست. شهر در محاصره است و حضور مسئولان در بین نیروهای ایثارگر و داوطلب در چنیننقطهای باعث تقویت روحیه است. آن هم در روزهای تعطیلی عیدنوروز و تشخیص نیازها ونقاط ضعف وقوت، میتواند کارساز باشد.
کنار بهمنشیر و نخلستانهای آبادان، در محل چوئبده پیاده شدیم. با اتومبیل به طرف آبادانحرکت کردیم، از کنار مخازن فراوان سوخته شده (تانک فارم آبادان) گذشتیم. ثروت هنگفتیاز دست رفته و بیش از نصف مخازن نابود شده است. مقداری با ماشین در شهر گشتیم. واردمرکز سپاه آبادان شدیم. پاسدارها خیلی ابراز احساسات کردند. سپس با همراهان به گشت درشهر پرداختیم و داخل پالایشگاه و خیابانهای شهر را گشتیم. امام جمعه آبادان آقای جمی همبه ما ملحق شدند. ستاد عملیات را دیدیم. سرهنگ شکرریز، توضیحاتی از روی نقشه داد. بهجبهه رفتیم، در ایستگاه هفت، نزدیک خرمشهر، سپاهیان ارومیه و شیراز مستقر بودند. چندسنگر خمپاره را دیدیم و من گلولهای در خمپاره گذاشته و پرتاب کردم؛ بچهها خیلی با ایمان وبا روحیه بودند. مرتب صدای انفجار گلولههای دشمن به گوش میرسید و ما روی زمین درازمیکشیدیم. در اتاقکهای محل زندگیشان نشستیم و عکس گرفتند. میخواستم نزدیک پلبروم، نگذاشتند.
پالایشگاه آبادان خیلی خراب نشده ولی آسیبها کم نیست(۵). شهر آبادان، خالی از سکنه غیرنظامی است. فقط چند هزار نفری [در شهر] ماندهاند. در زیر زمین بزرگ کمیته ارزاق، نمازمغرب و عشا را خواندیم و برای حضار سخنرانی کردم(۶)، جواب سئوالاتشان را دادم و سپس بههتلی برای دیدن [نیروهای] سپاه خرمشهر رفتیم، با حال و جالب بودند. ساعت یازده شب بهمرکز اداره جنگ رفتیم و شام سربازی خوردیم و همان جا خوابیدیم. دشمن که گویا خبر ورودمن را شنیده بود، تحرک هوایی شدیدی در آن شب داشت و ضدهوایی ساختمان ما فعال بود.

سوم: ساعت پنج صبح با صدای آتشبارهای ضدهوایی ساختمان، بیدار شدم(۷). پس از نماز وصبحانه برای عیادت مجروحان جنگ به بیمارستان شرکت نفت رفتم. دیشب یک شهید ویک مجروح آورده بودند. روحیه بیماران و وضع بیمارستان خوب بود. ساعت هشت ونیم بهدیدن فدائیان اسلام در هتل آبادان رفتم؛ اکثر مجروحان از [نیروهای] فدائیان بودند که بخشیاز جبهه ذوالفقار را اداره میکردند. در مجموع آنچه که از رشادت و ایثار مدافعان این جبههسرنوشتساز شنیده بودم کمتر از حقایق ملموس صف و میدان آبادان و خرمشهر است.
من قبل از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب بارها به این جزیره آمده بودم و مقایسه آنرونق و آبادی با این خرابی و غربت به شدت آزرده خاطرم کرد. گرچه مردانگی و مقاومتنیروهای انقلاب امید آفرین است و نوید آیندهای درخشان میدهد.
سپس با هلیکوپتر به ماهشهر برگشتیم و از آنجا با اتومبیل به اهواز آمدیم. ظهر به دشتهایوسیع و هموار ولی بایر خوزستان رسیدیم. آب فراوان و هرز آن، مایه حسرت شد(۸). بعد ازنماز، ناهار و استراحت به پادگان حمیدیه نزدیک سوسنگرد رفتیم. قرارگاه لشکر ۱۶ قزوین رابازدید کردیم و در مسجد پادگان برای سربازان صحبت کردم(۹). آنها شعارهای داغی به نفع خطامام دادند. فکر میکنم، فرماندهان از عکسالعملهای بعدی آقای بنیصدر وحشت داشتند(۱۰). ازسد در حال احداث بر روی کرخه بازدید به عمل آوردیم. این سد به پیشنهاد مهندس سبزواریبرای انحراف آب به سوی مراکز ارتش عراق، ایجاد میشود. میگویند، در سرنوشت جنگ اثرمهمی خواهد داشت. مراحل آخر کار بود. میخواستند، دریچه بزرگ را نصب کنند. نتوانستیماین مرحله جالب را تماشا کنیم.
با دو ساعت تأخیر به فرودگاه رسیدیم. هواپیما منتظر بود. با عجله، مصاحبه کوتاهی باتلویزیون اهواز انجام دادم. شب وارد تهران شدیم. احتمال خطر هم بود، چون شبها هواپیما بامشکل بر فراز تهران حرکت میکند. احتمال شلیک دفاع خودمان زیاد است. وحشتی نداشتم و به خیر گذشت. بعضی از همراهان پس از رسیدن به خانه، در اثر غذای اهواز یا پذیراییداخل هواپیما، دچار دل درد و اسهال شده بودند.

چهارم: -

پنجم: -

ششم: برای عیادت مجروحان جنگ به بیمارستان امداد شماره دو رفتیم. خبرنگار از خبرگزاریپارس و فیلمبردار از صداوسیما هم آمده بود. بیمارستان بزرگ است و بیش از پانصدتختخواب دارد. اکثر تختها خالی بود. جالب است که در جریان جنگ این همه تخت خالیبیمارستانی داریم. نزدیک یکصدوپنجاه مریض آنجا [بستری] بودند که از همه آنها عیادتکردم. حدود نصفشان مجروح جنگ یا جنگزده بودند. روحیهها خوب بود. دکترها وپرستارها، خوب کار کرده بودند. کمبود مهمی در بیمارستان به چشم نمیخورد و بعضی ازقلمهای دارو کمیاب بود که باید تهیه شود. انجمن اسلامی بیمارستان مسجدی ساخته بود ولیبودجه نداشتند، کمک خواستند، صد هزارتومان حواله اوقاف کردم؛ خدا کند که بپردازند.

هفتم: -

هشتم: از امام خواستم که به مسؤولیت فرماندهی کل قوا، توجه بیشتریبفرمایند و از عدم تحرک در جبههها ـ که نیروهای ما را به ستوه آورده است ـ شکایت کردم واینکه به ارتش، در آبادان، توپ ۱۷۵ داده نمیشود که بتوانند حمله به شهرها را تلافی کنند(۱۸).
آقای خامنهای از اینکه طبق قانون نمیتوانند در ارتش نظارت مؤثری داشته باشند، ازخود سلب مسؤولیت کردند و از امام خواستند که خودشان توجه بیشتری در هدایت جنگ وارتش، مبذول دارند. امام از ایشان خواستند که اطلاعات کافی در اختیار امام گذارده شود کهبتوانند تصمیم مقتضی را بگیرند. آقای خامنهای، بار دیگر ضرر عزل سرهنگ [صیاد]شیرازیرا گوشزد کردند، ولی امام مطلب را بیاهمیت تلقی کردند.

نهم: -

دهم: -

یازدهم:-

دوازدهم: -

سیزدهم: -

چهاردهم: -

پانزدهم: خبر حمله هواپیماهای ما به عمق خاک عراق و انهدام چهار پایگاه هواییبا سروصدا پخش شد. امید است که مؤثر باشد. [فردید٫ یورش تاریخی نهاجا به H3 میباشد.AMG ]

شانزدهم: -

هفدهم: آقای خامنهای عازم کردستان شدند. از فرودگاه سندی فرستادند در مورد اظهارات آقایبنیصدر در خدمت امام، در جواب اعتراض امام به عدم واگذاری توپ یکصدوهفتادوپنج بهآبادان(۴۴). (این [سند] در اصل شکایت سرهنگ شکرریز فرمانده واحد مستقر در آبادان است).
آقای بنیصدر گفته بودند که از این توپها کم داریم و گلولههای آن هر یک ده هزار دلاراست و دلار را هم به نرخ آزاد بیست تومان حساب کرده بودند که قیمت هر گلوله دویستهزارتومان میشد.
این سند میگوید سیوهفت اراده توپ و گلوله زیاد در انبار داریم و قیمت هر گلولههشتصدوپنجاه دلار است. گزارشی از مرز ترکیه با ایران، توسط [کامل عابدین زاده] نمایندهخوی رسید که نقل و انتقالات مشکوکی در آنجا دیده میشود. نسخهای از آن را برای امامفرستادم.
آقای [حسین]حسینی[واعظ رامیانی] نماینده مینودشت [رامیان] که پای پسر سربازش قطعشده بود، برای انتقال ایشان از ارومیه میخواستند از هواپیماهای ارتشی استفاده کنند کهتماس برقرار شد.

هجدهم: -

نوزدهم: -

بیستم: سپس ملاقاتی با سفیرایتالیا ـ که خواستار توسعه روابط اقتصادی بود ـ [انجام دادم] از اینکه بعد از انقلاب شرکتهایایتالیائی کارهایی در ایران انجام دادهاند، تشکر کردم و از اینکه هلیکوپترهای شنوک ما راتحویل ندادهاند، انتقاد کردم. گفت مسأله حل شده است(۴۷).

به مرکز پاسداران منزل امام رفتم، با آنها نماز خواندم و سخنرانی کردم(۴۹) و مطالبی دربارهتوپ یکصدوهفتادوپنج و مرز ترکیه به خدمت امام فرستادم و شب را در منزل آقای بهشتی،مهمان بودیم .

بیست و یکم: -

بیست و دوم: -

بیست و سوم: -

بیست و چهارم: اول شب، در مجلس صدای توپهای ضدهوایی بلند شد، ولی بعدا گفتند که حملهای نبوده وبیجهت توپها را شلیک کردهاند.

بیست و پنجم: خبری از پیروزی در جنگ در شوش داشتیم و موضوع کلاهبرداریپنجاهوشش میلیون دلاری در رابطه با خرید اسلحه مطرح گردید که از وزارت دفاع کسب اطلاعشد، معلوم شد صحت دارد، ولی اموال شرکت کلاهبردار و همین پولها را در بانک توقیفکردهاند؛ البته به ادعای آقای [جواد]فکوری وزیر دفاع. بنا شد گزارش کاملی بدهند.

بیست و ششم: -

بیست و هفتم: -

بیست و هشتم: -

بیست و نهم: -

سی ام: -

سی و یکم: -

AMG
24-09-2010, 19:02
اردیبهشت ۱۳۶۰


یکم:-

دوم: تیمسار افضلی فرمانده نیروی دریایی تلفن کرد که کار فوریدارد. آمد ولی کار مهمی نداشت. اطلاع داد که مؤسسه فیات ایتالیا مایل است که ایرانناسیونال را ـ که از انگلستان تغذیه میشود ـ از نظر بعضی نیازهای فنی و قطعات، با فیات تغذیهکند و همچنین کارخانه تراکتورسازی تبریز را؛ قرار شد با مسئولان صنایع صحبت کند.
از قصد و تمایل فرماندهان به حذف اداره سیاسی ایدئولوژیک ارتش صحبت میکرد واینکه حکم اخیر امام، مبنی بر انتصاب آقای صفائی به ریاست این اداره، این توطئه را خنثیکرده، و صحبت از تجدید سازمان ارتش میکرد و اهداف انحرافی فرماندهان موجود، منجملهآقای بنیصدر در تضعیف عامل ایمان. مدعی بود که باید سپاه را مبنای ارتش قرار داد و ارتشرا رفته رفته در سپاه منحل کرد. شاید میخواست مرا بیازماید. گفتم که در خود ارتش،نیروهای سالم و مجرب و مسلمان و قابل تربیت فراوان است.

سوم: -

چهارم: -

پنجم: -

ششم: -

هفتم: آقای باقری که در [واحد] سیاسی ایدئولوژی دانشکده افسریاست، از محیط اسلامی و حزب اللهی دانشکده و سرهنگ نامجو(۶۸)راضی است. بعد از انقلاب،دو دوره دانشجو گرفتهاند که مسلمان و انقلابیاند، و گفت سال سوم که از دانشجویان قبل ازپیروزی انقلابند، خیلی جالب نیستند و این روزها کارشان تمام است و به جبهه خواهند رفت.امیدوار بود که پس از گزینش امسال، محیط دانشکده یکپارچه اسلامی و انقلابی شود.

هشتم: آقای محمد منتظری از خیانت فریور معاون تسلیحاتی وزارت دفاع گفت، حیدری پاکسازی شده رابه عنوان مسئول به خطر افتادن پنجاه و شش میلیون دلار که در خرید اسلحه کلاه سرش رفتهافشا کرد. از اینکه بعضی فرماندهان ارتش، میخواهند پاکسازی شدهها را برگردانند، انتقادکرد.

نهم: با استانداری کرمانشاه درباره خبر حمله لشکر هفت زرهی عراق به نیروهای ما در بازیدراز صحبت کردم. به حمدالله دفاع نیروهای ما قوی بوده ولی فشار دشمن هم زیاد است.

دهم: جلسه علنی مجلس داشتیم. نطقهای پیش از دستور خوب بود و اکثرا علیه فتنه مجاهدینخلق و من هم مشروحا درباره شهادت خلبان شیرودی، روزکارگر، فتنه مجاهدین و تعویقانتخابات میان دورهای صحبت کردم(۷۵)

یازدهم:-

دوازدهم: بعدازظهر از انجمناسلامی هلیکوپتر سازی آمدند و صحبت از برنامهای میکردند که بنااست هیأت مدیرهای از غیر مکتبیها، شرکت عظیم و کارهای فنی هواپیمائی را اداره کنند واز نمایندهای که از طرف کمیسیون دفاع مأمور تحقیق است، گله داشتند.
سفیر لیبی آمد، از نتایج سفر قذافی به مسکو گفت و خواهان همکاری بیشتر بود و هواپیمایC-130 میخواست و از ابقای ایاذ ثابت صحبت میکرد، که قرار است اخراج شود.

سیزدهم: سروان شریفالنسب آمد. او توصیه میکرد که تیمسار ظهیرنژاد را جذب کنیم، زیرا آدمسالمی است و نگذاریم بنیصدر ایشان را جذب کند.

چهاردهم: -

پانزدهم: بعدازظهر، فرمانده هوانیروز و جمعی از افسران مکتبی آمدند و از مکتب زدایی درونارتش نگران بودند. راه علاج را مکتبی بودن فرماندهان تا سطح تیپ میدانستند. چون آقایبنیصدر جانشین فرماندهی کل قوا است اینگونه مراجعات به ما زیاد است.

شانزدهم: -

هفدهم: -

هجدهم: -

نوزدهم: -

بیستم: -

بیست و یکم: -

بیست و دوم: -

بیست و سوم: -

بیست و چهارم: -

بیست و پنجم: -

بیست و ششم: از جنگ صحبت شد. امام اجازه حمله به شهرهای مسکونی عراق را ندادند. کار مشکلیاست که عراق شهرهای ما را بکوبد و آواره جنگی درست کند، ولی خودش مشکل آوارگان رانداشته باشد. مشکل عمده ما آوارگانند.

بیست و هفتم: -

بیست و هشتم: -HBD F

بیست و نهم: -

سی ام: -

سی و یکم: بهانتظار شنیدن خبر پیروزی امروز نیروهای اسلام بر عراقیها در جبهه دزفول؛ خبر فتح تپه اللهاکبر که میتواند در جنگ سرنوشت ساز باشد و اسارت صدها عراقی، امید بخش بود و من تانزدیک ساعت یک بامداد بیدار ماندم تا جزئیات اخبار ساعت ۱۲ شب را بشنوم.

AMG
30-09-2010, 12:06
خرداد ۱۳۶۰


یکم:-

دوم: خبر پیروزی و فتح تپههای گامیشان، خبر خوشحال کننده صبح بود که رادیو گفت.
برادر شهید شیرودی و همکارش خلبان میرزائی آمدند و از احتمال توطئه داخلی درشهادت او میگفتند. شب قبل از شهادتش تماس مشکوکی از دو سرهنگ و بنیصدر نقلمیکردند و مدعی بودند، جهت تیر از جلو که دشمن بوده، نیست و از کنار است. از من حمایتنیروهای خط امام ارتش را میخواستند.

سوم: -

چهارم: -

پنجم: -

ششم: -

هفتم: -

هشتم: -

نهم: -

دهم: -

یازدهم: از سپاه قائم، آمده بودند و شکایت داشتند که ارتشیان تانکهایی را که سپاه گرفته و به پشتجبهه آورده، میخواهند بگیرند.
عصر، با بچهها به پادگان سعدآباد، برای تمرین تیراندازی رفتیم و برای سپاهیان سخنرانیکردم(۱۰۳). شب از سپاه برای مشاوره به خانه آمدند.

دوازدهم: ظهر، معلمان و مربیان فنی خلبانی آمدند. از وضع استخدامی خود شکایت داشتند. عصرآقای جمی امام جمعه آبادان آمد و از خط حرکت در مقابل بنیصدر میپرسید. از فرماندهلشکر هفتادوهفت خراسان ـ که فرمانده اروند هم هست ـ شکایت داشت.

سیزدهم: -

چهاردهم: -

پانزدهم: -

شانزدهم: -

هفدهم: -

هجدهم: -

نوزدهم: آقای خامنهای، با اصرار احمدآقا از جبهه برگشته بودند، برای تدبیر در امر ارتش، درشرایط موجود.
خبری از آماده شدن بنیصدر، برای خروج از کشور رسید و گویا در همین رابطه، دونفر ازدفتر ایشان بازداشت شدهاند.


بیستم: ظهر، احمدآقا خمینی به مجلس آمدند که با آقای خامنهای، درباره آینده ارتش مشورتکنند و تصمیماتی اتخاذ کردند.


بیست و یکم: در بین راه اخبار ساعت هفتصبح را گوش دادم. موضوع مهم، عزل آقای بنیصدر از فرماندهی نیروهای مسلح بود.

بنیصدریها خیلی ترسیدهاند و احتمال فرارشان قوی است.
یک نظر این است که مانع فرارشان نشویم، زیرا به کلی از اعتبار ساقط میشوند و چیزی برمدنی و بختیار و پهلویها نمیافزایند. نظر امام، این بوده که نگذاریم بگریزند؛ ولی دیشب ازاحمد آقا نقل شد که امام هم، دیگر مخالفتی ندارند.

آخر شب، آقای رضائی تلفنی اطلاع داد که خبری میگوید، آقای بنیصدر هواپیمایبزرگی را خواسته، آماده داشته باشند و میگفت احمدآقا هم از امام کسب تکلیف کرده و امامهم مخالفتی ندارند. خودم از احمدآقا پرسیدم، ایشان تأیید کرد.

بیست و دوم: -

بیست و سوم: -

بیست و چهارم: فرماندهان لشکرها و پایگاههای هوایی خدمت امام رسیدند، همراه آقای خامنهای؛ وامام مطالب مهمی، در جهت تقویت خط امام و تضعیف لیبرالها و به خصوص بنیصدر،فرمودند(۱۱۹).


بیست و پنجم: -

بیست و ششم: عصر، شورای فرماندهی سپاه پاسداران آمدند و پیشنهاد میکردند که شورای فرماندهیکل قوا که پس از عزل آقای بنیصدر، احتمالا تشکیل میشود، مرکب باشد از دونظامی و یکسپاهی؛ سرهنگ نامجو، سرهنگ فکوری و محسن رضائی را پیشنهاد میکردند. قرار شد باامام صحبت کنیم.

خبرپیروزی سپاه و ارتش در دهلاویه خوشحال کننده است؛ ولی گویا خیلی مهم نیست.

بیست و هفتم: -

بیست و هشتم: آقایان فلاحی و فکوری را آنجا ملاقات کردم. نگران بودند ولی میگفتند، اگر ارتش درجریانات سیاسی دخالتی نکند، بهتر است و از این جهت عزل بنیصدر را خوب میدانستند.



بیست و نهم: -

سی ام: -

سی و یکم: متأسفانه خبر شهادت آقای دکتر چمران در جبهه دهلاویه، حلاوت رأی موافق مجلس رااز کاممان بیرون برد و اعلان خبر شهادت را تا آخر شب برای اینکه خبر مجلس، تحتالشعاعقرار نگیرد، به عقب انداخیتم.

AMG
05-10-2010, 15:43
تير ۱۳۶۰


یکم: اطلاع دادند که ضد هواییهای نخست وزیری را جمع میکنند. اقدام مشکوکی به نظررسید. آقای خامنهای، تماس گرفتند، تأیید شد. ایشان ممانعت کردند. خبر فتح ما در آبادان وباز شدن جاده آبادان ـ ماهشهر، بعد از بیست ماه از اخبار خوب بود.

دوم: آقای فلاحی، وضع جبههها و طرحهای آینده را گفت؛ رضایت بخش است. وتصمیماتی گرفتیم.

سوم: -

چهارم: سپس بهفرودگاه رفتم و با هواپیمای کوچک فالکن، همراه پاسداران، فاطی، مهدی و یاسر، به طرفکرمان به منظور رسیدگی به وضع زلزله زدگان گلباف کرمان، حرکت کردیم. ساعت ده درفرودگاه کرمان بودیم. جمع زیادی از عناصر انقلابی شهر، به استقبال آمده بودند. سخنرانیکوتاهی پس از خیرمقدم گفتن آنان انجام دادم(۱۳۲).
با دو هلیکوپتر با همراهان به گلباف رفتیم. شهر کوچکی با حدود پانزده هزار جمعیت، کهتقریبا تمام ساختمانها یا به کلی ویران شده و یا غیر قابل سکونت. خوشبختانه اغلب خانههادر حیاط خودشان، درخت دارند و لذا چادرهایی در همان محیط نصب شده و مردم به آسانی،اسکان یافتهاند.

پنجم: -

ششم: صبح زود، آماده رفتن به جیرفت و کهنوج شدیم. به پادگان هوانیروز رفتیم. مقداری باپرسنل صحبت کردیم و سوار هلیکوپتر شدیم. پس از کمی انتظار پرواز برج مراقبت اعلان کردکه هوا برای پرواز مساعد نیست. ناچار برگشتیم. همافران و خلبانها جمع شدند و برایشانسخنرانی کردم و توضیحات کاری و روشنگر، که موثر و مفید است. سپس پایگاه را بازدیدکردیم و در جمع سربازان هم کمی صحبت کردم.
ساعت شش بعدازظهر به فرودگاه رسیدیم. هواپیما عیبی داشت. مدتی معطل شدیم، تا رفع شد و سپس پرواز کردیم.

هفتم: هفتم تیرماه

هشتم: -

نهم: -

دهم: -

یازدهم: -

دوازدهم: آقای [ولی الله] فلاحی از اختلافات بین خودش و آقای ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینیصحبت داشت و چارهجویی کرد. مشکلی است که به جنگ ضربه میزند. قرار شد جدیبرخورد کنیم. گزارشی از وضع امکانات و نیروهایمان شنیدیم؛ مشکلات جدی برای تدارکاتداریم.

سیزدهم: -

چهاردهم: -

پانزدهم: بعدازظهر، شورای عالی دفاع داشتیم. تیمسار ظهیرنژاد احضار شده بود. برای بررسیاختلاف نظرهای ایشان و آقای [ولی الله] فلاحی بحث زیادی شد. در رفع اختلاف پیشرفتینکردیم.

قرار شد، در جبهه عمل کنند و حرکتی را خیلی زود برای سرکوب نیروهای متجاوز بعثیعراق آغاز نمایند. از کمبود مهمات میگفت که قول تأمین آن داده شد. بعد از سفر اول سالمن به خوزستان و مذاکره با فرماندهان در جبهه و سپس مشاورهها و پیگیریها طرحهایعملیاتی تهیه شده بود، ولی با وجود بنیصدر کارها کند بود.

خبر آسیب دیدن و نیمه غرق شدن یکی از ناوهای نیروی دریائی در کنار خارک رسید کهآقای فلاحی گفت، در دریا تصادف کرده و مشغول تعمیرند. تلفات جانی نداشتهایم.

شانزدهم: -

هفدهم: -

هجدهم: -

نوزدهم: تیمسار فلاحیمیگوید آقای ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی، معتقد به حرکت ارتش نیست و بهتر میداند،وضع کنونی محفوظ بماند و نامهای از سرهنگ یعقوب حبشی از افسران ستاد نیروی زمینیخواند که ارتش را در وضع کنونی، قادر به اخراج ارتش عراق نمیداند و محتاج به دوسه لشکرجدید التأسیس میباشد که به این زودیها، امکان ایجاد آن نیست. گزارشی از وضع مهمات دادکه بد نبود.

بیستم: -

بیست و یکم: -

بیست و دوم: عصر، در جلسه شورای عالی دفاع، در ستاد مشترک شرکت کردم. آقایان مهندس[محمد]غرضی و مهندس سرداری از برنامه استفاده از آب در مقابل دشمن، شرحی ارائه دادند.
کارهای نسبتا جالبی انجام شده. فرماندهان لشکرهای ۸۱ و۹۲ و۱۶ و۲۱ و۷۷ نیروی زمینیدر جلسه شرکت کردند. ضمن تذکر، کمبود مهمات توپ (۱۵۵) و بعضی از مهمات و سلاحهایدیگر، برنامه آینده نزدیک خودشان را در جبههها گفتند. تحرک لازم در جبهههای جنوبنیست. با اینکه دشمن با اعتراف خود فرماندهان، ضعیف و آماده هزیمت است. عذرشان همکمبود مهمات و گرما است. ولی چون چند لشکر، قول حرکت دادند، شورا به انتظار حرکتنزدیک، فعلا اقدامی نکرد، اما اگر تحرک لازم دیده نشد، باید فکری بکینم.
آقایان[ولیالله]فلاحی و [جواد] فکوری هم سخت طرفدار حرکت سریعاند. کوتاهی را از نیرویزمینی میدانند. آینده، حقیقت را روشن میکند.

بیست و سوم: گروهی از نیروی هوائی آمدند و پیشنهادهائی داشتند برای تعویض کادر ستاد نیرو، پس ازسرهنگ[جواد] فکوری که احتمالا پست فرماندهی نیروی هوائی را برای پست وزارت[دفاع] از دست بدهد؛ چون قانون اساسی دو شغل را اجازه نمیدهد.

بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -

بیست و ششم: عصر، جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک داشتیم. سرهنگ افضلی [فرمانده نیرویدریائی] و سرتیپ ظهیرنژاد [فرمانده نیروی زمینی] هم شرکت نمودند، افضلی درباره علتآسیب دیدن ناو میلانیان و نیمه غرق شدن آن، توضیح داد و گفت چهارده نفر که در انجاموظایفشان کوتاهی کردهاند، تحت پیگرد قرار گرفتهاند. تا دوسه هفته دیگر، ناو اصلاح ومشغول کار میشود. از نیازهای نیروی دریائی شرحی داد.
آقای ظهیرنژاد، از اختلاف خود با تیمسار فلاحی، در موضوع عزل سرهنگ ورشوی ازفرماندهی لشکر ۲۱ گفت و شکایت به شورا نمود و پس از دفاع آقای فلاحی، قرار شد تفاهم وهمکاری کنند.

بیست و هفتم: -

بیست و هشتم: -


بیست و نهم: ساعتپنج بعدازظهر در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم، گزارشی از وضع جبههها که اکثراراکدند و در انتظار حرکت و طرحی برای طرد دشمن از اطراف آبادان و موضوع مذاکره باپاکستان و کمبود آب رود هیرمند، مطرح شد.

سی ام: -

سی و یکم: اول وقت سر کارم بودم. آخر شب خبر تصرف بیاره را دادند؛ شهر کوچکی از عراق که درمرز به تصرف نیروهای ما در آمده، ولی هنوز کاملا تائید نشده و معلوم نیست، مسلطبرجادههای شهرند یا داخل شهر. به هر حال نقطه عطفی در جنگ است و شروع پیشروی درخاک عراق، مهم است.

AMG
10-10-2010, 20:13
مرداد ۱۳۶۰


یکم: -

دوم: بعدازظهر، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد ارتش، شرکت کردم. آقای فلاحی گزارشجبههها و آقای فکوری، گزارش رسیدن مهمات را ـ که نگران کمبود آنها بودیم ـ و آقایمهندس [میرحسین]موسوی، گزارش عادی شدن آب رودخانه هیرمند را ـ که در جلسه گذشتهفکر میشد، افغانها آن را منحرف کردهاند ـ دادند.

فرماندهان لشکرها را دعوت کرده بودیم. از خوزستان آمدند. اعتراض کردیم که چرا بهوعدههای حمله، عمل نشده. عذرهائی مطرح کردند و وعده کردند به زودی عمل کنند. افطاررا در ستاد خوردیم و جلسه تا ساعت ده شب، ادامه داشت. برخوردهائی بین آقای[یوسف]کلاهدوز، قائم مقام فرمانده سپاه و ارتشیان پیش آمد که مهم نبود. مهندس[مهدی]چمران هم برای سرنوشت ستاد جنگهای نامنظم چمران، شرکت داشت. قرار شد تابعارتش باشد.

سوم: افطار را در نخست وزیری، با آقایان رجائی، احمدخمینی، موسویاردبیلی، تیمسار فلاحی و سرهنگ فکوری، صرف کردم. فلاحی از عملکرد دادگاه انقلاب وانجمنهای اسلامی و سلب امنیت شغلی افسران، شکایت داشت و چارهجوئی میکرد. بعد ازبحث زیاد، قرار شد آنها با این نهادها گرم بگیرند و تعارضهای زمان بنیصدر، که عامل اینموضعگیریهاست، جبران شود و با هم کمک به رفع تضادها کنیم و به آنها اعتماد دادیم.
درباره هواپیمای فراری به مصر، توسط خلبان خیرخواه که کودتاچی آزاد شده است، بحثشد. معلوم شد، فریب داده و به دروغ مدعی قفل شدن فرمانهای هواپیما شده و فرار کرده و بهمصر پناهنده شده و چهار نفر همراه او، خواهان مراجعت به ایراناند. فردا با هواپیمابرمیگردند.

چهارم: -

پنجم: ساعت پنج بعدازظهر، در شورای عالی دفاع در نخست وزیری، شرکت کردم. آقای فلاحیگزارش جبههها را داد. حمله لشکر ۱۶ موفق بوده و غنائم و اسرای زیادی گرفتهاند. دشمن رااز شمال کرخه کور، عقب راندهاند، ولی در دزفول لشکر ۲۱ فتح، عمل نکرده و در آبادان همحمله لشکر ۷۷ خراسان، بی نتیجه مانده است.
سرهنگ دهقان، گزارشی از خریدهای موفق مهمات داد که از شرقیها و غربیها خریدهاند ومشغول وارد کردن هستند. ایشان مدعی است، از اول جنگ تاکنون نزدیک بیست میلیارددلار، مهمات مصرف کردهایم. رقم عظیمی است. احتمالا اغراق آمیز است.

سرهنگ نامجو و کلاهدوز، گزارشی مبنی بر تقصیر نیروی هوائی، در عدم حمله به مرکزکنفرانس سران ضدانقلاب در کردستان که از طرف استاندار ارومیه خواسته شده بود، دادند وقرار شد پس از بررسی، تنبیه شوند.

ششم: ساعت یازده، خبر فرار یک هواپیمای بوئینگ سوخت رسانی نظامی از فرودگاه تهرانرسید. دستور تعقیب و برگرداندن آن را دادیم. ساعت دوازده خبر دادند که وارد ترکیه شده و ازدست ما کاری برنمیآید و خلبان آن، همان سرهنگ معزی خلبان مخصوص شاه است کههواپیمای شاه را به ایران آورده بوده.

هفتم: ساعت یازده گزارش رسید که بنیصدر و مسعود رجوی، سرنشین هواپیمای فراری هستندو امروز صبح به پاریس رسیدهاند و فرانسه به بنیصدر، پناهندگی سیاسی داده. خبر تلخیاست. مأموران میگفتند تا حدودی به سرنخهائی در مورد محل اخفای آنها رسیدهاند.

ظهر گروهی ازهمافران آمدند و خیلی ناراحت بودند و خواهان تصفیه فوری در نیروی هوائی بودند.با توجهبه فرار بنیصدر با هواپیمایی از این نیرو.

در دفتر آقای رجائی، فورا جلسه با حضور آقای موسوی اردبیلی و سرهنگ فکوریفرمانده نیروی هوائی تشکیل دادیم. سرهنگ فکوری خیلی ترسیده و تعادل خود را از دستداده [بود] و میگفت، نیروی هوائی با این دو مورد فرار هواپیما متزلزل شده است. گفتیم زمینهخوبی برای تصفیه ضدانقلاب در نیرو پیش آمده. با مشورت انجمناسلامی، سیاسی ـایدئولوژی نیرو و دادگاه انقلاب ارتش، تصمیمات مهمی گرفتیم. ستاد فرماندهی و فرماندهانپایگاهها را عوض کردیم. جانشین فرمانده را آقای سرهنگ معینی قراردادیم. اختیارات آقایفکوری را به معینی دادیم.

هشتم: -

نهم: عصر، در شورای امنیت شرکت کردم و گلههای ارتش را مطرح کردم و تصمیماتی اتخاذکردیم. توسط احمد آقا به امام پیغام دادیم و از امام نظر خواستیم. امام با تغییراتی در ارتش،برای اطمینان بیشتر، موافقت کردند.
عصر، شورای عالی دفاع داشتیم. گزارش جبههها، صنایع نظامی و مهماتی را که در ایرانمیسازیم، دادند. رفته رفته، صنایع فعال میشود.

دهم: -

یازدهم: -

دوازدهم: ساعت پنج بعدازظهر، در شورای عالی دفاع شرکت کردم. گزارش جبههها را دادند که راکداست. پیشنهاد فرماندهی غرب را برای آقای سرهنگ صیادشیرازی نمودیم که نظامیان راخوش نیامد و گزارشی از عدم پیشرفت کار تعمیر ناو میلانیان و حمله به تأسیسات نفتی تکریتعراق داده شد. آخر وقت آقای ظهیرنژاد، از پیشرفت تیپ ۸۲ خرم آباد در عین خوش و دهلیزخبر داد.

سیزدهم: -

چهاردهم: -

پانزدهم: -

شانزدهم: به جلسه شورای عالی دفاع، در ستاد مشترک ارتش رفتم. فرماندهان همه لشکرها آمدهبودند و گزارش عملیات را دادند. آقای صادق طباطبائی که در خارج برای خرید اسلحه به سرمیبرد، آمد و گزارشی از خریدها داد. گزارش برگشتن هواپیمای ربوده شده توسط بنیصدر ورجوی با دو خلبان را دادند. گزارشی هم از تحقیقات [داده شد]، درباره ربودن هواپیما و گفتهشد که مصر هواپیمای ربوده شده را پس نمیدهد.

هفدهم: -

هجدهم: -

نوزدهم: سرهنگ معین پور آمد و گزارشی درباره نتیجه تحقیقاتدر موضوع فرار بنیصدر، رجوی، هواپیما و دو نفری که برگشتهاند، داد. پیشرفتی در تحقیقاتنکردهاند، شش نفر را بازداشت کردهاند. هواپیما برگشته، ولی اظهارات دو همافر خیلیراهگشا نیست. ضعیف است و به نظر تردید آمیز. شب به خانه آمدم.

بیستم: -

بیست و یکم: -

بیست و دوم: سپس با شورای عالی دفاع به خدمت امام رسیدیم. امام گله داشتند که سریعا عمل نمیکنندو جبههها را راکد گذاشتهاند. تیمسار [ولیالله]فلاحی گزارشی از وضع نیروهای مهاجم وجبههها و تدبیری برای حرکت در جنگ داد و بحثهای زیادی شد. قرار شد با شرکت فرماندهنیروی زمینی، تیمسار ظهیرنژاد، روز شنبه طرحهای زمانبندی شده، برای اخراج دشمن وتحرک جبهه در محضر امام تصویب شود و فرماندهانی که آمادگی عملی ندارند، کنار بروند.

بیست و سوم: آخر شب، آقای نظران اطلاع داد که در شورا، موضوع ربودن ناوچه توپدار فرانسوی ایرانو هواپیمای فرندشیپ نیروی دریایی مطرح بوده. رژیم شاه سه ناوچه توپدار از فرانسه خریدهبود که فرانسه، پس از مدتی تأخیر، به تازگی تحویل داده. در آبهای ساحلی اسپانیا در راه آمدنبه ایران یکی از ناوچهها ربوده شده و ظاهرا به مراکش رفته. بعضی از کارکنان ناوچه باربایندگان، همدستی و همکاری داشتهاند. اسپانیا اقدام کرده که ناوچه را پس بگیرد؛ چوناسپانیا مسئول حفاظت در آبهای خودش میباشد.
هواپیمای فرندشیپ، در راه حرکت از بندرعباس به چاهبهار به طرف مسقط رفته و درفرودگاه مسقط فرود آمده. سیزده سرنشین داشته. گویا خلبان و کمک خلبان، قصد فرار از ایرانداشتهاند و این گونه فرار کردهاند.

بیست و چهارم: صبح با شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی، خدمت امام قرار داشتیم که درباره آیندهجنگ و تحرک جبههها، تصمیم بگیریم.
امام، ابتدا از فرار فرندشیپ و ناوچه پرسیدند. معلوم شد هواپیما برگشته و دو نفر خلبانماندهاند. امام دستور دادند که مراقبت بیشتر شود و افراد ناپاک تصفیه شوند که این گونه حوادث ـ که حیثیت ما را مخدوش میکند ـ پیش نیاید.
در مورد جنگ، فرمودند جبههها را متحرک کنند. تیمسار ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینیاحتیاط بیش از حدنشان میداد و بیشتر تمایل به عدم حرکتهای سریع داشت. اصولا فرماندهانکلاسیک نظامی، با شیوههای مطمئنتر و حساب شدهتر، تمایل دارند و سپاهیان با شیوههایانقلابی و سریع و ضربتی؛ ولی اکثریت خواهان حرکت سریع بودیم و ادامه وضع موجود را بهصلاح نمیدانستیم. جنگ فرسایشی شده و دشمن انقلاب، همین را میخواهد؛ هم برای ما وهم برای عراق. در خاتمه تصمیم گرفته شد که به همین زودی در دو جبهه کاری شود. زمان همتعیین شد، باید تعقیب کنیم.


بیست و پنجم: -

بیست و ششم: -

بیست و هفتم: شب را برای مراعات امنیت، به منزل احمد آقا رفتم. چون منطقه جماران، بهتر از هر جایدیگر محافظت میشود. اتفاقا ساعت سه بعد از نصف شب، ضد هوائیهای منطقه شروع بهآتش باری کرد و احمد آقا به تصور اینکه شایعه کودتا، تحقق پیدا کرده و یا به خاطر من بهمنطقه حمله شده، من را بیدار کرد. اما خیلی زود آتش خاموش شد. معلوم شد شیئی نورانی درفضا دیدهاند و احتیاط کردهاند و امام هم در همان لحظه، برای نماز شب بیدار بودهاند. دوبارهخوابیدیم.

بیست و هشتم: -


بیست و نهم: -

سی ام: مسأله ربوده شدن ناوچهتوپدار فرانسوی، تقریبا حل شده و ربایندگان تسلیم شدهاند و فرانسه اعلام کرده که ناوچه راتحویل ایران میدهد، ایران به این مقدار قانع نیست، دزدان را میخواهد تحویل بگیرد، ولیفرانسه حاضر نیست تحویل بدهد.

آقای ناخدا افضلی فرمانده نیروی دریائی گزارشی از کیفیت ربوده شدن ناوچه داد

عصر ساعت پنج، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک شرکت کردم. تیمسارفلاحی گزارش وضع جبههها را داد. گزارش تحقیقات از متهمان و بازداشتیهای جریان فراربنیصدر و رجوی را شنیدیم. لیست نیازمندیهای لجستیکی ارتش مطرح شد که هزاران خودرواز انواع بولدوزر تا جیپ بود. گفتیم که وزارت دفاع تهیه کند، اما عملیات نظامی مقرر را نبایدموکول به رسیدن اینها کنند. از سد ابتکاری مهندس سرداری در شمال آبادان راضی بودند.ممکن است به زودی اثر قاطعی در جبهه داشته باشد. خرید تانک از کره شمالی، مطرح وتصویب شد.

سی و یکم: -

AMG
16-10-2010, 17:12
شهريور ۱۳۶۰

یکم: -


دوم: -


سوم: -


چهارم: گزارشی از طرف نیروی زمینی آوردند که امضاء کنم. این گزارش میخواهد مسئولیت حملهایکه بناست به زودی شروع بشود، از نیرو سلب کند، به طور ناقص و یک طرفه مذاکراتی که منجربه تصمیم شده، آورده است؛ با توضیح امضاء کردم.


پنجم: سپس دکترکوهیار، برادر سرلشکر باقری فرمانده سابق نیروی هوائی آمد و از من برای باقری که به اتهامخیانت در جریان تجاوز آمریکا به طبس، در زندان است، کمک میخواست. او متهم است کهضدهوائیهای اطراف تهران را برای ورود هواپیماهای آمریکائی، جمع کرده است و جوابدرستی برای عمل خودش ندارد.


ششم: عصر، در جلسه شورای عالی دفاع در ستاد مشترک شرکت کردم، خیلی وضع جبههها بدنیست، قرار است به زودی تحرکی در جبههها به وجود آید، انشاءالله پیروزی داشته باشیم.امروز هواپیمائی که ربایندگانش آن را به مصر برده بودند، به ایران برگشت. خبر رسید کهناوچهها هم در راهند و سفارت شوروی اطلاع داده بود که آماده همکاری نظامی است؛ اسلحهبفروشد و کارخانه اسلحهسازی برایمان تأسیس کنند. روی هم رفته، وضع بد نیست.


هفتم: -


هشتم: ۸ شهریور۱۳۶۰


نهم: -


دهم: خبر رسید که ارتش در جبهه کرخهکور، حملهای موفق داشته و نیروی زمینی از حملهای کهقرار بود در جای دیگر بکند، طفره میرود. سرهنگ [جواد]فکوری از اهواز تلفن کرد و از منمیخواست که اصرار کنم، حمله شود. احمد آقا تلفن کرد و گفت ظهیرنژاد اصرار دارد که نشود.آن را موفقیت آمیز نمیداند.


یازدهم: وضع جبهه خوب است.


دوازدهم: با کرمانشاه تماس گرفتم و از وضع جبهه پرسیدم. فرمانده لشکرگفت: امروز عصر، وضعیتمان خوب است، کمی پیشرفت کردهایم. در قلاویزان، ضد حملهعراق، پیشرفت را خنثی کرده و در بستان، در خوزستان وضع خوب است.


سیزدهم: عصر در مجلس، شورای عالی دفاع تشکیل شد. سرتیپ فلاحی، گزارش جبههها را داد. دریکی از جبههها، دشمن شکست خورده و ما نزدیک سی نفر شهید و یکصدوپنجاه نفر زخمیداشتهایم. در جبهه بستان، چهار کیلومتر پیشرفت کردهایم و چهلودو شهید و دویست وپنجاهزخمی و چهل مفقود داریم و دشمن تلفات سنگینی متحمل شده و در جبهه غرب هم پیشرفتداشتهایم و حدود پنجاه شهید و چهارصد زخمی دادهایم. دشمن در سه جبهه، بیش از دویستاسیر داده و تلفات زیادی داشته و عقبنشینی کرده است. آقای فلاحی از بی رغبتی و ضعفعملکرد فرماندهی در نیروی زمینی، در عملیات بستان شکایت داشت، چون در اصل با اینطرح مخالف بودهاند.

در مورد اجازه دادن به لیبی برای خرید نیازمندیهای ما و معامله باشوروی که اخیرا پیشنهاد فروش چند قلم مهمات و اسلحه داده و تأسیس کارخانه ضدهوائی۲۳ میلیمتری، قرار شد تعقیب کنند. شب در مجلس ماندم.


چهاردهم: پرونده کامل حمله آمریکا به طبس راکه آورده بودند، مطالعه کردم و بسیاری چیزها که از ذهنم بیرون رفته بود، تجدید خاطره شد،ولی مطلب مهم تازهای نیافتم. روی هم رفته به نظر میرسد، در ردههای بالا در ستاد ارتش ونیروی هوائی کسانی با آمریکا همراه بودهاند؛ من جمله سرتیپ باقری، فرمانده آن روز نیرویهوایی و تیمسار شادمهر رئیس ستاد آن زمان، اعمال مشکوکی انجام دادهاند؛ مثل جمع کردنضد هوائیهای فرودگاه تهران و دستور تخریب هلیکوپترهای آمریکائی مانده در طبس و....


پانزدهم: اول وقت سرهنگ [جواد]فکوری فرمانده نیروی هوائی آمدو تذکراتی در مورد جنگ داشت. پیشنهاد برکناری فرمانده نیروی زمینی را میداد. در اینمورد با تیمسار فلاحی همراهند. این اختلافات قابل توجه است و مزاحم کار؛ از تصفیه نیروی هوائی گله داشت، این هم جالب توجه است.
درباره اسلحه بارزانیها، صحبت شد. قرار شد در صورت جنگیدن با کردهای ضدانقلابایرانی، به آنها [اسلحه]بدهیم.


شانزدهم: آقای صمدیان، رئیسهواپیمائی کشوری با دکتر [موسی]زرگر آمدند و وضع فرودگاه را گفت و میخواستند ازهواپیمای اختصاصی که بناست من را به کره ببرد، برای بردن نمایندگان عازم بینالمجالس،استفاده شود و به من پیشنهاد آموزش خلبانی میکرد.


هفدهم: -


هجدهم: بامقامات ارتش، درباره وضع جبههها تماس گرفتم. قرار بود در یکی از جبههها، امروز کارچشمگیری داشته باشیم که عمل نشد و به تأخیر افتاد. باید علت آن را توضیح دهند.

فرمانده هوانیروز، سرهنگ سعدی نام هم با جمعی از نظامیانآمدند و از اینکه عدهای امرای بی خاصیت، در ردههای بالا هستند و مانع استفاده از نیروهایمکتبی جوانند، شکایت داشتند و اجازه میخواستند که مثل نیروی هوائی عمل شود و اینهاکنار زده شوند. باید رسیدگی کنیم. متأسفانه فشار برای تصفیه در ارتش، زیاد است و درستنیست که این نیروهای دوره دیده و باسواد، از دست بروند.


