PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سياه چاله



tigerwood
23-03-2005, 10:33
برگرفته از سايت http://www.hupaa.com به قلم خانم معصومه يوسفي





سياهچاله چيست؟



در چند جمله كوتاه ميتوان گفت، سياهچاله ناحيه اي از فضاست كه مقدار بسيار زيادي جرم در آن تمركز يافته و هيچ شيئي نمي تواند از ميدان جاذبه آن خارج شود.از آنجا كه بهترين تيوري جاذبه در حال حاضر تيوري نسبيت عام انيشتن است،در مورد سياهچاله و جزيياتش بايد طبق اين تيوري تحقيق و نتيجه گيري كنيم. ابتدا از مفهوم جاذبه و شرايط ساده تر آغاز مي كنيم.



فرض كنيد روي سطح يك سياره ايستاده ايد. يك سنگ را به سمت بالا پرتاب مي كنيد. با فرض اينكه آن را خيلي خيلي محكم پرتاب نكرده باشيد براي مدتي به سمت بالا حركت مي كند و نهايتا شتاب جاذبه باعث مي شود به پايين سقوط كند. اما اگر سنگ را به اندازه ي لازم محكم پرتاب كرده باشيد مي توانيد آن را به كل از جاذبه سياره خارج كنيد و سنگ بالا رفتن را تا ابد ادامه خواهد داد. سرعتي كه لازم است تا يك شيي را از حاذبه سياره خارج كند سرعت فرار يا سرعت گريز نام دارد. همانطور كه انتظار مي رود سرعت فرار به جرم سياره بستگي دارد. اگر سياره اي جرم زيادي داشته باشد كشش جاذبه آن زياد خواهد بود و نتيجتا سرعت فرار آن بيشتر خواهد شد. سياره سبكتر سرعت فرار كمتري خواهد داشت. همچنين سرعت فرار به فاصله از مركز سياره نيز بستگي دارد. هر چه به مركز سياره نزديك تر شويم سرعت فرار نيز بيشتر مي شود.



سرعت فرار زمين Km/s 11.2 يا m/h 25000 است. در حالي كه سرعت فرار در ماه فقط Km/s 2.4 يا m/h 5300 است.



حال يك جرم بسيار زياد را كه در يك ناحيه با شعاع بسيار كوچك تمركز يافته تصور كنيد. سرعت فرار چنين ناحيه اي از سرعت نور بيشتر خواهد بود و چون هيچ شييي نمي تواند سريعتر از نور سير كند پس هيچ شييي نمي تواند از ميدان جاذبه چنين ناحيه اي خارج شود ، حتي يك دسته پرتو نور.



ايده تفكر در مورد جرمي چنان چگال كه حتي نور نيز نتواند از آن خارج شود متعلق به لاپلاس در قرن هجدهم است. تقريبا بلافاصله پس از بيان نظريه نسبيت عام توسط انيشتين ، كارل شوارتز شيلد يك راه حل رياضي براي معادلات تيوري اين اجرام كشف كرد و سال ها بعد اشخاصي چون اپنيمر و ولكف واشنايدر در دهه 1930 به طور جدي درباره امكان وجود چنين نواحي در عالم به تحقيق پرداختند. اين پژوهشگران نشان دادند، هنگامي كه محتويات سوخت يك ستاره پرجرم به پايان مي رسد، نمي تواند در مقابل جاذبه دروني خود مقاومت كند و به صورت يك سياهچاله در خود فرو مي ريزد.



در نسبيت عام جاذبه از عوامل انحراف فضاي 4 بعدي است. اشياء بسيار پرجرم باعث انحرافات محورهاي زمان و فضا مي شوند در حدي كه قوانين هندسي اعتبار خود را از دست مي دهند و به كار نمي آيند. اين انحراف در اطراف يك سياهچاله بسيار چشمگير است و باعث مي شود كه سياهچاله ها خصوصيات عجيبي داشته باشند. هر سياهچاله چيزي به نام افق حادثه ( event horizon ) دارد، كه سطحي كروي است و مرز سياهچاله را مشخص مي كند. شما مي توانيد وارد اين افق شويد اما نمي توانيد از آن رهايي يابيد. در حقيقت وقتي وارد افق شديد محكوم به نزديك و نزديك تر شدن به مركز سياهچاله هستيد.



درباره افق مي توان اين تصور را داشت كه افق جايي است كه در آن سرعت گريز برابر با سرعت نور است. در خارج از افق سرعت گريز كمتر از سرعت نور است. بنا بر اين در صورتي كه راكت هاي شما به اندازه كافي انرژي داشته باشند مي توانيد از افق دور شويد اما وقتي وارد افق شديد راهي براي خروج نداريد. افق خصوصيات هندسي عجيبي دارد، براي يك ناظر كه فاصله زيادي از سياهچاله دارد، افق جاي خوبي به نظر مي رسد كه كروي و ساكن است. اما در صورتيكه به سياهچاله نزديك شويد متوجه خواهيد شد افق با سرعت بسيار زياد و يا در حقيقت با سرعت نور به سمت بيرون در حركت است. چون افق با سرعت نور به سمت بيرون گسترش مي يابد، پس براي خروج از افق بايد سرعتي بيش از سرعت نور داشته باشيم. و چون مي دانيم كه نمي توانيم با سرعتي بيش از سرعت نور سير كنيم پس هيچ گاه نخواهيم توانست از سياهچاله فرار كنيم.



اگر اين مطالب بسيار عجيب به نظر مي رسند، نگران نباشيد، واقعا عجيب هستند. افق از جهتي ثابت و از جهتي نا پايستار است. اين مطلب تا حدي شبيه به داستان آليس در سرزمين عجايب است. او بايد تا جايي كه مي توانست سريع حركت مي كرد تا مي توانست در يك جا بماند.



در درون افق فضا در حدي منحرف مي شود كه مختصات طول و زمان جايشان عوض مي شود به اين معني كه مختص نشان دهنده فاصله از مركز سياهچاله كه r نام دارد، يك مختص زماني و t يك مختص فضايي مي شود. نتيجه اين جابجايي اين است كه نمي شود از كوچك شدن لحظه به لحظه r جلوگيري كرد، مشابه شرايط معمولي كه از رسيدن به آينده گريزي نيست (يعني به طور معمول t در حال افزايش است) در نهايت بايد به مركز جايي كه r = 0 است برسيم. ممكن است فكر كنيد با روشن كردن راكت ها مي توان از افق خارج شد، اما اين كار نيز بيهوده است. از هر ماده اي كه استفاده كنيد، نمي توانيد از آينده خود گريزي داشته باشيد. پس از وارد شدن به افق، تلاش براي دور شدن از مركز سياهچاله درست مثل تلاش براي نرسيدن به پنجشنبه آينده است.



نام سياهچاله را براي اولين بار جان آرچيبالد ويلر پيشنهاد داد كه نام مناسبي به نظر مي رسيد، چون از نام هاي پيشنهادي قبل از خودش جذاب تر بود. پيش از ويلر از اين نواحي با عنوان ستاره هاي منجمد ياد مي شد. در ادامه توضيح خواهم داد كه چرا اين نام را به آن ها داده بودند.



سياهچاله چه اندازه اي دارد؟



اندازه هر چيز دو جنبه دارد. در اولين جنبه مي گوييم اين جسم چه ميزان جرم دارد و در جنبه ديگر آن را از نظر حجم بررسي مي كنيم. ابتدا درباره جرم سياهچاله بحث مي كنيم.



براي ميزان جرم يك سياهچاله محدوديتي وجود ندارد. هر مقدار جرمي درصورتي كه به اندازه كافي چگال باشد مي تواند سياهچاله تشكيل دهد. حدس مي زنيم كه سياهچاله هاي موجود از مرگ ستارگان پرجرم تشكيل يافته اند، بنا بر اين بايد به همان اندازه جرم داشته باشند. به عنوان نمونه جرم يك سياهچاله در حدود 10 برابر جرم خورشيد است، يعني جرمي معادل 10 به توان 31 كيلوگرم.



هر چه جرم سياهچاله بيشتر باشد فضاي بيشتر اشغال خواهد كرد. در حقيقت شعاع شوارتز شيلد (شعاع افق) و جرم نسبت مستقيم دارند. اگر سياهچاله اي 10 برابر يك سياهچاله ديگر جرم داشته باش، شعاعش نيز 10 برابر ديگري خواهد بود. شعاع سياهچاله اي هم جرم خورشيد 3 كيلومتر است. بنا بر اين، اگر سياهچاله اي 10 برابر خورشيد جرم داشته باشد شعاعش 30 كيلومتر خواهد بود و سياهچاله اي كه در مركز يك كهكشان با جرم يك مليون برابر خورشيد 3 ميلون كيلومتر شعاع خواهد داشت. ممكن است اين مقدار شعاع زياد به نظر برسد ولي با استانداردهاي نجومي خيلي هم عجيب نيست. به عنوان مثال شعاع خورشيد 700000 كيلومتر است و يك سياهچاله بسيار بسيار سنگين شعاعي فقط در حدود 4 برابر خورشيد دارد.



در صورت سقوط در سياهچاله چه بلاي به سرم مي آيد؟



فرض مي كنيم در داخل يك فضا پيما به سمت يك سياهچاله با جرم يك مليون برابر خورشيد در مركز كهكشان راه شيري در حال حركت هستيد. (بحث هاي زيادي در مورد وجود سياهچاله در مركز كهكشان راه شيري وجود دارد. اما فرض مي كنيم حداقل براي چند ثانيه اين سياهچاله موجود باشد.) از فاصله دور راكت ها را خاموش كرده ايد و به سمت سياهچاله سرازير مي شويد. چه اتفاقي خواهد افتاد؟



در ابتدا هيچ جاذبه اي را حس نخواهيد كرد چون در حال سقوط آزاد هستيد، همه قسمتهاي بدنتان به يك صورت كشيده خواهند شد و احساس بي وزني خواهيد كرد (اين دقيقا همان چيزي است كه در مدار زمين براي فضا نوردان اتفاق مي افتد. با اين حال نه فضا نورد و نه شاتل هيچ نيروي جاذبه اي را حس نمي كنند.) همين طور كه به مركز سياهچاله نزديك و نزديك تر مي شويد نيروهاي جاذبه جزر و مدي را بيشتر حس خواهيد كرد. فرض كنيد پاهايتان نسبت به سرتان در فاصله كمتري از مركز سياهچاله قرار گرفته باشد. نيروي جاذبه با نزديك شدن به مركز سياهچاله بيشتر مي شود، بنا بر اين در پاهايتان نيروي جاذبه را بيشتر حس خواهيد كرد. و حس خواهيد كرد كشيده شده ايد ( اين نيرو نيروي جزر و مدي نام دارد چون دقيقا مانند نيرويي عمل مي كند كه باعث جزر و مد در سطح زمين مي شود). اين نيروها با نزديك شدن به مركز بيشتر و بيشتر خواهد شد تا جايي كه شما را پاره پاره كند.



براي يك سياهچاله خيلي بزرگ شبيه به آن كه شما در آن سقوط مي كنيد، نيروهاي جزر و مدي تا شعاع 600000 كيلومتري مركز قابل توجه نيستند. البته اين مطلب پس از ورود به افق اعتبار مي يابد. اگر در حال سقوط به يك سياهچاله كوچكتر هم جرم خورشيد بوديد، نيروهاي جزر و مدي از فاصله 6000 كيلومتري مركز شما را تحت تاثير قرار مي داد و شما خيلي زود تر از آنكه وارد افق شويد تكه پاره مي شديد (و اين موضوع علت اين است كه شما را در حال سقوط به يك سياهچاله بزرگ تصور كرديم تا بتوانيد حداقل تا وارد شدن به سياهچاله زنده باشيد). در حين سقوط چه چيزهايي مي بينيد؟ شما در حين سقوط چيز خاص و عجيبي را مشاهده نخواهيد كرد. تصوير اشيا درو ممكن است به شكل هاي عجيب و نا مربوط در آمده باشند، چون جاذبه سياهچاله نور را نيز منحرف مي كند. به ويژه وقتي وارد افق مي شويد هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد. حتي پس از وارد شدن به افق نيز خواهيد توانست چيزهايي را كه بيرون هستند ببينيد. چون نوري كه از اشيا بيروني ساطع مي شود مي تواند وارد افق شود و به شما برسد. اما در بيرون از افق كسي قادر به ديدن شما نيست چون نور نمي تواند از افق خارج شود.



كل اين اتفاقات چقدر طول مي كشد؟ البته اين مطلب بستگي به اين دارد كه از چه فاصله سقوط به داخل سياهچاله را شروع كرده باشيد. فرض مي كنيم اين عمليات از جايي شروع شود كه فاصله شما از مركز 10 برابر شعاع سياهچاله باشد. براي سياهچاله اي با جرم يك ميليون برابر خورشيد 8 دقيقه طول مي كشد تا به افق برسيد، پس از آن 7 دقيقه ديگر در پيش داريد تا به ناحيه منحصر به فردي برسيد. البته اين زمان ها تقريبي است و به عنوان مثال در يك سياهچاله كوچكتر زمان مرگ نزديك تر خواهد بود. پس از پشت سرگذاشتن افق در 7 دقيقه باقيمانده از عمر ممكن است وحشت زده بشويد و شروع كنيد به روشن كردن راكت ها اما اين تلاش بيهوده است.



از يك فاصله مطمئن از سقوط در سياهچاله چه چيز مشاهده مي شود؟



چيزي كه از دور ديده مي ود با واقعيت كمي تفاوت دارد. همچنان كه شما به افق نزديك تر مي شويد ناظر حركت شما را آهسته و آهسته تر مي بيند. او هيچ گاه رسيدن شما را به افق نخواهد ديد.



سياهچاله اي را در نظر بگيريد كه از فرو ريختن يك ستاره شكل گرفته است. در حالي كه ماده تشكيل دهنده سياهچاله فرو مي ريزد، ناظر آن را كوچك و كوچك تر مي بيند، همچنين او نزديك شدن شما را مي بيند اما نمي تواند رسيدن به افق را ببيند و اين علت نام گذاري اوليه آنها يعني ستاره هاي منجمد است. چون به نظر مي رسد آن ها در فاصله اي به اندازه كمي بيشتر از شعاع شوارتز شيلد يخ زده اند.



چرا اينگونه به نظر مي رسد؟ مهمترين مطلبي كه در اين مورد عنوان شده يك خطاي نوري است. در حقيقت شكل گرفتن يك سياهچاله يا رسيدن شما به افق زمان نامحدودي نمي برد. وقتي شما به افق نزديك و نزديك تر مي شويد، نوري كه از شما ساطع مي شود به زمان بيشتري نياز دارد تا به ناظر برسد در واقع نوري كه بدن شما در هنگام گذر از افق ناظر ديگر تصويري از شما نمي بيند و حس مي كند رسيدن به افق چه زمان نامحدودي وقت مي برد.



از زاويه ديگري نيز مي شود به اين مسئله نگاه كرد. زمان در نزديكي افق بسيار آرامتر از فضاهاي دورتر سپري مي شود. فرض كنيد فضاپيماي شما براي خروج از افق در حركت است و براي چندين ثانيه آنجا توقف مي كند (با مصرف مقداري زيادي سوخت براي جلوگيري از سقوط به داخل). سپس شما به سمت ناظري مي رويد و به او ملحق مي شويد. متوجه مي شويد در طي اين ايام او سني بيش از شما دارد، در حقيقت زمان براي شما بسيار آهسته تر (كند تر) سپري شده است تا براي او.



به نظر شما كدام يك از اين دو نظريه فريب نور يا كندي زمان درست است؟ جواب بستگي به مختصاتي داردكه طبق آن به بررسي سياهچاله ها بپردازيد. طبق مختصات معمول كه مختصات شوارتز شيلد نام دارد، زماني افق را پشت سر مي گذاريد كه مختصات t (زمان) بي نهايت است. طبق اين مختصات گذر از افق زمان بي نهايت لازم دارد. اما علت اين مطلب اين است كه مختصات شوارتز شيلد تصوير تحريف شده اي از آنچه در اطراف افق مي گذرد به ما مي دهد. در حقيقت درست در افق مختصات كاملا تحريف شده و تغيير يافته اند. در صورتي كه مختصات واحدي را در نزديكي افق انتخاب نكرده ايد متوجه مي شويد كه در هنگام گذر از افق زمان واقعا محدود است. ولي زماني كه ناظر شما را مشاهده مي كند نامحدود است. تشعشات نياز به زمان بي نهايت و نامحدودي دارند تا به چشم ناظر برسند. پس شما مي توانيد از هر دو نوع مختصات استفاده كنيد، در عمل هر دوي آنها درست هستند. فقط دو بيان متفاوت از يك مطلب ارئه مي دهند. درعمل شما از چشم ناظر پنهان خواهيد ماند قبل از اينكه زمان بي نهايت سپري شود. براي يك جسم نوري كه از طرف سياهچاله تابش مي شود به طرف سرخي و طول موجهاي بيشتر مي رود.



بنا براين در صورتي كه شما نور مرئي با طول موجهاي ثابتي ساطع كنيد، ناظر آن را با طول موج بيشتري دريافت خواهد كرد. با نزديك تر شدن شما به افق اين طول موجها افزايش مي يابند. كه درنهايت به تابش هاي نامرئي، مادون فرمز و امواج راديويي خواهند رسيد. در بعضي نقاط طول موجها به قدري زياد خواهند بود كه ناظر نخواهد توانست آن ها را مشاهده كند. از گذشته به خاطر داريد كه نور در دسته هايي به نام فوتون ساطع مي شود. تصور كنيد در حين گذر از افق فوتون هايي ساطع كنيد. قبل از گذشتن از افق آخرين فوتون ها را ساطع خواهيد كرد، اين فوتون ها در زمان محدودي به چشم ناظر خواهند رسيد - به عنوان مثال براي چنان سياهچاله پر جرمي چيزي در حدود 1 ساعت.. و پس از آن ناظر ديگر قادر به ديدن شما نخواهد بود (فوتون هايي كه پس از گذر از افق ساطع مي شوند هيچ گاه به ناظر نمي رسند)...



http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00184.jpg

tigerwood
23-03-2005, 10:36
سياهچاله ستاره اي مرده و با جرم زياد است که جاذبه اش به حدي است که حتي نور هم نمي تواند از آن بگريزد. با اين تعريف سياهچاله ها قابل مشاهده نمي باشند، از اينرو دانشمندان NASA مطالعات خود را بر روي هسته کوچک و متمرکز کهکشان MAV آغاز کرده اند که فاصله اي در حدود ٥٠ ميليون سال نوري با زمين دارد.ستاره شناسان سپس نشان داده اند که هسته MAV از گاز هيدروژن بسيار داغ تشکيل شده است که با سرعتي حدود ٢/١ ميليون مايل در ساعت ،داراي حرکت چرخشي هستند. براي جلوگيري از متلاشي شدن چنين جوي چنان جاذبه اي لازم است که قاعدتا مي تواند نور را نيز در خود نگاه دارد و اين جاذبه،حاصل متمرکز شدن جرمي مساوي ٢ تا ٣ ميليون برابر جرم خورشيد است!

tigerwood
23-03-2005, 10:40
سياهچاله ها واقعا قابليت حبس کردن ماده در زمان را دارند و انرژي پرتوي نوري را که قصد گريز از جاذبه آنها را دارد کاهش مي دهند.تاکنون آنها تنهاپيشگيريهايي ازنظريه جاذبه انيشتن بوده اند .

