PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارشي از پنج سال دعواى حقوقى يك خلبان و يك سازمان !



Shobeir
01-09-2006, 23:00
احمد جلالى فراهانى :

زمانى كه دهها مسافر در صندلى هواپيما آرام مى گيرند و اميدوارند دقايقى ديگر به مقصد برسند، آنكه مسؤول مراقبت از جان آنهاست، خلبان است. اما مشروط به آنكه او خود از صحت و سلامت جسمى و روانى بهره مند باشد. اين گزارش نشان مى دهد سيستم نظارتى سازمان هواپيمايى كشورى دست كم در مورد سلامت يك خلبان دچار ضدو نقيض گويى هايى است كه عواقب آن مى توانست ناگوار باشد. خلبان مورد نظر اكنون اجازه پرواز ندارد اما درست زمانى كه سلامت وى در هاله اى از ابهام بود، اجازه پرواز داشت.

گزارش حاضر فراتر از طرح مسأله يك شخص نشان مى دهد، مقوله حفظ امنيت انسانها بايد جدى تر در دستور كار قرار گيرد.

طرفين اين دعواى حقوقى از يك سو خلبان سعيد مدبر است كه بيش از ۲۸سال سابقه خدمت در نظام هواپيمايى كشور دارد و تا پيش از اين به عنوان سرخلبان هواپيماهاى مسافرى، حداقل دوازده هزار ساعت سابقه پرواز داشته است. كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى در طرف ديگر اين دعواى حقوقى است. ماجراى حقوقى پيش آمده ميان دو طرف دعوا، على رغم گذشت ۵سال از آغاز آن همچنان خاتمه نيافته و دو طرف درصدد اثبات مدعاى خويش و رد ادعاى حريف هستند. به هر حال با مطالعه اين پرونده سؤالى كه پيش از همه ذهن را مشغول مى كند اين است كه آيا سازمان هواپيمايى كشورى از يك سيستم كارآمد براى تشخيص صحت و سلامت خلبانان خود برخوردار است يا خير؟

آغاز ماجرا

نهم ارديبهشت ماه سال،۱۳۷۹ نقطه آغاز اين دعواى حقوقى است. به گزارش كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى و مطابق صورتجلسه اين كميسيون خلبان سعيد مدبر در فاصله ۵۰مايلى فرودگاه اهواز دچار افت فشار مى شود» و چون اين مسأله در نظر كميسيون پزشكى هوايى يك نوع اختلال هوشيارى در پرواز و يا (sudden in flight in Capacition) محسوب مى شود، كميسيون مذكور ادامه فعاليت او را طبق قسمت C ماده ۳.۲.۳.۶ از ضميمه شماره يك (انكس يك) سازمان بين المللى هواپيمايى كشورى(۲) (ICAO) براى ادامه فعاليت پروازى در شغل خلبانى مورد ترديد قرار داده و خواهان عدم فعاليت وى به عنوان خلبان مى شود.

بلافاصله در تاريخ ،۷۹‎/۴‎/۱۹ نامه اى از سوى مديركل گواهينامه، امتحانات و امور پزشكى استاندارد پرواز به امضاى محمد بشردوست به معاونت استاندارد پرواز سازمان هواپيمايى كشورى ارسال مى شود كه در پيوست آن يكى از پزشكان همين كميسيون (كه آن صورت جلسه را هم امضا كرده است) طى نامه اى مفصل به مديركل دفتر گواهينامه ها، امتحانات و امور پزشكى سازمان هواپيمايى كشورى خاطرنشان مى كند كه «گزارش كتبى خلبان و مهندس پرواز و سرميهماندار حاكى است نامبرده (سعيد مدبر)به علت نخوردن صبحانه و نوشيدن آب پرتقال دچار افت قند شده و در مركز اورژانس بيمارستان اهواز... بنا به اظهارات كمك خلبان با تجويز سرم قندى بهبودى نسبى حاصل نموده است.» در همين نامه پزشك مذكور مدعى مى شود كه «اين گزارشها... نيز برخلاف واقع بوده كه كلاً مؤيد ناهماهنگى در سطح عمليات آن شركت مى باشد و چنين مستفاد مى شود كه اصل مطلب كه در پيش آقايان روشن است براى مجموعه دفتر گواهينامه ها، امتحانات و امور پزشكى مبهم و نادرست جلوه داده شده است.»