نوزدهم: -


بیستم: سرهنگ معینیپور را به عنوان فرمانده نیروی هوائی تعیین کردیم و سرهنگ [جواد]فکوری را مشاور ستاد.


بیست و یکم: رئیس هواپیمائی [ملی ایران] آمد که درباره هواپیمای حامل من به کره شمالی صحبتکند. معلوم شد در اثر اشکالی که در هواپیمای حامل نمایندگان به بینالمجالس پیش آمده وپس از دو ساعت پرواز به ایران برگشته، ایشان چند ساعت بازداشت شده.


بیست و دوم: ساعت نه شب، برای حرکت به کره شمالی به فرودگاه رفتم. مصاحبهای با صداوسیماکردم(۲۰۳). با یک ساعت ونیم تأخیر، پرواز ساعت دهوچهلوپنج دقیقه انجام شد. چند فروند جتشکاری ما را تا مرز اسکورت کردند. چون به طرف شرق میرفتیم، شب کوتاه میشد. بالاخره،در هواپیما خوابیدم. در فضای چین و پاکستان، پیامی به رؤسای دو کشور مخابره کردیم.
همراهان، وزیر دفاع و آقایان [احمد]توکلی، [علیرضا]یارمحمدی و [اسدالله]بیات از مجلس وعدهای از وزارت خارجه و سپاه و خبرنگار، مجموعا سی نفریم. عفت و فاطی و مهدی و یاسرو سعید هم از افراد خانواده. هواپیمای جت بوئینگ ۷۰۷/


بیست و سوم: هواپیما پس از هشت ونیم ساعت پرواز، در ساعت دوازده ونیم، به وقت پیونگ یانگ وهفت صبح، به وقت تهران، در فرودگاه پیونگ یانگ پایتخت کره شمالی به زمین نشست.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: در جنگ پیروزیهائی داشتهایم.


بیست و ششم: سپس، به یکی از پایگاههای نظامی رفتیم، تیراندازی با توپها را دیدیم و تانکهای ساختکره را مشاهده کردیم. بناست، تعدادی بخریم. به خاطر جنگ این یکی از اهداف مهم سفراست.


بیست و هفتم: ساعت هشت صبح، برای حرکت از کره به فرودگاه آمدیم. رئیس مجلس ما را بدرقه کرد.بدرقه رسمی بود و با شکوه. از ما خواستند که حرکت را دو ساعت تأخیر بیندازیم، تا آنهابتوانند، طبق معمول ساعت خودشان بیایند، ما نپذیرفتیم که برنامه ما به هم نخورد؛ به خاطربرنامه تنظیم شده در مقصد بعدی.
اجازه رفتن به فضای کره جنوبی ندادند. ناچار به شمال رفتیم و سپس به خاک چین و سپسبه جنوب و مقداری راهمان دور شد. بیست وپنج هزار دلار بابت بنزین و کرایه فرودگاه وسرویسهای دیگر پرداختیم. بنزین هر لیتر دو دلار، با اینکه مهمان با دعوت بودیم و معمولنیست از مهمان مدعو بگیرند.

در هواپیما، دیگران خاطرات مینوشتند و من کارهای دیگر داشتم. خدمه هواپیما ازکره خوششان نیامده بود. ساعت یک ونیم بعدازظهر، با هفت ساعت پرواز به کوالالامپوررسیدیم،


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: ساعت سه بعدازظهر، به فرودگاه آمدیم، برای حرکت به ایران. رئیس مجلس و جمعی ازرجال برای بدرقه آمده بودند؛ برای نماز هواپیما را معطل کردم و بدرقه کنندگان را. خبرنگارانهم مقداری دیر رسیدند، چون از راه معمولی فرودگاه آمده بودند، معطل تشریفات شده بودند.ساعت چهار پرواز کردیم. هشت ساعت در راه بودیم. از روی هند و پاکستان، پیامی به رؤسایدو کشور مخابره کردیم.
اخبار ساعت دو بعدازظهر تهران را، از رادیوی هواپیما، در فضای اقیانوس هند گرفتیم. درهواپیما، مصاحبه رادیو تلویزیونی درباره نتایج سفر انجام دادم و نوار خاطرات را تکمیلکردم. ساعت هشت، به وقت تهران، در فرودگاه مهرآباد بودیم. وزیر خارجه و نظامیان بهاستقبال آمده بودند.


سی ام: قرار بود، در یکی از جبههها، ارتش اقدام چشمگیری داشته باشد. عمل نشد. آقای موسویاردبیلی برای پیگیری به آنجا رفته بودند. تلفنی با ایشان و سرتیپ ظهیرنژاد و وزیر دفاع و...صحبت کردم. مدعی کمبودهایی بودند که نسبتا رفع شده.


سی و یکم: -

AMG
21-10-2010, 17:32
مهر ۱۳۶۰

یکم: گزارشها را خواندم. با ارتش و جبهه تماس گرفتم.


دوم: با سرتیپ ظهیرنژاد در جبهه،تماس گرفتم و از علت تأخیر عملیاتمورد قرار، پرسیدم. با رمز مقرر در اینگونه موارد صحبت میشد. قول داد که عمل شود. آقایری شهری اصرار دارد که فرماندهان سطح بالای ارتش، عوض شوند ولی امام و ماها مصلحتنمیدانیم؛ به خاطر وجود نقاط ضعف گذشته و با سوءظنها نیروهای کاردان رااز دست بدهیمو مشکل برای افراد و خانوادهها پیش آید.


سوم: اکثر جبهههاراکد است. کاری که بنا بود بشود، هنوز نشده؛ قرار شد تعقیب کنم.
آقای مهندس[میرحسین]موسوی گزارشسفر به لیبی، همکاری لیبی، سوریه و عدن برای حل مشکل در رابطه با کثرت تولید نفت عربستان سعودی و کمک به ما در تهیه نیازهای جنگی داد.


چهارم: باز، کاریکه بنا بود در جبهه بشود، انجام نشده. تیمسارفلاحی ابتدا اطلاع داد که شروع شده، کمی بعدگفت، اشتباه شده. گروهی را بهجبهه فرستادیم تعقیب کنند.


پنجم: اول وقت، تیمسار فلاحی از خوزستان تلفن کرد که دیشب، ساعت دوازده،عملیات طرححمله به نیروهای عراقی در شرق کارون شروع شده و در ساعتاول، دشمن از هر طرفمحاصره و در حال انهدام است. این همان چیزی استکه در یادداشتهای گذشته مکررخواندهاید و منتظرش بودیم. یازده ماه پیش،عراق با پل زدن روی کارون به شرق نفوذ کرد وجاده آبادان - اهواز و آبادان -ماهشهر را تصرف کرد و آبادان را محاصره نمود و امروزنیروهای ما با واردکردن ضربه کاری، آنها را شکست دادند. تا آخر شب، آخرین خبر این است که به کلی تارومار شدهاند. هزارها اسیر و مقدار زیادی غنائم و تعداد فراوانی کشته ومجروحدادهاند(۲۱۱). ممکن است این پیروزی، مقدمه شکست نهایی عراق وپیروزی کلی سیاسی و نظامیما بشود.


ششم: با آقای ظهیرنژاد و سرهنگ نامجو در اهواز، تلفنیصحبت کردم. آمار اسرای عراقی در شرق کارونرا ۱۵۸۹ نفر و کشتهها و غنائم را هنوز آمارندارند؛ چون در صحنهای به وسعت۱۴۰ کیلو متر مربع، متفرقاند و همه اسرا هم هنوز جمعنشدهاند.


هفتم: اول شب، خبر رسید که هواپیمای حامل تعدادی مجروح جنگی، جنازه و چندنفر از سراننظامی، تیمسار فلاحی رئیس ستاد، سرهنگ نامجو وزیر دفاع،کلاهدوز قائم مقام سپاه وسرهنگ فکوری و... نزدیک تهران [کهریزک] سقوط کرده، عدهای شهید و عدهای زخمیاند.تا آخر شب با مراکز نظامی در تماس C-130بودم. خبر روشنی، در علت سقوط و سرنوشت آقایانبه دست نیامد. احتمال خرابکاری میرود. امکان معمولی بودن حادثه هم هست؛ باید تحقیقشود.تلخی حوادث، فشار و سنگینی زیادی برایم آورد.


هشتم: اول وقت با ستاد مشترک تماس گرفتم. حادثه هواپیما هنوز در ابهام است. احتمالشهادت فرماندهان نظامی زیادتر شده، چون جلوی هواپیما سوخته است، ولی خلبان و کمکخلبان زندهاند. تیمی برای تحقیق اعزام شدهاند. بااحمد آقا و جاهای دیگر هم تماس گرفتم.قرار شد اعلامیهای که فقط اصل خبررا میدهد، پخش شود.

ساعت نه صبح، در دفتر آقای مهدوی [کنی] با حضور احمد آقا و آقایموسوی اردبیلی وآقای خامنهای جلسهای داشتیم. تحقیقات نشان میدهد که بهاحتمال قوی، خرابکاری نبوده وچهارنفر آقایان فلاحی، نامجو، کلاهدوز وفکوری جزو شهدا هستند. هواپیما حامل ۳۳ جنازه،۳۲ مجروح و ۲۵ نفر مسافردیگر بوده است که فقط ۲۳ نفر زنده ماندهاند.


نهم: امروز صبح، در منزل آقای خامنهای جلسهای داشتیم که جانشینهای سرانارتش راـ که درسانحه هواپیما شهید شدهاند ـ تعیین کنیم. تیمسار ظهیرنژاد همشرکت داشت. آقایان[موسوی]اردبیلی، احمد آقا و مهدوی کنی هم بودند. آقایظهیرنژاد وضع جبههها و طرحهایآینده جنگ را گفت. به ایشان پیشنهاد سمتریاست ستاد شد. راضی نبود و نوعی حذف تلقیمیکرد و معتقد بود در نیرویزمینی، نقش بهتری دارد و در ستاد، نیرویش راکد است؛ ولی نظرایشان پذیرفتهنشد. برای ستاد، دولتمردان نظامی لازم است. سرانجام ایشان رئیسستادمشترک و آقای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی شدند. مسأله هماهنگیسپاه و ارتش،در انتخاب آقای صیاد نقش داشت؛ اختلاف این دو نیرو برایجنگ بسیار ضرر دارد وهماهنگیشان کار ساز است. سرهنگ سلیمی [به عنوان] وزیر دفاع معین شدند و احکام لازمتهیه شد.

دولت کویت، شکایت کرده که هواپیماهای ما، یک مجتمعنفتی را در کویت بمباران کردهاند. مسئولانتکذیب کردهاند.


دهم: ساعت پنج بعدازظهر، شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. گزارش فتح وبرنامههایآینده جنگ را دادند. فتح مهمی بوده(۲۱۶). باید مفصلا وارد تاریخ شود و در دانشگاه جنگتدریس گردد. چند نفر از فرماندهان لشکرها از انتصاب آقایصیاد شیرازی به فرماندهینیروی زمینی ناراضی بودند. فرمانده نیروی هوایی وآقای ری شهری آمدند و تا ساعت دهشب، درباره نیروی هوایی و برنامهعملیات و پاکسازی و اختلافاتشان با نیروی زمینی، مذاکرهداشتند.

باز هم کویت اعلام کرده که هواپیماهای ما مرکز نفتی کویت را بمبارانکردهاند.


یازدهم: امروز شهر بوکانکه مدتی در اختیار ضدانقلابکردستان بوده، آزاد شد(۲۱۸). حرکت آقای صیاد شیرازی درکردستان خیلی خوب اثر میدهد.


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: گزارش جبههها را تیمسار ظهیرنژاد و سرهنگ صیادشیرازی دادند. شیرازی وضع بارزانیها و طالبانیها را گفت. معتقد است کردهای بارزانی نسبتابا صداقت همکاری میکنند و حتی با کردهای ضدانقلاب ایران، میجنگنند. طالبانیهادوروئی میکنند و میخواهند فریب بدهند. با کردهای ضدانقلاب داخلی همکاری دارند.اخیرا با ما درگیر شدهاند.
برنامههای آینده جنگ، بررسی شد. طرح آقای ظهیرنژاد، سپاه و نیروی زمینیمطرحگردید. به طرحهای نیروی زمینی اولویت دادیم و طرح تیمسار ظهیرنژادهم تصویب شد.مسائل دیگر مربوط به جنگ هم مطرح شد.


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم:


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: وضع جبهه در این هفتهراکد است. چند کیلومتر ما پیشرویکردهایم که دوباره عراقیها پس گرفتهاند،نزدیک دزفول، دو تانک و چهار نفر بر از ما غنیمتگرفتهاند و یک نفر شهیدو ده نفر مفقود دادهایم.

از لندن و بلژیک گزارشی بود که حاکی از تلاش برای فریب و تقلب در معاملهاسلحه میدادکه صندوقهای مشکوکی در کشتی گذاردهاند و با فشار و قبل ازاثبات صحت جنس، میخواهندپول بگیرند و ماموران ما را دزدیدهاند که از آنهاامضای تحویل جنس بگیرند، ولی نمایندهبانک، آقای مقدم، زرنگی کرده وجریان را اطلاع داده و خبر آخر این است که پلیس انگلیس،دزدها را توقیف کرده است. قرار شد هیأتی را مأمور به نظارت برخریدها کنیم.


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: احمد آقا تلفن کرد و به نقل از رئیس روزنامه اطلاعات، خبر از تصرف شهرشوش توسط عراق داد. تعجب کردم و با مقامات ارتش تماس گرفتم. تکذیبکردند. رادیو اسرائیل دیشباین خبر دروغ را پخش کرده. نقل و انتقال دراردوی دشمن در جبهه دزفول دیده میشود.


بیست و هفتم: امروز، دشمن با هواپیما به بندر ماهشهر حمله کرده و به یک کشتی وتأسیسات مهمپتروشیمی و به چند اسکله و اتومبیل و راه آهن آسیب رسانده.گروهی برای تحقیق در تقصیردفاع ضد هوائی اعزام کردیم.


بیست و هشتم: از جبهه جنوب، کسی آمد و مدعی بود گلولههای آرپی جی ۷ که از کره شمالیآمده، اثر خوبیندارد. قرار شد تحقیق کنم.


بیست و نهم:-


سی ام:-

AMG
26-10-2010, 14:28
آبان ۱۳۶۰

یکم: بعدازظهر، شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. گزارش جبهه، حکایت از رکودجبهه ها در هفته گذشته دارد. مخصوصا در ماهشهر و رقابیه، ما دو ضربهخوردهایم وفرماندهنیروی زمینی، هنوز آماده اجرای طرحهای تصویب شده نیست.
یاسر عرفات، در مسکو به سفیر ما گفته صدام حاضر است پس از آتش بس،ظرف ۴۸ساعت بیرون برود؛ و چند شرط گفته که قابل قبول نیست.


دوم: امروز عراق بهآبادان حمله هوائی کرده و یکصدوپنجاه خانه را با بمباران ویران کرده است؛پدافند ما ضعیف یا مقصر بوده است.


سوم: -


چهارم: -


پنجم: بعدازظهر با فرمانده نیروی زمینی و فرمانده نیروی هوایی صحبت کردم و ازبمباران سهروز متوالی آبادان و غرق دوکشتی در خورموسی و سقوط یک هلیکوپتر و یک جت جنگی اف - ۴ پرسیدم. باز خواست کردم و تأکید برانجامبرنامه های طراحی شده نمودم.


ششم: -


هفتم: -


هشتم: پیش از ظهر، سرهنگ صیاد شیرازی آمد و برنامه های آینده جنگ را گفت.طرح خوبی به نظر میرسد. کارهائی که بعد از انتصاب به فرماندهی نیروی زمینی کرده، در جنوب و در غرب،جبهه ها را نظام داده و آماده رفتن به جنوب، برایاجرای عملیات بود.
عصر، برای شرکت در جلسه شورای عالی دفاع به مجلس رفتم. فرماندهان نیروی دریائی وهوائی هم شرکت کردند و مطالب زیادی درباره وضع دونیرو گفتند. از کمکهائی که اخیراعراق دریافت داشته و موشکهای پیشرفتهای که علیه ما به کار میبرد و راجع به کیفیت کمک به مجاهدان مسلمان داخل عراق صحبت شد.


نهم: -


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: از اهواز آقای [محسن]رضایی فرمانده سپاهتلفن کرد. آماده برای حمله میشوند.


چهاردهم: -


پانزدهم: از اهواز، آقای محسن رضائی فرمانده سپاه تماس گرفت، درباره جنگمطالبی گفت.منتظر حمله به عراقیها هستیم، ولی به عللی عقب میاندازند. باید باپیروزی به جنگ خاتمهبدهیم.


شانزدهم: پیش از ظهر آقای[یحیی]رحیم صفوی فرمانده عملیات سپاه در خوزستان آمد و سه طرح جنگی را در جنوب وغرب ارائه داد. حداقل دو هفته تا اجرای اولینطرح، وقت لازم است. از فرصتی که برایشانتعیین کرده بودیم، چند هفته تأخیر دارند.


هفدهم: اول وقت، دکتر [حسن] روحانی آمد که گزارش مأموریت بازرسی جنوب رابدهد. ایشان باهیأتی به جبهه رفته بودند که مسأله بمباران بندر ماهشهر وآبادان و... را که اخیرا عراق انجامداده، و عدم فعالیت پدافند ما را بررسی کنند.در مجموع نظرشان این است که مدافعان ماهشهر،تقصیر یا قصور دارند. درآبادان ممکن است به خاطر نداشتن ابزار پیشرفته و مؤثر، قابل دفاعباشد.

آقای ظهیرنژادرئیس ستاد به انتقال نیرو از آذربایجان به خوزستان،توسط نیروی زمینی اعتراض داشت. اعتراضش را وارد ندانستیم.


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: از اینکهدر جبهه ها تحرک نیست،ناراحتیم، ولی در انتظار تحرک، صبر میکنیم.


بیست و یکم:-


بیست و دوم: تغییر مهمی در جنگ و جبهه نداشتیم.


بیست و سوم: اول شب، اطلاع رسید، انبار مهمات سپاه پاسداران در اهواز منفجر شده. چند روز پیشهم چنین اتفاقی در آبادان برایشان افتاده؛ ناشی از بی نظمی است.امروز با مرکز فرماندهی نیروی زمینی در اهواز تماس گرفتم؛ گفتند وضع خوب است و برنامه ها درست انجام میشود.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: دونفر ازدانشکده افسریآمدند و از آقای سرهنگ خاتمی فرمانده دانشکده، که به جای سرهنگ نامجو آمده، شکایتداشتند و از صیاد[شیرازی] نیز که او را گذاشته است.


بیست و ششم: نزدیک ظهر، احمد آقا آمد و راجع به ارتش و اختلافات سیاسی ایدئولوژیک با انجمنهای اسلامی از یک طرف، با فرماندهان نیروی هوایی و زمینی از طرف دیگر، صحبت داشت وراجع به موضوعات متفرقه دیگر نیز تصمیم گرفتیم.



بیست و هفتم: مسئولان سیاسیایدلوژیک،انجمنهای اسلامی، فرماندهان نیروهای زمینی، هوایی و دریایی،رئیس ستاد ارتش، وزیر دفاعو احمدآقا جمع بودند و اختلافات آنها مطرح بود. آنها را نصیحت کردیم. اختلافات ریشهدارنیست. گله مانند است. قرار شد جلسهمرتب داشته باشند. رئیس ستاد آقای ظهیرنژاد چونخواستهاش، تأمین نشد، با ناراحتی رفت و خبر رسید که تصمیم به استعفا گرفته؛ اگر استعفاندهد بهتراست.


بیست و هشتم: از آبادان، آقای جمی،امام جمعه تلفن کردند و از بمباران هر روزه شهرتوسط هواپیماهای عراقی و عدم دفاع مؤثرما، شکایت داشتند. به نیروی هواییگفتم؛ معلوم شد کار مؤثری نمیتوانند بکنند و دیروز یک اف - چهارده از دستداده ایم. در فکر هستند، توپهای ضدهوایی با برد بیشتر، در آنجا مستقرنمایند. بهانتظار حمله وسیع نیروهای خودمان، این ضعفها را تحمل میکنیم.


بیست و نهم: آقایان [محسن]رضایی، [علی]شمخانی و [یحییـ رحیم]صفویفرماندهان سپاهآمدند و شرح کارها و پیشرفت جبههها را گفتند و برنامه جنگرا توضیح دادند. روز حمله راتعیین کردهاند. نزدیک است و در انتخاب روزحمله، ذوق به خرج دادهاند. امید است، موفقشوند.


سی ام: به ستاد ارتش رفتم که از دفتر مشاورت بازدید نمایم. این دفتر را آقایخامنهای موقعی که نماینده امام در شورای عالی دفاع بودهاند، تأسیس کردهبودند، برای نظارت بر امور ارتش؛ ومن فعلا باید آن را اداره کنم، چون مننماینده امام شدهام. فقط پنج نفر کارمند دارد و دفاع هوایی جماران، زیر نظر ایندفتر است. یک ساعت ونیم، به امور دفتر رسیدگی کردم.

سپس در جلسه شورایعالی دفاع شرکت کردم، وضع جبهه ها و خرید ابزارجنگی و دفاع از جزایر لاوانو خارک و... مطرح بود.

AMG
03-11-2010, 16:24
آذر ۱۳۶۰

یکم: -


دوم: -


سوم: -


چهارم: -


پنجم: آخرشب، از اهواز فرمانده سپاه و نیروی زمینی تلفن کردند و با رمز، خبراز یک روز تأخیر درشروع عملیات دادند. این تأخیرها به ضرر است، ولی عجلههم نمیشود کرد.


ششم: -


هفتم: ظهر سرهنگ بابائی فرمانده پایگاه [هشتم شکاری] خاتم اصفهان آمد که عدم دفاع قوی نیروی هوائی از آبادان را برایم توجیه کند.

سپس شورای عالی دفاع تشکیل شد. ظهیرنژاد از بی توجهی نیروها به ایشان،گله داشت. ازجبهه ها خبر درستی نداشت. فرمانده نیروی دریایی، توضیحاتی ازعملیات نجات ناو میلانیان داد و نیروی هوایی اجازه بمباران شهرهای عراق رامیخواست، که ندادیم.
شب در مجلس ماندم. نیمه شب با خوزستان تماس گرفتم. آماده حمله بهعراقیها، در جبهه بستان بودند. باران میآید. حمله شروع شد(۲۷۳) و با امید خوابیدم.آقای صیاد شیرازی از مقرفرماندهی در جبهه تلفنی خبر داد؛ برای پیروزی دعاکردم.


هشتم: صبح زود پس از نماز، جویای وضع جنگ شدم. خبر دادند که پیشرفتکردهاند، بستان راگرفته و یک تیپ را منهدم کردهاند و تعدادی اسیر و غنائمگرفتهاند. با دو تیپ دیگر در حالنبردند و دشمن رو به هزیمت است. راه فرارهم ندارد؛ چون پلها را گرفتهاند. در شمال وجنوب جبهه و غرب هم باتلاق استو شرق هم نیروهای ما(۲۷۴).
عصر معلوم شد، یک پل بر روی رود نیسان به طرف جنوب، در اختیارعراقیهاست وامکان فرار دارند. جلسه علنی داشتیم.

خبرها خوب است وجنگ ادامه دارد.میگویند ما هم زخمی و شهید داریم. آمار هنوز معلوم نیست.به مراکز بهداری برای درمانمجروحان، آماده باش داده شد. به صداوسیما گفتیمکه اخبار جنگ را بگوید.

ظهر، همافر عظیمی آمد و خبر از داشتن تعدادی رادار پیشرفته در انبارهامیداد که در اثرمسامحه از آنها استفاده نمیشود. قرار شد تعقیب کنیم.

با جبهه تماس گرفتم. هنوز درگیری ادامه دارد، اخبار جنگ هنوز، خوب پخش نشده.


نهم: از وضع جبهه جویا شدم. بخشی ازاهداف تأمین شده، در بخش دیگر دشمن مقاومت میکند و نیروی تازه نفس وارد جنگ کرده. ما هم نیروی جدید بردهایم.شمال جبهه که بستان است، خیلیخوب است. شهر بستان تصرف شده و تنگه چزابه که تنها راهدشمن از شمالاست، فتح شده. پل سابله والوان در جنوب و مرکز جبهه تصرف شده و دشمن باپل شیخ خزعل با جنوب مربوط است.


دهم: آقای ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک اطلاع داد که عراق در بستان ضدحمله آغاز کرده، ولی عصر خبر رسید که صحت نداشته. به خاطر عدم هماهنگی ایشان با صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی،اطلاعات دقیق به ایشان نمیرسد.
بعدازظهر از اهواز از مرکز سپاه و امام جمعه آبادان تلفن کردند و از تبلیغات ضعیفتلویزیون درباره پیروزی شکایت داشتند. با آقای زورق معاون اخویمحمد، تماس گرفتم.معلوم شد دیشب فیلمی از اهواز مخابره شده و با قصورمأمور گیرنده فیلم به دست سیما نرسیده و روز اول را هم صیاد[شیرازی] اجازه فیلمبرداری نداده. قرار شد امشب جبران شود و شد.یک ساعت ونیم فیلم نسبتاجالب پخش شد.


یازدهم: ظهر آقای محسنرضائی از اهواز تلفن کرد و وضع جبهه ها را گفت.معلوم شد عراق نیروهایش را در بستانتقویت کرده، گردانی در محاصره ما داردو گردانی هم از تانکهای تی ۶۲ که پیشرفته است، بهجای گذاشتهاند.
عصر از آقای ظهیرنژاد، وضع جبهه ها را پرسیدم. گفت: امروز دو واحدکماندوئی عراققتل عام شده که توسط دو نفر از عراقیها که تسلیم شدهاند، لورفته و حمله هوایی عراق شدیدبوده که هشت فروند هواپیمای عراق، سرنگون شده.


دوازدهم: آقای صیادشیرازی از اهواز تلفن کرد و از وضع جبههها اظهار رضایتکرد.

امروز در ایلام، جبهه میمک، حملهای از طرف نیروهای ایران شده و تلفاتفراوانی بهدشمن وارد شده و نیروی هوایی مدعی است، نه فروند هواپیمایدشمن ساقط شده و یک خلبان میراژ اسیر شده. با او مصاحبه کردند.


سیزدهم: صبح آقای [محسن]رضائی از اهواز تلفن کرد و ازحمله شکست خورده دیشب عراق گفت که دو گردان آنها نابودشده.

عصر از مواضع پدافندهوایی جماران ـ که زیر نظر دفتر مشاورت است ـبازدید کردم. از یک مرکز ضد هوائی ۲۳میلیمتری و یک مرکز توپ ضد هوائیاورلیکن با رادار، تشکیل شده است.


چهاردهم: قرار بود، عصر جلسه شورای عالی دفاع داشتهباشیم. ولی چونفرمانده نیروی زمینی و فرمانده سپاه در جبهه هستند و قراراست در حضور امام، گزارش جنگرا بدهند، قرار شد این جلسه صبح یکشنبه درمحضر امام باشد.

از کرمانشاه آقای صیاد [شیرازی] و محسن رضائیتلفنی صحبت کردند. خودشان را برای حملهای درغرب آماده میکنند و ضد حمله پریشبعراق در بستان را مهم میدانستند که بالطف خدا شکست خورده.

اخبار جنگ حکایت از سقوط چهار هواپیمای عراقی در خوزستان دارد.عراق با شکست بستان در زمین میخواهد با نیروی هوایی کاری بکند که تلاشی عبث است.


پانزدهم: در محضر امام، شورای عالی دفاع ساعت ده صبح تشکیل شد. آقایان صیادشیرازی ومحسن رضائی که از جبهه آمده بودند، گزارش پیروزی جبهه بستان رادادند. پیروزی مهمیاست. یکصد تانک و نفربر سالم، حدود یکصد ماشینبزرگ راه سازی، ماشینهای فراواندیگر و مهمات و سلاحهای فراوانگرفتهایم. دوهزاروپانصد نفر از دشمن کشته و پانصد نفراسیر شدهاند. راهتدارکاتی میان بر دشمن قطع شده و دشمن نیروی فراوانی برای جبران این شکست جمع کرده است.
متأسفانه ما هم تلفات زیاد دادهایم. یکصدوبیست وپنج نفرنظامی شهید، چهارصد نظامیمجروح، هفتصد نفر از نیروهای مردمی شهید ویکهزار و هشتصدنفرمجروح داشتهایم. به دلیلاینکه نیروهای پیاده، عامل این فتح بودهاند وفداکارانه به قلب دشمن زدهاند، پیروز شدهایم وتلفات زیاد دادهایم. تاکیدکردیم که این گونه تلفات در حملههای دیگر، نباید داشته باشیم.برنامه بعدی به همین زودی، در غرب عمل میشود، ولی به وسعت بستان نیست. بین آقایانصیاد و ظهیرنژاد اختلاف است. به طور کلی اختلافات بین ستاد و نیروی زمینیو نیروی هواییمطرح شد و امام نصیحت کردند، همکاری کنند.

امروز دو هواپیمایدشمن ساقط شدهاند. خلبانی از آنها اسیر [شده است].دیروز دو هواپیمای مهم اف - چهارده ما، سقوط کرده اند؛ خسارت مهمی است.


شانزدهم: بعدازظهر، گزارشهای دو سه روز اخیر را خواندم. عراق با زور تبلیغات، تاحدودی اثرپیروزی ایران در بستان را کاسته و با اینکه شکست فاحشی خورده،در بیانیه خود از پیروزی وپیشرفت دم میزند و از شهدای زیاد ما، در اینپیروزی استفاده میکند. صدام شخصا به پشتجبهه رفته و اظهاراتی کرده.


هفدهم: (امروز مسأله ربوده شدن سه هواپیمایونزوئلا و یکهواپیمای لیبی مسأله روز است. ربایندگان هواپیمای لیبیمیخواهند به ایران بیایند و لیبی همموافق است، ولی ایران راضی نیست.)


هجدهم: (هواپیمای لیبییائی را به فرودگاه مهرآباد آوردهاند.)


نوزدهم: در جلسه علنی در نطق پیش از دستور، بمباران دیروز مناطق مسکونی شهر ایلام توسطعراق را که ۲۱ نفر شهید و تعدادی زخمی داشته، محکوم کردم(۲۷۹).توطئه تبلیغاتی عراق را کهمیخواهد بگوید کشتههای عراقی در فتح بستان از اسرای عراقی بودهاند، فاش نمودم.

قرار است کهامشب یا فردا شب در غرب، عملیات وحمله به عراقیها داشته باشیم. منتظر خبر از جبهه هستم.


بیستم: آقای [علی]شمخانی قائم مقام فرماندهی سپاه پاسداران، در سخنرانی پیش ازنماز جمعه،خبر حمله عظیم نیروهای ما به ارتش عراق در گیلان غرب را داد.منتظر این حمله بودیم که باعنوان پفجرپ انجام شد. گفت بیش از هزار کشته،دویست اسیر و مقداری زمین از دشمنگرفتهایم. نبرد هنوز ادامه دارد(۲۸۱). اولشب هم آقای محسن رضائی از کرمانشاه تلفنی اطلاع دادکه قسمت اعظماهداف حمله تأمین شده و برای تأمین بقیه، نیروی تازه به میدان اعزامشده.اشتباه این بوده که نیروی احتیاط آماده نداشتهاند و نیروها خسته شدهاند.


بیست و یکم:به ستاد ارتش رفتم. باتیمسار ظهیرنژاد ووزیر دفاع درباره برنامه و اخبار جنگ بحث کردیم. ظهیرنژاد از روی کار آمدن افسران جواندر سمتهای بالا ناراحت است و معتقد است،مغزهای ارتش، با این رویه کنار میروند و میگویند این خواست تودهایهاست؛مخصوصا از تصفیه نیروی هوایی. وزیر دفاع هم، ازاینکه نیروی زمینی او را درجریان عملیات خودش قرار نمیدهد، ناراحت است.
ظهر به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. در جبهه، تحول مهمی نیست. مشغول تحکیممواضع تصرف شده هستند و در بخشی از اهداف تأمین نشده، درگیرند.عصر شورای عالی دفاعداشتیم. وضع جبههها رسیدگی شد. تیمسار ظهیرنژاد،وقت گرفت برای گفتن اعتراضاتش بهنیروهای سه گانه. گزارش خرید توپهایاورلیکن و اصلاح وضع صنایع نظامی، توسط وزیردفاع داده شد. سقوط دوهواپیمای دشمن و یک هواپیمای خودی و پیشنهاد همکاری بارئیس مجلساعلای شیعه [عراق] و سفر به افغانستان مطرح گردید.


بیست و دوم: -


بیست و سوم: آقای رضائی از جبهه تلفن کرد وگزارش جبهه را داد. کمی اثر ضعف و احتیاط دراظهاراتش بود. طرح گیلانغرب هم ۶۰درصد موفق بوده.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: از جبهه، آقای صیاد شیرازی تلفن کرد و گفت امروز صبح، عملیات موفقیداشتهاند کهتلفات فراوانی به دشمن وارد شده و گفت دشمن تحرکی ندارد.


بیست و ششم: ضدحمله عراق در ارتفاعات شیاکوه ـ که اخیرا تصرف شده ـ دفع شده است.


بیست و هفتم: خبر مهمی درجبهه ها و حرکت ضدانقلاب نداشتیم.


بیست و هشتم: عصر، آقایان سرهنگ صیاد شیرازی و محسن رضائی از جبهه آمدند، وضع جبههها راگزارش دادند. در گیلان غرب، پس از چند روز درگیری، حدود سیصدنفر شهید دادهایم و پنجاهدرصد هدف را به دست آوردهایم و برنامه آینده راگفتند. گرفتن شهرک کوچک عراق در مرزو حمله وسیع به عراق در جنوب درآینده نسبتا دور.
صیاد، طرفدار سرعت در حمله بود، ولی سپاه مخالف عجله بود. برای اولین بار، فرمانده ارتشی را از سپاه انقلابیتر میبینم. سپاه به خاطر شهدای زیادش درحمله گذشته، محتاط شده ومعتقد شده تا افراد را کاملا تعلیم نداده، وارد جنگنشود


بیست و نهم: -


سی ام: -

AMG
18-11-2010, 15:59
دی ۱۳۶۰

یکم: -


دوم: درباره پیشنهاد نیروی دریایی مبنی برتوقیف کشتی های حامل اسلحه برای عراق از طریق شیخ نشینهای خلیج فارس بحث کردیم. بنا شد قبل از مذاکره با این دولتها، اقدام نشود.

شب، آقای [محسن] رضائی تلفن کرد و اطلاع داد که ارتش عراق از شمال رودنیسان،عقب نشسته یا ترسیده اند و یا نقشهای دارند.


سوم: -


چهارم: -


پنجم: اول شب، شورای عالی دفاع داشتیم. درباره وضع جبهه ها بحث شد و درباره احتمال دخالت بیشتر کشورهای عربی خلیج [فارس] به نفع عراق در جنگ.


ششم: -


هفتم: -


هشتم: احمدآقا وصادق طباطبائی و [محسن] رفیق دوست آمدند. درباره خریدهای اسلحه صادق بحث داشتیم .صادق دفاع کرد. وضع بدی پیش آمده.


نهم: نامه ای از فرمانده نیروی زمینی رسید، اطلاع میداد که امشب نیروهای ما درخاک عراق حمله ای دارند. طرح کربلای ۱ اجرا میشود.

اول شب، از دفتر مشاورت و دبیرخانه شورای دفاع آمدند و
گزارشهایی داشتند. اطلاع دادند که هیأتی فنی اعلان آمادگی کرده که رادارهایی که در انبارداریم و با رفتن کار شناسان آمریکائی عملیاتی نشده، عملیاتی کنند و نیاز نداشته باشیم که رادار از انگلستان بخریم.

گزارشی بود که از مصر چند هزار سرباز بهکمک سربازان عراقی به عراق وارد شدهاند وچیزهای دیگر.


دهم: فرمانده نیروی زمینی، تلفنی اطلاع داد که عملیات کربلای ۱به علت موانعی انجام نشده.


یازدهم: بهرهبرداری از یک فاز، از پنج فاز ماهواره تحقیقاتی که با رفتن آمریکائی هاراکد مانده بود، با حضور نخست وزیر شروع شد و نویدی است برای قدرت فنی ایران؛

شب صیاد [شیرازی] تلفنی اعلام کرد که امشب عملیات درخاک عراق داریم،[عملیات] کربلای ۱


دوازدهم: تا عصر در منزل ماندم. خبر دادند که ارتش و سپاه، وارد خاک عراق شده اند وشهرک کوچکی بنام ”تویله“ را محاصره کردهاند. چون عملیات تمام نشده، اعلان نمیشود.


سیزدهم: ظهر خبر عملیات تویله عراق پخش شد. نیروهای ما برای تصرف شهرک تویله وارد عراق شده اند. نتوانسته اند، هدف راتصرف کنند، ولی ضربهای به دشمن وارد آورده اند و ۱۲۴ اسیر گرفته اند. مرحله جدیدی درجنگ است. عراق و کشورهای حامیاش به وحشت افتادهاند.


چهاردهم: سرهنگ کاکاوند فرمانده پایگاه هوائی بوشهر آمد و مطالبی در خصوصضعف عملکردنیروی دریایی و عدم استفاده از امکانات آنها داشت وپیشنهاداتی ارائه کرد.


پانزدهم: -


شانزدهم: امروز عراقیها شیاکوه را که چند روز پیشگرفتهایم، پس گرفته اند و ما حدود پانصد نفر تلفات داده ایم. مقامات نظامی هم این خبر راتأیید کردهاند. بسیار تلخ است. سپاه هم تأیید کرد.


هفدهم: -


هجدهم: آخر شب، فرمانده سپاه پاسداران و مسئول اطلاعات آمدند و برای تحکیمموقعیت سپاه،کمک میخواستند. گزارش عقب نشینی در شیاکوه و تلفات یک گردان ارتش و یک گردانسپاه را دادند که نزدیک به پانصد نفر شهید و مجروح و اسیر داشته ایم، در ۱۶ دی.


نوزدهم: بعد از نماز، به دفتر رئیس جمهور رفتم و در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. آقایظهیرنژاد از ضربهای که در شیاکوه خورده ایم، انتقاد میکرد وضعفهای نیروی زمینی را مطرحنمود. درباره عملکرد نیروی دریایی، بحث شد و قرار شد هفته آینده بیایند و توضیح دهند.


بیستم: ساعت یازده از خواب بیدارم کردند. نامه ای فوری و سری از نیروی هوایی رسیده بود، ولی مطلب مهمی نداشت. احمد آقا تلفن کرد و گفت دادگاه انقلابارتش، آقای صادق طباطبائی را به خاطر اشکالات خریدهای ایشان، احضارکرده، میخواست که در رسیدگی حق و عدل درنظر باشد. با آقای ریشهریتماس گرفتم، گفت، دهقان معاون لجستیکی، مطالبی گفته که بایداز ایشان بازجوئی شود.


بیست و یکم:آخر شب، سرهنگ صیادشیرازی تلفن کرد و گفت در کردستان به پایش تیر خورده و سطحی زخمی شدهاست.


بیست و دوم: از دفترم در مجلس، اطلاع دادند که در دشت عباس، نیروهای ما پیشروی داشته اند. هنوزتأیید نشده.

(مسعود فرح بخش، خلبان هواپیماهای سمپاش آمده بود و از محیط غیرانقلابی خلبانهای آنجا میگفت و از لزوم ادغام آن در شرکت آسمان.)


بیست و سوم:آقای محسن رضائی هم آمد. مطالبی درباره طرح عملیاتی آینده جنگ گفت.به نظرمیرسد، تأخیر داریم. تا آماده شدن همه شرایط، ما باید مدتی صبر کنیم.


بیست و چهارم: امروز خبر مهمی، در جنگ و غیر جنگ نداشتیم. حمله کوچک ناموفقی داشتهایم.


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: در شورای عالی دفاع شرکت کردم. اختلافات ستاد مشترک با نیروها و مخصوصا نیروی زمینی مطرح بود.
آقای ظهیرنژاد،معترض است که نیروها گزارشدرست به ستاد نمیدهند و حقوق اختیارات محوله از طرف امام به او را، مراعات نمیکنند وآنها دفاع کردند و چیزی ثابت نشد و آنها هم اعتراضاتی داشتند.

وزیر خارجه گزارش داد که انگلستان، اظهار تمایل به انجام قراردادهایش رادارد ومیخواهد سفارتش را فعال کند و حاضر شده کشتی خارک را که خریدهشده و تحویل نمیداده، تحویل دهد. از فرمانده نیروی دریائی، درباره ضعف عملکرد، سئوال شد و او دفاعکرد و برنامهای برای دفاع از جزایر خلیج فارس،مطرح گردید. تا ساعت یازده شب، جلسهادامه داشت و من پس از جلسه،مصاحبه کردم.

در جلسه شورای عالی دفاع، معلوم شد تلفات ما در شیاکوه کم بوده است.


بیست و هفتم: بعداز جلسه با آقای خامنهای، درباره سفر آقای صادق طباطبائی به خارج،برای حل مسأله تانکها و تعقیب بیمه، بحث کردیم. قرار شد موافقت کنیم.


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: -


سی ام: -

AMG
02-12-2010, 16:11
بهمن ۱۳۶۰

یکم: -


دوم: -


سوم: شورای عالی دفاع تشکیل شد. در جبهه ها تحرک نداشتیم. برای عملیات مهمی آماده میشوند [بگمانم فردید٫ فتح المبین باشد, AMG].
اخبارمیگوید، عراق برای صلح دست و پامیزند. سازمان ملل خواسته میانجیگری کند. ما بر همان حرفها و شرایط سابق هستیم. خروج عراق، محاکمه متجاوز و پرداخت غرائم جنگ؛ اینهاسیاست امام است.

در مورد رفتن خانواده اسرای ایرانی به عراق و آمدن خانواده های اسرای عراقی به ایران،موافقت شد و قرار شد، اعلان کنیم. راجع به خرید توپ ضدهوائی اورلیکن از سوئیس وخریدهای دیگر هم بحث شد.


چهارم: آقای صیاد شیرازی آمد و از برنامه جنگ گفت. عازم جبهه است؛ به خاطر زخم گلوله باعصا راه میرود.


پنجم: خبر رسید که در کردستان یک ستون نظامی ما، در کمین ضدانقلاب افتاده و۳۳ خودروی نظامی منهدم شده و ۱۴ نفر شهید و جمعی مجروح و اسیر شده اند ومقداری مهمات منهدم شده و مقداری را برده اند.


ششم: -


هفتم: صیاد شیرازی از جبهه تلفن کرد و جریان بوکان را گفت.


هشتم: -


نهم: -


دهم: شب جلسه شورای عالی دفاع بود. آقای [محسن] رضائی گزارش حادثه آمل را داد. یک صد نفر ازاتحادیه کمونیستها به شهر حمله کرده اند.
پایگاه شان در جنگل است و تقریباتارومار شده اند. تیمسار ظهیرنژاد حادثه راه بوکان را گفت که ضدانقلاب پنجاه وشش اتومبیل و چهارده نظامی و مقداری اسلحه و مهمات را در یک کمین نابود کرده و یا برده اند. گویا فرمانده ستون مسامحه کرده و در ساعت ممنوعه در راه ناامن حرکت کرده؛ و تصمیماتی در شورا اتخاذ شد.


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: ظهر گروهی از نیروی هوایی آمدند و درباره نواقص بیانیه الجزایر و اشتباهات عملکرد آنهاحرفهایی داشتند؛ منجمله اینکه ادعاهای دولت ایران بر اتباع آمریکا که بیشتر قرارداد ما چنین بوده است، در بیانیه نیست و اینکه حدودششصد قرار داد نیروی هوائی و ارتش که با شرکتهای آمریکائی بوده و اکنون معلق است، به مشکل برخورده کرده است، و چون طرف ایران، معتقداست روح بیانیه اینها را هم در برمیگیرد، آنها را در دیوان لاهه ثبت کرده و از طرفی، چون ادعاها در لاهه ثبت شده و این ثبت، ممکن است در نهایت قبول هم نشود، مانع از این است که به مراجع دیگر منجمله داوری که در خود قراردادها آمده، ارجاع شود و ممکن است شامل مرور زمان بشود.


شانزدهم: -


هفدهم: شب شورای عالی دفاع داشتیم. راجع به تنبیه مسئولان نابودی گردان نظامی در راه بوکان،پوشش دفاع هوایی خارک، ماهشهر و آبادان، ساخت قطعات حساس هواپیما، مسافرت خانوادههای اسرا به ایران و عراق و برنامه آینده جنگ بحث کردیم و تصمیماتی اتخاذ شد.


هجدهم: -


نوزدهم: نمایندگان مجلس با امام ملاقات داشتیم. روز نیروی هوائی بود. نیروی هوائی هم ملاقات داشتند، با اشتباه احمد آقا وقت ملاقات تداخل کرده بود. به زحمت افتادیم، بالاخره حل شد.اول نمایندگان ملاقات کردند، با محافظان؛ من و امام صحبت کردیم. سپس امام به استراحت رفتند.


بیستم: -


بیست و یکم:-


بیست و دوم: وزیر دفاع پیش از ظهر آمد و ازموفقیتهای گروه فنی، در راه انداختن کارخانه های مهم و ساختن قطعات و تولیدمهمات توپهای ۱۳۰ و۱۵۵ و خمپاره های ۶۰ و ۸۱ و باطری و تعمیر موشک فونیکس(۳۳۰) گفت و توقع داشت تشویق کنم. پذیرفتم.


