PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : طراحی هواپیمای بدون سرنشین دردانشگاه آزاد



Behrang
25-12-2009, 09:25
هواپيماي بدون سرنشين آزاد از سوي دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات طراحي و ساخته شد.حميدرضا هادي دانشجوي كارشناسي هوافضاي دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:هواپيماي بدون سرنشين آزاد براي نخستين بار توسط گروه هوافضاي دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات طراحي و ساخته شده به همين دليل نيز نام آن آزاد گذاشته شد.
وي گفت: مواد به كار رفته در اين هواپيما كامپيوزيتي و از جنس چوب بالسا است علاوه بر آن آلومينيوم، كربن و شيشه نيز در آن به كار گرفته شده است.
هادي تصريح كرد:اين هواپيما قابليت حمل سه كيلوگرم محموله با برد 12 كيلوگرم را دارد و ميتواند 60 متر در ارتفاع چهار هزار پا با سرعت 15 كيلومتر در ساعت پرواز كند.
وي خاطرنشان كرد: وظيفه هواپيماي آزاد، ديدهباني، كنترل ترافيك، مرزباني و گشتزني است.
هادي گفت: اين هواپيما در حال حاضر در مرحله تست پروازي است و سوخت موتور آن تركيبي و از جنس روغن و الكل است و ميتواند براي دانشگاه آزاد درآمدزا باشد

FedEx
25-12-2009, 09:42
هر چند وقت یکبار یه دونه از این هواپیماهای "بدون سرنیشین" در کشور طراحی و ساخته میشه!

یه روز تو اهواز یه روز مازندران یه روز اینور یه روز اونور!

جالبیش اینه تو مملکت ما چیزایی که قبلا اختراع شده رو دوباره اختراع میکنند بعدا هم اسمش رو میزارن تکنولوژی بومی !!!

RezaKhan
25-12-2009, 15:43
برای شروع بد نیست
اما اینکه کار دستی ها رو تو اخبار اعلام کنیم زیاد خوب نیست
بهتره انواعی که قابلیت پنهانکاری دارند و موتورهای توربو فن یا جت دارند ساخته بشه تا به یه دردی بخوره
کاردستی های دانشجوعی که آخرش هم به جایی نمیرسه که بوق و کرنا نداره

روشن
25-12-2009, 17:53
*** وي گفت: مواد به كار رفته در اين هواپيما كامپيوزيتي و از جنس چوب بالسا است*** !!!!!؟؟؟؟!!!!