و اما علت افت فشار خلبان سعيد مدبر، در همين نامه دكتر مذكور طى بررسى هاى خود مدعى مى شود: «در مصاحبه حضورى با خود خلبان مدبر در تاريخ ۷۹‎/۴‎/۴ چنين استنباط گرديدكه (طى اظهارات خود خلبان در حضور پزشكان دفتر) وى مدت ۳۸ساعت بى خوابى داشته است، رژيم سخت لاغرى را كه توسط آقاى دكتر اياصوفى به ايشان داده شده بوده است را دنبال نموده و ضمناً به طور خودخواسته و ظاهراً بى دليل به اتفاق كمك خلبان تعداد ۳۰نخ (۱‎/۵ پاكت) سيگار را در عرض ۳ساعت در طول پرواز كشيده اند و بنا به توجيهات خودش اين عوامل باعث بدحالى وى شده و اصلاً بيهوشى در كار نبوده است. در همين چند جمله مى توان به دو نكته پى برد. نكته اول اجازه پرواز به خلبانى است كه ۳۸ساعت بى خوابى داشته است. خود دكتر مذكور كه مسؤول امور پزشكى هوايى وقت آسمان در اين تاريخ بوده هم به اين موضوع در پيشنهادات خود در بند ۳ اشاره مى كند و مى نويسد: «در مورد اينكه خلبانى كه ۳۸ساعت بى خواب بوده و هنوز هم از عدم مصرف سيگار در طول پرواز با اين شدت (۳۰نخ سيگار در عرض سه ساعت) آگاهى ندارد ولى همچنان از طرف عمليات شركت (آسمان) پروازهاى مسافربرى برنامه مى گيرد، نظر مدير عمليات شركت اخذ گردد.»

سعيد مدبر خودش در اين باره مى گويد: «درست است من ۳روز (يعنى ۷۲ساعت) قبل از آن پرواز نخوابيده بودم و علتش هيأت عزادارى بود كه در مشهد اردهال بنا به سنت هرساله برپا مى كنيم.» وقتى از او مى پرسم پس چرا حاضر شدى تن به آن پرواز بدهى مى گويد: «مسائل مادى برايم مهم و مطرح بود. ما خلبانها هر چقدر ساعت پروازى مان كمتر باشد كمتر حقوق دريافت مى كنيم.» با اين همه به نظر مى رسد نبود سيستم نظارتى بر روى صحت و سلامت جسمى و روانى خلبانها عامل اصلى تر انجام اين پرواز است.

نكته دوم اين مسأله به «رژيم سخت لاغرى كه به ايشان داده شده» برمى گردد. چرا به خلبانى كه مرگ و زندگى بيش از يكصد مسافر در دست اوست اجازه پرواز مى دهند، حال آنكه او تحت تأثير «رژيم سخت لاغرى و مصرف ۱‎/۵ پاكت سيگار» قرار داشته است.

با اين حال سعيدمدبر مسأله بيهوشى اش را به شدت رد مى كند. در بندسوم نامه مذكور هم به اين نكته اشاره شده است. آنجا كه مسؤول امور پزشكى هوايى مى نويسد: «در گزارشات اظهار شده است كه افت قند و بعضاً افت فشار و حتى رنگ پريدگى و ضعفى كه منجر به بيهوشى نشده باعث گرديده است كه خود خلبان از ماسك اكسيژن به طور ارادى استفاده نمايد.»

در همين نامه و در بند هفتم پيشنهادات، دكتر «م.الف» از مديركل دفتر گواهى نامه ها، امتحانات و امور پزشكى مى خواهد تا «رياست مركز پزشكى آسمان... به خاطر تأخير در گزارش، گزارشات ناصحيح، امتناع از ارائه اصل موضوع و عدم كاربرد موضوعات روشن از نظر ايشان (ولى مبهم از نظر پرونده) در روندمعاينات پزشكى و در نهايت انحراف دادن موضوع از ديد گروه پزشكى هوايى سازمان حتماً به طريق مقتضى توبيخ شده... » علاوه براين دكتر «م.الف» به يك واقعيت تلخ در سيستم پزشكى هوايى يكى از معتبرترين شركتهاى هواپيمايى اشاره مى كند كه اگر واقعيت داشته باشد حقايق بسيار تلخى را مى توان از آن استنباط كرد. اودر ادامه متذكر مى شودكه پزشكى كه او مى خواهد توبيخ شود از جمله پزشكان هوايى مجازى است كه بيشترين اشتباهات حرفه اى را در مقوله معاينات پزشكى دارند كه به كرات تذكرات لازم به صورت شفاهى به ايشان ارائه شده ولى ظاهراً مؤثر واقع نشده است... »

ادامه ماجرا

ماجرا به همين جا ختم نمى شود. دكتر سيدمحمود جلالى يكى از پزشكان عضو آن زمان كميسيون پزشكى هوايى كه به ادعاى خودش بيش از ۲ سال است از اين كميسيون بيرون آمده مى گويد: بعد از اين ماجرا كميسيون تصميم گرفت كه خلبان سعيدمدبر به عنوان كمك خلبان يا P2 پرواز كند و تحت مراقبت پزشكى نيز باشد.» گرچه سعيد مدبر اين ادعا را رد مى كند و مى گويد: من به عنوان خلبان تحت نظارت ويژه (Captain under super vision) در sit راست (صندلى چپ سر خلبان )نشسته ام و پرواز كردم »

دكتر جلالى مى گويد « تا زمانى كه خلبان مدبر به عنوان P2 مى پريد هيچ مشكلى وجود نداشت و او همواره تحت مراقبت هاى ويژه پزشكى پريده است . تا اينكه پس از قريب دوسال او مدعى شد كه بايد به عنوان «سرخلبان» بپرد و قصه از همين جا شروع شد.»

