PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حضور خلبانان زن در صنعت هواپيمايي كشور



Celine
27-06-2009, 19:58
مادربزرگ ها هم مي توانند پرواز كنند!

مديرعامل يكي از مؤسسات آموزش هوانوردي كه تاكنون به زنان زيادي آموزش فني پرواز داده است، در اين باره مي گويد: «زنان از نظر توانايي هاي علمي و فني پرواز در سطح بسيار خوبي قرار دارند، به طور مثال يكي از شاگردان من، خانمي ۴۷ ساله بود كه با وجود ۵فرزند و چندين نوه توانست پس از مدت زمان كوتاهي با قبولي در امتحانات خط پرواز نزديك به ۱۲ ساعت پرواز كند. در حقيقت زنان خلبان در ايران و در هيچ جاي دنيا ممنوعيت و مشكلي براي پرواز ندارند اما وضعيت فيزيولوژي بدن زنان به گونه اي است كه پرواز در ارتفاعات بلند براي آنها مناسب نيست و از طرفي شرايط ويژه زنان مثل بارداري كه مدت زماني را براي استراحت مي طلبد، موجب شده ايرلاين ها تمايل چنداني به استخدام زنان نداشته باشند چرا كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست».
به گفته او در سال ۱۳۱۸ يعني همزمان با تأسيس نخستين مركز آموزش فنون هواپيمايي در ايران، نخستين خلبان زن ايراني براي بار اول با هواپيماي شخصي خود پرواز كرده است و اين نشان مي دهد زنان از سال هاي اوليه ورود صنعت هواپيمايي در كشور پابه پاي مردان حضور مؤثر خود را در اين باره ثابت كرده اند. وي توضيح مي دهد: «در حال حاضر در دنيا به علت نقش مضاعف زنان نسبت به مردان در امور خانواده، تعداد خلبانان زن در ۵ سال گذشته ۲۰ درصد كاهش داشته است و اكنون فقط ۳۰ درصد خلبان هاي دنيا زن هستند».
او با اشاره به حذف آموزش خلباني از كنكور سراسري مي گويد: «مدرك خلباني قابل مقايسه با مدارك آكادميك نيست و نمي توان براي دوره هاي خلباني كه نيازمند ۶۰۰ تا هزار ساعت آموزش پرواز است مدرك دانشگاهي قائل شد چرا كه دوره هاي خلباني يك حالت عملياتي است و از نظر دروس تئوري بسيار محدود است».
به گفته او خلبانان زن در بخش هاي كتابخانه هاي فني، دستورالعمل (Documentry) و همچنين در MC (كنترل، تعمير و نگهداري) در زمينه نظارت، همكاري و مديريت كه نيازمند دقت و ظرافت زيادي است فوق العاده توانمند ظاهر شده اند و حتي حكم مديريت كارگاه هاي بخش مهندسي هواپيمايي دانشكده هواپيمايي كشور هم به يكي از زنان خلبان سپرده شده است اما از نظر قدرت تجزيه و تحليل و عكس العمل سريع و تصميم گيري آني در لحظه مواجهه شدن با خطر، در درجه پائين تري قرار دارند».
او تأكيد مي كند: «البته اين موضوع در همه زنان به يك شكل ديده نمي شود و برخي از آنها بهتر از مردان تصميم مي گيرند». بحيرايي ادامه مي دهد: «در حال حاضر يك خلبان زن در شركت هواپيمايي آسمان در بخش پروازهاي داخلي به عنوان كمك خلبان با هواپيمايي (atr-۷۲) پرواز مي كند و برخي ديگر به عنوان معلم خلبان و يا در بخش هاي فني مشغول به فعاليتند».

Celine
27-06-2009, 22:00
ايرلاين ها تمايلي به استفاده از خلبان زن ندارند

منع قانوني براي پرواز خلبان هاي زن وجود ندارد اما ايرلاين ها ترجيح مي دهند به دلايل فيزيولوژيک، کمتر از خلبان زن استفاده کنند. کارشناس استاندارد پرواز در اين خصوص مي گويد: 5 سال پيش، حدود 50 درصد کمک خلبان هاي دنيا، زن بودند اما اين نسبت به 30 درصد کاهش يافته است.به گفته وي در حال حاضر، دو خلبان زن در شرکت هاي هواپيمايي آسمان و ايران اير، پرواز مي کنند.گفتني است در سال 1318، عفت تجارتچي، اولين خلبان زن ايراني بوده که با هواپيماي شخصي پرواز مي کرده است.اين کارشناس پرواز مي گويد: با توجه به عدم تمايل ايرلاين ها به استفاده از خلبانان زن، آموزشگاه هاي خلباني به دانشجويان زن اعلام مي کنند که بازار کار مناسبي براي آنها وجود ندارد.بحيرايي تعداد خلبانان بي کار را حدود 300 نفر عنوان کرد که 10 نفر آنها زن هستند.

مديرعامل شرکت هواپيمايي کاسپين- به ايسنا مي گويد، خلباني شغلي مردانه و مشکل است; :-5 هرچند تاکيد مي کند که با توجه به اينکه موانع قانوني و شرعي براي استفاده از خلبان زن وجود ندارد، ايرلاين ها مي توانند از آن ها استفاده کنند.
وی
با اشاره به بي ميلي ايرلاين هاي داخلي به جذب خلبانان زن، مي گويد: ايرلاين ها خلبان با تجربه را نمي گذارند از خلبان بي تجربه استفاده کنند.مساله اي که گل رو نيز به آن اشاره مي کند و مي گويد: زنان خلبان به دليل نداشتن تجربه لازم هنوز نتوانسته اند جايگاه خود را در خطوط هوايي کشور پيدا کنند.اما گذشته از تجربه پروازي به عنوان يکي از ويژگي هاي مهم خلبانان ايرلاين ها، به اعتقاد مديرعامل شرکت هواپيمايي ايران ايرتور، خلبانان مرد بر خلبانان زن اولويت دارند.مهدي صادقي مي گويد که با توجه به ويژگي هايي چون حساسيت و جسارت در اين حرفه، ايرلاين ها بيشتر از خلبانان مرد استفاده مي کنند.به گفته وي، در ايران زمينه براي پرواز خلبانان زن وجود نداشته و تنها درصد کمي از زنان متقاضي اين کار هستند.در حال حاضر حدود پنج، شش خلبان زن وجود دارد و نزديک به 20 نفر نيز در حال طي دوره هاي آموزشي هستند; آن هم در وضعيتي که به دليل خارج شدن آموزش خلباني از کنکور سراسري و محدود شدن آن به آموزشگاه هاي آزاد، هر کدام به طور متوسط ، براي طي دوره خلباني مبلغي در حدود 30 ميليون تومان هزينه مي کنند; در شرايطي که با دريافت گواهينامه پرواز نيز در داخل کشور بازار کار ندارند.به گفته دبير انجمن شرکت هاي هواپيمايي، تجربه و نگاه واقع بينانه نشان مي دهد که پرواز خلبانان زن در ايران چندان ميسر نشده است.

سميرا نوروزي يکي از زناني است که گواهينامه خلباني خود را از فيليپين دريافت کرده و در آزمون سازمان هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران نيز قبول شده است، اما اکثر شرکت هاي هواپيمايي کشور حاضر به استفاده از وي در کادر پروازي نيست.وي مي گويد: علي رغم اينکه مدارک بنده هيچ نقصي ندارد، به عنوان کمک خلبان از بنده استفاده نمي شود.نوروزي با اشاره به اينکه در ايران زنان و مردان در اکثر مشاغل همپاي هم فعاليت مي کنند نسبت به اينکه در صنعت هوانوردي از زنان به عنوان خلبان يا کمک خلبان استفاده نمي شود ابراز گله کرد.وي تاکيد مي کند اگر قرار است از زنان در اين زمينه بهره گرفته نشود چرا اساسا اين افراد مورد آموزش قرار مي گيرند.

Jimbokhepel
27-06-2009, 23:50
ايرلاين ها خلبان با تجربه را نمي گذارند از خلبان بي تجربه استفاده کنند. :-5 :-5 :-10 :-10
عکسی از مرکز آموزش لوفتانزا و داخل سیمیلاتور پرواز:
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

با توجه به ويژگي هايي چون حساسيت و جسارت در اين حرفه، ايرلاين ها بيشتر از خلبانان مرد استفاده مي کنند!!! :-w :-w
خلبان اکتیو 777 تو لوفتانزا!!!!!
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
و در نهایت:
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Celine
03-07-2009, 11:34
درد دل خلبان زن ايراني

سميرا نوروزي" ‪ ۲۱‬ساله که گواهينامه خلباني خود را از کشور فيليپين دريافت کرده، آماده خدمت به کشور در صنعت هوانوردي است.
اين خلبان زن ايراني با‪ ۲۲ ‬ساعت پرواز، حدود سه سال است که به عنوان خلبان شخصي و بازرگاني وارد صنعت هواپيمايي شده است.
سميرا، گواهينامه خلباني بازرگاني ‪ (Commercial Pilot Licence) CPL‬را در سال ‪ ۲۰۰۵‬ ميلادي از کشور فيليپين دريافت کرد.
هواپيماي کشوري در سال ‪ ۲۰۰۶‬ميلادي، اين گواهينامه را باعنوان خلباني بازرگاني و اينسترومنت (پرواز با آلات دقيق هواپيما) مورد تاييد قرار داد.
سميرا البته اينسترومنت (‪ (IR‬خود را در سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي در کشور فيليپين دريافت کرده بود.
سميرا ميگويد: در ‪ ۱۲‬سالگي، پريدن با گلايدر را تجربه کردم و در سال ‪ ۱۳۸۴‬فوق ديپلم هوانوردي خود را از دانشگاه جامع علمي کاربردي تهران گرفتم.
وي در عين حال که در ايران تحصيل ميکرد، پرواز با گلايدر (‪ ۱۵۰‬سورت) وهواپيماي فوق سبک الترالايت (‪ ۱۰‬ساعت) را نيز در کارنامه خود ثبت کرده است.
سميرا در‪ ۱۳‬ماه اقامتش در فيليپين نيز خلباني با هواپيماهاي پايپر ‪۱۴۰‬ (‪ ۵۰‬ساعت)، سسنا ‪ ۱۴۰) ۱۷۲‬ساعت) و بارون ‪ ۱۰) ۵۵‬ساعت) را با موفقيت پشت سر گذاشت.
اين دختر خلبان ايراني ميگويد که از سال ‪ ۱۳۸۵‬براي کار به شرکتهاي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران، ماهان اير، چابهار، کيش اير و شرکت نفت مراجعه کرده ولي تاکنون در صنعت هوانوردي کشور بکار گرفته نشده است.
سميرا نوروزي روز يکشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا اعلام کرد: اين شرکتها عضو اتحاديه "ياتا" هستند، بر همين اساس نميتوانند از پذيرش خلبان زن خودداري کنند.
وي گفت: آنان برغم اينکه مدارکم هيچگونه نقصي نداشت، نه تنها به عنوان خلبان بلکه حتي به عنوان کمک خلبان هم مرا نپذيرفتند.
وي افزود: چرا در ايران که در بسياري از رشتههاي خاص، زنان و مردان پا به پاي هم کار ميکنند در صنعت هوانوردي به عنوان خلبان و يا کمک خلبان از ورود زن جلوگيري ميشود؟
وي گفت: در حالي که در کشورمان به زنان به عنوان خلبان اعتماد ندارند، در کشور- هاي ديگراز خلبان و کمک خلبان زن استفاده ميشود و اين موضوع جديدي هم نيست.
نوروزي افزود: چون رشته خلباني در سالهاي اخير در ايران بخصوص در ميان زنان، طرفداران زيادي پيداکرده، به همين خاطر آموزشگاههاي خلباني تاسيس و اقدام به پذيرش خلبانان دختر و پسر شده است.
وي گفت: بسياري ازاين خلبانان برغم صرف هزينههاي زياد، پس از فارغ التحصيلي بدون کار ميمانند، اما اغلب پسران دانش آموخته دراين آموزشگاهها در صنعت هوانوردي جذب بازار کار ميشوند.
وي اظهارداشت: در حالي که درکشورهاي عربي، اروپايي و آمريکايي شرايط استخدام را آسانتر ميگيرند، درايران اولويتها را به خلبانان بازنشسته نيروي هوايي، روس، ترک، بلغار و اگر جايي ماند براي استخدام به پسران ميدهند و در اين ميان خلبانان زن بدون کار ميمانند.
وي گفت: من باوجودآمادگي کامل و برغم نياز کشورمان به خلبان، پس از چهارده ماه جست وجو و پيگيري مستمر هنوزنتوانستهام پاسخ روشني دريافت کنم.
نوروزي افزود: اگرقرارنبود دولت براي فارغالتحصيلان آموزشگاههاي خلباني بازار کار فراهم کند، چرا نسبت به اجازه جذب دانشجو وبخصوص دختران در اين آموزشگاه ها موافقت کرده است؟
محمود نوروزي پدراين بانوي خلبان نيزگفت: سميرا پس از اخذ گواهينامه گلايدر، گواهينامه خلباني هواپيماي فوق سبک را نيز دريافت کرد.
وي اظهارداشت: بهدليل کمبود هواپيماهاي آموزشي در ايران، سميرا پس از اخذ گواهينامه کارداني در رشته هوانوردي، براي انجام پروازها به کشور فيليپين مسافرت کرد و با موفقيت همه مراحل خلباني را گذراند.
وي گفت: در طول چهارده ماه حضور سميرا در ايران با مراجعه به جاهاي مختلف از جمله ايران اير، برغم امتحان و قبولي نه تنها از پذيرش دخترم جلوگيري کردند، حتي کسي حاضرنشد در اين خصوص پاسخي بدهد.
وي گفت: نبايد با يکسري برخوردهاي سليقهاي جوانان را سرخورده و نااميد کرد.
مديرکل روابط عمومي شرکت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران نيز دراين مورد طي نمابري پاسخ داد: "درخصوص درخواست خانم سميرا نوروزي قابل ذکر است که نامبرده براساس ضوابط جاري ومدارک مورد لزوم درآزمون ورودي شرکت نموده و نيز موفق شده است."
"جبار فرجي" در ادامه توضيحات شرکت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران روز يکشنبه به خبرگزاري جمهوري اسلامي مرکزاستان تهران، افزود: " با عنايت به ساختارسازماني "هما" و کادر پروازي مورد نياز عمليات، مشابه ايشان تعداد ديگري از داوطلبان هستند که مراحل آزمون ورودي را با موفقيت طي نموده، معهذا به لحاظ سازمان فعلي در اولويت بعدي جذب داوطلب قرارگرفتهاند." فرجي اعلام کرد: "در صورت عدم تکميل پذيرش دانشجوي خلباني، به ترتيب شرايط ملحوظ شده ازاولويتهاي بعدي منجمله مشاراليها بهمنظور جذب داوطلب استفاده خواهد شد."