اما ستاره شناسان امروزي با ديدي همراه با مدارک مستدل به آنها مي نگرند. نظريه سياهچاله ها بيان مي دارد که اگر يک ستاره بسيار بزرگ در پايان عمرش منفجر شود و هسته اي با جرم بيش از٣ برابر جرم خورشيد بر جاي بگذارد ،اين هسته تحت کشش جاذبه خود به يک کره کوچکتر تبديل ميشود. :wink:

tigerwood
23-03-2005, 10:43
http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00209.jpg



جاذبه جرم منفرد حاصل چنان قوي است که از عبور ماده و حتي نوري که از منطقه اي در اطراف آن عبور مي کند جلوگيري مي نمايد.عليرغم اينکه مشاهده سياهچاله ها غير ممکن مي باشد اما ستاره شناسان يک دو جين سياهچاله را در کهکشان ما تعيين موقعيت کرده اند. اما هيچ مدرک مستدلي مبني بر اينکه اين اجرام واقعا داراي افق باشند تا بحال حاصل نشده است.يک گروه تحقيقاتي از مرکز اختر فيزيک کمبريج ادعا مي کنند که چنين مدرکي را به دست آورده اند که حاصل مطالعات بر روي ستاره هاي نوتروني است. باقيمانده هاي متراکم انفجارات ابرنوي اختري که به اندازه کافي سنگين نيستند تا به سياهچاله تبديل شوند در عوض به توپهاي نوتروني با حدود ١٢ کيلومتر گسترش تبديل مي شوند.



http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00101.jpg

tigerwood
23-03-2005, 10:46
http://www.hamshahri.org/hamnews/1378/780625/p3-2.jpg



اغلب آنها گاهي اشعه هايي از جنس پرتوX از خود متصاعد مي کنند که فروپاشي نوع اول نام دارد وتا ١٥ دقيقه به طول مي انجامد. تيم مذکور حساب کرده اند که اگر اجرام بسيار سنگين به نقاط کوچکي با افق متلاشي نشوند ودر عوض داراي سطح باشند فروپاشيهاي زيادي از نوع اول خواهند داشت اما تا کنون بشر شاهد چنين واقعه اي که سياهچاله فرض شود نبوده است.در يک تحقيق جداگانه محققان دانشگاه Maryland اطمينان حاصل کرده اندکه که باريکه نوري که از يک سياهچاله فرار مي کند انرژي خود را از دست ميدهد تا ناپديد شود(نظريه دوم انيشتين)



آنها مشغول تحقيقات بر روي طيف پرتوي Xدريافتي از يک سياهچاله بوده اند واين فرکانسهاي انتشار يافته را به گونه اي دريافت مي کردند که گويي پرتوي متصاعد شده از اين اجرام دچار از دست دادن انرژي شده اند.



دانشمندان اعتقاددارند پرتوهاي X مشاهده شده متعلق به دو جرم داغ بسيار نوراني در ميان سياهچاله ها مي باشند.در اين صورت آنها مي توانند ستاره شناسان را قادر به اندازه گيري سرعت چرخشي درون سياهچاله ها سازند. 8)

Arman
25-03-2005, 10:23
البته معذرت مي خوام ولي اين مطالب فكر نكنم به موضوع فروم خيلي ارتباط داشته باشه. التبه به خاطر جسارتم منو مي بخشيد.

tigerwood
25-03-2005, 11:46
چشم آرمان جان.از انتقادتم ممنون... :wink:



البته خوب به فضا مربوط ميشه و شرايط حاكم بر آن و اينكه بشر براي سفر به نقاط دوردست با چه مشكلاتي مواجه است.



بازم چشم :wink:

Arman
25-03-2005, 15:05
بايد بازم ببخشيد كه اين مسله رو مطرح كردم



ولي خوب ديگه منم وظيفه داشتم كه به اطلاع برسونم





راستي نگفتي براي پيشرانه ها هيچي برام مقاله اي، تصويري چيزي جور كردي؟

smm_mec_eng
25-09-2005, 03:08
واقعا اطلاعات جالب و سودمند و شفافي بود ممنون و متشكرم

عكسهاتونم خيلي خوب بود

و متاسفم از انتقاد بي مورد آرمان خان

من خودمو موظف ميدونم كه از شما عذر خواهي كنم

واينو بگم كه همه جيز aerospacetalk يا همون گفتمان هوا فضا كه بخش نظامي نيست

به نظرم لازمه كه در همه زمينه ها بحث بشه . اين سايت هم فكر نكنم نظامي باشه

از آرمان خان هم اصلا انتظار نداشتم

بازم ممنونم

:wink: smm :wink:

Saeid12345
25-09-2005, 16:55
هر چه ميخواهد دل تنگت بگو! بحثهاي فروم بايد همه جانبه باشد نه فقط نظامي! :wink:

Shobeir
25-09-2005, 17:25
بله البته كه همينطوريه ولي يك چيز ناراحت كننده اي :(



اخبار علمي فرهنگي هنري چند وقت پيش گفت كه اين تءوري سياه چاله ها

توسط دانشمندان رد شده ! اخرش نفهميديم هست يا نيست

مهم اينه كه هواپيمامون بهش نخوره :lol:

Saeid12345
25-09-2005, 18:43
اخبارو ولش كن! اين دانشمندا چون يه علمو كامل نميدونن هر روز يه چيزي ميگن! صبر كنيد تا آقا امام زمان ظهور كنند و بعد از آن وقتي كه تمام دانش بشري كامل شد جوابشو ميدونيم. تا زمان ظهور آقا تنها 2 قسمت از 27 قسمت علم بشر كامل شده است و بعد ظهور و برپايي حكومت عدل و داد بر روي زمين تمام آن را بدست مياوريم.



البته اگه تا اون زمون زنده موندين پاسخ سوالو برام ايميل كنين به آدرس اون دنيا كوچه اول در دست راست! به در چپ نگاه نكن چونكه جهنمه!

Shobeir
25-09-2005, 19:50
اگه در سمت چپ باز بود منو ميبيني كه دارم بهت تعارف ميكنم بيايي تو http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/19.gif

Saeid12345
25-09-2005, 22:15
بهتره كه ميوه و شيرني رو بياري تو كوچه بهم تارف كني چون من تو بيا نيستم.

من ز راست هستم و راست ميروم / جز راست نيست راهي در رهم!

smm_mec_eng
25-09-2005, 22:30
سلام

آقا سعيد وآقاشبير ممنونم از حمايتتون

اميدوارم كه مبحث ها همچنان متنوع و جامع تر بشه

بازم آقاي tigerwood ممنونم

:wink: smm :wink:

چازان
25-09-2005, 23:23
از بحث جالبتون ممنون.اما لطفاْ مطالب انحرافي همراه با نكته هاي نغز و بعضآ طنز آميز را در بخش ترمينال Hدرج بفرمایید.

Tomcattter
16-04-2006, 20:16
اندکی پس از انتشار نظریه نسبیت عام انیشتین ،کارل شوارتشیلد ،اختر شناس آلمانی یا بررسی معادلات این نظریه ، راه حلی یافت که فضای اطراف جسم فشرده بسیار پر جرمی را که میدان گرانشی بسیار شدیدی دارد توصیف میکرد.لازم یه ذکر است که نیروی گرانشی نه تنها به به جرم که به فاصله نیز بستگی دارد.از این رو نیروی گرانش جسم پر حجمی که اندازه کوچکتری دارد و جرمش بسیار متراکم است ،بیشتر است .شوارتشیلد دریافت که اگر جرم یک جسم چنان متراکم شود که در واقع تمام جرم آن در مرکزش جای بگیرد، آنگاه فضا -زمان در فاصله معینی از جسم (که شعاع شوارتشیلد نامیده میشود) هندسه خاص و شگفت انگیزی به خود میگیرد.یک فضا پیما ،یک ذره و حتی نور به هیچ وجه نمیتوانند شعاع شوارتشیلد را پشت سر بگذارند و از این جسم پر حجم بگریزد. میدان گرانشی جسم چنان قوی میشود که حتی پرتوهای نور خمیده میشوند ،به طوری که نور گسیل شده از جسم دوباره به سوی جرم مرکزی باز میگردد.



این جسم پر حجم از بیرون غیر قابل مشاهده خواهد بود . نوری از آن بیرون نخواهد رفت و آشکار ساختن آن تنها از روی میدان گرانشی میسر خواهد بود .اگر روزی فضانوردی بتواند به نزدیکی این جسم برود بی درنگ فضاپیمای خود را غیر قابل کنترل خواهد دید و به درون حفره فضا -زمان کشیده خواهد شد و در دام شعاع شوارتشیلد گرفتار خواهد شدو در این هنگام تمام تلاشه آنها بریا فرستادن پیام رادیویی و خواستن کمک بریا ابد بی جواب خواهد ماند.



آنچه در نزدیکی شعاع شوارتشیلد روی میدهد طبق اصول نسبیت کاملا از آنچه معمول است متفاوت است و به این بستگی دارد که آیا ناظر بیرونی در حال سکون است یا سوار بر یک فضا پیماست و به سوی جسم پر جرم مرکزی که سیاهچاله نامیده میشود ،می شتابد.از بیرون خواهیم دیدکه دوستانمان گویی با یک آهنربای قوی به سوی نقطه ای نامریی کسیده میشوند ، اما به رغم پیشروی شتاب آلودشان ف به نظر می رسد که تا ابد طول خواهد کشید تا آنها از شعاع شوارتشیلد به سوی جرم مرکزی نفوذ کنند . از سوی دیگر این قربانیان به سبب کند شدن زمانشان متوجه چنین نا محدودیتی در زمان نخواهند شد ف به موازات گذار از حد شوارتشیلد ، دنیای بالای سرشان تیره و تار و به سرعت ناپدید خواهد شد و آنها بیرحمانه به سوی مرکز جسم سقوط خواهند کرد.



چه چیزی در مرزک سیاهچاله قرار دارد؟ دانشمندان نخست ترجیح میدادند که چندان به این مسئله نپردازند ، زیرا محاسبات ریاضی پاسخ نامتقعد کننده ای به دست می داد. طبق این محاسبات ، پیش بینی میشود هر چیزی که به چنگ سیاهچاله می افتد ، از جمله جرم خودش ، بی درنگ به نقطه ای در مرکز سیاهچاله کشیده شود که تَکینِگی نام دارد. نیروی چنان قوی در فیزیک شناخته نشده است که بتواند در برابر گرانش بی اندازه قوی سیاهچاله مقاومت کند .اتم ،اتم را در هم میشکند .هسته ،هسته را و نوترون فنوترون را ، تااینکه همه در یک مکان واحد -در یک نقطه بی نهایت کوچک -فشرده میشوند.



اکنون فیزیکدانان و اختر شناسان تلاش میکنند تا راهی بیابند که د رمعادلات خود با تَکینِگی رو برو نشوند . بریا دانشمندان , برخورد با چیزهایی مانند تَکینِگی اصلا خوشایند نیست ،زیرا اینها تمام قوانین فیزیک و قواعد طبیعت را در هم فرو می ریزند .اکنون ، گفتن اینکه پس از سقوط ماده به تَکینِگی چه روی میدهد ممکن نیست . آیا ماده برای همیشه ناپدید میشود؟ آیا به شکل چیز دیگری در می آید ؟ آیا در رویدادهایی درگیر می شود که ما حتی نمیتوانیم به تصور در آوریم؟ راهی برای شناختن اینها وجود ندارد ، گویی که ماده واقعا به یک حالت تَکینِگی و استثنایی می رسد.



ادامه دارد... :wink:

Hafez
15-07-2006, 21:39
سیاهچالههای جهان آغازین، برخی قوانین فیزیک را دور زدند تا بتوانند بهسرعت رشد کنند و به ابعاد بزرگتر دست پیدا کنند. با این یافته یکی از قدیمیترین معماهای سیاهچالهها حل شده است، اینکه سیاهچالههای بسیار سنگین چگونه توانستهاند اینقدر سریع در آغاز جهان تشکیل شوند.



http://www.parssky.com/news/my_documents/my_pictures/Abell400_blackhole.jpg

شرح عکس: جتهایی از ماده که به رنگ صورتی نمایش داده شده است، از یک جفت سیاهچاله ابرسنگین در خوشه کهکشانی آبل400 به بیرون فوران میکنند. این تصویر ترکیبی از تصاویر پرتوی ایکس رصدخانه فضایی چاندرا و تصاویر رادیویی VLA است.



مارتا ولونتری و مارتین ریس، اخترفیزیکدانان دانشگاه کمبریج در جدیدترین تحلیلهای خود تمام عوامل مهم تاثیرگذار در رشد سیاهچالهها را درنظر گرفتهاند و نشان دادهاند که رشد بسیار سریع سیاهچالهها غیرممکن نیست. دلیل این پدیده هم احتمالا این است که این موجودات، حتی تابشهایی را که بههنگام بلعیدن مواد اطراف تولید میشوند، جذب میکنند و از بروز یک انفجار مخرب جلوگیری میکنند.

معمای رشد سریع سیاهچالهها زمانی مطرح شد که اخترشناسان توانستند ابر سیاهچالههای بسیار عظیمی را در مرزهای جهان قابل رویت رصد کنند که هریک میلیاردها برابر خورشید سنگینی داشتهاند. این درست که سیاهچالهها نامریی هستند، اما موادی که بهدرونشان سقوط میکند، در اثر اصطکاک داغ میشوند و پرتوهای پرقدرت ایکس ساطع میکنند. این تابشهای بسیار پرانرژی از دور، شبیه به ستارگان بهنظر میرسد و از این رو، اخترشناسان آنها را اختروش نام نهادهاند.

دانشمندان تا به امروز نمیتوانستند توضیح دهند که این سیاهچالهها چطور توانستهاند این همه ماده را در شرایطی جمعآوری کنند که زمان زیادی از مهبانگ نگذشته بود. یکی از راهحل های پیشنهادی این است که سیاهچالههای آغازین به شکلی توانستهاند از سد یکی از مهمترین قوانین محدودکننده فیزیک اجرام آسمانی عبور کنند. این قانون که حد ادینگتون نام دارد، رشد اجرامی را که با جذب مواد بزرگ میشوند، محدود میکند. حد ادینگتون در سیاهچالهها، به این شکل است که اگر سیاهچالهای مواد اطرافش را خیلی سریع ببلعد، قرص برافزایشی مواد بسیار داغ میشود و چنان انرژی عظیمی را آزاد میکند که عملا منفجر میشود و چیزی برای جذب شدن باقی نمیگذارد؛ بنابراین رشد سیاهچاله متوقف می شود.

برخی از فیزیکدانان حدس زده بودند که احتمالا سیاهچاله راهی برای فرار از حد ادینگتون پیدا کرده است، بدین شکل که انرژی ساطع شده از قرص برافزایشی را پیش از آنکه فرصتی برای متلاشی کردن قرص داشته باشد، میبلعد! بهنظر آنها، در داخلیترین بخشهای قرص که بسیار چگال هم هستند، پرتوهای ایکس مرتب با مواد برخورد میکنند و شرایط بسیار دشواری را برای فرار به فواصل دورتر تجربه میکنند، تا آنکه درنهایت مانند دیگر مواد اطراف به کام بیانتهای سیاهچاله فرو میافتند.

اما این فقط یک حدس بود و مشخص نمیکرد آیا این سیاهچالهها میتوانند آنقدر سریع رشد کنند که دیگر محدودیتها را هم بشکنند یا خیر؛ به عنوان مثال، زیاد پیش میآید که ابرهای غنی از مواد خام، این مهمان مفتخور را بیرون میکنند و در نتیجه سیاهچالهها به فضای میان ستارهای پرتاب میشوند. در فضای میان ستارهای هم که چیزی برای خوردن پیدا نمیشود و رشد سیاهچاله متوقف میشود.

اما تحیلهای ولونتری و ریس نشان داده است که اگر آهنگ بیرون شدن سیاهچالهها از کهکشانهای میزبان نسبتا اندک باشد، این سیاهچالهها از سرعت کافی برای رشد برخوردارند. البته شرایط دیگری هم برای درست بودن این پیشبینی لازم است که دانشمندان در حال بررسی درستی آنها هستند.



منبع: New Scientist

منتظر نظراتتون هستم!!!! :wink:

Tomcattter
16-07-2006, 11:54
ممنون از مطلبی که گذاشتی =D>



سیاهچاله ها مقوله ای از علم است که به راحتی نمیتوان آنرا درک کرد

و یکی از نشانه های قدرت پروردگار است [-O<

Hafez
16-07-2006, 12:31
بله.واقعآ هنوز سياه چاله ها رو اون طور كه بايد و شايد نتونستند بشناسند. اينم نمونه ي كوچكي از قدرت هاي پروردگار هست. [-O<

سلطان آسمان
16-07-2006, 19:47
البته گفته ميشود كه سياه چاله ها راهي براي سفر در زمان نيز هستند :-??

Hafez
08-10-2006, 18:50
آيا تا به حال از خودتان سئوال كرديد كه چند سياه چاله در نزديكي كره زمين قرار دارند؟ ناسا قبلا دست بكار شده و آنها را براي شما شمارش كرده است. بر اساس اطلاعات جمع آوري شده توسط ماهواره سويفت (Swift) كه با سازمان ناسا تعلق دارد تقريبا 200 ابر سياهچاله در محدوده 400 ميليون سال نوري كره زمين قرار دارند. وظيفه اصلي سويفت جستجوي آسمان براي يافتن فورانهاي پرتو گاما مي باشد كه در خلال آن اين فضا پيما به شكار اجرامي مي پردازد كه پرتوهاي ايكس گسيل مي كنند و ابر سياهچاله ها يكي از قدرتمندترين منابع پرتوهاي ايكس در آسمان مي باشند.





دانشمندان ناسا با استفاده از اين ماهواره نخستين آمارگيري جامع از كهكشانهائي كه سياهچاله هاي مركزي فعالي را در خود دارند انجام دادند. اين پروژه تمامي آسمان را به دفعات مكرر و طي يك دوره نه ماهه جستجو كرده است.

نقشه برداري و جستجوي كل آسمان نشان داده كه بيش از 200 ابر سياهچاله فعال (AGN) وجود دارند و يك آمار مشخص از فعاليت سياهچاله هاي كيهان پيرامون تهيه كرده است. اين گروه از دانشمندان تعداد زيادي سياهچاله جديد را كشف كرده كه قبلا مفقود بوده اند.

جك تولر از مركز پرواز فضائي گودارد در ناسا مي گويد" ما مطمئن هستيم كه ابرسياهچاله هاي بسيار فعالي را در محدوده 400 ميليون سال نوري زمين مشاهده كرديم. با گذشت هر ماه ، ما قادر هستيم نگاه عميق تري به درون كيهان داشته باشيم و در نتيجه اين آمار دقيق تر و غني تر مي شود."

ابر سياهچاله هاي فعال (AGN) جرمي به اندازه ميليونها و حتي بيليونها خورشيد را دارند كه در ناحيه هاي به اندازه منظومه خورشيدي ما جاي گرفته اند. واژه "فعال" به اين معني است كه اين نوع سياهچاله بطور فعال گاز و تمامي ستاره ها را به درون خود مي كشاند و مقادير بسيار زيادي انرژي توليد مي كند.

بنظر مي رسد تقريبا هر كهكشان بسيار بزرگي يك ابر سياهچاله درخود دارد. اما فقط درصد كمي از آنها فعال مي باشند. سياهچاله مركزي كهكشان ما خاموش در حالت كمون مي باشد و اين سياهچاله و سياهچاله هاي مشابه در آمارگيري سويفت قرار داده نشدند. زماني تمامي سياهچاله ها فعال بوده اند ، اما دليل اينكه چرا برخي فعال باقي مانده و بقيه در كيهان پيرامون فعلي در حالت كمون هستند به صورت يك راز باقي مانده است.