اما كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى، با اين ادعا كه خلبان سعيد مدبر دچار بيمارى «صرع» يا بيهوشى ناگهانى است ، از تاريخ ۸۲‎/۲‎/۱۵ (تقريباً ۳ سال بعد از ماجراى پرواز كويت - اهواز ) اجازه پرواز حتى تحت عنوان P2 يا خلبان تحت نظارت ويژه را هم به سعيد مدبر نمى دهد. صرفنظر از اينكه آيا اين ادعا درست هست يا نه، (چه هنوز تكليف بيمارى صرع سعيد مدبر مشخص نشده است ) سؤالى كه مسلماً براى هر اهل دقتى پيش مى آيد اين است كه چطور به خلبانى كه مظنون به بيمارى صرع است ۳سال اجازه پرواز داده شده است؟ در پاسخ به اين سؤال سراغ «رضايى نياركى» سرپرست سازمان هواپيمايى كشورى رفتم و او در پاسخ گفت : اين ماجراها مربوط به قبل از سرپرستى من است و من سعيدمدبر را به خوبى مى شناسم و سوابق پروازى او برايم محرز است و با اين حال مطابق قانون سازمان هواپيمايى كشورى ملزم به اجراى تصميمات كميسيون پزشكى است. البته نكته ديگرى كه سرپرست فعلى سازمان هواپيمايى كشورى به آن اشاره مى كند ۳۰ميليون تومان پولى است كه سعيدمدبر پس ازصدور رأى «داشتن بيمارى صرع» براى «از دست دادن گواهى پرواز» از بيمه دريافت مى كند.

اين نكته، نكته مهمى است. «رضايى نياركى » دراين باره مى گويد: « اشتباهى كه سعيدمدبر مرتكب شد دريافت اين مبلغ بود. چرا كه مطابق قوانين ICAO هر خلبانى كه به دليل ناراحتى هاى روانى و جسمانى قادر به ادامه پرواز نباشد مى تواند از حق بيمه اى كه بابت از دست دادن گواهى نامه و مجوز پروازش به دست مى آورد استفاده كند.» خود خلبان سعيد مدبر درخصوص انگيزه اين كارمى گويد: پسرم كه از سر اتفاق يكى از بازيكنان پراميد و آينده فوتبال بودو راهى آلمان شده بود تا درباشگاههاى اين كشور بازى كند، در اثر سانحه رانندگى در جاده امامزاده داوود در گذشت و من نياز مبرم به پول براى برپايى مراسم داشتم. در اثر شرايط نامطلوب مالى كه بعد از ماجراى كويت - اهواز پيداكرده بودم مجبور بودم از اين پول استفاده كنم.»

با اين همه سعيد مدبر عليه حكمى كه كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى براى او صادركرده بود - يعنى بيمارى صرع - به دادگاه و محكمه قضايى شكايت مى برد و قاضى پرونده قضايى او از شعبه ۱۸ ديوان عدالت ادارى (دادسراى ناحيه ۵ صادقيه ) و از متخصصين پزشكى قانونى براى اثبات وجود بيمارى صرع در خلبان سعيدمدبر كمك مى طلبد. پزشكى قانونى هم در تاريخ ۸۲‎/۱۲‎/۲۷ اعلام مى كند «باتوجه به گزارشات پزشكى و اسناد موجود، نمى توان بطور قطع درمورد وجود يا عدم وجودعارضه صرع در مورد [خلبان] سعيد مدبر اظهارنظر نمود. براى اين منظور انجام بررسى هاى بيشتر ازجمله Video EEG monitoring (پايش طولانى مدت نوار مغزى همراه با فيلمبردارى ويديويى در بيمار) لازم است كه امكان انجام آن در داخل كشور وجودندارد و توصيه مى شود باتوجه به حساسيت شغلى ايشان براى اظهارنظر قطعى به يك مركز فوق تخصصى بيمارى صرع درخارج از كشور اعزام شود.