بیست و سوم:-


بیست و چهارم: شب شورای عالی دفاع در وزارت خارجه منعقد شد. در جبهه چزابه و نیسان دشمن حمله کرده و تلفات تحمل کرده و ما هم تلفات داده ایم، ولی موفقیتی ندارد. درباره آمدن و رفتن بستگان اسرای ایران یا عراق، مسافرت آقای دکترولایتی، دفاع هوائی آبادان و آمدن کسانیکه تقاضای میانجیگری کرده اند، مثلرومانی و سری لانکا و... بحث کردیم. قرار شد، من به جبهه های جنوب بروم؛برای دیدن پیشرفت طرح عملیات جنوب و تقویت روحیه رزمندگان وبررسی نیازهای جبهه از نزدیک


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: بعدازظهر، طبق قرار قبلی به فرودگاه رفتیم. هواپیمای شاهین ـ اختصاصی شاه حاضر بود،به طرف اهواز پرواز کردیم. یک فانتوم و یک اف - ۱۴ امنیت فضارا تأمین کردند. بااسکورت به خاطر جنگ به اهواز رسیدم.
آقای رضائی فرمانده سپاه و عده ای از سپاهیان درفرودگاه منتظر بودند. بلافاصله به قرارگاه سپاه ـ گلف سابق ـ رفتیم. مشغول مذاکره با مسئولان سپاه خوزستان و فرماندهان عملیات شدیم. نماز مغرب و عشا را با سپاهیان قرارگاه خواندم وبرای آنهاسخنرانی کردم(۳۳۲).
سپس به بررسی وضع جبهه ادامه دادیم. آخر شب آقای صیاد شیرازی هم آمد و مذاکراتی شد و تصمیماتی اتخاذ گردید و فیلمها و عکسهای فراوان دسته جمعی گرفته و فیلمهایی ازداخل خرمشهر گرفته بودند، نمایش دادند. عراقیها،خانه ها را خراب میکنند. مذاکره بافرماندهان عملیاتی، اطلاعاتم را خیلی زیادکرد و با واقعیتهای میدان جنگ آشناتر شدم.
در تنگه چزابه، حدود ۳۵۰ شهید و بیش از هزار مجروح دادهایم. شانزده گردان سپاه شرکت داشته. ارتش چندان فعالیت نداشته و نظر آنها این بود که به منظور جلوگیری از عملیات وسیع ما در دزفول، عراق دست به آن حمله ها زده است. ساعت دوازده شب خوابیدیم؛ در همان اتاق عملیات جنگ.


بیست و هفتم: ساعت پنج ونیم بیدار شدیم. پس از نماز صبح، عازم بستان شدیم. احساس بسیار خوبی دست داد، از ورود به شهری که ماهها در اشغال دشمن بوده و باجهاد نیروهای اسلام آزاد شده.در مسیر با گروههائی از مردم و عشایر برخوردکردیم که با دامها و اثاث خانه ها حرکت میکردند. گفتند به جاهای امن یا اردوگاهها میروند؛ میدانند که در این منطقه در آینده،برخوردهای وسیع نظامی خواهد بود. با جمعی از آنها صحبت کردم و از وضع زندگی ومشکلات وامیدهای آنها، سئوالات زیادی کردم.
بعضیها، روحیه های خوب و امیدوار دارند و برخی ناراحتند و مأیوس. بسیاری از آنهاعربی صحبت میکردند و آنها را در اداره قافله و امور زندگی، فعال یافتم.
ابتدا به مقر سپاه رفتیم. دو سه عرب را بازداشت کرده بودند، به اتهام جاسوسی برای عراق.در مسجد در اجتماع آنها صحبت کردم(۳۳۳) و مصاحبهای با مخبرتلویزیون. به محل شهربانی وژاندارمری رفتم. با آنها هم مذاکره نمودم. برای صبحانه به سپاه رفتیم. پس از صبحانه برای رزمندگان که در خیابان جمع شده بودند صحبت کردیم.
به یکی از مراکز توپخانه ۱۳۰ رفتیم. یک گلوله شلیک کردند و توضیحاتی دادند. به جاده نزدیک چزابه رفتیم. و به محل پل سابله، آنجا که گردان تانک قتیبه عراق در جریان حمله بستان (عملیات طریق القدس) نابود شده بود، رفتیم و لاشه های منهدم شده تانکها را تماشاکردیم. از آنجا به محل انفجار مینهای عراق که منجر به شهادت هفتاد پاسدار شده بود، رفتم.این منطقه از اوایل جنگ تاکنون در اشغال عراقیها بود و صدام برای آنجا فرماندار تعیین نموده بود. وبرنامه الحاق کامل منطقه را به خاک عراق داشته اند و تابلوها و علامات براساس این فکرساخته بودند و اسم گذاریها و آموزشها در این مسیر بوده و بخشی ازاعراب هم با آنهاهمکاری کرده اند.
آقای صیاد شیرازی، با گروهی از نظامیان هم آنجا به ما ملحق شدند و از آنجا به اهوازبرگشتیم. در بین راه از روستای مخروبه دهلاویه و شهر سوسنگرد که عراقیها نیمه ویرانکرده اند، عبور کردیم. گله های گاو و گاومیش را که از مناطق جنگی مهاجرت میکردند، در راه دیدیم.

نماز ظهر را به جماعت در مسجد قرارگاه ارتش خواندیم و برای سربازانسخنرانی کردم(۳۳۴).فرماندهان ارتش توضیحاتی راجع به جبهه ها دادند. آقای ظهیرنژاد هم رسید و صیاد برای شرکت در سمینار به تهران رفت.
عصر با هلیکوپتر به محل کشت وصنعت کارون رفتم. کارگران اجتماع کردند وبرای آنهاصحبت کردم. از کارخانه نیشکر دیدن کردم. توضیحاتی نسبت به طرح دادند. عدهای بامدیریت مخالف بودند و شعار مرگ بر لیبرال میدادند.
از آنجا به هفت تپه رفتیم. ازدحام مردم دور میدان چمن مانع شد که به کارخانه برویم. به قرارگاه لشکر ۷۷ رفتیم. عده از سران شهر و کارخانه آمدند و مطالب شان را گفتند. نماز جماعت را با نظامیان خواندیم و برایشان سخنرانی کردم.توضیحاتی درباره جبهه دادند.

انجمن اسلامی در مخالفت با مهندس قلی زاده حرفهایی داشت. خیلی منطقی نبود.خواستند شبانه ما را به دیدن کارخانه تصفیه شکر و کاغذسازی ببرند، دیروقت بود؛ شام رامهمان لشکر ۷۷ بودیم. فرماندهان ارتش از حضور ما در بین خودشان، اظهار شادمانی فراوان کردند و از اینکه بعد از حذف بنیصدر،روابطشان با نیروهای سپاه و مردمی صمیمانه شده،شکر گزارند و گفتند دیگر از آن بحثهای تفرقه انگیز در داخل ارتش و در رابطه با سپاه، خبرینیست. برای خواب به اهواز رفتیم.


بیست و هشتم: شب را در اتاق جنگ مقر سپاه خوابیدیم. صبح حلیم داشتند. آقای ظهیرنژادهم رسید، بعداز صبحانه از راه دارخوین به سوی آبادان حرکت کردیم. میدان عملیات شرق کارون را تماشاکردیم. تمام تیرهای برق را عراقیها انداخته بودندو بیابان مملو از خاکریز و سنگر و لاشه تانک و خودروهای عراقی است. در چندنقطه از میدان عملیات ثامنالائمه و دارخوین توقف کردم و به توضیحات فرماندهان میدان در نحوه پیشرفت نیروها و شکستن خطوط دشمن وتصرف نقاط کلیدی و حساس و مقاومتهای دشمن و نیز نحوه محاصره و اسیر گرفتن دشمن ومخازن سلاح و مهمات در خط و ... گوش میکردم؛ دیدن آن منطقه وسیع آزاد شده، اطمینانم را به نیرومندی سپاه اسلام و امیدم را برای آینده تقویت کرد.
دیدن آبادان بعد از رفع حصر از راه زمین، برایم سرور انگیز بود. در سفر قبلیکه آبادان۱آبادان، ۳۱ درمحاصره بود، هلیکوپتر از مسیر دریا رفته بود.

روحیه نیروها ومردمی که مانده بودند، خیلی بهتر از گذشته است.
در آبادان به مقر سپاه پاسداران و پاسداران خرمشهر و مرکز ارتش رفتیم.توضیحات نظامی را دادند. آقایان جمی و طرفی هم آمدند. قرار شد موقتا توپها شهر بصره را نکوبند. یک هفته است که آبادان نسبتا آرام است. گاهی صدای انفجار گلوله های توپ به گوش میرسید.
این بار وضع امنیت بهتر از سفر یازده ماه پیش است و لذا توانستم نقاط بیشتری از شهر راببینم؛ قبل از انقلاب و بعداز انقلاب، قبل از جنگ و در حین جنگ به آبادان زیاد سفر کرده ام وشهر را خوب میشناسم. از ویران شدن آنهمه آبادی و صنعت و ساختمان، خیلی متأثر شدم ودیدن منظره خلوت ومخروبه ها و مقایسه آن با دوران نشاط و رونق و شلوغی آبادان، قلبم رافشرد.
به مقر تیپ ۳۷ شیراز در راه ماهشهر رفتیم که قرار است، عملیات محدودی درروزهایآینده با هماهنگی تیپ توحید در خرمشهر داشته باشند. وضع دفاع زمینی شهر خوب است، اماوضع دفاع هوایی بداست.
در سپاه برای سپاهیان و بسیج سخنرانی کردم. در بیابان برای ارتشیها نماز جماعت خواندم و ناهار را با تیپ ۳۷ خوردیم و مصاحبهای کردم و به اهوازبرگشتیم.
ساعت چهار در قرارگاه نیروی زمینی در اهواز، فرماندهان تازه تیپها جمع بودند، برای آنها صحبت کردم و ضرورت عمل کردن سریع را به خاطر شرایط سیاسی، اقتصادی، نظامی وانسانی توضیح دادم و از آنها خواستم در کار تسریع نمایند(۳۳۵).

ساعت پنج ونیم از فرودگاه اهواز با هواپیمای شاهین و اسکورت به سوی تهران حرکت کردیم. به مجلس رفتم برای انجام کارها. عفت تلفن کرد و از به خانه نرفتن من گله داشت.
در مسیر برگشت، جمع بندی از مشاهدات و شنیده ها را داشتم. به نظر میرسد،بعد از چندپیروزی در جبهه ها و استقرار وضع سیاسی و تأمین امنیت نسبی درکشور، نیروها علاقهمند به جنگیدن هستند و مشکلات ناهماهنگی ارتش و سپاه کم شده و امید به پیروزیها بزرگتر و فتح نهائی قوی است، اما برای عملیات بزرگ احتیاج به نیروهای فراوان احتیاط و سلاح و مهمات زیاد است که احتیاج به زمان و پول دارد و شرایط سیاسی و مالی کشور، اجازه تأمین نظرات نیروها رانمیدهند؛ فشارهای منطقه ای و بینالمللی هم اجازه صبر زیاد را نخواهد داد وممکن است فرصت را از ما بگیرند.
روحیه های قوی نیروهایمان و روحیه ضعیف نیروهای دشمن و به همخوردن تعادلی درطرف دشمن، ایجاب میکند که از فرصت سریعتر و بهتراستفاده کنیم. این نکات را تا حدودی برای نظامیان توضیح داده ام.


بیست و نهم: -


سی ام: -

AMG
23-12-2010, 19:18
اسفند ۱۳۶۰

یکم: بعد از نماز، صبحانه و مطالعه به منزل امام رفتم. گزارش جبههها را خدمتشاندادم و توضیحاتی دربارهعملیات بزرگی که در پیش داریم [ بگمانم فردید «فتح المبین» باشد ٫ AMG] و نتیجه بررسیهائی که در سفرخوزستان دربارهاهداف و نیازها و عواقب این عملیات انجام شد، ارائه کردم؛ دعا کردند.

ظهر سرهنگ صیاد شیرازی، تلفنی از اهواز اطلاع داد که نیروهای ما در تنگهچزابهحملهای کردهاند و پیروزمند به همه هدفهای خود رسیدهاند؛ ولی تا عصرمعلوم شد در ضدحمله عراق، دوباره عقب نشینی کردهاند.


دوم: -


سوم: -


چهارم: -


پنجم: -


ششم: -


هفتم: گزارشی خواندم از وضع سایتهای مهم آمریکایی که پس از انقلاب به دست ما افتادهولی بلااستفاده مانده و اکنون در صدد راه انداختن آنها هستیم، مثلسایتهای بهشهر، خجیر،کبکان و ....[بگمانم در پیوند با برنامهٔ IBEX بوده باشند٫ AMG]


هشتم: شب در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. گزارش جبههها و بحث دربارهتهیه مهماتضروری و پیشنهادات پالمه بود. پالمه خروج عراقیها را پذیرفته.مذاکره درباره مرزها منجمله«اروند رود» میخواهد و حضور نیروهای ناظرانبینالمللی در مرزها و پرداخت غرایم جنگبه دو طرف از طرف دولتهایداوطلب. سپس مصاحبه کردم(۳۴۴). آقای سرهنگ سلیمی آمد و ازعدم همکاریصیاد [شیرازی] گله داشت؛ میگفت نیرو به ما نمیدهند.


نهم: بعدازظهر آقایان [محسن] رفیق دوست و دکتر [علی اکبر] ولایتی آمدند. دربارهمسافرترفیق دوست به لیبی و گرفتن مهمات و طرح لیبی در خصوص منافعنفتی آنهائی که که درخدمت آمریکا و استعمار قرار گرفتهاند، مذاکره کردیم.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: ناخداافضلی آمد و راجع به مینگذاری و مینروبیتوضیحاتی داد. اطلاع داد که وابسته نظامی ایتالیا گفته: کشورهای نفتخیز منطقه مایلندشصت میلیارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ایرانبدهند و ایران از شرط سوم کهکیفر صدام است، منصرف شود. خبر داد که چهلکانتینر از اجناسی که ما در آمریکا از پیش ازانقلاب داشتهایم وارد بنادر ایرانشده و گفت: غربیها از تحویل اسلحه توسط شوروی به ایراننگرانند. به صرفخیال و وهم.


شانزدهم: عدهای ازاسلحه فروشها از اروپامیخواهند بیایند و ویزا میخواهند.


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم:-


بیست و دوم: -


بیست و سوم:-


بیست و چهارم:-


بیست و پنجم: -


بیست و ششم:خبری داشتیم که در غرب اهواز، پاسداران حمله محدودی کردهاند. جمعیاسیر گرفتهاند وعدهای را کشتهاند.


بیست و هفتم: شب جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. طرح عملیات کربلای ۲ را بررسیکردیم. سپسبررسی ستادی برای توسعه ارتش مطرح شد که آماری از وضعارتشهای مجاور و منطقه دادند


بیست و هشتم: آقایباقری از نابسامانیهای دانشکده افسری بعد از شهادت سرهنگ نامجو گفت.
از جبهه تماس گرفتند و گفتند، دشمن از ناحیه جنوب کرخه کور حمله کرده وشکستخورده و اسیر داده است.


بیست و نهم: ظهر آقای [محسن] رضایی از دزفول تلفن کرد و گفت عراق در ناحیه شوش از دیشب حملهکرده و از من میخواست که به جنوب بروم؛ برای مطلب مهمی که دارند. گفتم ایشان به تهرانبیاید که بتوانیم با امام و دیگران هم مشورت کنیم. ایشان با یک جت اف ۵ آمد. ساعت چهاربعدازظهر به اینجا رسید. نیم ساعت در راه بوده است، معلوم شد حمله عراق موفق نبوده وحدودصد اسیر از عراقیها گرفتهاند. صدها نفر از آنها را کشتهاند و آنها را متوقف کردهاند، ولی جنگادامه دارد و ممکن است نیروهای ما را مشغول کنند و مانع انجام طرح بزرگ کربلای ۲ بشوند.
مشورت داشت که از محورهای دیگر حمله کنیم، پذیرفتیم.
آخر شب آقای [محسن] رضائی اطلاع داد کهامشب عملیات نداریم.

AMG
07-01-2011, 17:13
فروردین ۱۳۶۱

یکم: آغاز عملیات فتح المبین


دوم: صبح زود، حاج محسن رفیق دوست(۶) اطلاع داد که ساعت دوازده دیشب نیروهای ما درجبهه های دزفول به عراقیها حمله کرده اند(۷) و تاکنون دو هدف از چهار هدف را تسخیر کرده اند وحدود هزار و سیصد اسیر گرفته اند و در سایت و رقابیه درگیری شده است.

با اتاق فرماندهی در جبهه تماس گرفتم و با آقایان [علی] صیاد شیرازی، [علی] شمخانی و[شیخ فضلالله]محلاتی صحبت کردم. اخبار رسیده تأیید شد. اسرا را تاکنون دو هزار نفر اعلاممیکنند. از ساعت نه صبح، خبر رسما اعلام شده و رادیو مشغول اجرای برنامه ویژه جنگ است.

تا عصر و آخر شب با جبهه و چادر فرماندهی در تماس بودم. میگویند، حدود ده هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و مجروح شده اند. نزدیک سه هزار نفراسیر گرفته اند. در عینخوش دشمن پاتک کرده و ضربهای کوچک زده است. تلفات ما خیلی کم است(۸).


سوم: صبح زود پیامی برای رزمندگان نوشتم(۱۰). با آقایان محسن رضائی و سرهنگ صیاد شیرازی تلفنی صحبت کردم. جنگ همچنان ادامه دارد. از وضع عینخوش کمی نگرانند ولی به پیروزی کامل امیدوار. گفتند، تعداد اسرا از مرز سه هزارو پانصد تن گذشته است و کمکم صحبت ازچهارهزارو هفتصد نفر میشود. ما بیش از دوهزار مجروح و نزدیک به چهارصد شهید داشته ایم.
خبررسید که صدام میخواهد حدود صد اسیری را که اخیرا گرفتهاند، به انضمام اسرای قدیم در خیابانهای بغداد به نمایش بگذارد؛ برای کم اثر کردن ضربه مهمی که خورده است.
از جبهه ها خبر دادند که امشب عملیات خواهیم داشت.


چهارم: با اتاق فرمانده یجنگ در دزفول تماس مکرر گرفتم. رمز خوب و مطمئنی در این ارتباط داریم. عملیات دیشب وامروز خیلی موفق بوده؛ تنگه رقابیه و غنایم زیادی را از دشمن گرفته اند و میگویند بیش از سه هزار اسیر دیگر را. اگر خبر درست باشد، اسرای این عملیات به ده هزار نفر میرسد.
شب، چند بار با جبهه تماس گرفتم. هنوز در عینخوش و رادار ودوسلک نیروهای عراق مقاومت میکنند. امشب همقرار است عملیات داشته باشیم.
آخر شب، آقای [علی]شمخانی آمار تلفات نیروهای خودمان را تلفنی اطلاع داد. دراین سه روز حدود هفتصد پاسدار و بسیجی و دویست ارتشی شهید و نزدیک چهارهزاروپانصد نفر مجروحداشتهایم. عراق هشت هزار اسیر و نزدیک بیست هزار کشته ومجروح دارد و هشت فروندهواپیمای دشمن ساقط شده.


پنجم: در تماس با اتاق فرماندهی جنگ، از جبهه ها سراغ گرفتم. گفتند، عملیاتی که قرار بود دیشب برای گرفتن سایتها بشود، به علتی انجام نشد.
محسن رضائی خبر داد که چهارصدوپنجاه عراقی داوطلبانه تسلیم شدهاند. به نظر وی، بوی کودتای نظامی در عراق میآید و ما باید خودمان را آماده مسائل بعد کنیم.


ششم: اول صبح از جبهه ها خبر گرفتم. عملیاتی که قرار بود دیشب انجام شود، انجام نشده است.
احمد آقا آمد وگفت، امام با ورود ما به خاک عراق موافق نیستند و تشکیل شورای انقلابعراق در ایران را هم صلاح نمیدانند.


هفتم: آقای فریدنیا اطلاع داد که شب گذشته، دشمن درمحل سایت پنج دزفول شکست خورده و سایت تصرف شده است. سپس آقای [شیخ فضلالله]محلاتی از دزفول تلفن کرد و خبر پس گرفتن سایت چهارم را هم اضافه کرد و این که در رقابیه تعدادی شهید داده ایم ولی وضع تثبیت شده است.

خبر رسید که گروهی ضدانقلاب به ستاد مرکزی نیروی زمینی حمله کردهاند و سرهنگ خرسندی معاون فرمانده نیروی زمینی را با چند نفر دیگر مجروح و حدود شش نفر را شهیدکرده اند. گویا سربازی که عامل نفوذی و راننده یکی از افسران سطح بالا بوده، توانسته آنها را به ستاد ببرد. اخبار بعدی میگوید که یک نفر دستگیر و دو نفرشان کشته شده اند. معمولا پس ازپیروزیهای ما در جبهه، منافقان ـ که به صورت ستون پنجم دشمن عمل میکنند ـ با این گونهاقدامات تلاش میکنند، پیروزیها را در ذائقه مردم تلخ کنند و تحتالشعاع قرار دهند.

از جبهه خبر میرسد که امروز هزاران عراقی اسیر شده اند که بسیاری از آنها خود را تسلیم کرده اند و غنایم فراوانی گرفته شده است. پنجاه نفر خود را تسلیم کرده اند. آن قدر عراقیها به سرعت منهدم میشوند که مسئولان نظامی جبهه به تردید افتاده اند که مبادا آمریکا دارد نقشه ای اجرا میکند. آقای [محمدعلی] نظران میگوید که یک لشکر در چنانه خود را تسلیم کرده است(۱۳).آقای [محمدحسن]زورق [معاون سیاسی صداوسیما] میگفت: جیشالشعبی(۱۴) عراق که خوب میجنگیده اخیرا زود تسلیم میشود و خوب است تشویق شود.

هشتم: آقای محسن رضائی از جبهه تلفن کرد و گفت، در دو روز آینده کار در این جبهه تمام میشود و برای برنامه های آینده به تهران میآیند.

در اخبار ساعت دوازده اعلام شد که عراقیها از تمام منطقه غرب دزفول پاکسازی شده و به مرز عقب نشسته اند و حدود هیجده هزار اسیر و بیش از این کشته داده اند.


نهم: اعلامیهای از طرف ارتش و سپاه برای آماده باش نیروها برای حملات بعدی که از نیمه شب شروع میشود، آمده بود که با نظر ما اصلاح شد. امروز جمعی از خبرنگاران خارجی، به دعوت ما،برای دیدن فتوحات جدید به ایران آمدند(۱۶).


دهم: بعدازظهر خبر رسید که صدام دستور عقبنشینی بعضی از نیروهایش را داده است. شایدمیخواهد همین شکست دزفول را به عنوان عقبنشینی معرفی کند.
امروز رقم غنایم فتح اخیر اعلام شد،خیلی زیاد است. امام پیامی برای رزمندگان فرستاده اند و از مجاهدتهای آنان قدردانی کرده اند(۱۸).


یازدهم: [سرهنگ سلیمی]وزیر دفاع به ملاقات آمد و مطالبی درباره دفترمشاورت و نیروی هوایی ابراز داشت.


دوازدهم: بعدازظهر جلسه شورای عالی دفاع در دفتر امام تشکیل شد. آقایان [علی]صیاد شیرازی و محسن رضائی گزارش جبهه ها و پیروزی طرح فتح المبین را دادند و خیلی از امدادهای غیبی و الطاف الهی گفتند. با امام ملاقات کردیم و برای طرح عملیات و ورود به خاک عراق، قرار شد که تا فردا موضوع را بررسی کنند و نظرشان را بگویند. ساعت نه ونیم جلسه ختم شد و به عنوان سخنگوی شورایعالی دفاع،مصاحبه ای با تلویزیون انجام دادم


سیزدهم: بعدازظهر، در دفتر شورای عالی دفاع، جلسه شورا تشکیل شد. نیروی زمینی و سپاه نظرشان رادرباره عملیات آینده و حدود پیشروی نیروهای ما گفتند و مورد تصویب شورا قرار گرفت. بعداخدمت امام رسیدیم و ایشان هم تأیید کردند


چهاردهم: آقای دکتر ولایتی [وزیرامور خارجه] گزارش نتایج سفر به پاکستان را داد واین که استقبال شایانی کردهاند و به خواسته های ما توجه شده و تا حدودی حاضر به تأمین نیازهای نظامی ما شده اند


پانزدهم: -


شانزدهم: خبر رسید که نیروهای افغانی و روسی در تعقیب مجاهدین افغان به روستاهای زابل حمله کردهاند. احمد آقا برای مشورت پیرامون کیفیت برخورد نظامی و سیاسی آمد. ستاد ارتش دستورسرکوب داده و قرار شد فعلا اعلام نکنیم. با نخست وزیر و ستاد تبلیغات جنگ هم صحبت کردم.


هفدهم: سفیر شوروی که مدت خدمتش تمام شده برای خداحافظی آمد و از تجاوز هلیکوپترهای روسی از مرز افغانستان به روستاهای مرزی سیستان عذرخواهی کرد و از ما ممنون بود که خبر آنرا پخش نکردیم. نیروهای ما اعلام کرده اند که چند فروند از هلیکوپترهای آنها را زده اند. ما شش شهید و بیست زخمی داده ایم. مدعی بود که برای سرکوب مجاهدان افغانی عملیات کرده، اشتباهااز مرز تجاوز کرده اند.

پاکستان اجازه خواسته است که نیروهایش را از گوشهای از خاک ما عبور دهد تا به نقطه دیگر از خاک آنکشور بروند. پانزده کیلومتر از خاک ما عبور میکنند. اجازه داده شد.


هجدهم: آقای طهماسبی از قم تلفن کرد و میخواست، اسلحه ابتکاریش را برای آزمایش به تهران بیاورد و گفت از اصفهان به قم آورده است. به او گفتم که شب در قم بماند و فردا بیاید.


نوزدهم: آقای طهماسبی آمد. ترتیب آزمایش اسلحه را با سرهنگ سلیمی[وزیر دفاع] و دکتر [حسن]روحانی دادم.


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: به مناسبت روز ارتش صحبت کردم.


سی ام: -


سی و یکم: آقای محسن رضایی هم خبر داد که به زودی حمله وسیعی علیه عراق آغاز میکنیم و سپس درباره اساسنامه سپاه اطلاع داد که سپاهیان اعتراض دارند و میگویند سپاه را تضعیف میکند.

AMG
19-01-2011, 16:41
ارديبهشت ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: -


سوم: -


چهارم: -


پنجم: -


ششم: آقای [محسن]رضائی فرمانده سپاه پاسداران اطلاع داد که به زودی عملیات تعرضی ما در جبهه های اهواز، خرمشهر، آبادان و کرخه نور آغاز میشود. ( فردید «عملیات بیتالمقدس» میباشد٫ که از ۱۰/۲/۱۳۶۱ آغاز شد و در ۳/۳/۱۳۶۱ با پیروزی بپایان رسیدAMG )


هفتم: -


هشتم: -


نهم: -


دهم: صبح زود خبر دادند که نیمه شب عملیات وسیع نیروهای ما علیه عراقیها در جنوب خوزستان شروع شده است(۶۳). میخواهند خرمشهر را بگیرند و آنها را از خوزستان بیرون کنند. آزادی خرمشهربرای ما خیلی مهم و سرنوشتساز است. همه امکانات را بسیج کرده ایم که نیروها بتوانند این شهراستراتژیک را از چنگ دشمن آزاد کنند. اطمینان دارم که در این عملیات خرمشهر را آزاد خواهیم کرد. فکر میکنم با آزادی خرمشهر سرنوشت جنگ به نفع ایران رقم خواهد خورد. با جبهه هاتماس گرفتم که معلوم شد، طبق برنامه پیش رفته اند ولی در جبهه کرخه نور تلفات دادهایم و متوقف شدهایم.

در اخبار جنگ اعلام شد که بیش از سه هزار نفر اسیر گرفته ایم و اراضی بین کارون و جاده اهواز ـ خرمشهر را با هشتاد کیلومتر از همان جاده، آزاد کرده ایم. مصاحبه ای با مجله پاسدارانقلاب درباره جنگ انجام دادم(۶۴).


یازدهم: (انگار از روی تارنمایشان پاک شده!)


دوازدهم: با قرارگاه کربلا در جبهه صحبت کردم. قرار بود دیشب خرمشهر را باز پس بگیریم که به امشب یا فردا شب موکول شده است. در جبهه فکه هم عملیاتی داشته اند و هفتصد عراقی را اسیر کرده اند.

آقای سرهنگ سلیمی وزیر دفاع، در مورد فرستادن کارآموز به شوروی برای دیدن دوره موشک ضد هوایی سام ۶ تلفنی نظر خواست که نظر موافق دادم.


سیزدهم: اول وقت با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب عملیات محدودی در شمال خرمشهر داشته ایم و صدهااسیر گرفته ایم.



چهاردهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. گفتند، دیشب از طرف ما فعالیتی نبوده و دشمن دو پاتک داشته که دفع شده است. دشمن در مدخل خرمشهر آب انداخته که از حمله محفوظ باشد.

اول شب سرهنگ سلیمی وزیر دفاع تلفن کرد و گفت، هواپیمای حاملمحمدصدیقبنیحیی]وزیر خارجه الجزایر به محض ورود به خاک ایران مورد تعقیب دو جنگنده عراق قرار گرفته [ و باراهنمایی برج مراقبت پایگاه تبریز اطلاع خطر را به او داده است.


پانزدهم: در بیانیه وزارت خارجه درباره سقوط هواپیمای الجزایری توسط عراق و کشته شدن سرنشینان آن ـ که چهارده نفر بودند ـ پخش شد. پیش از شروع جلسه علنی بامهندس [میرحسین]موسوی و دکتر ولایتی مذاکره تلفنی کردم و اخبار را گرفتم. پیش از دستور، این عمل زشت عراق را محکوم کردم و آن را نشان سردرگمی سران آن کشور دانستم(۶۷). پیش از آن که عراق چیزی بگوید، لازم بود که ما اعلام کنیم. نقص کار وزارت خارجه این بوده که سفارت الجزایررا دیر مطلع کرده است که مورد اعتراض آنهاست.



شانزدهم: اخبار مربوط به سقوط هواپیمای الجزایری را تعقیب کردم.گروهی از الجزیره برای تحقیق و بردن جنازه ها آمده اند. سوریه مثل ما موضع گرفته و عراق رامسئول دانسته است. بعضی از کشورها موضع منفی گرفتهاند و بعضی بیطرفند. روزنامه های ترکیه هم شیطنت میکنند و بعضیها هم اعتراف دارند. مسئله مهمی است و اگر خوب روشن شود که عراق مقصر است، ضربه بزرگی به صدام است.


هفدهم: قبل از دستور، راجع به سقوط طیاره الجزایری صحبت کردم(۶۸).جنازه های الجزایریها از مقابل مجلس تشییع میشد. به خاطر آنها تنفس اعلام و در مراسم شرکت کردیم. جمع زیادی از مردم بودند. گریه میکردند و شعار میدادند. آقای [حسن]روحانی نماینده سمنان و وزیر حمل ونقل الجزایر که سرپرست هیئت الجزایری بود صحبت کردند. ما صریحاعراق را عامل معرفی میکنیم ولی الجزایریها هنوز نظر ندادهاند.

امروز در فکه عملیات داشتهایم که در آن هفتصد نفر اسیر شدهاند و نود تانک و نفربر غنیمت گرفتهایم.

هجدهم:اوائل صحبت خبر دادند که مرحله دوم عملیات بیتالمقدس شروع شده و در غرب کارون، در محدودهای به عرض بیست کیلومتر به مرزرسیدهایم و به طرف شلمچه خواهیم رفت.
بعد از ظهر احمد آقا به منزل ما آمد و خبر داد که عراقیها پاتک کرده اند و ما در شمال خرمشهر عقب نشسته ایم؛ موضوع را تلفنی پیگیری کردم که معلوم شد، خیلی مهم نیست و امشب جبران میشود.



نوزدهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد که دوباره عراقیها را عقب زده ایم و به جای دیروزبرگشته ایم و [حدود] شصت نفر شهید و شصت نفر اسیر داده ایم.

احمد آقا خبر داد که عراقیها از پادگان حمید و هویزه فرار کرده اند. در تماس باجبهه، این خبر تأیید شد. این حادثه مهمی است که نظامیان عراق فرار کرده اند و نیروهای ما آنها راتعقیب کردهاند. در جفیر نیز درگیر شدهایم.

عصر ناخدا [دکتربهرام]افضلی و آقای [محمدعلی]الهی فرمانده نیروی دریایی و مسئول سیاسیایدئولوژیک آمدند و گزارشی از وضع نیروی دریایی دادند؛ گویا افرادی با آنها مخالفت دارند ومیخواستند زمینه سازی کنند که حرفهای آنها را نپذیریم.

شب آقای منتظری تلفن کردند و پیشنهاد دادند که سریعا به منظور سقوط صدام وارد خاکعراق شویم. خبری تأیید نشده رسید که یک هلیکوپتر عراقی در خاک ایران، فرود آمده و عدهای ازمسئولین عراقی پناهنده شدهاند. گفتم که تحقیق کنند. شایعه ای مبنی بر ناپدید شدن صدام هم هست.


بیستم: پیش از دستور، راجع به پیروزی عملیات بیتالمقدس و فرار نیروهای عراقی از پادگان حمید، هویزه و جفیر صحبت کردم(۷۰).

آقای دکتر ولایتی گزارش سفر خود، به سوریه و الجزایر را داد. الجزایریها محافظه کاری میکنند و موضعشان را درباره سقوط هواپیمای[محمد صدیق]بن یحیی [وزیر خارجه الجزایر] مشخص نمیکنند. سوریها موضع خوبی گرفتهاند وقول همکاری بیشتری میدهند.

امروز سومین مرحله عملیات ما برای پس گرفتن خرمشهر آغاز شده و مقداری پیش رویکرده ایم. میگویند که عراقیها دارند فرار میکنند. صدام سخنرانی کرده و از عقب نشینی به موقع نیروهایش تقدیر کرده است.

بیست و یکم: -


بیست و دوم: از جبهه ها اطلاع گرفتم. محاصره خرمشهر را تنگتر کرده ایم و کمی از مرز به طرف عراق رفته ایم.


بیست و سوم: در دفتر امام گفته شد که عملیات بیتالمقدس تاکنون پانزدههزار مجروح و سه هزار شهیدداشته است. ولی شب که با آقای محسن رضایی صحبت کردم، رقم شهدا را چهارهزارو هفتصد ومجروحان را هفده هزار نفر اعلام کرد که اسفبار است.

در جبهه خبر مهمی نبوده، مگر نفوذ مختصری در خاک عراق و خبرتظاهراتی در شهرهای عراق علیه حکومت آن کشور.

بیست و چهارم: شب آقای ترابی از دفتر مشاورت امام آمد و راجع به ارتش مطالب جالبی داشت. مخصوصا ازمعاونت طرح و برنامه نیروی هوایی که توجهی به خودکفایی ساخت قطعات ندارد.(تنها برای آگاهی بگویم که در این زمان٫ فرماندهٔ نیرو جناب سرهنگ محمدحسین معین پور بوده اند٫ AMG)

بیست و پنجم: با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد درطلائیه، عراق به ما حمله کرده و خاکریزی تصرف کرده و چند نفر از ما اسیر گرفته است. احتمالابرای منصرف کردن فکر ما از خرمشهر دست به این کار زده است.


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -

بیست و هشتم: امروز درمنطقه کوشک حمله ای داشته ایم و ضربه ای به ارتش عراق وارد آمده است.


بیست و نهم: جلسه شورای عالی دفاع داشتیم و راجع به عملیات بعدی برای آزادی خرمشهر و ورود بهخاک عراق، مشمولان ۱۳۳۷ و پیش از آن و خیلی چیزهای دیگر تصمیمگیری شد.


سی ام: ظهر در تماس با قرارگاه کربلا در جبهه، بافرمانده نیروی زمینی صحبت کردم. اطلاع دادند که امروز عراق حمله کرده و با دادن تعدادی اسیرو انهدام سی تانک و نفربر و کشته های زیاد عقبنشینی کرده و ما نیز شش شهید داده ایم.

سی و یکم: خبر موفقیتهای نظامی دیروز علیه عراقیها در منطقه کوشک اعلام شد. آنها حمله کردهاند وشکست خورده اند.

AMG
03-02-2011, 16:48
خرداد ۱۳۶۱

یکم: با جبهه تماس گرفتم ؛ تحول مهمی نداشتهایم


دوم: آخر شب از جبهه جنوب خبر گرفتم. معلوم شد، نیروهای ما قرار است برای محاصره کامل خرمشهر و گرفتن جادههای خاکی و پل عراق روی شطالعرب(۸۰){فردیدشون اروند رود است!!!!!!!AMG}، حمله کنند و التماس دعا داشتند.

آقای [میرحسین] موسوی نخست وزیر تلفن کرد و گفت که صبح امروز، عراق به کارخانه گازمایع در ماهشهر حمله هوایی داشته؛ بخشی از کارخانه را خراب کرده اند. گفتم که باید مسئولان پدافند را تنبیه کرد{!!!!!!!AMG}، چون در ماهشهر، هم [موشک]هاگ داریم و هم اورلیکن و هم انواع دیگراسلحه پدافند هوایی و [هواپیمای شکاری] اف۱۴ هم در فضاست{!!!!!!!AMG}.


سوم: اول وقت از جبهه اطلاع گرفتم. گزارش دادند که عملیات را دیشب آغاز و جاده خرمشهر وشلمچه را تصرف کرده ایم و به طرف پل ام الرصاص پیش میرویم.

معلوم شد که خرمشهر کاملامحاصره شده و دشمن در حال تسلیم شدن است. پس از تنفس، این پیروزی را در شروع جلسه تبریک گفتم و از رزمندگان تقدیر کردم. تا شب، به طور مرتب خبر از کثرت اسرا میرسد و هم ازقلت شهدای ما. دشمن کشته و زخمی زیادی داشته و هم غنیمت فراوان به جا گذاشته است(۸۱).

سرهنگ معینپورفرمانده نیروی هوایی استعفا داده بود که قرار شد آن را نپذیریم. درباره وضع جبهه و آینده جنگ هم بحث کردیم. شام را همانجا خوردم و برای خواب به مجلس رفتم. آخرین خبر را از جبهه گرفتم. معلوم شد که خرمشهر کاملا محاصره شده، هزاران نفر از دشمن در جریان کار کشته یا اسیرشده اند ولی عراقیها اخبار دروغ پخش میکنند.


چهارم: وزیر دفاع آمد و گزارشی ازپیشرفت کارها در جبهه و صنعت نظامی داد.

خرمشهر به طور کامل تسخیر گردید و دشمن تسلیم شد(۸۲)
اول شب خدمت امام رفتیم و راجع به آینده جنگ مشورت کردیم. ایشان خیلی خوشحالند. باآقایان رئیس جمهور و نخست وزیر مهمان احمدآقا بودیم و مصاحبه مشترک انجام دادیم. فتح خرمشهر همه را با نشاط کرده است.


پنجم: از جبهه اطلاع گرفتم که معلوم شد، بیش از چهارده هزار عراقی در خرمشهر اسیر شده اند. پس از محاصره خرمشهر اکثرا تسلیم شده اند و در کل منطقه،دشمن فقط در کنار پلی که روی اروندرود در مدخل رود خین زده باقی مانده است و از پل حفاظت میکند و تلاش رزمندگان ما برای گرفتن آنجا موفق نبوده است.



ششم: از جبهه فرماندهان نیروی زمینی و سپاه تماس گرفتند و قرار شد فردا در دفتر امام جلسه شورای دفاع تشکیل شود.


هفتم: ساعت ده صبح شورای عالی دفاع در دفتر امام تشکیل شد. آقایان [علی]صیاد شیرازی و[محسن]رضائی گزارش جبهه ها را دادند و گفتند. در عملیات بیتالمقدس مجموعا ما حدود ششهزار نفر شهید داشتهایم و نوزده هزارو هفتصد نفر اسیر گرفته ایم و بیش از بیست هزار نفر ازعراقیها کشته و مجروح شده اند.(۸۶) نسبت به آینده جنگ هم تصمیم اتخاذ شد. قرار شد در نقاط محدودی وارد خاک عراق شویم؛ برای تأمین شهرهای خودمان و گرفتن خسارت.


هشتم: آقای سرهنگ [علی]صیاد [شیرازی] هم گزارشی از جنگ داد.


نهم: -


دهم: عراقیها به جزیره خارک حمله هوائی کرده و خسارت جزئی وارد نموده اند.


یازدهم: ملاقاتی با سرهنگ کتیبه که از ستاد ارتش و شخص آقای ظهیرنژاد شکایت داشت


دوازدهم: -


سیزدهم: هواپیماهای جنگی عراق در ارتفاع بالا به فضای همدان رخنه کرده و با تعقیب جتهای جنگنده ما فرار کرده اند. کاری نمایشی برای دادن روحیه و بهرهبرداری سیاسی در کنفرانس هاواناست که هم اکنون با حضور وزرای خارجه کشورهای غیر متعهد جریان دارد و قرار است آخرین تصمیم رادر مورد محل کنفرانس آینده سران کشورهای غیر متعهد اتخاذ کند. قرار بوده این کنفرانس در بغدادتشکیل شود و ایران و سوریه و... با آن مخالفند.



چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: [جنگندههای] عراق، شهر ایلام را در حین راهپیمایی مردم، بمباران کرده و چهار نفر شهید ودویست نفر مجروح شدهاند.


هفدهم: -


هجدهم: آقای [غلامرضا]صفائی و گروهی از همکاران ایشان از سیاسی ایدئولوژیک ارتش آمدند و ازعدم همکاری سرهنگ [علی]صیاد شیرازی گله داشتند.
شورای عالی دفاع در مجلس جلسه داشت. راجع به برنامه آینده جنگ بحث کردیم



نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: نیمه شب جانشین فرمانده نیروی زمینی زنگ زد و اطلاع داد که عراق یک طرفه آتش بس اعلام کرده است. امروز در خبرها آمد که عراق اعلام کرده، حاضر است تا دو هفته دیگرنیروهایش را خارج کند و قضیه را به میانجیهای صلح واگذار کند.

عصر شورای عالی دفاع در دفتر امام جلسه داشت. هیئت ما از سوریه برگشته و در جلسه شرکت داشتند. گزارش دادند که اسرائیل براکثر نقاط جنوب لبنان مسلط شده است و سوریه نمیتواند وارد جنگ شود. با فلسطینیها ملاقات نکرده بودند.
تصمیم گرفتیم که کمکی به لبنان بشود. ترکیه حاضر نیست که از مسیر کشور او خیلی استفاده شود و با عبور یک هواپیمای حامل کمک در هر روز موافق است.
راجع به مسائل جنگ تصمیم گرفتیم. امروز از منابع غربی شایع شد که صدام سقوط کرده وکشته شده است ولی تا آخر شب روشن شد که خبر نادرست است.
امام در مورد ادامه جنگ قاطع اند و اجازه نمیدهند حتی به گونهای بحث شود که کوچکترین تردیدی در جامعه و نیروها بروز کند و اهداف جنگ را به گونه ای اعلام میکنند که همگی خودشان را برای مدت طولانی آماده کنند. و ضمنا توافقی برای ورود به خاک عراق هم نداشتند.
در جلسه عصر هم خدمت امام، فرماندهان نظامی با حضور ما با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن در جاهای زیادی درخاک ما است و اگر مطمئن بشود که نظام ما به خاک او وارد نمیشود یا ورود جزئی خواهد داشتنه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت و هر وقت آمادگی پیدا کرد در خاک ما پیشروی میکند و با این استدلال امام را قانع کردند که با ورود به خاک عراق در جاهائی که مردم نیستند یا کم اند و آسیب نمیبینند، موافقت کنند.


بیست و دوم: آقای محسن رضائی اطلاع داد که وضع جبهه فرقی نکرده است. حدس میزنیم که به خاطرتزلزل و ابهام وضع عراق و اعلام پذیرش آتش بس از طرف سرفرماندهی عراق (نه شخص صدام)،وضع عراقیها در جبهه مشوش باشد. جنگ در جنوب لبنان ادامه دارد.

آقای [حسین] شیخالاسلام عصر تلفن کرد و گفت،ترکیه موافقت کرده است، روزی دو هواپیما از حریم هواییاش عبور کند، ولی مسئولان در اینزمینه اقدام نمیکنند.


بیست و سوم: ظهر با فرماندهان لشکرها، تیپها و واحدهای مستقل نیروی زمینی ملاقاتداشتم و برای آنها صحبت کردم*. اظهار نگرانی کردند از احتمال قبول پیشنهادهای هیئت میانجیکه آقای سکوتوره ضمن نامهای توسط وزیر خارجه گینه به ایران فرستاده و گفتند این گونه اخبارروحیه رزمندگان را ضعیف میکند.

اولین هواپیمای کمک عازم سوریه شد.


بیست و چهارم: امروز یک هواپیما کمکهای ما را به سوریه منتقل کرد. ترکیه روزانه به یک هواپیما اجازه میدهد که از حریم هواییاش عبور کند.


بیست و پنجم: سرهنگ صیاد شیرازی صبح زود آمد. نقشهای از بستان و وضعیت نیروهای متخاصم آورد ووضع جبهه های جنگ را در غرب و جنوب گفت و قرار شد که آماده اقدام به تصرف بخشی ازخاک عراق باشند که قبلا تصویب شده است. مشکل نیروی زمینی با سیاسی ایدئولوژیک را نیزمطرح کرد و کمک خواست که قرار شد جلسهای بگذاریم.


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: ملاقاتی با ناخدا [بهرام]افضلی فرمانده نیروی دریایی داشتم. او از اختلافی که با افراد حزباللهی در نیرو پیدا کرده، نگران است و اتهاماتی نسبت به آنها دارد.


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: -


سی ام: -

سی و یکم: در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نیروی زمینی، وزیر خارجه و وزیر دفاع که امروز از سفر سوریه آمدهاند، درباره جنگ لبنان و جنگ با عراق بحث کردیم. آقای دکتر ولایتی[وزیر امور خارجه] و آقای سلیمی[وزیر دفاع] در مذاکرات خود با سوریه به این نتیجه رسیده اند که سوریه مایل به جنگ است ولی باید مطمئن به کمک کشورهای اسلامی باشد. از ترکیه هم اجازه گرفته اند که بتوانیم کمکهای انسان دوستانه به سوریه منتقل کنیم.
درباره حمله آینده ما به عراق و ورود به خاک عراق هم بحث شد. منتظر نیروهای مردمی هستند.

اول شب آقای [سید جلال]ساداتیان اطلاع داد که صدام هماکنون مشغول نطق است و قرار است سیاست جنگی اش را به مناسبت ماه رمضان و جنگ لبنان اعلام کند؛ احتمالا اعلام آمادگی خروج از خاک ما و آتش بس است. معلوم شد که ضمن ادعاهای زیاد و ستایش از ارتش عراق و ادعای متجاوز بودن ما اعلام کرده است که تا ده روز دیگر از خاکما بیرون میرود(۱۰۱).

AMG
21-02-2011, 18:30
تیر ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم؛ درباره مسائل متعددی تصمیم گرفتیم. امام گفته اند،در این ده روز که عراق مدعی عقب نشینی است، حمله نکنیم و به لبنان هم فعلا کسی را نفرستیم.درباره تحویل گرفتن ناو ”خارک“ که رژیم سابق، آن را از انگلیس خریده و نیز خرید رادار و تعمیررادارها و گسترش دفاع ضد هوایی تصمیم گیری شد.