ريچارد موشتسكي كه يكي از آمارگيران همين گروه مي باشد مي گويد" بدون درك سياهچاله هاي نمي توان به شناختي از كيهان نائل شد. شايد حدود 20 درصد از تمامي انرژي تابشي گسيل شده در كيهان به گونه اي از فعاليت ابرسياهچاله هاي فعال منشا گرفته است."



http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures2/E5A_2006-1006blackholes.jpg

نمایی خیالی از یک سیاهچاله . تصویر از NASA





منبع : Universetoday.com



منتظر نظرات شما هستم !!! :wink:

Hafez
16-10-2006, 15:45
دانشمندان ناسا با همکاری جمعی از همکاران بین المللی خود و با کمک ماهواره ژاپنی "سوزاکو" به مشاهدات شگفت انگیزو جدیدی از سیاه چاله ها دست یافته اند .جزئیات عجیبی از فضاو زمان منحنی وار كه پيش از این با این دقت مشاهده نشده بود .



http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures3/578_black-hole-0322-779942.jpg



مشاهدات عبارت بودند ازاندازه گیری سرعت چرخش سیاه چاله ها و نیز اندازه گيري زاویه ریزش مواد به داخل آن .این مشاهدات بر پایه عكس العمل نور در هنگام نزديكي به يك سیاه چاله ورسيدن به مرزي که به آن"مرز آهنیK " گفته می شود صورت گرفته است.وجود این نوار مرزی كه تا کنون بعلت فقدان شواهد کافی مورد تردید قرار داشت اکنون با قاطعیت ثابت شده است و بعنوان یک معیار قابل قبول از جاذبه خردکننده سیاه چاله ها مورد قبول قرار گرفته است . ماهواره سوزاکو مجهز به جستجو گر اشعه ایکس و طيف نگار اشعه ایکس است. این دو دستگاه به اتفاق این قابلیت را دارند که طيف گسترده ای از انرژی های اشعه ایکس را بخصوص آن دسته از اشعه هاي ايكس با سطوح بالاتري از انرژي را شناسایی کنند. به اين منظور براي شروع سیاه چاله هایی با جرمهای فوق العاده زیاد در اولویت گرفته اند .این گونه سیاه چاله ها درمرکز اغلب کهکشانها وجود دارندو جرمشان معادل با جرم میلیونها تا بیلیونها خورشید در محدوده اي به وسعت کل منظومه شمسی ما است.

سیگنالهای طیفی سیاه چاله هایی که "سوزاکو" آنها را ردیابی کرده است پیش از این هم توسط ماهواره اروپایی" نیوتون" دیده شده بود اماسوزاکوازحساسیت بسیار بالاتری نسبت به انواع پيشين خود برخورداراست .

مجموعه ای از مشاهدات صورت گرفته با سوزاکونشان می دهد که مرزآهنی K در تمامی کهکشانها وجود دارد و سیگنالهای دریافتی ازآن ناشی از وجود جاذبه شدید در جوار اين مرز است . به همين علت هدف بلند مدت اکتشاقات فضایی ناسا بر مبنای کشف و شناسايي مرز آهنی Kا برای يافتن تصویری مشخص از یک سیاه چاله قرار گرفته است.

اين گروه تحقيقاتي با بررسي کهکشان MCG-6-30-15 به این نتیجه رسیدند که صفحه چرخاني از مواد سیاه چاله را تغذیه می کند که اصطلاحا صفحه تغذیه کننده نامیده می شود و زاویه 45 درجه نسبت به خط دید ما می سازد.چنین اندازه گیری دقیقی پیش از این امکان پذیر نبوده است. در واقع وجود مرز آهنی Kكليد معماي اندازه گيري جرم و انرژی یک سیاه چاله است.

به تازگي ناسا با همكاري جمعي از دانشمندان ایتالیایی با استفاده ازداده هاي ارسالي فضا پیمای "سويفت"برای اولین بار توانست نوع موادی که از سیاه چاله ها به خارج از آن پرتاپ می شوند را مشخص کند.

موادی موجود در اين فورانهاي سياه چاله اي عموما در كوازارها و سایراجرام سماوی نيزدیده می شوند این مواد اغلب با سرعت نور به خارج پرتا پ می شوند . این تیم تحقیقاتی موفق به گشودن معمايي شده است که پیشینه آن به دهه هفتاد ميلادي برمی گردد.

فورانهای مواد سیاه چاله ای عموما مرزهای کهکشانها را برای صدها هزاران سال نوری درمی نوردد.آنها از منابع اولیه توزیع مواد و انرژی در جهان و همچنين کلید فهم و درک چگونگي شکل گیری کهکشانها و بسیاری معماهای گشوده نشده همچون منشا انرژی در جهان مي باشند.فورانهای سیاه چاله ای یکی از بزرگترین پارادوکسهای موجود در اختر شناسی هستند چراكه ازيك سو هيچ چيزي درجهان نمي تواند ازجاذبه فوق العاده شديد سياه چاله ها بگريزد وا ز سوي ديگرمواد سياه چاله اي باسرعت نور به فضای لایتاهی پرتاپ می شوند.ما هنوز نمی دانیم این فورانها چگونه شکل می گیرند و تنها چیزی که تا حال به قطعیت دریافته ایم این است که از چه موادی تشکیل شده اند .مبحث سیاه چاله ها برا ی چندين دهه است که به بحث داغ روز محافل علمی تبدیل شده است دانشمندان اكنون همگی بر این ايده اتفاق نظر دارند که مواد فورانی یا باید از الکترون و پوزیترون تشکیل شده باشند و یا ازالکترون و پروتون. البته اطلاعات حاصله ازفضا پیمای "سویفت" شواهدی دال بر وجود پروتون در این مواد را دارد.

اغلب کوازراها نیر فورانهایی دارند. یک کوازارهسته یک کهکشان است که انرژي اش توسط یک سیاه چاله ابر جرم که جرمی معادل بیلونها خورشید ما را دارد تامين مي شود .مواد پاشنده در دو جهت مخالف فوران می کنند از صفحه گاز چرخانی که گرداگرد سیاه چاله در چرخش است .

این تیم تحقیقاتی نوعی کوازار را با نام بلازار مورد بررسی قرار دادند بلازارها کوازارهایی هستند که حهت فوارانهایشان همیشه رو به سمت مااست انگار که در مقابل یک لوله تفنگ قرارگرفته باشیم .این تیم دو بلازار را مورد مطالعه قرار دادند 0212+735 و PKS 0537-286 که در فاصله ده بیلیون سال نوری از ما قرار دارند.

تا پیش ازاين تلسکوپها قدرت دیدن حزئیات فورانها ی سیاه چاله ای را كه در طول موجها ی بین طول موج امواج اشعه ایکس وطول موج امواج اشعه گاما و با انرژی معادل ده کیلو الکترون ولت (keV) و حتي بيشتربه فضا پرتاپ مي شوند را نداشتند.

این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتونهایی برخورد کرد ه است که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی می شوند این همان فوتونهای اشعه ایکس است که تا 10 keV به اوج انرژی خود می رسند و سپس افت می کنند.این کشف وجود زوجهای الکترون پوزیترون را رد می کند.

این تجزیه و تحلیل در چندین مرحله انجام شد.اطلاعات "سویفت" بر این اساس بود که سرعت پاشندگی مواد سیاه چاله ای تا 99.9درصد به سرعت نورنزدیک است و 200 بیلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون ذره را با خود به همراه دارد.با توجه به این مساله دانشمندان توانستند در وهله اول کل انرژيِ جنبشی این مواد را محاسبه کنند و در قدم بعدی با مقایسه بین میران این انرژی جنبشی با میزان انرژی فوتونهاي نور توانستند جرم مواد پاشنده و درنهایت ترکبیات آن رابه دست آورند.

میزان جرم محاسبه شده تقریبا به اندازه جرم سیاره مشتری است به این صورت که مرکز سیاه چاله همانند یک مسلسل جرمی معادل مشتری را با سرعتی نزدیک به سرعت نوربه خارج از کهکشان پرتاپ می کند و انرژی فوق العاده زیادی را در جهان تولید می کند.

این یافته یک سر آغاز مهم برای دانستن این نکته است که مواد چگونه شکل گرفته اند و هدفی برای فعاليتها ي آتي ناسا با استفاده از تلسکوپ فضاییGLA و ماهواره ژاپني سوزاکوخوهد بود.





منبع: Spaceflightnow.com



منتظر نظرات شما هستم !!!! :wink:

Hafez
06-11-2006, 19:36
تلسكوپ فضائي هابل ، رصد خانه پرتو ايكس چاندرا و رصد خانه اختر شناسي راديوئي ملي با كمك يكديگر تصويری تركيبي از خوشه كهكشاني MS0735.6+7421 كه در فاصله حدود 2.5 بيليون سال نوري از زمين قرار دارد را تهيه كردند.



تلسكوپ فضائي هابل ، رصد خانه پرتو ايكس چاندرا و رصد خانه اختر شناسي راديوئي ملي با كمك يكديگر اين تصوير تركيبي از خوشه كهكشاني MS0735.6+7421 كه در فاصله حدود 2.5 بيليون سال نوري از زمين قرار دارد را تهيه كردند. اين خوشه داراي چندين كهكشان است كه توسط گرانش به هم نگه داشته شده اند. يك ابر سياهچاله فوق حجيم نيز ذر قلب اين خوشه پرسه مي زند كه حجمي بيشتر از يك بيلوين جرم خورشيدي دارد. نواحي قرمز ، فورانهاي دوقلوي مواد هستند كه از سياهچاله به بيرون جريان دارند.



http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures3/Z5E_untitled33.jpg



اين تصوير سه نما از ناحيه اي را نمايش مي دهد كه اختر شناسان آن را با تركيب كردن ، تبديل به يك تصوير كردند. نماي اپتيكي خوشه كهكشاني كه توسط دوربين پيشرفته تلسكوپ هابل گرفته شده است چندين كهكشان را نشان مي دهد كه گرانش آنها را به هم نگه داشته است.

گاز داغ با حرارتي معادل 50 ميليون درجه در فضاي بين كهكشانها پراكنده است. اين گاز پرتو هاي ايكس گسيل مي كند كه در تصويري كه توسط رصد خانه پرتو ايكس گرفته شده به رنگ آبي ديده مي شود. بخش پرتو ايكس تصوير ، حفره هاي بسيار بزرگي در گاز را نشان مي دهد كه قطر هر كدام از آنها 640 سال نوري يعني حدود هفت برابر قطر كهكشان راه شيري مي باشد.

حفره ها توسط ذرات بار داري پر شده اند كه گرداگرد خطوط ميدان مغناطيسي مي چرخند و امواج راديوئي گسيل مي كنند كه در تصوير گرفته شده توسط شبكه تلسكوپ بسيار بزرگ نيو مكزيكو در ماه ژوئن 1993 به رنگ قرمر نشان داده شده است. اين حفره ها توسط فورانهاي ذرات باردار كه تقريبا با سرعت نور توسط ابر سياه چاله پرتاب مي شوند بوجود آمدند.



منبع: Universetoday.com



منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !! :wink:

Hafez
11-12-2006, 15:55
تیمی از اخترشناسان انگلیسی پس از مطالعه شمار زیادی از سیاه چاله های کوچک و بزرگ با بهره گیری از کاوشگر زمان سنج پرتو ایکس روسی و رصد خانه پرتو ایکس ایکس.ام.ام نیوتن، دریافتند که صرف نظر از اندازه سیاه چاله ها ،فرايند بلعیدن مواد در همه آنها یکسان است.





اخترشناسان برای سال ها به جستجوی شباهت های گونه های مختلف سیاه چاله ها از جمله سیاه چاله هایی با جرم ستاره ای، سیاه چاله های بزرگ و سیاه چاله های ابر پرجرم در هسته فعال کهکشانی (AGN) پرداخته اند.

سیاه چاله به طور اساسی و مشابه از یکدیگر متمایز اند و متناسب با جرم سیاه چاله، افزايش مقياس خواهیم داشت.بنا بر این محققین پيشنهاد كردند مطالعه سامانه های عظیمی-سیاه چاله ها- که درخشان تر و سریع تر می باشند، می توان رفتار (AGN) را در مقياس زمانی کیهانی تعیین نمود.

پروفسور این مک هاردی مدیر پروژه تحقیقاتی از دانشگاه سات همپتون در این باره می گوید:با مطالعه نوسانات پرتو های ایکس گسیل شده از سیاه چاله ها دریافتیم که، فرایند بلعیده شدن مواد –هنگامی که سیاه چاله مواد اطراف را به داخل خود می کشاند-در همه سیه چاله ها با هر اندازه ای یکسان است و (AGN) در واقع سیاه چاله های عظیمی هستند که افزایش مقیاس یافته اند.علاوه بر این ما دریافتیم که تغییر در گسیل پرتو های ایکس در این اجرام ، تا حد زیادی به پهنای خطوط مرئی گسل پرتو از سیاه چاله بستگی دارد.



http://www.parssky.com/News/my_documents/upload-new/uploads/29Z_blackhole.jpg

نمایی خیالی از یک سیاه چاله



مک هاردی می افزاید: یافته های اخیر نقش بسزایی در درک ما از انواع مختلف هسته های فعال کهکشانی (AGN)دارا می باشد، چرا که این اجرام با توجه به پهنه خطوط پرتو های گسیل شده دسته بندی می شودند. بنابر این خطوط باریک کهکشان های سیفرت (Seyfert) هستند .اگر چه که این کهشان ها اغلب غيرعادى تصور می شودند، اما در واقع تفاوتی با (AGN) ها ندارند و فقط جرم آنها نسبت به سرعت بلعیده شدن مواد ، کمتر است.

تحقیقات نشان داد که ویژگی مقياس زمانی ،به طور خطى با جرم سیاه چاله تغییر می کند، اما با سرعت بلعیده شدن مواد-هنگامی که با حداکثر سرعت ممکن بلعیده شدن مواد اندازه گیری می شود- نسبت عکس دارد.این امر خود گویای این حقیقت است که فرایند بلعیده شده مواد در همه سیاه چاله ها با هر اندازه ای مشابه است.با اندازه گیری خصوصیت مقیاس زمانی و سرعت بلعیده شده مواد، تیم تحقیقاتی دریافت که با چنین رابطه ساده ای می توان جرم سیاه چاله را به آسانی تعیین نمود، در حالیکه در روش های دیگر برای نمونه(AGN) های تیره و یا جستجوی جرم میانگین سیاه چاله ها کاری بسیار مشکل است.

مک هاردی در پایان خاطر نشان کرد که بلعیده شده مواد توسط سیاه چاله مقادیر زیادی پرتو ایکس از نزدیکی این جرم ساطع می نماید.بنابر این بررسی نوسانات پرتو های ایکس گسیل شده و زمان –تحت عنوان منحنی نور پرتو ایکس- ما را قادر می سازد تا به بررسی دقیق رفتار سیاه چاله ها بپردازیم.

بیش از دو دهه این گونه تصور می شود که خصوصیت مقیاس زمانی را می توان در منحنی نور سامانه (سیاه چاله) های عظیم مشاهده کرد. مقیاس زمان بسیار کوتاه بوده(کوچک تر از یک ثانیه (< second و فقط در رصد های کوتاه قابل مشاهده است. جستجوی مقیاس های زمانی یکسان در (AGN) ها فرایندی بسیار پیچیده و زمان بر است و باید ماه ها و سال ها وقت صرف کرد.

نتایج این تحقیقات که به رهبری مک هاردی و همکارانش از جمله دکتر المر کوئردین،دکتر کریستین کینگ، پروفسور راب فندر و دکتر فیل آتلی از دانشگاه آمستردام ارائه گردید،در ماه نوامبر سال جاری میلادی در مجله نیچر به چاپ رسید.





منبع: PPARC News Release



منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم !! :wink:

nima novini
05-03-2007, 21:33
میشه در مورد اون تصویر خیالی که از یک سیاهچاله گذاشتید توضیح بدین چون تا اونجا که من میدونم نیروی جاذبه ی سیاهچاله ها در تمام جهات یکسانه و بهتر است سیاهچاله را یک کره فرض کنیم و برای آنها نمیتوان رنگی قایل شد چون از این غولهای همه چیز خوار حتی نور نیز نمیتواند بگریزد.

با تشکر از مطلب خوبتون [-O<

Hafez
05-03-2007, 23:02
من یک توضیح مختصر و جامع و سطحی در باره سیاه چاله ها براتون میدم. امیدوارم به درد بخور باشه براتون :)



سیاه چاله قسمتی از فضا است که به خاطر جاذبه بسیار زیادی که دارد تمامی اجسامی که از نزدیکی دهانه آن (Event Horizon) عبور کنند را به داخل خود میکشد. نیروی جاذبه یک سیاه چاله به قدری زیاد است که حتی نور قادر به گریز از آن نیست و در هنگام عبور از سیاه چاله به داخل آن کشیده میشود و به همین دلیل سیاه چاله ها قابل رویت نمیباشند.

اگر چه سیاه چاله ها با چشم قابل دیدن نمیباشند اما از طریق اجسامی که به داخل آن ها کشیده میشوند میتوان مکان آنها را مشخص نمود.

هر جمسی که به یک سیاه چاله نزدیک میشود ابتدا توسط جاذبه فوق العاده زیاد آن از هم متلاشی شده سپس از طریق دهانه ورودی آن به داخل سیاه چاله و به سمت هسته کشیده میشود.



اما در مورد عکس گذاشته شده اطلاعی ندارم و بیشتر جنبه خیالی دارد.



ممنون :wink:

Emirates
06-03-2007, 02:15
مطالب جالبی بود...



حافط جان یه سوال:



شما می دونی که حدودا فاصله این سیاه چال ها تا زمین چقدره؟؟



:-?

Hafez
06-03-2007, 14:59
برای اینکه جرمی در دام سیاهچاله بیفتد باید خیلی به آن نزدیک بشود. سیاهچاله ها مانند جاروبرقی هستند، قدرت زیادی دارند اما این قدرت زیاد آنها فقط در فواصل بسیار نزدیک تاثیر می گذارد.

احتمال این که زمین به فاصله ی بسیار نزدیکی از سیاه چاله برسد که در آن سقوط کند بسیار ناچیز است و تقریبا صفر است. بنابراین چنین اتفاقی نخواهد افتاد.



ممنون از توجه شما :wink:

nima novini
10-03-2007, 21:59
سلام با تشکر از توجه شما

من یه نکته کوچکو باید بگم اونم اینکه نزدیک سیاهچاله به خاطر جاذبه زیاد اجسام متلاشی نمیشوند بلکه تغییر ماهیت میدهند یعنی بر اثر جاذبه زیاد فاصله بین ذرات سازنده کم میشود و میزان ارتعاش و جابه جایی ذرات سازنده کم میشود و دما به شدت کاهش میابد( تا نزدیک صفر مطلق) ما سیاهچاله ها رو از روی سیاهی آنها و اینکه هیچ چیز از آنها بازتاب نمیشود تشخیص میدهیم نه از روی سقوط اجسام به داخل آنها.

البته در سالهای اخیر اثبات شده که حتی سیاهچاله ها نیز تابش ذرات زیر اتمی دارند که بسیار بحث پیچیده ایست که مطرح کردن ان در اینجا کاربردی به نظر نمیرسد

با تشکر

نیما

ARYT
11-03-2007, 15:37
سلام

در ادامه ی صحبت دوستان باید بگم که سیاه چاله رو می تونیم از روی دیسک های توام (Acceration Discs) و افشانه های نسبیتی (Relativistic jets) ای که گسیل می کنند هم تشخیص بدهیم.

مثلا در شکل خیالی همان غبارها در اطراف سیاه چاله.

همچنین نوع خاصی از پرتوهای گاما که طول عمر کمی دارند و سرعتی بیش از گامای معمولی دارند.

موسوم هستند به Gammma ray Bursts که از این جهت با کهکشان های فعال (Active Galaxies) و تازه متولد یافته فرق می کنند. این افشانه ها بیشتر از جنس پلاسما هستند.