قاضى «اسماعيل اشكبوس» بازپرس پرونده خلبان مدبر برمبناى همين نامه و چند نكته ديگر ازجمله اينكه «موضوع بيمارى مورد ادعا در ارتباط با سيستم مغز و اعصاب بوده و حسب مقررات پزشكى دكتر مغز و اعصاب صلاحيت اظهارنظر در باب اين بيمارى را داشته درحالى كه در بين اعضاى شوراى پزشكى چنين عضوى كه تخصص مغز و اعصاب داشته باشد برحسب اسناد و املاك تقديمى ازسوى سازمان هواپيمايى مشاهده نمى شود.» تصميمات اتخاذشده در كميسيون پزشكى هوايى درخصوص سعيد مدبر را باطل و فاقد ارزش قانونى و استنادى اعلام مى كند و مدبر نيز عليه پزشكان اين كميسيون اعلام جرم مى كند.

درخصوص بيمارى صرع اين خلبان چند نكته مبهم ديگر نيز وجوددارد. نكته اول نامه اى است كه وى براى دكتر «م.الف» يكى از اعضاى كميسيون مى نويسد و از او مى خواهددرمورد بيمارى خودش و «وضعيت پزشكى»اش اعلام نظر كند و دكتر «م.الف» درهمان نامه كه بر اساس مدارك قضايى كپى برابر اصل هم شده است، اظهارمى دارد: «آقاى دكتر «م.ج» با نفوذى كه در سازمان هواپيمايى كشورى داشت... با طرح سوابقى غيرمستند از بيمارى جنابعالى، از اينكه در پرواز مسير كويت - اهواز جنابعالى بيهوش شده ايد... لباس خون آلود داشته ايد... زبانتان را گاز گرفته ايد و... قبل از شروع جلسه اذهان شركت كنندگان در شورا را منحرف مى نمود... قصد داشت با ايجاد ارعاب و نقل قول كذب از هريك ازما... چيزى را ثابت نمايد كه دروغ محض بود و آن اينكه جنابعالى داروى ضدصرع مصرف كرده و اين داروها را جنابعالى به ما اعلام داشته ايد كه خداشاهد است كذب محض بوده و اعلام مى دارم كه هيچگاه اين كلام را از شما نشنيده ام.»

گذشته از اين موضوع كه اين نامه در صورت واقعى بودن ثابت مى كند پزشكان كميسيون مذكور با مخاطب خود- سعيد مدبر - رابطه داشته اند و احتمالاً ادعاى بيمارى صرع هم بنابه خصومت هاى شخصى نقل شده است. (گرچه دكترى كه دكتر «م.الف» اشاره مى كند درگفت و گو با من تأكيدكرد كه هرگز بيمارى صرع را درمورد خلبان مدبر به كار نبرده است) نشان دهنده اوضاع نابسامان اين كميسيون خواهدبود.

نكته دوم تناقضات عديده اى است كه در پاسخ پزشكان اين كميسيون به بازپرس شعبه يازده دادسراى ناحيه ۵ صادقيه ديده مى شود. درحالى كه تاريخ اين نامه ۸۳‎/۴‎/۱۶ ذكرشده است، امضاكنندگان نامه در متن نامه مدعى هستند جلسه خود را ۶ماه پس از تاريخ اين نامه تشكيل داده اند (جلسه كميسيون هوايى در تاريخ ۸۳‎/۱۰‎/۳۰ با شركت امضاكنندگان زير تشكيل... گرديد) در همين نامه پزشكان امضاكننده متذكر مى شوند «اين شورا درتاريخ ۸۳‎/۶‎/۱۴... به آن بازپرسى اعلام نظر نموده است. (يعنى ۲ماه پس از آنكه اين نامه به قوه قضاييه صادرشد!) جالب اينجاست يكى از دكترها تاريخ امضاى خود را ۸۳‎/۱۱‎/۳ تقريباً ۷ماه بعد از تشكيل جلسه ذكركرده است!

اسناد و مدارك گزارش در دفتر روزنامه موجود است



ايـران

چهارشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۴

http://www.iran-newspaper.com/1384/8402 ... report.htm (http://www.iran-newspaper.com/1384/840221/html/report.htm)

ماه
26-12-2006, 20:57
با سلام



جنجال چك پزشكي كاپيتان سعيد مدبر از خلبانان قديمي و با تجربه شركت آسمان به نقل از روزنامه ايران مورخ 21/2/84



زمانى كه دهها مسافر در صندلى هواپيما آرام مى گيرند و اميدوارند دقايقى ديگر به مقصد برسند، آنكه مسؤول مراقبت از جان آنهاست، خلبان است. اما مشروط به آنكه او خود از صحت و سلامت جسمى و روانى بهره مند باشد.

اين گزارش نشان مى دهد سيستم نظارتى سازمان هواپيمايى كشورى دست كم در مورد سلامت يك خلبان دچار ضدو نقيض گويى هايى است كه عواقب آن مى توانست ناگوار باشد. خلبان مورد نظر اكنون اجازه پرواز ندارد اما درست زمانى كه سلامت وى در هاله اى از ابهام بود، اجازه پرواز داشت.