Celine
07-07-2009, 19:52
«۹۹ به يك» نسبت خلبانان مرد به زن در دنيا

معاون هوانوردي و امور بين الملل سازمان هواپيمايي كشور مي گويد: «صنعت هواپيمايي هيچ گونه تفاوتي ميان خلبان زن و مرد قائل نيست و هر فرد توانمندي مي تواند داوطلب خلباني باشد اما حضور در اين عرصه با وضعيت زندگي زنان همخواني ندارد و اين مسأله تنها مختص ايران نيست و در بيشتر كشورها كاملاً مشهود است و به همين خاطر حضور خلبانان مرد در دنيا نسبت به زنان ۹۹ به يك است».
وي به ساعت هاي طولاني پرواز در طول روز اشاره مي كند و مي گويد: «بيشتر زنان تمايل چنداني به فعاليت مستمر خلباني با تغييرات و شرايط ويژه ندارند و ترجيح مي دهند با وسايل پرنده كوچك فعاليت هاي آموزشي، خدماتي و تفريحي انجام دهند كه تنها در زمان هاي معين و مشخص و به صورت آزادانه تر پرواز كنند».
وی ادامه مي دهد: «در حال حاضر تمامي زناني كه گواهينامه پرواز مي گيرند مي توانند بدون هيچ گونه منعي پرواز كنند و استفاده نكردن ايرلاين ها از زنان در خطوط هوايي، دليلي بر منع قانوني آنها از پرواز نيست». وي تصريح مي كند: اگر تعداد خلبان زن در كشور زياد شود كم كم حضور آنها در خطوط هوايي هم پررنگ تر مي شود، نظير بيشتر مشاغلي كه در گذشته مردانه خوانده مي شدند اما اكنون با حضور تثبيت شده زنان به عرصه اي براي ظهور توانمندي هاي آنها تبديل شده اند».

Emad-Aviation
08-07-2009, 01:09
برابري زن و مرد به معني اين نيست كه در مقابل 1 خلبان مرد 1 خلبان زن وجود داشته باشه بلكه بايد زمينه و بازار كار براي خانم هايي كه به اين حرفه علاقه دارند به بهترين شكل فراهم باشد.به نظر من مردان به دليل مشخصات فيزيكي و روحي براي خلباني مناسب ترند همين طور كه در كارهاي بسياري خانم ها داراي كارايي بهتري هستند.

Behrang
08-07-2009, 09:57
به كارگرداني فرحناز شريفي؛ «خلبان هاي زن» مستند مي شوند

مستندي با موضوع حضور خلبانهاي زن در تاريخچه پرواز ايران به كارگرداني فرحناز كريمي و تهيهكنندگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ساخته ميشود.

«فرحناز شريفي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: اين مستند در رابطه با حضور خلبانهاي زن در تاريخچه پرواز ساخته ميشود و تاكنون تحقيقات بخشي از كار انجام شده است.
وي در ادامه اظهار داشت: در اين مستند تمركز ما روي خانمهايي است كه در حال حاضر خلباني ميكنند و ما قصد داريم در اين مستند اين افراد را به تصوير بكشيم.
شريفي در پايان تصريح كرد: براي اين مستند هنوز نامي انتخاب نكردم و در حال حاضر يك سري مشكلات براي توليد اين فيلم وجود دارد همچنين اين مستند در مدتزمان 40 تا 50 دقيقه توليد ميشود.

داوديان
08-07-2009, 11:20
آقا ما كه آخرش هم نتونستيم بفهميم به چه ساز بانوان جامعه عمل بپوشونيم .
اگه بهشون كار نديم اونوقت مي گن ما هم انسانيم و مي خواييم همپاي آقايون كار كنيم . ( البته از روي حسادته :D :D , ما مي دونيم اما بهشون نگين كه ما مي دونيم B-) )
اگه كار بديم و تو كار به اندازه آقايون ازشون كار بخواييم مي گن ما جنس لطيفييم . يه كم مراعات ما رو بكنيد . ~x( ~x( :-17
آقا اگه كسي فهميد آخرش چي ميشه به من نگه . چون اصلا با اونوريا كاري ندارم :-B

Celine
08-07-2009, 11:31
اولين خلبان زن ايراني ، خلبان هواپيماي جت

شهلا ده بزرگي

[Only registered and activated users can see links]

خلبان سازمان هواپيمايي کشور
-داراي گواهينامه خلباني بازرگاني
-داراي درجه ريتنيگ معلم خلباني درجه 1
-داراي درجه ريتينگ پرواز با دستگاه ريتينگ اينسترامت
-اخذ تايپ هواپيمايي جت فاکلن
-گذارندن دوره پرواز فلايت چک
-آموزش خلباني به دانشجويان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، کميته انقلاب اسلامي، نيروي دريايي، جهاد سازندگي و شرکتهاي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران و خدمات هوايي آسمان و ساير ارگانهاي مملکتي
-شرکت در پروازهاي ديده باني در جنگ تحميلي
-حضور فعالانه در دوران جنگ تحميلي
-متاهل داراي دو فرزند

در پستهای آینده بیوگرافی این عزیز را قرار خواهم داد.

Shahrokh
08-07-2009, 11:35
آقا ما كه آخرش هم نتونستيم بفهميم به چه ساز بانوان جامعه عمل بپوشونيم .
اگه بهشون كار نديم اونوقت مي گن ما هم انسانيم و مي خواييم همپاي آقايون كار كنيم . ( البته از روي حسادته :D :D , ما مي دونيم اما بهشون نگين كه ما مي دونيم B-) )
اگه كار بديم و تو كار به اندازه آقايون ازشون كار بخواييم مي گن ما جنس لطيفييم . يه كم مراعات ما رو بكنيد . ~x( ~x( :-17
آقا اگه كسي فهميد آخرش چي ميشه به من نگه . چون اصلا با اونوريا كاري ندارم :-B

دوست عزيز اينطور هم نيست. خوشبختانه در سالهاي اخير سطح فرهنگي در كشور رشد كرده و الان در برخي محيطهاي كار هيچ اختلافي بين خانومها آقايان نيست. اين نكته رو بايد در نظر داشت در جوامع پيشرفته حقيقتا هيچ تفاوتي در اجتماع بين خانومها و آقايان نيست و ما هنوز تا رسيدن به چنين نقطه اي راه زيادي داريم. متاسفانه بسيار ديدم كه در محيط هاي صنعتي حضور خانومها مورد تمسخر برخي آقايان كوته نگر قرار ميگيره كه باعث تاسف هست. هم مرد سالاري و هم زن سالاري در يك جامعه سالم و پويا مردود هستند و آنچه كه صحيح است شايسته سالاري هست

mohammad razzaghi
08-07-2009, 12:08
آقا ما كه آخرش هم نتونستيم بفهميم به چه ساز بانوان جامعه عمل بپوشونيم .
اگه بهشون كار نديم اونوقت مي گن ما هم انسانيم و مي خواييم همپاي آقايون كار كنيم . ( البته از روي حسادته :D :D , ما مي دونيم اما بهشون نگين كه ما مي دونيم B-) )
اگه كار بديم و تو كار به اندازه آقايون ازشون كار بخواييم مي گن ما جنس لطيفييم . يه كم مراعات ما رو بكنيد . ~x( ~x( :-17
آقا اگه كسي فهميد آخرش چي ميشه به من نگه . چون اصلا با اونوريا كاري ندارم :-B

دوست عزیز مشکل دقیقا همینجاست که برخی آقایان حس میکنند که آنها باید برای خانمها تصمیم بگیرند، مثلا به خانمها کار بدهند یا ندهند، یا اینکه از خانمها کار بخواهند یا نخواهند.
هر وقت این دیدگاه اصلاح شد، بقیه مشکلات بین خانمها و آقایون هم حل خواهد شد.

Celine
08-07-2009, 13:00
[Only registered and activated users can see links]

از پيدايش تاريخ علاقه و عشق به پرواز در اغلب انسانها وجود داشته و سرانجام با پيشرفت علم، اين آرزو به واقعيت بدل گشت.شهلا ده بزرگي اولين خلبان زن ايراني است که پيش از انقلاب مدرک خلباني خود را اخذ کرده است ، او و شوهرش هر دو خلبان هستند و از پرواز لذت مي برند.اين بانوي خلبان ايراني که پنجاه ويکمين سال زندگي خود را تجربه مي کند مي گويد : در سال 1336 در شيراز به دنيا آمدم ، پدرم کارگاه شيرواني و کولرسازي داشت ، از همان دوران کودکي عاشق هواپيما ، پرواز و خلباني بودم. در سال 1353 هنگامي که در سال سوم تجربي درس مي خواندم متوجه فراخوان باشگاه خلباني شدم و در آن باشگاه ثبت نام کردم، در آن دوره ها، ابتدا آموزش مدل سازي را فراگرفتم و پس از آن به مباحث تئوري و عملي رو آوردم و سپس به مباحث پرواز پرداختيم ، با وسايل پرواز آشنا شدم، هر چه جلوتر مي رفتيم کار سخت تر مي شد. بعضي ها خودشان رها مي کردند و مي رفتند؛ در واقع مي فهميدند که معناي تمايل با عشق و علاقه فاصله مشهود و مشخصي دارد. بعضي ها هم نمي توانستند که ادامه بدهند، تلاش کرده بودند اما بايد رها مي کردند. مثل کوهنوردي که ريه هايش بنيه عبور از ارتفاع چهار هزارمتر به بالاتر را ندارد؛ آن هم باوجود همه علاقه و پشتکارش. براي همين در هر مرحله تعدادمان کمتر و کمتر مي شدو آخرين پله، پرواز بود.ده بزرگي هر پرواز را يک تجربه تازه و يک خاطره مي داند. او اولين پرواز را با استاد خلبان به روشني در حافظه دارد. ابرهاي تيره و تپش قلب و شوق و شور دست يافتن به روياها و آرزوها آن قدر نيرومند هست که روي نوار حافظه حک شود، همان طور که صحبت کردن درباره نخستين پرواز بدون مربي و تنهايي در آسمان براي تمام عمر مي تواند غرورآميز قلمداد شود. همان طور که ما از روي زمين، خط سفيد عبور يک هواپيما را روي سينه آبي آسمان مي بينيم و براي لحظه اي دست کم به آن خيره مي شويم و مي خواهيم تصور کنيم آن خلبان چه حالي دارد وبا چه سرعتي در پرواز است، ده بزرگي حالا خلبان است. روياي کودکي و علاقه نوجواني براي او ديگر آرزو نيست اما وقتي به راه رفته نگاه مي کند مي گويد: به زحمتش مي ارزيد.
اودر پاسخ به اين سوال که از اين که اولين خلبان زن هستيد چه احساسي داريد مي گويد:
خب به هر حال اين واقعيتي است که اول بودن ناخودآگاه غرور آفرين است، ولي به نظرم انسانيت مهمتر از اولين بودن استاين بانوي خلبان در خصوص خلبان شدنش گفت : تصور نمي کنم بتوانم واژه هايي به جز علاقه فراوان براي پاسخ دادن به اين پرسش پيدا کنم ، هر کس در سنين جواني به چيزهايي که اهداف آينده اش را مي سازد فکر مي کند ، طبيعي است من هم در راستاي علاقه شخصي خود و امکانات آن زمان و به فضل خداوند اين شغل به عنوان هدفم قرار گرفت و موفق شدم. او در رابطه با جايگاه خلبانان زن در ايران گفت : با گذشت زمان و با حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي ، جامعه پذيراي بانوان در فعاليت هاي گوناگون شده است و با عنايت به اين مسئله در حال حاضر در ايران زنان عهده دار مشاغلي نظير مشاوره رياست جمهوري ، وکالت و يا حضور در مجلس شوراي اسلامي به عنوان نماينده و ... هستند جايگاه زن در ايران بسيار تغيير کرده و به جايگاه اصلي خود نزديکتر شده اند. شهلا ده بزرگي که خلباني جت فالکن را بر عهده دارد مسووليت پرواز و بازرسي کليه دستگاه هاي ناوبري فرودگاه هاي کل کشور را نيز بر دوش مي کشد ده بزرگي در خصوص فعاليت هاي جانبي ديگرش اين چنين مي گويد : علاوه بر اين که در ماه بايد 20 ساعت پرواز داشته باشيم در پستهاي اداري مشغول به کار هستم . از جمله مديريت آموزش ، عمليات و کار در مراکز خلباني ، کارشناسي دفتر استاندارد پرواز را هم بر عهده دارم. او در باشگاه خلباني، ،آموزش هواپيماهاي گوناگوني از قبيل:
بونانزا(Bonanza) سسنا (Cessna) پايپر (pipper) ، توباگو (Tobago) ، تي بي ??(??(Tb و ..
را بر عهده داشته داشته است. اودر زمان هشت سال دفاع مقدس نيز همگام با ديگر همکاران مرد فعاليتهاي زيادي داشته است. اودر پاسخ به سوالاتي که درمورد پرواز در زمان جنگ ايران وعراق پرسيده شد، مي گويد: من هم پا به پاي آقايان پرواز مي کردم و ساعت پرواز جنگي ام همسان با بقيه است. ما بنا به نوع ماموريتمان مرتب تقسيم مي شديم. يک گروه در تهران و گروهي در اهواز، اصفهان، دزفول، شيراز و ... پرو از مي کرديم و ماموريتمان را انجام مي داديم، آن زمان زياد احساس ترس نداشتيم. يعني همه با دل و جان مي خواستيم يک جوري به مملکت خدمت کنيم.آيا در آن هنگام علاوه بر آموزش، مسووليت ديگري هم داشتيد؟
علاوه بر اينکه معلم بودم در مقام معاون آموزش عمليات باشگاه خلباني هم فعاليت مي کردم..
اين درست است که مي گويند واژه ترس براي خلبانان مفهومي ندارد؟
اصلا اين طور نيست. بالاخره ما هم انسان هستيم. بله... شايد در لحظه حادثه نترسيم ولي بعدش تازه مي فهميم چه خطراتي از سرمان گذشت.
چه خطراتي در زمان جنگ شما را تهديد مي کرد؟
خطرات زيادي داشتيم. مثلا وقتي وضعيت قرمز مي شد و ما در آسمان بوديم، چه خانم و چه آقا طبيعي بود که بترسيم. ترس از اصابت موشک، هواپيماهاي دشمن، خود مشکلات پرواز و ... همه خطرآفرين بودند. ولي در آن شرايط ما بايد انجام وظيفه مي کرديم. باور کنيد گاهي به قدري پرواز مي کرديم که از خستگي جلو رويمان را نمي ديديم و وقتي پياده مي شديم، احساس مي کرديم مي خواهيم زمين بخوريم.



وي تمامي دوره هاي خلباني را در ايران گذرانده و هم اکنون در سازمان هواپيمايي کشوري مشغول به کار است.او در خصوص آشنايي و ازدواجش با خلبان ميرزايي مي گويد : ما با يکديگر همکار بوديم ، خب به هر حال در رفت و آمدها يکديگر را مي ديديم اما ازدواج ما کاملا سنتي انجام شد و ثمره اين ازدواج نيز دو پسر است که در مقطع دبيرستان مشغول به تحصيل هستند. ده بزرگي در خصوص خاطرات بياد ماندني پرواز مي گويد : سفري که پس از ازدواج با همسرم داشتيم ، که آن سفر براي من بسيار خاطره انگيز بود چرا که به همراه شوهرم در آسمان بوديم، به جز اين سفر سفري بود که همسرم خلباني هواپيما را بر عهده داشت و من و پسرانم به عنوان مسافر در آن هواپيما حضور داشتيم و اين پرواز براي فرزندانم به ياد ماندني بود.



اين بانوي خلبان در خصوص گذراندن اوقات فراغت خود به خبرنگار ايونا مي گويد : اوقات فراغتي براي ما باقي نمي ماند اما سعي مي کنم از کوچکترين فرصتي استفاده کنم و بيشتر وقت خود را با خانواده ام سپري کنم و ورزش شنا را به شکل تقريبا حرفه اي آموخته ام و انجام مي دهم .



ده بزرگي در پايان اين گفتگو ميگويد: افرادي که به اين حرفه علاقمند هستند بنا به علاقه خود مي توانند به اين حرفه رو بياورند ، اما يک سري فاکتورهايي را هم بايد در نظر گرفت از جمله اينکه داراي روحيه اي خستگي ناپذير باشند ، صبر و شکيباي را سر لوحه کار خود قرار دهند از طرفي جامعه نسبت به گذشته تفاوت هاي زيادي هم کرده است ، با اين حال خانم هاي کمي در اين حرفه مشغول به فعاليت هستند به همين خاطر در اين جمع کوچک بانوان بايد وجهه رفتاري خود را حفظ کنند.