یک مقاله در این زمینه نوشتم. برای کسانی که به این زمینه علاقه دارند خوبه: (تئوری VMR-PCR):



http://www.parssky.com/news/articles/de ... trophysics (http://www.parssky.com/news/articles/default.aspx/?NewsID=1172062836&Cat=Astrophysics)



"با تشکر"

m.kia
14-03-2007, 18:26
درسته که خود سیاهچاله رو به خاطر جاذبه شدیدش که حتی نور هم نمی تونه از اون فرارکنه ببینیم ولی آثارش رو می شه دید مثلا هر جرمی بسته به مقدارش یک انحنا در فضا_ زمان ایجاد می کنه که هر چه جرم بیشتر باشد این انحنا نیز بیشتر است نور وقتی در فضا_زمان حرکت می کند شکل آن را به خود می گیرد در نتیجه وقتی نور از کنار یک جرم بزرگ فضایی عبور می کند انحنای فضا زمان باعث انحنای نور می شود که این باعث تشکیل یک عدسی جرمی در فضا می شود و وقتی یک جرم نورانی مثل ستاره از پشت یک سیاهچاله عبور می کند (نسبت به ناظر زمینی) به علت انحنای نور در جایی غیر از مکان واقعی خود دیده می شود با محا سبه اختلاف مکان واقعی ستاره با مکانی که در آن دیده می شود جرم میزان انحنای فضا_زمان و جرم سیاهچاله به دست می آید.

برای درک بهتر لازم است فضا_زمان را به جای یک محیط چهار بعدی یک توری دو بعدی در نظر بگیریم در اینصورت جرم به صورت یک فرو رفتگی روی این توری دیده میشود که هرچه جرم بیشتر باشد این فرو رفتگی نیز بیشتر است و نور نیز ناچار است روی سطح این توری حرکت کند وشکل آن رابگیرد برای سیاهچاله ها عمق فرو رفتگی توری به بی نهایت میل میکند پس وقتی وارد خمیدگی میشود دیگر نمی تواند از آن خارج شود

در ضمن وقتی سیاهچاله مواد اطراف را به سمت خود می کشد به آنها شتاب زیادی می دهد افزایش سرعت وانرژی شدید مواد قبل از وارد شدن به منطقه تاریک (جایی که گرانش آنقدر شدید است که دیگر نور نیز نمی تواند از آن فرار کند)باعث میشود مواد قبل از ناپدید شدن تابشهای شدید پرتوی x از خود ساطع کنند در ضمن این مواد به خاطر وجود گرانش یک مسیر مارپیچ را طی میکنند و پرتوهای x هم بر صفحه ای که مواد در آن حرکت مارپیچ خودرا انجام می دهند عمود هستند پس شکل بالا خیالی نیست و یک مدلسازی از بلعیدن اجسام توسط سیاهچاله است

از این موارد نتیجه می گیریم که فقط وقتی میتوانیم یک سیاهچاله را پیدا کنیم که یا در حال بلعیدن یک جرم دیگر باشد و یا از میان زمین ویک ستاره دیگر عبور کند

m.kia
14-03-2007, 18:27
درسته که خود سیاهچاله رو به خاطر جاذبه شدیدش که حتی نور هم نمی تونه از اون فرارکنه ببینیم ولی آثارش رو می شه دید مثلا هر جرمی بسته به مقدارش یک انحنا در فضا_ زمان ایجاد می کنه که هر چه جرم بیشتر باشد این انحنا نیز بیشتر است نور وقتی در فضا_زمان حرکت می کند شکل آن را به خود می گیرد در نتیجه وقتی نور از کنار یک جرم بزرگ فضایی عبور می کند انحنای فضا زمان باعث انحنای نور می شود که این باعث تشکیل یک عدسی جرمی در فضا می شود و وقتی یک جرم نورانی مثل ستاره از پشت یک سیاهچاله عبور می کند (نسبت به ناظر زمینی) به علت انحنای نور در جایی غیر از مکان واقعی خود دیده می شود با محا سبه اختلاف مکان واقعی ستاره با مکانی که در آن دیده می شود جرم میزان انحنای فضا_زمان و جرم سیاهچاله به دست می آید.

برای درک بهتر لازم است فضا_زمان را به جای یک محیط چهار بعدی یک توری دو بعدی در نظر بگیریم در اینصورت جرم به صورت یک فرو رفتگی روی این توری دیده میشود که هرچه جرم بیشتر باشد این فرو رفتگی نیز بیشتر است و نور نیز ناچار است روی سطح این توری حرکت کند وشکل آن رابگیرد برای سیاهچاله ها عمق فرو رفتگی توری به بی نهایت میل میکند پس وقتی وارد خمیدگی میشود دیگر نمی تواند از آن خارج شود

در ضمن وقتی سیاهچاله مواد اطراف را به سمت خود می کشد به آنها شتاب زیادی می دهد افزایش سرعت وانرژی شدید مواد قبل از وارد شدن به منطقه تاریک (جایی که گرانش آنقدر شدید است که دیگر نور نیز نمی تواند از آن فرار کند)باعث میشود مواد قبل از ناپدید شدن تابشهای شدید پرتوی x از خود ساطع کنند در ضمن این مواد به خاطر وجود گرانش یک مسیر مارپیچ را طی میکنند و پرتوهای x هم بر صفحه ای که مواد در آن حرکت مارپیچ خودرا انجام می دهند عمود هستند پس شکل بالا خیالی نیست و یک مدلسازی از بلعیدن اجسام توسط سیاهچاله است

از این موارد نتیجه می گیریم که فقط وقتی میتوانیم یک سیاهچاله را پیدا کنیم که یا در حال بلعیدن یک جرم دیگر باشد و یا از میان زمین ویک ستاره دیگر عبور کند

دوستان اگر اشتباهی در متن مشاهده می کنند لطف کنند ودرست آن را بنویسند

nima novini
14-03-2007, 19:46
m.kia عزیز

حق با شماست کاملا درسته این یک تصویر سازیست اما از روی واقعیت های فیزیکی و شواهد ساخته شده است

با تشکر باید اضافه کنم :

1سیاهچاله تابشهای متفاوتی دارد که یکی از آنها تابش پوزیترن میباشد که یکی از علائم وجود سیاهچاله در فضاست

2 شکل ظاهری سیاهچاله بستگی به محل تابش نور (منبع نور )دارد

ARYT
15-03-2007, 14:22
سلام

سیاه چاله هیچ تابشی از خود نداره دوستان. همین GRB که عرض کردم بعضی اوقات به اندازه ی مشتری جرم دارند. اگر تابش داشت که دیگه سیاه چاله نبود. چطور که نور رو می بلعند بعد خودشون نور ساتع می کنند؟

در ضمن پوزیترونی که فرمودید مربوط به تئوری سیاه چاله نیست.

مربوط به تئوری چاله ی دیراک است که در کیهان شناسی نیست . در کوانتوم است.

و در مورد اون اختلالات باید بگم که اینها رو مستقیم به فضا-زمان ربط نمی دهند. به اینها می گویند observation distortion که به دلیل امواج گرانشی که در نسبیت اینشتین معرفی کرد ایجاد می شوند.

مراجعه کنید به این مقاله:

http://www.hupaa.com/page.php?id=2874

و در مورد اینکه چجوری بیشتر تشخیص داده میشه: از تشعشعات هاوکینگ تشخیص یم دهند.

رصد پرتوها ایکس همانطور که یکی از دوستان گفتند مربوط به زمان جذب ستاره ها به درون ستاره ی نوترونی یا سیاه چاله میشه که به این پدیده میگند X ray Binaries.

و این انتشار پرتوهای ایکس از سیاه چاله نیست. از برخورد AGN (هسته ی مرکز کهکشان جذب شده یا ستاره ی جذب شده) با سیاه چاله هست.

این پرتوها بیشتر در برخورد AGN با مغناطیسی سپهر سیاه چاله (Magnetopause) بوجود میاند.

"با تشکر"

Tomcattter
16-09-2007, 22:45
ابر كامپيوترهاي پيشرفته برنامه ي فوق العاده اي براي شبيه سازي جت هاي انرژي كه از سياهچاله ها فوران مي كنند را دارا هستند . بيشتر اين اجرام عجيب ترين و قدرتمندترين اجسام در جهان هستند .

http://www.gweep.net/~jedi/pmwiki/pub/skins/monobook/black_hole_lores1280.jpg


اين پژوهش به ما كمك مي كند تا راز چرخش سياهچاله ها را بگشائيم و هم چنين در تأييد اين نظريه كه اين اجسام توان خروجي دارند به ما كمك مي كنند . اين مطالب توسط دكتر ديويد ماير كه يك متخصص فيزيك نجومي درJPL است گفته شده است . اين مؤسسه در كاليفرنيا واقع شده است . سرپرست اين تيم تحقيقاتي دكتر شينجي كايد از دانشگاه تويوما ژاپن است .

سياهچاله ها اجرامي فوق العاده چگال و قدرتمند هستند و هيچ چيز حتي نور قادر به گريز از ميدان آنها نيست

http://wps.prenhall.com/wps/media/objects/1352/1385244/image/MW_blackhole.jpg


يك سياهچاله ماده و ستاره هايي را كه به محدوده ي آن نزديك شده است به طور حريصانه اي مي بلعد . اين اجرام زماني پديد مي آيند كه ستاره اي در خود فروريزد و بميرد . راه ديگر پديد آمدن آنها اين است كه ستاره ها و سياهچاله در مركز كهكشاني همانند راه شيري در يكديگر فروريزند . سياهچاله اي بزرگ پديد آورند . هر دو نوع اين سياهچاله ها مي توانند با سرعت بسيار زياد بچرخند و به همراه خودشان فضاي اطرافشان را بكشند . زماني كه ماده ي بيشتري در سياهچاله فرومي افتد كشش آن سرعت مي گيرد . ستاره شناسان مدرك محكمي مبني بر وجود آنها دارند ، آنها از روي جت هاي پس زده شده و يا امواج راديويي مانند X اين اجرام شناسايي مي كنند . هرچند آنها نمي توانند به طور مستقيم آنها را مشاهده كنند . ماير در ادامه نتايج خود افزود : ما نمي توانيم به سياهچاله ها سفر كنيم و همچنين نمي توانيم نمونه ي آنها را در آزمايشگاه بسازيم ؛ بنابراين ما از ابر كامپيوتر ها استفاده مي كنيم ، اين شبيه سازي همانند پيشگويي وضع هوا است ، در اين حالت انيميشن هاي كامپيوتري آفريده مي شوند كه وضعيت حركت هوا را پيشگويي مي كنند . اين پيش بيني ها مبني بر داده هاي ماهواره ها و اطلاعات ما از آتمسفر زمين و همچنين گرانش زمين و اثر آن مشخص مي شود . در بيشتر اوقات دانشمندان داده ها را در زمينه ي چرخش پلاسما در سياهچاله با اطلاعات در زمينه ميدان گرانشي و ميدان مغناطيسي و اثر آنها تركيب مي كنند . دكتر كايد گفت ما نمونه اي از چرخش سياهچاله ها را با پلاسماي مغناطيسي فروافتاده در آن در دست داريم ، در نمونه شبيه سازي شده توسط ما ميدان مغناطيسي انرژي حاصل از چرخش سياهچاله را مهار مي كند . در اين مورد جت هاي خالص انرژي الكترومغناطيسي بيرون رانده شده است كه مكان خروج قسمت بالايي قطب هاي شمال و جنوب سياهچاله هستند . قدرت اينها برابر توان خورشيد در ده ميليارد و سپس جمع يك ميليون با آنها است . پديده جت توسط پروفسور راجر بلن فورد از مؤسسه تكنولوژي كاليفرنيا و همكارش رومان ازمجيك در دهه ي 1970 پيش بيني شد . كامپيوترهاي جديد اين پديده را تأييد مي كنند . دانشمندان بر اين عقيده بودند كه سياهچاله هاي بزرگ كه جرمي در حدود يك يا چندين ميليارد برابر خورشيد دارند اين جت را ساطع مي كنند . در دهه ي 1990 اين مطلب نيز روشن شد كه بسياري از سياهچاله هاي كوچك واقع در سيستم هاي دوتايي نيز اين گونه جت ها را پس مي زنند . تيم اين عمليات علاوه بر ماير و كايد كساني از جمله دكتر كينوزري شيباتا از دانشگاه كيوتو و دكتر تاكاهيرو كيودا از رصدخانه نجومي مينيكا بودند .

ارسال شده توسط : بهزاد طهماسب زاده

Mr.Fox
17-09-2007, 04:11
اللّه اکبر.
ببینید انسانی که روزی فکر پرواز کردن را نمیکرد در سایه لطف خدا و... به کجا رسیده؟
من از چیز های فضایی اطّلاعات درستی ندارم ولی فکر میکنم انیشتین جزء اوّلین کسانی(نه اوّلین کَس) بود که این نظریه یعنی وجود سیاه چاله را بیان کرد.
متشکّرم از توجّهتان .Mr.Fox @};-

speed fire
09-10-2007, 14:27
اگر در یک شب صاف با چشم غیر مسلح به آسمان بنگریم تعدادزیادی ستاره، سیاره، ماه، ماهواره را مشاهده می کنیم، حالا فرض کنیم با یک تلسکوپ کوچک در حال مشاهده آسمان هستیم، در این حالت ممکن است چند خوشه ستاره ای، تعدادی سحابی یا اجرام آسمانی دیگر را ببینیم، بعد از این که با چشم غیر مسلح و تلسکوپ کوچک آسمان را مناظره کردیم با یک رادیو تلسکوپ عظیم در نیومکزیکو (VLA) یا در کالیفرنیا به رصد آسمان می پردازیم در این صورت سطح ماه یا سیارات دیگر نزدیک زمین، غول سرخ، کوتوله سفید یا یک کوازار را می بینیم به وسیله عکس های که تلسکوپ های فضایی یا فضا پیماهای بدون سرنشین از ابرنواختران، خوشه های کهکشانی، سیارات، کهکشانها یا سحابی های دور دست، شهاب سنگ ها، ستاره دنباله دار و چیزهای دیگر در اختیار ما گذاشته اند درباره آنها اطلاعاتی را کسب می کنیم اما اجرام آسمانی هستند که باهیچ وسیله ای قابل رویت نیستند مگر اینکه به وسیله نور دیده شوند این اجرام که سیاه چاله نام دارند در صورتی که در حال بلعیدن یک ستاره پرنور باشند دیده خواهند شد. هنگام جذب ستارگان و اجرام آسمانی دیگر توسط سیاه چاله، مقداری اشعه x و پرتوهای گاما (در سیاه چاله های ریز) تولید می شود که دانشمندان توانسته اند به وسیله دستگاه های پیشرفته این امواج نامرئی را رصد کنند در واقع هدف این مقاله ایجاد تفکری درست در مورد سیاهچاله ها، چگونگی تشکیل آن، ویژگی های مادی، اختلالات حاصل از آن در فضا و زمان، نظریات مهم مطرح شده توسط دانشمندان در طول قرن های مختلف و نتیجه گیری از آنها می باشد.

جسم سیاه فوق العاده متراکم:

می دانیم که هر چقدر اجسام چگالی بیشتری داشته باشند قدرت جاذبه شان هم بیشتر می شود مثلا اگر زمین ما چگالی اش از این حد هم بیشتر می شد موشک های ساخته شده، سوخت و انرژی بیشتری نیاز داشتند تا بتوانند از جاذبه زمین فرار کنند حال اگر جسمی را تصور کنیم که فوق العاده فشرده و پرچگال باشد که حتی نور، یعنی سریعترین چیز در کیهان هم نتواند از تله گرانش آن بگریزد، به تراکم و جاذبه نامحدود سیاه چاله ها پی خواهیم برد.

در واقع علت اینکه سیاه چاله ها، اجرامی سیاه هستند این است که آنها نوری را که دارند جذب می کنند و چون همان ستاره هایی هستند که سوخت هسته ای آنها به اتمام رسیده، پس فاقد انرژی بوده و تنهابرتری آنها نسبت به اجرام دیگر آن است که جاذبه بیشتری دارند.

چگونگی تشکیل سیاه چاله ها:

هر آغازی پایانی دارد و هر تولدی مرگ

سحابی هایی که در فضا به طور معلق هستند عامل تشکیل ستاره های جدید می باشند اگر در نزدیکی یک سحابی ستاره ای در حال منفجر شدن باشد موجی که از انفجار آن ستاره به سحابی برخورد می کند باعث می شود که یک قسمت از سحابی چگالی بیشتری داشته باشد (سحابی ها در حالت عادی چگالی همگن دارند.) یعنی اتم های هیدروژن به یکدیگر می پیوندند و ملکول هیدروژن تولید می کنند و به این ترتیب آن قسمت متراکم تر می شود. در این حالت یک نیرو به طرف داخل سحابی و یک نیرو به طرف خارج آن وارد می شود که نیروی رو به داخل آن به تراکم گاز و غبار تشکیل دهنده ستاره مربوط است (هرچقدر جرم زیادی گاز و غبار در ابعاد کوچک جمع شود نیروی گرانش بیشتر می شود.) اگر نیرویی که به طرف بیرون وارد می شود طوری باشد که قسمت چگال تر بتواند از سحابی جدا شود ستاره پدید می آید البته وقتی نیروی خارجی که ستاره تازه تشکیل شده به سحابی و نیرویی که سحابی به ستاره مورد نظر وارد می کند برابر باشد ستاره به شکل کره در می آید در هسته ستاره که هم جوشی هسته ای صورت می گیرد چهار هسته اتم هیدروژن به یک هسته اتم هلیم تبدیل می شود که در این واکنش چند گرم از آن به صورت انرژی آزاد می شود.

gr)]96/3) He => H+H+H+H (gr4) ، 04/0 گرم نیز به صورت انرژی آزاد می شود.[ البته در ستارگانی که دمای هسته آنها زیاد است عناصر سنگین تر دیگری مثل کربن هم تولید می شود مقدار انرژی حاصل از هم جوشی هسته ای از رابطه E=mc2 انیشتین قابل محاسبه است (E انرژی آزاد شده و m جرم ماده مورد نظر C سرعت نور)

ستاره ها میلیونها یا میلیاردها سال به همین ترتیب به بقای خود ادامه می دهند اما زمانی که دیگر هیدروژنی برای تولید انرژی باقی نمانده باشد مرگ ستاره فرا می رسد در اواخر عمر ستارگان آنها به غول سرخ تبدیل می شوند یعنی ستاره ابتدا منقبض می شود بعد آن قدر انرژی ذخیره شده زیاد می شود که ستاره را منفجر می کند در این حالت چون دما کاهش می یابد رنگ ستاره به سرخی می گراید.

ستارگانی که به اندازه خورشید یا کوچکتر هستند به کوتوله سفید تبدیل می شوند (جسم کوچک گرم) که طبق محاسبات انجام شده توسط دانشمندان مشخص شده که یک قاشق چایخوری از ماده کوتوله سفید به اندازه 3 الی 4 تن جرم دارد. اما اگر اندازه ستاره 4/1 برابر جرم خورشید باشد ستاره نوترونی پدید می آید در این نوع ستاره، الکترون و پروتون با هم ترکیب شده و نوترون تولید می شود. که یک قاشق چایخوری آن برابر 5 میلیون تن سنگینی دارد.

اگر جرم ستاره مد نظر 3 تا 5/3 برابر جرم خورشید باشد آن ستاره به سیاه چاله تبدیل می شود . و این اتفاق زمانی رخ می دهد که ستاره سوخت هسته ای خود را به طور کامل تمام کرده است و در نیتجه نیروی گرانش موجود در خود آن بر ستاره غلبه کرده و باعث فرو ریزش آن به داخل و تشکیل سیاه چاله می شود. از این موضوع می توان نتیجه گرفت که سیاه چاله ها از ستارگان بسیار متراکم و پرجرم و بزرگ به وجود می آید و خورشید هیچگاه به سیاه چاله تبدیل نمی شود.

منبعCourtesy ESA, NASA.

Hot Liquid Magma. Com

نظریات دانشمندان راجع به سیاه چاله ها:

1-نظریه انحنای فضا – زمان انیشتین (در سال 1917):

فرض کنید بر روی یک تشک گلوله سنگینی می اندازیم در این حالت خواهیم دید که گلوله حالت انحنایی روی تشک ایجاد کرده است حال اگر توپ کوچکی را هم روی تشک رها کنیم این توپ از انحنای ایجاد شده عبور کرده و پیش گلوله خواهد افتاد. ماجرای سیاه چاله ها هم طبق نظریه نسبیت عام انیشتین درست به همین صورت است به طوری که جرم زیاد سیاه چاله ها باعث انحنای فضا – زمان می شود و اجرام را به طرف خود می کشد و یک حلقه زمانی در سیاه چاله ایجاد می شود که اگر فرضاً شما از این حلقه عبور کنید احساس خواهید کرد زمان دچار اختلال شده است و فردا همان دیروز می شود که در این حالت هر روز شما به عقب برمی گردید.