گزارش حاضر فراتر از طرح مسأله يك شخص نشان مى دهد، مقوله حفظ امنيت انسانها بايد جدى تر در دستور كار قرار گيرد.

طرفين اين دعواى حقوقى از يك سو خلبان سعيد مدبر است كه بيش از ۲۸سال سابقه خدمت در نظام هواپيمايى كشور دارد و تا پيش از اين به عنوان سرخلبان هواپيماهاى مسافرى، حداقل دوازده هزار ساعت سابقه پرواز داشته است.

كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى در طرف ديگر اين دعواى حقوقى است.

ماجراى حقوقى پيش آمده ميان دو طرف دعوا، على رغم گذشت ۵سال از آغاز آن همچنان خاتمه نيافته و دو طرف درصدد اثبات مدعاى خويش و رد ادعاى حريف هستند.


به هر حال با مطالعه اين پرونده سؤالى كه پيش از همه ذهن را مشغول مى كند اين است كه آيا سازمان هواپيمايى كشورى از يك سيستم كارآمد براى تشخيص صحت و سلامت خلبانان خود برخوردار است يا خير؟

آغاز ماجرا

نهم ارديبهشت ماه سال،۱۳۷۹ نقطه آغاز اين دعواى حقوقى است.


به گزارش كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى و مطابق صورتجلسه اين كميسيون خلبان سعيد مدبر در فاصله ۵۰مايلى فرودگاه اهواز دچار افت فشار مى شود» و چون اين مسأله در نظر كميسيون پزشكى هوايى يك نوع اختلال هوشيارى در پرواز و يا (sudden in flight in Capacition) محسوب مى شود، كميسيون مذكور ادامه فعاليت او را طبق قسمت C ماده ۳.۲.۳.۶ از ضميمه شماره يك (انكس يك) سازمان بين المللى هواپيمايى كشورى(۲) (ICAO) براى ادامه فعاليت پروازى در شغل خلبانى مورد ترديد قرار داده و خواهان عدم فعاليت وى به عنوان خلبان مى شود.

بلافاصله در تاريخ ،۷۹‎/۴‎/۱۹ نامه اى از سوى مديركل گواهينامه، امتحانات و امور پزشكى استاندارد پرواز به امضاى محمد بشردوست به معاونت استاندارد پرواز سازمان هواپيمايى كشورى ارسال مى شود كه در پيوست آن يكى از پزشكان همين كميسيون (كه آن صورت جلسه را هم امضا كرده است) طى نامه اى مفصل به مديركل دفتر گواهينامه ها، امتحانات و امور پزشكى سازمان هواپيمايى كشورى خاطرنشان مى كند كه «گزارش كتبى خلبان و مهندس پرواز و سرميهماندار حاكى است نامبرده (سعيد مدبر)به علت نخوردن صبحانه و نوشيدن آب پرتقال دچار افت قند شده و در مركز اورژانس بيمارستان اهواز... بنا به اظهارات كمك خلبان با تجويز سرم قندى بهبودى نسبى حاصل نموده است.»

در همين نامه پزشك مذكور مدعى مى شود كه «اين گزارشها... نيز برخلاف واقع بوده كه كلاً مؤيد ناهماهنگى در سطح عمليات آن شركت مى باشد و چنين مستفاد مى شود كه اصل مطلب كه در پيش آقايان روشن است براى مجموعه دفتر گواهينامه ها، امتحانات و امور پزشكى مبهم و نادرست جلوه داده شده است.»

و اما علت افت فشار خلبان سعيد مدبر، در همين نامه دكتر مذكور طى بررسى هاى خود مدعى مى شود: «در مصاحبه حضورى با خود خلبان مدبر در تاريخ ۷۹‎/۴‎/۴ چنين استنباط گرديدكه (طى اظهارات خود خلبان در حضور پزشكان دفتر) وى مدت ۳۸ساعت بى خوابى داشته است، رژيم سخت لاغرى را كه توسط آقاى دكتر اياصوفى به ايشان داده شده بوده است را دنبال نموده و ضمناً به طور خودخواسته و ظاهراً بى دليل به اتفاق كمك خلبان تعداد ۳۰نخ (۱‎/۵ پاكت) سيگار را در عرض ۳ساعت در طول پرواز كشيده اند و بنا به توجيهات خودش اين عوامل باعث بدحالى وى شده و اصلاً بيهوشى در كار نبوده است.


در همين چند جمله مى توان به دو نكته پى برد. نكته اول اجازه پرواز به خلبانى است كه ۳۸ساعت بى خوابى داشته است.