AMIN TOMARI
08-07-2009, 14:36
ممنون از Celine
فقط جساراتا در پست اولتون من تصحیح میکنم دارای ریتینگ اینسترومنت (پرواز به کمک آلات دقیق)

جا داره تشکری وِیژه داشته باشیم از Celine و دوستان فعال در انجمن مورد ظلم واقع شده پرواز و خلبانی
باشد که این انجمن به همت دوستانمون جانی تازه و رونقی دوباره بگیره
[Only registered and activated users can see links]

Mahmood Mokhtari
08-07-2009, 16:07
آقا ما كه آخرش هم نتونستيم بفهميم به چه ساز بانوان جامعه عمل بپوشونيم .
اگه بهشون كار نديم اونوقت مي گن ما هم انسانيم و مي خواييم همپاي آقايون كار كنيم . ( البته از روي حسادته :D :D , ما مي دونيم اما بهشون نگين كه ما مي دونيم B-) )
اگه كار بديم و تو كار به اندازه آقايون ازشون كار بخواييم مي گن ما جنس لطيفييم . يه كم مراعات ما رو بكنيد . ~x( ~x( :-17
آقا اگه كسي فهميد آخرش چي ميشه به من نگه . چون اصلا با اونوريا كاري ندارم :-B

دوست عزيز اينطور هم نيست. خوشبختانه در سالهاي اخير سطح فرهنگي در كشور رشد كرده و الان در برخي محيطهاي كار هيچ اختلافي بين خانومها آقايان نيست. اين نكته رو بايد در نظر داشت در جوامع پيشرفته حقيقتا هيچ تفاوتي در اجتماع بين خانومها و آقايان نيست و ما هنوز تا رسيدن به چنين نقطه اي راه زيادي داريم. متاسفانه بسيار ديدم كه در محيط هاي صنعتي حضور خانومها مورد تمسخر برخي آقايان كوته نگر قرار ميگيره كه باعث تاسف هست. هم مرد سالاري و هم زن سالاري در يك جامعه سالم و پويا مردود هستند و آنچه كه صحيح است شايسته سالاري هست

با سلام
در این میان تفکری میانه هم وجود دارد.
تساوی حقوق زن و مرد به این نیست که این دو دقیقا کارهای یکدیگر را انجام دهند.
هر کدام از این دو جنس توانایی های خاص خودشان را دارند.
عقلانی است که از هر جنسی متناسب با آن انتظار داشت.
در مکتب اسلامی زنان از ارزش والایی برخوردارند.
در اعتقادات اسلامی از زنان به عنوان " ریحانه " یاد شده است.
زنان ایرانی نیز از این اعتقاد بی بهره نبوده اند.
گر چه زنان هم بتوانند کار مردان از عهده کارهای مردان برآیند ولی انتظار انجام کار مردان توسط زنان بی انصافی در حق زنان خواهد بود.
خلقت مرد متناسب کار و سختی است.
استفاده از زنان در مشاغل سخت و خشن , کاستن از ارزش زنان خواهد بود.
در کشورهای استعماری برای هرچه بیشتر بهره بردن از زنان , با بهانه تساوی حقوق زن و مرد این جنس با احترام را در اشتغال به کارهایی که در شان آنان نیست بی حرمت نموده اند.
چند سال پیش تحقیقی از ژاپن را در یکی از مجلات مطالعه مینمودم بسیار جالب بود.
در این تحقیق ژاپنی ها به این نتیجه رسیده بودند که اگر زنان به جای اشتغال در ادارات و کارخانه ها و . . . در منزل بیکار باشند و فقط به تربیت صحیح فرزندان خود و آرامش بخشی به همسران خود مشغول باشند منافع غیر مستقیم عاید شده حاصل از این اقدام , جامعه ژاپن را به سوی رشد و تعالی سوق خواهد داد.
مشکلات ناشی از این اشتغال برای جامعه ژاپن بیش از منافع آن بوده است.
مشاغلی سختی چون عمران و راه سازی , معدن , کار در کارگاه های صنعتی و خطرناک , آتش نشانی , . . . در شان زنان محترم نیست.
چنانچه برای برخی از مشاغل گریزی جز استفاده از زنان نیست.
تصور کنید یک مهد کودک در اختیار یک مرد باشد.
با اولین ناله کودک بیچاره , مرد تحمل خود را از دست داده و سعی دارد کودک را با فریاد خود آرام نماید.
تجربه استفاده از زنان در دوره های دبستان تجربه ای بسیار موفق بوده است.
در حالی که مردان در این دوره از موفقیت لازم برخوردار نبوده اند.

در عرصه بازیگری میتوان به یک مرد نقش زنانه و به یک زن نقش مردانه داد.
بازیگر اگر از هنرمندی لازم برخوردار باشد باید بتواند از عهده نقش اش برآید.
اما این جابجایی مستلزم صرف هزینه برای گریم , صرف زمان برای مشاهده , یادگیری و تمرین نقش میباشد.
آخرالمر هم معلوم نیست که اجرای خوبی داشته باشد.
در حالی که اگر نقش زنانه به زن و نقش مردانه به مرد واگذار گردد بالقوه و بالفعل موفق خواهد بود.

اگر هر فرد یا جنس را متناسب با خلقت او بکار گیرند نتایج البته مثبت خواهد بود.

شاید شغل تربیت فرزندان در میان ما شان خود را از دست داده است.
این شغل والاترین شغل در جوامع انسانی است.

هر چه بلا بر سر ما می آید از بی توجهی به این مهم بوده است.

در جامعه کنونی ما که مردان برای تشکیل زندگی به کار احتیاج دارند و فرصت های شغلی برای آنان فراهم نیست , اشتغال زنان این فرصت ها را بیشتر کاهش داده و مشکلات اجتماعی این کشور را بیشتر خواهد نمود.

پس علیرغم اینکه کسی با اشتغال زنان مخالفتی ندارد لیکن در حال حاضر با توجه به شرایط موجود در کشور ما , این اشتغال ( اشتغال زنان ) مشکلات اجتماعی را دوچندان خواهد نمود.

ایکاش آنقدر فرصت های شغلی فراهم بود تا زنان هم متناسب با توانمندی های خود با اشتغال در مشاغل مناسب , موجب رشد و ترقی کشور را فراهم می آوردند.

ظاهرا در حال دور شدن از اهداف انجمن هستیم.
انجمن تخصصی هوانوردی کارش به بررسی مشکلات اجتماعی و جامعه شناسی و . . . . کشیده است.
از دوستان عذر خواهی مینمایم.
[Only registered and activated users can see links]

Celine
08-07-2009, 16:30
گفت وگو با جوان ترين خلبان زن ايران: ممنوعيت پرواز به خاطر زن بودن

پرواز آرزوي هر انساني است. سپردن تن به آسمان و از بالاهمه چيز را ريز ديدن. همين اشتياق بود که برادران رايت را به آزمايش پرخطر ترين اختراع جهان دعوت کرد. سال هاي سال پس از تجربه نخستين پرواز، در ايران زني به شوق رهايي در آسمان لاجوردي رنگ به کلاس هاي پرواز مي رود و با تلاش فردي مجوز پرواز با هواپيماها را کسب مي کند اما بنابر قانون نانوشته يي در مجامع پروازي داخل ايران شوق و شور او از يک طرف و دانش و تخصصش از طرف ديگر ناديده گرفته مي شود تا حديث پرواز براي نيمي از جمعيت ايران ناتمام بماند و اينچنين به فهرست مناطق ممنوع براي زنان، بر ابتداي آسمان تابلوي ورود زنان ممنوع را نصب مي کنند. حکايت پرواز ممنوع سميرا نوروزي جوان ترين خلبان زن ايران را با بيان خود او مي خوانيم.



چطور شد که وارد رشته خلباني شديد؟

من از کودکي به پرواز علاقه مند بودم، از 7، 8 سالگي، اما از 12 سالگي به طور آماتور شروع به پرواز کردم.

پرواز را چطور تجربه کردي؟

در فرودگاه دوشان تپه تابستان ها با گلايدر پرواز مي کردم. آن موقع کاري که بزرگ ترها در 6 ماه انجام مي دادند براي من 3 سال طول کشيد چون کم سن و سال بودم و مدرسه مي رفتم. در 15 سالگي جوان ترين دختر خلبان ايران شدم، بعد از دبيرستان در رشته هوانوردي در دانشگاه مشغول به تحصيل شدم و همزمان با هواپيماي اولترالايت در فرودگاه آزادي پرواز مي کردم.

در ايران مدرک خلباني گرفتيد؟

نخير. چون فرآيند خلباني در ايران به دليل وجود متقاضي زياد و کمبود هواپيما هاي آموزشي بسيار مشکل و مستلزم زمان زياد است. زنان هم مشکلات خاص خودشان را دارند. يک قانون نانوشته در اين صنعت وجود دارد که اگر ده زن و ده مرد متقاضي آموزش باشند، طبيعتاً اولويت با مردان خواهد بود. اين روند باعث شد که من براي کوتاه کردن زمان آموزش و انتظار براي پرواز از کشور خارج شوم.

کجا رفتيد؟

رفتم مجمع الجزاير فيليپين. خصوصيات جغرافيايي فيليپين باعث شده که اين کشور يکي از مراکز مناسب براي آموزش پرواز باشد. در آنجا به راحتي مي توانستم به فرودگاه هاي ديگر پرواز کنم. يکي از محاسن پرواز در فيليپين تجربه پريدن در فرودگاه هاي مختلف با ترافيک هوايي زياد است. آن وقت ها با هواپيماي يک موتوره، پايپر 140 و سسنا 172 پرواز مي کردم. گاهي هم با هواپيماي دوموتوره، منتها ساعت پرواز زيادي با آن ندارم.

چرا غيرممکن؟

چون مثلاً در فرودگاه بين المللي مهرآباد معمولاً هواپيماهاي مسافربري و باري پرواز مي کنند و به هواپيماهاي يک موتوره اجازه پرواز نمي دهند.

چند وقت آموزش ديديد؟

13 ماه در مدرسه پرواز آموزش ديدم و در اين مدت مربياني از امريکا و فيليپين ما را آموزش مي دادند. مدرکي که به من دادند هم يک مدرک بين المللي محسوب مي شود. چون مورد تاييد ايکائو بوده و مدارکي که به تاييد ايکائو برسد در تمام کشورها مورد پذيرش است. اما اگر بخواهيد در کشور ديگري استخدام شويد، بايد در آزمون هاي پروازي کشور مقصد هم شرکت کنيد و پذيرفته شويد.

شما وقتي داوطلب استخدام در ايران شديد، مجدداً امتحان داديد؟

بله. برگشتم به ايران و در آزمون سازمان هواپيمايي کشوري شرکت کردم و قبول شدم. الان دو مدرک دارم: يکي از فيليپين و ديگري از ايران.

در فيليپين پيشنهاد کار نداشتيد؟

آنجا به صورت روتين از فردي که فارغ التحصيل مي شود و شرايط لازم براي کار را دارد، دعوت به همکاري مي شود اما من مي خواستم در ايران خدمت کنم.

پس چرا تاکنون در ايران استخدام نشده يي؟

اين پرسش من از مسوولان هواپيمايي ايران و شرکت هاي هواپيمايي است. بعد از تبديل مدارکم اولين جايي که رفتم شرکت هواپيمايي ايران اير بود. آنها اعلام کردند به خلبان نياز دارند. در شرکت نفت، شرکت کيش اير و ماهان هم فرم هاي استخدام خلبان را پر کردم. همه درخواست هايم براي کمک خلباني بود.

برخوردها چگونه بود؟

من بدون هيچ پيش داوري رفتم. اما برخوردهايي که مي ديدم خيلي غيرمنتظره بود چون از قبل مي دانستم يک زن در يکي از شرکت هاي هواپيمايي استخدام شده است. حتي من نزد الهام ، سخنگوي دولت رفتم و ايشان هم استقبال زيادي کردند و نامه يي را براي دکتر حسامي مديرعامل هما فرستادند. بعد از چند وقت که پيگير نامه شدم، کسي جواب درستي به من نداد. فقط اعلام کردند که نامه من به کاپيتان قاسمي معاون عملياتي ايران اير ارجاع داده شده است و من بارها سعي کردم که با ايشان تماس بگيرم اما متاسفانه نه تنها مرا به حضورشان نپذيرفتند بلکه به تماس هاي اينجانب نيز پاسخي ندادند. البته بارها و بارها در مورد موضع گيري سرسختانه ايشان در برابر زنان شنيده بودم. ولله اعلم،

بعد از اين مرحله چه کرديد؟

دي ماه سال گذشته هواپيمايي چابهار آگهي داد که به کمک خلبان نياز داريم و واجدين شرايط مدارک شان را بفرستند، من هم فرستادم، يک ماه بعد ما را دعوت کردند براي امتحان که در محل ساختمان هاي اداري شرکت ايران اير برگزار شد. ما حدوداً 200 نفر بوديم که امتحان داديم اما از اين ميان يکصد نفر را انتخاب کردند. رتبه من زير 100 بود اما هيچ وقت دقيقاً رتبه ها را اعلام نکردند و متاسفانه براي مصاحبه دعوت نشديم.

چرا دعوت نکردند؟

چون زن بوديم.

مگر از اين 200 نفر چند نفر زن بودند؟

4 نفر و هيچ کدام دعوت نشديم. به فاصله يک ماه، هواپيمايي ماهان امتحان برگزار کرد. باز هم ما 4 زن شرکت کرديم. در آن آزمون هم قبول شدم و حتي اين بار با من مصاحبه کردند و رضايت خود را از معلوماتم در مصاحبه اعلام کردند. بعد از سه ماه هيچ خبري نشد. با توجه به تجربيات گذشته ام، رفتم پيش مرعشي نماينده سابق کرمان. وي نامه يي به مهندس عرب نژاد نوشتند که خوب است ماهان اولين خلبان زن را به کار گيرد. به اين نامه هم جواب ندادند. حجت الاسلام زادسر نماينده جيرفت هم ضمن تشويق و حمايت اينجانب نامه يي جهت پيگيري کار من در شرکت ماهان نوشتند. نهايتاً گفتند: «خلباني در ايران براي شما شغل نمي شود. اين کار را فراموش کنيد.»

چرا علت خاصي بيان نکردند؟

به خاطر شرايط موجود. به خاطر تبعيض ناشي از اعمال سليقه. چون هيچ منع قانوني براي استخدام زنان در کادر پرواز وجود ندارد. اگر منع قانوني وجود داشت در زمان ثبت نام در کلاس هاي آموزش خلباني اعلام مي کردند فقط مردان و يا به هيچ وجه اجازه شرکت در آزمون را به زنان نمي دادند چه برسد به آنکه تا مرحله مصاحبه پيش روند.

يعني مسوولان شرکت هاي هواپيمايي به توانمندي زنان براي پرواز اطمينان نمي کنند؟

حتي اين هم نيست. چون اگر اينچنين بود شرکت آسمان يک زن را استخدام نمي کرد. بعد اگر هم اطمينان ندارند چرا اين مساله را قانوني نمي کنند. اساساً اگر خلبان شدن زنان مشکل زا است چرا آن را آموزش مي دهند؟ چرا از اول اعلام نمي کنند؟ خلباني حرفه يي است با هزينه بسيار بالا.