منبع: نجوم به زبان ساده

مایردگانی





2-نظریه وجود سیاه چاله های ریز:

این نظریه در سال 1971 توسط استفن ویلیام هاوکینگ(Steven wiliam Hawking) ارایه شد طبق گفته هاوکینگ در آغاز پیدایش جهان (و زمان) که مهبانگ (Bjg bang) رخ داد تعدادی از ذرات معلق در فضا به علت فشار و چگالی بسیار زیاد ماده به یکدیگر پیوسته و سیاه چاله های ریز (mini – blackholes) را که اندازه بعضی از آنها برابر اندازه یک سیاره می باشد و بعضی دیگر به قدری کوچک و پرچگال هستند که تقریباً به اندازه یک پروتون حجم و در حدود یک میلیارد تن جرم دارند. و می توان اینطور توجیه کرد که تشکیل سیاه چاله های ریز در واقع به خاطر وجود شرایط جوی استثنایی، در آن زمان اتفاق افتاده است. بنابر محاسبات انجام شده توسط هاوکینگ، برخی از اختر شناسان تصور می کنند که اگر سیاه چاله های ریزی که در زمان مهبانگ تشکیل شده اند، وجود داشته باشند احتمالاً باید در زمانهای نه چندان دور منفجر شوند که اگر این اتفاق بیفتد پرتوهای گاما تولید خواهند شد که می توان با دستگاههای پیشرفته آنها را رصد کرد.

استفن هاوکینگ این نظریه را با استفاده از ترکیب نظریه نسبیت عام انیشتین و مکانیک کوانتومی مطرح کرده است.

3-محاسبات و نظریات کارل شوآرتسشیلد:

نظریه شوآرتسشیلد که در سال 1916 ارایه شد. بیانگر آن است که وقتی جرم زیادی از ماده در جسم کوچکی جمع شود ماده حاصله بسیار متراکم خواهد شد که این همان مفهوم سیاه چاله می باشد.

شعاع شوآرتسشیلد (انحنای فضا - زمان)

یعنی فاصله مرکز تا شعاع قسمتی که نور در آن محوطه قادر به فرار نمی باشد را به این دلیل که اولین بار شوآرتسشیلد آن را محاسبه کرد به نام شعاع شوآرتسشیلد خواندند. طبق این محاسبات دانشمندان امکان وجود تکینگی (Singularity) (محلی که اجرام بلعیده شده توسط سیاه چاله در آنجا ته نشین می شوند) را مطرح کردند. که در این محل دیگر قوانین نیوتون و انیشتین کارساز نمی باشد. علاوه بر اینها در بیرونی ترین قسمت سیاه چاله ها مرزی وجود دارد که افق پدیده (Event Horizon) نامیده می شود که اگر چیزی به آن وارد شود ناچار به طرف مرکز سیاه چاله رانده خواهد شد.

4-نظریه تبخیر سیاه چاله ها:

این نظریه نیز توسط استفن هاوکینگ بیان شد و گفته شد که مقداری از انرژی گرانشی سیاه چاله ها که از حد شعاع شوآرتسشیلد هم فراتر می روند قسمتی از جرم آنها را نیز به همراه خود می برند که این موضوع باعث می شود سیاه چاله ها به مرور زمان تبخیر شوند اما میزان تبخیر به جرم اولیه سیاه چاله بستگی دارد که هر چقدر چگال تر باشد میزان بدست آوردن جرم (با ربایش بیشتر) بالاتر از موقعی هست که جرم خود را از دست می دهد بنابراین عملاً این گونه سیاه چاله ها از لحاظ جرمی ثابت باقی می مانند ولی در سیاه چاله های کوچکتر این موضوع بر عکس می باشد.



چگونگی و مراحل جذب اجرام توسط سیاه چاله ها:

زمانی که یک جرم آسمانی مثلاً ستاره ای در نزدیکی سیاه چاله ای قرار می گیرد، مراحل زیر اتفاق می افتد: 1-ابتدا گاز و غبار ستاره که قسمت های کم چگال آن هستند به صورت حلقه ای دور سیاه چاله می گردند و به مرور جذب آن می شوند 2 – سیارات و قمرهای ستاره و در صورت امکان منظومه آن، ذوب و کم چگال شده و در داخل سیاه چاله فرو می روند و در نهایت 3 – خود ستاره شکار سیاه چاله خواهد شد.

شکل نشان دهنده مکش ستاره ای

به داخل سیاه چاله است.

منبعCourtesy ESA, NASA.

Hot Liquid Magma. Com



نتیجه گیری:

تاکنون انسان توانسته است هزاران هزار چیز مختلف را در این جهان شناسایی کند اما باز هم میلیاردها میلیارد چیز دیگر در قلب عالم هستی نهفته هست. هر یک از دانشمندان سعی در این دارند که حداقل یکی از درهای رو به علم را بگشایند و هر محقق هم تلاش می کند کلید هر یک از این درها را پیدا کند.

تحقیق در مورد سیاه چاله ها که یکی از هزاران اجرام پیچیده و شگفت انگیز در این جهان هستند امری مهم هست. اطلاعات قطعی ما در مورد سیاه چاله ها بسیار اندک است چون آنها قابل رویت نیستند و جاذبه زیادی دارند و چیزی نمی تواند به آنها نزدیک شود در غیر اینصورت تبدیل به انرژی شده و جذب سیاه چاله می شوند اما سوالهای زیادی که شاید هنوز جوابی برای آنها پیدا نشده در ذهن ما و سایر علاقه مندان به نجوم باشد از جمله اینکه: 1-آیا می توان گفت که چگونگی عمل مثلث برمودا و عمل سیاه چاله ها مشابه است؟

2-آیا سیاه چاله ها در فضا حرکت می کنند؟ در غیر اینصورت، چگونه می توانند ستاره ها یا اجرام آسمانی دیگر را به خود جذب کنند، مگر ستاره ها مدار مشخصی ندارند اگر چنین باشد ستاره باید در اولین گردش خود به دور مدارش در تله سیاه چاله بیفتد.

3-آیا سیاه چاله ها با گرانش بیشتر می توانند سیاه چاله های کم جاذبه را ببلعند؟

4-آیا سیاه چاله های کوچکتر به دور سیاه چاله های بزرگتر مرکزی می گردند؟

به نظرم 1-پایان جهان این گونه می شود که سیاه چاله ها با هم ادغام شده و کل جهان را می بلعند و خودشان در دنیا می مانند. 2-احتمالاً سیاه چاله ها دارای هسته ای هستند که انرژی های جذب شده به آن جا منتقل می شود و طبق قوانین فیزیک که بیانگر این است هر جسم برای حرکت به انرژی نیاز دارد پس می توان گفت که سیاه چاله های چرخان به کمک این انرژی می چرخند.

3-وجود کرم چاله ها غیر ممکن می باشد چون طبق نظریات مطرح شده قبلی سیاه چاله ها از ستاره ها پدید می آیند و در واقع همان ستارگان بزرگ مرده هستند که در موقع غول سرخ بودن و تبدیل به سیاه چاله شدن، دریچه ای به جهان دیگر نمی گشایند این نظریه در صورتی ممکن است که سیاه چاله ها اجسامی ساکن باشند و از جرم آسمانی دیگر تشکیل نشده باشند که این هم بعید به نظر می رسد.



منابع و مآخذ:

1-ساختار ستارگان و کهکشانها - نوشته پاول هاچ.

2-سیاه چاله ها – نوشته آیزاک آسیموف.

3-Black Holes: The Final Abyss: Credits: ESA , NASA and Felix Mirabel- Hot Liquid Magma. Com

4-در جستجوی سیاه چاله ها ]سرویس علمی، سید رضا میرزا رضایی – سایت انجمن نجوم آماتوری ایران)
http://www.iaas.ir/images/stories/news/ ... ole_02.jpg (http://www.iaas.ir/images/stories/news/1386/07/black_hole/blackhole_02.jpg)

SAAM
09-05-2008, 15:22
اختر شناسان سازمان فضایی آمریکا (ناسا) با استفاده از ماهواره اکتشافی Rossi X-ray Timing Explorer موفق به شناسایی کوچکترین سیاه چاله در جهان شده اند. کشف این سیاه چاله تحولی نوین در دانش سیاه چاله شناسی جهان ایجاد کرده و در عین حال اختر شناسان را به دست یابی به درک روشن تری از عالم و رموز آن امیدوارتر کرده است.



http://www.datenterrorist.de/grafix/blackhole.jpg

این سیاه چاله 3/8 بار چگال تر از خورشید است. طبق بر آوردها، تنها 15 مایل(42 کیلومتر) قطر دارد. این سیاه چاله که XTEJ 1650 نام دارد، همچنین کوچکترین اندازه ممکن را بر اساس نظریه های مطرح شده درباره سیاه چاله ها دارا است.
اساس یک ستاره، رآکتور هسته ای عظیمی است و سیاه چاله نیز زمانی شکل میگیرد که سوخت این رآکتور به پایان رسیده باشد. در آن موقع است که ستاره در خود فرو ریخته و در نهایت نقطه واحد و شگفت انگیزی را در فضا تشکیل میدهد که به دلیل ویژگی های خاصی که دارد، تبدیل به یکی از پیچیده ترین رموز علم شده اند.
این نقطه دارای چنان نیروی گرانشی است که حتی نور نیز نمیتواند از آن بگریزد. اساسا ستارگانی می توانند تبدیل به سیاه چاله شوند که چندین بار بزرگتر از خورشید باشند. در غیر این صورت، نتیجه ای جز یک ستاره نوترونی بر جای نمی ماند.
اختر شناسان بر این باورند که حداقل جرم مورد نیاز برای شکل گرفتن یک سیاه چاله، حدود سه برابر وزن خورشید است. این به آن معنا است که این سیاه چاله تازه کشف شده که در کهکشان راه شیری واقع شده است، کوچکترین سیاه چاله شناسایی شده در عالم است.
این کشف تاریخی به وسیله اختر شناسان مرکز پرتاب های فضایی گودارد(1) ناسا صورت گرفته است. دانشمندان تا پیش از این از وجود سیاه چاله نه چندان بزرگی در کهکشان راه شیری آگاه بودند. کشف این سیاه چاله مرموز در سال 2001 صورت گرفت، اما تا امروز اطلاعاتی در خصوص جرم آن در دست نبود. اکنون این اطلاعات دقیق با استفاده از تکنیک جدیدی به دست آمده است که به بررسی جزء به جزء صفحات اطراف این سیاه چاله پرداخته تا داده های بی نقصی را در اختیار اختر شناسان قرار دهد. اخترشناسان برای این که از صحت اندازه گیری خود مطمئن شوند، این تکنیک را برای چند سیاه چاله دیگر که از جرم آنها اطمینان کامل داشتند، مورد آزمایش قرار دادند. آنها می گویند: تکنیکی که ارائه کرده ایم کاملا صحیح و قابل اعتماد است زیرا از تمامی آزمایش ها سر بلند بیرون آمده است.

http://www.saao.ac.za/~still/images/169-BlackHole2.jpg

ماهواره اکتشافاتی که این اندازه گیری دقیق را انجام داده است، اواخر سال 1995 میلادی به فضا پرتاب شد و نخستین رصدهای خود را در سال 2000 میلادی آغاز کرد. اخترشناسان این پروژه به اظهارات انیشتین درباره جرم سیاه چاله ها اشاره میکنند. وی پیش بینی کرده بود که یک سیاه چاله با جرمی در حدود 3/8 برابر جرم خورشید، تنها 15 مایل قطر خواهد داشت و این اندازه معادل وسعت یک شهر هست.
تا پیش از این، کوچکترین سیاهچاله شناسایی شده در عالم 6/3 برابر خورشید جرم داشته است. شاید مقایسه ای که در انتها ارائه میشود، بسیار بهتر از هر بیانی به عظمت سیاه چاله ها اشاره داشته باشد:
مرکز کهکشان راه شیری، جرمی بالغ بر 3 میلیارد برابر خورشید دارد و حتی برآورد شده است برخی از سیاه چاله ها میلیاردها برابر خورشید جرم دارند!
به نقل از مجله دانشمند/ منبع اصلی Gizmag.com
---------------------------------------------------------
1-مرکز پرتابهای فضایی گودارد:
رابرت گودارد، مهندس موشکی و فیزیکدان آمریکایی، در سال 1882 در ورسستر از ایالت ماساچوست آمریکا متولد شد. در جوانی مسافرت فضایی او را سخت مجذوب خود کرده بود. او پس از اتمام تحصیلات، تمام فکر خود را به نظریات و امکانات عملی پرتاب موشک به فضا معطوف کرد. در اصل، تمامی برنامه های فضایی آمریکا نشات گرفته از کارها و تلاشهای موشکی وی بوده است.
وی در سال 1911 به دریافت درجه دکترا در رشته فیزیک از دانشگاه کلارک ماساچوست نائل آمد. از سال 1912 به مدت یک سال در دانشگاه پرینستون کار کرد و در آنجا بود که متقاعد شد که کار او در زمینه موشکی می تواند امکان مسافرت در فضا را عملی سازد. وی اختراعات زیادی را به نام خود ثبت کرد، این اختراعات از سوخت های پیشران گرفته تا موشک های چند مرحله ای را شامل می شوند. مرکز فضایی گودارد ناسا در مریلند، به نام او نام گزاری شد.)SAAM(

http://www.irirg.ir/pic/khabar/rabertgodard.jpg
رابرت گودارد

Sohrab
28-08-2008, 22:43
شايد هيچ چيز در دنياي فيزيك همانند سياهچاله ها اسرارآميز نباشد؛ پديده هايي كيهاني كه همه چيز را به درون خود مي كشند و حتي زمان را نيز در دل خود متوقف مي کنند؛ بنابر اين، به طور حتم، برايتان جالب خواهد بود كه بدانيد واژه سياهچاله را كدام فيزيكدان پا به عرصه فيزيك گذاشت؛ اين فيزيكدان كسي نبود جز «جان ويلر» (John Wheeler).

جان ويلر، يكي از آخرين بازماندگان نسل فيزيكداناني است كه مستقيم با اينشتين همكاري داشته اند.

در واقع، ويلر را مي توان ادامه دهنده راه اينشتين در دستيابي به نظريه ميدان واحد در فيزيك محسوب كرد. جان ويلر در نهم جولاي 1911 در فلوريدا ديده به جهان گشود.

وی 22 سال بيشتر نداشت كه دكتراي خود را از دانشگاه معروف «جان هاپكينز» امريكا دريافت كرد. او نزديك به چهل سال تمام، استاد فيزيك دانشگاه پرينستون بود.

ويلر بر خلاف بیشتر دانشگاهيان آن دوران، در كنار تحقيق، اهميت بسيار زيادي براي تدريس و آموزش نيز قائل بود.

روش تدريس ويلر سرشار از خلاقيت، تخيل و ابتكار بود؛ تا جايي كه مي توان او را علاوه بر يك فيزيكدان فوق العاده، يكي از شاخص ترين چهره ها در عرصه آموزش فيزيك نيز محسوب كرد. شايد به همين دليل بود كه فيزيكدانان بزرگي نظير ريچارد فاينمن و كيپ ثورن (Kip Thorne) نزد او پرورش يافتند.

ويلر در سال 1957، تعميم نظريه نسبيت عام را آغاز كرد و به این ترتيب، از پديده حيرت انگيز ديگري در پهنه كيهان؛ یعنی کرمچاله ها پرده برداشت. كرمچاله ها تونل هايي فضازماني هستند كه بخشي از جهان را به صورت ميانبر به بخشي ديگر از آن متصل مي كنند.

کرمچاله ها حتي مي توانند با اتصال يك لحظه زماني به لحظه اي ديگر در گذشته يا آينده، نقش ماشين زمان را ايفا كنند. از آن عجيب تر آنكه كرمچاله ها ممكن است كانال هايي براي خروج از اين جهان و ورود به جهان هاي ديگر باشند.

ويلر در يك سخنراني عمومي در سال 1967 براي نخستين بار واژه «سياهچاله» را به جهان فيزيك معرفي كرد. در ضمن، ويلر را مي توان جزء يكي از پيشگامان نظريه گرانش كوانتومي به حساب آورد.

او زماني در جمله مشهوري چنين گفت؛ «در كائنات چيزي جز فضازمان وجود ندارد. ماده، بار الكتريكي، الكترومغناطيس و همه ميدان هاي ديگر، همگي تنها تجلياتي از همين فضازمان هستند.

جالب اينجاست كه جديدترين دستاوردهاي فيزيكدانان در عرصه گرانش كوانتومي، اين سخن ويلر را كه مدتها پيش بيان شده بود، تأييد مي كند. اگر چنين باشد، بايد گفت كه ما در حقيقت با تمامي كائنات يگانه ايم.

Tomcattter
05-03-2009, 21:54
فرشيد کريمي

طي يک تحقيق جديد و بحث انگيز عنوان شد که يک سياهچاله غول آسا با سرعتي بسيار زياد در حال فرار از کهکشاني است که آن را در خود جا داده بود. ممکن است اين فرار کهکشاني در نتيجه ادغام سهمگين دو سياهچاله باشد.

---

تصور مي شود اکثر کهکشان هاي بزرگي که به اندازه کهکشان راه شيري هستند، در مرکز خود سياهچاله هايي را جاي داده اند که ميليون ها برابر خورشيد وزن دارند. زماني که کهکشان ها با هم ادغام مي شوند اين سياهچاله ها با حرکت پيچشي به سوي يکديگر مي روند و سپس با هم برخورد مي کنند.

براساس فرضيه نسبيت عام اينشتين اين برخورد فضاي گرداگرد را به شدت دچار اختلال کرده و ريزموج هايي به نام امواج گرانشي را در فضا-زمان ايجاد مي کند.

شبيه سازي هاي رايانه يي نشان مي دهند اين امواج بيشتر در مسيرهاي خاصي گسيل مي شوند و بدين ترتيب باعث مي شوند سياهچاله بزرگ تر که حاصل اين برخورد است، در مسير مخالف موج ها و با سرعت هايي تا چهار هزار کيلومتر در ثانيه به عقب رانده شود. در برخي موارد اين سرعت براي بيرون انداختن سياهچاله از محل کهکشان خود کافي است. اکنون اخترشناسان اولين ابرسياهچاله را در حال پرت شدن از کهکشان خود شناسايي کرده اند. «استفن کوموسا» از موسسه فيزيک فرازميني ماکس پلانک در آلمان با کمک گروهي از پژوهشگران و استفاده از روش «نقشه برداري ديجيتالي آسمان» (SDSS) به رصد آسمان پرداختند. اين پژوهشگران چيزي را مشاهده کردند که به اعتقاد آنها نشاني از رانده شدن يک ابرسياهچاله به شکل يک اختروش (کوازار) است. دانشمندان اين اختروش را SDSS J0927+2943 نامگذاري کردند. به اعتقاد دانشمندان اختروش ها کهکشان هاي بسيار فشرده و درخشاني هستند که يک سياهچاله غول آسا با سرعت بسيار زياد در ميان آنها در حال تغذيه است و به همين علت با نور درخشاني نورافشاني مي کند. اين گروه از دانشمندان براساس دو دسته نورهاي درخشان در طيف نوري اين اختروش عنوان مي کنند که اين سياهچاله در حال حرکت با سرعتي برابر 2650 کيلومتر در ثانيه است. يکي از اين دسته از نورها از ابرهاي گاز درون کهکشان منشأ مي گيرد و دسته ديگر مربوط به ماده يي است که در اطراف ابرسياهچاله مي چرخد. با اين سرعت، روزي اين سياهچاله از کهکشان خود فرار خواهد کرد، اما يکي از دانشمندان مرکز اخترفيزيک هاروارد اسميتسونين مي گويد تحقيقات گروه «کوموسا» هنوز وي را قانع نکردند که اين يک سياهچاله در حال پرت شدن باشد. وي مي گويد تغيير ظاهري خطوط درخشان مربوط به ابرهاي گاز کهکشان، شايد در نتيجه حرکت ابرهاي گازي درون خود کهکشان يا واپيچش مربوط به ابرها باشد که به طور غيرمنظم روشن مي شوند.

www.ParsSky.com (http://www.ParsSky.com)

Behrang
24-07-2010, 15:00
عصر ایران : یک فیزیکدان با محاسبات جدید خود مدعی شده که جهان ما به این دلیل در حال انبساط است که خود، درون یک سیاهچاله قرار گرفته است. سیاهچالهای که به دنیایی کاملا متفاوت با شناختههای ما تعلق دارد.