خود دكتر مذكور كه مسؤول امور پزشكى هوايى وقت آسمان در اين تاريخ بوده هم به اين موضوع در پيشنهادات خود در بند ۳ اشاره مى كند و مى نويسد: «در مورد اينكه خلبانى كه ۳۸ساعت بى خواب بوده و هنوز هم از عدم مصرف سيگار در طول پرواز با اين شدت (۳۰نخ سيگار در عرض سه ساعت) آگاهى ندارد ولى همچنان از طرف عمليات شركت (آسمان) پروازهاى مسافربرى برنامه مى گيرد، نظر مدير عمليات شركت اخذ گردد.»

سعيد مدبر خودش در اين باره مى گويد: «درست است من ۳روز (يعنى ۷۲ساعت) قبل از آن پرواز نخوابيده بودم و علتش هيأت عزادارى بود كه در مشهد اردهال بنا به سنت هرساله برپا مى كنيم.»

وقتى از او مى پرسم پس چرا حاضر شدى تن به آن پرواز بدهى مى گويد: «مسائل مادى برايم مهم و مطرح بود.

ما خلبانها هر چقدر ساعت پروازى مان كمتر باشد كمتر حقوق دريافت مى كنيم.»

با اين همه به نظر مى رسد نبود سيستم نظارتى بر روى صحت و سلامت جسمى و روانى خلبانها عامل اصلى تر انجام اين پرواز است.

نكته دوم اين مسأله به «رژيم سخت لاغرى كه به ايشان داده شده» برمى گردد.

چرا به خلبانى كه مرگ و زندگى بيش از يكصد مسافر در دست اوست اجازه پرواز مى دهند، حال آنكه او تحت تأثير «رژيم سخت لاغرى و مصرف ۱‎/۵ پاكت سيگار» قرار داشته است.

با اين حال سعيدمدبر مسأله بيهوشى اش را به شدت رد مى كند.

در بندسوم نامه مذكور هم به اين نكته اشاره شده است.

آنجا كه مسؤول امور پزشكى هوايى مى نويسد: «در گزارشات اظهار شده است كه افت قند و بعضاً افت فشار و حتى رنگ پريدگى و ضعفى كه منجر به بيهوشى نشده باعث گرديده است كه خود خلبان از ماسك اكسيژن به طور ارادى استفاده نمايد.»

در همين نامه و در بند هفتم پيشنهادات، دكتر «م.الف» از مديركل دفتر گواهى نامه ها، امتحانات و امور پزشكى مى خواهد تا «رياست مركز پزشكى آسمان... به خاطر تأخير در گزارش، گزارشات ناصحيح، امتناع از ارائه اصل موضوع و عدم كاربرد موضوعات روشن از نظر ايشان (ولى مبهم از نظر پرونده) در روندمعاينات پزشكى و در نهايت انحراف دادن موضوع از ديد گروه پزشكى هوايى سازمان حتماً به طريق مقتضى توبيخ شده... »

علاوه براين دكتر «م.الف» به يك واقعيت تلخ در سيستم پزشكى هوايى يكى از معتبرترين شركتهاى هواپيمايى اشاره مى كند كه اگر واقعيت داشته باشد حقايق بسيار تلخى را مى توان از آن استنباط كرد.

او در ادامه متذكر مى شودكه پزشكى كه او مى خواهد توبيخ شود از جمله پزشكان هوايى مجازى است كه بيشترين اشتباهات حرفه اى را در مقوله معاينات پزشكى دارند كه به كرات تذكرات لازم به صورت شفاهى به ايشان ارائه شده ولى ظاهراً مؤثر واقع نشده است... »

ادامه ماجرا

ماجرا به همين جا ختم نمى شود. دكتر سيدمحمود جلالى يكى از پزشكان عضو آن زمان كميسيون پزشكى هوايى كه به ادعاى خودش بيش از ۲ سال است از اين كميسيون بيرون آمده مى گويد: بعد از اين ماجرا كميسيون تصميم گرفت كه خلبان سعيدمدبر به عنوان كمك خلبان يا P2 پرواز كند و تحت مراقبت پزشكى نيز باشد.» گرچه سعيد مدبر اين ادعا را رد مى كند و مى گويد: من به عنوان خلبان تحت نظارت ويژه (Captain under super vision) در sit راست (صندلى چپ سر خلبان )نشسته ام و پرواز كردم »

دكتر جلالى مى گويد « تا زمانى كه خلبان مدبر به عنوان P2 مى پريد هيچ مشكلى وجود نداشت و او همواره تحت مراقبت هاى ويژه پزشكى پريده است . تا اينكه پس از قريب دوسال او مدعى شد كه بايد به عنوان «سرخلبان» بپرد و قصه از همين جا شروع شد.»