وضعيت استخدام زنان در کادر پرواز در ديگر کشورها چگونه است؟

اگر زنان توانمندي نداشتند امروز شرکت هاي معتبر بين المللي گروه زيادي از زن ها را استخدام نمي کردند.در برخي خطوط هوايي دنيا کاپيتان شدن زنان امري بسيار روتين و عادي به شمار مي آيد در حالي که متاسفانه در ايران ورود يک خلبان زن به شرکت هواپيمايي بسيار دور از ذهن و دست نيافتني است و تنها دليل غيرمنطقي آن تبعيض جنسي است. حتي در بعضي از کشورهاي عربي که زنان حق رانندگي ندارند زنان خلبان حق پرواز دارند. اگر توانمندي فيزيکي زنان از مردان کمتر بود شرکت هاي هواپيمايي مدرن ترين هواپيما هايشان را دست زنان نمي دادند. مسوولان کشور به صراحت اعلام مي کنند هيچ ممنوعيت و مخالفتي براي جذب و به کارگيري خلبان زن وجود ندارد، وقتي مخالفت قانوني نيست آيا اين رفتار جز تبعيض جنسي و اعمال سليقه نام ديگري دارد؟

تا حالابه رفتن به خارج از کشور فکر کرده ايد؟

صد درصد. وقتي ببينم امکان اين وجود ندارد که از تخصصم استفاده کنم، دليلي ندارد بنشينم و حسرت بخورم. من تا آنجا که بتوانم تلاش مي کنم که در ايران استخدام شوم. اگر تلاش هايم به بن بست برسد راهي به جز جست وجوي کار در کشور هاي ديگر برايم وجود نخواهد داشت و با تمام عشقي که براي کار و خدمت در کشور عزيز خودمان ايران دارم مجبور به ترک آن خواهم شد. البته اميدوارم با عنايت مسوولان ارشد کشور مشکلاتم برطرف شود و اين براي کسي که از سن 12 سالگي تاکنون تمام تلاشش را به کار برده است، توقع زيادي نيست.

Celine
09-07-2009, 11:14
گفتگوی با کاپتیان نیکو سادات جلالی

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

به رسم كليشه هاي رايج ، ابتدا خودتون رو معرفي نماييد .
نيكو سادات جلالي ام . در سال ۱۳۶۴ متولد شده ام . داراي مدرك كارشناسي زبان انگلیسی و ادبيات و همچنين گواهينامه هاي خلباني PPL و CPL مي باشم .
خانم جلالي اشاره به گواهينامه هاي خلباني فرموديد . لطفآ در مورد هريك از اون ها توضيح مختصري رو بفرماييد .
اصولآ آموزش خلباني از سه مرحله متفاوت شكل گرفته است . كه علاقه مندان بايد آن ها رو سپري نمايند .
الف - مرحله اول PPL است ( Private Pilot Licence ) كه در واقع گواهينامه خلباني " شخصي " تلقي مي شود . در اين مرحله دانشجو بعد از گذراندن كلاس هاي زميني كه در آن با مفاهيم اصولي پرواز آشنا مي شود ، و بعد از چهل ساعت پرواز به سازمان هواپيمايي كشوري معرفي مي شود . و در اين جا بعد از گذراندن امتحان تئوري و عملي اگه قبول شد ، اين گواهينامه رو دريافت مي نمايد .

ب - مرحله دوم CPL است ( Commercial Pilot Licence ) كه در اصطلاح همان گواهينامه خلباني بازرگاني است . براي دريافت اين مدرك بايد بعد از سپري كردن كلاس هاي زميني كه در بالا به آن اشاره نمودم و پس از ۱۱۰ ساعت پرواز ، براي امتحان و اخذ گواهينامه به سازمان هواپيمايي كشوري مراجعه كرده و پس از امتحانات تئوري و عملي در صورت موفقيت مدرك را دريافت مي كنند .

ج - مرحله سوم IR است ( Instrument Rating ) در اين مرحله دانشجو همانند مراحل قبلي بعد از سپري كردن كلاس هاي زميني مربوطه که مدت آن چهار ماه است و ۴۰ ساعت پرواز ( که ۲۰ ساعت آن با سیملاتور است و ۲۰ ساعت دیگر آن با هواپیماست ) ، با ادوات ناوبري هواپيما كه به " خلبان بدون ديد " معروف است ، در صورت موفقيت خلبان ناميده مي شود .

شما در مراحل فوق اشاره به پرواز نموديد . ممكن است بفرماييد چند ساعت آن را با استاد و چند ساعت آن را مستقل " سلو " پرواز كرديد ؟
در مرحله اول بايد ۱۴ " Ride " ( سورتي ) با استاد پرواز كرد . بعد از فراگيري مفاهيم و آموزش هاي لازم یک سورتي هم به صورت مستقل ( Solo ) پرواز كرد . به عبارتي از ۱۵۰ ساعت پروازي كه در زمان اموزش انجام مي دهيم ، ۷۰ ساعت آن به صورت مستقل و سلو است .
دخترم چه عواملي سبب شد كه به پرواز علاقه مند بشي ؟
يادمه در سن نوزده سالگي وقتي در سال دوم دانشگاه در رشته زبان و ادبيات انگليسي تحصيل مي كردم ( تقريبآ دو سال پيش ) يك روز به طور اتفاقي مشغول تماشاي يك برنامه تلويزيوني بودم كه در آن خانم خلباني به نام " شمس " در باره خلباني و شرايط آن توضيح مي داد . در اين برنامه همچنين صحنه هايي از سلو شدن ايشون رو نشان مي داد . راستش رو بخواهيد خيلي به اين حرفه علاقه مند شدم . و از آن پس در باره خلباني و شرايط ثبت نام آن به تحقيق پرداختم .
قبل از مشاهده آن برنامه تلويزيوني ، آيا اشتياقي به اين حرفه داشتي ؟
بله ... من از همون ايام نوجواني آسمان و پرواز رو خيلي دوست داشتم . در حقيقت اين برنامه تلويزيوني سبب روي آوردن من به اين خواسته ام گرديد .
نظر خانواده ات بعد از شنيدن تصميم جديدت چي بود ؟
من ابتدا با مادرم در مورد تصميمي كه گرفته بودم صحبت كردم . او خيلي از اين موضوع خوشحال شده و تشويق ام نمود كه حتمآ به اين رشته روي بياورم . به عبارتي مشوق اصلي من براي خلبان شدن مادر عزيزم بود . به همين دليل به طور جدي مشغول تحقيق و پرس و جو در باره موسسات مختلفي كه به مشتاقان حرفه خلباني اموزش مي دهند پرداختم . كه در نهايت آموزشگاه خلباني " آرتا كيش " را خيلي مناسب تشخيص داده و در آن ثبت نام نمودم .
مي شه بگي بيشتر روي چه موضوعاتي تحقيق مي كردي ؟
همان طور كه اشاره كردم هم زمان در دانشگاه هم درس مي خواندم . لذا پايه اصلي تحقيقات ام روي زمان كلاس هاي پرواز ، ساعات پرواز ، هزينه ها و اعتبار آموزشگاه بود . كه بعد از يك ماه تحقيق و مطالعه آموزشگاه " آرتا كيش " رو برگزيدم . هزينه اموزش خلباني ام رو هم پدرم متقبل شد . اين رو هم اضافه نمايم كه شرايط تحصيل و آموزش هم زمان برايم خيلي سخت و دشوار بود . كه تمام اين ها رو با تشويق هاي دلسوزانه مادر عزيزم به راحتي تحمل كرده و توانستم با برنامه ريزي صحيح از پس آن ها برآيم . شما تجسم كنيد خونه ما در شرق تهران است و من براي گذراندن كلاس هاي خلباني به غرب تهران ( شهرك اكباتان ) امده و براي پرواز به فرودگاه پيام در كرج مي رفتم .
وقتي آموزشگاه آرتا كيش را انتخاب كردي ، اون ها چه مداركي ازت خواستند ؟ و بعد از بستن قرارداد چه دوره هايي رو گذروندي ؟
ابتدا يك معرفي نامه پزشكي دادند تا بروم معاينه شوم . در مركز پزشكي حسابي معاينه ام نمودند . كه شامل نوار قلب و اكو گرافي و خيلي آزمايشات مختلف مي شد . بعد از اين كه آقايون اطباء تشخيص دادند سالم هستم ، نامه ان ها رو به آموزشگاه آرتا كيش بردم . مهر ماه ۱۳۸۴ بود كه اون ها با من قرارداد منعقد نمودند . و رسمآ از اون تاريخ به عنوان دانشجوي خلباني پذيرفته شدم . ابتدا حدود يك ماه زبان انگليسي عمومي خوندم . و چون زبان ام قوي بود مدت دو هفته كلاس زبان تخصصي رو گذروندم . و بعدش دوره هاي تخصصي رو طي كردم . اين آموزش ها شامل : آيروديناميك ، موتور هواپيما ، هواشناسي ، انيكس ( مقررات صنعت هوانوردي ) ، ناوبري ، فيزولوژي و غيره بود . كه خيلي راحت آن ها رو آموختم . شيوه آموزش خيلي عالي و در سطح بالايي قرار داشت . محيط اموزشگاه خيلي صميمي و جدي بود . نظم و انضباط شديدي حاكم بود .
از احساس اولين روزي كه با استاد داخل كابين نشستي بگو ...
بعد از اتمام كلاس هاي آموزشي به فرودگاه پيام معرفي شديم . حدود يك هفته هم در اين فرودگاه كلاس هاي توجيحي رو گذرونديم . بعد از گرفتن امتحان به خط پرواز معرفي شديم . روز اولي كه قرار بود پرواز هايمون رو رسمآ آغاز كنيم راستش رو بخواهيد هيچ گونه ترس و واهمه اي نداشتم . فقط خيلي كنجكاو بودم ... ساعت ۱۰ صبح بود كه به اتفاق استاد خلبان " كاپيتان نيكخوي " به پاي هواپيما رفتم . بعد از بازديد هاي اوليه هواپيما به اتفاق داخل كابين نشستيم . كاپيتان بعد از تماس با برج مراقبت اجازه روشن كردن موتور هواپيما رو گرفت .. دقايقي ديگر بعد از گرفتن اجازه خزش به سمت باند اصلي رفتيم . و متعاقب آن هواپيما به آسمان بلند شد . خيلي خوشحال بودم . حدود يك ساعت پرواز در ارتفاع ۵۵۰۰ پايي واقعآ لذت بخش بود . ابر ها و مناظر در زير پايم خيلي دل انگيز و زيبا به نظر مي امدند ... و اين عمل هر روز با يك ساعت پرواز تكرار مي شد .
پرواز سلو معمولآ خيلي خاطره انگيز است ... از اون ايام بگو
بعد از دو هفته پرواز با استاد در فرودگاه پيام ، براي پرواز سلو آماده شده بوديم . طبق مقررات ابتدا يك استاد ديگر دانشجو رو چك مي كند . اگر او تآئيد نمود ، براي پرواز مستقل معرفي مي شويم . يادمه كاپيتان " رهبر " من را چك كرد . و با نمره قبولي او براي پرواز مستقل معرفي شدم . روز اولي كه قرار بود تنها پرواز نمايم برام خيلي خاطره انگيز است . قرار بود همه اون كارهايي كه با استاد انجام داده بودم به تنهايي انجام دهم . ابتدا هواپيما رو بازديد كرده و سپس با برج تماس گرفتم .. بايد به برج مي گفتم كه پرواز سلو است . از اين كه طبق معمول كسي كنارم نبود ، يه احساس غريبي داشتم . شايد كمي هم ترسيده بودم .. بعد از خزش به اول باند رفته و تيك آف نمودم .. تك و تنها بر روي آسمان پهناور ايران .. در تمام مدت پرواز سعي كردم وظايف ام رو به نحو احسن انجام دهم . چند دور چرخيده و طبق آموزش هايي كه ديده بودم پرواز را به تنهايي انجام دادم . وقتي به زمين نشستم اين دوستانم بودند كه با پاشيدن يك سطل آب خنك ورودم رو به دنياي پر نشاط خلباني تبريك گفتند ....
آيا در حال حاضر خلبان خانم در خطوط هوايي كشور پرواز مي كند ؟
تا آن جا كه من مي دانم تنها يك خانم ( همون خانم شمس كه در تلويزيون ديدم ) در شركت آسمان به عنوان خلبان دو پرواز مي كند .. ولي خانم هاي ديگري كه مدرك خلباني دارند در هيچ خطوط هوايي كشور پرواز نمي كنند .
آيا فكر مي كني به آرزوهايت رسيدي ..؟ يا هنوز هم آرزو هاي ديگري داري ؟
البته من به آرزوهاي اوليه ام رسيده ام . و مدرك خلباني رو در جيب دارم . ولي خيلي دلم مي خواهد با فرهنگ سازي راه براي ما خانم هاي خلبان باز بشه ... تا ما هم مثل آقايون در خطوط هوايي ايران پرواز نماييم . در حال حاضر علاوه بر ترجمه در رشته تحصيلي خودم تدريس مي كنم . و منتظرم شايد يك روزي هم به ديگر آرزويم برسم .
برات آرزوي موفقيت مي كنم . :-20

Celine
11-07-2009, 15:59
گفت و گو با بانوي خلبان ايران خانم ده بزرگی

_خانم ده بزرگي، چه شد كه به فكر پرواز افتاديد؟

من از زمان كودكي به اين كار علاقه داشتم. براي من فرقي نداشت كه حتماً خلبان بشوم يا چترباز و … به هر چيزي كه به هوا و فضا مربوط مي شد، علاقه نشان مي دادم و به اين موضوعات زياد فكر مي كردم. همان طور كه گفتم، مدام به كاري مي انديشيدم كه در آسمان باشد، ولي زياد به ريز ماجرا پايبند نبودم. شايد هم فكرم نمي رسد كه واقعاً بايد به چه فكر كنم و يا خواسته ام در آينده چيست؟ اصولااين علاقه از بچگي در ذهنم بود.

_يعني فقط در آسمان بودن هدف شما بود؟

نه، دليل ديگري هم داشت، هميشه دوست داشتم شغلي ماوراي ديگران داشته باشم!! اگر حمل بر خودستايي نمي كنيد از همان كودكي هر شغل و حرفه اي را كه مي ديدم و مي شنيدم به خودم مي گفتم خوب، اين شغل ها را همه دارند، پس بايد به دنبال چيزي باشم كه هيچ كس ديگر نداشته باشد. البته اين تفكر مربوط به دوران كودكي و نوجواني ام مي شود، ولي در پاسخ به سؤال شما بايد عرض كنم، انگيزه اصلي ام همان علاقه بود و بس.

_از چه سالي به علاقه تان رنگ واقعيت داديد؟

از سال 1353 وارد اين كار شدم، اما در آن سال هنوز موفق به اخذ ديپلم نشده بودم و در دوره دبيرستان هم واقعاً به اين كار علاقه مند بودم. در هنگام تعيين رشته هم، مي ديدم كه به هيچ يك از اين رشته ها علاقه ندارم و مرتب با خودم مي گفتم اين رشته ها را نمي خواهم.

_بعد…؟

بعد ، در يك مقطعي (يعني قبل از انقلاب) براي اشاعه فرهنگ، مركز آموزش فنون آن ايام «باشگاه خلباني» نام داشت، از مدارس مختلف، دانش آموزان نسبتاً ممتاز را به همراه شاگرداني كه مسؤولان مدرسه از آنها رضايت داشتند انتخاب مي كردند تا از صفر وارد اين رشته تحصيلي شوند.

_از صفر يعني چه؟

يعني كسي نمي توانست از ابتدا بگويد كه مي خواهم با هواپيما بپرم. مي بايستي از ب بسم الله آموزش را فرا مي گرفتي و آموزش هم شامل مدل بود، بعد هواپيماي گلايدر و … به عبارتي، مي بايستي هواپيما سازي به شكل مدل را فرا مي گرفتيم تا بتوانيم مراحل بعدي آموزش را سپري كنيم و در نهايت به آموزش تئوري و عملي پرواز مي رسيديم.