سوم: -


چهارم: -


پنجم: احمد آقا گفت که امام مخالف اعزام نیرو به لبنان هستند.


ششم: رئیس جمهوری به منزل ما آمدند و با هم به زیارت امام رفتیم. راجع به کمک به سوریه درمقابل اسرائیل مذاکره کردیم. امام با حضور ما در آن جبهه با شرایط موجود مخالفت دارند ومعتقدند که عربها جنگ جدی نخواهند کرد و درگیری بیشتر ما باعث میشود که در جبهه جنگ باعراق دچار وقفه شویم و در آنجا هم به جایی نرسیم. بالاخره قرار شد اگر به طور جدی از طرف سوریه جنگ شد، شرکت کنیم.

سرهنگ [علی]صیاد شیرازی هم ماند و راجع به لبنان براساس نظر جدید امام تصمیماتی اتخاذ کردیم.


هفتم: -


هشتم: از دفتر آقای خامنه ای و دفتر امام اطلاع دادند که نظامیان عراق از قصر شیرین و مناطقاطراف بیرون رفته اند و با توجه به ملاقات سپاه و ارتش با امام و مذاکره درباره جنگ لبنان،خواستار تشکیل جلسه شورای عالی دفاع برای فردا شدند.

آقای محسن رفیقدوست که دیشب از سوریه آمده، امروز به ملاقات آمد و از این که امکاناتدر سوریه راکد است، اظهار نگرانی نمود. قرار شد که این مطلب را خدمت امام بگوید.


نهم: ساعت ده صبح در دفترآقای رئیس جمهور، شورای عالی دفاع جلسه داشت. عقب نشینی ارتش عراق از شهرها و نقاط مسکونی غرب کشور مورد رسیدگی قرار گرفت و معلوم شد که آنها در بخشی از ارتفاعات ایران درکنار مرزها مانده اند. همین موضوع، اهداف جنگطلبانه صدام را ثابت مینماید و اینگونهعقبنشینیها بیشتر جنبه تبلیغی دارد و برای تثبیت و تقویت نیروهای خود استفاده میکند. درعراق تغییراتی در کابینه انجام شده ولی سطحی است.
در مورد عملیات آینده، موضع تبلیغاتی ما و عدم اعزام نیرو به سوریه هم تصمیماتی گرفتیم. درمجموع به این نتیجه رسیدیم که تصمیم بجایی است.

سفیر سوریه آمد و از این که ما به جنگ با عراق اولویت داده ایم و با اعزام نیرو، به آنها فشاریبرای ادامه جنگ وارد نمیشود، خوشحال بود و میگفت که اسرائیل سلاحهای ناشناخته جدیدیبه کار گرفته و فعلا نمیخواهیم با آن بجنگیم.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: آقای محسن رضائی تلفن کرد و گفت، کم کم آماده عملیات میشوند و داوطلبان زیادیمراجعه کرده اند.


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: سرهنگ کتیبه رئیس اداره دوم ستاد مشترک آمد و از ستاد گله داشت و پیشنهاد میکرد کهسرهنگ سلیمی رئیس ستاد و رحیمی معاونش وزیر دفاع شود.


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: منتظر شروع حمله به عراقیها هستیم.


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: -


بیست و سوم: هنگام افطار آقای کمال خرازی از اهواز تلفن کرد و با رمز اطلاع داد که امشب عملیات ورودنیروها به خاک عراق آغاز میشود و در مورد کیفیت تبلیغات آن مشورت کرد. ایشان رئیس[ستاد]تبلیغات جنگ است.

بعد از اذان صبح، اطلاعیه سپاه و ارتش در خصوص عملیات رمضان و ورود به خاک عراق وشکستن خاکریز اول دشمن خوانده شد. مرحله مهمی از جنگ است و باید منتظر نتایج آن باشیم.


بیست و چهارم: ساعت هفت صبح آقای محسن رضایی از قرارگاه تلفن کرد و گزارش جبهه را داد(۱۱۹) و گفت قرارگاه فتح به هدف خود رسیده ولی سایر قرارگاهها ضعیف عمل کرده اند. از دفتر امام هم تلفنیاز من اطلاعات خواستند. معلوم شد که تا ساعت شش صبح پانصد اسیر گرفتهایم.

هواپیماهای عراق به شهرهای خرم آباد، باختران و ایلام حمله کرده و حدود چهل و پنج نفر راشهید و صدها نفر را مجروح و دهها خانه را ویران کرده اند. این عکسالعمل وضع نظامی عراق درجبهه است. تا شب خبرهای گوناگونی از جبهه ها میرسید.

شب با قرارگاه صحبت کردم. معلوم شد در یک محور خوب عمل کرده اند، و تا بیست و پنجکیلومتر پیشرفت کرده اند ولی به خاطر ضعف عملکرد در سه محور دیگر عقب نشینی کردهایم و
حدود ده کیلومتر در یک محور و سه کیلومتر در محور دیگر در خاک عراقیم.


بیست و پنجم: اول وقت آقای سرهنگ سلیمی آمد و از اختلاف و کارشکنی سیاسی ایدئولوژیک گله داشت.از جبهه هم اطلاعاتی گرفتم. دشمن امروز پاتک ضعیف و ناموفقی داشته است. امشب اعلام شد که تعداد اسرای عراقی عملیات رمضان به هشتصد تن رسیده است.


بیست و ششم: هواپیماهای عراق امروز دوسه بار به همدان حمله کردند و دهها شهید و صدها مجروح دادیم.موشکی هم به خارک زدند که خسارتی نداشت. یک هواپیمای اف ۴ در ایلام سقوط کرد. به فرمانده نیروی هوایی تلفن کردم و به عدم فعالیت دفاع هوایی اعتراض کردم. طبق معمول نداشتن ابزار لازم را بهانه کرد.{بهانه! نمیفهمم٫ مگر نهاجایی ها خوششان می آمده که عراقیها پیروز باشند؟ مگر نهاجایی ها تنبلی میکردند و آسوده لم میداده اند؟ نمیفهمم چرا چنین واژگانی بکار برده میشود/میشده. ایشان بهتر از هرکس میدانستند که کاستیها و کمبودها تا کجا بوده است.(در آغاز ِ جنگ٫ کمبود جنگ افزار چندان نداشتیم٫ فردیدم کمبود ِ ِ نیرو های کارآزموده و همچنین جابجایی شایسته جنگ افزار به جایی که نیاز است بود)!AMG }


بیست و هفتم: جبهه آرام است و نیروهای ما نتوانستند به اهداف خود برسند. عراقمقاومت میکند و حملات هوایی خود را افزوده است. تعدادی در حدود پانصد نفر هم از ما اسیرگرفته اند و گویا همین مقدار یا بیشتر هم شهید داده ایم، مجروح هم زیاد است. ماشینهای سنگین مثل لودر، بولدوزر و کمپرسی و... میخواهند که قرار شد، وزارت راه به آنها بدهد.

کم کم برای آنها که فشار می آوردند کار جنگ را با عملیات بی تأخیر یکسره کنیم روشن میشودکه کار به این آسانی نیست و دشمن در خاک خودش با انگیزه بیشتر دفاع میکند. چون توضیح اینگونه مسائل برای عموم مناسب نیست و باعث تضعیف روحیه رزمندگان و مردم میشود. خیلیهاهم هنوز به این باور نرسیدهاند و فکر میکنند سیاستی در کار است که عملیات کم است.


بیست و هشتم: سرهنگ معینپور [فرمانده نیروی هوائی] هم طرحهایی برای حمله هوایی به مراکزی درداخل عراق آورده بود که با حضور رئیس جمهوری و در یک جلسه خصوصی مذاکره کردیم.بمباران پالایشگاه بغداد به عنوان مقابله به مثل تصویب شد و چهار طرح دیگر معوق ماند.


بیست و نهم: -


سی ام: -

سی و یکم: ا جبهه تماس گرفتم. دارند برای حمله جدیدی آماده میشوند. نیروی هوایی پالایشگاهی را در بغداد بمباران کرده است. اطلاعات اولیه میگوید که یک هواپیمای ما هم ساقط شده. عراق هم متقابلا در شهر اهواز، مناطق مسکونی را بمباران کرده. ما مناطق مسکونی عراق را بمباران نمیکنیم ولی آنها از هیچ جنایتی دریغ ندارند.

AMG
14-04-2011, 16:19
مرداد ۱۳۶۱

یکم: دیشب در جبهه جنوب، نیروهای ما به دشمن حمله کردند و امروز صبح اعلام شد که نزدیک سیصدتانک و نفربر زرهی دشمن را منهدم کرده اند و دوهزارو صد نفر را کشته یا مجروح و دویست وپنجاه نفر را اسیر کردهاند. ولی منطقه عملیاتی را رها کردهاند، چون بولدوزر و لودرها نتوانسته اندسنگر و خاکریز برای ماندن در صحرا ایجاد کنند و خطر هجوم مجدد دشمن مثل چند روز پیش درمیان بوده است.


دوم: با جبهه تماس گرفتم؛ معلوم شد که برای امشب عملیات محدودی دارند. میگویند دشمن از نظرنیروی پیاده خیلی ضعیف شده، با نیروی زرهی دفاع میکند و با ایجاد موانع طبیعی مثل خندق وباتلاق و میدان مین، مانع عبور نیروها میشود. اول شب هم تماس گرفتم، آقای محسن رضایی گفت که کار شروع شده و یک تیپ درگیر است.


سوم: چون در اخبار ساعت هفت صبح از نتایج عملیات دیشب خبری نبود، با قرارگاه مرکزی کربلا در جبهه تماس گرفتم. تلفن اف ایکس دارند که مستقیمامیشود گرفت. معلوم شد که موفق نبودند و گفته شد که ما تعدادی مجروح هم، در حدود هفتصد تاهشتصد نفر داشته ایم ولی گزارش شهادت کسی را نداشتهاند. جزئیات را بعدا میگویند. در مجموع عملیات ناموفقی است. شاید غرور زیاد باعث عدم توفیق شده.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: -


هفتم: عصر در شورای عالی دفاع شرکت کردم. تصمیماتی در مورد حمله به فرودگاه بغداد درصورت حمله عراق به شهرهای ایران گرفته شد. همچنین قرار شد دو کشتی نفربر که قبلا ازانگلستان خریدهایم و بعد از پیروزی [انقلاب تحویل آن] معلق مانده، مطالبه شود. معلوم شد که اگرفسخ کنیم، پول بیشتری بابت خسارت کمپانی باید پرداخت شود. طرحهای جنگی هم بررسی شد.


هشتم: دیشب نیروهای ما در خاک عراق حمله به دشمن داشته اند. صبح با سرهنگ [علی]صیاد شیرازی تلفنی صحبت کردم. از نتیجه عملیات راضی بود.


نهم: اول صبح از قرارگاه کربلا اطلاع دادند که نیروهای ما پس از انهدام نیروی دشمن، از ترس محاصره به محل قبلی برگشته اند. به این امر راضی نیستم و قرار شد که در شورای عالی دفاع بحثشود.


دهم: پیش از ظهر آقای صادق طباطبائی آمد و نتیجهاقداماتش را در خصوص پس گرفتن پولهایی که بابت تانکهای M48 داده بود، گفت. دو نفر رابازداشت کرده و حدود سی میلیون دلار گرفته است. حدود شانزده میلیون دلار دیگر مانده که بایداز خود آنها یا بیمه لویدز بگیرد. به دادگاهی در سوئیس شکایت کرده و میگفت که خوب کارمیکنند.

تلفنی با جبهه تماس گرفتم و خبر رفتن فرزندم محسن را به قرارگاه کربلا دادم. گفتند که امشب تکهایی به دشمن میزنند و امروز دشمن خواسته است، جلو بیاید که تلفاتی داده است.


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: شب شورای عالی دفاع داشتیم. در مجلس آقایان [علی]صیاد شیرازی ومحسن رضایی گزارش وضع جبهه و عملیات رمضان را دادند. موفق نبودند و عراقیها سخت دفاع میکنند و استحکامات عظیمی برای دفاع درست کرده اند.


چهاردهم: در جلسه شورای عالی دفاع آقای ظهیرنژاد به نیروی زمینی و سپاه اعتراض داشت و خودش طرحی ارائه داد و آنها جواب دادند. کار و طرح آنها تأیید شد و من بعدازجلسه مصاحبه کردم*. عدم توفیق در عملیات رمضان باعث بروز انتقادات شده است. آنها که عجله داشتند و نسبت به تأخیر عملیات معترض بودند اکنون متوجه شده اند که جنگیدن در خاک دشمن به آسانی جنگ در زمین و خاک خودی نیست و بخصوص در رزمندگان که خود واقعیتهای جبهه رامیبینند واقع بینی بیشتر میشود.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: امروز در رأس هیئتی چهل ودو نفره از مجلس، دولت، ارتش و صداوسیما عازم هند شدیم. ساعت نه ونیم صبح با یکساعت و نیم تأخیر از تهران با شاهین و اسکورت دو شکاری (به خاطر خطر جنگ) پرواز کردیم.علت تأخیر عدم هماهنگی نیرو و ستاد و فرودگاه بود. معلوم شد کاپیتان هواپیما ممنوعالخروج است؛ بینظمی!
ساعت یک به وقت تهران و سه به وقت دهلی وارد دهلی شدیم.


بیست و یکم: -


بیست و دوم: خلبانها بدون اجازه فرودگاه را برای دیدن تاج محل ترک کرده بودند و یک ساعت ما را درپایگاه هوایی معطل کردند. برق هم قطع شد و گرمای شدیدی در خاموشی کولرها هیئت را بهزحمت انداخت. بنا شد که عامل بی نظمی تنبیه شود. خلبانان گفتند که ما برنامه را نمیدانستیم ولیبعدا معلوم شد، کتابچه برنامه در اختیارشان بوده و بیتوجهی کردهاند.


بیست و سوم: صبح کارها انجام شد و با هواپیما به طرف بمبئی رفتیم. دوساعت پرواز بود،


بیست و چهارم: به فرودگاه رفتیم و برای رفتن به دهلی سوار هواپیما شدیم. در باند پرواز معلوم شد که یکموتور هواپیما قدرت لازم را نمیدهد و مهندسان هندی نتوانستند اصلاح کنند. دوسه ساعت درفرودگاه معطل شدیم. رؤسای دو مجلس ایالت و دانشجویان هم ماندند و با هم مذاکره طولانیکردیم. بنا شد که تعمیرکار یا هواپیمای هندی از دهلی بیاید.

ساعت ده شب با هواپیمای اختصاصی هندی که برای ما فرستادند وارد دهلی شدیم.هواپیمای ما در بنگلور به انتظار تعمیر ماند.


بیست و پنجم: ظهر به دعوت علمای لکنهو با هواپیمای نیروی هوایی هند به آنجا رفتم. استقبال گرمی کردند.



بیست و ششم: ساعت شش بعد از ظهر برای حرکت به ایران به فرودگاه رفتیم. رئیس مجلس بدرقه کرد. چندآلبوم از عکسهای مراسم دیدار هند هدیه کرد. هواپیما دوباره عیب پیدا کرده بود و دوساعتیتأخیر شد متأسفانه در این سفر از ناحیه هواپیما چند اشکال پیش آمد. اول شب حرکت کردیم. پساز اوج گرفتن، شفق در هنگام غروب ظاهر شد و تا مرز ایران همراه شفق بودیم. در فرودگاه تهران،وزیران خارجه و دفاع و... به استقبال آمده بودند.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: از وزارت نفت اطلاع دادند که عراق به جزیره خارک حمله کرده، دو انبار نفت آتش گرفته ونفت از اسکله قطع شده است ولی در اسکله آذرپاد دو کشتی مشغول بارگیری است که آنها هم ترسیده اند با ستاد نیروهای دریایی، هوایی و زمینی تماس گرفتیم و قرار شد که فردا مقابله به مثل شود. سرهنگ [علی]صیادشیرازی را احضار کردیم و قرار شد که در زمین فعالتر شویم.طرحهایشان در غرب و جنوب را توضیح داد.


بیست و نهم: گروهی از وزارت نفت آمدند و وضع خارک را توضیح دادند و از مسامحه نیروی هوایی شکایت داشتند. (نمیفهمم این دوستان در آنزمان چگونه چنین سخنانی میزدند!!!AMG )


سی ام: دفتر مشاورت [ارتش] تلفنی اطلاع داد که حمله پریروز به خارک با نوعی جدید از موشک هوابه زمین بوده، باز هم موشک انداخته اند که در دریا افتاده ولی آقای محسن رضایی گفت نیروهای ما در آبادان دقایقی قبل از خوردن گلوله به منابع خارک، حرکت دو موشک از جنوب بصره رادیدهاند که در هوا خطی آتشین ترسیم کرده. اگر این خبر صحیح باشد، عراقیها موشک زمین بهزمینی در اختیار دارند که بیش از دویست کیلومتر برد دارد و احتمالا اسکاد روسی است.(گمان بنده اینست که موشک خشکی به دریای «کرم ابریشم» بوده باشد , !AMG )

سی و یکم: از جبهه آقای محسن رضایی تلفن کرد و از خارک گزارش داد و گفت تا به حال بیست وچهار موشک انداخته اند که فقط دوتا به هدف اصابت کرده.

AMG
09-06-2011, 20:08
شهریور ۱۳۶۱

یکم: عصر گروهی از اطلاعات نیروی هوایی آمدند که قبلا از همراهان آقای معین پور بودند و موردغضب و تصفیه قرار گرفته اند، شکایت داشتند و مدارکی از تخلفها آورده بودند.


دوم: ساعت نه در یکی از مراکز نیروی هوایی در قصر فیروزه از کار گروهی از همافران که موفقشده اند یک رادار ADS4 را نصب کنند، دیدن کردم. کار بزرگی کرده اند تخصصی سطح بالا نیازداشته، خیلیها باور نمیکردند و کارشکنی میکردند. خودشان مدعی هستند که، نمونه آن راآمریکاییها در مدت طولانی با خرج زیاد در کرج نصب کرده اند و اینها فقط با مخارج پانصد هزارتومان نصب کرده اند. خیلی خوشحال به نظر میرسیدند که انقلاب این امکان را به آنها داده است؛در رژیم گذشته اجازه دستکاری به ابزار پیشرفته به ایرانیها داده نمیشده.


سوم: -


چهارم: امروز عراق دوسه موشک بهجزیره خارک انداخته که یکی به یک لوله نفت خورده و پس از مدت کوتاهی ترمیم شده است.دسترسی عراق به جزیره خارک نقطه ضعفی برای ماست.


پنجم: -


ششم: در حین خواندن خطبه های جمعه(۱۴۷) صدای انفجار مهیبی بلند شد و توپهای ضد هوایی تهران مشغول غرش و شلیک شدند خطبه را ادامه دادم و مردم خم به ابرو نیاوردند. از بیت امام و دفتررئیس جمهور اطلاع دادند که زودتر نماز را تمام کنم، ولی تقریبا به طور عادی تمام کردیم. بعدگفتند هواپیمای میگ ۲۵ عراق در ارتفاعات بالا دیده شده و تحت تعقیب قرار گرفته، درحین فراردیوار صوتی را شکسته که به صورت انفجار شنیده شده است.


هفتم: آقای [سیدمحمد]غرضی [وزیرنفت] هم نگران وضع خارک و قطع صدور نفت آن در صورت ادامه حملات موشکی عراق به جزیره بود که قرار شد، تدابیر حفاظتی و دفاعی به کار گرفته شود.


هشتم: -


نهم: با فرمانده نیروی هوایی تلفنی صحبت کردم و درباره علت عدم فعالیت موشکهای هاگ در روز جمعه ـ که هواپیمای عراقی به تهران تجاوز کرده بود ـ توضیح خواستم. او گفت که هواپیما در ارتفاع بسیار بالا پرواز میکردند که از قلمرو هاگ بیرون است و در آن ارتفاع فقط ازسام ۲ و اف ۱۴ میتوان استفاده کرد و راجع به عملیات آینده در عراق مطالبی گفتیم.

از خارک خبر دادند که دشمن سه فروند موشک پرتاب کرده که در بیابان افتاده.

آقای دکتر رهنما آمد وپیشنهاد قطعات [فروش] هواپیماهای جنگی و چیفتن و... از شرکتی آورده بود که او را به وزارت دفاع معرفی کردم.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: عصر شورای عالی دفاع دردفتر امام تشکیل شد. فرماندهان سپاه و نیروی زمینی برای انجام عملیات وسیع بعدی مهلت طولانی خواستند. گفتیم اگر قرار است این اندازه معطل شویم، بهتر است سعی کنیم که جنگ تمام شود. کشور تحمل طولانی شدن جنگ را ندارد و بحث داغ شد و تصمیماتی اتخاذ گردید. قبل از دوعملیات ناموفق اخیر فضای کشور برای طرح امکان ختم جنگ مناسب نبود و از سوئی رزمندگان هم آماده بحث در این مسئله نبودند ولی فعلا وضع به گونه ای است که در شورای عالی دفاع موردبحث قرار میگیرد.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: عصر از دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمدند و گزارش جزیره خارک را آوردند و معلوم شده که جزیره را با موشکهای روسی دوربرد ـ که هدایت شونده نیست ـمیزنند و اکثرا به هدف نمیخورد و از نابسامانی نیروی هوایی گفتند.

شورای عالی دفاع داشتیم. از موفقیتهایمان در کردستان و برنامه های آینده جنگ گفتند. بعد از جلسه مصاحبه کردم*.


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: گروه همافرانی که موفق شده اند رادار پیچیده ADS 4 را نصب کنند،آمدند. تشویقشان کردم و قرار شد که کارشان را ادامه دهند. کار بزرگی کرده اند و آمریکاییها باورنخواهند کرد.


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: گزارشی از افسری از نیروی هوایی درباره کجرفتاریهای اطلاعات و ارشاد نیروی هوایی و نفوذ منافقین رسیده بود که مهم است و بایدرسیدگی کنیم.


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: سرهنگ [عباس]بابایی فرمانده پایگاه اصفهان (مرکز اف ۱۴) آمد و چند پیشنهاد خوب داشت وانتقاداتی هم به نیروی هوایی؛ آدم جالبی است.


سی ام: -


سی و یکم: - 551

AMG
16-06-2011, 14:50
مهر ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: اول شب سرهنگ [علی]صیاد شیرازی آمد و راجع به برنامه های جبهه و نتیجه مذاکراتشان باسپاه و اختلاف نظرشان را در بعضی از موارد گفت.


سوم: -


چهارم: -


پنجم: آقای طهماسبی طلبه ای که ذوق اختراع دارد و در اصفهان مشغول تهیه اسلحهای پیشرفته است، آمد و گزارش کارش را داد. پانصد هزار تومان از محل کمک مجلس به جنگ به ایشان دادم.او گفت که مشغول تهیه قطعهای برای اف ۱۴ است که به خاطر آن تعدادی هواپیما خوابیده است.اگر بتواند، کار مهمی است.

عصر سرهنگ [بهرام]افضلی فرمانده نیروی دریایی(۱۸۰) آمد و گزارشی از طرح دفاع در مقابل حملات موشکی عراق به کشتیهای عازم بندر امام داد.


ششم: با آقای خامنه ای تلفنی صحبت کردم که شورای عالی دفاع به نیروی هوایی دستور دهد که یک آتشبار اورلیکن (توپ ضد هوایی) برای دفاع در جبهه ها به نیروی زمینی بدهند. اخیرا عراق باهواپیما نیروهای ما را در غرب بمباران کرده که شش نفر شهید شده اند.

آقای صیاد شیرازی از جبهه تلفن کرد وتعجیل در تحویل اورلیکنها را درخواست کرد و خبر از حمله ای قریب الوقوع داد.
[فردید, "عملیات مسلم بن عقیل" بوده که پیش از "عملیات محرم" و برای فراهم سازی ِ آن انجام شده, AMG]

هفتم: -


هشتم: -


نهم: عصر احمد آقا آمد و خبر داد که امشب در ارتفاعات مشرف به مندلی عملیات داریم.


دهم: صبح زودآقای [علی]صیاد شیرازی تلفنی از جبهه اطلاع داد که عملیات دیشب موفقیت آمیز بوده(۱۸۱)، تاکنون هشتاد درصد از اهداف تأمین و پاتک عراق دفع شده است.


یازدهم: ظهر با آقای رئیس جمهور مهمان احمد آقا بودیم. امام هم تشریف آوردند و با ایشان نمازخواندیم و ناهار خوردیم. ... قبل ازآمدن امام و بعد از آن، خودمان درباره وضع حزب توده و خطرهای آن، ضعف سیاسی ایدئولوژیک ارتش و نیروی هوایی, ضرورت شرکت آقای خامنه ای در جلسات [هیأت] دولت برای جلوگیری از بروز اختلاف بین وزرا، جنگ و چیزهای دیگر بحث کردیم.

آقای محسن رضایی آمد و از روی نقشه، عملیات مسلم بن عقیل را که در آن ارتفاعات غرب سومار و مشرف بر مندلی عراق آزاد شده بود، توضیح داد. از امداد الهی، برنامه های آینده و ...گفت.


دوازدهم: سرهنگ [علی]صیاد[شیرازی] گزارشی از پیروزیها داد و معلوم شد که اسرای عراقی صدوهشتادوسه نفر هستند.


سیزدهم: یک هواپیمای ۱۳۰ cارتشی را ربوده اند و به جنوب خلیج فارس برده اند. کشورها حاضر نیستند، ربایندگان را بپذیرند.[در جستاری ویژه با این داستان خواهیم پرداختAMG]

عراقیها با هواپیما به جمعی از نیروهای پشت جبهه حمله کرده اند و شصت و هفت نفر راشهید و صدوبیست نفر را مجروح کرده اند


چهاردهم: -


پانزدهم: رادیو اسرائیل گفته است که عراق مدعی است ارتفاعاتی که اخیرا از دست داده، پس گرفته است ولی مسئولان نظامی ما گفته اند که صحیح نیست.احتمالا عراق این خبر را برای خنثی کردن اعترافات خبرنگاران خارجی که امروز از جبهه دیدارکرده اند، مطرح کرده است.


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: با وزیر دفاع نیز برای مراقبت مستقیم در مذاکراتی که با یکانگلیسی برای فروش اسلحه و قطعات اف ۱۴ ،اف ۴ و اف ۵ در جریان است ,. او ادعای امکانات زیادی دارد و ممکن است که برای کسب اطلاع آمده باشد.


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: شورای عالی دفاع تشکیل شد. معلوم شد که از ابتدای عملیات مسلم بن عقیل تاکنون حدود پانصدشهید و دوهزاروپانصد مجروح داشته ایم. امروز هم دو حمله عراق دفع شده و گروهی اسیرگرفته ایم.

درباره امکانات دانشکده خلبانی و دفاع هوایی ازقم و... بحث و تصمیمگیری شد


بیست و دوم:-


بیست و سوم: خبر رسید که عراق با موشک یا با بمب به جزیره خارک حمله کرده و سه منبع نفت آسیب دیده است. ولی آتش خاموش شده و بارگیری نفت ادامه دارد.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: -


سی ام: شب شورای عالی دفاع داشتیم. درباره طرح دفاع از خارک بحث شد. 581

AMG
26-07-2011, 14:09
آبان ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: -


سوم: -


چهارم: -


پنجم: عراقیها به دزفول و ایلام حمله هوایی کرده اند، بیش ازبیست نفر را شهید و بیش از صد نفر را مجروح و صد خانه را خراب کرده اند. یک مقام عراقی گفته است، اسلحهای در اختیار دارند که به زودی به کار میبرند و یکصد هزار نفر را نابود میکنند. سلاح اتمی و شیمیایی هم نیست و چنین چیزی برای ما شناخته نیست. کمی بررسی و با مسئولان مذاکره شد. احتمال میرود که بلوف باشد؛ شاید هم واقعیت.

آقای [محمدعلی]نظران هم آمد و راجع به ضعف فرماندهان نیروی هوایی و آینده اطلاعات گفت.
[انگار فردید, سرهنگ محمد حسین معین پور و همکارانش بوده....!AMG]


آقای دکتر خوانساری و سروان دادفر ازوزارت دفاع آمدند و گزارش سفرشان به اصفهان برای بررسی امکان استفاده از اختراع آقای طهماسبی جهت دفاع در مقابل حملات موشکی را دادند؛ حاضر نشده است که به اینها اطلاعاتی بدهد. قرار شد که تعقیب شود.
هم چنین ابتکارشان را در استفاده از رادار A.D.S4کرج برای سایت هاگهای تهران مطرح کردند. موفقیت خوبی است که بتوانیم هاگها را فعالتر کنیم و مشکل کمبود قطعه را جبران کنیم.


ششم: -


هفتم: -


هشتم: -


نهم: -


دهم: عصر ملاقاتی با مسئول بازرگانی بنیاد مستضعفان داشتم. آقای مهری به سیاستهای تمرکزی و جلوگیری از بخش خصوصی اعتراض داشت و کسی را همراه خود آورده بود که پیشنهاد فروش اسلحه پیشرفته ـ مثل موشکهای هارپون، فونیکس واف۱۴ واف۴ و اف۱۶ـ میداد که در ایران هم تحویل داده شود. گفتم که از این ادعاها زیاد بوده وعمل نشده است. اگر راست میگوید هارپون را سریعا تحویل ایران دهد که قرار شد اقدام کنند.


یازدهم: شب شورای دفاع داشتیم. درباره خواستهای اسرای عراقی و حفاظت و دفاع از جزیره خارک و عملیات آینده بحث شد و پس از آن مصاحبه کردم(۱۹۸).

آقای [علی]شمخانی اطلاع داد که امشب در فکه تا دهلران عملیات داریم(۱۹۹).
[فردید,"عملیات محرم" بوده که از 10 تا 20 آبان در نزدیکی دهلران با همکاری ارتش و سپاه داشتیم...ویکیپیدیا (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2581%25D9%2587%25D8%25B1%25D8%25B3%25D8%25AA_%25D8%25B9%25D9%2585%25D9%2584%25DB%258C%25D8%25A7%25D8%25AA%25E2%2580%258C%25D9%2587%25D8%25A7%25DB%258C_%25D8%25B2%25D9%2585%25DB%258C%25D9%2586%25DB%258C_%25DA%25AF%25D8%25B3%25D8%25AA%25D8%25B1%25D8%25AF%25D9%2587_%25D8%25A7%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586_%25D8%25AF%25D8%25B1_%25D8%25AC%25D9%2586%25DA%25AF_%25D8%25A7%25DB%258C%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586_%25D9%2588_%25D8%25B9%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2582) آورده که : از اهداف این عملیات بازیابی روحیه رزمندگان ایرانی بعد از شکست در عملیات رمضان بود-تصرف منابع نفتی موسیان و بیات و همچنین حوضچههای نفتی زبیدات که مشتمل بر ۷۰۰ حلقه چاه نفتی بود-تصرف جاده طیب به شهرانی-تصرف جاده تدارکاتی بغداد به بصره-رسیدن نیروهای به نقطه مرزی به طول۵۰ کیلومتر....AMG]
آخر شب به مجلس رفتم. قبل از خواب آقای [محسن]رضایی از قرارگاه قائم تلفن کرد و اطلاع داد که عملیات ازساعت ده شب شروع شده و خوب پیشرفت میکند. باران میبارد.


دوازدهم: صبح زود به قرارگاه جبهه تلفن کردم. معلوم شد که عملیات در چهار محور موفق بوده و در یکمحور ناکام. ارتفاعات سوقالجیشی و مناطق نفت خیز و چند چاه نفت را که در اشغال عراقیهابوده پس گرفته اند و بر شهرک طیب و جاده تدارکاتی عراق مشرف شده ایم(۲۰۰).
با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد که در یک محور هنوز درگیری ادامه دارد. حدود پانصد اسیرگرفته ایم.


سیزدهم: صبح زود با آقای رحیم صفوی در جبهه تماس گرفتم. خبر داد که رخنه نیروهای عراقی سدشده و اسرا به ششصدوپنجاه تن رسیده اند و راضی بود.
شب اطلاع دادند که امروز در جبهه پیشرفتهای جدیدی داشته ایم و ضربه هایی وارد کرده ایم.
با جبهه تماس گرفتم. گفتند که شب عملیات دارند و میخواهند چند ارتفاع را در خاک عراق بگیرند.


چهاردهم: عصر از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند. مخالف خرید رادار مارتلو از انگلستان بودند که وزارت نفت پیشنهاد داده است.
اخبارساعت دوازده شب را گرفتم و خوابیدم.اخبار جبهه خوب است. نزدیک دوهزار اسیر و غنایم فراوان در عملیات محرم گرفته اند(۲۰۴)


پانزدهم: ظهر فرماندهان سپاه آمدند و گزارش مبسوطی از عملیات محرم و برنامه های آینده دادند.معلوم شد که تاکنون پانصدوسی شهید داده ایم و موفقیتها بزرگ است و نقطه بسیار حساس؛شرحی از سازمان جدید سپاه ـ که لشکر و سپاه و ارتش تأسیس شده ـ دادند.


شانزدهم: بعد از ظهر آقای صیاد شیرازی آمد و راجع به حساسیت منطقه عملیات محرم و امکان ایجاد وتشکیل حکومت انقلابی اسلامی عراق آزاد در آن منطقه و در شهرهای العماره و حلفائیه و ... درصورت توسعه مناطق آزاد شده سخن گفت و قرار شد که سریعا ادامه عملیات را تعقیب کنند و گفتکه دیشب عملیات موفقی داشته اند و فردا شب هم دارند.

در اخبار شب، فیلم دیدار خبرنگاران خارجی ازمنطقه عملیات محرم پخش شد و اظهاراتشان جالب بود.


هفدهم: خبر انجام مرحله سوم عملیات محرم در شب گذشته، تصرف سیصدکیلومترمربع از خاک عراق و چند واحد تولید نفت و شهرک زبیدات و اسارت هزاروپانصد نظامی عراقی و غنایم فراوان را دادند.


هجدهم: خلبانی که معتقد است به خاطر مخالفت با کجرویهای [صادق]قطبزاده مغضوب و مظلوم قرار گرفته آمد، سرنوشتی عجیب ادعا میکند. با او مذاکره کردم. قرار شد تحقیق کنم.

گروهی از مسئولان نیروی زمینی آمدند و گزارش کارشان را دادند. ابتکاری را که در ثبتتخصصهای سربازان برای استفاده در محل مناسب ـ حتی در دوره احتیاط داشتند ـ توضیح دادندو پیشنهاد رفتن آقای [علی]صیاد[شیرازی] به ستاد را میدادند. در فکر قبضه کل نیرواند.


نوزدهم: -


بیستم: فتوحات جدیدی در جبهه [عملیات]محرم، در داخل خاک عراق گزارش شده است.


بیست و یکم: -


بیست و دوم: آقای محسن رضایی تلفنی اطلاع داد که عراق امروز صبح با چهار تیپ، درمنطقه عملیات محرم پاتک کرده ولی موفق نبوده، تلفات زیادی داده و هنوز هم درگیریم.


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: سعد مجبر سفیر لیبی آمد و از آمادگی تحویل هواپیمای میگ گفت و از مخالفت با اعلام[تشکیل] مجلس [اعلای انقلاب اسلامی] عراق که قرار است، فردا از طرف مبارزان اسلامی درتهران صورت گیرد و من درباره بعضی از امور نادرست در لیبی تذکر دادم.

امروز اخباری از حملات جدید در جبهه ها منتشر شد. شب معلوم شد که ما هم ضرباتی خورده ایم و پیشرفت زیادی نبوده است.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: عدهای از خلبانهای هما آمدند و در مورد علت رفتن خلبانها و ضرورت دادن امتیازهائی به آنها مطالبی گفتند و قرار شد که از دولت بخواهیم، در مورد مالیات و... امتیازی بدهد.


بیست و نهم: -


سی ام: ازستاد ارتش طرحی برای عملیات جنگی در منطقه حساسی آوردند که مطالعه کردم.

احمد آقا شب اطلاع داد که برج مراقبت فرودگاه دچار آتش سوزی شده است؛ به احتمال قوی خرابکاری بوده است و به پروازها صدمه خواهد زد. 611

AMG
15-09-2011, 15:20
آذر ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: آقای [محسن]رضایی اطلاع داد که امروز صدامیها در جبهه عملیات محرم با گازهای اشک آور و شیمیایی حمله کرده اند و نیروهای ما کمی عقب نشسته اند ولی با حمله مجدد، عراقیها راعقب رانده اند. شروع حرکت خطرناکی است. بعث عراق دچار مشکلات جدی در جبهه ها شده است و حامیان مستکبرش هم ناراحتند. قاعدتا هر کاری از دستشان برمیآید برای نجات صدام وجلوگیری از پیروزی ما کوتاهی نخواهند کرد. باید برای دفاع از این سلاح خطرناک فکری بکنیم


سوم: -


چهارم: قرار بود که شب جلسه شورایعالی دفاع در مجلس باشد اما به خاطر خوابی که در مشهد دیده بودند، [آقای خامنهای] رئیس جمهوری، محل [جلسه] رابه دفتر خودشان تغییر دادند. در شورا درباره عملیات آینده در داخل خاک عراق، دفاع از خارک وبوشهر و دادن پادگان به مجاهدان عراقی، وضع مجاهدان مؤمن لبنان، خرید برای نیروی دریایی(زیردریائی) تحویل محلی برای زندان در رشت و... تصمیماتی اتخاذ شد. خبر مهمی در جبهه ها نبوده و دو پاتک دشمن دفع شده است.


پنجم: -


ششم: -


هفتم: -


هشتم: -


نهم: حاج محسن رفیق دوست هم آمد. راجع به صنایع نظامی حرف داشت. سپاه نقشه حضور درصنایع نظامی دارد؛ راجع به هیأت دولت مطالبی داشت.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: پیش از جلسه علنی با فرمانده نیروی زمینی [ارتش جمهوری اسلامی] در مجلس ملاقات کردم.عازم جبهه بود و درباره گردانهای قدس و... مذاکره شد. ....عصر .. ملاقاتی با فرمانده نیروی دریائی [ارتش جمهوری اسلامی].
مسئول دفتر مشاورت [ارتش] هم به ملاقات آمد و خبر از تعمیر لامپهای کلاسترون وتویسترون رادارها داد که پیشرفتی خوب است.


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: با رئیس جمهور تلفنی صحبت کردم؛ راجع به اختلاف فرماندهان نیروی زمینی [ارتش] باسیاسی ـ ایدئولوژی و مطالبی که در نیروی هوائی[AMG...؟؟؟] گفته میشود؛ قرار شد در اینباره جلساتی داشته باشیم.


هفدهم: -


هجدهم: جلسه شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. عملیات آینده را آقای [محسن]رضائی تشریحکرد[بگمانم فردید "عملیات والفجر مقدماتی" هست AMG.]. خیلی وسیع و مشکل است. مدتی وقت لازم دارد. در کردستان با عملیات ایذائی ضد انقلابدر دو هفته گذشته مواجه بودیم. تعمیر لامپهای کلاسترون هاگها مورد تقدیر قرار گرفت.


نوزدهم: -


بیستم: شب ضد هوائیهای بیت امام عمل کردند؛ گویا شیئی نورانی مشکوک در فضا دیده شده.


بیست و یکم: -


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: ملاقاتی با دکتر نراقی داشتم؛ محققی که لامپهای رادارهای هاگ را تعمیرکرده کار بزرگی است.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: خبر رسید که دیروز دو کشتی در خورموسی هدف عراقیها قرار گرفته و یکی غرق شده است.


سی ام: -

AMG
14-10-2011, 15:37
دی ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: -


سوم: فرمانده پایگاه هشتم اصفهان هم راجع به اف ـ ۱۴ و موشکهای فونیکس مطالبی داشت.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: امروز خبررسید که عراق چند ایستگاه رادار ما را در جنوب زده است؛ خبر تلخی است.


هفتم: -


هشتم: دو نفر جوان هم آمدند. مدعی اختراع دستگاه حساس نظامی برای هواپیماهای جنگنده برای کور کردن رادار دشمن بودند که به وزارت دفاع معرفیشان کردم.


نهم: شب در دفتر رئیس جمهور برای رسیدگی به اختلافات رؤسای نیروی زمینی و سیاسی ایدئولوژی [ارتش]جلسه داشتیم. اعتراضات و گله های خود را مطرح کردند. خیلی مهم و ریشه دارنبود، تفاهم نسبی پیش آمد. قرار شد همکاری کنند.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: سپس در دفتر امام، جلسه شورای عالی دفاع تشکیل شد. درباره لبنان مذاکره کردیم. گزارشی از آموزش مردم لبنان دادند؛ قرار شد به کمکها ادامه دهیم. در دفاع از منابع حیاتی در خلیج فارس تصمیمات جدیدی گرفتیم. درباره ترمیم حقوق درجات پایین ارتش و همکاری باهندوستان در خصوص تقویت نیروی دریائی و چیزهای دیگر، تصمیم اتخاذ شد.


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: سرگرد ترابی از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشی از نیروی دریائی وهوائی داد.


هجدهم: دکتر ولایتی آمد و راجع به ضرورت حمایت از نیروهای حزباللهی دولت گفت. عازم نیکاراگوئه است، مشورت کرد.[با شاهین,1001؟؟ AMG.].


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: آقای صیاد شیرازی آمد و گزارشی از وضع جبهه داد. به زودی حمله وسیعی خواهیم داشت. به ظن قوی سرنوشت ساز است. [بگمانم هنوز فردید "عملیات والفجر مقدماتی" هست, که از 17 تا 21 بهمن 1361 در فکه-چزابه انجام شد... AMG.]


بیست و هفتم: عراقیها با هواپیما وموشک حملاتی کرده اند. [روشن نیست کجا؟!؟... AMG.]


بیست و هشتم: آقای طهماسبی از اصفهان برای مذاکره درباره اسلحهای که اختراع کرده، «نیمچه تانک(۲۴۴)» چیزهائی خواست. مسئولان نیروی هوائی ازقرارگاه نوح (مشترک سپاه ونیروی هوائی) و سیاسی ایدئولوژی آمدند، برایشان صحبت کردم و ازسیاست فرانسه در مورد جنگ انتقاد نمودم


بیست و نهم: وزیر امور خارجه گزارشی از کنفرانس وزرای امورخارجه در نیکاراگوئه را آورد و راجع به سفر سوریه اش مشورت کرد و نظراتی داده شد.[با شاهین,1001؟؟ AMG.].


سی ام: - 672

AMG
24-10-2011, 16:15
بهمن ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: -


سوم: از روزنامه[جمهوری اسلامی] آقای [مسیح] مهاجری تلفنی اطلاع داد که عراقیها در چنگوله حمله کرده اند وشکست خورده اند.

آقای دکتر ولایتی که از سوریه برگشته [با شاهین,1001؟؟ AMG.].، تلفنی اطلاع داد که سفر موفقی داشته اندو درباره کیفیت برخورد با عراق و اسرائیل و جبهه پایداری به توافق کامل رسیده اند.


چهارم: گزارش جبهه ها میگویند حمله به تأخیر افتاده؛ آمادگی نداریم.[بگمانم هنوز فردید "عملیات والفجر مقدماتی" هست, که از ؟17 تا 21 بهمن 1361 در فکه-چزابه انجام شد... AMG.]


پنجم: -


ششم: عصر آقای [محسن]رفیق دوست آمد و از نزدیکی حمله جدید گفت.

آقای [خسرو]تهرانی ازاطلاعات نخست وزیری آمد و راجع به سایتهای باقیمانده آمریکائیها گفت. نگهداری آنها دراختیار کمیسیون مشترکی از سپاه و نیروی هوائی و نخست وزیری است و دستگاه های پیچیده ای دارد که آمریکاییها در زمان شاه برای کنترل شوروی آورده اند و پس از انقلاب آنها را ناقص کرده و رفته اند. ما توانسته ایم رمز آنها را کشف کنیم. [بگمانم اشاره به بخشی از پروژۀ IBEX باشد... AMG.].


هفتم: -


هشتم: ملاقات با دفتر مشاورت امام [در ارتش] که شکایت از عدم همکاری نیروی هوائی در کار گروه متخصص رادار ۴ ADS داشتند [؟؟؟... AMG.].


نهم: شب در مورد مطلب مهم آقایان صیاد[شیرازی] و [محسن]رضائی پرسیدم. کار مهمشان مشورت برای رفع اختلاف در طرح عملیات بوده.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: آقای رئیس جمهور آمدند و راجع به اختلاف نظر فرماندهان نیروی زمینی و سپاه در کیفیت حمله مذاکره کردیم و با جبهه تماس گرفتیم. قرار شد اگر اختلاف دارند به تهران بیایند.

وزیر اطلاعات سوریه به ملاقات آمد. پیام حافظ اسد را آورد و هدفش گرفتن اطمینان از سوی ما برای عربستان سعودی بود. سعودیها مدعی اند هواپیماهای ما به حدود کشورشان تجاوزکرده اند. گفتم سیاست ایران تعرض به همسایگان نیست ولی آنها هم باید منافع ما را در نظر داشته باشند.


چهاردهم: آقایان صیاد شیرازی و محسن رضائی از جبهه آمدند. درنحوه عملیات آینده و نقطه آغاز، اختلاف داشتند. تا ساعت چهار بعدازظهر مذاکره کردیم و تصمیم یکطرفه شد؛ آقای صیاد شیرازی کوتاه آمد ولی آقای [محسن] رضائی مقاومت کرد. به خاطر اینکه عمده نیروهای رزمنده در اختیار سپاه [پاسداران] است و با ملاحظات سیاسی و نیاز به سرعت بیشتر برگشتند.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: با وزیر دفاع هم درباره مأموریت فرمانده نیروی دریائی به لیبی صحبت کردم و درباره خریداسلحه.

عصر با جبهه تماس گرفتم، برای آمادگیهایی که باید داشته باشیم. با رمزی که از پیش معین شده بود [صحبت کردم].

با آقای رئیس جمهور هم درباره خبر ورود هواپیماهای ما به فضای عربستان؛ ایشان از نیروی هوائی توضیح خواسته و برای آینده هم تذکر داده.


هجدهم: اطلاع دادند که امشب بنا است حمله شود. ساعت یازده تماس گرفتم، معلوم شد عملیات بنام "والفجر" و با رمز ”یاا لله“ از قرارگاه خاتم النبیین آغاز شده ومیگویند اول کار نسبتا موفق است


نوزدهم: صبح زود از جبهه سراغ گرفتم. معلوم شد خط مقدم و استحکامات عراقیها را در مرزشکسته اند و چند پاسگاه خودی و عراقی را از چنگ آنها بیرون آورده اند. چند کیلو متر در خاک عراق به طرف العماره پیشروی کرده اند، ولی به تمام اهداف نرسیده اند.