اما كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى، با اين ادعا كه خلبان سعيد مدبر دچار بيمارى «صرع» يا بيهوشى ناگهانى است ، از تاريخ ۸۲‎/۲‎/۱۵ (تقريباً ۳ سال بعد از ماجراى پرواز كويت - اهواز ) اجازه پرواز حتى تحت عنوان P2 يا خلبان تحت نظارت ويژه را هم به سعيد مدبر نمى دهد. صرفنظر از اينكه آيا اين ادعا درست هست يا نه، (چه هنوز تكليف بيمارى صرع سعيد مدبر مشخص نشده است ) سؤالى كه مسلماً براى هر اهل دقتى پيش مى آيد اين است كه چطور به خلبانى كه مظنون به بيمارى صرع است ۳سال اجازه پرواز داده شده است؟ در پاسخ به اين سؤال سراغ «رضايى نياركى» سرپرست سازمان هواپيمايى كشورى رفتم و او در پاسخ گفت : اين ماجراها مربوط به قبل از سرپرستى من است و من سعيدمدبر را به خوبى مى شناسم و سوابق پروازى او برايم محرز است و با اين حال مطابق قانون سازمان هواپيمايى كشورى ملزم به اجراى تصميمات كميسيون پزشكى است.

البته نكته ديگرى كه سرپرست فعلى سازمان هواپيمايى كشورى به آن اشاره مى كند ۳۰ميليون تومان پولى است كه سعيدمدبر پس ازصدور رأى «داشتن بيمارى صرع» براى «از دست دادن گواهى پرواز» از بيمه دريافت مى كند.

اين نكته، نكته مهمى است. «رضايى نياركى » دراين باره مى گويد: « اشتباهى كه سعيدمدبر مرتكب شد دريافت اين مبلغ بود.

چرا كه مطابق قوانين ICAO هر خلبانى كه به دليل ناراحتى هاى روانى و جسمانى قادر به ادامه پرواز نباشد مى تواند از حق بيمه اى كه بابت از دست دادن گواهى نامه و مجوز پروازش به دست مى آورد استفاده كند.» خود خلبان سعيد مدبر درخصوص انگيزه اين كارمى گويد: پسرم كه از سر اتفاق يكى از بازيكنان پراميد و آينده فوتبال بودو راهى آلمان شده بود تا درباشگاههاى اين كشور بازى كند، در اثر سانحه رانندگى در جاده امامزاده داوود در گذشت و من نياز مبرم به پول براى برپايى مراسم داشتم. در اثر شرايط نامطلوب مالى كه بعد از ماجراى كويت - اهواز پيداكرده بودم مجبور بودم از اين پول استفاده كنم.»

با اين همه سعيد مدبر عليه حكمى كه كميسيون پزشكى هوايى سازمان هواپيمايى كشورى براى او صادركرده بود - يعنى بيمارى صرع - به دادگاه و محكمه قضايى شكايت مى برد و قاضى پرونده قضايى او از شعبه ۱۸ ديوان عدالت ادارى (دادسراى ناحيه ۵ صادقيه ) و از متخصصين پزشكى قانونى براى اثبات وجود بيمارى صرع در خلبان سعيدمدبر كمك مى طلبد.

پزشكى قانونى هم در تاريخ ۸۲‎/۱۲‎/۲۷ اعلام مى كند «باتوجه به گزارشات پزشكى و اسناد موجود، نمى توان بطور قطع درمورد وجود يا عدم وجودعارضه صرع در مورد [خلبان] سعيد مدبر اظهارنظر نمود.

براى اين منظور انجام بررسى هاى بيشتر ازجمله Video EEG monitoring (پايش طولانى مدت نوار مغزى همراه با فيلمبردارى ويديويى در بيمار) لازم است كه امكان انجام آن در داخل كشور وجودندارد و توصيه مى شود باتوجه به حساسيت شغلى ايشان براى اظهارنظر قطعى به يك مركز فوق تخصصى بيمارى صرع درخارج از كشور اعزام شود.

قاضى «اسماعيل اشكبوس» بازپرس پرونده خلبان مدبر برمبناى همين نامه و چند نكته ديگر ازجمله اينكه «موضوع بيمارى مورد ادعا در ارتباط با سيستم مغز و اعصاب بوده و حسب مقررات پزشكى دكتر مغز و اعصاب صلاحيت اظهارنظر در باب اين بيمارى را داشته درحالى كه در بين اعضاى شوراى پزشكى چنين عضوى كه تخصص مغز و اعصاب داشته باشد برحسب اسناد و املاك تقديمى ازسوى سازمان هواپيمايى مشاهده نمى شود.»


تصميمات اتخاذشده در كميسيون پزشكى هوايى درخصوص سعيد مدبر را باطل و فاقد ارزش قانونى و استنادى اعلام مى كند و مدبر نيز عليه پزشكان اين كميسيون اعلام جرم مى كند.

درخصوص بيمارى صرع اين خلبان چند نكته مبهم ديگر نيز وجوددارد.