_درباره باشگاه هوانوردي لطفاً بيشتر توضيح دهيد.

باشگاه هوانوردي كه هم اكنون «مركز آموزش فنون هوايي » نام دارد، داراي 5 شعبه در شهرهاي تهران، تبريز، مشهد، شيراز و اهواز است كه اگر اشتباه نكنم قبل از انقلاب دو شعبه ديگر در شهرهاي كرمانشاه و همدان هم داشت كه فعلاً حذف شده اند و هر كس در ايران مي خواست خلبان بشود بايد از اين فيلتر مي گذشت. (اين باشگاه يكي از مجهزترين و بزرگترين مراكز آموزش فنون در خاورميانه است). متقاضيان آنجا مي آمدند و آموزش خلباني را مي ديدند و سپس جهت اخذ گواهينامه خلباني به سازمان هواپيمايي كشوري معرفي مي شدند و بعد از دادن امتحانات ، گواهينامه دريافت مي كردند و به ارگان هاي مربوطه معرفي مي شدند .

_آيا در آن ايام كه اشاره كرديد، خانم ها هم حضور داشتند؟

بله، هم خانم ها و هم آقايان بودند، - منتهي بعد از آنكه از فيلترهاي مختلف مي گذشتيم، از تعداد افراد كاسته مي شد. مثلاً بعد از اتمام دوره مدل و گلايدر، خود به خود ريزش وجود داشت و تعدادي هم خودشان تمايلي به ادامه نداشتند.

_منظورتان خانم ها است؟

فرقي نمي كرد، حتي آقايان هم مايل نبودند ادامه بدهند. گاهي اوقات مشكلاتي برايشان به وجود مي آمد يا اينكه مي ديدند استعداد كافي براي اين حرفه را ندارند، لذابه آنها اجازه ادامه كار داده نمي شد. اين بود كه از هر مقطعي كه مي گذشتيم، مثل مدل يا گلايدر و با موتور، به همان نسبت از تعداد آقايان و خانم ها كم مي شد و آخرين مرحله آموزش، پرواز با هواپيماي با موتور بود.

_اشاره به هواپيماي مدل كرديد. يعني ساخت مدل ، يا به پرواز در آوردن مدل؟

هر دو كار را انجام مي داديم. ابتدا هواپيماي مدل را به صورت كشي مي ساختيم و پرواز مي داديم. وقتي اين مرحله را تمام مي كرديم. آموزش مرحله بعدي آغاز مي شد و ما مي بايست هواپيماي مدل موتوردار را كه كنترل لاين (Control line) نام داشت مي ساختيم و وقتي كه كامل مي شد به پرواز هم در مي آورديم و در نهايت به ما گواهينامه مدل اعطا مي شد.

_راستي نگفتيد بالاخره ديپلم تان را گرفتيد يا قبل از اخذ آن به باشگاه هوانوردي پيوستيد؟

دو سال قبل از اخذ ديپلم براي اين كار اقدام كرده بودم. يك سال آن را جهت دوره آموزشي مدل گذراندم و سپس به ما اجازه دادند با گلايدر پرواز كنيم، خلاصه گواهينامه را گرفتم. و وقتي كه تمام شد، تازه آموزش با هواپيماي موتوردار آغاز شد. به اين مرحله كه رسيديم، تعداد خانم ها خيلي كم نشد! در اين مرحله پرواز كردن را آموزش دادند در حدي كه ببينند آيا بدن ما آمادگي لازم را دارد؟ يا اينكه آيا اصلاً علاقه اي براي انتخاب اين كار به عنوان حرفه داريم؟

_دراولين پرواز به صورت آزمايشي همه را مي پراندند و سپس ارزيابي مي كردند كه ببينند چه كسي هست، كي نيست. چه كسي علاقه دارد و چه كسي ندارد؟

تمام اين امتحان ها را انجام داديم و چون متوجه شدند هم علاقه دارم و هم نسبتاً دانشجوي تنبلي نيستم! اجازه دادند در حالي كه هنوز ديپلم را نگرفته بودم پرواز را با هواپيماي با موتور شروع كنم. سپس همزمان ديپلم خود را گرفتم.


ادامه دارد...

FaFa
11-07-2009, 17:51
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

.
برات آرزوي موفقيت مي كنم . :-20
چند تا نکته در مورد این پست :
1- از کی تا حالا به کسی که فقط و فقط 200 ساعت با پیستونی پریده میگن کاپیتان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه اینکه بعضی ها با عنوان کاپیتان،کمک خلبان هایی که در ایرلاین کار میکنند را خطاب میکنند،کار کاملا اشتباهیه چه برسه به این !!!!
این اشتباهی است که به درست یا غلط وارد فرهنگ ما شده...من یکبار،یکی از دوستان که در هواپیمایی اتریش نزدیک 4000 ساعت پرواز داره رو کاپیتان صدا کردم،خیلی ناراحت شد و گفت من فعلا کمک هستم نه کاپیتان !!!! بعد تو کشور ما،به دانشجویی که هنوز student pilot نیست میگن کاپیتان !!! مثل دانشجوهای پزشکی که هنوز اسمشون تو روزنامه چاپ نشده بهشون میگن دکتر !!!!

2- مدرک خلبانی فلیپین در اکثر کشور ها اعتبار نداره !!!!

3- هیچ فرقی بین زن و مرد در این رشته وجود نداره...

Mahmood Mokhtari
11-07-2009, 18:22
با سلام
فرید جان
همانطور که میدانیم و در کشور ما هم مرسوم است به رسم ادب و بزرگداشت , به دانشجوی رشته های مهندسی میگوییم مهندس , به دانشجوی پزشکی میگوییم دکتر , . . . .
مگر در کشور عزیزمان چند نفر خلبان زن داریم که بخواهیم آنها را خوار و خفیف نماییم.
در کشور ما برای مردان هم همت بلند لازم است تا به درجات این حرفه دست یابند تا چه رسد به زنان که با مشکلات و موانع عدیده دیگری هم باید دست و پنجه نرم نمایند.
به نظر آن همت بلند در مقابل این عناوین قراردادی , قابل اغماض خواهند بود.
با احترام

Celine
11-07-2009, 19:29
برگی از خاطرات کاپتیان عفت تجارت چی

وقتي برادران رايت براي نخستين بار بر فراز آسمان آبي به پرواز درآمدند اميدي شگرف در ژرفاي قلب انسانها پديدار شد . امروزه سير و سياحت ميان ابرهاي سفيد و خاكستري ديگر نه به عنوان يك رويا بلكه به عنوان صنعتي بيبديل مطرح شده و روزانه هزاران نفر از مردم سراسر كره زمين طي مدت كوتاهي از اين سو به آن سوي دنيا نقل مكان ميكنند . در اين ميان شايد شما نيز با ما همعقيده باشيد كه راندن هواپيما ، شور و التهابي وصف ناپذير دارد و حتي امروز هم پرواز به عنوان يك آرزوي برزگ ، ذهن بسياري از افراد را مشغول خود كرده است . در اين شماره با اشاره به بخشي از خاطرات عفت تجارتچي ، زن قهرماني كه نامش به عنوان نخستين زن خلبان ايران در كتاب بينالمللي « سالار زنان جهان » جاودانه شده نگاهي اجمالي به زندگياش خواهيم داشت .
_______________________________

عفت تجارتچي نخستين كارآموز و زن خلبان ايراني ،متولد 1296 شمسي در سال 1318 به تشويق پدرش وعلاقه بسيار به پرواز در آموزشگاه هواپيمايي كشور نامنويسي كرد . وي در دفترچه خاطراتش نوشته است سال 1313 بود كه از دبيرستان آزرم ديپلم گرفتم و مدتي در بانك ملي و بعد در كتابخانه دانشكده پزشكي به عنوان مترجم زبان فرانسه مشغول كار شدم ،اما از همان كودكي شوق پرواز آرام و قرارم را گرفته بود و بزرگترين آرزويي كه در دل داشتم اين بود كه روزي خلبان شوم به خاطر دارم زماني كه محصل دبستان بودم روزي براي تماشاي فيلم به يكي از سينماهاي تهران رفتم . در اين فيلم خلبان هواپيما هنگام پرواز در دريا سقوط كرد سپس عدهاي به كمكش شتافتند و با زحمت بسيار او را از درون كابين هواپيما وآب بيرون كشيدند اما وقتي خلبان كلاه مخصوص خود را از سربرداشت متوجه شدند كه او يك زن است . يك زن خلبان ! مشاهده اين فيلم روزنههاي اميد را در دلم روشن كرد و باوركردم من هم ميتوانم روزي خلبان شوم . در سال 1318 باشگاه خلباني تأسيس شد و جرايد وقت اعلام كردند جوانان علاقهمند ميتوانند فنون خلباني را در اين باشگاه آموزش ببينند . بنابراين به ساختمان باشگاه در خيابان سعدي رفتم اما عضو آن نشدم . وقتي به خانه آمدم و جريان را به پدرم گفتم او با حيرت گفت چرا براي خلباني نامنويسي نكردي ؟ در جواب گفتم چون هنوز هيچ زني داوطلب اين كار نشده است . پدرم در پاسخ گفت : چه اشكالي دارد كه تو اولين زن خلبان ايراني باشي ! برو هرچه زودتر در باشگاه خلباني ثبتنام كن و من هم پذيرفتم . فرداي همانروز به باشگاه خلباني رفتم و به عنوان اولين زن داوطلب نامنويسي كردم . در آن زمان 22 يا 23 سال بيشتر نداشتم . وقتي مسؤولان باشگاه مرا داوطلب خلباني ديدند سخت متعجب شدند و تحسينم كردند . جرايد وقت هم عمل مرا ستودند و خبر آن را با لحني غرورآميز درج كردند . همين موضوع باعث شد خانمها آينا آوتسيد ، قدسيه فرخزاد ، فخرالتاج منفردي ، عذرا رحيمي ، درخشنده ملكوتي و صفيه پرتوي نيز در باشگاه خلباني نام نويسي كنند . اين ماجرا بيشتر در جرايد وقت سروصدا به پاكرد و روزنامهنگاران مرا مديون خود كردند . وقتي به شمار داوطلبان اين فن افزوده شد مسؤولان باشگاه ما را به فرودگاه «دوشان تپه» دعوت كردند . در آنجا پس از مراسم پذيرايي به هريك از ما لباسي دادند كه شامل يك كلاه مخصوص ، روپوش خلباني ، گوشي تماس با مربي ، كمربند پرواز و چتر نجات بود . در ابتداي كار مربي طرز استفاده از اين وسايل را به ما آموخت ، ناگفته نماند چون اين لباس تا آن زمان فقط براي آقايان تهيه ميشد و به تن خانمها بسيار گشاد و بدقواره بود به هرحال بعد از دو سه جلسه ، لباسهايي به اندازه خود دوختيم و پوشيديم . در اين روز هريك از ما با معلم خود سوار هواپيمايي ساده شديم و پرواز تفريحي كوتاهي انجام داديم . هواپيماهاي تمريني آن زمان «تايگرموس» ناميده ميشدند و روباز بودند . به طوري كه نيمي از بدن سرنشينان از كابين بيرون بود و مربي به همراه سرنشين يا تعليمگيرنده با دو كمربند كه از روي شانهها عبور ميكرد به صندلي خود بسته ميشدند تا هنگام پرواز و عمليات آكروباتي به بيرون پرت نشوند .
يك هفته بعد از نخستين پرواز تفريحي ما برنامه آموزشي بطور جدي دنبال شد . هفتهاي دو روز راهي دوشان تپه ميشديم . مربي در قسمت جلوي هواپيما مينشست و تعليم گيرنده پشت سرش قرار ميگرفت . چندي بعد گروهي افسر و درجهدار نيروي هوايي به مربيان اضافه شدند . در مدت كوتاهي كه پرواز تفريحي انجام ميشد سراپا شور و شوق در من بود و احساس غرور ميكردم . هرگز آن لحظات را فراموش نمي كنم . پس از سه يا چهار هفته پرواز تمريني كه انجام داديم به من اجازه پرواز مستقل دادند . در پرواز مستقل تعليم گيرنده در همان جاي سابق خود يعني پشت خلبان مينشست چون تمام دستگاهها و فرمان هواپيما كه مقابل خلبان قرار داشت ، جلوي شاگرد هم بود و او ميتوانست از آنها به طور يكسان استفاده كند . با اين حال به خاطر اينكه خلبان در كابين نبود و تعادل هواپيما به هم ميخورد يك كيسه شن و ماسه هموزن خلبان به جاي او گذاشته ميشد .
تاريخ شروع كار من پنج مهر 1318 بود و نخستين پرواز مستقيم 27 آبان 1319 انجام شد . در اين فاصله هفتهاي دو بار تمرين كوتاه مدت داشتم . علت اينكه تاريخ نخستين پرواز مستقل خود را به ياد دارم اين است كه همان روز من بهترين لحظههاي زندگيام را سپري ميكردم و پشت ديوان حافظ خود به يادگار نوشتم « پرشكوهترين روز براي يك خلبان ، روزي است كه اولين پرواز آزادش را انجام دهد ، »
پدرم مردي روشنفكر بود و در مورد پيشرفتهاي زندگي من نه تنها كارشكني و بهانهجويي نميكرد بلكه راهنماي مورد اعتمادم بود . در عوض مادرم از اينكه به فراگيري فن خلباني پرداخته بودم سخت در وحشت بود . حتي پدرم به من گوشزد كرده بود در باره نخستين روزي كه پرواز مستقل دارم چيزي به او نگويم . راستش خود من نيز اطلاعي از تاريخ اولين روز پروازم نداشتم و ضمن تمرينات متوجه شدم براي اين كار آماده شدهام و قرار است به طور مستقل پرواز كنم .
در پرواز مستقل يك ربع روي آسمان بودم . اطراف فرودگاه را دور زدم و دوباره به محل سابق فرود آمدم . همه حاضران متوجه من بودند كه چگونه برميخيزم و چطور هواپيما را كنترل ميكنم . به خصوص معلمانم با دقت و وسواس خاص تمام حركاتم را زيرنظر داشتند تا از درصد نتايج تعليمات آگاه شوند . خوشبختانه من زحمتهاي آنان را بيثمر نگذاشتم و از آزمايش سربلند بيرون آمدم . در مرحله پرواز اكروباتي هنوز گرم تمرين عمليات مختلف ، مثل غلت زدن و معلق زدن بودم كه وقايع 20 شهريور اتفاق افتاد و باشگاه خلباني براي مدتي از فعاليت بازماند . در اين گيرودار ازدواج كردم و همراه شوهرم به كرمانشاه و همدان رفتم .
يكي از خاطراتي كه هرگز فراموش نميكنم اين است كه روزي يكي از خانمها پرواز تمريني داشت و ساير هواپيماها نشسته بودند . چشمها به پرواز اين هواپيما دوخته شده بود . وقتي هواپيما برخاست صداي مهيب در فضا پيچيد و من متوجه شدم يكي از چرخهاي آن آويزان است . همين مسأله وحشت عجيبي بين ديگر حاضران ايجاد كرد و پرواز هواپيماها متوقف شد . درهمان موقع روي « ني » كه معمولاً براي تعيين جهت وزش باد در فرودگاه ميگسترانند يك چرخ گذاشتند تا خلبان متوجه شد حادثهاي براي چرخ هواپيمايش رخ داده است . بدين ترتيب معلم هنگام نشستن متوجه نقض فني هواپيمايش شد و آن قدر درآسمان گردش كرد تا بنزين تمام شد ، آمبولانس و دو برانكارد هم حاضر كرده بودند تا اگر سرنشينان هواپيما دچار حادثه شدند فوري به بيمارستان منتقل شوند . در اين ميان حال ما كه شاهد ماجرا بوديم ناگفتني بود . وقتي بنزين هواپيما تمام شد موقع فرود چون يك چرخ نداشت به اجبار با دماغ به زمين نشست و خوشبختانه سرنشينان آن آسيبي نديدند ، فقط قسمت جلوي هواپيما كمي صدمه ديد .
به هرحال ما كار دشواري آغاز كرده بوديم و خوشبختانه به نتيجه هم رسيديم . من هنوز هم وقتي هواپيمايي در آسمان ميبينم به قول معروف هوايي ميشوم و از غرش آن لذت ميبرم . البته در شروع كارم با مشكلاتي نيز روبرو شدم مثلاً بعضي افراد ناشناس به پدرم تلفن ميزدند و به دروغ ميگفتند هواپيماي دخترت سقوط كرده است . در پاسخ به اين محركها گاهي عصباني ميشدم و به پدرم ميگفتم چرا مرا وادار به اين كار كردي و مشوقم شدي تا خلبان شوم . ولي او معتقد بود در ابتداي هركاري مشكلاتي وجود دارد و بايد با صبر و تلاش با آنها مقابله كرد.
آنچه خوانديد تنها گوشهاي از زندگي پرفراز و نشيب « عفت تجارتچي » اين زن سختكوش بود . وي پسرش سينا فياضبخش را هم تشويق كرد در رشته مهندسي هواپيما تحصيل كند و پسر به دنبال راه مادر ،مهندس صنعت هواپيماسازي و فارغالتحصيل يكي از دانشگاههاي معتبر امريكا شد .
بانوي پرواز ايران در سالهاي مياني عمربه ادبيات فارسي و شعرسرايي روآورد و در سال 1337 خورشيدي ، ديوان برگهاي پراكنده را منتشر ساخت .
دفتر زندگي او شش سال پيش كه 82 ساله بود به فاصله تنها يك روز پس از مرگ همسرش بسته شد

[Only registered and activated users can see links]

Celine
12-07-2009, 01:19
گفت و گو با بانوي خلبان ايران خانم ده بزرگی

ادامه دارد...