Echo Zulu SW
25-12-2009, 18:41
RezaKhan درست ميگن براي شروع بد نيست ولي مشكل اساسي عدم ارتباط بين دانشگاه و صنعت هست كه به قول FedEx گرامي منجر به اختراع مجدد ميشه!! بنده هم يكي از اون افرادي هستم كه به همراه 2 نفر ديگه سال 1384 هنگام تحصيل در كارشناسي مكانيك در دانشگاه آزاد كرمان يك هواپيماي بدون سرنشين طراحي كرديم كه فكر كنم الان در حال خاك خوردن در قفسه هاي كتابخانه دانشگاه باشه!!
يادم مياد اون زمان ما تصمصم گرفته بوديم كه مبناي طراحي كمتر بودن سرعت استال در مقايسه با ساير هواپيما هاي داخلي باشه و در واقع هدف ايجاد يك مزيت براي عكس برداري در ارتفاع كم و سرعت كم براي مقاصد غير نظامي بود.
غرض اينكه بعد از اتمام طراحي از اونجايي كه اولين هواپيماي بدون سرنشين استان بود موفق شديم براي ساختش بودجه از دانشگاه بگيريم فقط احتياج بود كه طرح از نظر فني تاييد بشه كه اونم تنها جايي كه به ذهن ما رسيد صنايع هوايي قدس بود كه بعد از 2 ماه دوندگي و با استفاده از بند پ و معرفي نامه از استانداري كرمان يك وقت ملاقات از دفتر طراحي صنايع قدس بگيريم كه در آنجا وقتي به ما همين عبارت اختراع مجدد گفته شد وگفتند كه نياز امروز ما هواپيما هاي بال زن و جت است با عكس العمل شديد من مبني بر اينكه بنده طي 1 سال پيش چندين بار توسط نگهباني در ورود بازگردانده شدم و حتي اجازه صحبت تلفني به من داده نشد جناب آقاي مهندس..... معاون وقت دفتر طراحي خيلي زننده و با خنده و شوخي فرمودند:" چقدر بد! ميگيم نگهبان دم درو عوض كنند" و در نهايت بعد از 2 ساعت سوال و جواب علمي در مورد طرح به اتفاق 1 نفر ديگر از همكارانشان در جواب ما كه خواستار كمكشان براي ساخت شده بوديم گفتند كه ما نه وقت نه پول اين كارها را داريم( ما كمك مالي نخواسته بوديم فقط امكانات ساخت) و اضافه كردند اگر بچه هاي شريف هم بوديد جواب ما همين بود شما كه دانشگاه آزادي هستيد!!! و اضافه كردند طي يك طرح تحقيقاتي با دانشگاه شريف بعد از صرف هزينه هاي زياد طرح شكست خورده و تصميم دارند ديگر در اين قبيل پروژه ها سرمايه گذاري نكنند!!
خلاصه ما هم نا اميد از ساخت طرح را به دانشگاه داده و فارغ التحصيل شديم! و تنها احساسي كه باقي ماند سرخوردگي و تلف شدن وقت به خاطر 9 ترم تمام كردن تحصيل به دليل اين پروژه بود
اكنون كه حدود 2 سال هست كه از ايران خارج شدم و فوق ليسانس را تمام كرده ام، با ديدن اين احترام و ارزشي كه به تحقيق و ذانشجو گذاشته ميشود بيش از پيش دلم براي وقت و اعصابي كه هدر رفت ميسوزد و سرنوشت من به خاطر اين برخورد بد عوض شد و علي رغم داشتن پذيرش در رشته هوا فضا از كانادا از ترس اينكه اگر روزي مجددا به ايران برگردم مجبور به كار در چنين محيط نظامي شوم رشته مكانيك در انگلستان را انتخاب كردم و از رشته اي كه روزي عاشقش بودم چشم پوشي كردم
توضيح واضحات است اما طي انجام يك پروژه براي دانشگاه ( دانشجوهاي ارشد مهندسي در بدو ورد به دوره گروه بندي شده و يك دريك درس تحت عنوان Group Project موظف به طراحي يك محصول ميشوند كه ميتواند كاملا جديد يا برطرف كردن معايب طرحهاي قبلي باشد) انچنان كمك وهمكاري به من به عنوان يك ايراني( با در نظر گرفتن شرايط امروز دنيا) توسط شركتهاي صنعتي انجام شد كه در خيال نمي گنجد(برخوردي كه صنعت داشت بدون اينكه بپرسند شما دانشجوي امپريال كالج هستيد يا كمبريج). و وقتي 2 هفته پيش دانشگاه توانست به خاطر اين طرح از دولت 7 ميليون پوند بودجه دريافت كند بر روي جلد جزوه اي كه منتشر كرد در كنار اسم چند استاد و چندين دانشجوي دكترا از ما هم كه كار 6 ماهه ما در مقايسه با تلاش انها، نه از نظر زمان و نه از نظر حجم قابل مقايسه نبود، تقدير كرد.( جايزه اي به ما ندادند ولي همون به زبان آوردن و نوشتن اسم ما اين حس به ما داد كه براشون ارزشمنديم). و من به عنوان كسي كه در طول دوران تحصيل چه دبيرستان و چه دانشگاه در دانشگاه آزاد كرمان يك دانشجوي متوسط بودم به خاطر برخورد خوب و كمكهاي بسيار اين به اصطلاح اجنبي ها و كافرها! اكنون در شرف گرفتن پذيرش دكترا از يكي دانشگاه هاي خوب آمريكا و يا كانادا هستم. كه اگر در كشور خودم قصد كار داشتم در بسياري از جاها صرف دانشگاه آزادي بودن و بدون توجه به توانمندي ها رد ميشدم.
از بحث خيلي دور شدم ولي دردنامه اي بود كه گفته شد.
مطلب بعد اينه كه از آنجايي كه اكثر كلاسهاي مكانيك و هوافضا با هم مشترك بود و به قول معروف سلام عليكي هم با اونها به خاطر علاقع شخصي داشتم در جريان پروژه گروهي اونها هم بودم. 9 نفر دانشجو يك هواپيماي 20-30 نفره توربو پراپ بايد طراحي ميكردند كه هركس مسئول يك قسمت( بال دم دماغه بدنه ارابه هاي فرود...) بود كه بعدا در تونل باد و سيمولاتور دانشگاه آزمايش شد. هواپيماي آنها حداقل در ظاهر نوآوري خاصي در رابطه با فرم بدنه يا بالها نداشت و تنها نو اوري انها در مورد موتورها بود كه به صورت هل دهنده بود (مانند Piaggio P180 Avanti) . اما مهمترين قسمت اين پروژه گروهي چه براي ما و چه بچه هاي هوافضا به نظر من آشنا شدن با بحث زمانبندي، مديريت پروژه( هر يك از اعضاي گروه يك ماه مدير پروژه بود و همه هماهنگي ها،برگذاري جلسات ،حل مشكلات و گزارش دادن به رئيس ديپارتمان در مورد پيشرفت كار به عهده او بود) و از اين قبيل بود.
در واقع هميت طراحي هاي مقدماتي به اين دانشجوها كمك كيكنه كه بعدا در شركتهايي مثل Airbus UK و يا Rolls-Royce زمينه ساز نو اوري هاي بزرگ بشوند
ببخشيد كه هم طولاني شد و هم از موضوع دور شدم