نكته اول نامه اى است كه وى براى دكتر «م.الف» يكى از اعضاى كميسيون مى نويسد و از او مى خواهددرمورد بيمارى خودش و «وضعيت پزشكى»اش اعلام نظر كند و دكتر «م.الف» درهمان نامه كه بر اساس مدارك قضايى كپى برابر اصل هم شده است، اظهارمى دارد: «آقاى دكتر «م.ج» با نفوذى كه در سازمان هواپيمايى كشورى داشت... با طرح سوابقى غيرمستند از بيمارى جنابعالى، از اينكه در پرواز مسير كويت - اهواز جنابعالى بيهوش شده ايد... لباس خون آلود داشته ايد... زبانتان را گاز گرفته ايد و... قبل از شروع جلسه اذهان شركت كنندگان در شورا را منحرف مى نمود... قصد داشت با ايجاد ارعاب و نقل قول كذب از هريك ازما... چيزى را ثابت نمايد كه دروغ محض بود و آن اينكه جنابعالى داروى ضدصرع مصرف كرده و اين داروها را جنابعالى به ما اعلام داشته ايد كه خداشاهد است كذب محض بوده و اعلام مى دارم كه هيچگاه اين كلام را از شما نشنيده ام.»

گذشته از اين موضوع كه اين نامه در صورت واقعى بودن ثابت مى كند پزشكان كميسيون مذكور با مخاطب خود- سعيد مدبر - رابطه داشته اند و احتمالاً ادعاى بيمارى صرع هم بنابه خصومت هاى شخصى نقل شده است. (گرچه دكترى كه دكتر «م.الف» اشاره مى كند درگفت و گو با من تأكيدكرد كه هرگز بيمارى صرع را درمورد خلبان مدبر به كار نبرده است) نشان دهنده اوضاع نابسامان اين كميسيون خواهدبود.

نكته دوم تناقضات عديده اى است كه در پاسخ پزشكان اين كميسيون به بازپرس شعبه يازده دادسراى ناحيه ۵ صادقيه ديده مى شود. درحالى كه تاريخ اين نامه ۸۳‎/۴‎/۱۶ ذكرشده است، امضاكنندگان نامه در متن نامه مدعى هستند جلسه خود را ۶ماه پس از تاريخ اين نامه تشكيل داده اند (جلسه كميسيون هوايى در تاريخ ۸۳‎/۱۰‎/۳۰ با شركت امضاكنندگان زير تشكيل... گرديد) در همين نامه پزشكان امضاكننده متذكر مى شوند «اين شورا درتاريخ ۸۳‎/۶‎/۱۴... به آن بازپرسى اعلام نظر نموده است. (يعنى ۲ماه پس از آنكه اين نامه به قوه قضاييه صادرشد!) جالب اينجاست يكى از دكترها تاريخ امضاى خود را ۸۳‎/۱۱‎/۳ تقريباً ۷ماه بعد از تشكيل جلسه ذكر كرده است!

اسناد و مدارك گزارش در دفتر روزنامه موجود است.

Mahmood Mokhtari
26-12-2006, 21:11
ماه محترم

بسيار جالب بود.

لطفا اگر ممكن است اظهار نظري در اين خصوص بفرماييد تا بهره مند شويم.

ارادتمند محمود مختاري

ماه
26-12-2006, 21:34
با سلام



مختاري عزيز ممنونم.



كاپيتان مدبر خلباناني زرنگ ، قانوندان، جسور و قدر است. كسي نيست كه ايشان را نشناسد. ايشان خسارت بيمه را دريافت كردن. از آن طرف كميسيون پزشكي استاندارد پرواز كشوري ، بدون در دست داشتن مدرك و سند پزشكي ، ايشان را متهم به صرع كرده اند كه قاضي هم برخورد منطقي و مناسبي با اين نظريه كرده است. لذا مقصر اوليه خود كاپيتان مدبر است كه استارت كار را زده و خسارت دريافت كرده. كميسيون پزشكي هم احتمالا" مانند بقيه همكاران هواپيمايي دل پري از آقاي مدبر داشته و از اين فرصت جهت زمنگير كردن وي استفاده كرده. اگر دوستي ، آشنايي در آسمان داريد راجع به خصوصيات آقاي مدبر سوال كنيد. خلبان جالبي است!!!

Mahmood Mokhtari
26-12-2006, 21:47
ماه محترم

از اظهار نظر شما سپاسگذارم.

مطالب شما نكات ارزنده بسياري دارد.

اميدوارم مورد استفاده ساير دوستان هم قرار گيرد.

ارادتمند محمود

ravabet
28-11-2011, 07:48
سلام دوستان عزيز....

كسي از شما از وضعيت فعلي" كاپيتان سعيد مدبر" اطلاع داره؟

ممنون ميشم كه بفرماييد...