در چه سالي؟

در سال 1355. يعني قبل از ديپلم، «سلو» شدم و يكسال بعد از ديپلم امتحان CPL را دادم و قبول شدم.

CPL يعني چه؟

يعني گواهينامه خلباني بازرگاني.

اولين عكس العمل خانواده شما چه بود؟

خانواده ام زياد تعجب نكردند چون تقريباً از نوجواني اين لغت را به كار مي بردم كه دوست دارم يك جايي يك راهي باز شود كه اين كار را ادامه دهم. البته مادرم زياد خوشحال نبود، چون خيلي دوست داشت من پزشك شوم.

اطرافيان چه؟

زياد باور نمي كردند. يعني علي رغم اينكه مي ديدند پرواز هم مي كنم ولي به عنوان يك حرفه آن را خيلي جدي نمي گرفتند. ضمن اينكه خودم هم سعي مي كردم حرفه ام را پنهان نگه دارم. يعني اگر كسي نمي دانست نمي گفتم كه كجا مي روم و چه درسي مي خوانم. هيچي نمي گفتم، مگر اينكه خودشان متوجه مي شدند.

آيا از خانم هايي كه با شما همدوره بودند كسي به مرحله اخذ گواهينامه رسيد؟

بله، تعدادي به مرحله پرواز با هواپيماي موتوردار رسيدند، ولي متأسفانه هيچ كدام موفق به اخذ گواهينامه در آن زمان نشدند.

شما اصالتاً كجايي هستيد؟

پدرم شيرازي است، خودم هم در شيراز متولد شدم. اما بزرگ شده چند شهر هستم.- شيراز، اصفهان و تهران. مادرم اهل تهران (شميرانات) است اما چون با پدرم ازدواج كرد به تبعيت از پدرم، در اين شهرهايي كه نام بردم زندگي مي كرديم. ولي من از سال 1356 تا الان در تهران زندگي مي كنم.

مي توانم سال تولدتان را هم بپرسم؟!

بله، من متولد سال 1336 هستم.

چند تا خواهر و برادر هستيد؟

6 تا خواهر و برادر، يكي از برادرهايم در جبهه هاي جنگ به مقام شهادت نائل شدند.

چند تا فرزند داريد؟

دو تا.

خانم ده بزرگي حالا بفرماييد بعد از اخذ گواهينامه چه كار كرديد؟

قبل از دريافت گواهينامه، يعني در حدي كه «سلو» مي شديم (اولين پرواز خلبان به تنهايي و بدون مربي) مسوولان باشگاه گفتند كساني كه مايل هستند بمانند و قرارداد ببندند و اين كار را به صورت حرفه قبول كنند، چه كساني هستند؟ در آن ايام از ميان قشر خانم ها، من تنها بودم و به اتفاق تعدادي از آقايان استخدام شديم. بعد از آن به ما گفتند اين گزينه را مي توانيد انتخاب كنيد: رفتن به «پارس اير» يا «ايرتاكسي» يا «اير سرويس» و يا شغل معلمي در باشگاه خلباني؟ يكي از اينها را بايد انتخاب مي كردم.

خب شما كدام را برگزيديد؟

بايد اعتراف كنم از آن چيزي كه انتخاب كردم، الان زياد راضي نيستم، شايد آن موقع چيز ديگري در ذهنم بود. بله، آن موقع گفتم، مي خواهم معلم شوم الان مي فهمم كه اشتباه كردم چون پيشرفتي نداشت. جز اينكه در اين سال ها در واقع عمرم بيشتر تلف شد. از نقطه نظر كاري خيلي سنگين بود ولي پيشرفت زيادي نداشت ساير همكارانم يعني آقاياني كه به ايرتاكسي يا ايرسرويس رفتند در حال حاضر در آسمان يا ايران اير هستند و پرواز مي كنند، با اين كه سابقه خدمتمان يكي است، ولي آنها خيلي زياد پيشرفت كردند.

با اين حساب شما راهتان را جدا كرديد و تدريس را انتخاب كرديد؟

بله...

در باشگاه خلباني، چه نوع هواپيماهايي را آموزش مي داديد؟

خود باشگاه هواپيمايي، هواپيماهاي گوناگوني دارد كه آموزش آنها را به عهده داشتيم از قبيل:

بونانزا (Bonanza)، سسنا(Cessna)، پايپر(pipper)، توباگو (Tobago)، تي بي 21 (Tb 21)

آيا اين هواپيماهايي را كه نام برديد، داراي موتور هستند؟

بله، تمام اينها هواپيماهاي يك موتوره هستند و دو موتوره هم وجود دارد مثل شرايك، كماندر، آيلندر و ...

در حال حاضر نحوه جذب دانشجودر اين باشگاه چگونه است؟

تا قبل از سال 1372، دانشجويان خلباني از ارگان هاي مختلف معرفي مي شدند. ولي از اين تاريخ به بعد دانشجوي آزاد هم داشتيم كه براي آموزش ثبت نام مي كردند و من به اتفاق ديگر همكاران مرد افتخار آموزش به اين افراد را داشتيم.

آموزش، تئوري بود يا عملي؟

آموزش هم به صورت تئوري بود و هم عملي. اما يكسري از خلبانان با دلايل مختلف فقط آموزش عملي را انجام مي دادند.

براي خلبان شدن علاوه بر آموزش، آيا آزمايش تندرستي هم مي گرفتند؟

بله، براي شروع، ابتدا يك امتحان از ما مي گرفتند كه سوالات آن در مورد هوش، زبان، رياضي، فيزيك و ... بود و علاوه بر آن آزمايشات سخت پزشكي شامل نوار مغز، قلب، چشم، قفسه سينه، گوش و ... را هم انجام مي دادند. كه تمام اينها توسط پزشكان معتمد سازمان هواپيمايي كشوري انجام مي شود.

به روال كليشه اي مرسوم، يك خاطره از اولين پروازتان بگوييد؟

به نظر من پرواز چه اول، چه آخر، همه اش خاطره است. منتهي پرواز اول شايد خيلي شيرين تر به نظر برسد. يادم است كه در اولين پروازم هوا ابري همراه با باد و توفان بود و ابرهاي تيره و تار آسمان را پوشانده بود و من به اتفاق استاد خلبان به پرواز رفتم. واقعا فراموش نمي كنم خيلي لذت بردم. يادم است كه استاد مرتب مانور مي كرد ببيند كه آيا حالم به هم مي خورد يا نه؟ كه خوشبختانه موفق عمل كردم.

فلسفه ريختن سطل آب بر سر خلبان چيست؟

خود ما هم اين فلسفه را از استادان پرسيده ايم عده اي به اين صورت جواب داده اند كه: خلبان آن لحظه كه از هواپيما پياده مي شود يك غرور عجيبي سراپاي او را فرا مي گيرد و براي سرشكن كردن اين غرور يك سطل آب سرد بر روي او مي پاشند تا به وي بگويند، زياد مغرور نشو! زيرا روزي كه خلبان مغرور شود، روز سانحه است و عده اي هم گفته اند چون خلبان مرگش مشخص نيست و ممكن است در هوا بميرد آن سطل آب براي غسل دادن اوست.

در زمان جنگ عراق، چه كار مي كرديد؟

در زمان جنگ، من در باشگاه خلباني در مقام معلم خدمت مي كردم و نحوه كار ما به اين صورت بود كه با نيروي هوايي مشتركاً پروازهايي را انجام مي داديم. در واقع پرواز ديده بان را انجام مي داديم.

هيچ محدوديتي براي زن بودن شما وجود نداشت؟

خير. من هم پا به پاي آقايان پرواز مي كردم و ساعت پرواز جنگي ام همسان با بقيه است. ما بنا به نوع مأموريتمان مرتب تقسيم مي شديم. يك گروه در تهران و گروهي در اهواز، اصفهان، دزفول، شيراز و ... پرواز مي كرديم و مأموريتمان را انجام مي داديم، آن زمان زياد احساس ترس نداشتيم. يعني همه با دل و جان مي خواستيم يك جوري به مملكت خدمت كنيم.

آيا در آن هنگام علاوه بر آموزش، مسؤوليت ديگري هم داشتيد؟

علاوه بر اينكه معلم بودم در مقام معاون آموزش عمليات باشگاه خلباني هم فعاليت مي كردم.



ادامه دارد...

Celine
12-07-2009, 17:04
قسمت پایانی گفت و گو با بانوي خلبان ايران خانم ده بزرگی

اين درست است كه مي گويند واژه ترس براي خلبانان مفهومي ندارد؟

اصلاً اين طور نيست. بالاخره ما هم انسان هستيم. بله ... شايد در لحظه حادثه نترسيم ولي بعدش تازه

مي فهميم چه خطراتي از سرمان گذشته است.

چه خطراتي در زمان جنگ شما را تهديد مي كرد؟

خطرات زيادي داشتيم. مثلاً وقتي وضعيت قرمز مي شد و ما در آسمان بوديم، چه خانم و چه آقا طبيعي بود كه بترسيم، ترس از اصابت موشك، هواپيماهاي دشمن، خود مشكلات پرواز و ... همه خطر آفرين بودند. ولي در آن شرايط ما بايد انجام وظيفه مي كرديم. باور كنيد گاهي به قدري پرواز مي كرديم كه از خستگي جلو رويمان را نمي ديديم و وقتي پياده مي شديم، احساس مي كرديم مي خواهيم زمين بخوريم.

آيا شما پرواز شب هم داشتيد؟

آن زمان كه دانشجويان مي خواستند گواهينامه خلباني بگيرند در ملزومات پروازي آنها چند ساعت پرواز شب گنجانده شده بود كه توسط همه معلم خلبانان انجام مي شد.

خانم ده بزرگي، من شنيده ام وقتي در شرايط اضطراري سيستم هيدروليك هواپيما اشكال پيدا مي كند، كنترل فرمان ها به سختي صورت مي گيرد كه مي شود گفت به نيروي فيزيكي قوي نياز دارد حالا كه شما يك خانم هستيد با اين مشكل چگونه برخورد مي كنيد؟

بله خب ... به هر حال خانم ها از بدن ظريف تري برخوردارند ولي طبيعتاً وقتي وارد چنين شغلي مي شوند بايد آن كاري را كه به آنها محول مي كنند انجام دهند. خب شما اگر توانستي در اين كار مي ماني، اگر نتوانستي بايد بروي بيرون. در مورد پاسخ فني سوال شما بايد بگويم كه البته آن موقع در هواپيما مسؤوليت كامل با معلم خلبان بود. ولي حالا در هر پرواز دو تا خلبان است كه در مقام خلبان و سرخلبان (خلبان يك و دو) و اگر چنين موردي پيش بيايد، خلبان هاي ديگر مي توانند همكاري كنند به هر حال هر جور شده بايد از پس آن بربياييم.

آيا تاكنون نظر خارجي ها را در مورد حرفه خود شنيده ايد؟

بعضي از كشورها، خانم هاي ايراني را خيلي حقير مي شمردند. آنها وقتي فهميده بودند كه خانمي خلبان است مي گفتند برايمان جالب است كه يك زن ايراني در اين حرفه فعاليت كند. آنها همچنين اظهار مي داشتند كه فكر نمي كرديم در ايران اصلا خلبان زني وجود داشته باشد. ما شنيده بوديم زن ها در ايران خيلي محدودند البته بايد اضافه كنم كه خوشبختانه از سال 1372 به بعد ورود دانشجو آزاد شد و خيلي از خانم ها استقبال كردند و خيلي ها هم گواهينامه گرفته اند.

از اين كه اولين خلبان زن هستيد چه احساسي داريد؟

خب به هر حال اين واقعيتي است كه اول بودن ناخودآگاه غرور آفرين است، ولي به نظرم انسانيت مهمتر از اولين بودن است.

خانم ده بزرگي بي تعارف بگويم در جاهاي زيادي شنيده ام كه كسان ديگري هم ادعاي اولين زن خلبان در ايران را دارند، نظرتان در اين باره چيست؟

من مجبورم با صراحت عنوان كنم كه اولين زن خلبان گواهينامه دار هستم، ولي خوب بعد از من خيلي ها آمدند و گواهينامه هم گرفتند و هنوز هم اين روند ادامه دارد.

صحبت ها از اولين ها شد، و مي دانيم اولين ها ذاتاً داراي مشكلاتي بر سر راه خويش هستند؟ از اين مشكلات بگوييد.

طبيعي است كه هر كس در هر زمينه اي اولين باشد، مشكلاتي در سر راهش است ولي از اين خوشحالم كه مشكلات را پشت سر گذاشته ام و اين راه را براي بقيه خانم ها هموار كرده ام.

اگر بپذيريم كه شغل بر شخصيت انسان تأثير گذار است شما كه در ارتفاع بالا همه چيز را كوچك مي بينيد، آيا در رفتار زميني تان تأثيري هم گذاشته است؟

بله، ولي اين بدين معنا نيست كه خداي ناكرده بخواهم خودم را ماوراي ديگران بدانم، بلكه باعث شده نقش ماديات در زندگي ام كمرنگ شود و بيشتر به معنويات بپردازم.

خلباني را تعريف كنيد؟

خلباني يك هنر است، هنر خيلي قشنگي است، هنري كه ماوراي چيزهاي ديگر است كه حتماً بايد عاشق باشي تا بتواني با سختي هايش كنار بيايي.

شما علاوه بر شغل خلباني به حرفه ديگري هم اشتغال داريد؟

بله، در زمينه كاري خودم فعاليت دارم. يكي از كارشناسان دفتر عمليات استاندارد سازمان هواپيمايي كشوري پرواز هستم.