بیستم: با جبهه تماس گرفتم.آقای [رضا] سیفاللهی مسئول اطلاعات سپاه گفت، دیشب عملیات کوچکی داشته اند برای الحاق دو قرارگاه نجف و کربلا و از بین بردن رخنه هایی که دشمن در نیروهای ما داشته.

شب، جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. گزارشها حاکی از عدم تحقق اهداف مرحله اول وتوقف کار است.

در مورد اسرای عراقی و راه افتادن کار رادارهای ADS4که نیروی هوائی همکاری نمیکنند و تلاش برای آمدن کشتیها به بندر امام تصمیماتی اتخاذ شد. آقای [خامنهای]رئیس جمهور به دو نفر از فرماندهان در جلسه به خاطر منفی بافی پرخاش کردند.

با جبهه تماس گرفتم معلوم شد، امشب هم حمله ندارند و مشکلاتی داریم؛ حدودیکصدوبیست نفر اسیر داده ایم.


بیست و یکم: احمد آقا تلفن کرد و گفت با جبهه تماس داشته و گفته اند کار حمله چند روزی عقب افتاده، ایشان آمد و مذاکره کردیم، قرار شد من مصاحبهای بکنم و به گونهای اخبار جنگ رابگویم که انتظارات مردم را که در اثر تبلیغات روز اول حمله بالا رفته، هدایت کنم و وضع موجودرا توجیه نمایم و روحیه بدهم. عصر آقای انصاری رزمندهای که از جبهه برگشته گزارشی آورد که معلوم شد، امشب حمله داریم و با آقای صیاد شیرازی هم تماس گرفتم و تأیید شد. با اینکه مصاحبه گرها آمده بودند، منصرف شدیم. قرار شد صبر کنیم تا نتیجه عملیات معلوم شود.

آخر شب که به خانه آمدم، آقای [محسن]رفیق دوست از جبهه تلفن کرد و گفت از ساعت هشت شب حمله آغاز شده و به خوبی پیش میرویم.


بیست و دوم: صبح زود دکتر ولایتی آمد و گزارشی از سفر به کره شمالی و سری لانکا داد [با شاهین,1001؟؟ AMG.].

صبح در اخبار چیزی از حمله دیشب نگفتند، با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد نتیجه مطلوب بهدست نیامده و بنا است پس از جمعبندی اعلام کنند. بالاخره معلوم شد، حمله موفق نبوده و تلفات هم داشته ایم: بیش از هزار مجروح و تعدادی اسیر و شهید. میدان جنگ دشت باز است و دشمن کانال و خندق و میدانهای مین و مانع سیم خاردار و سنگر ایجاد کرده است.


بیست و سوم: احمد آقا آمد و آخرین اخبار جنگ را آورد. حاکی از وجود قدرت نیروهای آماده حمله ولی مشکل بودن کار است. راجع به ادامه جنگ بحث کردیم.


بیست و چهارم: آقایان [محسن] رفیق دوست و [فضل الله] محلاتی از جبهه آمده بودند و گزارشی مفصل آوردند.

شب در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه ونیروی زمینی و رئیس جمهور و آقای [موسوی]اردبیلی جلسه داشتیم. گزارش کامل جبهه را دادند. دو حمله کرده ایم، موفق نبوده. در آمار شهدا واسرایمان اختلاف داشتند.

به نظر میرسد حملات خوب فرماندهی نشده. آقای صیاد[شیرازی] ازسپاه گله داشت. اثر بدی روی ارتشیها گذاشته، چون تعداد نیروهای سپاه با حضور مردم از طریق بسیج خیلی بیشتر از ارتش شده و سپاه میخواهد تصمیم گیرنده اصلی باشد.

[سپاه] مدعی است هفت برابر نیروهای ارتش، نیرو در جبهه دارد. برای آینده برنامه روشنی نداشتند. در چند موردبحث شد. قرار شد بروند جبهه، مشورت کنند و اطلاع دهند.


بیست و پنجم: عراقیها با اغراق غیر قابل قبول از آمار تلفات ما میگویند. آقای صیاد[شیرازی] آمد، عازم جبهه بود، گله هایش را گفت وبرنامه های آینده را توضیح داد. بد نیست.


بیست و ششم: عصر آقای محمدی مسئول دفتر مشاورت امام در نیروی هوائی ـ که به تازگی از انگلستان برگشته ـ آمد و گزارشی از وضع دفاتر خرید ارتش در لندن و وضع سفارت ودانشجویان مسلمان لندن داد. تأکید برضرورت وجود نماینده ای از امام یا آقای منتظری در آنجاداشت و هم تعویض کاردارمان و از روحیه و عملکرد آقای معینپور فرمانده نیروی هوائی گفت ومعتقد است که دیگر نمیتواند نیرو را اداره کند. قبلا طرفدار او بود.


بیست و هفتم: ظهر وزیر دفاع آمد؛ برای توجیه عدم توفیق وزارت در امر خرید اسلحه های پیشنهادی که دلیل درستی هم نداشت.

گروهی از مسئولان نیروی زمینی آمدند و راجع به تعویض مسئولان نیروی دریائی افرادی را معرفی کردند[پیوندش رو نمیفهمم!؟نزاجا رو چه به فرماندهان نداجا؟!؟!؟ AMG.]. و هم برای تعویض ستاد ارتش و افرادی را همبرای [دفتر] مشاورت [ارتش] معرفی کردند که مدتها قبل خواسته بودیم و پیشنهاد ترفیع درجه صیاد شیرازی را هم داشتند.


بیست و هشتم: اول شب در دفتر آقای خامنهای با حضور نخست وزیر و آقای صیاد شیرازی برنامه عملیات آینده را به دنبال عدم توفیق حمله اول والفجر توضیح دادند و امیدوارند.

شورای عالی دفاع جلسه داشت. آقای [علی]شمخانی گزارش وضع کردستان و عملیات والفجررا داد، خوب نیست. گفت در [عملیات] والفجر [مقدماتی] نزدیک ششصد نفر شهید،دوهزاروپانصد نفر مفقود (شامل اسرا) و دوهزاروپانصد نفر مجروح بستری داشته ایم و چهلوپنج تانک و خودرو از دست داده ایم. درباره کارهای لبنان و امکانات خارج از کشور هم تصمیم گرفتیم.

شب با رئیس جمهور در دفتر من جلسه خصوصی طولانی داشتیم. درباره نیروهای زمینی،دریائی، هوائی، دفتر مشاورت [ارتش]، جنگ، انجمن حجتیه، دولت و مجلس و...مذاکراتی بهعمل آورده و تصمیمات مفیدی اتخاذ کردیم.


بیست و نهم: -


سی ام: عصر آقای محسن رفیقدوست وضع جبهه را گفت. از اینکه [آقای فاکر] نماینده امام [در سپاه] تصمیمات فرماندهی و شورای مرکزی سپاه را وتو میکند، گله داشت. منجمله سپاه میخواهد توسعه بدهد و آقای فاکرآن را مایه تضعیف ارتش میداند. در اساسنامه سپاه هم چنین حقی به نماینده امام داده شده.پیشنهاد میکرد که من همان گونه که نماینده امام در ارتش هستم، در سپاه هم دخالت کنم. نپذیرفتم و گفتم نباید نماینده امام در سپاه تضعیف شود و باید مطابق قانون عمل شود.

اطلاع داد که دوربین عکسبرداری از هوا را از سوریه گرفته که کمک بسیار مهمی است و دلیل دوستی سوریها. دوربینهای ما در طول جنگ از دست رفته و سخت مورد نیاز است.

[نمیدانم فردید دوربینهای آر اف 5 ها و/یا آر اف 4 ها بوده یا چیز دیگری؟ سوریه که از این هواپیماها نداشته؟!؟ آیا سوریه برایمان سوداگری (=دلالی) کرده؟!؟!؟ AMG.]

AMG
14-11-2011, 15:52
اسفند ۱۳۶۱

یکم: -


دوم: آقای صیاد[شیرازی] از جبهه تلفن کرد و گفت وقت عملیات چند روز تأخیر افتاده [بگمانم فردید "عملیات والفجر 1" باشه که بفرماندهی ارتش از 21 تا 28 فروردینماه 1362 در شمال فکه انجام شد...بیشتر در اینجا (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.aerospacetalk.ir%2Fvb%2Fredirector.php%3Furl%3Dhttp%253A%252F%252Ffa.wikipedia.org%252Fwiki%252F%2525D8%2525B9%2525D9%252585%2525D9%252584%2525DB%25258C%2525D8%2525A7%2525D8%2525AA_%2525D9%252588%2525D8%2525A7%2525D9%252584%2525D9%252581%2525D8%2525AC%2525D8%2525B1_%2525DB%2525B1). AMG.]


سوم: آقای [علی] فلاحیان از کمیته مرکزی آمد و خبر خریده شدن لامپهای هاگ از بازار سیاه راداد که نمیتوانستیم بخریم و سخت مورد نیاز است.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: -


هفتم: -


هشتم: آقای حسینی از نیروی هوائی که مورد غضب آقای معینپور[فرماندۀ آنزمان نهاجا .. AMG.] است آمد و کمک خواست. [؟؟؟... AMG.].


نهم: -


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: ساعت یازده به دفتر رئیس جمهور رفتم. آقای [میرحسین موسوی] نخست وزیر هم بودند. قرارشد به جای رئیس جمهور، نخست وزیر [در اجلاس غیر متعهدها] شرکت کنند و ترکیب هیأت همراه هم عوض شود.[با شاهین,1001؟؟ AMG.]


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: شب فیلم ارائه شده از تلویزیون بغداد درباره عملیات والفجر و اسرای ایرانی در دست عراق که نوار کاست ویدئویی آن را آورده اند، دیدم. خیلی متأثر شدم؛ صحنه های بسیار بدی بود. دیر وقت باناراحتی خوابیدم.

خبرهای رسیده از کنفرانس غیر متعهدها نشان میدهد که جو کنفرانس علیه ما است: عراق راصلح دوست و ما را جنگطلب معرفی میکنند. جناح روسی و جناح آمریکائی کنفرانس در این خصوص یک موضع دارند.


نوزدهم: ملاقاتی با دفتر مشاورت[ارتش] که گزارش رادارهای جنوب و جزایر و مناطق نفتی خلیج فارس را دادند.

شب جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. وضع جبهه ها راکد است و امروز دو کشتی در راه بندرامام موشک خورده که یکی از آنها آسیب جدی دیده.


بیستم: -


بیست و یکم: آقای [میرحسین موسوی] نخست وزیر که دیشب ازدهلی نو آمده اند[با شاهین,1001؟؟ AMG.]، تلفن کردند. راضی برگشته اند. گفت علیرغم جو بد کنفرانس که بیشتر به نفع عراق حرف میزدند، نتایج جلسه به نفع ما بوده، زیرا درباره جنگ چیزی در قطعنامه نیامده و تعیین محل کنفرانس هشتم هم به وقت دیگری موکول شده است. عراقیها خیلی تلاش کردند که در هر دوموضوع به نفع آنان تصیممگیری شود که نشده.

عصرملاقاتی با [ناخدا بهرام افضلی] فرمانده نیروی دریائی داشتم. از سفر لیبی گفت


بیست و دوم: آقای صیاد [شیرازی] از جبهه تلفن کرده و از اینکه همه فرماندهان از جبهه به شورای عالی دفاع بیایند، ناراضی بود. قبول کردم.


بیست و سوم: از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند و از نقل و انتقالات وسیع در نیروی زمینی نگران بودند. شب،جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. فرماندهان نظامی از اوضاع جبهه و علل ناکامی عملیات والفجررا گفتند؛ مواضع دفاعی دشمن محکم است. قرار شد طرح نهائی را تا چند روز دیگر آماده کنند وارائه دهند.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: آقایان سرگرد ترابی و [علی]شهبازی ازدفتر مشاورت امام [در ارتش] آمدند و از وضع نیروی زمینی انتقاد داشتند و گزارشهائی دادند.

امروز یک زاغه مهمات در کازرون در مرکز سپاه منفجر شده و دوازده پاسدار شهید شده اند.تاکنون چندین انفجار مهم در مهمات سپاه داشته ایم که ناشی از بیتجربگی و گاهی خرابکاری است.


بیست و نهم: روی هم رفته سال نسبتا خوبی داشتیم. در زمینه جنگ تحمیلی که مهمترین مسأله نظام است،در جبهه ها پیشرفت حاصل شد. ارتش بعثی شکستهای سختی متحمل گردید و از بسیاری ازاراضی اشغالی اخراج شد و بسیاری از یگانهای مهم آن آسیب جدی دیدند و غنایم زیادی بدست آمد. گرچه هنوز نقاط مهمی از خاک کشورمان در اشغال بعثیها است، امید و اعتماد به نفس درمردم و بخصوص نیروهای مسلح بالا رفته ولی توقعات و انتظارات هم زیاد شده و ختم جنگ رامشکل کرده است.

731

AMG
29-12-2011, 20:30
فروردین ۱۳۶۲

یکم: -


دوم: ساعت سه ونیم بعد از ظهر با آقای [موسوی]اردبیلی از فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. هوا بد بود وهواپیما تلاطم داشت. بخشی از اعضای خانواده با ما بودند. در فرودگاه [نوشهر] امام جمعه ونماینده شهر و جمعی از پاسداران به استقبال آمدند. به محل اقامت موعود منتقل شدیم. معلوم شدبخشی از باغ کاخ شاه است که جدا کرده اند و مقر سپاه است. بخش دیگر آن را تبدیل به دانشکده نیروی دریایی کرده بودند.


سوم: سپس به محل دانشکده رفتیم. دو نفر افسر آمدند و توضیحات مختصری دادند. تعطیل بود. بهدیدن سایت ساقی کلایه رفتیم؛ سایت کهنه انگلیسی است که پیش از انقلاب برای تجسس در خاک شوروی نصب شده است. بعد از تأسیس سایت بهشهر از طرف آمریکا ارزش خود را از دست دادهو امروز تحویل اداره دوم ارتش است که از آن استفاده نمیکند(۸). مسئول سایت میگفت که دستگاه آماده کار است.
سپس به فرودگاه آمدیم و به تهران برگشتیم.آقای [موسوی]اردبیلی هم با ما برگشتند.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: -


هفتم: -


هشتم: -


نهم: -


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: خبر از تجاوز هوایی هواپیمای باری شورویها به ایران داد که از آذربایجان وارد خاک ما شده و بعد از دو ساعت ونیم از مرز سرخس در خراسان بیرون رفته است. روسها به طور رسمی عذرخواهی کرده اند. گفته اند به خاطر خرابی سیستم ناوبری،این اشتباه رخ داده است. از مرز افغانستان هم تجاوز کرده اند. میتواند بی ارتباط با مسأله توده ایهانباشد.


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: آقای سرهنگ صیاد شیرازی از جبهه آمده بود و عملیات آینده را توضیح دادو تصویب شد. در چند نقطه برنامه دارند ولی دفاع دشمن سخت است.


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند و گزارشها را دادند؛ از جمله ربوده شدن یک هواپیمای سی ـ ۱۳۰ ارتش و رفتن به عربستان و برگشت آن؛ از وضع بد مرزهای ما درخراسان با شوروی و اردوگاه اسرای عراقی هم گفتند.


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: صبح زود پاسدارها اطلاع دادند که نیمه شب دیشب، [سرهنگ صیاد شیرازی] فرمانده نیروی زمینی [ارتش] از جبهه تلفن کرده است. با قرارگاه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب مرحله اول عملیات والفجر[یک] را با رمز ”یاالله“ شروع کرده اند. در محور قرارگاه نجف پیشروی کرده اند ودر محور قرارگاه کربلا به مانع برخورده و عقبنشینی کرده اند. چون نتیجه روشن نیست، اعلان نکرده اند. با استفاده از تجربه های گذشته، قرار شد قبل از روشن شدن وضع، اعلان نکنیم. ساعتده با آقای محسن رضایی تماس گرفتم. گفت قرارگاه نجف، چهل درصد اهدافش را تامین کرده وکربلا هیچ؛ حدود ۱۵۰ اسیر گرفته ایم و تلفات ما هم کم بوده است(۴۳).


بیست و سوم: صبح زود به مجلس رفتم. با قرارگاه خاتم الانبیاء تماس گرفتم؛ وضع بد نیست، ولی در مجموعناموفق است. به خاطر جلوگیری از تأثیر تبلیغات سنگین منفی عراق و دشمنان و حفظ روحیهرزمندگان، لازم دیدیم که بیشتر صحبت شود.
آخر شب با جبهه تماس گرفتم؛ گفتند ضد حمله دشمن به اوج رسیده و صدها توپ و خمپارهدائما روی مناطق آزاد شده، آتش میریزند.


بیست و چهارم: سرهنگ صیاد شیرازی با رمز، وضع جبهه وبرنامه آینده را گفت. مقاومت دشمن قوی است.
شورای عالی دفاع جلسه داشت. گزارش دادند که در عملیات والفجر [یک] تاکنون ۴۸۰ شهیدو حدود ۶۰۰۰ نفر مجروح ـ که ۱۶۰۰ نفرشان بستری شده اند ـ و ۴۰۰ نفر مفقود داشته ایم. ۱۸۰کیلومتر مربع از خاک عراق آزاد شده است؛ از جمله تعدادی چاه نفت. ستاد [مشترک]ارتش درباره ارتشهای پاکستان، افغانستان، شوروی و خطرات احتمالی آنها برای ما و راههای دفاع، گزارشداد.


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: شکست عملیات والفجر یک بعد از آن همه توفیقات نظامی، نگرانکننده است.آخر شب، احمدآقا تلفن کرد و گفت از جبهه خبر داده اند که بر سردوسه تپه فتح شده، درگیری شدید است و تلفات داده ایم و عقبنشینی کرده ایم.


بیست و هفتم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] از دست دادنتپههای ۱۴۲ و ۱۴۵ را با مقداری تلفات و دادن حدود ۲۵ اسیر تایید کرد. وی گفت در مقابل، درجای دیگر ضربه زده ایم و بنا است از تپه ۱۱۲ هم عقبنشینی کنند.
خبرهای جبهه را و اینکه به قولی دوهزار شهید دادهایم و سه چهار تپه را هم از دست دادهایم،به ایشان گفتم.
اطلاع آمد که زخمیهای زیادی آورده اند. آخر شب با جبهه تماس گرفتم؛آقای رحیم صفوی گفت تقریبا به حال قبل از حمله برگشته ایم.


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: در دفترم مهندس بهرامپور و گروهی از محققان آمدند و دو نوع از کارهای مهم و ابتکاری راارائه دادند. یکی برای گمراه کردن رادارها در حرکتهای نظامی و دیگری سیمهای شیشهای[فیبرنوری] که هر دو کاربرد فراوان و استراتژیک در کشور ما دارد.

اول شب در جلسه ای با حضور آقای صیاد شیرازی، آقای رحیم صفوی، رئیس جمهور، نخست وزیر، وزیرخارجه واحمدآقا شرکت کردیم. گزارش عملیات والفجر یک را دادند. ضعف مدیریت و آموزش آشکاراست. عملیات ناموفق بوده و با شهدای فراوان و زخمیهای زیاد به جای اول برگشته اند. درباره برنامه های بعدی صحبت شد. قرار شد تا شنبه آینده برنامه ها را مشخص کنند و ارائه دهند.میگفتند دشمن در این عملیات ۳۷ بار تک کرده و حدود ۱/۵ میلیون گلوله توپ و خمپاره انداخته است.


سی ام: -


سی و یکم: آقای سرهنگ [محمد]سلیمی آمد و درباره خرید اسلحه از چین مشورت کرد؛ موافقت کردم.

خبر رسید که دزفول هدف سه موشک زمین به زمین عراق قرار گرفته و حدود بیست نفر شهیدو صد نفر مجروح شده اند

762

khark island
29-12-2011, 22:20
مرداد ۱۳۶۱




بیست و نهم: گروهی از وزارت نفت آمدند و وضع خارک را توضیح دادند و از مسامحه نیروی هوایی شکایت داشتند. (نمیفهمم این دوستان در آنزمان چگونه چنین سخنانی میزدند!!!AMG )


سی ام: دفتر مشاورت [ارتش] تلفنی اطلاع داد که حمله پریروز به خارک با نوعی جدید از موشک هوابه زمین بوده، باز هم موشک انداخته اند که در دریا افتاده ولی آقای محسن رضایی گفت نیروهای ما در آبادان دقایقی قبل از خوردن گلوله به منابع خارک، حرکت دو موشک از جنوب بصره رادیدهاند که در هوا خطی آتشین ترسیم کرده. اگر این خبر صحیح باشد، عراقیها موشک زمین بهزمینی در اختیار دارند که بیش از دویست کیلومتر برد دارد و احتمالا اسکاد روسی است.(گمان بنده اینست که موشک خشکی به دریای «کرم ابریشم» بوده باشد , !AMG )

سی و یکم: از جبهه آقای محسن رضایی تلفن کرد و از خارک گزارش داد و گفت تا به حال بیست وچهار موشک انداخته اند که فقط دوتا به هدف اصابت کرده.

با سلام
درباره بخش اول راستش شاید هنوز وقتش نشده ولی فکر کنم تا چند سال دیگه کتاب اتفاقاتی که در خارک افتاده از قبیل بعضی مشکلات و خیانت ها و غیره چاپ بشه
ولی بیشتر این نکات با توجه به نفوذ و ارتباطی که مسئولان نفتی با سران کشور داشتند از طریق خود بچه های نیرو هوایی و پدافند منتقل می شد چون خود اون ها نمی تونستند بدون رعایت سلسله مراتب و ... چیزی را گزارش کنند. دقیق تر از این نمی تونم بگم ولی مثلا انتقال سامانه هاوک به جزیره خارگو که در کنار خارک هست یکی از این بحث ها بود که انجام شد و یک 2 تا مورد دیگه، ولی نقش شهید بابایی در هماهنگی با مسئولان نفتی در خارک و کمک و همت ایشون بسیار زبانزد مسئولان اون منطقه بوده و هست.

در مورد بحث دوم هم باید بگم الان حضور ذهن ندارم و دسترسی هم به اطلاعاتم ندارم ولی در اون دوره بحث شلیک اسکاد به خارک هم پیش آمد که اولش خیلی مشکل درست کرد ولی بعد با ایجاد پدافند غیر عامل و کمک پدافند ارتش که می تونست 10 ثانیه قبل از اصابت موشک اطلاع رسانی کنه که برای حفظ جون نیروها بسیار مفید بود تونستند این مشکل را برطرف کنند

AMG
28-09-2012, 17:13
اردیبهشت ۱۳۶۲

یکم: -


دوم: آقایان [میرحسین موسوی]نخست وزیر و [کمال خرازی] مسئول تبلیغات جنگ اطلاعدادند که امروز عصر، عراقیها به دزفول دوباره موشک زدهاند.


سوم: در حملهموشکی دیشب دزفول 40 نفر شهید و 200 نفر مجروح شدند. دولت عزای عمومی اعلان کردهاست. عصر همراه با رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس دیوان عالی کشور به خدمت امام رفتیم.راجع به حمله با توپخانه به شهرهای عراق مشورت کردیم. امام مخالفت و امر به صبر کردند وگفتند ما با مردم عراق طرف نیستیم. قرار شد راجع به کیفیت ادامه جنگ، منتظر نظرات فرماندهانباشیم.


چهارم: -


پنجم: اول شب خبر دادند که عراقیها پل دختر را بمباران(67) و جمعی را شهید و مجروح کردهاند؛ خیلیپررو شدهاند.


ششم: پیش از دستور درباره تجاوزهوایی و بمباران پل دختر توسط عراقیها و شهادت بیش از 20 نفر و جراحت بیش از 80 نفر وتخریب خانههای زیاد صحبت کردم(69).


هفتم: -


هشتم: عصر مسئولان بازجویی حزب توده آمدند و جزییات بازداشت بقیه سران حزب را گفتند وفیلمهایی از مصاحبه سران آوردند. تا ساعت هشت شب مشاهده کردیم. تخلفات و جرائم رااعتراف کرده و گذشته حرکت نیروهای چپ در ایران را محکوم و مفتضح ساختهاند. فیلم[نورالدین]کیانوری، [محمود]به آذین و [محمدعلی]عمویی را دیدیم(76). چون اعتراف کردهاند کهسرهنگ [بهرام]افضلی [فرمانده نیروی دریایی] با آنها بوده، در مورد چگونگی بازداشت او وتعیین فرمانده جدید هم بحث شد(77).


نهم: رئیس جمهور تلفنی اطلاع دادند که فرماندهمورد نظر [ناخدابهرام افضلی] احضار شده و توقیف است. گفتم قبلا در همان جا تحقیق شود؛ اگرصادقانه برخورد کرد و در حد سمپات است، زندان نرود. ایشان پذیرفتند. احمد آقا عصر تلفنکرد و گفت [بهرام]افضلی اعتراف نکرده و گویا برای مقابله به زندان بردهاند. آخر شب، احمد آقاتلفن کرد که آقای خامنهای دستور آزادی سرهنگ [بهرام]افضلی [فرمانده نیروی دریایی] را بعد ازتخلیه اطلاعات دادهاند.


دهم: بازجوهای سران حزب توده آمدند واعترافات [بهرام]افضلی را آوردند. به همکاری در سطح خفیفی اعتراف کرده است. بازجوهامیگویند، خیلی از مطالب را نگفته است؛ مصلحت نمیدانند که آزاد شود، چون احتمال فرار ازکشور میدهند.


یازدهم: -


دوازدهم: ساعت ده به دفتر مشاورت امام در ستاد مشترک ارتش رفتم؛ به منظور تقویت دفتر. رئیسستاد ارتش هم آمد و درباره مسائل ارتش از جمله بازداشت جمعی از افسران عضو حزب توده و بهخصوص [ناخدابهرام]افضلی [فرمانده نیروی دریایی] صحبت شد. آقای ظهیرنژاد [رئیس ستادمشترک ارتش] از اینکه در مصاحبه [نورالدین]کیانوری [دبیر کل حزب توده] صحبت از شاخهنظامی رفته بود، نگران بود و میگفت ارتش را زیر سئوال بردهاند.
دیشب هم[هواپیماها و ناوچههای ارتش عراق] به چاههای نفتی نوروز حمله کرده و یکی از ناوچههایشغرق شده است(82). قرار شد ما انعطاف بیشتری داشته باشیم. معتقد است جریان باد، خطر را از ما دورنگه میدارد.


سیزدهم: -


چهاردهم: آقای [محمدعلی]الهی مسئول سازمان عقیدتی سیاسی نیروی دریایی آمد.از کیفیت دستگیری ناخدا[بهرام]افضلی و تعویض فرمانده بدون مشورت با عقیدتی سیاسی گلهمندو از آینده نگران بود.

ظهر پس از نماز، آقای [غلامحسین]نادی نماینده نجفآباد آمد و از نابسامانی در جبههها وکارهای نادرست سپاه، مطالبی گفت.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: عصر با احمدآقا راجع به جنگ صحبت شد و نظرشان این بود که بهتر است به طرف برقراریصلح برویم. از حملات موشکی عراق به شهرها نگران بود که روحیه مردم را پایین میآورد.


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: شب درخانه بودم. تمام ضد هواییهای تهران به تیراندازی پرداختند. معلوم شد فقط رادارها، شیمشکوکی را در 35 مایلی نشان دادهاند و تیراندازیها موردی نداشته است.


بیست و دوم: خبر رسید که عراقیها به اندیمشک و دزفول موشک زدهاند و جمعی شهید و زخمیشدهاند(92). در این باره هم مذاکره کردیم. مطرح شد که راه جلوگیری [از حملات موشکی] مقابله بهمثل است که ما هم شهرهای عراق را بزنیم(93)؛ ولی امام مخالفند.


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: احمدآقا آمد، خبر داد که عراق امروز به قصرشیرین حمله کرده و عقبرانده شده است.


بیست و پنجم: واسطهای آمد و گفت رئیس جمهور کره جنوبی، حاضر است، قطعات جنگ افزارهای آمریکاییرا به طور غیررسمی به ما بدهد. قرار شد تعقیب کنم. به خاطر امتناع از دادن سلاح، قبلا روابط ماسرد شده است.


بیست و ششم: [سرهنگ صیاد شیرازی] فرمانده نیروی زمینی ومحسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] بر سر فرماندهی عملیات اختلاف دارند. [سرهنگ علی]صیاد [شیرازی] میخواهد وحدت فرماندهی باشد و آن هم از ارتش و برای سپاه گران است. قرارشد اولین عملیات را مثل گذشته مشترک انجام دهند. اگر خواستند، عملیات جداگانهای هم داشتهباشند، ولی صیاد نمیخواهد یا نمیتواند عملیات مستقل انجام دهد و سپاه موافق است؛ اختلاففرماندهان جبهه، مشکل ساز شده است.

بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: عصر سرگرد ترابی از دفترمشاورت [ارتش] آمد. گزارش رسیدن لامپهای [موشک]هاگ را داد و در مورد باند بازی درنیروی زمینی و نیازهای موشکی و امکانات آن گزارشی ارائه کرد.


سی ام: -


سی و یکم: -

AMG
05-10-2012, 17:23
خرداد ۱۳۶۲


یکم: نخست وزیر، خبر از حاضر شدن منابع غربی به دادن نیازهای تسلیحاتی پیچیده ـ مثلا هاربن ـ دادند. قرار شد به روال سابق که نیازها را از منابعغیر دولتی آمریکا ـ مثلا از شرکتهای مستقل ـ به طور مخفی تهیه میکردیم، با حفظ موضع ضدآمریکاییمان دریافت کنیم؛ چون عمده اسلحه های ما آمریکایی است و طبعا قطعات و مهماتآنها را از هر جا بتوانیم، میگیریم؛ غیر از اسرائیل.[ بگمانم فردیدشان شاید موشک هارپون بوده ....AMG]


دوم: -


سوم: -


چهارم: ظهر، از دفتر نخست وزیراطلاع دادند که عراقیها، شهر بانه را در [استان] کردستان بمباران کرده اند(114) و عدهای از مردم شهید و مجروح شدهاند و دو سکوی نفت را در منطقه نوروزخلیجفارس، زدهاند که آتش گرفته و لوله نفت تبریز به ارومیه را خرابکاران منفجر کردهاند.
نزدیک غروب اطلاع دادند، آتشسوزی ناشی از بمباران چاههای نفت در دریا خاموش شدهو خسارات زیاد نبوده است.


پنجم: -


ششم: پیش از ظهر، احمدآقا آمد. نظرش این بود که با پیشنهاد عراق مبنی بر قرارداد بستن در موردنزدن شهرهای غیر نظامی با نظارت سازمانهای بینالمللی، موافقت نماییم و این حربه را از عراقبگیریم. از جواب رد وزارت خارجه ناراحت بود؛ من هم با نظر ایشان موافقم. قرار شد با اماممذاکره شود. عصر اطلاع داد که امام و رئیس جمهور هم مخالف نظر ما هستند.


هفتم: -


هشتم: آقای خامنهای خبر از آمادگی ارتش، برای عملیات و عدم آمادگی سپاه دادند. قرار شد، برای تسریع در کار پیگیری کنیم.


نهم: -


دهم: ناخدا [اسفندیار]حسینی [فرمانده] نیروی دریایی به ملاقات آمد؛ گزارشکارش و مشکلاتش را داد.امروز دو کشتی ما در خورموسی،مورد اصابت موشکهای عراقیها قرار گرفته و آسیب دیدهاند و به چند نقطه حمله هوایی شده و یکهواپیمای عراقی سقوط کرده است.


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: سرگرد ترابی [از دفتر مشاورت ارتش] آمد و گزارشی از جنوب و بندر ماهشهر و برنامه آوردن کشتیها به بندر و مقابله با موشکهای عراقی آورد.

بیستم: -


بیست و یکم: پیشنهاد رئیس جمهور کره جنوبی مبنی برمسافرت یک مقام عالیرتبه ایرانی به کره، برای مذاکره درباره اسلحه رسید.


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم:


بیست و پنجم: درباره سه هلیکوپتری که اخیرا در جنوب خلیج فارس ربوده شده و چند نفر خلبان که پناهنده شده اند و تلاش سفارت آمریکا برای تشویق دیگرانکه موفق نبوده و قرار شد، کمیته ای علل فرارها و راههای جلوگیری را بررسی نماید.
[ هرگاه داده های بیشتری دربارۀ این 3 فروند یافت شد, میتوان در جستاری جداگانه به آن پرداخت....AMG]

بیست و ششم: عصر [سرگرد ترابی از] دفتر مشاورت امام [در ارتش] گزارشی درباره وضع جبهه ها و نیروهای مسلح آورد.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: درباره سقوط هواپیمای آرژانتینی در شوروی که هیاهوی خریداسلحه از اسرائیل را به راه انداخت و خرید تانکها و خسارات هم صحبت شد.
[ گویا گفتۀ بالا دربارۀ آنچه در اینجا (http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php/49003-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%AF%DB%80-%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%84%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D8%A7-18-%D8%AC%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-1981?p=375514#post375514) آمد باشد, هرچند داستان ِ نزدیک به 2 سال پیش است....AMG]

بیست و نهم: -


سی ام: -


سی و یکم: -

AMG
16-10-2012, 16:13
تیر ۱۳۶۲


یکم: -


دوم: -


سوم: امشب در غرب [کشور] در سردشت، عملیاتی علیه عراقیها و ضدانقلاب داشتیم. موفق بوده؛ارتفاعات مرزی را پس گرفته اند و چند نفری کشته و مجروح و اسیر نموده اند و تعدادی اسلحه سبک، به غنیمت گرفته اند.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: گزارش هیأت اعزامی سازمان ملل راخواندم؛ نسبتا واقع بینانه است: عراقیها، در کشورشان خرابی خیلی کم داشته اند. اکثرا در مورد غیرنظامیها و سکنه ـ به اعتراف هیأت ـ از طرف ما عمدی و هدفی نبوده است، اما خرابیهای غیرنظامی ما را زیاد، عمدی و غیرانسانی شناختهاند؛ البته مسئولان ما آنها را همه جا نبردهاند، مثلا به همدان، اهواز، گیلانغرب، کرمانشاه و حمیدیه [نبردهاند] و حتی میخواستند به قصرشیرین نیزنبرند که به اصرار خود هیأت تا نزدیکی آنجا رفتهاند؛ روی ـ هم رفته، خوب است.

ساعت چهار بعدازظهر، به فرودگاه رفتم. همراه با آقایان [محیالدین]فاضل هرندی و[قربانعلی]دری [نجف آبادی] و [احمد]سالک [آشتیانی] به اصفهان پرواز کردیم؛ برای شرکت درمراسم شهدای هفتم تیر و ایجاد وحدت بین نیروهای متفرق شده و جناحها (حزب [جمهوریاسلامی] و [جامعه]روحانیت مبارز [اصفهان] و آقای [جلالالدین]طاهری و روحانیون دیگر وسپاه). استقبال رسمی در فرودگاه از طرف روحانیون و نهادهای انقلاب و روسای ادارات به عملآمد. ساعتدوازده ظهر به فرودگاه آمدیم و به تهران پرواز کردیم.


هفتم: -


هشتم: -


نهم: سرگرد ترابی [از دفتر مشاورت ارتش] آمد و گزارشهایی از نیروهای زمینی و هوایی داد.مهندس صابری آمد و از نفوذ مخالفان در [شرکت پشتیبانی و نوسازی] هلیکوپتر[ایران] گفت. بهدفتر مشاورت [ارتش] گفتم، رسیدگی کنند.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: عصر آقای نعمتزاده وزیر کار اسبق که در صنایع نظامی است، آمد. گزارشی از وضع صنایع نظامی داد و لزوم توجه بیشتر را خواست و راجع به ساختن موشک و مواد انفجاری و باروت گزارشی داد.

دکتر رهنما آمد و گزارشی از وضع تعمیر مازهای [ بگمانم خودروهای سنگینی که برای جابجایی تانک و نفربر ووو بکار برده میشوند ....AMG] ارتش داد


پانزدهم: در حین افطارخبردادند که هواپیمای جمبوجت حامل نزدیک به 400 نفر مسافر ـ که امروز عصر از آسمان شیرازربوده شده بود ـ در کویت به زمین نشسته است . آقای[عبدالکریم]شرعی [نماینده داراب] از قم تلفن کرد و از وجود آقای سید منیرالدین حسینی در میان مسافران هواپیمای ربوده شده، ناراحت بود. به شوخی گفتم، ناراحت نباشید، با نظرات اقتصادیشان، اقتصاد آنها را زیر سئوال میبرند و ناچار تحویلشان میدهند. از حادثه تلخ ربوده شدن هواپیما، ناراحت و عصبانی بودم.


شانزدهم: کویتیها، برخلاف اصرار ما، سوخت وغذا به هواپیما ربایان داده اند و حدود نصف مسافران آزاد شده اند و با بقیه به طرف پاریس پروازکرده اند. [هواپیما ربایان] از باقیمانده منافقین هستند. کویتیها با آنها همکاری و به خواست ما بیتوجهی کرده اند.

اطلاع رسید که فرانسه، هواپیمای ربوده شده را در فرودگاه اورلی [پاریس] پذیرفته و با حضورمسعود رجوی [رهبر سازمان مجاهدین خلق] مشغول مذاکره با هواپیما ربایان است؛ برخلاف خواست ما عمل میکنند.

عصر سرگرد ترابی از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشی از هوانیروز وتعویض سعدی نام فرمانده آن داد و نوعی باندبازی میدانست؛ خود سعدینام هم آمد و گزارشی داد؛به ایشان به خاطر استعفایش که پذیرفته شده، انتقاد کردم و گفتم در حال جنگ، چگونه به خودشچنین اجازهای داده است. به خاطر تعویض مسئول حفاظت اطلاعات هوانیروز از طرف آقای[سرهنگ علی]صیاد[شیرازی فرمانده نیروی زمینی] چنین کرده است.

آقای سرهنگ [عباس]بابایی فرمانده پایگاه هشتم [شکاری] آمد و وضع آمادگی پروازهواپیماهای اف ـ 14 و موشکهای مربوطه را، خوب توصیف کرد و گزارش برنامه های صرفهجویی پایگاه را داد. میخواست اجازه بگیرد که به پایگاه [شکاری] شیراز برود و آنجا را به همین نحو اصلاح کنند(168). وضع هواپیماهای اف ـ 14 خوب است؛ در جنگ خیلی کم آسیب دیده اند.

جلسه خصوصی با آقایان رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر امور خارجه گرفتیم و درباره مقابله با کارهای ایذایی فرانسه و شیوخ خلیج فارس، در مسأله هواپیمای ربوده شده، تصمیماتیاتخاذ شد.


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم:


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: شخصی به نام حصاری از نیشابور آمد؛ طرحی برای حفاظت از مرزها با یک اسلحه اتوماتیک داشت. ایشان را به دفتر مشاورت [ارتش] معرفی کردم. آقای [جلال]ساداتیان اطلاع داد، تانکچه اتوماتیک آقای طهماسبی را در اصفهان، با موفقیت آزمایش کرده اند.

آقای کمال خرازی [سرپرست تبلیغات جنگ] آمد و از حمله قریبالوقوع [رزمندگان اسلام] خبرداد؛ محور تبلیغات را تعیین کردیم.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: از دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] درباره استرداد خلبان فراری به ترکیه پرسیدم؛معلوم شد خواسته اند، ولی ضعیف حرکت کرده اند. احتمالا فشار ما بر ترکیه، موثر باشد. [ ؟؟؟؟ ....AMG]


بیست و نهم: صبح زود،تلکسها خبر دادند که دیشب، در غرب پیرانشهر، نیروهای ما از قرارگاه حمزه سیدالشهداء، با هدف تسخیر پادگان حاج عمران عراق، حملهای را آغاز کرده اند(185). خبرهای اولیه میگفت که به نوددرصد اهداف رسیده اند و پادگان عراق محاصره شده و چند پاسگاه کوچک سقوط کرده اند
نزدیک ظهر، خبر رسید که پیشرفت کمتر از اخبار صبح است و محاصره کامل نیست و عراقیها هنوز از پادگان دفاع میکنند. عصر هم آقای [علی]شمخانی[قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران] ، تلفنی از ارومیه تماس گرفت و گفت هفتاددرصد از اهداف تامین است و جنگ ادامه دارد؛ کردهای عراقی، بارزانیها و سوسیالیستها هم با ما همکاری میکنند. امید دارند، امشب تکمیل شود. ارتباط تلفنی منطقه جنگ، خوبنیست. آقای شمخانی برای ایجاد ارتباط به ارومیه آمده بود.


سی ام: دیشب رزمندگان ما،پادگان حاج عمران را تصرف کردهاند. از تیمسار ظهیرنژاد پرسیدم؛ برعکس خبر از نتایج منفی داد. گزارش را به او گفتم، دستپاچه شد. چند دقیقه بعد، خبر مرا تایید کرد. خبر اول را ازژاندارمری منطقه نقل میکرد. با رئیس جمهور تماس گرفتم. ایشان خبر داشت که ارتفاع مهم«کینگ» را گرفته ایم، ولی محاصره را کامل نکردهایم و پادگان را هم نگرفتهایم. همین خبر،درست بود.


سی و یکم: صبح زود، از وضع جبهه استفسار کردم. معلوم شد، تغییر مهمی پیش نیامده است. دوسه ارتفاع دیگر را هم گرفتهایم. رئیس جمهور از آقای سرهنگ صیاد [شیرازی] نقل میکردند که حدود سه هزار نفر از عراقیها کشته شده اند و وضع ما خوب است. به خاطر اشکالات میدان، اسیر کم گرفته میشود. عصر آقای رئیس جمهور، اطلاع دادند که در حاج عمران پیشرفت کردهایم. شب اطلاع دادند که پادگان حاج عمران را تصرف و تنگه دربند را گرفته ایم.

پیامی از رئیس جمهور کرهجنوبی مبنی برآمادگی فروش اسلحه های ساخت کره و تحویل قطعات آمریکایی رسید.

AMG
24-12-2012, 16:09
مرداد ۱۳۶۲


یکم: -


دوم: در نطق قبل از دستور، درباره عملیات والفجر2 (192) صحبت کردم.


سوم: شب، جلسه شورای عالی دفاع، در دفتر رئیس جمهور برگزار شد. گزارشهای مربوط بهعملیات والفجر2 را دادند؛ معلوم شد، غنائم زیاد است. پنجاه پاسگاه را در منطقهای کوهستانی، به مساحت تقریبا دویست کیلومتر مربع، گرفتهاند. حدود سیصد شهید و هزار و چهارصد مجروح داشتهایم که اکثرا جراحات سطحی بوده و هنوز هم درگیری ادامه دارد؛ آینده را خوب پیشبینیمیکنند. منطقه، نسبتا حساس است و عراق برای پس گرفتن آن کوشش زیادی خواهد کرد. تصمیم گرفتهاند، عملیات والفجر 3 را به زودی انجام دهند.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: آقای [کمال] خرازی [رئیس تبلیغات جنگ] آمد و راجع به محور تبلیغات در حمله آینده، مشورت کرد. نزدیک است و در جبهه میانه،محتمل است، عراقیها مطلع باشند؛ چون همان محور را امروز بمباران کردهاند.
معاون نیروی زمینی [ارتش] اطلاع داد که امروز صدام به اربیل آمده و از طریق هلیبرد با چهل هلیکوپتر به منطقه حاج عمران، حمله کردهاند و شکست خوردهاند. سه هواپیما و هفت هلیکوپترعراقیها، سقوط کرده است


هفتم: امروز صبح، سرهنگ صیاد[شیرازی] و [محسن]رضایی از جبهه اطلاع دادهاند که دیروز قسمتی از ارتفاعات دربند را، عراقیهاپس گرفتهاند. تماس گرفتم؛ صیاد گفت چیز مهمی نبوده و اطلاع داد که به زودی، در ادامه عملیات، حرکت موثری خواهیم داشت.
لیستی از مهمات و اسلحه های کره ای که میتوانند به ما بدهند، رسید؛ ساخت خودشان است. گفتم، فردا به وزارت دفاع ارسال شود.


هشتم: عملیات والفجر 3 در مهران آغاز شده و نسبتا موفق بوده است(203). لشکرهای نصر و ... به هدفها رسیدهاند و لشکر ثارالله به مشکل برخورد کرده است.
چند تپه و سه پاسگاه در خاک عراق تصرف شده و حدود صد اسیر به پشت جبهه تخلیه کردهایم. تبلیغاتش را هنوز شروع نکردهاند.
مغرب به دفترم آمدم؛ برای تعقیب اخبار جنگ ونتایج عملیات والفجرهای 2 و3 . از ساعت هفت، تبلیغات [عملیات] والفجر 3 شروع شد(204). عراقیهادر تبلیغ جلو افتادهاند و مدعی سرکوب حمله ما شدهاند.


نهم: سرهنگ صیاد شیرازی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] تایید کرد که ارتفاع گردهمند را عراقیهاپس گرفتهاند؛ ولی ارتفاع نمه کلانبو، در دست ما است و برنامهای برای ادامه پیشرفت هم دارند.نیروها را به میدان بردهاند. اخبار والفجر 3 هم خوب است.


دهم: -


یازدهم: در جبهه والفجر2 و والفجر3 زد و خورد، بابرتری ما ادامه دارد. در شلمچه، عراقیها به خاکریز اول ما، حمله کردهاند. در ترکیه و کشورهای جنوب خلیج فارس، در رابطه با پیروزیهای ما، نگرانیهایی احساس میشود؛ هیاهوی احتمال بسته شدن خلیج فارس از طرف ما و بسته شدن لوله نفت عراق از ترکیه به مدیترانه را مسأله روزکردهاند.


دوازدهم: فیلمی از جبهه مشاهده کردم. وضع در شمال و مرکز وجنوب جبهه، خوب است.


سیزدهم: آقای محسنرضایی [فرمانده سپاه پاسداران] از پیرانشهر تلفن کرد و خبر فتح ارتفاع مهم گردهمند را داد واهمیت آن را یادآور شد. او گفت از اول شروع [عملیات] والفجر2 تاکنون، حدود دو هزار شهیددادهایم، ولی موفقیتها، خیلی زیاد است. گفت از فردا، تبلیغات شروع میشود.