در حالی که بسیاری از دانشمندان تلاش میکنند انبساط سریع جهان را به انرژی تاریکی نسبت میدهند که به نظر میرسد همه چیز را پراکنده میکند، یکی از استادان دانشگاه ایندیانا فرضیه جدیدی را مطرح کرده است.

بر اساس گزارش پاپساینس، نیکودم پوپلاوسکی با استفاده از نسخه اصلاحشده معادله نسبیت عمومی انیشتین، ادعا کرده که ما درون یک سیاهچاله قرار گرفتهایم که خود این سیاهچاله به دنیای دیگری تعلق دارد. در این فرضیه، سیاهچالهای که ما درون آن قرار گرفتهایم مانند یک چشمه در حال جوشش و جهش است. در این فرضیه جدید، چرخش ذرات به حساب میآید و با در نظر گرفتن این مولفه، محاسبه پیچش، یعنی بخشی از هندسه بعد چهارم (زمان) امکانپذیر میشود. همچنین این فرضیه خودش را از شر منحصر به فردی سیاهچاله خلاص کرده است، پدیدهای که نسبیت عمومی نمیتواند برای آن توضیحی به دست بدهد.

بر اساس مطالعه جدید پوپ لاوسکی، بعد چهارم یا همان زمان درون سیاهچالهای که ما در آن قرار گرفتهایم، در هر 10 تا 46 ثانیه، به اندازه 1.4 برابر کوچکترین اندازه خود، بزرگتر میشود و به همین دلیل هم جهان ما در حال انبساط است. پوپلاوسکی اوائل امسال در مقالهای توضیح داده بود که وقتی غلظت ماده به نسبت خاصی میرسد، پیچش با گرانش مقابله میکند.

AMG
24-07-2010, 16:16
آخه خدا رو خوش میاد با دانشدوستان و دیگر مردمِ یک کشور اینگونه برخورد بشه!

بابا مردم ایران باید کیو ببینند٫ چیکار کنن تا بتونن یه خبر درست بخونن!!!!! من کاری به خبرهای ورزشی و ۳۰یا۳۰ و اجتماعی و دینی و....ندارم چون نه خیلی سردرمیارم و نه پیوندی با انجمن ما داره.

ولی در زمینهٔ هوانوردی و کیهانشناسی که پیگیر هستم٫ انگار هر روزِ خدا بایست نادرستپراکنی بخونیم و ببینیم.

نشد که....

دلم برای دانش آموزان و دانشجویانی که درون کشور هستن میسوزه! آخا از کجا بایست به خبرهای درست دربارهٔ دانش روز دسترسی پیدا کنن:-w


یه خبر ساده هست٫ یه برگردانِ ساده بیشتر نمیخواست

از بهرنگ جان برای اینکه همیشه تلاش میکنه تا بنپایهٔ خبر رو بیاره بسیار سپاسگزارم٫

عصر ایران آورده: ......بر اساس مطالعه جدید پوپ لاوسکی، بعد چهارم یا همان زمان درون سیاهچالهای که ما در آن قرار گرفتهایم، در هر 10 تا 46 ثانیه، به اندازه 1.4 برابر کوچکترین اندازه خود، بزرگتر میشود.....

درستش ۱۰ بتوانِ -۴۶م ِ یک ثانیه هست.....


ده تا چهل و شش ثانیه یه چیزه و 0.0000000000000000000000000000000000000000000001 هم یه چیزِ دیگه هست.

برای خواندن خبر ِ درست از نیوساینتیست در این زمینه میتونید سری به کنج فرنگی (http://aerospacetalk.ir/en/viewtopic.php?f=391&t=20342) بزنید.

AMG
26-08-2010, 17:23
به گفتهٔ بیبیسی٫ دانشپژوهان بتازگی بر این گمانند که این گونه از سیاهچاله ها خیلی زود پس از انفجار بزرگ زاییده شده اند.

برای خواندن بیشتر دریارهٔ یافتهٔ تازهٔ دانشمندان به «سایت انگلیسی» (http://aerospacetalk.ir/en/viewtopic.php?f=391&t=20442) سر بزنید.

بد نیست این رو هم بگم که سیاهچاله دارای وزن و بنابر اون رده های گوناگونی هستند.

- سیاهچاله های میکروسکپی (که هنوز «ثابت» نشده اند) (= Micro black hole )

- سیاهچاله های ستاره وزن (= Stellar black hole ) که وزنشان کم و بیش همان وزن یک ستاره است٫ وتا ۱۰ برابر ِ وزن خورشید را میتوانند داشته باشند... وزن خورشید ۳۳۲۹۰۰ برابر ِ وزن زمین است٫ یا ۱۹۸۹۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ کیلوگرم!

- سیاهچاله هایی که تا هزار برابر خورشید وزن دارند (=Intermediate-mass black hole )

-سیاهچاله های ابر غولپیکر که از چندین میلیون تا چندین میلیارد برابر خورشید وزن دارند (= Supermassive black hole )

emint
11-09-2010, 10:28
تائید وجود طبقه جدیدی از سیاه چاله ها

ستاره شناسان بین المللی با استفاده از تلسکوپ VLT اسو در شیلی وجود طبقه جدیدی ازسیاه چاله های با جرم میانی را تائید کردند. به گزارش خبرگزاری مهر، محققان انگلیسی دانشگاه لچستر به همراه ستاره شناسان مرکز تحقیقات فضایی فرانسه و دانشمندان آمریکایی با استفاده از تلسکوپ VLT رصدخانه جنوبی اروپا (اسو) واقع در شیلی یک چشمه پرتوهای ایکس به نام HLX-1 را رصد کردند که یکی از مهمترین اعضای یک طبقه جدید چشمه های فوق نورانی پرتوهای ایکس به شمار می رود. این جرم آسمانی در کهکشان ESO 243-49 در فاصله حدود 300 میلیون سال نوری از زمین قرار دارد.
HLX-1 محتوی یک سیاه چاله با جرم میانی است که بین سیاه چاله های ستاره ای کوچک با جرم از 3 تا 20 برابر جرم خورشید و سیاه چاله بسیار عظیم با جرم از یک میلیون تا یک میلیارد برابر جرم خورشید قرار گرفته است.
وجود این نوع سیاه چاله های با جرم میانی از دیرباز فرض شده بود اما تا زمان کشف HLX-1 که سال گذشته انجام شد این فرضیه هرگز به صورت تجربی رصد نشده بود. اکنون این ستاره شناسان بین المللی موفق شدند وجود این طبقه میانی سیاه چاله ها را تائید کنند.
براساس گزارش Space Fellowship، این یافته ها نشان می دهد که نور HLX-1 بالاتر از حدود فاکتور 100 نسبت به نور سایر اجرام آسمانی این طبقه و بالاتر از حدود فاکتور 10 نسبت به نور چشمه پرتوهای ایکس رتبه دوم این طبقه بندی قرار دارد.
این محققان در این خصوص توضیح دادند: "بدون حضور یک سیاه چاله میانی با جرم بین 500 تا 10 هزار برابر جرم خورشید، توضیح درباره نور شدید این چشمه پرتوهای ایکس بسیار دشوار است."
منبع:مهر

AMG
17-06-2011, 14:18
۱۳۹۰/۰۳/۲۷

سن متوسط سیاه چاله های عظیم در جهان نخستین تعیین شد

تلسکوپ فضایی پرتوهای ایکس چاندرا پس از 45 روز رصد از سیاه چاله های عظیم جهان نخستین توانست سن متوسط این اجرام کیهانی را محاسبه کند.
به گزارش خبرگزاری مهر (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.aerospacetalk.ir%2Fvb%2Fredirector.php%3Furl%3Dhttp%253A%252F%252Fwww.aerospacetalk.ir%252Fvb%252Fredirector.php%253Furl%253Dhttp%25253A%25252F%25252Fwww.aerospacetalk.ir%25252Fvb%25252Fredirector.php%25253Furl%25253Dhttp%2525253A%2525252F%2525252Fwww.aerospacetalk.ir%2525252Fvb%2525252Fredirector.php%2525253Furl%2525253Dhttp%252525253A%252525252F%252525252Fwww.mehrnews.com%252525252Ffa%252525252Fnewsdetail.aspx%252525253FNewsID%252525253D1337193)، محققان دانشگاه ییل با استفاده از تصاویر و اطلاعاتی که تلسکوپ فضایی پرتوهای ایکس چاندرا به زمین ارسال کرده است، دریافتند که جهان نخستین مملو از سیاه چاله های عظیم و متعددی است که با ریتم بسیار سریعی در کهکشانهای جوان رشد می کردند.


سیاه چاله هایی که در ابتدای جهان به دنیا آمده اند درحال حاضر در مرکز کهکشانهای بسیار دور قرار دارند و اغلب آنها در پشت گازها و گرد و غبارها پنهان شده اند.


به گفته ستاره شناسان، تعداد این "هیولاهای کیهانی" بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد. به طوریکه این سیاه چاله های عظیم بین 30 تا 100 درصد از کهکشانهای در فاصله حدود 13 میلیارد سال نوری از زمین وجود دارند.*


این محققان در این خصوص توضیح دادند: "تاکنون ما ایده ای نداشتیم که سیاه چاله ها در مرکز کهکشانهای تا این حد قدیمی چه کار می کنند و حتی تصور نمی کردیم که این اجرام کیهانی وجود داشته باشند اما اکنون نتایج این کشف نشان می دهند که حدود 700 تا 800 میلیون سال پس از بیگ بنگ اولین سیاه چاله های غول پیکر و عظیم وجود داشته اند."


این دانشمندان در این تحقیقات از تکنیکی استفاده کردند که قادر است سیگنالهای بسیار ضعیف پرتوهای ایکس که از سیاه چاله های مرکز کهکشانهای بسیار دور با سن 13 میلیارد سال نوری منتشر می شوند را ردیابی کند. سن جهان 13.7 میلیارد سال تخمین زده شده است.


براساس گزارش نیچر، این محققان با رصد پرتوهای ایکس 250 کهکشان به مدت 45 روز توانستند سیاه چاله هایی که پشت گازها و گرد و غبارهای اطراف مرکز این کهکشانها پنهان شده اند را شناسایی کنند.


نتایج این یافته ها نشان می دهد همانند پدیده ای که در کهکشانهای نزدیک و جوانتر رخ می دهد، سیاه چاله های کهکشانهای بسیار دور نیز همزمان با کهکشان میزبان خود رشد می کنند و به تکامل می رسند.
ارزیابیها حاکی از آن است که حداقل در حدود 30 میلیون سیاه چاله در جهان نخستین وجود دارند. این تعداد 10 هزار برابر بیشتر از تعداد اخترنماها است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
*: سال نوری, معیاری برای دوری(=فاصله) است. هنگامیکه میگوییم کهکشانی 13 میلیارد سال نوری از ما دور است, به این چم است که نور این کهکشان 13 میلیارد سال در راه بوده تا بما رسیده است. نور در هر ثانیه ۲۹۹،۷۹۲،۴۵۸ متر را در تهیگی (=خلاء) میپیماید ...پس نور ِ این کهکشان 122989496143550400000000 کیلومتر را پیموده تا بما رسیده است.

هرچند خیلی خیلی ساده گرفتیم شمارش ِ بالا را و در آن نرخهایی (=ضریبهایی) برای همگرایی گرانشی , "تورم کیهانی" , "انبساط جهان" ووو را نادیده گرفتیم

ولی نکته ای که نباید فراموش شود اینست که آن کهکشان براستی اکنون دیگر 13 میلیارد سال از ما دور نیست , بلکه بسیار بسیار بسیار دورتر است....این دوری ِ بیشتر از اینروست که کیهان همچنان روبه گسترده شدن دارد و بزرگ و بزرگتر میشود. ولی بشیوۀ فراردادی میگوییم: "فلان کهکشان که در 13 میلیارد سال نوری ِ ما هست..."

دیگر اینکه اگر به اینجا (http://www.aerospacetalk.ir/vb/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fwww.aerospacetalk.ir%2Fvb%2Fredirector.php%3Furl%3Dhttp%253A%252F%252Fwww.aerospacetalk.ir%252Fvb%252Fredirector.php%253Furl%253Dhttp%25253A%25252F%25252Fwww.aerospacetalk.ir%25252Fvb%25252Fredirector.php%25253Furl%25253Dhttp%2525253A%2525252F%2525252Fchandra.harvard.edu%2525252Fphoto%2525252F2011%2525252Fcdfs%2525252Fmedia%2525252F) که تارنمای چاندرا هست بروید, دو رخشارۀ شبیهسازی شدۀ دیدنی را میبینید و فرتورهایی که چند نمونه اش را در پایین میبینیم:


http://chandra.harvard.edu/photo/2011/cdfs/media/galaxy.jpg

Figure 2. Illustration of galaxy in early universe

http://chandra.harvard.edu/photo/2011/cdfs/media/galaxy_center.jpg

Figure 3. Illustration of the center of this young galaxy.

http://chandra.harvard.edu/photo/2011/cdfs/media/blackholesStorm-72.jpg

Figure 6. Close-up of supermassive black hole.

http://chandra.harvard.edu/photo/2011/cdfs/media/early_ill.jpg

Figure 7. Reionization in the early universe

Tomcattter
02-01-2012, 23:55
بذرهايي که هيولاها شدند

فرشيد کريمي

سياهچاله هاي بسيار بزرگ از کجا آمده اند؟ يک فرضيه مي گويد اين هيولاها از «بذر» سياهچاله هاي کوچک تر که گاز پيرامون خود را بلعيده اند، به وجود آمدند. اما شبيه سازي هاي رايانه يي جديد مي گويد اين «بذرها» عملاً بدون آنکه ماده يي براي بلعيدن در اطراف آنها باشد، متولد شدند. اين نتيجه گيري باعث شد معماي چگونگي به وجود آمدن بزرگ ترين سياهچاله ها عميق تر شود.

اختروش ها(کوازارها) اجرام بي نهايت درخشاني هستند. تصور مي شود اختروش ها محل داغ شدن گاز و درخشش آن در زمان سرازير شدن به درون سياهچاله هايي هستند که جرمي يک ميليارد برابر خورشيد يا حتي بيشتر دارند. اختروش ها در فاصله هاي بسيار دوري از زمين مشاهده شدند، بدين معني که زماني کمتر از يک ميليارد سال بعد از انفجار بزرگ ظهور کردند. اما اينکه چگونه اين سياهچاله ها اينقدر سريع رشد کرده و به ابر سياهچاله تبديل شده اند، هنوز يک شگفتي باقي مانده است. برخي از ستاره شناسان مي گويند سياهچاله هاي کوچک تر با اندازه يي حدود صد برابر خورشيد که از رمبش ستاره هاي اوليه کيهان در انتهاي حيات خود بر جاي ماندند، سر آغاز اين ابرسياهچاله ها بودند.

اما اولين ستاره هاي کيهان فقط چندصد ميليون سال بعد از انفجار بزرگ متولد شدند. حتي اگر اين ستاره ها قبل از رمبش و تبديل شدن به سياهچاله ها فقط چند ميليون سال عمر داشتند، باز هم زمان زيادي براي رشد اين «بذرها» و تبديل شدن به هيولاهايي که به اختروش ها نيرو مي دهند، وجود نداشت. اکنون به نظر مي رسد اين معما عميق تر هم شده است، زيرا شبيه سازي هاي رايانه يي اين واقعيت را آشکار مي کند که اين «بذر» سياهچاله ها زماني به وجود آمدند که اطراف آنها مواد (غذاي) کمي براي بزرگ شدن وجود داشته است. «تام ابل» از دانشگاه استنفورد امريکا و همکاران وي با ايجاد مدل هاي رايانه يي، اولين نسل ستاره ها را شبيه سازي کردند. تصور مي شود اين ستاره هاي اوليه بسيار بزرگ و درخشان بودند و وزني حدود سيصد برابر خورشيد داشته اند. شبيه سازي ها نشان داده است تابش سهمگين اين ستاره ها، گازهاي اطراف آنها را به فاصله هاي بسيار دور پرتاب مي کرد. در نتيجه سياهچاله هايي که بعد از پايان زندگي چند ميليون سالي اين ستاره ها شکل گرفتند دچار قحطي شدند و مواد کمي براي تغذيه در اطراف آنها وجود داشت. در اين شبيه سازي ها بازگشت گاز به سوي سياهچاله ها و سقوط آن به درون هيولاها براي فراهم کردن غذاي آنها حدود صد ميليون سال به طول انجاميد. زمان از دست رفته به دليل گرسنگي اوليه، تصور اينکه چگونه اين سياهچاله ها در مدت کوتاهي بعد از قحطي توانستند ميلياردها برابر خورشيد متورم شوند را بسيار دشوارتر مي کند. «ابل» که نتايج تحقيقات گروه را در کنفرانس مرکز اختر فيزيک هاروارد اسميت سونين گزارش کرده است، مي گويد؛ «تا آنجايي که تحقيقات من نشان مي دهند «بذر» سياهچاله ها نمي توانند نياکان ابرسياهچاله ها باشند.» «وولکر برام» از دانشگاه تگزاس نيز تاکيد دارد تحقيقات جديد مشکل مهمي در اين مورد که سياهچاله هاي کوچک تر سرآغاز هيولاهاي بزرگ تر بوده اند را مطرح مي کند. نظريه جايگزيني که «برام» و ديگر دانشمندان در مورد آن تحقيق کردند، اين است که احتمالاً يک ابر گازي غول آسا مستقيماً دچار رمبش شده و سياهچاله هايي هزار و يک ميليون برابر جرم خورشيد به وجود آورده است. گرانش قدرتمند سياهچاله يي مانند اين، به جمع آوري گاز کمک کرد تا بتواند به صورت بالقوه و به سرعت به جرمي برابر ميلياردها خورشيد برسد. «برام» مي گويد؛ «به نظر مي رسد اين يک فرضيه نويدبخش در حل معماي چگونگي پيدايش ابرسياهچاله ها باشد.»

www.ParsSky.com

Captain A
21-08-2012, 16:13
آیا درز اطلاعات از سیاهچالهها ممکن است؟ (http://nojum4.blogfa.com/post-267.aspx)


پژوهش بیسابقهای توسط دانشمندان دانشگاه یورک انگلستان در سال گذشته میلادی، روزنهای تازه را رو به فیزیک سیاهچالهها گشود. سیاهچالهها، اجرامی چنان سنگین و متراکم هستند که اینشتین آنها را "فضای خمیده" نامیده بود. هرچند که معمولاً تصور میشود این اجرام، هرآنچیزی که بیش از اندازه بدانها نزدیک شود را به سمت خود میکشند و هیچ چیزی هم امکان فرار از "افق رویداد"شان را پیدا نمیکند، اما پژوهش مزبور نشان داده بود که اطلاعات، بالاخره از سیاهچاله درز خواهد کرد. این یافتهها خبر از تحولات بزرگی میدهند و میگویند که نیروی جاذبه شاید از نیروهای بنیادین طبیعت محسوب نشود.