آيا هنوز در باشگاه خلباني حضور داريد؟

نه حضور ندارم.

پس چه كار مي كنيد؟

در حال حاضر بر روي هواپيماي جت فالكن پروازهاي (flightcheck) را انجام مي دهم، بدين معني كه كليه دستگاه هاي ناوبري فرودگاه هاي مختلف را بازرسي مي كنيم.

پس با اين حساب شما اولين زن خلبان هواپيماي جت هم در ايران هستيد؟

بله...

شما در مورد پرواز flightcheck مشكلي نداريد؟

به لطف خدا با كار خيلي سنگين و سخت است اما به خاطر همكاران خوبي كه دارم و محيط بسيار صميمي اين كار توسط خلبانان همكاري مهندسان پرواز و گروه flightcheck به خوبي انجام مي شود.

به نظر مي رسد همسرتان هم خلبان است؟

بله.

آيا در خانه هم با يكديگر بحث پرواز داريد؟

بله، در اوقات بيكاري با يكديگر بحث پرواز داريم و برخلاف ساير خانواده ها كه در مورد مسايل غير كاري بحث و تبادل نظر مي كنند، ما فقط در باره پرواز و دانش آن با هم گفت و گو مي كنيم.

آيا شما ازدواجتان را در آسمان ها جشن گرفتيد؟

نه اما بعد از ازدواج يك پرواز به همين مناسبت داشتيم.

با توجه به اينكه ممكن است روزهايي از هفته پرواز همزمان داشته باشيد، حتماً از مشتريان پر و پا قرص رستوران هاي اطراف منزلتان هستيد؟

بله، البته من خودم آشپزي هم مي كنم و از اين نظر مشكل چنداني ندارم.

به عنوان آخرين سؤال موفقيت تان را مديون چه كسي مي دانيد؟

اول توكل به خدا و بعد هم حمايت خانواده.

Behrang
18-09-2009, 10:09
یک ذره این عکس بی ربط به موضوعه اما دیدن اون خالی از لطف نیست :

[Only registered and activated users can see links]

ICAO
18-09-2009, 12:45
اولين خلبان زن ايراني ، خلبان هواپيماي جت

شهلا ده بزرگي

@};-

خلبان سازمان هواپيمايي کشور
-داراي گواهينامه خلباني بازرگاني
-داراي درجه ريتنيگ معلم خلباني درجه 1
-داراي درجه ريتينگ پرواز با دستگاه ريتينگ اينسترامت
-اخذ تايپ هواپيمايي جت فاکلن
-گذارندن دوره پرواز فلايت چک
-آموزش خلباني به دانشجويان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، کميته انقلاب اسلامي، نيروي دريايي، جهاد سازندگي و شرکتهاي هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران و خدمات هوايي آسمان و ساير ارگانهاي مملکتي
-شرکت در پروازهاي ديده باني در جنگ تحميلي
-حضور فعالانه در دوران جنگ تحميلي
-متاهل داراي دو فرزند

در پستهای آینده بیوگرافی این عزیز را قرار خواهم داد.


..................................

shojaei
19-09-2009, 00:42
با سلام
فرید جان
همانطور که میدانیم و در کشور ما هم مرسوم است به رسم ادب و بزرگداشت , به دانشجوی رشته های مهندسی میگوییم مهندس , به دانشجوی پزشکی میگوییم دکتر , . . . .
مگر در کشور عزیزمان چند نفر خلبان زن داریم که بخواهیم آنها را خوار و خفیف نماییم.
در کشور ما برای مردان هم همت بلند لازم است تا به درجات این حرفه دست یابند تا چه رسد به زنان که با مشکلات و موانع عدیده دیگری هم باید دست و پنجه نرم نمایند.
به نظر آن همت بلند در مقابل این عناوین قراردادی , قابل اغماض خواهند بود.
با احترام

من خودم به عنوان یک دانشجوی خلبانی که 4 سال درگیر این رشته هستم و به دلیل مشکلات شخصی و... تا کنون با آن مواجه بودم برای تمام دانشجویان این رشته احترام و ارزش خاصی قائل هستم اما متاسفانه چند سالی است که شاهد این جریان هستم که عده ای به عشق لباس و ریتینگ و نه به عشق پرواز و خلبانی و... گاهی پیشوند کلمه خلبانی و گاهی متاسفانه به چشم یک تجارت پا به عرصه خلبانی گذاشته اند و شاید به قولی خلبانی بازیچه برخی عمدتا قلیل قرار گرفته وبا این رفتارهای نا متعارف به قولی به ارزش خلبانی و جایگاه آن در جامعه ضربه زده است.
شاید بسیاری از ما (دانشجویان خلبانی) وقتی بهم می رسیم با کلمه کاپیتان از یکدیگر یاد کنیم آن هم بر حسب احترام و گاهی قوت قلب دادن به یکدیگر اما ....اما وقتی در یک فضای عمومی و یک فضایی که ممکن است برداشت دیگری شود و یا منزلت و جایگاه خلبانی و یا اینگونه القاب زیر سوال رود هرگز نباید از چنین القابی استفاده شود چرا که در نهایت خود ما از طرف مخاطبان زیر سوال خواهیم رفت و اگر کسی نداند که چنین القابی در بین دانشجویان خلبانی ( که البته آن هم در جای خودش باز درست نمی باشد) برای احترام به کار می رود برایش سوال خواهد بود که چرا پس بعضی از خلبانان با داشتن تجربه و ساعات پروازی زیاد همچنان کمک هستند
به هر حال این فرهنگ باید در بین همه ما اصلاح شود حتی اگر به قصد احترام باشد .من وقتی در خیابان بعضی از دانشجویان را می بینم که با لباس فرم و ریت زده در انظار مردم ظاهر می شوند و با همان ریت به کوچه و خیابان و شهر می روند واقعا شرمم می گیرد و از خود می پرسم به راستی همه ما ظرفیت آن چه به ما توفیق داده شده را داریم؟؟؟؟

با احترام به همه دوستان و دانشجویان خلبانی

ICAO
21-09-2009, 15:17
گفت وگو با جوان ترين خلبان زن ايران: ممنوعيت پرواز به خاطر زن بودن

پرواز آرزوي هر انساني است. سپردن تن به آسمان و از بالاهمه چيز را ريز ديدن. همين اشتياق بود که برادران رايت را به آزمايش پرخطر ترين اختراع جهان دعوت کرد. سال هاي سال پس از تجربه نخستين پرواز، در ايران زني به شوق رهايي در آسمان لاجوردي رنگ به کلاس هاي پرواز مي رود و با تلاش فردي مجوز پرواز با هواپيماها را کسب مي کند اما بنابر قانون نانوشته يي در مجامع پروازي داخل ايران شوق و شور او از يک طرف و دانش و تخصصش از طرف ديگر ناديده گرفته مي شود تا حديث پرواز براي نيمي از جمعيت ايران ناتمام بماند و اينچنين به فهرست مناطق ممنوع براي زنان، بر ابتداي آسمان تابلوي ورود زنان ممنوع را نصب مي کنند. حکايت پرواز ممنوع سميرا نوروزي جوان ترين خلبان زن ايران را با بيان خود او مي خوانيم.



چطور شد که وارد رشته خلباني شديد؟

من از کودکي به پرواز علاقه مند بودم، از 7، 8 سالگي، اما از 12 سالگي به طور آماتور شروع به پرواز کردم.

پرواز را چطور تجربه کردي؟

در فرودگاه دوشان تپه تابستان ها با گلايدر پرواز مي کردم. آن موقع کاري که بزرگ ترها در 6 ماه انجام مي دادند براي من 3 سال طول کشيد چون کم سن و سال بودم و مدرسه مي رفتم. در 15 سالگي جوان ترين دختر خلبان ايران شدم، بعد از دبيرستان در رشته هوانوردي در دانشگاه مشغول به تحصيل شدم و همزمان با هواپيماي اولترالايت در فرودگاه آزادي پرواز مي کردم.

در ايران مدرک خلباني گرفتيد؟

نخير. چون فرآيند خلباني در ايران به دليل وجود متقاضي زياد و کمبود هواپيما هاي آموزشي بسيار مشکل و مستلزم زمان زياد است. زنان هم مشکلات خاص خودشان را دارند. يک قانون نانوشته در اين صنعت وجود دارد که اگر ده زن و ده مرد متقاضي آموزش باشند، طبيعتاً اولويت با مردان خواهد بود. اين روند باعث شد که من براي کوتاه کردن زمان آموزش و انتظار براي پرواز از کشور خارج شوم.

کجا رفتيد؟

رفتم مجمع الجزاير فيليپين. خصوصيات جغرافيايي فيليپين باعث شده که اين کشور يکي از مراکز مناسب براي آموزش پرواز باشد. در آنجا به راحتي مي توانستم به فرودگاه هاي ديگر پرواز کنم. يکي از محاسن پرواز در فيليپين تجربه پريدن در فرودگاه هاي مختلف با ترافيک هوايي زياد است. آن وقت ها با هواپيماي يک موتوره، پايپر 140 و سسنا 172 پرواز مي کردم. گاهي هم با هواپيماي دوموتوره، منتها ساعت پرواز زيادي با آن ندارم.

چرا غيرممکن؟

چون مثلاً در فرودگاه بين المللي مهرآباد معمولاً هواپيماهاي مسافربري و باري پرواز مي کنند و به هواپيماهاي يک موتوره اجازه پرواز نمي دهند.

چند وقت آموزش ديديد؟

13 ماه در مدرسه پرواز آموزش ديدم و در اين مدت مربياني از امريکا و فيليپين ما را آموزش مي دادند. مدرکي که به من دادند هم يک مدرک بين المللي محسوب مي شود. چون مورد تاييد ايکائو بوده و مدارکي که به تاييد ايکائو برسد در تمام کشورها مورد پذيرش است. اما اگر بخواهيد در کشور ديگري استخدام شويد، بايد در آزمون هاي پروازي کشور مقصد هم شرکت کنيد و پذيرفته شويد.

شما وقتي داوطلب استخدام در ايران شديد، مجدداً امتحان داديد؟

بله. برگشتم به ايران و در آزمون سازمان هواپيمايي کشوري شرکت کردم و قبول شدم. الان دو مدرک دارم: يکي از فيليپين و ديگري از ايران.

در فيليپين پيشنهاد کار نداشتيد؟

آنجا به صورت روتين از فردي که فارغ التحصيل مي شود و شرايط لازم براي کار را دارد، دعوت به همکاري مي شود اما من مي خواستم در ايران خدمت کنم.

پس چرا تاکنون در ايران استخدام نشده يي؟

اين پرسش من از مسوولان هواپيمايي ايران و شرکت هاي هواپيمايي است. بعد از تبديل مدارکم اولين جايي که رفتم شرکت هواپيمايي ايران اير بود. آنها اعلام کردند به خلبان نياز دارند. در شرکت نفت، شرکت کيش اير و ماهان هم فرم هاي استخدام خلبان را پر کردم. همه درخواست هايم براي کمک خلباني بود.

برخوردها چگونه بود؟

من بدون هيچ پيش داوري رفتم. اما برخوردهايي که مي ديدم خيلي غيرمنتظره بود چون از قبل مي دانستم يک زن در يکي از شرکت هاي هواپيمايي استخدام شده است. حتي من نزد الهام ، سخنگوي دولت رفتم و ايشان هم استقبال زيادي کردند و نامه يي را براي دکتر حسامي مديرعامل هما فرستادند. بعد از چند وقت که پيگير نامه شدم، کسي جواب درستي به من نداد. فقط اعلام کردند که نامه من به کاپيتان قاسمي معاون عملياتي ايران اير ارجاع داده شده است و من بارها سعي کردم که با ايشان تماس بگيرم اما متاسفانه نه تنها مرا به حضورشان نپذيرفتند بلکه به تماس هاي اينجانب نيز پاسخي ندادند. البته بارها و بارها در مورد موضع گيري سرسختانه ايشان در برابر زنان شنيده بودم. ولله اعلم،

بعد از اين مرحله چه کرديد؟

دي ماه سال گذشته هواپيمايي چابهار آگهي داد که به کمک خلبان نياز داريم و واجدين شرايط مدارک شان را بفرستند، من هم فرستادم، يک ماه بعد ما را دعوت کردند براي امتحان که در محل ساختمان هاي اداري شرکت ايران اير برگزار شد. ما حدوداً 200 نفر بوديم که امتحان داديم اما از اين ميان يکصد نفر را انتخاب کردند. رتبه من زير 100 بود اما هيچ وقت دقيقاً رتبه ها را اعلام نکردند و متاسفانه براي مصاحبه دعوت نشديم.

چرا دعوت نکردند؟

چون زن بوديم.

مگر از اين 200 نفر چند نفر زن بودند؟

4 نفر و هيچ کدام دعوت نشديم. به فاصله يک ماه، هواپيمايي ماهان امتحان برگزار کرد. باز هم ما 4 زن شرکت کرديم. در آن آزمون هم قبول شدم و حتي اين بار با من مصاحبه کردند و رضايت خود را از معلوماتم در مصاحبه اعلام کردند. بعد از سه ماه هيچ خبري نشد. با توجه به تجربيات گذشته ام، رفتم پيش مرعشي نماينده سابق کرمان. وي نامه يي به مهندس عرب نژاد نوشتند که خوب است ماهان اولين خلبان زن را به کار گيرد. به اين نامه هم جواب ندادند. حجت الاسلام زادسر نماينده جيرفت هم ضمن تشويق و حمايت اينجانب نامه يي جهت پيگيري کار من در شرکت ماهان نوشتند. نهايتاً گفتند: «خلباني در ايران براي شما شغل نمي شود. اين کار را فراموش کنيد.»

چرا علت خاصي بيان نکردند؟

به خاطر شرايط موجود. به خاطر تبعيض ناشي از اعمال سليقه. چون هيچ منع قانوني براي استخدام زنان در کادر پرواز وجود ندارد. اگر منع قانوني وجود داشت در زمان ثبت نام در کلاس هاي آموزش خلباني اعلام مي کردند فقط مردان و يا به هيچ وجه اجازه شرکت در آزمون را به زنان نمي دادند چه برسد به آنکه تا مرحله مصاحبه پيش روند.

يعني مسوولان شرکت هاي هواپيمايي به توانمندي زنان براي پرواز اطمينان نمي کنند؟

حتي اين هم نيست. چون اگر اينچنين بود شرکت آسمان يک زن را استخدام نمي کرد. بعد اگر هم اطمينان ندارند چرا اين مساله را قانوني نمي کنند. اساساً اگر خلبان شدن زنان مشکل زا است چرا آن را آموزش مي دهند؟ چرا از اول اعلام نمي کنند؟ خلباني حرفه يي است با هزينه بسيار بالا.