چهاردهم: -


پانزدهم: امروز در جبهه مهران، عراقیها پاتک سنگین کردهاند؛ ولی بینتیجه بوده است و با تلفات عقب نشسته اند. در جبهه شمال هم، وضعمان خوب است


شانزدهم: -


هفدهم: اطلاع دادند امروز فشار عراق در مهران، زیاد بوده و در جنوب مهران مقداری جلوآمدهاند. گرچه اطلاعیه قرارگاه نجف ـ که شب منتشر شد ـ چیزی غیر از این را گفت


هجدهم: به دفتر آقای خامنهای رفتم. ساعت شش صبح با ایشان و آقایان صیاد شیرازی و محسنرضایی، برای رسیدگی به نتیجه عملیات و برنامهریزی برای آینده، جلسه داشتیم. از نتیجه عملیاتوالفجر 2 و3 راضی بودند. هجوم وسیع عراق در مهران با نیروهایی که از اطراف آورده، کمی نگرانشان کرده است. با جبهه تماس گرفتند؛ معلوم شد، دیشب تپه های مهران را پاکسازی وسیصد نفر را اسیر و بقیه را تارومار کردهاند. برای عملیات آینده هم دو منطقه را مشخص کردیم.
نزدیک ظهر، خبر رسید که عراقیها اعلان عقب نشینی از مهران کردهاند؛ خبرخوبی است. شکستشان را عقب نشینی اعلان کردهاند.


نوزدهم: نخست وزیر اطلاع دادند که امروز عصر، عراقیها گیلانغرب را بمباران کرده و حدود پانصدنفر مجروح و پنجاه نفر شهید شدهاند(222)؛ از اینکه در مقابل حملات هوایی عراق، دفاع ما ضعیفاست، خیلی رنج میبرم؛ ولی چه میشود کرد؟ ابر قدرتها، امکانات دفاعی مدرن به ما نمیدهند وبه قراردادها، عمل نمیکنند و لجستیک سلاحهای مهم ما، که به عهده آنها است، از ما دریغ میشود.


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: آقای [میرحسین موسوی]نخستوزیر، تلفنی اطلاع دادند که امروز دو موشک از طرف عراق به اندیمشک شلیک شده که یکی ازآنها خیلی خرابی به بار آورده است(226). تا شب، اخبار تکمیل شد؛ نزدیک 30 شهید و 200 نفرمجروح داشته است.
آقای محمودی از گیلانغرب، تلفنی اطلاع داد که هواپیماهای عراقی، امروز روستاهایاطراف شهر را زدهاند و مردم از ضعف دفاع هوایی، گله دارند. با ستاد مشترک [ارتش] صحبتکردم. قرار شده، چند ضد هوایی اضافه کنند.


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: -


سی ام: -


سی و یکم: در کمیسیون دفاع مجلس، برای مشورت در طرح ارتش نوین شرکت کردم؛ مدتها است، رویاین طرح کار کردهاند. تکمیل شده و تغییرات عمدهای دادهاند. دو سه اعتراضی که از دفترمشاورت امام به من گفته بودند، مطرح کردم. تفاوت درجه دار و افسر و مشکل افسر شدن همافرانو عدم ورود دفتر مشاورت امام در سازمان ارتش و راجع به اینکه اصلا نظام وظیفه اجباری مجانی داشته باشیم یا اینکه کل ارتش حرفهای و داوطلبانه باشد، هم بحث شد. به جایی نرسید.

AMG
17-04-2013, 15:18
شهریور ۱۳۶۲


یکم: -


دوم: از دفترم اطلاع دادند که عراقیها یک کشتی ما را زده اند.


سوم: کشتی ”ایران رشادت“، دیروز موشک خورده وهنوز میسوزد؛ با یدککش به خارک آورده اند.


چهارم: -


پنجم: سرهنگ صیاد شیرازی آمد. برنامه عملیات آینده را گفت؛ تایید کردیم. برنامههای خوبی است. از اداره عقیدتی ـ سیاسی گله داشت، قرار شد، جلسهای با آنها داشته باشیم. شام را همان جا خوردیم؛ سوپ و تاس کباب داشتند.
برای خواب به مجلس رفتم. اخبار را خواندم؛ هواپیمایی از فرانسه در آسمان اتریش، ربوده شده است. از اخبار اولیه برمیآید که ربایندگان آن مسلمان باشند.


ششم: گفته میشود، هواپیمایی که از ایرفرانس، ربوده شده، به طرف ایران در حرکت است. مسئولان، نمیدانند که اجازه فرود بدهند، یا نه؟ وزارت امورخارجه، مخالفت کرده است.
شب دردفتر آقای رئیس جمهور، جلسهای برای تصمیم درباره کیفیت برخورد با هواپیما ربایان داشتیم.فرمانده سپاه، گزارشها را داد. در مجموع در رسانه های جهانی، ضربه به فرانسه و جواب ربودن وبردن هواپیمای ما به فرانسه دیده میشود. تصمیمات لازم اتخاذ شد.


هفتم: مسأله هواپیمای ربوده شده فرانسوی، بحث روز است.


هشتم: اخبار هواپیمای ربوده شده، در صدراخبار است؛ [هواپیما ربایان] تهدید به انفجار کرده اند.
آقای محمدی نماینده دفتر مشاورت در نیروی هوایی آمد؛ گزارشی از لندن داد. از عدم صلاحیت کادر خرید نیروی دریایی و ضعف سفیر و .... شب [جلسه] شورای[عالی]دفاع داشتیم؛ تصمیماتی در مورد کنترل خرید اسلحه و بودجه جنگ گرفتیم. مصاحبه کردم


نهم: با تلاش مسئولان ایرانی و مدیریت خوب،هواپیمای ربوده شده [ایرفرانس] امروز آزاد شد. هواپیماربایان تسلیم شدند.


دهم: فرانسویها از اقدامات ما در پایان دادن به هواپیماربایی راضیند، ولی بعضی از شیاطین، تلاش دارند، ایران را متهم کنند؛ از تطابق بعضی خواسته های ربایندگان با سیاست ما حدس میزنند.
از دفترم خواستند، نمایندهای به مریوان بفرستم که امروز توسط عراقیها بمباران شده و 45 نفر شهید و 200 نفر مجروح شدهاند(248). گفتم آقای [علی]ناریزاده، نماینده مریوان، با یکی دیگر از نمایندگان بروند.


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: خبر رسید که عراق، شهر مریوان را امروز هم بمباران کرده است.


نوزدهم: با فرماندهان سپاه، درباره عملیات آینده صحبت کردم؛ گویا عراقیها از یک مورد آن مطلع هستند؛ مشغول پیگیری شده اند .


بیستم: سرهنگ ایزدی، مسئول خریدنیروی زمینی [ارتش جمهوری اسلامی] آمد و از کارهای خودش دفاع میکرد. پیشنهاد کناره گیری داشت. مسئولان خرید اسلحه، در کارشان وحشت دارند؛ چون در مظان اتهامند.


بیست و یکم: از دفتر نخست وزیر، اطلاع دادند که امروز حدود چهل کشتی از بندرماهشهر وارد و یا خارج شده است. در خورموسی، هواپیماهای عراقی حمله کرده اند و دویدککش، آسیب مختصری دیدهاند. معمولا، هنگام ورود یا خروج کاروانهای کشتی، عراقیها باموشک یا هواپیما، به آنها در خورموسی حمله میکنند. ما هم با نیروی هوایی و موشکهای ضدهوایی، از کاروانها حفاظت میکنیم.


بیست و دوم: -


بیست و سوم: با مسئولان یگان دریایی سپاه، ملاقاتی داشتم. توضیحات خوبی، درباره تاریخچه تشکیل این واحد دادند و پیشرفت کار راگفتند. طرح و رویه خوبی است؛ کسریهای نیروی دریایی را جبران خواهد کرد.


بیست و چهارم: صبح زود، برای مسافرت به استانهای سیستان وبلوچستان و هرمزگان به فرودگاه رفتیم.[آقایان هادی نژاد حسینیان، حسن غفوری فرد، هادی منافی] وزرای راه و نیرو و بهداری، [محمدتقی بانکی وزیر مشاور و] رئیس سازمان برنامه و بودجه و معاون نخست وزیر و معاونان وزارتکشور و کشاورزی و [علی فلاحیان] سرپرست کمیتهها و رئیس ستاد نیروی هوایی و [سرگرد ترابی]رئیس دفتر مشاورت امام و [اسفندیار حسینی]فرمانده نیروی دریایی و گروه خبرنگاران و جمعی ازپاسداران و [جلال]ساداتیان [رئیس دفترم] و [عباس]عباسی [نماینده میناب] همراهم بودند.

باهواپیمای سوخت رسانی و شکاری اف ـ 4 در فضا، نمایش سوختگیری هواپیمای اف ـ 4 رادادند؛ جالب است. ساعت هشت و نیم به فرودگاه زاهدان رسیدیم؛ استقبال رسمی به عمل آمد.
به پادگان لشکر 88 زرهی زاهدان رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک ارتش و سپاه وژاندارمری و کمیته و شهربانی شرکت و سخنرانی کردم(257). سپس نیروها رژه رفتند. به اتاق جنگپادگان رفتم؛ توضیحات خوبی، درباره وضع دفاعی و نظامی خودمان و امکانات پاکستان وافغانستان دادند.


بیست و پنجم: قرار بود، با هواپیما به زابل برویم؛ چون رادیو خبر را اعلان کرده بود، دفتر مشاورت [ارتش] ازلحاظ امنیتی ـ به خاطر خطر از داخل افغانستان ـ نگران شدند و تصمیم گرفتند که من از راه زمینبروم. ساعت شش و نیم صبح با چند ماشین مسلح حرکت کردیم.
چون در باند فرودگاه زابل،[هواپیمای] شاهین نمیتواند بنشیند، با [هواپیمای] سی ـ 130 باری به زاهدان برگشتیم. از فضا،دریاچه هامون را خوب مشاهده کردم.

به سوی [بندر]چابهار حرکت کردیم. در پایگاه چابهار، استقبال رسمی به عمل آمد. بلافاصله بااتومبیل، به طرف اسکله نصب سریع رفتیم
شب به پایگاه برگشتیم. نماز جماعت خواندیم و شام را در رستوران خوردیم. جانشین فرماندهی پایگاه آقای سرگرد توانگریان، توضیحات خوبی از وضع آنجا داد. سپس از اتاق فرماندهی، دیدن کردیم. آخر شب، با خلبانها جلسه داشتیم. سئوالاتی درباره آینده نیروی هوایی ونوع هواپیماهای جنگی آینده نمودند. جواب دادم.


بیست و ششم: با اینکه خسته بودم، از صبح زود، کارها شروع شد. بعد از نماز، مسئولان نیروی دریایی آمدند واز نیازهای نیروی دریایی گفتند و از اینکه طرح اسکله نیروی دریایی، در خلیج چابهار ـ کنارک تغییر یافته و به شکل غیرقابل اطمینانی، در دست اجرا است، شاکی بودند. [آقای هادی نژادحسینیان] وزیر راه [و ترابری] را خواستم؛ در مذاکرات شرکت کرد. قرار شد، تعقیب کنیم. بهتراست، همان طرح قبلی بندر اجرا شود که در آینده به سواحل بلوچستان در دریای آزاد، احتیاج داریم(263).

در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، درباره اهمیت پایگاه و مردم و تقویت جنوب وشمال استان و توطئه شوروی و آمریکا حرف زدم. مصاحبه ای با صداوسیمای استان کردم و نتایج سفر را گفتم و در ساعت هفت ونیم به طرف بندرعباس پرواز کردیم.

صبحانه را در هواپیماخوردیم و نتایج کار را با وزرا جمعبندی کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه [بندرعباس]شدیم. در استقبال رسمی نظامیان، علما و نهادها و مسئولان و مردم شرکت داشتند ـ معمولا چنین است ـ از فرودگاه، یکسره به پایگاه نیروی دریایی رفتیم. کمی استراحت کردیم، تا صحنه صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، آرایش یافت و موزیک چیها از فرودگاه برگشتند. مراسم انجام یافت و من سخنان مبسوطی، درباره اهمیت تنگه هرمز و قدرت ایران و اهمیت آنجا برای جهان و امکان ناامنی آن، در صورت آسیب دیدن خارک و تهدید متجاوزان، ایراد کردم(264). فرمانده ناوگان [خلیج فارس] ناخدا [قهرمان] ملک زاده ـ که فردی متین است ـ صحبت کرد؛ با قدردانی.

به دیدار مرکز تعمیر کشتی پایگاه رفتیم؛ جالب است. حوضچه هایی که کشتیها در آن تعمیرمیشود و کارگاهها را بازدید کردیم. کارکنان، احساسات گرمی نشان دادند. قبل از این دیدار، دراتاق جنگ پایگاه، دو افسر، موقعیت دریا و نیروهای خودمان و دشمنان را توضیح دادند.اطلاعات مفیدی گرفتم. سپس با تمامی همراهان، برای دیدن دریا و عملیات دریایی حرکت کردیم. ما سوار بر ناوشکن زال [فردید ناوچه ی البرز ِ کنونی, بشناسه ی 72 هست...AMG] و بعضی همراهان سوار بر ناو فرامرز [فردید ناوچه ی سهند, بشناسه ی 74 هست که بدست آمریکاییها در زمان جنگ, نابود شد...AMG] شدند. در مدخل کشتی، مراسم استقبال رسمی به عمل آمد. کارکنان کشتی، خیلی منظم عمل کردند. از ساعت یازده صبح تا شش بعدازظهر، روی آب بودیم. هوا خیلی گرم بود.

در اتاق فرماندهی و عملیات و عرشه کشتی و... توضیحات کافی دادند و قسمت عمده بخشهاو اسلحه ها و ابزار کشتی را معرفی کردند. عملیات جنگی را هم با استفاده از خمپاره انداز و توپها وپرتاب راکت منور، به نمایش گذاشتند؛ خیلی موفق نبود. استفاده از قایق اتوماتیک نجات را هم نمایش دادند که جالب بود. در سالن درجه دارها، ناهار خوردیم و برعرشه کشتی، نماز جماعتخواندیم. دکتر [محمد تقی] بانکی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] هم به دریا پرید و در صحنهاستفاده از قایق نجات شرکت کرد.

شب، به مهمانسرای استانداری [هرمزگان] رفتیم. برق بندرعباس، خاموش بود. نیروگاه عظیم یکهزاروسیصد مگاواتی، به خاطر ترکیدن لوله گاز، از کار افتاده بود. احتمال خرابکاری، به خاطرسفر ما میرود؛ خیلی گرما شدید شد. ملاقاتی با روحانیون سنی و شیعه استان داشتیم که دو امام جمعه شیعه و سنی صحبت کردند و من هم مفصلا صحبت کردم(265). روسای نهادهای انقلاب هم
آمدند و هماهنگ اند و مشکلاتشان را گفتند. در گرما، نتوانستم شام بخورم. دوش آب گرفتم وخوابیدم. خواب نمیرفتم؛ بالاخره با پیشنهاد پاسدارها، حدود ساعت دوازده شب، به محل نیروی دریایی ـ که برق داشت ـ رفتیم و خوابیدیم؛ یاسر و مهدی هم، طفلکها در گرما کلافه شده بودند. ازخواب بیدارشان کردیم و بردیم.


بیست و هفتم: به پایگاه [نهم شکاری] نیروی هوایی [بندرعباس] رفتیم. در سالن بریفینگ، فرمانده پایگاه، گزارش وضع پایگاه و امکانات و کمبودها و خواستهها را مطرح کرد. من هم برای حضار ـکه جمعی از خلبانها بودند ـ درباره میراثهای رژیم گذشته بد و خوب از جمله، خلبانهای خوب صحبت کردم(267). جو خوبی حاکم بود. سپس با اتومبیل، از قسمتهای مختلف پایگاه بازدید کردیم ازجمله هواپیماهای اف 4.

سوار هلیکوپتر شدیم و از بالا، همه نقاط مهم شهر را دیدیم و آقای [عباس ترکان] استاندار[هرمزگان] توضیحات لازم را داد. در اسکله شهید رجایی پیاده شدیم.

از آنجا به فرودگاه رفتیم. ارگانها برایبدرقه، جمع شده بودند ملاقاتی با اعضای سپاه کردم و برایشان صحبت نمودم(269). مصاحبه ای باصداوسیمای استان در تشریح نتایج سفر انجام شد. خداحافظی کردیم و به طرف کرمان پرواز نمودیم. اول شب، با تاخیر وارد کرمان شدیم.

خبر رسید که در جبهه غرب پیروزی داشته ایم؛


بیست و هشتم: به فرودگاه [کرمان...AMG] رفتیم و با دو فروند هلیکوپتر، به مجتمع مس سرچشمه پرواز کردیم؛ استقبال رسمی به عمل آمد.


بیست و نهم: دو هلیکوپتر از کرمان آمدند و ما را [از بهرمان ِ رفسنجان...AMG] به کرمان بردند.
به فرودگاه رفتیم. مصاحبه ای باصداوسیما انجام شد.
فرمانده لشکر ثارالله آمد و گزارش عملیات اخیر شمال مریوان را داد. معلوم شد، عراقیها ازترس، عقبنشینی کرده اند و چند قله مهم را از خاک خودشان در شیلر، تخلیه کرده اند که ما تصرفکرده ایم و مهمات زیادی جا گذاشته اند.
از پاسداران محافظ و همراه تشکر و خداحافظی کردم و بهطرف تهران حرکت نمودیم. هواپیما به خاطر کوچکی باند فرودگاه کرمان از بندرعباس عوض شده و هواپیمای کوچکتر آورده بودند[بگمانم فردیدشان این است که بجای بویینگ707 , یا با 737 EP-AGA پرواز انجام شده و یا با فالکن یا جتستار یا فوکر 27 ...AMG]. شام را در هواپیما خوردیم؛ در فرودگاه تهران مصاحبه ای درباره اهداف و نتایج سفر کردم


سی ام: -


سی و یکم: روز اول هفته جنگ است و در بهشت زهرا، مراسم مفصلی برگزار میشود.
شب، آقای دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفرش به چین و بنگلادش را داد. ازنفوذ انقلاب در میان مردم بنگلادش و لزوم تقویت روابط گفت و اینکه چینیها حاضر شدهاند، بهطور غیررسمی، از طریق شرکتهایی که در هنگکنگ دارند، به ما اسلحه بدهند. از سپاه [پاسداران]گله داشت که نیازهای لازم را به لبنان نفرستاده اند. پیشنهاد داشت که ریاست کمیته انقلاب شمیران، به آقای امام جمارانی محول شود. مقداری از وقت، صرف تماشای رژه نیروهای مسلحدر بهشت زهرا شد.

AMG
21-05-2013, 16:26
مهر ۱۳۶۲


یکم: -


دوم: -


سوم: آقایان معینپور و نماینده دفتر مشاورت در نیروی هوایی آمدند. گزارشی از نیروی هوایی دادند.
آقای [رضا]امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمدو برای تخلیه اماکن انرژی اتمی بوشهر که توسط نیروی دریایی تصرف شده است، کمک خواست و خبر از مناقصه اتمام پروژه داد.


چهارم: -


پنجم: -


ششم: شب، [جلسه]شورای عالی دفاع داشتیم. بحث مهم درباره بازرسی کشتیها و خلیجفارس و تنگه هرمز و توقیف کشتیهای عراق و تقویت بنیه دفاعی بود.


هفتم: -


هشتم: اخبار صبح گفت که دیشب عراقیها، چهار موشک از راه دور به دزفول و دو موشک بهاندیمشک زده اند و جمعی شهید و مجروح شده و حدود هشتصد خانه و مغازه ویران شده؛ قساوت عجیبی است که در دل شب، مردم را این چنین با موشکهای زمین به زمین، قتل عام کنند(289). نشان استیصال صدام است.
آخرین آمار شهدای اندیمشک و دزفول 75 شهید و بیش از 200 مجروح،اعلان شد.

نهم: قرار شد، جلسهای داشته باشیم و راجع به لزوم تسریع در دادن پاسخ به صدام، در مورد موشکباران اندیمشک و دزفول تصمیم بگیریم.


دهم: -


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: -


چهاردهم: سرهنگ ترابی آمد و راجع به نیروی هوایی و دریایی و [هواپیماهای] سوپراتاندار(301) و فرانسه مطالبی گفت.خواهان چاره جویی برای نیروی هوایی بود.


پانزدهم: -


شانزدهم: مطلب مهم، خبر تایید نشده تحویل[هواپیماهای] سوپراتاندار فرانسه به عراق است که اگر صحیح باشد، ممکن است تحولی در جنگ و منطقه پیش بیاورد(302). با آقای [آیتالله]خامنهای تلفنی صحبت کردم و از عدم سرعت عمل درجبهه صحبت و ابراز نارضایتی شد.


هفدهم: -


هجدهم: شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. بیشتر درباره تحویل[هواپیماهای] سوپراتاندار فرانسوی به عراق و کیفیت برخورد تبلیغی و عملی با آن و درباره اسرا وآینده عراق و... بحث شد. تقریبا واضح است که اردوگاه شرق و غرب و ارتجاع نگران پیروزی ایرانند و با بذل پول و تبلیغات و سلاحهای مدرن و چشم پوشی از جنایات جنگی ارتش عراق علیه ایران و به نفع عراق عمل میکنند.


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: آقای ترابی از دفتر مشاورت [ارتش] آمد و گزارشی از مشخصات هواپیماهای سوپراتاندار و کیفیت دفاع داد و گزارش کرد که کاروانی از کشتیها را به ماهشهر برده و بیرونآوردهایم. شب در دفتر آقای خامنه ای، سرهنگ صیاد شیرازی از جبهه آمد و گزارشی از عملیات آینده گفت. یکی را فعلا معوق گذاشته اند و دیگری را در دو سه روز آینده انجام میدهند. به نظر من آن که معوق مانده، اگر انجام میشد، بهتر بود.


بیست و دوم: -


بیست و سوم: -


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: شب با [آیتالله]آقای خامنه ای صحبت کردم. اطلاع داد که امشب عملیات انجام نمیشود؛قرار بود انجام بشود.


بیست و ششم: امروز عملیات وسیعی در سردشت، علیه مراکز اصلی ضدانقلاب داشته ایم که ضربه های کاری بر آنها وارد آمده است.


بیست و هفتم: آقای [کمال]خرازی آمد و راجع به محور تبلیغات عملیات والفجر 4 مشورت کرد. امشب قرار است حمله آغاز شود.

[والفجر 4 که از 27 مهرماه 62 تا 30 آبانماه 62 بدرازا کشید, با رمز "یاالله-یاالله-یاالله" با همکاری (و شوربختانه گاه آنچنان که در ادامه میخوانید, بدون همکاری) سپاه با ارتش انجام شد. ویکی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82) آورده:"مقاومت بیش از انتظار ارتش عراق در منطقه باعث سرمایهگذاری فراوان دو طرف برای پیروزی در این نبرد بود و والفجر۴ را از یک عملیات محدود به یک عملیات گسترده تبدیل کرد. در طی این عملیات ۷۰۰ کیلومترمربع از خاک عراق به تصرف نیروهای ایرانی درآمد." همچنین .یکی آورده که عراقیها به بمباران هوایی و توپخانه ی گاز خردل در برابر نیروهای ایرانی دست زدند...AMG]

بیست و هشتم: با جبهه و قرارگاه حمزه سیدالشهداء و لشکر 28 سنندج تماس گرفتم و از عملیات سئوال کردم.همه خبرها میگوید، مرحله اول حمله که از ساعت دوازده شب آغاز شده، موفق بوده است. از بانه و مریوان ـ از شمال و جنوب ـ به منطقه شیلر حمله کردهایم که بخش وسیعی از اراضی عراق وروستاها و شهرها و پادگانها و پایگاه هایی از آنها تصرف خواهد شد. میگویند تلفات ما هم خیلی کم است.
با جبهه و رئیس جمهور و احمدآقا و ستاد تبلیغات جنگ تماس گرفتم. قرار شد ازساعت دو بعدازظهر، [اخبار مربوط به عملیات] والفجر 4 اعلان شود. عراقیها خبر حمله ما را باادعای شکست حمله دادهاند. قرار بود، فردا بگوییم. یعنی پس از اطمینان کامل از عملیات موفق.
آقای[صادق]طباطبایی آمد و پیشنهاد یک شرکت ایتالیایی مبنی بر فروش گلوله [توپ155] را آورد. به وزارت دفاع ارجاع دادم.
آقای محسن رضایی تلفن کرد و آخرین اخبار پیروزیها راداد؛ خیلی راضی است.


بیست و نهم: با زنگ تلفن آقای محسن رضایی از جبهه، از خواب بیدار شدم. از مرحله دوم عملیات دیشبکه پیشرفتهایی داشتهاند،


سی ام: تا ساعت سه ونیم عصر در خانه بودم. از مجلس، اخبار و گزارشها را آوردند. وضع جبهه هاخوب است. در سردشت ضربه های کاری به ضدانقلاب و عراق و در «شیلر» پیشرفتگی خاک عراق در ایران ـ میان بانه و مریوان ـ نیروهای ما به پیشرفت ادامه میدهند. اسرای عراقی به 700نفر رسیدهاند و تلفات ما خیلی کم و تلفات عراقیها خیلی زیاد است.
عراقیها امروز عصر، سه موشک به دزفول و سه موشک به مسجد سلیمان زدهاند که طبق آخرین آمار، حدود 110 نفر در مسجد سلیمان و 35 نفر در دزفول شهید و صدها نفرمجروح و خرابیهای فراوان بار آمده است(310). معمولا عراقیها بعد از هر شکست در جبهه، این گونه شرارتها را دارند و گاهی منافقان به عنوان ستون پنجم دشمن عمل میکنند. از جبهه اطلاع گرفتم،وضعشان خوب بود. با آقای مهدوی کنی درباره [ستاد] کمک رسانی [به مناطق بمباران شده] واعزام نماینده به دزفول و مسجد سلیمان صحبت کردم(311).

AMG
18-11-2013, 17:19
آبان ماه ۱۳۶۲

یکم: ساعت نه ونیم، برای تعقیب کار جنگ و شهرهای آسیب دیده به دفترم آمدم. آقای هادی آمد و راجع به نشان دادن عکسالعمل در مقابل شورویها ـ که این موشکها را در اختیارعراق گذاشتهاند ـ بحث شد. تظاهرات آرام دانشجویان دزفولی در مقابل سفارت شوروی را مطرحکرد؛ وزارت کشور هم کسب تکلیف کرد.

آقای طهماسبی مخترع تانک کوچک خودکار ـ که با پیدا شدن مواد منفجره متحرک در فاصلهدو کیلو متری به صورت اتوماتیک به کار میافتد و به طرف آن تیراندازی میکند(313) ـ از اصفهان آمد. مشکلات کارش را گفت؛ برای رفع آن اقدام کردم. اختراع خوبی است. طلبه ای است که باذوق خودش عمل کرده است؛ حساس و زود رنج است و مسئولان ادارات، سخت میتوانند با اوهمکاری کنند. بیشتر مخارجش را از پولهای جنگ که در اختیار مجلس بوده، پرداخت کرده ام. با[آقای محسن رفیقدوست] وزیر سپاه صحبت کردم که بیشتر توجه کند.

سرهنگ سلیمی [وزیردفاع] آمد و راجع به مسافرت به کره شمالی به همراه نخست وزیر، مشورت کرد. ظهر هیأت رئیسه کانون [اعضای]حزب [جمهوری اسلامی] در مجلس آمدند و درباره کار کانون مشاوره کردیم.

ظهر در اخبار گفتند که دو مقر فرماندهی آمریکاییها و فرانسویها در بیروت منفجر شده و تعدادزیادی از تفنگداران آمریکا و فرانسه کشته و مجروح شدهاند. آمریکاییها، ایران را متهم به دست داشتن در این انفجار کرده اند و تهدید به انتقام نموده اند. قرار شد وزارت امور خارجه تکذیب کند(314).


دوم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد که دیشب مرحله دوم عملیات والفجر چهار با هدف تسخیر شهر پنجوین [عراق] آغاز شده است. از شمال و شرق وجنوب به این شهر نزدیک شده ایم و در غرب آن عراقیها هستند. جنگ ادامه دارد
آقای محسن رضایی از اهواز تلفن کرد که برای تهیه مقدمات کار مهمی به آنجا رفتهاند و از من خواست که علت پیشرفتگی شیلر در خاک ایران، هنگام تعیین مرزهای ایران و عراق را بررسی کنم؛ شاید ملاحظات نظامی و سیاسی یا اقتصادی و یا جغرافیایی در کار بوده است.


سوم: وضع دیشب جبهه را پرسیدم. گفتند خوب است و پنجوین را از سه طرف در محاصره دارند.

مسئول دفتر مشاورت [ارتش]، گزارشی ازوضع نیروی دریایی خودمان و کشورهای اطراف خلیج فارس آورده بود. بسیاری از امکانات ما به خاطر ضعف نگهداری و تعمیرات و نبودن قطعات، راکد است.

شب در مجلس، جلسه شورای عالی دفاع تشکیل شد. آقای محسن رضایی شرح عملیات والفجر چهار را داد. سپس لغو عملیات والفجر پنج ـ که قرار بود در یکی از مراکز مهم اقتصادی انجام شود ـ اعلام کرد که باعث اوقات تلخی شد. تأکید کردیم، حتی الامکان تجدید نظر کنند.


چهارم: اول شب اطلاع دادند که عراق، امروز عصر دو موشک به بهبهان و دو موشک به مسجد سلیمان زده است. کم کم خبر رسید که موشکهای مسجد سلیمان به جای حساس نخورده و فقط یک کشته داده است، اما در بهبهان موشکها به مدرسه راهنمایی و محلهای دیگر خورده و بیش از 95 نفرشهید و 400 نفر مجروح شده اند

شب با آقایان خامنهای و [موسوی] اردبیلی مهمان احمدآقا بودیم؛ تقاضا کردیم، امام هم آمدند. در خدمت امام، راجع به زدن مناطق مسکونی عراق، بحث کردیم؛ قبول نکردند. گفتنداشکال شرعی و سیاسی دارد. با وضعی که عراق پیش گرفته است، بدون زدن شهرهای آن، مشکل است، که خیلی به جنگ ادامه داد. درباره پذیرش آتشبس در خلیج فارس، این گونه که میگویند،سازمان ملل میخواهد قطعنامه بدهد؛ بحث شد. نظر همه ما این بود که ارجح است بپذیریم.مطمئن نیستیم که امام بپذیرند. قرار شد، روی آن بحث کنیم.

آقای [سیدمحمد] کیاوش از اهوازتلفن کرد که مجروحان بهبهان را به آنجا نبرند، چون جا ندارند. گفتم سه هواپیمای سی ـ 130 رفته که [مجروحین را] به جاهای دیگر منتقل کنند، ولی در بهبهان نمیتواند بنشیند؛ در امیدیه نشسته اند.


پنجم: گزارشها را درباره بهبهان خواندم؛ وضع خیلی فجیع است. نمایندگان نامهای امضا کرده اند که اسرای عراقی را به شهرهای واقع در شعاع عملکرد موشکهای عراقی ببریم.


ششم: -


هفتم: قرار بود، عصر به دیدن عمل نیمچه تانک اتوماتیک تازه اختراع شده بروم؛ آماده نشده بود و به تأخیر افتاد.


هشتم: قرار بود، امشب مرحله سوم عملیات والفجر چهار انجام شود.


نهم: قرار بود، عملیات داشته باشیم اما انجام نشد.


دهم: پرسنل نیروی هوایی هم که برای تماشا به مجلس آمده بودند، مبلغی پول برای جنگ آوردند. [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع آمد و گزارش سفر به کره شمالی و توفیق در خریداقلام نیازهای جنگی را داد؛ توپ 130 و گلولههای آر. پی. جی و خمپاره و ....


یازدهم: در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با سران قوا جلسه داشتیم. قسمت عمده بحثها، درباره جنگ بود. بررسی قطعنامه شورای امنیت مبنی بر آتشبس در خلیج فارس و نزدن مراکز غیر نظامی ـمضمون این قطعنامه ـ مورد بررسی قرار گرفت

اطلاع دادند که امشب مرحله سوم عملیات والفجر چهار در غرب پنجوین،انجام میشود.


دوازدهم: اخبار جبهه میگوید، امروز پاتک دشمن خیلی شدید بوده ومقداری نیروهای ما را عقب رانده است. اما با فشار مجدد، نیروهای ما عقب نشستهاند.


سیزدهم: با جبهه هم تماس گرفتم. گفتند وضعشان خوب است.

بین سپاه و ارتش، مطالبی درباره عملکرد هلیکوپترها برای نجات مجروحان از میدان جنگ در کوهستانها که راه ندارد، پیش آمده که منجر به این شد، چند هلیکوپتر تحت فرمان سپاه در آید.

دکتر سعید [لاهوتی] برای رفتن بهاهواز به فردوگاه رفت. گفتند هواپیماهای سی ـ 130 را امروز به انتقال مجروحان اختصاص دادهاند و به اهواز نمیرود. عصر، گزارشهای واصله را خواندم.


چهاردهم: اخبار جبهه میگوید، عراقیها قله 1900 را پس گرفته اند و بر سر قلعه 1904 درگیر هستیم.نیروی تازه نفس آورده اند. ولی امیدوار هستیم که آنها را به زودی دوباره برگردانیم.

خبر دادند که امروز عصر، عراق به سه شهر اندیمشک و مسجدسلیمان و بهبهان موشک زده وبه شهر نهاوند از هوا حمله کرده است. مجموعا در حدود 70 نفر شهید و صدها نفر مجروحشده اند

عراق به خاطر ضعف نیروهایش، گارد ریاست جمهوری را به پنجوین فرستاده است. دراثر ضعف در جبهه ها، ناجوانمردانه به مراکز مسکونی و غیر نظامی با موشکهای دوربرد و هواپیماحمله میکنند.


پانزدهم: دیشب ارتفاعات 1904 را از عراق گرفته اند و اختلاف بین ارتش وسپاه در شیوه عمل وجود دارد که هر دو شکایت داشتند.


شانزدهم: با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد دیشب از نامنظمی لشکر عراق استفاده کرده اند و مقداری درغرب پنجوین، پیش رفته اند، ولی قله 1904 را از دست دادهاند.

احمدآقا آمد و از امام پیغام آورد که به اختلافات بین عقیدتی سیاسی و فرماندهان نظامی رسیدگی کنم و بر پرونده آقای صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب ارتش در مورد خریدهای اسلحه در گذشته نظارت نمایم.


هفدهم: با جبهه تماس گرفتم؛ گفتند که در غرب منطقه کانی مانگا تثبیت شده ایم.

گزارشی میگوید، پریشب فرانسویها در بیروت، قصدانفجار سفارت ما را داشته اند که موفق نشده اند و قبل از دستور مجلس، این اقدام تروریستی فرانسهرا محکوم کردم

اول شب با آقای رئیس جمهور، جلسه خصوصی راجع به فرماندهی نیروی هوایی داشتیم؛تصمیم گرفتیم و قرار شد برای حل اختلافات عقیدتی سیاسی با نیروی زمینی و مشکلات آموزش و پرورش و ضعفها رسیدگی و اقدام کنیم.[سخن درباره ی سرهنگ محمدحسین معینپور هست, AMG]


هجدهم: -


نوزدهم: ساعت هفت صبح در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با حضور آقایان محسن رضایی و رحیم صفوی جلسه داشتیم و درباره آینده جنگ بحث بود. طرحی تصویب شد و کیفیت همکاری ارتش و سپاه ـ که اخیرا دچار مشکلی شده ـ مشخص گردید. متأسفانه اختلافات فرماندهان ارتش و سپاه در شیوه جنگیدن، وقت زیادی از ما میگیرد و فرصتهایی را ضایع میکند.

دکتر [حسن]روحانی رئیس کمیسیون دفاع آمد و راجع به تغییرات مورد نظر در نیروی هوایی نظراتی داد.

ازدفتر مشاورت [ارتش] هم گزارش آوردند و نظریهای راجع به تغییرات در فرماندهی نیروی هوایی دادند.


بیستم: -


بیست و یکم: آقای سرهنگ صیاد شیرازی آمد. راجع به اختلافی که با سپاه بر سر ادامه عملیات والفجر چهار دارند، گفت؛ قرار شد رسیدگی کنم.

شب،جلسه شورای عالی دفاع داشتیم و در همین باره بحث شد. نظر ارتش تأیید گردید.

درباره حدودصلاحیت کمیسیون خرید اسلحه و حفاظت اطلاعات ارتش و مشکلات انرژی هستهای صحبت شد. بعد از جلسه مصاحبه کردم(335).

سپس جلسهای با فرمانده نیروی زمینی برای عملیات آینده داشتیم. بحث و توافق شد.

مشکل فرماندهی مشترک دو نیرو در یک قرارگاه به نحوی، موقتا رفع گردید؛ اما این مشکل همچنان مزاحم کار است.


بیست و دوم: آقای[محمد]صالحی عضو حقوقدانان شورای نگهبان آمد و پیشنهادی از یک شرکت خارجی مبنی برآمادگی فروش 18 موشک اگزوسه آورده بود. به وزارت دفاع معرفی کردم که مذاکره کنند.


بیست و سوم: [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع، تلفنی گزارش [خرید]موشکهای اگزوسه را داد؛ مذاکرات ادامه دارد.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: اول وقت به ستاد مشترک ارتش رفتم و با رؤسای ادارات ستاد مذاکره کردم. سپس به دفترمشاورت امام در ارتش آمدم و از کارکنان احوالپرسی کردم. گزارشی از وضع نیروی دریایی دادند.


بیست و ششم: با آقای خامنهای مشورت کردم که راجع بهبمباران مرکزی از ما در لبنان توسط اسرائیلیها ـ که چند شهید و چند مجروح داشته ـ صحبت کنیم.اما خودم صلاح ندانستم و قبل از دستور مجلس، چیزی نگفتم.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: [سرهنگ سلیمی] وزیر دفاع، تلفنی اطلاع داد که قرار داد معامله موشک اگزوسه نزدیک به انجام است، اما قیمت بالا است. گفتم در مورد قیمت، چانه بزند. باید به قیمت عادلانه باشد.

شب در ادامه عملیات والفجر چهار، حمله داشتیم.


بیست و نهم: پیش از دستور درباره حملات فرانسویها و اسرائیلیها در لبنان صحبت کردم

اخبار جبهه میگوید که حمله دیشب در ابتدا موفق بوده ولی با فشار دشمن عقبنشینی کرده اند.


سی ام: ساعت چهار بعد از ظهر آقای خامنهای به دفترم آمدند و راجع به تعویض فرمانده نیروی هوایی بحث کردیم و تصمیم گرفتیم. { بگمانم سخن از سرهنگ محمدحسین معین پور هست که از ۲۱ شهریور ۱۳۶۰ تا ۴ آذر ۱۳۶۲ فرمانده نیرو بودند ..بیشتر در «فهرست فرماندهان نیروی هوایی - از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا امرو (http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php/40776-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B1%DB%B6-%D8%B3%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D8%AE%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C)ز » AMG }

Motimann
19-11-2013, 04:53
سلام،

ممنون از اين تاپيک. پس فعلاً از اردوگاه غرب، ايتاليا و کره جنوبی را هم به جمع آمريکا، کانادا، سوييس، اسراييل، ژاپن و سوئد اضافه کنيم تا ببينيم در سالهای بعدی چه شود.

AMG
06-06-2014, 16:17
آذر ماه ۱۳۶۲

یکم: کارکنان هواپیمایی [جمهوری اسلامی "هما"] که در ارتباط با سفرحج فعال بودند، آمدند و گزارشی از موفقیتها دادند. اول شب با رئیس جمهور، جلسهای راجع به نیروی هوایی و وزرای جدید داشتیم؛ مشورت کردیم.


دوم: شورای عالی دفاع جلسه داشت. قرار شد برای فرماندهی نیروی هوایی به جای سرهنگ معینپور، سرهنگ [هوشنگ]صدیق نصب شود. کسی در جلسه مخالفت نکرد.سرهنگ معینپور مریض است و اطرافیان او، مانع تحرک نیرو هستند.


سوم: -


چهارم: -


پنجم: -


ششم: -


هفتم: -


هشتم: اول شب با آقای رئیس جمهور، جلسه خصوصی داشتیم. درباره جبهه و عملیات آینده و توافق سپاه و ارتش بحث کردیم. { بگمانم فردید «عملیات خیبر» باشد که از ۳ اسفند ۱۳۶۲ تا ۲۲ اسفند ۱۳۶۲ در «هورالهویزه» انجام شد http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82, AMG }


نهم: آقای [سید محمود]دعایی آمد. حامل پیشنهادی از یک کمپانی بود که پیشنهاد فروش اسلحه میداد. گفتم از این پیشنهادها فراوان است، ولی خیلیها صادق نیستند. یا میخواهند نیازهای مارا بفهمند یا میخواهند ما را سرگرم و امیدوار به معامله ای کنند و در آخر زیر حرفشان بزنند و یا میخواهند قراردادی ببندند و بروند، به دشمنان ما نشان بدهند و همان جنس را گرانتر به آنهابفروشند و بعضیها هم صادقند؛ به هر حال لازم است که ابتدا لیست اسلحه های آن کمپانی گرفته شود.


دهم: از دفتر مشاورت امام آمدند. راجع به ارتش گزارشهایی دادند. از باند بازی در نیروی زمینی گله داشتند و از تعویض فرماندهی نیروی هوایی راضی بودند.


یازدهم: -


دوازدهم: -


سیزدهم: صبح زود، در دفتر [آیتالله]آقای خامنهای با فرماندهان سپاه و نیروی زمینی، جلسه ای به منظور هماهنگ کردن و رفع اختلاف برای عملیات آینده داشتیم؛ جلسه موفقی بود.

خبر دادند که یک هواپیماربا خواسته، هواپیمایی که از بوشهر به شیراز میرفته، به عربستان ببرد. یک دختر مهماندار هواپیما به او حمله کرده تا او را خلع سلاح کند، نارنجک منفجرشده و هر دو مجروح شده اند و هواپیما سالم به شیراز رفته است. هواپیماربا پاسپورت عراقی داشته و خودش ایرانی بوده است.


چهاردهم: -


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: آقای خسرو تهرانی آمد و راجع به[تأسیس وزارت] اطلاعات مطالبی داشت و در مورد سایتهای مهم باقی مانده از آمریکاییها دربهشهر و کبکان ـ که برای خبرگیری از شوروی درست شده ـ اطلاعاتی داد و پیشنهاد بازدید از آنجاو تعیین سیاست کار را داشت.


هجدهم: -


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: -


بیست و سوم: اول شب، خبر رسید که عراق به بهانه تلافی انفجارهای کویت به شهرهای اندیمشک،دزفول، بهبهان و رامهرمز موشک زده و نهاوند را بمباران کرده است(364). بمبگذاری کویت هیچ ربطی به ایران ندارد و عراق موذیانه ایران را متهم میکند و خودش را مدافع اعراب معرفی مینماید. به همین جهت، شب به خانه نرفتم و در دفترم ماندم. با آقای خامنهای برای تلافی حمله و انتقام صحبت کردم. ایشان تازه از سفر برگشته بودند. خودم با سرهنگ صیاد [شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش] صحبت کردم.


بیست و چهارم: گزارشهای مربوط به شهرهای موشک خورده اندیمشک، دزفول، بهبهان و رامهرمز و بمباران نهاوند را گرفتم؛ بیش از 30 نفر شهید و حدود 300نفر مجروح و دهها خانه و مغازه مخروب داشته ایم. پیش از دستور در این باره و بمبگذاریهای کویت صحبت کردم(365). به کویت اخطار کردم که عمل صدام را تقبیح کند و صادقانه حقیقت را بگویدو اجازه ندهد با لوث شدن حقیقت، به نام آنها تمام شود.


بیست و پنجم: -


بیست و ششم: -


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: کویتیها شروع به ایذاء ایرانیها کرده اند و عوامل انفجارها را پیدا نموده اند؛ عراقی و لبنانی اند. با اینکه معلوم شده ربطی به ایران ندارند، اما گویا مسلمان و طرفدار جمهوری اسلامی هستند؛ ممکن است [کویتیها]بدبین شوند(372).


بیست و نهم: خصوصی باآقای صیاد [شیرازی] درباره عملیات آینده و زدن مراکز نظامی و صنعتی بصره صحبت شد.

اول شب، فرمانده نیروی دریایی آمد و گزارشی از وضع نیرو و اصلاحات آن داد و مشکل دانشکده افسری نیروی دریایی را مطرح کرد. اختلافات و کمبود استاد و دانشجو و مشکل خودداری راهنماهای کشتیها را مطرح کرد که برای همراهی کاروانها باید باشند. چند کاروان عازم ماهشهر به خاطر آن معطل شده است. گفتم از نیروی دریایی بفرستید تا آنها را محاکمه کنند


سی ام: -

AMG
18-08-2014, 18:37
دی ماه ۱۳۶۲

یکم: عصر احمد آقا آمد و اطلاع داد کاروان کشتیهای اعزامی به ماهشهر، مورد هجوم صدامیان قرارگرفته و دوکشتی گلوله خورده و یک هواپیمای[میگ] 23 عراقی ساقط شده است. معمولا هر ماه دو کاروان میآوریم و درگیری داریم؛ به خاطر محدودیت بنادر ناچاریم که از بندر ماهشهر استفاده کنیم و این خطر را بپذیریم.


دوم: -


سوم: -


چهارم: اول شب خبر دادند که عراقیها به مسجد سلیمان موشکزده اند و گروهی شهید و گروهی زخمی و تعدادی از اماکن خراب شده است(379). جریان را تا آخرشب، تعقیب کردم. با سرهنگ صیاد شیرازی هم برای آماده شدن جهت نوعی عکس العمل دربصره صحبت کردم. اگر مراکز صنعتی آنجا را با توپ بزنیم، جواب مناسبی است.


پنجم: شب، شورای عالی دفاع جلسه داشت. خرید شش [فروند] زیر دریایی از آلمان مطرح بود که در زمان طاغوت قرار داد بسته بودند و در زمان بنیصدر معلق شده و مذاکره برای احیای آن در جریان است؛ آلمان خسارت میخواهد. قرار شد تعقیب کنیم؛ ما باید خسارت بگیریم. در خصوص آمادگی بیشتر در تنگه هرمزهم تاکید شد. بعد از جلسه مصاحبه کردم


ششم: سپس [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده جدید نیروی هوایی آمد و گزارشی داد. از وضع نیرو سئوالاتی کردم؛اولین نشانه های اختلاف بین تیم جدید پیدا شده است. با آقای سرهنگ [عباس]بابایی اختلاف پیدا کرده اند. تأکید بر دفاع از مرزها و آماده شدن برای ضربه زدن کردم.


