PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پيشگويي درباره اثر داروهاي آينده: نورولوژي كازماتيك



Mahmood Mokhtari
14-11-2008, 01:42
پيشگويي درباره اثر داروهاي آينده: نورولوژي كازماتيك

نويسنده: دكتر بابك زماني

«كازماتيك » اصطلاحي است كه ابتدائاً و در رشته جراحي به زيبايي ترجمه شد، يعني« جراحي زيبايي». اما معناي كازماتيك فراتر از زيبايي است و در فارسي متاسفانه كلمه يي كه به طور دقيق معادل آن باشد، وجود ندارد. به طور خلاصه كازماتيك يعني استفاده از روش هاي طبي (شامل جراحي و داخلي) نه براي درمان يك بيماري يا نقيصه، بلكه براي افزايش يا ارتقاي كاركردهاي انسان سالم، از آنجا كه ارتقاي توانايي هاي انسان به طور عمده در زمينه خلق قواي عقلي و نيروي جسماني يا عضلاني مطرح مي شود و في المثل افزايش كاركرد كليه، كبد يا ريه در يك فرد سالم اساساً معنايي ندارد، «طب كازماتيك غيرجراحي»، اساساً چيزي نخواهد بود جز نورولوژي كازماتيك، چراكه بديهي است قواي عقلاني و جسماني انسان عمدتاً به رشته نورولوژي مربوط است.

و همين جا بايد افزود كه اگر روش هاي جراحي كازماتيك بيشتر جنبه هاي زيبايي را شامل مي شود، طب داخلي و نورولوژي، جنبه هاي غيرزيبايي كازماتيك را شامل مي شود. و اگر جراحي صرفاً با ظاهر سروكار دارد، نورولوژي كازماتيك سروكارش با مسائل عميق تر انساني است و از اين رو درگير مشكلات اخلاقي بيشتري است.

واقعيت اين است نورولوژيست ها روزبه روز درگيري بيشتري با مسائل و مشكلات كازماتيك پيدا مي كنند و همان طور كه هيات تحريريه نشريه رسمي انجمن نورولوژي امريكا، به تازگي پيش بيني كرده است، به نظر مي رسد در دهه هاي آينده كازماتيك نورولوژي، مسائل پيچيده تري براي جوامع نورولوژي و نورولوژيست ها ايجاد خواهد كرد، سوالات عديده يي كه به راحتي و مثل سابق نمي توان آنها را نفي يا انكار كرد.در اين يادداشت بنده به هيچ وجه ادعاي ارائه راه حلي ندارم. فقط مي خواهم به مساله يي اشاره كنم كه به زودي بيش از آنچه هست، فراروي جامعه قرار مي گيرد و جز با نظر جامعه نورولوژيست ها و زعماي فرهنگي و اخلاقي به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد.

مي توان علائم و نشانه هاي بروز زودرس مسائل مختلف كازماتيك را به ترتيب زير مثال آورد.

واقعيت اين است كه اگرچه جامعه متخصصان مغز و اعصاب در حال حاضر به تمام كساني كه به دنبال داروهايي براي تقويت حافظه هستند، جواب رد مي دهند يا داروهايي مي دهند كه «تقويتي» است و اثر چنداني ندارد، اما به نظر مي رسد تا توليد داروهايي براي افزايش هوش فاصله چنداني نداشته باشيم. در حال حاضر به نظر مي رسد داروهاي جديدي كه براي بيماري آلزايمر ساخته شده است، در بسياري از اختلالات ديگر كه با كاهش قواي عقلي همراه است نيز تاثير مختصري دارند. از اين بالاتر، پژوهش كوچكي وجود دارد كه تاثير اين دارو بر قواي عقلي خلبانان فعال يكي از شركت هاي هوايي را نشان مي دهد. يعني يك گروه از خلبانان شاغل در يكي از شركت هاي هوايي اين دارو را مصرف كردند و يك گروه ديگر از خلبانان همان شركت، داروي كاذب شبيه همان دارو را مصرف كردند و هر دو گروه تحت تست هوش بسيار دشوار قرار گرفتند. كساني كه دارو را مصرف كردند نمره بالاتري آوردند. البته اين تاثيرات به اثبات علمي بر اساس طب بر مبناي شاهد نياز دارد اما نكته مهم اينجاست كه در حال حاضر با توجه به مكانيسم كاهش حافظه در آلزايمر، پيدايش دارويي با اثر افزايش هوش كاملاً محتمل است و اگرچه داروهاي موجود داراي عوارض مختصري هستند، اما كاملاً محتمل است كه داروهايي بدون عوارض نيز ساخته شود. در اين صورت مسائل اخلاقي و اجتماعي متعددي فراروي ما خواهد بود. اگر خلبانان يك شركت هوايي با مصرف يك دارو، هوش و تمركز بالاتري پيدا مي كنند، تكليف ساير خطوط هوايي چيست؟ آيا مي توان خلبان بدون قرص را هم پذيرفت؟ يا پروازهاي خطوط هوايي «قرصي» ايمن تر نخواهد بود؟ تكليف امتحانات و كنكور چيست؟ آيا مسوولان برگزاري كنكور بايد امتحان با قرص را بپذيرند يا نه؟ عوارض داروها تا چه حد پذيرفته و تا چه حد غيرقابل قبول خواهد بود؟ آيا قيمت قرص هاي فرضي (كه احتمالاً بسيار گران است) نوعي بي عدالتي ايجاد نخواهد كرد؟ تعريف دوپينگ در علم چه خواهد بود؟