ساموئل براونشتاین (Samuel Braunstein)، استاد علوم رایانهای دانشگاه یورک انگلستان، در این زمینه میگوید: "نتایج ما، منطبق با فرضیات جدیدی است که میگویند فضا، زمان و حتی جاذبه شاید معلول یک نظریه بنیادیتر هستند. تحقیقات ما، با معرفی نظریه اطلاعات کوانتومی بهعنوان نامزد احتمالی مسیر ورود به این نظریه بنیادین، فرضیات پیشین را کمی دچار دگرگونی کرده است."

مکانیک کوانتومی اما نظریهای برای توصیف نور و اتمهاست و بسیاری از فیزیکدانان شک دارند که بتوان آن را بدون درنظرگرفتن نظریات گرانشی (ازجمله نسبیت عام) برای توجیه تبخیر تدریجی سیاهچالهها به کار گرفت. این تحقیق که اخیراً در نشریه علمی Physical Review Letters انتشار یافته، اصول مسلم مکانیک کوانتومی را بهمنظور تبیین یک توصیف تازه از نحوه درز اطلاعات از سیاهچالهها به کار گرفته است. براونشتاین میافزاید: "نتایج ما در واقع همان پیشبینیهایی را ارتقا بخشیده که پیشتر توسط روشهای مطمئن وابسته به هندسه سیاهچالهها و همچنین نظریات مستدل فضا-زمانی ارائه شده بود. نمیشود ادعا کرد که ما امکان درز اطلاعات از درون سیاهچاله را ثابت کردهایم، اما این، سرراستترین نتیجهای است که میشود از تحقیقات ما گرفت. در واقع این تحقیقات نشان دادهاند که نظریه اطلاعات کوانتومی، نقش مهمی در شکلگیری نظریه جامعی خواهد داشت که مکانیک کوانتومی و نظریات گرانشی را در آینده با هم متحد خواهد کرد."

بنپایه: nojum4.blogfa.com

Maryam Mehri
11-03-2013, 23:14
درباره سیاهچاله ها، حق با انیشتین بود

http://hupaa.com/db/pages/2013/03/11/001/zimg_001_19.jpg

محققان دانشگاه یورک موفق به حل معمای سیاهچالهها شدند که نشان میدهد، هر چیزی که بداخل منطقه «افق رویداد» سقوط کند از بین خواهد رفت.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بر اساس نظریه نسبیت عام انیشتین هیچ چیزی حتی نور پس از عبور از سیاهچاله نمیتواند از میدان جاذبه آن بگریزد؛ هر سیاهچاله دارای منطقه ای به نام افق رویداد (event horizon) است، یعنی اگر جسمی وارد این ناحیه شود، نمیتواند از آن رهایی پیدا کند و محکوم به نزدیک شدن و از بین رفتن در مرکز سیاهچاله است.

پروفسور «سام براون اشتاین» و دکتر «استفانی پیراندولا» تأکید می کنند که راه حل این موضوع در نظریه اطلاعات کوانتومی، شامل وجود گرفتاری کوانتوم در طول افق رویداد سیاهچاله نهفته است.

مکانیسم کوانتوم نشان می دهد، گرفتاری در منطقه افق رویداد بین ذرات درون و خارج از سیاهچاله بوجود می آید.

«بروان اشتاین» تأکید می کند: مانعی از ذرات پر انرژی ایجاد میشود: یک دیوار پر انرژی (یا دیوار آتش) در سراسر افق رویداد شکل می گیرد. برای نخستین بار ضرورت گرفتاری در سراسر افق رویداد سیاهچاله و آنچه همزمان با افزایش سن سیاهچاله روی می دهد را نشان دادیم؛ هرچه میزان گرفتاری (کوانتوم) بزرگتر باشد، دیواره دیرتر فرو می ریزد، اما اگر گرفتاری حداکثری باشد، دیوار آتش هرگز روی نمی دهد.

زمانیکه مکانیسم کوانتومی و گرفتاری در ذرات در خصوص سیاهچاله ها دخیل می شوند، پیش بینی «هاوکینگ» برای امکان طولانی ترین زمان نیز امکان پذیر می شود.

نتایج این تحقیق نه تنها از نظریه گرانش انیشتین، بلکه از نظریه اطلاعات کوانتومی بعنوان ابزار قدرتمند برای کشف اسرار کائنات حمایت می کند.

منبع: ایسنا

Maryam Mehri
01-05-2013, 23:01
نسبیت: سرافراز از دشوارترین آزمون کیهانی



سه شنبه, اردیبهشت ۱۰



http://canot.ir/wp-content/uploads/2013/04/130425142250-large.jpg (http://canot.ir/?attachment_id=8687)

پیک بار دیگر نظریهی نسبیت عمومی اینشتین که در سال ۱۹۱۵ ارائه شد، در صدر خبرها نشسته است. این بار این صدرنشینی که البته ما با فاصله ی چند روز در کانوت به آن میپردازیم مربوط به شرایط خاص کیهان است که دانشمندان انتظار دارند نظریهی نسبیت پاسخگوی بعضی مسائل نباشد. از سویی همه میدانند که بسیاری از بخشهای نسبیت با نظریهی کوانتوم سرسازگاری ندارد. از آنجایی که کوانتوم در این بخشها موفقتر از نسبیت عمل کرده است بنابراین دانشمندان در پی یافتن توضیح بهتری برای گرانش هستند که این عدم توافق را از میان بردارد.

.اما آنچه در این میان از همه مهمتر است خود عالم و شرایط حاکم بر آن است که بهترین آزمایشگاه برای دانشمندان محسوب میشود. و به نظر میرسد که این آزمایشگاه هنوز روی خوش به نظریهی نسبیت نشان میدهد و به تازگی این نظریه از آزمونی دشوار سرافراز بیرون آمده است.یکی از جدیدترین تپاخترهایی که به تازگی کشف شدهاند، ستارهی نوترونی چرخانی با جرمی دو برابر جرم خورشید، همراه با کوتولهی سفید هم دمش هر دو ساعت و نیم یکبار به دور هم میگردند. این منظومهی دوتایی چرخان نسبیت را به پای بزرگترین آزمایشی کشانده اند که تا به حال این نظریه پس داده است. اما چگونه؟در این منظومه که با نام PSRJ0384+0432 شناخته میشود، تغییر مدار و امواج گرانشی انرژیای را آزاد میکنند که به ما میرسد.

با اندازهگیری دقیق زمان رسیدن امواج رادیویی در طولانی مدت، دانشمندان میتوانند سرعت تغییر در مدار و مقدار امواج گرانشی منتشرشده را به دست بیاورند. حال بحث بر سر چیست؟ دانشمندان تا به حال گمان میکردند که معادلات نسبیت نمیتوانند در این شرایط خاص مقدار دقیق امواج گرانشی تابش شده و سرعت و نسبت تغییر در مدار ستاره ی نوترونی و همدمش را پیشبینی کنند. اما نظریههای دیگری هم دربارهی گرانش وجود دارد که گویا انتظار بر این میرفت که آنها بتوانند این دقت را در سنجش و پیشبینی داشته باشند. به هرحال نظریهی نسبیت با موفقیت و دقت بسیار خوبی توانست مقدار تابش را پیشگویی کند.پائولو فرییر Paulo Freire، از مؤسسهی ماکس پلانک میگوید:« ما گمان میکردیم این منظومه دلیل کافی مبنی بر رد نظریهی نسبیت در اختیارمان میگذارد اما عکس این انتظار روی داد. نسبیت به خوبی توانست مقدار امواج را پیشبینی کند».

دانشمندان معتقدند که این خبر خوبی است مخصوصاً برای محققانی که میخواهند برای نخستین بار مستقیماً امواج گرانشی را با ابزارهای بسیار پیشرفته آشکار کنند. محققان امیدوارند علاوه بر این بتوانند امواج تابش شده از جفتهایی مانند جفت ستارهی نوترونی و سیاهچالهای چرخان که به سوی برخوردی سهمگین پیش میروند را آشکار کنند.آشکار ساختن امواج گرانشی حتی با بهترین ابزارها هم روند بسیار دشواری است و فیزیکدانان نیاز دارند دقیقاً ویژگیهای امواجی را که در جستوجویش هستند را بشناسند. این ویژگیها معمولاً درمیان نویزهای دریافتی آشکارسازها دفن میشوند اما با شناخت دقیق آنها میتوان امواج گرانشی را از دیگر امواج رسیده تفکیک کرد.این منظومه ۷۰۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد و تلسکوپ گرینبنک آن را کشف کرده است. همزمان تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) در شیلی، تلسکوپ ویلیام هرشل در جزایر قناری، تلسکوپ رادیویی آرسیبو در پروتوریکو و تلسکوپ افلزبرگ در آلمان این منظومه را رصد کردهاند و اطلاعات ارزشمندی در اختیار دانشمندان گذاشته اند.



بن پایه

Maryam Mehri
17-02-2014, 20:48
چرا «نسبیت عمومی» اینشتین هنوز بی رقیب است؟




دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۸


http://media.isna.ir/content/17-521.jpg/2 (http://www.isna.ir/fa/photo/92112818955/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA)

یک گزارش منتشره، به بررسی این موضوع میپردازد که چرا نسبیت عمومی اینشتین کماکان رقیبناپذیر است.


به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اخترفیزیکدانان به صورت هفتگی از افرادی ایمیل دریافت میکنند که مدعیاند ثابت کردهاند اینشتین در نظریاتش دچار اشتباه شده است. این ادعاها اغلب از عباراتی مانند "مشخص است که..." استفاده میکنند یا این که دارای صفحاتی مملو از معادلات پیچیده به همراه دهها اصطلاح علمی هستند که به شیوههای غیرسنتی به کار رفتهاند.


این ادعاها به سرعت حذف میشوند، نه به این دلیل که اخترفیزیکدانان در نظریههای تثبیتشده غرق شدهاند، بلکه به این دلیل که هیچ یک از آنها شیوه ارائهشده برای جایگزینشدن تئوری اینشتین را نمیپذیرند.


در اواخر دهه 1700 نظریه حرارتی موسوم به «کالری» (caloric) وجود داشت که بر اساس آن، مایعی وجود دارد که خود را دفع میکند، بدین معنا تا جایی که ممکن بود بسط مییافت. این مایع قابلدیدن نبود، اما هر چه مادهای کالریکتر میبود، دمای بالاتری داشت.


از این نظریه میتوان چندین پیشبینی را داشت که همگی کارساز هستند؛ به این دلیل که نمیتوان «کالری» را خلق یا نابود کرد، گرما (انرژی) حفظ میشود و چنانچه جسمی سرد در مجاورت جسمی داغ قرار داده شود، کالری موجود در جسم داغ به جسم سرد منتقل میشود تا زمانی که به دمای یکسان برسند. همچنین زمانی که هوا منبسط میشود، بسیار رقیقتر میشود و دما افت میکند؛ زمانی هم که هوا فشرده میشود، کالری بیشتری در واحد حجم وجود دارد و دما بالا میرود.


در واقع، "مایع حرارتی" موسوم به «کالری» وجود ندارد و حرارت، ویژگی حرکتی (انرژی حرکتی) اتمها یا مولکولها در یک ماده است؛ با این حال، این مدل پیشبینیهایی میکند که صحیح هستند و مدل کالری امروزه به خوبی اواخر سال 1700 صحت دارد. اما از این مدل دیگر استفاده نمیشود، زیرا مدلهایی وجود دارند که عملکرد بهتری دارند.


این موضوع یکی از جوانب اساسی نظریههای علمی است و چنانچه فردی بخواهد یک نظریه علمی قدرتمند را با نظریه جدیدی جایگزین کند، نظریه جدید باید قویتر از تئوری قدیمی باشد. همچنین زمانی که فردی نظریه قدیمی جایگزینی را ارائه میدهد، از محدودیتهای آن نظریه و اینکه چگونه میتوان از آن فراتر رفت، آگاهی دارد. حتی در مواردی زمانی که نظریه قدیمی جایگزین میشود، استفاده از آن ادامه مییابد. میتوان نمونهای از این دست را در قانون نیوتن درباره جاذبه مشاهده کرد.


زمانی که نیوتن نظریهاش در باب گرانش جهانی را در اواخر دهه 1600 ارائه داد، جاذبه را به عنوان نیروی جذب بین تمامی اجرام توصیف کرد. این امر امکان پیشبینی صحیح حرکت سیارات و کشف نپتون، ارتباط اساسی بین جرم یک ستاره و دمای آن و بسیاری نکات دیگر را فراهم کرد. جاذبه نیوتنی در آن زمان قدرتمند بود و امروزه نیز قدرتمند است.


سپس، در اوایل دهه 1900 اینشتین مدل متفاوتی موسوم به «نسبیت عمومی» را پیشنهاد داد. فرضیه اساسی این نظریه آن است که جاذبه به دلیل انحنای فضا و زمان توسط اجرام رخ میدهد و گرچه مدل اینشتین به طور قابلتوجهی متفاوت از مدل نیوتن است، ریاضیات آن نشان میدهد معادلات نیوتن راهحلهای نزدیکی به معادلات اینشتین هستند. در واقع، هر مولفهای که جاذبه نیوتن پیشبینی میکند، نظریه اینشتین نیز آن را پیشبینی میکند؛ با این حال، اینشتین امکان مدلبندیکردن صحیح سیاهچالهها، انفجار بزرگ، مدار عطارد و زمان را نیز فراهم میکند و تمامی این ادعاها از لحاظ تجربی اثبات شدهاند.


بنابراین، اینشتین از نیوتن پیشی میگیرد؛ اما کارکردن با مدل اینشتین برای انجام محاسبات (به طور مثال، حرکت ماهوارهها یا سیارات فراخورشیدی) بسیار دشوارتر از کارکردن با مدل نیوتن است و چنانچه به دقت اینشتین نیازی نباشد، میتوان برای بدستآوردن پاسخ مناسب از مدل نیوتن استفاده کرد. بنابراین، این نظریه هنوز هم به اندازه زمان مطرحشدنش کارآمد و دقیق است.



اشتباهبودن جاذبه اینشتین توسط یک نظریه اثبات نمیشود، بلکه شواهد تجربی نیاز است که نشان دهد پیشبینیهای نسبیت عمومی کارساز نیستند. نظریه اینشتین تا زمان یافتن شواهد تجربی و آزمایشگاهی که با نظریه اینشتین موافق و با نظریه نیوتن مخالف بود، جایگزین نظریه نیوتن نشد. بنابراین تا زمانی که شواهدی آزمایشگاهی پیدا نشود که به وضوح نسبیت عمومی را نقض کند، ادعاهای "ردکردن اینشتین" بینتیجه خواهند بود.



راه دیگر برای به زیرآوردن اینشتین توسعه نظریهای است که به وضوح نشان دهد چگونه نظریه اینشتین تقریبی از نظریه جدید است یا این که ثابت کند آزمونهای تجربی که نسبیت عمومی از سرگذرانده است، نظریه جدید نیز آنها را سپری میکند. درحالت ایدهآل، نظریه جدید همچنین پیشبینیهای نوینی انجام خواهد داد که به شیوهای معقول قابلآزمودن هستند.



چنانچه بتوان این کار را انجام و ایدههای نو ارائه داد، اخترفیزیکدانان به این ایدهها گوش فرا خواهند داد. نظریه ریسمان و جاذبه نمونههایی از مدلهایی هستند که در تلاش برای انجام این کار هستند. اما حتی چنانچه فردی موفق به خلق نظریهای بهتر از نظریه اینشتین شود، تئوری اینشتین مانند همیشه معتبر باقی خواهد ماند و این نظریه هرگز اشتباه خوانده نخواهد شد، بلکه فقط محدودیتهای آن آشکار خواهد شد.


منبع (http://www.isna.ir/fa/news/92112818955/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA)

Maryam Mehri
18-02-2014, 21:32
مروری بر نظریات انقلابی سیاهچاله ها


http://canot.ir/wp-content/uploads/2014/02/blackholeopen.jpg (http://canot.ir/wp-content/uploads/2014/02/blackholeopen.jpg)

طرح خیالی از یک سیاهچاله که پرتوهای نور از اطراف آن گسیل میشوند. امتیاز تصویر: ناسا

به تازگی استیون هاوکینگ٬ فیزیکدان سرشناس٬ عنوان خبرسازی را بیان کرد مبنی بر اینکه سیاهچالهها وجود ندارند و یا اگر وجود داشته باشند آن طور که ما تصور میکنیم نیستند. برایاینکه متوجه شویم چنین تفکراتی چگونه در فیزیکدان برجستهای مانند هاوکینگ یا دیگر فیزیکدانان شکل میگیرد باید به تاریخ مراجعه کنیم. طی این نظریهپردازیها هر نظریهی تازهای در مورد خصوصیات سیاهچالهها٬ گروهی از مشکلات را حل کرده است اما مثل مار هیدرا که با قطع هر کدام از سرهایش سر جدید جوانه می زند، هر نظریهی جدید هم اگرچه برخی از مشکلات را حل می کند اما مشکلات جدیدی را نیز با خود به همراه دارد.


ادم من (http://www.wired.com/wiredscience/author/adammann930/)- Wired (http://www.wired.com/wiredscience/2014/01/brief-history-of-black-holes/)


داستان سیاهچالهها از سال ۱۷۸۴ شروع میشود؛ زمانی که یک زمینشناس به نام جان مایکل عمیقاً در مورد تئوری گرانش نیوتنی به فکر فرو رفت. در فیزیک نیوتنی یک توپ میتواند با گرفتن سرعت پیش برندهی خاصی -که به آن سرعت گریز از سیاره یا «سرعت فرار» میگویند- به مداری حول زمین پرتاب شود. این سرعت به جرم و شعاع هدفی که سعی برای گریز از آن داریم بستگی دارد. در سال ۱۹۷۶ اوله رومر٬ منجم دانمارکی موفق شد سرعت نور را حدود ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه اندازهگیری کند؛ مایکل چنین سرعتی را معادل با سرعت فرار از برخی از اجرام عالم معادل دانسته بود. وی نتایج خود را بهاین صورت ارائه داد: «ستارگان تاریک» بسیار پر جرمی به وفور در آسمان وجود دارند که نوری از آنها تابش نمیشود؛ چراکه نور از سطح آنها نمیتواند فرار کند. پس از چندی ریاضیدان فرانسوی پیِر سایمون لاپلاس به طور مستقل به کشفی مشابه در مورد این ستارگان تاریک دست پیدا کرد و بهدرستی هر دو این دانشمندان به عدد ۶ کیلومتر برای شعاع این ستارگان تاریک دست پیدا کردند. بعد از انقلاب فیزیک در قرن ۲۱، سیاهچالهها بسیار جالبتر هم شدند. در سال ۱۹۱۶ مدتی کوتاه پس از اینکه اینشتین معادلات پیچیدهی زیربنایی خود برای نسبیت عام را چاپ کرد( معادلاتی که خود نیز قادر به حل کامل آن ها نبود) یک منجم آلمانی به اسم کارل شوارتزشیلد نشان داد در صورتی که اجرام سنگین در یک نقطه فشرده شوند میتوانند فضای اطراف خود را دچار انحراف کنند تا آن جا که حتی نور نیز ممکن نیست از آن فرار کند؛ مانند یک جارو برقی است که همه چیز را به درون خود میکشد و حتی نور مادامی که در محدودهی شعاع شوارتزشیلد باشد ممکن نیست از آن خارج شود. اما فراتر از شعاع شوارتزشیلد -که به آن «افق رویداد» میگویند- بهآسانی میتوان از مجاورت سیاهچاله گریخت.