وضعيت استخدام زنان در کادر پرواز در ديگر کشورها چگونه است؟

اگر زنان توانمندي نداشتند امروز شرکت هاي معتبر بين المللي گروه زيادي از زن ها را استخدام نمي کردند.در برخي خطوط هوايي دنيا کاپيتان شدن زنان امري بسيار روتين و عادي به شمار مي آيد در حالي که متاسفانه در ايران ورود يک خلبان زن به شرکت هواپيمايي بسيار دور از ذهن و دست نيافتني است و تنها دليل غيرمنطقي آن تبعيض جنسي است. حتي در بعضي از کشورهاي عربي که زنان حق رانندگي ندارند زنان خلبان حق پرواز دارند. اگر توانمندي فيزيکي زنان از مردان کمتر بود شرکت هاي هواپيمايي مدرن ترين هواپيما هايشان را دست زنان نمي دادند. مسوولان کشور به صراحت اعلام مي کنند هيچ ممنوعيت و مخالفتي براي جذب و به کارگيري خلبان زن وجود ندارد، وقتي مخالفت قانوني نيست آيا اين رفتار جز تبعيض جنسي و اعمال سليقه نام ديگري دارد؟

تا حالابه رفتن به خارج از کشور فکر کرده ايد؟

صد درصد. وقتي ببينم امکان اين وجود ندارد که از تخصصم استفاده کنم، دليلي ندارد بنشينم و حسرت بخورم. من تا آنجا که بتوانم تلاش مي کنم که در ايران استخدام شوم. اگر تلاش هايم به بن بست برسد راهي به جز جست وجوي کار در کشور هاي ديگر برايم وجود نخواهد داشت و با تمام عشقي که براي کار و خدمت در کشور عزيز خودمان ايران دارم مجبور به ترک آن خواهم شد. البته اميدوارم با عنايت مسوولان ارشد کشور مشکلاتم برطرف شود و اين براي کسي که از سن 12 سالگي تاکنون تمام تلاشش را به کار برده است، توقع زيادي نيست.
................................................................................

amirali
08-09-2010, 00:14
خانم بزرگ زادگان هم اكنون به عنوان کمک خلبان در پروازهاي مختلف هواپيماهاي مسافربري حضور دارد.
عکس: محمدرضا فرهادي عارف

منبع ([Only registered and activated users can see links])

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Behrang
19-09-2010, 10:55
به گزارش سرویس زنان جهان، شهلا ده بزرگی یکی از زنان موفق است که در هفته زن سال 85 از سوی رئیس جمهور کشورمان به عنوان اولین بانوی خلبان هواپیمایی جت در ایران لوح تقدیر گرفت.

وی که خواهر شهید غلامرضا ده بزرگی است، دارای گواهینامه خلبانی بازرگانی و خلبانی جت فالکن است و مسوولیت پرواز و بازرسی تمامی دستگاه های ناوبری فرودگاه های کل کشور را نیز بر دوش می کشد.

ده بزرگی هم اکنون خلبان سازمان هواپیمایی کشور است و در حال حاضر آموزش خلبانی به دانشجویان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی، نیروی دریایی، جهاد سازندگی و شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و خدمات هوایی آسمان و سایر ارگانهای مملکتی را بر عهده دارد.
[Only registered and activated users can see links]

ده بزرگی در دوران جنگ تحمیلی حضور فعالانه داشت و در بسیاری از پروازهای دیده بانی شرکت می کرد.

گفتنی است از نظر بسیایر از مردم پرواز در آسمان که همیشه به عنوان آرزوی بشر بوده است، یکی از مشاغل مردانه است که تنها بعد از گذشت شش سال از تولد ماشین پرنده «الیزه دلا روشه» خلبان زن فرانسوی با پشت سر گذاشتن مسافتی حدود ۳۰۰ متر، نام خود را به عنوان اولین زن خلبان در تاریخ پرواز ثبت کرد.

مدت کوتاهی بعد، در حالی که بیشتر از یک دهه از ساخت نخستین ماشین پرنده نگذشته بود، حضور زنان در پهنه آسمان تا جایی گسترده شد که نخستین زن خلبان ایرانی، عفت تجارت چی (۱۳۱۹ خورشیدی) هم به این عرصه پیوست.

[Only registered and activated users can see links]

عفت تجاری در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.

ICAO
19-09-2010, 11:30
با سلام
ايشان در حال حاضر خلبان سازمان نمي باشند و مديرعامل شركت هواپيمايي فارس اير قشم مي باشند . اولين خلبان خانم شركتهاي هواپيمايي سركار خانم شمس در شركت آسمان مي باشند .

ژنرال خلبان محسن
03-01-2011, 22:46
ایرلاین ها در درجه ی اول صرفه ی اقتصادی را می سنجند.
به هر حال خانم ها ماهیانه یک هفته گراند هستند... و ایرلاین های ما خلبان همیشه به پرواز می خواهند...
با این استدلال برای ایرلاین ایرانی یک آقا همیشه مناسب تر است.

sweet
18-08-2011, 17:00
سلام. من، شیرین، دانشجوی رشته زبان و ادبیات انگلیسی هشتم توی تهران. 19 سالمه و عشق پروازم و اصالتا دزفولی هستم! یعنی شهر عقاب های تیز پرواز!!!!:-14میخوام برم کلاسهای خلبانی ثبت نام کنم که هزینه ش هم چیزی حدود 30 - 40 میلیونه. شاید برای کسانی که پدرشون خلبان بوده یا ... پول زیادی نباشه اما برای من هست! تو کل خونواده ی ما فقط داییم میخواسته خلبان بشه که اونم تا دوره آموزشیش شروع شده پای جنگ ایران و عراق اومده وسط و انقد مادربزرگ و مامانم اینا گریه کردن که نره چون کشته میشه، اونم انصراف داده. با این تفاصیل من در تلاشم که پول جمع کنم و برم کلاس، اما یه سوال بی جواب میمونه این وسط: گیریم من رفتم کلاس، گواهینامه هامم گرفتم. اونوقت هیچ ضمانتی هس که استخدام بشم؟ از طرف دیگه، با توجه به اینکه درسم تو دانشگاه خیلی عالیه و دوسش دارم و میخوام بورس تحصیلی بگیرم برای خارج، کلاسای خلبانی لطمه ای به درسم نمیزنه؟ بعلاوه، میتونم با همین مدرک ایران، خارج استخدام بشم؟ کسی میدونه شرایطش چیه؟ لطفا یکی کمکم کنه...

amin_7
18-08-2011, 17:38
اگر درستون در دانشگاه خوب هست و این رشته ای را که در حال تحصیل هستید دوست دارید اطمینان داشته باشید که این بهترین رشته هست برای شما!
درشرایط فعلی کشورمون هیچ تضمینی برای استخدام برای هیچ رشته ای وجود ندارد.
در حال حاضر تعدادی خلبان زن در ارلاین هایی نظیر ماهان آسمان نفت سهندآسیا مشغول به کار هستند وتعدادی نیز به عنوان معلم خلبان در آموزشگاه های خلبانی شاغل هستند.
مدرک ایران در بیش از 180 کشوردنیا معتبرهست اما استخدام در دیگر کشورها شرایط خاصی مانند داشتن تبعیت یا ویزای کار در آن کشور ویا سابقه پروازی مورد نظر رادارد.
امیدوارم که به اهدافی که دارید برسید وموفق باشید

sweet
18-08-2011, 19:09
سلام. پس حالا که هیچ تضمینی نیست، من چطوری باید استخدام بشم؟ یعنی امکانش هس که استخدامم کنن؟ در ضمن درسته که رشتمو دوس دارم و درسم هم عالیه اما من باید خلبان بشم! من همینجوریشم وقتی یه هواپیما میبینم گریه م میگیره!:((خلبانی عشق منه، امید منه... :-20شغلیه که برای خودم انتخابش کردم. درسمم تو دانشگاه برا این میخونم که بتونم بورس تحصیلی بگیرم و برم خارج!(رتبه کارشناسیم 200 بود) اما حاضرم به خاطر اینکه خلبان بشم قید خارجو بزنم...:-79من اگه پرواز نکنم میمیرم... همین عکسای آقای توماری(نمیدونم اسمشو درست نوشتم یا نه) رو که دیدم کلی گریه کردم!!!

محمد كمايی
18-08-2011, 19:59
ميدونستم كه در ماهان خلبان خانم داريم اما در سهند و ... رو نشنيده بودم آقای AMIN سهند چند خلبان زن داره و ايرانی هستند؟

tupolev154
18-08-2011, 20:35
امکان استخدام خانمها در ایرلاینها بسیار کم هست ولی شما میتونید با ثبت نام در آموزشگاه خلبانی هواپیماهای فوق سبک و پرواز با این هواپیماها به عشقتون برسین.
با آرزوی موفقیت برای شما

Homa50
18-08-2011, 22:48
قابل ذکر هستش که شرکتهایی مثل آرتا و بوتیا استاد خلبان خانم هم میگیرن
همین الان آرتا استاد خانم هم داره و پرواز میکنن

davidmors
19-11-2011, 16:15
اتفاق جالبی که افتاده و باعث تاسف هم هست اینه که امسال دانشگاه علمی کاربردی برای مقطع CPL/IR و کارشناسی خلبانی خانم پذیرش نمیکنه !

shirin2012
16-12-2011, 17:05
سلام دوستان، از بچگیم عاشق پرواز بودم، امسال وارد دانشگاه شدم و این تفاوت بین دخترا و پسر ها رو همین اول کار همه جوره دارم میبینم الان بحثم این حرف تکراری نیست که حق و استعداد خیلی از خانوم ها در حال ضایع شدن و بدبختانه از بین رفتنه...
از آقایونی که اینجا پست گذاشتن و متعصبانه نسبت به جنسیت خودشون صحبت نکردن واقعا باید قدردانی کرد...

من یه راهنمایی ازتون میخوام، میخوام بدونم بهترین آموزگاه تو تهران از نظر معلم ها و تجهیزات کدومه؟ لبته فعلا در سطح مدرک ppl...
ممنون میشم راهنماییم کنین...

echo
16-12-2011, 17:54
نمیشه گفت کدوم آموزشگاه خوبه یا کدوم بد چون همشون یه سری خوبیو بدی دارن.ولی اگر در سطح گراند میخواید 110 زیاد ازش تعریف میشه...

Captain A
16-12-2011, 18:48
طبق شنیده های بنده_بازهم تاکید میکنم شنیده های بنده آموزشگاه آرتاکیش برای خانمها مناسبتر از بقیه آموزشگاهها به حساب میاد. برای اطلاعات بیشتر میتونید این جستار ([Only registered and activated users can see links])رو مطالعه کنید.
البته سوالتون رو نمی بایس در اینجا مطرح می کردید. برای گرفتن پاسخ توصیه میکنم به اینجا ([Only registered and activated users can see links]) مراجعه بفرمایید.
پ.ن: ازتون خواهش میکنم قوانین سایت ([Only registered and activated users can see links]) رو هم حتما مطالعه کنید. استفاده از نوار جستجو در بالای سایت میتونه کمک بزرگی باشه...

747-400
20-12-2011, 09:40
برای اولین بار با مشارکت سازمان هواپیمایی کشوری؛
رشته هوانوردی در مقطع دیپلم برای دختران راهاندازی شد

در نمایشگاه بزرگر راه و شهرسازی اعلام شد که وزارت آموزش و پرورش با مشارکت سازمان هواپیمایی کشوری اولین بار در دو رشته هوانوردی و گردشگری برای تحصیل دوره متوسطه تحصیلی برای دختران فراهم و متناسب با استانداردهای لازم به همراه دروس عمومی ارائه می کند.
وزارت راه و شهرسازی دانش آموزان این هنرستان پس از گرفتن دیپلم هوانوردی و گردشگری می توانند وارد دانشگاه شده و در یکی از رشته های خلبانی، مهمانداری، مهندسی اویونیک(برق و مخابرات) و مهندسی A&P (تعمیرو نگهداری ) هواپیما، گردشگری و جهانگردی(راهنمایی تور ) و مدیر فنی (بند الف و ب) تا مقطع کاردانی، کارشناسی، و ارشد و دکتری ادامه تحصیل دهند.
واحدهای درسی رشته هوانوردی که در سال های دوم و سوم به تفکیک ارائه می شوند شامل دروس زبان فنی و عمومی، آیرودینامیک، نقشه کشی، مواد هواپیما، تئوری شعبات، کارگاه عمومی، مدل هواپیما، الکترونیک و کارگاه، ساختمان هواپیما و کارگاه، سیستم هواپیما و کارگاه، مقررات هواپیما، هواشناسی، ناوبری، موتور هواپیما و کارگاه، آلات دقیق و کارگاه، دوره های علمی پرواز، کارگاه شیئت متال وریاضی و فیزیک کاربردی که در مجموع 47 واحد می باشد است.
شهریه هنرستان هوانوردی دخترانه آسمان در سال اول دبیرستان 2 میلیون و پانصد هزار تومان در سال دوم 3 میلیون و در سال سوم دبیرستان 3 میلیون و پانصد هزار تومان است و علاقهمندان می توانند به سایت [Only registered and activated users can see links] " مراجعه کنند و یا از غرفه این هنرستان در نمایشگاه بزرگ راه و شهرسازی دیدن کنند.

Maryam Mehri
20-01-2012, 11:39
گفتنی است در سال 1381، عفت تجارتچی، اولین خلبان زن ایرانی بوده كه با هواپیمای شخصی پرواز میكرده است.

در حال حاضر، دو خلبان زن در شركتهای هواپیمایی آسمان و ایران ایر، پرواز می كنند.
با توجه به عدم تمایل ایرلاینها به استفاده از خلبانان زن، آموزشگاههای خلبانی به دانشجویان زن اعلام میكنند كه بازار كار مناسبی برای آنها وجود ندارد.

یك كارشناس پرواز مدعی است كه زنان خلبان در تست های روانشناسی پرواز موفق نیستند و به این دلیل بازار كار مناسبی ندارند.

محمد بشارتی می گوید: «خلبان ها باید قدرت تصمیم گیری بالاو واكنش سریع داشته باشند اما زنان چندان در این كار موفق نیستند.» به گفته وی; در خطوط پروازی اروپا دو، سه خلبان زن وجود دارد و زنان بیش تر در خدمات پرواز و مهمانداری فعالیت می كنند.»این كارشناس حمل و نقل تاكید می كند: «حدود 95 درصد نیروی انسانی در بخش خدمات پروازی زن هستند و در آژانس های هواپیمایی نیز زنان اكثریت دارند.»

وی می افزاید: «با توجه به آن كه بازار كار مناسبی برای خلبانان زن وجود ندارد، بیش تر آن ها برای پرواز با هواپیماهای شخصی و تفریحی آموزش می بینند.»

رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده هوا و فضا: مقاومت روانی برای پرواز خلبانان زن وجود دارد

ایسنا- «در برابر پرواز خلبانان زن مقاومت روانی وجود دارد و برخی فكر می كنند زنان نمی توانند به عنوان كاپیتان پرواز كنند.»

علی اكبر گلرو، رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده هوا و فضا اظهار كرد: «خلبانی نیاز به دقت بالایی دارد و دقت و ظرافت زنان در انجام امور از مردان هم بیش تر است.»

به گفته وی، در خطوط تولید كارخانجات مربوط به قطعات حساس الكترونیك از زنان استفاده می شود زیرا به طور ذاتی امور را با ظرافت بیش تری انجام می دهند.

گلرو تصریح كرد: «زنان خلبان به دلیل نداشتن تجربه لازم هنوز نتوانسته اند جایگاه خود را در خطوط هوایی كشور پیدا كنند. هر كاپیتان مسافربری باید حداقل بالای هفت، هشت سال تجربه كاری داشته باشد و زنان با توجه به آن كه تازه شروع به كار كرده اند تجربه پروازی لازم را ندارند.»

وی افزود: «خلبانان بعد از دریافت گواهینامه حمل و نقل هوایی حداقل پنج سال باید به عنوان كمك خلبان پرواز كنند تا بتوانند هدایت هواپیما را در دست گیرند.»

رییس پژوهشكده استاندارد و حقوق دانشكده هوا و فضا معتقد است; زنان كمبودی برای انجام وظایف خلبانی ندارند و با توجه به دقت و حساسیت بیش تر می توانند بهتر از خلبان مرد عمل كنند.

capitan nima
20-01-2012, 13:22
به نظر من خانوم ها بیشتر در زمینه ی آموزش میتونن پیشرفت کنن تا لاین نمونه حاضرشم خانوم صادق نیا که الان نزدیک به 1300 ساعت پرواز کردن و الان هم واقعا جزو بهترین IP های معراج هستن.