داروهايي كه در حال حاضر در درمان پرخوابي استفاده مي شود، در افزايش بيداري و تمركز بي تاثير نيست، اما بسياري از اين داروها خود باعث عوارضي مي شود و در عين حال اعتيادآور است. ولي نسل جديدتر اين داروها عوارض كمتر و اثرات بيشتري دارند و به نظر مي رسد در برخي بيماري هاي ديگر نظير ام اس در رفع خستگي و افزايش توانايي هاي بيماران موثر باشد. پيدايش نسل هاي جديدتري از اين داروها با اثرات بازهم بيشتر، عدم اعتياد و عوارض كمتر كاملاً محتمل است.

در حال حاضر يكي از درمان هاي نوظهور در بيماري پاركينسون كاشت تحريك كننده هايي در داخل مغز است كه تاثيرات اين تحريك كننده ها را از راه دور با نوعي «ريموت» مي توان كنترل كرد. كاملاً و به روشني قابل پيش بيني است كه در دهه هاي آينده ممكن است چنين محرك هايي براي ساير قسمت هاي مغز نيز ساخته شود. در اين صورت ممكن است بتوان با فشار دادن يك دكمه، خلق كسي را بالاو پايين برد.

اين امكانات جديد ممكن است به ابزاري حيرت انگيز براي ارتقاي قابليت هاي عقلي و رواني تبديل شود. در اين صورت آيا بايد اين استفاده ها را به ترتيبي منع كرد و چنين پيشرفت هاي خارق العاده يي را منكر شد، يا بايد طبق شرايط و ضوابطي از اين پيشرفت ها استفاده كرد؟ بزرگ ترين مشكل، تبيين همين ضوابط و شرايط است و اگر از پيش، بسترهاي فرهنگي و معنوي چنين پيشرفت هايي فراهم نشده باشد، بي ترديد همه در برابر هجوم بي امان اين تكنولوژي پس خواهند نشست، گروهي به انكار مطلق و جنگ با آسياب بادي، آن هم با شمشيرهاي چوبي رو خواهند آورد و گروهي به تسليم مطلق و بيگاري براي تكنولوژي مشغول خواهند شد.

شايد اگر دو سه دهه پيش، در ابتداي ظهور جراحي كازماتيك مسائل اخلاقي و فرهنگي اين پيشرفت ها پيش بيني و در مورد آنها انديشه مي شد، اكنون با اين لجام گسيختگي شاهد اين همه اعمال جراحي زيبايي با اين همه عوارض و اين همه وقت و هزينه يي كه از امكانات پزشكي كشور به خود اختصاص مي دهد (آن هم كشوري با اين همه مشكلات بهداشتي و درماني) نبوديم.

حالاهمان زماني است كه بايد پزشكان و علماي اخلاق حلال و حرام و مباح اين پديده نوظهور را تعيين كنند، يا به بيان بهتر حالابهترين زماني است كه مي توان انديشيدن در اين موارد را شروع كرد

منبع: روزنامه اعتماد شماره 1706 مورخه 3/4/87 صفحه 12