جالب اینجاست که نه اینشتین و نه شوارتزشیلد حتی تصور هم نمیکردند که این جرم چیزی جز حس کنجکاوی ریاضیاتی باشد. با جدیتر شدن بررسیها برای درک بهتر زندگی ستارهها قبل از تبدیلشدن به سیاهچالهها دانستند که ستارهها برای حفظ تعادل بین گرانشی که بهطور مداوم در حال تلاش برای کشیدن مواد به داخلاش است و همجوشیهای هستهای در مرکز ستاره که سبب اعمال فشار به بیرون میشود به سختی در حال فعالیتاند. در برخی موارد که سوخت حاصل از همجوشیهای هستهای ستارهای تمام میشود تعادل از بین میرود و گرانش غالب میشود و باعث میشود تا ستاره به روی خودش فرو بریزد. برای ستارههایی مانند خورشید ما، این فروریزش زمانی که الکترونهای درون اتمهای ستارهای به قدری بهم نزدیک شوند که نیرویی از جنس مکانیک کوانتومی به اسم «فشار تبهگنی الکترون (http://en.wikipedia.org/wiki/Degenerate_form)» را بوجود آورند متوقف میشود. جرمی که به این روش بهوجود میآید را کوتولهی سفید میگویند. در سال ۱۹۳۰ فیزیکدانی هندی به نام سابراهمانیان چاندراسِکار نشان داد که در صورتی که یک ستاره به اندازه کافی پرجرم باشد گرانشاش میتواند به فشار تبهگنی الکترونیاش غالب شود. فیزیکدان رابرت اوپنهایمر متوجه شد که در صورت غلبه گرانش بر فشار تبهگنی الکترون٬ کل ستاره میتواند در یک نقطه فشرده شود. پس از آن آرام آرام دانشمندان پذیرفتند که اجرامی که در نظریات به آن اشاره کردهاند وجود حقیقی دارند.



http://canot.ir/wp-content/uploads/2014/02/medusa_lg.jpg (http://canot.ir/?attachment_id=12602)

دم کهکشان NGC 4194 ٬ دنبالهی کشندی است که بر اثر برخورد با کهکشان دیگری شکل گرفته است. منبع پرتو اشعه ایکس مشخص شده به رنگ آبی روشن در سمت چپ دنباله یک سیاه چاله است. امتیاز تصویر: X-ray: NASA/CXC/Univ of Iowa/P.Kaaret et al.; Optical: NASA/ESA/STScI/Univ of Iowa/P.Kaaret et al. (http://chandra.harvard.edu/photo/2009/medusa/)




در سال ۱۹۶۷ فیزیکدان بهنام جان ویلر در مقالهی خود از واژهی «سیاهچاله» برای توضیح آنها استفاده کرد؛ نامی که تا به امروز نیز ماندگار شده است. با مطالعات بیشتر محققان روی سیاهچالهها مسائل عجیب و تازهتری نیز نمود پیدا کرد. در سال ۱۹۷۴ استیون هاوکیگ نظریهی معروف خود مبنی بر اینکه سیاهچالهها میتوانند پرتو نور گسیل کنند ارائه داد. در مقیاس زیر اتمی، ذرات بنیادی به طور پیوسته خلق و نابود می شوند (خیلی عجیب است که این اتفاق به طور مداوم همهی مدت اطراف ما رخ بدهد) هاوکینگ پی برد که اگر یک ذره و پادذره اش درست در لبهی افق رویداد سیاهچالهای به هم برخورد کنند اتفاق معمولی که رخ میدهد این است که دو ذره نابود شوند و به صورت انرژی به جهان باز خواهند گشت ولی اتفاق خاص و عجیبتری نیز ممکن است رخ دهد مبنی بر اینکه یکی از این جفت ذرهها به طرف سیاهچاله جذب شود که در پی آن٬ دیگری به بیرون پرتاب خواهد شد. ذرهی خارج شده مقداری از انرژی سیاهچاله را با خود به بیرون حمل میکند و این باعث میشود تا پس از مدتی آرام آرام سیاهچاله تبخیر شود.


در اینجاپرسش مطرح میشود که دقیقاً چه اتفاقی برای ذراتی که داخل سیاهچالهها سقوط می کنند میافتد؟ بر طبق قوانین مکانیک کوانتومی٬ اطلاعات ذرات نباید از بین برود اما هنگامی که ذره در داخل افق رویداد بهدام بیفتد هیچ چیز حتی اطلاعات مکانیک کوانتوم نمی تواند خارج شود. البته این چیزی است که هاوکینگ بیش از ۳۰ سال پیش استدلال کرده بود؛ او حتی تا جایی برای پافشاری روی نظریهاش پیش رفت که در سال ۱۹۹۷ با فیزیکدان معروفی به نام جان پرسکیل بر سر اینکه گرانش شدید سیاهچالهها بیش از قدرت قوانین مکانیک کوانتومی است شرط بندی کرد اما سرانجام در سال ۲۰۰۴ مجبور به قبول اشتباه خود شد. فعالیتهای سایر دانشمدان بهویژه دانشمند نظریه ریسمان٬ دونالد مارولف و فیزیکدان برجسته خوان ملدسنا نشان داد که محققاً راهی وجود ندارد که اطلاعات کوانتومی از بین برود و در حقیقت اطلاعات باید از سیاهچالهها به بیرون نشت پیدا کنند. با وجود این که همگی با این واقعیت موافقاند اما هنوز هیچکس نظر دقیقی در مورد چگونگی رخداد این پدیده نداشت. بنابراین نتیجه مشکل بدون حل دیگری را سبب شد. ذره و پادذره مسئول این آشفته بازار بودند؛ چراکه مشخصاً همیشه با هم در ارتباطاند. فیزیکدان نظری٬ جوزف پولچینسکی که با مارولف و دیگران کار میکرد در سال ۲۰۱۲ نشان داد که اگر بخواهیم فرض را بر این بگذاریم که هر آنچه دربارهی سیاهچالهها میدانیم درست است باید این درگیریهای کوانتومی را قبول کنیم. رفع ابهام در مورد جفت ذرهها سبب ایجاد مقدار زیادی انرژی در افق رویداد سیاهچالهها میشود. این انرژی تولید شده دیواری از آتش فروزان اطراف سیاهچاله تشکیل خواهد داد که هر چیزی که به آن نزدیک شود را در خود خواهد سوزاند.

همانطور که میبینید بهتدریج در حال رسیدن به نظریهی اخیر هاوکینگ هستیم فقط کافی است کمی صبر کنیم؛ چرا که هیچ چیز در مورد سیاهچالهها راحت و سریع بهدست نخواهد آمد. راه حل «دیوارهی آتش سوزان» هنوز به طور کامل در بین اهالی فیزیک قابل قبول نیست. البته حتی در صورتی که این نظریه را قبول کنیم باز هم مشکلات اساسی دیگری پیش رویمان خواهد بود. به صورت کلی دانشمندان با دو انتخاب روبرو هستند: ۱- از نظریهی انیشتن دست بردارند و اذعان داشته باشند که دیوارهی آتش وجود دارد. ۲-از مکانیک کوانتوم دست بردارند و قبول کنند که اطلاعات در سیاهچاله ها نابود میشود.


http://canot.ir/wp-content/uploads/2014/02/Blackhole-art1.jpg (http://canot.ir/wp-content/uploads/2014/02/Blackhole-art1.jpg)

طرح خیالی از سیاهچاله. نظریههای جدید ممکن است این نگاه را تغییر دهند- امتیاز تصویر: NASA/JPL-Caltech (http://www.nasa.gov/mission_pages/nustar/multimedia/pia16695.html#.Uug9-3fTky4)

در تلاش برای رسیدن به بهترین گزینه هاوکینگ اخیراً پیشنهاد جدید خود را مبنی بر وجود«افق ظاهری» اطراف سیاهچاله مطرح کرده است. نظریهی «افق ظاهری» بسیار شبیه به «افق رویداد» عمل میکند؛ بهطوری که پرتوهای نور از داخل آن نمیتوانند بگریزند و در محدودهای بهدام میافتند و با بیشترین سرعت ممکن٬ حرکت میکنند تا بتوانند درهمان محل باقی بمانند. درست مثل ملکه قرمز در فیلم آلیس در سرزمین عجایب! به این ترتیب، نور و سایر اطلاعات میتوانند در «افق ظاهری» ذخیره شوند و پس از مدتی راه خودشان را به بیرون پیدا کنند. افق ظاهری و افق رویداد بهطور کامل تداخلی با یکدیگر ندارند؛ چرا که هر دو پدیده ممکن است رخ بدهد. نخست این که سیاهچاله میتواند با جذب جرم بیشتر رشد کند و افق رویدادش به ورای افق ظاهری برود و یا اینکه با انتشار تابش کوچکتر شود بهطوری که افق رویداد در داخل افق ظاهری قرارگیرد. البته این مفهومی بسیار عجیب حتی برای فیزیکدانان است و اینطور به نظر میرسد که به روشی که برای تقسیمبندی فضا-زمان در معادلاتمان انتخاب میکنیم بستگی دارد.

هاوکینگ در آخرین مقالهی خود بیان کرد که افق ظاهری تنها نظریهی صحیح ممکن است زیرا به دانشمندان اجازه میدهد تا از افق رویداد و مشکلاتی که دیواره ی آتش آن با خود می آورد چشمپوشی کنند. استفاده از افق ظاهری در حقیقت مشکل دیگری را نیز حل میکند و آن نحوه ی خروج اطلاعات از سیاهچالههاست. چرا که بهدام افتادن در دام افق ظاهری موقت است و پرتوها می توانند پس از مدتی سیاه چاله را ترک و اطلاعات را با خود به خارج حمل کنند؛ اگرچه این اطلاعات بسیار پیچیده است.

آیا سرانجام به نقطهای رسیدهام که ادعا کنیم مشکل سیاهچالهها با این نظریه حل شده است؟ قطعاً خیر! چرا که هضم موضوعی که هاوکینگ مطرح کرده از طرف اهالی فیزیک مدتی زمان میبرد. در حال حاضر برخی دانشمندان این نظریه را قبول و برخی هنوز برای قبولاش مطمئن نیستند.


تنها چیزی که اساساً در حال حاضر میتوان تضمین کرد این است که فیزیکدانان به برخی نظریهها که حاصل افکار ذهن منعطف بشر است دست پیدا کردهاند که با دانستههای قبلی ما تناقض دارد.

–برگرفته از: WIRED (http://www.wired.com/wiredscience/2014/01/brief-history-of-black-holes/)


منبع: اینجا (http://canot.ir/?p=12586)

antheus
02-03-2014, 01:21
درود بر ایران و ایرانیان آریایی

برافراشته باد درفش سرفراز کاویان





در هسته سیاه چاله ها چه میگذرد؟




دو فیزیکدان نجومی به نامهای «کارلو روولی» و «فرانسسکا ویدوتو» مدعی اند ساختاری موسوم به ستاره پلانک بجای «تکینگی» (نقطه ای که شعاع آن صفر و چگالی اش بینهایت است) در مرکز سیاه چاله ها وجود دارد.

این دانشمندان مدعی اند وجود ستاره پلانک در هسته سیاه چاله بدین معناست که سیاه چاله ها در نقطه ای تمامی اطلاعاتی را که بلعیده اند، بازخواهند گرداند.
تفکر حاضر در مورد سیاه چاله ها بر این اساس است که آنها دارای دو بخش ساده به نامهای «افق رویداد» و «تکینگی» هستند.
چون نمیتوان کاوشگری را برای مشاهده آنچه در سیاه چاله ها میگذارد، به درون آنها فرستاد، محققان به نظریه ها متکی اند.
با این حال، وجود تناقضهایی در نظریه تکینگی حتی فیزیکدانان برجسته ای مانند استفان هاوکینگ را سردرگم کرده، به طوری که وی و دیگران تئوریها جایگزینی را برای نظریه های موجود ارائه داده اند. در تلاش جدید، روولی و ویدوتو ایده «ستاره پلانک» را پیشنهاد داده اند.
بر اساس نظریه «ویرانی بزرگ(مهرمب)»، (Big Crunch) بسط یافتن جهان در نقطه ای معکوس میشود و جهان شروع به واژگون شدن کرده و به تکینگی سیاه چاله میرسد یا این که انفجار بزرگ دیگری شکل میگیرد.
روولی و ویدوتو ساختار پلانک را به جای تکینگی در مرکز سیاه چاله ارائه داده اند. این ساختار، نوعی ستاره است که امکان ایفای نقش دوباره نسبیت عمومی را فراهم میکند.
به گفته آنها، یک سیاه چاله میتواند در طول زمان جرم خود را به دلیل پدیده «تابش هاوکینگ» از دست دهد و زمانی که سیاه چاله منقبض میشود، ستاره پلانک در درون آن با جذب اطلاعات بزرگتر میشود. در نهایت، ستاره با «افق رویداد» ملاقات خواهد داشت و سیاه چاله در یک لحظه عاری از ماده شده، زیرا تمامی اطلاعاتی را که بلعیده بود، به جهان باز می گرداند.
ایده جدید بدون شک به مناظره هایی بین دانشمندان حامی ستاره پلانک به عنوان پاسخی به تناقض های موجود و فیزیکدانانی خواهد انجامید که تمامی این ایده را غیرقابل توجیه می انگارند.




(http://iaas.ir/news/2083/921128/%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF%D8%9F)


انجمن نجوم آماتوری ایران (http://iaas.ir/news/2083/921128/%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF%D8%9F)

antheus
10-05-2015, 20:47
درود بر ایران و ایرانیان آریایی

برافراشته باد درفش سرافراز کاویانی




بیگ بنگ (http://bigbangpage.com/?p=28569):

«یک گروه از ستاره شناسان مدرک نامستقیمی از افق رویداد یک سیاهچاله ی ابرپرجرم یافته اند که اثبات دیگریست بر وجود راستین سیاهچاله ها، این اجرام شگفت انگیز در جهان هستی.



http://up.aerospacetalk.ir/images/99809528134280083937_thumb.jpg (http://up.aerospacetalk.ir/viewer.php?file=99809528134280083937.jpg)



پنداشت های دیوانه وار بسیاری در جهان دانش پیدا می شود، اما نظریه ی سیاهچاله ها -اجرامی که آنقدر چگالند که هیچ چیز، حتی نور نمی تواند از چنگ گرانششان بگریزد- به طور قطع در بالای فهرست این پنداشت ها جای می گیرد. اگرچه شواهد برای این اجرام رازگونه قانع کننده است، ولی ۱۰۰% قطعی نیست. از همین رو برخی اخترشناسان همچنان در حال کار و بررسی برای آن هستند که ثابت کنند سیاهچاله ها تنها دستاورد نظریه پردازانی که ریاضیاتشان از آنها دور شده نیست. به گفته ی رامش نارایان از مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین: «هنگامی که پای چیزی به این شگرفی به میان می آید، باید پیش از این که بخواهیم آن را بپذیریم، کار و بررسی سخت تری انجام دهیم.» این دوگانگی دقیقا همترازی میان اندیشه های گزاف و بدگمانی های ستیزهجویانه را نشان می دهد که به دانش امکان می دهد به آرامی مسیر پر پیچ و خم رسیدن به حقیقت را بپیماید.

اکنون، یک گروه از دانشمندان از جمله اَوِری برادریک از بنیاد فیزیک نظری پریمتر کانادا، نارایان و چند تن دیگر شواهد دیگری از این اجرام شگفت انگیز یافته اند. این گروه با نگریستن به ژرفای دل مسیه ۸۷(M87)، یک کهکشان بیضی شکل که ابرسیاهچاله ای به جرم ۶ میلیارد برابر خورشید در دل دارد به این شواهد دست یافتند. آنها در دل کهکشان M87 نشانه های نامستقیمی از افق رویداد این هیولا را دیدند: نقطه ی بی بازگشت گرداگرد خود سیاهچاله. این دانشمندان برای جستجویشان از سه رادیو تلسکوپ در کالیفرنیا، آریزونا، و هاوایی بهره گرفتند. این سه تلسکوپ رادیویی بخشی از پروژه ی همچنان رو به گسترشِ “تلسکوپ افق رویداد” یا Event Horizon Telescope (http://www.eventhorizontelescope.org/) هستند. هدف دانشمندان پی بردن به این بود که آیا ابرسیاهچاله ی M87 به راستی یک افق رویداد، که فقط ویژگی یک سیاهچاله است را دارد، یا این که دارای یک سطح است.

هنگامی که ماده به سوی یک جرم سنگین سرازیر می شود، دمایش بالا می رود و جریان های شدیدی از فوتون پرانرژی انتشار می دهد، از همین رو گازهای پیرامون جسم سنگین می بایست بیاندازه درخشان باشند. اما بسته به این که جرم سنگین ما دارای یک سطح باشد یا یک افق رویداد، تفاوت چشمگیری در درخشش هایش وجود خواهد داشت. یکی از نویسندگان پژوهش به نام جان کورمندی از دانشگاه آستین تگزاس می گوید: «اگر جرم سنگین دارای یک سطح باشد، موادی که به سویش کشیده می شوند بر روی سطحش می ریزند.» این ریخته شدن و برخورد به سطح باعث می شود مواد باز هم داغ تر شده و بیشتر بدرخشند. ولی اگر سطحی در کار نباشد -مانند افق رویداد- در آن صورت از چشم انداز ما، مواد سرانجام ناپدید می شوند و دیگر نمی توانند به درخشش ادامه دهند.

بنابراین جرمی که دارای یک افق رویداد است می بایست تیره تر از جرمی به همان سنگینی ولی با یک سطح باشد. با این پنداشت، چند گام بعدی به نسبت سر راست (ولی نه چندان ساده) خواهد بود. این گروه نخست مقدار ماده ای که به سوی ابرسیاهچاله ی کهکشان M87 سرازیر می شود را اندازه گرفتند. در گام دوم، درخشش قابل تصور برای جرمی که یک سطح دارد را برآورد کردند و به اندازه ی حدود ۱۰۰ میلیارد برابر درخشش ِ خورشید رسیدند. سوم، بررسی کردند که آیا مشاهداتشان با این درخشش برآورد شده سازگار هست یا نه. اگر بود، پس این جرم یک سطح دارد و اگر نبود، پس به احتمال بسیار دارای یک افق رویداد است.

آنان دریافتند که جرم مرکز کهکشان M87 تیره تر از درخشش قابل تصور برای جرمی با یک سطح است (به اندازه ی دستکم چند برابر). “کورمندی” می گوید: «بنابراین ما نتیجه گرفتیم که این مواد دارد به درون یک افق رویداد کشیده می شود و نوری که گسیل می شود بسیار کمتر از چیزیست که اگر به یک سطح می خورد از آن انتشار می یافت.»

سیاهچاله اثبات شد؟ هنوز نه کاملا. اگرچه شمار اخترشناسانی که به وجود سیاهچاله ها شک دارند بسیار اندک است، اما یافته های این پژوهش یک مورد دیگر به فهرست بلند شواهدی که نشان می دهد براستی سیاهچاله ها در کیهان وجود دارند، می افزاید. در پژوهش های دیگری هم که روی سیاهچاله های ستارهوار و ابرسیاهچاله ی مرکز کهکشان راه شیری انجام شده بود، شواهدی از وجود یک سطح دیده نشده بود. بررسی تازه ای که روی ابرسیاهچاله ی M87 انجام شده، فهرست سطح های نداشته ی سیاهچاله های بزرگ در ورای کهکشانمان را بلندتر می کند.

این واپسین میخ بر تابوت نیست؛ این دانشمندان منتقدان خود هستند. نارایان می گوید: «من نخستین کسی هستم که می گوید این یافته کاملا دور از خطا نیست. این مانند آنست که ثابت کنیم خلاف چیزی نادرست است، پس بگوییم درست بودنش اثبات شده. ما داریم ثابت می کنیم که سطحی وجود ندارد و از آن نتیجه می گیریم که باید یک افق رویداد وجود داشته باشد. این گام منطقی ۱۰۰% امن و اطمینان بخش نیست.» میخ بعدی زمانی بر تابوت کوبیده خواهد شد که پروژه ی “تلسکوپ افق رویداد” کامل شود. آنتن های این تلسکوپ در چند سال آینده از جنوبگان تا آمریکای شمالی گسترده خواهند شد و یک تک تلسکوپ به بزرگی زمین پدید خواهند آورد که به ژرفای پوشش گاز و غباری که ابرسیاهچاله ها را در بر گرفته نفوذ خواهد کرد و از خود افق رویداد عکس خواهد گرفت.

جزئیات بیشتر این پژوهش در arxiv (http://arxiv.org/abs/1503.03873) منتشر شده است.»