هفتم: -


هشتم: شب در دفتر [آیتالله] آقای خامنهای جلسه داشتیم. کارهای نیروی زمینی و گزارشهای قدیمی مطرح شده بود و آقای خامنهای گفتند آقای اتابکی [دادستان انقلاب ارتش] درباره فرمانده جدید نیروی هوایی ملاحظاتی دارد.


نهم: -


دهم: -


یازدهم: ساعت ده در دفتر آقای خامنهای با فرماندهان نیروی زمینی و سپاه جلسه داشتیم. بحث بر سر فرماندهی عملیات بود که از مدتی پیش به خاطردوگانگی، ضررهایی کرده ایم؛ اختلاف نظر دارند. سرهنگ صیاد شیرازی معتقد است، ارتش فرماندهی جبهه را داشته باشد و سپاه زیر فرمان آنها عمل کند؛ ولی عملی نیست. اکثریت با سپاه است. امام هم با تلخی دستور رفع اختلافات را داده اند. طرحهایی برای رفع اختلاف آورده بودندولی باز هم همان روح قبلی در کار بود. بالاخره برگشتیم به همان فرمول قبلی درباره فرماندهی عملیات آینده ـ تقسیم کار در دو قرارگاه و دو قسمت مجزا از یک عملیات


دوازدهم: اول شب در دفترم با آقای خامنهای جلسهای با نظامیان برای عملیات آینده داشتیم


سیزدهم: -


چهاردهم: ساعت سه بعداز ظهرآقای طهماسبی از اصفهان آمد و اشکالات در راه پیاده کردن اختراع نیمچه تانک را داد؛ بهانه گیر ولی کارش مهم است، باید با او ساخت. طلبه ای است با روحیه ابتکاری.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: -


هجدهم: -


نوزدهم: مسئول دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمد و گزارشهای نظامی داد؛ از جمله به نتیجه نرسیدن کار ساخت موشکهای بالستیک و نصب موشکهای استاندارد روی فانتومها و از زورگویی سرهنگ ریاحی در نیروی زمینی گفت.


بیستم: -


بیست و یکم: چند نفر از بچه های جبهه آمدند که با فرماندهان سپاه اختلاف دارند و قهر کرده اند. توضیحاتی دادند که معلوم شد به خاطرعدم هماهنگی، عملیات حساس والفجر 5 انجام نشده است. گفتند که عدهای از فرماندهان عملیات، به خاطر همین اعتراضات با چوب به جنگ رفته اند و شهید شده اند؛ به عنوان اعتراض به فرماندهی جنگ. تکان دهنده بود. قرار شد، بیشتر رسیدگی کنم و قرار شد روز جمعه جمعی ازمعترضین دیگر بیایند.
عصر با فرمانده سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش و آقای خامنهای، برای بحث درباره عملیات آینده جلسه داشتیم. آقای صیاد شیرازی برای وحدت فرماندهی و آن هم از سوی ارتش،تلاش دارند؛ با امام هم در اینباره ملاقات کرده و نتیجهای نگرفته و دلگرم به کار نیست. آقای[محسن]رضایی کوتاه میآید. به هر حال قاطع گفتیم که باید مشترک کار کنند؛ کارشان پیشرفتی نکرده است.

گروهی از پاسداران بخشی از اطلاعات و عملیات آمدند؛ گله شدیدی از فرماندهی عملیات داشتند که به نظرات آنها توجهی نمیکنند. گفتند چند نفر به عنوان اعتراض با چوب به جنگ رفته وشهید شده اند و خود اینها هم از کار کنار رفته اند. نصیحتهای لازم را به آنها کردیم


بیست و دوم: جلسه دیگری با نظامیان درباره عملیات آینده داشتیم؛ قرار شد با انتخاب ستادی، هماهنگی مدیریت عملیات را به عهده بگیریم. در ادامه هم جهت جلوگیری از اختلاف و ضایع شدن فرصتها برای هماهنگ کردن ارتش و سپاه ستاد فعال باشد.


بیست و سوم: عصر گروهی از معترضان به فرماندهی عملیات جنگ آمدند؛ نصیحتشان کردم که به کارشان برگردند. صحنه های عجیبی از فداکاریهای اطلاعات و عملیات گفتند.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: مسئول عقیدتی سیاسی نیروی دریایی آمد و از وضع بد روحیه های پرسنل وضعف مدیریت و مشکلات دانشکده نیروی دریایی گفت


بیست و ششم: آقای [محسن]رفیق دوست وزیر سپاه پاسداران آمد و درباره اسلحه سازی و بعضی خریدهای جنگ مشورت کرد.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: اول شب به دفتر [آیتالله]آقای خامنهای برای کارهای مقدماتی قرارگاه مرکزی هدایت عملیات آینده رفتم. آقایان رحیم صفوی و سرهنگ قویدل، اسامی مسئولان اصلی قرارگاه وچارت ستاد را دادند؛ که قرار شد رسیدگی شود.


بیست و نهم: راجع به راهنماهای کشتیهایی که به ماهشهر میآیند و اخیر اتخلف کرده اند و تنبیه شده اند، وساطت میکرد. گفتم کار زشتی کرده اند. مستحق عفو نیستند، مگراینکه مسلم شود که دیگر کار شکنی نمیکنند


سی ام: آقایان محسن رضایی و [علی]شمخانی آمدند و راجع به عملیات آینده و کارهای لبنان مذاکره کردیم. احتمال عدم هماهنگی و عدم همکاری لازم در عملیات آینده را میدهند. نصیحت کردم که از طریق همکاری و گذشت، وحدت ایجاد کنند و اعتماد و اطمینان ارتشیها را جلب نمایند.خبر از ضربه کاری به ضدانقلاب در کردستان دادند.

AMG
08-09-2014, 20:57
بهمن ماه ۱۳۶۲


یکم: آمریکاییها روی خطر ایران برای منافع آمریکا، کار تبلیغاتی میکنند؛ حتی ناوگان خود را درمدیترانه ـ نزدیک لبنان ـ به حال آماده باش در آورده اند؛ به عنوان احتمال حمله هواپیماهای انتحاری ـ که ادعا میکند از طرف ایران تحریک و تجهیز شده اند ـ شاید هم مقدمه و زمینه سازی برای یک حرکت خشن باشد.

شب در دفتر رئیس جمهور با سران سپاه جلسه داشتیم. از گروه سرهنگ صیاد شیرازی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] وارتش و عدم همکاری آنها گله داشتند. راجع به عملیات آینده بحث کردیم


دوم: -


سوم: وزیر امور خارجه آمریکا، تهدید به عملیات پیشگیرانه در مورد عملیات هواپیماهای انتحاری مهاجم به نیروهایشان (خیالی) کرده است(409). باآقای رئیس جمهور مشورت کردم که در این مورد، ما هم اظهاری بکنیم و آنها را تهدید کنیم. پیش از دستور به این مطالب اعتراض کردم(410)و گفتم آمریکا یا دچار کابوس است و یا توطئه ای دارد .آقای خامنهای هم پنجشنبه این حرفها را در جایی زده اند.


چهارم: -


پنجم: -


ششم:-


هفتم: -


هشتم: از پرواز دیروز هواپیماهای جنگی عراق بر فراز تهران و شهرهای دیگر، بهرهگیری تبلیغاتی میکنند...{ایکاش به گاهشمار نهاجا دسترسی داشتیم که چرایی و چگونگی داستان امروز رو میدیدیم, AMG}


نهم: -


دهم: ستاد عملیات آینده ـ خیبر ـ جلسه داشت. موضوع بحث، امکان اطلاع دشمن از منطقه عملیاتی بود. مصاحبه مقامات نظامی عراق، چنین احتمالی راپیش آورده است. برای حفاظت اطلاعات و برنامه عملیات، تصمیماتی اتخاذ شد. آقای صیادشیرازی فرمانده نیروی زمینی دلگرم نیست و دل به کار نمیدهد.

عراقیها 190 نفر از اسرای ایرانی را ازطریق ترکیه به ما پس داده اند. بیشتر آنها غیر نظامیانی هستند که روزهای اول جنگ ـ هنگام اشغال خرمشهر ـ با خود برده اند و به اسم آزاد کردن نوجوانان، بهرهبرداری [تبلیغاتی] میکنند.


یازدهم: -


دوازدهم: خبر رسید که در جبهه غرب، نیروهای ما به طرف سد دربندیخان عراق، پانزده کیلومتر بدون برخورد با مانع پیشروی کرده و کنار دریاچه سد و در ده کیلومتری جاده سلیمانیه ـبغداد و خود سد رسیده اند. خبر آن را به عنوان عملیات تحریرالقدس به صداوسیما داده بودند. مشورت کردیم؛ صلاح ندیدیم که خبر پخش شود. چون برای عراق تحریکآمیز است و ممکن است دیوانه وار دست به پرتاب موشک به شهرها بزند؛ گرچه نفس عمل در این جهت بی اثر نیست.اگر بتوانند سد را تصرف کنند، ارزش دارد. به هر حال قرار شد صبر کنیم، تا وضع روشن شود. درباره عملیات آینده هم بحث شد.


سیزدهم: صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. وضع به همان صورت دیشب بود. مشغول احداث جاده برای رساندن تدارکات و نیرو هستند


چهاردهم: اول شب خانم دکتر لی ـ پزشک طب سوزنی ـ آمد. لیستی ازمهماتی که کره جنوبی حاضر است به ما بفروشد، آورده بود. گفتم به وزارت دفاع مراجعه کند. درسال اول انقلاب وقتی که در حادثه سوء قصد در بیمارستان شهدا[ی تجریش] بستری بودم و او دربیمارستان کار میکرد، با خانواده ما آشنا شده است. سپس احمدآقا آمد. درباره جنگ وعکسالعمل ما در برابر موشک پرانی احتمالی عراق و زدن بصره و مراکز صنعتی عراق مذاکره کردیم.


پانزدهم: -


شانزدهم: -


هفدهم: [آیتالله]آقای خامنهای اطلاع دادند که خدمت امام رسیده اند و امام تجدید نظرکرده اند و موافقت نموده اند که اگر صدام شهرها را بزند، مقابله به مثل کنیم و ایشان با مشورتاحمد آقا مصاحبه ای کرده اند و این نظر را بدون انتساب به امام، اعلان نموده اند(420). خواستند که من هم تأیید و تأکید کنم؛ به امید این که صدام را [از زدن شهرها] منصرف نماید.


هجدهم: شب در جلسه ستاد عملیات آینده شرکت کردیم. نظامیان هم بودند. سپاه آمادگی خوبی داردولی نیروی زمینی [ارتش] آمادگی خوبی ندارد؛ طرحها را اصلاح و تصویب کردیم.


نوزدهم: شب، جلسه سران قوا مهمان آقای نخست وزیر بود. درباره عکسالعمل ما در مقابل تهدیدعراق به زدن شهرها و آثار مثبت آن و عملیات آینده بحث کردیم. ماهها است که عراق برخلاف مقررات جهانی مرتکب جنایات زدن شهرها و مراکز غیر نظامی میشود و بعد از هر عملیات موفق ما در جبهه، مدتی به این شرارتها دست میزند. ما امکان مقابله به مثل داریم ولی امام با ملاحظات اسلامی و انسانی و سیاسی با مقابله به مثل موافقت نداشتند و عراق حریص تر شده و رفته رفته نارضایتی مردم و نیروهای مسلح آشکار میشد. بالاخره امام دیروز در ملاقات رئیس جمهور ازمخالفت دست برداشتند؛ برای ما هم زدن غیر نظامیان عراق، تلخ است. علاوه بر ملاحظات انسانی آنها را همراهان آینده انقلاب اسلامی میبینیم ولی چارهای نمانده و فقط به منظور باز دارندگی، درمواردی عمل خواهد شد.


بیستم: گزارشها رامیخواندم. به نظر میرسید عراقیها از اعلان مقابله به مثل ما در مورد زدن شهرها ترسیده اند ودستور تخلیه انبارهای مهم بصره را داده اند


بیست و یکم: -


بیست و دوم: حدود طلوع فجر، آقای دانیالی از نخست وزیری، تلفنی اطلاع داد که ساعت پنج و نیم صبح، عراقیها با سه موشک به دزفول حمله کرده اند. یکی از موشکها به بیمارستان افشار خورده است(429). نزدیک ساعت هفت، از صداوسیما درباره پخش خبر مشورت کردند. من هم با نخست وزیر مشورت کردم. قرار شد پخش شود و شد.
فرماندهان سپاه بعد از ملاقات با امام به منزل ما آمدند و گفتند که امام نظرشان این است،مقابله به مثل از طرف ما با اخطارهای مکرر و با مهلت 24 ساعته برای خروج مردم از شهرها انجام شود. من هم تأیید کردم و مراتب را به نیروی زمینی اطلاع دادم. رئیس جمهور در مشهد، ضمن سخنرانی گفته بودند که ساعت چهار بعد از ظهر امروز میزنیم. با ایشان تماس گرفتم. ایشان اصراربر نظر خودشان داشتند و دوباره با امام تماس گرفتیم و باز تأکید امام بر مهلت را به مشهد گفتم وقرار شد، ایشان هم رسما برای فردا صبح اعلام نمایند.

با [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی برای روشن کردن فضای بصره در امشب صحبت کردم. گفت، خطر دارد. منصرف شدیم.
با فرماندهان سپاه درباره عملیات آینده و زمان اعلان آنها مذاکره کردیم.

نزدیک ظهر، خبر دادند که عراقیها دو موشک دیگر در ساعت یازده صبح به دزفول زده اند.مجموعا حدود 8 شهید و 100 مجروح داشته ایم. عجیب است که پنج موشک را به یک شهرزده اند؛ با اینکه یازده شهر را تهدید کرده اند.

امشب، خبر انجام عملیات نفوذ به خاک عراق در نزدیکی سد در بندیخان پخش شد. اگر سدرا بگیریم، مشکل اقتصادی و روانی عظیمی به عراق وارد خواهد شد. لابد عراق عکسالعمل وحشیانه ای ابراز خواهد کرد. 15 کیلومتر بدون برخورد با موانع پیش رفته ایم و به شرق دریاچه سد رسیده ایم. هلیبرد عراقیها را خنثی کرده ایم و چند نفر از آنها را به اسارت گرفته ایم.


بیست و سوم: به جلسه علنی رفتم. قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهای عراق صحبت کردم(431).لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره، مندلی و خانقین که بااخطارهای قبلی از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تأیید این تلافی،بیانیهای امضا کردند. مقابله به مثل در مردم شور عظیمی برپا کرده است. مردم از اینکه ما درگذشته، مقابله به مثل نمیکردیم، ناراحت بودند، ولی چون تصمیم امام بود، اعتراضی نمیکردند.

از دفتر مشاورت [ارتش] آمدند؛ گزارشی از وضع بد اداره دوم ـ اطلاعات ارتش ـ دادند وگفتند، امروز کاروانهای کشتیها به بندر امام آمد و رفت کرده اند. دو کشتی گلوله خورده ولی غرقنشده و یک ناوچه نیروی دریایی با ده پرسنل غرق و یک هواپیمای دشمن سرنگون شده است.معمولا در تردد کاروانها این درگیریها را داریم. بعدا معلوم شد، یک کشتی یونانی به دروغ برای استفاده از بیمه، ادعای گلوله خوردن کرده است؛ کشتیهای کهنه، چنین ادعاهایی میکنند.


بیست و چهارم: -


بیست و پنجم: با حضور آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] و رئیس جمهور تا غروب جلسهای راجع به عملیات آینده داشتیم. سپس به جلسه ستاد عملیات آینده رفتیم و زمان عملیات را مشخصکردیم.

هواپیماهای عراق به شش شهر حمله کردند(432) و حدود 100 نفر شهید و 1000 نفر مجروح به جاگذاشتند {ایکاش به گاهشمار نهاجا دسترسی داشتیم که چرایی و چگونگی داستان امروز رو میدیدیم, AMG}
و ریاست جمهوری اعلان کردند که از این پس در جواب شرارتهای بعث عراق به جزشهرهای متبرکه [شامل کربلا، نجف، کاظمین و سامرا] بقیه شهرهای عراق مورد حمله قرار خواهدگرفت.


بیست و ششم: درباره عملیات آینده هم که قرار است امشب در غرب انجام شود، رسیدگیهایی انجام دادم.
به تلاقی شرارتهای بعث عراق و به عنوان مقابله به مثل، شهرهای بصره و بغداد بمباران شدند.


بیست و هفتم: گزارشها را ازجبهه گرفتم. معلوم شد دیشب ساعت دوازده، مرحله اول عملیات والفجر 5* در چنگوله آغاز شده وموفق هم بوده است. اما چون نتیجه خیلی روشن نبود، پیش از دستور در مجلس چیزی نگفتم
شب در دفتر رئیس جمهور برای عملیات آینده جلسه داشتیم. ارتش آماده نیست ولی سپاه آماده است. قرار شد یک لشکر از سپاه بگیریم و به ارتش بدهیم و مقداری روی زمین منطقه، مسئولیت ارتش را کم کنیم که بتواند در موعد مقرر عمل کنند. قرار شد تا فرداشب مطالعه کنند و جواب بدهند.
{* ویکی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AC%D8%B1_%DB%B5) در این زمینه آورده: "عملیات والفجر ۵ عملیات تهاجمی با هدف ایجاد شکاف مابین تیپ سوم و چهارم ارتش عراق توسط پاسداران انجام شد. در مرحله اول عملیات نیروهای پاسدار و بسیج با استفاده از قایق های سبک و یا با پای پیاده به سمت بزرگراه بصره بغداد حرکت نمودند. نیروهای ایرانی فاقد پشتیبانی هوایی و توپخانه در مقابل نیروهای عراقی کاملاً مسلح قرار گرفتند", AMG}


بیست و هشتم: تلفنی از رئیس جمهور، وضع جبهه ها را پرسیدم. گفتند که نیروی هوایی، شهر علیغربی عراق را هم زده است. باید به طور محدود به همان زدن شهر بصره با توپ اکتفا کرد که باعث تحریک بیشتر عراق و موجه شدن کارهای این قبیل او نشود.

از نخست وزیری اطلاع دادند که از کویت اطلاع میرسد، اردوگاههایی برای آوارگان بصره دراثر گلوله باران ما درست کردهاند. [آیتالله]آقای خامنهای هم تلفن کردند و قرار شد فردا صبح برای [بررسی] مسائل جنگ به خانه ما بیایند. اخبار جنگ را گوش دادم. امروز هم در چنگوله پیشرفتهایی داشته ایم. از فیلم منظره کشته های عراقی ناراحت شدم.


بیست و نهم: آقای محسن رضایی از جبهه تلفن کرد و گفت برادران ارتشی آمادگی برای عملیات در موعد مقرر را ندارند. تأکید داشت که مهلت بیش از دو روز تمدید نشود. با آقای خامنهای واحمد آقا در خانه ما جلسهای داشتیم. آقای خامنهای گفتند سپاه خودش هم آماده نیست. قرار شد امشب با حضور فرماندهانشان جلسه ای بگیریم و با واقعبینی تصمیم اتخاذ شود.
در مورد زدن شهرها با توجه به این که عراقیها اعلان کرده اند که تا یک هفته نمیزنند و اگر ما زدیم آنها میزنند ومیخواهند در این موضوع هم که آنها متخلف بودند، ما را در آینده مقصر و خودشان را مخالف زدن شهرها نشان دهند؛ تصمیم گرفتیم اعلان کنیم که ما نمیزنیم و اگر عراقیها زدند، دوباره مقابله به مثل میکنیم.


سی ام: در دفتر با جبهه تماس گرفتم. آقای رضایی با رمزی که داریم گفت، مردم منطقه از عملیات مطلع شده اند و صلاح نیست به تأخیر بیفتد و ارتشیها هم آماده نیستند؛ راه حل میخواست.

به دفتر رئیس جمهوری رفتم. مشورت کردیم و صلاح دیدیم که من شخصا به قرارگاه در جبهه بروم و مشکل را رفع کنم. قبلا من و آقای خامنهای هر دو مایل بودیم، برویم. قرار شد از امام بپرسیم؛ امام از رفتن آقای خامنهای منع کردند. به این دلیل که ایشان از لحاظ جسمی، قدرت کمی دارند. به دفتر مشاورت [ارتش] گفتم تا وسائل سفر را آماده کنند. به جبهه هم اطلاع دادیم.

عصر برای خداحافظی به خدمت امام رفتم. خیلی محبت کردند و دعای سفر در گوشم خواندند.فرصتی پیش آمد که امام را ببوسم. حکم فرماندهی عملیات را به نام من صادر کردند و احمدآقا به منزل آورد. در حکم امام از این به بعد فرماندهی عملیات در جبهه به من محول شده است. با توجه به مسئولیت مجلس و سایر امور، کار سنگینی است ولی وضع جبهه ها و اختلاف فرماندهان ارتش و سپاه، گویا راه حل را منحصر به این کار کرده است.
اگر آقای خامنهای مشکل جسمی و مسئولیت ریاست جمهوری را نداشتند، ایشان انتخاب میشدند. استدلال دیگر امام این است که من [درمجلس] دو نائب رئیس دارم و در غیاب من کسانی هستند که مجلس را رو به راه کنند اما رئیس جمهور، معاون ندارد.

عازم جبهه شدم. شوق زیادی دارم؛ البته قرارگاه امن است و احتمال شهادت کم و خودم را هم لایق این مقام نمیدانم. چون وقت کم است، چند جملهای به عنوان وصیت درصفحه مقابل همین صفحه یادداشت میکنم.

ساعت هفت ونیم به طرف فرودگاه حرکت کردیم. به خاطر تردید در زمان حرکت، همراهان دو سه ساعت در فرودگاه معطل شده بودند. با اسکورت به دزفول پرواز کردیم. ساعت نه رسیدیم.شام را در هواپیما خوردیم. آقایان صیاد [شیرازی] و رحیم صفوی و جمعی در پایگاه بودند.یکسره با لندکروز به قرارگاه خاتمالانبیاء سابق رفتیم. قرارگاه اصلی در [پادگان]حمید است. تاکامل شدن، موقتا در اینجا خواهیم بود. قرارگاه با حضور فرماندهان صیاد[شیرازی] ، [محسن]رضایی، رحیم[صفوی]، حسنی سعدی، قویدل، دکتر [حسن]روحانی، بشیر ... تشکیل شد.
محسن رضایی به خاطر اطلاع عمومی از حمله و تحرکات جدید دشمن، از تأخیر حمله ناراحت بود. بحث و بررسی طولانی نتیجه داد که در همان وقت معین شده گذشته عمل نشود. دیروقت خوابیدیم. با توجه به مشکلاتی که در کار جنگ در اثر اختلاف نظرها به وجود آمده است، پذیرفتن مسئولیت و اداره جنگ را یک فداکاری بزرگ میبینم که صرفا به خاطر نجات جنگ از بن بست ورد نکردن خواست امام است و اینکه هیچ راه حل دیگری به نظر نمیرسد.

AMG
23-10-2014, 21:47
اسفندماه ۱۳۶۲


یکم: بعد از نماز صبح، آقای [حسین]خرازی فرمانده لشکر امام حسین7 آمد؛ معلوم شد آماده عمل است. دیشب به خاطر عدم آمادگی [انجام عملیات را] یک شب تأخیر انداخته بودیم. درجلسه صبح، هماهنگی قویتری شد. با کیفیت عمل قرارگاه کربلا آشنا شدم. با تلفن، خبر سلامتی به احمد آقا داده شد؛ امام شرط کرده اند مرتب اطلاع سلامتی را بدهم.

صبحانه جبهه، از شهر و منزل و مجلس بهتر بود: سرشیر، مربا، کره و پنیر. بعد از صبحانه، محیط قرارگاه را دیدیم. مجهز است؛ مخصوصا خود ساختمان. با اتومبیل به طرف دهلران رفتیم. برای دیدن منطقه و مراکز نظامی تا پادگان عین خوش پیشرفتیم و از طرف منطقه نفتی ابوغریب برگشتیم. آثار حضور عراقیها را مشاهده کردیم.

اطلاع رسید سه نفر از افراد شناسایی ما توسط دشمن اسیر شده اند. خطر لو رفتن کار از طریق اسرا وجود دارد. آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] ناراحت است. پیشنهاد تسریع درعمل کردیم، ولی ارتش موافق نیست. امشب باید تصمیم بگیریم.

فرماندهان عملیات چنگوله هم آمدند. گزارش کارشان را دادند. جالب و شنیدنی بود. برای انجام برنامه های آینده آنها راهنمایی شد. کیفیت ناهار جبهه، از شهرها بهتر است: مرغ، پلو، ماست و پرتقال دزفولی.

عصر عازم قرارگاه نجف شدیم. سه ساعت از قسمتهای آزاد شده خوزستان ـ از قرارگاه تاطلائیه ـ را در بین راه بازدید کردیم. آثار اشغال صدامیان، شامل تانکهای سوخته، سنگرها وجادههای نظامی را دیدیم. دو سه بار هم راه را گم کردیم. نیروهای حمله کننده عملیات خیبر درراه، گوشه و کنار اتراق کرده بودند و به جبهه وارد نشده بودند که مبادا دشمن از تجمع آنها، حمله راتشخیص دهد.

اوائل شب به قرارگاه نجف رسیدیم. منتظرمان بودند. [این قرارگاه] مقر فرماندهی سپاه برای شمال جبهه [است] که باید از هور و طلائیه وارد عمل شود.

بعد از نماز مغرب با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، آمادگیها و پیشرفت کارها و کمبودها و نقشه های عملیات را رسیدگی کردیم. اهداف عملیات، بسیار مهم و استراتژیک است. هدف مهم و اصلی، استقرار در ساحل شرقی دجله و قطع راه بصره به بغداد است که در این صورت اهرم لازم برای گرفتن خواسته های حق ما و ختم جنگ به دست میآید. با قطع این راه، حفظ شهر بصره برای عراق آسان نیست و بدون بصره، عراق بسیار ناتوان است.

هدف دوم عملیات، تسلط بر منطقه نفتی مهم جزایر مجنون است که میتواندضامن غرامت جنگ باشد. حدود ساعت دوازده شب خوابیدیم. گفتند عراقیها، قرارگاه را هنگام اشغال این قسمت از خاک ایران ساختهاند. برای اولین بار، بحث مهمی را با آنها در میان گذاشتم که عکسالعملهای متفاوتی داشت؛ بعضی پسندیدند و بعضی نپسندیدند. گفتم، نظر من و بعضی ازمسئولان رده بالای نظام این است که اگر یک عملیات موفق در داخل خاک عراق انجام دهیم ومنطقهای از دشمن را تصرف نماییم که با آن بشود بعد از [پذیرش] آتشبس، بر عراق فشار آوریم وحقمان را بگیریم، باید با آتشبس موافقت شود.

این منطقه میتواند همان باشد و چون هنوزچیزی در دست نداریم، مناسب نیست ولی اگر این هدف تأمین شود، قابل طرح با امام است. آنهاکه مخالف بودند، گفتند شعار ”جنگ جنگ تا پیروزی“ یا ”جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان“تبدیل به ”جنگ جنگ تا یک پیروزی“ شده و گفتند اظهار این نظر، ممکن است باعث دلسردی رزمندگانی شود که برای رسیدن به کربلا و قدس میجنگند. موافقان هم خوشحال شدند.


دوم: صبح زود بعد از نماز به مذاکره درباره کارهای عملیات نشستیم. آقای طاهری [امام جمعه اصفهان] هم آمدند. چون قرار عملیات فریب و پشتیبانی در عین استقلال در شب آینده در چبیلات و چزابه بود، آقای طاهری برای تشویق رزمندگان به آنجا رفتند.

برای مشاهده آمادگی نیروها، از ساحل هور دیدن کردیم. زحمات زیادی کشیده اند. حدودپانصد قایق، جادهها، هلیکوپترها، لنج و .... برای عبور از آب آماده شده و کانال وسیعی حفرکرده اند برای به آب انداختن قایقها، همانجا موتورها را روی قایقها سوار میکردند. حرکت«شناورها» را مشاهده کردیم. پرنشاط و پرامید بودند.

از آنجا به قرارگاه خاتمالانبیاء رفتیم. اینجا را به تازگی برای عملیات خیبر ساخته اند. مفصل است. پدافند نیرومندی گذاشته اند؛ ولی تازه ساز، ناقص و سرد است؛ تا عصر ماندیم، سپس به خرمشهر رفتیم. اولین بار است که بعد از اشغال به خرمشهر میروم. با ماشین قسمتی از شهر راگشتیم. روی پل مخروبه آبادان ـ خرمشهر رفتیم و منظره غم بار شهر خرمشهر را دیدیم. بعد از مغرب به قرارگاه کربلا رسیدیم. نماز جماعت خوانده شد. برای حضار ـ فرماندهان ـصحبت کردم(437) و باز مسأله عملیات سرنوشت سازی که میتواند جنگ را تمام کند، مطرح کردم. آنگونه که انتظار داشتم، عنوان ختم جنگ مقبول نیفتاد. معلوم میشود، مسأله مهم برای بسیاری ازرزمندگان، ادامه جنگ است و همه چیز هم، همین را نشان میدهد و شاید به همین جهت، امام موافق طرح ختم جنگ نیستند و اگر در قلبشان هم قبول داشته باشند، بر زبان نمیآورند. شام خوردیم و جلسه مشاوره برای کل محورها تشکیل شد. فرماندهان کربلای 1 و کربلای 2 و کربلای3 گزارش کارشان را دادند و مانورشان را گفتند. بین لشکر امام حسین7 سپاه و لشکر 21حمزه8 ارتش تفاهم نبود؛ بنا شد با تفکیک قلمرو، جداگانه عمل کنند و صف شکن سپاه باشد.

آخر شب اطلاع دادند که حدود هشت [فروند] موشک عراقی از بالای منطقه به طرف شهرهاگذشته اند. تحقیق کردیم، از جایی خبر فرود آن نرسید. فردا فهمیدیم که چهار عدد آن به دارخوین خورده و باقیمانده در بیابان افتاده است(438).


سوم: صبح زود هنگام نماز صبح، چند موشک دشمن ـ گویا کاتیوشا ـ در اطراف قرارگاه به زمین خورد. پیش از ظهر در قرارگاه خاتمالانبیاء، تمشیت امور را دادیم. آقای [حسن]روحانی درقرارگاه ماندند و ما با بچه ها برای استحمام و بررسی وضع تدارکات به اهواز رفتیم.

در پادگان محل تدارکات جبهه سپاه ـ که از نیروی هوایی ارتش به آنها واگذار شده است ـ ناهارخوردیم و استراحت کردیم و از وضع پادگان و وضع تدارکات مطلع شدیم. ساعت چهار بعد از ظهر به قرارگاه برگشتیم. دو ساعت قبل از شروع عملیات خیبر، با دوقرارگاه تاکتیکی مذاکره کردم و کارها را بررسی نمودم.

ساعت شروع عملیات، شش ونیم بعد از ظهر است. قرارگاه نجف اطلاع داد که گروه پیشرو ـسی قایق ـ که دیروز اعزام شدند، به نقطههای تعیین شده رسیده و گزارش دادهاند. وضع عادی ودشمن غافل است.

مغرب به قرارگاهها اطلاع دادم که عملیات را شروع کنند و منتظر مراسم رسمی پخش دستورقرارگاه مرکزی نباشند.
خبرها میگوید، همه چیز به خوبی پیش میرود. میدانهای مین را برای رسیدن به دشمن پاک میکنند و از طرف هورالهویزه در کنار دجله و جزایر مجنون در خاک دشمن پیاده شده اند.

ساعت هشت در اتاق مخصوص، دستور حمله عملیات خیبر را به طور رسمی ضبط کردیم ومراسم دعا برای پیروزی رزمندگان انجام شد. در مراسم دعا از خداوند درخواست کردم که این عملیات به گونهای موفق شود تا بتوانیم بااستفاده از دستاوردهای آن، به جنگ خاتمه دهیم و منابع دو کشور در راه خدمت به اسلام و میهنبه کار گرفته شود و رنجهای مردم دو کشور به پایان رسد.

دشمن غافگیر شده است. شب در اتاق مخصوص از طریق بیسیمها و تلفنها، عملیات راتعقیب و کنترل میکردیم. قرارگاه کربلا از درگیر شدن کربلای 4 سپاه و درگیر نشدن کربلای 2ارتش خبر داد. قرارگاه نجف سپاه، توفیق را گزارش میداد(439). من رفتم خوابیدم و ازآقای[حسن]روحانی و [جلال]ساداتیان خواستم که عملیات را تعقیب کنند و اگر در تردیدند ومشکلی دارند، مرا بیدار کنند.


چهارم: سحر بلند شدم. اخبار را در اتاق عملیات گرفتم. قرارگاه کربلا ناموفق و قرارگاه نجف موفق بودولی از عملکرد هلیکوپترهای هوانیروز ناراضی بودند. قرار بود هوانیروز، هزاران نفر نیرو را به آنطرف آب منتقل کند؛ اما کمتر از هزار نفر را برده بود. تأکید کردم که ادامه دهند ولی آنها باملاحظاتی که دارند، نمیتوانند به خواستهای پاسدارها عمل کنند.

خبر از تلفات سنگین در قرارگاه کربلا میرسد. سرهنگ صیاد [شیرازی] گفت برای کسب تکلیف به اینجا میآید. ساعت حدود نه صبح، آقایان صیاد [شیرازی] و حسنی سعدی آمدند. جلسه قرارگاه خاتمالانبیاء تشکیل شد. پیشنهاد داد چون قرارگاه کربلا ناموفق بوده، عملیات متوقف شودو قسمتی از نیروهای خود را برای دفاع به کار گیرد و بقیه را در قرارگاه نجف به کار برد. پیشنهاد داشت که قرارگاه خاتمالانبیاء، عملیات را خودش زیرفرمان بگیرد و محسن رضایی وصیاد[شیرازی] به عنوان معاون عملیات عمل کنند. تا این حد نپذیرفتیم، ولی قبول کردیم که بخشی از نیروهای کربلا به صورت احتیاط در اختیار قرارگاه خاتم به کار گرفته شوند و بخشی در اختیارقرارگاه نجف قرار گیرند.

سرهنگ حسنی سعدی را به قرارگاه کربلا اعزام کردیم تا نیروها را دلداری دهد و برای فشارمجدد آماده کند. به سرهنگ صیاد شیرازی هم گفتیم که به قرارگاه نجف برود و هوانیروز را برای ترابری نیروها به حرکت در آورد. روحیه ها را از دست داده اند و به تهران هم، ضعف خود را منتقل کرده اند. لازم دانستم به آنها روحیه بدهم. به تهران توضیح دادیم که فتح هورالهویزه و رسیدن به دجله و جزایر [مجنون] بسیار مهم است و میتواند دو سپاه 3 و 4 عراق را به خوبی تهدید کند.

پدافند اطراف قرارگاه، چند بار فعال شد. رفتم و از نزدیک رسیدگی کردم، معلوم شد که احتیاطی عمل کرده اند. رادار چیزی نشان نداده است.

برخلاف انتظار، نیروی هوایی دشمن فعال نیست؛ با اینکه در خوزستان و در بیابان، اهداف فراوان بیدفاع برای آنها هست. یک حمله هم کردند اما یک هواپیما از دست دادند؛ شاید به خاطر حضور خوب هواپیماهای اف ـ 14 است.

یکی از کارهای جاری، نظارت براطلاعیه های نظامی است.

برای نجات نیروهای قرارگاه نصرت که در الغدیر، گیر افتاده اند به نیروی هوایی گفتیم، دشمن را بزند. مرتب از قرارگاه نجف درخواست اعزام نیرو با هلیکوپتر میرسد و از کم کاری آنهاشکایت دارند. عصر اطلاع دادند که حضور من در قرارگاه نجف برای رفع مشکلات و رو به راهکردن کارها لازم است.

غروب با ماشین و با لباس بسیجی حرکت کردیم. در راه فعالیت پدافند هوایی توجهمان راجلب کرد. اول شب به قرارگاه نجف رسیدیم. نماز مغرب را خواندیم. به جمعبندی نتایج عملیات نشستیم که قرارگاه نجف، پنجاه درصد موفق است و قرارگاه کربلا ناموفق. تغییراتی در مأموریتهاداده شد و ابلاغ کردم.

آقای صیاد [شیرازی] مأمور راه انداختن هلیکوپترها و رفع این کمبود مهم شدند. برنامه عملیات فردا تنظیم شد. به طرف قرارگاه خاتم حرکت کردیم. در بین راه به یک واحد رزمنده ـ که در بیابان به انتظار هلیکوپتر بودند ـ رسیدیم. پیاده شدم و با آنها صحبت کردم. دیدن من با لباس بسیجی، برای آنها غیر منتظره و نشاطآور بود. منظره جالبی شد. شعارها دادند.

در بین راه از نزدیک جبهه گذشتیم. منظره برق توپهای فعال و منورهای دشمن که حاکی ازوحشت آنها است، جالب بود. ساعت یازده به قرارگاه رسیدیم. تلویزیون عراق را دیدیم. گفت،فیلمی از جنگ در شرق بصره نشان میدهد. ولی بیش از یک ساعت، فقط سرودهای کهنه ومبتذل و رقص و آواز در وصف صدام و برای بزرگداشت او پخش کرد. نشان اختلال در برنامه ها است. فردای آن هم خبر از اختلال رسید.

چند نفر از وزرا به قرارگاه آمدند. [آقای دکتر منافی] وزیر بهداری گفت در حدود هزار نفرمجروح به مراکز [درمانی] اعزام شده اند. در مقایسه با عملیاتهای دیگر کم است. حدود 150 شهیدشناخته شده و چند نفر مفقود داریم.
فرماندهان لشکرها و تیپها و گردانهای عمل کننده کربلا را احضار کرده بودم؛ آمدند.سرخورده اند. دلداریشان دادم و اظهار آمادگی برای عمل میکردند ولی نه در همان محور.

از اول،فرماندهی نیروی زمینی با این عملیات، نظر مساعدی نداشت و تقریبا در همه جلسات توجیهی درتهران، اما و اگر داشتند. طبیعتا این نظرها در کار عملیات میدان، مؤثر بود. ادغام سپاه و ارتش درعملیات، تحت فرماندهی ارتش نتیجه خوبی نداده است و سپاهیان از آن ناراضیند. با آن قسمت ازهوانیروز هم که تحت فرمان قرارگاه نجف قرارگرفته، مشکلات داشتیم و بالاخره با دخالت فرمانده نیروی زمینی [سرهنگ صیاد شیرازی]، تاحدودی حل شد.


پنجم: صبح زود با خبر شدیم که دشمن دو شهر بروجرد و خرمآباد را با موشک زده است و نزدیک به100 نفر شهید و 350 نفر مجروح شده اند و خرابی بسیار بوجود آمده است. قرار شد خبر تصرف جزیره نفت خیز مجنون را برای جبران تبلیغات صدام اعلان کنند و شهرهای عراق را از پاوه بزنند. نیروی هوایی هم در این رابطه دو سه عملیات در العماره و رواندوز انجام داد. هلیکوپترها امروز با تأخیر فعال شدند و تا حدودی مشکلات آن طرف هور رفع شد. امروزوضع ستاد تبلیغات جنگ خوب نبود و کار اطلاعیه ها ناقص بود.

عصر [آقای اسفندیار حسینی] فرمانده نیروی دریایی آمد تا بگوید هاورکرافتها را نمیشود ازخلیج فارس به هور آورد. دیشب از طریق آقای خامنهای خواستیم که بیاورند. برای حل مشکل ازآقای اسفندیار حسینی خواستم به قرارگاه نجف بروند و هور را ببیند و تصمیم نهایی را بگیرند.
خبر رسید که با هواپیما، شهرهای کوهدشت، پل دختر و مهاباد را زده اند و جمعی را شهیدکرده اند(440). با نیروی هوایی صحبت شد که به تلافی آن، بغداد را بزنند.

عصر، سوخت تانکر هواپیماهای اف ـ 14 که فضای جبهه را حفاظت میکنند، تمام شده بود. ساعت پنج بالاجبار به پایگاه رفتند. هوانیروز هم کارش را تعطیل کرد. به محض رفتن اف ـ 14ها هواپیماهای دشمن فعال شدند و جاده را زدند.

اول شب، قرار بود با سه قرارگاه اینجا مشورت داشته باشیم. [قرارگاه] نجف گرفتار بود، نتوانست بیاید. [قرارگاه] کربلا آمد و با آقای صیاد مفصلا صحبت کردم. اعتراضهایی دارد.همچنان مشکل اختلافات را داریم. قسمت اعظم نیروهای ارتش، عملا راکد و مقداری وقت گیراست.

پس از مشاورت در ستاد، تصمیم گرفتیم که [قرارگاه] کربلا، نیروهای خود را برای عبور از خط و استفاده از موفقیت [قرارگاه] نجف ـ در صورت باز شدن جاده طلائیه ـ آماده کنند. شام خوردند ورفتند.

آقایان محسن رفیق دوست و رحیم صفوی آمدند. ناراحت بودند. در جبهه های قرارگاه نجف،مشکل پیش آمده است. الحاقی که قرار بود بین نیروهای مستقر در جزایر با جبهه طلائیه پیش آید وراه زمینی به جزایر باز شود، انجام نشده است. در عمل اشتباه بزرگی به این شرح مرتکب شده اند:
دیشب در قرارگاه نجف، پیشنهاد شد از دو طرف عمل کنند و ملحق شوند. آقای صیاد [شیرازی]مخالفت کرد و پیشنهاد اعزام نیروی بیشتر و تازه نفس به جزیره و کسب استعداد لازم برای شب بعدکرد؛ فرماندهان سپاه هم پسندیدند. به واحدها دستور دادند که آن شب عمل نکنند، ولی زودفهمیدیم که از داخل جزیره، لشکر نجف اشرف به تنهایی عمل کرده و از پشت به دشمن زده وپیشرفت خوبی داشته که خود را نزدیک به طلائیه رسانده و پل طلائیه را هم گرفته است. مجبورشدیم به لشکر محمد رسولالله9 بگوییم که روز عمل کنند و ملحق شوند، ولی عملیات روزموفق نبود و به شب کشیده شد. از طرفی در تنگه العزیر هم دشمن، پل و تنگه را گرفته و به شرق دجله در کنار دجله از قرنه تا العزیر نفوذ کرده است و به جز یک نقطه، دشمن بر دجله مسلط است.به این ترتیب راه اصلی بصره ـ عماره را هم تأمین کرده و میتواند به خوبی نیرو برساند. با این خبرکه تاکنون ما را در جریان نگذاشته بودند، ما هم ناراحت شدیم.

برنامه این بود که شب، با نیروهای تازه نفس که هلی برد شده بودند، عمل کنند و العزیر را پسبگیرند و در جنوب جزایر عمل کنند و الحاق صورت گیرد. این عملیات قبل از فرماندهی من درستادها و به خصوص ستاد مرکزی، تصویب شده است. ابتکار از سپاه بود. فرماندهی سپاه، معتقداست با عملیات کلاسیک عادی، نمیشود دشمن را شکست داد و باید از نقاطی که دشمن غافلاست، به شیوههای خاص سپاه وارد عمل شد. مثل همین هور، جزیره و ... اما فرماندهی ارتش اینگونه عملیات را با آموزشها، تجربهها، ابزار و پرسنل خود، منطبق نمیدانند و مایل نیستند در آن شرکت کنند. مستقلا هم نمیتوانند عملیات قابل توجهی انجام دهند. این تضاد، کار را به اینجا رسانده که فردی خارج از نیروهای مسلح ـ مثل من ـ مسئول هماهنگی و فرماندهی شود. دستور راعمل میکنند اما چون اعتقادی به آن ندارند، بازده مطلوبی ندارد.
باید از این تجربه، برای عملیاتهای آینده از ابتدای طراحی و مقدمات استفاده کنیم.


ششم: صبح خیلی زود بیدار شدیم. بعد از نماز، از قرارگاه نجف اطلاع گرفتیم. معلوم شد که دیشب عمل الحاق انجام نشده است؛ به خاطر اینکه در طلائیه، میدان مین را نتوانسته اند باز کنند. از داخل جزیره [مجنون] هم عمل نکرده اند. در کنار دجله، نیروهای شمال و جنوب ما، توانسته اند ملحق شوند ولی عزیر را پس نگرفته اند. در مجموع کار مهمی انجام نشده است. مراتب را به آقای خامنهای اطلاع دادم.

قرار شد در [قرارگاه] نجف، جلسه مشورت برای حل مشکل داشته باشیم. خبر دادند که یکی ازدو هواپیمای ما که برای زدن بعقوبه رفته بودند، مورد اصابت قرار گرفته و در خاک خودمان سقوط کرده است. برای بررسی وضع جبهه ها و اتخاذ تصمیمات به قرارگاه نجف رفتیم. آقای صیاد [شیرازی] هم آمد.

در بین راه از منطقه بارگیری و پرواز هلیکوپترها بازدید کردم؛ وسعت و عظمت کار، مرا تحت تأثیر قرار داد. سرهنگ جلالی را تحسین کردم. یک سایت هاگ را برای فعال کردن سایت دیگر،تعطیل کردیم؛ به خاطر کمبود قطعات.

در قرارگاه نجف، وضع نیروهایمان در جزایر [مجنون] و کنار دجله را بررسی کردیم. اعتماد بهنفس بهتری به دست آورده اند. آقای صیاد [شیرازی] برای عملیات شب آینده که به منظور ایجادراه زمینی به جزایر و رخنه در دشمن، طراحی شده است، شرطهای غیر قابل حصول پیشنهاد میکرد که آقایان موسوی و لطفی ـ افسران گمارده شده خودش ـ رأی برخلاف او دادند.

تصمیم برای عمل شب آینده گرفته شد و مرحله بعد از آن به عنوان عبور از خط تا پل نشوه، به قرارگاه کربلا واگذار شد. آقای صیاد پس از [اتخاذ] تصمیم، نظامی وار میپذیرد؛ گرچه در عمل،دلسردانه عمل میشود.

آقای فخرالدین حجازی هم آمد. برای تقویت روحیه رزمندگان به جزایر [مجنون] رفت. یکیاز فرماندهان در لشکر نصر از تنگه عزیر آمد و گزارش خوبی داد. فرمانده نیروی دریایی هم امکاناتی را برای کمک در هور در اختیار گذاشت. خبر اینکه دوگردان از نیروهای عمل کننده دیروز، هنوز مقاومت میکنند، از غصه ما کاست؛ چون خبر از تلف شدنشان رسیده بود. گفتند شش هلیکوپتر دشمن را هم زده ایم و تعداد اسرای دشمن از مرز 800 نفر گذشته است.

بعد از نماز به طرف قرارگاه آمدیم؛ از طرف هویزه آمدیم که آنجا را ببینیم و از خطر توپهای دشمن دور باشیم. ساختمانها بیش از حد منطقه لوکس است. تلفنهای شخصیتهای مرکز، حاکی ازشایعه تندی مبنی بر عقبنشینی از مراکز تصرفی و دادن تلفات زیاد است که صحیح نمیباشد.

آقایان خرازی و قاسمزاده که به دیدن جزایر رفته بودند، گزارش از وضع آنجا دادند. دشمن باآتش از راه دور، اذیت میکند. آقای [عباس] بابایی ـ خلبان ـ آمد و گفت، چند شهر عراق را زدهایم و یک هواپیما از دست دادهایم. از فرمانده نیروی هوایی گلایه داشت. قرار گذاشتیم که امشب به تهران بروم؛ برای اینکه خیلی از صحنه مملکت غایب نباشم که منشأ شایعات شود و در جلسه مجلس شرکت کنم.


هفتم: با جبهه تماس گرفتم، معلوم شد در جنوب جزیره که قرار بود عملیات داشته باشیم، عمل نکرده اند؛ در جزیره عمل کرده اند و نسبتا موفق بوده اند و در القرنه نیمه موفق.

ساعت ده صبح، در دفتر آقای رئیس جمهور در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم و شرح عملیات را دادم . از جبهه اطلاع دادند که عراقیها به جنوب جزیره مجنون حمله کرده و تانکهایشان وارد جزیره شدهاند. قرار شد امشب آنها را بیرون کنند. شب آقای صیاد [شیرازی] تأکید کرد که زودتر برگردم.

با فرماندهی نیروی هوایی، درباره تداوم دفاع هواپیماهای اف ـ 14 صحبت کردم. آقای[محسن] رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] اطلاع داد، عراق بعد از ضربهای که در عزیر خورده، بمب شیمیایی مصرف کرده است. آقای سرهنگ ترابی [از دفتر مشاورت امام در ارتش] آمد و وقت حرکت را تعیین کردیم


هشتم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. با رمز خبر دادند، از سه محوری که قرار بود عمل بکنند، درعزیر نسبتا موفق و در قرنه کمی پیشرفت و در محور طلائیه ـ جزیره اصلا عمل نشده بود. در جزیره به دلیل اینکه نیروهای دشمن داخل جزیره آمده بودند، نیرو فقط صرف اخراج آنان شده و انهدامی هم از دشمن صورت گرفته است.

به مجلس رفتم و گزارشها را خواندم. دیروز هم دو شهر اسلام آباد غرب و کوهدشت را زده اند.پیش از دستور مطلبی در این باره گفتم(443). مجلس را به آقای یزدی سپردم و خدمت امام رفتم.گزارشی از وضع جنگ دادم. امام نگران بودند؛ از طرف آقای صیاد [شیرازی] گزارش ناراحتکنندهای دریافت کرده بودند. با توضیحات من، تخفیفی حاصل شد. برای امام، اهداف مهم عملیات را توضیح دادم. ایشان هم نظرشان این بود که قطع جاده بصره ـ بغداد، ضربه غیر قابل جبرانی به بعث عراق وارد میکند. به ایشان گفتم من از رهگذر این اهداف به ختم جنگ میاندیشم. ایشان لبخندی زدند و جوابی ندادند.

ساعت یازده از فرودگاه به طرف دزفول پرواز کردیم. مهدی هم با من بود. از پایگاه وحدتی باهلیکوپتر به قرارگاه خاتمالانبیاء رفتیم. اطلاع دادند که [ارتش عراق] در منطقه عزیر، فشار زیادی وارد کرده و از بمب شیمیایی استفاده نموده است. استفاده از سلاح شیمیایی با این وسعت، نشاندهنده آن است که حامیان صدام، دست او را برای هر شرارت و جنایتی باز گذاشته اند. گویا متوجه شده اند که هدف عملیات خیبر، خیلی مهم و استراتژیک است. اگر نیروهای ما در ساحل دجله بمانند، راه اصلی بغداد ـ بصره قطع میشود و بصره به شدت در معرض خطر قرار میگیرد؛ امانیروهای ما نمیتوانند بمانند. همه فرماندهان در قرارگاه جمع شدند و تصمیماتی برای عقبنشینی از عزیر و حفظ جزیره و عمل برای باز کردن راه زمینی اتخاذ شد.

اول شب، برای نظارت بر کارها به قرارگاه نجف رفتیم و تا نزدیک صبح، بیدار ماندیم. دراتاق بیسیمها، اخبار را کنترل میکردیم. تخلیه عزیر، خوب انجام شد؛ فرار موفق. عملیات داخل جزیره و طلائیه به خاطر گیر کردن در پشت کانال آب، شروع نشد. شب سختی بود. بعد از نماز صبح خوابیدم. از دفتر رئیس جمهور، بیت امام و نخست وزیری تماس میگرفتند. ناراحت بودند. تااواخر شب امیدوار بودیم، چون دیر شد، ماموریتها را لغو کردیم و خوابیدیم.


نهم: آقایان حسین خرازی و ابراهیم همت فرماندهان لشکرهای امام حسین7 و محمدرسولالله9 را خواستیم و برای باز کردن راه زمینی جزیره مذاکره کردیم. ماموریت به دو لشکرداده شد. [آقای هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی را هم احضار کردیم و راجع به تامین فضای هور و جزیره با پیش کشیدن هواپیماهای اف ـ 14 اقدام شد.

برای بررسی وضع جزیره، جهت فرود هواپیمای سی ـ 130 اقدام شد. معلوم گردید که باند مناسب وجود ندارد. دستور انتقال ضد هوایی اورلیکن را به جزیره دادیم. [آقای هادی نژادحسینیان] وزیر راه و ترابری هم برای کمک به ایجاد راه و پل تا جزیره مجنون حضور یافته بود. اگرپل سیزده کیلو متری وصل شود، ابتکار کم نظیر و فوقالعاده ای تحقق یافته است.

هواپیماهای اف ـ 14 که برای حفاظت فضای جبهه از بالای سرما عبور میکنند، صداهای زیادی دارند و گاهی عابران جادهها را که اطلاع ندارند، میترساند اما از هجوم دشمن به جزیره مانع میشوند.

عصر با گروهی از فرماندهان، در مورد طرح عملیات در منطقه سد در بندیخان مذاکره کردیم.قرار شد طرحشان را در دو بخش جداگانه بیاورند. دشمن اعلان کرده که جزیره خارک را میزند ومدعی شده کار را شروع کرده و سه کشتی نفتکش را غرق کرده است. دروغ میگوید؛ حمله کرده اما ناموفق بوده است.

کمی اطراف قرارگاه قدم زدیم و پاسداران عکس برداشتند. قرار بود، شب عمل کنند اما به فرداشب موکول شد. از آقای صیاد [شیرازی] خواستم که در عملیات، یک محور را هم قرارگاه کربلا به عهده بگیرد؛ پذیرفت. نیروهای موجود در القرنه هم امکان ماندن ندارند. دستور عقبنشینی صادرشد؛ مشکل عقب نشینی دارند. چون باید به وسیله قایق بیایند و در عین حال، خطر حمله دشمن وجود دارد.

عراق، بمب شیمیایی زیادی به کار برده و تاکنون بیش از 1000 نفر آسیب دیده، به بهداری مراجعه کرده اند. استفاده از سلاحهای شیمیایی کار ماندن در جزیره را برای رزمندگان بسیار مشکل میکند و منطقه برای عراق آن قدر حیاتی است که از ارتکاب هیچ جنایتی ابا نخواهد داشت. شب به قرارگاه خاتمالانبیاء آمدیم. تلویزیون بصره، فیلمی از شهدا و مجروحان و اسرای ما را در عزیر نشان داد؛ متأثر شدیم. شب با [آقای هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوایی درباره زدن مراکزعراق جلسه بود. تصمیماتی اتخاذ شد.

دهم: صبح زود آقای [محمد باقر] حکیم و بعضی از اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق آمدند. در صددند برای مناطقی از عراق که به تصرف ما میآید، برنامهریزی کنند. اطلاع از تخلیه شرق دجله نداشتند. میگفتند عراقیهای مهاجر، سخت به هیجان آمده و به جبهه ها رو آورده اند.دستوری مبنی بر شرکت قرارگاه کربلا در عملیات آینده امضاء کردم.
بنا شد از دستگاه ابتکاری یک افسر که میتواند بمبهای 750 پوندی را از زمین، علیه دشمن بهکار ببرد، استفاده کنیم. مقداری در اراضی اطراف قرارگاه قدم زدیم. یک گلوله توپ را که در زمان اشغال عراق در آنجا افتاده و کار نکرده بود، دیدیم. فرمانده نیروی هوایی اطلاع داد که منطقه شرق دجله را بمباران کرده است. اطلاع دادند عراقیها در جلوی راه نیروهای ما آب انداخته اند. مهدی وآقا جلال به اهواز رفتند.

آقای نخست وزیر اطلاع داد که ده هزار ماسک ضد گاز ـ که در اختیار نیروی دریایی بوده ـبرای جبهه ارسال شده است. آقای اعلایی آمد و گزارش عملکرد هلیکوپترها در انتقال نیروها بهجزیره را داد.

اول مغرب به قرارگاه نجف، برای کنترل عملیات رفتیم. قرار بود عملیات از اول شب در سه محور شروع شود، ولی در دو محور پیشرفت محسوسی نداشت و در یک محور ـ لشکر امام حسین7 ـ خوب بود. تا صبح بیدار ماندیم و مرتبا تماس داشتیم. از جزیره هم که قرار بود از پشت وارد شوند، نتوانستند بیایند. در مجموع مقداری از آنچه میخواستیم به دست آمد. خط شکسته شد ولی به پل طلائیه نرسیدند.


یازدهم: بعد از توقف عملیات، استراحت کردیم و فرماندهان را برای جمعبندی و تصمیم جدیدخواستیم. قرارگاه کربلا برای بار دوم در عمل ناموفق، ولی برای شب آینده آماده عمل بود؛ برخلاف دفعه قبل که به کلی از عمل در موضع ناموفق، منصرف شده بود.

در جلسه فرماندهان، برنامه شب آینده و نیروهای عمل کننده مشخص شد و اطلاع رسید دشمن با ترس و وحشت از پیروزی دیشب، ضد حمله وسیعی را آغاز کرده و اولین موج آن دفع شده است.

تا نزدیک ظهر، چندین بار هواپیماهای عراقی به اطراف قرارگاه نفوذ کردند و پدافند قرارگاه عمل کرد. حدس زدیم دشمن از حضور من در قرارگاه ـ از طریق کنترل تلفنها یا جاسوسها ـ خبردارد. لذا به قرارگاه خاتمالانبیاء که از تیربرد دشمن دورتر است، آمدیم.

آقای سرهنگ جلالی فرمانده هوانیروز آمد. خواسته بودم گزارشی درباره خلبانهایی که درجریان هلیبرد نیرو به جزایر، کوتاهی یا تمرد کرده اند، گزارشی تهیه شود. گزارشی آورد اما ترجیح داد که رسیدگی به بعد از عملیات موکول گردد؛ پذیرفتم.

بهداری سپاه آمار مجروحان قرارگاه نجف را تا آخر روز هشتم اسفند، حدود چهار هزار نفرداد. از شهدا، آماری نداده است. مصدومان بمبهای شیمیایی، حدود هزار نفرند که اکثر آنها مداواشده اند.

بعد از نماز، بدون خوردن ناهار، برای رفع خستگی دیشب خوابیدم. بعد از خواب خبر دادند درطلائیه، فشار توپخانه دشمن زیاد است. مهمات توپ و آتش توپخانه برای جواب میخواستند. به ارتش حواله کردم. آمادگی واحدها را برای عملیات امشب بررسی کردیم.

عراق ترسیده و تبلیغات وسیعی آغاز کرده است. ما ترجیح دادیم در این مرحله، زیاد تبلیغ نکنیم. آقای [محمدحسن] زورق به جای آقای [کمال] خرازی، مسئولیت تبلیغات جنگ را دراینجا به عهده گرفته است. در نشستی، خط کار را مشخص کردیم؛ گرچه با عدم توفیق قرارگاه کربلاو نیز عدم استقرار نیروها در کنار دجله، هدف اصلی عملیات فعلا از دسترس دور شده ولی برای هدف درجه دوم باید برنامه تبلیغاتی مناسبی داشته باشیم. من در ذهن خودم، امید بسته بودم که بااین عملیات، راه ختم جنگ را باز کنم؛ به این صورت که با در دست داشتن نقاط استراتژیک، درصورت آتشبس، بتوانیم خواسته های خودمان را تأمین کنیم و فکر میکردم ارزش همه نقاطی که از خاک ایران در اختیار عراق است، کمتر از ارزش نقاط تصرفی ما در منطقه عملیات خیبر است؛از القرنه تا العزیر و راه بصره به بغداد و نیز منطقه نفت خیز جزایر مجنون.

عصر آقای صیاد [شیرازی] آمد و بار دیگر مطرح کرد که نمیتواند از کانال عبور کند و خط رابشکند و مثل گذشته از عدم امکان پیشرفت در عملیات گفت. در همین موقع از جاهای دیگر هم اطلاع رسید که در شب گذشته پس از رسیدن به پل طلائیه، دوباره به نزدیک محل شروع عملیات برگشته اند و دشمن فشار فراوانی بر نیروهای ما وارد کرده است. بالاخره خبر رسید که به موضع سابق دیشب برگشته اند. اما امشب دوباره در همان محل با همان هدف، عملیاتی انجام میشود.
خبر رسید که دشمن در جنوب جزیره، آب انداخته است. نشان وحشت از هجوم ما از جزیره است و متأسفانه در آن موضع، از ارتش استفاده درستی نشد. عملیات دیشب هم به خاطر عدم اطاعت از دستور تصرف پل توسط آقای [حسین]خرازی، ابتر ماند.

آقای پرورش وزیر [آموزش و پرورش] هم آمد و ملاقاتی انجام شد. دو نفر از خلبانان سپاه هم آمدند. امروز کاروان کشتی هم داشته ایم که چهار کشتی و یک یدک کش گلوله خورده و چند نفرشهید شده اند. شب با منزل، تلفنی صحبت کردم. ساعت نه شب اطلاع دادند که نیروهای ما بادشمن درگیر شده اند. خدا کند که موفق بشویم. کم کم دارد وضع دشوار میشود.


دوازدهم: بعد از نماز صبح، از قرارگاه نجف، درباره عملیات دیشب توضیح خواستم. معلوم شد در حد بازپس گیری همان خاکریز پریشب پیشرفت کرده اند. گفتند دشمن از بمب شیمیایی استفاده نموده وارتباطات بیسیم را ـ که وسیله هدایت و هماهنگی واحدهای درگیر است ـ مختل کرده است.

از دو قرارگاه نجف و کربلا، خواستم برای تعیین تکلیف برنامه آینده عملیات خیبر به این قرارگاه بیایند و به آقای سرهنگ موسوی قویدل گفتم که برای کار، برنامهای تهیه کنند.

پیشرفت جنگ، خیلی مشکل شده است. تبلیغات تلویزیونی و رادیویی عراق در نیروها تأثیرمنفی میگذارد و از ضعفها و عدم موفقیتهای ما، خیلی بد بهرهبرداری میکنند. فشار نیروی هوایی وایذاء بمبهای شیمیایی هم وجود دارد.

وضع را به رئیس جمهوری گفتم و تذکر دادم که امروز در نمازجمعه، خیلی خوشبینانه صحبت نکند. مقداری اطراف قرارگاه با دکتر روحانی قدم زدیم و درباره وضع جنگ و مسائل دیگر بحث کردیم. حضور دکتر [حسن]روحانی در قرارگاه برای کار من مفید است. صدای توپهای جبهه جنگ، مرتبا به گوش میرسید؛ با اینکه بیش از صد کیلومتر فاصله است. حدس زدیم پاتک شدید دشمن در جریان است.

وقتی که به مقر برگشتیم، از شنود مکالمات دشمن، گزارش رسید که آنها مدعی هستند خاکریزما را گرفته اند و نیروها را از موضعی که دیشب به دست آورده ایم، عقب زده اند. اگر درست باشد،برنامه ما را به هم میزند.

فیلمی از عملیات در شرق دجله و دوران تصرف اطراف قرنه را با ویدئو دیدیم. حالت هجوم تانکها و هواپیماهای عراقی به نیروهای پیاده و پشت سنگرها را که دفاع میکردند، نشان میداد.

عصر همه فرماندهان و مسئولین قرارگاههای سپاه و ارتش آمدند. جمعبندی از عملیات شد وبه این نتیجه رسیدیم که باید برای حفظ جزیره، خیلی ساعی باشیم. روی اهمیت جزیره تکیه شد و[مقرر گردید] برای ادامه عملیات، طرحی از طرف هر یک از قرارگاهها تهیه شود و پس از تصویب به اجرا در آید.

آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضایی هم جداگانه مطالبی درباره فرماندهی و اشکالات طرف مقابل گفتند. در عمل واضح شد که ریشه مشکلات، فعلا در اختلاف نظرهای فرماندهان اصلی جبهه و ارتش و سپاه است؛ گرچه همه با اخلاص اند ولی بالاخره اختلاف نظرها جدی است؛دو شیوه کاملا مختلف در یک عملیات واحد وجود دارد. شب به تهران آمدیم. ساعت یازده شب رسیدیم.


سیزدهم: به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. منابع خبری غربی، بر مبنای کذب شهدای زیاد در عزیر،تبلیغات شدیدی به نفع صدام و علیه ما به راه انداخته اند. با جبهه تماس گرفتم، تازه مهمی نداشتند.در جلسه علنی مجلس شرکت کردم. کلیات [لایحه] بودجه سال 63 مطرح است. ساعت ده برایانجام کارهای عقب مانده به دفترم آمدم. ظهر آقایان خامنهای، احمد آقا و [موسوی] اردبیلی ومهندس موسوی در مجلس مهمان من بودند. وضع جنگ و جبهه را برایشان توضیح دادم. چون درمرحله اول به همه اهداف نرسیده ایم، خیلیها نگرانند. ولی کم کم به اهمیت جزایر مجنون پیمیبرند. بعد از استراحت به انجام کارهای عقب مانده پرداختم. با جبهه هم تماس گرفتم. کارهاطبق برنامه پیش میرود. بیشتر برای تحکیم وضع جزایر تلاش میکنند.


چهاردهم: ظهر آقای موسوی خوئینیها آمد و از طرف آقای منتظری، مطالبی را پیام آورد. معلوم میشود، گزارشهای نادرست به ایشان داده اند. توضیحاتی دادم. ایشان فکر میکنند ارتش با طرح عملیات خیبر مخالف بوده و سپاه تحمیل کرده است. عملیات را کاملا شکست خورده میدانند،چون نجفآباد خیلی تلفات داشته است.

شب در دفتر آقای رئیس جمهور جلسه داشتیم؛ فرماندهان نظامی و قرارگاه هم بودند. راجع بهعملیات آینده صحبت کردند و مذاکره کردیم اما به جایی نرسیدیم. نه سپاه طرحی آورده بوده و نه ارتش؛ آقایان [رحیم] صفوی و قویدل هم با اصل عمل در اطراف بصره ـ با این شرایط ـ موافق نبودند. سرهنگ صیاد هم روی همان وحدت فرماندهی تکیه داشت و بالاخره با اوقات تلخی جداشد و رفت.


پانزدهم: صبح زود با جبهه تماس گرفتم. پاتک دشمن به جزیره شروع شده ولی دفاع خوب است.مشکل حمل و نقل و تدارک نیروها را در جزیره داریم.

با اعزام مجروحان بمبهای شیمیایی به اتریش و سوئد، محافل خبری غرب به قضیه جنایت صدام در استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ، توجه نشان داده اند.
خبرمذاکره با سفیر سوئد را برای مطرح شدن مجروحان بمبهای شیمیایی به رسانهها دادیم(446). از وضع جبهه جویا شدم. خالی از نگرانی نیستند. خوب از جزیره دفاع میکنند. اما فشار عراق هم زیاداست. آخر شب به خانه رفتم. آقای محسن رضایی بعد از ملاقات با امام آمد و تردید داشت که بشود عملیات خیبر را در همان جا ادامه داد. مجموع شهدا و اسرای عملیات را حدود 3 هزار و500 نفر آمار داد.


شانزدهم: اول وقت از قرارگاه نجف، احوال پرسیدم. گفتند دشمن از جنوب جزیره پاتک کرده ودرگیری شدید است. نمایندگان هم نگران جنگ هستند.

از طرف واحد حفاظت آمدند و از بیاحتیاطی من در سفر به جبهه ها شکایت داشتند. قرار شد بیشتر احتیاط کنیم.

آقایان محلاتی و دکتر روحانی آمدند و گفتند وزارت نفت میگوید جزیره مجنون، هفت میلیارد بشکه نفت ندارد و این آماری که در دوسه روز گذشته داده شده، درست نیست؛ خودوزارت نفت، مدتی پیش گزارش داده است. آقای شهاب از وزارت نفت آمد و گزارشی درباره نفت جزیره مجنون آورد. یک جا دو میلیارد بلکه یک میلیارد و دیگری هفت میلیارد گفته؛ قرارشد تعقیب شود.


هفدهم: با جبهه تماس گرفتم. گفتند پاتک شدید عراق، امروز هم ادامه یافته است. قرار گاه نجف کمی نگران بود. عراق همه چیز را برای پس گرفتن جزیره [مجنون] تجهیز کرده و ما هم مشکل تدارک جزیره را داریم. پیشرفت کار پل، کند شده است. پلی برای عبور از آب هور ابتکار کرده اند که سیزده کیلو متر طول دارد و بدون پایه روی آب میماند و پنج تن وزن را تحمل میکند. در ظرف دو ماه ساخته و به محل حمل شده، اما نصب آن دچار مشکل و کندی شده است.

برای شرکت در شورای عالی دفاع به دفتر آقای رئیس جمهور رفتم. در شورا مشکلات ارتش به خاطر کم شدن بودجه پیشنهادی مطرح بود. راه حلهای موقتی در نظر گرفتیم. گزارشی از قرارگاه مشترک ـ که در بندر عباس برای مقابله با خطرتهاجم دشمن به تنگه هرمز از سه نیرو[ی ارتش] و سپاه تشکیل شده ـ دادند. طرح ارائه شد، اما ازلحاظ عمل، عقب هستند. با رئیس جمهور هم جداگانه درباره مشکل اختلاف ارتش و سپاه واصرار ارتش بر به دست آوردن فرماندهی عملیات، بحث شد. فکر کردیم آقای ظهیرنژاد [رئیس ستاد مشترک ارتش] را به جنگ نزدیک کنیم.


هجدهم: از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد دیشب در داخل جزیره[مجنون] ضربه ای به عراقیها وارد کرده اند و آنها عقب رفته اند. سوژه اغلب گزارشها، هنوز جزایرمجنون و اسلحه شیمیایی است. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. لایحه بودجه سال 63در دستور است. مراجعات نمایندگان، بیشتر در مورد جنگ و شهرهای غربی برای گرفتن ضدهوایی است.

پیش از ظهر در دفتر از جبهه خبر گرفتم. معلوم شد از ساعت ده، عراق با دولشکر تازه نفس به جزیره [مجنون] حمله کرده است. آقای محسن رضایی روحیه خوبی نداشت. به قرارگاه کربلا و خاتم الانبیاء تأکید به همکاری بیشتر کردم. وسائل حمل و نقل هم خوب کارنمیکنند.

شب با جبهه تماس گرفتم؛ نگرانی دارند و ناهماهنگی. رمزی برای مکالمه از راه دور تهیه شده که وقتگیر است. عراقیها کمی در جزیره [مجنون] پیشرفت کرده اند.


نوزدهم: صبح زود از جبهه اطلاع گرفتم. معلوم شد که دیشب کاری نکرده ایم. قرار بود در جزیره ضربه ای بزنند. تصمیم گرفتم برای نظارت بیشتر به جنوب بروم. با آقای رئیس جمهور صحبت کردم که اعلامیه نظامی ستاد مشترک ـ که به صورت یکنواخت و بی محتوا در آمده است ـ از این شکل در آید. از قرارگاه نجف هم اطلاع گرفتم، معلوم شد امروز دشمن حرکتی ندارد. قرار گذاشتم، شب همگی در قرارگاه خاتم الانبیاء در خوزستان باشیم.

احمد آقا آمد ـ راجع به جنگ صحبت کرد. معتقد است، خیلی راه صلح احتمالی را نبندیم. از امام پیغام آورد که به گونه ای مشکل اختلاف آقایان صیاد [شیرازی] و محسن رضایی را حل کنم؛ گفتم مشکل است.

آقای [محسن] رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز دشمن در جزیره [مجنون] تحرکی نداشته و به تعویض نیروها پرداخته ولی کنار اسکله را بمباران شیمیایی کرده است.

شب برای کمک به رزمندگان و تمشیت امور جبهه، به اهواز و از آنجا به قرارگاه خاتمالانبیاءرفتیم. ساعت نه و نیم شب رسیدیم. فرماندهان دو قرارگاه هم آمدند. شرح وضع جزایر مجنون راگفتند؛ رضایت بخش بود. فشار دشمن زیاد است ولی قابل دفاع هم هست. راجع به عملیات آینده،طرح روشنی نداشتند. قرار شد فردا به قرارگاههای کربلا و نجف برویم. آنها ساعت دوازده و نیمشب رفتند و ما خوابیدیم(451).


بیستم: کارهایی در قرارگاه داشتم که انجام دادم. با دکتر روحانی و سرهنگ موسوی قویدل و رحیمصفوی درباره جنگ، مشورتهایی انجام شد. نزدیک ظهر به قرارگاه نجف رفتیم. آمار تلفات راخواستم، آوردند. معلوم شد حدود 1800 شهید و حدود 5 هزار مفقود و حدود 15 هزار مجروح داشته ایم که 90 در صد از مجروحان، سطحی بوده و مرخص شده اند و بیشتر آنها بسیجی وسپاهی اند. ارتش چون در عمل نبوده اند، تعداد کمی تلفات دارد. از فرماندهان سپاه، آقای محتاج هم آمده بود. راجع به عملیات سد دربندیخان یا دوبکان مذاکره و بنا شد روی دومی مطالعه کنند.

خبر دادند دشمن در جزیره بمب شیمیایی به کار برده ولی خسارت عمده ای نداشته است.فرمانده نیروی دریایی را برای فعال کردن هاور کرافتها به هور فرستادیم.

سرهنگ جلالی فرمانده هوانیروز هم آمد. از آسیب دیدن و فرسوده شدن هلیکوپترهایش ناراحت بود. یکی را امروز انداخته اند. قرار شد، دیگر روزها کار نکند.

عصر به قرارگاه کربلا رفتیم. اول مغرب رسیدیم. بعد از نماز و شام، جلسه فرماندهان برای عملیات شب آینده تشکیل شد. طرح از نیروی زمینی است. فرماندهان سپاهی که تحت امر ارتش قرار گرفته اند، با عملیات موافق نبودند و در مخالفت صحبت کردند. ارتشیها جواب دادند. بالاخره پذیرفتند که همکاری کنند. آخر شب به فرودگاه اهواز آمدیم و ساعت دوازده شب به تهران آمدیم و در مجلس خوابیدیم. متأسفانه دو فرمانده شجاع آقایان ابراهیم همت و اکبر زجاجی به شهادت رسیدند.


بیست و یکم: هیاهوی عراقیها زیاد است و وعده پس گرفتن جزایر رامیدهند. سروصدای استفاده از بمب شیمیایی با رفتن مجروحان به کشورهای اروپایی بلند شده(452) وآمریکا هم موضع منفی در این خصوص ـ علیه عراق ـ گرفته است. از قرارگاه نجف، آخرین وضعیت را گرفتم؛ بد نیست.

تعدادی از نمایندگان، نظر مخالف با پذیرفتن فرماندهی جنگ ازسوی من مطرح کردند و حرفشان این بود، با توجه به اختلافهای سپاه و ارتش و نبودن راه کارمناسب برای هماهنگ کردن آنها و نیز با توجه به کارهای زیادی که در مجلس و حزب و امامت جمعه و سایر امور دارم، نبایستی میپذیرفتم و جواب من این است که چه پیشنهادی برای کم کردن اختلاف و فعال کردن جبهه و رسیدگی به این مهمترین مسأله کشور دارند و اینکه با خواست صریح امام، چگونه میشود نپذیرفت؟ اگر آبرویی که داریم برای حل مشکلات نظام صرف نشود، جواب خدا و وجدان را چه بدهیم؟ معمولا با اینگونه جوابها قانع میشوند.


بیست و دوم: دشمن پاتک شروع نکرده و علت آن هم انجام عملیات محدود ما در شب گذشته بود. از چند نقطه، نیروهای ما خودشان را به دشمن نزدیک کرده اند. دشمن احساس خطر کرده و نمیتواند روی جزیره، بیشتر سرمایه گذاری کند


بیست و سوم: هیأت نیکاراگوئه ایی به ملاقات آمد.حدود یک ساعت صحبت کردیم. از جبهه اطلاع گرفتم، تازه و تحول مهمی نبود.


بیست و چهارم: اوائل شب آقای دکتر [حسن] روحانی آمد و طرحی برای استفاده از امکانات شرکت نفت در جبهه ارائه داد که مهم است. مطالب ایشان را در جلسه سران قوا مطرح کردم؛ موافق بودند. قرار شد تعقیب کنیم تا اگر عملی باشد، اجرا شود.
مسئولان نظامی آمدند و راجع به طرحهای دو قرارگاه کربلا و نجف برای عملیات آینده مذاکره کردیم؛ به جایی نرسیدیم. قرار شد، فردا جلسه داشته باشیم.


بیست و پنجم: کنفرانس وزرای خارجه 18 کشور عربی ـ دربغداد ـ به نفع عراق و علیه ما قطعنامه داده است.

پیش از ظهر در دفتر آقای رئیس جمهور با حضور آقایان صیاد [شیرازی] و [محسن] رضایی و[رحیم]صفوی و قویدل راجع به عملیات آینده جلسه داشتیم. زمان عملیات و طرح عملیات وسازمان رزمی تصویب شد. قرار شد پس از تحکیم جزایر مجنون، ارتش، حفاظت آن را به عهده بگیرد.

از قرارگاه نجف، آقای شمخانی اطلاع داد که دشمن در طلائیه به ما حمله کرده و با دادن تلفاتی در یک محور، عقب نشسته و در محور دیگری درگیریم.


بیست و ششم: ضد حمله دیروز عراق را به خوبی سرکوب کرده اند.
آقای محسن رفیقدوست که از جبهه آمده، اطلاع داد پل روی هور به جزیره تمام شده؛ ازکارهای مهم و ابتکاری و تحسین انگیز است. سیزده کیلومتر پل روی آب بدون پایه با ابتکار جهادو سپاه در مدت کوتاهی ساختند و زیر آتش دشمن نصب کردند. حدود شش تن را تحمل میکند وهر نقطهای که از حملات دشمن آسیب ببیند، فورا عوض میشود. تا حدودی، مشکل نداشتن راه خشکی به جزیره را ـ که قرار بود از جنوب جزیره تأمین شود ـ رفع کرده است.

عصر یکی از سران کردهای عراق و عضوی از سپاه آمدند و راجع به عملیات علیه بعث عراق در [داخل خاک] عراق استمداد داشتند. مدعی بودند بعد از انحلال واحد نهضتهای سپاه، آنها راطرد کرده اند. با آقای [محمد باقر] حکیم [سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی] هم سازگاری ندارند. تصمیماتی اتخاذ شد.


بیست و هفتم: با قرارگاه نجف تماس گرفتم. گفتند دیشب،دشمن در طلائیه حمله کرده ولی سرکوب و فراری شده و عدهای اسیر و کشته و مجروح داده است.

آقای سرهنگ [عباس]بابایی آمد و از عدم همکاری سرهنگ هوشنگ صدیق فرمانده نیروی هوایی گله داشت.


بیست و هشتم: از قرارگاه نجف، وضع جبهه ها را پرسیدم. شب، دشمن در طلائیه حمله کرده ولی شکست خورده و چند اسیر داده است. گفتند دیروز 400 نفر از نیروهای ما بر اثراستعمال سلاح شیمیایی از طرف عراق آسیب دیده اند. حدود 20 نفر حالشان خوب نیست. این بارنوع تازه ای به کار برده است که اعصاب را متشنج میکند. به ستاد تبلیغات جنگ و وزارت خارجه گفتم از هیأت بازرسی سازمان ملل بخواهد که به اهواز بروند و مصدومان جدید را ببینند. اطلاع دادند بازرسها به طور غیر رسمی، گفته اند که از آزمایش بمبهای سمی عمل نکرده، بدست آورده اندکه بمبها روسی است.


بیست و نهم: اول وقت، آقای دکتر ولایتی آمد و گزارشی از سفر الجزایرو رومانی داد. در الجزایر درباره ایفای نقش فعال و درست میانجیگری الجزایر در بیانیه الجزایردر دادگاه لاهه موفق بوده اند. تا به حال الجزایریها مسامحه میکردند و تخلفات آمریکاییها رانادیده میگرفته و بدون معطلی احکام دادگاه را میپرداخته اند. در چند مورد اصولی، ما اعتراض به حق داشتیم، توجه نمیکردند و به آمریکاییها باج میدادند. به هر حال قرار خوبی گذاشته اند. دررومانی برای خریدهای ویژه موفق بوده ـ در حد قول و قرار ـ راجع به سیاستمان در مورد جنگهم بحث کردیم. من گفتم اگر بتوانیم عملیات خیبر را به تمامی اهدافش برسانیم، با دست پرمیتوانیم به مذاکره برای ختم جنگ و احقاق حقوقمان بپردازیم. خوشحال شد که چنین فکری وجود دارد.


سی ام: آقای محسن رضایی از جبهه اطلاع داد که امروز هم دشمن بمب شیمیایی به کار برده و نزدیک200 نفر آسیب دیده و 6 نفر شهید شده اند. با آقای رئیس جمهور تلفنی در این باره و هم درباره اختلافات فرمانده نیروی هوایی با سرهنگ [عباس] بابایی ـ که باعث مشکلات در کار میشود ـصحبت کردیم. مشخص است که عراقیها برای جلوگیری از موفقیت عملیات خیبر، هر چه در توان دارند، بکار میبرند. اطلاعاتی میگوید که مشاوران خارجی به آنها گفته اند که اگر ایران به اهداف این عملیات برسد، به معنای پیروزی مطلق در جنگ است.

AMG
14-05-2015, 19:06
فروردین 1363


یکم: آقای خوئینیها ازبرنامه حج آینده گفت و اینکه اعلام کردهایم، یکصدو پنجاه هزار نفر را به حج میبریم و عربستان سعودی پذیرفته است. اما شرکت هواپیمائی هما میگوید، احتیاج به چهار هواپیمای بزرگ دیگردارد که مشکل میشود برای آن زمان، تهیه کرد؛ چه اجاره و چه خرید. گفتم باید قاطعانه خواست که اجرا شود و اگر هواپیما به دست نیامد، برنامه پروازهای عادی را تغییر بدهند
در جبهه دیشب موفق به زدن خاکریزهای مورد نظر شدهاند و تلاش عراق را برای جلوگیری از آن، خنثی کردهاند. عراقیها هم امروز از اسلحه شیمیائی، زیاد استفاده کردهاند؛گلوله های سمی را با توپ میاندازند.


دوم: بعد از نماز صبح، گزارشها را خواندم. هنوز موضوع کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراقیها وتبلیغات کاذب آنان در مورد جزایر، مسأله روز است.
اول شب، با قرارگاه نجف تماس گرفتم. در آنجا هم بارش باران،شدید است. به آقای [محسن] رضائی [فرمانده سپاه پاسداران] گفتم برای بردن خبرنگاران خارجی به جزایر مجنون، آماده شوند.


سوم: شب، با قرارگاه نجف تماس گرفتم؛ وضعشان خوب است. گفتند امروز دو هواپیمای عراقی راساقط کردهاند؛ یکی در جزیره [مجنون] و دیگری در هور. با نخست وزیر، تلفنی صحبت کردم وخواستم که به آقای [سیدکمال]خرازی اطلاع دهند تا از خبرنگاران خارجی، برای دیدن جزایرمجنون، دعوت کنند

چهارم: آقای [محسن]رضائی از جبهه اطلاع داد که امروز هم دشمن، بمب شیمیائی به کار برده است.


پنجم: قرار شد، خبرنگاران روزسهشنبه آینده [به جزیره مجنون] بروند
با سرهنگ موسوی قویدل در قرارگاه خاتمالانبیاء تماس گرفتم. از وضع جبهه ها راضی بود وگفت که بارش باران زیاد در هفته اخیر، جبهه ها را آرام کرد؛ از دیشب تا امشب، مرتبا باران میبارد و خیلی خوب شد، چون نیروهای ما در جزایر و هور، هنوز مواضع جدید خود را تحکیم نکردهاند؛ آسیب پذیریم و باران، فرصتی برای تحکیم مواضع، بدست میدهد.


ششم: صبح زودآقای [محسن]رضائی از جبهه تلفن کرد و از سخنرانی آقای سرهنگ [علی]صیاد شیرازی برای فرماندهان قرارگاه کربلا تا سطح فرمانده گردان، گله داشت. گفت، باران مانع تحرک نیروهای ما وعراقی ها است و بازدید خبرنگاران از جزیره را هم، مشکل کرده است. مطالب ایشان را با آیتالله خامنهای در میان گذاشتم. قرار شد نوار صحبت های آقای صیاد شیرازی از عقیدتی سیاسی ارتش خواسته شود. ظهر، در این باره با آقای صیاد شیرازی، تلفنی صحبت کردم؛ قبول نداشت و خواهان رسیدگی شد.
عصر، آقای بهزاد نبوی [وزیر صنایع سنگین] آمد؛ پیشنهاد داشت بخشی از امکانات [وزارت]صنایع سنگین در خدمت جنگ درآید. از ساختن پل برای جزیره مجنون الهام گرفته بود. راجع به انتخابات هم صحبت شد. سپس آقای [محسن] رفیقدوست [وزیر سپاه پاسداران] برای تعقیب همان حرفهای صبح آقای محسن رضائی [در مورد سخنرانی سرهنگ صیاد شیرازی] آمد و گفتکه از این ماجراها، استفاده سیاسی میشود. گفت وزارت صنایع سنگین، برای ساختن پل [جزیره مجنون]، پول خیلی زیادی گرفته است. درباره ساختن داروی معالجه اثرات سلاح شیمیائی عراق وراهکار برای مقابله به مثل، گزارشی داد.


هفتم: به زیارت امام رفتم. من راجع به جنگ و اختلاف ارتش و سپاه صحبت کردم و ایشان با من در اینکه مشکل بزرگ جنگ، همین اختلاف است، هم عقیده بودند و نیز از صدمه ای که ملت دو کشور میبینند. من، ایشان و احمد آقا، اظهار نگرانی کردیم. روی هم رفته، نتیجه این بود که اگر یک عملیات بزرگ موفق انجام شود، بعد از آن، ما باید پیشقدم برای اتمام جنگ شویم و از آن طریق، برای اسقاط حزب بعث عراق، اقدام کنیم. متفق بودیم که با وضع موجود در جبهه ها، نمیتوایم صلح رابپذیریم. درباره مشکلاتی که نطقهای پیش از دستور انتقادی و تند نمایندگان میآفریند، هم صحبت شد. قرار شد در آینده فکری بشود. همچنین قرار شد، امام، فرماندهان سپاه و نیروی زمینی ارتش را احضار کنند و در مورد اختلافات، به آنها اخطار نمایند.
گزارشهای جبهه را آوردند. مسأله مهم، تأیید هیأت کارشناسان سازمان ملل در مورد کاربردبمب شیمیائی علیه نیروهای ما است؛ گرچه صریحا اسم عراق را نبردهاند، ولی مطلب روشن است؛ گو اینکه شیاطین از همین عدم صراحت، برای تبرئه صدام استفاده خواهند کرد.
با جبهه هم تماس گرفتم؛ خبرنگاران را برای بازدید از جزایر مجنون به اهواز بردهاند. دفترچه رمزی که برای تماس تلفنی با جبهه تهیه شده است، کار را آسان کرده، اما چون زود به زود عوض میشود، وقتگیر است.


هشتم: -


نهم: سفر خبرنگاران خارجی به جزایرمجنون، آثار خوبی داشته است


دهم: گزارشها را آوردند، خواندم؛موج محکوم یا تقبیح کردن عراق در استفاده از اسلحه شیمیائی به راه افتاده است، ولی خیلی شدیدنیست. اسم نمیبرند؛ تلویحا میگویند. شورای امنیت سازمان ملل هم بیانیه ضعیفی داده است


یازدهم: این روزها، رسانههای جمعی غرب در مجموع، اجبارا به نفع ما حرف میزنند. استفاده عراق از اسلحه شیمیائی، فرصتی برای رسوا کردن بعثیهای عراق پیش آورده و دیدار خبرنگارانغربی از جزایر مجنون هم به نفع ما بوده است؛ گرچه شورای امنیت، سست و محافظه کارانه نظرداده، اما تأثیر خوبی داشته است. شورویها موضع خوبی ندارند؛ خودشان [به ارسال بمب شیمیایی به عراق] متهمند.


دوازدهم: -


سیزدهم: از جبهه خبر گرفتم. دشمن، آب فراوانی در نقاط حائل بین [نیروهای] ما و خود در جزیرهمجنون و منطقه طلائیه انداخته است؛ میترسد. کار پیشرفت ما را هم دشوار خواهد کرد.


چهاردهم: عصر، شورای عالی دفاع، جلسه داشت. درباره عملیات خیبر و همچنین معافیت مأموریت سربازان مورد نیاز در ارگانهای دولتی، بحث شد.


پانزدهم: با آقایان صیاد شیرازی،محسن رضائی و موسوی قویدل درباره جبهه ها تماس گرفتم؛ وضع بد نیست. با [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروی هوائی، درباره عدم تحرک دفاع هوائی در جبهه صحبت کردم؛ناراحت شد. خواهان ملاقات شد.
فرماندهان نیروی هوائی آمدند و آمار اقدامات انجام شده در عملیات خیبر را دادند؛ خوب است. از اینکه از عدم تحرک آنها گله شده بود، ناراحتند؛ مخصوصا چون گفته بودم، اختلاف آقایان[هوشنگ] صدیق و [عباس] بابائی مانع کار است، اختلاف را نفی میکردند؛ ولی اختلاف دارند وهمین اختلاف مانع کار است.


شانزدهم: شب آقایان سرهنگ صیاد شیرازی، محسن رضائی، رحیم صفوی، [سرهنگ موسوی] قویدل و علی شمخانی آمدند. از پیشرفت آب در جزیره مجنون، به دلیل شکستن سد ناراحت بودند.ارتشیها، خواهان خروج از جزیره جنوبی بودند و سپاه مخالف آن بود. آقای خامنهای و من هم، باخروج مخالفت کردیم. برنامه خوبی برای عملیات آینده ندارند


هفدهم: -


هجدهم: عصر، رئیس جمهور به منزل آمدند و راجع به اختلافات ارتش و سپاه ـ در حقیقت اختلاف سرهنگ صیاد شیرازی و محسن رضائی ـ بحث طولانی کردیم؛ کمی پیش رفت، ولی نتیجه کامل نداشت. باید منتظر نتیجه مرحله دوم عملیات خیبر بمانیم.


نوزدهم: -


بیستم: -


بیست و یکم: -


بیست و دوم: ساعت ده، آقای دهقان فرمانده سپاه پاسداران در لبنان آمد. وضع لبنان را خوب تشریح کرد؛ مدعی است، کارها را روی روالی انداختهکه در آینده، خود لبنانیها خودکفا شوند. سعی در پیدا کردن جانشین دارد.


بیست و سوم: آقای محسن رضائی، از عدم تحرک در قرارگاه کربلا گله داشت. از قرارگاه خاتم، خواستم که تحرک را مطابق برنامه ها زیاد کنند. آب از غرب جزیره جنوبی مجنون به شرق آن هم سرایت کرده است و رزمندگان آن را سد کردهاند.


بیست و چهارم: برای بازدید از سد لار، از خانه بیرون رفتیم. در دانشکده افسری با [آقای حسنغفوریفرد] وزیر نیرو و چند مهندس مربوطه، سوار هلیکوپتر {نهاجا/هوانیروز ؟AMG} شدیم و در محل سد از جزئیات کاربازدید کردیم.


بیست و پنجم: آقای صیاد شیرازی هم تلفن کرد و از عدم پیشرفت کارها گفت


بیست و ششم: شب، آقای محسن رضائی آمد و گزارشی از وضع جبهه داد؛ پیشرفت خوبی ندارند، بد همنیست. اختلاف باقی است. ممکن است، سر موعد [برای انجام عملیات] حاضر نباشند. قرار شدمنتظر نتیجه جلسات قرارگاه خاتمالانبیاء بمانیم. در جزیره مجنون هم فشار آب و حملات ایذائیهوائی ادامه دارد، اما عراقیها، بیشتر برای ایجاد مانع در مقابل حملات ما، برنامهریزی میکنند.


بیست و هفتم: -


بیست و هشتم: -


بیست و نهم: روز ارتش را تبریک گفتم
اول شب، در بیت امام با سران کشور و فرماندهان نظامی برای تعیین مراحل قطعی عملیات آینده، جلسه داشتیم. به خاطر نرسیدن نیروهای سپاه تحت فرمان ارتش، تصمیمی اتخاذ نشد و قرارشد جزئیات را مشخص کنند و دو سه روز دیگر، جلسه تجدید شود


سی ام: صبح زود، آقای صیاد شیرازی به منزل آمد و درباره همان حرفهای قبلی در مورد وحدت فرماندهی، صحبت کرد.
ظهر، آقای رحیم صفوی آمد و از ضعف همکاریها گفت و خودش هم ایمانی به موفقیت کامل طرح [عملیات جدید در جبهه] ندارد


سی و یکم: اول شب، آقایان محسن رضائی و رحیم صفوی آمدند و دوسه ساعت، وضع جبهه ها را بررسی کردیم. بدون کمک اساسی، امکان پیشرفت را خیلی کم میدانند. در مورد نحوه اقدام در تنگه هرمز ـ در صورت پیش آمد تخریب جزیره خارک توسط عراق ـ صحبت شد و با ایشان در زمینه امکان دادن فرماندهی عملیات آینده به ارتش ـ که آقای خامنهای صحبت کرده بودند ـ مذاکره کردم؛ عکسالعمل بد نبود. گرچه معتقدند، ارتش آمادگی چنین عملی را ندارد.